www.montazer.ir
پنج‌شنبه 11 ژوئن 2026
شناسه مطلب: 579
زمان انتشار: 21 اکتبر 2014
| |
رشد و قدرت ، جلسه 6

رشد و قدرت ، جلسه 6

1. انسان برای حركت موفق و قوی در راه سعادت دنیا و آخرت باید قوای درونی خویش را شكوفا سازد و حركت در این مسیر حركتی ریاضی است زیرا ما می‌دانیم سعادت در چیست و باید به چه تبدیل شویم. 2. تكرار امتحانات و آزمایش‌ها و بلاها سبب می‌گردد انسان اطلاعات و اخبار بیشتری از خود به دست آورد و جایگاه خویش را در مسیر حركت ابدی بداند و نسبت به روشهایی كه در آینده برای زندگی خود باید در پیش بگیرد آگاه گردد. 3. امتحان سبب می‌گردد انسان توقع بی‌جا، ادعای بی‌مورد نداشته باشد و توجه به امتحانات دیگران درسهای آموزنده‌ای به انسان می‌دهد. 4. در آیه 2 سوره ملك آمده است: خدا كسی است كه مرگ و موت و حیات را آفریده تا اینكه شما را آزمایش نماید كه كدام‌یك از شما بهتر عمل می‌نماید. 5. موت و حیات هردو مخلوق خداوند هستند و انسانها به وسیله آن دو آزمایش می‌شوند. 6. موت یك عملیات و یك انتقال از دنیا به آخرت است. 7. حقیقت موت؛ حیات است و یك مرحله انتقال. 8. برای فهم اینكه ما در محضر خدا هستیم نیاز است بدانیم رابطه ما با خداوند چگونه است. 9. رابطه ما با خداوند همانند رابطه خودمان با خودمان است بلكه شدیتر و قوی‌تر. 10. ما نزد خودمان حاضر هستیم و چیزی را نمی‌توانیم از خودمان پنهان كنیم و نسبت به ذات خود علم حضوری داریم. 11. حضور ما در محضر خداوند شدیدتر و قوی‌تر و آشكارتر از آن چیزی است كه در نزد خودمان به آن واقف هستیم. 12. امتحان نیاز انسان است به اینكه بفهمد كیست؟ چقدر ارزش و قیمت دارد؟ و چه توانایی‌هایی را كسب كرده است. 13. رفتار در آخرت براساس نوع و میزان كسب انسان با او صورت می‌گیرد. 14. كسب انسان اگر خوب بوده باشد هنگام انجام وظیفه و در ورطه عمل خوب انجام وظیفه می‌نماید. 15. كسی كه گذشته را خوب بشناسد آینده را خوب می‌شناسد و می‌تواند و خوب تشخیص دهد و خوب تخمین بزند. 16. فرمولهای طبیعت و فطرت در طول زمانها تغییر نمی‌كند، خطا نمی‌كند و مثل هم هستند. 17. فطرت و طبیعت انسانها معصوم هستند و معصوم عمل می‌كنند.

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 578
زمان انتشار: 21 اکتبر 2014
| |
رشد و قدرت ، جلسه 5

رشد و قدرت ، جلسه 5

1. برخی از آیات الهی (آیات 108 و 168 سوره اعراف - آیه 35، سوره انبیاء - آیه 31، سوره محمد) درباره فلسفه سختی‌ها و بلاها می‌باشد و اینكه خداوند انسان را با حسنات و سیئات و هم با خیر و شر امتحان می‌نماید. 2. در قرآن خداوند تبارك و تعالی می‌فرمایند: ما شما را می‌آزماییم تا مجاهدان و صابرانتان و اخبار و تاریخ شما را معلوم كنیم. 3. آیه 155 سوره بقره در رابطه با آزمایش است، كلمه (لنبلونّكُم) دارای سه تأكید است. معنای آیه بر اساس این تأكیدها اینگونه است حتماً حتماً حتماً شما را به چیزی از ترس و گرسنگی و زیان مالی و جانی و كاهش محصولات می‌آزماییم و بشارت ده به صابرین. 4. قدرتها، تواناییها و استعدادها با تضاد شكوفا می‌شود. 5. در تضاد اشیاء و تضاد روح است كه قدرت توانایی ایجاد می‌گردد. 6. اختلافات و تضادها سبب می‌شود انسان در محیط‌های مختلف روح و حقیقتش قدرتمند شود. 7. خلقت انسانها با وجود تضادها در عالم است كه معنا می‌یابد و وجود تضادها در عالم سبب زیبایی عالم می‌گردد. 8. گاه انسان به وسیله ازدیاد مال، نقصان مال یا از دست دادن مال امتحان می‌شود. 9. گاهی اوقات انسان به وسیله افراد فقیری كه اطرافش زندگی می‌كنند و یا با آسیب مالی كه اطرافیان به انسان می‌رسانند آزمایش می‌شود. 10. آزمایش در جان به وسیله ترس جهاد صورت می‌گیرد. 11. آزمایش در شنیدن به وسیله حرفهای آزار دهنده دشمنان طبیعت‌گراها، فاسقان، گناهكاران و معصیت‌كاران صورت می‌گیرد و اگر انسان این آزارها و اذیت‌ها را تحمل نماید و از حد خود خارج نشود به بالاترین مراتب حیات و ایمان می‌رسد. 12. مسخره شدن كفاره گناهان است، مسخره شدن درجات عالی از مقامات انسانی را به انسان می‌دهد. 13. ممكن است انسان با بدست آوردن پیروزی دچار غرور شود و از راه حق منحرف گردد، پیروزی و موفقیت‌هایی كه سر راه انسان قرار می‌گیرد امتحان الهی است. 14. آیه 7 سوره كهف: ما در روی زمین هرچه را قرار دادیم زینتی برای زمین است تا امتحانشان كنیم كه كدام یك از ایشان بهتر عمل می‌كنند. 15. صرف‌نظر كردن از زینت‌ها و آنچه كه فریب دهنده و تحریك كننده سبب می‌گردد موقعیت رشد و تعالی را خداوند برای انسان قرار دهد. 16. گاه خداوند انسان را از طریق آبرو مورد امتحان قرار می‌دهد، این امتحان از سخت‌ترین امتحانات است كه اگر انسان به این امتحان دچار گردد خداوند درجات بالاتری و عزت بیشتری را در آخرت به انسان خواهد داد.

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 576
زمان انتشار: 21 اکتبر 2014
| |
رشد و قدرت ، جلسه 3

رشد و قدرت ، جلسه 3

1. هر چه معرفت و آگاهی شخص بیشتر شود قدرت روحی و مقاومتش هم بیشتر می شود 2. در قران کرییم از قول حضرت خضر آمده "کیف تصبر علی ما لک تحط به خبرا" تو چگونه می توانی نسبت به چیزی که آگاهی نداری و متوجه نیستی , صبر داشته باشی . 3. وقتی نسبت به مسئله ای آگاهی نداشته باشید نمی توانید به آن صبر داشته باشید 4. پیامبر (ص) فرمودند هر کس بلا را خوب بشناسد می تواند بر آن صبر داشته باشد و هرکس بلا را نشناسد ان را انکار می کند در حالی که ممکن است آن بلا رای او خیر باشد 5. امام صادق (ع) می فرماید: لیس للعبد قبض و لا بسط مما امر الله عونها عنه الا من الله منه ابتلاه و قضا" برای بنده هیچ هیچ گرفتاری و گشایشی از دستورات خدا یا نواحی نیست مگر اینکه از جانب خدا در آن حکم, قبض و بسط آ ازمایش و حکم است 6. امتیاز پس از امتحان داده می شود. حضرت ابراهیم ع وقتی توانست به مقام امامت برسد که از قربانی کردن فرزندش سربلند بیرون آمد 7. میزان تقرب انسانها به میزان امتحان و ازمایش انهاست و به میزان احکامی است که رعایت میکند 8. در قران کریم امده است و بلونهم بالحسنت و السیئات لعلهم ترجعون" ما انسانها را با خوبی ها و بدی ها امتحان می کنیم شاید بر گردند.اعراف /168 9. تب تنهاحرارت شبیه به جهنم است چون سوزش درونی دارد گویی روح انسان به اتش کشیده شده است 10. در قرآن کریم آمده : کل النفس ذائقه الموت و نبلونکم بالشر و الخیر فتنه و الینا ترجعون" هر نفسی موت را می چشد حتما شما را با خیر و شر می آزماییم و به سوی من بازمی گردید .انبیا/35 11. زیبایی بلا در این است که انسان عبرت بگیرد و درست زندگی کند 12. قران کریم می فرماید: ولنبلونکم حتی نعلم المجهدین منکم و الصابرین ونبلو اخبارکم" شما را حتما امتحان می کنیم تا صابرین و مجاهدین شما مشخص شود 13. در قران کریم آمده است: انا جعلنا ما علی الارض زینه لها لنبلونکم ایهم احسن عملا "ما همه چیز را بر روی زمین چشمک زن و جذاب قرار دادیم که شما را مورد امتحان قرار دهیم.ص6 14. در روایت آمده است که هیچ کس کسی را سرزنش نمی کند مگر اینکه خدا قبل از مردن او را به همان بدبختی دچار کند. 15. خدا در قران کریم می فرماید: والنلونکم بشیء من الخوف والجوع و نقص من الاموال و الانفس و الثمرات و بشر الصابرین" شما را به سختیهایی از قبیل ترس و گرسنگی و نقصان اموال و نفوس زراعتتان امتحان می کنیم صابرین را بشارت ده.  

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 575
زمان انتشار: 21 اکتبر 2014
| |
خانواده آسمانی،جلسه 102، 90/12/25

خانواده آسمانی،جلسه 102، 90/12/25

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی طبق ترتیب مناجات شاکین به یکی از مهم‌ترین موانع وصولمان به خانواده‌ی آسمانی‌مان یعنی شیطان و برخی از ترفندهای او رسیدیم. کار شیطان اساساً سرگرم کردن انسان به دنیا و غافل کردن او از خود حقیقی و خانواده‌ی آسمانی‌اش است. شیطان ما را از حالت طبیعی خارج می‌کند و باعث می‌شود رفتار ما با خدا و خانواده‌ی آسمانی‌مان غیر طبیعی باشد. او کاری می‌کند که انسان از عضویت خود با خانواده‌ی آسمانی و رابطه‌ی حقیقی با آن‌ها غافل شود و به آن‌ها به چشم غریبه نگاه کند و تنها به شخصیت حقوقی آن‌ها بپردازد. انسان حتی در زندگی دنیایی و مادی نیاز اساسی دارد تا اصل و ریشه و خانواده‌ی طبیعی خود را بشناسد، و گر نه حتی اگر غرق در نعمت هم باشد دچار مشکلات و گرفتاری‌های بسیاری می‌شود و حاضر است برای اینکه پی به جایگاه طبیعی و حیوانی خود ببرد، بسیاری از نعمت‌های خود را فدا کند. در خانواده کسی نزدیک‌تر از پدر و مادر نسبت به فرزند و یا زن و شوهر نسبت به یکدیگر نیستند و اگر زمانی بین آن‌ها اختلافی پیش بیاید، حالت طبیعی‌تر این است که آن‌ها اختلاف را بین خودشان حل و فصل کنند و از واسطه‌ها استفاده نکنند. در روابط بین انسان و خدا و اهل بیت «علیهم‌السلام»، به هیچ وجه نباید بگذاریم پای واسطه به میان آید؛ البته ممکن است انسان از اساتید و واسطه‌های فیض برای پروازهای بالاتر و یا ارتباطات قشنگ‌تر کمک بگیرد، اما در تیرگی‌های روابط خیلی خوب است که انسان خودش بی‌واسطه از پس مشکلات برآید. چرا که کسی نزدیک‌تر از خدا و اهل بیت «علیهم‌السلام» به انسان نیست و بیشتر از آن‌ها انسان را دوست ندارد. شیطان در روابط انسان با خدا خیلی کار را خراب می‌کند، مثلاً وقتی انسان گناه می‌کند و یا آلودگی‌اش طولانی می‌شود، شیطان دائماً زمزمه می‌کند که دیگر خدا تو را نخواهد پذیرفت و این گونه بین انسان و خداوند غریبه‌گی ایجاد می‌کند، اما واقعیت چیز دیگری است و خداوند هزاران برابر بیشتر از پدر و مادر به انسان مهربان است، هر چند که ما بنده‌ی فراری او هستیم. خداوند می‌فرماید اگر بنده‌ای که با من قهر کرده و از من فرار کرده آشتی کند، حال من زمانی که بر می‌گردد مانند آدمی است که در یک بیابان بی‌آب و علف، غذا و آبش را گم کرده و در لحظات آخر عمر، یک دفعه چشمش به آب و غذایش می‌افتد. (یعنی خداوند این چنین خوشحال می‌شود.) در دعای جوشن صغیر به خداوند عرض می‌کنیم: خدایا مثل همیشه من گناه کردم و توهم مثل همیشه مرا بخشیدی. و تو مثل همیشه سایه‌ی لطفت را بر سرم مستدام کردی و من هم مثل همیشه فرار کردم. تو مرا بخشیدی و بخشیدن تو باعث نشد که من دوباره گناه نکنم و گناهان من باعث نشد که تو باز هم مرا نبخشی. و ما خدایی این چنین مهربان داریم، خدایی سبحان که عاری از هر عیب و نقصی است، اما وقتی ما چنین محبتی را درک می‌کنیم و خدا و خانواده‌ی آسمانی را محرم خود نمی‌دانیم، شیطان خیلی راحت می‌آید بین ما و آن‌ها غریبه‌گی ایجاد می‌کند. مثلاً می‌گوید چون تو گناه کرده‌ای و آلوده هستی، دیگر خداوند و اهل بیت تو را قبول ندارند و نمی‌پذیرند. اما این حرف‌ها برای آدم‌های رسمی و غریبه با یکدیگر است و نه برای رابطه‌ی بین انسان با خدا و خانواده‌ی آسمانی‌اش. انسان باید خیلی حواسش جمع باشد که شیطان بین او و خدا و خانواده‌ی آسمانی‌اش غریبه‌گی ایجاد نکند. یکی از کارهای شیطان برای غریبه کردن انسان با خدا و خانواده‌ی آسمانی‌اش این است که دائماً سر انسان را با چیزهای مختلف شلوغ می‌کند تا او را از یاد آن‌ها غافل کند. شیطان وقتی ببیند یک نفر خیال گناه کردن ندارد او را آن‌قدر به کارهای خوب تشویق می‌کند تا او وقت خلوت کردن و سر زدن به خانواده‌ی آسمانی‌اش را پیدا نکند. یعنی نمی‌گذارد انسان به توسل و ذکر و تضرع و انس با خدا و خانواده‌ی آسمانی‌اش برسد. شیطان یا با کارهای بد و یا سرگرمی‌ها و توهمات «مولعه باللهو و لعب» و یا با کارهای خوب (حمله از سمت راست) سر انسان را گرم می‌کند تا انسان وقتی برای خلوت و ذکر و سر زدن به آسمان پیدا نکند. پس انسان باید حواسش باشد شیطان با کارهای خوب هم او را سر کار نگذاشته باشد. در کدام زندگی زناشویی سراغ دارید که زن و مرد به خاطر مشغله سری به یکدیگر نزنند و نیاز به تذکر برای با هم بودن داشته باشند و این نشانه‌ی این است که ما حیوانیت خود را به رسمیت شناخته‌ایم، اما چون انسانیت را به رسمیت نمی‌شناسیم وقتی هم برای انس گرفتن و بودن با خانواده‌ی آسمانی و غربت امام زمانمان «علیه‌السلام» نمی‌گذاریم و همیشه برای بودن با آن‌ها نیاز به تذکر و زور داریم و تا زمانی که ما برای آسمانی بودن و خلوت با آن‌ها، نیاز به تذکر داریم یعنی هنوز درگیر حملات شیطان هستیم و به او امتیاز می‌دهیم و حتماً در سرزمین آخرتی‌مان با مشکل رو به رو می‌شویم و کم می‌آوریم. انسان باید خانواده‌ی آسمانی‌اش را به رسمیت بشناسد و واقعاً تصمیم بگیرد که با آن‌ها رفت و آمد و رابطه‌ی گرم و صمیمی برقرار کند و برای ایجاد این رابطه باید وقت گذاری مناسبی داشته باشد مثلاً برای شروع خوب است انسان از دعای روز و توسل آغاز کند و بعد آرام آرام به ارتباط و رفت و آمد و عیاشی و گفت و شنودهای دنیایی با آن‌ها برسد. خانواده‌ی آسمانی در همین دنیا منتظر ارتباط با ما هستند و اصلاً نسیه کار نمی‌کنند و منتظر این نیستند که تازه بعد از مرگ مان با ما ارتباط برقرار کنند. شیطان آن‌قدر برای ما طرح و نقشه و برنامه می‌ریزد و سر ما را به چیزهای دنیایی مشغول می‌کند که ما را از یاد خدا و خانواده‌ی حقیقی‌مان غافل کند. در حدیث داریم زمستان بهار مؤمن است و برعکس طبیعت که تابستان بهار است، در فطرت زمستان بهار می‌شود. چون روزهایش کوتاه است و انسان می‌تواند روزه بگیرد و شب‌هایش هم بلند است و انسان می‌تواند به عیاشی با خانواده‌ی آسمانی‌اش بپردازد. شیطان اگر بتواند انسان را از سمت چپ (یعنی از طریق گناهان، دشمنی‌ها، حسادت و کینه و ظلم و فساد) به زمین می‌اندازد. و اگر هم نتواند انسان را به گذشته مشغول می‌کند و یا از آینده‌ی موهوم می‌ترساند و اگر در این کار هم موفق نشد آن‌قدر انسان را سرگرم کارهای خیر و صواب می‌کند تا عاقبت او را زمین‌گیر کند و از یاد خود حقیقی‌اش و خلوت با خانواده‌ی آسمانی‌اش غافل کند. اهل بیت و اصحاب ویژه آن‌ها بسیار زیرک بودند و با وجود مشغله‌های زیادی که داشتند اصلاً ذره‌ای از عیاشی‌ها و خلوت‌های خود کم نمی‌گذاشتند، مثلاً وقتی به سیره‌ی حضرت زهرا «سلام الله علیها» و پدران حقیقی‌مان می‌نگریم می‌بینیم که آن‌ها بسیار با آسمان سر و کار داشتند و این‌گونه قدرتمند بودند اما ما برعکس گاهی آن‌قدر سر خود را به کارهای گوناگون و حتی مثبت مشغول می‌کنیم که فرصت خلوت با آسمان و خود حقیقی‌مان را از دست می‌دهیم. شهید مطهری می‌فرمود بعضی‌ها برای اینکه مجبور نشوند، یک شب نان و پنیر بخورند، یک عمر نان و پنیر می‌خورند یعنی احتیاطات احمقانه‌ای دارند. در نظام دنیا بعضی افراد از بودن و لذت بردن از یکدیگر صرفه نظر می‌کنند و زندگی شاد و آرام را از خود می‌گیرند برای اینکه بیشتر کار کنند تا آینده‌ی خوبی برای خود فراهم کنند اما در حقیقت آن‌ها غافل‌اند از اینکه در آینده باید پول‌هایشان را صرف بیماری‌های روحی و روانی‌شان کنند. شیطان آن‌قدر انسان را سرگرم دنیا و آرزوهای گوناگونش می­کند تا او را از ابدیت و پرواز بی اندازد. «لاتجعل اکثر هبّک باهلک و اولادک ان کانوا اولیاء الله فما یضیع اولیائه و ان کانوا اعداءالله...؛ بیشتر وقت خود را برای اهل بیت و اولادت نگذار چون اگر آن‌ها دوستان خدا باشند خداوند دوستانش را ضایع نمی‌کند (یعنی بدون تو هم آن‌ها را اداره می­کند) اما اگر دشمن خدا باشند تو را چه کار به دشمنان خدا؟» از بدترین روش‌های تربیتی این است که پدر و مادر آینده فرزندان خود را طوری طراحی کنند که اصلاً با مشکلات رو به رو نشوند و همیشه در آسایش و راحتی به سر ببرند. فرزندی که دائماً همه چیز برایش حل شده باشد و قدرت و تحمل سختی را نداشته باشد در آینده انسان ضعیفی بار می‌آید که نه دنیا دارد و نه آخرت. پیغمبر «صلی الله علیه و آله» می‌فرماید: «بجنگید تا برای بچه‌هایتان مجد و عظمت به بار آورید.» و این یک بحث روان­شناسی اجتماعی است. وقتی بچه می‌فهمد که پدرش جنگجو بوده و یا وقتی زن می‌فهمد که همسرش قوی است، او را به چشم دیگری نگاه می‌کنند و برای او ارزش بیشتری قائل می‌شوند. یکی از بیماری‌های اجتماعی که در کشور ما رواج پیدا کرده‌هاست، فرزند سالاری است، شیطان آن‌قدر ما را به فرزندانمان مشغول می‌کند که از خود حقیقی‌مان غافل کند. مثلاً پدر و مادر بیشتر وقت خود را صرف فرزندانشان می‌کند اما خودشان دچار انواع و اقسام بیماری‌های روحی و روانی می‌شوند و حتی از واجباتشان نیز می‌افتند. بچه، تا با سختی‌ها مواجه نشود و زخم نخورد بزرگ نمی‌شود. مثلاً اگر کسی می‌خواهد رانندگی یاد بگیرد باید پشت فرمان بنشیند و تجربه کسب کند، اما اگر از ترس تصادف کردن از این کار امتناع کند، هیچ گاه راننده نخواهد شد. و در واقع ترس ما در همه‌ی گناهان است. بچه‌ای که مسئولیت پذیر باشد و با مشکلات رو به رو شده باشد انسان قدرتمندی به بار می‌آید و خداوند او را برای کارهای بزرگ انتخاب می‌کند. آسایش بیش از حد انسان را ضعیف و بیمار بار می‌آورد، سختی‌ها برای زندگی انسان لازم و ضروری هستند و انسان را قدرتمند می‌کنند. شیطان دائماً ما را مشغول کار و تلاش برای آسایش خانواده‌مان می‌کند البته این کار، کار مثبت و خوبی است اما تا حدودی می‌ارزد و اگر بیش از حد باشد و انسان نسبت به آن حریص شود و از آسمانی شدن بیفتد، سقوط انسان حتمی است. انسان باید سبک زندگی‌اش را طوری طراحی کند که برای آسمانی شدن و عیاشی و پرواز وقت داشته باشد. علامت ارتباط موفق با خانواده‌ی آسمانی این است که انسان به شادی و آرامش بیفتد و دیگر به عبادت و یا رفتن به حرم و کارهایی از این قبیل به چشم تکلیف نگاه نکند و از آن‌ها لذت ببرد و نسبت به آن‌ها عشق بازی کند. «المومن فی المسجد کسّمک فی الماء» مؤمن در مسجد مثل ماهی در آب می‌ماند. ما باید یاد بگیریم با خدا و اهل بیت «علیهم السلام» شاد باشیم و بهترین دوستانمان را در بین ملائکه و شهدا و انبیاء و اولیاء پیدا کنیم. اما متأسفانه ما این ارتباط را تنها مختص به بعد از مرگ می‌دانیم و غافل هستیم از اینکه می‌توانیم در همین دنیا با آسمان و آسمانی‌ها دوستی برقرار کنیم. (دین نسیه نیست) ملائکه پیام عدم غصه و اضطراب را در دنیا می‌آورند. «انّ الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا تتنزّل علیهم الملائکه الا تخاف و لا تحزنوا و ابشروا بالجنه آلتی کنتم توعدون» نداشتن غم و اضطراب و نداشتن ترس و دلهره و شادی با بهشت و اهل بهشت در همین دنیا اتفاق می‌افتد و نه در آخرت و بعد از مرگ. اما ذائقه ما با این چیزها غریبه است و ما تنها با تفریحات طبیعی و دنیایی به شادی و آرامش می‌رسیم و تنها با آدم‌های زمینی دل‌خوش می‌شویم. شیطان در تمام زمینه‌ها از چپ و راست و جلو و عقب حمله می‌کند تا انسان را درگیر کند و جلوی پروازش را بگیرد. اما اگر انسان توانست خود را از بند گناهان و دغدغه‌های گذشته و آینده نجات دهد، شیطان از سمت راست حمله می‌کند و از حجاب‌های نورانی و کارهای مثبت و قشنگ برای زمین گیر کردن انسان استفاده می‌کند که تشخیص آن سخت‌تر از حمله‌های دیگر است. «مناجات امام سجاد علیه‌السلام»: «فلو لا ان شیطان یخدعهم ان طاعتک ما عصاک عاص و لو لا انّه صوّر لهم الباطل فی مثال الحق ما ضلّ ان طریقک ضال؛ خدایا اگر شیطان با فریب کاری بندگانت را فریب نمی‌داد که از طاعتت غفلت کنند، هیچ کس تو را معصیت نمی‌کرد و اگر شیطان باطل را در لباس حق عرضه نمی‌کرد هیچ کس گمراه نمی‌شد. کار شیطان این است که به کارهای باطل صورت‌های خوب و مثبت بدهد تا باعث فریب انسان شود. شیطان چه از سمت چپ (گناهان) و چه از سمت راست (مقدسات) وارد شود برایش فرقی نمی‌کند و تنها قصدش سرگرم کردن انسان و غافل کردن او از خود حقیقی‌اش است و در عوض انسان تیز و زیرک کسی است که در هر لباسی شیطان را بشناسد و از پس حربه‌هایش برآید. مثلاً در زمان جنگ افرادی بودند که با هزاران توجیه و سرگرمی به جبهه نرفتند و در عوض دائماً زیارت عاشورا می‌خواندند و با امام حسین گذشته عشق‌بازی می‌کردند در حالی که حسین زمان خود را ترک کرده بودند و به یزید زمان کاری نداشتند. انسان حتی هر کار مثبتی هم که انجام می‌دهد نباید از ارتباط با خدا و خلوت با خانواده‌ی آسمانی‌اش بیفتد برای مثال حفظ قرآن عملی بسیار نورانی است اما اگر باعث شود انسان خلوتش را با آسمان از دست بدهد تبدیل به عملی سرکاری می‌شود. انسان زمانی باید کار یا مسئولیتی را قبول کند که از آسمانی شدن نیفتد. هر چیزی که تعقیبات و نشستن پیش خدا و عشق بازی و خلوت با خانواده‌ی آسمانی را از انسان بگیرد. هر چقدر هم کار مقدسی باشد تنها یک وسوسه است. اهل بیت «علیهم‌السلام» اگر شب و روز هم کار و جهاد داشتند هرگز عبادت‌ها و خلوت‌های شبانه‌شان را با خدا از دست نمی‌دادند. مثل حضرت زینب «سلام الله علیها» که با وجود آن همه سختی در کربلا، در شب عاشورا، نماز شبش ترک نشد. (وجود عالم برای شیطان خیلی سخت است، در روایت داریم برای شیطان مرگ یک عالم محبوب‌تر از مرگ هزار عابد است. چون عالم ضمن اینکه گلیم خودش را از آب می‌کشد به بقیه هم یاد می‌دهد چگونه از دست شیطان فرار کنند، و این برای شیطان بسیار ناراحت کننده است.) همان‌طور که برای طبیعت‌گراها شب زمان عیاشی و خوش‌گذرانی است برای فطرت‌گراها نیز شب زمان مناسبی برای خلوت کردن و انس گرفتن با آسمان و قرآن است. اگر رابطه‌ی انسان با قرآن خوب نباشد هیچ کدام از روابطش درست نخواهد بود. قرآن در قیامت می‌فرماید خدایا این بنده تو در دنیا مرا ضایع کرد تو هم اکنون او را ضایع کن و نفرین قرآن، نفرین خدا است. در روایت داریم در روز قیامت بعضی از صورت‌های بسیار زیبا و قدرتمند به سراغ انسان می‌آیند و انسان با دیدن آن‌ها در آن غربت بسی خوشحال می‌شود اما آن‌ها فقط می‌سوزانند و می‌روند و می‌گویند ما فلان سوره‌ی قرآن بودیم که رفیقتان بودیم اما شما بعد از مدتی در دنیا ما را ترک کردید. و در واقع سوره‌های قرآن شخصیت‌های حقیقی هستند که فردای قیامت به سراغ انسان می‌آیند. والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 574
زمان انتشار: 21 اکتبر 2014
| |
رشد و قدرت ، جلسه 2

رشد و قدرت ، جلسه 2

1. حقیقت انسان عبارت است از نفخه خداوند. 2. باید توجه داشته باشیم كه یك مسافر هستیم و حال كه روی زمین هستیم یك سلسله شئونی را پیدا كردیم كه مربوط به زمین است. 3. چون انسان در دنیا با امور محدود كمالات روبه‌رو است، اینجا دلتنگ وطن خویش می‌شود. 4. نفخه‌ای از خداوند در وجود ما هست كه باید روز به روز كامل‌تر شود و زمینی بودن مانع آن است. 5. هر رشدی در تضاد امكان‌پذیر است. 6. انسان باید نقش‌های خود را به‌گونه‌ای ایفا كند كه نتیجه به نفع رشد و تعالی ما باشد. 7. مهم این است كه انسان در مختصات وجودی‌اش بتواند نقش خود را خوب بازی كند. 8. در عالمی كه همه چیزش اندازه دارد، نمی‌توان بی‌حساب و كتاب زندگی كرد. 9. اگر كسی بخواهد برخلاف ریاضیاتی كه خدا خلق كرده قدم بردارد، به نتیجه‌ای كه خودش می‌خواهد نمی‌رسد. 10. قَدَر به معنای اندازه و قضا به معنای حكم است. 11. انسان نمی‌تواند در ریاضیات عالم دست ببرد. 12. مقدار زیادی از مصائبی كه بر سر بشر می‌آید به دلیل رعایت نكردن ریاضیات عالم است. 13. كلید همه بدی‌ها در دو چیز است: تنبلی و بی‌حوصلگی. 14. آسیه از فرعون بهترین استفاده را کرد . 15. اگر با تنبلی و كسالت با فرمول‌های زندگی برخورد كنیم، محروم می‌شویم. 16. قسمت، همان قضا است.  

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 573
زمان انتشار: 21 اکتبر 2014
| |
رشد و قدرت ، جلسه 1

رشد و قدرت ، جلسه 1

1. گاهی اوقات در یک شهر، روستا یا کشور مردم گرفتاری دارند. گاهی اوقات مصائبی هست که جهانی است و همه مردم جهان به این مصائب دچار هستند. 2. بعضی وقت‌ها خود ما در پیدایش بلاها و سختی و مصائب نقش داریم که این نقش گاهی مثبت و گاهی منفی است. 3. منشأ بلاها و سختی‌هایی که در زندگی به آن دچار می‌شویم با یک نگاه مختلف است. گاهی خودمان هستیم، گاهی دیگران و گاهی اوقات خود خداوند تبارک و تعالی است. 4. اگر دیگران هم در حق ما ظلمی کرده باشند و مشکلی در ارتباط با دیگران ایجاد شده باشد باز هم به سراغ خدا می‌رویم. 5. توجه به نوع رابطه خداوند تبارک و تعالی با ما، خودش ما را در فهم فلسفه بلاها و مصائب و نحوه برخورد با آنها خیلی عمیق و قدرتمند می‌کند. 6. فقط افرادی که کمبود دارند و ضعیف هستند، نیازمند ظلم به دیگران می‌شوند که با آن ظلم بتوانند خلائی را در خودشان جبران کنند، خداوند خلائی ندارد، خداوند صمد و مطلق است. 7. اگر چیزی به اسم رأفت، رحمت، مهربانی، عشق، دوست داشتن و خوبی کردن را می‌شناسید یا دارید همه اینها تجلی خداست. 8. محبت‌هایی که به ما می‌شود چه از طریق حیوانات و چه از طریق انسانها همه، چکیده‌ قطره‌ای از دریای بی‌پایان محبت خداوند است. 9. ما در طول عمر خود هزاران بار دست نوازشگر خداوند را در وجودمان احساس کردیم. از طریق موجوداتی که با ما در ارتباط بودند. بنابراین نه تنها ظلم نمی‌کند بلکه نسبت به بندگان خود بسیاربسیار مهربان است. 10. ما باید یک طرف قضیه را برای خود حل کنیم. آن طرف خدایی داریم که صاحب این عالم است، رب‌العالمین است، یعنی مالک و مدبر این عالم است که در پناه او و در نزدیکی با او شاد و آرام و خوشبخت هستیم. 11. گاهی رابطه انسان با خدا خراب می‌شود به خصوص در مورد مصائب و مشکلاتی که نمی‌توانیم برای آن یک ریشه درست و حسابی پیدا کنیم و مردم معمولاً در این گونه موارد می‌گویند: خواست خدا بود، قسمت و سرنوشت بوده است. 12. اگر انسان خوب و مؤمن باشد می‌گوید: راضی هستیم به رضای خدا، به خاطر خدا تحمل می‌کنیم، قسمت ما این بود، امتحان الهی است. 13. به‌وجود آوردن بچه که از همه سیستم‌های بی‌نهایت پیچیده‌تر است و به بلندای ابدیت هم امتداد دارد، اطلاعات و آگاهی می‌خواهد. 14. به خاطر جهالت خودمان است که برای گل‌سازی و کلاس‌های ... وقت و حوصله داریم اما برای به وجود آوردن یک انسان چنین حوصله‌ای نداریم. 15. خداوند یک اصل فطری را در نهاد همه ما قرار داده است و آن اصل این است که؛ انسان قبل از انجام هر کاری احتیاج به شناخت و اطلاعات و آگاهی دارد. 16. ما قبل از هر انتخاب، ارتباط و رفتاری نیازمند به شناخت هستیم. 17. خداوند همه انسانها را در عقلشان مسلح کرده و تعلیم داده است که بدون آگاهی هیچ نوع انتخاب، ارتباط و رفتار نداشته باشند. 18. وقتی من مهارت و اطلاعات داشته باشم به جای اینکه افسرده و پژمرده شوم و اعصابم خرد شود و زندگی‌ام از هم بپاشد، روش‌های اصلاحی و قدرتمند کردن خودم را در پیش می‌گیرم و در بسیاری از موارد نتیجه می‌دهد. 19. تمام نظام خلقت از عالم جبروت و ملکوت و ناسوت و تمام احکام خلقت و احکام دین یک موضوع بیشتر ندارد، اگر آن یک موضوع را شما بشناسید تمام خلقت را می‌فهمید. از روز اول خلقت تا پایان. 20. اگر کسی نتواند انسان‌شناسی یا خودشناسی کند، دائماً در زندگی‌اش اشتباه می‌کند. 21. حضرت علی «علیه‌السلام» فرمودند: هرکسی می‌خواهد خوشبخت شود باید سه نوع شناخت داشته باشد، اینکه؛ از کجا آمده، در کجا هست و به کجا می‌رود؟ 22. شما بخواهید راجع به شهوت، نماز، روزه، عشق، خانواده و جامعه‌شناسی کار کنید بدون شناخت انسان این مطالعه عقیم است و به نتیجه درستی نمی‌رسد. 23. اگر انسان موضوع را نشناسد، هیچ شناخت عمیق و دقیقی از این مباحث نمی‌تواند به‌دست آورد و وقتش هم تلف می‌شود.

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 572
زمان انتشار: 21 اکتبر 2014
| |
رسالت خانواده ، جلسه 42

رسالت خانواده ، جلسه 42

در جلسه گذشته بحث به این‌جا رسید كه فرزندانمان را به‌صورت اهل بیت انس دهیم و این كار تضمین و سهولت تربیتی و انسانی و حركت به سمت ابدیت را به ارمغان می‌آورد. مودت هم مسیر را راحت می‌كند هم شیرین. بزرگ‌ترین خیانتی كه یك متولی فرهنگی یا پدر و مادر به زیردستان می‌كند كه نیاز معنوی با ارتباط اهل بیت را فراهم نكنند. شما در زیارت عاشورا كه حدیث قدسی است می‌گویید: پدر و مادرم فدایت در جامعه كبیره هم همین‌طور. ما نمی‌توانیم پدر و مادر را فدای هر كسی كنیم. فدای كسی می‌كنیم كه با او مودت داریم و از پدر و مادر طبیعی‌مان نزدیك‌تر هستند. این‌كه ما در فعالیت‌های فرهنگی خانه و اجتماع حائل شویم بین بچه‌ها و اهل بیت بزرگ‌ترین خیانت است. چون آن‌ها را یتیم می‌كنیم. هزاران برابر یتیم طبیعی، یتیم معنوی است. بزرگ‌ترین انسان‌های بزرگ تاریخ در كوچكی یتیم شده‌اند تا یاد بگیرند توحید و توكل كردن به خدا را. منع با عظمت و بی‌انتهای قدرت را. یتیم معنوی ضعف و نقصان است چه در دنیا و چه در آخرت. قابل جبران هم نیست. در تأمین معنوی یكی از اعضاء خانواده از زن و شوهر و فرزندان ارتباط با محمد و آل محمد «صلی‌الله علیه و آله و سلم» است. پیامبر می‌فرماید: شما از اجزاء من هستید. اگر شما یك دست را بكنید مردار می‌شود. ارتباط اعضاء با پیامبر مهم است. چون این‌طور مفید واقع می‌شود. باید دائماً ارتباط با اهل بیت و امامزادگان در طول زندگی حفظ شوند. آخرین نكته: اگر ما موفق نشویم اعضاء خانواده را با اهل بیت پیوند دهیم حقیقتاً حیات ابدی آن‌ها را به‌خطر انداخته‌ایم. روش‌ها: مهم‌ترین روش در تربیت خانواده روش عملی است. ما با عمل موفق می‌شویم در تربیت همسر و از بین بردن بدی‌ها و قدرتمند شدن در برابر آفات، شاد بودن و آرام بودن. مرد یا زنی كه اهل عمل نیست نمی‌تواند خانواده را هدایت كند. فرمول قطعی: بیشترین عشق و عاطفه در خانواده با ایمان پیدا می‌شود. زنی خدمت رسول خدا «صلی‌الله علیه و آله و سلم» می‌رسد و می‌گوید: دوست دارم همسرم بیشتر مرا دوست داشته باشد. حضرت می‌فرماید: نماز شب بخوان حضرت علی «علیه‌السلام» فرمودند: اگر خواستید مودت را ابدی كنید آن عامل ماندنی باشد، این دو نفر پیوند پیدا می‌كنند در امر ازدواج چرا می‌گویند ببینید دختر یا پسر مؤمن است یا نه؟ مستحب است پسر نماز جماعت برود اگر نرفت، به او دختر ندهید بهتر است. چون كسی كه ایمان دارد با مودت بیشتری دارند. اگر ایمان داشته باشد، پسر از دختر خوشش نیاید او را آزار نمی‌دهد اگر او را دوست داشته باشد، خوشبخت می‌‌شود. ما باید یك معشوق ابدی داشته باشیم تا شیرینی زندگی بیشتر شود. رابطه عمل خیلی مهم است. حب اهل بیت و برنامه داشته باشیم برای زیارت خانواده. طلب از طرف ائمه «علیهم‌السلام» دائمی است ما اهل بیت را طلب نمی‌كنیم. به تعداد زیارت رفتن به ائمه و چه اهل قبول آن‌ها هم بازدید پس می‌دهند. این‌كه حضرت زهرا «سلام‌الله علیها» می‌فرماید: بعضی‌ها 3000 سال طول می‌كشد تا به ما برسند خودت این را ایجاد كردید. اگر پدر و مادر حیاء و حرام و حلال و رفتارمان را مراعات كنیم بچه‌ها هم همان كار را می‌كنند. سیگار بكشی و به بچه‌ها بگویی سیگار نكشی این نمی‌شود. عمل مهم است تذكر نه گفتن نه فقط عمل نكته دوم آموزش با زبان یا مستقیم است یا غیرمستقیم. 1 ـ مستقیم: زن و بچه با ارتباط كلامی میانه دارند. حداقل هفته‌ای یك‌بار جلسه بگذرند. 2 ـ غیرمستقیم: خاطره گفتن،‌قصه گفتن، پدرها تنبلی نكنند موقع خواب فرزندان برای آن‌ها قصه بگویند. (پدر ماشینی نه این‌كه فرزند احساس كند بابا فقط پول و نان می‌آورد) پسرها باید دائماً با پدر ارتباط برقرار كنند. خوابیدن فرزند روی سینه پدر، بردن فرزند به حمام، لقمه دهان فرزند گذاشتن مثل بیسكویت و پفك كه برای بچه می‌خریم كتاب هم بخریم حتی اگر پاره كند او را آموزش دهیم. در سنین كودكی الگوها خیلی مهم است. داستان ابراهیم و نمرود. طالوت و جالوت، موسی و فرعون و... داستان‌های شاهنامه برای نوجوان‌ها اثرات خوبی دارد. هیچ می‌دانید 10 دقیقه قبل از خواب قصه گفتن با روح این بچه چه می‌كند؟ خوراك‌های فكری، فطری، فرهنگی مهم است. در منزل باید كتاب زیاد باشد. وسایل آموزشی مثل CD باید دقت شود. همان‌طور كه اگر كسی به فرزند شما غذای آلوده بدهد از دست او می‌گیری و می‌گویی نخور ولی درمورد فكر و روح دقت نداریم. ثروتمندترین كشور از نظر فطرت، ایران است و هیچ كشوری مثل ما نیست. چرا در مسائل مالی و مادی دنیا اطلاعات آخرتی را داریم و مراكز آن را می‌دانیم ولی برای معنویت این‌طور نیست. وقتی فرزندم می‌خواهد كلاس اول در كنار آن كتاب‌های آموزشی كه به دردش بخورد تهیه می‌كنیم. حدیث: بهترین همنشین در هر زمانی كتاب است. گاهی اوقات (انسان بزرگ هم نیاز به تكرار دارد به فرمایش آقای مطهری یك مغز قوی باید یك مطلب را دو بار بخواند) یك داستان را برای فرزندان باید چند بار خواند. كلاس نباید جبری باشد برای بچه‌ها. با میل باشد زیر 7 سال این‌طور رفتار كنیم. 2 ـ مكان‌های مذهبی: رفتن به كوه و دریا و صحرا و پارك معنویات زیاد دارد. جلوه و چهره‌های گوناگون خدا را به فرزندان نشان دهیم. با صد هزار جلوه برون آمدی كه من / با صد هزار دیده تماشا كنم تو را اهل بیت و دین را باید شیرین به خانواده بدهید. در تولدهای ائمه برای خانواده هدیه و شیرینی بگیریم.  

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 571
زمان انتشار: 21 اکتبر 2014
| |
رسالت خانواده ، جلسه 41

رسالت خانواده ، جلسه 41

نماز و سایر آموزه‌های دینی باید تدریجی باشد و با فشار شروع نشود. ولی وقتی به مرحله بلوغ رسیدند باید مورد مؤاخذه قرار بگیرند. ما در همه مراحل زندگی بچه‌ها (درس، شغل، ازدواج) آن‌ها را تحت فشار قرار می‌دهیم ولی وقتی به معروف‌ها و منكرها و انجام واجباتشان می‌رسد، می‌گوییم: فشارها آن‌ها را عقده‌ای می‌كند. چرا وقتی یك خطر بزرگ بچه‌ها را تهدید می‌كند این‌قدر سهل‌انگاری می‌كنیم. این بچه دو روز دیگر اعتراض می‌كند كه چه‌طور برای رفتن سركار یا رفتن بچه به مدرسه او را بیدار می‌كنی ولی برای خواندن نماز می‌گویی گناه دارد بیدارش كنم؟! آیا ما در فطری‌ترین نقطه زمین نمی‌توانیم فرزند خودمان را كنترل كنیم ولی پدر و مادرهای آمریكایی در طبیعی‌ترین نقطه زمین فرزندانشان را كنترل می‌كنند! در این موارد تنبلی می‌كنیم. این عظیم‌ترین خیانت است چون كوتاهی كردن در مسائل ابدی افراد خانواده است. در قیامت تو را با فرزندانت می‌سنجند. پس در ابتدا باید فرزندانمان را آموزش دهیم اگر با آموزش شروع كنیم نه امر به معروف می‌خواهد نه نهی از منكر. در صورت كوتاهی كردن امر و نهی می‌خواهد یا دیگران ویروس خطرناك به او وارد كردند كه باید امر و نهی می‌خواهد یا دیگران ویروس خطرنك به او وارد كردند كه باید امر و نهی به‌صورت شیرین شود. پس بچه‌ها كه به سن بلوغ می‌رسند نماز نمی‌خوانند زنگ خطر است. رسیدن به سن بلوغ باید جزء مطالبات پدر و مادر باشد. در روایت داریم: ما اهل بیت فرزندانمان را از 7 سالگی آموزش روزه می‌دهیم. نصف یا كم‌تر یا بیشتر از روز را می‌گوییم روزه بگیرند تا زمانی كه گرسنه یا تشنه شود امر می‌كنیم افطار كنند. تا این‌كه عادت كنند به روزه در حجاب و نماز و قرائت قرآن هم همین‌طور. شما از 9 سالگی شروع كنید تا عادت كنند. ائمه از 5 سالگی برای نماز شروع می‌كنند شما از 7 سالگی شروع كنید. حضرت علی «علیه‌السلام» فرمودند: از دانش ما، احادیث و علم ما اهل بیت به فرزندانتان به مقداری یاد دهید كه گروه‌های منحرف نتوانند آن‌ها را منحرف كنند. به‌خصوص الآن كه تاب و توان دشمنان ما در مقابل دختران پسرانمان در دین محمد «صلی‌الله علیه و آله و سلم» اسلام‌سازی زیاد كرده‌اند. انواع دین پیامبر را متشابهه ساخته‌اند و یك مرز باریكی با اسلام ناب دارند. از اساتید فاضل و روحانیون خوش خط و خال استفاده می‌كنند. در اسلام ناب شما زیر بار دشمن نمی‌روید و باج نمی‌دهید. دوست ندارید غیر خدا كسی به شما دستور دهد. در اسلام آمریكایی همه این‌ها را زیباتر می‌دهند ولی ولایت با آمریكا باشد. اگر با اسلام ناب بچه‌های ما آشنا شوند بیمه می‌شوند و آلودگی پیدا نمی‌كنند. راه خطا نمی‌روند. زیر دست اساتید فاجر نمی‌روند. دشمن هزینه زیاد صرف كرده و همه امكانات را هم تدارك دیده است. حضرت علی «علیه‌السلام» به امام حسن «علیه‌السلام» فرمودند: پسرم قبل از این‌كه دیگران قلب تو را به انحراف ببرند من به تربیت تو مشغول شده‌ام. باید قبل از انعقاد نطفه ماه اول تا نهم و شیردهی هیچ مقاومتی ندارند پس باید مراقبه داشت. عقاید سالم: اصول عقاید خوب، اخلاقیات خوب، احكام را به فرزندان باید یاد داد. چون فرزندان احكام را بلد نیستند. تن به معاملات وارتباطات غیرشرعی می‌دهند بدون این‌كه بدانند خلاف است. آخرین نكته تعلیم كه لازم است از نماز هم بالاتر است، ولایت و مودت پیامبر و محبت خدا و اهل بیت «علیهم‌السلام» است. ما مأمور به مودت و محبت فرزندانمان به پیامبر و اهل بیت هستیم و واجب است. قرآن: بگو من هیچ اجری از شما نمی‌خواهم جز مودت خانواده‌ام. مودتی كه منجر به عمل می‌شود. محبت حداقل 2 كار را برای ما می‌كند: 1 ـ طی طریق ما را سرعت می‌دهد. گاهی فرزندان شما حرف شما را قبول نمی‌كنند ولی به‌خاطر عشق به اهل بیت راهی را می‌روند. ارتباط معنوی با معصومین دو چیز را ایجاد می‌كند: 1 ـ راه را آسان می‌كند. 2 ـ راه را شیرین می‌كند. هیچ‌وقت و در هیچ جا سابقه نداشته كه كشورهای بزرگ یك كشور را تحریم كنند ولی مردم به‌خاطر ارتباط با رسول خدا و ائمه آن را تحمل كردند و رد می‌كنند و پیشرفت می‌كنند. پس اگر می‌خواهیم فرزندانمان بیمه شوند آن هم مودت اهل بیت را به آن‌ها یاد دهیم. چه فرزندان و چه كسانی‌كه ما عهده‌دار مسائل فرهنگی آن‌ها هستیم. اگر فرزندان نتوانند ارتباط مستقیم برقرار كنند با اهل بیت شما نمی‌توانید با هیچ قدرتی آن‌ها را از مسیر اشتباه برگردانیم. (موفق را با چه می‌سنجید از تولد تا مرگ یا تولد تا ابدیت می‌نگریم خیلی هم ارتباط ندارند ولی موفق هستند) این نگاه وارونه است در پیروزی و شادكامی. نبی اكرم «صلی‌الله علیه و آله و سلم» فرمودند: فرزندانتان را به سه خصلت تربیت كنید؛ 1 ـ محبت پیامبر 2 ـ محبت اهل بیت 3 ـ محبت با قرآن (انس با قرآن آدم را بیمه می‌نماید.    

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 569
زمان انتشار: 21 اکتبر 2014
| |
رسالت خانواده ، جلسه 40

رسالت خانواده ، جلسه 40

ما علاوه بر تلاش دنیایی، باید برای سعادت ابدی هم تلاش كنیم چون این مسئولیت به گردنمان گذاشته شده است. معنویت یعنی باید مجموعه چیزهایی كه به ما كمك می‌كند سالم متولد شویم. از پیامبر «صلی‌الله علیه و آله و سلم» سؤال كردند: چگونه خانواده را نگه داریم؟ فرمودند: 1 ـ امر به معروف، 2 ـ نهی از منكر، 3 ـ تعلیم به خیر كنید. ما در خانواده وظیفه تعلیم داریم. هم خود و هم خانواده را به سمت سعادت آخرت سوق دهیم. تعلیم به دو صورت است؛ 1 ‌ـ مستقیم: كار علمی، كتابی، درسی، امكانات و وسایل مهیا باشد. 2 ـ غیرمستقیم؛ مهم‌تر است اگر این نباشد تعلیم مستقیم تأثیر ندارد. امام صادق «علیه‌السلام» فرمودند: دوست ندارم جوانی از شما را ببینم كه در یكی از این دو حالت نباشد؛ یا عالم باشد یا در حال یادگیری باشد. در غیر این‌ دو صورت كوتاهی كرده و خودش را ضایع كرده و این كار هم گناه دارد. اگر گناه كند ساكن آتش می‌شود. قسم به كسی كه خدا مبعوثش كرده است. اگر دوست داری امام زمان «علیه‌السلام» به تو توجه كند، ببین در كدام‌یك از این دو حالت هستی. جوانی كه در یكی از این دو حالت نباشد در حق خود خیانت كرده و در حق خانواده هم خیانت می‌كند. امام صادق «علیه‌السلام» فرمودند: هر كدام از اصحاب ما كه فهم دین ندارد خیر دین هم ندارد. خداوند 6 گروه را بدون حساب وارد جهنم می‌كند یكی از آنها آدم جاهل است. نبی اكرم «صلی‌الله علیه و آله و سلم» فرمودند: دلی كه چیزی از حكمت در آن نیست، خراب است. پس بروید یاد بگیرید و به دیگران هم یاد بدهید و خوب بفهمید (فهم عمیق) جاهل نمیرید. مواظب باشید جاهل نمیرید چون عذر جاهل پذیرفته نیست. در قیامت اگر پروفسور و دكتر و مهندس و... نبودیم مهم نیست ولی اگر حكمت بلد نباشی، به محض مردن به جهنم می‌روی. اطلاعات باید از دانایی به دارایی برسد. متناسب با شرایط زیستی آخرت. كسی كه اطلاعات آخرتی نداشته باشد، عمل درست هم ندارد و این‌طوری به جهنم می‌رود. نبی اكرم «صلی‌الله علیه و آله و سلم» فرمودند: گناه عالم یك گناه است ولی گناه جاهل دوتا است. چون شخص عالم كه رفته علم آخرت را یاد گرفته، حرام و حلال را می‌داند ولی عمل نكند گناه كرده و خدا را مسخره كرده است. اما جاهل دو بار عذاب می‌شود چون یك وظیفه یادگیری داشته و نرفته یاد بگیرد. چون نمی‌دانسته، عمل هم نكرده است. پیامبر «صلی‌الله علیه و آله و سلم» فرمودند: طلب علم بر هر مسلمانی واجب باشد. خدا به‌وسیله همین علم عبادت می‌شود و این هدف متوسط است چون هدف از خلقت عبادت بوده است. اگر كسی می‌خواهد عبادت كند باید به علمش عمل كند. عبادت، هدفی است كه مهارت‌های تخصصی خود را دارد. عبادت، حركتی از زمین تا خداست، آیا این حركت استاد نمی‌خواهد. گاهی اوقات رفتن سراغ بعضی مستحبات اشكال دارد. ادامه حدیث: با این علم است كه رغبت صله رحم بیشتر می‌شود، با این علم، حرام از حلال شناخته می‌شود، علم اخلاق، احكام، عقاید. علم پیشوا و امام عمل است، عمل تابع علم است. اگر علم داریم ولی عمل آن درست درنمی‌آید به این دلیل است كه این عمل علمی نیست. علم چیزی است كه به آدم خوشبخت و سعادتمند الهام می‌شود كه سراغ آن برود. آدم‌های شقی و جهنمی محروم از این هستند. آدم با رفتن به سراغ فرمول‌های ابدیت خوشبخت می‌شود. نبی اكرم «صلی‌الله علیه و آله و سلم» فرمودند: باارزش‌ترین مردم عالم‌ترین آنهاست. كم‌ارزش‌ترین آنها جاهل‌ترین آنهاست. قیمت تو بر اساس اهل دنیا تعیین نمی‌شود. مدرك و شوهر و بچه و مال و سفید و سیاه مهم نیست. قیمت تو از نظر ملائكه و خداوند، حیات ابدی توست. حال ببینید جزء باقیمت‌ترین هستید یا كم‌ارزش‌ترین! در روایت داریم: علم فقط سه‌تا است؛ 1 ـ اصول عقاید، 2 ـ فروع دین (احكام)، 3 ـ اخلاقیات. غیر از این سه تا فضل است (در ریاضی، جبر و علوم انسانی و... دانشمند است اینها خوب است به شرط اینكه بیاید كنار خداشناسی و هدف‌شناسی و انسان‌شناسی) كسی كه علم آخرت دارد و دكتر هم باشد این پیش خدا فضیلت دارد. آموزش‌های علوم مختلف: 1 ‌ـ علوم نظری مثل رساله، اخلاقیات، عقاید (باید قانع شود، دستوری نیست). 2 ـ علوم عملی كه مهم‌تر است. كسی كه ولایت فرهنگی دارد، باید اینها را یاد دهد. (حرام، حلال، اخلاقیات، قرآن، عقاید را به فرزندانمان یاد دهیم كه سالم متولد شوند.) آموزش قرآن: حضرت علی «علیه‌السلام» فرمودند: حق فرزند بر پدر این است كه؛ 1 ـ برای او اسم خوب انتخاب كند. 2 ـ خوب تربیتش كند. 3 ـ قرآن را به او تعلیم دهد. (روخوانی و معارف قرآنی)  

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 564
زمان انتشار: 21 اکتبر 2014
| |
رسالت خانواده ، جلسه 39

رسالت خانواده ، جلسه 39

انسان یك موجود ابدی است و به دنیا آمده تا برای زندگی اصلی خود یعنی آخرت و حیات ابدیش تمرین كند. اگرچه خودش را آماده كند و تمرین‌های لازم را انجام دهد و اطلاعات لازم را به‌دست آورد زندگی دنیا و آخرتش طیبه است. در غیر این‌صورت در هر دو عالم دچار سختی و تلخی است. آنچه مهم است تولد ما به آخرت است. شما حتماً در حال شدن به‌سوی آخرت هستید و حتماً هم عرضه خواهید شد. رابطه دنیا و آخرت مثل رابطه جنین در رحم مادر است و سالم بودن آن اصل است و حركت از دنیا به آخرت هم اصل سالم بودن و تناسب داشتن با آخرت است. اگر این‌طوری باشیم از آخرت لذت می‌بریم ولی اگر سالم متولد نشویم مثل جنین كه سختی دارد ما هم سختی و عذاب خواهیم داشت. معنویت؛ توجه به ابدیت و انجام یك سلسله فعالیت است. معنویت فقط دعا و ذكر و عبادت نیست. معنویت یك سیر علمی است. یعنی ما باید با ابدیت پیوند بخوریم مثل جنین. معنویتی كه اسلام قبول دارد یعنی چیزی كه ما را برای ابدیت آماده می‌كند و در دنیا هم قدرتمند و توانا باشیم. در آیه قرآن داریم؛ خودتان و خانواده‌تان را از جهنم نگه دارید. (تا دچار تولد ناقص و بیمار در آخرت نشوید.) این كار اختیاری است. خداوند رحمان و رحیم به ما خبر می‌دهد كه در مسیر ابدی شما خوان وجود دارد و آن هم جهنم است. پس خودت را نگه دار قوا انفسكم : قوا؛ عمل است مثل اینكه می‌گوییم مواظب باش چشم درد نگیری. هیچ حركتی نیست مگر در انجام آن احتیاج به آگاهی داری. ما یك ابدیت داریم و باید متناسب با آنجا تربیت شویم. تربیت روحی و معنوی یك علم و فن است و باید تخصص كسب كرد. مهم‌ترین حركت انسان، حركت به سمت آخرت است. این حركت هم احتیاج به آگاهی و تخصص دارد. نبی اكرم «صلی‌الله علیه و آله و سلم» فرمودند: برای هر چیزی راهی است، راه بهشت هم علم است. پس «قوا انفسكم» اطلاعات می‌خواهد كه چگونه خود و خانواده‌ام جهنمی نشوند. ما نسبت به اجتماع هم مسئول هستیم. كسی كه نمی‌تواند خود را نگه‌دارد آتش را جذب می‌كند و به خانواده هم انتقال می‌دهد. قرآن می‌فرماید: اول باید مواظب خود باشید و بعد خانواده. پس این احتیاج به نگاه ابدی دارد. نه تنها سعادت دنیا را برایشان بخواهیم بلكه آخرت را هم بخواهیم و این یك عاطفه ابدی می‌خواهد. از اینكه همسر یا فرزند یا پدر و مادرم جهنمی شوند ناراحت می‌شویم به هیچ‌وجه نسبت به عذاب آخرت آنها نباید بی‌توجه باشیم. این عاطفه به انسان كمك می‌كند كه نسبت به خود و خانواده توجه كند. این عاطفه ابدی قواعد را به ما یاد می‌دهد كه چگونه سایر اعضاء خانواده جهنمی نشوند. نبی اكرم «صلی‌الله علیه و آله و سلم» فرمودند: ملعون است معلون است كسی كه خانواده‌اش را ضایع كند. همین‌طور كه در مسائل مادی و عاطفی اگر آنها را گرسنه نگه دارد و این باعث دوری از خدا می‌شود. اگر كاری كند كه خانواده‌اش از نظر معنوی فقیر بماند، ملعون است. عواطف زبانی رنگ انسانی می‌گیرد كه من حاضر نباشم خانواده‌‍‌ام در شب اول قبر هم گرسنگی و تلخی بكشند. این محبت نیست كه پدر یا مادر نوعی از محبت را به فرزند خود داشته باشد كه آن را جهنمی كند، این مثل حماقت نزدن واكسن است. در حركت به سمت آخرت هم یك سری دارو و غذا هست باید مصرف شود تا خانواده گرسنه و برهنه در سختی قرار نگیرند. ابتدا وظیفه پدر و بعد مادر است كه به فكر خود و خانواده خود باشند. باید به فكر ثروت ابدی باشیم. اساساً اگر اول بحث مادی و عاطفی را گفتیم نه اینكه آنها مهم است، به‌خاطر تأمین معنوی ابتدا آن را گفتیم و اینها وسیله‌ای هستند برای رسیدن به معنویت و ابدیت. اگر تأمین مادی و عاطفی شود و معنوی نشود، خانواده ساقط است. دین مجموعه اطلاعات تخصصی است كه برای آخرت ما و خانواده‌مان مهم است. ما باید دین را با تمام وجود با فرزندانمان گره بزنیم و این امكان ندارد مگر اول با خود ما گره خورده باشد. این حدیث را مرحوم فیض در مهجه البیضاء در بحث آفت ازدواج آوردند. پیامبر «صلی‌الله علیه و آله و سلم» فرمودند: هیچ‌كس خدا را به گناهی بزرگ‌تر از جهالت خانواده ملاقات نمی‌كند. ازدواج یك مسئولیت ابدی دارد. به محض بله گفتن یك مسئولیت دنیایی، آخرتی و ابدی دارد. اگر انسان متوجه این قسم نباشد این جزء آفت زندگی است كه محصول این خانواده، جهنمی بودن خود و دیگران است. وقتی ما مسئولیت را قبول می‌كنیم یعنی مسئولیت یك نسل را قبول می‌كنیم. اگر كسی خانواده‌اش را از معنویت محروم كند و به فكر ابدیت آنها نباشد، جنایت بزرگی در حق آنها می‌كند. اگر ما به خانواده یاد ندهیم كه یك موجودی ابدی هستی، در حق آنها جنایت كرده‌ایم. ما باید به جوانانمان یاد بدهیم خود را به بلندای ابدیت نگاه كنند. باید هر كار فرهنگی در راستای معنویت باشد. واجب‌ترین و ضروری‌ترین خدمت این است كه ما به خانواده و مردم بفهمانیم شما انسانی به بلندای ابدیت هستید. قرآن می‌فرماید: روز قیامت، هیچ‌كس خداوند را به جهالت خانواده‌اش ملاقات نمی‌كند. اطلاعات دانشگاهی نه، اطلاعاتی كه سالم متولد شوید. پیامبر «صلی‌الله علیه و آله و سلم» فرمودند: علمی كه او را به سمت تقرب به خدا جلو ببرد. نبی اكرم «صلی‌الله علیه و آله و سلم» فرمودند: اگر روزی بر من بیاید كه در آن روز اضافه نكنم علمی را كه مرا به خداوند نزدیك كند، طلوع خورشید آن روز بر من مبارك مباد. آیا به صرف اینكه فرزندم دكتر و مهندس است كافی است؟ بهشت ساختار ریاضی و خواصی دارد كه ما باید با آن اطلاعات حركت كنیم. نبی اكرم «صلی‌الله علیه و آله و سلم» فرمودند: خداوند بدش می‌آید دشمن می‌داند عالمی را كه جاهل به آخرت است. باید لذت ما این باشد كه فرزندانمان اطلاعات آخرتی دارند. گناهی بزرگ‌تر از جهالت خانواده نیست. ما نباید خود و بچه‌هایمان جاهل به آخرت باشیم پس باید به خانواده اطلاعات آخرتی بدهیم.

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed