www.montazer.ir
سه‌شنبه 2 ژوئن 2026
شناسه مطلب: 10820
زمان انتشار: 9 آوریل 2019
| |
راهکار روانشناختی معصوم ع در نیکی به نا اهل چیست؟

احسان جلسه 13؛ 92/02/26

راهکار روانشناختی معصوم ع در نیکی به نا اهل چیست؟

یک قاعده روانشناختی را از فرمایش معصوم علیه‌السلام باید یاد بگیریم و آن این است که باید به همه نیکی کنیم؛ حتی به کافر. چون به کسی که نیکی می‌کنیم، لازم نیست حتماً مسلمان باشد. اما به کسی که لایق نیست، نباید نیکی کنیم؛ چون موجب ایجاد تنفر و گریز بیشتر او می شود. یکی از این موارد وقتی است که کسی از ما اعلام انزجار می‌کند.

پس مثل باران باشید که به همه موجودات می‌بارد. اما استثنایی که وجود دارد این است که چون بعضی ها نیکی را تبدیل به بدی می‌کنند، به اینها نیکی نکنید. آنها افرادی هستند که ساختار افکارشان مبدل است. یعنی خوبی را تبدیل به بدی می‌کنند. در روایت هست که یک عده قلیلی هستند که افراد لعین و پست هستند. اگر به آنها خوبی و مهربانی کنید، آنقدر پست و خودشیفته هستند که خوبی را با بدی پاسخ می‌دهند. در این مورد فرموده اند، اگر کسی لیاقت احسان و نیکی شما را ندارد، احسان خود را ضایع نکنید. برای همین است که معصوم علیه‌السلام فرمود: در خوبی کردن به کسی که قدرشناس نیست، خیری نیست. پس در اینجا نباید محبت را ضایع کرد. اگر انسان بخواهد محبت کند، باید به کسی محبت کند که لیاقت دریافت محبت را داشته باشد. بعضی ها لیاقت محبت را ندارند و شما هرچقدر به آنها محبت کنید، بدتر و فراری تر می شوند و حالشان بدتر می شود. اینها در مقابل محبتی که به آنان می شود، حتی در موضع تنفر یا حسادت و یا در موضع دشمنی قرار می‌گیرند. یعنی محبت های شما موجب می شود تا ناراحتی ها و کینه های آنها بیشتر شود. در این جور موارد، نباید به اینها احسان و محبت کرد. گاهی در روابط عاشقانه و عاطفی بین دو نفر هم این قاعده حاکم است. اگر کسی از شما اعلام انزجار و تنفر کند، نیاز نیست که به او محبت کنید. چون این ابراز محبت و احسان در او نفرت بیشتری ایجاد می کند. علی علیه‌السلام در خصوص کسانی که برای محبت کردن به آنان نا اهل هستند، فرمود: ما رأیت ذلاً مثل اشتغال قلبی بفارغ القلب منی = هیچ ذلتی را مثل این ندیدم که دلم به کسی مشغول باشد که دلش به من مشغول نیست.» حضرت صادق علیه السلام فرمود: در چهار چیز هدر رفتن وجود دارد: بذر در شوره زار؛ چراغ در نور ماه؛ غذا خوردن با شکم سیر؛ و خوبی کردن به کسی که شایستگی و لیاقت خوبی کردن را ندارد. در واقع جذبی از محبت ندارد و این، یعنی ضایع کردن محبت. گاهی خیلی از محبت هایی که پدر و مادر ها به بچه ها می کنند؛ یا خواهر برادرها به هم می کنند، فقط ضایع کردن محبت است. چون این محبت را در راه معصیت و گناه به کار می گیرند. در چنین وضعی، ما نباید سرویس دهنده ی بچه ها باشیم. خدمت کردن به چنین فرزندانی، کار را خراب می کند. خیلی از پدر و مادرها سوال می کنند که بچه ما کارهای خلاف انجام می دهد و بی ادب و طلبکار است؛ آیا به او محبت کنیم؟ جواب این است که بچه ای که بی ادب و طلبکار و خلافکار است؛ به هیچ وجه محبت کردن به او جایز نیست. چون هر چه دریافت کند قساوت و شقاوتش بیشتر می شود. پیامبر فرمود: خدا لعنت کند پدر و مادری که باعث می‌شوند بچه هایشان نسبت به آنها بی ادبی کنند. وقتی یک بچه بیش از حد محبت دریافت کند و خدمات بگیرد، جری تر می شود، پدر و مادر با این محبت، انسانیت به خرج نداده اند، بلکه قساوت به خرج داده اند. در حق بچه جنایت کرده اند، چون بچه از پدر و مادر دور می شود عاق والدین می شود. آدم قدر شناس با کسی که فقط به زبان تشکر می کند، فرق دارد قدرشناس کسی نیست که فقط به زبان تشکر می کند. این با کسی که واقعا قدرشناس است فرق دارد. قدر شناس واقعی، حتی ممکن است زبان تشکر نداشته باشد و یا آن طور که شایسته است، نتواند تشکر کند؛ اما در عمل و واقعا قدر شناس باشد. کسانی هستند که فقط تشکر می کنند؛ اما در عمل قدرشناس نیست. امیرالمومنین علیه السلام فرمود: «المَعروفُ كَنزٌ فَانظُرْ عِندَ مَن تُودِعُهُ، الاصطِناعُ ذُخرٌ فَارتَدْ عِندَ مَن تَضَعُهُ[1]= خوبى، یك گنج است؛ پس، بنگر كه آن را به كه مى سپارى؛ احسان یك اندوخته است، پس، مراقب باش كه آن را نزد چه كسی مى گذارى». همانطور که گفتم، عده کمی از انسانها هستند که لیاقت محبت کردن ندارند. در حالی که اکثر انسانها اعم از کافر و مسلمان، لیاقت مهرورزی و محبت را دارند و آن را به خوبی دریافت می کنند و قدرش را هم می دانند. از موارد ضایع کردن محبت، انتظار تشکر از دیگران است معصوم ع می فرماید: یکی از موارد ضایع کردن محبت کردن به دیگران این است که از او انتظار تشکر داشته باشید. پس اگر انتظار داشته باشید در قبال کاری که برای کسی انجام داده اید، از شما تشکر کند، ضایع کردن محبت است. شما محبت کن، ولی از هیچ کس توقع تشکر نداشته باش. فقط دنبال این باشد که به اهلش محبت کنید تا نیازش برطرف شود. حالا تشکر کرد یا نکرد، تو خودت را وابسته به تشکر دیگران نکن. این موضوع را شاعر چه زیبا به شعر در آورده که می گوید: احسان هنری نیست به امید تلافی            نیکی به کسی کن که به کار تو نیاید  (صائب تبریزی) قرآن نیز می فرماید کار را فقط برای خدا انجام دهید: «وَیُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِینًا وَیَتِیمًا وَأَسِیرًا؛ إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِیدُ مِنْكُمْ جَزَاءً وَلَا شُكُورًا[2] = و به [پاس] دوستى [خدا] بینوا و یتیم و اسیر را خوراك مى‏ دادند؛ ما براى خشنودى خداست كه به شما مى ‏خورانیم و پاداش و سپاسى از شما نمى‏ خواهیم.» یعنی اهل بیت با وجودی که خودشان نیاز به غذا داشتند؛ اما برای خشنودی خدا، به مسکین و یتیم و اسیر اطعام کردند، بدون این که انتظار پاداش و تشکر داشته باشند. کمالِ احسان و کار نیک، این است که با منت نباشد کمال یک کار نیک، به این است که انسان به محض انجام آن، آن را فراموش کند، تا کارش کامل شود و به کمال برسد. متاسفانه بعضی افراد،  بعد از احسان و نیکی کردن، مرتب آن را به رخ افراد می کشند و منت می گذارند. این کار درستی نیست. بعضی ملت ها عاطفه خیلی ضعیفی دارند. مثلاً اگر تو کار خیلی بزرگی برایش انجام دهی، فقط می گوید تشکر و یا ممکن است فقط سرش را تکان دهد. مثل ما ایرانی ها نیستند که با خونگرمی و با صفا تشکر می کنیم. آنها سنت و فرهنگ شان سرد و بی روح و بی عاطفه است. در محبت کردن، خیلی به همدیگر ابراز علاقه نمی کنند. در فیلم هایشان هم می بینید که در هیجانی ترین حالتها و بیشترین محبتها هم خیلی تکانی نمی خورند. بنابراین نباید توقعی داشته باشید که اگر خوبی به این ملت ها کردید، خیلی عکس العمل نشان دهند. سیره ی اهل بیت علیهم السلام اینطور بود که بخش زیادی از سرمایه شان را به دشمنان شان می دادند. به کسانی لطف می کردند که به آنها بد می گفتند و آنان را نفرین می کردند. اما هیچ وقت حضرات نمی گفتند که ما این کار را کردیم. امیرالمومنین علیه السلام به کسانی خدمت می کرد که جلوی حضرت او را نفرین می کردند. حضرت هیچ وقت نمی گفت من علی هستم که دارم به شما خدمت می کنم. این خیلی قدرت می خواهد که کسی احسان کند و فقط رضایت الله را بخواهد. کتمان احسان و محبت، یکی از گنج های الهی است. همه ائمه علیهم‌السلام اینگونه بودند. با آدم های نمک نشناسی روبرو بودند که از نزدیکترین اقوام آنها بودند؛ ولی با حضرات کینه و دشمنی داشتند. معمولاً همه شان بعد از مرگ اهل بیت علیهم‌السلام می فهمیدند که آن کسی که به آنها، آن خدمات را می داده، فلانی بود. قرآن می فرماید، اگر شما آشکارا صدقه بدهید و انفاق کنید خوب است؛ ولی اگر مخفیانه باشد، خیلی بهتر است. چون انسانها نیاز دارند که انفاق های آشکار را ببینند. همه مومنین موظفند برخی از اموال شان را آشکارا صدقه بدهند و خمس و زکات پرداخت کنند؛ ولی بخش اعظم شان را مخفیانه انجام دهند و کسی آن را نفهمد. نگاه غلط و منفی، باعث قدرنشناسی نسبت به احسان می شود علی علیه‌السلام فرمود:« هرگاه به آدم پست احسان کنید، او به سبب همین محبت تو، به تو بدی می‌کند.» یعنی او محبت را دریافت می‌کند؛ اما تبدیل به دشمنی می‌کند. خیلی عجیب است آدم هایی هستند که میزان بدبینی، نفهمی، انحراف و اعوجاج روحی آنها به قدری است که وقتی محبتی وارد کانال وجودی آنها می شود، از آن طرف کینه و دشمنی از او صادر می شود و گاهی حسادت. افرادی که خیلی حسودند، هیچ وقت نمی‌توانند محبت کسی که مورد حسادت شان است را دریافت کنند. با این که پاک است و نیت بدی هم ندارد، ولی هر چه به او محبت کنی، نمی تواند دریافت کند. معمولاً بچه ها محبت را از زن بابا یا شوهر مادر نمی توانند خوب دریافت کنند. این به خاطر نگاه غلط و منفی است که وجود دارد. حسادت ها و نفهمی ها باعث می شود که وجود انسان، اعوجاج پیدا کرده و به کسی که نسبت به او بغض و حسادت دارد، با دیده ی انتقاد، نگاه کند و دیگر نمی تواند محبت هایش را ببیند. شاگردانی که نسبت به استادان اعوجاج ذهنی و حسادت دارند، اینگونه اند. وقتی سر کلاس می نشینند فقط برای غلط گیری و انتقاد از استاد می نشینند. حرف های خوبِ استاد را هم به بد و منفی می بینند. معصوم علیه‌السلام فرمود: کسی که به نااهل احسان کند، به معروف و خوبی، ظلم کرده است. خیلی وقت ها افراط و تفریط های زیادی را در روابط بین افراد می بینیم. مثلاً شوهر معتاد و اهل مشروب است و انحراف های دیگری هم دارد و زن به جای این که جلوی او محکم بایستد، می گوید به خاطر بچه هایم سکوت کرده ام و طلاق نمی گیرم. طلاق که در اینجا بد نیست. طلاق خیلی جاها خوب هم هست. منظور از خیلی جاها، همین جنایت ها و انحرافاتی است که مثال زدم. هر چند که در بیشتر موارد طلاق درست نیست؛ اما گاهی زن با سکوت و سازشکاری بیهوده و محبت بی جا در برابر این مرد که انواع انحرافات را دارد، یک مرد قلدرِ ظالم و بی حیایی تربیت می کند. در نقطه مقابل، گاهی یک مرد باعث پرورش یک زن ظالم می شود. یک آدم تنوع طلب، هرزه و منحرف تربیت کرده که خودِ این مرد هم در ظلم او شریک است. انسان باید خیلی دقت کند که از همان ابتدا جلوی انحرافات را بگیرد و ظالم پروری نکند. چطور می شود به ظالم محبت و کمک کرد؟ معصوم ع در روایت مهمی فرمودند به ظالم محبت کنید، با ظالم دوستی و کمکش کنید. اما چگونه؟ فرمودند، به این شکل کمک کنید که نگذارید ظلم کند. با امر به معروف و نهی از منکر و مراتبی که این امر به معروف و نهی از منکر دارد، جلوی او را بگیرید. گاهی این کار زبانی است؛ گاهی تندشدن است؛ زمانی قهر کردن است؛ گاهی ترک کردن و گاهی تهدید به طلاق و حتی طلاق آزمایشی است، تا بالاخره این اصلاح شود. گاهی لازم است انسان حتی از فرزند خودش شکایت کند. بچه ای که دست روی پدر و مادر بلند کند، دیگر چی می خواهد بشود. این پدر و مادر این بچه را زندان بیندازند و به اعدام بدهند برایش بهتر است که زنده باشد و این همه جنایت کند. این که دلم نمی آید او را در زندان بیندازم، این محبت گوسفندی است. یک محبت جنایتکارانه است. یک محبت ظالمانه است. خوب بچه را بینداز تا کتک بخورد و سختی بکشد تا آدم شود. بگذار یک ذره سختی بکشد تا بلکه درست شود. یا بچه های لوس، ظالم و نازک نارنجی که در اثر محبت های بی جای پدر و مادرها تربیت می شوند. معلم یک حرف درشت به بچه لوس می گوید، پدر و مادر به جای این که از معلم جانبداری کنند، می روند مدرسه و به معلم می گویند که چرا با بچه من اینطوری حرف زدی؟ این کار درستی نیست. این بچه باید حرف درشت بشنود. اگر نشنود، فردا در اجتماع و در خانواده دچار مشکل می شود. تا حرفی به او بگویند، قهر می کند. بچه ها باید قوی بار بیایند. بخصوص از 14 سال به بالا بچه ها باید در معرض سختی هایی قرار بگیرند؛ حرف تند بشنوند؛ یک ذره اذیت شوند تا قوی و پوست کلفت شوند. محبت ها و دفاع های بیجای والدین، بچه ها را ضعیف، لوس، زودرنج، پرتوقع و خودخواه بار می آورد. فاعل کار خیر، بهتر از خود کار خیر است گاهی یک کار ممکن است خوب و مورد قبول باشد و گاهی ممکن است خودِ انسان و کننده کار، مورد قبول باشد و بهتر از عمل این است که خود شخص مورد قبول قرار گیرد. در روایت داریم، فاعل خیر، از خود خیر بهتر است. قیمت کننده کار که کار از او صادر می شود، بیشتر از خود کار است. این چیزی است که همه درک نمی کنند. خیلی وقتها متأسفانه افراد دوست دارند که به آنها محبت و خدمت شود؛ اما صادر کننده محبت و خدمت برایشان خیلی قیمت ندارد. فاعل خیر، تا زمانی برایشان قیمت دارد که دارد خدمت رسانی و محبت می کند. ولی دقت کنید که حضرت می فرماید خیلی خوب است که فاعل خیر را بیشتر دوست داشته باشیم تا خود عمل. مثلاً، می بینی، 10 سال، 20 سال است زنش به او خدمت می کند و هزارتا خوبی دارد؛ اما مرد، هنوز عاشق این زن نیست و فقط دریافت کننده خدمات اوست. اگر یک ذره این خدمات قطع شود، داد و فریاد می زند و قهر می کند؛ یا کتک می زند و تهدید می کند. اگر زن مریض شود و نتواند آن خدمات را بدهد، دیگر مرد آن کسی که این همه خوبی ها از او بیرون می آمده را نمی بیند و کر و کور است. این کوری ها بیشتر در مردها هست و گاهی اوقات در زنها هم دیده می شود. برای همین هم پیامبر می فرماید اکثر زنها کافر هستند و جهنمی می شوند. این کافر به معنی کافر عقیدتی و فقهی نیست. کافر به معنای پوشاننده است. وقتی پیامبر این حدیث را فرمودند، زنها اعتراض کردند. حضرت فرمود، شما کافر به حق شوهر هستید. خوبی های شوهران تان را کم می بینید. توقعات تان از شوهران تان زیاد است. کافر یعنی پوشاننده ی محبت ها و پوشاننده ی شخصیت و زحمات و حقوق شوهر. این کفر عملی است که در مردها هم هست. پس انسان باید بفهمد و روح تشکر داشته باشد و خیرات و محبت های فرزندان و همسرش را ببیند. همسر شما در خانه شما عمری گذرانده در خانه شما و بچه به دنیا آورده و زحمت کشیده و به سن بالا رسیده، زحماتی کشیده که هیچ کدامش شرعاً به عهده اش نبوده، بلکه فقط وظایف اخلاقی بوده. باید زن هم مرد را ببیند و شاکر باشد. کسی که روح شکرگزاری  ندارد، از رحمت خدا خیلی دور می شود. انسان وقتی محبتی یا هدیه ای دریافت می‌کند، اگر یک آدم کوچک و ضعیف باشد، به این نگاه می کند که چه به او داده اند یا چه خدمتی و محبتی به او کرده اند. اما اگر یک آدم کریم و بزرگ باشد که روح انسانی دارد، همیشه به شخصیتی که این خروجی را انجام می دهد، نگاه می کند. به روحی که این محبت را انجام می دهد، نگاه می کند. به اخلاص آنها توجه می کند. ما باید روح تولید کننده معروف را ببینیم. بزرگ شمردن احسان خود، باعث تکبر می شود امام علی علیه‌السلام فرمودند: نفس را با کوچک شمردن طاعات خوار کن تا دچار عجب و غرور و تکبر و منت گذاشتن سر خدا و خلق خدا نشوید. حضرت می فرمایند: «اِستَقلِلْ مِن نَفسِكَ كَثیرَ الطّاعَةِ للّه؛ إزراءً عَلَى النَّفسِ و تَعَرُّضا لِلعَفوِ[3]= هر چند نفْست بسیار طاعت خدا كند، باز آن را كم بشمار تا بدین وسیله نفْس را زبون سازى و خود را در معرض عفو [خدا] قرار دهى.» طاعت های زیاد، باعث نشود که خودت را بزرگ ببینی و کسی که نماز نمی خواند یا حجاب درستی ندارد را کوچک ببینی. این خیلی خطرناک است که انسان وقتی خوب می شود، دیگران را بد ببیند. یکی از آفت های خوبی کردن که جزء حملات شیطان محسوب می شود، همین است. شیطان گاهی از کمالات فرد استفاده کرده و او را منحرف می کند. مثلاً عبادت کرده و می گوید به به چقدر ما برای خدا کار کردیم! اگر طاعت کردی و موفق شدی، بگو الحمدلله. این مال خداست که قدرت، فهم و امکانش را داده. هر چقدر انسان طاعت می کند، باید بدهکارتر شود، اگر طلبکارتر شد معلوم است که خیلی بدبخت است. همه خوبی ها از جانب خدا صادر می شود خداوند پیامبر خود را اینگونه هشدار می‌دهد. در سوره نصر می‌فرماید:«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ؛إِذَا جَاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَالْفَتْحُ؛ وَرَأَیْتَ النَّاسَ یَدْخُلُونَ فِی دِینِ اللَّهِ أَفْوَاجًا؛ فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَاسْتَغْفِرْهُ إِنَّهُ كَانَ تَوَّابًا= به نام خداوند بخشنده مهربان؛ چون یارى خدا و پیروزى فرارسد؛ و ببینى كه مردم دسته‏ دسته در دین خدا درآیند؛ پس به ستایش پروردگارت نیایشگر باش و از او آمرزش خواه كه وى همواره توبه‏ پذیر است.» بعد از نصر و فتح الهی، وقتی دیدی، مردم فوج فوج وارد دین الهی می شوند، برو توبه کن. مگر پیامبر چه گناهی کرده که توبه کند؟ نصر و فتح خدا آمده و مردم وارد دین خدا شده اند. پیامبر چرا توبه کند؟ امید هم می دهد که خدا ترا می بخشد. گناه پیامبر اینجا چیست که خدا می گوید، استغفار کن؟ معنی اش این است که وقتی نصر و فتح آمد و تو دیدی که مردم وارد دین خدا شدند، این دید، دید غلطی است. مردم وارد دین خدا نمی شوند، این خداست که به مردم عنایت می کند و مردم را وارد دین خودش می کند. می بینید چقدر لطیف است؟ چقدر در سوره نصر توحید قوی وجود دارد! یعنی وقتی هدایت شدن مردم را دیدی و به مردم انتصاب دادی، یا رسول الله برو توبه کن. چون درست نگاه نکردی. در واقع پیامبر که اینگونه نگاه نمی کند. اما خدا به ما می گوید. به در می گوید که دیوار بشنود. مثلِ «مردم الحمدلله این کار ها را کردند؛ مردم راهپیمایی 22 بهمن آمده بودند؛ و ...» بگو خدا چقدر دلهای مردم را نرم کرد و به آنها توفیق داد، به آنها عقلانیت داد که آنها آمدند. به آنها سعادت داد که بیایند از دین خدا دفاع کنند. سعادت داد که شهید شوند. سعادت داد که خیرات کنند. خدا این کارها را کرد. یعنی حتی آن موقعی که همه می ریزند و کمک می کنند و کار می کنند، تو باید خدا را ببینی. وقتی می بینید که مردم دارند حماسه می آفرینند، باید بروید و خدا را شکر کنید. چون الحمدلله همه قشنگی ها و کمالات مال خود خداست. فرد نادانی به خدا گفت: خدایا 50 سال عبادتت را کردم و هیچ چیز از تو نخواستم. خداوند به پیغمبر فرمود، برو به او بگو، اگر 50 سال عبادت کردی، کی به تو عمر و حیات، سلامتی و توفیق و فهم داد؟ این خودش بالاترین چیزهایی است که نیاز داشتی. در این مدت من داشتم به تو می دادم. می توانستم کاری کنم که تو نتوانی دو رکعت نماز بخوانی و صدایم کنی. هیچ سرطانی در روح انسان بدتر از بی میلی معنوی نیست. هیچ درد و هیچ نکبت و هیچ عفونتی بدتر از این نیست که انسان هیچ میلی نسبت به تهجد، ذکر، شب زنده داری، نماز، روزه و قرآن و معنویت نداشته باشد. خدا از کسانی که خیلی متنفر هست، می گوید تو دیگر نمی خواهد نماز بخوانی. نمی خواهد من را صدا کنی. برو برای خودت زندگی کن و هر چه هم بخواهی به تو می دهم. زن بیشتر می خواهی؟ پول بیشتر می خواهی؟ دنیا می خواهی؟ ثروت می خواهی؟ لذت می خواهی؟ همه را به تو می دهم. فقط دیگر به من نگاه نکن. این خیلی خطرناک است. پس انسان خیلی کیف می‌کند وقتی که می‌بیند اگر الان گناه هم می کند، هنوز پایش به مسجد می‌رود. هنوز حرم می‌رود. یعنی هنوز راهت می دهند. اما اگر یک موقع دیدی که توفیق پیدا نمی‌کنی و می‌بینی هیچ حس و حالی نداری و دلت مرده و اصلاً حس مسجد و حرم نداری، یعنی آن طرف راهت نمی دهند. اصلاً حرفت را هم کسی نمی شنود. اینها کسانی هستند که خدا می فرماید: «لا یکلمهم الله یوم القیامة= خدا در روز قیامت با این ها حرف نمی زند». خیلی خطرناک است که خدا به کسی بگوید تو دیگر قرآن نخوان. نماز نخوان. مسجد نرو. روزه نگیر. یک قاقا دست آدم بدهند و بگویند برو برای خودت مشغول باش. برای همین امام زمان علیه‌السلام فرمود واجب است تا نماز خواندی زود سجده شکر کنی. یعنی خدایا شکر که به من اجازه دادی که همین چند دقیقه با شما حرف بزنم. درحالی که در واقع، حرف هم نزدیم و نماز هم که نخواندیم و فقط ادایش را درآوردیم و بی ادبی کردیم. باید بگوییم: خدایا! ما هیچ کاره بودیم. تو ما را به مسجد آوردی. تو به ما دین دادی، دل دادی، روح دادی، تو به ما همه چیز عطا کردی. در بین این چند میلیارد نفر جمعیت کره زمین به چند نفر ولایت اهل بیت داده اند؟ به چند نفر اشک و حس و روح داده اند که شب جمعه از خانه بزنند بیرون و بر همه کشش ها و وسوسه ها غلبه کنند؟ این خودش یک قدرت است. کی موانع را برطرف کرد؟  کی این قدرت را داد؟ کی دعوت کرده؟ اگر بگویی خودم، خیلی خطرناک می شود. انسان در تمام این لحظات، خودش را باید مهمان خدا بداند. در روایت داریم پیغمبر وقتی سر سفره می نشست، مثل یک برده غذا می خورد. «ما بنا من نعمت فمنک= هیچ نعمتی نیست مگر این که مال توست.» پس کارهایت را کم ببین که نفست پررو نشود. اگر این طوری دیدی، خود را در معرض عفو خدا قرار می دهی. باید بگوییم: خدایا همه این نعمتها را تو به ما دادی، ممنونیم. بنده ای که مرتب از خدا تشکر کند، آنقدر محبوب خداوند می شود که خداوند او را مورد عفو قرار می دهد. یعنی اگر گناهی هم بکند، پاسوز ندارد. اگر یک موقعی پایش لغزید خدا به او گیر نمی دهد. دیگر جزایی ندارد. این خیلی مهم است که انسان مورد عفو الهی قرار بگیرد. ع ل 155 [1] . غرر الحكم : 1539 ـ 1540. [2] . سوره انسان/8و9. [3] . تحف العقول : 285. آرشیو مباحث استاد شجاعی فروشگاه آنلاین با محصولات ناب 

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 10819
زمان انتشار: 20 آوریل 2019
|
برنامه زمان‌بندی مراسم احیاء نیمه شعبان

برنامه زمان‌بندی مراسم احیاء نیمه شعبان

مراسم احیاء نیمه شعبان همراه با استغاثه ی دسته جمعی برای تعجیل در ظهور تنها منجی عالم (عج) روز شنبه 31 فروردین 98 از ساعت ۲۳:۳۰ الی ۳:۳۰ بامداد با سخنرانی استاد محمد شجاعی و با حضور آقای صابر خراسانی و نوای حاج محمد کمیل برگزار می گردد.

نشانی: تهران؛ میدان شهدا، روبروی ایستگاه مترو (نبش خیابان شهید ناطقی) حسینیه حاج همّت.

این مراسم به صورت زنده از سایت www.montazer.tv پخش می گردد. 

آرشیو مباحث استاد شجاعی فروشگاه آنلاین با محصولات ناب 

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 10818
زمان انتشار: 13 آوریل 2019
| | |
آیا محل زندگی امام زمان عج جزیره خضراست؟

آیا محل زندگی امام زمان عج جزیره خضراست؟

آرشیو مباحث استاد شجاعی فروشگاه آنلاین با محصولات ناب 

فیلم

1 - آیا محل زندگی امام زمان عج جزیره خضراست؟

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 10817
زمان انتشار: 16 آوریل 2019
| |
پرمیمنت باد میلاد آسمانی ترین جوان

پرمیمنت باد میلاد آسمانی ترین جوان

حضرت علی اکبر علیه السلام فرزند امام حسین علیه السلام در یازدهم شعبان1، سال43 قمری در مدینه، دیده به جهان گشود. مادر بزرگوارش لیلی دختر ابی مرّه بود2.

وی از امام زین العابدین علیه السلام بزرگ تر بود؛ زیرا امام سجاد علیه السلام فرمود: «من برادری به نام علی داشتم که از من بزرگ تر بود و مردم [دشمنان]، او را به شهادت رساندند»3. قبر حضرت علی اکبر در کربلا، پایین پای امام حسین علیه السلام است. امام حسین علیه السلام در تربیت وی و آموزش قرآن ومعارف اسلامی و اطلاعات سیاسی و اجتماعی به او تلاش زیادی به عمل آورد و از وی یک انسان کامل و نمونه ساخت؛ به طوری که شگفتی همگان، به ویژه دشمنانش را بر انگیخت. روزی حضرت علی اکبرعلیه السلام نزد فرماندار مدینه رفت و از طرف پدر بزرگوارش، پیغامی برای او برد. فرماندار مدینه از علی اکبر پرسید: نام تو چیست؟ آن حضرت فرمود: علی. پرسید: نام برادرت؟ فرمود: علی. آن شخص عصبانی شد و چند بار گفت: علی، علی، علی؛ پدرت چه می خواهد که همة فرزندانش را علی نام می گذارد؟ وقتی حضرت علی اکبر علیه السلام این سخن را برای پدرش نقل کرد، آن حضرت فرمود: به خدا سوگند! اگر پروردگار ده¬ها فرزند پسر به من عنایت کند، نام همة آنها را علی می گذارم و اگر خدا ده¬ها فرزند دختر به من عطا، نماید، نام همة آنها را فاطمه می گذارم». حضرت علی اکبرعلیه السلام، جوانی خوش چهره، زیبا، خوش زبان و دلیر بود و از جهت سیرت و خلق و خوی و رخسار، شبیه ترین مردم به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله بود و شجاعت و رزمندگی را از جدش علی ابن ابی طالب علی السلام به ارث برده و جامع کمالات و صفات پسندیده و نیک بود.4 شجاعت و دلاوری حضرت علی اکبر علیه السلام و رزم آوری و بصیرت دینی و سیاسی او، در سفر کربلا، به ویژه در روز عاشورا، تجلی کرد و سخنان و فداکاریهایش، دلیل آن است. وقتی امام حسین علیه السلام از منزلگاه «قصر بنی مقاتل» گذشت، روی اسب، اندکی به خواب رفت و پس از بیداری، سه بار جملة «انا لله و انا الیه راجعون» را تکرار کرد. حضرت علی اکبر علیه السلام وقتی علت خواندن این جمله را پرسید، آن حضرت فرمود: در خواب دیدم سواری می گوید: این کاروان، به سوی مرگ می رود. پرسید: مگر ما بر حق نیستیم؟ فرمود: بله. پس گفت: پس باکی از مرگ در راه حق نداریم! در روز عاشورا، پس از شهادت یاران امام، اولین کسی که اجازه رزم خواست تا جان خود را فدای دین کند، او بود. اگر چه به میدان رفتن او بر اهل بیت علیهم السلام و بر امام علیه السلام بسیار سخت بود، ولی از ایثار و روحیه جانبازی او، جز این انتظار نبود. وقتی به میدان می رفت، امام حسین علیه السلام در سخنانی سوزناک بیان کرد و آن قوم ناجوانمرد را که دعوتشان کردند، ولی تیغ به رویشان کشیدند، نفرین کرد. حضرت علی اکبر علیه السلام چندین بار به میدان رفت و رزم¬های شجاعانه ای با انبوه سپاه دشمن نمود و پس از شهادت، امام حسین علیه السلام صورت بر چهرة خونین حضرت علی اکبر علیه السلام نهاد و باز دشمن را نفرین کرد. امام حسین علیه السلام هنگامی که علی اکبر علیه السلام را به میدان می فرستاد، خطاب به لشکر دشمن فرمود: «ای قوم! شما شاهد باشید که پسری را به میدان می فرستم که شبیه ترین مردم از نظر خلق و خوی و منطق به رسول الله صلی الله علیه و آله است بدانید هر زمان ما دلمان برای رسول الله صلی الله علیه و آله تنگ می شد، نگاه به چهره او می کردیم».  و یکی از خواهران عاشق اهل بیت علیهم‌السلام چه زیبا سروده: علی اکبر بسان رحمته للعالمینی گل لیلا، مه روی زمینی عجب نامی نکو بر تو نهادند که همچون شاه مردان برترینی به دشت کربلا اول شهیدی که زیر پای مولا، آرمیدی الا ای منتقم، مهدی کجایی که داد شیعه، از دشمن ستانی سروده رضایی (یکی از دختران یوسف) پی نوشت ها: 1.علی نمازی، مستدرک سفینه البحار، ج 5، ص 388. 2. محمد حسون و امّ علی مشکور، أعلام النّساء المؤمنات، ص 126. 3. مصعب عبن عبدالله زبیری، نسب قریش، ص 85. 4.شیخ عباس قمی، منتهی الامال، ج1، ص آرشیو مباحث استاد شجاعی فروشگاه آنلاین با محصولات ناب 

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 10816
زمان انتشار: 7 آوریل 2019
|
خانواده آسمانی و شرح زیارت جامعه کبیره

خانواده آسمانی و شرح زیارت جامعه کبیره

جلسه خانواده آسمانی ساعت 17:00-18:00 و شرح زیارت جامعه کبیره ساعت 18:30-19:30 روز پنجشنبه 98/01/22 در حسینیه قرائت قرآن (اثنی عشری) برگزار می گردد.

این جلسات به صورت زنده از سایت montazer.tv پخش می گردد.

نشانی: شهر ری، خیابان قم، انتهای خیابان آستانه، محوطه پارکینگ حرم، حسینیه قرائت قرآن (أثنی عشری)

آرشیو مباحث استاد شجاعی

فروشگاه آنلاین با محصولات ناب

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 10814
زمان انتشار: 10 ژوئن 2019
| |
توصیه اخلاقی آیت‌الله بهجت (ره)

توصیه اخلاقی آیت‌الله بهجت (ره)

تکان می‌خوری بگو یا صاحب الزمان، می نشینی بگو یا صاحب الزمان، برمی‌خیزی بگو یا صاحب الزمان، صبح که از خواب بیدار می‌شوی مؤدب بایست، صبحت را با سلام به امام زمانت شروع کن. بگو آقا جان دستم به دامانت خودت یاری ام کن، شب که می‌خواهی بخوابی اول دست به سینه بگذار و بگو "السلام علیک یا صاحب الزمان" بعد بخواب. شب و روزت را به یاد محبوب سر کن که اگر اینطور شد شیطان دیگر در زندگی تو جایگاهی ندارد، دیگر نمی‌توانی گناه کنی، دیگر تمام وقت بیمه امام زمانی و خود امیرالمؤمنین(ع) فرموده است که، در حیرت دوران غیبت فقط کسانی بر دین خود ثابت قدم می مانند که با روح یقین مباشر و با مولا و صاحب خود مأنوس باشند"   آرشیو مباحث استاد شجاعی فروشگاه آنلاین با محصولات ناب 

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 10813
زمان انتشار: 6 آوریل 2019
| |
آیات مهدی (عج)

آیات مهدی (عج)

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 10811
زمان انتشار: 6 آوریل 2019
| |
ماه عسل بندگی

ماه عسل بندگی

سلام بر شعبان...

ماهِ عزیز کرده ی خدا...

ماه عسل بنده و مولایش...

و سلام بر اهل شعبان...

همان مهمانان ویژه ضیافت بزرگ پروردگار، رمضان، که با طهارتی که از رجب به سوغات آورده اند و با پیراستگی که از شعبان هدیه می گیرند... در میهمانی رمضان، عند ربهم یرزقون، می شوند... درود بر اهل شعبان... همان ستاره هایی که در آسمان صحنه قیامت، درخشش خیره کننده ای خواهند داشت... همان ها که به سلامت از رحِمِ شعبان، متولد می شوند و به آغوش مبارک و مهربان رمضان قدم می گذارند... آن ها که می دانند ضیافت الهی چیست و دغدغه ی لحظه لحظه اش را دارند و ثانیه به ثانیه انتظارش را می کشند تا شیرینی هایش را با ظرف عمیق و گسترده ای که از شعبان هدیه می گیرند، شهد جان کنند و آماده ملاقات جانان گردند... همان ها که لیله القدر، حقیقتاً برایشان، خیرٌ مِن اَلف شهر، است... و می دانند که شعبان چه سکوی پرتاب خوبی است که آنان را با آرامش و به سلامت به درک حقیقی از آن لیله ی نور می رساند. شب عزیزی که با توشه بار رجب و شعبان، ره صد ساله را برایمان کوتاهتر از یک غروب تا سحر می کند... سلام بر اهل شعبان... همان عارفانی که تکه های پازل زندگیشان را طوری می چینند که تصویر نهایی اش ملاقات با حضرت دلدار باشد... چه خوب می دانند که قدم در چه راه با عظمتی گذاشته اند... خوب می دانند که ماه عزیز رمضان، بزرگترین و شاید تنها فرصتی است که می شود پرنده ی حس و خیال و وهم را از حجاب های پی در پی، رهایی و پرواز داد و از حیوانیت رست و فرشته شد... و حتی همه حجاب های عقل را هم کنار زد و به انسانیت رسید... و از آنجا پرواز به سوی دلدار حقیقی...الله...را آغاز کرد. چرا که تا انسان نشوی، شیرینی و لذت لا اِله الا الله، به جانت نمی نشیند... تا انسان نشوی، نه نمازت، نماز است... نه روزه ات، روزه... نه ثوابت، ثواب... نه عبادتت، عبادت... نه شوقت، شوق... نه لذتت، لذت... نه مهربانیت، مهربانی... نه زیارتت، زیارت... و انسان شدن دل می خواهد... دلی که هر جایش سر بزنی، محبتی جز به معشوق نمی یابی... دلی که تنها با محبت حضرتِ الله و 14 نور محبوبش شاکله یافته باشد... دلی که هر لحظه بتپد برای جان فشانی در راهشان... دلی که خالی باشد از غیرشان و حتی از یاد غیرشان... آری...تنها این دل است که سعادتمند می شود و صاحبش را به مقام انسانیت می رساند. قیمت انسان به قلب اوست... اینکه چه در دلت داری... شوق و لذتت چیست؟ بهجت و سرورت چیست؟ چقدر دلت برای آمدن شعبان می تپد؟ و شعبان چه خوب بستری است که چنین رشدی را برایت به شیرینی مهیا می کند. اهل شعبان...همان ها هستند که با عنایت پروردگارشان در این ماه عزیز، دل دار می شوند و محبوبِ حضرتِ دلدار می گردند... از دنیا و تمام دوندگی هایش... از دنیا و همه دلتنگی هایش... از دنیا و خستگی هایش... جدا می شوند و قدم در راهی می گذارند که به وعده حق خداوند، بدون رنج و تعب و خستگی و دلتنگی، آنان را به مقصود نهایی می رساند. هم دنیایشان را زیبا و لذت بخش می کند هم ابدیتشان را... و چرا تردید کنند وقتی می دانند محبوبشان...الله...این همه رنج و زحمت بر آنان نمی پسندد بلکه می خواهد بندگانش با دلی آرام و بی تعب، به آرزوهایشان برسند. او با نهایت مهربانی اش، راه را به بندگانش نشان داده است: ای یک دله ی صد دله، دل، یک دله کن چنین که می شود... چون به پایان ماه عسل با معشوق نزدیک می شوند، گرد اندوه و غم، همه وجودشان را پر می کند... گریان می شوند... دلتنگ می شوند... اما این غم و دلتنگی دیگر جنسش فرق می کند، از تمام شادی هایی که دنیاییان آرزویش را دارند، شیرین تر است، خوشا به حال اهل شعبان و بَدا به حال خسران دیدگانی که راه میانبر را رها کرده و از بیراهه می روند، چرا که راهی که با دل طی شود، بسیار کوتاهتر از راهی است که با عمل... خدای مهربانم به آغوش پر مهر تو پناه می بریم اگر، چون شیطان پس از عمری عبادت، بفهمیم آن که می پرستیدیم، خود بود نه "خدا" چه زیبا فرمودند: دینی که عشق و نفرتش بر اساس الله نباشد، پایه و ستون ندارد. آرزوهایمان...عشق مان...بد آمدن هایمان... نشان می دهد "که" هستیم و "چه" می کنیم و به "کجا" خواهیم رسید. و هزاران بار پناه بر خدا... مباد چون کسانی باشیم که گمان می کردند محبوبی جز امام مهربانی ها، حسین علیه السلام ندارند، اما وقتی قرار بر انتخاب شد، خود را بر امامشان ترجیح دادند. تا این "خود" در میان باشد، محبوبی جز "خود" نیز در کار نخواهد بود. چه نورانی فرمودند: احَبوا الله مِن کُلِ قُلوبِکُم خداوند را با تمام وجودتان دوست داشته باشید. خدایا از تو می خواهم عشق تو از آب خنک بر من گواراتر باشد... راستی می دانی چقدر خدا داری و خدایت چقدر بزرگ است؟ می دانی چرا در هیاهوی کربلا...روز عاشورا... خدای خیلی ها به دادشان نرسید؟ مانع از جهنم رفتنشان نشد... آنها را به دامان امامشان نرساند؟ چون دلشان پذیرای خدا نبود...چون خدای قدرتمندی نداشتند، بلکه تنها گمان می کردند خدا را با تمام عظمتش در وجودشان دارند. و اینگونه می شود که بعضی تا پایان عمر، از خدایشان فرار می کنند، خلوت با او را دوست ندارند، از تنها شدن با او ترس دارند، خدای رفیق و مونسی ندارند، خدایشان آنقدر قدرتمند نیست که شادشان کند، از غم رهایشان کند... ایمان هرکس به میزان شادی و آرامش اوست. حداقل خدایی که نیاز داری خدایی است که، با او جهنمی نشوی. اگر خدایت کنارت بود اما کسی توانست حسادتت را تحریک کند...                                         کسی توانست راحت عصبانیت کند...                                         کسی توانست تحقیرت کند...                                         کسی توانست در تو احساس پوچی ایجاد کند و... خدایت حقیقی نیست... تو کمبود خدا داری... پس چه درست است اینکه ثروت دنیا و آخرت این است که دغدغه مان این باشد، چقدر خدا داریم؟ و خدایمان چقدر قدرتمند است؟ بندگانی که سرمست پروردگارشان هستند، چه صبور بخشنده با گذشت کریم مهربان و ... هستند بلکه آنان مظهر تمام اسماء الهی هستند. و چقدر حیف و صد افسوس اگر لحظه ای، حتی لحظه ای بدون حضور چنین خدای قدرتمندی در وجودمان نفس بکشیم. و چه واجب است توبه از تمام دغدغه هایی که داشتیم و تو ای رفیق...ای طبیب...ای انیس...ای حبیب...همه دغدغه ما نبودی... توبه از تمام آرزوهایی که داشتیم و تو ای محبوب...ای رحیم...ای کریم...تمام آرزوی ما نبودی. و سلام بر تو ای ماه شعبان، که می آیی تا فرصتی باشی برای بزرگ شدن، برای آماده شدن... تو می آیی تا آماده کنی جان و دل ما را...برای میهمانِ سفره هزار اسمیِ حضرتِ عشق شدن... و خدای ما آنقدر بزرگ و بنده نواز و بخشنده است که حتی لحظه ای نا امیدی را بر بنده اش نمی پسندد، نمی خواهد آب در دل بنده اش تکان بخورد. اکنون هزاران بار شکرگزار محبتش هستیم که فرصتی دوباره روزیمان فرمود تا قدم به قدم نزدیک تر شویم به هم سرایی با نوای ملکوتی امام ساجدین و مناجات شعبانیه شان... و می آموزیم از کلاس خدا داریَش، که چه زیبا فرموده است: پروردگار عزیزم...منِ کمترین، توانِ آن را ندارم که از معصیت تو رویگردان باشم مگر آنکه تو با محبت خودت مرا بیدار کنی. خدای من...تو مانع ریختن آبروی من در دنیا شدی و من به پرده پوشی ات در آخرت محتاج ترم. مهربانم...کمال جدایی از مخلوقات را برای رسیدن ِ کامل به خودت به من ارزانی کن و دیدگان دلم را به پرتوی نگاه به سوی خویش روشن فرما، تا دیدگان دل، پرده های نور را دریده و به سرچشمه عظمت دست یابد و جانم آویخته به شکوه قدرتت گردد. آرشیو مباحث استاد شجاعی فروشگاه آنلاین با محصولات ناب 

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 10808
زمان انتشار: 3 آوریل 2019
| |
«او» روزی همچون یوسف خود را معرفی خواهد کرد

«او» روزی همچون یوسف خود را معرفی خواهد کرد

یوسف علیه السلام پادشاه مصر بود و فاصله او تا پدرش 18 روز بود پس اگر خداوند میخواست محل اقامتش را به پدرش نشان دهد، می توانست چنین کند. به خدا سوگند زمانی که یعقوب علیه السلام و فرزندانش با خبر شدند که یوسف در مصر است، آن مسافت را 9 روزه طی کردند. چرا این امت منکر می شوند که خداوند، می تواند همان کاری که با یوسف (ع)  کرد با حجت خویش انجام دهد؟ یوسف علیه السلام در بازارهایشان رفت و آمد می کرد و بر سفره هایشان غذا می خورد؛ ولی آنها او را نمی شناختند تا این که یوسف خودش را به آنها معرفی کرد؛ و به آنها گفت:من یوسفم. در این هنگام بود که او را شناختند. پس چرا این امت سرگردان، منکر این مطلب می‌شوند؟ چرا این امت منکر می شوند که صاحبشان مظلومی است که حقش را گرفته اند؟ صاحب این امر بین مردم رفت و آمد می کند و در بازارهایشان راه می رود و بر فرش هایشان گام می‌گذارد، ولی او را نمی شناسند. امام علی علیه السلام در این رابطه فرمودند: بدانید که زمین از حجت الهی خالی نمی شود، اما به خاطر اینکه مردم به خودشان ستم می کنند و خود را از درک محضر امام محروم می سازند خداوند متعال دیدگان آنها را از زیارت حجتش نابینا می کند، و چنانچه زمین فقط یک ساعت از وجود حجت خدا خالی شود، اهل خود را فرو می برد. و این در حالی است که حجت خدا مردم را می شناسد اما مردم او را نمی شناسند. همان گونه که یوسف پیامبر مردم را می شناخت ولی آنها منکر او بودند... غیبت نعمانی ص 84و288و289 منتخب الاثر ص255و300 اللّٰهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّڪَ الۡفَرَج آرشیو مباحث استاد شجاعی فروشگاه آنلاین با محصولات ناب 

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 10807
زمان انتشار: 31 مارس 2019
| | |
بشارت های رهبری

بشارت های رهبری

بشـارتهای غیر عـادی رهــبری!!! «خــبری در راه است»️! ظــهور چنان نزدیک است که ذوق آن در وجود عالم افتــاده‼️ آرشیو مباحث استاد شجاعی فروشگاه آنلاین با محصولات ناب 

فیلم

1 - بشارت های رهبری

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed