www.montazer.ir
سه‌شنبه 2 ژوئن 2026
شناسه مطلب: 11612
زمان انتشار: 18 آوریل 2020
| |
کرونا و انطباق بحث قلب استاد شجاعی با آن

کرونا و انطباق بحث قلب استاد شجاعی با آن

در این روزها که مردم ناچارند که از ترس ویروس کرونا در خانه بمانند، آدم ها دو گروه هستند: یک گروه کسانی هستند که از قبل بر روی «خود» که همان «دل و قلب و روحشان» است، کار کرده اند و گروه دوم کسانی هستند که در تمام مدتی که خدا به آنان عمر داده بود، به ناخودشان که همان شان های ۴ گانه ی «جمادی، گیاهی، حیوانی و عقلی» است مشغول بوده و از شأن اصلی که «قلب» و خود اصلی آنها است غافل بوده اند.
چه مصیبتی دارند این گروه اول که معشوق شان دنیا بوده و همیشه به دنیا و زخارف آن مشغول بوده اند؛ و چه شادی هایی دارند کسانی که از دنیا بریده و به دنبال ساختن قلب سالم و رسیدگی به معشوق اصلی شان بوده  و آن را به جایی رسانده اند که بالاترین لذتش «تنها بودن» شده است.
گروه اول در این ایام به شدت دل مرده هستند. به طوری که شنیده شد یکی از همین افراد گفته بود: من زخم بستر گرفتم از بس در منزل ماندم. این نشانه ی دل مردگی انسان است.

استاد شجاعی درمورد گروه اول می گوید: خودت می¬فهمی که دل¬مرده هستی و داری می میری. می فهمی که تنهایی خانه، دارد خفه ات می کند. باید بروی ماهواره ای چیزی بخری بیاوری، یک جهنم دیگر بگذاری تا یک طوری از «خودت» غافل شوی. باید مکرر فیلم نگاه کنی و به فضای مجازی بروی و خلاصه با یک چیزی سر خودت را گرم کنی تا نفهمی که چقدر مریض هستی. اصلاً حوصله خودت را نداری. جگرش را نداری با خودت یک روز در خانه تنها باشی. اینها آشکار ترین نشانه های دل مرده بودن است. در حالی که وقتی دل سالم باشد، بیشترین لذتهای آدم زمانی است که هیچ کس اطرافش نیست. علامت یک آدم سالم این است که چقدر جگر تنهایی دارد و می تواند در خانه تنها باشد و از تنهایی چقدر لذت می برد. اگر نمی توانی از تنهایی لذت ببری، پس باید روی قلبت کار کنی و زحمت بکشی. زیرا تو هنوز به محبت خدا نرسیده ای. هنوز محبت و تعلق به دنیا داری. اگر تعلقاتت به دنیا قطع شود، تو راحت و شاد و آرام می شوی.  یک آدم دنیا دوست نزد عارفی آمد و گفت: «دیدم که تنهایی، آمدم که تنها نباشی. عارف گفت: حالا که آمدی، تنها شدم». در حقیقت این آدم طبیعت گرا، عارف را به خود قیاس کرده بود که از تنهایی رنج می برد. مهمترین راهکار رنج نبردن از تنهایی، این است که انسان به سالم سازی قلب که مهمترین ماموریت حیات انسان است بپردازد. قلب سالم، قلبی است که پاک از محبت دنیاست. حسرت دنیا را ندارد. چشم و هم¬چشمی و رقابت و ایکاش ندارد. معقولانه در دنیا زندگی می کند و همه دلدادگی و تلاشش این است که یک جایی پیش خدا و خانواده آسمانی¬اش و امام زمان(علیه السلام) پیدا کند.  دل مردگی چگونه حاصل می شود؟ ما اگر یک جایی در زندگی کم می آوریم‏، برای این است که چربی و قند و نمک بیش از حد مصرف کرده ایم. بدن ترمز می کشد و جیغش در می آید و می گوید: من رو به موت هستم. وقتی ما در دنیا می افتیم و بیش از حد با دنیا ارتباط داریم، مثلاً مشغول کار علمی، درس، گزارش، تحقیق، دکترا، کارشناسی ارشد وتخصص می شویم، می رسیم به جایی که می¬بینیم که ذهن دارد کار می کند ولی دل، مرده است. یک جایی قاطی می کنی، می¬بینی که  اصلاً احساس خوشبختی نداری. حتی ممکن است هزاران و میلیون ها آدم آرزو کنند که جای تو باشند، ولی تو خودت اصلاً آرام نیستی و نشاطی نداری. برای اینکه بخش شادی و آرامش، «دل» است که فقط هم با خدا ارضا می شود. وقتی که تو به این بخش نرسیده ای، با ساعاتی از تنهایی، کم می آوری. تازه می فهمی با آن همه پز دادن و فخرفروشی، نمی توانی خودت را سرپا نگه داری تا با تنهایی، بتوانی به غذای اصلی ات که همان ساختن دل که فلسفه خلقتت است برسی و آن را تامین کنی. استاد شجاعی موضوع «قلب» را در ۴۰ جلسه بحث کرده و هم اکنون ۲۰ جلسه از آن تنظیم شده و در سایت موسسه منتظران منجی قابل استفاده است.   آرشیو مباحث استاد شجاعی بحث قلب

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11610
زمان انتشار: 17 آوریل 2020
| | | | |
همه باید از مدیریت سر در بیاورند تا لایق ظهور حضرت شوند...

همه باید از مدیریت سر در بیاورند تا لایق ظهور حضرت شوند...

چرا امام زمان عج ظهور نمےڪنند؟ تو باید امام بشوی.... همه باید از مدیریت سر در بیاورند تا لایق ظهور حضرت بشوند... همه استعداد مدیریت باید داشته باشند. همه نطق مدیریت باید داشته باشند. همه ظرفیت مدیریت باید داشته باشند. هر کدام را حضرت خواست، بگذارد در صدر، یکی از یکی بهتر...

فیلم

1 - همه باید از مدیریت سر در بیاورند تا لایق ظهور حضرت شوند...

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11609
زمان انتشار: 16 آوریل 2020
| |
آیاتی که مومنین را برای کمک به محرومین تشویق می کند

آیاتی که مومنین را برای کمک به محرومین تشویق می کند

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11608
زمان انتشار: 16 آوریل 2020
| |
درد مخاض جهان

درد مخاض جهان

مرحوم حاج اسماعیل دولابی: در طول تاریخ هر چند قرن یک بار زمین درد مخاض گرفته و بحران هایی عالم را در بر می گرفت و پس از آن یک انسان برجسته از قبیل انبیاء و اولیا پا به عرصه ظهور می نهاد. امروز هم جهان درد مخاض گرفته است.

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11607
زمان انتشار: 15 آوریل 2020
| | | | |
رمز پیروزی «یا فاطمة الزهرا س» است

رمز پیروزی «یا فاطمة الزهرا س» است

فیلم

1 - رمز پیروزی «یا فاطمة الزهرا س» است

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11606
زمان انتشار: 14 آوریل 2020
| |
دو خصیصه ی مهمِ قلب سلیم

قلب، جلسه 18، 89/5/16

دو خصیصه ی مهمِ قلب سلیم

قلب سلیم یعنی قلبی که دینداری بدون شک و هوی و عمل بدون شهرت طلبی و خودنمایی داشته باشد.

جلسه قبل حدیثی از پیامبر (صلی الله علیه و‌آله) درباره قلب سلیم خواندیم:«القَلبُ السَّلیم دینٌ بِلا شَکٍ وَ هَوی و عملٌ بِلا سُمعَةٍ ورِیاءٍ = قلب سلیم دیندارىِ به دور از شكّ و هواى نفْس است و عملِ بدون شهرت طلبى وخودنمایی.» راجع به شک در جلسه قبل توضیح دادیم. راجع به هوای نفس هم باید گفت که انسان بتواند هوس هایش را کنترل کند. انسان به خاطر اینکه دارای شأن های «جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلی و فوق عقلی» می باشد، همواره در تلاش است، متناسب با شناختی که از خود دارد نیازهای این شأن ها را تأمین کند. آنهایی که شأن جمادی بر آنها غلبه دارد‏، بیشتر عمرشان و گاهی همه عمرشان را صرف جمع ­آوری کمالات جمادی مثل زمین، مسکن، جواهرات، اشیاء زینتی، زیورآلات، اثاثیه منزل، اتومبیل و ... می کنند و به نوعی با این چیزها بازی می کنند. کسانی که شأن گیاهی بر آنها حاکم است، بیشتر به فکر تحصیل اندام و هیکل زیبا، لباس، ورزش، قدرت بدنی، خوراک و ... هستند. کسانی که شأن حیوانی بر آنها غلبه دارد، به فکر تحصیل شئون حیوانی مثل همسرگزینی، تولید نسل، ریاست، قدرت طلبی، علو و چشم و هم چشمی‏، رقابت کردن، مسابقه گذاشتن و ... هستند و اگر حیوانات خوبی باشند و عواطف حیوانی­ شان گُل بکند، عمرشان را صرف خانواده و مهرورزی به خانواده و به همسایه و هم­نوع و کارهای خدماتی می کنند. کسانی که در آنها غلبه با شأن عقلی است، به دنبال علم اندوزی، کشف مجهولات و ... هستند تا بتوانند علم را به جلو ببرند. مثلاً 40 سال یا 50 سال در هیئت، نجوم، پزشکی، مهندسی زحمت می کشند تا کشفی بکنند و مرزهای دانش را به جلو ببرند. در فلسفه، ادبیات، تاریخ، جامعه­ شناسی، روانشناسی، اقتصاد، رشته ­های گوناگون کار می کنند. آنهایی که بخش انسانی­ شان فعال است و خود را برای حیات ابدی و آخرت و رسیدن به کمال انسانی آماده می کنند، اینها به دنبال تحصیل قلب سالم و ایجاد محبت روزافزون با خداوند تبارک و تعالی هستند. اینها با خداوند تبارک و تعالی نَرد عشق می بازند. عاشق ارتباط نزدیک، صمیمی، عاطفی با حق تعالی و انبیاء، اولیا، صدیقین و شهدا هستند و اساساً خواسته­ هایشان این است که خداوند تبارک و تعالی آنها را در حزب خود بپذیرد. اینها آدم های باقیمتی هستند که هوس بودن با صدیقین، شهدا، انبیا و صالحین را دارند، این گروه ها فوق بهشت هستند. بهشت زیر مقام اینهاست. در نتیجه، قیمت هر آدمی به هوسها و آرزوهایش و به نوع خواب هایی است که می­ بیند. از اینها می فهمیم که قیمت یک آدم در حد جماد، نبات یا حیوان است و یا سطح قیمت او عقلی یا انسانی است؟ پس ما این فرمول را نباید فراموش کنیم. چون همیشه هوس های «جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلی و فوق عقلی» در انسان در نوسان است، از این رو دل انسان همواره در دگرگونی و انقلاب است. مثل توپی که وقتی بالا می اندازید، هزارجور می چرخد، این دل هم هزارجور چرخ می خورد. قلب سلیم، ضروری ترین نیاز زندگی یک انسان است داشتن قلب سلیم یک ضرورت است. مثلاً می گویند: در زندگی دنیا چه چیزی ضرورت دارد؟ خانه ضرورت دارد. همسر، خوراک، مسکن، پوشاک، اینها جزء نیازهای ضروری و اولیه است. اما برای زندگیِ آخرت و برای آدمیت، قلب سلیم نیاز ضروری است. علائم قلب سلیم هم شادی و آرامش است. کسی که خودش را به عنوان یک انسان می شناسد، می فهمد که قلب سلیم ضروری ­ترین نیاز زندگی دنیا و آخرت اوست. بنابراین، بزرگترین دغدغه زندگی او این نیست که چطوری و با چه تشریفاتی، با چه میزان خوراکی، با چه میزان لباسی، با چه شوهری، با چه زنی، زندگی کند. بلکه بیشترین دغدغه ­اش این است که دلش سالم بماند. تصمیماتش را براساس سلامت دل که شاخصه ­هایش شادی و آرامش است، می گیرد. البته شاخصه های دیگری هم دارد، مثل این که من چه کار کنم؟ طوری نشود که دلم از خدا جدا شود. نکند، عشق چیزی به عشق خدا در دل من بچربد. دغدغه ­اش به دست آوردن یک دل عاشق است. یک رابطه عاشقانه با خدا، صمیمیت، محبت، دلدادگی، طوری که دلش برای خدا و امام زمان (علیها السلام) تنگ شود. بتواند خودش را به رفاقت با امام زمان و اهل بیت (علیهم السلام) برساند. قبل از هر جیز، تلاشش این است که به این جمع برسد و اگر رسیده، تلاشش این است که از این جمع جدا نشود و بیرونش نکنند و اهل رفت و آمد با اهل بیت (علیهم السلام) شود و آنها را دوست داشته باشد. یعنی گاهی شخص جزو محبین آنها می شود و صرفاً آنها را دوست دارد، اما یک موقع شخص می رود و در جمع آنها قرار می گیرد. فقط هوس طرفدار اهل ییت بودن ندارد، بلکه می گوید من خودم می خواهم جزء آنها باشم:«أن یجعلنی معکم فی الدنیا و الآخرۀ= من را با شما قرار دهد؛ هم در دنیا و هم در آخرت.» سطح این آدم ها با همدیگر خیلی فرق می کند که یک نفر رفیق و واقعاً سرباز امام زمان باشد و واقعاً در حزب امام زمان باشد و واقعاً دوست امام زمان باشد و به مقام دوستی برسد. این خیلی کار می برد. حال یک نفر چقدر باید تلاش کند که این هوس در او بیافتد. چقدر باید زحمت بکشد که خود را برساند. بعد از آن که رسید، باید تلاش کند که حفظش کند. حالِ کسی که قلب سلیم ندارد، چگونه است؟ کسی که قلب سالم تهیه نکرده، موقع مردن، مثل بچه­ای است که با ناراحتی قلبی به دنیا می آید. یا مثل بچه­ای است که فلج، کور، کر و مریض به دنیا می آید. چون رابطه دنیا با آخرت، مثل رابطه رحم مادر است با دنیا. چون شرائط زیستی آخرت و برزخ، خواهان سالم بودن است. مثل دنیا که بچه ­های سالم را اذیت نمی کند. شرائط زیستی دنیا کاملاً معصومانه است و فقط بچه هایی را که تولد سالم ندارند، اذیت می کند. یعنی اینها خودبه­ خود تحت فشار قرار می گیرند. در واقع اینها چون هماهنگ با دنیا نیستند، دچار عذاب می شوند. جهنم یعنی عدم هماهنگی با بهشت. ما چون با بهشت هماهنگ نیستیم، خودبه­ خود عذاب می کشیم. پس قلب سالم خیلی مهم است. انسان پی ببرد که باید قلبش را سالم کند که وقتی فوت کرد، اصلاً در شرائط بهشت به هیچ وجه به او فشار نیاید. نه تنهایی را تحمل کند، نه فشار قبر را تحمل کند و نه نکیر و منکر بالای سرش بیایند؛ بلکه بشیر و مبشر، پیامبر، انبیاء، صدیقین و شهدا (علیهم السلام) بیایند. باید از الان روی خودش کار کند. باید این دل را با همان حال و هوا تربیت کند. اگر قلب سالم نداشته باشیم، هم دنیای ما بد می گذرد و هم آخرت. چون به تعبیر قرآن، دنیا با دو شاخص شادی و آرامش ارزش دارد. کسانی که در دنیا شاد و آرام نیستند، اضطراب، تشنج، دلتنگی، سوءظن، حسادت و ... در آنها بالاست و در نتیجه هم دنیایش خراب می شود و هم موقع مردن وارد فشار قبر می شود. نکته ای که وجود دارد این است که اگر جنبه حیوانی در ما غلبه داشته باشد، اصلاً احساس نیاز به قلب سلیم نمی کنیم. با قلب سلیم، لایق زندگی با خانواده آسمانی می شویم کسی که قلب سلیم دارد با خانواده آسمانی خود بیشتر زندگی می کند تا خانواده زمینی اش. به تعبیر معصوم (علیه السلام) آدمی است که بدنش با مردم است، اما دلش با خدا، انبیاء، صدیقین، شهدا و صالحین است و در آن فضا پرواز می کند و افقش، افق ارزشمندی است. آدمی بوده که قیمت خود را شناخته و همه اینها با خودشناسی به دست می آید. آدم تا قیمت دستش نباشد، هوس و آرزو هم نمی کند. وقتی خود را نمی شناسد، فکر می کند همین دو رکعت نمازی که می خواند، حج و کربلایی که می رود، ماه رمضان روزه­ای می گیرد و بقیه وقت ها هم به زندگی­ اش می پردازد، کفایت می کند. اما اگر خود را شناخت، می فهمد که نماز، روزه، حج، زکات، خمس و ارتباطات دیگر همه را براساس قلب سلیم تنظیم کند. پاسبان شو بر دَرِ دل روز و شب            تا نیاید کس درو جز یادِ رب وقتی آدم، آدم می شود، وقتی حس انسانیت سراغ آدم می آید، می افتد به مراقبت از دل خودش. دیدنی ها، شنیدنی ها و غذاهایش کنترل شده است. خیلی مراقب می شود که یک موقع معشوق از دستش ناراحت نشود و او را از جمع عاشقان بیرون نیاندازند و قابلیت های آن جمع را از دست ندهد. این آدم وقتی می میرد، عمراً نکیر و منکر جرأت کنند ند به این نزدیک شوند. چون جزء رفقا و جزء هم­ حزبی های آن طرفی هاست. خودش جزء خانواده سلطنتی آخرت است. فقط فرشته ­های رحمت و بشارت، بشیر و مبشر را می بینند. اصلاً دغدغه و دل نگرانی ندارد. نه در موقع مردن و نه در قبر و نه در قیامت. چون دغدغه­ های دنیا نتوانسته به او آسیب برساند. این  منطبق است با قاعده ی «نفس ما قبر ماست». اگر الان در نفست چیزی اذیتت می کند، پس آن طرف فشار قبر داری. اگر رفاقت با خدا و اهل بیت و امام زمان (علیهم السلام) را داری، آن طرف هم فشار نداری. قلب سلیم با ریا و سمعه میانه ای ندارد فراز دیگر حدیث این است:«وَ عَمَلٌ بِلا سُمعَۀٍ وَ رِیا= و عملِ بدون شهرت طلبى وخودنمایی.» یعنی کسی که قلب سلیم دارد، کاری نمی کند که عملش را به گوش دیگران و به چشم دیگران برساند. یعنی عملش را خالص می کند. برایش مهم نیست که فلان کس بداند، چه کار خیری کرده است. سعی می کند اخلاص داشته باشد.[1] یعنی فقط و فقط با خدا معامله می کند. علامتش هم این است که اگر دیگران قدر ندانستند، او اصلاً ناراحت نمی شود. چون با کسی معامله کرده که آن کس به هیچ وجه، یادش نمی رود و نمی میرد. یک زن قبل از اینکه فکر کند که همسرِ یک مرد است، فکر کند که کنیز خداست. در زیارتها می‌خوانیم:«أنَا عَبدُکَ وَ ابنُ عَبدِک وَ ابنُ أمَتِک= خدایا من بنده تو و فرزند بنده تو و فرزند کنیز تو هستم.» خدایا من بنده تو هستم، یعنی کارم را به همسرم، فرزندانم، پدر و مادرم و به هیچ کس در دنیا نمی‌فروشم. خدا هم می‌گوید: همه را می‌خرم. بنابراین اگر کسی قدر ندانست، غصه ­ای نمی‌خورد. یعنی «عَمَلٌ بِلا سُمعَۀٍ وَ رِیا» کار را برای کسی انجام نمی‌دهد. ریاکاری در کار نیست. کجا باید عمل را به سمع و نظر دیگران برسانیم؟ گاهی لازم است یک کار خوب را دیگران هم ببینند. در روایت داریم، شما وقتی صدقه می دهید، صدقه را در جمع بدهید تا دیگران هم ببینند و تشویق شوند. اما گفته شده، مقداری از صدقات را هم پنهانی بده. آدم باید در نماز جماعت شرکت کند. حال کسی بگوید: من نماز جماعت نمی روم، چون می ترسم ریا شود. این حرف شیطان است. یا نماز جمعه نمی روم، چون ریا می شود. در کار جمعی ریا معنا ندارد. در کار خصوصی هم ریا خیلی معنا ندارد. مثلاً من الان نمازشب خواندم. حالا نمازشب خواندم، چه کار شاق و بزرگ و مهمی کرده ام؟ دوتا حیوان هم که همدیگر را دوست دارند، یا دو انسان، بالأخره شب با هم خلوت می کنند. ما هم با خدایمان خلوت کردیم. وقتی که معشوقم خداست، طبیعی است که  نصف شب باید بلند شوم و با خدا حرف بزنم و در آغوشش بگیرم. این کار خیلی مهمی نیست. هر عاشقی خلوت با معشوقش را دوست دارد. پس خیلی کار بزرگی نکرده که کسی نصف شب بلند شود و نمازشب بخواند. اگر نخواند تعجب است. اگر نخواند مریض است. شب زنده داری و نماز شب، شرط دوست داشتنِ خدا است خدا می فرماید:«کَذَبَ مَن زَعُمَ أنَّهُ یُحِبُّنی فَإذا جُنَّهُ اللَّیل نامَ عَنّی= دروغ می گوید هر کس خیال می کند من را دوست دارد و شب، من را ترک می کند.» چطور ممکن است به خدا بگوییم: دوستت داریم و شب هنگام ترکش کنیم. شرط دوست داشتن بیداری است. آدم های باشرافت شب ­زنده ­دار هستند. حالا نماز شب نمی خواند، احیا می گیرد. احیا نمی گیرد، قرآن می خواند. قرآن نمی خواند، ولی کار علمی می کند. می خواهد به خدا معرفت داشته باشد، تا سحر می­ نشیند کتاب می خواند تا به عشق خدا، معرفتش را بالا ببرد. این عاشق است که بیدار می ماند. وظیفه شرعی­ و الهی ­اش را برای خدا انجام می دهد. اهل شب است و این طبیعی است.پس ریا کردن در اینجا معنا ندارد. کدام مادر از اینکه بچه ­اش را در خیابان ببوسد، خودداری می کند و می گوید: ریا می شود؟ بچه­ اش را می گیرد، هر چقدر بخواهد می بوسد، کاری ندارد کسی دارد او را نگاه می کند یا نه. شیطان به ما القا می کند که این کار ریا است وگرنه چه ریایی؟ چون این چیزها را به نظر ما خیلی بزرگ کرده اند؛ از بس محب و عاشق کم است؛ از بس آدمِ دلداده کم است ،ما تعجب می کنیم از اینکه یک نفر بلند شود و نمازشب بخواند. خدا شهید دستغیب را رحمت کند،‏ می گوید: رفقای خوب، کسانی هستند که وقتی از هم جدا می شوند، به هم توصیه می کنند که در نمازشب دعایم کن، یادت نرود. یا در نمازشب دعایت کردم. یا در نمازشب هایم تو را جزء 40 مؤمن دعا کردم. خیلی معمولی. فریاد زدنِ عشق، ریاکاری نیست «عَمَلٌ بِلا سُمعَۀٍ وَ رِیا» یعنی انجام عملی که برایش مهم نیست و دوست ندارد به گوش دیگران و به رؤیت دیگران برساند. مگر ریاکاری در عاشقی معنی دارد؟ عاشقی یعنی، من داد می زنم که دوستش دارم. اصلاً برای این نیست که مردم بفهمند، بلکه می خواهم ابراز عشق کنم. حج، کربلا، زیارت رفتن و خیلی از خیرات را آدم در جمع انجام می دهد و با عشق هم انجام می دهد. می گوید آنقدر عاشق اهل بیت (علیهم السلام) هستم که خانه­ ام را وقف اهل بیت و امام زمان (علیهم السلام) کردم. یک میلیارد تومان پول داشتم و برای امام زمان دادم. عاشقش هستم که خرج کردم. حالا یک موقع می رسد، قلبش یک طوری بشود، مخفیانه این کار را بکند و دوست دارد که اجر بیشتری ببرد، مخفیانه این کار را می کند و عیبی هم ندارد. عوام معمولاً عاشق­تر از خواص هستند. الآن شما به این خوبی صلوات می فرستید. امااگر همه شما دکتر و مهندس بودید، وقتی که می گفتم صلوات بفرستید، صلوات تان اینطوری نبود. عوام داد می زند و صلوات می فرستد. عاشقانه صلوات می فرستد. این می خواهد بگوید: دوست دارم و این داد زدنش ریاکاری نیست. بلکه شدت عشقش را اعلام می کند. داد زدن و فریاد زدن، در اینجا هیچ عیبی ندارد، بخصوص در عاشقی. بعضی ها آنقدر هوس می کنند که می گویند می خواهم صدای خنده خدا را در بیاورم. به رسول خدا (صلی الله علیه و آله) میگوید: من چطوری خدا را بخندانم؟ رسول خدا می گوید: زره ­ات را در بیاور و جلو برو. تو که در نهایت شهید می شوی، این را به دیگران بفهمان که اصلاً نمی ترسی. مثل بچه بسیجی هایی که نمی گفتند کسی نبیند، من روی میدان مین بروم. بلند می شد، شعاری می داد و صلواتی می فرستاد و با گفتن «الله اکبر» وارد میدان مین شده و مین منفجر می شد. عاشقی­ شان را داد می زدند. این ریاکاری نیست. این ابراز و اعلام عشق است. اینکه می گویند، مستحب است که ولیمه عروسی بدهید، برای این است که صدای عاشقی شما در بیاید. چند نفر از همسایه­ ها و فامیل را دعوت کنید و عروسی بگیرید و شام بدهید که ما زن و شوهر هستیم و همدیگر را دوست داریم و می خواهیم با هم زندگی کنیم. در دادن ولیمه و جشن عروسی هم دقت شود که دچار گناه نشوند. زن و مرد مختلط نباشند؛ یا از موسیقی هایی که در مجالس تبهکاران و گناهکاران وجود دارد، استفاده نشود. مرد ها در جمع مردها و زن ها هم در جمع زن ها به شادی و پایکوبی بپردازند. اینها هیچ اشکالی ندارد. عروسی حضرت زهرا(سلام الله علیها) چقدر باشکوه بود. شعر می خواندند. «الله اکبر» می گفتند. با سروصدا و با شکوه عروس را تا خانه داماد می بردند. فقط معصیت در مجلس عروسی نشود وگرنه شادی کردن و چیزهایی که نیاز شب عروسی است، مانعی ندارد. دینداری همراه با هوای نفس، مغایر با قلب سلیم است «دینٌ بِلا شَکٍ وَ هَوی» «ِبلا هَوَی» یعنی دین مان را با گناه و معصیت همراه نکنیم. گاهی ممکن است مؤمن هم گناه بکند. در قرآن هم گفته شده که مؤمن هم به فحشا و گناه دچار می شود. ولی «یَتُوبُونَ مِنْ قَرِیبٍ= زود توبه می کند.» اما اهل گناه بودن چیز دیگری است. اینکه انسان دائماً گناه کند، یعنی یک گناه ثابت دائمی با او باشد. یکی از واجبات را خدای نکرده رعایت نکند. فحشایی، منکراتی، بی ­حیایی، بی ­عفتی و بی­ غیرتی را به صورت مداوم داشته باشد. همیشه در خانه­ اش موسیقی حرام باشد یا روابطش با نامحرم تنظیم نشده باشد. اینها معصیت های حرفه­ای می شوند. یعنی شخص گناهکار است، دینداری­اش را می کند، ولی هوای  نفسش را هم دارد. من در سفری که به مکه داشتم، می دیدم، خانم هایی که به مدینه و مکه آمده و آنجا آرایش می کنند و با وضع بدی از نظر پوشش ظاهر می شدند. چون از کشورهای دیگر می آیند و رعایت نمی کنند و یا عربها ایراد نمی گیرند، این فکر می کند که برای این هم یک جواز است. این حج به چه درد می خورد؟ تو رفتی طواف انجام دادی. احرام یعنی اینکه همه گناهان را من کنار می گذارم. وقتی گفتی:«لبیک» یعنی، خدایا! من با تو در آشتی و صلح هستم. دیگر من معصیت و نافرمانی نمی کنم. لبیک یعنی به هیچ وجه دل تو و امام زمان را نمی رنجانم. گفتنِ «لبیک» مسئولیت می آورد. ولی همانجا که لبیک می گوید، دارد گناه می کند. بدحجابی، بی­حجابی، آرایش. یک ذره هم که رعایت می کند، روز آخر که می گویند می خواهیم سوار هواپیما شویم، همه چیز را خراب می کند، اصلاً انگار نه انگار که این آدم 12 روز اینجا بوده. معلوم می شود که هیچ چیز در قلبش نرفته. یعنی هیچ جذبی نداشته است. از این رو فرموده اند: خداوند هرگز عملی را از کسی قبول نمی کند، وقتی روی یکی از گناهان اصرار دارد.  این مجموعه حدیث درباره قلب سلیم تکمیل شد. قلب سالم، شاد و آرام است، هم عُرضه دارد، دنیای ما را نگه دارد هم عُرضه دارد برای ما آخرت و ابدیت بسازد.   پی نوشت: [1] . درباره اخلاص در 10- 15 جلسه آخر بحث اسماءالله در بحث اسم شریف «احد و واحد» توضیح داده شده است. علاقه مندان می توانند برای تکمیل بحث قلب سلیم، این مباحث را نیز مطالعه کنند. ع ل 362

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11605
زمان انتشار: 14 آوریل 2020
| |
دل انسان ممکن است به سمت سه معشوق گرایش یابد

قلب، جلسه 17، 89/4/26

دل انسان ممکن است به سمت سه معشوق گرایش یابد

معشوق و محبوب دل انسان یا دنیاست و یا بهشت است و یا بالاتر از بهشت که خود خداوند تبارک و تعالی است.

در قیامت انسانها را براساس دل و گرایش ها و محبوب های قلبی­ شان ارزیابی می کنند. اینکه چقدر شخص سواد دارد، چقدر عالم است، چقدر عبادت کرده، مهم نیست؛ هر چند که ثواب دارند، اما ملاک نیستند و ارزیابی نهایی براساس این است که این ثوابها، اطلاعات و این کارهایی که شخص کرده، مجموعاً دل او را به کجا می برد. شخصیتاً دل این فرد به دنیاست یا با آخرت و یا با خداست؟ سرانجام، معادل های آخرتی دلِ انسان را به انسان می دهند. اگر دلش به دنیاست، معادلش که جهنم است را به انسان می دهند و اگر به بهشت است، معادلش که بهشت است را می دهند و اگر دلش با خداست، خدا را به انسان می دهند. پس اصل با دل است. زیر بار عمل نیک نرفتن با گفتنِ «دل باید پاک باشد» گاهی، انسان ها گرایش به خدا و پاکی دارند، هر چند در ظاهر موفق به رعایت نشوند. اگر کسی بگوید: من دلم می‌خواهد پاک باشم و اعمال نیک انجام دهم، ولی در عمل کوتاهی کند، این دروغی بیش نیست. مثلاً کسی موازین شرعی را رعایت نمی کند و می‌گوید: دل باید پاک باشد. این حرف خیلی بی ­ربطی است. مثلاً بگوید: دلم می خواهد باحجاب باشم، ولی حالا نشد هم اشکالی ندارد، رعایت نمی کنم. ولی دلم با رعایت حجاب است، این یک دروغ بیشتر نیست. به خاطر اینکه ما جبری نداریم. در روایت داریم که اگر کسی بگوید: من در دنیا مجبور بودم، خداوند می فرماید که مگر زمین خدا وسیع نبود که بروید یک جایی که مجبور نباشید. انسان لازم نیست جایی خود را محبوس کند که نتواند واجبات را انجام دهد. رعایت نکردن موازین شرعی و گفتنِ دل باید پاک باشد، حرفِ بی­ربطی است. اگر دل انسان با دین، شعائر الهی و با نشانه­ های خدا باشد، حتماً عمل هم خواهد کرد. مگر می شود انسان چیزی را بخواهد و خودش را از آن دور نگه دارد. اصلاً اینطور نیست. این حرف که «دلت پاک باشد» حرف خوبی نیست. اگر واقعاً دل کسی چیزی را بخواهد، حتماً برای عمل به دنبالش می رود. فرد مؤمن اینگونه نیست. دلدادگی مؤمن به خدا و به اعمال نیک و پاکی ها هم در ظاهر و هم در باطن مشهود است. گناه به مؤمن نمی ­چسبد، چون با تنفر ممکن است مجبور به گناه شود. مؤمن ضمن اینکه قلبش گرایش به عمل صواب و پاکی دارد، در عمل خارجی هیچ کوتاهی نمی کند. برترین قلب ها کدام است؟ دل مرکز گرایش ها است. اگر دل را به فهم مسلح کنیم، به سمت بهترین گرایش ها و بهترین جاها می رود و اگر فقر داشته باشد، با اینکه دل است، اما نمی تواند جای خوبی سیر کند مثل بدن. علی(علیه السلام) فرمود:«أفضَلُ القُلُوب قَلبٌ حُشِیَ بِالفَهم[1]= برترین دلها، آن است كه از فهم پر شده باشد.» یک هفتم از جمعیت دنیا از گرسنگی رنج می برند. به خصوص در کشورهای آفریقایی که نگاه کنید، می بینید که این افراد در اثر گرسنگی بدن های خیلی ضعیفی دارند. گاهی این بدن ها در اثر سوء تغذیه خیلی بدشکل و بدفرم می‌شوند. آنها از اول به این شکل نبودند، چون غذا نخورده اند به این شکل درآمده اند. قابلیت خوب شدن و قوی شدن را داشته اند، اما چون غذا نخوردند، به این شکل افتادند. دل انسان و قلب انسان هم همینطور است. اگر غذا نخورد، یعنی به فهم نرسد، ضعیف و بدقیافه می شود. برای همین، پیغمبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) می‌فرماید: روز قیامت ده گروه از امت من به صورت حیوانات گوناگون و موجودات مختلف محشور می‌شوند. اینها همه مسلمان هستند، کافر نیستند. اما به دلِ خود نرسیده و غذا نخورده، به شکل میمون، خوک، کفتار و عقرب درآمده است. پس مهم این است که ما به دلمان فقه، اطلاعات و فهم کافی بدهیم. ما کسانی داریم که آمادگی قلبی­ شان فوق ­العاده زیاد است. مثلاً فردی از نظر ژنتیک مادر خیلی قدرتمند و پاک، پدر خیلی قدرتمند و پاک و از نظر محیطی هم یک محیط خیلی قدرتمند، ثروتمند و پاک دارد که می‌تواند به این فرد خیلی چیزها بدهد؛ ولی این خودش استفاده نمی‌کند و غذا نمی‌خورد. چه چیزی باعث می شود، قلب به فهم نرسد و تغذیه نکند؟ حال، به نظر شما مهمترین عواملی که انسان تغذیه نمی‌کند، چیست؟ یعنی با اینکه غذا هست، ولی تغذیه صورت نمی گیرد. 1) علت، تنبلی و بی­حوصلگی است. حضرت فرمود: تنبلی و بی حوصلگی، کلید همه بدبختی های آدم هاست. خیلی ها هستند که پدرش آیت الله است، مادرش قدیسه است، در شهر مشهد، قم و در فضای معنوی زندگی می‌کند، سادات هستند، خیلی امکانات معنوی زیادی دارند. یا پدر مذهبی و رزمنده است، سردار است، ولی می­ بینی بچه با پدر و مادر خیلی فاصله دارد. از این غذا نمی‌خورد. بی­ حوصلگی و تنبلی خیلی بلا سر آدم می‌آورد. وگرنه هر مولودی بر فطرت خداجویی و عشق به خدا متولد می‌شود:« کُلُّ مُولُودٍ یُولَدُ عَلَی الفِطرَۀ= همه مولودها بر فطرت خداجویی متولد می‌شوند.» 2) علت دیگر این است که مسیر تغذیه‌­ و خوراک‌ و فهم‌شان ضعیف است. این که در طول زندگی دلهای شان به چیزهایی غیر از خدا گرایش پیدا می‌کند و غیر خدا بر دل آنها حاکم می‌شود، مسیر نادرستی است. گاهی شخصی در فضای فاسد هم رشد می کند گاهی هم فردی دارای مادر و پدر بدی است، فضای خانواده، فضای فاسد و بدی است، ولی خودش چون فرد زرنگی است، به تغذیه تن می‌دهد، غذای معنوی می‌خورد، دلش را با فهم تقویت می‌کند و به فهم می‌افتد و می بینید که دلش جلا پیدا می‌کند و مصداق این آیه می‌شود: «یُخْرِجُ الْحَیَّ مِنَ الْمَیِّتِ وَمُخْرِجُ الْمَیِّتِ مِنَ الْحَیِّ [2]= زنده را از مرده و مرده را از زنده بیرون مى ‏آورد.» یعنی از پدر و مادر مرده بچه ­های باایمان و خوب و قدرتمند و اولیاء خدا به وجود می‌آید. مثل «ادواردوآنیه لی» که خدا او را از دل پدر جنایتکارِ صهیونیست در می‌آورد، تا به شهادت می‌رسد. چرا ادواردو اینطوری شد؟ چون به ندای فطرت خودش در همان ایتالیا جواب داد. با آنکه آن همه ثروت و امکانات داشت، وقتی دید دلش چیزهای دیگری می‌خواهد، شروع کرد به تغذیه و درس مذهبی خواند. دانشگاه رفت، عرفان و کلام خواند. فلسفه اسلامی خواند. تا کم کم کشش قلبش او را به آنجایی کشاند که باید می‌کشاند و به شهادت رسید. خیانت به دل، بدترین خیانت هاست انسان نباید به دلش خیانت کند. وقتی دل او غذا خواست باید غذای او را بدهد و دل را سرکوب نکند. با این کودک عزیز روان، بی رحمی نکند. اگر شما یک نوزاد را جلوی خانه تان ببینید، حتی اگر بچه شما هم نباشد، چون انسان است، حتماً او را به منزل می‌برید و با مهر مادری و خواهری و پدری، به او غذا می‌دهید. هیچ فرقی با بچه خودتان ندارد و به او می‌رسید. یک کودک از خدا در وجود همه ما هست که مثل خود خداست و از آن تعبیر به کودک عزیز روان می‌کنند. خدا این کودک عزیز روان را به ما داده، ولی گرایش‌های حیوانی و جنسی‌ ما وقت مان را خیلی می‌گیرد؛ زنانه بودن و کشش‌های زنانگی، مردانه بودن و کشش‌های مردانگی و خاله ‌بازی‌های زندگی آنقدر ذهن ما را می‌گیرد که ما رسیدگی به این کودک عزیز روان را فراموش می‌کنیم. می ­بینی طرف الان 70 سال دارد، ولی کودک عزیز روانش مثل آفریقایی‌هایی که از شدت گرسنگی در حال مردن هستند، خوراکی نخورده است. اگر هم خورده خیلی کم بوده و اما یک عده هستند که واقعاً وقت می‌گذارند و چه در خانه و چه در بیرون، به این کودک عزیز روان غذا می‌دهند. در خانه تنهاست، می‌بیند وقت دارد. شروع می‌کند به خوردن غذاهای معنوی و انسانی. در مسافرت و در حین کار هر زمان، فرصتی به دست آورد تغذیه می‌کند. شیعه ای که فهم ندارد، خیری در او نیست شیعه ی بی­ فهم، نفهم و کم ­فهم که مطالعه نمی‌کند، نمی‌رود حلال و حرام را یاد بگیرد، برای اخلاقش وقت نمی‌گذارد که یاد بگیرد و عمل کند، این آدم بی­ خیری است. امام صادق (علیه السلام) جوانی از جوانان شیعه را که دین یاد نمی‌گیرد و برای خود فهم ایجاد نمی کند، مذمت کرده است:«لا خَیرَ فیمَن لا یَتَفَقَهُ مِن أصحابِنا[3]= در شیعه ­ای که فهم ندارد، خیری نیست.» فهم به معنی فیزیک، شیمی و ریاضیات نیست. آنها ابزار فهم هستند و به فهم کمک می‌کنند. سوادِ به این علوم، ذهن را باز می‌کند تا انسان به فهم برسد. امام صادق(علیه‌السلام) قسم می‌خورد:«سَکَنَ النّار» تعبیر «سَکَنَ» دارد. شیعه ­ای که دین را یاد نمی‌گیرد، این در اثر جهالتش سر از سکونت در جهنم در می‌آورد. می­ بینی طرف زبان خوانده، کامپیوتر خوانده، چندتا هنر بلد است، چندتا کار دستی بلد است، فوق ­لیسانس و دکتراست، اما در فهم دین خیلی ضعیف است. نمی‌داند قرآن و احکام چیست. اخلاقیات و عقائد نمی‌داند. تزلزل دارد و آدم ضعیفی است. بدن و روح برای سالم ماندن، نیاز به تخصص دارند در نظام دنیایی، برای داشتن بدنی سالم چندین تخصص نیاز است. مثل تخصص چشم، پوست، قلب و ... در نظام معنوی و آخرتی هم برای داشتن قلب و روح سالم تخصص هایی لازم است. ما در نظام فیزیکی و در نظام بدن، وقتی می‌خواهیم بدن سالمی داشته باشیم که همه اعضای آن سالم باشد، ، به چندتا تخصص مختلف مثل، چشم، پوست، مو، قلب، استخوان، پزشک داخلی، گوش و حلق و بینی، مغز و اعصاب، تغذیه و ... نیاز داریم. یک تعدادی از تخصص‌ها جمع می‌شوند و هر کدام یک تعریفی از عضو سالم به ما می‌دهند. اگر به یک پزشک قلب مراجعه کنید و بگویید چشمم درد می‌کند، این نمی‌تواند تشخیص بدهد که چشم شما چه شده است. فقط چشم پزشک تشخیص می‌دهد که چشم شما چه بیماری دارد. برای قلب، مغز هم همینطور. در نظام معنوی و آخرتی هم باید قلب و روح که حقیقت ماست، سالم باشد. یک دل سالم، قدرتمند و مهرورز است. اما وابسته نیست. آیا فقر مالی در یک جامعه به معنی بیماری هست یا نیست؟ بله هست. در جامعه اگر یک نفر نتواند نیازهای خودش را تأمین کند، می‌گوییم این اقتصاد، اقتصاد مریضی است. خداوند مال را وسیله قوام ما قرار داده است و گفته شده ما با مال سر پا هستیم. چرا می‌گویند فقیر؟ زیرا فقیر از فقر یعنی ستون فقرات گرفته شده است. وقتی می‌گویند یک نفر فقیر است، یعنی ستون فقراتش شکسته و نمی‌تواند سرپا بایستد و خودش را نگه دارد. این مریض است و فقر دارد، وابسته است و باید کسی به او تزریق کند. دل هم اینطوری است. دل اگر سالم و ثروتمند باشد، آفت، مریضی، ضعف، ترس، غم و غصه نمی‌تواند سراغ او بیاید. چون قدرتمند است. یک دل قدرتمند، عاشق همسرش، پدر و مادر و فرزندش است. اگر هم آنها را از دست داد، فرو نمی‌ریزد. اگر فرو ریخت، یعنی از نظر عاطفی وابسته به خدا و مرکز عاطفه نیست. همانطور که ظهورات یک چشم سالم، خوب دیدن است؛ ظهورات قلب سالم هم شادی و آرامش است. دلی که شاد و آرام نیست، دائماً در معرض اضطرب، ترس، غصه­ ها، عصبانیت‌های بیهوده، خودکم­ بینی، عدم اعتماد به نفس، تحقیر و ... است. وابستگی بیش از حد به دیگران دارد و سر پای خودش نمی‌تواند بایستد. مثل بچه‌ای است که تغذیه نشده و پاهایش جان ندارد و نمی‌تواند روی پای خود بایستد. پس من اگر عرضه ندارم که خودم را شاد و آرام نگه دارم، یعنی قلبم مریض و ضعیف است. این خوراک نخورده این به کانون ثروت و قدرت و شادی و آرامش اتصال ندارد. اگر هم اتصال دارد، اتصالش ضعیف است. کم جذب می‌کند. مرحله هضم، تبدیل و جذب را خوب انجام نمی‌دهد. همانطور که تغذیه جسم اصول دارد، تغذیه روح هم اصول دارد. یک وقت ممکن است اصلا تغذیه نداشته باشد. گاهی ممکن است تغذیه داشته باشد، ولی در جذب مشکل دارد. در خوب بودن خوراک شکی نیست، در این شک است که تو چطوری این را جذب کرده ای؟ در چه وضعیتی این را جذب کرده ای؟ بد جذب شده یا خوب؟ یا باید تبدیل می‌شده و بعد جذب صورت می‌گرفته ولی تبدیل نشده و جذب صورت گرفته است؟ وابستگی، غیر از محبت و عاطفه است دل آدم در حالت عادی نباید از چیزی بگیرد و غصه­ ها نباید در او اضطراب، ترس و غم ایجاد کنند. باید محکم سرپا بایستد و چیزی نتواند او را وابسته کند. این وابستگی مریضی است و با عاطفه و محبت فرق می کند، ضعف و وابستگی است. سرمایه انسان در حرکت به سمت آخرت، چه در دنیا و چه در آخرت، شاد بودن است. در این صورت، انسان هم در دنیا و هم در آخرت خوشبخت است. چون انسان در آخرت اگر شاد و آرام نباشد، خوشبخت نیست. همانطور که در دنیا اگر شاد و آرام نباشد، خوشبخت نیست. ما نیاز به دل سالم داریم. دل سالم یعنی دلی که از بیرون وقتی به آن حمله شود، نه می‌تواند او را به اضطراب بیاندازد و نه به غم. ناگفته نماند که ما از طرف خدا غم هایی بدون علت هم داریم که آن بحث دیگری است. یعنی من دلیلی نمی‌بینم که غمگین باشم، ولی دلم می‌گیرد. آن موقع حضرت می‌فرماید: چون دل ما گرفته، دل شما هم می‌گیرد.  فایده ی داشتن قلب سلیم چیست؟ گاهی برای افراد سوال مطرح می شود که قلب سلیم به چه درد ما می خورد؟ پاسخ این است: اگر قلب سالم داشته باشی: 1) در دنیا شاد هستی و آرامش داری. مثل سیدالشهدا (علیه‌السلام): «کُلَّما إشتَدَّ عَلَیهِ الأمر إحمَرَ لَونُه= هر چقدر فشار می ‌آمد، شادتر می‌ شد». مثل علی اصغر (علیه‌السلام) که وقتی تیر خورد، خندید. مثل حضرت زینب (سلام‌الله‌علیها) که بعد از آن همه بلا فرمود: «و ما رأیت إلا جمیلا= چیزی جز زیبایی ندیدم.» گاهی بنده ­ها آنقدر شاد هستند از خدا که می‌توانند خدا را هم بخندانند. در جبهه من صدها مورد را دیدم که واقعاً خدا را خنداندند. امام شان هم گفت: شهدا در شادی وصول و قهقهه مستانه ­شان نزد خدا روزی می خورند: «عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ = نزد پروردگارشان روزی خورند.» 2) در آخرت وقتی انسان با همین قلب سالم وارد برزخ می‌شود، از همه بهشت که به اندازه همه آسمانها و زمین است، می‌تواند استفاده کند. یعنی تا این حد درجه سلامتش بالاست. مثلاً الان بگویند اگر فلانی کله‌پاچه بخورد، می‌میرد، چون مریض است. اما کس دیگری اگر صبح کله پاچه بخورد و ظهر هم آبگوشت بخورد، هیچ اتفاقی برایش نمی افتد. یعنی بدنش کشش دارد و می‌تواند این غذاهای سنگین را هضم و جذب کند. روح سالم، روحی است که وقتی در برزخ می‌آید، اندازه بهشتی که در برزخ به آدم می‌دهند، از همه بهشت می‌تواند لذت ببرد. خدا میرزا را رحمت کند. می‌گفت:« من رفتم بهشت را دیدم و آمدم. فکر نکنید که از کتاب برایتان می‌گویم. همه را خودم دیده ام. ده میلیارد برابر بزرگتر از اینجا چیز گیر شما می‌آید.» یعنی شما وقتی یک گل را که اینقدر از آدم دل می‌برد، نگاه می‌کنید، زیبایی­ این گل را ده میلیارد برابر کنید، ببینید چه می‌شود. این ضریب را روی لطافت، زیبایی، بو، رنگ، قیافه ­ها، مزه ­ها، موسیقی ‌ها، علم و درس ببر و ببین چه اتفاقی می‌افتد. گاهی در دنیا بشر یک موسیقی تولید می‌کند که انسان وقتی می‌شنود، سِحر می‌شود؛ از بس که زیبا است. حال اگر خدا و ملائکۀ الله بخواهند موسیقی برای بشر پخش کنند، چه اتفاقی می‌افتد. اگر انسان یکی از نغمه های بهشتی را اینجا بشنود جا در جا می‌میرد. پس سلامت قلب خیلی مهم است. این سلامت به ما زندگی شاد و آرام می‌دهد. دارم تأکید می‌کنم چون می‌خواهیم در عمق بحث برویم و برای جلسات آینده، بدانیم که ما از سلامت چه می‌خواهیم. تعریف قلب سلیم در کلام گهربار نبی اکرم ص از پیامبر (صلی الله علیه و آله) درباره قلب سلیم سؤال کردند:«و قد سُئلَ: ما القَلبُ السَّلیمُ ؟ دِینٌ بِلا شَكٍّ و هَوى، و عملٌ بِلا سُمعَةٍ ورِیاءٍ[4] = در پاسخ به این سؤال كه: قلب سلیم چیست؟ فرمود: دیندارىِ به دور از شكّ و هواى نفْس است و عملِ بدون شهرت طلبى و خودنمایى.» قلب سلیم یعنی اینکه انسان در دینداری­ اش تزلزل، تردید و شک نداشته باشد. مثلاً یک نفر کاملاً سالم است و هیچ بیماری ندارد. یک دفعه سکته می کند و نصف بدنش فلج می شود. ممکن است گفته شود چه شد؟ این که سالم بود، چرا یک دفعه سکته کرد؟ شک سکته زدن است. یکدفعه می­ بینی طرف 40 سال زحمت کشیده، دینداری می کند، یکدفعه با یک شک و سؤال و تردید همه را خراب می کند و یکدفعه به کفر می رسد. سؤالاتی مثل:«حالا این قیامت و شب اول قبر و معاد راست است؟ آیا واقعاً قرآن از طرف خدا آمده؟ واقعاً کتاب خداست؟ یعنی همانی که همه اتم ها، الکترون ها، نوترون ها و پروتون ها را خلق کرده، مهندسی این عالم را کرده؟ این خدا همین کتاب را فرستاده؟ یعنی این لفظ همین خداست؟ یعنی این لفظش را هم خود خدا انتخاب کرده؟ آیا امام زمان هست؟» نگه داشتن شک، مثل نگه داشتن مریضی خطرناک است می ­بینی طرف 30 - 40 سال هیئت رفته، یک دفعه می ­بینی، تزلزل در او اتفاق می افتد. برای همین مهمترین چیز این است که انسان اول روی عقائدش کار کند. سؤالاتش را برطرف کند. زیرا در شک ماندن و نگه داشتن شک مثل نگه داشتن مریضی خطرناک است. در روایت داریم:«مَن کَتَمَ مَرَضَهُ عَنِ الأطِباء خانَ بَدَنَه= کسی که بیماری ­اش را کتمان می کند، به بدنش خیانت کرده.» در عقائد هم همینطور است، آدم باید یک استاد پیدا کند که بتواند کفرآمیزترین سؤالاتش را به او بگوید. هر استادی هم نمی تواند کامل و درست جواب دهد. نمی شود هر کس که روحانی بود به او بگویید: چون تو روحانی هستی، باید همه سؤالات من را جواب بدهی، نه. روحانیون هم مثل پزشکان هستند. هر کدام گرایشها و تخصص های شان با همدیگر فرق می کند. یکسری عمومی هستند. غالب روحانیون تخصص شان در حد پزشک عمومی است. یک عده کم شان تخصص دارند و تخصص شان مثل پزشکان متخصص مختلف است. بنابراین، آدم باید کفرآمیزترین سؤالاتش را بدون خجالت بپرسد. غربیها وقتی ایران می آیند و مهمان ما هستند یا وقتی ما خارج از کشور می رویم، از اول می گویند ما این چیزهایی که شما می گویید اصلاً قبول نداریم. بعد شروع می کنیم به صحبت و خیلی هم زود به نتیجه می رسیم. شک مسری است، باید درمان شود تا سرایت نکند یکی از گناهان بزرگ این است که اگر انسان خودش دچار شک و تردید است، آن را به دیگران منتقل کند. مثل کسی که مریض است و مریضی­ اش را به دیگران منتقل می کند. او فقط باید زیر نظر پزشک برود و در بیمارستان بخوابد تا این بیماری به دیگران سرایت نکند. مثلاً، «من خدا را قبول ندارم.» برای متخصص و استاد بنویس، یا بگو و خجالت هم نکش. چون اگر خجالت بکشی، 30 سالِ بعد‏، پشیمان می شوی و سکته می زنی و همه چیز از دستت می رود. هر کسی حق دارد در مورد خدا، کفرآمیزترین سؤالاتش را بپرسد. آدم قرار نیست مریضی ­اش را به دیگر افراد منتقل کند. همه چیزهایی که به آن شک داری به متخصص بگو. به او بگو: «من قبول ندارم، قبول که ندارم هیچ، بدم هم می آید. من با این خدا مشکل دارم. نمی توانم با او کنار بیایم. از پیغمبر و دین بدم می آید، از حجاب متنفرم، از نماز بدم می آید.» این عیبی ندارد و خیلی خوب است که همه مریضی هایش را بگوید و زود هم درمان شود. الان که این شک در دل تو افتاده؛ چون قبلاً یک دین تقلیدی داشتی و از پدر و مادرت گرفته بودی که به دردت نمی خورد، الان می خواهی پایه ­هایش را محکم کنی، محکم کن. مثل ساختمان ها که می گویند باید سالم سازی و محکم سازی کنید که اگر زلزله شد، فرو نریزند. اما کسی مریضی اش را کتمان می کند و می گوید: «اگر بگویم بد است. چرا این فکر در سر من آمد استغفر الله.» این عیبی ندارد، بالاخره شیطان هست و فکر القا می کند. شیطان کفرآمیزترین حرف ها را علیه خدا در دل شما می زند. شیطان کفرآمیزترین سؤال ها، فحش ها، حرف های رکیک علیه خدا، دین، مقدسات را در ذهن می اندازد. اینها هیچ کدام مال شما نیست. اینها همه مال شیطان است. حالا اگر در ذهن افتاد؟ من باید بتوانم جواب بدهم که دیگر این حرف ها را در دل من نیاندازد. اگر فردی که بدن سالم دارد، ناگهان سکته کرد، نمی توانی بگویی این سالم بود، چرا یک دفعه سکته کرد. حتماً یک مشکل پنهانی داشته. یا طرف می گوید: داشتم با اتومبیل می رفتم، اتومبیل سالم سالم بود، یک دفعه موتور سوزاند. نه، اتومبیل اینطوری موتور نمی سوزاند، یک جریانی در موتور شروع می شود و به جایی می رسد که آن را می سوزاند. بنابراین، شک و شبهه را باید برطرف کنیم. نباید تردید داشته باشیم. امام فرمود: اگر شما عبادت کمتر بکنید، ولی با یقین، بهتر از این است که زیاد عبادت کنید، اما در دلتان شک و تردید باشد. «نَومٌ عُلَی الیَقین خَیرٌ مِن عِبادَۀٍ عَلی شَک= خوابیدن با یقین، بهتر از عبادت با شک است.»   پی نوشت: [1] . غرر الحكم: ۳۰۷۸. [2] . سوره انعام/95. [3]. لاَ خَیْرَ فِیمَنْ لاَ یَتَفَقَّهُ مِنْ أَصْحَابِنَا یَا بَشِیرُ إِنَّ اَلرَّجُلَ مِنْهُمْ إِذَا لَمْ یَسْتَغْنِ بِفِقْهِهِ اِحْتَاجَ إِلَیْهِمْ فَإِذَا اِحْتَاجَ إِلَیْهِمْ أَدْخَلُوهُ فِی بَابِ ضَلاَلَتِهِمْ وَ هُوَ لاَ یَعْلَمُ =هر كدام از یاران ما كه فقه ندانند خیرى ندارند،به راستى هر مردى از آنها كه احكام دین خود را نفهمیده به دیگران نیازمند است و چون نیازمند آنها گردد او را به گمراهى خود كشانند و نمى‌فهمد.» ( الکافی، جلد۱، صفحه۳۳) [4] . مستدرك الوسائل : 1/113/124. ع ل 361

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11603
زمان انتشار: 13 آوریل 2020
| |
ملاک ارزیابی انسان در نظام الهی، قلب اوست

قلب، جلسه 16، 89/04/12

ملاک ارزیابی انسان در نظام الهی، قلب اوست

قیمت هر انسانی از دل او مشخص می شود. میزان سواد، مدرک تحصیلی، هوش، ازدواج، زیبایی، داشتن خانه و اتومبیل، ثروتمند بودن یا نبودن و ... هیچ کدام اهمیتی ندارد و اینها ملاک ارزیابی انسان در نظام الهی و برزخی نیست. آنچه که مبنای ارزیابی انسان است، قلب یا دل اوست. برای همین قرآن کریم هیچ چیز را در تعیین سرنوشت انسان مؤثر نمی داند، مگر دل:‌ « یَوْمَ لَا یَنفَعُ مَالٌ وَلَا بَنُونَ إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِیمٍ[1] = روزی که نه مال سود می‌دهد و نه فرزندان؛ مگر آن کس که با قلبی رسته از شرک و با قلب سلیم به نزد خدا بیاید. ».

مبنا، دل انسان بوده و حتی عملکرد او هم نمی تواند ملاک ارزیابی باشد. عملکرد هم مقدمه است. این عمل در دل آدم سرریز می شود و باز هم دل تعیین ­کننده است. اینکه این دل به چه چیزهایی گرایش دارد؟ چه چیزهایی را دوست دارد؟ و چه چیزهایی را باور دارد مهم است. حب و بغض ها خیلی مهم هستند. خیلی ها را می­ بینید، ظواهر دین و شرع را رعایت می کنند، در حالی که دلشان نمی خواهد رعایت کنند و مجبور هستند. مثلاً خانمی به یک خانواده مذهبی شوهر کرده، یا مردی از یک خانواده مذهبی زن گرفته، این گونه افراد می بینند که یک سلسله محدودیت ها هست که باید رعایت کنند. یعنی عمل و دل آنها با خدا نیست. در حالی که اصلاً خدا با این که تو داری انجام می دهی کار ندارد. تو را با دلت محشور می کند. چون حقیقت انسان دل او و گرایش های محبتی او است. بعضی ها گناه می کنند، اما از گناه متنفرند. چون گاهی انسان یک جایی مجبور می شود و گناهی انجام می دهد. همان موقع هم که دارد گناه می کند، با حالت تهوع، ناراحتی، اضطراب و عذاب وجدان این گناه را انجام می دهد. دلش اصلاً این را دوست ندارد و نمی ­پسندد. خودش ناراحت و ناراضی است، ولی دارد انجام می دهد. خدا رحمت کند آقا میرزا را می فرمود: گناه به مؤمن نمی­ چسبد. اگر یک موقعی مؤمن گناه کرد، عذابش را به کافر می دهند که زمینه گناه مؤمن را فراهم می کند. چون مؤمن اصلاً گناه را دوست ندارد، اصلاً برای او هم نمی نویسند. ولی گاهی انسان با میل، شهوت و حرص کاری را انجام می دهد. خیلی ها موسیقی حرام گوش نمی دهند، اما به شدت، شهوت گوش دادن به آن را دارند. مشروب نمی خورند، بی­ حیایی نمی کنند، اما خیلی رغبت دارند این کارها را انجام دهند. برای همین، خیلی از نمازخوان ها روز قیامت بی­ نماز محشور می شوند. کما اینکه خیلی با حجاب ها بی­ حجاب محشور می شوند. چون اینها دلشان با نماز و حجاب نبوده. یعنی اصلاً این حکم و دستور خدا را جذب نکرده اند. اصلاً با خدا مشکل داشته و دلش نمی خواهد رعایت کند، ولی مجبور است. حالا یا شوهر می گوید، یا محیط اقتضا می کند، یا قانون است، یا جبر است، و یا ... . پس دل خیلی مهم است. آنچه که محبوب قلب ما است، با همان محشور می شویم شخصی نزد پیغمبر(صلی الله علیه و‌آله) آمد و گفت: من وضع کاری و شغلی ­ام یکطوری است که نمی توانم نماز جماعت بیایم. راهم دور است و تا از بیابان این گله ­ها را بخواهم رها کنم و بیایم، اصلاً به نماز نمی رسم. همانجا نمازم را می خوانم. روزه مستحبی که شما گفتید، هم نمی توانم بگیرم، فقط روزه واجب می گیرم. ولی واقعاً برای روزه گرفتن دلم تنگ می شود. واقعاً دوست دارم نماز بخوانم. واقعاً تو را دوست دارم یا رسول الله. حضرت فرمود: «المَرءُ مَعَ مَن أحَب= انسان با محبوبش است». کسی فقیر است. اما قلباً دوست دارد که اگر وضع مالی اش خوب بود، در راه خیر خرج می کرد. خدا در نامه عملش این علاقه را می نویسد. بنابراین، خیلی ها روز قیامت که محشور می شوند، وقتی به نامه عمل شان نگاه می کنند، خیلی از گناهانی که انجام نداده اند را در آن می بینند. خیلی ها هم عبادت هایی را که انجام نداده اند در نامه عمل خود می بینند. شخص می گوید: خدایا من اصلا این کارها را نکردم. من شهید نشده بودم. من اصلا جبهه نرفته بودم، حج نرفتم. اینها چطور در نامه ی من نوشته شده اند؟ امام باقر(علیه السلام) فرمود:«مَن طَلَبَ الشَّهادَۀَ بِصِدقِ النِیَّۀ ماتَ شَهیداً وَ لَو کانَ عَلی فِراشِه= کسی که شهادت را با نیت صادقانه بخواهد، شهید می میرد. حتی اگر در رختخواب بمیرد.» چقدر خانم ها هستند که آرزوی شهادت دارند، ولی جهاد بر آنها واجب نیست. ولی این زن شخصیتاً آدمی است که اگر اجازه داشت، حتماً جانش را در راه خدا عاشقانه تقدیم می کرد. او با اینکه با مرگ عادی مرده باشد، ولی در روز قیامت در زمره شهدا محشور می شود. اما یک خانمی را می بینید که اسمش زهراست، ولی دوست دارد، چیز دیگری صدایش کنند. روز قیامت با همان اسم صدایش می کنند. اصلاً با اسم زهرا صدایش نمی کنند. معیت که می گوید، یعنی تو واقعاً همراه معشوقت همین الان هستی. «مع»یعنی با. یعنی همین الان با تو پیوند خورده است. احترام به شعائر خدا، نشانه قلبِ باتقواست در قرآن می فرماید:«وَ مَنْ یُعَظِّمْ شَعائِرَ اللَّهِ فَإِنَّها مِنْ تَقْوَى الْقُلُوبِ[2] = و هر كس شعائر خدا را گرامى بدارد، پس این از تقواى دل‌هاست.» احترام به شعائر خدا نشانه تقوای دل است. طرف آدم فاسدی بوده و قلباً امام رضا (علیه السلام) را دوست دارد، ولی یک موقع چشمش به گنبد امام رضا (علیه السلام) می خورد، یک دست روی سینه ­اش می گذارد و سلام می دهد و تعظیم می کند. همان احترام و سلام نجاتش می دهد. آدم هم داریم،30 سال 40 سال اهل عبادت و مذهب است، اما به یک صورت مقدس که می رسد، مسخره می کند. گفته می شود، قرآن بهار دل است. یعنی باید شادی بیاورد. خیلی ها قرآن می خوانند یا می شنوند، اما خوششان نمی آید. می گویند: ما را یاد عزا و عزاداری می اندازد. چون نمی توانند با آن شاد شوند. اصلاً سنخیتی با کلام الله ندارند. همانطور که با خود خدا هم نمی تواند شادی کند. خدایی که کانون شادی است. حضرت سؤال کرد: خدایا در میان بندگانت چه کسی را بیشتر از همه دوست داری؟ گفت: کسی را دوست دارم که اگر عزیزترین کسش را از او گرفتم، با من قهر نکند. با من آشتی باشد و من را به طرف نفروشد. این خیلی حرف مهمی است. شوهرش فرعون است، اما دلداده خداست. آسیه می گوید: خدایا! یک خانه پیش خودت برایم بنا کن. نمی گوید یک خانه در بهشت می خواهم. می گوید، یک خانه در بهشت پیش خودت می خواهم. یعنی خدایا من عاشق تو هستم، من تو را دوست دارم. من می خواهم با تو باشم. در کاخ فرعون هم زندگی می کند، اما دلش در کاخ نیست. پس تو دلت هر جا باشد، اندیشه­ات هر رنگی داشته باشد، تو همانی. اگر در آمریکا هم باشی، قمی هستی ما الان چقدر زنان و مردان آمریکایی داریم که در قم زندگی می کنند و طلبه هستند. این دختر و پسر آمریکایی و اروپایی در قم چه کار می کند؟ مگر آنجا چه چیزی کم داشته که در این کویر قم آمده؟ چه چیزی او را اینجا نگه می دارد؟ یک خانم روسی می گفت: من در شهر قم که می روم، اگر مردم نبینند و مسخره­ام نکنند، در و دیوارهایش را می بوسم. از ری خدمت امام صادق(علیه السلام)  رفتند و حضرت فرمود: از کجا آمدید؟ گفتند: ما از ری آمدیم. حضرت فرمود: مرحبا به برادران قمی ما. گفتند: نه آقا ما مال ری هستیم. دوباره حضرت فرمود: مرحبا به برادران قمی ما. گفتند: نه آقا اشتباه شد، ما از ری آمدیم. حضرت فرمود: مرحبا به برادران قمی ما. اینکه پیغمبر(صلی الله علیه و آله) فرمود: گروهی از امت من با یهود و نصارا محشور می شوند، علت این است که دل شان یهودی و مسیحی است. دل خیلی مهم است که من دلم کجایی است. آسمانی یا زمینی است. بهشتی یا جهنمی است. هر جا دلت هست، تو هم آن رنگی هستی. برای شناختن خود به آینه قلبت نگاه کن از نوع محبوبت و خواب هایت می توانی بفهمی کجایی هستی. از خیالاتت می توانی بفهمی. از تنهایی هایت می توانی بفهمی. وقتی تنها هستی، عقربه دلت کجا می رود. این یک آینه است که در این آینه آدم خودش را همیشه می تواند نگاه کند. اصلاً نیاز نیست به روانشناس و روانپزشک مراجعه کند یا یک کسی بیاید و به او بگوید که چطور آدمی هست. به دلت نگاه کن می فهمی. روح اینطوری نیست. روح می تواند در قم باشد، اما جهنمی باشد می تواند در آمریکا باشد و بهشتی باشد. داستان اویس را همه شنیده اید. اویس همه دلش پیش پیغمبر بود. هیچ وقت هم پیغمبر را ندید. یکبار هم که از مادرش اجازه گرفت تا برود حضرت را ببیند، مادرش گفت: برو اگر نبود، شب که شد برگرد. می رود می­بیند پیغمبر نیست و برمی گردد. ولی وقتی پیغمبر می آید، می گوید بوی بهشت از سمت قَرَن می آید. پیغمبر می فرمود: سلام من را به برادران من برسانید. اصحاب گفتند: ما برادران شما هستیم. حضرت فرمود: نه شما اصحاب من هستید. برادران من کسانی هستند که هیچ کدام از ائمه و من را نمی­ بینند. اما به نوشته سیاه روی کاغذ سفید ایمان می آورند. در گذر 1400 سال وقتی اسم پیغمبر، امام حسین، امیرالمؤمنین (علیهم السلام) می آید، دلت می شکند. این خیلی قیمت دارد. اصلاً مهم نیست تو زمان پیغمبر بودی یا نبودی. برای همین وقتی شما به حرم می روید، حرم میکده است، جای دلداده ­ها و مَحرم هاست. نامحرم اصلاً در حرم وجود ندارد. برای همین آدم وقتی در حرم می رود، آداب بخصوصی برای حضور در حرم وجود ندارد. شما خارج از آداب یک دفعه رو به قبله می ایستید، تسبیحات می خوانید. یک دفعه از حضرت آدم شروع می کنید: «السلام علی آدم صفوۀ الله». یعنی من دلم برای پدرم تنگ است. من با پیغمبران خیلی انس دارم دوستشان دارم. برایشان درود می فرستم. بعد می ایستی به چهارده معصوم (علیهم السلام) سلام می دهی. اصلاً جای دلدادگی است. آنهایی که اینطوری نیستند، وقتی می خواهند زیارتنامه بخوانند سخت شان است. می گویند: فلان جا سفره انداخته اند. سفره اباالفضل، حضرت زینب، ام ­البنین (علیهم السلام) است، بیایید. آنجا بنشینید تسبیح دستتان بگیرید و هر کدام این تعداد ذکر بگویید. اول خودت را عاشق ذکر بکن که از ذکر لذت ببری و از ذکر خوشت بیاید. اگر ده تا ذکر هم گفتی قشنگ است، ولی عاشقانه بگو. چرا قرآن که شراب است، تو را مست نمی کند؟ خواندن یک سوره قرآن با عشق، به آدم می چسبد. این غذای توست. ولی یک دوره قرآن را بدون علاقه ختم کنی، چیزی گیرت نمی آید. اینکه می گویند: قرآن شراب است؛ ولی تو می خوانی و اثری نمی گذارد و مست نمی شوی؛ علتش این است که با تو چیزی هست که آثار شراب را از تو می گیرد و نمی گذارد مست شوی. مثلاً می گویند، همراه فلان دارو، این دارو را نخورید. چون اثر آن را خنثی می کند. شما قرآن می خورید که مست بکنید و شرابت باشد؛ اما همراهش یک عالم آشغال هم خورده اید، یک عالم زباله هم جذب کرده اید. با این زباله ­ها آن شراب، اصلاً نمی تواند اثر بگذارد، چون سازگاری ندارد. دیده اید در مجلسی که شما شاد هستید، اگر دندان درد بگیرید، این دندان درد آنقدر فشار می آورد که هیچ لذتی از مجلس نمی برید. بهترین غذا را جلویت می گذارند، می خواهی بخوری، اما نمی توانی. اما گاهی دندان درد داری، ولی دلت در بدنت نیست و دندان درد را راحت رد می کنی. برای همین وقتی در جبهه پای رزمنده ای قطع می شد. آخ نمی گفت. یا زهرا می گفت. یاحسین می گفت. چون دلش آن طرف بود. امام باقر(علیه السلام) درباره اصحاب کربلا فرمود: « لَم یَجِدُوا ألَمَ الحَدید = درد شمشیر را حس نمی کردند». کسانی را داریم که مشکلات بدنی دارند، اما بیشتر از صد تا آدم سالم خیرات و برکات دارند. بدنش یک دهم بدن فرد سالم است‌، ولی بیشتر از ده تا آدم سالم کار می کند. چون با روح و دلش کار می کند و این دل است که بدن را می کشاند. امام صادق (علیه السلام) فرمود:«ما ضَعُفَ بَدَنٌ عَمّا قَوِیَتْ عَلَیْهِ النِّیَّةُ [3]= در موردى كه نیت و اراده آدمى قوى باشد، بـدن دچـار ضعـف و ناتـوانى نمی گردد.» کسی که رغبت ندارد کربلا برود، علتش این است که دلش آنجایی نیست. قیمتش امام حسین نیست. بگو دبی برو، می رود. دل هر کس با محبوبش بزرگ و کوچک می شود دل هر آدمی با محبوبش بزرگ و کوچک می شود. بسیاری از خروجی های آدم با دلش اگر هماهنگ باشد، قیمت می گیرد. ما را چقدر تحویل گرفته اند که گفتند، وقتی به نماز می ایستید، بگویید:«أشهد أن لا إله إلا الله= شهادت می دهم خدایی جز الله نیست.» «أشهد أن لا إله إلا الله وحده لا شریک له= خدایا من هیچ کس در دلم شریک تو نیست». خدایا من هیچ کس را به تو ترجیح نمی دهم. چقدر قیمت این دل بزرگ است. به اندازه خداست. این آدم را در بهشت هم نمی برند. قیمتش بالاتر از بهشت است. از بهشت بالا زده و رفته پیش خالق. در بین ذکرها هیچ ذکری به اندازه «لا إله إلا الله» ثواب ندارد. چون بالاترین قیمت را پرداخت می کنید. قیمت دل آدم ها به این است که چقدر هوس خدا و امام زمان و اهل بیت (علیهم السلام) و بهشت را می کنند. محبوب ترین قلبها نزد خداوند کدامند؟ یک چشمه چه موقع بزرگ می شود؟ زمانی که آبش جریان پیدا کند و به دیگران هم برسد. یک قلب هم زمانی محبوب خداوند می شود که به دیگران محبت و خدمت رسانی کند، به داد دیگران برسد، مال دیگران باشد. چند روایت در این زمینه از ائمه علیهم السلام می خوانیم. — رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمودند: « اَلْخَلْقُ عِیَالُ اَللَّهِ فَأَحَبُّ اَلْخَلْقِ إِلَى اَللَّهِ مَنْ نَفَعَ عِیَالَ اَللَّهِ وَ أَدْخَلَ عَلَى أَهْلِ بَیْتٍ سُرُوراً [4]=خلق خدا عیال خدایند و محبوبترین مردم نزد خدا كسى است كه به عیال خدا سود دهد و براى خاندانى سرور و شادى فراهم آورد.» خدا چه افتخاری به مردم داده و چه منتی سر مردم گذاشته که می گوید، مردم خانواده و اهل من هستند. محبوب­ترین مخلوقها نزد خدا کسی است که به خانواده خدا سود برساند و یک خانواده را شاد کند. اول از خانواده خودت شروع کن. ببین عرضه داری پدر و مادر، همسر و فرزندانت را شاد کنی. بعد هم خانواده­ های دیگران را شاد کن. چقدر خوب است آدم از پوست خودش در بیاید و به دیگران هم برسد. تو به اندازه­ای که خودت داری و مصرف می کنی، بزرگ نیستی، کوچک هستی. چون همیشه در خودت داری می ریزی. اما وقتی که سرریز کرد و به مردم رسید تو از آنجا بزرگ می شوی. — امام صادق(علیه السلام) فرمود:« ألا وَ إنَّ أحَبَّ المُؤمِنینَ إلَی اللهِ مَن أعانَ المُؤمِنَ الفَقیرَ مِنَ الفَقر فی دُنیاهُ وَ مَعاشِه وَ مَن أعانَ وَ نَفَعَ وَ دَفَعَ المَکرُوهَ عَنِ المُؤمِنین[5] = آگاه باشید، محبوب ترین مؤمنان نزد خداوند کسانی هستند که به مؤمن در فقر دنیا و کمبودهای زندگیش کمک کنند و همین طور هر کسی که کمک کند و سود رساند و چیز ناخوشایندی را از مؤمنان دور کند.» ما چقدر انسان های مؤمن مسلمان و شیعه آبرومند داریم که در فشار هستند و ما می توانیم به اینها کمک کنیم.  فرق «رفع و دفع» چیست؟ «رفع» موقعی است که شخص گرفتار شده و بلا آمده، حالا می خواهیم آن را برداریم. «دفع» یعنی نمی گذاریم بلا از اول به او برسد. نگذارد دیگران دچار مشکل شوند. ما چقدر در شاد کردن دیگران و برطرف کردن غم های دیگران  مؤثر هستیم؟ از امام رضا(علیه السلام) پرسیدند: بهترین زندگی چیست؟ فرمود: بهترین زندگی آن است که دیگران در آن سهم دارند و بدترین زندگی آن است که هیچ کس در آن سهم ندارد. — امام صادق(علیه السلام) از قول خداوند فرمود:«قَالَ اَللَّهُ تَعَالَى: اَلْخَلْقُ عِیَالِی، فَأَحَبُّهُمْ إِلَیَّ أَلْطَفُهُمْ بِهِمْ وَ أَسْعَاهُمْ فِی حَوَائِجِهِمْ [6]= مردم عائله من هستند. محبوبترین آنان در نزد من كسانى هستند كه به یكدیگر محبت داشته باشند و در برآوردن حوایج یكدیگر تلاش و كوشش كنند.» «الطف» یعنی لطفش بیشتر شامل حال دیگران  می شود و در برآوردن حاجت های مردم تلاش می کند. بعضی ها آدم های خوبی هستند، ولی باید به آنها بگویی، کمک کن. اینکه خودش همت کند و بلند شود و کمک جمع کند، این کار را نمی کند. بعضی ها یک میلیونیوم او کمک می کنند، اما «أَسْعَا» هستند. تلاش می کنند از این همسایه، آن همسایه، این خانم، آن خانم، این جلسه، آن جلسه، این خَیِر، آن خَیِر را می­بینند و کمک می گیرند و از آبرو و وقت شان مایه می گذارند. این افراد پیش خدا خیلی عزیز هستند. چون شما به میزانی که آبرویت را می ریزی، پیش خدا آبرو کسب می کنی. خسته شدن برای خدا، ارزش دارد می گوید محبوب ­ترین آدم ها پیش خدا کسانی هستند که تلاش و سعی می کنند که مشکلات دیگران را برطرف کنند. یعنی خودشان را به زحمت می اندازند. در روایت داریم که خدا خیلی دوست دارد، آدم برایش خسته شود. این خستگی خیلی خوب است. خودمان را برای خدا خسته کنیم. این ها همه خانواده خدا هستند. ما می توانیم به آنها خدمت کنیم. میلیون ها بچه هستند که از بچه تو در روز قیامت به تو نزدیکترند و به عنوان بچه ­های تو هم محشور می شوند و تو هم پدر آنها محشور می شوی. در تمام خیرات و اعمال آنها سهیم می شوی. یک خانم مجرد یا آقای مجرد هم می تواند یک میلیون بچه داشته باشد. یک آقایی که پنج تا بچه دارد روز قیامت در حالی محشور می شود که خداوند در نامه عملش می نویسد: این 5 میلیارد بچه داشته در نامه عمل همه اینها هم سهیم است. چون سهم داشته، آنها را احیا کرده، کمک شان کرده است. خیلی از زنان و مردان هستند که بهتر از خانواده ما هستند و اگر به آنها برسیم و به آنها احترام بگذاریم، خدا خیلی خوشحال می شود. نمی گوییم برای خانواده خودتان کم بگذارید. واجبش را برسانید اما اسراف نکنید. شما یک موقعی روز قیامت محشور می شوی، می بینی میلیاردها عمل صالح در نامه عملت نوشته اند. بعد می گویی خدایا من اینها را انجام نداده ام. می گوید اینها کسانی بوده اند که تو تربیت کردی. اینهایی بوده اند که از کار تو و از عمل خیر تو و با پول تو و با تلاش تو و با وقت تو تربیت شده اند. خودشان و نسلشان هر کس برده در نامه عمل تو نوشتیم. یک نفر می­بینی یک کار خیر انجام می دهد و چند هزار سال برایش کار خیر می رود. چون آثار کارش مانده. پس خودمان را کوچک نگه نداریم. ما می توانیم آثار جاودان تا قیامت و بعد از قیامت را هم داشته باشیم. آثار جاودانه بگذاریم. پس در این تجارت آخرتی و ابدی آدم نباید احمق باشد و فرصت ها را از دست بدهد و هر چه هست در دنیا مصرف کند. انسان باید روح را بزرگ کند. پی نوشت: [1] . شعراء/۸۸ و ۸۹. [2] . سوره حج/32. [3] . وسائل الشیعه، ج ۱ [4] . الکافی , جلد 2 , صفحه 164. [5] . تحف العقول عن آل الرسول علیهم السلام، جلد 1، ص 376. [6] . کلیات حدیث قدسی , جلد 1 , صفحه 661. ع ل360

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11601
زمان انتشار: 11 آوریل 2020
| | |
سخنرانی کامل استاد شجاعی در شب نیمه شعبان 99

سخنرانی کامل استاد شجاعی در شب نیمه شعبان 99

استاد محمد شجاعی در شب نیمه شعبان در مراسم احیای مجازی ضمن تبریک میلاد با سعادت حضرت امام زمان (عج الله تعالی فرجه الشریف) گفتند: در شرایطی این مجلس را اقامه کردیم که دنیا دارد وضعیت بی نظیری را تجربه می کند یعنی چیزی را که اصلا فکرش را نمی کرد و وضعیتی که در تصورش نبوده. ولی چون این یک تجربه عام است همه درگیرش هستند کمتر افراد فکر میکنند در باره اش که دارد چه اتفاقاتی در دنیا می افتد و شیوع این ویروس دنیا را چگونه دارد عوض می کند و اگر آنطور که برخی از کارشناسان می گویند ... 

صوت

1 - سخنرانی کامل استاد شجاعی در شب نیمه شعبان 99

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11600
زمان انتشار: 8 آوریل 2020
| | |
باور صهیونیست ها برای بازگشت مسیح: ایران باید از بین برود

باور صهیونیست ها برای بازگشت مسیح: ایران باید از بین برود

فیلم

1 - باور صهیونیست ها برای بازگشت مسیح: ایران باید از بین برود

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed