www.montazer.ir
چهارشنبه 10 ژوئن 2026
شناسه مطلب: 1701
زمان انتشار: 22 ژانویه 2015
| |
 ولایت ، جلسه 96

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

ولایت ، جلسه 96

دین مجموعه‌ای از مقررات است که از سوی آفریننده جهان برای تأمین سعادت انسان در دنیا و آخرت تنظیم شده است. دین یک حقیقت فطری است در نهاد بشر هست ولی نمی‌شود به کسی تحمیل کرد. به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه نود و شش «ولایت»، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید: 1. از انتخاب و انتصاب کسی که می‌دانیم از او لایق‌تر است شرعاً باید پرهیز کنیم. 2. حقیقتاً در اسلام شایسته سالاری هست یعنی شخص شایسته آن مقام باشد. 3. چرا با وجودی که اسلام دین رحمت است یک موقع در احکام دین دیده می‌شود که باید جهاد شود فلسفه جهاد و مبارزه در اسلام چیست؟ 4. خداوند انسان را برای هدف ویژه‌ای خلق کرده و خودش هم تدبیر می‌کند. 5. طبق قاعده لطف واجب است خداوند موجودی را که خلقتش کرده است به کمال ویژه‌اش راهنمایی کند. 6. انسان موجود مختاری است خودش می‌تواند تصمیم بگیرد که این هدایت را بپذیرد یا نپذیرد. 7. دین مجموعه‌ای از مقررات است که از سوی آفریننده جهان برای تأمین سعادت انسان در دنیا و آخرت تنظیم شده است. 8. انسان‌ها گروهی فطرت گرا و گروهی طبیعت گرا هستند و بنابراین بین آن‌ها اختلاف پیش می‌آید. 9. دستورات الهی دائماً مجموعه بر آورد نیروهای ایمانی و کفری انسان را ملا می‌کند. 10. هنر ما این است که طبیعتمان را مقبول فطرتمان نگاه داریم. 11. دین یک حقیقت فطری است در نهاد بشر هست ولی نمی‌شود به کسی تحمیل کرد. 12. کافر بودن افراد دلیلی بر اینکه به آن‌ها ظلم شود نیست عدالت باید رعایت شود و به آن‌ها نیکی شود. 13. ارتباط با افراد طبیعت گرا نباید موجب آلوده شدن شود و ضربه بزند از راه هدایت باز ندارد. 14. مؤمن باید فطرتش حفظ شود و آلوده نشود و از صراط نیفتد. 15. در کنار کفار با نهایت مسالمت زندگی کنید اما اگر آن‌ها تجاوز کردند شما هم توان مقابله با آن‌ها را کسب کنید. 16. جهاد برای این تشریح شده در اسلام که حقیقت انسانیت حفظ شود. 17. امر به معروف و نهی از منکر یعنی عشق به انسانیت برای جلوگیری از دست دادن انسانیت است. 18. در هیچ شرایطی حق نداریم دست از فطرت گرایی خودمان برداریم حتی مرگ، شکنجه، اسارت. 19. فطرت گرایی محیط را آماده می‌کند برای رشد کلان همه انسان‌ها. 20. طبیعت گرایی در استخدام فطرت قابل‌قبول نیست.

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 1700
زمان انتشار: 22 ژانویه 2015
| |
 ولایت ، جلسه 95

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

ولایت ، جلسه 95

اگر در تعیین نوع امامت بی مسئولیت عمل کنی و کوتاه بیایی و اجازه دهی که یک آدم نااهل رهبری را به عهده گیرد در تمام اشتباهات او شریک هستی. اگر دین در امور دنیای مردم دخالت نکند مگر ممکن است که انسان رستگار به آخرت وارد شود. به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه نود و پنج «ولایت»، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید: 1. نوع شخصیت مردم است که حاکم برایشان مشخص می‌کند این یک سنت لایتغیر الهی است. 2. سرنوشت هیچ گروهی تغییر نمی‌دهد خداوند مگر اینکه خودشان تغییر کنند. 3. اگر مردم به رهبری که مِن اللّه نیست و جائر است رضایت بدهند شریک در جنایات او هستند. 4. اگر مردم به رهبری شخص جائر راضی نباشد ولی توان تغییر او را ندارند اجرشان پیش خدا ثابت است و شریک ظالم نیستند. 5. مظلومی که خودش زمینه ظلم را فراهم کرده است در جهنم هست. 6. انسان نباید هیچ لحظه‌ای خالی از ولایت امام باشد اجتماع همیشه احتیاج به امام دارد. 7. هیچ عبادتی قبول نیست مگر اینکه مشخص شود تحت ولایت کدام امام زندگی می‌کردی. 8. مسئولیت انسان در انتخاب امامش بسیار مهم و حساس است. 9. اگر در تعیین نوع امامت بی مسئولیت عمل کنی و کوتاه بیایی و اجازه دهی که یک آدم نااهل رهبری را به عهده گیرد در تمام اشتباهات او شریک هستی. 10. در آگاه کردن مردم نسبت به این قضیه (تعیین رهبر) ما مسئولیت اجتماعی داریم و در قبال خودمان مسئولیت فردی داریم. 11. اگر دین در امور دنیای مردم دخالت نکند مگر ممکن است که انسان رستگار به آخرت وارد شود. 12. اگر کسی قرآنی فکر کند و اعتقاد به قرآن داشته باشد ممکن نیست به سکولاریسم اعتقاد پیدا کند. 13. ما در برابر خدا مسئول هستیم و کاری با اثر خارجی وظیفه خودمان نداریم باید درست عمل کنیم. 14. سکولاریسم نفی حضور و نفوذ دین در اجتماع می‌کند تا از لحاظ قوانین راحت باشد. 15. کار فرهنگی کار اقتصادی نیست ما باید برای کار فرهنگی پول خرج کنیم نه اینکه در آمد زایی از این راه داشته باشیم. 16. امام باید کسی باشد که خدا به ولایتش راضی باشد هر عالم یا فقیهی به درد حکومت و رهبری نمی‌خورد.

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 1699
زمان انتشار: 22 ژانویه 2015
| |
 ولایت ، جلسه 94

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

ولایت ، جلسه 94

انسان از جنبه طبیعی مدنی بالطبع است احتیاج به زندگی اجتماعی و مدنی دارد. اسلام طرفدار این هست که یک نفر حرف آخر را بزند و تصمیم‌گیرنده نهایی باشد. در طی چند سالی که از انقلاب می‌گذرد ما تجربه کردیم که این روش حکومتی عالی‌ترین هست یعنی همیشه امام حرف آخر را می‌زند. به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه نود و چهار «ولایت»، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید: 1. جامعه احتیاج به یک رهبری دارد که از طرف خدا باشد کسی که از سوی خدا نباشد نمی‌تواند ما را به سمت خدا ببرد. 2. در جامعه احتیاج هست به یک نفر که حرف آخر را بزند و رهبر باشد برای جلوگیری از هرج و مرج. 3. انسان از جنبه طبیعی مدنی بالطبع است احتیاج به زندگی اجتماعی و مدنی دارد. 4. اگر در جامعه ولو یک رهبر فاجر داشته باشیم بهتر است از اینکه رهبر در جامعه نداشته باشد. 5. ما اگر بخواهیم کار الهی کنیم باید کارهای طبیعی طبقه بندی شده باشد با هرج و مرج نمی‌شود کار کرد. 6. اسلام طرفدار این هست که یک نفر حرف آخر را بزند و تصمیم‌گیرنده نهایی باشد. 7. در طی چند سالی که از انقلاب می‌گذرد ما تجربه کردیم که این روش حکومتی عالی‌ترین هست یعنی همیشه امام حرف آخر را می‌زند. 8. آنجایی که یک نفر باشد حرف آخر را بزند خیلی به نفع مردم است و از اختلاف و فتنه جلوگیری می‌شود. 9. اگر کسی واقعاً دنبال قانون باشد قانون ولو ظالمانه‌اش، اتحاد و آرامش می‌آورد. 10. یک حاکم فاجر اگر بخواهد حکومت کند باید امنیت ایجاد کند که برای توده مردم خوب است از هرج و مرج بهتر است. 11. ائمه معصومین علیهم‌السلام، علماء و بزرگان نیز بودن یک حاکم و خلیفه فاجر را به نبود او برتری می‌دادند زیرا لااقل عمده مردم در آرامش زندگی می‌کردند. 12. دلیل کنار آمدن با حکومت فاجر این است که در سایه امنیت آن عده‌ای قلیل از فطرت گراها نیز می‌توانند کار خودشان را کنند. 13. اصل در نظام زندگی این است که شما بتوانی حتماً به نظام فطری خودت عمل کنی و فطرت را تأمین کنی.

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 1698
زمان انتشار: 22 ژانویه 2015
| |
 ولایت ، جلسه 93

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

ولایت ، جلسه 93

به میزانی که ولایت عادل را بخواهیم قدرت ما در عدم پذیرش ولایت ظالم بیشتر می‌شود. طلب مجهول مطلق محال است همیشه ما چیزی را اراده می‌کنیم که یک نحوی شناخت نسبت به او داشته باشیم. به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه نود و سه «ولایت»، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید: 1. ولایت فقیه یک بحث اعتقادی است و در زمان ائمه هم مطرح بوده است نه اینکه در این بیست سال اخیر به وجود آمده باشد. 2. طاغوت یعنی کسی که طبیعتش بر فطرتش طغیان کرده است و اساساً در خط فطرت نیست. 3. اگر برای گرفتن حق خودت به نزد حکومت طاغوت بروی و به حقّت هم برسی حرام است چون اخذ حق با حکومت طاغوت بوده است. 4. برای گرفتن حق باید به نزد فقیه عارف به احکام دینی بروند که اعدل، افقه، اصدق و اورع باشد. 5. در هنگام تعارض ادله در مورد چند حدیث مختلف به اصول فقه مراجعه می‌کنند و آن را حل می‌کنند. 6. اساساً رمز بسیاری از حرام‌ها از این جهت است که در استخدام طاغوت بوده‌اند. 7. ما مأمور هستیم که به طاغوت کفر بورزیم و تحت ولایت او نرویم. 8. به میزانی که ولایت عادل را بخواهیم قدرت ما در عدم پذیرش ولایت ظالم بیشتر می‌شود. 9. طلب مجهول مطلق محال است همیشه ما چیزی را اراده می‌کنیم که یک نحوی شناخت نسبت به او داشته باشیم. 10. بدون شناخت و معرفت نمی‌توان فضیلت مبارزه با طاغوت را فهمید. 11. باید متوجه شد در حق چقدر فضیلت است که می‌توانید از باطل فرار کنید. 12. پرهیز به اندازه شناخت است و شناخت آن آفت و ضد آن آفت چقدر خوب است. 13. برای حرکت فهم عقلی و علم کافی نیست باید قلب باور کند. 14. دائماً باید ارتباطمان را با غذای معنوی حفظ کنیم تا رشد کنیم. 15. انسان نباید به حالتی که در آن هست راضی شود باید رغبتش در ترقی و پرواز و کسب درجات باشد. 16. همه اجزای طبیعت را باید به عنوان ابزار نگاه کرد برای ارتقاء و تطبیق بر شرایط زیستی آخرت. 17. هیچکدام از این ابزار اصالت ندارند که من برای آن‌ها خودکشی کنم تا به آن‌ها برسم.

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 1696
زمان انتشار: 22 ژانویه 2015
| |
 ولایت ، جلسه 92

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

ولایت ، جلسه 92

امام صادق به مالک می‌گوید: هیچ گروهی نیستند که روز قیامت که امامت امامی را قبول کرده باشند در دنیا مگر این‌که در قیامت هم امام آن مردم را لعنت می‌کنند هم مردم امامشان را لعنت می‌کنند چون امام سرسلسله بوده. به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه نود و دو «ولایت»، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید: 1. انسان یک موجود ممتدّ تا بی‌نهایت است حرکتش به سمت شرایط زیستی در برزخ و بعد از برزخ که آن شرایط زیستی بی‌نهایت قوی‌تر و مهم‌تر و پیچیده‌تر از شرایط زیستی دنیاست. 2. ما مِنْ حرکة الّا و اَنْت محتاج فی‌ها الی معرفتهَ: هیچ حرکتی نیست مگر این‌که احتیاج به شناخت داشته باشی. 3. اصل این است که با امام مَنَ الله ارتباط داشته باشد یعنی کسی که رهبریش و ولایت او را به عهده می‌گیرد در اجتماع او را طبق مقرراتی که منطبق با شرایط زیستی آخرت است حرکتش دهد. 4. قیامت حشر انسان‌ها بر اساس نوع امامشان تنظیم می‌شود. 5. کُلّ ایته یَمَ القیامة فَرْدا: هر انسانی روز قیامت تنها محشور می‌شود. 6. یوم نَدْعُوا کلُّ اُناثٍ باِمامِهِم: ما هر گروهی را با امامشان محشور می‌کنیم. 7. لَاعُذِّبنّ کلُّ رعیة فی الاسلام دانة بولایة امام جائر ظالم لیس مِنَ الله و ان کانت الرعیة عندالله بارة تقیّةٍ: من هر شخصی از مسلمانانی را که به امامت یک امام جائر تن داده‌اند عذابشان می‌کنم حتی اگر در نزد من آدم‌های باتقوا و نیکوکاری باشند. 8. امام تعیین‌کننده‌ترین عامل در سعادت یا شقاوت یک شخص در اجتماع است. 9. اگر بنده‌ای در اعمالش معصیت کار باشد اما چون امامت امام عادل را پذیرفته در مجموع به سمت بهشت و سعادت می‌رود. 10. مجموعه ولایتی فطرت می‌تواند آدم‌هایی داشته باشد حتی اکثریت که ظهور فطری نداشته باشد امّا توی بطنش بطن فطری است. 11. اعتقادات مردم هست که به یک امام شخصیت فوق طبیعی می‌دهد و حرف او را حرف خدا می‌داند. 12. ثم کان عاقبة الذین اَساء سُوءا اَنْ کذبوا بآیاته: کسانی که بد عمل می‌کردند و کارهای زشت انجام می‌دادند عاقبتشان به جایی رسید که آیات خدا را هم تکذیب کردند. 13. یک آدم متدین، مقدس، سابقه‌دار، مجتهد وقتی دم از ولایت امپریالیسم آمریکا و استکبار بر ما می‌زند هیچ‌کدام از عبادت‌هایش به‌درد نمی‌خورد اسلامش می‌شود اسلام آمریکایی. 14. امام صادق به مالک می‌گوید: هیچ گروهی نیستند که روز قیامت که امامت امامی را قبول کرده باشند در دنیا مگر این‌که در قیامت هم امام آن مردم را لعنت می‌کنند هم مردم امامشان را لعنت می‌کنند چون امام سرسلسله بوده. 15. خداوند اعمال این افراد را مایه حسرتشان می‌کند در روز قیامت از جهنم هم دیگر خارج نمی‌توانند شوند و این تهدید خطرناکی است. 16. پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله می‌فرماید: اَیُّها امروا ولی امر المسلمین شیئاً و لم یُقْتِهِم بِما یهوتُ نَفْسَهُ لَمْ یرح رائحة الجنة هر کس مسئولیت گروهی از مسلمانان را قبول کند و آن‌طور که برای خودش دلش می‌سوزد برای این‌ها دل‌سوزی نکنند و ترجیح ندهد. لااقل مثل خودش فکر کند. برای مجموعه ولایتی خودش دلش نسود هرگز بوی بهشت را استشمام نمی‌کند. 17. مدیر کسی است که خدا را راضی از مدیریتش یعنی مدیریتش منجر به عذاب و جهنم نمی‌شود. 18. حضرت رسول‌صلی الله علیه وآله می‌فرماید: اَیُّ ما رَجُلٍ استعمل رَجُلاً علی عشرة انفسٍ علم اَنَّ فی العشرةِ افضل مَنْ اِسْتَعْمَلَ فقد غَشَّ الله و غشا جماعة المسلمین. هر کس (یک مدیر، یک رئیس) در میان ده نفر یک نفر را برای یک کاری انتخاب می‌کند می‌خواهد به او پستی بدهد بداند که در این ده نفر یک نفر است که از این خودش انتخاب کرده حقیقتاً بهتر می‌تواند کار کند این شخص خیانت کرده به خدا و همه مسلمان‌ها. 19. فرمایش مقام معظم رهبری می‌فرماید: مردم باید هوشیار باشند، نباید به خواب روند چون مردم آگاهی و هوشیاری سیاسی‌شان را وقتی از دست دهند دیگران برایشان تصمیمات خطرناکی می‌گیرند. 20. این‌که مردم نمی‌توانند سوابق دیگران را در بیاورند شفافیت ندارد چیز غلطی است اگر یک هفته روزنامه بخوانند می‌توانند بفهمند که آن شخص متعلق به چه گروهی است و چه فکری می‌کند و مواضعش چیست.

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 1695
زمان انتشار: 22 ژانویه 2015
| |
تنبلی و بی حوصلگی،جلسه 44، 93/6/1

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

تنبلی و بی حوصلگی،جلسه 44، 93/6/1

هزار و صد و هشتاد سال از غیبت امام زمان «علیه السلام» می‌گذرد. اما علیرغم رغبت و محبت امام زمان به حضور در میان شیعیان، این غیبت تا زمانی که انسان‌ها را به سخت‌کوشی برای برداشتن موانع ظهور نرساند، پایان نخواهد پذیرفت. امام صادق «علیه السلام» فرمودند: «تا شما خودتان را آماده نکنید، گرفتاری‌هایتان در غیبت همچنان ادامه خواهد داشت.» به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه چهل و چهار «تنبلی و بی حوصلگی»، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید: ادامه بحث عوامل مؤثر در تنبلی و کسالت انسان بلند پروازی؛ عامل تولید تنبلی یکی از عوامل مؤثر در سست شدن اراده‌ی انسان و ابتلای او به تنبلی و بی‌حوصلگی، عدم تنظیم هدف‌های او با توانایی‌هایش می‌باشد. بلندپروازی‌ها و آرمان‌گرایی‌های بدون منطق، قطعاً نافرجام بوده و عوارض جبران‌ناپذیری را بر روح انسان به جای خواهند گذاشت.   آرمان‌گرایی و برگزیدن اهدافِ عالی به خودی خود صفتی پسندیده است. اما فراموش نکنیم که هر قدر هدفی عالی و آرمانی بلند باشد، شرایط و امکاناتِ لازم و متناسبِ با خود را برای وقوع‌، می‌طلبد. در غیر اینصورت شخص از نیل به اهدافِ خود بازمانده و دچار سرخوردگی می‌گردد و این سرخوردگی، او را به سمت تنبلی و بی‌حوصلگی خواهد کشاند.   می‌دانیم که بخش فوق عقلانی انسان، بی‌نهایت‌طلب است و اگر این بی‌نهایت‌طلبی در همین بخش ارضا نگردد، او در چهار بخشِ دیگر وجودی‌اش به دنبال این بی‌نهایت خواهد بود. در حالی که تنها مصداقِ بی‌نهایت الله است و اگر انسان نتواند این تنها مطلوبِ بخش فوق عقلانی‌اش را در اختیارش قرار داده و آن را ارضا و اشباع نماید، بخش‌های دیگر حریص شده و به دنبال جلبِ بی‌نهایت در سطحِ مطلوباتِ خود می‌باشند و هرگز به چنین هدفی نیز نایل نمی‌شوند. زیرا هیچ کدام از کمالات چهاربخش پایینی نمی‌توانند زوجِ مناسبی برای بخش بی‌نهایت طلب انسان (فوق عقلانی) باشند، از همین رو تعادل این بخش به هم خورده و نمی‌تواند در انجام وظیفه‌ی اصلی خود که تولید «آرامش» و «شادی» است موفق باشد.   زمانی که انسان نسبت به بخش فوق عقلانی خویش بی‌اهمیت شده و تغذیه‌ی آن را رها می‌کند، بی‌نهایت‌طلبی‌های او به بخش‌های دیگر وجودش منتقل شده و در نتیجه در آن بخش‌ها به زیاده‌خواهی‌ها و خیال‌بافی‌هایی بیش از توان و ظرفیتِ خود گرفتار می‌شود. به عنوان مثال شرایطی را برای انتخاب همسر در ذهن خود می‌پروراند که بسیار بالاتر و دورتر از شرایط حقیقی زندگی‌اش می‌باشد. و یا به انتخاب رشته‌ای در دانشگاه‌ می‌اندیشد که اصلاً در محدوده‌ی توان علمی او نمی‌باشد.   سخت‌کوشی برای تحقق آرمان‌های انسانی در آرمان‌گرایی‌های انسانی، باید آرام آرام به سوی اهداف متعالی و انسانی حرکت نموده و از توقعات بزرگ و بی‌جا از خویش دوری نمود. چرا که توقعاتِ بی‌جا و بلندپروازی‌هایی که در وُسع نفس انسان نیستند به یقین او را به سرخوردگی خواهند کشاند. حضرت علی «علیه السلام» می‌فرمایند: «من طلب شیءً نالَهُ اَو بعضه؛ هر که چیزی را طلب کند، یا به تمام آن و یا به مقداری از آن دست خواهد یافت.»   رسیدن به هر مطلوبی، حتماً تلاشی درخور و شایسته‌ی آن مطلوب را می‌طلبد. آرمان‌های بزرگ و متعالی، بدون همّت و تلاشِ متناسب، ارمغانی جز افسردگی نخواهند داشت. اگر حقیقتاً می‌خواهیم از احساس حسرت، پشیمانی، شکست نسبت به گذشته، در امان باشیم، باید قبل از هر انتخابی، از ابتدا در تمام برنامه‌ریزی‌هایمان، تمامِ تناسب‌هایِ لازم با اهدافمان را رعایت کنیم.   امام رضا «علیه السلام» می‌فرمایند: «مَن سئل الله التّوفیق و لم یجتهد، فقد استهزءَ بنفسه؛ کسی که از خداوند موفقیت می‌طلبد، اما برای رسیدنِ به آن سخت‌کوش نیست، خودش را مسخره نموده است.»   طلب هر موفقیتی در هر زمینه‌ای، سخت‌کوشیِ خاصِ خود را می‌طلبد. هیچ آرزویی بدون تلاش فراوان تحقق نخواهد یافت. باید بیاموزیم به محض گزینشِ یک هدف، برای طیِ مسیرهای آن خود را به سلاحِ سخت‌کوشی تجهیز نماییم. اگر ما حقیقتاً به دنبال آرمان‌های انسانی و رسیدن به روحی قدرتمند، شاد و آرام هستیم، باید به تناسبِ این آرمان سخت‌کوش باشیم.   امام صادق «علیه السلام» می‌فرمایند: «شادی بر سه پایه استوار است که یکی از این سه پایه قیام در برابر سختی‌هاست.» کسانی که از تحمل سختی‌ها می‌گریزند، هرگز نمی‌توانند به شادی دست یابند. باید باور کنیم که روح ما درست مانند عضلاتمان نیازمند مراقبت‌های خاصی می‌باشد. همانگونه که عضلات ما برای رسیدن به قدرت، به تمرین‌های ورزشی نیازمندند، روح ما نیز، برای رسیدن به قدرت، شادی و آرامش، باید دوره‌های تمرینیِ مخصوص به خود را طی نماید.   باید جرأت حضور در میادینِ تمرینیِ روح را داشته باشیم. کسی که حوصله‌ی یورش بردن به قلبِ میادینِ سختِ تمرینی را ندارد، نمی‌تواند روح قدرتمندی را در خویش بپروراند. خوب است بدانیم که منشأ تمام تغییرات در محیط اطراف و شرایط زندگی ما، تغییر روح خودمان است. اگر غالباً از شرایط پیرامونِ خود رنج می‌بریم، لازم نیست به تغییرِ دیگران و یا شرایطِ محیطی خود بیندیشیم، بلکه تنها کافی است تا روح خود را به قدرت و تعادل برسانیم. یک روح قدرتمند، سخت‌ترین شرایط را با شیرینی و به سادگی تحمل خواهد نمود.   سخت‌کوشی برای پایان دادن به غیبت امام زمان «علیه السلام» هزار و صد و هشتاد سال از غیبت امام زمان «علیه السلام» می‌گذرد. اما علیرغم رغبت و محبت امام زمان به حضور در میان شیعیان، این غیبت تا زمانی که انسان‌ها را به سخت‌کوشی برای برداشتن موانع ظهور نرساند، پایان نخواهد پذیرفت.   امام صادق «علیه السلام» فرمودند: «تا شما خودتان را آماده نکنید، گرفتاری‌هایتان در غیبت همچنان ادامه خواهد داشت.» تک تکِ ما باید با تمام وجود جایِ خالی یک متخصص معصوم را احساس کرده و به تناسب وُسعِ وجودیِ خود برای پایان دادن به غیبت تلاش کنیم. در روایات مکرر آمده است که اگر کسی حقیقتاً آرزوی سربازیِ امام زمان «علیه السلام» را داشته و به تناسبِ ظرفیت و توان خود برای این منظور تلاش کند، در قیامت در کنار امام زمان و هم‌درجه‌ی ایشان خواهد بود. زیرا او در نفس خویش به معیّت با امام زمانش رسیده و «فرج» در نفسِ او محقق شده است.     و الحمدلله رب العالمین

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 1676
زمان انتشار: 20 ژانویه 2015
| |
 ولایت ، جلسه 91

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

ولایت ، جلسه 91

امیرالمؤمنین«علیه‌السلام» به مالک اشتر وقتی او را به فرمانداری مصر منصوب کرد می‌فرماید: مالک زنده‌ترین وقتت را برای خلوت با خدا بگذار. انسان تلاش کند که پیش خدا جایگاه داشته باشد پیش ملکوتی‌ها مقامی داشته باشد این مقامات آن‌جا خیلی ارزش دارند. به گزارش منتظران منجی «عج»، جلسه نود و یک «ولایت»، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که عناوین آن در زیر می آید: 1. قال رسول الله‌صلی الله علیه وآله: من اسْتعمل رجل من اصابةٍ و فیهم من هو ارضاءالله منه فقد خان الله و رسولهُ و المؤمنین. 2. وقتی شخص ضعیف‌تری را به کار می‌گیرند هرچند آدم خوبی باشد » فقد خان الله و رسولهُ والمؤمنین « به خدا و رسول و مؤمنین خیانت کرده. 3. روایت از امیرالمؤمنین«علیه‌السلام»: کسی که می‌خواهد مسؤولیت گروهی را قبول کند باید آدم خودساخته‌ای باشد باید خودش را بسازد. 4. برای این‌که بخواهد مسئولیتی را بپذیرد ان یبدأ شایسته است این‌که شروع کند به تقوم نفسه این‌که خودش را بسازد در این مسئولیت قبلان یشرع فی تقوم رعیة قب لاز این‌ک‌ه بخواهد زیر دست‌های خودش را بسازد. 5. در حیطه مدیریت اگر شخص خودسازی نداشته باشد حضرت می‌فرماید مثل این است که بخواهد تو سایه درختی استراحت کند قبل از این‌که درخت را سر پا کند. 6. امام امت یک جمله مهم و تکان‌دهنده‌ای دارد می‌فرمایند: قبل از این‌که جامعه به شما رو آورد خود را بسازید. 7. کسانی از مدیران و مسئولان در قیامت می‌توانند جواب دهند و معطل نشوند و گرفتار عذاب جهنم نشوند که حضرت عباسی قبل از این‌که به مسئولیت برسند هوای خودشان را داشته باشند خداترسی را به خودشان حاکم کرده باشند. 8. آدم حواس‌پرت یعنی آدم شلوغ و جنجالی که یکسره گرفتار زمان شده و از خودش غافل است این نمی‌تواند در حیطه مدیریتش ظلم نکند آلوده می‌شود خودبه‌خود به گناه و آلودگی و ظلم. 9. شخصیت‌های درجه اول (در مورد مقام معظم رهبری) می‌گفتند که زهد ایشان در میان افراد زبان‌زد است. 10. از نظر امام اگر خودتان را نسازید و جامعه به شما رو آورد اولین اتفاق این است که انسان دچار خودفراموشی می‌شود. 11. امیرالمؤمنین«علیه‌السلام» به مالک اشتر وقتی او را به فرمانداری مصر منصوب کرد می‌فرماید: مالک زنده‌ترین وقتت را برای خلوت با خدا بگذار. 12. به هر حال مسئولی که تزکیه نکرده باشد اهل خودسازی نباشد هر جا رود فساد می‌شود. 13. ریاست و مسئولیت هر چیزی یک ظرفیت می‌خواهد بعضی‌ها خیلی خوش‌اخلاقتند خیلی متواضعند با مردم به محض این‌که به حکومت می‌رسند اخلاقشان هم عوض می‌شود. 14. قال له النبی یا عباس نفسٌ تحییها خیرٌ من امارة لا تُحصیها: عباس یک نفر را که تو بتوانی احیاء کنی یک انسان را بتوانی هدایت کنی برای تو بهتر است از این‌که امارتی را که هیچ‌وقت نمی‌توانی جمع و جورش کنی و به‌دست بیاوری. 15. قرآن می‌فرماید: من احیا نفساً فکانه احیا الناس جمیعاً: هر کس یک نفر را هدایت کند مثل این است که همه مردم را هدایت کرده. 16. پیامبر به علی«علیه‌السلام» می‌فرماید: لن یهدی الله بک: اگر خداوند رجلاً واحداًهدایت کند به وسیله تو یک نفر را خیرٌ لک من الدنیا و ما فی‌ها از دنیا و آن‌چه که در دنیاست برای تو بالاتر است. 17. حضرت می‌فرماید: ان الامارة حسرةٌ و ندامةٌ یوم القیامة: هر کس که امیر و رئیس می‌شود روز قیامت باید حسرت بخورد و پشیمان است. 18. اگر می‌توانی کاری کنی که امیر نشوی این کار را بکن خودت می‌توانی نروی زیر بارش نرو، داوطلب نشو برای امارت. 19. بهلول گفت: تو اگر مسجد را برای خدا ساخته‌ای که خدا می‌داند این را چه کسی ساخته چرا از این‌که اسم تو بالای در مسجد نیست و اسم من است ناراحت می‌شوی. 20. این چند میلیون تومان که برای تبلیغات می‌خواهی خرج کنی را بیا بده به فقرا و مستضعفان. 21. انسان تلاش کند که پیش خدا جایگاه داشته باشد پیش ملکوتی‌ها مقامی داشته باشد این مقامات آن‌جا خیلی ارزش دارند. 22. آدم تلاش کند آن‌طرف مقام بگیرد مقامی که ماندنی است برعکس مقام‌های دنیایی که آن‌طرفش ذلت‌آور است. 23. ریاست مابه‌ازاء آخرتیش ذلت است. 24. در مناجات خمس عشر یا در دعای کمیل هم داریم که خدا مرا نزدیک‌ترین افراد به خودت قرار بده، بیشترین درجه را به من عطا بفرما. 25. فبکاء هارون الرشید بکاءً شدیداً. 26. از پیامبرصلی الله علیه وآله است می‌فرماید: کما تکونوا یُولا علیکم: هر جوری باشید آن‌طور به شما حکومت می‌شود. 27. نوع حاکم را شخصیت‌های مردم انتخاب می‌کند، مردم شخصیتشان به هر سمتی رود حاکمشان هم همان‌طور می‌شود. 28. شخصیت من است که به من می‌گوید چه کسی صلاحیت دارد رهبر من باشد و امام من باشد. 29. انسان زمانی می‌تواند حاکم خوب برای خودش انتخاب کند که اهل عزت باشد ذلیل نباشد این یک قاعده قرآنی است. 30. انسان وقتی عزیز می‌شود می‌گوید هر شخصیتی نمی‌تواند حاکم باشد به من، من یک موجود ممتد از دنیا تا بی‌نهایت هستم، حاکم من باید کسی باشد که این حرف‌ها را بفهمد. 31. عن اوف بن مالک عن النبی انه قال: ان شئتم انبئتکم عن الاماره اگر می‌خواهید من از حکومت تعریف کنم که حکومت چه هست و ما هو اوّل‌ها ملامةٌ اولش ملامت است. 32. اول‌ها ملام‌ءٌ و ثانی‌ها ندامةٌ بعدش که می‌افتی تو کار وحی روی جلو می‌بینی که چه خبر است پشیمانی دارد. 33. و ثالث‌ها عذاب یوم القیامة: آخرش هم عذاب دارد. 34. امام فرمود امارت یعنی اولش ملامت، دوم پشیمانی و سوم عذاب روز قیامت. 35. الّا من عدل فکیف یعدل مع قریبه: مگر کسی که عدالت داشته باشد. 36. و کیف یعدل مع قلیله؟ چه‌طور آدم می‌تواند عدالت پیشه کند در ریاستش با وجود این تقریبی که دارد. 37. تقریب یعنی هوا و هوسش، یعنی دشمنی که در درونش دارد و با او همراه است. 38. امارت یک امانت است شوخی نیست یک امانت است. 39. همیشه برای امارت خوب بودن کافی نیست قدرت هم لازم است. 40. قال رسول الله‌صلی الله علیه وآله من ولی شیئاً من امور المسلمین لم ینظر الله فی حاجة حتی ینظر فی حوائجه کسی که امور مسلمین را به عهده می‌گیرد یک امارتی جایی را، مسئولیتی از امور مسلمین را به عهده می‌گیرد خداوند حاجت او را روا نمی‌کند تا این‌که در فکر حوائج دیگران باشد. 41. من ولی من امر المسملمین شیئاً و حتجب عن منفعت المسلمین و الوی الحاجت احتجب الله عنه یوم القیامة. 42. مسئولیت برای این است که ما یک کاری را خارج از ذات خودمان انجام دهیم یعنی جنبه شخصی واقعاً ندارد. 43. ما من امیر ولی والٍ یقلق بابهُ ذوالکلّة والحاجة و المسکنة الّا اقلق الله ابواب السماء دون‌ها حاجبةٍ کلّتهٍ و مسکنتهِ 44. این طرف یک رحم بیش نیست که دوران رحمی کوتاه است، تولد است و یک ابدیت. 45. شهید بهشتی فرمودند: که ما شیفتگان خدمتیم نه تشنگان قدرت. 46. امام فرمود: آن‌چه بیش از شهادت بهشتی مرا ناراحت می‌کند مظلومیتش است تا شهادتش. 47. پیامبرصلی الله علیه وآله فرمودند که روز قیامت والی را می‌آورند روی صراط نگه می‌دارند آن‌قدر نگه می‌دارند که یهتذبه به لرزه می‌افتد همه اندامش حتی یزول کل عضوٍ منهُ تمام اندام او به لرزه می‌افتد روی صراط اگر عادل باشد می‌تواند رد شود و اگر عادل نباشد 70 سال در جهنم سقوط می‌کند.

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 1674
زمان انتشار: 20 ژانویه 2015
| |
 ولایت ، جلسه 90

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

ولایت ، جلسه 90

ولایت اهل عدل واجب الهی است که خداوند امر کرده است. ولایت مردم یک چیز دل‌بخواهی نیست این‌طور نیست که هرکس بتواند بگیرد، ولایت یا حکومت فقط یک امر اختصاصی به خداوند دارد یعنی خداوند حاکم مطلق مردم است به گزارش منتظران منجی «عج»، جلسه نود «ولایت»، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که عناوین آن در زیر می آید: 1. هر کس ولایتش من الله نباشد چه در زمان معصوم و چه در زمان غیرمعصوم ناصالح است ولو آدم خوبی هم باشد. 2. ولایت مردم یک چیز دل‌بخواهی نیست این‌طور نیست که هرکس بتواند بگیرد، ولایت یا حکومت فقط یک امر اختصاصی به خداوند دارد یعنی خداوند حاکم مطلق مردم است. 3. چه در زمان معصومین و چه در زمان غیرمعصومین حتماً کسی می‌تواند ولایت امر را به عهده بگیرد و جزء اولی الامر باشد که حتماً ولایتش را خداوند تأیید کرده باشد. 4. در زمان معصومین به تعیین است یعنی مشخصاً گفته‌اند چه کسی اسمش چیست (چه کسی ولی است). 5. در زمان غیرمعصومین (بعد از غیبت) هم مشخص کرده‌اند با چه شرایطی چه فقیهی می‌تواند ولی باشد. 6. از میان فقها با یک سلسله شرایط خاصی می‌تواند جانشین معصوم باشد و ولایت امر مسلمین را به عهده بگیرد. 7. ولایت اهل عدل واجب الهی است که خداوند امر کرده است. 8. امام (ره) فرمود: که حفظ جمهوری اسلامی از نماز هم بالاتر است. 9. فرق بین اسلام امریکایی و اسلام ناب فقط در ولایت است و هیچ فرق دیگری ندارد. 10. خداوند واجب کرده این‌گونه با مسئله ولایت برخورد کنید: ولی شما اهل عدل من الله باشد و بر شما هم واجب است این را قبول کنید و غیر از این را نپذیرید اگر بپذیرید قطعاً از ولایت خدا خارج شده‌اید. 11. متقی‌ترین افراد هم که باشد اگر به غیر از این راضی باشد از ولایت خدا خارج می‌شود و از ایمان هم خارج می‌شود ولو متصل به قوی‌ترین و زیباترین صور مقدس باشد. 12. اگر ولی چه امام معصوم و چه ولی فقیه اگر امر کرد واجب است اطاعت آن امر. 13. صور مقدس هیچ ربطی به ولایت ندارد. 14. خداوند فرمودند: من هیچ‌کدام از این‌ها را نمی‌آمرزم امامشان را تنها گذاشتند و دلشان را هم خوش کرده‌اند به یک زندگی دینی. 15. امام زمان دقیقاً الان از ما می‌خواهد در مسئله ظهور کمک کنیم و موانع را برداریم و به سهم خودمان تلاش کنیم. 16. امام فرمود ما در سیاست خارجی خودمان نفی نمی‌کنیم که خیال داریم که سنگرهای جهان را فتح کنیم. 17. بسیارند دعاخوان‌ها و سینه‌زن‌ها و ندبه خوان‌هایی که از محصول کارشان هیج بهره‌ای برای امام زمان«علیه‌السلام» وجود ندارد و یا ندبه‌خوان‌هایی که درست به ضد راه امام زمان حرکت می‌کنند. 18. یک نوع تخدیر افکار (دور کردن جوان از خود امام زمان و مشغول شدن به ندبه و گریه و عزاداری) 19. عرفان‌هایی که کار ندارد آمریکا سر ملت ما و نوامیس ما چه مشکلی دارد ایجاد می‌کند (عرفان منفی) 20. خداوند به زمین امر کرد که دهان باز کند و زاهد را که یک خروس (موجودی مظلوم) جلویش پرپر زده بود و او به نمازش ادامه داده بود در خود فرو برد. 21. خداوند نماز را از ما این‌طور خواسته که بگذاریم ظالم مظلوم را از بین ببرد اصلاً این‌طور نیست. 22. چه ولی فقیه و چه امام زمان«علیه‌السلام» از ما درخواست‌هایی دارند، انتظاراتی دارند ما هم نمی‌توانیم مسئول نباشیم. 23. همه شیعیانی که در طول زمان ائمه را تنها گذاشتند همین‌طور فکر می‌کردند یک عده به عبادت مشغول بودند یک عده به کار کاسبی مشغول بودند به قول امام امت در پیچ و خم زندگی جذب شده بودند. 24. ائمه را کسانی کشتند که کاری به امام نداشتند، دین بدون امام و ولی را می‌خواستند. 25. زن و مردان باید توجه به این قضیه داشته باشند که دوشنبه و پنج‌شنبه نامه اعمالمان را امام زمان می‌خواند ما چه نسبتی با این امام زمان داریم. 26. بدون پیوند به امام زمان هیچ خاصیتی ندارد و یا اگر داشته باشد بسیار کم و ضعیف است. 27. بچه بسیجی دارد مسخره می‌شود، رزمنده و خانواده شهدا با یک نگاه دیگری به آن‌ها نگاه می‌شود چرا؟ چون آن‌هایی که به این‌ها نگاه می‌کنند تمام آن رسالتی که امام بر دوش ما گذاشته را فراموش کردند. 28. با پیوند دادن زندگی‌مان به امام زمان است که شاید قیامت بتوانیم جواب دهیم که بله ما عمرمان را درست صرف کردیم و جوانیمان را درست مصرف کردیم. 29. خداوند می‌فرماید: من عذاب می‌کنم هر رعیتی را هر کس را که در اسلام گردن بگذارد به امام جائری که از ناحیه خدا نیست حتی اگر در نزد خدا خیلی آدم نیکوکار و با تقوایی باشد. 30. هیچ‌وقت هیچ‌کس نمی‌تواند ارتباط با خدا برقرار کند مگر از طریق امامش. 31. و ان کانت بارّةً تقیة لاعذبنَّ 32. اگر امامت و ولایت نباشد تو ولو بارّ و تقی هم باشی منقطع از خدا هستی. 33. خداوند می‌فرماید من می‌بخشم هر کسی را که گردن بگذارد به ولایت امام عادل که من الله باشد حتی اگر این شخص گناهکار باشد معصیت کار باشد من می‌بخشمش. 34. هر شخصی که ولایتش من الله نباشد اهل جور است. 35. امام صادق«علیه‌السلام»: ولایة ولاة اهل الجور و اتباعهم والعاملون لهم فی معصیة الله غیر جائزةٍ لمن دعوه الی خدمتهم و العمل لهم و عَوْرهم و للقبول منهم. 36. شیعه حقیقی نمی‌تواند در دلش راضی به ولایت و الی غیر من الله باشد اگر به همچین چیزی تن دادی مطمئن باشی که از ایمان جدا شدی. 37. رسول خداصلی الله علیه وآله: من استعمل عاملاً من المسلمین و هو یعلم ان فیهم اولاً بذلک من و اعلم به کتاب الله و سنة نبیه فقد خان الله و رسوله و جمیع المسلم. 38. خداوند شاهد این است که تو به چه کسی رأی می‌دهی توی رعیت دقت کن یک موقعی یک کسی که خداوند راضی نیست یا لیاقتش کم‌تر است آدم خوبی هم است اما لیاقتش کم‌تر است رأی ندهی. 39. ما الان مراجعی داریم که مقام معظم رهبری در مقابل آن‌ها کاملاً تواضع دارد، دست آن‌ها را می‌بوسد اما اگر آن‌ها بخواهند ولی فقیه شوند، در این جامعه بخواهند مدیریت جامعه را بگیرند در مقابل استکبار جهانی چهار روزه دخل مملکت درآمده. 40. رهبریت خیلی مسئولیتش سنگین‌تر از مرجعیت است. 41. قال سلمان فارسی رضی الله تعالی: سمعت رسول الله‌صلی الله علیه وآله یقول، من ولی سبعةً من المسلمین من بعدی و لم یعدل فیهم لقلَّ الله تعالی فیهم و هو غضبان: هر کس مسئولیت هفت مسلمان را به عهده بگیرد و نتواند عدالت را در مورد این‌ها رعایت کند خدا را ملاقات می‌کند در حالیکه خداوند غضب کرده. 42. رسول اکرم‌صلی الله علیه وآله می‌فرماید که: من ولی عملاً و هو یعلم انه لیس لذلک العمل اهلاً اهلٌ فلیتبوّأَ مقعده من النّار: کسی که یک جا مسئولیتی به عهده می‌گیرد خودش هم می‌داند که اهل این کار نیست بداند که جایش در جهنم است. 43. مقام معظم رهبری فرمودند: آن روزی که به من گفتند رهبر شو من نپذیرفتم، من سفت ایستادم و نپذیرفتم، آقایانی که آنجا بودند گفتند ایشان چه‌قدر مقاومت کرد در مقابل این رأی عمومی که گفتند شما باید رهبر شوید با کراهت و به زور این قضیه را به ایشان تحمیل کردند

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 1673
زمان انتشار: 20 ژانویه 2015
| |
 ولایت ، جلسه 89

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

ولایت ، جلسه 89

هدایت اولیه داریم، هدایت عمومی است و یک هدایت ثانویه و خاص داریم و هدایت عمومی: هدایتی است که خداوند همه انسان‌ها را می‌کند. هدایت ثانویه آنجایی است که خدا خیر بنده‌ای را می‌خواهد زیرا این بنده خوبی بوده است و بر مقتضای شرع و عقل آمد. به گزارش منتظران منجی «عج»، جلسه هشتاد و نُه «ولایت»، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که عناوین آن در زیر می آید: 1. هنگامی که خدا خیر بنده‌ای را بخواهد او را در دین آگاهش می‌کند، فقیهش می‌کند نه فقیه به معنای مصلحش یعنی به آگاهی عمیقی از دین نائل می‌شود. 2. وقتی بنده‌ای را خدا خیرش را بخواهد یا وقتی خدا خیر بنده‌ای را بخواهد کم حرفی را به او الهام می‌کند. 3. هدایت اولیه داریم، هدایت عمومی است و یک هدایت ثانویه و خاص داریم و هدایت عمومی: هدایتی است که خداوند همه انسان‌ها را می‌کند. هدایت ثانویه آنجایی است که خدا خیر بنده‌ای را می‌خواهد زیرا این بنده خوبی بوده است و بر مقتضای شرع و عقل آمد. 4. وقتی من شیطان را به‌عنوان ولی انتخاب کنم خدا مرا می‌برد تحت ولایت شیطان، وقتی خودش را به‌عنوان ولی انتخاب کنم مرا می‌برد تحت ولایت خودش. 5. شما بر اساس میزان گرایش فطری و طبیعی خودتان رهبران و نماینده‌های مجلس را تعیین می‌کنید. 6. هر کسی که می‌رود رئیس می‌شود یعنی بر اساس خصلت‌های درونی خودش حکومتش را می‌کند اگر طبیعت‌مدار باشد احکام طبیعی صادر می‌کند اگر فطرت‌مدار باشد قوانینی که صادر می‌کند قوانین فطری است. 7. ما اگر خودمان بی‌لیاقتی نشان دهیم آنی که قرار است بر ما حاکم باشد آینه ماست، رهبران هر قومی آینه آن قوم هستند. اگر الهی شدید رهبرتان هم فرق می‌کند. پس حاکم ما از مجموعه ارواح ما تعیین می‌شود. 8. ولی فقیه شرایط دارد هر کسی نمی‌تواند ولی فقیه باشد معصوم هم مشخص کرده که ولی فقیه چه کسی می‌تواند باشد و حدیث مسلّم داریم از امام زمان که فقیه با شرایطی خاص می‌تواند رهبر باشد. 9. ولایت باید مِنَ الله باشد اگر مَنَ الله نبود تو ارتباطت با خدا قطع است چون می‌گوییم: اللهُ ولیُّ للذین امنوا یخرجهم من الظلمات الی النّور. 10. چه کسی را به عنوان رهبر و ولی خودم انتخاب کنم - یک کسی باید باشد که ولایت او ولایت خدا باشد، مظهر ولایت خدا باشد - یک کسی باشد که من تحت ولایت او بتوانم جبهه فطرت را قوی نگهدارم بتوانم فضای فطری کشورم و فضای فطری خودم را قوی نگه دارم.

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 1667
زمان انتشار: 20 ژانویه 2015
| |
 ولایت ، جلسه 88

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

ولایت ، جلسه 88

انسان‌ها اگر بخواهند در حرکت ابدیشان خوشبخت متولد شوند باید در دنیا تحت قوانینی که منطبق با آخرت است و احاطه و حکومت دارد با دنیا زندگی کنند و طبق آخرت و طبق ابدیت روحشان بار آید. به گزارش منتظران منجی «عج»، جلسه هشتاد و هشت «ولایت»، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که عناوین آن در زیر می آید: 1. امام یعنی شخصیتی که علمش و کمالاتش از طرف خداوند داده شده و علمش اکتسابی نیست، علمش احاطه بر آخرت دارد. 2. انسان‌ها اگر بخواهند در حرکت ابدیشان خوشبخت متولد شوند باید در دنیا تحت قوانینی که منطبق با آخرت است و احاطه و حکومت دارد با دنیا زندگی کنند و طبق آخرت و طبق ابدیت روحشان بار آید. 3. مدیران صالح کسانی هستند که در سایه مدیریت این‌ها دین تقویت می‌شود اگر در سایه مدیریت کسی دین ضعیف شد مدیریتش، مدیریت جهنمی است. 4. باید تخصص‌ها در خدمت دین باشد و باید دین اصل و مبنا در همه قوانین باشد تا انسان‌ها سالم به دنیا آیند و سالم متولد شوند به آخرت. 5. سفیه یعنی کسی که اگر آمده ولایت را به عهده گرفت، مردم از قِبَل ولایت و رهبری او به سمت سعادت ابدی حرکتی نتوانند، کنند، یا موانعی سر راه حرکتشان ایجاد شود. 6. اصل، متدین شدن مردم است، اصل این است که مردم در نظام جمهوری اسلامی آن‌طور بار آیند و تربیت شوند که حیات ابدیشان محفوظ شود نه حیات ادنی و پس دنیا. 7. ما موظّف هستیم، نباید کسی زیر دست ما ضایع شود، نباید کسی در تحت مدیریت ما از حرکتش به سمت آخرت باز بماند، خیلی خطرناک است. 8. از امیرالمؤمنین«علیه‌السلام»: که هر کس هر جا رئیس می‌شود بر طبق روحیات خودش حکم‌رانی می‌کند آن روحیات خودش را در مدیریت خودش بروز می‌دهد.

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed