www.montazer.ir
دوشنبه 1 ژوئن 2026
شناسه مطلب: 10525
زمان انتشار: 11 مارس 2019
|
خانواده آسمانی و شرح زیارت جامعه کبیره

خانواده آسمانی و شرح زیارت جامعه کبیره

به اطلاع می‌رساند، این هفته ساعت برگزاری کلاس‌های خانواده آسمانی و شرح جامعه کبیره به این صورت می‌باشد: جلسه خانواده آسمانی ساعت 16:00 - 17:00 و شرح زیارت جامعه کبیره پس از 15 دقیقه استراحت، در ساعت 17:15 روز پنجشنبه 97/12/23 در حسینیه قرائت قرآن (اثنی عشری) برگزار می گردد.

این جلسات به صورت زنده از سایت montazer.tv پخش می گردد.

نشانی: شهر ری، خیابان قم، انتهای خیابان آستانه، محوطه پارکینگ حرم، حسینیه قرائت قرآن (أثنی عشری

آرشیو مباحث استاد شجاعی

فروشگاه آنلاین با محصولات ناب

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 10196
زمان انتشار: 13 مارس 2019
|
مراسم احیاء «لیله الرغائب» و سین برنامه

مراسم احیاء «لیله الرغائب» و سین برنامه

مراسم احیاء و مناجات در اولین پنجشنبه ماه رجب «لیله الرغائب» با سخنرانی استاد محمد شجاعی و شعرخوانی قاسم صرافان، با نوای سید محمد سیدرضایی و مناجات خوانی مداحان اهل بیت علیهم‌السلام پنج شنبه، ۲۳ اسفند ۹۷ از ساعت ۱۱:۳۰ الی ۳:۳۰ صبح برگزار می گردد.

نشانی: تهران، میدان شهدا، روبروی ایستگاه مترو (نبش خیابان شهید ناطقی)، حسینیه حاج همّت.

آرشیو مباحث استاد شجاعی فروشگاه آنلاین با محصولات ناب 

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 10177
زمان انتشار: 17 اوت 2019
| |
مبارزات فرهنگی امام هادی علیه‌السلام

مبارزات فرهنگی امام هادی علیه‌السلام

در دوران خلافت عباسیانْ به ویژه در عصر امامت امام هادی علیه السلام ، مکتب های مختلفی به وجود آمدند که برای اثبات ادعاهای باطل خویش، صحنه های ناگواری را به وجود می آوردند. در این میانْ خلفای عباسی نیز برای کم رنگ جلوه دادن اسلام حقیقی، به تأیید این مکتب ها می پرداختند و کار به جایی رسید که بخش مهمی از حوزه تدریس امام هادی علیه السلام در راه مبارزه با این مکتب ها و گروهک ها قرار گرفت. هم چنین آن حضرت در راستای مبارزه عقیدتی و فرهنگی خویش با طاغوت ها، به تعلیم «زیارت جامعه» به مسلمانان پرداختند. امام هادی علیه السلام و نهضت های علویان در زمان امامت امام هادی علیه السلام ، قیام ها و نهضت های علویان در بیش تر موارد با انگیزه براندازی حکومت عباسی و جایگزین کردن نظام اسلامی آغاز می شد. ولی با این که زمام داران عباسی دچار خوش گذرانی و ضعف و مشکلات داخلی فراوانی بودند، هیچ گاه از علویان و حرکت های آنان، حتی در دورترین نقاط کشور پهناور اسلامی غافل نبودند.از طرف دیگر، پیشوای دهم علیه السلام در شرایطی به سر می برد که قادر به هم یاری با حرکت ها و نهضت های آنان نبود، ولی با این حالْ در فرصت های پیش آمده، از دلداری و اظهار تمایل قلبی و اعلام پشتیبانی معنوی خویش از آنان دریغ نمی ورزید. امام در مدینه امام هادی علیه السلام ، حدود 14 سال از دوران 33 ساله امامت خویش را در مدینه سپری کردند و در این مدت، با استفاده از ضعف و آشفتگی دستگاه خلافت عباسی، با فرستادن نمایندگان خود به نقاط دور و نزدیکْ به گسترش و تبیین مبانی اسلامی، بررسی و حل مشکلات دینی ـ اقتصادی مردمْ و هدایت و رهبری آنان می پرداختند. انجام این امور، موجب افزایش محبوبیت و موقعیت ایشان در مدینه شد، به طوری که قدرت موضع گیری و تحمیل هر امری بر آن حضرت علیه السلام ، از فرماندار آن شهر گرفته شد و سرانجام بر اثر توطئه و بدگویی بدخواهان، متوکل عباسی تصمیم گرفت تا آن حضرت علیه السلام را به سامرا فراخواند. واکنش امام به تبعید هنگامی که متوکّل از موقعیت و محبوبیت امام هادی علیه السلام در مدینه آگاه شد، تصمیم به احضار آن حضرت علیه السلام به سامرا گرفت و برای رسیدن به این مقصود، یکی از فرماندهان خود به نام یحیی بن هرثمه را همراه سیصد سرباز و نامه ای آمرانه آمیخته با لحنی دوستانه به مدینه فرستاد. در این میان، مردم مدینه که از آینده مبهم امام علیه السلام در سامرا بیم ناک بودند و از سویی دیگر، دوری از امام علیه السلام برایشان مشکل بود، با ورود یحیی بن هرثمه به مدینه، با اعتراض خود خواستار ماندن امام علیه السلام در مدینه شدند. امام علیه السلام با وجود پایگاه مردمی قابل ملاحظه، مصلحت را در مخالفت علنی و موضع گیری آشکار بر ضد دستگاه خلافت ندیدند و به این ترتیب، ایشان سه روز پس از دریافت نامه متوکّل، در سال 234 ق همراه اعضای خانوده خویش، مدینه را به قصد سامرا ترک کردند. کینه توزی متوکّل هنگامی که متوکل به واسطه افزایش محبوبیت امام هادی علیه السلام در مدینه و گسترش فعالیت های ایشان، آن حضرت علیه السلام را به سامرا، مرکز خلافتش احضار کرد، به منظور توهین و تحقیر ایشانْ دستور داد کاروان آن حضرت را در کاروان سرای ویژه مستمندان که به «خانُ الصّعالیک» معروف بود، فرود آورند و پس از گذشت یک روز، به دستور متوکل، آن حضرت و همراهانشْ به خانه ای که از قبل برای تحت نظر قرار دادن ایشان در نظر گرفته شده بود، منتقل شدند. فعالیت های امام هادی علیه السلام در سامرا هنگامی که امام هادی علیه السلام برای تحت نظارت قرار گرفتن دقیق تر، از مدینه به سامرا تبعید شدند، با وجود شرایط سخت حاکم و محدودیت های حکومتیِ فراوان، از انزوا دوری گزیدند و در هر فرصتی، هنگام رویارویی با اقشار گوناگون جامعه و حتی شخص خلیفه، از طریق استناد به آیات قرآنی و ارائه دلایل متعدد، به اثبات امامت خویش می پرداختند. هم چنین ایشان در برابر تبلیغات سوء و زهرآگین منحرفان از خطّ امامت، مانند گروه های غُلات، واقفیه و صوفیه، موضع می گرفتند و افکار مسلمانان را در برابر توطئه های آنان روشن می ساختند. حضرتامام هادی علیه السلام در نهایت دقت و احتیاط و در شعاعی محدود، سعی در آماده ساختن اذهان مسلمانان، برای پذیرش مسأله غیبت امامعصر علیه السلام در آینده داشتند. یکی از کرامات حضرت امام هادی علیه السلام همواره غم خوار مردم بودند و به شیوه های گوناگون و حتی کمک گرفتن از علوم الهی و امدادهای غیبی، به یاری آن ها می شتافتند. امام هادی علیه السلام نیز همانند نیاکان ارج مند خویش، چنین اقداماتی انجام می دادند. شخصی به نام «زید بن علی» نقل می کند که: شبی به علت بیماری سختی که داشتم، محتاج پزشک شدم و او برای مداوا، داروی کم یابی تجویز کرد. ناگهان و درحالی که پزشک هنوز خانه ام را ترک نکرده بود، یکی از خدمت کاران امام هادی علیه السلام همراه همان داروی مورد نیاز به خانه ام آمد و ضمن تحویل دارو، گفت که امام هادی علیه السلام سلام می رساند و می فرماید «از این دارو چند روز استفاده کن.» دارو را گرفتم و نوشیدم و سلامت خود را بازیافتم». شکوه و هیبت معنوی امام هادی علیه السلام نقل می کنند که هر گاه امام هادی علیه السلام برای انجام کاری به خانه متوکل می رفتند، جمعیت مقابل خانه، چه دوست و چه دشمن، به احترام ایشانْ از مرکب های خویش پیاده می شدند. در این میان، یک بار عده ای بعد از عبور آن حضرت علیه السلام به علت این که ایشان را به دلایل واهی، شایسته احترام نمی دانستند، سوگند یاد کردند که دیگر هنگام رویارویی با آن حضرت علیه السلام به ایشان احترام نگذارند، ولی مدتی نگذشته بود که باز در همان روز و هنگام خروج امام علیه السلام از منزل متوکل، همگان دوباره به نشانه احترام از مرکب های خویش پیاده شدند و هنگامی که فردی به نام ابوهاشم، با یادآوری سوگندشانْ علت احترام آنان را به آن حضرت علیه السلام جویا شد، در پاسخ گفتند: «سوگند به خدا که ما نتوانستیم خود را نگه داریم و ناگزیر [از هیبت آن حضرت علیه السلام به نشانه احترام] پیاده شدیم». آرشیو مباحث استاد شجاعی فروشگاه آنلاین با محصولات ناب

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 10158
زمان انتشار: 14 مارس 2019
| | |
برای آماده شدن مهمانی رمضان، باید از رجب شروع کرد

برای آماده شدن مهمانی رمضان، باید از رجب شروع کرد

فیلم

1 - برای آماده شدن مهمانی رمضان، باید از رجب شروع کرد

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 10157
زمان انتشار: 9 مارس 2019
| |
انتصاب حجت الاسلام رئیسی به ریاست قوه قضائیه

انتصاب حجت الاسلام رئیسی به ریاست قوه قضائیه

حجت الاسلام رئیسی رسما توسط رهبر انقلاب به ریاست قوه قضائیه رسید.

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 10156
زمان انتشار: 9 مارس 2019
| |
بهترین ذخیره برای آخرت، احسان و نیکی است

احسان، جلسه 11، 92/01/29

بهترین ذخیره برای آخرت، احسان و نیکی است

علی علیه‌السلام فرمود:«المَعروفُ ذَخيرَةُ الأبَدِ[1]=خوبى كردن اندوخته ابدى است». يعنى معروف و کار خیر، هميشه ماندگار و ذخيره روز قيامت و حیات جاوانی ماست. چقدر خوب است که آخرت، جلوی چشم انسان باشد. حتی اگر انسان قائل به آخرت هم نباشد، باز هم احسان برای خود او شادی و آرامش می آورد. حتی یک کافر هم، اینقدر لطافت دارد که بفهمد بدی برای خود آدم، آثار سوئی خواهد داشت و خوبی هر چند انسان اعتقادی به خدا و معاد نداشته باشد، توفیقات و آرامش زیادی را در پی خواهد داشت. از این رو، ما در تاریخ کسانی را داریم که خدا را قبول نداشتند یا مسلمان نبودند؛ اما چون اهل معروف بودند، مورد تجلیل ائمه و پیامبر علیهم السلام قرار گرفتند.

پر محصول ترین زراعت، احسان است حضرت فرمودند:«المَعروفُ أنمى زَرعٍ و أفضَلُ كَنز[2] = خوبى كردن [به مردم] بالنده ترین كِشت و برترین گنج است.» احسان به هر کس که می‌خواهد باشد، هر چند به اهلش خیلی بهتر است؛ اما به نااهلش هم خالی از لطف نیست. این را بعداً توضیح خواهم داد. همین که انسان روح احسان را کسب می کند، بالاترین کشت و اندوخته برای ابدیت انسان است. خداوند تبارک و تعالی برای سلطنت انسان، حیات ابدی قرار داده، بهشت با عظمتی که به اندازه همه آسمانها و زمین است و پر کردن آن را به خود انسان سپرده که این موضوع از یک طرف موجب خوشحالی است و از طرف دیگر اضطراب آور است. چون اگر انسان نتواند این بهشت را پر کند، به معنای محدود کردن خودش است. از یک طرف حس بی نهایت طلبی انسان که هیچ وقت به کوچک و کم نمی تواند قانع باشد و از طرف دیگر فضای بینهایتی که خدا در اختیار انسان قرار داده و همچنین بی‌عرضگی انسان که نتوانسته این فضا را پر کند، همه باعث حسرت انسان در آخرت می شود و وقتی وارد فضای آخرت می‌شود و می‌ببیند که چه کارها می‌توانست بکند و نکرد و چقدر نسبت به خودش بخل کرد و اساساً تمام بخل ها و کوتاهی هایی که در حق دیگران کرده، در واقع همه در حق خودش بوده؛ آن موقع یک حسرت غیر قابل برگشت به سراغ انسان می‌آید. چرا در قرآن الفاظ «کِشت» و «حَرث» و «زرع» به کار برده شده؟ یک مقدار باید فکر کرد. چرا خداوند در قرآن روی این الفاظ اینقدر اصرار دارد؟ برای این است که ما بفهمیم، کار ما زراعت است. ما داریم در مزرعه ای به نام دنیا کار می‌کنیم که روزی از آنچه که کاشته ایم‌، برداشت خواهیم کرد. «الدنیا مزرعة الاخرة= دنیا مزرعه‌ی آخرت است». یک حدیث فارسی هست از امام صادق علیه‌السلام که هر چه بکاری همان بدروی. ما همین الان با رفتارهای مان در خانواده و فامیل و اجتماع، داریم آخرت سازی می کنیم. هر کس باید فکر کند که من تا کنون چه کرده ام؟ یعنی اگر الان خداوند تبارک و تعالی ما را به زمین آخرتی مان ببرد، آیا ما خوشحال و شگفت زده می‌شویم یا متأثر و غمگین و پر از حسرت می شویم؟ حتماً این مسئله خیلی مهم است که یک سره خداوند تبارک و تعالی به ما تذکر می‌دهد که نگاه کنید چه چیزی می فرستید. ببینید چه می کارید. شیوه درست نیکوکاری چیست؟ حال که این همه بر نیکوکاری و معروف تأکید می‌شود؛ شیوه درست نیکوکاری و احسان چیست؟ آیا معروف در همه شرایط خوب است؟ و خوبی کردن به هر کسی پسندیده است؟ این نکته‌ی خیلی مهمی است که راجع به این سخن می‌گوییم. ممکن است بعضی جاها موقعیت‌هایی از نیکوکاری برای انسان ایجاد شود و این سوال پیش آید که آیا این شخص استحقاق کمک کردن را دارد یا نه؟ گاهی انسان در خودش بخلی نبیند از این که احسان کند، اما احساس می‌کند که طرف مقابلش این لیاقت را ندارد. گاهی این احساس احساس صادقی است و گاهی کاذب است. مثلاً الان من به این طرف رحم کنم یا نکنم؟ به این شخص محبت بکنم یا نکنم؟ جواب مثبت به این شخص بدهم یا ندهم؟ مثلاً افرادی به علت این که مهربان بودند با کسی که دوست نداشتند، ازدواج کرده اند و گفته اند اگر من به او جواب منفی بدهم دلش می‌شکند. ممکن است فکر کنیم، شخصی که از ما درخواست کمک می‌کند، لیاقت کمک کردن ندارد. مقاومتی در خودمان برای انجام کار خوب و کمک نمی‌بینیم؛ اما شک داریم که آیا گیرنده این لیاقت را دارد یا ندارد.  الان که من می خواهم خروجی خیر و معروف داشته باشم برای همسرم یا فرزندم، یا همه ی آدم هایی که اطرافم هستند؛ یا کسانی که در اجتماع با آنها روبرو هستم؛ کسانی که غیر از اجتماع و در خارج از کشور هستند؛ پیروان ادیان و مذاهب دیگر یا حتی با کسی که دین ندارد؛ یا وقتی با یک حیوان روبرو هستم؛ یا وقتی که با یک گیاه روبرو هستم؛ چگونه با اینها برخورد کنم؟ با میتی که به من جفای زیادی کرده چگونه برخورد کنم؟ یا با آدمی که به من ستم کرده و حقی از من ضایع کرده، چطوری برخورد کنم؟ روایات و احادیث به این نکته تاکید دارند که به خوب و بد احسان کنید، کار نداشته باشید که طرف لیاقت خوبی کردن دارد یا نه. ولی در بعضی از روایات گفته شده که مواظب باشید به نااهل نیکی نکنید، زیرا نیکی هایتان هدر می رود. رسول خدا (ص) می‏‌فرماید: «رَأْسُ‌الْعَقْلِ بَعْدَالدّینِ التَّوَدُّدُ الَى‌النَّاسِ وَاصْطِناعُ الْمَعْرُوفِ الى‌ كُلِّ بَرٍّ وَ فاجِرٍ[3]= رأس، سر و اساس عقل بعد از دینداری دو چیز است، 1) محبت و خیرخواهی و دوست داشتن مردم و 2)خوبی کردن، خیر خواهی کردن نسبت به همه از نیکوکار و غیر نیکوکار». دینداری نشانه عقل است. زیرا اگر کسی دین ندارد، عقل هم ندارد و برعکس، کسی که عقل ندارد دین هم ندارد. چون عقل یعنی نگاه درست به خود. یعنی نگاه جاودانه به خود. هر کس که دار اقامت خودش را آباد می‌کند، این شخص عاقل است و کسی که با دار اقامت کاری نداشته باشد، بی‌شعور و بی‌عقل است. فکر نکنید فهمیدن این حدیث، ساده است. خیلی ها که ادعا دارند می‌فهمند در عمل می‌بینیم که علاقه ای به آباد کردن آخرت شان ندارند. در طول روز از صبح تا شب خیلی جدی فکر نمی‌کنند که کارگرند و دارند کشت می‌کنند و آخرت را می‌سازند. بیشتر در حال آباد کردن دنیای خودشان هستند تا آخرت. بریده ی از آخرت، می خواهند به آباد کردن دنیا بپردازند. به سختی می شود آدم هایی را پیدا کرد که با خراب کردن آخرت، دنیای خودشان را نسازند.  بسیاری از افراد که در دنیا دارند کار خودشان را انجام می‌دهند، آخرتشان آباد نمی‌شود. بسیاری با آباد کردن دنیای خودشان، آخرت را دارند خراب می‌کنند. و این یک هنر خیلی مهم است که اگر ما به پیشرفت‌های دنیایی می پردازیم، آخرت‌مان هم همزمان با آن آباد شود. ما هر چقدر که به دنیای خودمان می پردازیم. رشد سه شأنی که مربوط به دنیاست، مثل جمادی و گیاهی و حیوانی را بیشتر می‌کنیم. این مهندسی کردن، کار هر کسی نیست. این لیاقت و شعور و این عقلانیت کار هر کسی نیست که بتواند با آباد کردن دنیایش، آخرت خود را نیز آباد کند. با شوهرداری و زن داری و تربیت فرزند، بتواند با همین فعالیت های دنیایی که دارد انجام می دهد، آخرت سازی هم بکند. نوعاً مردم فکر می‌کنند که وقتی صحبت از آخرت می‌شود، باید یک کار خاص و خیلی ویژه ای مثل یک عبادت خاص، یک خیرات خاصی در زندگی انجام دهند و غفلت دارند از این که حتی با خوابیدن شان هم می توانند آخرت سازی کنند. حرف زدن و نگاه کردن و خوردن و طبیعی ترین رفتارهای انسان می‌تواند آخرت را بسازد. این، یعنی یک مهندسی قدرتمند که انسان بتواند با طبیعت خود، آخرت خود را نیز آباد کند. چقدر در اسلام سفارش شده که سعی کنید با دنیای‌تان آخرت را بسازید و نه با کنار گذاشتن آن. اگر هم دارید دنیا می سازید، به گونه ای بسازید که آخرت تخریب نشود. بعد از دینداری، «مهرورزی» نشانه عقلانیت است حضرت می‌فرماید بعد از دینداری، سرآمد عقلانیت این است که انسان مهرورزی به مردم داشته باشد. مهرورزی که خروجی داشته باشد. افراد بفهمند که تو دوست داشتنی هستی و دوست داری اهل محبت و مهربانی، و اهل اخلاق، اهل نیکی و دوستی کردن با مردم هستی. یعنی اساساً انسان باید از دایره ی بغض و کینه و دعوا و اختلاف کنار برود. اگر از کسی سوال کردند که این آدم چگونه است؟ بگوید که این آدم شیرین و نرم و دوست داشتنی است. اهل سخت‌گیری و تندی و منیت و خودخواهی و خودپسندی نیست. مومن است و مثل عسل شیرین. نه اینکه چرتکه بیندازند که حالا بدی‌هایش را کنار بگذاریم و خوبی‌هاش را ببینیم. نه اساساً شیرینی و مهربانی و زیبا بودن و نرم بودن از او تراوش می‌کند. «و اصطناع الخیر الی کل برٍ و فاجر= و خوبی کردن به هر آدم خوب و بدی». یک روایت هم در نقطه مقابل این حدیث می‌خوانم تا ذهن شما فعال شود و بتوانیم به موضع صحیح برسیم. امام صادق علیه‌السلام فرمود:«اوحی الله الی موسی ع کما تدین تدان و کما تعمل کذلک تجزی من یصنع المعروف الی امری السوء یجزی شرا= خدای تعالی به موسی وحی کرد، هر کاری کنی به خودت بر می‌گردد، هر جوری عمل کنی، همانطوری جزا داده می شوی. هر کس کار خوبی به آدم بدی بکند، جزایش شر است». یعنی از هر دست بدهی، با همان دست هم پس می‌گیری. این مسأله ما را یاد قاعده «هو أنت» می‌اندازند. در واقع آدمها خود تو هستند. هر کاری بکنی، به خود تو بر می‌گردد. ما در مقابل آینه ها ایستاده ایم و داریم هر کاری می‌کنیم به خودمان می‌کنیم، به خودمان بر می‌گردد. نیکی کردن به آدم های «پست فطرت» خوب نیست علی علیه‌السلام «لاَتَصْلُحُ اَلصَّنِیعَةُ إِلاَّ عِنْدَ ذِی حَسَبٍ أَوْ دِینٍ[4]= سزاوار نیست نیكى انجام دادن، مگر نزد كسى كه بزرگوار یا دیندار باشد». در روایات خیلی روی این مطلب تکیه کرده اند که به آدم‌های پست نیکی نکنید. اگر می‌خواهید به کسی نیکی کنید، آدم با ارزشی باشد؛ حتی اگر آدم بدی است. شاید بپرسید مگر آدم بد، با ارزش هم می‌شود؟ می‌گوید آدم پست فطرتی نباشد. ممکن است کافر باشد و حتی بد هم باشد. چون این خیری که تو به او می‌رسانی، بسته به این است که کدام ابعاد شخصیتی او را می‌سازد؟ منِ انسانی اش را می‌سازد یا منِ حیوانی‌اش را؟ این مال آن وقتی است که ما چرا به آدم بد می خواهیم خوبی بکنیم. دیگر اینکه نیکی کردن حتی به یک آدم بد، باعث رشد خود ما می شود. چگونه می شود که هم به آدم های خوب و هم بد نیکی کرد؟ گفتیم که روایات و احادیث تاکید دارند، هم به خوبها و هم بدها احسان کنید. اینجا ممکن است سوال شود که چگونه می توان بین این دو جمع کرد؟ یا به عبارت دیگر، احسان به خوب ها پسندیده است. اما به بدها چرا؟ از یک طرف می‌گوید به هر خوب و بدی نیکی کنید. از طرف دیگر می‌گوید به آدم های متدین و آدم حسابی ها نیکی کنید و اگر کسی به یک آدم بدی خوبی کند، به خودش بد می‌رسد و جزایش شر است. خیلی مرز باریکی دارد. یک نمونه «ابن ملجم» است که مورد محبت های زیادی از طرف حضرت علی علیه‌السلام قرار می‌گیرد و در آخر علی را می‌کشد. همسر امام حسن علیه‌السلام هم همینطور بود. اینها مصداق های خوبی است که آدم می‌تواند از آنها قاعده دربیاورد. حضرت می گوید به آدم بد هم کمک کنید؛ حتی اگر لیاقت ندارد. در روایت بعدی می خوانیم که حضرت می‌فرماید، اگر طرف شما لیاقت هم نداشت، تو ضرر نکرده ای. طرف یا لیاقت دارد یا ندارد. مستحق است یا نیست، اگر بود که شما کار درستی کرده اید و اگر نبود هم چیزی از شما کم نشده است. کجا نباید به یک آدم بد نیکی کرد؟ یک جا می گوید به آدم بد کمک کنید و یک جا می گوید به آدم بد کمک نکنید. یک جا می گوید اگر کمک بکنید جزای شر می بینید و یک جا می گوید، اگر کمک کنید خوب است و به نفع تو است. هر چند که او لیاقت هم ندارد. کسی که محبت تو را ضایع می کند و در واقع این محبت کردنِ تو، کمکی است به حماقت او، این خوب نیست. یعنی، نوع مصرفی که از این محبت دارد، مصرف خوبی نیست. یک موقع است که شما به یک آدم بد کمک می‌کنید و مصرف او از این کار خوب است. ما کاری نداریم که او آدم بشود یا نشود. نمی‌خواهیم انسانش کنیم یا تحول در او ایجاد کنیم. همین که احتیاج به کمک دارد، باید کمک کنیم حتی اگر آدم بدی است؛ حتی اگر دشمن تو است. کمک کردن اشکالی ندارد. اهل بیت این همه به دشمنانشان محبت کردند. ولی یک جا است که کمک کردن تو حماقت او را، جهنمی شدن او را، ضایع شدن او را، گناه کردن او را تقویت می کند. مثلاً الان پدران و مادرانی می آیند و می‌گویند پسر ما دانشگاهِ خارج از کشور رفته، پای اینترنت و ماهواره نشسته و روحیه اش خراب شده. از این قبیل زیاد هستند که می گویند پسرم می آید من و پدر و خواهرش را کتک می زند؛ مشروب می خورد؛ کارهای کثیف می کند؛ فحش می دهد؛ قلدری می کند؛ بعد طلبکار هم هست و غذا و پول و محل خواب هم می خواهد. اگر هر پدر و مادری به این بچه محبت کند، این بچه را در شر شدن و جهنم رفتن کمک کرده، نباید به چنین آدمی خدمات دهی شود. جلوی این بچه باید حتماً گرفته شود و مادر و پدر باید شجاعت داشته باشند و جلویش بایستند. چون شما هر چقدر به این محبت بکنید، این جری تر می شود. پیامبر فرمود: خدا لعنت کند پدر و مادری را که باعث شوند بچه هایشان نسبت به آنها جسور و بی ادب شود. گاهی محبت های والدین، باعث جسور شدن بچه می شود. پدر و مادر اینجا باید مقابل بچه بایستند و غضبی که تحت کنترل قوه عاقله است، از خود نشان دهند. خدمات را قطع کنند و طردش کنند. مادری می گفت: اگر من با بچه ام این کار را نکنم بیرون می رود و بد می شود و همه کاری می کند. گفتم: الان مگر همه کاری نمی کند؟ الآن هم دارد مشروب می خورد و مواد مصرف می کند. بد می شود یعنی چه؟ شما حد اقل به او خدمات دهی نکن. اگر خوبی کردن، تقویت حماقت های اوست، پس این خوبی کردن اشتباه است. در روابط زناشویی یک وقت یک مرد احمق در زندگی یک زن است و زن رئوف و مهربان و وفادار، می خواهد دلسوزی کند؛ ولی این مرد مرتب خطا می کند. زن می گوید: رفتم طلاهایم را فروختم، بدهی هایش را دادم. از زندان آزادش کردم. دوباره رفته یک غلط دیگری کرده. دوباره یک مقدار دیگر قرض گرفتم. شما برای چی داری به او محبت می کنی؟ این آدم اگر دوباره از زندان بیرون بیاید، همان آدم است، درست نمی شود و اصلاحی صورت نمی گیرد. الان جامعه ما پر از محبت های غلط است که فقط شخص را بدتر می کند؛ فرزند را بدتر می کند؛ شوهر را بدتر می کند. محبت هایی که یک طرفه است و شخص فاسدتر، پرروتر و متوقع تر می شود. بدون اینکه وظیفه خودش بداند که این محبت را پاسخ بدهد و جبران کند. هیچ وقت انسان نباید توقع تشکر از کسی داشته باشد؛ اما اگر کسی روحیه شکرگزاری نداشت، آدم بی لیاقتی است و فکر می کند همیشه این وظیفه شماست که یک طرفه این کار را انجام دهی. احسان در جایی که باعث ضایع شدن حق دیگران شود، غلط است خیلی وقتها ما در کنار این که می خواهیم به یک نفر محبت و احسان کنیم، حق خیلی ها را ضایع می کنیم. مثلا طرف می گوید: گناه دارد. بگذار این کار را برای او انجام دهیم. در حالی که این کاری که می کنی، حق میلیونها انسان ضایع می شود. در جایی که نوبت این شخص نباشد، مثلاً نوبت خانه است، می گوید به این خانه بدهیم که صاحب خانه شود. در حالی که از این شخص جلوتر هم هستند کسانی که در نوبت اند. نمی توانیم به هر قیمتی به یک نفر محبت کنیم. اگر نوع مصرف یک نفر، مصرف خوبی نیست و نوع مصرفی است که اگر به او محبت کنیم، شری از آن حاصل می شود یا حقی ناحق می شود و حدی زمین می ماند و فسادی ایجاد می شود، شما حق ندارید به او محبت کنید. می خواهد همسرت باشد یا پدر و مادرت یا فرزندت باشد. گاهی مردهایی می خواهند به پدر و مادرشان محبت کنند، زن خودشان را ضایع می کنند. پدر و مادر یک حقی دارد و همسر هم یک حقی. حقوق مادر و همسر مشخص است. مادرم توقع دارد که ما هر وقت خانه اش می رویم، این کارها را برایش بکنیم. این توقع مادر درست نیست. هیچ مادری حق ندارد از عروسش توقع کاری داشته باشد. عروس کلفت کسی نیست. اگر محبت کرد کرد، نکرد نکرد. مرد اسمش را خدمت به پدر و مادر می گذارد؛ ولی به زن و بچه خودش ظلم می کند. خودت می توانی این فداکاری را برای پدر و مادرت بکنی، بکن. اما حق نداری انسانی را که وظیفه اش نیست، وادار کنی به این که به کسی که مستحق محبت نیست، محبت کند. بعضی ها از داماد خودشان توقع بیجا دارند. از دختر شوهرکرده ی خودشان توقع بیجا دارند. اینها ظلم است. از بچه هم باید انسان دقت کند که بی خود توقع نداشته باشند. بزرگان می گویند که هر وقت زن و بچه شما و شوهر شما آمادگی ندارند و شما از آنها توقع دارید، به آنها ظلم می کنید. بزرگان ما به بچه های خودشان دستور نمی دادند که کاری را انجام دهند. برای این که می گفتند اگر فرزندم آماده نباشد و کار را با عصبانیت و ناراحتی انجام دهد، عاق می شود. هرگاه مصرفِ یک آدم بد از نیکی، خوب باشد، نیکی کردن به او درست است  پس به رمز دقت کنید یک جاهایی ما به یک آدم بد، محبت و احسان می‌کنیم که مصرفش بد نیست. بخشش و عفو اوست. مثلاً مادری که بچه او را کسی کشته، قاتل هم آدم بدی نیست. یعنی اگر بخشیده شود، دوباره مرتکب قتل نمی‌شود. اما شخص دیگری یک آدم چاقوکش و لات و قلدر است. اگر الان هم بخشیده شود، دوباره می‌رود چاقوکشی می‌کند. باید یک جا جزا ببیند. پدر و مادرش می‌گویند بچه ما گناه و اشتباه کرده شما بزرگی کن و ببخش. اگر ببخشمش، دوباره چاقوکشی می‌کند. کسی که اتفاقی رفته یک بار عصبانی شده چاقو کشیده، می‌دانم که پشیمان است و دیگر تکرار نمی کند؛ اینجا خوب است انسان عفو کند. یک وقت شما عفو می‌کنید و این آدم شرور جزا نمی بیند. وقتی جزا ندید، فردا باز هم همان کار را تکرار می کند. مثلاً زن می گوید من مهریه ام را بخشیدم. چرا بخشیدی؟ این آدم، آدم هوسبازی است. به زن ظلم کرده و حالا زن در فشار قرار گرفته برای اینکه جدا شود مهریه اش را می‌بخشد و این مرد دوباره همین بلا را سر یکی دیگر می آورد. اگر مفت برایش تمام شود، همان ظلم را در حق دختر دیگری می‌کند و می‌گوید این هم می بخشد دیگر. اذیتش می‌کنیم و این هم می‌بخشد. بارها این اتفاق افتاده و افرادی چندبار ازدواج کرده اند و هر بار زن بیچاره بدبخت شده و مرد هم رفته دنبال کار خودش. گاهی هم برعکس، زن و شوهری، آدم های خوبی هستند، ولی با هم تفاهم ندارند. هر دو با نیکی از هم جدا می شوند. زن محبت می‌کند و مهریه نمی گیرد و مرد هم محبت می‌کند و هدایایی می دهد با انسانیت و انصاف جدا می شوند. اما زمانی محبت کردن، فساد آور است. طرف مقابل از این محبت کردن جز اینکه بعداً جرم و فسادش بیشتر می شود، اتفاق دیگری نمی افتد. این باید بیفتد زندان و جزا ببیند تا دفعه دیگر از این کارها نکند. پس هر جا شما با پررویی، بد مصرفی، بی لیاقتی، طلبکاری، لوس شدن، متوقع شدن، روبرو باشید، محبت کار خوبی نیست. اگر این مفاسد را ندارد و آدم بدی است، حتی دشمنت هم هست، ولی نوع مصرفش بد نیست، ما می توانیم محبت کنیم و کاری با خوب و بد طرف هم نداشته باشیم به نفع خود ماست. ع ل 153 آرشیو مباحث استاد شجاعی فروشگاه آنلاین با محصولات ناب [1] . غرر الحكم : 980 . [2] . غرر الحكم : 1329. [3] . الإمامة و التبصرة من الحیرة، المقدمة، ص37؛ صحیفة الإمام الرضا علیه السلام، ص 52؛ بحار الانوار، ج74، ص401، حدیث44؛ رواه الشیخ الصدوق فی عیون أخبار الرضا، ج2، ص35، حدیث 77؛ و ابن زهرة فی الاربعین الحدیث الرابع . [4] . الخصال , جلد 1 , صفحه 48.

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 10153
زمان انتشار: 11 فوریه 2021
| |
اعمال شب و روز اول ماه رجب

اعمال شب و روز اول ماه رجب

شب اول این شب، شب شریفى است و در آن چند عمل وارد شده است . 1- وقتی هلال ماه دیده شد فرد بگوید: اللَّهُمَّ أَهِلَّهُ عَلَیْنَا بِالْأَمْنِ وَ الْإِیمَانِ وَ السَّلامَةِ وَ الْإِسْلامِ رَبِّى وَ رَبُّكَ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ. و از حضرت رسول صلى الله علیه و آله منقول است كه چون هلال رجب را مى‏دید مى‏گفت: اللَّهُمَّ بَارِكْ لَنَا فِى رَجَبٍ وَ شَعْبَانَ وَ بَلِّغْنَا شَهْرَ رَمَضَانَ وَ أَعِنَّا عَلَى الصِّیَامِ وَ الْقِیَامِ وَ حِفْظِ اللِّسَانِ وَ غَضِّ الْبَصَرِ وَلا تَجْعَلْ حَظَّنَا مِنْهُ الْجُوعَ وَ الْعَطَشَ. 2- غسل. حضرت رسول اکرم(صلى الله علیه و آله) فرموده‌اند: هر كس ماه رجب را درك كند و اول و وسط و آخر آن ماه را غسل نماید، از گناهان خود پاک می‌شود مانند روزى كه از مادر متولد شده است. 3- زیارت امام حسین علیه السلام . 4- بعد از نماز مغرب بیست ركعت، یعنی 10 تا دو رکعتی نماز گزارده شود. تا خود، اهل، مال و اولادش محفوظ بماند و از عذاب قبر در پناه باشد. 5- بعد از نماز عشاء دو ركعت نماز گزارده شود بدین نحو: در ركعت اول حمد و ألم نشرح یك مرتبه و توحید سه مرتبه و در ركعت دوم حمد و ألم نشرح و توحید و معوذتین خوانده شود و پس از سلام، سى مرتبه لا إِلَهَ إِلا اللهُ بگوید و سى مرتبه صلوات بفرستد تا حق تعالى گناهان او را بیامرزد مانند روزى كه از مادر متولد شده است. روز اول رجب این روز، روز شریفى است و برای آن چند عمل ذکر شده است: 1- روزه . روایت شده كه حضرت نوح (علیه السلام) در این روز به كشتى سوار شد و به كسانى كه همراه او بودند امر فرمود روزه بگیرند که هر كس این روز را روزه بگیرد، آتش جهنم یك سال از او دور شود . 2- غسل . 3- زیارت امام حسین علیه السلام. از امام جعفر صادق(علیه السلام) روایت شده است که: هر كس امام حسین (علیه السلام) را در روز اول رجب زیارت کند، خداوند او را بیامرزد. البته قابل ذکر است که زیارت از راه دور هم مورد قبول است ان شاء الله. اعمال مشترک ماه رجب مطالب مرتبط آرشیو مباحث استاد شجاعی فروشگاه آنلاین با محصولات ناب

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 10142
زمان انتشار: 22 مارس 2019
|
مسابقه «سبک زندگی شاد»

مسابقه «سبک زندگی شاد»

اولین دوره آگاهی سنجی سلسله مباحثِ استاد شجاعی با موضوع سبک زندگی شاد «مخصوص اعضای کانال استاد محمد شجاعی و کاربران سایت منتظران منجی»

برای شرکت در مسابقه، استماع مباحث «سبک زندگی شاد» فایل های شماره 1 تا 30 الزامی می باشد.

زمان مسابقه: ۲۰ اسفند ۹۷ الی ۲۰ فروردین ۹۸

تاریخ قرعه کشی: یکم اردیبهشت ۹۸ مصادف با جشن بزرگ نیمه شعبان

به همراه جوایز نفیس برای عزیزان برگزیده

برای شرکت در مسابقه اینجا کلیک کنید. 

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 10141
زمان انتشار: 7 مارس 2019
| |
پرواز در آسمان رجب ۱

پرواز در آسمان رجب ۱

در آستانه ی ماه مبارک رجب هستیم...

 خداوند، فرصت بسیار بسیار عزیز و مغتنمی را در این ماه، برای بندگانش مهیا فرموده که برماست تا نهایت بهره مندی را از آن ببریم.

أینَ الرَّجَبیون

این ندایی است که با آن، روز قیامت، اهل ماه رجب از سایرین جدا خواهند شد. و این نشان می دهد که اهل رجب بودن، یک کمال انسانی و آخرتی است. تقسیم بندی انسان ها از سوی خداوند تبارک و تعالی در قرآن کریم، با توجه به بعد انسانی آن ها است. خداوند انسان ها را با توجه به کمالات وجودی شان تقسیم بندی می کند. در قیامت نیز افراد بر اساس کمالات وجودی شان تقسیم بندی می شوند؛ مثلا مشرکین، کافرین، مؤمنین، اهل یقین، مجاهدین، صابرین. یکی از این دسته ها  رجبیون هستند. وقتی که گفته می شود رجبیون یعنی: این افراد در دنیا با ماه رجب انس گرفتند و شخصیت سازی کردند تا موفق شدند به این مقام والا دست یابند که به آنان خطاب شود: اهل رجب هستند. کسی که اهلِ ماه رجب است یعنی به اهلیتِ رفاقت، صمیمیت و انس نائل شده است. بنابراین ما نباید این فرصت بی نظیر را از دست بدهیم، بقدری این ماه عظمت دارد که خداوند آن را به خویش نسبت می دهد و پیامبرصلی الله علیه وآله و سلم نیز . پیامبر صلی الله علیه وآله و سلم  می فرماید، رجب ماه خداست شعبان ماه من هست و رمضان ماه امت من. کسانی که قصد دارند جهشی به سمت پاکی نور و غیب داشته باشند، باید از ماه رجب، خوب استفاده کنند. رَحِمِ زمانیِ رجب، بسیار بسیار قدرتمند است. یعنی اگر کسی خودش را در رحم زمانی رجب قرار بدهد و توجه ویژه به این ماه داشته باشد؛ در این یک ماه، سال های سال، بلکه ده ها سال جلو می افتد. این نکته بسیار مهمی است شب اول ماه رجب که بسیار بسیار مهم است؛ یکی از چهار شبی است که در سال فضیلت به اِحیا دارد. اولین پنج شنبه این ماه، با عنوان لیله الرغایب، شبی است که در آن وعده استجابت از سوی خداوند به بندگان داده شده است. امسال شب اول رجب توأم با شب جمعه است و به همین خاطر بسیار بسیار مهم تر و با فضیلت تر گشته است. هم شرافت شب اول رجب و هم شرافت شب جمعه را دارد و یکی از چهار شب مهم سال برای شب زنده داری و مناجات تا سحرگاهان است. چندین نماز پر برکت دارد که وقت کمی از انسان می گیرد اما آثار شگفت انگیزی دارد. بین نماز مغرب و عشاء ۲۰ رکعت نماز دارد و نماز دو رکعتی دیگری بعد از نماز عشاء که فوق العاده مهم است. و در عظمت ماه رجب همین بس که ؛ در روایت داریم هرکس این نماز را بخواند خداوند تمام گناهان عمر او را می بخشد و مثل کسی می ماند که تازه از مادر متولد شده... بنابراین باید خیلی قدردان این ماه باشیم و خودمان را برای این ماه آماده کنیم. بهتر است برنامه ریزی کنیم و یک سلسله از فعالیت هایمان را در ماه رجب تغییر بدهیم و کم کنیم. امامرحمه الله علیه  از مرحوم میرزا جواد آقای ملکی تبریزی که شاگرد مرحوم حسینقلی همدانی و استاد حضرت امام رحمه الله علیه بودند؛ چنین نقل می کند: ایشان می فرمود:  حتی روحانیون و علما هم باید در ماه رجب درس ها و بحث هایشان، کارهای تحقیقی و مطالعاتی شان را کم کنند و در این ماه وقت بیشتری را به عبادت و انس با خود خداوند تبارک و تعالی  اختصاص بدهند. ماه رجب یک ماه عسل بی نهایت شیرین، جذاب و سازنده بین انسان و خداوند است. حال و هوای انسان، قدرت، شوق و آمادگی انسان در ماه های رجب، شعبان و رمضان، برای خروج از ظلمات دنیا و ورود به نور معنویت و آخرت خیلی بیشتر است. پیامبر صلی الله علیه وآله و سلم  می فرمایند: فَإِذا دَخَلَ شَهرُ رَجَبٍ یُنادی ذلِكَ المَلَكُ كُلَّ لَیلَةٍ مِنهُ إلَى الصَّباحِ : زمانی که ماه رجب آغاز می شود، فرشته ای هر شب تا به صبح ما را از جانب خداوند، فرا می خواند... ما باید حواسمان به این فرشته ی عزیز مهربان و مقرب الهی باشد، که خدا او را از بین فرشتگان برای این مأموریت انتخاب کرده است که این ندا را به جان ما برساند. به همین علت است که افرادی که حواسشان جمع است و توجه دارند حالشان در این ماه با ماه های دیگر کاملاً متفاوت است و حال و هوای بهتری برای ارتباط با غیب و معنویت، نشاط و انس با  خداوند تبارک و تعالی دارند. آن دسته از افرادی که این ماه با ماه های دیگر برایشان فرقی ندارد؛ ظرف وجودی شان را کاملا پشت به غیب، پشت به رحمت و پشت به نور گرفته اند! ظرف وجودی شان رو به غیب نیست که در آن رحمت و انس الهی وارد شود. بقدری مشغول طبیعت و دنیا هستند که ماه رجب و غیر رجب خیلی هم برایشان فرقی ندارد. این افراد حتی اگر به ماه رمضان هم برسند، با پشت به رمضان بودن روزه هم می گیرند، نماز هم می خوانند اما پشت به ماه رمضان هستند؛ از این روزه متنفر هستند و شوق دارند روزه تمام شود. ماه رجب آنقدر قدرت دارد که همه چیز در آن ویژه و خاص است ... ماه رجب جشنی است که خداوند برپا کرده تا به بندگانش به صورت ویژه نگاه کند... خداوند رحمان است و همیشه رحمتش متوجه بندگانش هست. یا دائم الفضل علی البریه... ای دائم الفضل بر بندگان یا باسط الیدین بالعطیه... ای که هر دو دستت را برای عطا باز کردی. اما داستان ماه رجب فرق دارد. در ماه رجب خداوند خطاب به بندگان می فرماید که بیایید شروع دیگری داشته باشیم. بندگانش را برای یک شروع جدید، یک انس، یک رفاقت، یک شرافت، خطاب می کند. خوب دقت کنید وقتی که خداوند ملک را می فرستد یعنی یک موجود معصوم پاک، سفیر عزیز و مهربان الهی را به سراغ ما می فرستد: که بیا! بیا نزد ما، بیا به انس... شما را به میهمانی خدا دعوت می کند... توجه داشته باشید... این را فقط کسانی خوب درک می کنند و می فهمند که دلی پاک داشته باشند. اگر کسی کمی توجه داشته باشد متوجه می شود که نزول فرشته از سوی خداوند تبارک و تعالی به سوی انسان چقدر عظمت دارد. خداوند یکی از فرشتگان عظیم و عزیز خودش را در آسمانی خاص نصب می کند و می فرماید: از مقرب ترین مکان به بندگان من، پیام من را برسان...

صوت

1 - پرواز در آسمان رجب ۱

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 10106
زمان انتشار: 28 فوریه 2021
| |
ماه رجب، ماه رهایی از سردرگمی های زندگی است

پرواز در آسمان رجب؛ جلسه4؛ 97/12/09

ماه رجب، ماه رهایی از سردرگمی های زندگی است

ما در عمرمان سردرگمی های زیادی در مسائل جمادی، گیاهی، حیوانی و عقلی داریم. مثلاً می‌خواهی یک کار اقتصادی بکنی سردرگم هستی که این کار را بکنم یا نکنم. این معامله را انجام بدهم یا نه. این شغل را انتخاب بکنم یا نه. این دارو را بخورم یا نه. با این شخص ازدواج بکنم یا نه. این رشته تحصیلی را انتخاب کنم یا نه.

در مسائل معنوی هم سردرگم است. نمی‌داند که ارتباطش با خانواده آسمانیش چطوری است؟ با اهل بیت چطوری است؟ با خود خدا، با ملائکة الله چطور است؟ یعنی هدایت‌هایی را می‌خواهد که مربوط به جنبه‌های فوق عقلانی است. نمی‌داند باید چه کار بکند. در هر پنج شأن وجودی، انسان سردرگمی و بلاتکلیفی دارد و نمی‌داند باید چه کار بکند. اما باید بدانیم که در همه اینها خدا هدایت‌ می‌کند. چون فرمود: «وَ مَنِ اسْتَهْدَانِی هَدَیْتُهُ= هر کس از من هدایت بخواهد، هدایتش می‌کنم». هر کس از من رفع بلاتکلیفی بخواهد در این ماه، من تکلیفش را می‌کنم. یعنی خدا با یک وسیله‌ای دل آدم را می‌برد به یک سویی که درست است. مختلف هم هست؛ ولی بالاخره هدایت می‌کند و یک نور و روشنایی نصیبش می‌کند. یکی از چیزهایی که خیلی مهم است، این است که ببینیم خدا در این ماه از ما چه چیزی خواسته. دعاهای این ماه، نقش هدایت­گری برای ما دارند و ما را از بلا تکلیفی‌­های زیادی در می‌آورند. اگر اهل بیت نبودند ما که از رجب سر در نمی‌آوردیم و نمی‌دانستیم رجب چیست و چه خصوصیاتی دارد. کور و کر وارد آن می‌شدیم و کور و کر هم از آن خارج می‌شدیم. اما الان به ما بصیرت می‌دهند و می‌گویند حواستان باشد که ماه رجب است. ماه رجب، زمان و منطقه امن است و با ماه‌های دیگر خیلی فرق دارد. پس چه کسی از باطن ملکوت این ماه به ما خبر می‌دهد؟ اهل بیت (علیهم السّلام) به ما یاد دادند که در این ماه چه کار کنیم و چطوری وارد اردوگاه زمانی ماه رجب بشویم و چطور از مواهب آن استفاده بکنیم. از همان شب اول، قدم به قدم معصوم دست تو را گرفته و می‌گوید این حرفها را بزن و با خدا اینطوری بگو. «یا من یعطی من لم یسئله و لم یعرفه= ای کسی که عطا می کنی به کسی که از تو درخواستی نمی کند و تو را نمی شناسد». خدا می‌گوید تو من را بشناسی یا نشناسی، از من بخواهی یا نخواهی، من در این ماه به تو می‌دهم. چه رسد به کسی که خدا را می شناسد و از او درخواست می کند. ماه رجب، ماه استجابت دعاهاست ماه رجب مقدمه ای برای پرواز و اوج گرفتن است. خداوند در ماه رجب، درب آسمان را به روی انسان­ها گشوده و ندا می دهد اگر کسی از من درخواست کند او را می آمرزم و هدایت می کنم. این ماه حبل بین بنده و خداست و این ریسمان از آسمان هفتم آویخته شده تا بندگان از طریق آن به خدا برسند. در ادامه فراز حدیث قدسی که فرشتۀ عزیز الهی در ماه رجب از آسمان هفتم تا صبح ندا می‌دهد، به اینجا رسیدیم که «فَمَنْ دَعَانِی فِی هَذَا الشَّهْرِ أَجَبْتُهُ = هر كه در این ماه مرا بخواند اجابتش كنم». «دعانی» یعنی هر کس صدایم کند. یعنی جواب کسی که مرا صدا کند را می‌دهم. در روایت داریم که خدا اصلاً جواب بعضی ها را نمی‌دهد و برای شنیدن حرف بعضی‌ها خدا گوشی ندارد. چون دوستشان ندارد و حوصله‌شان را ندارد و قبولشان ندارد، حرف‌هایشان را هم که حرفهای بی‌منطقی است گوش نمی‌کند. پس اصلاً دعاها را اجابت نمی‌کند. مثلاً کسی که کار نمی‌کند، مدام از خدا روزی می‌خواهد، تنبل است. او روزیش را خودش می‌بنندد. یا بعضی‌ها به روزی کم قانع نیستند، و می‌خواهند روزی شان یک دفعه زیاد بشود. اما کار نمی‌کنند و می‌گویند این کارها که کار نیست. در حالی که این فکر اشتباهی است. زیرا هر کس با کار و درآمد کم کارش را شروع بکند، روزیش زیاد می‌شود. بعد هم دعا می‌کند خدایا چرا مشکل من حل نمی‌شود. خدا می‌گوید یک کار کم را شروع کن تا روزیت را زیاد کنم. بیکاری ننگ و گناه است. از یک رزق کوچک شروع کن تا خدا برکت را به تو ‌بدهد. ولی اینکه تو از الان انتظار داری یک دفعه یک درآمد چند میلیونی داشته باشی، معقول نیست. هیچ وقت کم را رها نکنید به خاطر اینکه کم است. با کم شروع کنید، خدا به شما برکت می‌دهد. یا مثلاً درس نمی‌خواند بعد می‌گوید خدایا من در دانشگاه و امتحان و کنکور قبول بشوم. خدا جز با رعایت مجاری طبیعی که خودش قرار داده، به کسی چیزی نمی دهد. چون این ناموس و قوانین خودش هست. خدا می‌گوید این مسیری که من گفتم را برو، از من هم کمک بخواه تا من هم به تو کمک ‌کنم. گفتیم ماه رجب خیلی خاص است و همه شرائط، قوانین، مقررات و همه چیز در ماه رجب برداشته می‌شود. حتی خدا واسطه‌ها را هم برمی‌دارد. در واقع در ماه رجب خود بنده شرافت دارد، خود بنده اعتبار پیدا می‌کند. حتی اگر گناهکار هم باشد، یک قیمت و ارزشی دارد. ماه رجب خیلی خیلی ویژه است. متوجه این باشید که خدا با همه وجودش آغوشش را به روی بندگانش باز کرده است. برای همین فرمود: «فَمَنْ دَعَانِی فِی هَذَا الشَّهْرِ أَجَبْتُهُ= اگر کسی من را در این ماه صدا کند، من اجابتش می‌‌کنم و جوابش را می‌دهم. پس ناامید نشوید و نگویید من هزار تا مشکل دارم، گناه دارم، آلوده هستم، معصیت کردم، چنین و چنان هستم. اصلاً این حرفها را نزنید. هر کس و هر طور باشی، خدا جوابت را می‌دهد. ماه رجب، غیر از ماه‌های دیگر است. ماه رجب ریسمانی است بین بنده و خدا خدا می گوید: «وَ جَعَلْتُ هَذَا الشَّهْرَ حَبْلًا بَیْنِی وَ بَیْنَ عِبَادِی‏= من این ماه را یک ریسمان بین خودم و بنده‌ام قرار دادم». ببینید خداوند چقدر رسا حرف می‌زند. رجب اینقدر قشنگ است. اما گرفتن این ریسمان هنر و آمادگی و وقت گذاشتن و تمرکز می‌خواهد. باید بدانی که در این ماه چطوری رفتار کنی. باید «تصمیمات‌مان، افکارمان، آرزوهای‌مان و عشق‌های‌مان» را در این ماه تنظیم کنیم. «فَمَنِ اعْتَصَمَ بِهِ وَصَلَ إِلَی‏= هر کس اعتصام بکند به ریسمان ماه رجب، به خودم وصل می‌شود». ببینید خدا چقدر قشنگ حرف می‌زند. می فرماید ماه رجب، حبل اتصال به خود خداست. چه چیزی از این قشنگ‌تر که یک دفعه آدم همه موانع را بردارد و به خدا وصل بشود. خوش به حال کسی که حرف زدن عاشقانه با خدا را بلد باشد و این رمز‌ها را بشناسد و بداند خدا چه طور با او حرف می‌زند. یکبار دیگر نامه خدا را با هم مرور کنیم: «یَقُولُ اللهُ تَعَالَى أَنَا جَلِیسُ مَنْ جَالَسَنِی وَ مُطِیعُ مَنْ أَطَاعَنِی وَ غَافِرُ مَنِ اسْتَغْفَرَنِی الشَّهْرُ شَهْرِی وَ الْعَبْدُ عَبْدِی وَ الرَّحْمَةُ رَحْمَتِی فَمَنْ دَعَانِی فِی هَذَا الشَّهْرِ أَجَبْتُهُ وَ مَنْ سَأَلَنِی أَعْطَیْتُهُ وَ مَنِ اسْتَهْدَانِی هَدَیْتُهُ وَ جَعَلْتُ هَذَا الشَّهْرَ حَبْلًا بَیْنِی وَ بَیْنَ عِبَادِی فَمَنِ اعْتَصَمَ بِهِ وَصَلَ إِلَی‏= خداوند تعالی می گوید: من همنشین کسی هستم که همنشین من باشد. من مطیع کسی هستم که مطیع من باشد. من آمرزنده ی کسی هستم که از من طلب آمرزش کند. این ماه، ماه من است و بنده بنده ی من است و رحمت رحمت من است. پس هر کس در این ماه مرا بخواند، اجابتش می کنم و هر کس از من درخواست کند، عطایش می کنم. هر کس از من طلب هدایت کند، هدایتش می کنم. این ماه را ریسمانی بین خودم و بنده ام قرار دادم؛ پس هر کس به آن چنگ زند، به من می رسد». این نامه عاشقانه خدا به بنده اش است. آدم باید زبان‌فهم باشد. خدا 22 بار به بنده می‌گوید من هستم. شما تا حالا شده پیش  کسی که خیلی عاشقت است، مثلا پدر و مادرت ۲۲ بار به تو بگوید من هستم و من پشت تو هستم و من هستم و هر چه بخواهی، در کنارت هستم و اجابتت می‌کنم و حرف‌هایت را گوش می‌کنم و هر چه بخواهی هدایتت می‌کنم! اگر گوش داشته باشیم، این ندا را از آسمان هفتم می‌شنویم. اگر با چنین وضعی، کسی جهنم برود حقش هست و لیاقتش همان جهنم رفتن است. آدم‌هایی که به جهنم رفتند، شیفته جهنم بودند و عاشق جهنم بودند که رفتند. از بهشت خوششان نمی‌آمد. از مظاهر خدا، رنگ خدا، بوی خدا، مظاهر خانواده آسمانی، رنگ و بوی خانواده آسمانی‌شان، از سبک زندگی بهشتیان خوششان نمی‌آمده که به جهنم رفتند. خودش خواسته جهنم برود، دوست داشته جهنم برود. دعاها و اعمال مشترک ماه رجب خدا در این ماه، شراب هایی ریخته که فوق‌العاده شیرین و مهم هستند. از جمله دعاهای این ماه که عبارتنداز؛ «یَا مَنْ‏ یَمْلِكُ‏ حَوَائِجَ السَّائِلِین‏» از امام زین‌العابدین است که بعد از نمازها خوانده می‌شود. «خَابَ‏ الْوَافِدُونَ‏ عَلَى غَیْرِكَ، وَ خَسِرَ الْمُتَعَرِّضُونَ إِلَّا لَك ...‏». یعنی خسران می‌رود سراغ کسی که در این ماه برود در خانه کسی غیر از خود خدا و التماس کسی را بکند و از کسی خواهش بکند و خودش را کوچک و ذلیل بکند. فقط در خانه خدا برو، به هیچ کس و آدمی فکر نکن. «اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُكَ صَبْرَ الشَّاكِرِینَ‏ لَكَ وَ عَمَلَ الْخَائِفِینَ مِنْكَ وَ یَقِینَ الْعَابِدِینَ لَك ‏...» خدا کند که بشود در خلوت آدم اینها را بخواند.«وَ امْنُنْ بِغِنَاكَ عَلَى فَقْرِی‏»؛ « اللَّهُمَّ یَا ذَا الْمِنَنِ‏ السَّابِغَةِ وَ الْآلَاءِ الْوَازِعَةِ وَ الرَّحْمَةِ الْوَاسِعَةِ وَ الْقُدْرَةِ الْجَامِعَةِ وَ النِّعَمِ الْجَسِیمَة ...»؛ «اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُكَ بِمَعَانِی جَمِیعِ مَا یَدْعُوكَ بِهِ وُلاةُ أَمْرِكَ ...» خدایا من هر چیزی که اهل بیت می‌خواهند، من همه آنها را می‌خواهم. این دعای امام زمان علیه‌السلام خیلی ویژه است. یعنی اگر کسی دعاشناس باشد، حتی اگر نداند امام زمان این را گفته، می‌خواند می‌گوید این مال آقا است. چون آقا شیعیان را خیلی تحویل گرفته، درجه خواسته‌ها را خیلی بالا برده، امام زمان علیه‌السلام خیلی مهربان است. اما ما مهربان نیستیم. ما با حضرت خشن هستیم.  دعای تولدهای امامان را داریم. چون دو امام ما در این ماه متولد شدند.  دو تا دعا هست زمانی که شما وارد حرم می‌شوید، این دعاها دعای میکده‌ای است.«الْحَمْدُ لِله الَّذِی‏ أَشْهَدَنَا مَشْهَدَ أَوْلِیَائِه...‏» بعد هم دعای «یَا مَنْ‏ أَرْجُوهُ و ...». در آخر، استغفارها را برای خودتان بنویسید و سعی کنید از الان یک دفترچه برای خودتان تهیه کنید و اعمال ماه رجب را در آن بنویسید و همیشه همراهتان داشته باشید. هر روز استغفار بگویید که عالی است. اینها اعمال مشترک هستند.  یکسری اعمال در ماه رجب، از شب اول شروع می‌شود به همراه نمازها تا ایام البیض. هر کس می‌‌تواند در ایام البیض به میکده برود. اگر می توانید سه روز اعتکاف را بروید. در این شبها و بخصوص ایام البیض چند دعای خیلی زیبا دارد که خیلی غوغا است. روزه‌ها را خیلی جدی بگیرید، روزه‌ها مرحله به مرحله آدم را اوج می‌دهد. هر کس هر چه بیشتر می‌تواند روزه بگیرد. وجود انسان را صاف و نورانی می‌کند. اگر کسی روزه نمی تواند بگیرد، دعاهایی هست که ثواب روزه را دارد. قا/161 مطالب مرتبط آرشیو مباحث استاد شجاعی فروشگاه آنلاین با محصولات ناب

صوت

1 - ماه رجب، ماه رهایی از سردرگمی های زندگی است

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed