www.montazer.ir
چهارشنبه 17 ژوئن 2026
شناسه مطلب: 495
زمان انتشار: 16 اکتبر 2014
| |
رسالت خانواده ، جلسه 12

رسالت خانواده ، جلسه 12

هرقدر بینش انسان بالاتر رود، فرصت شبیه شدن به اخلاق خداوند را پیدا می‌كند. ذكر چند توصیه برای این‌كه خدای ناكرده دچار چشم و هم‌چشمی نشویم؛ 1 ـ مقایسه كردن خود با دیگران: ما یك سلسله كمالات و خصوصیات و قابلیت‌ها داریم كه دیگران ندارند و یك سلسله كمالات و خصوصیات دیگران دارند كه ما نداریم. در مسائل تربیتی هم به والدین توصیه می‌شود فرزندانتان را باهم مقایسه نكنید كه مفسده می‌آورد. این فرهنگ مقایسه غلط را خودمان به فرزندانمان یاد می‌دهیم. دانشمندان می‌گویند: بچه‌های دوقلو بعد از یك مدت باهم متفاوت می‌شوند. پس مقایسه كردن اشتباه است، مگر در جهات مثبت. اگر تنبلی و تن‌پروری و بی‌حوصلگی را با دیگران مقایسه كنیم، باعث رفع این بیماری‌ها می‌شود و خوب است. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) سفارش كردند؛ از نظر دنیایی به زیردستان خود نگاه كنید. یعنی به آن‌هایی كه از شما از نظر اقتصادی پایین‌تر هستند، تا خدا را شكر كنید. ولی از نظر معنوی به انبیاء و اولیاء نگاه كنید چون بعداً حسرت می‌خورید. نبی اكرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: هیچ بنده‌ای در قیامت قدم از قدم برنمی‌دارد مگر به دو سؤال جواب دهد؛ 1 ـ عمر 2 ـ جوانی یك روز باید جوابگوی جوانی و عمر باشیم و این‌كه ما آرامش و شادی داشتیم و خود را با ابدیت پیوند زده‌ایم. هرچه با باطل پیوند بخورید معطلی و سوختن بیشتر است. اگر قرار است غبطه بخوریم باید به اولیاء خدا غبطه خورد. قرآن می‌فرماید: در قیامت منافقین به مؤمنین می‌گویند: به ما نگاه كنید تا ما از نور شما استفاده كنیم و جواب می‌شنوند برگردید به دنیا از آنجا برای خود نور بیاورید. كسی كه ارزش ایمانی را باور كرده باشد و به آن ایمان آورده باشد، هیچ‌كس نمی‌تواند او را برای چشم و هم‌چشمی و رقابت منفی تحریك كند. امام صادق(علیه السلام) از قول نبی اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: هركس به آن‌چه خدا به او داده آرام نگرفته، به داده‌های خدا شاكر نیست و به نداده‌هایش صابر نیست، این شخص با حسرت به سختی‌ و جان كندن می‌افتد. در دنیا و امور دنیا هرگز آرامش ندارد. هركس چشمش به داده‌های مردم باشد، اندوهش بیشتر است و سوزش او پایان ندارد و آرام نخواهد یافت. هركس كه نعمت‌های خدا را جز نوشیدن و پوشیدن و خوردنی نیابد، عملش اندك است او حتی مسلمانی‌اش از همین دریچه است. این‌طور اشخاص هیچ‌وقت ناراحت بهشت نرفتن نیستند خود را برای ابدیت آماده نمی‌كنند. حضرت علی(علیه السلام) فرمودند: من مأنوس‌تر هستم به مرگ از كودكی كه به پستان مادرش مأنوس است. در نماز دغدغه‌های انسانی وجود دارد. اهدنا الصراط المستقیم. یعنی انبیاء، صالحین، صدیقین و شهداء. خدایا من می‌خواهم به این چهار گروه ملحق شوم. اگر كسی می‌خواهد در جهنم رقابت نیفتد؛ 1 ـ‌ مقایسه نكند. 2 ـ از نظر مادی به زیردست نگاه كند. 3 ـ از نظر معنوی به انبیاء و اولیاء نگاه كند. 4 ـ با آدم‌های دسته‌های یك و دو رفاقت نكند. سوره فرقان آیه 29 ـ 29 یكی از حسرت‌هایی كه آدم‌ها می‌برند. افرادی كه بد متولد می‌شوند، در قیامت دست‌هایشان را گاز می‌گیرند و می‌گویند ای كاش با پیغمبر رفیق می‌شدم و بعد می‌گویند وای بر من ای كاش با فلانی رفیق نمی‌شدم. او مرا از یاد خدا و هدف اصلی گمراه كرد. یكی از عوامل اسراف، چشم و هم‌چشمی است. چشم و هم‌چشمی و رقابت آدم را ول‌خرج می‌كند. بدون این‌كه بتواند مدیریت كند مجبور است خرج كند. حضرت علی (علیه السلام) فرمودند: چه نسبتی بین آدم و فخر وجود دارد. اول یك نطفه است و آخرش هم مردار است. اگر خدا روزی ندهد، عُرضه روزی خود را ندارد. نمی‌تواند مرگ را از خودش دفع كند.  

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 494
زمان انتشار: 16 اکتبر 2014
| |
رسالت خانواده ، جلسه 11

رسالت خانواده ، جلسه 11

روح برتری‌طلبی به دلیل داشتن روح الهی است. انسان بی‌نهایت‌طلب است و بی‌نهایت یك مصداق دارد و آن خداوند تبارك و تعالی است. هرقدر انسان در مسابقات منفی جلو برود از كسب سعادت حقیقی محروم می‌شود. خداوند می‌فرماید: كلیه مخلوقات من ساختار ریاضی دارند. ریاضی نه به معنای مادی یعنی قدر و اندازه. خداوند برای تمام موجودات حدود ریاضی معلوم كرده است. الذی خلق فسوی والذی قدر فهدی . خلق، جهاز وجودی، اندازه‌گیری می‌شوند، سپس به سمت هدف خلقت هدایت می‌شوند. موجودات چهار دسته‌اند: محسوسات، جمادات: مواد (گازها، مایع و جامدات) و كمال (اثر وجودی آنها) خاصیت وجودی، وزن داشتن، حجم داشتن، گیاهان (نباتات) كمال وجودی: رشد، تغذیه، قدرت بدنی، زیبایی و... دسته سوم؛ حیوانات. شعور، غریزه، شهوت جنسی و پیوند، ازدواج، احساس و عواطف و مهربانی، كار تفریح و مسكن‌گزینی، وفاداری و... اینها كمالات غیرانسانی است. انسان كمالات سه موجود قبل را دارد ولی جزء كمالات انسانی محسوب نمی‌شود. حتی داشتن عقل هم عامل اشرف مخلوقات بودن انسان محسوب نمی‌شود. عامل اصلی انسانیت: میزان عشق او به حق تعالی است. قابلیت تربیت انسان نامحدود است برعكس حیوان كه محدود است. وقتی یك انسان در زیبایی با دیگران رقابت كند. این یك كمال گیاهی است. برتری و نه انسانی آیا ما می‌توانیم بگوییم ورزشكارها كه بدن ورزیده‌تری دارند انسان‌تر از بقیه هستند. نه نمی‌توانیم این یك كمال است و یك كمال گیاهی است. (یا بچه‌دار شدن) متأهل‌ها آدم‌تر از مجردها هستند (كمال حیوانی)، كسی كه كار می‌كند با كسی كه بی‌كار است. چشم و هم‌چشمی منفی در دایره كمالات جمادی و گیاهی و حیوانی است، انسان نباید قیمتش را به اینها بداند و فخرفروشی كند. (جزء كمالات انسانی نیست) در یك خانواده كه خودشان را به معنای حقیقی نمی‌شناسند، تمام مسائل حول كمالات نباتی و حیوانی و جمادی دور می‌زند. شاه برای جبران حس حقارت خود هزینه زیادی در كاخ‌های خود خرج كرده است. اینها هیچ قیمتی به انسان نمی‌دهند. فخرفروشی در این موارد روسیاهی به بار می‌آورد. اسلام نهی نمی‌كند از زیبایی استفاده كنی. خدا دوست دارد انسان تجمل داشته باشد. نه به این معنی كه روی دست دیگران بلند شویم. چون من زیباترم مهم‌تر هستم. بزرگ شدن خوب است اما در كمالات حقیقی و مواظب باشید مسیر بزرگ شدن را اشتباه نكنید. این فرمایش خداست. ما پنج دسته انسان داریم؛ (سوره بقره، آیه 74) برخی مثل سنگ بلكه پست‌تر از سنگ. این نوع قیمت‌گذاری توهین نیست، در سنگ خاصیت‌هایی است كه در شما نیست، سنگ‌ها شعور دارند و از خشیت خدا می‌لرزند. برخی از شما مثل حیوان هستید. انسان حقیقی: سوره عصر؛ همه‌آدم‌ها می‌بازند جز ایمان به حق تعالی و عمل متناسب با آن ما باید خودمان را به حدود الهی نزدیك كنیم. خدا فقط یك گروه را خوشبخت می‌داند؛ كسانی كه ایمان آورده‌اند و عمل صالح انجام داده‌اند. شهید مطهری «رحمه‌الله علیه»؛ برخی انسان‌ها بزرگند مثل هیتلر اما بزرگوار نیستند. بزرگوار یعنی بزرگ شدن در كمالات انسانی. هرقدر سطح معرفت خانواده بالاتر شود، از چشم و هم‌چشمی منفی دورتر می‌شود و آرام‌تر و شادتر است. اضطراب زمانی سراغ انسان می‌آید كه در چشم و هم‌چشمی منفی می‌افتد و چون تمام‌شدنی نیست، آرامش وجود ندارد. مثل بچه‌ای كه می‌خواهیم با پستانك ارضا كنیم. چند دقیقه آرام می‌شود. ناآرام‌ترین انسان‌ها؛ كسانی هستند كه چشم و هم‌چشمی منفی دارند. یك راه برای شادی؛ نداشتن رقابت منفی بحث در مورد چشم و هم‌چشمی بود كه در این راستا رقابت معنوی و بد را تعریف كردیم كه اگر رقابت درمسائل معنوی و كمالات انسانی باشد، نه تنها بد نیست بلكه خوب هم هست و به ما توصیه شده است كه در این كمالات رقابت داشته باشیم. اما اگر رقابت در كمالات طبیعی باشد، انسان را از كمالات انسانی دور می‌كند. كمالات انسانی مربوط به بخش ویژه‌ای است كه انسان به‌واسطه آن از سایر موجودات برتر است. فوق عقل قوه‌ای است در انسان كه جذب كمالات نامحدود را در انسان بالا می‌برد. این شبیه شدن و مثل خدا شدن، قرب و تقرب است. هرچه بتوانیم از اسماء خداوند در خودمان ظهور دهیم، به خدا نزدیك‌تر می‌شویم. پس رقابت مثبت یعنی آنچه كه ما را به خدا نزدیك‌تر می‌كند. چشم و هم‌چشمی و رقابت منفی در كمالات طبیعی مثل خانه، پول، اشیاء مثل كمالات جمادی، كمالات حیوانی، گیاهی است. این رقابت هرچه بیشتر باشد، روح ضعیف‌تر و فقیرتر می‌شود. انسان باید برای رفتن به آخرت آمادگی پیدا كند. انسان‌ها در حركت به سمت ابدیت سنجیده می‌شوند. قرآن خیلی آیات دارد كه انسان وزن می‌شود، سنجیده می‌شود، وزنی كه ما را می‌سنجند حق است. اگر می‌خواهید سنگین شوید، ثروتمند و اشراف باشید، باید بیشتر حق جذب كنید. روح حق جذب كنید. هرچه‌قدر روح شما با حق بیشتر سنخیت داشته باشد، شما بهشتی هستید. حق یعنی شرایط زیستی بهشت. هرچه با حق و بهشت سنخیت داشته باشید، آمادگی بیشتری در آنجا برای زندگی كردن دارید. هركس میزانش سنگین باشد، این شخص در قیامت در عیش و زندگی راحتی است. هركس میزانش سبك باشد، جایش در آتش است. مادرش آتش است. یعنی این شخص در دنیا تمام همّ و غمش و افتخارش طوری بوده كه هیچ‌كدامش ارزش نیست و حتی ضد ارزش است و مزاحم. وقتی شما با حاكمیت بخش انسانی به سراغ كمالات حیوانی و گیاهی می‌روید، این كمالات تماماً عبادت است. هیچ حماقتی بزرگ‌تر از فخر نیست. اینكه انسان به دنبال چیزی كه بزرگی نیست برود و با آن بخواهید به دیگران فخر بفروشد. ما یك جا اجازه داریم كه روی دست دیگران بلند شویم و آن هم در كمالات انسانی است، در شبیه شدن به خدا. قرآن انسان‌ها را به 5 دسته تقسیم می‌كند؛ 1ـ به اندازه جمادات 2ـ از سنگ پست‌تر 3 ـ به اندازه حیوان 4 ـ از حیوان پست‌تر 5 ـ انسان هستند. انسانی كه كمالات خوب حیوانی را از خود بروز نمی‌دهد از نظر قرآن از حیوان پایین‌تر است. رسول اكرم «صلی‌الله علیه و آله و سلم» فرموند: چه بسیار مركب‌هایی هستند كه از صاحبشان بهتر هستند و ارزششان پیش خدا بیشتر است. چون یاد این حیوانات به خداوند از صاحبشان بیشتر است. دور است، دور است، دور است از رحمت خدا كسی كه خانواده خودش را ضایع می‌كند. پس دقت كنیم كه اگر این كمالات را نشناسیم تا آخر عمر بچه‌ها و خانواده‌مان را با كمالات حیوانی تربیت می‌كنیم. انسانی كه خدا در قرآن به ما معرفی می‌كند، كسی است كه هم در دنیا شاد است و هم هروقت به آخرت رفت شاد و خوشحال و آرام است. كسی است كه تمام كارها، رفتارها، انتخاب‌ها و كنترل افكارش طبق دستورات خدا باشد. خداوند می‌فرماید: قیمت تو خود خداست. تو بزرگ‌تر از آن هستی كه بهشت قیمت تو باشد. نكته دیگر اینكه كمالات جمادی و حیوانی و گیاهی سراب هستند. یعنی تو به خیال اینكه با اینها شاد می‌شوی و تو را سیراب می‌كنند، اینها را به دست می‌آوری و می‌بینی كه با اینها شاد نمی‌شوی و شادی اینها زودگذر است. هرقدر كمالات جمادی و حیوانی جذب شود، یعنی تو عمر بیشتری را در سراب تلف كرده‌ای. اینكه حضرت مسیح «علیه‌السلام» می‌فرماید: رد شدن یك شتر از سوراخ سوزن راحت‌تر از رفتن یك ثروتمند به بهشت است. اگر ثروت تحت حاكمیت ایمان و تقوا قرار گیرد، حضرت می‌فرماید: ثروت همراه خوبی است برای آخرت. ثروتمندی كه حاكمیت وجود او با بخش حیوانی اوست نه با بخش انسانی. وقتی كسی حاكمیت تقوا با او هست، هیچ‌وقت احساس عدم خوشبختی و ناآرامی نمی‌كند. هرچه بخش انسانی بیشتر تغذیه كند و رشد كند، شخصیت انسان آرام‌تر و شادتر است. ولی هرقدر كمالات جمادی و حیوانی بیشتر باشد، انسان در درون احساس شادی نمی‌كند و این باخت است. حضرت می‌فرمایند: هیچ‌وقت خودتان را با هیچ‌كس مقایسه نكنید. از نظر مادی به فقرا نگاه كنید. اما از نظر معنوی به اولیاء خدا نگاه كنید. حضرت می‌فرماید: زیاد نگاه كن به كسی كه تو از او برتری داری. سالم‌تر هستی و وضع مادیت بهتر است. آدمی كه از كمالات انسانی فاصله دارد، خودش را با كسانی می‌سنجد كه از نظر كمالات حیوانی و جمادی و گیاهی بالاتر از او هستند. خودش را با كسانی كه از كمالات انسانی بالاتر هستند، نمی‌سنجد.

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 493
زمان انتشار: 16 اکتبر 2014
| |
رسالت خانواده ، جلسه 10

رسالت خانواده ، جلسه 10

از عوامل مهم اسراف، چشم و هم‌چشمی و رقابت‌های وهمی و خیالی است. رقابت در چیزهایی كه حقیقتاً قابل رقابت است، امری پسندیده است و در قرآن و روایات دعوت به این رقابت مثبت شده‌ایم. ما به میزان گرفتار شدن در رقابت منفی از حركت به سمت آخرت بازمی‌مانیم. امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» فرمودند: دو چیز مردم را هلاك می‌كند؛ یكی ترس از فقیر شدن و دیگری طلب فخر حال می‌خواهیم دلیل را دریابیم. در جای دیگر می‌فرماید: هیچ حماقتی بالاتر از چشم و هم‌چشمی نیست. احمق‌ترین آدم‌ها كسانی هستند كه دچار چشم و هم‌چشمی می‌شوند و می‌فرمایند: افتخار كردن از بی‌مقداری آدم‌هاست. كسی به دیگران فخرفروشی می‌كند كه چیز درستی برای افتخار كردن ندارد. ما باید به چیزی افتخار كنیم كه قابل افتخار كردن باشد. در غیر این‌صورت وقتی احساس كوچكی و حقیر بودن می‌كنیم چیزی نداریم كه به معنای حقیقی به آن افتخار كنیم. دچار فخرفروشی و چشم و هم‌چشمی می‌شویم. انسان دارای سه مرحله حیات است. قبل از دنیا، دنیا و بعد از دنیا. حضرت می‌فرماید: خدا رحمت كند كسی را كه خودش را بشناسد و بداند از كجا آمده و در كجا هست و به كجا می‌رود. رب العالمین می‌فرماید: من انسان را از دو ریشه خلق كردم؛ اول حقیقت انسانی را خلق كردم (روح كه شبیه‌ترین موجود به خداست) خلقی كه عظیم‌تر از جبرئیل است و ملائكه به آن متكی هستند. حقیقت دوم كه موقتی است و جنسیت دارد و با وفات انتقال پیدا می‌كند به مرحله ملكوت و سیر برگشت تا خدا. بخش اصلی وجود ما، روح الهی است. چون قبلاً حد نداشته و بی‌نهایت بوده و با فرهنگ زمین كه محدودیت دارد، سازگاری ندارد. روح، نزدیك‌ترین و شبیه‌ترین موجود به خداست با تولد به دنیا كه محدود است دلش می‌خواهد بی‌نهایت شود و از محدودیت دربیاید و به هیچ كمالی به‌صورت موقت راضی نیست و هر چیزی را بی‌نهایت می‌خواهد چون با اصل خلقتش سازگار نیست. دلبر حقیقی و اله اصلی انسان بی‌نهایت است و هر كمالی را كسب كند بالاتر از آن را طلب می‌كند و هرگز به محدود راضی نیست. پس اله اصلی و حقیقی الله است. به همین دلیل نبی اكرم «صلی‌الله علیه و آله و سلم» فرمودند: نه من و نه هیچ پیامبر دیگری حرفی بالاتر از «لا اله الا الله» نیاورده‌ایم. هیچ دلبری نیست مگر خدا. با خدا دنبال معشوق دیگری نباشید. الا بذكرالله تطمئن القلوب. دل بی‌نهایت شما فقط با دلبر بی‌نهایت (الله) آرام می‌گیرد. و كسی انسان‌تر است كه با بی‌نهایت انس بیشتری بگیرد. رقابت در این كمال به ما توصیه شده چرا كه ما را به خدا نزدیك‌تر می‌كند و به هدف خلقت نزدیك‌تر می‌كند و در این مسیر انسان‌ها باید طوری حركت كنند كه توقف و عقب‌گرد نداشته باشند. هركس دیروزش بهتر از امروزش باشد، معلون است. اگر دو روزش مثل هم باشد، مغبون است یعنی باخته است. چرا كه زمان متوقف نیست و او درجا زده است. عقب‌گرد و توقف در مسیر هدف خلقت ممنوع است و ما باید شیطانِ راه (دنیا) را كنار بگذاریم. سرعت بگیرید به سوی مغفرت پروردگار. در ضمن سریع آمدن باید سبقت هم گرفت. سبقت بگیرید به سوی مغفرت پروردگار. دنیای هركس چیزی است كه نمی‌گذارد تو به سمت معشوقت بروی. كمال انسانی یعنی من بیشتر عاشق شوم. تقرب به خدا یعنی شبیه‌تر شدن به خدا. هدف خلقت یعنی بتوانیم كمالات را بیشتر در خودمان باور كنیم. نبی اكرم «صلی‌الله علیه و آله و سلم» فرمودند: متخلق به اخلاق خدا شوید. در اخلاق خودتان را با كسی مقایسه نكنید بخواهید مثل خدا شوید. هر چیزی كه سرعت مرا كم كُنَد، جهنم است، شیطان است. هیچ حماقتی بزرگ‌تر از فخر نیست. فخر در چیزی كه جزء كمالات حقیقی انسان نباشد. تهدید حضرت امیر «علیه‌السلام» در مورد فخرفروشی؛ كسی كه كاری را برای فخرفروشی می‌كند، در قیامت روسیاه محشور می‌شود. نبی اكرم «صلی‌الله علیه و آله و سلم» فرمودند: دو گروه از امت من به‌ صورت حیوان محشور می‌شوند. چرا كه آنها برای انسان شدن گام برنمی‌داشتند. هركس بمیرد حضرت امیر «علیه‌السلام» را می‌بیند. زیرا ایشان میزان در انسانیت هستند و روسفیدی این است كه آنها هنگام مرگ به ما لبخند بزنند. كسی كه برای چیزهای غیرحقیقی فخرفروشی می‌كند در روز قیامت روسیاه محشور می‌شود. چرا كه دائماً از هدف خلقت دور شده و به هدف خلقتش نرسیده است. چون قدرت و روسفیدی انسان، شبیه شدن به خداست و دنبال عزت و برتری كاذب بودن روسفیدی نمی‌آورد. عزت كاذب در دنیا، ذلت صادق می‌آورد و او تمام تلاشش این بود كه در كمالات حیوانی رشد كند و در روز قیامت اصلاً اینها ارزش محسوب نمی‌شود و باطل بوده و باعث دردسر هم می‌شود. نه تنها باعث عزت نمی‌شود، بلكه باعث ذلت است. جهنم جایگاه انسان‌های متكبر است. جای كسانی است كه دنبال كمالات كاذب و حیوانی بوده‌اند.

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 492
زمان انتشار: 16 اکتبر 2014
| |
رسالت خانواده ، جلسه 9

رسالت خانواده ، جلسه 9

اسراف هم عوامل روانی و درونی دارد و هم عوامل بیرونی. ما یك رقابت منفی داریم و یك رقابت مثبت. رقابت منفی به هدف خلقت انسان ارتباطی ندارد. اما رقابت مثبت؛ فضیلت انسان و كرامت انسان به آن وابسته است. رقابت منفی در قرآن تعبیر به تفاخر شده و كرامتی برای انسان ندارد. آیات قرآن در این مورد: هرگز به چیزهایی كه ما گروهی از مردم را متمتع كردیم، چشم ندوز (از امور دنیایی) افسوس خوردن نسبت به این‌گونه چیزها قیمت انسان را پایین می‌آورد. حیات دنیا عبارت است از بازی لهو و لعب، زینت و تفاخر و زیاده‌روی و تكاثر در اموال و اولاد. لهو؛ حركات بی‌مقصود. لعب؛ بازی با مقررات. نبی اكرم «صلی‌الله علیه و آله و سلم» فرمودند: هیچ‌كس روز قیامت قدم از قدم برنمی‌دارد مگر آن‌كه به دو سؤال جواب دهد؛ جوانی‌ات را چه كردی؟ و عمرت را چگونه گذراندی؟ خدا زیباست و زیبایی را دوست دارد. انسان باید زینت را در راستای هدف انسانی قرار دهد، نه به‌عنوان هدف اصلی. تفاخر: در مورد بزرگ شدن و ازدواج كردن و مقایسه كردن خود با دیگران. تكاثر: مقایسه كردن در زیاد كردن اموال و اولاد. موارد بالا مراحل حیات دنیاست و خیلی‌ها همه اینها را باهم دارند. آیا شما فكر می‌كنید ما شما را عبث خلق كردیم و شما به سوی ما بازگشت ندارید؟ قیامتی كه پنجاه هزار سال است و هر هزار سال یك سؤال از شما می‌كنند. خداوند تبارك و تعالی دوست ندارد هر متكبر فخرفروشی را. (سوره لقمان، آیه 2) ای پیامبر به مردم بگو؛ اگر خدا را دوست دارید، مرا تبعیت كنید تا من هم شما را دوست داشته باشم. بهشت جای كسی است كه فقط دوست دارد از نظر انسانی بزرگ شود. اگر كسی در ذهنش و در دلش این باشد كه روی دست دیگری بلند شود، حتماً به بهشت راه پیدا نمی‌كند. حضرت می‌فرمایند: حتی در مورد بند كفش. ما حتی در مودر مسائل عبادی هم دچار تكاثر هستیم مثلاً گل‌دسته مسجد ما بزرگ‌تر از گل‌دسته مسجد شماست. من پانزده بار كربلا رفتم تو چند بار رفتی؟ صور مقدس نباید از حالت وسیله دربیاید و تبدیل به هدف شود. چشم و هم‌چشمی فقط در صور مادی نیست بلكه تكاثر ممكن است در صور مقدس هم ایجاد شود. امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» فرمودند: هر كسی كه كاری را انجام دهد برای اینكه به دیگران فخر بفروشد، خداوند روز قیامت او را روسیاه وارد می‌كند. هركس حدود الهی را بی‌احترامی كند، ظالم، كافر و فاسق است. شرافت و بزرگی به تقواست. امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» فرمودند: دو چیز مردم را هلاك كرد (انسانیت را كشت)؛ 1 ـ ترس از فقر 2 ـ فخرفروشی شهید مطهری «رحمه‌الله علیه» فرمودند: برخی از افراد برای اینكه می‌ترسند یك شب نون و پنیر بخورند، هرشب نون و پنیر می‌خورند.

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 491
زمان انتشار: 16 اکتبر 2014
| |
رسالت خانواده ، جلسه 8

رسالت خانواده ، جلسه 8

اگر حسن تدبیر و مدیریت خوب اقتصادی نباشد، مال زیاد هم نمی‌تواند انسان را خوشبخت كند و بدون شناخت، آفات زیادی در پی دارد. تضمین شده كسی كه میانه‌روی در مسائل اقتصادی داشته باشد، هرگز فقیر نمی‌شود و گفته شده افراط و تفریط در مسائل اقتصادی، بخل و اسراف است. 1 ـ اسراف از نگاه مولا امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» بخشیدن مال در غیرموقع خودش اسراف و تبذیر است. 2 ـ امام صادق «علیه‌السلام» فرمودند: انسان مسرف علامت‌هایی دارد؛ چیزی را می‌خرد كه در حدش نیست. چیزی را می‌پوشد كه در حدش نیست و چیزی را می‌خورد كه در حدش نیست. 3 ـ از امام كاظم «علیه‌السلام» سؤالی پرسیدند: آیا اگر كسی ده پیراهن داشته باشد اسراف است؟ فرمودند: نه، بلكه باعث می‌شود عمر لباس‌هایش هم بیشتر شود. اسراف این است كه تو لباس میهمانیت را در جای كثیف بپوشی. در جایی دیگر می‌فرمایند: اسراف یعنی تو لباس میهمانی‌ات را در خانه بپوشی. امام خمینی «رحمه‌الله علیه» 10 جفت دمپایی داشتند و فردی به او گفت: آیا اینها اسراف نیست؟ امام فرمودند: اسراف شما می‌كنید كه یك جفت دارید و زود خراب می‌شود ولی من این ده جفت را تا آخر عمر دارم. یكی از علامت‌های اسراف و شخصیت مسرف این است كه تابع هوس است و هرچه می‌خواهد می‌خرد. 4 ـ نبی اكرم «صلی‌الله علیه و آله و سلم» فرمودند: اسراف است این‌كه تو هرچه دلت می‌خواهد بخری و بخوری. در كشور ما در مورد خوراكی‌ها خیلی اسراف می‌كنیم. مثلاً در میوه خوردن. یك پرتقال در طول روز برای تأمین ویتامین ث كافی است. ولی برخی افراد در طور روز 10 پرتقال می‌خورند كه اصلاً ضرورتی ندارد. 5 ـ امام صادق «علیه‌السلام» فرمودند: میانه‌روی چیزی است كه خدا دوست دارد و اسراف چیزی است كه خدا بدش می‌آید. این‌كه تو هسته میوه را دور می‌اندازی، اسراف است یا ته‌مانده آب را بیرون بریزی اسراف است. یا حتی در مورد زباله‌ها كه باید تفكیك كرد تا بازیافت صورت بگیرد. تا اسراف صورت نگیرد و برای اقتصاد كشورمان مفید باشد. اسراف آثار بسیار بدی دارد. هم عذاب دنیوی دارد و هم عذاب اخروی. خدا هم غضب می‌كند. آداب غذا خوردن بد: بریدن نان. در حدیث داریم: برای خوردن خربزه آن را تكه تكه نكنید. آن را به دندان بگیرید، این‌طور لذیذتر است. یا برای خوردن خیار از قسمت تلخ شروع كنید و با نمك بخورید. ما باید اخلاق خوردن و پوشیدنمان را مطابق معصومین «علیه‌السلام» كنیم. تقلید نقش زیادی در اسراف دارد. 6 ـ امام صادق «علیه‌السلام» فرمودند: كم‌ترین حد اسراف این است كه تو اضافه غذایت را دور بریزی و اینكه لباس میهمانیت را بد استفاده كنی و دور انداختن هسته. عوامل و انگیزه‌های اسراف: 1 ـ رقابت از عوامل مهم اسراف است (چشم و هم‌چشمی) و دلیل این مسئله این است كه انسان قیمت خودش را نمی‌داند و فكر می‌كند با اشیاء خارج از وجودش می‌تواند كسب شخصیت كند. انسان تا قیمت حقیقی خودش را نداند نمی‌تواند از چشم و هم‌چشمی پرهیز كند. البته چشم و هم‌چشمی مفید هم داریم و آن در مورد ارزش‌های انسانی است و قرآن در این مورد به ما توصیه كرده است.  

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 490
زمان انتشار: 16 اکتبر 2014
| |
رسالت خانواده ، جلسه 7

رسالت خانواده ، جلسه 7

اگر حسن تدبیر و مدیریت خوب اقتصادی نباشد، مال زیاد هم نمی‌تواند انسان را خوشبخت كند و بدون شناخت، آفات زیادی در پی دارد. تضمین شده كسی كه میانه‌روی در مسائل اقتصادی داشته باشد، هرگز فقیر نمی‌شود و گفته شده افراط و تفریط در مسائل اقتصادی، بخل و اسراف است. 1 ـ اسراف از نگاه مولا امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» بخشیدن مال در غیرموقع خودش اسراف و تبذیر است. 2 ـ امام صادق «علیه‌السلام» فرمودند: انسان مسرف علامت‌هایی دارد؛ چیزی را می‌خرد كه در حدش نیست. چیزی را می‌پوشد كه در حدش نیست و چیزی را می‌خورد كه در حدش نیست. 3 ـ از امام كاظم «علیه‌السلام» سؤالی پرسیدند: آیا اگر كسی ده پیراهن داشته باشد اسراف است؟ فرمودند: نه، بلكه باعث می‌شود عمر لباس‌هایش هم بیشتر شود. اسراف این است كه تو لباس میهمانیت را در جای كثیف بپوشی. در جایی دیگر می‌فرمایند: اسراف یعنی تو لباس میهمانی‌ات را در خانه بپوشی. امام خمینی «رحمه‌الله علیه» 10 جفت دمپایی داشتند و فردی به او گفت: آیا اینها اسراف نیست؟ امام فرمودند: اسراف شما می‌كنید كه یك جفت دارید و زود خراب می‌شود ولی من این ده جفت را تا آخر عمر دارم. یكی از علامت‌های اسراف و شخصیت مسرف این است كه تابع هوس است و هرچه می‌خواهد می‌خرد. 4 ـ نبی اكرم «صلی‌الله علیه و آله و سلم» فرمودند: اسراف است این‌كه تو هرچه دلت می‌خواهد بخری و بخوری. در كشور ما در مورد خوراكی‌ها خیلی اسراف می‌كنیم. مثلاً در میوه خوردن. یك پرتقال در طول روز برای تأمین ویتامین ث كافی است. ولی برخی افراد در طور روز 10 پرتقال می‌خورند كه اصلاً ضرورتی ندارد. 5 ـ امام صادق «علیه‌السلام» فرمودند: میانه‌روی چیزی است كه خدا دوست دارد و اسراف چیزی است كه خدا بدش می‌آید. این‌كه تو هسته میوه را دور می‌اندازی، اسراف است یا ته‌مانده آب را بیرون بریزی اسراف است. یا حتی در مورد زباله‌ها كه باید تفكیك كرد تا بازیافت صورت بگیرد. تا اسراف صورت نگیرد و برای اقتصاد كشورمان مفید باشد. اسراف آثار بسیار بدی دارد. هم عذاب دنیوی دارد و هم عذاب اخروی. خدا هم غضب می‌كند. آداب غذا خوردن بد: بریدن نان. در حدیث داریم: برای خوردن خربزه آن را تكه تكه نكنید. آن را به دندان بگیرید، این‌طور لذیذتر است. یا برای خوردن خیار از قسمت تلخ شروع كنید و با نمك بخورید. ما باید اخلاق خوردن و پوشیدنمان را مطابق معصومین «علیه‌السلام» كنیم. تقلید نقش زیادی در اسراف دارد. 6 ـ امام صادق «علیه‌السلام» فرمودند: كم‌ترین حد اسراف این است كه تو اضافه غذایت را دور بریزی و اینكه لباس میهمانیت را بد استفاده كنی و دور انداختن هسته. عوامل و انگیزه‌های اسراف: 1 ـ رقابت از عوامل مهم اسراف است (چشم و هم‌چشمی) و دلیل این مسئله این است كه انسان قیمت خودش را نمی‌داند و فكر می‌كند با اشیاء خارج از وجودش می‌تواند كسب شخصیت كند. انسان تا قیمت حقیقی خودش را نداند نمی‌تواند از چشم و هم‌چشمی پرهیز كند. البته چشم و هم‌چشمی مفید هم داریم و آن در مورد ارزش‌های انسانی است و قرآن در این مورد به ما توصیه كرده است.  

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 489
زمان انتشار: 14 اکتبر 2014
| |
رسالت خانواده ، جلسه 6

رسالت خانواده ، جلسه 6

بحثمان در مورد تأمین مادی به چند اصل رسید و آخرین اصل در مور اقتصاد، میانه‌روی در مسائل زندگی است. در تدبیر مسائل اقتصادی منزل با دو مسئله روبه‌رو هستیم؛ 1ـ درآمد 2 ـ تدبیر. هرقدر بتوانیم بیشتر پول دربیاوریم، نیازهای بیشتری را می‌توانیم رفع كنیم ولی كم‌تر در مورد این مسئله فكر می‌شود كه باید تدبیر هم وجود داشته باشد. 1 ـ هیچ حركتی نیست مگر اینكه تو در انجام آن احتیاج به شناخت داری. ساده‌ترین اطلاعات ما از طریق آموزش به‌دست می‌آید. در مورد اقتصاد هم نیاز به آموزش و مهارت است. اگر مرد یا زنی مدیر مسائل اقتصادی در خانواده است، باید حتماً آموزش ببیند و مهارت‌های لازم را كسب كند. در واقع باید فرمول‌های درست هزینه كردن را یاد بگیرید و اگر یاد نگیرید دچار بحران می‌شوید. برخی افراد فكر می‌كنند برای رفع نیازها و حل مسائل اقتصادی درآمدشان هرچه بیشتر شود، مشكلشان حل می‌شود. در صورتی كه این‌طور نیست چرا كه بسیاری از افراد درآمد بالایی دارند ولی در مسائل اقتصادی شكست خورده‌اند. تدبیر بسیار مهم است. 2 ـ تدبیر نصف هزینه‌هاست. اگر كسی اهل فكر و تدبیر باشد و روش‌ها را بلد باشد، خود این مسئله معادل نصف هزینه‌هاست. فكر اقتصادی داشتن بسیار اهمیت دارد. 3 ـ‌ موقعی كه خداوند خیر بنده‌ای را بخواهد به او الهام می‌كند كه به سراغ میانه‌روی برود و مسائل اقتصادی را خوب تدبیر كند و او را از بد تدبیر كردن و اسراف دور می‌كند. البته این مسئله جبر نیست و این خود بنده است كه باید كاری كند كه خداوند تبارك و تعالی به او الهام كند. اگر كسی واقعاً اهل اقتصاد و میانه‌روی باشد، مورد لطف خداوند است. 4 ـ بعضی‌ها حسن تدبیر دارند. خوب بلد هستند مال را چگونه مدیریت كنند. این حسن تدبیر باعث می‌شود مال كم، زیاد شود و بد تدبیر كردن باعث می‌شود مال زیاد فانی شود و از بین برود. داستان دو برادر كه كارشان را باهم شروع كردند. بعد از 10 سال برادری كه درآمد كمتری داشت، به‌دلیل تدبیری كه داشت، صاحب خانه شد و برادر دیگر كه حسن تدبیر نداشت و درآمد بالاتری داشت، هنوز مستأجر بود. 5 ـ بد خرج كردن كلید فقر است. بعضی از افراد پول زیادی دارند ولی زود به مشكل مالی برمی‌خورند. برخی هم در حد متوسط یا پایین هستند ولی زندگی آرام و شادی دارند. در تأمین اقتصادی منزل اگر كسی نخواهد فرمول‌ها را رعایت كند، نمی‌تواند رشد اقتصادی مورد رضایت خودش را داشته باشد و شاد و آرام باشد. اصل سوم: میانه‌روی در هزینه‌ها هر اخلاقی یك جنبه افراطی دارد و یك جنبه تفرطی. جنبه افراطی در میانه‌روی، بخل است. جنبه تفریطی در میانه‌روی، اسراف و مصرف‌گرایی است. مواظب باشید در هزینه‌ها دچار بخل نشوید چرا كه فقر و شكست اقتصادی می‌آورد و از طرفی بد مصرف كردن و زیاده‌روی باعث شكست می‌شود. قرآن می‌فرماید: ای كسانی كه ایمان آورده‌اید، حرام نكنید رزق طبیعی كه خداوند برای شما قرار داده و زیاده‌روی نكنید كه خداوند تجاوزكاران را دوست ندارد. میانه‌روی در اقتصاد آثاری دارد؛ 1 ـ شخص دچار گرفتاری نمی‌شود. 2 ـ بحران اقتصادی برای او پیدا نمی‌شود. 3 ـ ورشكسته نمی‌شود. هروقت كسی ورشكسته شد، یا به سمت افراط رفته و یا به سمت تفریط. 6 ـ هركس چه زمانی كه ثروت دارد و چه زمان فقر، میانه‌روی را رعایت كند. او در مقابل سختی‌های روزگار بیمه شده است. كشور ما كشور ثروتمندی است. خداوند برای بندگانش فقر تدبیر نمی‌كند (جز موارد امتحان الهی) ولی جز این موارد هرگز دوست ندارد بنده‌ای فقیر باشد. 7 ـ با میانه‌روی هلاكتی در كار نیست. 8 ـ التزام داشته باشید، میانه‌روی، بهترین یاور برای خوب زندگی كردن است. هر دختر و پسری یك شروعی دارند و چه بسا برای حال و آینده‌شان دغدغه اقتصادی داشته باشند. حضرت می‌فرماید: میانه‌روی، كمك خوبی است برای شما. میانه‌روی و اقتصاد موجب كفاف است و نمی‌گذارد فقیر شوید. 9 ـ اقتصاد كفاف می‌آورد. 10 ـ حضرت امام كاظم «علیه‌السلام» فرمودند: هیچ‌كس با میانه‌روی گرفتار نمی‌شود. 11 ـ هركس كه میانه‌روی همراه او باشد، میانه‌روی فقرش را جبران می‌كند و كاستی‌هایش را برطرف می‌كند. اثر دیگر میانه‌روی این است كه موجب افزایش ثروت می‌شود. اگر سه نفر باهم شروع كنند، یكی با اقتصاد جلو برود و دیگری با اسراف و سومی با بخل، كسی كه ثروت برایش باقی می‌ماند كسی است كه میانه‌روی پیشه كند. 12 ـ میانه‌روی، پول كم را زیاد می‌كند. 13 ـ هركس با میانه‌روی همراهی كند، همراهی ثروت با او ادامه خواهد داشت. زیاده‌روی در میانه‌روی سبب بخل می‌شود. كوتاهی در میانه‌روی سبب اسراف می‌شود. دشمن خواهان این است كه كشورهای اسلامی مصرف‌گرا و فقیر و مُسرف باشند و رشد نكنند و در قرآن هم آمده كه نسبت به خیری كه به شما می‌رسد، حسودی می‌كنند. مثل مسئله انرژی هسته‌ای ایران. اگر ما خودمان هوشیار باشیم می‌توانیم بر این توطئه دشمن مانند توطئه‌های دیگر غلبه كنیم. اما متأسفانه در كشور ما نسبت به این توطئه كوتاه آمده و نتوانسته بر آن غلبه نماید. روزنامه اطلاعات در تاریخ 9/8/85؛ در حال حاضر مصرف سوخت ایران 17 برابر ژاپن و 2 برابر چین است. لازم به ذكر است جمعیت ژاپن صد و بیست و هشت میلیون نفر و جمعیت چین یك میلیارد و سیصد و بیست و سه میلیون است كه می‌بینیم در مصرف انرژی در ایران چه‌قدر اسراف صورت می‌گیرد. مثلاً در اداره‌ای چند بخاری با آخرین درجه روشن بود. در عین حال پنجره‌ها را باز كرده بودند. در مصرف مواد غذایی حتی ما از قاره‌ها هم بیشتر مصرف داریم. این هم در زندگی‌های شخصی و خصوصی و هم در نهادهای دولتی. ما در كشورمان برابر سرانه مصرفی گاز در كشورهای دیگر مصرف گاز داریم. در روایات تهدیدهایی برای مسرفین آمده است. اسراف بزرگ‌ترین گناه كبیره است.  

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 488
زمان انتشار: 14 اکتبر 2014
| |
رسالت خانواده ، جلسه 5

رسالت خانواده ، جلسه 5

در تأمین زندگی؛ 1 ـ كار حلال باشد. 2 ـ نفقه خانواده حلال باشد و مراقب عوامل خاصی كه مال را حرام می‌كند باشی. در مورد مشاغل گفتیم خداوند و معصومین یك سری كارها را حرام كردند ولی بعضی كارها هم حرام است هم حلال (آرایشگری) اگر روند كار آرایشگری باشد، مثل كوتاه كردن اشكال ندارد ولی یك‌سری كارها كه روی صورت یا سر انجام می‌دهند این قسمت از كار حرام است. بعضی كارها اساساً حرام است مثل تقلب، رشوه و سندسازی كه مسیر حرام است. یك سلسله عوامل معنوی هم هست كه تأثیر دارد. بعضی‌ها بدجنس یا حسود هستند. ریزبینی دیگران، بداخلاقی و... این‌ها یك سلسله آثار را در ما می‌گذارد. شغل‌ها و كارهایی كه لقمه را حرام می‌كند، تأثیرات مخربی دارد كه هم در نظام ظاهری و هم در نظام معنوی ما اثر می‌گذارد. گاهی اوقات عوامل معنوی لقمه را حرام می‌كند. مثلاً در فروشندگی مراعات نوبت را نكنیم چون این خریدار بچه است، آخرین نفر كارش را راه بیندازیم. یا نوبت دیگران را گرفتن. بپرهیزید از ظلم كردن به كسی كه نمی‌تواند از خود دفاع كند. این‌ها روی روح آدم اثر می‌گذارد. 3 ـ گاهی اوقات بدون این‌كه همسرت مطلع باشد كسی را دعوت می‌كنی. دایره حرام شدن لقمه دایره‌ای وسیع است كه باید مراقب باشیم. 4 ـ مزایده و مناقصه‌ها كه این‌ها حقیقی نیستند. سؤال؛ ما در تأمین مادی دنبال چه چیزی می‌گردیم؟ آیا نه فقط برای آسایش و خوشبختی این كار را می‌كنیم؟ به چه قیمتی این لقمه را می‌خواهید دست خانواده‌تان بدهید؟ وقتی این لقمه را به خانواده‌ات می‌دهی تأثیر دارد. گاهی اوقات برای خانواده همه چیز را فراهم می‌كنیم. سفرهای آن‌چنانی، خانه‌های آن‌چنانی ولی از خوشبختی واقعی بین این‌ها خبری نیست. دقت كنید كه آتش به خانه نیاورید، خود و اعضاء خانواده را جهنمی نكنید. باید موانع خوشبختی را از سر راه برداشت. چون تعادل عاطفی و اخلاقی را به هم می‌زند. نبی اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:خداوند بهشت را حرام كرده به بدنی كه با حرام تغذیه شده است. این با بهشت سنخیت ندارد. نبی اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: هركس یك لقمه حرام بخورد تا 40 روز نماز از او قبول نمی‌شود. این قرارداد نیست، سنت الهی این را این‌طور آفریده و ریاضی است. لقمه حرام اساساً این اثر را بر تو می‌گذارد كه 40 روز نور و معراج به تو داده نمی‌شود نه این‌كه نماز نخوانی چون ترك نماز كفر است، این كفر عملی است. در قیامت همین نماز ظاهری را هم از تو می‌خواهند. امیرالمؤمنین(علیه السلام) فرمودند: بدترین مال‌ها مالی است كه حق خدا از آن خارج نمی‌شود. یك جاهایی خروجی‌ها واجب داریم مثل زكات، ‌خمس امام باقر(علیه السلام) فرمودند: در روز قیامت خداوند مردمی را می‌آورد كه دست‌هایشان به گردنشان بسته است. به اندازه یك مورچه قدرت ندارند چون از ثروتشان به كسانی كه حق بر گردنش داشتند نداده است. امام حسن (علیه السلام) فرمودند: از نشانه‌‌های جوانمرد، اصلاح مال است. بركت در مال حرام نیست. خداوند تضمین كرده در مال حلال بركت است. اصل سوم؛ علاوه بر این‌كه وظیفه مرد خانه تأمین مادی است، موظف است و مستحب است برای رفاه خانواده تلاش بیشتری بكند و دست و دلبازی نكند. خانواده را در تنگنای اقتصادی قرار ندهد. امام سجاد(علیه السلام) فرمودند: خداوند از كسی از شماها راضی‌تر است كه خانواده خود را بیشتر در رفاه قرار دهد. اگر می‌توانیم خانواده را در وسعت بگذاریم آن هم حلال، نباید كم گذاشت. هرچه تأمین مالی از بخل دور باشد، بركت خواهد داشت و هم آثار عاطفی و معنوی و اخلاقی زیادی خواهند داشت. با آدم‌هایی كه بخیل و خسیس هستند ازدواج نكنید. اگر مرد دست و دلباز باشد ظهور چنین روحیه‌ای باعث می‌شود كه اگر مشكل پیش بیاید همه صبر می‌كنند و عقده‌ای هم برایشان پیش نمی‌آید مخصوصاً خانم‌ها اگر مرد را دست و دلباز ببینند خوب به مرد كمك می‌كنند تا مشكل حل شود. روحیه كم توقع داشتن و سازگاری در خانواده خیلی سازنده است. اصل چهارم: میانه‌روی در اقتصاد است. خداوند و معصومین:تضمین كردند. امام صادق (علیه السلام) فرمودند: كسی كه میانه‌روی كند و در مخارجش افراط نكند، اصلاً فقیر نمی‌شود. امام صادق (علیه السلام) از قول خداوند می‌فرماید: كسانی كه انفاق می‌كنند، اسراف نمی‌كنند و بخل نمی‌كنند، حد وسط دارند. ما باید حداقل و حداكثرها را درنظر بگیریم و حد وسط آن را رعایت كنیم و التزام به این داشته باشیم.  

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 487
زمان انتشار: 14 اکتبر 2014
| |
رسالت خانواده ، جلسه 4

رسالت خانواده ، جلسه 4

اگر بخواهيم سعادت دنيا و آخرت را داشته باشيم بايد سه جنبه را مراعات كنيم؛ 1 ـ مادي، 2 ـ عاطفي، 3 ـ معنوي

چند اصل؛ 1 ـ اصل كار و تلاش براي تأمين زندگي واجب است و عبادت محسوب مي‌شود و تنبلي و بي‌حوصلگي را بايد كنار گذاشت. 2 ـ نفقه خانواده و راه تأمين آن حلال باشد يعني با ساختار رياضي انسان و خوشبختي انسان سازگاري داشته باشد كه خداوند بر اساس نوع وجود انسان حلال و حرام كرده است.

امام رضا (علیه السلام) فرمودند: حلال يعني مفيد، حرام يعني مضر. پس بايد 1 ـ شغل حلال باشد. بعضي كارها درآمدش حرام است. گاهي اوقات كار حلال است ولي با بي‌دقتي، حرام مي‌شود. (ندادن خمس و زكات) گاهي شغل پاك و پسنديده است اما كارهايي از طرف ما صورت مي‌گيرد كه مجموعه درآمد را شبهه‌ناك مي‌كند. ما موظف هستيم كه درآمدمان شبهه‌ناك نباشد. طلب حلال بر هر زن و مردي واجب است، خداوند دوست دارد بنده‌اش را خسته ببيند. در راه طلب حلال. دو جور سفارش شديم؛ 1 ـ درآمد حلال. 2 ـ اگر با كار حرام روبه‌رو شديد، پرهيز كنيد. ما بايد از حرام بپرهيزيم. گاهي اوقات پول و لقمه خودمان حلال است ولي لقمه ديگري حرام است بايد از اين هم پرهيز كرد. تمام معصومين در اين مورد فرمايشاتي دارند.

نبي اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: ترك يك لقمه حرام از دو هزار ركعت نماز مستحبي محبوب‌تر است. پرهيز از لقمه حرام از دو هزار ركعت نماز براي انسان محبوب‌تر است پيش خدا پس ببيند خوردنش چه‌قدر ضرر دارد.

نبي اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: يك ششم درهم انسان ترك كند به همين مقدار حرام را در نزد خدا معادل هفتاد هزار حج مقبول است. شما از كم‌ترين پول حرام بگذريد چه‌قدر پيش خدا ارزش دارد و حالا ببينيد استفاده از آن چه‌قدر سقوط دارد.

حرام آثار تخريبي زيادي دارد. لقمه حرام مثل ويروس آدم را تخريب مي‌كند. حرام مثل سرطان است وقتي بيايد تمام ساختار وجودي آدم را چه در نظام فردي و چه خانوادگي و اجتماعي خراب مي‌كند. مثل بمب است كه همه چيز را از بين مي‌برد خداوند كه عالم را خلق كرده دارد گزارش مي‌دهد كه يك سلسله آفت وجود دارد در بيرون كه زندگي آدم را كاملاً فلج مي‌كند و آخرت و دنيا را خراب مي‌كند. لقمه حرام مثل سم است وقتي كسي آلوده به حرام شود از آن انتظار هر كاري مي‌رود. لقمه حرام انسان را از يك بداخلاقي كوچك تا كشتن معصوم جلو مي‌برد و لقمه حرام آثار نامحدودي دارد. در زبان عاميانه خودمان كسي كه خيلي كار خلاف مي‌كند مي‌گويند حرام لقمه است. خداوند مي‌فرمايد: وقتي لقمه حرام مي‌آيد در زندگي آثار مخربي دارد. گاهي پدر و مادرها مي‌گويند ما تمام اصول را رعايت كرديم ولي چرا زن يا شوهر يا بچه اين‌طوري شده است. چون عامل تخريب را در خانه داريم. به‌دليل اين‌كه لقمه حرام آثار خود را دارد. برگرديد ببينيد كجا كار را خراب كرده‌ايد.

دو نظام داريم؛ 1 ـ‌ نظام ظاهري (آزمايش، عكس و...) اين‌جا مي‌گويند مشكل جسمي است. ولي گاهي اوقات مي‌گويند شما مشكلي نداريد اين در جسم نيست. خداوند مي‌فرمايد: دو نظام داريم؛ 1 ـ نظام خلق، 2 ـ نظام ملكوت. هيچ شيئي وجود ندارد كه باطن نداشته باشد. گاهي اوقات پزشكان شخص را جواب مي‌كنند، توسل مي‌كند و معالجه مي‌شود چون به غير اين نظام ظاهري ما نظام معنوي هم داريم و آن عمل مي‌كند. پس همه چيز مسائل ظاهري نيست و اين تأثيرگذار است. لقمه حرام با ظاهر و باطن آدم كار دارد. اخلاق و عواطف را به هم مي‌ريزد. لقمه حرام يقين را از آدم مي‌گيرد. پس اگر ما خوشبختي را بخواهيم بايد به اين موضوع خوب فكر كنيم و روي آن كار كنيم. تا مي‌توانيم به مردم آگاهي بدهيم و راه حرام را ببنديم. اگر يك نفر به حرام مبتلا شود روي همه تأثير مي‌گذارد.

نبي اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: عبادت با غذاي حرام و لقمه حرام مثل ساختمان‌سازي روي شن است. هر كار مثبتي شما انجام دهيد، لقمه حرام آن را از بين مي‌برد.

امام صادق (علیه السلام) فرمودند: كسي كه مال حرامي به دستش بيايد نه حج، نه عمره، نه صله رحم از او پذيرفته نخواهد بود. حتي مسائل زناشويي و نطفه را از بين مي‌برد. وقتي نطفه با لقمه حرام بسته مي‌شود و رشد مي‌كند، مي‌بينيد خوب عمل نمي‌آيد حتي روي خود آدم هم تأثير مي‌گذارد. هيچ حريمي را نمي‌شناسد. لقمه حرام بيايد همه چيز را خراب مي‌كند.

نبي اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) از قول خداوند فرمودند: هركس باكي ندارد از چه راهي پول درمي‌آورد من هم باكي ندارم از كدام در جهنم او را وارد كنم.

لقمه حرام فقر مي‌آورد. خداوند مي‌فرمايد: شما اگر رشد اقتصادي مي‌خواهيد سراغ حرام نرويد. پول ربا زندگي را تخريب مي‌كند.

امام صادق لعنت كرده كسي را كه خمس نمي‌پردازد.

خداوند مي‌فرمايد: جايي كه فساد زياد مي‌شود زلزله مي‌آيد.

قرآن مي‌فرمايد: طبيعت مـأمور خدا هستند. هركس مالي را غير از راه حلال به‌دست آورد، راه او به سوي جهنم است.

بعضي از كارهاي حرام؛ گاهي اوقات حرام كردن مال به شغل مربوط است. گاهي اوقات به يك سلسله كارها ربط دارد.

1 ـ تقلب در كار، مثل دوخت لباس ايراني كه مارك خارجي مي‌زنند. 2 ـ جنس دست دوم را به‌عنوان نو بفروشند. 3 ـ مواد غذايي آلوده، تاريخ مصرف گذشته. 4 ـ قاچاق كالا

 

اگر بخواهیم سعادت دنیا و آخرت را داشته باشیم باید سه جنبه را مراعات كنیم؛ 1 ـ مادی، 2 ـ عاطفی، 3 ـ معنوی چند اصل؛ 1 ـ اصل كار و تلاش برای تأمین زندگی واجب است و عبادت محسوب می‌شود و تنبلی و بی‌حوصلگی را باید كنار گذاشت. 2 ـ نفقه خانواده و راه تأمین آن حلال باشد یعنی با ساختار ریاضی انسان و خوشبختی انسان سازگاری داشته باشد كه خداوند بر اساس نوع وجود انسان حلال و حرام كرده است. امام رضا (علیه السلام) فرمودند: حلال یعنی مفید، حرام یعنی مضر. پس باید 1 ـ شغل حلال باشد. بعضی كارها درآمدش حرام است. گاهی اوقات كار حلال است ولی با بی‌دقتی، حرام می‌شود. (ندادن خمس و زكات) گاهی شغل پاك و پسندیده است اما كارهایی از طرف ما صورت می‌گیرد كه مجموعه درآمد را شبهه‌ناك می‌كند. ما موظف هستیم كه درآمدمان شبهه‌ناك نباشد. طلب حلال بر هر زن و مردی واجب است، خداوند دوست دارد بنده‌اش را خسته ببیند. در راه طلب حلال. دو جور سفارش شدیم؛ 1 ـ درآمد حلال. 2 ـ اگر با كار حرام روبه‌رو شدید، پرهیز كنید. ما باید از حرام بپرهیزیم. گاهی اوقات پول و لقمه خودمان حلال است ولی لقمه دیگری حرام است باید از این هم پرهیز كرد. تمام معصومین در این مورد فرمایشاتی دارند. نبی اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: ترك یك لقمه حرام از دو هزار ركعت نماز مستحبی محبوب‌تر است. پرهیز از لقمه حرام از دو هزار ركعت نماز برای انسان محبوب‌تر است پیش خدا پس ببیند خوردنش چه‌قدر ضرر دارد. نبی اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: یك ششم درهم انسان ترك كند به همین مقدار حرام را در نزد خدا معادل هفتاد هزار حج مقبول است. شما از كم‌ترین پول حرام بگذرید چه‌قدر پیش خدا ارزش دارد و حالا ببینید استفاده از آن چه‌قدر سقوط دارد. حرام آثار تخریبی زیادی دارد. لقمه حرام مثل ویروس آدم را تخریب می‌كند. حرام مثل سرطان است وقتی بیاید تمام ساختار وجودی آدم را چه در نظام فردی و چه خانوادگی و اجتماعی خراب می‌كند. مثل بمب است كه همه چیز را از بین می‌برد خداوند كه عالم را خلق كرده دارد گزارش می‌دهد كه یك سلسله آفت وجود دارد در بیرون كه زندگی آدم را كاملاً فلج می‌كند و آخرت و دنیا را خراب می‌كند. لقمه حرام مثل سم است وقتی كسی آلوده به حرام شود از آن انتظار هر كاری می‌رود. لقمه حرام انسان را از یك بداخلاقی كوچك تا كشتن معصوم جلو می‌برد و لقمه حرام آثار نامحدودی دارد. در زبان عامیانه خودمان كسی كه خیلی كار خلاف می‌كند می‌گویند حرام لقمه است. خداوند می‌فرماید: وقتی لقمه حرام می‌آید در زندگی آثار مخربی دارد. گاهی پدر و مادرها می‌گویند ما تمام اصول را رعایت كردیم ولی چرا زن یا شوهر یا بچه این‌طوری شده است. چون عامل تخریب را در خانه داریم. به‌دلیل این‌كه لقمه حرام آثار خود را دارد. برگردید ببینید كجا كار را خراب كرده‌اید. دو نظام داریم؛ 1 ـ‌ نظام ظاهری (آزمایش، عكس و...) این‌جا می‌گویند مشكل جسمی است. ولی گاهی اوقات می‌گویند شما مشكلی ندارید این در جسم نیست. خداوند می‌فرماید: دو نظام داریم؛ 1 ـ نظام خلق، 2 ـ نظام ملكوت. هیچ شیئی وجود ندارد كه باطن نداشته باشد. گاهی اوقات پزشكان شخص را جواب می‌كنند، توسل می‌كند و معالجه می‌شود چون به غیر این نظام ظاهری ما نظام معنوی هم داریم و آن عمل می‌كند. پس همه چیز مسائل ظاهری نیست و این تأثیرگذار است. لقمه حرام با ظاهر و باطن آدم كار دارد. اخلاق و عواطف را به هم می‌ریزد. لقمه حرام یقین را از آدم می‌گیرد. پس اگر ما خوشبختی را بخواهیم باید به این موضوع خوب فكر كنیم و روی آن كار كنیم. تا می‌توانیم به مردم آگاهی بدهیم و راه حرام را ببندیم. اگر یك نفر به حرام مبتلا شود روی همه تأثیر می‌گذارد. نبی اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: عبادت با غذای حرام و لقمه حرام مثل ساختمان‌سازی روی شن است. هر كار مثبتی شما انجام دهید، لقمه حرام آن را از بین می‌برد. امام صادق (علیه السلام) فرمودند: كسی كه مال حرامی به دستش بیاید نه حج، نه عمره، نه صله رحم از او پذیرفته نخواهد بود. حتی مسائل زناشویی و نطفه را از بین می‌برد. وقتی نطفه با لقمه حرام بسته می‌شود و رشد می‌كند، می‌بینید خوب عمل نمی‌آید حتی روی خود آدم هم تأثیر می‌گذارد. هیچ حریمی را نمی‌شناسد. لقمه حرام بیاید همه چیز را خراب می‌كند. نبی اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) از قول خداوند فرمودند: هركس باكی ندارد از چه راهی پول درمی‌آورد من هم باكی ندارم از كدام در جهنم او را وارد كنم. لقمه حرام فقر می‌آورد. خداوند می‌فرماید: شما اگر رشد اقتصادی می‌خواهید سراغ حرام نروید. پول ربا زندگی را تخریب می‌كند. امام صادق لعنت كرده كسی را كه خمس نمی‌پردازد. خداوند می‌فرماید: جایی كه فساد زیاد می‌شود زلزله می‌آید. قرآن می‌فرماید: طبیعت مـأمور خدا هستند. هركس مالی را غیر از راه حلال به‌دست آورد، راه او به سوی جهنم است. بعضی از كارهای حرام؛ گاهی اوقات حرام كردن مال به شغل مربوط است. گاهی اوقات به یك سلسله كارها ربط دارد. 1 ـ تقلب در كار، مثل دوخت لباس ایرانی كه مارك خارجی می‌زنند. 2 ـ جنس دست دوم را به‌عنوان نو بفروشند. 3 ـ مواد غذایی آلوده، تاریخ مصرف گذشته. 4 ـ قاچاق كالا

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 486
زمان انتشار: 14 اکتبر 2014
| |
رسالت خانواده ، جلسه 3

رسالت خانواده ، جلسه 3

ما در خانواده سه وظیفه داریم؛ تأمین مادی، تأمین عاطفی و تأمین معنوی. كسی كه ازدواج را قبول می‌كند یعنی اینكه من می‌توانم و باید به این سه وظیفه عمل كنم. اینكه می‌خواهم ازدواج كنم یعنی می‌خواهم تمام كنم و زندگی را در جامعه به جایی برسانم و اگر نمی‌خواهی و نمی‌توانی نباید شروع كنی. اولین وظیفه كه نسبت به دو وظیفه دیگر مقدم است؛ تأمین مادی است كه به‌گونه‌‌ای* است كه اگر طبق فرمایشات و دستورات خداوند عمل شود به تأمین دو مقوله دیگر نیز كمك می‌كند و اینها بریده از همدیگر نیستند. تأمین مادی اگر بدون دستورات خداوند باشد، تأثیر بسیار منفی در مسائل عاطفی و معنوی خواهد گذاشت. مهم این است كه ما تأمین مادی را درست انجام دهیم. اصولی كه با سعادت انسان سازگاری دارد، باید صورت پذیرد. امام علی «علیه‌السلام» فرمودند: خوشبختی و سعادت سراغ كسی می‌آید كه بداند از كجا آمده، در كجا هست و به كجا خواهد رفت؟ باید بدانیم آن كه برای ما قوانین می‌گذارد، تمام اتم‌ها و نوترون‌ها را خودش خلق كرده است. بحث مسئله دینی و دین نیست. وقتی انسان یك موجود ریاضی است همه مراحل زندگی، خوشبختی و شادی و سعادتش هم ریاضی است. چنین نیست كه شما دست به هر رفتار و عملكردی زدی خوشبخت و موفق باشید. اگر می‌خواهید خوشبخت شود، یك زندگی شاد و یك ابدیت شاد داشته باشید باید به این ریاضیات عمل نمایید. اگر كسی عواطف و معنویت خوب می‌خواهد باید به مقدمه آن هم دقت كند. در مسائل اقتصادی ما در معرض بالا و پایین زیاد قرار می‌گیریم. اسلام یك سلسله اصولی را از جهت اقتصادی در اختیار ما قرار داده است كه عبارتند از: اصل اول: كار، تقدس كار و لزوم كار یعنی من باید بدانم برای تأمین اقتصادی خانواده‌ام زحمت بكشم. قرآن می‌فرماید: زن و شوهر نسبت به هم محبت ندارند، مودت دارند. محبت در زندگی زناشویی كافی نیست، مودت یعنی اینكه به‌خاطر عشق خود حاضر هستند به خاطر آسایش طرف مقابل به زحمت بیافتد. ما مردهایی داریم كه تنبل و تن‌پرور هستند و خانم‌های خود را مجبور به كار در خارج از منزل می‌كنند. مرد نباید یك روز بیكار باشد، بیكاری، ننگ و عار است. ظلم به یك خانواده است و خلاف حیثیت یك مرد است. كار در فرهنگ اسلامی عبادت محسوب می‌شود. اگر كسی در حین كار برای خانواده كشته شد، شهید محسوب می‌شود. ما در سلسله عبادات به ندرت می‌توانیم پیدا كنیم كه به اندازه كار كردن مرد و كار كردن زن برای خانواده است. نبی اكرم «صلی‌الله علیه و آله و سلم» فرمودند: كسی كه خود را برای تأمین زندگی خانواده به زحمت می‌اندازد همانند مجاهد در راه خداوند است. عبادت ده جزء است كه نه جزء آن، طلب حلال كردن است. اصل دوم: طلب حلال، نفقه باید از مال حلال باشد چون اگر حلال نباشد روی طلب عاطفی و معنویت تأثیر منفی می‌گذارد. لقمه حرام باعث می‌شود انسان روی یقین خود پا بگذارد، روی بدیهیات پا بگذارد. در دنیا كم پرونده نداریم كه انسان‌ها به خاطر پول فرزندان همسر و... حتی امام معصوم «علیهم‌السلام» را می‌كشند. عشق ریاضیات دارد برای همین در فقه یك سلسله مباحث داریم به نام مشاغل محرم كه این‌ها چیزی برای زن و فرزند نخواهد گذاشت. قبول كنیم خالق آسمان و زمین دارد گزارش می‌دهد. اگر لقمه شما غیر از آنچه با روح شما سازگاری دارد به دست آید، خوشبختی و شادی را در زندگی از بین خواهد برد. مال حرام روحیه را به هم می‌ریزد. پیامبر «صلی‌الله علیه و آله و سلم» فرمودند: طلب حلال به هر زن و مرد مسلمان واجب است. واجب است بر هر كسی كه حقوق می‌گیرد سال خمسی داشته باشد، مازاد بر مخارج زندگی، یك پنجم آن را به عنوان خمس رد كنید. این را كه رد كنید آثار سازنده‌ای دارد كه یكی از آنها آوردن بركت اقتصادی برای زندگی است. روایت: خداوند دوست دارد بنده‌اش را در طلب حلال در حال زحمت و خسته ببیند. (خدا یعنی معشوق نهایی انسان)  

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed