www.montazer.ir
شنبه 13 ژوئن 2026
شناسه مطلب: 1570
زمان انتشار: 13 ژانویه 2015
| |
 ولایت ‌‌، جلسه ۶۳

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

ولایت ‌‌، جلسه ۶۳

امیرالمؤمنین«علیه‌السلام» درتوصیف مردانی چنین می‌فرماید:این‌ها اگر ضربه‌ای به دینشان وارد شود ناراحت نمی‌شوند ولی اگر ضربه‌ای به مالشان وارد شود در رنج می‌افتند، این حکایت از شاکله آن‌هاست. به گزارش منتظران منجی «عج»، جلسه شصت و سوم «ولایت»، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که عناوین آن در زیر می آید: 1. عشق و محبت ایجاد خود شکنی وحصارشکنی می‌کند یعنی انسان ازمنیّتهای خودش به خاطر معشوق دست برمی دارد. 2. انسان عاشق، امور مکروه رامی خورد وحتی علاقه‌هایش رافدامی‌کند. 3. شاکله انسان دائماً در حال ارتباط با خارج هست ولی در عین حال همیشه یک شکل دارد. 4. شاکله هادرهر لحظه یاهر دوره یک معشوق نهایی دارند وهمه چیز را فدای او می‌کنند. 5. لذت‌ها مختلف هستند گاهی لذت خیالی است، حسى است، جنسى است، عقلى است وگاهی هم خداوند است. 6. لذت نهایی بسته به این است که شاکله شخص در ارتباطی که پیدا کرده در دنیا چه در جهت تعلم و چه در جهت تربیت تعلیم دیده عمل کرده است. 7. شاکله مجموعه‌ای از خلق‌ها،عادت‌ها، صفات، عقاید، تفكرات است که این شاکله با توجه به خوراک‌هایی که می‌گیردشکل خاصی پیدا می‌کند. 8. شاکله انسان بسته به چیزی است که می‌پذیرد هرآن چه که می‌پذیرد اگرپذیرفتن قدرت و ضعف 9. امیرالمؤمنین«علیه‌السلام» درتوصیف مردانی چنین می‌فرماید:این‌ها اگر ضربه‌ای به دینشان وارد شود ناراحت نمی‌شوند ولی اگر ضربه‌ای به مالشان وارد شود در رنج می‌افتند، این حکایت از شاکله آن‌هاست. 10. شاکله‌ها فرق می‌کنند گاهی شاکله فرد خصلت خوکی، سگى، گرگى و...دارد. 11. برای سنجیدن وضعیت شاکله یک فرد، عنصر اصلی معشوق نهایی‌اش است. 12. حصارشکنی یعنی منیّت هابه ماتبدیل شود و بعد ما به او تبدیل شده واو همه وجودش می‌شود. 13. توجه نکردن به خود به عنوان ازبین بردن یک امر وجودی نیست بلکه انسان نسبت به حب ذاتی که در خود دارد باید رسیدگی كند (قوأنفسکم) و فطرت خواهی داشته باشد. 14. انسان حتی باید هم به طبیعتش برسد ولی متوقف در آن نشود و بداند که فطرتی بی‌نهایت دارد. 15. عدم رسیدگی به طبیعت موجب انحرافی چون عزلت وگوشه‌گیری وبی توجهی به نیازهای اساسی می‌گردد. 16. (ورهبانیّة ابتدعوهاماکتبناعلیهم) ماحتى به اهل کتاب که رهبایّت را انتخاب کرده‌اند، بر آنهاننوشتیم که آن‌ها خودشان را حبس کنند. 17. پیامبرصلی الله علیه واله در رد افعال مردانی که زن و زندگی را رها کرده بودند فرمودکه: من هم بشری مثل شما هستم غذا می‌خورم، همسر دارم، مى وسواری می‌کنم. 18. ما به طبیعت می‌رسیم تامرکبی شود برای توسعه و ارتقاء فطرت، طبیعت را برای فطرت می‌خواهیم. 19. وقتی طبیعت برای فطرت خواسته شد وطبیعت رنگ فطرت به خود گرفت آن‌وقت طبیعیّات ظهورات فطرت می‌شوند. 20. وقتی طبیعت رنگ فطری به خود گرفت همه چیز راالهی می‌بینی و در همه چیزاورا می‌یابی و به یاد اصلت می‌افتی. 21. آدم وقتی فطرت‌گرا شد نگاه به گل، به آسمان، به غذا، همه برایش معنای خاصی دارد و حرف زدن به اهر کدام از آن‌ها برایش جنون آور است چون اثرات اویند. 22. آدم طبیعت گرابرایش گفتن بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم سنگین است ومی گوید: ول کنید بگذارید از غذا لذت ببرم ولی فطرت‌گرا گفتن بسمله را عامل خوشمزگی غذا می‌داند. 23. نوع نگاه و نوع ارتباط بایک شئی بسته به‌این است که چگونه نگاه می‌کنی؟ فطرى بنگری یک جور می‌رسی وطبیعتی بنگری یک جور دیگر. 24. لذتهای طبیعی همه یک جور هستند ولی نگرش و استفاده ازاین لذت‌ها خیلی مهم است یکی لذتهارابرای طبیعتش می‌خواهد ویکی لذت طبیعی رابرای فطرت، لذت همان لذت است ولی نوع نگرش فرق می‌کند. 25. سراغ طبیعت ودنیا برویم ولی باضریب فطرت تابه بی‌نهایت منتهی شویم. 26. انسان، طبیعت به نفع فطرت باید بخواهد تادنیاو آخرت به هم متصل كند (نعم‌العون الدنیاعلی الاخرة). 27. مبارزه باخودپرستی مبارزه بامحدودیت خود است، خودپرست نباشید یعنی طبیعت را فقط نگاه نکنید خودتان (فطرت) را نگاه کنید ولی بامقیاس ابدی. 28. انسان فقط طبیعت نیست، به خاطر طبیعت حق دیگران را ضایع نکن چون آن‌وقت حق خودت (فطرتت) را ضایع کرده‌ای. 29. آدم فطرت‌گرا وقتی کاری می‌کندكند (اطعام می‌کند) ضررنمی بیند (وماتقدموالانفسکم مِن خیرٍتجدوهُ‌عندالله). 30. انسان در دنیا مثل جنین در رحم است جنین هرچه تبدیل به اندام کند برایش اندام می‌ماند و هرچه مصرف می‌کنددیگر در رحم مصرف کرده وچیزی برایش نمی‌ماند. 31. اگر انسان در دنیا فقط به فکر مصرف و لذت باشد و برای آنجاچیزی نفرستد از لذت آن‌طرف کم می‌شودشود (مَرارةِالدنیاحلاوةِالاخرةوحلاوة الدنیا مَرارة الاخرة) 32. امیرالمؤمنین در زمان خود داراترین افراد بود ولی از لذتهای این دنیا استفاده نمی‌نمود چون توجه به ابدیّت داشت. 33. شخصیّت باید توسعه یابد تا همه انسانهای دیگر بلکه همه جهان رافراگیرد امام امّت (ره): ماغم همه مظلومان جهان را می‌خوریم. 34. شخصیّت توسعه یافته برای همه دغدغه داردوبرای همه فکر می‌کند. 35. شخصیّت توسعه نیافته همه چیزرا در خودش می‌ریزد وفکر می‌کندباید قید همه را بزند و فقط به خودش بچسبد.

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 1568
زمان انتشار: 13 ژانویه 2015
| |
 ولایت ‌‌، جلسه ۶۲

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

ولایت ‌‌، جلسه ۶۲

متمرکز شدن در خدا، ایجاد کرامات، تصرف در طبیعت، قدرتمند شدن این‌ها همه مال عشق و ذوب شدن در خداوند است چون عشق با قدرت است لذا کارهای با قدرت و قدرتمند می‌دهد. اثر عشق در روح که به معشوقش رسیده عمران و آبادی است و بر بدن گداختن و ضعیف شدن یعنی رابطه معکوس. به گزارش منتظران منجی «عج»، جلسه شصت و دوم «ولایت»، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که عناوین آن در زیر می آید: 1. عشق الهام‌بخش و قهرمان‌ساز برای همه. 2. اگر عشقِ جهت دار و سالم به چیزی پیدا شد، همین عشق موجب ابتکار و خلاقیت فرد می‌شود و بدون عشق زندگی سالم نیست و معنایی ندارد. 3. خداوند انسان را عاشق عشق آفرید و در انسان حس جفت‌طلبی، محبوب خواهی و نیاز به تکمیل است و انسان با عشق احساس کمال می‌کند. 4. نفس انسان بدون عشق کارآیی ندارد. 5. انسان‌هایی که در نفسشان عشقی وجود ندارد ناموفق اند حتی نسبت به افرادی که عشق غیرحقیقی دارند. (غیرخدایی) 6. ورود عشق در دل با خروج استعدادات و ابتکارات در نفس همراه است. 7. عشق همت و بالا و ضعف و تنبلی را برطرف می‌کند. 8. عشق در انسان ایجاد انگیزه و نیّت می‌کند (امام صادق«علیه‌السلام»: ما ضَعُفَ بدنٌ امّا قَویت علیه النیّه) 9. انسان بی عشق و آثار ناشی از آن: زدگی از زندگی، تنبل، دلسرد، همیشه در خواب، بی ابتکار، بی خلاقیت. 10. عشق و تمرکز در خدا موجب تساعد در عالم علوی می‌شود. 11. متمرکز شدن در خدا، ایجاد کرامات، تصرف در طبیعت، قدرتمند شدن این‌ها همه مال عشق و ذوب شدن در خداوند است چون عشق با قدرت است لذا کارهای با قدرت و قدرتمند می‌دهد. 12. عشق موجب از بین رفتن ناخالصی‌ها (خودخواهی، بخل، جبن، تنبلی، تکبّر) می‌گردد. 13. معنی حقیقی عشق وقتی است که معشوق را برای خودش و فی نفسه بخواهی نه برای خودیّت و منیّت خود مثل ارتباط (مادر و بچّه) 14. وقتی عشق در دل عاشق آمد، عاشق همه زحمت‌ها و از خودمایه‌گی‌ها را نمی‌بیند چون در قبال این‌ها چیز با ارزش‌تری هست، معشوق است. دوندگی و زحمت برای رسیدن و برای داشتن معشوق. 15. اگر عشق مطرح نباشد بین افراد معامله می‌شود حتی بنده با خدا. وقتی عشقی بینِ بنده و خدا نباشد بنده فکر می‌کند با خدایش معامله دارد. 16. وقتی بنده عاشق خدا هست همیشه در شُکر است. عبادت می‌کند شاکر است چون می‌داند لا مؤثّر فی الوجود اِلّا ا... همه چیز حتی شکر جلوه اوست. 17. فرد عاشق به هیچ وجه منیت در خود نمی‌بیند و شاکر است که برای معشوق کار می‌کند و همه‌ی ظلم‌ها را از خود می‌بیند و همه‌ی کمالات را از خدا. (ما أابکم من میبةٍ فمن أنفسکم و ما أابکم من حسنةٍ فمن الله) 18. انسان در صورت نرسیدن به معشوق و محرومیت در عشق عقده‌ای شده و دست به کینه می‌زند. 19. اثر عشق در روح که به معشوقش رسیده عمران و آبادی است و بر بدن گداختن و ضعیف شدن یعنی رابطه معکوس. 20. ضعف بدن در اثر عشق به خاطر ندیدن شهوات است برای رسیدن به معشوق. (لذت‌های مادی، و... را نمی‌خواهد) 21. انسان باید در عشق دقیق باشد و بشناسد دنبال چه عشقی است و دنبال معشوق‌های قلّابی نباشد. 22. معشوق‌های قلابی خیانتکار هستند و ایجاد عقده و کینه و مریضی در نفس می‌کنند. 23. از نظر روحی و فردی تکوینی است زیرا تولید قوّه، رقت، صفا و... می‌کند و کدورت و تفرق را می‌زداید. 24. محبوب‌های غیرحقیقی در نفس ایجاد ترس می‌کنند قد خاب من دسّیها یعنی آلوده می‌کند نفس را و چنین انسانی در خسران است. 25. وِلاء در دین واجب است امّا نه هر ولاء و محبتی توصیه و امر به ولایت اهل بیت علیهم السلام شده. 26. عامل نگهداری روحانیون و علماء در شکنجه‌های 20 و 30 ساله فقط عشق به اهل بیت‌علیهم السلام. 27. در فرهنگ عشق صبر معنا ندارد. 28. در راه عشق به‌خاطر معشوق، کتک، اسارت، شکنجه، زندان را تحمل می‌کند: أصبر علی عذابک فکیف أصبر علی فراقک. 29. حصار شکنی یعنی انسان از حصار خودش خارج شود. 30. محبوب دارای صفاتی از قبیل دلیری، دلاوری، هنرمندی، علم،... این‌ها انسان را از خودی و خودپرستی دور می‌کند و از حصارش دور می‌سازد. 31. انسانِ از خود بیرون نرفته، ضعیف، ترسو، بخیل، کم‌صبر، متکبر و... این‌ها همه حصار است و موجب کم‌نشاطی و لعان روح می‌شود. 32. در عاشورا حسارشکنی در شخصیت‌های حُر، زُبیر، بُریر و بقیه‌ی اصحاب به چشم می‌خورد حصار را شکسته و وارد در جاذبه‌ی سیدالشهداء شده و چه کارهایی که برای محبوب نکرده‌اند. 33. عشق وقتی چنین آثاری دارد باید عاشق شد. 34. جنین به تعداد بیماری‌هایی که با خود به دنیا می‌آورد درمان و رنج می‌بیند انسان در آخرت به مقدار بیماری عذاب می‌بیند (به‌خاطر یک گناه صد سال عذاب می‌بیند) 35. توصیه‌ی علماء اخلاق اینکه ضدّ رذیله را ببین و با آن مبارزه کن ولی زیرکان درمان یک جا را در عشق به خدا می‌بینند. 36. عاشق خدا شدن، دست برداشتن از رذایل، کم بودن زمان بر تصفیه و تزکیه و عدم درگیری فقط 20 سال مبارزه با حسادت مگر چه‌قدر می‌خواهی عمر کنی. 37. هر عشقی این خصوصیت را دارد که دغدغه نداری با نفس 38. المؤمنُ بین خمس شدائد 1- حسادت 2 - شیطان 3- کافر 4- منافق 5- نفس 39. در عشق به خاطر معشوق از ناخودت می‌گذری نه از خود. 40. دین محدودیت برای ناخود (طبیعت) می‌آورد تا موجب ارتقاء و آزادی خود (فطرت) شود 41. ذبح اسماعیل توسط ابراهیم و عاشورا، یعنی محدودیت و زندانی طبیعت (فرزند، زن، بچه و...) 42. وقتی به محضر خدا روی در بارگاه قدسش ورود طبیعت ممنوع است چون او تو را می‌خواهد ببیند که متعلقات و ناخودت را. 43. برای رسیدن به عشق ناخود فشار می‌بیند، خود (فطرت) ارضا می‌شود باید انسان خودش را بخواهد و بشناسد که به آن تعبیر حب ذات شده آن وقت ارتقاء حاصل می‌شود. 44. چه حرفی است که قید همسر و فرزند و... باید زد این‌ها طبیعت‌اند. خیر به این‌ها وقتی رنگ فطری داده می‌شود خوب‌اند (پیامبر فرمودند: أحب من دنیاکم ثلاث: زن و عطر و قرة عین فی الصلاة) 45. اصلاح انسان در کاستی دادن به او نیست در تکمیل و اضافه شدن است.

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 1566
زمان انتشار: 13 ژانویه 2015
| |
 ولایت ، جلسه 61

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

ولایت ، جلسه 61

موسی«علیه‌السلام» بافرعون در مورد خدا چنین می‌گوید: (ربناالذی اعطی کل شئی خلقه) یا (احسن کل شئی خلقه) یعنی همه چیز را زیبا آفرید. محبت اهل بیت علیهم‌السلام به ما سفارش شده چون محبوب واحد تمرکز و قدرت می‌آورد و به خاطر محبوب همه در مقابل بیگانه ایستادگی دارند.   به گزارش منتظران منجی «عج»، جلسه شصت و یکم «ولایت»، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که عناوین آن در زیر می آید: 1. عشق موجب تمرکز قوای انسان می‌شود، درتمرکز قدرت وصلابت است. 2. نفس انسان یک حقیقت واحد تقسیم شده در حواس است (بینایی، شنوایى، لامسه...). 3. تولید رقت یعنی لطیف بودن و رقیق بودن، و رفع خشونت از روح یعنی تلطیف عواطف وایجاد توحد (یگانه شدن) كه تشتت و تفرق را از بین می‌برد که از آثار عشق‌اند. 4. مبعوث شدن پیامبری لطیف که محمد صلی‌الله باشد مردمی خشن راکه به خاطر یک امر ناچیز سالهای سال تن به کشتارمی دهند درآنهاایجاد روحیه‌ای مثل فداکاری و ظهورات عاشقانه لطیف می‌کند. 5. عشق توان را بالا می‌برد و ایجاد لطافت، تغافل نسبت به لغزش‌ها، تجاهل و...می‌کند. 6. برای جمع کردن نیروهای مردمی باید محور این نیرو محبوبی باشد، محبتى باشد تانیروی مردمی به خاطر محبوب واین محور جمع شوند (تعالواالی کلمه سواءبینکم وبینناان لانعبدالاالله). 7. محبت اهل بیت علیهم‌السلام به ما سفارش شده چون محبوب واحد تمرکز و قدرت می‌آورد و به خاطر محبوب همه در مقابل بیگانه ایستادگی دارند. 8. بعضی ملت‌ها تجمع و توحد دارند ولی تجمعشان به خاطر محبوبی چون ولی و...نیست بلکه ملی گرایی، حب وطن و...آن‌ها را گرد هم آورده ولی در اسلام محبت و تجمع حول خداوند (پادشاه) باشدو اهل‌بیت پیامبرو خود پیامبر (قل اعوذ به رب الناس ملک الناس). 9. اثرپذیری درس برای شاگردی که استاد محبوبش است خیلی فرق می‌کند نسبت به استادی که محبوب شاگردش نیست، درس اولی برای شاگرد قدرت می‌آورد ولی دومی چنین نیست. 10. کسی که عاشق کارش است وجدان کاری برایش نامفهوم است چون در صورت کوتاهی خودش ناراحت می‌شود ونیازی به توصیه ندارد. 11. برای ایجاد سرعت و قدرت درکسی عشق باید در دلش انداخت. 12. برای جا انداختن حجاب برای فرزند لارم نیست روی ذهنش کار کنی، سعى کن عاشقت شود، دوستت بدارد بنابراین حرفت راهم می‌پذیرد. 13. روش عشق روش قرآن (قل ان کنتم تحبون‌الله فاتبعونی یحببکم‌الله) اگر خدا را دوست دارید ازاوتبعیت کنید. 14. برای پیشبرد کارهای عظیم ضرورتهای عقلی کارساز نیست فقط عشق این کارها راپیش می‌برد. 15. (قل لااسئلکم علیه اجراالاالموده فی القربی) بگو هیچ اجری در مقابل رسالتم از شما نمی‌خواهم مگر مودت اهل بیتم علیهم السلام را، چون محبت اهل بیت اسلام را رونق می‌بخشد. 16. اگر عشق در مسیر دنیا به آخرت قرار گیرد دیگر افسردگی، ناامیدی، عصبانیت و...وجود نخواهد داشت. 17. موسی«علیه‌السلام» بافرعون در مورد خدا چنین می‌گوید: (ربناالذی اعطی کل شئی خلقه) یا (احسن کل شئی خلقه) یعنی همه چیز را زیبا آفرید. 18. قرآن مارا به مطالعه و تفکر در آیات دعوت می‌کند تابا تفکردر آیات به خدا برسیم و لذتمان از او بیشتر شود. 19. همه مخترعان درسایه عشق به کار و اختراعشان به قدرتهای ابتکاری دست پیدا کردند. 20. شور و فیض گل در بلبل خوش خوانی و خوش صدایی ایجاد می‌کند: بلبل ازفیض گل آموخت سخن ورنه نبوداین همه قول و غزل تعبیه در منقارش. 21. (من مات علی حب آل محمد مات شهیدا) كسى که بر حب محمد و آلش بمیرد شهید می‌میرد. 22. پیامبر فرمودند: شمابه من ایمان نمی‌آورید مگر اینکه من برای شما محبوب تراز خودتان باشم و اهل من برای شما محبوب‌تر از اهل خودتان باشند (بابیانت وامی واهلی ومالی). 23. محبت ما به اهل‌بیت علیهم‌السلام برای خودمان است و آن‌ها نیازی ندارند ولی محبت ما به آن‌ها شرافت و قدرت می‌دهد. 24. محبت وقتی در یک محور جاودانه و مقدس قرار بگیردبیشتر انرژی آزاد می‌کند چون این حب متصل به یک بی‌نهایت می‌شود پس ظهور بیشتری می‌دهد.

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 1531
زمان انتشار: 11 ژانویه 2015
| |
 ولایت ، جلسه 60

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

ولایت ، جلسه 60

شیطان از طریق چهار حمله سد راه حرکت انسان می‌شود: 1- حمله‌ای از جلو (ایجاد نگرانی نسبت به آینده) 2- حمله‌ای از عقب: به رخ کشیدن گناهان و مانع از پیشرفت 3- حمله از راست: جلوگیری از پیشرفت و ورود از راه دین 4- حمله از چپ: ورود از راه گناه. به گزارش منتظران منجی «عج»، جلسه شصت «ولایت»، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که عناوین آن در زیر می آید: 1. اکسیر محبت و عشق، سنگین و تنبل و چالاک و کودن را تیز هوش می‌سازد. 2. برای حرکت به سمت ابدیت که یک حرکت حبی است شدیداً به این حب و ظهورش نیازمند چرا که دشمنی داریم که قسم یاد کرده که ما را از حرکت باز دارد. 3. شیطان از طریق چهار حمله سد راه حرکت انسان می‌شود: 1- حمله‌ای از جلو (ایجاد نگرانی نسبت به آینده) 2- حمله‌ای از عقب: به رخ کشیدن گناهان و مانع از پیشرفت 3- حمله از راست: جلوگیری از پیشرفت و ورود از راه دین 4- حمله از چپ: ورود از راه گناه. 4. برای حرکت باید با تمام قوا جلوی شیطانی که در همه جا و همه وقت هست حتی پس از مرگ در برزخ بر روی صراط و...و مانع رشد می‌شود را گرفت. 5. برای مقابله و جنگ با شیطان از طریق علمی انسان به زمین می‌خورد فقط با عشق این مسیر را با سلامت طی می‌کنیم. 6. حرکات علمی، فلسفی، کلامی خوب است ولی زمانی اثر می‌گذارد که جاری مجری عشق باشد حریم عشق انسان را به عصمت از انسان می‌رساند. 7. انسان در مسیر عشق به هیچ وجه حاضر نیست از خدمت سر باز زند عاشق فقط به وصال می‌اندیشد و مادون معشوق را طی می‌کند. 8. ملت ایران با طاغوت برون با عشق غلبه کرد پس انسان با طاغوت درون نیز با عشق حمله کند و غالب باشد (و بحبکم و بقربکم ارجو نجاه من الله) 9. موفقیت رسول اکرم در غرس کردن نهال اسلام در امت در طی 23 سال فقط عشق و محبت بود (فبما رحمه من الله لنت لهم و لو کنت فضا غلیظ القلب لنفضوا من حولک) 10. دل جایگاه عشق است وقتی آمد دیگر شخص دنبال توجیه عقل نیست (ثم بعثهم علی طریق محبه) 11. هل الدین الا الحب. مگر غیر از این است که دین فقط عشق است. 12. در تبعیت حرف به امتناع عقل و ذهن کاری ندارد اتباع از عقل زمانی است که شیطان وسوسه کرده و دنبال راه حل هستی. 13. انسان باید در صدد اثبات عالی‌ترین شان خود یعنی دلش باشد اگر سالم بود می‌تواند معشوق حقیقی‌اش را پیدا کند. 14. مطالعات و معرفتهای عقلانی خوب است ولی باید طوری باشند که انسان را در مسیر عشقبازی قرار دهند در غیر این صورت تراکم معلومات و شبهات ایجاد می‌کند و شیطان از شبهات استفاده‌های کلان می‌کند. 15. مسیر الی اله را باید با عشق و دل طی کرد (یسبح لله ما فی السموات و الارض) تسبیح یعنی حرکت از روی شوق و عقل در این مسیر فقط یک پشتیبان است. 16. عشقی که مبتنی بر معرفت است در مقابل شیطان ایستادگی می‌کند در اینجا ضروت کلامی و عقلی نمایان می‌شود چون عشق بدون معرفت همیشگی نیست. 17. و من یتق الله یجعل له فرقانا علم و تقوا داشتی خداوند جلوی راهت نور می‌دهد فرقان می‌دهد و او معلمت می‌شود. 18. لیس العلم بکثره التعلم بل العلم نور یقذفه الله فی قلب من یشا. علم به کثرت تعلم نیست بلکه نور است افکنده شده در قلب هر کس که خدا بخواهد. 19. نور تقوا و علم کمک خوبی برای طی مسیر عشق هستند. 20. مودت محبتی که در عمل پیاده می‌شوند یعنی شخص از وجودش برای طرف سرمایه گذاری می‌کند. 21. زن و شوهر قبل از وجود بچه در زندگی، زندگی یکنواختی داشتند ولی وجود یک بچه زندگی را متحول می‌کند چون عشق به بچه مطرح می‌شود و همه جنبه در زندگی حول این عشق می‌چرخد. 22. ما عاشق خود و ابدیت مان نیستم چون برای آن‌ها زحمت و خرجی نمی‌کنیم به اندازه‌ای که برای طبیعت خرج می‌کردیم یا به اندازه پول بستنی و...برای ابدیت و خودمان خرجی نداریم چون عاشق خودمان نیستیم.

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 1530
زمان انتشار: 11 ژانویه 2015
| |
 ولایت ، جلسه 59

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

ولایت ، جلسه 59

سنخیت تبعیت و همراهی دارد. معیت یعنی همراهی روحی نه اینکه من در دنیا با شما باشم در آخرت هم با شما باشم. اینکه من از خدا می‌خواهم مرا همراه شما معصومین قرار دهد یعنی شبیه شما قرار دهد یعنی من در اندیشه در حق گرایی و در کفر به طاغوت و در تنفر از باطل شبیه به شما بشوم. به گزارش منتظران منجی «عج»، جلسه پنجاه و نهم «ولایت»، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که عناوین آن در زیر می آید: 1. زیر بنای اصل مکتب تشیع محبت است. 2. حدیث حضرت علی«علیه‌السلام»: من اگر با شمشیر بینی مؤمن را بزنم که مرا دوست نداشته باشد اینجور نیست دوستم دارد مؤمن در همه حالت مرا دوست دارد و اگر تمام دنیا را به منافق دهم که مرا دوست داشته باشد نمی‌تواند دوست داشته باشد. 3. علی مقیاس و میزانی است برای سنجش فطرت‌ها و محبت علی یک امر قرار دادی نیست یک امر فطری است. 4. در قیامت افراد را با علی می‌سنجد السلام علیک یا میزان الاعمال در زیارتش می‌گوئیم. 5. علی با حق است و حق هم با علی است پیامبر فرمود: خدایا حق را بگردان آنجا که علی می‌رود. 6. ان عهدی لا ینال عهدی الظالمین، امامت به کسی که گناه می‌کند نمی‌رسد. 7. سنخیت تبعیت و همراهی دارد. معیت یعنی همراهی روحی نه اینکه من در دنیا با شما باشم در آخرت هم با شما باشم. 8. اینکه من از خدا می‌خواهم مرا همراه شما معصومین قرار دهد یعنی شبیه شما قرار دهد یعنی من در اندیشه در حق گرایی و در کفر به طاغوت و در تنفر از باطل شبیه به شما بشوم. 9. شعرای فارسی زبان عشق را اکسیر نامیدند. 10. استاد مطهری عشق را به معنای مطلق محبت گرفته. 11. کیمیاگران معتقدند در عالم ماده‌ای وجود دارد به نام اکسیر یا کیمیا که می‌تواند فلزها را تبدیل به طلا کند. 12. نظر مرشد کامل را نیز مجازاً اکسیر می‌گویند. 13. در عشق هم هر سه خصوصیت هست گدازنده هم آمیزنده و هم کامل کننده است و به عبارت معتبر عشق آدم را کامل می‌کند. 14. شعرا گفتند آن اکسیر واقعی که نیروی تبدیل دارد عشق و محبت است زیرا عشق است که می‌تواند ماهیت را منقلب کند و یک چیز دیگر در آورد. 15. پیامبر فرمود: الناس معادن کمعادن الذهب و الفضه مردم معدن هستند مثل معدنهای طلا و نقره. 16. از جمله آثار عشق نیرو و قدرت است محبت نیرو آفرین است.

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 1529
زمان انتشار: 11 ژانویه 2015
| |
 ولایت ، جلسه 58

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

ولایت ، جلسه 58

استاد مطهری در کتاب جاذبه و دافعه«علیه‌السلام» می‌فرماید: تشیع مکتب محبت و عشق و از بزرگ‌ترین امتیازات شیعه بر سایر مذاهب است که پایه و زیر بنای اصلی آن محبت است. علی مقیاس ومیزان است برای سنجش فطرت‌ها و سرشت‌ها. به گزارش منتظران منجی «عج»، جلسه پنجاه و هشتم «ولایت»، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که عناوین آن در زیر می آید: 1. روایت ازنبی اکرم‌صلی الله علیه وآله: ایمان نیاورده هیچ کدام از شما تا اینکه من محبوب‌تر باشم در نزد او از خودش و اهل  من از اهل او محبوب‌تر باشد. 2. انسان ذات خودش را دوست دارد، عاشق خودش است. 3. خداوند برای فطرت دائما لذت، غرور، بهجت و قدرت رامی خواهد. 4. رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود: هرکس ما اهل بیت را دوست دارد پس باید خدارا شکر کند به اولین نعمت یعنی نعمت اول سر و تاج نعمت‌ها، گفته شد اولین نعمت چیست؟ فرمود: حلالزادگى. 5. نبی اکرم‌صلی الله علیه وآله فرمود: هرکس حب ائمه از اهل بیت من نصیبش شود خیر دنیا و آخرت به رسیده و شک نکند که حتماً در بهشت هست. 6. امام سجاد «علیه‌السلام» فرمود: شما مطمئن باشید با ما در بهشت هستید شما بالاخره به ما ملحق خواهید شد اما رغبت در درجات بهشت داشته باشید. 7. نبی اکرم‌صلی الله علیه وآله فرمود: در حب اهل بیت من 20 خصلت است ده تا در دنیا ده تا در آخرت. 8. اساساً با عادت نگاه کردن مانع شناخت و معرفت است. 9. پیامبرصلی الله علیه وآله‌فرمود: حب من و حب اهل بیت من در هفت موطن خیلی به درد می‌خورد. 10. حضرت رضا «علیه‌السلام» می‌فرماید: هرکس به زیارت من آید درحالیکه معرفت به من دارد من هنگام وفات می‌آیم بالای سرش. 11. حب اهل بیت علیهم السلام یعنی یک چیزی هست که موقع حساب و کتاب و کتاب و صراط ومیزان و قبر و وفات به اتو باشد، خیلی کار می‌کند. 12. حضرت می‌فرماید: هرکس ما اهل بیت را دوست نداشته باشد به خاطر سه دلیل است یا آدم منافقی است یا زنا زاده است یا اینکه یا اینکه مادرش او را در غیر طهر حامله شده است. 13. امام در مورد آثار شهید مطهری فرمودند: آثارایشان بدون استثناء خوب است. 14. استاد مطهری در کتاب جاذبه و دافعه علی «علیه‌السلام» می‌فرماید: تشیع مکتب محبت و عشق و از بزرگ‌ترین امتیازات شیعه بر سایر مذاهب است که پایه و زیر بنای اصلی آن محبت است. 15. پیامبرصلی الله علیه وآله فرمود: قسم به کسیکه جان من در دست اوست این علی و شیعیانش فائزون هستند. 16. بیشترین سندهای حدیث غدیر مال اهل تسنن است تا مال شیعیان. 17. دشمن یکی از کارهایی که الان می‌کند تقدس زدایی ازمکتب تشیع است و از چیزهایی که شیعه به آن عشق می‌ورزد. 18. پیامبرصلی الله علیه وآله‌فرمود به حضرت علی«علیه‌السلام»: یاعلی مؤمن تورا دشمن نمی‌دارد و منافق تورا دوست نمی‌دارد. 19. علی مقیاس ومیزان است برای سنجش فطرت‌ها و سرشت‌ها. 20. علی«علیه‌السلام» جز تجسم حقیقت چیزی نیست یعنی علی محبتش فطری است، خاندان علی«علیه‌السلام» محبتشان فطری است.

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 1528
زمان انتشار: 11 ژانویه 2015
| |
 ولایت ، جلسه 57

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

ولایت ، جلسه 57

دوستی‌های آخرتی چون مبنایش براساس خداست همیشه حفظ می‌ماند، اما دوستی‌های دنیایی چون مبنایش دنیاست و موقت است به هم می‌خورد. محبت یعنی عاشق حقیقتاً به کمتر از معشوق راضی نمی‌شود. انسان زمانی انسان است که کارهایش برای خدا باشد و محبت به خدا داشته باشد. به گزارش منتظران منجی «عج»، جلسه پنجاه و هفتم «ولایت»، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که عناوین آن در زیر می آید: 1. منظور ما از سعادت ابدی سعادت هم در دنیاست هم سعادت در آخرت. 2. فشارهایی که در دنیابه ما می‌آید همه‌اش به طبیعت است فطرت آزاد است و لذت می‌برد. 3. شهید دستغیب فرمود: مؤمنین در همین دنیا هم لذتشان بیشتر از کفار است. 4. حضرت علی«علیه‌السلام» فرمود: هر کس محبتش را درغیر موضع خودش قرار دهد خودش را در معرض قطع ارتباط قرار داده است. 5. امیرالمؤمنین«علیه‌السلام» می‌فرماید: بقاء و دوام پیوند بسته به عامل پیوند است. 6. دوستی‌های آخرتی چون مبنایش براساس خداست همیشه حفظ می‌ماند، اما دوستی‌های دنیایی چون مبنایش دنیاست و موقت است به هم می‌خورد. 7. خداوند دوست دارد که بندگان مودت قدیمی را حفظ کنند. 8. تنها چیزی که حقیقتامی‌تواند موضع محبت انسان باشد خود خداوند تبارک وتعالی است لذا هرارتباطی بر غیر خداوند قطع شدنی است و به ضرر انسان تمام خواهد شد چون غیر خدا باطل است. 9. در روایت داریم که شما هر چه را که دوست داشته باشید با او محشور خواهید شد این معیت هم در دنیاست هم در آخرت. 10. حشر باطل‌ها در قیامت در جهنم است. 11. کافر یعنی کسی که حق‌پذیر نیست. 12. کفر مقدم برایمان است یعنی اول انسان باید کافر شود تا مؤمن شود. 13. اساساً کفر بر طاغوت خودش مساوی است باایمان به خداوند. 14. بزرگ‌ترین مصداق طاغوت طبیعت است. 15. امام صادق«علیه‌السلام» فرمود: اولوالباب کسانی هستند که عملشان بر اساس فکر است. 16. پیامبرصلی الله علیه وآله به علی«علیه‌السلام» فرمود: هر وقت می‌بینی مردم زیاد عبادت می‌کنند تو به کثرت درک معقولات مشغول شو. 17. محصول معرفت حب است. 18. امیرالمؤمنین«علیه‌السلام» فرمود: كسیكه در کار دنیایش کسل است در کار اخرتیش کسل‌تر است. 19. پیامبرصلی الله علیه وآله فرمود: ازخوشبختی مرد، زن خوب، وسیله نقلیه خوب و خانه وسیع است. 20. حدیث: دنیا برای آخرت یار خوبی است. 21. حدیث: ثروت برای تقوا یارخوبیست. 22. حدیث قدسی: خداوند وحی کرده بعضی از صدیقین من بندگانی دارم از میان بندگانم که دوستم دارند و من هم دوستشان دارم اشتیاق دارند به من و من هم به این‌ها اشتیاق دارم. 23. محبت یعنی عاشق حقیقتاً به کمتر از معشوق راضی نمی‌شود. 24. ما اساساً به عنوان انسان ساقطیم وقتی که بامحبت خداپیوند نداشته باشیم. 25. انسان زمانی انسان است که کارهایش برای خدا باشد و محبت به خدا داشته باشد. 26. محبت به پیامبرصلی الله علیه وآله‌واهل بیت علیهم السلام ثانیاو بالعرض هست اولاً و بالذات ما خداوند را دوست داریم ثانیاً و بالعرض این‌ها را دوست داریم. 27. انسان موجود ناقص را نمی‌تواند الگویش قرار دهد وکسیکه می‌خواهد ازاوتبعیت کند نمی‌تواند در او نقص و ضعف و ضعف راببیند بایدمعصوم باشد. 28. انسان به غیرمعصوم نمی‌توانداعتماد کند چون غیرمعصوم ممکن است انسان را به راه خطا ببرد لذاالگوی ما را خداوند معصوم قرار داده و مظهر تام خودش کرده است.

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 1527
زمان انتشار: 11 ژانویه 2015
| |
 ولایت ، جلسه 56

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

ولایت ، جلسه 56

خداوند می‌فرماید: مبناى دینداری شماباید دوست داشتن خدا باشد یعنی حب به خدا آنچه که خدا دوست دارد و بغض به دشمنان خدا و آنچه که خدا دشمن می‌دارد. اگر ما نظام ارزیابی‌مان را درست کنیم خیلی قدم محکمی برخواهیم داشت. به گزارش منتظران منجی «عج»، جلسه پنجاه و ششم «ولایت»، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که عناوین آن در زیر می آید: 1. محبوب حقیقی و اصلی انسان خداوند تبارک و تعالی است و انسان هر محبت و گرایشی را باید با محبوب حقیقی خودش بسنجد و اگر با محبت به محبوب حقیقی خودش سازگار بود آن را بپذیرد و اگر نبود نپذیرد. 2. اگر ما نظام ارزیابی‌مان را درست کنیم خیلی قدم محکمی برخواهیم داشت. 3. آیه قرآن: هیچ زن و مرد مؤمنی حق ندارند جایی که خدا و رسول حکم می‌کنند خودشان هم حرفی بزنند. 4. ملاک در تولد حق است، و وزن (اساس سنجش) حق است. 5. امیرالمؤمنین«علیه‌السلام» می‌فرماید: كسى که پیروز شده اما با شر پیروز شده او در واقع شکست خورده است. 6. امام صادق«علیه‌السلام» فرمود: هرکس اساساً گرایشهای حب‌هایش براساس دین نیست و بغض‌هایش براساس دین نیست اصلاً دین ندارد. 7. آیه قرآن: ما شما را به اخیر و شر امتحان می‌کنیم، این یک قاعده است. 8. موسی«علیه‌السلام» عرض کرد: می‌خواهم آن کسی که در بهشت به امن همنشین است را ببینم، خدا او را به پسری معرفی کرد که مادر پیری دارد و از او نگهداری می‌کند. 9. ضلالت وگمراهی دیگران آن موقع که شماهدایت شدید به شما ضرری نمی‌رساند. 10. امام (ره) فرمود: ما در مقابل تاریخ مسئول نیستیم ما فقط در مقابل یک نفر مسئولیم آن‌هم خدا. 11. قرآن می‌فرماید: از مردم نترسید ازمن بترسید. 12. مادر مقابل هیچ کس جز خدا مسئول نیستیم حتی مسئولیت مادر مقابل ولی فقیه هم خدایی است. 13. ولایت فقیه همان ولایت رسول‌الله است. 14. فضیل می‌گوید: من از امام صادق علیه‌السلام در مورد حب و بغض سؤال کردم که آیا حب بغض ازایمان است واصلا ربطی به ایمان دارد؟ حضرت فرمود: آیااساسا ایمان غیرحب و بغض است؟ 15. دین یعنی هماهنگی اختیاری خودم با نظام تکوینی خودم. 16. امام فرمود: اگر مسئولان از بسیج غفلت کنند از آتش عذاب الهی خواهند سوخت. 17. ایمان حب و بغض است، تولى وتبری است. 18. امام صادق«علیه‌السلام» فرمود: آیادین غیراز حب چیز دیگری هم هست؟ 19. خداوند در قرآن می‌فرماید: بگو اگر خدا را دوست دارید تبعیت کنید، یعنی چه؟ دیندارى. 20. خداوند می‌فرماید: مبناى دینداری شماباید دوست داشتن خدا باشد یعنی حب به خدا آنچه که خدا دوست دارد و بغض به دشمنان خدا و آنچه که خدا دشمن می‌دارد. 21. در روایت است که: دین همان حب است و حب همان دین است. 22. حب چه غلط و چه درست دین است، حب غلط دین غلط می‌آورد و حب درست دین درست. 23. اهدنا الصراط المستقیم یعنی میزان کفر و فسق ما را کم کن تاجایی که نابود شود و ما روی صراط مستقیم قرار گیریم.

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 1526
زمان انتشار: 11 ژانویه 2015
| |
 ولایت ، جلسه 55

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

ولایت ، جلسه 55

حدیث از امام باقر «علیه‌السلام»: موقعیکه می‌خواهی بدانی درتوخیری هست یانه به قلبت نگاه کن. اولین درجه محبت به خدا این است که انسان جز خودش مجرمی را نشناسد نه در دنیا و نه در آخرت، این یک قاعده است باید حفظ شود. به گزارش منتظران منجی «عج»، جلسه پنجاه و پنجم «ولایت»، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که عناوین آن در زیر می آید: 1. مؤمنین حقیقی نه تنها محبوب حقیقیشان خداوند است بلکه پذیرش هر نوع محبتی را هم مشروط به رضایت محبوب حقیقیشان می‌دانند. 2. یک ولاء مثبت داریم ویک ولاءمنفی، ولاء منفی یعنی اینکه مسلمان حق ندارد هر ولایتی را بپذیرد. 3. عدل یعنی اینکه شئی را درجای خودش قرار دهی، ظلم هم یعنی شئی درجای خودش قرارنگیرد. 4. تکامل انسان به این است که تمام حرکت را بر اساس حب فطری خودش حرکت کند و اگر حب غیرفطری بود از مسیر منحرف شده‌است. 5. اساساً فطرت زمانی آزاد است که برمبنای خدا حرکت کند والا اسارت می‌شود. 6. هر چیزی که به حرکت فطری انسان آسیب بزند انسان را حتماً از مسیر آزادی واقعی خارج می‌کند، ازادى هست اما در جنبه طبیعت نه در جنبه فطرت. 7. حدیث از پیامبراکرم‌صلی الله علیه وآله: حب در راه خدا واجب است و بغض درراه خدا واجب است. 8. کفر درجات دارد، و یا در نظر و یا در عمل و یا در هردو می‌باشد. 9. کفر و ایمان یک مسئله نسبی است هرکدام از ما در حالتی کفر و درحالتی ایمان داریم. 10. به میزانی که نگرش ما با نگرش الهی اختلاف داشته باشد به ان میزان ما سنخیت نداریم یعنی به ان میزان کافرهستیم. 11. صحنه شیرین مبارزه فطرت وطبیعت ازاینجا شروع می‌شود که ما در پذیرش مسائل فقهی نتوانیم پا روی طبیعت بگذاریم. 12. مقدساتی که تو در آن خودت را حفظ کرده باشی قبول نیست. 13. اولین درجه محبت به خدا این است که انسان جز خودش مجرمی را نشناسد نه در دنیا و نه در آخرت، این یک قاعده است باید حفظ شود. 14. نفخه الهی هم هیچ منافات و جنگی با خدا ندارد عین تسلیم‌ است. 15. خداوند انسان را به صورت خودش خلق کرده هرجا مقاومت است پای طبیعت است. 16. تو نمی‌توانی آن نفخه‌الهی را به مبدأ خودش برگردانی مگراینکه هرچه رنگ وبوی طبیعت است بیرون بریزد و چیزی ازطبیعت در آن نماند. 17. جهنم باطل را جذب می‌کند وقتی از سنخ خدا نبود جذب جهنم می‌شود. 18. ما هیچ راهی درعبودیت جز ازبین بردن طبیعت نداریم، فقط هنر ما باید این باشدکه طبیعت را درچهره‌های مختلف: حرام، مكروه، مباح و مقدس بتوانیم شناسایی کنیم. 19. حدیث از امام باقر «علیه‌السلام»: موقعیکه می‌خواهی بدانی درتوخیری هست یانه به قلبت نگاه کن. 20. انسان در هر لحظه محشور با محبوب خودش است و در هرلحظه که منتقل به عالم برزخ شود و متولد شود براساس محبوبهای خودش که با او طبق قاعده اتحادِ عاقل و معقول متحد می‌شوند و یک وجود را تشکیل می‌دهند تولد پیدا خواهند کرد و محشور خواهد شد

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 1525
زمان انتشار: 11 ژانویه 2015
| |
 ولایت ، جلسه 54

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

ولایت ، جلسه 54

اگر خداوند به عنوان معشوق حقیقی چیزی را دوست نداشت و ما دوست داشتیم بین ما و خدا انقلاب است یعنی ما در آن قسمت شبیه خدا نیستیم. حزب خدا یعنی کسی که وابسته به گروه خداوند است یعنی کسی که اساساً مبنای همه ارتباطاتش خداست. به گزارش منتظران منجی «عج»، جلسه پنجاه و چهارم «ولایت»، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که عناوین آن در زیر می آید: 1. محبوب و معشوق حقیقی انسان خداوند تبارک و تعالی است. 2. انسان فقیر است و به دنبال غنای مطلق از هر جهتی است و غنی مطلق خداست. و 3. انتم الفقراء الی الله یعنی شما ذاتاً فقیر به خدا هستید. 4. ممکن نیست اگر کسی عاشق معشوق است چیزی را که معشوق دوست ندارد دوست داشته باشد. 5. اگر خداوند به عنوان معشوق حقیقی چیزی را دوست نداشت و ما دوست داشتیم بین ما و خدا انقلاب است یعنی ما در آن قسمت شبیه خدا نیستیم. 6. قرب عامل سنخیت است افرادی که با هم هم سنخ هستند یعنی شبیه هستند همدیگر را جذب می‌کنند. 7. همیشه توجه، میل، علاقه، گرایش معلول نوعی از سنخیت است. 8. خوش آمدن و بد آمدن به یک ساختار وجودی به یک چیزی در درون خودت که به ساختار وجودی تو ربط دارد ودر ساختار وجودی تو قرار دارد مر بوط می‌شود. 9. ارتباط جایی است که سنخیت است چه در امور مادی چه در امور معنوی یک نحوه سنخیت حتماً باید وجود داشته باشد. 10. حتماً اگر چیزی از باطل باشد یعنی از جنس بهشت نیست وقتی از جنس بهشت نیست جذب جهنم می‌شود. 11. صراط پلی است در جهنم توی جهنم لذا باید شما از جهنم بگذری اگر باطلی داشته باشی که هم سنخ جهنم است معطل خواهی شد. 12. صراط سه هزار سال راه است و می‌شود آن را با یک چشم بر هم زدن طی کرد و یا در سه هزار سال طی کرد و می‌شود اساساً در جهنم سقوط کرد. 13. مبنا در قیامت حق است یعنی خود خدا. 14. عدم سنخیت حق تو دنیا هم کندی ایجاد می‌کند خیلی گرفتاری‌ها، کسالت‌ها، غم‌ها، درد سرها و عصبانیت‌ها و خیلی مصائب بشر مال این است که سنخیت با حق ندارد. 15. حزب خدا یعنی کسی که وابسته به گروه خداوند است یعنی کسی که اساساً مبنای همه ارتباطاتش خداست. 16. حزب الله طبق آیه قران یعنی کسانی که ایمان به خدا و روز قیامت دارند و جمع نمی‌شود ایمان به خدا و روز قیامت با کسانی که اهل مبارزه با خدا هستند را دوست داشته باشند. 17. نامه اعمال همان چیزی است که ثبت در نفس هست. 18. داریم که سه چیز بالاتر از خود بهشت است یکی ابدیت بهشت است. 19. حدیث پیامبر اکرم صلی الله: خدا جوانی را که جوانی نکند دوست دارد. 20. بهشت مشتاق‌تر است به مسلمان تا مسلمان به بهشت. 21. مقام معظم رهبری فرمود: آینده از آن حزب اللهی‌هاست و العاقبه للمتقین. 22. حزب اللهی کسی شد که مبنای همه محبت‌هایش و همه عشق‌هایش خداست. 23. اساساً مبنای گرایش حزب اللهی این است که آیا معشوقم او را دوست دارد یا نه. 24. عشق ومحبت عصمت می‌آورد. 25. آنجاهاییکه ما گرایش و میل به باطل پیدا می‌کنیم نظام محبتمان خلل دارد یعنی حقیقتاً محب نیستیم. 26. ود یک محبت خاصی است که در آن اثر پذیری است یک ارتباط متقابل است

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed