www.montazer.ir
شنبه 6 ژوئن 2026
شناسه مطلب: 11696
زمان انتشار: 23 می 2020
| |
دعای حضرت علی ع در شب عید فطر

دعای حضرت علی ع در شب عید فطر

حسن بن راشد از امام صادق علیه السلام روایت کرده که فرمود: حضرت علی علیه السلام می فرمود: هر که شب عید فطر دو رکعت نماز گزارد که در رکعت اول سوره حمد و هزار مرتبه سوره توحید و در رکعتِ دوم سوره حمد و یک بار سوره توحید را بخواند، هیچ چیز از خدا نمی خواهد، جز آنکه خدا به او عطا خواهد کرد. دعای بعد از نماز این گونه است: ای خدا! ای خدا! ای خدا! ای مهربان! ای خدا! ای پادشاه! ای خدا! ای پاک! ای خدا! ای پاکیزه! ای خدا! ای ایمن بخش! ای خدا! ای غالب! ای خدا! ای استوار! ای خدا! ای نیرومند! ای خدا! ای متکبر! ای خدا! ای آفریدگار! ای خدا! ای ایجاد کننده! ای خدا! ای تصویرگر! ای خدا! ای دانا! ای خدا! ای سریع! ای خدا! ای شدید! ای خدا! ای مهربان! ای خدا! ای مراقب! ای خدا! ای اجابت کننده! ای خدا! ای بخشنده! ای خدا! ای ستایشگر! ای خدا! ای برتر! ای خدا! ای حافظ! ای خدا! ای احاطه کننده! ای خدا! ای سرور بزرگان! ای خدا! ای اول! ای آخر! ای ظاهر! ای باطن! ای فخر کننده! ای خدا! ای نیرومند! ای خدا! ای مالک! ای خدا! ای شاهد! ای خدا! ای نیرومند! ای خدا! ای جمع کننده! ای خدا! ای گشاینده! ای خدا! ای زنده کننده! ای خدا! ای میراننده! ای خدا! ای اجابت کننده! ای خدا! ای برانگیزاننده! ای خدا! ای عطا کننده! ای خدا! ای بخشنده! ای خدا! ای نعمت دهنده! ای خدا! ای حق! ای خدا! ای آشکار! ای خدا! ای مداوا کننده! ای خدا! ای نیکوکار! ای خدا! ای ایجاد کننده! ای خدا! ای بازگرداننده! ای خدا! ای صاحب جلالت! ای خدا! ای صاحب بزرگواری! ای خدا! ای معبود! ای خدا! ای ستوده شده! ای خدا! ای آفریدگار! ای خدا! ای یاور! ای خدا! ای ایجاد کننده! ای خدا! ای عمل کننده! ای خدا! ای مهربان! ای نور! ای خدا! ای دلسوز! ای خدا! ای قادر! ای خدا! ای پروردگار! ای خدا! از تو می خواهم که بر محمد و خاندانش درود فرستی و به خشنودیت بر من منت گذار و به بردباریت از من درگذر و از روزی حلالِ پاکت بر من بگستران؛ از جایی که گمان داشته و از جایی که گمان ندارم؛ چرا که بنده تو هستم؛ کسی را غیر از تو ندارم و کسی را غیر از تو نمی یابم که از او درخواست کنم؛ ای مهربان ترینِ مهربانان! آنچه خدا بخواهد تحقق پذیرد و هیچ نیرویی جز به خدای برتر و و الا نیست. آن گاه سجده کرده و می گویی: ای خدا! ای خدا! ای خدا! ای پروردگار! ای نازل کننده برکت ها! هر حاجتی در پیشگاه تو فرود می آید از تو می خواهم به هر اسمی که در غیب نزد تو است و نام مشهور نزد تو که در سراپرده های عرشت نگاشته شده، اینکه بر محمد و خاندانش درود فرستی و ماه رمضان را از من بپذیر و مرا در زمره حجاج خانه خودت بنویسی و از گناهان بزرگم درگذری و گنج هایت را خارج گردانی؛ ای پروردگار! ای مهربان!1 ............................................... 1. صحیفه امام علی، ج 1، ص 211 ـ 203.

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11693
زمان انتشار: 21 می 2020
| |
داشتنِ نگاه ابدی، از نکات مهم انسان شناسی است

قلب، جلسه 25، 1389/09/13

داشتنِ نگاه ابدی، از نکات مهم انسان شناسی است

در بحث انسان­ شناسی نکته مهمی وجود دارد و آن، این است که هر کس باید یک نگاه ابدی به خودش داشته باشد و به بلندای ابدیت عاشق خودِ حقیقی‌اش باشد. این کلید و رمز همه خوشبختی‌ها، شادی‌ها و آرامش‌ها در وجود انسان است. یعنی چهار مرحله ی «انتخاب‌ها، ارتباط‌ها، رفتار و افکار» انسان باید براساس عشق ابدی‌اش تنظیم شود.

خداوند در وجود هر انسانی حبّ ذات قرار داده است. هرگاه شناخت‌ ما از خودمان کوچک و در حد شناخت دنیایی باشد، آن حب ذات، یک عشق محدود دنیایی می‌شود؛ نه یک عشق جاودانه. در این صورت، نگاه به خود، دیگر نگاه جاودانگی نیست. در واقع انسان عاشق ناخودش می‌شود و با اینکه تلاش می‌کند تا خود حقیقی اش را شاد و آرام کند، ولی چون برای خود حقیقی کار نمی‌کند و به خود دنیایی و خود موقت و خود حیوانی اش مشغول است و فقط برای آن کار می‌کند، طعم آرامش و طعم شادی را نمی‌تواند احساس کند. وقتی انسان به خود، عشق ابدی پیدا می‌کند، به لوازم یک خوشبختی ابدی فکر می‌کند. ضمن اینکه به خوشبختی در دنیا هم بی توجه نیست. زیرا اگر کسی در دنیا با حوادثی که برایش پیش می‌آید، نتواند شادی و آرامش خود را حفظ کند، معنایش این است که خود حقیقی‌اش را نمی‌شناسد و هنوز نتوانسته است با کانون‌های شادی و آرامش ارتباط برقرار کند. خداوند انسان را آنقدر ضعیف نیافریده که با مشکلات و سختی‌های دنیا احساس پوچی و شکست کند؛ اما در جهان امروز، از این احساس، با اسم های اضطراب و استرس یاد می‌کنند. جهان امروز از شناخت حقیقی انسان عاجز است و انسان به بلندای ابدیت، آن‌طور که خدا آفریده و معرفی کرده، معرفی نشده است. همه مردم جهان دارند برای انسانی کار می‌کنند که انسان نیست. برای یک انسان قلابی و برای بخش های غیر حقیقی انسان، که همان چهار شأن پایینی اوست، به اسم انسان دارند کار می‌کنند. از این رو، هر چقدر علوم پیشرفت می‌کند، نه تنها هنجارها آرامش‌ها و شادی‌ها به دست نمی‌آید، بلکه ناهنجاری‌ها، ناآرامی‌ها و ناخوشبختی‌ها بیشتر می‌شود. چون ما در این دنیا داریم با تحصیلات و علوم و ثروت، انسانی را پرورش می‌دهیم که بخش حقیقی ما نیست. یعنی بخش اصلی ما که بخش جاودانه و از جنس خداست و ما از آن با عنوان «خود حقیقی» یاد می کنیم، معمولاً مغفول واقع می‌شود. رمز خوشبختی در دنیا و آخرت چیست؟ رمز خوشبختی در حیات دنیا و آخرت، اول، عشق جاودانه به خود و دوم براساس نگاه به آخرت زندگی کردن است. مثلاً یک جنین سالم، زمانی می‌تواند از رحمش خوب استفاده کند که براساس امور دنیا زندگی کند. یعنی تلاشش برای تولد سالم باشد. وقتی هدف جنین تولد سالم در دنیا است، نظام زندگی رحمی او هم در واقع سر و سامان می‌گیرد. همانطور که در تولد جنین از رحم مادر به دنیا، فقط یک چیز به دردش می‌خورد و آن بدن سالم است، در تولد ما از دنیا به آخرت نیز، فقط یک چیز به دردمان می‌خورد و آن قلب سالم است.   امروز اگر از کسی سؤال شود که موفق است یا خیر؟ به ندرت افرادی هستند که علائم موفقیت و خوشبختی را با معیارهای نظام آخرتی بسنجند و بگویند بله خوشبختیم. علتش این است که اکثریت افراد، با نظام دنیایی حساب می‌کنند. مثلاً کسی می‌گوید: من خوشبخت نیستم، چون در زندگی زناشویی شکست خورده ام. خوشبخت نیستم، چون مشکلات مالی دارم. چون مستاجر هستم و دلایلی از این قبیل. در حالی که اینها هیچ کدام ملاک خوشبختی و بدبختی انسان نیست. هیچ کس نمی‌گوید: من خوشبخت هستم، چون الان عاشق خودم هستم، چون ایمان دارم. کسانی که با کوچکترین حوادث دنیا، احساس بدبختی و با به دست آوردن ذره‌ای از دنیا، احساس خوشبختی می‌کنند، شادی‌ها و غصه‌هایشان کودکانه است و این باعث خسران شان می‌شود. دغدغه انسانی که نگاه ابدی به خودش دارد، داشتن قلب سالم است کسی که نگاه ابدی به خودش دارد، بزرگترین دغدغه‌اش داشتن قلب سالم است. چنین کسی برای بخش‌های دیگر اضطراب ندارد. این برایش مهم است که می بیند به محض این که سوت پایان را بزنند، او وارد دوران ابدی زندگی‌اش می‌شود. در آنجا نظامی هست که میلیاردها برابر بزرگتر از اینجاست. به همان اندازه که دنیا نسبت به رحم مادر بزرگتر و پیچیده‌تر و پیشرفته تر است، آنجا هم به مراتبی بیشتر از این نسبت، بزرگتر و پیچیده‌تر و پیشرفته‌تر از دنیاست. همانطور که اگر جنین در رحم مادر بفهمد که دنیا چیست، طور دیگری رشد می کند، ما هم در دنیا اگر بفهمیم که آخرت یعنی چه، طور دیگری زندگی می کنیم. اگر جنین در رحم مادر، بدن سالم نداشته باشد، در عالم رحم، برایش نه دردی دارد و نه اشکالی؛ اما اشکال وقتی پیش می‌آید که به دنیا متولد می‌شود. یعنی اگر جنین در رحم مادر سر، دست، پا، و ... نداشته باشد، زنده است و مشکلی ندارد؛ اما وقتی متولد می‌شود و چشمش به حقایق دنیا باز می‌شود، تازه پی می‌برد به این که واقعاً نیاز به این اعضا دارد. البته نقص داشتن جنین و ایرادات دیگر آن، مربوط به کوتاهی هایی است که پدر و مادر انجام می‌دهند؛ اما نقص داشتن ما برای زندگی ابدی، مسوولیتش به خود ما بر می گردد. ممکن است ما الان از اینکه قلبمان (قلب حقیقی) سالم نیست، دردی احساس نکنیم؛ اما بعد از تولد به عالم بعدی، می فهمیم که نداشتن قلب سالم، چه بلایی بر سر ما می آورد. البته امکان ندارد که انسان درد را احساس نکند، ولی گاهی به خاطر بعضی از مشغله­ ها متوجه این درد نمی‌شود. مثل این است که دست می‌سوزد و از یک حدی که گذشت و سوخت، عصب دیگر کار نمی‌کند. وقتی عصب کار نکرد، هر چقدر بسوزد، شخص متوجه نمی‌شود که چقدر خسارت دیده و فکر می‌کند هیچ خسارتی ندیده است. اما بعداً موقع کار، متوجه می‌شود که به خاطر شدت سوختگی دست، قادر به کار کردن نیست. همینطور، گاهی انسان اصلاً متوجه نیست که چه خسارتی دارد به خودش می‌زند. ولی بعداً که یک دفعه تولد به برزخ حاصل می‌شود، متوجه خسارت می‌شود و تازه می‌فهمد که حسادت و تکبر با جانش چه کار کرده، خودخواهی، زودرنجی، حساسیت، عصبانیت، خودکم بینی، افسوس برای گذشته، بیخود حرص و جوش آینده را خوردن و ... با روحش چه کار کرده است. آن موقع که ما مشغول به زندگی دنیا هستیم، خیلی متوجه ی این خسارتها نمی‌شویم. انصراف از عالم فانی در گرو معرفت صحیح است اگر کسی واقعا به این فهم رسیده باشد که باید از عالم فانی منصرف شود، باید به معرفت صحیح دست پیدا کند. در خصوص این انصراف، امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) می‌فرماید:« مَنْ صَحَّتْ مَعْرِفَتُهُ اِنْصَرَفَتْ عَنِ اَلْعَالَمِ اَلْفَانِی نَفْسُهُ وَ هِمَّتُهُ[1] = اگر معرفت کسی درست باشد، نفس و همت او از عالم فانی رویگردان می‌شود.» به عنوان مثال، شما یک جنین سالم را چگونه می‌بینید؟ باید بدانیم که جنینی سالم است که همت و اراده ­اش فقط متوجه رحم نیست، بلکه متوجه دنیا هم هست و دارد برای زندگی خوشبخت در دنیا رشد می کند. می‌گوییم این جنین، جنین سالم و باهوش و عاقلی است. این جنین اصلاً دوره ی رحمی را اصل نمی داند و به راحتی آن را طی می کند. اول نطفه است، بعد مضغه، بعد علقه و همینطوری رشد می‌کند و خود را با تلاش، برای تولد آماده می‌کند. ماندن در رحم خیلی برایش جدی و مهم نیست، چون می داند که باید برود. در رحم دنیا هم همینطور است. اگر یک نفر واقعاً خودش را شناخته باشد، بنا بر فرمایش حضرت علی(علیه‌السلام) همه دغدغه‌هایش آخرتی می‌شود. این آدم خیلی آدم باشعور و عاقلی است. آدم بزرگی است. برای همین رمز شادی و آرامش او، در معرفت صحیح است. برای این آدم، کسب قلب سالم مهم است. سالم از غصه ­ها، سالم از اضطراب‌ها، سالم از تشویش‌ها، سالم از بیماری‌ها، سالم از تکبر، سالم از خودبینی. چنین آدمی در اینجا غصه ­اش فقط سلامت است. مثل غصه ­هایی که یک جنین عاقل و موفق، در رحم مادر برای تولد سالم دارد. باور ابدیت، مساوی است با رویگردان شدن از چیزهای فانی نشانه آدمی که ابدیت را باور کرده، این است که از چیزهای فانی و موقت دنیا رویگردان می‌شود. حضرت امام باقر(علیه‌السلام) فرمود: «اِعلَم اَنَّهُ لا عِلمَ کَطَلَبِ السَلامَۀ وَ لا سَلامَۀَ کَسَلامَۀِ القَلب= هیچ علمی مثل این نیست که انسان دنبال سلامتی باشد و هیچ سلامتی هم مثل این نیست که انسان دنبال سلامت قلب باشد.» انسان هرچقدر هم تحصیل کند، اما قلب سلیم تحصیل نکند، فایده ندارد. مثل جنینی است جنین بدن سالم نداشته باشد. در این حالت، دیگر فرقی نمی‌کند که دوتا سر با خودش به دنیا بیاورد یا چهارتا پا بیاورد و یا هیچ دستی نیاورد. ما متأسفانه خود حقیقی مان را به رسمیت نمی‌شناسیم و حاضر نیستیم آن را بپذیریم و با آن آشتی کنیم. در مقابل این خود، مثل یک بچه ناخواسته‌ای هستیم که هیچ وقت در خانه او را نمی‌خواهند و همه از او متنفر هستند. ما هم خود حقیقی مان را هیچ وقت نمی‌پذیریم و چون آن را نمی‌پذیریم، نیازهای آن را هم به رسمیت نمی‌شناسیم. وقتی نیازهایش را به رسمیت نمی‌شناسم، هر چه این «خودِ» من فریاد می‌زند که من ابدی هستم، جاودانه هستم، نیازم الله است. نیازم معشوق جاودانه و کمال مطلق است، من توجه نمی‌کنم. گاهی با کمالات جمادی سرش را گرم می‌کنم و با طلا، موبایل، روسری، مقنعه، خانه،  فرش و ... و وقتی حوصله­ام سر می‌رود، مدام اینها را عوض می‌کنم تا شاید یک طوری سر پا باشم. گاهی هم با کمالات گیاهی مثل هیکل، اندام، زیبایی و رفتن به باشگاه و این جور مشغولیت ها سرش را گرم می‌کنم. گاهی هم با درس و علم و مدرک تحصیلی و هنر و ... . این یعنی شما مدام داری پستانک‌ها را عوض می‌کنی و این خود حقیقی دارد داد می‌زند و شما پیوندی با الله برقرار نمی‌کنید. چون با دلبر اصلی‌ات به آرامش نمی‌رسید، شاد نیستید. اگر دارم می‌گویم:«اشهد ان لا اله الا الله»، دارم تعارف می‌کنم. انسان زمانی می‌گوید:«اشهد ان لا اله الا الله» که واقعاً با خدا شاد باشد و خلأ احساس نکند. با وجود خدا، سر چیزی داد نزند. برای چیزی جیغش در نیاید. هدف از عزاداری ها، شباهت ما به اهل بیت ع است هدف از عزاداری‌ها یک امر بسیار بزرگ است. آن امر بسیار بزرگ، شباهت ما و زندگی ما با اهل بیت (علیهم‌السلام) در دنیا و آخرت است. ولی ما اصلاً از عزاداری‌ها این را نمی‌خواهیم. 40 سال این را می‌خوانیم: «اسئل الله ان یجعلنی معکم فی الدنیا و الآخرۀ= من از خدا می‌خواهم که من را با شما در دنیا و آخرت قرار بدهد»؛ اما دغدغه من واقعا این نیست. یک ورزشکار برای آماده شدن و شرکت در مسابقات ورزشی، چندین ماه را به تمرین می‌گذراند، زحمت می‌کشد، از خانواده‌اش دور می‌شود تا در مسابقه شرکت کند و پیروز شود. حتی ممکن است شکست بخورد. برای یک مقام، یک رتبه گیاهی که از رتبه حیوانی هم پایین تر است، ماه ها به خود سختی می‌دهد. اما ما برای کسب رتبه «فوق عقلانی» و زندگی با امام زمان و اهل بیت (علیهم‌السلام) در دنیا و آخرت، هیچ دغدغه‌ای نداریم. کدام شب بی‌خوابی به سرمان زده به عشق امام زمان و به عشق خدا؟ چند روز از تعطیلی‌های‌مان را برای این کار گذاشته‌ایم؟ چند روز حاضر شده ایم از خانواده به خاطر این که به امام زمان ملحق شویم و در چادر امام زمان (علیه‌السلام) برویم، دور باشیم؟ چقدر حاضر شده ایم برای این شان هزینه کنیم؟ برای همین هم امام حسین (علیه‌السلام) برای ما فقط یک وسیله برای کمالات «جمادی و نباتی و حیوانی» است. بقیه ائمه نیز، برای ما همینطور هستند. برای همین، بیشتر هیئت ها رابطه مزدورانه به اهل بیت (علیهم‌السلام) دارند. می‌گوید: من ده روز عزاداری برای تو گرفتم، پاداش می‌خواهم. مداحان نادان هم می‌گویند: امشب شب مزد است. دعا کنید، حاجت دارید، مریض دارید، چک برگشتی دارید، شوهر می‌خواهید، زن می‌خواهید، امشب بگویید. البته درست است که آنها باب­ الحوائج هستند و ما باید نیازهای‌مان را به آنها بگوییم. بعد از خدا ائمه (علیهم‌السلام) را داریم و کسی جز اینها نداریم. نمی‌گوییم این خواسته ­های‌مان را به آنها نگوییم. باید به آنها گفت؛ اما عشق­ ورزی و مهرورزی را مشروط به این چیزها نکنیم. عزاداری یک فرصت و یک میکده است برای این که من جانم را با یاد اصل خودم، ریشه و خانواده آسمانی خودم و پدر مادر حقیقی خودم، آرامش بدهم و از این ارتباط سرمست شوم. نه اینکه بگویم اگر حاجتم را ندهی، دیگر هیئت نمی‌آیم؛ دیگر اسمت را نمی‌آورم؛ دیگر حرم نمی‌آیم. چه چیزی باعث می‌شود که رابطه ما با اهل بیت ع ضعیف شود؟ یک فرمول مهم وجود دارد که در تمام صحنه ­های زندگی به شما کمک می‌کند. این فرمول می‌گوید: هر وقت رابطه شما به خاطر چیزی با خدا و اهل بیت (علیهم‌السلام) ضعیف شود، قیمت آن چیز، در نزد تو از خدا و اهل بیت (علیهم‌السلام) بیشتر است. مثلاً می‌بینی تا مشکل طلاق برای کسی پیش می‌آید، اولین چیزی که آشکار می‌شود، خراب شدن رابطه‌اش با خداست. می‌بینی افسرده می‌شود، رابطه ­اش با خدا و ائمه خراب می‌شود. نمازش خراب می‌شود. این نشان می‌دهد که این فرد فقط یک شوهر یا یک زن می‌خواسته و خدا را فقط در این حد قبول دارد که اگر این باشد و اگر شکمش سیر باشد، اگر پول داشته باشد، نماز می‌خواند و روزه می‌گیرد؛ اما اگر قرار باشد مثل شعب ابیطالب در طول سه سال، ده نفر هر روز یک خرما را دهان شان بگذارند، به خاطر خدا عمراً اگر کسی دینداری بکند. وقتی رابطه ما با خدا و اهل بیت (علیهم‌السلام) به خاطر خراب شدن یک امر دنیایی به هم می‌خورد، یعنی آن امر دنیایی برای ما بزرگتر از خدا و اهل بیت (علیهم‌السلام) است. ما باید یاد بگیریم که عشق‌ ما یک عشق واقعی باشد. من به دختر و پسرهایی که تازه ازدواج می‌کنند، می‌گویم: سعی کنید عشق تان پایدار باشد. اگر می‌خواهید عشقتان پایدار باشد، اولین چیزی که با هم عهد می‌بندید، این است که بگویید ما همدیگر را آنقدر دوست داریم که حاضر نیستیم به خاطر دنیا به همدیگر ناراحت و عصبانی شویم. اگر یک دختر و پسر یا یک زن و مرد، از اول این را اصل قرار بدهند که من هیچ وقت به خاطر چیزی که بوی دنیایی دارد، عصبانی نمی‌شوم، غر نمی‌زنم، نق نمی‌زنم و حال طرف مقابل را نمی‌گیرم، عشق شان پایدار خواهد بود و به قول امام صادق (علیه‌السلام) این عشق هر روز زیادتر می شود. ما باید با خدا و اهل بیت هم همینطور باشیم. می‌گوید: جوانی من فدایت حسین جان، کی می‌رسم به کربلایت حسین جان. اما اگر حاجت ما را ندهند و خیلی وقتها هم نمی‌دهند تا به ما بفهمانند که تو واقعاً آنطوری که ادعا می‌کنی نیستی. آن وقت می‌گوید: آقا 30 سال دَرِ خانه ­ات زحمت کشیدم، گدایی کردم. اینقدر شعور ندارد که بفهمد، این 30 سال محبت آنها بوده که توانسته در خدمت شان باشد. آنها لطف کرده اند که تو را 30 سال در خانه شان نگه داشته اند. می‌توانستند تو را بیرون کنند. یک شکلات یا یک پستانکی به تو بدهند و بروی. حالا ما منت می‌گذاریم سر اهل بیت (علیهم‌السلام) که 30 سال تو را در هیئت و حسینیه نگه داشته اند. منت می گذارد که من عزاداری کردم، من پرچم زدم، من شام دادم، من ناهار دادم، من مشکی پوشیدم. اما نمی‌گوید: در حق من لطف کرده اند و به من اجازه داده اند که من مشکی بپوشم. به من لطف کرده اند، پرچم زدم. نمی گوید که به من خانه دادند، سلامتی دادند، پول دادند که من این کارها را برایشان بکنم. خودشان داده اند و خودشان هم اجر می‌دهند. اما ما وارونه نگاه می‌کنیم. بعد طلبکار هم هستیم. اصلاً این عشق، عشق خوبی نیست. بیاییم یکبار هم که شده، زیارت عاشورا را راست بخوانیم. بگوییم: «اسئل الله ان یجعلنی معکم فی الدنیا و الآخرۀ». بگوییم: ای امام حسین، ای پدر خوبم، من واقعاً بزرگترین آرزویم این است که هم در دنیا با شما باشم و شما من را از چادرتان بیرون نکنید و هم موقع مردن به بعد، با شما باشم. عزاداری برای اهل بیت ع باید از جنس عشق باشد ما را در زیارت عاشورا به کجاها دارند دعوت می‌کنند؟ ما باید تلاش کنیم که اگر عزاداری هم داریم، عزاداری‌مان از جنس عشق پدر و فرزندی و از جنس محبت باشد. با شناخت حقیقت خودمان باشد. از این که آنها به ما این سعادت را و این توفیق را داده‌اند، خوشحال باشیم و تشکر کنیم. استاد ما می‌فرمود: در شهر ما آقایی بود. خیلی وضع مالی خوبی داشت. نوبتی برای امام حسین (علیه‌السلام) مجلس می‌گرفت. یکبار برای مردم می‌گرفت؛ یکبار برای طبقات بازاری‌؛ و یک شب هم برای وزیر وزرا و وکلا و گردن کلفت‌های شهر مجلس می‌گرفت و آنها را دعوت می‌کرد و سفره امام حسین می‌انداخت. در شبی که برای آدم هایی که رتبه دنیایی شان خیلی بالا بود، مجلس گرفته بود، یکی از همین اراذل و اوباش‌ محل هم سرش را پایین می‌اندازد و می‌گوید مجلس امام حسین است و به این مجلس می‌رود و بالای مجلس هم می‌نشیند. صاحب مجلس می‌بیند که الان افراد باکلاس می‌آیند. به او می‌گوید: بیا کارت دارم و او را یک طوری بیرون می‌کند که برود. دهه که تمام می‌شود، امام حسین را خواب می بیند. حضرت رویش را از او برمی‌گرداند. این شخص به دست و پای حضرت می‌افتد و گریه می‌کند که آقا تو را به خدا جوابم را بدهید، مگر من چه کار کرده‌ام؟ من که جز خدمت کاری نکردم. حضرت جواب می‌دهند: چرا فلانی را از مجلس بیرون انداختی؟ مگر خانه تو بود؟ مگر سفره سفره تو بود؟ مگر مجلس مال تو بود؟ مگر غذا مال تو بود؟ تمام زحماتت هدر رفته که دل یک نفر را اینطوری شکستی. گفت: حالا آقا چه کار کنم؟ گفت: برو و از او حلالیت بطلب. این شخص می‌رود در خانه آن بنده خدا و او که این را می‌بیند، خیلی می‌ترسد، دوباره شروع می‌کند التماس و عذرخواهی که آقا ببخشید من عذرخواهی می‌کنم آن روز آمدم خانه شما، نمی‌دانستم. این می‌گوید: آقام امام حسین من را فرستاده که از تو حلالیت بخواهم. او می‌پرسد: آقا به من هم توجه دارند؟ آقا من را هم می‌شناسد؟ گفت: بله آقا خیلی دوستت دارد. اینقدر به تو توجه دارد که آمده گوش من را گرفته و فرستاده که بیایم از تو حلالیت بخواهم. او هم توبه می‌کند و آدم خوبی می‌شود. ما باید بفهمیم که چه چیزی از عزاداری می‌خواهند. برای چه گفتند ما عزاداری کنیم؟ این گریه ما را به کجا می‌خواهد برساند؟ باطن این قضیه را بفهمیم. بفهمم که این گریه باید من را و قوای من را برای امام حسین، برای رسیدن به خود حضرت، برای رسیدن به امام زمان، برای ملحق شدن برای رفتن در چادر امام زمان، آزاد کند. اگر دست من در دست امام زمان (علیه‌السلام) نرود، عزاداری من در همان حد و سطح عزاداری بقیه فرقه­ها است، ثواب دارد اما آن چیزی که از ما توقع دارند، این نیست. ما فرزندان امام حسین (علیه‌السلام) هستیم. ما فرزندان فاطمه زهرا (سلام‌الله‌علیها) هستیم. کسی که فرزند امام حسین است، نوع عزاداریش باید مزدورانه نباشد باید عاشقانه باشد. پی نوشت: [1] .  غرر الحکم و درر الکلم،  جلد۱، صفحه664.   ع ل 375

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11688
زمان انتشار: 20 می 2020
| |
اعمال شب بیست و هفتم ماه رمضان، لیله القدری دیگر

اعمال شب بیست و هفتم ماه رمضان، لیله القدری دیگر

امشب شنبه 31 اردیبهشت مصادف با شب بیست و هفتم ماه مبارک رمضان است و حتی در گزارشات تاریخی و روایی این شب به عنوان شب قدر نیز نامیده شده است. اعمال شب بیست و هفتم ماه مبارک رمضان اول: غسل دوم: روایت شده است که حضرت زین العابدین علیه‌السّلام این دعا را، در این شب از اول تا آخر شب مکرّر می‌خواند: اللَّهُمَّ ارْزُقْنِی التَّجَافِیَ عَنْ دَارِ الْغُرُورِ وَ الْإِنَابَةَ إِلَی دَارِ الْخُلُودِ وَ الاسْتِعْدَادَ لِلْمَوْتِ قَبْلَ حُلُولِ الْفَوْتِ خدایا دوری از خانه فریب، و بازگشت به خانه جاویدان، و آمادگی برای مرگ پیش از رسیدن آن را روزیام گردان. سوم: بخواند این دعا را: یَا مَادَّ الظِّلِّ وَ لَوْ شِئْتَ لَجَعَلْتَهُ سَاکِنا وَ جَعَلْتَ الشَّمْسَ عَلَیْهِ دَلِیلا ثُمَّ قَبَضْتَهُ [إِلَیْکَ] قَبْضا یَسِیراً یَا ذَا الْجُودِ وَ الطَّوْلِ وَ الْکِبْرِیَاءِ وَ الْآلاءِ لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ عَالِمُ الْغَیْبِ وَ الشَّهَادَةِ الرَّحْمَنُ الرَّحِیمُ لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ یَا قُدُّوسُ یَا سَلامُ یَا مُؤْمِنُ یَا مُهَیْمِنُ یَا عَزِیزُ یَا جَبَّارُ یَا مُتَکَبِّرُ یَا اللَّهُ یَا خَالِقُ یَا بَارِئُ یَا مُصَوِّرُ یَا اللَّهُ یَا اللَّهُ یَا اللَّهُ لَکَ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَی وَ الْأَمْثَالُ الْعُلْیَا وَ الْکِبْرِیَاءُ وَ الْآلاءُ أَسْأَلُکَ أَنْ تُصَلِّیَ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ ای گسترنده سایه، و اگر می‌خواستی آن را بی حرکت می‌کردی، و خورشید را بر آن راهنما قرار دادی، سپس آن را جمع کردی جمع کردنی آسان، ای صاحب جود و عطا و بزرگ منشی و نعمت‌ها، معبودی جز تو نیست، دانای غیب و آشکار، بخشنده مهربان، معبودی جز تو نیست، ای قدوس، ای سلام، ای ایمنی بخش، ای چیره، ای توانا، ای پرشکوه، ای بزرگ منش، ای خدا، ای آفریننده، ای پدیدآورنده، ای صورت بخش، ای خدا ای خدا، ای خدا، نام‌های نیکوتر، و نمونه‌های برتر، و بزرگ منشی و نعمت‌ها از آن توست، از تو می خواهم که بر محمّد و خاندان محمّد درود فرستی، وَ أَنْ تَجْعَلَ اسْمِی فِی هَذِهِ اللَّیْلَةِ فِی السُّعَدَاءِ وَ رُوحِی مَعَ الشُّهَدَاءِ وَ إِحْسَانِی فِی عِلِّیِّینَ وَ إِسَاءَتِی مَغْفُورَةً وَ أَنْ تَهَبَ لِی یَقِینا تُبَاشِرُ بِهِ قَلْبِی وَ إِیمَانا یُذْهِبُ الشَّکَّ عَنِّی وَ تُرْضِیَنِی بِمَا قَسَمْتَ لِی وَ آتِنَا فِی الدُّنْیَا حَسَنَةً وَ فِی الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَ قِنَا عَذَابَ النَّارِ الْحَرِیقِ وَ ارْزُقْنِی فِیهَا ذِکْرَکَ وَ شُکْرَکَ وَ الرَّغْبَةَ إِلَیْکَ وَ الْإِنَابَةَ وَ التَّوْبَةَ وَ التَّوْفِیقَ لِمَا وَفَّقْتَ لَهُ مُحَمَّدا وَ آلَ مُحَمَّدٍ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ عَلَیْهِمْ و قرار دهی در این شب نامم را از سعادتمندان، و روحم را با شهیدان، و نیکوکاری ام را در بلندمرتبه ترین درجه بهشت، و بدکاری‌ام را آمرزیده، و به من ببخشی یقینی که قلبم با آن همراه باشد، و ایمانی که شک را از من بزداید، و خشنودی به آنچه که نصیبم کرده‌ای، و پاداش نیکو در دنیا و در آخرت را به ما عنایت فرما، و ما را از عذاب آتش سوزان حفظ کن، و در این شب ذکر و شکرت و رغبت به سویت، و بازگشت و توبه را روزی‌ام فرما، و به آنچه محمّد و خاندان محمّد (درود خدا بر او و ایشان) را بر آن موفق کردی توفیقم ده. چهارم: شیخ کلینی در کتاب کافی از امام صادق علیه‌السّلام روایت کرده: که در دهه آخر ماه رمضان در هر شب بخوان: أَعُوذُ بِجَلالِ وَجْهِکَ الْکَرِیمِ أَنْ یَنْقَضِیَ عَنِّی شَهْرُ رَمَضَانَ أَوْ یَطْلُعَ الْفَجْرُ مِنْ لَیْلَتِی هَذِهِ وَ لَکَ قِبَلِی ذَنْبٌ أَوْ تَبِعَةٌ تُعَذِّبُنِی عَلَیْهِ پناه می‌آورم به عظمت ذات کریمت، از اینکه ماه رمضان از من سپری شود، یا سپیده این شب طلوع کند، و از سوی من نزد تو گناهی یا نتیجه کاری مانده باشد، که مرا بر آن عذاب کنی پنجم: کفعمی در حاشیه کتاب «بلد الامین» نقل کرده که امام صادق علیه‌السّلام در هر شب از دهه آخر این ماه پس از نمازهای واجب و مستحب می‌خواند: اللَّهُمَّ أَدِّ عَنَّا حَقَّ مَا مَضَی مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ وَ اغْفِرْ لَنَا تَقْصِیرَنَا فِیهِ وَ تَسَلَّمْهُ مِنَّا مَقْبُولا وَ لا تُؤَاخِذْنَا بِإِسْرَافِنَا عَلَی أَنْفُسِنَا وَ اجْعَلْنَا مِنَ الْمَرْحُومِینَ وَ لا تَجْعَلْنَا مِنَ الْمَحْرُومِینَ خدایا از ما حق آنچه را که از ماه رمضان گذشته ادا فرما، و کوتاهی ما را از عبادت در این ماه بیامرز و ماه رمضان را از ما پذیرفته تحویل گیر، و ما را از زیاده‌روی‌های بر علیه خویشتن مؤاخذه مکن، و از رحمت شدگان قرار ده، نه از محرومان. و فرموده: هرکه این دعا را بخواند، خدا تقصیری که در گذشته از ماه رمضان از او سر زده بیامرزد، و او را در باقیمانده ماه از گناهان باز دارد. ششم: سیّد ابن طاووس در کتاب «اقبال» از ابن ابی عمیر از مرازم نقل کرده: امام صادق علیه‌السّلام در هر شب از دهه آخر این ماه می‌خواند: اللَّهُمَّ إِنَّکَ قُلْتَ فِی کِتَابِکَ الْمُنْزَلِ شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِی أُنْزِلَ فِیهِ الْقُرْءَانُ هُدًی لِلنَّاسِ وَ بَیِّنَاتٍ مِنَ الْهُدَی وَ الْفُرْقَانِ فَعَظَّمْتَ حُرْمَةَ شَهْرِ رَمَضَانَ بِمَا أَنْزَلْتَ فِیهِ مِنَ الْقُرْآنِ وَ خَصَصْتَهُ بِلَیْلَةِ الْقَدْرِ وَ جَعَلْتَهَا خَیْراً مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ اللَّهُمَّ وَ هَذِهِ أَیَّامُ شَهْرِ رَمَضَانَ قَدِ انْقَضَتْ وَ لَیَالِیهِ قَدْ تَصَرَّمَتْ وَ قَدْ صِرْتُ یَا إِلَهِی مِنْهُ إِلَی مَا أَنْتَ أَعْلَمُ بِهِ مِنِّی وَ أَحْصَی لِعَدَدِهِ مِنَ الْخَلْقِ أَجْمَعِینَ فَأَسْأَلُکَ بِمَا سَأَلَکَ بِهِ مَلائِکَتُکَ الْمُقَرَّبُونَ وَ أَنْبِیَاؤُکَ الْمُرْسَلُونَ خدایا تو در کتاب نازل شده ات فرمودی: ماه رمضان، ماهی که قرآن برای هدایت مردم در آن نازل شده و دلایلی روشن از هدایت و تمیز دادن حق از باطل است، با نازل کردن قرآن در آن حرمتش را بزرگ شمردی، و آن را به شب قدر اختصاص دادی، شبی که آن را از هزار ماه ماه بهتر قرار دادی. خدایا این روزهای ماه رمضان است که گذشت، و شب‌های آن است که از دست رفت، من از این ماه چنان شده ام که تو از من به آن داناتری، و شماره آن را از تمام آفریدگانت شمارنده‌تری، در نتیجه از تو درخواست می‌کنم به آنچه از تو درخواست کردند فرشتگان مقرّبت، و پیامبران مرسلت وَ عِبَادُکَ الصَّالِحُونَ أَنْ تُصَلِّیَ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تَفُکَّ رَقَبَتِی مِنَ النَّارِ وَ تُدْخِلَنِی الْجَنَّةَ بِرَحْمَتِکَ وَ أَنْ تَتَفَضَّلَ عَلَیَّ بِعَفْوِکَ وَ کَرَمِکَ وَ تَتَقَبَّلَ تَقَرُّبِی وَ تَسْتَجِیبَ دُعَائِی وَ تَمُنَّ عَلَیَّ [إِلَیَ] بِالْأَمْنِ یَوْمَ الْخَوْفِ مِنْ کُلِّ هَوْلٍ أَعْدَدْتَهُ لِیَوْمِ الْقِیَامَةِ إِلَهِی وَ أَعُوذُ بِوَجْهِکَ الْکَرِیمِ وَ بِجَلالِکَ الْعَظِیمِ أَنْ یَنْقَضِیَ أَیَّامُ شَهْرِ رَمَضَانَ وَ لَیَالِیهِ وَ لَکَ قِبَلِی تَبِعَةٌ أَوْ ذَنْبٌ تُؤَاخِذُنِی بِهِ أَوْ خَطِیئَةٌ تُرِیدُ أَنْ تَقْتَصَّهَا مِنِّی لَمْ تَغْفِرْهَا لِی سَیِّدِی سَیِّدِی سَیِّدِی أَسْأَلُکَ یَا لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ إِذْ لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ و بندگان شایسته‌ات، اینکه بر محمّد و خاندان محمّد درود فرستی، و وجودم را از آتش آزاد کنی، و به رحمتت به بهشتم وارد کنی، و به عفو و کرمت بر من تفضّل آری، و نزدیک جویی‌ام را بپذیری، و دعایم را به اجابت رسانی، و به امان دادنم در روز وحشت، از هر هراسی که برای قیامتم آماده کرده‌ای بر من منت نهی، خدایا به ذات کریم و به جلال بزرگت پناه می‌آورم، از اینکه روزها و شب‌های ماه رمضان سپری گردد، و برای من نزد تو نتیجه کاری یا گناهی باشد که مرا به سبب آن مؤاخذه کنی، یا خطایی که بخواهی انتقامش را از من بگیری، و مرا در آنها نیامرزیده باشی، ای آقای من، ای آقای من، ای آقای من از تو می‌خواهم که معبودی جز تو نیست، آنگاه که معبودی جز تو نبود إِنْ کُنْتَ رَضِیتَ عَنِّی فِی هَذَا الشَّهْرِ فَازْدَدْ عَنِّی رِضًا وَ إِنْ لَمْ تَکُنْ رَضِیتَ عَنِّی فَمِنَ الْآنَ فَارْضَ عَنِّی یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ یَا اللَّهُ یَا أَحَدُ یَا صَمَدُ یَا مَنْ لَمْ یَلِدْ وَ لَمْ یُولَدْ وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوا أَحَدٌ اگر در این ماه از من خشنود بوده‌ای، بر خشنودی‌ات از من بیفزا، و اگر خشنود نبوده‌ای از هم اکنون از من خشنود شو ای مهربان‌ترین مهربانان، ای خدا، ای یکتا، ای بینیاز، ای که نزاییده و زاده نشده، و احدی برایش همتا نبود و بسیار بگو: یَا مُلَیِّنَ الْحَدِیدِ لِدَاوُدَ عَلَیْهِ السَّلامُ یَا کَاشِفَ الضُّرِّ وَ الْکُرَبِ الْعِظَامِ عَنْ أَیُّوبَ عَلَیْهِ السَّلامُ أَیْ مُفَرِّجَ هَمِّ یَعْقُوبَ عَلَیْهِ السَّلامُ أَیْ مُنَفِّسَ غَمِّ یُوسُفَ عَلَیْهِ السَّلامُ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ کَمَا أَنْتَ أَهْلُهُ أَنْ تُصَلِّیَ عَلَیْهِمْ أَجْمَعِینَ وَ افْعَلْ بِی مَا أَنْتَ أَهْلُهُ وَ لا تَفْعَلْ بِی مَا أَنَا أَهْلُهُ و بسیار بگو: ای نرم کننده آهن برای داود (درود بر او)، ای بردارنده بدحالی و بلاهای بزرگ از ایّوب (درود بر او)، ای از بین برنده اندوه شدید یعقوب (درود بر او)، ای زایل کننده غم یوسف (درود بر او)، درود فرست بر محمّد و خاندان محمّد، چنان که تو سزاواری که درود فرستی بر جمله آنان، و با من چنان کن که تو شایسته آنی نه چنان که من سزاوار آنم. التماس دعا

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11687
زمان انتشار: 20 می 2020
| |
کسب رابطه وجودی، یکی از راه های ظرفیت سازی برای شب قدر است

احیاء شب 23 ماه رمضان، 1399/02/2 (سعه وجودی در پیوند با دولت کریمه)

کسب رابطه وجودی، یکی از راه های ظرفیت سازی برای شب قدر است

بحث ما در قیمت ها و تقدیرات در شب قدر بود. انسان می‌تواند تقدیرات منفی یا مثبت داشته باشد. کسانی که تقدیرات مثبت دارند، می‌توانند تقدیرات یک نفر یا تقدیرات میلیون ها انسان را جذب کنند تا خود را به جایی برسانند که تمام خیری که خداوند نصیب اهل بیت (علیهم‌السلام) می کند، نصیب آنها هم بکند و همه شری که خداوند از اهل بیت (علیهم‌السلام) دور می‌کند از آنها هم دور کند. این بسته به این است که شما چقدر ظرفیت سازی کرده اید و چقدر ظرفیت را می‌توانید به درگاه خدا تقدیم کنید.

برقراری رابطه با دولت کریمه، سه گونه است: ۱- لفظی ۲- تصدیقی ۳- رابطه وجودی ما در دعای افتتاح، تمنای دولت کریمه داریم. اما ممکن است ما با تمنای دولت کریمه، فقط یک رابطه لفظی داشته باشیم و فقط بفهمیم که دولت کریمه یعنی چه. اما گاهی ممکن است ما دولت کریمه را تصدیق کنیم. یعنی یک رابطه تصدیقی برقرار کنیم و به صدقِ آثار و فواید آن پی ببریم و به فاجعه نبودنش ایمان داشته باشیم. یعنی صدق داریم که اگر نباشد چه فجایعی اتفاق می‌افتد. اما این دعا در صدد آن است که تصورات و تصدیق های ما را درست کند و ما را به سمت یک رابطه وجودی سوق دهد.  در بخش سوم یعنی رابطه وجودی، وقتی ما با خود دولت کریمه و وجود مقدس امام زمان (علیه‌السلام) رابطه وجودی برقرار می‌کنیم، یعنی حضرت بخشی از وجود ما می‌شود و ما هم عنصری از او خواهیم شد. نه به این معنا که او را تشکیل می‌دهیم، بلکه ما هم بخشی از وجود او می‌شویم. الان «تعلقات جسمی» است که ما را از هم جدا کرده، و گرنه روح ها چون مجردند، مرز ندارند. برای همین می‌توانند با هم ارتباط برقرار کنند. این یک قاعده بسیار ظریف و لطیفی است که در بحث «انسان شناسی» خیلی اهمیت دارد. یعنی مربوط است به قاعده «انفسکم فی النفوس=وجود شما در وجود دیگران هست» که در زیارت جامعه کبیره می‌خوانیم. پس «رابطه وجودی»به این معنی است که وقتی می‌گوییم:«انفسکم فی النفوس» یعنی شما در نفس امام زمان هستید. امام زمان به تو مهر پدری دارد. نسبت به تو دلشوره دارد. مهم این است که تو هم نسبت به حضرت این دلسوزی را داشته باشی. وقتی خطاب به معصومین ع می خوانیم: «انفسکم فی النفوس» و «ارواحکم فی الارواح» یعنی وجود و روح آنها در وجود و روح دیگران هست. پس این دو طرفه است. یعنی تو در جان امام زمان قرار داری. قرآن در مورد پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) می‌فرماید:« لَقَد جاءَكُم رَسولٌ مِن أَنفُسِكُم عَزیزٌ عَلَیهِ ما عَنِتُّم حَریصٌ عَلَیكُم بِالمُؤمِنینَ رَءوفٌ رَحیم[1] = به یقین، رسولی از خود شما به سوی‌تان آمد که رنج‌های شما بر او سخت است؛ و اصرار بر هدایت شما دارد؛ و نسبت به مؤمنان، رئوف و مهربان است.» یعنی هم مردم در جان رسول الله (صلی‌الله‌علیه‌وآله) هستند و هم رسول الله (صلی‌الله‌علیه‌وآله) احاطه وجودی بر نفوس دارد. این رابطه بطوری است که اگر یکی از مومنین ناراحت شود، رسول الله (صلی‌الله‌علیه‌وآله)  ناراحت می‌شود. دقت کرده اید که بعضی وقت ها که دل ما می‌گیرد و غمگین می‌شویم، ولی نمی‌دانیم علت چیست؟ حضرت می‌فرماید: چون دل ما می‌گیرد، دل شما هم می‌گیرد. این یک رابطه وجودی است. یا گاهی بدون علت شاد هستیم. حضرت می‌فرماید: چون ما شاد می‌شویم، شما هم شاد می‌شوید. بنابراین، در تقدیرات شب قدر، هر چقدر شما رابطه وجودی ات با مقدسات و غیب بیشتر شود، ظرفیتت برای جذب تقدیرات زیادتر می‌شود. اما برعکس، هر چقدر تصوری یا تصدیقی باشی، محدودتر می شوی. هر چند، آنهایی هم که تصوری و تصدیقی هستند، چیزی نصیب شان خواهد شد، اما تنها راه بهره‌برداری از تقدیراتی که مربوط به معصومین (علیهم‌السلام) و شب قدر است، این است که با آنها رابطه وجودی داشته باشیم. داشتنِ رابطه وجودی، همه مرزهای مکانی و زمانی را حذف می‌کند فقط در رابطه وجودی با معصوم و غیب است که تمام مرزهایت برداشته می‌شود. یعنی حتی گناهانت هم مزاحم نیستند. درک این نکته یک مقدار لطیف است. با داشتن رابطه وجودی، دیگر محدودیت هایت آسیبی به تو نمی‌رساند. رابطه وجودی مرز مادی و زمانی و مکانی را از بین می‌برد. مثلا امام سجاد (علیه‌السلام) در صحیفه سجادیه در مقامات رسول الله (صلی‌الله‌علیه‌وآله) می‌فرمایند: خدایا شکرت که دوری من از رسول الله به من ضربه نزده و نزدیکی خیلی ها به رسول الله هیچ سودی به آنها نرسانده است. مثلاً در گذر از 14 قرن بعد از تولد اسلام، بخصوص در ایران، افرادی پیدا می‌شوند که اوج رابطه وجودی را با اهل بیت (علیهم‌السلام) دارند و تمام مرزهای 1400 ساله را طی کرده و «منا اهل البیت» شده اند. چون با اهل بیت رابطه وجودی دارند، نه زمان و نه مکان و نه گناهان شان مانع شان نیست. رابطه وجودی افراد، عیب های همدیگر را ذوب می‌کند و از بین می‌برد و مغفرت شامل حال شان می‌شود. وقتی شما رابطه وجودی ایجاد کنید، به حب و عشق می‌رسید. در این حالت، سیئه تان هم به شما صدمه نمی‌زند. منظور این نیست که کسی برود عمدی گناه کند و حب را بهانه کند و بگوید گناه صدمه‌ای به من نمی‌زند؛ بلکه منظور این است که بالاخره مؤمن هم جاهایی دچار لغزش و گناه می‌شود. دراین حالت است که اگر رابطه وجودی ایجاد شده باشد، این گناه ها هم از بین می رود. بنازم به بزم محبت که آنجا          گدایی به شاهی مقابل نشیند ایجاد رابطه وجودی یعنی با تمام وجود، خواهان دولت کریمه باشیم داشتنِ رابطه وجودی با حضرت، یعنی تو دولت کریمه حضرت را با تمام وجودت بخواهی و با آن رابطه برقرار کنی. برای همین می‌گویند: شما در شب بیشت و سوم، هیچ دعایی نخوانید و فقط دعای فرج بخوانید. هیچ چیز جز دولت کریمه و فرج امام زمان (علیه‌السلام) نخواهید. معنی این حرف این نیست که اصلا دعای دیگری نکنیم؛ بلکه منظور این است که اگر هیچ دعایی امشب برای خودت نکردی و چیزی برای خودت نخواستی، ضرر نکرده ای. زیرا برای دولت کریمه دعا کرده ای که هر درخواست دیگری هم داشته باشی در همین دعا مستتر است. خوش به حال کسی که امشب ذوب شود در وجود حضرت و تمام دل شکستگی هایش را متوجه دولت کریمه کند. ما را در دعای افتتاح تریبت می‌کنند. این دعا همه چیز را آورده و در عشق خلاصه کرده است:«اَللّـهُمَّ اِنّا نَرْغَبُ اِلَیْكَ فی دَوْلَة كَریمَة». «نَرْغَبُ» یعنی همه عشق من تویی یا صاحب الزمان. اصطلاح امروزی اش که امام (رحمه‌الله‌علیه) فرمود، این است که دولت کریمه یعنی ایجاد حکومت اسلامی و رهبر انقلاب هم فرمودند: تمدن نوین اسلامی. وقتی داریم دعا می‌کنیم:«أمن یجیب المضطر اذا دعاه یکشف السّوء» و وقتی مضطر را می‌فهمی یعنی که؟ خودت را وسط نمی‌آوری. یعنی با وجود این که خودت هم مضطری، اما هیچ حواست به خودت نیست و در دعاهایت فقط یک مضطر را می‌آوری و آن وجود مقدس آقا امام زمان (علیه‌السلام) است. این یعنی رابطه وجودی با حضرت.   رابطه وجودی این نیست که تو در این شب قدر کلی حاجت های بخش های «جمادی، گیاهی، حیوانی و عقلی» ات را آورده باشی و در کنارش حالا برای امام زمان هم یک دعایی بکنی. ما برای داشتن رابطه وجودی، نیاز به فهم درست از این رابطه داریم. پس باید یقین درستی داشته باشیم به این که بالاترین خسارت ما، نبودن امام زمان است؛ چه در نظام فردی و چه اجتماعی و چه نظام جهانی. رابطه وجودی با امام زمان ع، تمام سختی‌های جهاد را آسان می‌کند اگر در کار فرهنگی و جهادی، یک نفر زودرنج و حساس است و به هر دلیلی کار را رها می‌کند و قهر می کند، مطمئن باشید که این آدم هنوز رابطه وجودی با حضرت ندارد. اگر هم دارد به کار ادامه می دهد، در حقیقت او دارد با رابطه تصدیقی اش که سطح پایین تری دارد، کار می‌کند. در رابطه وجودی، اصلا انقطاع وجود ندارد. وقتی رابطه ما با حضرت، رابطه وجودی شد، خستگی معنا ندارد. نه تنها خستگی معنا ندارد، بلکه لذت بخش هم هست. برای همین است که میفرماید:«المحب لله یُحِبُ تَعَبَ فی الله = آن کسی که عاشق خداست، خستگی در راه خدا را دوست دارد.» یعنی جهاد را دوست دارد. خستگی و اسارت و تیر و ترکش خوردنش و جبهه رفتنش، سوریه رفتنش، قطع دست و پا و ترسش را دوست دارد. قربانی دادنش را دوست دارد و در آخر هم می گوید:«ما رایت الا جمیلا». پس قیام، کار آدمی است که با حضرت رابطه وجودی دارد. یعنی تنهایی، غربت، اسارت، کمبود امکانات، جیب خالی، مریضی و سرطان و .... نمی‌گذارد که از راه بیفتد و در هیچ حالتی به هیچ وجه کوتاه نمی‌آید. کسی که با اهل بیت و اهداف معصومین (علیهم‌السلام) رابطه وجودی پیدا کرد و خودش را از اهل بیت دید و آن را باور کرد، او تازه به یک باطن انسانی قشنگ می‌رسد. برای همین در همه دعاهای هر شب ماه مبارک رمضان یک فقره داریم که تکرار می‌شود و آن این است که می گوییم:«و ان تهب لی یقیناً تباشر به قلبی و ایمانا یذهب الشك عنی = خداوندا! از تو مسئلت می كنم ایمانی كه همواره در قلبم باشد و یقینی كه بدانم بی تردید چیزی به من نمی رسد جز آن كه تو مقرر كرده باشی.» من یقینی می‌خواهم که به قلبم بچسبد. تباشر یعنی مباشرت داشته باشد و بچسبد به قلبم و دیگر بیرون نیاید. سست نشوم، شل نشوم. حوادث و مشکلات یقینم را از من جدا نکند. ایمانی که تردیدها را در من از بین ببرد. معرفتِ به حق، بدون عمل معنایی ندارد به رمز این قسمت از دعای افتتاح دقت کنید. بعد از دولت کریمه و کرامت دنیا و آخرت، می گوییم:« اللّهُمَّ ما عَرَّفْتَنا مِنَ الحَقِّ فَحَمِّلْناهُ، وَما قَصُرْنا عَنْهُ فَبَلِّغْناهُ= خدایا، آنچه از حق به ما شناساندی تاب تحملش را نیز عنایت کن و آنچه را در رسیدن به آن کوتاهی کرده ایم، ما را به آن برسان».یعنی هر چقدر معرفت از حق پیدا کرده ایم، تو ما را وادار به عمل به آن کن. یعنی برای ما مخواه که حق را شناخته باشیم، اما توان کشیدن بار آن را نداشته باشیم. یعنی کسی که بارکش خدا و اهل بیت ع نیست، معرفتش هم به دردش نمی‌خورد. پس بارکشی لازم است. جهاد نظامی یک بعد از جهاد است، اما ابعاد دیگر هم دارد. «اللّهُمَّ ما عَرَّفْتَنا مِنَ الحَقِّ فَحَمِّلْناهُ» یعنی تو ما را وادار کن به عمل. خدایا راه‌مان بینداز که در سبک عملی زندگی مان این تصمیم را بگیریم و این تصمیم نیاز به شجاعت، وقت گذاری و وقف شدن در همه ی پنج شأن وجودی ما دارد. «وَما قَصُرْنا عَنْهُ فَبَلِّغْناهُ» یعنی خدایا هر چه ما نفهمیدیم و قاصر بودیم و درک نداشتیم، تو به ما برسان. این کلمات شوخی نیستند. اینها ظریفترین و ریاضی ترین مطالبی است که تو به عنوان یک انسان، در سلوک به سمت بی نهایت به آن نیاز داری. یعنی این حرف ها را با تمام وجود و دلت بزنی. این رابطه وجودی است. کسی که عاشق خدا شد، بارکشی برای خدا را دوست دارد. پس باید به میدان عمل بیاید و خستگی داشته باشد. هیچ وقت برای جنگ رفتن، جبهه رفتن، معلول شدن، شهید شدن و ... تردید و شک و تزلزل در دلش نیست و چرتکه نمی اندازد. کسی که چرتکه می‌اندازد و سبک سنگین می‌کند که بروم یا نروم، رابطه اش با حضرت تصدیقی است. اما وقتی که رابطه وجودی برقرار شد، جانفشانی در رابطه وجودی، کمترین کار است و ترسی ندارد. برای همین شما در تمام دعاهای ماه رمضان بعد از نماز می‌خوانید:«أَسْأَلُكَ أَنْ تَجْعَلَ وَفَاتِی قَتْلا فِی سَبِیلِكَ تَحْتَ رَایَةِ نَبِیِّكَ مَعَ أَوْلِیَائِكَ وَ أَسْأَلُكَ أَنْ تَقْتُلَ بِی أَعْدَاءَكَ وَ أَعْدَاءَ رَسُولِكَ وَ = و از تو می‌خواهم مرگم را كشته شدن در راهت در زیر پرچم پیامبرت همراه با اولیایت قرار دهى، و از تو می‌خواهم كه به وسیله من، دشمنان خود و رسولت را به قتل رسانى». در آخر دعا می‌گوییم: نکند کسی را جای من بگذاری. خدایا من را خوار نکنی که بخواهی کسی را عزیز کنی. از من بگیری و به کس دیگری بدهی. من می خواهم این بار را بکشم. خدایا دشمنانت را به وسیله ی من از بین ببر و من شمشیر تو بشوم. من یدالله بشوم. طبق آیه 24 سوره توبه، بعد از الله و اهل بیت (علیهم‌السلام) که اولین و دومین معشوق ما هستند، جهاد سومین آنهاست. کسی که معشوق سوم را ندارد، فاسق است. تمام ادعاهایی که یک شخص در معشوق اول و دوم می‌کند، در معشوق سوم ظهور پیدا می‌کند. حالا ببین چقدر واقعا پاکارش هستی؟ «اللَّهُمَّ اجْعَلْ لِی مَعَ الرَّسُولِ سَبِیلا = خدایا برایم همراه پیامبر راهى به خوشبختى قرار ده» از کجا بفهمیم یک نفر عاشق رسول الله است یا نه؟ تمام عشق یک نفر به رسول الله به این است که به فرزندش امام زمان (علیه‌السلام) کمک کند. به دولت کریمه کمک کند. این حرف مفت است که کسی بگوید: عاشق رسول الله هستم، اما هیچ خروجی مهدوی نداشته باشد. امکان ندارد کسی به مقدسات عشق بورزد و مفید برای ظهور و برطرف کردن موانع ظهور نباشد. جالب این است که خیلی از ما بعد از مردن با غصه و حسرت، این شریفه را می خوانیم که : یَا لَیْتَنِی اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِیلًا= ای کاش که یک راهی را با رسول خدا در پیش می گرفتم». برای اتخاذ راهی با رسول الله (صلی الله علیه وآله) چه راهی بهتر از برقراری رابطه ی وجودی با فرزندش امام زمان وجود دارد؟ فواید وجود دولت کریمه با بیانِ دعای افتتاح «اللّهُمَّ الْمُمْ بِه شَعَثَنا= خدایا، پریشانی ما را به یاری او جمع کن.» «وَاشْعَبْ بِهِ صَدْعَنا= و پراکندگی ما را به او وحدت بخش» « وَارْتُقْ بِهِ فَتْقَنا= و گسیختگی ما را با او پیوند ده». خدایا این شکاف و تفرقه‌های ما را بردار و ما را متحد کن. این جدایی دل‌ها و بهانه‌های شیطانی برای دور بودن ما را از بین ببر. « وَكَثِّرْ بِهِ قِلَّتَنا= و اندک ما را به او زیاد فرما» امام زمان (علیه‌السلام) که بیایند، کم ما خیلی زیاد است. قلتی وجود ندارد و آن موقع همه اقوام دنیا و میلیاردها انسان در لشکر امام زمان می‌آیند و آن لحظه‌ای است که دیگر نماز تو قضا شده و خورشید طلوع کرده است. تو الان که بین الطلوعین است باید در لشکر امام زمان باشی. فرمودند: انقلاب اسلامی بین الطلوعین ظهور است. فهم انقلاب اسلامی تنها وسیله ظهور امام زمان است. « وَأَعْزِزْ بِهِ ذِلَّتَنا وَأَغْنِ بِهِ عائِلَنا، وَاقْضِ بِهِ عَنْ مَغْرَمِنا ، وَاجْبُرْ بِهِ فَقْرَنا ، وَسُدَّ بِهِ خَلَّتَنا ، وَیَسِّرْ بِهِ عُسْرَنا ، وَبَیِّضْ بِهِ وُجُوهَنا... وَبَلِّغْنا بِهِ مِنَ الدُّنْیا وَالْآخِرَةِ آمالَنا = و ذلّت ما را به او عزّت ده و تنگدستی ما را به او توانگری بخش و بدهی ما را از برکت او ادا کن و فقر ما را به مدد او جبران فرما و جدایی و دو دستگی ما را به وسیله او برطرف کن و دشواری کار ما را به او آسان گردان و روی ما را به دیدار او سپید کن... و ما را به یاری او به آرزوهای دنیا و آخرت مان برسان». وقتی که امام زمان (علیه‌السلام) بیایند، اسرای ما آزاد می‌شوند و به همه خواسته‌هایمان می‌رسیم. دعاهای ما مستجاب می‌شود. به هر آرزویی که در دنیا و آخرت داریم می‌رسیم. حکومت امام زمان ع، حکومت آخرتی است حکومت امام زمان (علیه‌السلام) یک حکومت آخرتی است نه دنیایی. بزرگانی مثل علامه فرمودند: حکومت امام زمان یک حکومت برزخی است. یعنی حکومت در این دنیا است، اما خاصیتش خاصیت برزخی است. خاصیت آخرتی دارد. امام زمان (علیه‌السلام) با حکومتش آخرت را در دنیا می آورد. امام زمان (علیه‌السلام) در آخرت را باز می کند. تردد شما به برزخ و به بالاتر از برزخ کار راحتی می شود. ارتباط و اتصال انسان به غیب راحت می‌شود. اگر در شب قدر، دلت به سمت تمدن سازی برای امام زمان (علیه‌السلام) رفت، بدان که بالاترین تقدیر نصیبت شده و می‌شود. هر کس هر جا که هست و هر چه که هست، باید زیرمجموعه ولایتی اش را به سمت دولت کریمه و تمدن نوین اسلامی ببرد. هر کاری می‌خواهی بکنی، اگر روحت به این دولت کریمه اتصال پیدا کرد و به چیز دیگری فکر نکردی و فقط به این فکر کردی، بالاترین ظرفیت را دریافت کرده ای. و لُبِ مطلب این که با دولت کریمه رابطه وجودی پیدا کنید. به خاطر شرایط «جمادی و گیاهی و حیوانی» از قیام باز نمانید. با آسیب های جمادی و گیاهی و حیوانی فلج نشوید، قائم باشید نه قاعد. یک نفر سرطان دارد و بر زمین افتاده، ولی قائم است. اما دیگری ورزشکار است و همه چیز دارد، ولی قاعد است. همه ما باید مثل امام مان قائم باشیم. پی نوشت: [1] . سوره توبه/128. ع ل 374

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11684
زمان انتشار: 18 می 2020
| | |
صوت سخنرانی استاد شجاعی در شب 23 ماه رمضان 99

صوت سخنرانی استاد شجاعی در شب 23 ماه رمضان 99

صوت

1 - صوت سخنرانی استاد شجاعی در شب 23 ماه رمضان 99

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11683
زمان انتشار: 18 می 2020
| |
یکی از علل ملول شدن دل‌ها، تعلقات به کمالات زمینی است

قلب، جلسه 24، 1389/08/29

یکی از علل ملول شدن دل‌ها، تعلقات به کمالات زمینی است

جلسه قبل گفتیم که دل ها هم مانند بدن ها ملول و خسته می‌شوند. یکی از دلایل ملول شدن دل این است که ما تعلقاتی به زمین و کمالات زمینی پیدا می‌کنیم و این تعلقات باعث می‌شود که از حقیقت انسانی خود فاصله بگیریم و در این گداخانه دنیا گرفتار غیر خودمان شویم.

ما یکسره خارج از وجود خودمان دنبال چیزی می‌گردیم که ما را آرام کند و به ما شادی و آرامش بدهد که چنین چیزی در خارج وجود ندارد. آن چیزی هم که در بیرون هست، یک سری عواملی است که ما را به طور کاذب اشباع می‌کند. این عوامل مثل پستانک می‌ماند که نه شیر دارد و نه عاطفه و محبت و آرامش سینه مادر را منتقل می کند و فقط یک شبیهی از سینه مادر است که موقتاً لحظاتی به بچه آرامش می‌دهد و بعد وقتی بچه بفهمد که این پستانک هیچ خاصیتی ندارد و چیزی عایدش نمی‌شود، سر و صدای بیشتری خواهد کرد. یعنی وقتی هنگام خستگی بچه در دهان او پستانک بگذارید، ممکن است به توهم سینه مادر، لحظه­ ای آرامش پیدا کند و بخوابد، اما نیاز به عاطفه مادر و شیر مادر با اینکه خواب است در وجود او باقی خواهد ماند و وقتی از خواب بلند شود، با شدت و ولع بیشتری گریه خواهد کرد و اگر این بار هم پستانک در دهانش بگذارید، دیگر آرام نمی‌شود و فقط سینه مادر را می‌خواهد.    ما هم با اشباع‌های کاذب و چیزهایی خارج از خودمان، یعنی پستانک های خارجی، مدتی سرگرم می‌شویم. مدتی با تعلقاتی مثل لباس، بدن، قیافه، جواهرات، ظروف، فرش، مبل، تلفن همراه، اتومبیل، لوستر، مسافرت، خارج از کشور، کوه، دریا و ... سرگرم هستیم؛ ولی هیچ وقت به آرام و قرار نمی‌رسیم و جان ما فقط و فقط چیزی را می‌خواهد که حقیقتاً با خودش سنخیت دارد و با آن آرام می‌شود. یکی از روش های قدرتمند درمان، ارتباط با حکمت از بیرون است حکمت باید از سنخ خود اصلی ما باشد تا ما را آرام کند. حکمتی که آسمانی باشد، انسان را ملول نمی کند. کسانی که برنامه­ های مطالعاتی دارند، کلاس می‌روند، استاد دارند، اینها معمولاً جوان می‌مانند و زود پیر و افسرده و بیمار نمی‌شوند. ملول بودن قلب، با گریه، زاری، پژمردگی، یک گوشه کز کردن، قطع ارتباط با دیگران، داد و فریاد، گوش دادن به موسیقی، پارک رفتن و ... خوب نمی‌شود. اینها موقتاً ممکن است تسکینی باشند. اما آن چیزی که قلب را قدرت می‌دهد و تغذیه می‌کند، حکمت های تازه است. انسان انواع و اقسام حکمت ها را نیاز دارد. یک موقعی با یک کتاب شعر حکیمانه و گاهی با قصه و داستان مشکلش حل می‌شود. خوراک های روحی باید متنوع و تازه باشند همانطور که تنوع در خوراکی ها و مادیات خوب است، در معنویات نیز اهمیت دارد. اگر در غذاهای مان تنوع نباشد، تهوع ایجاد می‌شود. این طُرفه بودن و تازگی داشتن خیلی مهم است. آدم‌ها حالت‌های مختلف دارند و از این رو لازم است از همه نوع «طرائف حکیمانه» هم داشته باشند. مثلاً چند کتاب داستان خوب که داستان‌های آموزنده دارد، احادیث معصومین(علیهم‌السلام)، آیات و درس‌های معنوی، از نمونه های خوب «طرائف الحکم= حکمت های تازه» هستند. خانمی که خیلی اهل تهجد و ذکر و دعا بود به من گفت: من احساس می‌کنم گاهی این ذکرها را که دارم می‌گویم خیلی تکراری است، دارم خسته می‌شوم. گفتم: ادامه نده و این ذکرها را قطع کن. ذکر جدید و اسم‌های جدید بگو. آدم معشوقش را همیشه با یک اسم صدا نمی‌کند. با عبارات مختلف صدا کن. سپس برایش ذکر جدید نوشتم. همانطور که خداوند متعال هم در طبیعت از هر چیزی انواع مختلف آفریده است، ما هم باید به متنوع بودن مصرفی های روحی توجه کنیم. روییدنی های متنوعی داریم. مثلا خدا انواع ترب، کلم، سبزی، میوه، قارچ و ... می رویاند. اینها یعنی روح انسان تنوع طلب است. برای همین فرمودندکه وقتی که چند ساعتی به یک درس مشغول شدی، موضوع اشتغالت را عوض کن. پس نقش تنوع در مسائل فکری و روحی خیلی مهم است. برای پی بردن به تنوع در غذاهای معنوی، کتاب قرآن و مفاتیح الجنان را ورق بزنید. آیات قرآن را نگاه کنید، موسیقی های آیات قرآن چقدر با همدیگر متفاوت است. یعنی موسیقی جزء 29 با جزء 30 فرق می‌کند. مشترک دارد، متفاوت هم دارد. خداوند تبارک و تعالی یک مطلب را به گونه­ های مختلف و با آهنگ‌های مختلف برای ما قرار داده است. ما در مفاتیح برای هر ذوق و سلیقه‌ای دعا و ذکر داریم. دعای نیم خطی داریم، ذکر یک کلمه­ ای داریم، دعاهای بلند مثل دعای عرفه، کمیل، ابوحمزه و ... هم داریم. برای کسانی که بدمستی‌های زیاد و اشتهای‌ خیلی زیادی دارند و قدرت‌ها و کشش‌های شان در این زمینه تمام نشدنی است دعاهای بلند داریم. کششِ میل انسان به سمتی یا چیزی و هوس کردن، چیز بدی نیست توجه به تنوع و به این که میل ما به سمت چه چیزی کشیده می‌شود، چیز بدی نیست. قبلاً در بحث «انسان شناسی» راجع به پدیده هوس صحبت کرده‌ایم. در حالت های مختلف هوس هایی به انسان دست می‌دهد که چیز بدی هم نیست. خدای متعال مخصوصاً هوس را گذاشته تا ما نیازهای مان را تأمین کنیم. یک موقع انسان هوس چیزی را می‌کند که الان فصلش نیست. یعنی بدن یک جایی کم آورده و با هوس به شما اعلام می‌کند که الان به این چیز نیاز دارد. این به معنی شکم چرانی و هوسرانی نیست. زیرا هر کس خودش را می‌شناسد که آدم شکم چرانی هست یا نیست. عفت بطن دارد یا ندارد. ولی الان هوس یک چیز ترش، یا هوس فلان میوه یا غذا را کرده؛ این نیاز را باید جدی گرفت. به هوس های روح باید توجه کرد عین همین مسئله هم در روح اتفاق می افتد یعنی ما باید دنبال بهانه ­گیری‌های روح‌مان باشیم. روحمان اگر دارد بهانه می‌گیرد، باید بدانیم یک چیزی می‌خواهد. اگر ندانیم چه چیزی می‌خواهد، خیلی بد می‌شود. سازو کار هوس در بدن، اینگونه است که مثلا شما یک چیزی را استفاده کرده اید و طعم آن در حافظه شما ذخیره شده است. زمانی که بدن شما نیاز پیدا می‌کند، هوس به کمک شما آمده و از طریق نمونه ای که در حافظه دارید، آن را به یاد شما می‌اندازد. یعنی خود بدن سفارش می‌دهد. در غذاهای معنوی هم همین طور است. مثلاً کسی که غذاهای معنوی متنوع سراغ دارد، می‌داند که الان هوس چه چیزی را کرده است. مثلاً می‌خواهد زیارت عاشورا بخواند، می‌بیند حالش نیست. دعای توسل بخواند، می‌بیند کشش ندارد. حال قرآن خواندن را ندارد. می‌بیند روضه هم حالش را خوب نمی‌کند و از آنجایی که غذاهای متنوع سراغ دارد و قبلاً هم استفاده کرده، می‌گوید: من می‌دانم الان چه چیزی نیاز دارم و چه چیزی حالم را خوب می‌کند. بنابراین، سراغ همان خوراکی که نیاز دارد می‌رود. می‌گوید: الان باید مناجات شماره 13 را بخوانم. با این کار، حالم خوب می‌شود. دل در حالِ نشاط، مسائل را خوب می‌فهمد و می‌گیرد امام رضا(علیه‌السلام) فرمود:«اِنَّ لِلقُلُوبِ اِقبالاً وَ اِدباراً، وَ نَشاطاً وَ فُتُوراً، فَاِذا اَقبَلَت بَصُرَت وَ فَهِمَت، وَ اِذا اَدبَرَت کَلَّت وَ مَلَّت، فَخُذوها عِندَ اِقبالِها، وَ اترُکُوها عِندَ اِدبارِها و فُتُورِها[1] = قلب انسان حالت خستگی و نشاط دارد. وقتی در حال نشاط است، مسائل را خوب می فهمد؛ اما وقتی خسته است، كند ذهن می شود، بنابراین، وقتی نشاط دارد، آنرا به كار بگیرید و وقتی خسته است، آن را به حال خود بگذارید.» «فَاِذا اَقبَلَت بَصُرَت وَ فَهِمَت» آن زمان‌هایی که دل زنده است و اقبال دارد، آنجا هم بصیر می‌شود. می‌تواند مطلب را خوب بگیرد و بفهمد. «وَ اِذا اَدبَرَت کَلَّت وَ مَلَّت» وقتی دل ادبار دارد و پشت می‌کند و حوصله­ ندارد، خسته و ملول می‌شود و قفل می‌کند. کُندذهن می‌شود. پس هر وقت دل نشاط دارد، آنجا یقه نفست را بگیر و متوقفش کن و به آن غذاهای معنوی بده و تقویتش کن. ولی وقتی نشاط ندارد، ترکش کنید. رفتارهای اشتباهی که در اثر ندانستن حالات قلب رخ می‌دهد دیده اید که یک موقعی کسی حوصله ندارد و دوست دارد تنها باشد؛ این فرق نمی‌کند که نفس خودم باشد یا نفس دیگری. حضرت می‌فرماید، نفس خودت هم بود، با خودت اینقدر ور نرو، اعصاب خودت را خرد نکن. چه برسد به این که اعصاب دیگران را خرد کنی. وقتی که می‌بینی کسی الان حوصله تو را ندارد، جلو نرو؛ چون تنفر را بیشتر می‌کند. با اینکه خیلی برایش عزیز هستی، شوهرش هستی، زنش هستی، پدرش هستی، فرزندش هستی، اما الان او کشش تو را ندارد. برای همین حضرت نبی اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) فرمود:« یک روز در میان همدیگر را ملاقات کنید تا علاقه‌های‌تان به هم زیاد شود.» البته در این قاعده آدم‌هایی هم هستند که همدیگر را دوست دارند از همدیگر دفع ندارند، بی ­حوصله نیستند. واقعاً همدیگر را دوست دارند. یعنی اگر امروز طرف را ببیند خوشش می‌آید. فردا هم ببیند، خوشش می‌آید. پس فردا هم ببیند، شش ماه و یکسال هم ببیند، بدش نمی آید.یعنی کسانی هستند که بدشان نمی‌آید از اینکه با هم باشند. چه بسا دل‌شان هم تنگ می‌شود، ولی این دلتنگی‌ها ارزش دارد. اما یک موقع کسی حوصله آدم را نداشته باشد و بگوید، من حوصله­ ندارم، اصلاً نباید آدم طرفش برود. بیشتر مادرها در مورد بچه هایشان اینگونه هستند. اعصاب بچه ­ها را خرد می‌کنند. مزاحم بچه ­ها می‌شوند، چی شده، چرا ناراحتی؟ چرا غصه می‌خوری؟ به من بگو چی شده؟ چرا رفتی در اتاق تنها نشستی؟ چرا الان داری گریه می‌کنی؟ این بچه احتیاج دارد به تنهایی، به غصه، به ذکر، به گریه. نباید یک مادر مدام موی دماغ بچه بشود. این بچه بیشتر متنفر می‌شود و حالش خراب می‌شود. این بچه اصلاً نمی‌تواند رشد کند. گاهی دوست دارد گریه کند. بگذار گریه کند. هر وقت تخلیه شد، خودش سراغ شما می‌آید. گاهی شوهر نیاز به خلوت و تنهایی دارد. زن نباید مزاحم مرد شود. اجازه بدهد لحظاتی و ساعاتی را مرد تنها باشد. با این کار، دوام زندگی خیلی بیشتر می‌شود. پس مزاحم کسی نشویم. افراد زمان‌هایی به تنهایی نیاز دارند. دلِ با نشاط، امانت را نگه می‌دارد هرگاه دلها نشاط داشته باشند، هرچه به آنها بسپارید، نگه می‌دارند. امانت می‌گیرد و نگه می‌دارد. اما اگر آمادگی نداشته باشد، بخواهی به او چیزی را بسپاری، قبول نمی‌کند. امام عسکری(علیه‌السلام) فرمود:« إِذَا نَشِطَتِ اَلْقُلُوبُ فَأَوْدِعُوهَا وَ إِذَا نَفَرَتْ فَوَدِّعُوهَا[2]= هر گاه دلها در نشاط‍‌ باشند آنها را به عبادت عادت دهید و اگر فرار داشته باشند آنها را رها كنید.» «وَ اِذا نَفَرَت» موقعی که کوچ می‌کند، «نَفَرَ» و «نَفَرَت» یعنی کوچ کردن. وقتی کسی می‌گوید قلبم از تو نفرت دارد. یعنی قلبم کوچ کرده است. هر جا کوچ کرد، شما هم با او وداع کنید. اگر خداحافظی کرد، شما هم خداحافظی کنید. اصرار نکنید. اصرار هیچ فایده­ای ندارد. حدیثش را هم از قول امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) برایتان خواندم که فرمود: هیچ ذلتی را مثل این ندیدم که دلم به کسی مشغول باشد که دلش به من مشغول نیست. موقعیت شناسی در حال، مفید است زمان­شناسی خیلی مهم است. نتیجه خیلی مهمی که باید از این بحث بگیریم این است که خیلی وقتها دل حوصله دعا ندارد. حوصله حرف زدن با خدا را ندارد. حوصله خواندن قرآن را ندارد. حوصله استاد، حوصله شنیدن حرف حق را ندارد، اگر بی موقع به او تحمیل کنی، حتی اگر حرف حق هم باشد، قبول نمی‌کند. گاهی شما می‌خواهی حرفی به شوهرتان راجع به فرزندتان بگویی؛ حرفی راجع به خودت بگویی؛ راجع به خودش بگویی؛ شکایت داری؛ مواظب باش که بدترین زمان را برای گفتن انتخاب نکنی. متاسفانه بیشتر خانم ها بی سلیقگی می‌کنند و در بدترین زمان، یک مسئله حتی مهم را مطرح می‌کنند و طبعاً نتیجه‌ای هم نمی‌گیرند. یا اگر اتفاقی افتاده، باید بلد باشیم تغافل و تجاهل کنیم. ولی بعضی ها در همان ابتدای ورود و ساعت های اول می‌خواهند مسئله را تمام کنند. نصف شخصیت عاقل، تحمل و نصف دیگر آن بی خیالی است. خیلی افراد عرضه بیخیالی را ندارند. مثلاً زن باید طوری برخورد کند که انگار هیچ اتفاقی نیفتاده و انگار از هیچ چیزی ناراحت نیست. در بحث دشمن شناسی گفتیم، در حالتی که شخص می‌خواهد وانمود کند که خبری هست و از چیزی ناراحت است. درست در همین حالت شیطان کاملاً روی او سوار می‌شود. بنابراین، بهترین کار در این حالت این است که شخص اول باید همه چیز را از ذهن خود دور بریزد و چند ساعتی را با طرف مقابل به گونه ­ای رفتار کند که انگار هیچ اتفاقی نیفتاده است. در این صورت شیطان می‌رود. بعد کم کم، در یک موقعیت مناسب و در یک حالت آرام و شاد، مسئله را با لطافت مطرح کند. اگر حوصله چیزی را نداریم، آن چیز فاقد ارزش و اعتبار نمی‌شود آیا اگر کسی در حالت خاصی حوصله خدا را نداشت، خدا بی­ ارزش می‌شود؟ بی­ ارزش نمی‌شود. اگر من الآن حوصله دعا را ندارم، دعا بی ­ارزش نمی‌شود. اگر کسی حوصله من را نداشت، من بی­ ارزش نمی‌شوم. چون قیمت من از توجه طرف مقابل نیست. انسان ذاتاً خودش قیمت دارد. ارزش دارد. ما ارزش مان را اصلاً از بیرون نمی‌گیریم. نباید احساس کنیم که اگر کسی ما را دوست داشت، قیمت پیدا کرده‌ایم. حتی با دوست نداشتن او هم نباید احساس کنیم که قیمت مان را از دست داده ایم. قیمت من مال خودم است. اگر قیمت دارم که دارم، به هیچ وجه زوری نمی‌شود کسی را وادار کنیم که ما را دوست داشته باشد. اگر کسی من را دوست ندارد، از قیمت من چیزی کم نمی‌شود. اگر کسی حاضر نیست، با من ازدواج کند، کسی حاضر نیست با من مسافرت بیاید، بچه من الان حوصله من را ندارد، من بی ­ارزش نمی‌شوم. بی‌خود خودمان را خوار و ذلیل نکنیم. این خودفروشی را هم نکنیم. اصلاً مهم نیست کسی می‌خواهد با من باشد یا نمی‌خواهد با من باشد. من را دوست دارد یا ندارد. من نمی‌توانم بگویم فرزندم الان من را دوست ندارد. چون می‌خواهد دو سه روزی با دوستانش سفر برود، یا با نامزدش سفر برود. بگذار، برود. از همین فرمولی که پیغمبر فرمود استفاده کن. اتفاقاً وقتی که من را نبرد، دلش برای من بیشتر تنگ می‌شود. محبت‌مان بعداً افزونتر می‌شود. آدمی که خودش را می‌شناسد، قیمت دستش هست و گله نمی‌کند که چرا به من بی­ توجهی کردی؟ نه من قیمت خودم را دارم. اصلاً کسی نمی‌تواند به من بی­ توجهی کند. اگر بی­ توجهی می‌بینی، مال ضعف و خودنشناسی خودت است. اگر بی ­محلی می‌بینی، برای این است که تو قدر خودت را نمی‌دانی و گر نه من الان حوصله شما را ندارم، چیزی از قیمت من کم نمی‌شود. اصلاً پذیرش اینکه فلانی به من توهین کرد یا به من محل نگذاشت، خود به­ خود یک نوع کاهش قیمت است. واقعاً این یک دروغ است چون محل نگذاشتن دیگران، چیزی از قیمت و ارزش ما کم نمی‌کند. کما اینکه الان من اگر حوصله خدا را ندارم، خدا را از خدا بودن نمی‌اندازد. مثلاً من الان خوشم نمی‌آید چلوکباب بخورم، آیا چلوکباب از قیمت و ارزش و خوشمزگی افتاد؟ خیر. پس اگر در یک مهمانی کسی خواست نیمرو یا بادمجان بخورد، آن جوجه کبابی که خانم زحمت کشیده و درست کرده، کبابی که آقا زحمت کشیده و تهیه کرده از قیمت نمی‌افتد.   پی نوشت:   [1] . بحار الانوار ج ۷۸ ص ۳۵۳. [2] . بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار علیهم السلام، جلد۷۵ ، صفحه۳۷۷. ع ل 373

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11682
زمان انتشار: 18 می 2020
| | |
خداوند می فرماید: حضرت علی ع حجت من بر خلق من است و نور من در شهرهای من

خداوند می فرماید: حضرت علی ع حجت من بر خلق من است و نور من در شهرهای من

فیلم

1 - خداوند می فرماید: حضرت علی ع حجت من بر خلق من است و نور من در شهرهای من

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11680
زمان انتشار: 16 می 2020
| |
زبان حال دعا، مبتنی بر رابطه وجودی و عاشقانه است

شب بیست و یکم ماه رمضان؛ 1399/2/25 (سعه وجودی در پیوند با دولت کریمه)

زبان حال دعا، مبتنی بر رابطه وجودی و عاشقانه است

وقتی دعا می خوانیم، فقط به خواندن ظاهری و فهم آن توجه نکنیم؛ یا فقط تصدیقش نکنیم، بلکه باید با آن دعا یا ذکر رابطه وجودی برقرار کنیم.

در جلسه گذشته درباره «سعه وجودی در شبهای قدر» صحبت شد. در این خصوص، بر دعاهای ماه رمضان تمرکز کردیم. چون این دعاها ما را به بزرگی محتوای همان دعاها تربیت می‌کند. دعا و ذکر گفتن چهار درجه دارد: گاهی فقط به لفظ آن توجه می شود. این‌ درجه به زبان آوردن دعاست که همان ارتباط با لفظ دعا و ذکر است. چنین دعایی ثواب هم دارد. چون در روایت ذکر شده است که حتی نگاه کردن به قرآن هم ثواب دارد و این کمترین ترین ارتباط با خداست. این گونه دعا خواندن نیز، انس و نزدیکی با خدا را به  همراه دارد. گاهی انسان از رابطه لفظی و ظاهری دعا و ذکر، یک گام فراتر می رود و عمیق تر می شود. به ترجمه و معنی آن توجه می کند و در این راه، تلاش می کند، پای درس استاد می نشیند تا به معنای آن دست پیدا کند. چنین فردی چون برای هدف خلقت و عمرش ارزش قائل است، وقت جدی برای کسب معارف و آگاهی می گذارد. این هم حاکی از آن است که او به دنبال سعادت است. این درجه، مرحله تصوری دعا و ذکر است، یعنی به دنبال این است که دعا و ذکر چه می گوید و چه معارفی به او می دهد. درجه سوم دعا، مرحله تصدیق است، یعنی می فهمم، قبول می کنم و تصدیق می کنم. اگر کسی دعا را با تصدیق و صدق بخواند و تردید  نداشته باشد، این دعا برای او یک مقام و سلوک می شود. جزء باورهای او می شود. این باورها هم جزء مقامات نورانی انسان در قیامت می‌شوند. تصدیق هر دعا یا آیه، جزء وجود انسان می شود. یک مرحله دیگر بعد از رابطه تصدیقی وجود دارد که آن «رابطه وجودی» است، یعنی ذکر یا دعا یا آیه قرآن، بخشی از وجود انسان می شود. مثلاً خودش عفو  یا کریم یا رحیم یا ستار می شود. رابطه وجودی یعنی رابطه عاشقانه، یعنی وقتی دعا می خوانیم، فقط به خواندن ظاهری و فهم آن توجه نکنیم یا فقط تصدیقش نکنیم، بلکه باید خود آن دعا یا ذکر شویم تا بتوانیم آن را بخوانیم. ائمه معصومین علیهم السلام این دعاها را وضع کرده اند تا ما از دل خودمان آنها را بخوانیم. به عنوان مثال دیده شده که گاهی یک نفر دعای امام زمان عج که همان دعای «الهم ادخل علی اهل القبور السرور» است را می خواند و بقیه آمین می گویند. در حالی که دستور چنین است که این دعا را باید خود فرد هم بخواند. چشم به راه دولت کریمه امام زمان اگر کسی از دل خودش دعای افتتاح یا ابوحمزه ثمالی یا زیارت عاشورا یا دعای توسل بخواند یا نماز بخواند یا قرآن بخواند، به شوق و تلاطم می افتد. این هم نشانه رابطه وجودی اوست که از عشق نشأت می گیرد. رابطه وجودی یعنی تو دعا را انشاء کن. مثل شاعر که از وجود خودش شعر را انشاء می کند. نه از زبان معصوم، بلکه از طرف خودت بخوان.  وقتی به این مقام رسیدی، یعنی تدبیر داری. آن وقت می فهمی که شب قدر یعنی چی. در دعای افتتاح می خوانیم: «اللّهُمَّ إِنَّا نَرْغَبُ إِلَیْكَ فِى دَوْلَةٍ كَرِیمَةٍ تُعِزُّ بِهَا الْإِسْلامَ وَأَهْلَهُ وَتُذِلُّ بِهَا النِّفاقَ و وَأَهْلَهُ = خدایا به سوى تو مشتاقیم‏ براى یافتن دولت كریمه‏اى كه اسلام و اهلش را به آن عزیز گردانى،و نفاق و اهلش را به وسیله آن خوار سازى». خدایا! یعنی خدا جلوی چشم من است. یعنی تو را می بینم. به این خدا عرض می کنیم که همه رغبت مان دولت کریمه امام زمان علیه السلام است. رغبت دولت کریمه امام زمان یعنی رابطه وجودی توست. یعنی آرزوی دکتر، مهندس شدن، تاجر شدن، رئیس شدن و ... نداری. دنبال این چیزها نیست. اگر هم باشی برای امام زمان علیه السلام هستی. در رابطه وجودی، شخص تمام وجود و رغبتش دولت کریمه است. چون او عشق به عزت مسلمان ها دارد. از این رو، عزت مسلمین برای او یک هدف و آرمان است. او از وضعیت فعلی مسلمین و غیرمسلمین ناراحت و غمگین است. چون آنها از خانواده آسمانی شان دور افتاده اند و گرفتار مستکبرین شده اند. این همه آدم که شایستگی ولی الله شدن دارند، توسط فرهنگی که طاغوت و مستکبرین در عالم بنا کرده اند، به اسارت گرفته شده اند تا فقط به ابعاد جمادی، گیاهی و حیوانی فکر کنند. این هم ذلت است. ما فرزند فاطمه زهرا (سلام الله علیها) و امیرالمومنین علیه السلام و امام حسین علیه السلام هستیم. سیدالشهداء در روز عاشورا گفت: «هیهات من الذله= ذلت از ما دور است». در دعای «وَتَجْعَلُنا فِیها مِنَ الدُّعاةِ إِلَى طاعَتِكَ وَالْقادَةِ إِلى سَبِیلِكَ= ما را در آن دولت از دعوت‏كنندگان به سوى طاعتت،و رهبران به سوى راهت قرار دهى» از خدا می خواهیم که من را در تمدن اسلامی جزء کسانی قرار دهد که در آن حکومت، مردم را به طاعت دعوت می‌کنم. پس از الان باید شروع کرد. اهل امر به معروف و ناهی از منکر باشیم تا در دولت کریمه امام زمان علیه السلام جزء دعوت به حق و اسلام باشیم تا حضرت به ما مسئولیت بدهد. چنین کسی باید شبیه به حضرت باشدتا چنین قدرتی داشته باشد. این دعا چقدر به ما شخصیت داده است. اگر کسی این مقام را نخواهد و دلش برای آن نباشد، معلوم است چیزهای کوچک و بی ارزش دلش را پر کرده است. مهندسی آرزوها و عشقش به هم خورده است. از این رو، کسی که می خواهد دیگران را در راه خدا رهبری کند، خودش باید جلوتر از بقیه باشد. «و تَرزُقُنا بِها كَرامَةَ الدُّنیا وَ الآخِرَةِ= و كرامت دنیا و آخرت را از بركت آن‏ روزیمان فرمایى»، خدایا روزی کن کرامت دنیا و آخرت را. کرامت یعنی قیمت، یعنی شرافت، یعنی بزرگی، یعنی ارزش. از خدا بخواهیم هم در دنیا ارزشمند باشیم هم در آخرت. دولت کریمه کاری می کند که تمام دنیا و آخرت تو قیمتی شود. پس سعی کنیم از الان امام زمانی باشیم، قیمتی باشیم. حکومت را در دلمان بیاوریم. ظهور را زودتر برای خودمان ایجاد کنیم. «اللّهُمَّ مَا عَرَّفْتَنا مِنَ الْحَقِّ فَحَمِّلْناهُ= خدایا هرچه از حق به ما معرفت دادی، پس تحمل آن را به ما بده»، یعنی خدایا هر چی به ما معرفت دادی، ما را به عمل آن معرفت وادار کن. این دعا را دائماً تکرار کنیم. به خدایا بگوییم که خیلی چیزها را فهمیدیم و به تصدیقی رسیدم. ولی هنوز اهل عمل نیستیم. هنوز بدبینی، حسادت، سوءظن و تنگ نظری با من است. اگر کسی به عمق این دعا نرسد، چطور می تواند به سمت تمدن اسلامی و دولت کریمه حرکت کند.  کسانی خواهان دولت کریمه هستند که معرفت هایشان را به عمل تبدیل کنند، یعنی سبک زندگی آنها حاکی از نوع معرفت آنهاست. از صبح که بلند می شود تا شب، نوع برنامه ریزهایش حاکی از این است که آرمان و هدف دارود. برای چنین حکومتی خودشان را آماده می کنند و برنامه ریزی دارند. قا/257 دولت کریمه

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11679
زمان انتشار: 17 می 2020
| | | | |
روحیه جهادی و خدمت به امام زمان (عج)

روحیه جهادی و خدمت به امام زمان (عج)

فیلم

1 - روحیه جهادی و خدمت به امام زمان (عج)

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11678
زمان انتشار: 16 می 2020
| | |
صوت سخنرانی استاد شجاعی در شب 21 ماه رمضان 99

صوت سخنرانی استاد شجاعی در شب 21 ماه رمضان 99

متن: شبهای قدر؛ شب بیست و یکم؛ 1399/2/25

صوت

1 - صوت سخنرانی استاد شجاعی در شب 21 ماه رمضان 99

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed