www.montazer.ir
شنبه 13 ژوئن 2026
شناسه مطلب: 1589
زمان انتشار: 15 ژانویه 2015
| |
 ولایت ‌‌، جلسه ۶۹

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

ولایت ‌‌، جلسه ۶۹

رمز ولاء محبت؛ مودت است که می‌تواند در طول تاریخ دشمن را سرکوب کند. هیچ محبوبی به اندازه پیامبر در کل تاریخ بشر وجود ندارد که اینقدر شیفته داشته است. از جمله حقایق تاریخی اسلام که موجب اعجاز هر بیننده می‌شود انقلابی است که اسلام در عرب جاهلی پدید آورد. به گزارش منتظران منجی «عج»، جلسه شصت و نهم «ولایت»، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که عناوین آن در زیر می آید: 1. هر وقت پیامبر دو نفر را به جایی می‌فرستاد یکی از آن دو را رهبر قرار می‌داد. 2. اظهار دوستی کردن در لحظه‌های خاص بسیار مهم و بالا برنده است. 3. صحبت از ولایت فقیه و دفاع از ولایت در زمان اما کار راحتی است هر چه جلوتر می‌رویم کار سخت‌تر می‌شود. 4. در لحظات خاص تصمیم گرفتن و ایمان را بروز دادن خیلی مهم است. 5. خواص یعنی کسانی که عقاید درست با وجودش گره خورده است و در موقع حساس حرف خودش را می‌زند. 6. با استدلال و ابزار حکومتی و دموکراسی و قانون نمی‌شود چنین اعجازی درست کرد. 7. رمز ولاء محبت؛ مودت است که می‌تواند در طول تاریخ دشمن را سرکوب کند. 8. هیچ محبوبی به اندازه پیامبر در کل تاریخ بشر وجود ندارد که اینقدر شیفته داشته است. 9. اساساً ارادت، محبت، اخلاص و خودسازی یک نفر در مواردی که کار سخت و صعب است مشخص می‌شود. 10. خداوند پیامبر را همه چیز تمام فرستاده بود که به مشرکین حجت را تمام کرده باشد. 11. کسانی که در زمان پیامبر نزدیکش بودند و مخالفت می‌کردند، حجم طبیعتشان زیاد بود که نمی‌توانستند تسلیمش شوند. 12. از جمله حقایق تاریخی اسلام که موجب اعجاز هر بیننده می‌شود انقلابی است که اسلام در عرب جاهلی پدید آورد. 13. امام امت دومین اعجاز در طول تاریخ است. 14. فقط نظام حکومتی ولایی می‌تواند اینگونه اعجاز بیافریند و مردمش را پاک و قوی بار بیاورد. 15. اگر برای خدا قیام کنید و فعالیت و زندگی کنید، خداوند به کار شما برکت می‌دهد. 16. ما راه طبیعت تا خدا را نمی‌توانیم طی کنیم مگر با محبت خداوند.

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 1588
زمان انتشار: 15 ژانویه 2015
| |
 ولایت ‌‌، جلسه ۶۸

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

ولایت ‌‌، جلسه ۶۸

انسان احتیاج به الگو و نمونه جلوی چشمش دارد، یک نمونه که با او برخورد و ارتباط داشته باشد این برای انسان خیلی سازنده است. انسان وقتی خودش را تزکیه می‌کند خودش را، ذهنش را، فكرش را، اعمالش را پاک می‌کند خود به خود روحش با ارواح طیبه دیگر سنخیّت پیدا می‌کند.   به گزارش منتظران منجی «عج»، جلسه شصت و هشتم «ولایت»، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که عناوین آن در زیر می آید: 1. محبت وسیله تزکیه نفس است. 2. هر انسانی برای اصلاح خویش دنبال اهل حقیقتی بگردد و به او عشق بورزد تا بتواند خویش را اصلاح کند. 3. محبوب روی قوای محبّ اثر می‌گذارد دیگر لازم نیست برای اصلاح شدن تلاش کنی. 4. عشق به اهل‌بیت علیهم‌السلام بدون خاک درگه اینان شدن نمی‌توان راه به جایی برد. 5. یک آدم بی نظیر وقتی از دنیا می‌رود می‌گوید مرا پای قبر امام کاظم علیه‌السلام دفن کنید، روى سنگم بنویسید: وَ کَلبِهِم باسِط بِذِراعیَّه. 6. انسان باید خاک درگه اهل هنر شود، اینگونه رشد می‌کند. 7. انسان احتیاج به الگو و نمونه جلوی چشمش دارد، یک نمونه که با او برخورد و ارتباط داشته باشد این برای انسان خیلی سازنده است. 8. حس جستجوگری، زحمت کشیدن، کفش آهنین پوشیدن برای گشتن دنبال کسی که دوستش داشته باشی درما باشد. 9. انسان وقتی خودش را تزکیه می‌کند خودش را، ذهنش را، فكرش را، اعمالش را پاک می‌کند خود به خود روحش با ارواح طیبه دیگر سنخیّت پیدا می‌کند. 10. انسان اگر خودش را شبیه کند، خودش را بسازد حتماً جذب می‌شود. 11. یک میدان جاذبه قوی معنوی وجود دارد که عبارت است از خود خداوند تبارک وتعالی، الان بر روی کره‌زمین یک میدان جاذبه قوی به نام امام زمان عجل‌اللَّه وجود دارد. 12. قوه جاذبه حضرت همه عالم وجود را فرا گرفته، جاذبه خداوند همه جا هست فقط کافی است ما شباهت ایجاد کنیم. 13. خداوند وعده کرده هرکس تلاش کند، حقیقتاً در راه ما جهاد کند حتماً راه خودمان را به آنان نشان خواهیم داد. 14. خداوند هیچکس را معطل و لنگ نمی‌گذارد ولی تلاش می‌خواهد، تلاش ازروی صدق می‌خواهد، برای همین جستجوگری باید این خواهش و تمنا در ما ایجاد شود. 15. وقتی محبت و ارادت آمد دیگر آن سستی و رخوت می‌رود و عزمش راسخ وهمّتش نیرومند می‌گردد. 16. برای تأثیرگذاری باید عشق ایجاد کرد برای اینکه شخص رویه باطل راکنار بگذارد و از یک رویه حق استفاده کند تا رشد کند باید از محبت استفاده کرد. 17. کوشش وکشش یا فعالیّت و انجذاب باید باهم همراه باشد از کوشش بدون جذبه کاری ساخته نیست کما اینکه کشش بدون کوشش به جایی نمی‌رسد. 18. حضرت رضا «علیه‌السلام» فرمود: کسیکه از خداوند موفّقیّت را می خواهد امّا تلاشی نمی‌کند این خودش را مسخره کرده صرف خواستن وهیجان فایده‌ای ندارد، تلاش، وقت و برنامه ریزی می‌خواهد. 19. خدایا اوقات مرا در راه خدا و آن هدفی که مرا برایش خلق کردی فراقت ببخش. 20. شوریدگی، دلدادگی خیلی به انسان در برخورد با اهل‌بیت (علیهم‌السلام) کمک می‌کند. 21. خداوند انسان را با قوه بی‌نهایت خلق کرده هیچ چیزی انسان را محدود نمی‌کند. 22. اساساً عشقی پایداراست که پایه و پشتوانه معرفتی داشته باشد. 23. خشیّت، خشوع، گریه و بعد عشق این‌ها فایده معرفت است معرفت که آمد محبت هم می‌آید. 24. وقتی یک نظام بخواهد خوب جلو برود باید رابطه محب و محبوب باشد. 25. ما باید متدینین به دین انبیاء باشیم، این نکته مهمی است. 26. دلباخته کسی است که تا اعماق روح محب راه یافته و پنجه افکند و تمام رشته‌های حیاتی او را در دست می‌گیرد. 27. فقط در مکتب انبیاء شیفتگی وبی قراری و از خودگذشتگی می‌بینیم.

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 1587
زمان انتشار: 15 ژانویه 2015
| |
 ولایت ، جلسه ۶۷

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

ولایت ، جلسه ۶۷

از پیامبر پرسیدند بهترین همنشینان کیست؟ فرمودند: آنکس که دیدنش شمارا به یادخدا بیاندازد و منطقش علم شما را زیاد مى‏كند-این به درد رفاقت می‌خورد- و عملش شما را به یاد آخرت بیاندازد. به گزارش منتظران منجی «عج»، جلسه شصت و هفتم «ولایت»، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که عناوین آن در زیر می آید: 1. محبت به اولیاء خدا موجب می‌شود که انسان تمایل به تهذیب نفس پیدا کند. 2. این عشق است که عاشق را مشاکل با معشوق قرار می‌دهد. (یعنی هم شکلش می‌کند). 3. عشق روحانی وقتی ایجاد می‌شود عاشق را از آلودگیهای دنیایی بیزار می‌کند. 4. قدرت محبّت سبب می‌شود که محب به شکل محبوب درآید انتخاب محبوب اهمّیت اساسی دارد. 5. افراد چه بخواهند چه نخواهند به سمت مشابهت محبوب و معشوق خودشان می‌روند. 6. در قسمتی از آیات و روایات از همنشینی ودوستی مردم ناپاک و آلوده سخت بر حذر داشته و به دوستی پاکدلان دعوت می‌کند. 7. از پیامبر پرسیدند بهترین همنشینان کیست؟ فرمودند: آنکس که دیدنش شمارا به یادخدا بیاندازد و منطقش علم شما را زیاد مى‏كند-این به درد رفاقت می‌خورد- و عملش شما را به یاد آخرت بیاندازد. 8. محبت انسان را شبیه همان شخصیّتی که محبوب هست می‌کند. 9. انسان باید خود را از راه عقل وتدبیر اصلاح کند. 10. باید با صبر و حوصله و دقت و حساب واندیشه تدریجاًمفاسد اخلاقی را زایل کرد و غش ها را از طلای وجود پاک کرد. 11. بزرگان عرفان و اخلاق گفته‌اند که انسان حداقل یک دوره باید احادیث اخلاقی را نگاه کند. 12. راه عقل و استدلال هم بی‌خطر است هم سریع‌تر. 13. مرحوم قاضی فرمود: اگر انسان نیمی از عمرش را درجستجوی کامل مکمل بگذارد یعنی هم خودش کامل است وهم دیگران را تکمیل کند می‌ارزد. 14. اصطلاح شهید مطهری در مورد تأثیر نیروی محبت و ارادت در زایل کردن رذایل اخلاقی از دل از قبیل تأثیر مواد شیمیایی بر روی فلزات است. 15. نیروی اراده و محبت مانند آهن ربا صفات رذیله را جمع می‌کند و دور می‌ریزد. 16. امام (ره) فرمود: بسیجی‌های مارا نگاه کنید ره صد ساله را یک شبه رفتند. 17. امام وسیله برای ارتباط بسیجی‌ها بامعصومین شد ومعصومین وسیله برای ارتباط این‌ها با خداوند تبارک وتعالی شدند. 18. تجربه نشان داده که آن اندازه که مصاحبت نیکان و ارادت و محبت آنان در روح مؤثر افتاده است خواندن صدها جلد کتاب اخلاقی مؤثر نبوده است. 19. در صدر اسلام اینقدر که پیامبرومعصومین مردم را با اخلاقشان جلب کردند و اسلام را جلو بردند با استدلال و برهان این کار را نکردند. 20. معصومین علیهم‌السلام از راه دل دراخلاقیات، در معاشرت جلو رفتند. 21. ما متأسفانه خیلی خشن هستیم، به خاطر این است که ارتباطمان باخدا و مرکز رحمت ضعیف است. 22. مازمانی می‌توانیم روحیه مدارا داشته باشیم که یک ارتباط صمیمی با پیامبر داشته باشیم. 23. اگر باخدا ارتباط گرم داشته باشیم دلمان پراز محبت خدا می‌شود. 24. کانون محبت خداوند است. 25. حدیث قدسی: اگر آنهاییکه به من پشت کردند می‌دانستند که چگونه به اشتیاقشان نشستم از شوق من می‌مردند. 26. معصومین علیهم‌السلام معادن رحمت الهی هستند. 27. معصوم است که آغوشش باز است و نگران ماست، از اینکه گناه می‌کنیم گریه می‌کند، ناراحت است امّا بغض ما را به دل نمی‌گیرد، نفرین نمی‌کند. 28. ولی فقیه از اراده و قدرت مطلقه‌ای که دارد از قدرت مطلقه خودش استفاده می‌کند. 29. امر به معروف و نهی از منکر را باید اجراکرد، ازمرحله پائین تا بالا بدون ملاحظه شروع کرد. 30. خیلی وقت‌ها خوب است در ذوق ما بخورد، حالمان را بگیرند حتی بد هم نیست کمی کوچک وتحقیر شویم این باعث می‌شود سعه صدر پیدا کنیم، صبرمان زیاد شود. 31. قضیه محبت یک تاکتیک نیست، موقتی نیست این یک استراتژی است که اسلام داشته حفظش کرده وباید توسعه پیدا کند. 32. ما باید مهرورزی و محبت‌ورزی وتحکیم محبت کنیم این محبت است که انسان را رشد می‌دهد و جلو می‌برد. 33. وقتی عشق می‌آید انسان همه چیزش عوض می‌شود. 34. نیروی محبت و ارادت که در تمام ارکان هستی محب اثر می‌گذارد هر انسانی باید برای اصلاح خویش دنبال اهل حقیقتی بگردد و به او عشق بورزد تا بتواند خویش را اصلاح کند. 35. هرکس نسبت به مهرورزی پیش قدم شود وبیشتر برادر دینیش را دوست داشته باشد واین محبت را ابراز کند به خدا و رسول نزدیک‌تر است. 36. زمختی‌ها باید از بین برود این‌ها باید آب شود حتی انسان به خودش تلقین هم کند درست است. 37. انسان آمادگی برای هر کاری دارد چه بد چه خوب می‌تواند اینطوری باشد و طراوش کند. 38. آدم عاقل باید با جاهل مثل طبیب با مریض برخورد کند. 39. پیامبرصلی الله علیه وآله فرمودند: دوست داشتن مردم نصف عقل است. 40. یک بار به ارزش مهرورزی برای خود محبت فکر کن. 41. باید از مهرورزی لذت برد مهرورزی را بهشت دانست بفهمیم که این چشیدنی است، این شدنی است راهش هم مبارزه با خودت، با خودخواهی‌های خودت است. 42. بایداز مهرورزی لذت برد، مهرورزى را بهشت دانست بفهمیم که این چشیدنی است، این شدنی است راه آن‌هم مبارزه با خود وخودخواهیهای خود می‌باشد. 43. هر وقت ایمان بالا رود مهرورزی به همسر زیاد می‌شود، بین ایمان و محبت رابطه است. 44. محبت است که اعجازها را درست می‌کند، محبت است که یک جانبازی که یک طرف بدنش فلج است وقتی رهبرش را می‌بیند می‌گوید: آقا این طرف بدنم فدای شما شود.

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 1586
زمان انتشار: 15 ژانویه 2015
| |
  ولایت ‌‌، جلسه ۶۶

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

ولایت ‌‌، جلسه ۶۶

ولایت از ولی می‌آید به معنای نزدیکی، نزدیكى که حائل ندارد و اگر به معنای محبّت بگیریم یعنی دیگر هیچ چیزی نمی‌تواند مانع این محبت شود. محبت یک حقیقت قلبی است که بین ما و ائمه علیهم السلام و آن انوار مقدسه وجود دارد. به گزارش منتظران منجی «عج»، جلسه شصت و ششم «ولایت»، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که عناوین آن در زیر می آید: 1. استاد مطهری می‌فرماید: نیروی محبت از نظر اجتماعی نیروی عظیم ومؤثری است. 2. نظام ما یک نظام ولائی است، ولائی به معنای ولاء محبت. 3. علاقه و محبت زمامدار برای ثبات و ادامه حکومت عامل بزرگی است. 4. آیه قرآن خطاب به پیامبرصلی الله علیه وآله می‌گوید: به واسطه رحمت الهی با مردم نرم شدی و اگر تو تندخو و سنگدل بودی همه از دورت متفرق می‌شدند. 5. محبت یک حقیقت قلبی است که بین ما و ائمه علیهم السلام و آن انوار مقدسه وجود دارد. 6. الانسان عبید الاحسان، انسان بنده احسان و محبت است. 7. تو محبتت را کن امّا محبت را برای محبت کن، براى خدا کن نه برای چیزهای دیگر. 8. امیرالمؤمنین«علیه‌السلام»: در فرمان خویش به مالک اشتر آنگاه که او را به زمامداری مصر منصوب می‌کند درباره رفتار با مردم چنین توصیه می‌کند: بیدار کن در دل خودت رحمت به رعیت را به مردم و محبت به آن‌ها، از عفو و گذشتت آن‌ها را بهره‌مند کن، دوست داری خدا با تو چطور برخورد کند همان‌طور با مردم بر خورد کن. 9. قلب زمامدار بایستی کانون مهر و محبت باشد، و کاری که امام کرد این بود که بامحبت نیروهای نهفته مردم را بیدارکرد و به کار انداخت. 10. ولایت از ولی می‌آید به معنای نزدیکی، نزدیكى که حائل ندارد و اگر به معنای محبّت بگیریم یعنی دیگر هیچ چیزی نمی‌تواند مانع این محبت شود. 11. ائمه علیهم السلام به ما علاقه‌مند هستند ودلسوزی و رحمشان از خودما به ما بیشتراست. 12. در جایی که محبت و دوست داشتن وجود دارد خیانت وجود ندارد.

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 1585
زمان انتشار: 15 ژانویه 2015
| |
    ولایت ، جلسه ۶۵

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

ولایت ، جلسه ۶۵

عشق ومحبت تنها منحصر به عشق حیوانی جنسی وحیوانی نسلی نیست بلکه نوع دیگری ازعشق وجاذبه است که در جوّی بالاتر قرار دارد واز محدوده ماده ومادیّات بیرون است وآن عشق معنوی وانسانیست. به گزارش منتظران منجی «عج»، جلسه شصت و پنجم «ولایت»، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که عناوین آن در زیر می آید: 1. راسل می‌گوید: رنج برای اشخاص واجد انرژی است چون وزنه گرانبهایی است، كسیكه خود را کاملاًسعادتمند می‌بیند جهدی برای سعادت بیشتر نمی‌کند. 2. مرحوم مطهری می‌گوید: در تعلیمات اسلامی به آثار وفوایدمصائب وبلایا زیاد اشاره شده ونشانه‌ای از لطف خدا معرفی شده امّابه هیچ وجه به کسی اجازه داده نشده است که به این بهانه مصیبتی را برای خود ویا دیگران به وجود آورد. 3. نبی اکرم‌صلی الله علیه وآله: محبت تو به یک چیزی تو را کوروکر می‌کند. 4. حضرت علی علیه‌السلام: چشم یک عاشق کور است از اینکه عیبهای اورا ببیند وگوشش هم کر است از اینکه عیبهای آن طرف را بشنود. 5. عقل و عشق در ادبیات عرفانی به عنوان دو رقیب معرفی می‌گردند. آنکه رشد می‌دهد عشق ومحبت است. 6. عشق ومحبت تنها منحصر به عشق حیوانی جنسی وحیوانی نسلی نیست بلکه نوع دیگری ازعشق وجاذبه است که در جوّی بالاتر قرار دارد واز محدوده ماده ومادیّات بیرون است وآن عشق معنوی وانسانیست. 7. ابراهیم«علیه‌السلام» فرمود: إنّى لااُحِبُ‌الالِفین من موقتهاو رفتنی‌ها و افول کننده‌ها را دوست ندارم. 8. آیه قرآن: والَّذینَ آمَنوااَشَدُّ حُبّاًلِلًّه یعنی آنانکه ایمان آورده‌اند در دوستی خدا سفت ترند. 9. خدا دوست دارد وقتی این را می گوئیم یعنی مرکز همه خلقت یعنی رأس همه خلقت. 10. امام زمان عجل‌اللَّه می‌گوید: ما در رعایت حال شما اهمال نمی‌کنیم و ذکر شما را از یاد خودمان نمی‌بریم. 11. آیه قرآن: بگواگر خدا را دوست دارید مرا تبعیت کنید تا خدا هم شما را دوست داشته باشدوگناهان شما را مشمول مغفرت خودش کند. 12. آیه قرآن: کسانیکه ایمان آورده‌اند و عمل صالح انجام می‌دهند خداوند برای این‌ها دوستی قرار می‌دهد. این قاعده طبق آیه قرآن: كه ایمان وعمل‌صالح محبوبیت می‌آورد. 13. بر اساس روایت، روح وجوهر دین غیر از محبت چیزی نیست. 14. امام باقر «علیه‌السلام» فرمود: به خدا قسم اگر سنگی ما را دوست بدارد خداوند آن را با ما محشور گرداند وقرین گرداند. 15. مردی به امام صادق«علیه‌السلام» گفت: ما فرزندانمان را به نام شماو پدرانتان اسم می‌گذاریم آیا این کار ما را سودی دارد؟ حضرت فرمود: آری به خدا قسم هَلِ‌الدّین إلیَ‌الحُب. 16. حضرت علی«علیه‌السلام»: برای خیانت تو همین مقدار بس است که خائنین به تو اعتماد داشته باشند.

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 1584
زمان انتشار: 15 ژانویه 2015
| |
 ولایت ‌‌، جلسه ۶۴

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

ولایت ‌‌، جلسه ۶۴

ما دو نوع علاقه داریم یکی از آن‌ها حقیقتاًعشق است که خود محوری نیست امّا گاهی مابه شخصی علاقه داریم امّا آن را برای خودمان می‌خواهیم. عشق حقیقی با وصال شعله ورتر می‌شود چون پای منیّت در کار نیست. به گزارش منتظران منجی «عج»، جلسه شصت و چهارم «ولایت»، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که عناوین آن در زیر می آید: 1. علاقه به شخص یاشئی وقتی به اوج شدت برسد به طوریکه وجود انسان رامسخّرکند وحاکم مطلق وجود او گردد عشق نامیده می‌شود. 2. شهوت انسان را به سوی هیچ فضیلتی سوق نمی‌دهد امّا اگر در وجود آدمی رخنه کرد و در برابر نیروی عفاف و تقوا قرار گرفت و روح فشار آن را تحمل کرد وتسلیم نشد، به روح قوت وکمال می‌بخشد. 3. امام صادق«علیه‌السلام» می‌فرماید: حتى در بهشت هم ما درمیان لذتهای مادی لذتی بالاتر از مسئله ارتباط جنسی نداریم. 4. کار فطرت این است که دربر خورد با طبیعت اوج می‌گیرد. 5. امام هادی«علیه‌السلام» فرمود: هركس عبدالعظیم حسنی را زیارت کند مثل این است که امام حسین«علیه‌السلام» را زیارت کرده است. 6. حضرت علی«علیه‌السلام»: ثَوابُ العَمَلِ‌عَلی قَدرِ المَشِقَّتِ فیهِ. 7. ما دو نوع علاقه داریم یکی از آن‌ها حقیقتاًعشق است که خود محوری نیست امّا گاهی مابه شخصی علاقه داریم امّا آن را برای خودمان می‌خواهیم. 8. عشق حقیقی با وصال شعله ورتر می‌شود چون پای منیّت در کار نیست. 9. پیامبرصلی الله علیه وآله فرمود: رَبِّ زِدنی تَحَیُّرا خدایا تحیّرو شیفتگی مرا بیشتر نما. 10. وقتی زن و شوهر با نگاه ابدی به هم نگاه و طرف مقابل را یک هدیه الهی می‌بینند بین زن و شوهر اوج عاطفه پیش می‌آید. 11. امام صادق«علیه‌السلام» می‌فرماید: هر مقدار که ایمان افزایش پیدا می‌کند علاقه به همسر هم افزایش پیدا می‌کند. 12. امام سجاد «علیه‌السلام» در دعای مربوط به والدین می‌فرماید: خدایا یک کاری کن که من از این‌ها به اندازه سلطان ستمگر بترسم. 13. در همه رابطه‌ها فرمول این است که ما طرف مقابلمان را فقط از دریچه نگاه خودمان ارزیابی نکنیم بلکه به یکدیگربه بلندای ابدیّت نگاه کنیم. 14. ایمان یعنی ذوب شدن در محبت خدا، هرچقدر شدّت پیدا کندنگاه به دارایی‌هایی که از طرف خدا دارید نگاه ارزشمندتری است. 15. زمانیکه عاشق خدا شوید ازمنیّت وطبیعت در می‌آیید و توسعه خود پیدا می‌کنید نه نا خود و نگاه به دارایی‌های خودتان به عنوان هدیه‌های خداست نه به خاطر من طبیعی خودت. 16. شما خود راهیچ کاره بدان و مهمان خدا بدان، لااَملِكُ نَفعاًوَلاضَراًولامَوتاًوَلانُشوراً. 17. توقع حتی از خدا هم بد است توقع منشا آن منیّت است. 18. قرآن کریم رابطه میان زوجین را باکلمه مودة ورحمة بیان می‌کند. 19. بین مودت و رحمت یک فرق است، رحمت یعنی صِرف دوست داشتن است امّا مودّت دوست داشتن به همراه سرمایه گذاری است. 20. پیامبرصلی الله علیه وآله فرمود: خدایا در بهشت هم خدیجه را نصیب من کن. 21. هرچقدر انسان اوج بگیرد نوع ارتباطش هم با افراد صمیمی‌تر وقویتر و پرنفوذتر می‌شود. 22. راسل درکتاب زناشوئی اخلاق می‌گوید: كارى که منظور از آن فقط درآمد باشد نتایج مفیدی به بار نخواهد آورد برای چنین نتیجه‌ای باید کاری پیشه کرد که در آن ایمان به یک فرد یا یک غایت نهفته باشد. 23. حدیث: اگر حاجت برادر دینیت را برآورده نکنی، وقتی حاجتی بر تو دارد برآورده نکنی خداوند در قبر ماری را بر تو مسلط خواهد کرد که تو را نیش خواهد زد. 24. راسل می‌گوید: براى وصول به این کمال باید وجود محبوب را چون وجود خود بدانی و احساسات ونیّات او را از آن خود بشماری. 25. حتی عشقهای شهوانی ممکن است سودمند واقع گردد و آن هنگامی است که با تقوا و عفاف توام گردد. 26. روایت: كسیكه عاشق شود و کتمان کند و عفاف بورزد و درهمان حال بمیرد شهید مرده است. 27. روایت: چه بسیار روزه داری که جز گرسنگی وتشنگی بهره‌ای نمی‌بردبرد (برای این است که او غلبه بر شهوات مادّی وطبیعیش را فدای خدا نمی‌کند). 28. مصیبتی که خودت برای خودت درست کردی هیچ ثوابی ندارد. 29. روایت: اگر به کسی مصیبت آمد روی رانش بزند اجرش را از دست می‌دهد.

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 1583
زمان انتشار: 15 ژانویه 2015
| |
خانواده آسمانی،جلسه 332، ۹۳/۱۰/۱۱

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

خانواده آسمانی،جلسه 332، ۹۳/۱۰/۱۱

در توبه، حقیقتِ پشیمانی از گناه و حیا کردن از انجام معصیّت ابتدا از سوی پروردگار به قلب انسان القاء شده و بعد او موفق به توبه می‌گردد. اساساً باید به این نکته توجه داشت که هرگونه عبادت، ذکر و عمل صالح و رشدی، ابتدا از سوی خداوند به انسان القاء شده و سپس او به آن عمل رغبت می‌یابد. به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه سیصد و سی و دوم «خانواده آسمانی»، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید: دو مژده امیرالمؤمنین به توّابین حضرت علی علیه السلام: 1- «... و مَنْ أُعْطِیَ التَّوْبَهَ لَمْ یُحْرَمِ الْقَبُولَ، وَمَنْ أُعْطِیَ الإسْتِغْفَارَ لَمْ یُحْرَمِ الْمَغْفِرَه» کسی که توفیق توبه به او داده شده، از قبول توبه محروم نمی‌شود و کسی که به او توفیق استغفار داده شود، حتماً مورد مغفرت قرار می‌گیرد. این روایت، مژده بسیار بزرگی است از سوی پدر مهربان همه انسان‌ها حضرت علی «علیه‌السلام» به آنان که به سوی خداوند بازمی‌گردند. به فرموده ایشان هر آنکه خداوند به او توفیق توبه را عنایت فرموده است، مورد عنایت حضرت حق قرار گرفته و به آغوش او ملحق خواهد شد. بنابراین هرگونه تردید در پذیرش توبه از سوی خداوند توهمی از شیطان بوده و خیالِ باطلی بیش نخواهد بود. چرا که تا توفیق توبه از سوی خداوند به کسی عنایت نگردد، او نیز به توبه موفّق نخواهد شد. در توبه، حقیقتِ پشیمانی از گناه و حیا کردن از انجام معصیّت ابتدا از سوی پروردگار به قلب انسان القاء شده و بعد او موفق به توبه می‌گردد. اساساً باید به این نکته توجه داشت که هرگونه عبادت، ذکر و عمل صالح و رشدی، ابتدا از سوی خداوند به انسان القاء شده و سپس او به آن عمل رغبت می‌یابد.   2- حضرت علی «علیه‌السلام»: «التوبهُ تستنزلُ الرّحمه»؛ توبه رحمت را به سوی شخص نازل می‌کند. همانگونه که والدین بعد از پشیمانی فرزند از انجام عملی گناه آلود و بازگشت او برای پیوستن به خانواده، با آغوش باز و سرشار از مهربانی پذیرای او بوده و بدون توجه به گذشته او رحمت خود را بر روح و جانش می‌نشانند. خداوند بزرگ نیز از انسان توّاب با آغوش باز پذیرایی نموده و بی‌توجه به سوابق گذشته‌اش او را از رحمت بی‌پایان خود سرشار می‌سازد.     مکانیسم تبدیلِ یک عمر گناه به یک عمر حسنه خداوند در آیه 70 از سوره فرقان مراحل تبدیل سیئات به حسنات را برای انسان برمی‌شمرد. «إلاّ مَن تاب و آمنَ و عمِل صالحاً فأولئکَ یبدّلُ اللهُ سیئاتهم حسنات...»؛ مگر کسانی که توبه نموده، ایمان آورند و عمل صالح انجام دهند. آنان کسانی هستند که خداوند گناهانشان را به حسنات تبدیل می‌کند.   همان‌گونه که در مباحث گذشته آموختیم، یکی از اسماء بسیار شیرین و مبارک خداوند، نام شریف مبدّل است. بواسطه این نام خداوند، یک حقیقت، به حقیقت دیگری تبدیل می‌گردد. کسی که اسم مبدّل در او فعال شده است، از تمام شرایط متضاد، حرام، سخت و .... استفاده نموده و نور و قدرت دریافت می‌کند. لذا این شرایط را به عنوان شرایط رشد تلقّی کرده و در رسیدن به قرب خداوند می‌شتابند. این انسان‌ها از لابه‌لای مصائب، بلاها، سختی‌ها، ریاضت‌ها، عبادات و ..... تمام نارها را دفع و نورها را جذب می‌کنند، از همین رو هر روز که می‌گذرد، شادتر و آرام تر می‌شوند.   امّا کسانی که سال‌هایی را در گناه گذرانده باید به این نکته توجه داشته باشند که در صورتی قادر به استفاده از اسم مبدّل خداوند شده و عمری گناه را در کارنامه اعمال خویش، به حسنات تبدیل خواهند نمود که در مرحله اول، این نام را در درون خود فعال نمایند. در این صورت توانائی تبدیل نار به نور را کسب نموده و بواسطه نام شریف مبدّل، نه تنها آثار تمام سال‌های گناه را از نفس خود می‌زدایند، بلکه نفس خود را به همان میزان از نور پُر می‌کنند.   امّا فراموش نکنیم که هر چه سال‌های گناه ‌آلود عمر انسان بیشتر باشد، احتمال غلبه بر نفس و ترک گناه و دریافت اسم مبدّل کمتر و سخت‌تر خواهد بود. دوران جوانی برای بازگشت و تبدیل، فرصت طلائی و کلیدی است. زیرا انسان در این دوران، فرصتِ کمتری را برای گناه داشته است. اساساً جوانی، زمان اصلی بازگشت و فصلی عالی برای عاشقی است. چرا که هر چه توبه زودتر انجام گیرد، دریافت اسم مبدّل آسان‌تر، و امکان تبدیل نارهای نفس به نور بیشتر خواهد بود.     مراحل دریافت اسم مبدّل طبق آیه قبل (آیه 70 سوره فرقان) مراحل تبدیل نار به نور در نفس را مرور می‌کنیم: 1- توبه حقیقی با قلب و زبان و ترک گناه 2- ایمان 3- انجام اعمال صالح برای دریافت اسم مبدّل   با طی این سه مرحله، در نفس انسان، تبدیل نار به نور صورت خواهد پذیرفت. امّا فراموش نکنیم که پای نهادن بر روی همه سوابق گناه آلود، شجاعتی را می‌طلبد که با تأخیر توبه کمرنگ و کمرنگ‌تر می‌گردد. مراقب باشیم تا دیر نشده تمام عزّت‌های دروغین و لذّت‌های واهی را از نفس خود دور کنیم. غرورهای کاذب و تکبّرهای بی‌جا که مانع از اعتراف به تقصیر و گناه در انسان می‌گردد، از موانع بزرگ در مسیر دریافت اسم مبدّل می‌باشد. برای این منظور، باید از خانواده آسمانی‌مان خصوصاً امام زمان مدد گرفته و با توسل بر ایشان بر نفس خویش غلبه نمائیم. برای شروع توبه ابتدا باید غرور خود را در برابر کسانی که حقّی از آنها تضییع نموده‌ایم، شکسته و از آنان حلالیّت بطلبیم. هرگز فراموش نکنیم که راهِ انسان خودبین و متکبّر هرگز باز نخواهد نشد، مگر آنکه عزّت‌های کاذب را از خود دور نماید.   والحمدلله ربّ العالمین

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 1580
زمان انتشار: 14 ژانویه 2015
| | |
شرح خطبه توحیدی امام رضا(ع) (۳)- حرف آخر

سومین کارگاه آموزشی توحید - اردوی نسیم حیات (۳)

شرح خطبه توحیدی امام رضا(ع) (۳)- حرف آخر

راه پر خطر است و بیراهه ها بسیار، و ما بدون شما هرگز به مقصد نخواهیم رسید. دستان بی رمق ما را رها مکن. به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه آخر «شرح خطبه امام رضاع (۳)»، استاد محمد شجاعی بحث را به پایان رساندند که شرح آن در زیر می آید:   حرفِ آخر؛ ابالحسن، خطبه ی توحیدی تو به انتها رسید، و راه روشن فردا، برایمان روشن تر از همیشه گشوده شد. دست های خالی ما دخیل تو. راه پر خطر است و بیراهه ها بسیار، و ما بدون شما هرگز به مقصد نخواهیم رسید. دستان بی رمق ما را رها مکن. تا در پرتو آنچه که به ما آموخته ای، به سلامت برسیم... به آغوشی که امن است و امن است و امن ! ! ! به آغوش نور، به آغوش الله . . .

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 1579
زمان انتشار: 14 ژانویه 2015
| | |
شرح خطبه توحیدی امام رضا(ع) (۳)- فراز سی و دوم

سومین کارگاه آموزشی توحید - اردوی نسیم حیات(۳)

شرح خطبه توحیدی امام رضا(ع) (۳)- فراز سی و دوم

خداوند، یک نور واحد است، اما تمام تجلیاتش، به تناسبِ ظرفیتِ وجودیِ خود، مانند آیینه هایی عمل می کنند که می‌توانند او را به اندازه ی ظرفیت و قدرت خویش، به نمایش بگذارند. به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه پانزدهم «شرح خطبه امام رضاع (۳)»، استاد محمد شجاعی به  ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:   فراز سی و دوم: لیس فی محال القول حجّه. و لا فی المسأله عنه جواب. و لا فی معناه له تعظیم و لا فی إبائته عن الخلق ضیم، الا بامتناع الازلی، ان یثنّی و ما لا بدأ له أن یبدأ، لا اله الا الله العلیّ العظیم. کذب العادلون، بالله و ضلّوا ضلالاً بعیداً و خسروا خسراناً مبیناً و صلی الله علی محمد النّبی و آله الطیبین الطاهرین. نه در سخن بدون حقیقت حجتی است و نه در پرسش از آن جوابی وجود دارد. و در معنای آن تعظیم مناسبی برای خدا وجود دارد. و نه در کنار زدن او از صفات خلق تجاوزی بر او می شود. مگر اینکه فکر کنیم که او آغازی ندارد. الهی جز خدای علی عظیم نیست. دروغ گفتند آنان که از خدا روی برگرداندند و بسیار گمراه شدند و زیان آشکاری دیدند و درود خداوند بر محمد و اهل بیت پاکش باد. سؤال بی اساس و بی ربط، جواب ندارد. اساساً در گفتار ناصحیح، هیچ دلیلی برای اثبات وجود ندارد. همانگونه که دلیلی برای وجود حرکت و نتایج و آثار آن در خداوند، وجود ندارد. وقتی سؤال و یا حرفی نادرست بود، قطعاً پاسخی نخواهد داشت، حتی اگر در ارتباط با خداوند و یا برای تعظیم و یا تقدیسِ نادرستِ او باشد. بنابراین اگر در صورت مواجهه با چنین سؤالاتی، او را از خصوصیات و صفاتِ مخلوقات منزه دانستیم، تجاوزی به ذاتِ او ننموده ایم. ما راهی نداریم جز اینکه او را به سبب امتناع ذاتش از تمام محدودیت ها و نقص ها، تسبیح و تقدس نموده و او را کمالِ مطلق بی نهایتی بدانیم که مبدأ و منشأ همه ی هستی است.   نور نور یک حقیقت مشترک، بین خداوند و تمام مخلوقاتش می باشد. لفظ نور، در مورد الله بکار می رود. اما در تمام مراحل قوس صعود و قوس نزول، جلوه های بیشمار نور، قابل مشاهده و ادراک است. به این معنا که نور به عنوان یک حقیقت واحد، با حفظ نورانیتِ خودش، از عالی ترین مراتبِ نور تا پائین ترین مراتب نور، جلوه های گوناگونی داشته است، بطوریکه، هیچ کدام از تجلیات خداوند، خالی از نور نیستند، حتی جایی که از آن به ظلمات تعبیر می شود، نیز، به طور کامل، فاقد نور نیست. به عنوان مثال رحم که تاریک ترین جای عالم است، کف اقیانوس ها و دریاها، هسته ی زمین و ... از نور خالی نیستند، فقط مراتبِ نور در تمام تجلیات خداوند با هم متفاوت است. اما برای شناختِ نور و درک مراتب آن، ابتدا باید نور حقیقی را بشناسیم؛ یعنی ریشه ی تمام مراتب نور را که همان الله است، درک نماییم؛ الله نور السموات و الارض (سوره نور، آیه 35) اگر بخواهیم مفهوم نور را در چهارچوب الفاظ بیان کنیم، به صراحت می توان گفت که امری ناممکن است. چرا که الفاظ بدون استثناء مربوط به عالم خلقت هستند و محدودیت از خصوصیات لاینفک عالم ماده می باشد. پس الفاظی که دارای محدودیت هستند، هرگز نمی توانند بطور مطلق نور حقیقی را که حقیقتی غیرمادی است، بدون نقص و تمام و کمال برایمان بیان کنند. در اینجا می توان گفت، قرآن نیز که تجلیِ عظیم خداوند در مقام لفظ می باشد، هرگز نمی تواند کاملاً خداوند را در ظاهر امر برایمان توصیف کند، مگر آنکه در محضر کسانی آنرا بیاموزیم که به باطن قرآن آگاه بوده و از گروه مطهّرون باشند؛ لا یمسُّهُ الا المطهّرون (سوره واقعه، آیه 79) قرآن، خود، گروه مطهرون را برایمان معرفی می نماید؛ یریدالله لیذهب عنکم الرجس اهل بیت و یطهرکم تطهیرا (سوره احزاب، آیه 33) اهل بیت، همان مطهرون از دیدگاه قرآنند. نور، حقیقتی روشن و روشن کننده نورٌ، الظاهر بنفسه، المظهرُ لغیره. نور حقیقی است که ذاتاً روشن و ظاهر بوده و غیر خودش را روشن نموده و ظهور می دهد. نور یک مفهوم عام است که تمام مراتب هستی را شامل می شود. نور در جبروت، نور در ملکوت، نور در ناسوت (طبیعت) و... جلوه های نور را در یک تقسیم بندی مختصر می توان به دو دسته تقسیم کرد: 1-    نور مادی: نقطه ی مقابل نور مادی، تاریکی است. مثل نور آفتاب در برابر تاریکی شب 2-    نور معنوی: نقطه ی مقابل نور معنوی، جهل است. جهل پوشش عقل است، هرگاه عقلی نورانی شد، حجاب ها و پوشش هایش برداشته شده و قدرتمند می گردد. نورانی ترین و بزرگترین منشأ نور مادی، خورشید و کم نورترین آنها، کرم شب تاب است. نور معنوی تقریباً برای همه ی ما و کم و بیش قابل درک است. هر چه به خداوند تبارک و تعالی، تقرب بیشتری می یابیم، نور بیشتری وجودمان را در بر می گیرد و هر چه گناه و آلودگی بیشتر بر ما چیره شده و از خداوند فاصله می گیریم، کدورتِ دل و خالی شدن وجودمان از نور را بیشتر درک می کنیم. جدول زیر، تصویرِ جامعی از مراتب نور را با نمایش گذاشته است. بعد از یک مشاهده ی اجمالی، به توضیح تک تکِ گزینه های این جدول می پردازیم؛   مراتب نور تکوینی الله وقتی می گوییم؛ الله نور السموات والارض؛ یعنی خداوند اصلِ هستیِ آسمان و زمین است و همه ی موجودات، هستی شان را از او می گیرند. او ظاهر بنفسه می باشد، به این معنا که ذاتاً ظاهر بوده و نیاز به اثبات ندارد. همانطور که هیچ نوری، نیاز به اثبات ندارد. آیا وقتی واردِ اتاق روشنی می شویم، لازم است ثابت کنیم که در این اتاق، نور موجود است؟ مسلم است که روشن بودن اتاق، خود، اثباتی برای وجود نور در اتاق است؛ أفی الله شکّ فاطر السموات و الارض (سوره ابراهیم، آیه 10) آیا می توان، ذاتی را که سرچشمه و منشأ تمام هستی است را انکار کرد؟ خداوند، یک نور واحد است، اما تمام تجلیاتش، به تناسبِ ظرفیتِ وجودیِ خود، مانند آیینه هایی عمل می کنند که می‌توانند او را به اندازه ی ظرفیت و قدرت خویش، به نمایش بگذارند. پس در حقیقت، تمام موجودات، جلوه هایی از یک نور واحد و یا یک حقیقت مشترک می باشند که بواسطه ی آن نور واحد، ظهور می یابند... أینما تولّوا فثمّ وجه الله. (سوره بقره، آیه 115) بنابراین می توان در یک جمله، اینگونه گفت که هر اندازه ظرفیتِ یک آینه (تجلی) بیشتر باشد، نور بیشتری را از الله جذب و منعکس می نماید. عوالم خلقت جستجو در عوالمِ، ما را به شناخت، انکشاف و استخراج اسماء خداوند از لابه لای تمام پدیده ها می رساند. از همین روست که برای آن کلمه ی عالَم را برگزیده اند؛ به معنای آنچه که ما را به علم می رساند. عالم ناسوت یا همان عالمِ مادی ما نیز مشمولِ همین قاعده بوده و میدانی است برای شناختِ خداوند. از آنجا که خداوند با همه ی ذاتش (همه ی اسماء خود) در تمام تجلیاتش حضور دارد، ثابت می شود که در تمام اشیاء نور خداوند جاری بوده و همه ی آنها، ما را به سوی نور هدایت می کنند. گفتیم که خداوند تنها ذاتی است که ظاهر است و بقیه ی موجودات بواسطه ی او ظهور می یابند. او هستی مطلق بوده و با بی نهایت تجلیاتش، عوالمِ مختلف را ساخته است. آیا این مقدار فهم از تنها ذاتِ ظاهر، جز معنی لا اله الا الله می باشد؟ اکنون براحتی معنای آیه ی زیر را در می یابیم؛ شهد الله لا اله الا هو و الملائکه و اولوالعلم (سوره آل عمران، آیه 18) خداوند، تنها و تنها شهادت این سه دسته را به یگانگیِ ذاتِ خود و الهیتش به رسمیت می شناسد؛ 1-    شهادت خود 2-    شهادت ملائکه 3-    شهادت صاحبان خرد (کسانیکه توحید را پذیرفتند و بعد شهادت دادند.) تمام تجلیات خدا، ثابت کننده ی حضور مطلق اویند و این جز معنای شهادت خداوند به یگانگی خویش نیست. تغییر مبادی میل انسان دریافت یک تصویر حقیقی از خودِ انسانی به هر کسی این قدرت را خواهد بخشید که مبادیِ امیال خویش را تغییر داده و عاداتِ ناپسند را از وجود خویش حذف نماید. شناختِ سرچشمه ی کمال و آشنایی با محبوب های حقیقی، انسان را در جهت حذفِ امیال باطلِ وجودی اش یاری نموده و او را بی هیچ دردسر و تلاش طاقت فرسایی به سوی نور هدایت خواهد کرد و این از آثار معجزه انگیز و شگفت آور معرفت است. اما میزان تغییر این امیال در باطن انسان، به میزان تسلیم بودن او در برابر الله و دستوراتش وابسته است. هر چقدر بیشتر در برابر خداوند و موازینی که از طریق رسولش در اختیارمان قرار داده است، تسلیم باشیم، ترک عادت های بد، آسان تر، و تمایل به امیال نورانی در انسان بیشتر می شود. امام حسین علیه السلام در دعای عرفه چنین عرض می کند؛ خداوندا، تو کسی هستی که نورت را در دل دوستانت تاباندی، تا تو را شناختند و به توحید رسیدند.   نور معصومین «علیهم‌السلام» با توجه به نموداری که از الله تا ناسوت رسم نمودیم، گفتیم که از اولین تجلی خداوند یا همان ظهور کامل، با نام ها و تعابیر مختلفی یاد می شود که یکی از این تعابیر، نور محمد است. پس نور محمد، اولین تجلی خداوند می باشد. و این نور، در خلقت تمام انسان ها، بصورت بالقوه در نهادشان قرار گرفته است. اگر کسی خود را تسلیم نموده و در معرض پذیرش دستورات ربّ العالمین قرار دهد، آرام آرام این نورِ بالقوه را به فعل رسانده و تجلیِ آن را که روز به روز افزون می گردد در وجودش احساس می کند. بنابراین پیامبر و اهل بیت، مرتبه ای از نور خداوند بوده و تمام انسان ها با وجود آنها، نور گرفته و به سمت نور مطلق (الله) پیش می روند. فامنوا بالله و رسوله و النّور الّذی أنزلنا، و الله بما تعملون خبیر. (سوره تغابن، آیه 8) ایمان بیاورید به خدا و رسولش و نوری که با او نازل کردیم، و خدا به هر چه می کنید، آگاه است. امام صادق علیه السلام می فرمایند؛ به خدا قسم، منظور از نوری که توسط خدا نازل شده، پیامبر و اهل بیت او می باشند. قسم به خدا که نور امام در دلهای مؤمنین، نورانی تر از خورشید درخشان در روز است، و قسم به خدا که ائمه دلهای مؤمنین را نورانی می کنند. سؤال؛ میزان نوری که ما از ائمه دریافت می کنیم. به چه عواملی بستگی دارد؟ 1-    به مقدار تسلیم ما، در برابر آنها بستگی دارد، اینکه چقدر دلهایمان را در اختیار آنها قرار می دهیم و چقدر از آنها فرمان می بریم. 2-    به میزان ترک گناه ما نیز وابسته است. هر چقدر دلهای ما از گناه بیشتر پاک شود، آینه ی قلبمان جلی یافته و می تواند نور بیشتری را از خداوند و در مرتبه ی بعد از پیامبر و اهل بیت گرفته و منعکس سازد. گناهِ به منزله ی سوراخی در دل انسان است که شیطان از راهِ آن آرام آرام وارد شده و در نهایت انسان را به مقام تکذیبِ آیات خداوند می رساند؛ ثُمَّ كَانَ عَاقِبَةَ الَّذِینَ أَسَاؤُوا السُّوأَى أَن كَذَّبُوا بِآیَاتِ اللَّهِ وَكَانُوا بِهَا یَسْتَهْزِؤُون (سوره روم، آیه 10) یادمان باشد که لقمه ی حرام، از بزرگترین گناهانی است که به یقین انسان را به مقام کذب خواهد رساند. فراموش نکنیم که؛ ثبات قدم در دین، همیشه و همیشه، دعایِ دستهای خالیِ رو به آسمانمان باشد... یا مقلب القلوب، ثبت قلوبنا علی دینک. با توجه به نمودار نور، دیدیم که عوالم خلقت از جلمه ی عالم ناسوت، راهها و مجاری شناخت خداوند بوده و ما را به سوی این نور حقیقی راهنمایی می کنند. در عالم ناسوت، موجودات به دو دسته تقسیم می شوند؛ 1-    انسان 2-    هر آنچه غیر از انسان، مثل گیاهان، حیوانات، اشیاء و ... که خود شامل دو دسته ی نورانی و غیر نورانی تقسیم می شوند که از گروه موجودات نورانی که از خود نور ساطع می کنند می توان به موارد زیر اشاره کرد؛ مثل انواع سنگهایی که از خود نور ساطع می کنند، مثل خورشید، مثل کرم های شب تاب و ... انواع مراتب نور در انسان شامل مراتب زیر می باشند؛ 1-    ایمان 2-    عمل 3-    انواع نور ادراکی   انواع نور ادراکی حسی ---- حواس پنجگانه خیال وهم عقل فوق عقل در ارتباط با قوای 5 گانه که همان انواع نور ادراکی در وجود انسان هستند، مفصلاً به شرح پرداختیم. اما ذکر چند نکته در اینجا الزامی است. - با دقت در نمودار می بینیم که در بخش حس، انواع حواس پنج گانه نیز، جزء مراتب نور در انسان می باشند، چرا که هر کدام از حواس پنجگانه ی ما، برای کشف و ادراک آنچه در نظام خلقت به عنوان تجلیات خداوند وجود دارد، طراحی شده و انسان را به سوی معرفت الله هدایت می کنند. - بخش عقلی نیز شامل دو بخش عقل نظری و عقل عملی می باشد. کشف قوانین و فرمول های نظام عالم و انواع اختراعات، اکتشافات و ... که سبب تسلط انسان بر عالم می گردد، بر عهده ی عقل نظری است و از آن جهت که انسان را در رسیدن به شناخت پروردگار یاری می کند، خود مصداق واژه ی نور است. از عقل نظری گاهی به هوش نیز تعبیر می شود. اما عقل عملی، نوری است که توسط آن، حق و باطل از یکدیگر شناخته می شوند. یا به روایت دیگر، عقل عملی، چیزی است که توسط آن خداوند عبادت شده و بهشت حاصل می گردد. بنابراین محدوده ی عقل عملی، چهارچوب بایدها و نبایدهای اعمال ما و تمایز میان اعمالِ صالح و ناصالح است و این جز مصداقِ نور نیست. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند: العقل نورٌ فی القلب یفرّق بهِ بین الحقّ و الباطل. عقل نوریست در دل که به واسطه ی آن بین حق و باطل فرق گذاشته می شود. نقطه ی مقابل جهل، عقل است، نه علم. دقت کنید؛ کسی می تواند عالم بوده و مجهز به علوم مختلف باشد، ولی جاهلانه و غیر عقلانی عمل کند. انسانِ عاقل، قطعاً همیشه نور را انتخاب نموده و از ظلمت (جهل) دوری می جوید، چرا که به هدف نهایی خلقتش آگاه است و براساس یک تولد سالم دست به انتخاب ها و ارتباط های مختلف می زند. - بخش فوق عقل، بالاترین مراتبِ نور تکوینی در وجود انسان است. بخشی که طالبِ بینهایت مطلق بوده، آنرا درک نموده و به آن عشق می ورزد. این نور در وجود تمام انسانها وجود داشته و در آنها به سمت یک کمال مطلق بینهایت، کشش ایجاد می نماید. به همین دلیل یکی از مصادیق نور در وجود انسان است. اما آنان‌که سعی می کنند یک کشش بینهایت را از طریق اسباب و آلات دنیایی و محدود ارضاء نمایند، راه را به خطا رفته و به خسران خواهند رسید. رفاقت با الله و انس گرفتن با او، تنها راهِ ارضاء این کشش در وجود انسان است.   - نور ایمان امیرالمؤمنین علیه السلام می فرمایند؛ خدا رحمت کند کسی را که بداند از کجا آمده، در کجا زندگی می کند و به کجا می رود؟ و اما از سه مرحله ی بالا، مهمترین علم آن است که بدانیم، از کجا آمده ایم؟ قبلاً در کجا بوده ایم؟... شناخت موطنِ اصلی انسان، او را از گرفتار شدن در قالبِ زمینی اش رهانیده و او را در مسیر بازگشت به سوی وطنِ اصلی اش قرار می دهد. انّا لله و انّا الیه راجعون. پس قالب زمینی مان تمامِ دنیا با همه ی تجلیاتش، مسیری است که باید برای بازگشت به موطنِ اصلی، از آن به سلامت عبور کنیم. درگیر شدن با قالبِ دنیایی مان و رسیدن به دغدغه ها و آرزوهایی که فقط جزئی از مسیرِ ما هستند، قطعاً ما را از تولدِ سالم به وطن اصلی مان باز می دارد. قرآن خطاب به انسان هایی که بازگشت را فراموش کرده اند، می فرماید: أثّاقلتم إلی الارض؟ أرضیتم بالحیوه الدنیا؟ (سوره توبه، آیه 38) آیا در زمین، سنگین شده اید؟ آیا به زندگی دنیا راضی گشته اید؟ انسان هایی که مشتاق بازگشت به وطن خویش هستند، مؤمنان واقعی اند، چرا که حبّ وطن نشانه ی ایمان است. انبیاء و معصومین، تنها با یادِ وطن حقیقی شان آرام بوده و به بالاترین مقامات انسانی رسیدند. برای اولین قدم، باید نفس خویش را مشتاق بهشت نماییم. این اشتیاق، آرام آرام مبادی میل ما را و در نهایت سبک زندگی ما را تغییر داده و ما را در صراط مستقیم به یک حرکت سالم و صحیح برای بازگشت خواهد رساند. ارتباط ها، انتخاب ها، رفتارها و افکار ما، باید به سمتی سوق داده شوند که سرعت دهنده ی ما در مسیر بازگشت به وطن اصلی باشند نه آنکه ما را از رسیدن باز دارند.   - نور عمل خطبه ی امام رضا علیه السلام با این فراز آغاز شد؛ اول عباده الله، معرفته. و با این فراز به پایان رسید؛ لا دیانه الا بعد معرفته. با اندک تأملی می توان، رابطه ی میان این دو جمله را درک کرد؛ ضعف های ما در تمام شاخه های دین، حاکی از نقص معرفتِ ماست. اگر نمی توانیم بهشت و بالاتر از بهشت (رسیدن به الله) را به عنوان وطن حقیقی خود و محل بازگشتمان باور کنیم، اگر نمی توانیم سبک زندگی مان را براساس تولد سالم به آخرت پایه ریزی کنیم؛ اگر نمی توانیم با تنها باقی مانده و تجلی کامل خداوند در زمین پیوند برقرار کرده و در سایه ی ارتباط با او به سرعت به سمت بهشت حرکت کنیم، اگر هیچ تلاشی برای برداشتن موانع ظهور نداریم؛ تنها یک دلیلِ واضح دارد؛ ضعف در معرفت الله اگر اطلاعاتی را که کسب می کنیم در حد دانایی هایمان باقی مانده و با تمرین و تکرار به دارایی تبدیل نشود، قطعاً تأثیری در رسیدنِ ما به شادی و آرامش حقیقی ندارد. کسب معرفت صحیح، انسان را به عمل صحیح می رساند. زندگی میدان تمرین مناسبی برای ماست تا آنچه را که آموخته ایم به مرحله­ی عمل برسانیم. تک تک اسماء خداوند برای تمرین در صحنه های گوناگون زندگی، می توانند در وجود ما به فعلیت برسند. این میادین، صحنه هایِ کسب قدرت و یا به عبارتی دقیق تر، صحنه های کسب نور برای ما می باشند. ما به میزان اسمائی که از خداوند جذب می کنیم، نورانی می شویم. نور عمل، همان دارائی هایی است که ما در میادین مختلف زندگی، با تمرین و تکرار کسب کرده ایم. هر کس تلاش بیشتری نمود و زمان بیشتری را در این میادین به مبارزه گذراند، قدرتمندتر و نورانی تر می گردد. فراموش نکنیم که باید قلباً عاشق عمل صالح بوده و به آن تن دهیم، در غیر اینصورت، هیچ عمل خیری، به جذبِ نور در ما کمک نخواهد کرد. به عنوان مثال رعایت حجاب، بدون آنکه قلباً تمایل به آن داشته باشیم، بیشتر به کدورتِ قلب ما کمک می کند تا به نورانیتِ آن. تا نظام مودتی دل ما تغییر نکند و عاشقانه به رعایت دستورات خداوند تن ندهیم، اعمال ما، نوری تولید نخواهند کرد. پیروزترین انسان ها کسانی هستند که سلطان قلبشان محمد و آل محمدند. انواع نور تشریعی 1-    الله 2-    انبیاء و معصومین 3-    قرآن 4-    دین 5-    اساتید و علمای ربانی 6-    کتاب   - الله تشریع، به معنای قانون گذاری است. بنابراین نور تشریعی یا همان هدایت تشریعی تنها مخصوص موجوداتی است که قانون پذیرند. طبق اصل اصالت تخصص، آموختیم که چون خداوند منشأ خلقت بوده و به تمام فرمول ها و قوانین عالم آگاه است، پس منشأ تمام هدایت ها بوده و تنها اوست که می تواند برای مخلوقاتِ قانون پذیرش، آئین وضع نماید؛ قل، انّ هدی الله، هوالهدی  (سوره بقره، آیه 120) - انبیاء و معصومین خداوند در مسیرِ پر خطر صعود، چراغ های راهنمایی زیادی، قرار داده تا در پرتو نور هدایت آنها، مسیر مستقیم را گم نکنیم. تمام پیامبران و امامانِ معصوم، راهنمایانی این مسیر آسمانی اند. آنان آئین ها و قوانینِ وضع شده از سوی خداوند را به مردم ابلاغ کرده و آنها را برای رسیدن، یاری می کنند؛ یا أیها النبیّ، انّا أرسلناک شاهداً و مبشراً و نذیرا. (سوره احزاب، آیه 45) و داعیاً إلی الله باذنه و سراجاً منیرا. (سوره احزاب، آیه 46) ای پیامبر، ما تو را فرستادیم تا؛ 1-    شاهد (ملاک) مردم باشی 2-    بشارت دهی (به سرانجام تولد سالم) 3-    بترسانی (از عذاب تولد ناقص) 4-    دعوت کننده به سوی خدا و به اذن خدا باشی. (ولایت تشریعی). 5-    برای مردم چراغ روشن باشی. این عبارت نشان دهنده ی نور بودن پیامبر و معصومین و مقام هدایت گری شان به سمت خداست. یادمان باشد که زمین، هیچ گاه از راهنمایانِ الهی خالی نبوده و این مسیر. هیچ گاه بدونِ راهبر نمانده است. اما وظیفه ی مهم انسان ها آن بوده که راهنمایانِ عصر خویش را بشناسند و خود را به او نزدیک و نزدیک تر سازند تا بتوانند دست در دستان او گام برداشته و این راه را به سلامت به پایان برند. در عصر ما نیز، امام زمان حضرت حجه بن الحسن، تنها تجلی کامل خداوند در زمین و تنها مربی منتخب خداوند برای انسان ها می باشد. هرگز از خاطر نبریم که بدون انس گرفتن و یاری جستن از ایشان هرگز سالم متولد نخواهیم شد. حرکت به سمت خداوند، جز با همراهی راهنمایانِ این مسیر (امام زمان) میسر نیست.   - قرآن الر، کتاب انزلناه إلیک لتخرج النّاس من الظلمات الی النّور باذن ربهم، الی صراط العزیز الحمید. (سوره ابراهیم، آیه1) این قرآن، کتابی است که ما بر تو فرستادیم تا مردم را به امر خدا از ظلمات بیرون آری و بعالم نور برسانی و به سوی خدای مقتدر ستوده صفات رهسپار گردانی. پس طبق آیه ی بالا، هر مقدار که انسان با قرآن انس می گیرد، آیاتش را می فهمد و به آن عمل می کند، به نور حقیقی که همان ربّ عزیز و حمید است نزدیک تر شده و نورِ افزون تری را از او جذب نموده و منعکس می کند. دوری از قرآن و عدم رفاقت با آن، قطعاً و یقیناً انسان را به تاریکی کشانده و به ظلمات می افکند. نکته ی بسیار نوید بخشی است اینکه در دولت امام زمان که دولتِ قرآن است، نزدیک ترین انسان ها به ایشان، کسانی هستند که قرآن می فهمند و عمل می کنند. - اساتید علوم الهی، علما و انواع کتاب ها و منابعِ علمی که راهی به سوی نور در برابر انسان باز می کنند، مصداقی از مصدیق نور تشریعی بوده و بهره گرفتن از آنها، انسان را به سوی نور حقیقی پیش خواهد برد.

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 1572
زمان انتشار: 13 ژانویه 2015
| |
خانواده آسمانی،جلسه 331، 93/10/11

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

خانواده آسمانی،جلسه 331، 93/10/11

استاد شجاعی: در عالم هیچ مخلوقِ اضافه‌ای خلق نشده است و همه مخلوقات در چهارچوبِ مقدّرات خداوند و ریاضیات خلقت، آفریده شده‌اند. توجه به این موضوع اساسی، سبب می‌شود که انسان‌ها، دینِ خود را بهتر و آسان‌تر درک نموده و بپذیرند. انسانی که ساختار ریاضیِ عالم را حتّی در ریزترین مخلوقات عالم می‌شناسد، براحتی می‌فهمد که ساختار روحِ او نیز کاملاً ریاضی و اندازه‌دار است، لذا تمام روابط خود را در جهت محافظت از سلامتِ این ساختار تنظیم می‌نماید. به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه سیصد و سی و یکم «خانواده آسمانی»، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید: شناخت مکانیسم توبه برای شناخت ساختار توبه، نکته بسیار مهم و کلیدی، توجه به ساختار ریاضی نظام خلقت است. نظام خلقت، نظامی کاملاً ریاضی است. بطوری که هیچ مخلوقی از مخلوقات خداوند (از ریزترین تا بزرگترین آنها) از این قانون مستثنی نمی‌باشد.   «إِنَّا كُلَّ شَیْءٍ خَلَقْنَاهُ بِقَدَرٍ» سوره قمر آیه 49. در عالم هیچ مخلوقِ اضافه‌ای خلق نشده است و همه مخلوقات در چهارچوبِ مقدّرات خداوند و ریاضیات خلقت، آفریده شده‌اند. توجه به این موضوع اساسی، سبب می‌شود که انسان‌ها، دینِ خود را بهتر و آسان‌تر درک نموده و بپذیرند. انسانی که ساختار ریاضیِ عالم را حتّی در ریزترین مخلوقات عالم می‌شناسد، براحتی می‌فهمد که ساختار روحِ او نیز کاملاً ریاضی و اندازه‌دار است، لذا تمام روابط خود را در جهت محافظت از سلامتِ این ساختار تنظیم می‌نماید.   توبه، یک عمل حقیقی است که باید در نفس انسان اتفاق بیفتد. توبه نیز ساختاری کاملاً ریاضی داشته و امری توهمی نیست که با گفتن استغفرالله، به حقیقت بپیوندد. انسان، با ارتکاب هر گناهی از مسیر صراط مستقیم خارج شده و باید برای توبه، خود را به صراط بازگرداند. چرا که تنها مسیر امن و خنک در زندگی دنیایی و آخرتی انسان مسیر صراط مستقیم است.   با گناه ضایعه‌ای در حرکت انسان به سوی الله ایجاد می‌گردد که انسان برای رسیدن به حقیقت توبه، باید این ضایعه را جبران نموده و آثارش را از نفس خویش بزداید.     مسیر اشتباه را برگرد، تا به توبه برسی! بطور کلی می‌توان انواع گناهان را به سه دسته زیر تقسیم نمود: 1- گناهانی که انسان در ارتباط با خود (بصورت فردی) مرتکب شده و به دو صورت جوارحی (بدنی) و جوانحی (روحی و قلبی) طبقه‌بندی می‌گردد. 2- گناهانی که انسان در نظام ارتباطیِ خود با الله مرتکب شده و شامل ترک واجبات و انجامِ محرّمات می‌باشد. 3- گناهانی که انسان در نظام ارتباط با غیر خود (دیگران) مرتکب شده و در اصطلاح از آن به حقّ النّاس تعبیر می‌گردد.   حق النّاس‌ها چه در زمینه مادی و چه در بُعد معنوی می‌تواند در حق یک فرد صورت گرفته و یا یک گروه و یا جامعه را دربرگیرد. در هر صورت توبه زمانی به حقیقت می‌پیوندد که انسان مسیر اشتباهی را که بواسطه هر کدام از گناهان طی نموده است، بازگردد و خود را به صراط برساند. در این‌صورت باید آسیبی را که به خود یا به دیگران وارد نموده است، جبران و آثار گناه را چه از نفس خود و چه از نفس دیگران بزداید.   اولین مرحله توبه، ایجاد حالت تنفر از گناه در قلب انسان است. و این علامت شروع یک توبه حقیقی است. در مرحله دوم، شخص توّاب به سمت جبران آثار گناه حرکت می‌کند. به عنوان مثال اگر واجباتی را ترک نموده است، آرام آرام آنها را قضا نموده و در وصیّت نامه‌اش ذکر می‌کند. اگر در پرداخت خمس کوتاهی نموده، آن را می‌پردازد و.... و یا اگر از گناهی به لذّت حرامی رسیده بود به وسیله استغفار و به زحمت انداختن نفس خود (ریاضت) این لذّت را از نفس خود خارج می‌سازد. فراموش نکنیم که آثار لذّات حرام را با ریاضت می‌توان از نفس زدود.   برای جبران حق الناس‌ها نیز باید اموال به ناحق گرفته شده را به صاحبانشان بازگردانیم و اگر احتمال فتنه‌ای در میان است، از طریق دیگران این کار را انجام دهیم و اگر چنانچه این فرد یا افراد از دنیا رفته‌اند از اموال حلال خود برای آنها ردّ مظالم بپردازیم و در وصیّت نامه نیز سهمی از اموالمان را برای ردّ مظالم تعیین نماییم. در حق النّاس‌های اجتماعی نیز ردّ مظالم به حساب بانکی تعیین شده توسط دولت پرداخت گردد.   برای جبران حق النّاس‌های معنوی در بُعد فردی لازم است که از شخص حلالیّت گرفته شود، و چنانچه شخص در دسترس نمی‌باشد، برای او استغفار نموده و از خداوند آمرزش طلبیم.   برای جبران حق النّاس‌های (معنوی) اجتماعی که منجر به انحراف گروهی شده است، باید با تلاش فراوان به رشد انسانی رسیده و آثار هدایت‌های اجتماعی را به وسیله فعالیت‌های معنوی برای اجتماع برجای گذاشت.   از خاطر نبریم که بدون جبرانِ مسیری که اشتباه طی شده بود، توبه برای انسان تنها یک توهم بوده و هرگز به حقیقت نخواهد پیوست. امیرالمؤمنین «علیه السلام» در توصیف حقانیت توبه می‌فرمایند: «التوبه الندمُ بالقلب و الإستغفار باللّسان و ترک بالجوارح و إضمارٌ أن لایَعودَ»؛ توبه، پشیمانی به قلب، استغفار به زبان و ترک گناه با بدن است و اینکه در باطن قصد بازگشت به گناه را نداشته باشد. با توبه حقیقی، سبکِ زندگی گناه آلود انسان، تغییر می‌کند. نمی‌توان توبه کرد، امّا دوباره همان مسیر اشتباه را پیمود.   والحمدلله ربّ العالمین  

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed