www.montazer.ir
سه‌شنبه 2 ژوئن 2026
شناسه مطلب: 10764
زمان انتشار: 19 مارس 2021
| |
بازخوانی پیام‌های نوروزی رهبری از سال 69 تا 98

بازخوانی پیام‌های نوروزی رهبری از سال 69 تا 98

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای مدظله العالی در نخستین دقایق آغاز سال نو، در پیامی به ملت شریف ایران، با تشریح اوضاع مهم سال قبل، چارچوب کلی و افق پیش روی ملت و مسئولان جمهوری اسلامی را در سال  پیش رو، ترسیم می‌کنند. بخش‌هایی از پیام‌های نوروزیایشان از سال ۶۹ تا ۹۷ را در زیر می‌خوانید:

پیام به ملت شریف ایران، به مناسبت حلول سال ۶۹ ما امسال عید نوروز را در حالی برگزار می‌کنیم که خدای متعال با فقدان بزرگ رهبر عظیم‌الشأنمان، امتحان سختی از ما کرد و دوران سختی را بر ما گذراند. آن فقدان، محنت بزرگی بود. امیدواریم که خدای متعال، روح آن بزرگمرد را با ارواح مقدسه‌ی انبیا و اولیا محشور کند و او را از ما راضی نماید و ما را در راه او، مستمر و مستدام بدارد. امیدواریم که خداوند، نظر لطف و محبت خود را که در طول این یازده سال همواره بر این ملت و بر این نظام داشته است، باز هم آن را بر ما مستمر بگرداند و ما بتوانیم به کمک خدا و با حرکت در راه او و با استغفار و توبه‌ی الیاللَّه، متاع حَسَن و قدرت و قوّت و عزت الهی را برای خودمان و برای این ملت بزرگ و فداکار تأمین کنیم. پیام به ملت شریف ایران، به مناسبت حلول سال ۷۰ شما ملت عزیز ما توانستید با کمکهای خودتان به دولت و به مردم آسیب‌دیده‌ی کشور، کاری بکنید که در طول تاریخ گذشته‌ی ما بی‌سابقه بود. ما زلزله‌های بسیاری را دیده‌ایم؛ حوادث طبیعی بسیاری را در گذشته از نزدیک شاهد بوده‌ایم؛ حادثه‌یی با عظمتِ زلزله‌یی که در شمال پیش آمد، بعضاً در گذشته هم اتفاق افتاده بود؛ لیکن هیچوقت نشده بود که آثار و عوارض آن حوادث تلخ، به این سرعت به سمت بهبودی پیش برود که در این بار اتفاق افتاد. البته کمبودها در آن مناطق زیاد است؛ لیکن آنچه که از پیشرفت امور و کمک به زلزله‌زدگان و آسیبدیدگان و تأمین مسکن و غیر اینها اتفاق افتاد، به برکت همکاری و همدوشی مردم با دولت و تلاش فراوان ملت و دولت در این زمینه بود. پیام به ملت شریف ایران، به مناسبت حلول سال ۷۱ یکی از این حوادث سال گذشته، از هم پاشیده شدن امپراتوری بزرگ و کشور اتّحاد جماهیر شوروی و زوال یک ابر قدرت بود که حقیقتاً حادثه‌ای بزرگ در زمان و تاریخ ما به حساب میآید. این حادثه از چند نظر حائز اهمیت است: اوّلاً از این نظر که موجب شد در خلال کشورها و ملتهایی که استقلال و آزادی خودشان را به دست آوردند، کشورها و ملتهای مسلمان نیز به این امتیازات برسند. میلیونها مسلمان در این منطقه و در همسایگی ما توانستند آشکارا و با صراحت، آرزوها، آرمانهای اسلامی و فرهنگ خود را بر زبان بیاورند و آن را مطرح کنند؛ در حالی که دهها سال از این حقّ طبیعی محروم بودند. پیام به ملت شریف ایران، به مناسبت حلول سال ۷۲ آنچه که من به برنامه‌ریزان و مسؤولین دولتی مؤکّداً سفارش میکنم، این است که در این برنامه توجّه کنند که هدف اصلی، کمک به طبقات محروم جامعه باشد. این، چیزی است که ما را به «عدالت اجتماعی» نزدیک میکند. هدف اصلی در کشور ما و در نظام جمهوری اسلامی، عبارت از تأمین عدالت است و رونق اقتصادی و تلاش سازندگی، مقدّمه آن است. ما نمیخواهیم سازندگی کنیم که نتیجه این سازندگی یا نتیجه رونق اقتصادی، این باشد که عدّه‌ای از تمکّن بیشتری برخوردار شوند و عده‌ای فقیرتر شوند. این، به هیچ‌وجه مورد رضای الهی و رضای اسلام و مورد قبول ما نیست. پیام به ملت شریف ایران، به مناسبت حلول سال ۷۳ تذکّری که میخواهم عرض کنم این است که از آغاز سال جدید، دو شاخص را به عنوان شعار برای خودمان قرار دهیم: این دو شاخص، عبارت است از «وجدان کار» و «انضباط اجتماعی». این دو شاخص، برای همه ما، در هر جا که هستیم بسیار مهم است. «وجدان کار» یعنی این‌که اگر کاری را به عهده گرفتیم و انجام آن را تعهّد کردیم - چه این کار، برای شخص خودمان یا خانواده خودمان؛ جهت نان درآوردن باشد، و چه کاری اجتماعی و مردمی و مربوط به دیگران باشد آن را خوب و کامل و دقیق و تمام انجام دهیم. به تعبیر معروف، برای آن کار، «سنگ تمام بگذاریم». اگر ملتی دارای «وجدان کار» باشد، محصول کار او خوب خواهد شد، و وقتی محصول کار نیکو شد، وضع اجتماعی، به طور قطع بهبود پیدا خواهد کرد. پیام به ملت شریف ایران، به مناسبت حلول سال ۷۴ من عرض میکنم امسال هم می‌خواهم دو توصیه بکنم. یک توصیه این است که آن دو شعار [شعارهای سال ۷۳] را زنده نگه داریم... توصیه دوم که آن هم برای جامعه ما بسیار مهم است، «انضباط اقتصادی و مالی» است. من این را از آحاد ملت و مسؤولین کشور و مأمورین دولت، امسال تقاضا دارم. انضباط اقتصادی و مالی یعنی مقابله با ریخت و پاش، زیاده روی و اسراف. ریخت و پاش مالی و زیاده روی در خرج کردن و زیاده روی در مصرف، به هیچ وجه صفت خوبی نیست. نه اسمش جود و سخاست و نه کرم و بزرگ منشی است. فقط اسمش «بی‌انضباطی اقتصادی و مالی» است. پیام به ملت شریف ایران، به مناسبت حلول سال ۷۵ من همه را به رعایت منابع مالی کشور توصیه میکنم... اسراف در ثروت عمومی و موجودیهای این کشور و منابع طبیعی و نیز در آنچه که با زحمت زیاد به دست میآید و اسراف در نان و آب و انرژی و نیروی انسانی، همه اینها بد است. اسراف، نقطه مقابل آن توصیه‌ای است که ما در سال گذشته و سالهای قبل از آن عرض کردیم که عبارت از «انضباط» است. اگر بخواهیم با اسراف مبارزه کنیم، باید برای این کار برنامه‌ریزی انجام گیرد و آن را مسؤولان دولتی انجام دهند. بنابراین، توصیه اوّل من، مبارزه با اسراف و زیاده‌روی و نابود کردن اموال عمومی و اموال شخصی است؛ چون اموال شخصی هم، به نحوی به اموال عمومی برمیگردد. پیام به ملت شریف ایران، به مناسبت حلول سال ۷۶ من امسال میخواهم مثل سالهای قبل، به همه مردم یک سفارش بکنم. بحمداللَّه سفارشهایی که شده، مورد توجّه قرار گرفته است. هم مردم توجه کرده‌اند و هم مسؤولان، و من توقّعم از هر دو است؛ هم از مردم و هم از مسؤولان. من می‌خواهم به مردم عزیزمان عرض کنم که امسال همه سعی کنند اسراف را کنار بگذارند. متأسفانه در زندگیهای ما اسراف وجود دارد. اسراف یعنی تضییع نعمت الهی؛ یعنی نشناختن قدر نعمت الهی. البته بیشتر، مخاطب ما در این سخن، افراد متمکّنند. افرادی که تهیدتست یا متوسّطند، به نظر میرسد که کمتر اسراف میکنند... کنار گذاشتن اسراف در چیزهایی که به نظر کوچک می‌آید؛ مثل اسراف در مصرف بی‌رویّه آب، ضروری است. پیام به ملت شریف ایران، به مناسبت حلول سال ۷۷ امسال توصیه مهمّ من عبارت است از صرفه‌جویی. دولت هم باید صرفه‌جویی کند؛ ملت هم باید صرفه‌جویی کند. دولت، علاوه بر صرفه‌جویی بایستی راههای صرفه‌جویی را هم به مردم تعلیم دهد. تا وقت نگذشته است - تا ماههای اوّل سال، سپری نشده است - بایستی فهرستی از انواع صرفه‌جویی‌هایی را که مردم میتوانند بکنند - در آب، نان، بنزین و در مصارف گوناگون و همه چیزهایی که برای صرف آنها مجبوریم از سرمایه‌های کشور و نفت مصرف کنیم - و راههای صرفه‌جویی در آنها را به مردم تعلیم و نشان دهند؛ مردم هم جدّاً سعی کنند که صرفه‌جویی نمایند. پیام به ملت شریف ایران، به مناسبت حلول سال ۷۸ سالی که در این ساعت و در این روز آغاز میشود، سالی است با امیدها و با امکانات فراوان و انشاءاللَّه با توکّل به خدا، سالی متناسب با خواستها و ارزشهای ملت ایران است. از مهمترین خصوصیات امسال این است که مصادف با صدمین سال ولادت امام بزرگوار ماست. به همین مناسبت جا دارد که این سال را سال امام خمینی رحمةاللَّه‌علیه بدانیم و بنامیم. فقط هم نامیدن و عنوان، کافی نیست. باید ان‌شاءاللَّه همه سعی کنند شخصیت بزرگوار امام خمینی را با همان ابعاد عظیم، به درستی بشناسند و خصوصیات آن را ان‌شاءاللَّه در زندگی خود و زندگی ملت و عرض و طول معنوی کشور، اِعمال و پیاده کنند. پیام به ملت شریف ایران، به مناسبت حلول سال ۷۹ سال جدیدی را در پیش رو داریم و همان طور که میدانید، امسال، هم در آغاز و هم در پایان خود، مزیّن به عید مبارک غدیر است؛ یعنی سال ۱۳۷۹، دو عید غدیر دارد. بسیار مناسب است که ما این سال را به این مناسبت، «سال امام امیرالمؤمنین، علی‌بن‌ابیطالب علیه‌السّلام» بدانیم و بنامیم و خودمان را به آن بزرگوار نزدیک کنیم... امیرالمؤمنین علیه‌السّلام در زندگی حکومتی خود، نسبت به عدالت، نسبت به حقوق ضعفا و درماندگان و پابرهنگان، بیاغماض و بیگذشت بود. ماهم باید همینطور باشیم. آن حضرت نسبت به حقّ خود و به سهم خود، بسیار پرگذشت بود؛ همه ما نیز باید همین‌گونه باشیم. پیام به ملت شریف ایران، به مناسبت حلول سال ۸۰ در زمینه آنچه که ما در سال ۸۰ باید به عنوان شعارهای اساسىِ خودمان به آن نگاه کنیم، من دو نقطه مهم را مطرح میکنم: نقطه اوّل، اقتدار ملی است. اقتدار ملی برای یک کشور، حفظ کننده هویت او، مایه عزّت او و وسیله رسیدن او به آرمانهاست. نکته دوم و نقطه‌ی اساسی دیگر مسأله اشتغال است. سال را باید از آغاز تا پایان، سالِ تلاش برای ایجاد اشتغال مفید و مولّد قرار دهیم. در مطالعات عمیق و بررسی‌های همه‌جانبه اقتصادی، به این نتیجه میرسیم که نقطه عزیمت و شروع، عبارت است از تلاش برای اشتغال. برای جامعه ما شایسته نیست که جمع بزرگی از مردم –جوانان- از اشتغال مفید و مولّد محروم باشند. پیام به ملت شریف ایران، به مناسبت حلول سال ۸۱ امسال، سال شمسی ما، هم در فروردین و هم در آخر سال در اسفند، با عاشورای حسینی مقارن و مصادف است. بنابراین جا دارد که ما امسال را «سال عزّت و افتخار حسینی» بدانیم. امیدواریم ملت عزیز ما با تمسّک به معنویتِ حسین‌‌بن‌‌علی علیه‌السّلام و با آشنایی بیشتر با آن بزرگوار، عزّت و افتخار و سربلندی را برای خود کسب کند؛ همچنان که بحمداللَّه به برکت آن حضرت و به برکت اسلام و قرآن، از عزّت و افتخار معنوی برخوردار بوده و هست. پیام به ملت شریف ایران، به مناسبت حلول سال ۸۲ نکته‌‌ای که امسال اضافه میکنم و به آن تأکید میورزم، این است که همه‌‌ی مسؤولان در سه قوّه، باید نهضتی را برای خدمت‌‌رسانی به مردم شروع کنند. ممکن است ما انواع و اقسام کارها و برنامه‌‌ها را در پیش‌‌رو داشته باشیم و اجرا کنیم؛ باید در میان آنها آنچه خدمت‌‌رسانىِ عمیقتر و ماندگارتر و زودبازده‌‌تر محسوب میشود، اولویّت پیدا کند. به ویژه این کارها باید بیشتر در خدمت قشرهای مستضعف و محروم و محتاج جامعه صورت گیرد... مسؤولان باید مردم را در قبال یک گزارش درست و متقن، مختار به قضاوت کنند تا مردم بتوانند کارآمدىِ نظام را به چشم ببینند و نسبت به آن قضاوت نمایند. نهضت خدمت‌‌رسانی به مردم یک مبارزه‌‌ی بزرگ و سنگین است؛ زیرا خدمت رساندن به عموم مردم با منافع بعضی گروههای خاص تضاد پیدا میکند و این‌‌جاست که باید با مبارزه و همّت و عزم راسخ وارد میدان شد. پیام به ملت شریف ایران، به مناسبت حلول سال ۸۳ سال ۸۳ آخرین سال دولت خدمتگزار کنونی است؛ همچنانکه مدت مسؤولیت پنج ساله‌ی اول رئیس قوه‌ی قضائیه و مجلس ششم شورای اسلامی دوران مسؤولیت خود را به پایان میبرند. آنچه که در این سال مناسب و لازم است که انجام بگیرد، این است که مسؤولان بخشهای مختلف به مردم گزارش بدهند که در دوران مسؤولیتی که در حالِ پایان یافتن است یا پایان یافته، چه خدمت بزرگ و چه کار شایسته‌ای را برای مردم انجام داده‌اند. دولت خدمتگزار، قوه‌ی قضائیه و مجلس شورای اسلامی به مردم پاسخ دهند که آنچه را که به عنوان شعار کار خود بر زبان آورده‌اند و همچنین آنچه را که مطالبات عمده‌ی رهبری در این سالها بوده است، چگونه تحقق بخشیده‌اند. درواقع سال ۸۳، سال پاسخگویی سه قوه به ملت ایران است. پیام به ملت شریف ایران، به مناسبت حلول سال ۸۴ آنچه برای مردم و مسؤولان - هر دو - حایز اهمیت است، عبارت است از همکاری و حفظ وحدت ملی و همبستگی عمومی ملت در قبال آنچه مسؤولان موظفند انجام دهند. ادامه‌ی این راه از یک طرف، و همکاری مردم و مسؤولان از سوی دیگر، میتواند ما را در پیشرفت این راه و پیشبرد این اهدافِ والا کمک کند. بنابراین امسال «همبستگی ملی و مشارکت عمومی» میتواند شعار بزرگ ملت ایران باشد. یقیناً مشارکت عمومی مردم - چه در انتخابات و چه در مسائل گوناگونی که این دولت و همچنین دولت آینده در پیش‌رو دارد - و همبستگی ملی آنان خواهد توانست به پیشرفت برنامه‌ها کمک کند. پیام به ملت شریف ایران، به مناسبت حلول سال ۸۵ در این مقطع زمانی، یاد و نام مبارک پیامبر اعظم از همیشه زنده‌تر است؛ و این یکی از تدابیر حکمت و الطاف خفیّه‌ی الهی است. امروز امت اسلام و ملت ما بیش از همیشه به پیغمبر اعظم خود نیازمند است؛ به هدایت او، به بشارت و انذار او، به پیام و معنویت او، و به رحمتی که او به انسان‌ها درس داد و تعلیم داد. امروز درس پیغمبر اسلام برای امتش و برای همه‌ی بشریت، درسِ عالم شدن، قوی شدن، درس اخلاق و کرامت، درس رحمت، درس جهاد و عزت، و درس مقاومت است. پس نام امسال به طور طبیعی، نام مبارک پیامبر اعظم است. در سایه‌ی این نام و این یاد، ملت ما درس‌های پیغمبر را باید مرور کند و آنها را به درس‌های زندگی و برنامه‌های جاری خود تبدیل کند. پیام به ملت شریف ایران، به مناسبت حلول سال ۸۶ ملت ما باید هشیار باشد. تلاش برای سازندگی کشور و عمده‌تر و مهمتر از آن، تلاش برای اتحاد کلمه و یکپارچگی ملی و اتحاد امت اسلامی ادامه یابد. عاقلانه، هوشیارانه، خردمندانه و مدبرانه بایستی این اتحاد را حفظ کرد و روزبه‌روز تقویت کرد. من به همین جهت به مسأله‌ی اتحاد کلمه‌ی ملتمان اهمیت میدهم. و به نظر من امسال، سالِ «اتحاد ملی و انسجام اسلامی» است؛ یعنی در درون ملت ما اتحاد کلمه‌ی همه‌ی آحاد ملت و قومیتهای گوناگون و مذاهب گوناگون و اصناف گوناگون ملی؛ و در سطح بین‌المللی، انسجام میان همه‌ی مسلمانان و روابط برادرانه‌ی میان آحاد امت اسلامی از مذاهب گوناگون و وحدت کلمه‌ی آنها. پیام به ملت شریف ایران، به مناسبت حلول سال ۸۷ من برای این سال دو چیز را انتظار می‌برم... در این سال باید نوآوری فضای کشور را فرا بگیرد و همه خود را موظف بدانند که کارهای نو و ابتکاری را ـ در سایه‌ی مدیریت صحیح و تدبیر درست ـ در فعالیت کشور وارد کنند. انتظار دوم این است که فعالیتهایی که در سالهای گذشته انجام گرفته است، کارهایی که دولت کرده است، سرمایه‌گذاریهای بزرگی که مسئولان گوناگون و آحاد مردم در بخشهای مختلف ـ چه سرمایه‌گذاری مادی، چه سرمایه‌گذاری معنوی ـ انجام داده‌اند، اینها به شکوفایی برسد و مردم نتایج آن را در زندگی خود حس کنند. لذا من امسال را «سال نوآوری و شکوفایی» می‌نامم و انتظار دارم که ان‌شاءالله هم در زمینه‌ی نوآوری و هم در زمینه‌ی شکوفایی، ملت ما شاهد نتایج شیرینی باشند. پیام به ملت شریف ایران، به مناسبت حلول سال ۸۸ ما بایستی الگوی مصرف را اصلاح کنیم. ما بایستی به سمت اصلاح الگوی مصرف حرکت کنیم. مسئولین کشور در درجه‌ی اول - چه قوه‌ی مقننه، چه قوه‌ی مجریه، و چه سایر مسئولین کشور؛ قوه‌ی قضائیه و غیر آنها - و اشخاص و شخصیتها در رتبه‌های مختلف اجتماعی، و آحاد مردم ما از فقیر و غنی، بایستی به این اصل توجه کنند که باید الگوی مصرف را اصلاح کنند. اینجور مصرف کردن در همه‌ی زمینه‌ها - در امور ضروری زندگی، در زیادیهای زندگی - مصرف کردن بی رویّه و بدون منطق و بدون تدبیر عقلانی، به ضرر کشور و به ضرر آحاد و اشخاص ماست. من از عموم مردم و بخصوص از مسئولین درخواست میکنم، خواهش میکنم که در این زمینه فعالیت خودشان را در این سال زیاد کنند، افزایش بدهند و برای اصلاح الگوی مصرف برنامه‌ریزی کنند. لذا من این سال را، سال «حرکت مردم و مسئولین به سوی اصلاح الگوی مصرف» می‌دانم. پیام به ملت شریف ایران، به مناسبت حلول سال ۸۹ امسال برای اینکه ما بتوانیم آنچه را که در این دعای شریف به ما تعلیم داده شده است و وظیفه‌ی ماست، انجام بدهیم، برای اینکه بتوانیم بر طبق اقتضائات کشور و ظرفیتهای کشور حرکت کنیم، احتیاج داریم به اینکه همت خودمان را چند برابر کنیم؛ کار را متراکم‌تر و پرتلاش‌تر کنیم. من امسال را به عنوان سال «همت مضاعف و کار مضاعف» نامگذاری میکنم. به امید اینکه در بخشهای مختلف، بخشهای اقتصادی، بخشهای فرهنگی، بخشهای سیاسی، بخشهای عمرانی، بخشهای اجتماعی، در همه‌ی عرصه‌ها، مسئولین کشور به همراه مردم عزیزمان بتوانند با گامهای بلندتر، با همت بلندتر، با کار بیشتر و متراکم‌تر، راه‌های نرفته‌ای را بپیمایند و به هدفهای بزرگ خود ان‌شاءاللَّه نزدیکتر شوند. ما به این همت مضاعف نیازمندیم. کشور به این کار مضاعف نیازمند است. پیام به ملت شریف ایران، به مناسبت حلول سال ۹۰ همین تحریمهائی که دشمنان ملت ایران زمینه‌سازی کردند یا آن را بر علیه ملت ایران اعمال کردند، به قصد این بود که یک ضربه‌ای بر پیشرفت کشور ما وارد کنند و آن را از این حرکت شتابنده باز بدارند. البته خواسته‌ی آنها برآورده نشد و نتوانستند از تحریمها آن نتیجه‌ای را که انتظار داشتند، بگیرند و تدابیر مسئولان و همراهی ملت بر ترفند دشمنان فائق آمد؛ اما دنبال میکنند. لذا این سال جاری را که از این لحظه آغاز میشود، ما بایستی متوجه کنیم به اساسی‌ترین مسائل کشور، و محور همه‌ی اینها به نظر من مسائل اقتصادی است. لذا من این سال را «سال جهاد اقتصادی» نامگذاری میکنم و از مسئولان کشور، چه در دولت، چه در مجلس، چه در بخشهای دیگری که مربوط به مسائل اقتصادی میشوند و همچنین از ملت عزیزمان انتظار دارم که در عرصه‌ی اقتصادی با حرکتِ جهادگونه کار کنند، مجاهدت کنند. حرکت طبیعی کافی نیست؛ باید در این میدان، حرکت جهشی و مجاهدانه داشته باشیم. پیام به ملت شریف ایران، به مناسبت حلول سال ۹۱ اگر ما توانستیم تولید داخلی را رونق ببخشیم، مسئله‌ی تورم حل خواهد شد؛ مسئله‌ی اشتغال حل خواهد شد؛ اقتصاد داخلی به معنای حقیقی کلمه استحکام پیدا خواهد کرد. اینجاست که دشمن با مشاهده‌ی این وضعیت، مأیوس و ناامید خواهد شد. وقتی دشمن مأیوس شد، تلاش دشمن، توطئه‌ی دشمن، کید دشمن هم تمام خواهد شد. بنابراین همه‌ی مسئولین کشور، همه‌ی دست‌اندرکاران عرصه‌ی اقتصادی و همه‌ی مردم عزیزمان را دعوت میکنم به این که امسال را سال رونق تولید داخلی قرار بدهند. بنابراین شعار امسال، «تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه‌ی ایرانی» است. پیام به ملت شریف ایران، به مناسبت حلول سال ۹۲ کار بزرگ سال ۹۲، انتخابات ریاست‌جمهوری است که درواقع مقدرات اجرائی و سیاسی و به یک معنا مقدرات عمومی کشور را برای چهار سال آینده برنامه‌ریزی می‌کند. ان‌شاءالله مردم با حضور خودشان در این میدان هم خواهند توانست آینده‌ی نیکی را برای کشور و برای خودشان رقم بزنند. البته لازم است هم در زمینه‌ی اقتصاد، هم در زمینه‌ی سیاست، حضور مردم حضور جهادی باشد. با حماسه و با شور باید وارد شد. با همت بلند و نگاه امیدوارانه باید وارد شد. با دل پرامید و پرنشاط باید وارد میدان‌ها شد و با حماسه‌آفرینی باید به اهداف خود رسید. سال ۹۲ را به عنوان «سال حماسه‌ی سیاسی و حماسه‌ی اقتصادی» نام‌گذاری می‌کنیم و امیدواریم به فضل پروردگار، حماسه‌ی اقتصادی و حماسه‌ی سیاسی در این سال به دست مردم عزیزمان و مسئولان دلسوز کشور تحقق پیدا کند. پیام به ملت شریف ایران، به مناسبت حلول سال ۹۳ در نگاه به سال ۹۳ آنچه به نظر این حقیر مهم‌تر از همه است، دو مسئله است: یک مسئله همین مسئله‌ی اقتصاد و دیگری مسئله‌ی فرهنگ است. در هر دو عرصه و در هر دو زمینه توقّعی که وجود دارد، تلاش مشترکی است میان مسئولان کشور و آحاد مردم. آنچه برای بنای زندگی و سازندگی آینده مورد انتظار است، بدون مشارکت مردم تحقّق‌پذیر نیست. بنابراین علاوه بر مدیریّتی که مسئولین باید انجام بدهند، حضور مردم در هر دو عرصه لازم و ضروری است؛ هم عرصه‌ی اقتصاد، هم عرصه‌ی فرهنگ. بدون حضور مردم کار پیش نخواهد رفت و مقصود تحقّق پیدا نخواهد کرد. مردم در گروه‌های گوناگون مردمی با اراده و عزم راسخ ملّی میتوانند نقش‌آفرینی کنند. مسئولین هم برای اینکه بتوانند کار را به‌درستی پیش ببرند، احتیاج به پشتیبانی مردم دارند. آنها هم بایستی با توکّل به خدای متعال و با استمداد از توفیقات و تأییدات الهی و کمک مردمی، مجاهدانه وارد میدان عمل بشوند؛ هم در زمینه‌ی اقتصاد و هم در زمینه‌ی فرهنگ... لذا به گمان من آنچه در این سال جدید پیش رو داریم، عبارت است از اقتصادی که به کمک مسئولان و مردم شکوفایی پیدا کند، و فرهنگی که با همّت مسئولان و مردم بتواند سمت و سوی حرکت بزرگ کشور ما و ملّت ما را معیّن کند. لذا من شعار امسال را و نام امسال را این قرار دادم: «اقتصاد و فرهنگ با عزم ملّی و مدیریّت جهادی». پیام به ملت شریف ایران، به مناسبت حلول سال ۹۴ دولت، کارگزار ملّت است؛ و ملّت، کارفرمای دولت است. هرچه بین ملّت و دولت صمیمیّت بیشتر و همکاری بیشتر و همدلی بیشتری باشد، کارها بهتر پیش خواهد رفت. باید به یکدیگر اعتماد کنند؛ هم دولت، ملّت را به معنای واقعی کلمه قبول داشته باشد و ارزش و اهمّیّت و توانایی‌های ملّت را بدرستی بپذیرد، هم ملّت به دولت که کارگزار کارهای او است به معنای حقیقی کلمه اعتماد کند... لذا به نظر من امسال را باید سال همکاری‌های گسترده‌ی دولت و ملّت دانست؛ من این شعار را برای امسال انتخاب کردم: «دولت و ملّت، همدلی و هم‌زبانی». امیدواریم این شعار در عمل تحقّق پیدا کند و هر دو کفّه‌ی این شعار، یعنی ملّت عزیزمان، ملّت بزرگمان، ملّت با همّت و با شجاعتمان، ملّت بصیر و دانایمان، و همچنین دولت خدمتگزار بتوانند به این شعار به معنای حقیقی کلمه عمل بکنند و آثار و نتایج آن را ببینند. پیام به ملت شریف ایران، به مناسبت حلول سال ۹۵ برادران ما در دولت کارهای وسیعی کرده‌اند؛ منتها این کارها کارهای مقدماتی است؛ کارهائی است در زمینه‌ی بخشنامه‌ها و دستورها به دستگاههای مختلف؛ اینها کارهای مقدماتی است؛ اما آنچه که لازم است ادامه پیدا کند، عبارت است از اقدام کردن و عمل کردن و روی زمین، محصول کار را به مردم نشان دادن؛ این آن چیزی است که وظیفه‌ی ما است؛ که من ان‌شاءالله در سخنرانی شرحش را به آحاد ملت عزیزمان عرض خواهم کرد. بنابراین آنچه که من به عنوان شعارِ امسال انتخاب میکنم، عبارت است از «اقتصاد مقاومتی؛ اقدام و عمل». پیام به ملت شریف ایران، به مناسبت حلول سال ۹۶ اقتصاد مقاومتی یک مجموعه است؛ این مجموعه اگر فقط در زیر نام اقتصاد مقاومتی مورد توجّه قرار بگیرد، ممکن است چندان منشأ اثر نباشد؛ من علاج را در این میبینم که این مجموعه را به نقاط مهم تقسیم کنیم و برای هر نقطه‌ی کلیدی و مهمّی یک فصلی از زمان را قرار بدهیم، و از مسئولین و افراد شاخص و از آحاد مردم بخواهیم که همه‌ی همّت خود را بر روی آن نقاط کلیدی متمرکز کنند؛ به نظر من علاج در این است که این نقطه‌ی کلیدی را امسال درست شناسایی کنیم. به اعتقاد من این نقطه‌ی کلیدی عبارت است از تولید، تولید داخلی؛ و اشتغال و عمدتاً اشتغال جوانان؛ اینها آن نقاط کلیدی اصلی است. اگر ما توانستیم روی این دو نقطه متمرکز بشویم و کارها را بر این اساس برنامه‌ریزی و دسته‌بندی بکنیم، تصوّر این است که کار بمیزان زیادی جلو خواهد رفت و موفّقیّتهای چشمگیر و محسوسی پیش خواهد آمد. لذا من شعار امسال را «اقتصاد مقاومتی: تولید ـ اشتغال» قرار میدهم؛ یعنی اقتصاد مقاومتی عنوان کلّی است، بعد تولید و اشتغال. پیام به ملت شریف ایران، به مناسبت حلول سال ۹۷ درباره‌ی سال ۹۷ -سالی که از این لحظه آغاز میشود- آنچه مهم است، این است که همه باید سخت کار کنند. بنده در شعارهای سالها معمولاً مخاطب را مسئولین قرار میدادم؛ امسال مخاطب، همه‌ی آحاد ملّت و از جمله مسئولین خواهند بود. مقدّمتاً عرض کنم، مسئله‌ی اقتصاد و فرهنگ و مسائل گوناگون همه مطرح است لکن مسئله‌ی اصلی ما امسال هم مسئله‌ی اقتصاد و معیشت مردمی است. همه باید تلاش کنند، همه باید کار کنند و محور هم عبارت است از تولید ملّی؛ یعنی اگر چنانچه تولید ملّی را -با شرحی که ان‌شاءالله در سخنرانی عرض خواهم کرد- همه تعقیب کنند و دنبال‌گیری کنند، بسیاری از مشکلات اقتصادی، مشکلات معیشتیِ مردم -هم مسئله‌ی اشتغال، هم مسئله‌ی سرمایه‌گذاری و بقیّه‌ی چیزها- حل خواهد شد. آسیبهای اجتماعی به میزان زیادی کاهش پیدا خواهد کرد؛ یعنی محور، تولید ملّی است. بنابراین اگر تولید ملّی شتاب بگیرد، بسیاری از مشکلات حل خواهد شد. من این را محور قرار دادم برای شعار امسال؛ شعار امسال «حمایت از کالای ایرانی» است؛ سال «حمایت از کالای ایرانی». این فقط مربوط به مسئولین نیست؛ آحاد ملّت همه میتوانند در این زمینه کمک بکنند و به معنای واقعی کلمه وارد میدان بشوند. البتّه این حمایت از پنج شش جهت، ابعاد مختلفی دارد که این ابعاد را من ان‌شاءالله در سخنرانی باز خواهم کرد و تشریح خواهم کرد و آنچه را که قشرهای مختلف مردم و مسئولینِ گوناگون کشور میتوانند انجام بدهند، ان‌شاءالله مطرح خواهم کرد. پیام به ملت شریف ایران، به مناسبت حلول سال 98 سال پُرماجرایی را گذراندیم. در این سالی که گذشت، ملّت ایران به معنی واقعی خوش درخشید. دشمنان نقشه‌ها کشیده بودند، نقشه‌ها داشتند برای ملّت ایران. صلابت ملّت و بصیرت ملّت و همّت جوانان، نقشه‌های دشمنان را خنثی کرد. در مقابلِ تحریمهای شدید و به قول خودشان بی‌سابقه‌ی آمریکا و اروپا، ملّت ایران، هم در عرصه‌ی سیاسی، هم در عرصه‌ی اقتصادی یک واکنش محکم و مقتدرانه‌ای از خود نشان داد. در عرصه‌ی سیاسی، مظهر این واکنش راه‌پیمایی عظیم بیست‌ودوّم بهمن و موضع‌گیری‌های مردم در طول ماه‌های این سال بود. مظهر موضع‌گیریِ تقابل اقتصادی، [عبارت است از] افزایش ابتکارات علمی و فنّی، افزایش چشمگیر شرکتهای دانش‌بنیان، افزایش تولیدات زیربنائی و اساسی داخلی که از جمله همین چند روز قبل از این، افتتاح فازهای متعدّد گاز جنوب کشور و قبل از آن، افتتاح پالایشگاه بزرگ بندرعبّاس و از این قبیل کارهایی که انجام گرفته، بود. بنابراین ملّت در مقابل دشمنیِ دشمنان و خباثت دشمنان توانست قدرت خود، هیبت خود، و عظمت خود را نشان بدهد و آبروی ملّت ما و آبروی انقلاب ما و آبروی نظام جمهوری اسلامی ما بحمدالله افزایش پیدا کرد. منبع مقاله : khamenei.ir   آرشیو مباحث استاد شجاعی فروشگاه آنلاین با محصولات ناب 

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 10763
زمان انتشار: 17 مارس 2019
| |
چرا دیه در ماه رجب بیش از ماه های دیگر حساب می‌شود؟

احسان، جلسه 12، 92/01/29

چرا دیه در ماه رجب بیش از ماه های دیگر حساب می‌شود؟

«ماه رجب» یکی از چهار ماه حرام (ذیقعده، ذی‌الحجه، رجب و محرم) است که قرآن از آنها سخن می‌گوید. یک علت این که جنگ و دعوا در این ماه حرام اعلام شده، این است که در این ماه باید به سوی تشبه به الله و تخلق به اخلاق الهی حرکت کنیم. یعنی صفات «کریم و عفو و رحمان و رحیم و ...» را در خودمان تا حد ممکن ایجاد کنیم.

با خواندن این دعا در ماه رجب، می‌شود شبیه خدا شد. بعد از نمازها می خوانیم:« یَا مَنْ یُعْطِی مَنْ لَمْ یَسْأَلْهُ وَ مَنْ لَمْ یَعْرِفْهُ تُحَنُّناً مِنْهُ وَ رَحْمَةً = اى خدایى كه به هركس از تو درخواست نكند و حتى تو را نشناسد، از سر دلسوزى و مهرورزى بخشش مى‌كنى!». برای خدا، خدایی کردن مهم است. پس برای ما هم باید شبیه شدن به الله و تخلق به اخلاق الله مهم باشد. در این ماه باید از هر نوع جنگ و دعوا و درگیری دوری کنیم و اینها تمرینی باشد برای سبک زندگی اسلامی در ماه های دیگر. دوری از جنگ و دعوا برای این است که این ماه فرصت خوبی است برای بزرگ شدن. اما گاهی ما می‌آییم آنقدر خودمان را کوچک می کنیم، می آییم در سطح پایین و با آدم هایی مثل خودمان کل کل می‌کنیم که مثلا این چرا باید اینجوری باشد؟ فلان چیز چرا آن طوری شده؟ این یعنی ماندن در امور سطح پایین و طبیعت گرایی کردن. تحت فشار قرار دادن طبیعت، موجب رشد فطرت می شود شخصی می گوید «من زورم می آید که فلان کار با بکنم». وقتی می گوییم زورم می آید، یعنی به طبیعت من دارد فشار می آید. اما بعضی افراد حاضر نیستند به طبیعت شان زور بیاید. حاضر می شوند که فطرت شان را له کنند و آن را خراب کنند؛ اما به طبیعتشان فشار نیاید. احمقانه تر از این کار ممکن نیست. واقعاً این اشتباه شایعی است که ما به حرمت طبیعت، فطرت را ضایع می کنیم و کودک عزیز روان را خفه می کنیم و سبک زندگی را به عنوان سلسله اصول برای خودمان اصل قرارداده ایم و بر اساس این ها داریم زندگی می کنیم.  می بینیم که شخص، مدیریت خانواده اش را بر اساس این اصول انجام می دهد. مدیریت همسرداری، بچه داری و...حتی در محل کارش هم همینطور است. چنین آدمی، هیچ وقت نه حلیم می شود، نه غفور، نه ستار، نه کریم. محیط کارش هم جهنمی است که ابتدا خودش در آن می سوزد. محیط کاسبی، محیط اقتصادی و محیط خانواده، کوره ای است که شخص در آن محیط باید پخته شود و تراش بخورد و شبیه الله شود. ولی ما حاضریم زشت شویم و بگوییم دیگران نتوانند سوء استفاده کنند. اگر قرار است دیگران از تو استفاده کنند تا تو خوشگل شوی و اگر قرار است شبیه الله شوی، بگذار سوء استفاده کنند. ما می آیم به جای این که زیبایی و شبیه الله شدن را انتخاب کنیم، زشتی را انتخاب می کنیم که مبادا کسی سوء استفاده کند. آیا احسان کردن به نااهل ضایع می شود؟ حضرت سیدالشهدا (علیه‌السلام) برای کسانی که می‌خواهند شروع قدرتمندی داشته باشند، رمز بسیار بزرگی را آشکار می‌کند که اگر کسی آن را درک نکند، خود را از نیکی کردن و رشد محروم می‌کند. آن رمز مهم این است که خیلی از افراد تصور می‌کنند که نیکی کردن به نااهل، کار درستی نیست. حال آن که حضرت می فرماید، احسان کردن به نا اهل ضایع نمی شود. احسان و کار خوب، مثل ریزش باران است. وقتی باران می بارد، هم خوب ها بهره می برند و هم بدها. شخصی خدمت سید الشهدا (علیه السلام) عرض کرد: «إِنَّ اَلْمَعْرُوفَ إِذَا أُسْدِیَ إِلَى غَیْرِ أَهْلِهِ ضَاعَ فَقَالَ اَلْحُسَیْنُ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ لَیْسَ كَذَلِكَ وَ لَكِنْ تَكُونُ اَلصَّنِیعَةُ مِثْلَ وَابِلِ اَلْمَطَرِ تُصِیبُ اَلْبَرَّ وَ اَلْفَاجِرَ[1]=  احسان به نااهل، ضایع خواهد شد. حضرت فرمود: چنین نیست؛ احسان مانند باران تند است و به نیك و بد می‌رسد.» گاهی خداوند تبارک و تعالی به چند آدم عمر طولانی می دهد و نعمت می دهد تا از آنها یک بچه خوب به دنیا بیاید. همانطور که علی (علیه‌السلام) در جنگ اینگونه بود که اگر می‌دید در چند پشت یک نفر قرار است شیعه به دنیا بیاید، او را نمی‌کشت و می‌گفت، ارزشش را دارد. پس ما نباید جلوی رسیدنِ خیر به کسی را بگیریم. استفاده ی نااهلان از کار خیر، دلیل بر انجام ندادن خیر نیست گاهی عده ای نااهل، از یک خیر عمومی استفاده می‌کنند، اما به اهلش هم می رسد. اگر چهار نفر هم از قِبَلِ آن، سوء استفاده کردند، دلیل نمی شود که کار خیر انجام نشود. این دیدگاه درست حضرت، جلوی بسیاری از تنگ نظری ها را می گیرد. مثلاً کسی می گوید نگاه کن، فلان جا را ساخته اند و در آن چنین اتفاقاتی افتاده؛ یا فلان چیز، فلان بدآموزی را داشته. اما نمی گوید هزاران خوش آموزی و خیر هم داشته. حالا دو نفر هم بد استفاده کرده اند. پس فقط بدی ها را نگاه نکنیم. سوء استفاده عده ای از کارهای خیر و خوب، یا حتی انحراف بعضی ها باعث نشود که انسان بگوید پس کار خیر را تعطیل کنیم، چون ممکن است چنین آثار بدی داشته باشد. بعضی ها هستند که بدقلق هستند و بد استفاده می‌کنند. پیغمبر هم وقتی آمد، خیلی ها جهنمی شدند. اگر پیغمبر نمی‌آمد، اتمام حجتی با آنها نمی شد و جهنمی هم نمی شدند، پس پیامبر نباید می آمد؟ آمدن پیامبر برای خیلی ها خیر بود. اما یک عده نتوانستند با حضرت ارتباط برقرار کنند و جهنمی شدند. باران یا زلزله هم که می آید، یک خیرهایی دارد. در بعضی جاها کوه آتش فشان می کند. شما وقتی به فلسفه وجودی آتش فشان توجه کنید، پی می برید که وجود آتش فشان، برای حیات زمین لازم است. چون غنی‌‌ترین مواد را از عمق زمین به سطح زمین می آورد که در کشاورزی و در محیط خیلی به آنها نیاز هست. علاوه بر مفید بودن، حالا بر اثر این آتش فشان و گازهایش خیلی از پروازها تعطیل می شود. چون خیلی از چیزهایی که سر راهش هست می سوزند. افراد باید در مسیر آن خانه سازی نکنند و ... ولی خیرات زیادی هم دارد که باید نصیب اکثر افراد شود. مثال دیگر اینکه، می‌گوید، دارند شام می‌دهند، بیا نگاه کن، اراذل و اوباش شام امام حسین را می خورند. بگذار بخورند، چه اشکالی دارد؟ اعتراض می کند که چرا بد حجاب ها و بی حجاب ها آمده اند؟ بگذار بیایند و آنها هم استفاده ای بکنند. ولی مهم این است که چه کسی باید از آن استفاده کند. یعنی ارزش این است که آدم های خوب باید به خیر خودشان برسند. پس کار خیر را به این دلیل ها نباید تعطیل کنیم. کار خیر، مثل باران است و به خوب و بد می رسد باران هم که الآن می‌آید یک جاهایی سیل راه می افتد و مشکلاتی ایجاد می شود، ولی خیراتش خیلی بیشتر از صدماتش است. چون عالم، عالم تزاحم است. یعنی همیشه یک چیزی خیر صد در صد و خیر محض نیست. برای بعضی خوب است و برای بعضی نیست. دقت کنیم که خیرها را خوب ببینیم. گاهی کسی مریض می شود، 15 سال معلولیت دارد، یا درد می کشد برای اینکه سال شانزدهم که قرار است شری اتفاق بیفتد، به وسیله آن مریضی، آن شر برطرف شود. یک خیر بزرگی قرار است به کسی برسد و در آن سال می رسد. گاهی یک ورشکستگی اقتصادی ایجاد می شود و یک نفر از جهنم رفتن نجات می یابد. ظاهرش این است که ورشکست شده و بدهکار شده، ولی پشت صحنه را ما نمی دانیم چیست. حضرت می‌فرماید: برای مؤمن امکان ندارد سختی و بلایی پیش بیاید، مگر اینکه حتماً خیراتش بیشتر از اصل آن بلاست. یعنی بلا پیچیده شده با انواع نعمت ها که تلخی هایی هم بالاخره دارد. سید الشهدا علیه‌السلام دید ما را وسیع می کند تا وقتی می خواهیم کار خیر انجام دهیم، همه جوانب را در نظر بگیریم. یک فرمول مهم درباره احسان از رسول گرامی اسلام حضرت رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله موضوع احسان به نااهل را اینگونه تکمیل می‌کنند:« اصْطَنِعِ الْخَیْرَ إِلَى مَنْ هُوَ أَهْلُهُ وَ إِلَى مَنْ هُوَ غَیْرُ أَهْلِهِ فَإِنْ لَمْ تُصِبْ مَنْ هُوَ أَهْلُهُ فَأَنْتَ أَهْلُهُ[2]‌ = خیر و خوبی را نسبت به هر اهل و نااهلی روا بدار، اگر کسی در خور و شایسته آن بود که بود و اگر نبود تو خود لایق و سزاوار آنی.» این مشکل را که طرف اهلش هست یا نیست، حضرت اینگونه حل می‌کند که اگر او اهلش نیست تو که اهلش هستی. یعنی پیامبر یک فرمول و قاعده بسیار اساسی را در همین یک کلمه به ما می گوید. اگر او اهلش نیست، تو اهلش هستی. این خیلی دقیق است. اگر انسان شناسیِ کسی خوب نباشد، اصلاً نمی تواند این را بفهمد و خواهد گفت، اگر او اهلش نیست، پس برای چه به او کمک کنم، من هم کمک کنم، ضایع می‌شود. خیلی ها همین را می‌گویند: «طرف اهلش نیست، اگر محبت کنم ضایع می‌شود؛ از کجا معلوم نیازمند باشد.» مثلا فقیر آمده پیش شما، شما شک دارید که به او کمک کنید یا نه. غالب افراد این را بهانه می کنند که من چطور به او کمک کنم یا پولی بدهم، آیا واقعاً او مستحق است یا نه؟ یا در مواردی که باید شخصی را ببخشیم، ممکن است این سوال مطرح شود که آیا او مستحق بخشش هست یا نه، ببخشم، نبخشم، راه بیایم، حلالش کنم یا نه؟ اگر ما فهمیدیم که برای چه به دنیا آمده ایم و خلق شده ایم مشکل حل است. چقدر افراد بخیلانه با هم برخورد می‌کنند و از کرامت و بزرگواری می‌افتند. حضرت دارد حرف آخر را می‌گوید که تو اهلش هستی، تو قرار است شبیه الله شوی. قرار است تو متخلق به اخلاق الهی شوی. قرار است تو «عفوّ» بشوی. خداوند چندبار کلمه مغفرت را درباره بنده اش به کار برده: «شما ببخشید، شما هم مثل من غفور باشید، عفوّ باشید.» من می‌توانم به خاطر ظلمی که به من کرده، نبخشم. می‌توانم انتقام بگیرم. ولی اگر من نبخشمش و انتقام بگیرم، چه کسی باخته؟ بناست من بزرگ شوم.  اما من می‌گویم نه این باید به جزایش برسد. آقا حالا او به جزایش نرسید یا رسید، خدا هست و او را به جزایش می‌رساند. ما چرا باید این کار را بکنیم؟ من قرار است بزرگ شوم، قرار نیست ما جواب کسی را بدهیم. این اشتباه بسیار بزرگی است که اگر کسی حرف بد زد، من هم باید حرف بد بزنم. اگر کسی حرف بیخود زد، من هم حرف بیخود بزنم. اگر کسی فحش داد، ما هم باید فحش بدهیم. او فحش داده، لیاقتش هم این است که به او فحش بدهی، ولی اگر تو فحش ندهی، چه اتفاقی می افتد؟ تو بزرگ می شوی. چرا ما از احسان به نااهل خودداری می کنیم؟ علت این که برخی افراد به نا اهل احسان نمی‌کنند، این است که بخش فوق عقلانی را در محاسبات شان نمی‌بینند و با طبیعت برخورد می‌کنند و می‌گویند چون او به من فحش داده و تحقیر شدم. برای جلوگیری از تحقیر، باید جبران کنم و فحش بدهم. طبیعت با طبیعت هیچ وقت سازگار نیست. شاعر هم در این مورد می گوید: جان گرگان و سگان از هم جداست/ متحد جان های مردان خداست ولی اگر پای فطرت وسط باشد، طبیعت با فطرت روبرو می‌شود. یعنی وقتی افراد با طبیعت شان با ما برخورد می کنند و ما با فطرتمان به آنها پاسخ می‌دهیم، درگیری پیش نمی‌آید. علی (علیه السلام) فرمود: من در کوچه می رفتم و به من فحش می دادند. من می‌گفتم: با علی دیگری هستند. حضرت علی می توانست جواب بدهد. ولی وقتی بناست که ما ساخته شویم، باید این گونه برخورد کنیم. در روابط زناشویی اختلافات زیادی هست. اگر زن بگوید من قرار است به اسم های «حلیم، غفور، عفو، ستار و... » برسم؛ هر بار همسر من اشتباه کرد، من به رخش نمی کشم. اشتباهات مادر و خواهرش را پای او حساب نمی کنم. مثلاً پدر این دختر معتاد است؛ پس با او ازدواج نکنم. چه کار احمقانه ای است. این دختر چه گناهی کرده؟ یا گاهی زن و شوهر اشتباهات خانواده همدیگر را به رخ هم میکشند. در حالی که هرکس باید بداند که همسرش امانت خداست در دست او. همیشه شخص در طبیعت، خودش را با افراد دیگر مقایسه می کند. اما در فطرت هیچ کس خودش را با فطرت افراد دیگر مقایسه نمی‌کند. در حالی که امام صادق ع فرمود: در مادیات به پایین تر از خود نگاه کنید و در معنویات به بالاتر از خود. یعنی معیار ما باید فطرت و الله و خانواده آسمانی باشد، نه آدم ها. اگر کسی از من سوءاستفاده ای هم می‌کند، بکند. چه زیبا گفت‌ آن مرد بزرگ که: «دوست دارم بزرگواری گول خور باشم تا کوچکواری گول زن». شخص کریم می‌گوید: بگذار من بزرگ شوم و کریم باشم و عفو داشته باشم. کریم یعنی همین. کریم کاری ندارد که شخص مقابلش استحقاق دارد یا نه. به همه عطا می‌کند. اگر از او چیزی خواستند، می‌دهد و حتی اگر نخواستند هم می‌دهد. نباید به خاطر سوء استفاده دیگران از نیکی کردن ما، خود را از دریافت خیر کثیر محروم کنیم مگر این همه بنده‌های خدا، با تکیه بر جود و کرمش گناه نمی‌کنند؟ حالا آیا باید خدا جود و کرمش را کنار بگذارد که بنده‌اش سوءاستفاده نکند؟ خدا جود و کرمش را کنار نمی‌گذارد. ما خیلی وقت‌ها برای اینکه می‌خواهیم جلوگیری کنیم از این که یک نفر از نیکی کردن ما سوءاستفاده نکند، خودمان را جهنمی میکنیم. شخصی می‌گوید: اگر فلان محبت و خوبی را به همسرم بکنم، سوء استفاده می‌کند، یا پر رو می‌شود. در حالی که این شخص در حقیقت خودش را از خیر کثیر محروم کند. در مورد فرزند هم همینطور است. یعنی والدین می‌گویند اگر این محبت را به فرزندم بکنم، بچه پر رو می‌شود. این مسئله در کسانی که خودشان از دیگران دریافت محبت نکرده اند، خیلی اثر دارد. مثلاً می‌گوید من که خودم نه خیر از پدر دیدم و نه از مادر. چشمم را باز کردم، زن بابا بالای سرم بود. شوهر ننه بالای سرم بود. در کودکی محبت ندیدم. محبت مادرانه ندیدم. وقتی خودم اینطور بودم، برای چه به دیگران محبت کنم؟ در روانشناسی به این جور مسایل می‌گویند «عقده‌های روانی». در میان طبیعت گرایان، کسانی که محبت ندیده اند، به دیگران هم نمی‌توانند محبت کنند. ولی در فطرت گرایان چنین چیزی وجود ندارد. یعنی فطرت گرا حتی اگر از محبت پدر و مادر هم محروم شود، از الله و خانواده آسمانی اش خیلی بیشتر و بهتر دریافت محبت می‌کند. اکثر بزرگان دین یا انبیاء پدر یا مادر نداشتند و از وقتی که چشم باز کردند، یتیم شده بودند. اینها چگونه توانستند پیغمبر شوند؟ پیغمبر یعنی نزدیک ترین انسان به خدا. آنها در اسم «رحمان و رحیم» سرآمد همه خلق هستند. برای همین بود که آنها این همه به بندگان خدا محبت داشتند. این درحالی بود که خودشان محبت مادری و پدری ندیدند. از نشانه‌های طبیعت گرایی این است که مثلا خانمی یک سال است که طلاق گرفته و می‌گوید از مردان متنفرم. یا مردی می‌گوید، از جنس زن ها بدم می‌آید. حال آن که نه مردها همه مثل هم هستند و نه زن ها. بخل در محبت کردن به دیگران، خیلی صفت خطرناکی است. تمام عیب ها را که روی هم بریزی، در بخل جمع است. مثلاً زنی می گوید: چون وقتی که من شوهر کردم، مادر شوهرم با من بداخلاقی می کرد، الآن من هم نمی توانم به عروسم محبت کنم. می خواهد با عروسش مادرشوهر بازی که سرش در آوردند را جبران کند. در حالی که باید به این فکر کند که «ادب از که آموختی؟ از بی ادبان». یعنی اگر مادر شوهرت بد بود، تو مادرشوهر خوبی باش. یا می گوید:« چرا بقیه خوش باشند و من خوش نباشم؟ چرا حالا نوبت به ما که رسید، از خودمان بگذریم؟» چرا باید دیگران را ببخشیم؟ داستان همین است. شما برای همین آفریده شده ای که با بخشیدن، رشد کنی. دیگران اگر به خیال خودشان نگذشتند و نبخشیدند، باخته اند. حال که نوبت تو است، تو ببخش. باران باش و به همه ببار باران باش و به خوب و بد ببار. به اهل و غیر اهل ببار و زیبایی خودت را حفظ کن. باید خودت زیبا شوی. با بقیه چه کار داری؟ ائمه به کسانی محبت می‌کردند که حق شان نبود و حتی گاهی به دشمنان خودشان محبت می‌کردند. دشمن حمله کرده آمده مدینه، حضرت به بدترین و کینه توز ترین آدم ها می‌گوید : خانواده ات را به منزل ما بیاور تا آسیبی به آنها نرسد و محفوظ باشند. پیامبر وقتی وارد مکه می‌شود، با ابوسفیانی که آن همه عناد دارد، با صلح و امنیت برخورد می‌کند. پیامبر می‌گوید هرکس به خانه من می‌آید، یا خانه ابوسفیان برود در امان است. پیغمبر می گوید ابوسفیان معتمد من است. هرکس به او پناه ببرد، گزندی به او نمی رسد. یکی از اصحاب پیامبر گفت: امروز روز انتقام است. پیامبر فرمود: امروز روز رحمت است. در حدیث داریم، کریم وقتی به قدرت می‌رسد، عفو می‌کند، انتقام نمی‌گیرد. چون خودش باید بزرگ شود. کرامت یعنی همین. یعنی آدم وقتی بزرگ شد، بتواند بزرگی کند. وقتی اسباب بزرگی و خوشگل شدن نزد خدا فراهم است، چرا خوشگل و بزرگ نشود. آیا اگر پیامبر همه را قلع و قمع می‌کرد، خیلی بزرگی بود؟ یک جا را گرفتی و مردم را کشتی؛ خیلی هنر کردی؟ رئیس جنایتکاران (معاویه) ترسیده که نکند حالا که این ها غلبه کردند، از من انتقام بگیرند. پیغمبر می توانست بگوید تو را عفو کردم. گفت نه؛ هر کسی به تو پناه ببرد، به خاطر تو عفوش می کنم. این خیلی حرف بلندی است. ما بچه های این پیغمبریم؟ ما پیروان این پیغمبریم؟ واقعاً نگاه کنیم، طرف این ظرفیت را ندارد که با مادرزن و پدر زن و با همسرش یا با پدر شوهر و مادر شوهرش با رحمت برخورد کند. مثل یک دشمن خونی رفتار می‌کند. با باجناقش، با خواهر و برادر خودش، مثل دشمن رفتار می‌کند. چه فرقی هست بین ما و پیغمبر؟ آیا واقعا کسانی که ما داریم با آنها زندگی می‌کنیم، این شیعیان و مسلمانان، اینقدر منفور و بد هستند که با آنها درگیر شویم؟ چرا ما نمی توانیم مثل پیغمبر باشیم؟ عاشقانه کنار هم زندگی کنیم؛ نه بر اساس حق و حقوق مرد می‌گوید: من مرد خانه هستم و حق من در فلان موضوع ضایع شده است. خدا می گوید: درست است این حق تو است. اما اگر از آن استفاده نکنی، بزرگ می شوی. اگر از این حقوق استفاده نکنید، عاشقانه کنار هم زندگی می کنید. نگویید: این حق من است و من مَردَم و من زنم. از این حرف ها نزنید. قانونی زندگی نکنید؛ عاشقانه زندگی کنید. باید به بچه ات احترام بگذاری و رعایت حالش را بکنی. بعضی افراد، از همین حق پدری در اسلام سوء استفاده های زیاد می‌کنند و شخصیت آنها را خرد می‌کنند. حق را به مرد یا  والدین دادند و گفتند این برای اینکه حدود مشخص باشد. اما با دل هایتان با هم زندگی کنید. خانواده دادگاه نیست که مسائل حقوقی را مطرح کنیم و برای هرحقی خط کش بگذاریم. حق من و حق تو، برای زمانی است که در اثر نادانی و مشکلات، مسائل حقوقی مطرح شود. اینطور نیست که وقتی یک حق را دادند، ما مرتب از آن استفاده کنیم. شبیه داستان راننده ای که ترمز بریده بود و می خواست در کنار جاده اتومبیلش را نگه دارد. دید یک طرف جاده 48 نفر ایستاده اند و یک طرف جاده 2 نفر. رفت سمت دو نفر، گفت: دو نفر را بکشم، بهتر از 48 نفر است. تا فرمان را چرخاند و سمت آن دو نفر رفت، آن دو نفر فرار کردند به سمت 48 نفری که آن طرف جاده بودند. راننده هم دنبال آن دو نفر رفت و شدند 50 نفر که موجب شد همه را بکشد. راننده فکر می کرده که حتماً باید آن دو نفر کشته شوند. ما بعضی اوقات از این حقوق و وظایف مان جوری استفاده می کنیم که نتیجه اش تلفات زیاد می شود. بیشتر از همه کلاه سر خود آدم می رود. خدا حق را می دهد، اما  می گوید به خاطر خدا از آن استفاده نکن. می فرماید ما حق را دادیم برای این که اگر یک زمانی مشکلی پیش آمد، شرایط مشخص باشد. شما ازدواج کردید. می گوید زن، این تکالیف را دارد، مرد هم این وظایف را دارد. ولی وقتی وارد زندگی می شوید، اگر بخواهید با این قانون زندگی کنید، آن وقت می شود دادگاه و دیگر زندگی نمی شود. برای همین می گوید زن از حقوقی که دارد صرف نظر کند و مرد هم همینطور. با هم با شیرینی زندگی کنید. با محبت و دوستی. این در مسائل فردی بود. در مسائل اجتماعی هم همین طور است. خیلی وقت ها آدم نگاه می‌کند می‌بیند، مسئولین متوجه نیستند که مصالح مملکت از همه چیز واجب تر است و می‌خواهند مصالح حزب خود را حفظ کنند. در این حالت فتنه می‌افتد. چون می‌خواهد شخصیت خودش را حفظ کند. ما شخصیت هایی داریم که حقوقی از آنها ضایع شده و تا الان صدایش را در نیاورده اند، درود بر آنها. وزرایی داشتیم، رئیس جمهورهای داشتیم که حقشان ضایع شد و صدایش را درنیاوردند. گفتند: اگر حرف بزنیم در کشور اختلاف می افتد. اما بعضی ها طاقت ندارند و کوچک ترین چیزی بشود، در رسانه ها و در دنیا پخش می کنند. آقا ظرفیت داشته باش و سکوت کن! صبر و سکوت و گذشت امیرالمؤمنین علیه‌السلام گاهی با افرادی که با هم درگیر شده اند برخورد می‌کنم و می‌گویم ببینید، شما طرف هایتان، طرف های امیرالمؤمنین نبودند که بیایند ناموستان را بکشند و خلافت الهی را غصب کنند. شما هم امیرالمؤمنین نیستید. امیرالمؤمنین به آن بزرگی و حق به این عظیمی. اما می‌بینید که حضرت سکوت می‌کند و می‌گوید: مصلحت اسلام نیست که من بخواهم روی حق خودم پافشاری کنم. وقتی در حیطه حکومتی حضرت، خلخال از پای زن یهودی در می‌آورند. حضرت می‌گوید به خاطر این جفایی که به یک زن یهودی شده و خلخال از پایش درآورده اند، اگر انسان بمیرد، حق دارد. کسی که تا این حد معتقد است که بایستد و زنش را کتک بزنند. خلخال نیست، کتک است، سیلی است. بین در و دیوار بودن و کشتن است. خدا می گوید ای علی! تو حق داری و خلافت مال تو است. پیغمبر می گوید ای علی! خلافت مال تو است. فاطمه زن تو و ناموست است. آن هم فاطمه که ناموس معمولی نیست و ناموس خداست. ولی به خاطر مصالح الهی صبر کن. ما باید این درس را از امیرالمؤمنین بگیریم. حضرت هم می توانست بگوید خیلی زورم می آید. مالک اشتر شخصیت بزرگی هستند. علی (علیه السلام) فرمود: مالک برای من، مثل من برای پیغمبر است. مالک رسیده دم چادر معاویه، یعنی به قول خودش ده ضربه دیگر بزند، تمام است. اما علی (علیه السلام) می گوید: مالک برگرد. می گوید: چشم بر می گردم. جنگ پیروز را رها می کند. جناب مالک شمشیر را می گذارد و برمی گردد. چون علی فرمود: این پیروزی به ضرر اسلام است. تو شکست بخور تا اسلام بماند. تو بایست تا ناموست را بزنند، اما اسلام بماند. تو بگذار حقت را بخورند که اسلام بماند. آیا ما حاضریم برای اسلام این کار را بکنیم؟ ما حتی در خانواده به خاطر خشنودی فاطمه زهرا و امیرالمؤمنین نمی خواهیم این اخلاق های زشت را ترک کنیم. آیا در خانه خودمان حاضریم این گذشت را داشته باشیم و از حق خودمان بگذریم که جهنم و فتنه درست نشود؟ خدا می گوید درست است تو حق داری و به تو ظلم و ستم شده، ولی اگر بخواهی انتقام بگیری، مصیبت های زیادی درست می شود. برای انتقام هم دیر نیست. قیامت وجود دارد، قبری هست، عجله نکن. ما در دعا به خدا می‌گوییم، خدایا تو کسی هستی که در عقوبت عجله نمی کنی. پس خودمان هم باید این اخلاق را از خدا یاد بگیریم. از امیرالمؤمنین و حضرت زهرا یاد بگیریم. حضرت زهرا چقدر اذیت شد؟ آن صحنه‌ها را دید، خودش هم آن مصیبت را کشید، رسید به جایی که فرمود: همه شما را نفرین می‌کنم. اگر نفرین کند کسی باقی نمی‌ماند. یک دفعه سلمان می رسد و می‌گوید خانم، آقا فرمودند: نفرین نکن! به خدا قسم اگر فاطمه نفرین کند، هیچ کس زنده نمی‌ماند. مهربانی و الهیت را نگاه کنید! اخلاق الهی را نگاه کنید! از آن طرف خانم فاطمه زهرا سلام‌الله‌علیها می‌فرماید: چشم. چون علی گفته، چشم. آیا ما اینطوری رفتار می‌کنیم؟   ما باید از علی ع زن داری را یاد بگیریم و زن های ما از فاطمه زهرا س شوهرداری را. امیرالمؤمنین همیشه به نظر فاطمه زهرا احترام می‌گذاشت و حضرت زهرا همیشه نظر علی را بر نظر خودش مقدم می‌داشت. ما باید شبیه شدن به الله را از مادرمان فاطمه زهرا و پدرمان امیرالمؤمنین یاد بگیریم. ع ل 154 [1] . تحف العقول عن آل الرسول علیهم السلام , جلد 1 , صفحه 245.  [2] . عیون أخبار الرضا(ع)، ج2،ص35. آرشیو مباحث استاد شجاعی فروشگاه آنلاین با محصولات ناب 

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 10755
زمان انتشار: 16 مارس 2019
| |
اعمال ام داوود به نیت خلاصی امام زمان(عج) از زندان غیبت

اعمال ام داوود به نیت خلاصی امام زمان(عج) از زندان غیبت

آرشیو مباحث استاد شجاعی فروشگاه آنلاین با محصولات ناب 

فیلم

1 - اعمال ام داوود به نیت خلاصی امام زمان(عج) از زندان غیبت

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 10753
زمان انتشار: 16 مارس 2019
| |
دو راهی های سرنوشت ساز

دو راهی های سرنوشت ساز

رهبر انقلاب دیروز به کدام دوراهی‌های سرنوشت‌ساز برای اداره کشور اشاره کردند؟

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در دیدار اعضای مجلس خبرگان، با تأکید بر ضرورت ایجاد یک گفتمان و فهم عمیق عمومی درباره «نوع و چگونگی مواجهه با چالشها و حوادث» به تبیین ۱۰ دوگانه در این زمینه پرداختند.

آرشیو مباحث استاد شجاعی فروشگاه آنلاین با محصولات ناب 

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 10748
زمان انتشار: 16 مارس 2019
| | |
چگونگی پاک شدن از گناهان در ماه رجب

چگونگی پاک شدن از گناهان در ماه رجب

آرشیو مباحث استاد شجاعی فروشگاه آنلاین با محصولات ناب 

فیلم

1 - چگونگی پاک شدن از گناهان در ماه رجب

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 10705
زمان انتشار: 14 مارس 2019
| | |
جلد سوم از سری کتابهای «قُوتِ جان» منتشر شد

جلد سوم از سری کتابهای «قُوتِ جان» منتشر شد

همزمان با آغاز ماه رجب و در آستانه ماه شعبان کتاب "رجب، شعبان، آسمان" کوتاه گزیده هایی از سخنان‌ استاد محمد شجاعی درباره ویژگی، اهمیت و آثار ماه های رجب و شعبان منتشر شده است.

این کتاب، جلد سوم از مجموعه کتابهای «قوت جان»، برگزیده ای از سخنان ناب استاد محمد شجاعی است که با تلاش مریم قاسمی و به همت مرکز تنظیم و نشر آثار استاد محمد شجاعی، منتشر شده است.

در بخشی از کتاب می خوانید:

 "ماه مبارک رجب، اولین ماه از بهار معنوی است، یعنی همان طور که بهار مادی فصل نو شدن طبیعت است، برای روح ما هم بهاری وجود دارد که با ماه رجب آغاز می‌شود. رجب ماه خودسازی، فصل شکوفایی انسان، ماه آمادگی برای ورود به ماه‌های شعبان و ماه رمضان، شروع فصل عبادت، دعا و یاد خداست"

برای خرید کتاب به فروشگاه مؤسسه منتظران منجی مراجعه کنید.

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 10671
زمان انتشار: 16 مارس 2019
| |
طلوع نهمین آفتاب

میلاد با سعادت امام محمد تقی علیه‌السلام مبارک باد

طلوع نهمین آفتاب

حکیمه خاتون دختر امام کاظم علیه السلام می فرمود:«روزی برادرم امام رضا علیه السلام مرا خواست و فرمود: ای حکیمه! امشب، فرزند مبارک خیزران، متولد می شود. حتما در وقت تولد او حاضر باش.

من خدمت امام ماندم. شب هنگام آن حضرت، من و بانوان مسؤول وضع حمل را به اتاقی آورد و خود بعد از آن که چراغی برایمان روشن کرد، بیرون رفت و در را هم بست تا حضرت خیزران درد زایمان گرفت. ما خواستیم کاری بکنیم چراغ خاموش شد. ما به یک باره در اندوه و ترس فرو رفتیم. در همان لحظات وحشت و دلهره بود که خورشید امامت طلوع کرد. پرده ای نازک مانند لباس بر تن داشت که نوری از آن بر می خواست و تمام اتاق را روشن می کرد. من کودک را برداشتم و در دامن خود گذاشتم و آن پرده را از صورتش دور کردم. در این لحظه، امام رضا علیه السلام نیز وارد شد. بعد از آن که به او لباس پوشاندیم، او را از ما گرفت; در گهواره قرار داد و به من سپرد و فرمود: از این گهواره جدا مشو. وقتی روز سوم شد، کودک چشمان خود را به سوی آسمان گشود; به طرف راست و چپ نگاه کرد و با زبان فصیح فرمود:«اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمدا رسول الله». من با دیدن چنین حالتی، زود خدمت امام رضا علیه السلام رفتم و آنچه را دیده بودم، بازگو کردم. فرمود: آنچه بعد از این از عجایب احوال او خواهی دید، زیادتر از چیزهایی است که تا حال دیده ای » . (1) و به این ترتیب امام محمدتقی، جوادالائمه، در روز دهم ماه رجب سال 195 ه . ق. و یا به قول برخی روز جمعه پانزدهم یا نوزدهم ماه مبارک رمضان (2) (دهم رجب بیشتر مورد تایید می باشد) از بانویی گرانقدر به نام سبیکه - که بعضی به او خیزران، ریحانه و سکینه (3) نیز گفته اند - در مدینه طیبه (4) به دنیا آمد. او صورتی گندمگون داشت و کنیه اش ابوجعفر و ابوعلی و القابش نیز تقی، جواد، مختار، منتجب، مرتضی، قانع، عالم و ... بود. (5) هرچند میلاد این نور پاک، مایه شادمانی برای اهل بیت علیه السلام بود، اما حضرت رضا علیه السلام از همان روزهای نخست با ذکر مصیبت های فرزندش، جواد الائمه، همگان را از شهادت جانگدازش آگاه می نمود. از جمله می توان خبر کلثم بن عمران را نقل کرد که می گفت: «وقتی امام محمدتقی به دنیا آمد، امام رضا علیه السلام فرمود: «حق تعالی فرزندی به من بخشیده که شبیه موسی بن عمران است که دریاها را می شکافت و مانند عیسی بن مریم است که خداوند مادر او را مقدس گردانید و طاهر و مطهر آفریده شد. این فرزند من به جور و ستم کشته خواهد شد و اهل آسمان ها بر او خواهند گریست و خداوند بر دشمن او و کشنده او و ستم کننده به او غضب خواهد کرد و بعد از قتل او از زندگانی بهره ای نخواهد دید. و به زودی به عذاب الهی خواهد رسید» . (6) در سایه پدر هرچند دوره ای که جواد الائمه علیه السلام در آن حضور پدر را درک کرد، چندان طول نکشید ولی از همین دوره اندک نیز اطلاعاتی چند بر جای مانده است. این دوره خود به دو دوره تقسیم می شود: 1- قبل از مسافرت امام رضا علیه السلام به طوس 2- بعد از آن. در دوره اول عموما امام رضا علیه السلام درصدد معرفی حضرت و بیان لیاقت های فرزندش برای امامت و ابراز شایستگی های وی بود. البته این امر با توجه به فتنه های واقفیه لازم بود. مسعودی از قول زکریا بن آدم در این باره می گوید: «در محضر امام رضا علیه السلام بودم، ابوجعفر علیه السلام را که کمتر از چهار سال داشت، آوردند. ابو جعفر در حضور پدر نشست و دست خود را بر زمین زد و سرش را به طرف آسمان بلند نمود و مدتی طولاتی به فکر فرو رفت. امام رو به فرزندش کرد و فرمود: «بنفسی انت لم طال فکرک؟ ; قربانت گردم! چرا این گونه در فکر فرو رفته ای؟» حضرت جواد فرمود: به خاطر مصیبت هایی که بر مادرم زهرا علیها السلام وارد شد. سوگند به خدا، آن دو نفر را از قبر بیرون می آورم، سپس با آتش آن ها را می سوزانم و بعد خاکستر آن ها را به طرف دریاها پراکنده می کنم. امام رضا علیه السلام در این لحظه فرزندش را در آغوش کشید; دلداری داد; بین دو چشم او را بوسید و فرمود: پدر و مادرم به فدایت! تو مقام امامت داری.» به هر صورت این مقطع زمانی 5 سال طول کشید; یعنی، از سال 195 ه . ق. (تولد امام جواد) تا سال 200 ه . ق. (زمان هجرت امام رضا علیه السلام به خراسان) نگران پدر در سال 200 هجری که مامون الرشید امام رضا علیه السلام را به اجبار به خراسان فرا خواند، امام رضا همراه فرزندش جواد الائمه به مکه مشرف شد. امیة بن علی می گوید: «من نیز در این سفر همراه امام بودم. وقتی امام طواف وداع را انجام داد و برای خواندن نماز طواف نزد مقام ابراهیم علیه السلام رفت، دیدم که یکی از خدمتگزاران امام رضا علیه السلام ابوجعفر (امام جواد) علیه السلام را روی شانه اش نشانده، طواف می دهد. بعد از طواف ابوجعفر علیه السلام از شانه او پایین آمد و در حجر اسماعیل علیه السلام نشست. مدتی منتظر شدیم. ولی آمدن او طول کشید. موفق، خدمتگزار امام سراغ او رفت و گفت: فدایت شوم! حرکت کنید برویم. اما ابوجعفر علیه السلام از جای خود حرکت نکرد. غم و اندوه در چهره اش نمایان بود. فرمود: از جای خود برنمی خیزم، مگر آن که خدا بخواهد. موفق نزد امام رضا علیه السلام برگشت و موضوع را با حضرت در میان گذاشت. امام خود نزد فرزندش آمد و از او خواست برخیزد ولی او حرکت نکرد و فرمود: از جای خود بلند نمی شوم. چگونه برخیزم! من با چشم خود دیدم چگونه شما با خانه خدا وداع کردی! من فهمیدم که دیگر امیدی به بازگشت ندارید و سرانجام با اصرار پدر از جای برخاست و راهی شد» . (7) آری، امام رضا علیه السلام نیز خود به شهادتش در این سفر آگاه بود. لذا در ابتدای سفر قبل از خروج از مدینه، اعضای خانواده را فراخواند و دستور داد برایش بگریند. آن گاه دست ابوجعفر علیه السلام را گرفت و او را کنار قبر رسول خدا صلی الله علیه و آله آورد. دست ابوجعفر را روی دیواره قبر رسول خدا صلی الله علیه و آله گذاشت، دست او را به قبر چسباند و از رسول خدا صلی الله علیه و آله خواست فرزندش را حفظ کند ... آن گاه تمام وکلای خود را دعوت کرد و دستور داد از ابوجعفر علیه السلام اطاعت کنند و مخالفتی به خرج ندهند. (8) به این ترتیب امام رضا علیه السلام راهی خراسان شد. در این دوره (200 ه . ق.) تا زمان شهادت (203 ه . ق.) ارتباط بین امام رضا علیه السلام و فرزندش، جواد علیه السلام، به وسیله نامه صورت می گرفت. در یکی از نامه ها می خوانیم: بسم الله الرحمن الرحیم. فرزندم! خداوند به تو عمر طولانی عنایت فرماید و تو را از آزار دشمنانت مصون بدارد. فرزند عزیزم! پدرت به قربانت! همه مال و اموال من در اختیار تو است. من اکنون زنده و سر پا هستم اما از فراق تو دلخسته و غمناک می باشم. امیدوارم با رفتار نیک با خویشاوندان و کمک مالی به آنان خداوند راه رشد و صلاح را برای تو فراهم گرداند ... . (9) آری، این نگرانی و دلتنگی های امام رضا علیه السلام ادامه داشت تا آن که زمان شهادت آن حضرت فرا رسید. شیخ طبرسی به نقل از امیة بن علی می نویسد: «روزی ابوجعفر علیه السلام خدمتکار خود را خواست و فرمود: اهل خانه را گردآور و بگو برای ماتم آماده شوند. من پرسیدم: برای ماتم چه کسی؟ فرمود: برای ماتم بهترین اهل زمین. و بعد از چند روز خبر رسید که امام رضا علیه السلام در همان روز که امام محمدتقی امر به ماتم کرد، به شهادت رسیده است » . (10) رویداد / زمان 1. تولد امام جواد علیه السلام / 195 ه . ق. 2. هجرت امام رضا علیه السلام به خراسان / 200 ه . ق. 3. سن امام جواد هنگام هجرت پدر / در حدود 6 سال 4. شهادت پدر / 203 ه . ق. 5. سن امام هنگام شهادت پدر / حدود هشت تا نه سال (×) 6. هجرت امام جواد به بغداد / 204 ه . ق (10 سالگی) 7. شهادت امام جواد / 220 ه . ق آخر ذی قعده (25 سالگی) 25 سال و دو ماه و 18 روز (××) 8. مدت امامت حضرت جواد / 17 سال بعد از این مرحله نوبت آن بود که امام نوجوان، ابو جعفر، محمدتقی علیه السلام بر سر جنازه پدر حاضر شود; او را غسل دهد; دفن کند و نماز بخواند زیرا تنها معصوم را معصوم به خاک می سپارد و نماز می خواند. اما این واقعه چگونه روی داد و امام محمدتقی هشت، نه ساله چگونه از مدینه به خراسان آمد! حمیری و قطب راوندی به سند صحیح از معمر بن خلاد نقل کرده اند که: «امام محمدتقی روزی به من فرمود: ای معمر! سوار شو. گفتم: به کجا؟ فرمود: سوار شو و کاری نداشته باش. چون با حضرت به صحرا رسیدم، فرمود: این جا بایست. آن جناب ناپدید شد و بعد از ساعتی برگشت. پرسیدم: فدای تو شوم! کجا بودی؟ فرمود: به خراسان رفتم و پدر مظلوم و غریبم را دفن کردم » . (11) از آخر صفر (203 ه . ق.) زمانی که امام رضا علیه السلام در 55 سالگی به شهادت رسید، (12) حضرت ابوجعفر علیه السلام به عنوان نهمین امام معصوم در هشت سالگی عهده دار هدایت شیعیان شد. هرچند در این دوره خطیر، توصیه ها و وصایای امام رضا علیه السلام می توانست موجبات پذیرش امامت امام جواد از سوی شیعیان را فراهم سازد; مطالعه دقیق کتب تاریخی نشان می دهد که این توصیه ها تنها در خواص یاران مؤثر بود و عموم مردم ظاهربین منتظر دلایل عقل پسندی بودند. به این خاطر نوعی بحران دردآوری پیرامون پذیرش امامت جواد الائمه در حال شکل گرفتن بود که حتی به تدریج برخی یاران خاص را نیز شامل می شد. از این روی امام باید صاحب ویژگی هایی باشد تا بتواند گروه های مختلف را مجاب کند و آنان را به سوی پذیرش خورشید حقیقت راهنمایی کند. علم بی پایان امامت شاخصه ای بود که به تدریج این گروه ها و دل های پراکنده را گرد آورد. علامه محمدباقر مجلسی می نویسد: «وقتی امام رضا علیه السلام شهید شد، ابوجعفر علیه السلام حدود هفت سال و چند ماه داشت. مردم بغداد و حوالی، درباره امامت آن حضرت اختلاف پیدا کردند. لذا بزرگانی مانند: ریان بن صلت، صفوان بن یحیی، محمد بن حکیم، عبدالرحمان بن حجاج، یونس بن عبدالرحمان و ... در خانه عبدالرحمان بن حجاج گرد آمدند و به یکدیگر تسلیت گفتند. در بین مجلس یونس بن عبدالرحمان برخاست و گفت: گریه بس است! تکلیف امامت چه می شود؟ مسائل دین را از چه کسی باید پرسید و تا کی باید صبر کرد که ابوجعفر بزرگ شود و بتواند پاسخگوی مسائل و ادای حق امامت باشد؟ ریان بن صلت که از شنیدن چنین سخنی اراحت شده بود، از جا برخاست و گلوی یونس را گرفت و داد زد: معلوم شد ایمان تو ظاهری بوده، در باطن درباره امامت گرفتار شک هستی. اگر امام جواد با عنایت خدا به این مقام رسیده است، اگر کودک یک روزه هم باشد، مانند پیرمرد کهنسالی دارای علم و فضیلت خواهد بود. اگر از جانب خدا نباشد، اگر هزار سال هم عمر کند، مانند یکی از مردم خواهد بود. ... سرانجام موعد حج رسید و فقیهان، دانشمندان بغداد و ... در قالب گروه هشتاد نفری عازم حج شدند. آنان به مدینه وارد شدند و راهی خانه امام صادق علیه السلام - که غیر مسکونی بود - شدند و مجلس بزرگی تشکیل دادند. ابتدا عبدالله فرزند موسی بن جعفر علیه السلام و عموی امام جواد وارد شد و خود را در معرض دیگران قرار داد اما به زودی معلوم شد چیزی از علم ندارد. طولی نکشید که موفق بن هارون خدمتگزار امام خبر ورود حضرت را داد. امام علیه السلام حاضر شد و تمام مسائل را جواب داد و به عمویش هم گفت: «لم تفتی عبادی بما لم تعلم و من الامة فی هو اعلم منک؟ ; چرا برای بندگان من به چیزی که آگاهی نداشتی، فتوا دادی؟ در حالی که میان امت اعلم از تو وجود داشت » . (13) آری حتی مرحوم کلینی و ابن شهرآشوب نقل کرده اند که در یک مجلس یا چند روز متوالی، سی هزار مساله از سخت ترین مسائل پرسیدند و امام علیه السلام همه را جواب داد. (14) هجرت اجباری به بغداد به این ترتیب به مرور بستری آرام برای پذیرش امامت وی ایجاد شد. این امر برای خلیفه عباسی ناخوشایند بود. چون بار دیگر مشروعیت وی - همان گونه که در عصر امام رضا زیر سؤال رفت - زیر سؤال می رفت. از این روی وی کوشید قبل از آن که این نهال علوی به خوبی ریشه در دل شیعیان بدواند، وی را به خراسان فرا خواند و مانع از ایجاد ثبات و آرامش در زندگی و فعالیت های او شود. از این روی یک سال (15) بعد از شهادت امام رضا علیه السلام مامون برای آن که در ظاهر خود را از جرم و خطای کشتن امام رضا تبرئه کند و نادم نشان دهد، وقتی از سفر خراسان به بغداد آمد، نامه ای خدمت امام محمدتقی علیه السلام نوشت و با اعزاز و اکرام ظاهری وی را طلبید. (16) خلفای عصر امام / زمان / دوره 1. محمد امین بن هارون / تا 198 / قبل از امامت 2. مامون بن هارون / از 198 تا 218 / تا سال 203 (قبل از امامت) از 203 تا 218 بعد از امامت 3. معتصم عباسی / از 17 رجب یا شعبان 218 به بعد / بعد از امامت خلفای عصر امام و تقابل حضرت با آنان به طور کلی حضرت جواد الائمه علیه السلام در طول امامت خود با دو خلیفه عباسی روبه رو بود که مفصل ترین آن، دوره مامون یعنی، 15 سال و بقیه عمر یعنی، تنها 2 سال در دوره معتصم عباسی بود. مامون به دلیل این که با قتل امام رضا علیه السلام دچار بدنامی و تزلزل شده بود، صلاح نمی دید که بیش از آن به آزار امام بپردازد. لذا به دلیل قدرت شیعیان در آن روزگار، تمام سعی خود را بر آرام نگه داشتن اوضاع مصروف می داشت. یکی از شواهد موجود پیرامون قدرت شیعیان در آن دوره را می توان در زمانی مطالعه کرد که امام جواد علیه السلام به شهادت رسید و شیعیان پیکر مطهرش را از خانه بیرون آوردند در حالی که شمشیر بر شانه داشتند و با هم پیمان مرگ بستند و تصمیم خلیفه مبنی بر ممانعت از تشییع جنازه را در نطفه خفه کردند. علامه محمدحسین مظفر می نویسد: «از امثال چنین حادثه ای می توان فهمید که شیعه بغداد در آن روزگاران شمار زیادی را تشکیل می داد و از اقتدار و شوکتی برخوردار بودند» . (17) اساسا ضعف حکومت مرکزی و شورش های موجود باعث شد تا مامون مرکز خلافت را به بغداد منتقل کند، (18) این گویای وضعیت شکننده خلیفه بود که او را وادار به تحمل امام می کرد. بنابراین ملاطفت خلیفه نه از روی دلسوزی و حفظ آبروی ظاهری که از ترس ایجاد تزلزل در ارکان حکومت خود در آن عصر خطرناک و شورش خیز بود. و بر همین اساس پذیرش این امور از سوی امام نیز به معنای بازی خوردن و آلت دست بودن حضرت جواد از سوی خلیفه نخواهد بود. آری امام جواد چنان جایگاه و پایگاهی در بین شیعیان خود در سراسر جهان اسلام دارد که خلیفه از ترس آن ناچار می شود حضرت جواد علیه السلام را مانند پدرش امام رضا علیه السلام در قدرت سهیم کند. لذا امام این موضوع را می پذیرد و ولایتعهدی را قبول می کند با این شرط که هرگز در کاری دخالت نکند، قضاوت نکند، عزل و نصبی نکند و ... و این امر مشروع بودن حکومت خلیفه را با سؤال روبه رو می کند. بنابراین هرچند این بازی از سوی خلیفه آغاز می شود، نشان از عجز و ناچاری وی در برابر نفوذ امام در دل ها دارد. حضرت با گذاشتن شروطی مبنی بر دخالت نکردن در امور، عملا ناچار شدن خود را به پذیرش به نمایش می گذارد و نقشه خلیفه را که با این هدف در صدد کسب مشروعیت است، ناکام می گذارد. (19)  با این تحلیل به راحتی می توان ماهیت اساسی ازدواج اجباری امام را نیز با دختر خلیفه درک کرد. ازدواجی که در ظاهر به خاطر اعجاب خلیفه از علم و دانش امام صورت می گیرد. برخی نیز معتقدند این نرمشی بود که امام به خاطر امنیت و محفوظ ماندن شیعیان از آن بهره برد. حداقل صلاح چهل و چهار هزار نفر از سادات علوی و بنی هاشم را - که در آن عصر در حجاز، عراق، شامات و ایران پراکنده بودند و مامون هم آنان را به مرو فراخوانده و به نوعی کارگزار خود کرده بود - در نظر گرفت. (20) پی نوشت ها: × - جلاء العیون، ص 962، بعضی نیز 7 سال گفته اند. کشف الغمه، ج 3، ص 155 و 7 سال و 4 ماه و 2 روز می داند. دلایل الامامه، ص 394. ×× - بحارالانوار، ج 50، ص 1. اما طبری 25 سال و سه ماه و 20 روز می نویسد، دلایل الامامة، ص 395. 1) مناقب ابن شهرآشوب، ج 4، ص 425 و جلاءالعیون، ص 960. 2) کشف الغمه، ج 3، صص 134 و 137 و 155. دعایی که از صاحب الزمان نقل شده، دهم رجب می داند. مصباح المتهجد، ص 741 (اللهم انی اسالک بالمولودین فی رجب محمد بن علی الثانی و ابنه علی بن محمد المنتجب ... .) 3) اصول کافی، ج 1، ص 492; ارشاد، ج 2، ص 259. وی اهل نوبه بود. به وی مرضیه هم می گفتند و از اهل بیت ماریه مادر ابراهیم، فرزند رسول خدا بود. مناقب ابن شهرآشوب، ج 4، ص 411. کنیه او «ام حسن » بود. بحارالانوار، ج 50، ص 7. 4) جلاء العیون، ص 959. 5) اعلام الوری، ص 345; مناقب ابن شهرآشوب، ج 4، ص 410 و بحارالانوار، ج 1، ص 321. 6) عیون المعجزات، ص 108. 7) سیرة الائمة الاثنی عشر، ج 2، ص 444 و کشف الغمه، ج 3، صص 215 و 216. 8) دلائل الامامة، ص 349; الامام الجواد من المهد الی اللحد، ص 44. 9) الامام الجواد من المهد الی اللحد، ص 330 و بحارالانوار، ج 50، ص 103 و تفسیر عیاشی، ج 1، ص 132. 10) اعلام الوری، ص 350. 11) کشف الغمه، ج 3، ص 156 و خرایج، ج 2، ص 666. 12) اصول کافی، ج 1، ص 486 و ارشاد مفید (یک جلدی)، ص 304. 13) بحارالانوار، ج 50، ص 100 و دلایل الامامة، ص 389. 14) مناقب ابن شهرآشوب، ج 4، ص 415. 15) بحارالانوار، ج 50، ص 92 و مناقب ابن شهرآشوب، ج 2، ص 433. 16) جلاء العیون، ص 962. 17) تاریخ شیعه، علامه محمدحسین مظفر، ترجمه دکتر سید محمد باقر حجتی، ص 120. 18) الامام علی بن موسی الرضا، دخیل، ص 97. 19) توجه به این تحلیل ضروری است و متاسفانه عموم نویسندگان تحلیلی در خور ارائه نداده اند و گویی امام آلت دست خلفا بوده که هر طور بخواهند با او رفتار کنند. زمانی برای تطهیر حکومت خود سود برند و زمانی آن ها را از میان بردارند و امامان نیز فقط وسیله ای برای آنان باشند. 20) زندگانی امام محمدتقی، صادقی اردستانی، ص 87. آرشیو مباحث استاد شجاعی فروشگاه آنلاین با محصولات ناب 

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 10653
زمان انتشار: 12 مارس 2019
| |
مراتب تکاملی نفس همانند مراتب وجودی عالم است

خانواده آسمانی؛ جلسه500 ؛ 97/12/16

مراتب تکاملی نفس همانند مراتب وجودی عالم است

آنچه در این جلسه خواهیم گفت؛ باطن جهنم و آیات و روایات مربوط به آن است.

نفس انسان همانند نظام خلقت، دارای مراتب متعددی است که در عین کثرت، وحدت دارند. عالم دنیا باطنی دارد به نام عالم ملکوت؛ و عالم ملکوت، همان عالم برزخ است. ملکوت نیز، مثل نظام دنیا ریاضی است. آنچه که وارد برزخ می­‌شود، نفس است. اگر نفس آمادگی نداشته باشد، در آنجا گرفتار زندگی بدی خواهد شد که همراه با عذاب و درد و رنج خواهد بود.

نظام خلقت دارای مراتبی است که عبارتند از: عالم لاهوت، بعد جبروت که ظهور عالم ماقبل خود است. سپس عالم ملکوت که ظهور عالم جبروت است و در آخر، عالم ناسوت و دنیا که این هم ظهور عالم ملکوت است. پس عالم در عین حال که واحد است، از جهت مرتبه، دارای اختلاف و کثرت است. نفس انسانی، خود دارای مراتب و درجات متعددی است. در یک تقسیم بندی نفس، می گوییم انسان 5 قوه دارد: «حس، خیال، وهم، عقل و فوق عقل». اگر بپرسیم قوا در کجای نفس قرار دارند؟ آیا تفکیک شده از هم هستند یا نه. در پاسخ می‌گوییم: همه قوا در نفس حاضرند، یعنی در عین این که کثیرند، در یکجا وحدت دارند. پس شما همه قدرتها هستید و یک نفر هستید. به این معنا که یک نفر هست که هم حس می‌­کند؛ هم خیال می­‌کند، هم وهم دارد؛ هم تعقل می­‌کند و هم فوق عقل دارد. یک حقیقت است که ذومراتب است. نظام خلقت هم همین­طور است. ملکوت در باطن دنیا است. هر چند من الان آن را نمی‌­بینم؛ ولی وجود دارد. همان­طور که حس، خیال و وهم‌­مان را نمی‌­بینیم. ولی منشأ اثرند. در دنیا نیز خیلی از چیزها وجود دارند که دیدنی نیستند، ولی منشا اثرند. نتیجه اینکه عالم خلقت تفکیکی نیست. «تمرکز» اولین خشت پرواز به عالم برزخ است عالم دنیا باطنی دارد به نام عالم ملکوت. عالم ملکوت، همان عالم برزخ است. اگر بخواهیم راه ارتباطی مان را برقرار کنیم، اولاً باید تمرکز بگیریم. بعضی­ها در بیداری می­‌توانند تمرکز بگیرند و همین­جا هم ارتباط‌شان وصل می­‌شود. برخی هم نمی­‌توانند؛ چون تعلقات به انواع کمالات جمادی، گیاهی و حیوانی دارند. به همین دلیل، نفس نمی‌­تواند از اینها بکَند و به عالم ملکوت پرواز کند. ولی وقتی شما می‌خوابید، راحت­تر این ارتباط برقرار می‌­شود. چون نسبت به دنیا رها هستید. نفس هم راحت­تر می‌­رود. مثلاً مکه می‌­رود، برزخ می‌رود، بهشت می‌رود، جهنم می‌رود و ... . بنابراین، کافی است که تعلقات نفس، از دنیا کم شود. آن وقت می‌­بینید که وارد برزخ می­‌شوید. وقتی وارد عالم ملکوت (برزخ) می­‌شوید، در واقع وارد عالم حقیقی مثل این عالم می­‌شوید. فقط شرایط زیستی، اندازه ها، قوانین و تنوع نعمت­هایش بی­نهایت از اینجا بالاتر و بزرگتر است. ملکوت مثل سیستم دنیا ریاضی است. آنچه که وارد برزخ می‌­شود، نفس است. بدن دنیایی، در همین جا می‌­ماند و از بین می­‌رود. اما نفس با بدنی فوق العاده لطیف­تر از این بدن، در برزخ زندگی می­‌کند. نوع تولدش هم مثل تولد جنین به این دنیا است. همان­طور که جنین هنگام تولد به دنیا 6 نوع تولد دارد: «سالم، سالم قوی، بیمار، ضعیف، ناقص، معلول». ما هم وقتی وارد برزخ می­‌شویم، با این 6 نوع تولد وارد می­‌شویم. بنابراین، اگر آمادگی داشتید، بی نهایت بهتر و شادتر و آرام تر از اینجا لذت می‌­برید؛ اما اگر آمادگی نداشتید، درد و رنج  و اذیت شدن به همراه دارد. جهنم، ظهور عدم تطبیق خودت با بهشت است اگر بخواهیم در مورد ماهیت جهنم صحبت کنیم، باید بگوییم جهنم چیزی نیست که قرادادی باشد؛ بلکه حقیقی و وجودی است. این خودت هستی که از اینجا آن را با خودت می­‌بری. هر عمل و عکس العملی که به مادر بارداری می‌­رسد، به جنین هم منتقل می­‌شود. مثل حرص و جوش، بداخلاقی، استرس و... حتی خیالات، توهمات مثل کینه ها، حساسیت­ها و... یا علومی که مادر دریافت می‌­کند، همه روی جنین اثر می‌­گذارد. از همه مهمتر، کشش­های فوق­‌عقلانی مثل ارتباط با ملائکه الله، ارتباط با خانواده آسمانی و خود خداوند تبارک و تعالی است که تمام اینها بر جنین منتقل می­‌شود. پس عملکردهای پدر ومادر را جنین دریافت می‌­کند. نفس ما هم همین­طور است. بی­نهایت حساس است. پس مراقب باشیم که هر چیزی به نفس­مان ندهیم. چون جهنم، ظهور عدم هماهنگی با بهشت است. چنانچه درد و مریضی، ظهور عدم هماهنگی با دنیاست. بعد از اینکه دانستیم حقیقت و باطن جهنم چیست، آیات و روایات جهنم را مورد بحث و بررسی قرار می‌­دهیم. امام صادق علیه‌السلام فرمودند: « مَنْ یَزْرَعْ خَیْرا یَحْصِدْ غِبْطَةً وَ مَنْ یَزْرَعْ شَرّا یَحْصِدْ نَدامَةً وَ لِکُلِّ زارِعٍ ما زَرَعَ= هر کس خوبی بکارد، خشنودی درو می‌­کند و هر کس بدی بکارد، پشیمانی درو می­‌کند و هر کس هر چه بکارد، همان را برداشت می­‌کند». نمی­‌شود جائی گناه و معصیت بکاریم و بی­‌حساب به پای انسان تمام ­شود؛ بلکه پشیمانی و دردش را می­‌آورد. حالا اگر بخواهیم این گناه و معصیت را از بین ببریم، چه کار باید کرد؟ همان­طور که مریضی و دردی را با دارو درمان می­‌کنیم، خداوند هم یک سیستمی به نام "مغفرت" و "توبه" قرار داده که این سیستم، سیستم عملیاتی است. «توبه، بازگشت است»، یعنی باید مسیر نادرستی که رفته اید را دوباره برگردید تا آلودگی­ها برطرف ­شود. ولی اگر توبه نکردید و وارد برزخ شدید، آن وقت است که گرفتار می­‌شوید. بنابراین، به قواعد جذب دقت کنید. سوره روم آیه 44: « مَنْ كَفَرَ فَعَلَیْهِ كُفْرُهُ وَ مَنْ عَمِلَ صَالِحًا فَلِأَنْفُسِهِمْ یَمْهَدُونَ= هر که به راه کفر رود زیان کفرش بر خود اوست و هر که صالح و نیکوکار شود، چنین کسانی برای شخص خود آسایشگاهی خوش فراهم می‌سازند». هر کس کفران بورزد، به ضرر خودش است. علیه خودش است. چون کفر یعنی من سیستم مرحله موت را قبول ندارم و رعایت هم نمی­‌کنم. قبول داشتن یا نداشتن تأثیری ندارد. سیستم ریاضی است. تاثیر خودش را می‌­گذارد. کافر چون مرگ را قبول ندارد، آمادگی هم پیدا نمی­‌کند. لذا ورودش اول بدبختی و عذاب است. پس کافر چوب بی‌­اعتقادی خودش را می­‌خورد. سوره بقره، آیه 281: « وَاتَّقُوا یَوْمًا تُرْجَعُونَ فِیهِ إِلَى اللَّهِ ثُمَّ تُوَفَّى كُلُّ نَفْسٍ مَا كَسَبَتْ وَهُمْ لَا یُظْلَمُونَ= و بترسید از روزی که شما را به سوی خدا باز گردانند، پس هر کس پاداش عمل خویش خواهد یافت و به هیچ کس ستمی نکنند». معصیت، نفس را خراب می­‌کند و نمی‌­گذارد سالم وارد بهشت شود. پس ظهور مار و عقرب، به ­خاطر این است که خودمان آنها را با رفتارمان آفریدیم و خلق کردیم. در این خصوص قرآن می فرماید: سوره آل عمران، آیه 30: «یَوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ مَا عَمِلَتْ مِنْ خَیْرٍ مُحْضَرًا وَ مَا عَمِلَتْ مِنْ سُوءٍ تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَیْنَهَا وَبَیْنَهُ أَمَدًا بَعِیدًا= روزی که هر نفسی هر کار نیکویی کرده همه را پیش روی خود حاضر بیند و نیز آنچه بد کرده، آرزو کند که ای کاش میان او و کار بدش به مسافتی دور جدایی بود». سوره زلزال، آیه 7: «فَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَیْرًا یَرَهُ* وَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا یَرَهُ = پس هر کس به قدر ذره‌ای کار نیک کرده باشد (پاداش) آن را خواهد دید* و هر کس به قدر ذره‌ای کار زشتی مرتکب شده آن هم به کیفرش خواهد رسید». هر کس کار خیر انجام بدهد، خدا آن را به خود او برمی گرداند. محال است که برنگردد؛ حتی اگر کافر باشد. کار شر هم همین طور است؛ امّا با مقیاس آخرتی، نه با مقیاس دنیایی.  بنابراین از بحث درباره جهنم این قاعده حاصل می شود که «جهنم معلول عدم تطبیق با بهشت است». کسی که خودشیفته است، عذابش حقارت است. کسی که مستکبر است، عذابش ذلت و خواری است. کسی که فخرفروش است، عذابش حقارت است. ما چیزی نداریم که بخواهیم به­ خاطرش افتخار کنیم و پز بدهیم. همه از سوی خداست. قا/164 معاد/جهنم آرشیو مباحث استاد شجاعی فروشگاه آنلاین با محصولات ناب 

صوت

1 - مراتب تکاملی نفس همانند مراتب وجودی عالم است

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 10649
زمان انتشار: 12 مارس 2019
| | |
روز 22 اسفند روز بزرگداشت شهدا گرامی باد

روز 22 اسفند روز بزرگداشت شهدا گرامی باد

آرشیو مباحث استاد شجاعی فروشگاه آنلاین با محصولات ناب 

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 10620
زمان انتشار: 12 مارس 2019
| | |
رمز ذکر استغفار و ذکر تهلیل در ماه رجب

رمز ذکر استغفار و ذکر تهلیل در ماه رجب

آرشیو مباحث استاد شجاعی فروشگاه آنلاین با محصولات ناب  t.me/ostadshojaefilms

فیلم

1 - رمز ذکر استغفار و ذکر تهلیل در ماه رجب

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed