www.montazer.ir
سه‌شنبه 2 ژوئن 2026
شناسه مطلب: 11651
زمان انتشار: 30 آوریل 2020
| |
عظمت مقام معلم

روز معلم گرامی باد!

عظمت مقام معلم

معلم را بزرگ و با منزلت بالا می شناسیم، زیرا که هم بزرگ می باشد و هم سزاوار بزرگی است و هم واجد ارزش و منزلتی بسیار بالا و والاست، لذا هم او وهم مقامش را ارج می نهیم و گرامی می داریم ومحترم می شماریم و نشستن در پای درس او را توفیقی الهی تلقی می کنیم که رفیق راهمان شده است. و سعدی حضور در پیشگاه معلم و نشستن در پیش آموزگار را از بازی های نغز روزگار دانسته و چنین می سراید:

یکی نغز بازی کند روزگار                 که بنشاندت پیش آموزگار با نگاهی به تاریخ زندگانی بشر و تغییرات و تحولات آن در می یابیم که یا همه این تحولات سازنده و فزاینده که روند تعالی را طی کرده است، مدیون معلمان است که در رأس آن ها پیامبران الهی و معلمان بزرگ ربانی بوده اند که خود درس آموز و شاگردان ذات اقدس باری تعالی بوده اند خود به شاگرد پروری مبادرت کرده اند. و شاگردانی که در نزد آنان تلمذ کرده اند، به پیروی از آن ها و در معیت آنان دست به تغییرات اساسی زده اند و زندگانی بشر را از ظلمت ها به سوی نور هدایت نموده اند. و معلم کسی است که با آموختن اخلاقیات در وجود خود فضائل را در عمل متجلی می سازد و با آموختن آن به شاگردان خود به آن ها کمک می کند تا همراه با معلم خود شعله های آتش های ناشی از رذائل اخلاقی را در وجود خود و دیگران خاموش کنند و این ترتیب زمینه رشد انسان های اخلاقی جامعه اخلاقی را فراهم می آورند که در آن همه از آداب و اخلاقیات برخوردارند. شهید مطهری(ره)، معلمی نمونه در روز 13بهمن 1298 شمسی، خدای كریم به عالم ربانی حاج شیخ محمد حسین مطهری و همسر مؤمنش -سكینه - فرزندی هدیه كرد كه مرتضی نامیده شد و برای آن خانواده پاك، بهاران را به ارمغان آورد. مرتضی كم كم دوران كودكی راپشت سر گذاشت . او كه علاقه عجیبی به حقیقت و معنویت داشت با شور و شوق فراوان، نزد پدر شروع به آموزش ‍ كرد و عاقبت این اشتیاق، وی را به مكتب كشاند و به دیدارگلهای آن بوستان رساند. او در دوازده سالگی عطر روح بخش گلستان بزرگ حوزه علمیه مشهد را احساس كرد و عاشقانه به آنجا روی كرد و چنان پرتلاش و منظم به تحصیل مشغول شد كه باعثشگفتی اهل بصیرت گردید. رفته رفته افكاری بلند و سؤ الهایی سرنوشت ساز برایشآشكار شد جهان آفریده كیست ؟ خدا چگونه صفاتی دارد؟ انسان برای چه آفریده شده است؟ و... این پرسشها همه فكر او را به خود مشغول ساخته بود. در آن زمان مرتضی آرزو میكرد كه روزی بتواند در درس میرزا مهدی شهیدی رضوی - مدرس فلسفه الهی - حاضر شود، اندیشه های دینی شهید مطهری(ره) استاد مطهری، افزون بر آگاهی از مشکلات و مسایل فرهنگی و اجتماعی مسلمانان کشور و کوشش در جهت رفع آن همه، از وضع حاکم بر جهان اسلام رنج می برد. در حقیقت، مطهری در مقام بسترسازی اصلاح فراگیر زندگی و جامعه جهانی مسلمان بود، و یک متفکر احیاگر مسلمان، باید این آرزو و شیوه را داشته باشد. او در این باره، چنین می نویسد: «این جانب، درست به یاد ندارد که از چه وقت با مساله انحطاط مسلمین آشنا شده است؟ و از چه زمانی شخصا به بحث و تحقیق در این مساله علاقمند گردیده و درباره آن فکر می کرده است؟ ولی می تواند به طور یقین ادعا کند که متجاوز از بیست سال است که این مساله، نظر او را جلب کرده و کم و بیش در اطراف آن فکر می کرده است و یا نوشته های دیگران را در این زمینه می خوانده است. هر استادی در تدریس خویش، دست کم باید از دو ویژگی مهم برخوردار باشد: 1. ویژگی علمی؛ 2. ویژگی اخلاقی. ویژگی های «علمی» و «اخلاقی» هر استادی لازم و ملزوم یکدیگرند و هر یک بدون دیگری کاری عقیم و راهی ستَروَن است و البته برخورداریِ توأمان از این دو ویژگی نیز بس دشوار است: به هوس راست نیاید به تمنا نشود    کاندرین راه بسی خون جگر باید خورد بدین منظور، بر آن شدیم تا «روش تدریس شهید مطهری رحمه الله را به نظاره نشینیم و در این زمینه، نکته هایی را گردآوری کنیم و از ویژگیهای «علمی» و «اخلاقیِ» آن استاد شهید در هنگام تدریسهایشان مُستفیض و مست فیض شویم. امید است که به خواست خدای سبحان و عنایات امام زمان علیه السلام و توجهات کوثر قرآن علیهاالسلام ، این نکته ها مقبولتان افتد و در تدریس و کلاسداری به کارتان آید. شایان توجه است که تمامی این نکته ها از کتاب «جلوه های معلمی استاد مطهری» برگرفته شده اند، اما گزینش، دسته بندی، عنوان گذاری و انتخاب اشعار متناسب با برخی از این نکته ها، از سوی نگارنده این نکته هاست که پیشاپیش، از نگارنده آن کتاب تشکر و قدردانی می کند و دست به دعا بر می دارد و به خدای خویش عرضه می دارد: گر خطا گفتیم اصلاحش تو کُن    مصلحی تو ای تو سلطان سخُن الف. ویژگی های علمی و روشی هنر تشریح مطالب یکی از استادان حوزه علمیه قم می گوید: در یکی از جلسات درس علامه طباطبایی رحمه الله پس از اینکه روی آیه ای از قرآن بحث شده بود، سؤالی مطرح شد که خود مرحوم علامه به آن سؤال جواب فرمودند. بعد از اینکه حدود پنج دقیقه مرحوم علامه مطلب را تقریر و تبیین فرمودند، استاد مطهری رحمه الله همراه با تواضع حدود ربع ساعت با بیان جدیدتری همان مطلب را تشریح کردند. آن قدر جالب صحبت می کردند که همه سراپا گوش بودند. خود مرحوم علامه طباطبایی رحمه الله شدیدا به حالت وجد و شوق در آمده بودند. این بود که علامه پس از شهادت استاد مطهری رحمه الله فرمودند: با بودن مطهری در درس، می دانستم چیزی هدر نمی رود. و اگر تعبیر بدی نباشد من به حالت رقص در می آمدم. در همان جلسه هم این حالت شادی و شعف زیاد در مرحوم علامه دیده می شد.(1) احاطه علمی یکی از شاگردان استاد مطهری رحمه الله می گوید: ویژگی دیگری که به عقیده بنده از همه مهم تر است این بود که ایشان به موضوع بحث تسلط علمی داشتند، یعنی مطلب را خود فهمیده بودند.(2) پختگی علمی یکی از دوستان شهید مطهری رحمه الله می گوید: استاد کم حرف می زد ولی پخته حرف می زد.(3) کم گوی و گزیده گوی چون دُر    تا ز اندک تو جهان شود پُر و یکی از شاگردان استاد مطهری رحمه الله می گوید: از نظر علمی باید بگویم استاد مطهری قبل از آنکه مسئله ای را برای شاگرد مطرح کند، اول برای خودش پخته کرده بود، یعنی هرگز مسئله ای طرح نمی شد که برای خود ایشان کاملاً روشن نشده باشد. به همین دلیل هیچ گاه در برابر هیچ پرسشی، ایشان دچار لکنت زبان نمی شد.(4) جذب با مطلب یکی از شاگردان استاد مطهری رحمه الله می گوید: یکی از مهم ترین تفاوتهایی که میان استاد مطهری و بعضی دیگر بود، این بود که استاد با «مطلب» جذب می کرد و دیگران با بیان. البته بیان مهم است، اما اگر فقط بیان باشد زود می گذرد.(5) درس استاد به گونه ای بود که شاگرد وقتی پای درسش می نشست، تمامی وجود استاد را می پذیرفت.(6) پیش مطالعه ایشان پیش از حضور در کلاس مقیّد بود که به سبک همه اساتید حوزه در حدی که فرصت اجازه می داد، از پیش، مطالعه کند و مطالب را در ذهن خود مرتب سازد.(7) نو بودن مطالب درس ایشان همیشه نو بود. استاد مطهری سعی می کردند مطالعه را قطع نکنند. اگر درسی را می خواستند مطرح کنند به کتاب جدیدی که برخورد می کردند مطالعه می کردند. ایشان به مجلات مختلف رجوع می کردند، مخصوصا به اندیشه های معاصرین بسیار توجه داشتند و همین خصوصیت، درس ایشان را نو می ساخت.(8) هر که ز آموختن ندارد ننگ    دُر بر آرد زآب و لعل از سنگ آنکه دانش نباشدش روزی    ننگ دارد زدانش آموزی (نظامی) جهت دار بودن درس و بحث ایشان غالبا و در اکثر قریب به اتفاق موارد، یک بحث جهت دار بود، یعنی شاگرد می فهمید که این بحث به چه درد می خورد.(9) تاریخچه بحث ایشان قبل از ورود در اصل درس یک مقدمه تاریخی بیان می کردند. با احاطه ای که به اقوال گذشتگان داشتند، سیر تحول یک مفهوم را بیان می کردند و ریشه و سابقه مطلب را توضیح می دادند تا شاگرد تصور نکند که این بحث مانند قارچی از زمین بدون سابقه سبز شده و بلکه بفهمد که در طول روزگار، این بحث چه سرنوشت و سرگذشتی داشته و از این طریق بتواند جای بحث را در تفکر امروزی مشخص کند.(10) توضیح مقدمات استاد در آغاز درس، مقدمات را به خوبی توضیح می داد و مشخص می کرد که مطلب بر چه مقدماتی مبتنی است، و این خصوصیت باعث می شد که هنگام تدریس، اشتباهاتی در ذهن شنونده پیش نیاید... استاد مطهری می کوشیدند چیزهایی را که موجب درهم آمیختگی فکری و اشتباه در مطلب می شود، نخست توضیح دهند، تا هنگام درس، استدلال به درستی جایگیر شود.(11) طرز فکر صحیح از مهم ترین خصوصیات ایشان، حساسیت فوق العاده نسبت به ارائه صحیح اندیشه اسلامی به جامعه بود.(12) تا نیک ندانی که سخن عین صواب است    باید که به گفتن دهن از هم نگشایی دور نشدن از بحث مرحوم مطهری رحمه الله در تدریس نیز همچون سایر جنبه های زندگی اش بسیار منظم و مقیّد به برنامه بود، در طول کلاس حتی المقدور از مطلب اصلی دور نمی شد، و اگر احیانا مطلبی را بر سبیل استطراد بر زبان می آورد، آن را به گونه ای انتخاب می کرد که با موضوع مورد بحث قرابت داشته باشد و در هر حال رشته اصلی بحث را رها نمی کرد و از ابتدا تا به انتها آن را به خوبی دنبال می کرد.(13) تنظیم درس یکی از شاگردان استاد مطهری رحمه الله می گوید: ایشان در تنظیم شکل درس بسیار متبحر بودند که من کمتر کسی را مانند ایشان دیدم.(14) سخن را سراست ای خردمند و بُن    میاور سخُن در میان سخُن شناخت حد و مرز درس ایشان در تدریس از موضوع خارج نمی شدند، از خط بحث بیرون نمی رفتند و حد و مرز موضوعات و مسائل را خوب می شناختند. یک مطلب را می گرفتند و همان را در یک خط مستقیم دنبال می کردند.(15) مدیریت علمی ایشان بر معلومات خودشان مدیریت داشتند. این طور نبود که حافظه، مزاحم کار ایشان شود و مطلب غیرلازم وارد بحث شود. درس ایشان جُنگ مانند و کشکول مانند نبود.(16) ب. ویژگیهای اخلاقی با وضو بودن استاد، خود همواره با وضو در کلاس حضور می یافت و حضورش آن چنان روحانیتی به مجلس می بخشید که مستمع با تمام وجود، معنویت و قداست آن را در می یافت و به نسبت آمادگی اش در جذبه های الهی آن مستغرق می گردید.(33) قرآنی بودن یکی از دوستان شهید مطهری رحمه الله می گوید: شهید مطهری قبل از هر چیز شاگرد قرآن کریم بود... روح او روح قرآن بود.(34) متعبد بودن ایشان بسیار متعبد بود که نظر قرآن و روایات را اصل بداند... هیچ وقت حاضر نمی شد در نوشته، درس و یا سخنرانی خود، کوچک ترین تجاوزی از احکام شرعی؛ یعنی همان احکام که فلسفه آنها روشن نیست داشته باشد.(35) ما را نبود نظر به خوبی و بدی    مقصود رضای او و خشنودی اوست تقوا داشتن از یکی از شاگردان استاد مطهری رحمه الله سؤال کردند: فکر می کنید استاد بر اثر چه کارهایی به این حد از وارستگی و اخلاق رسیدند که نمونه شدند؟ شاگرد در پاسخ گفت: تقوا، تقوا و تحقیق براساس انجام وظیفه.(36) احترام به استاد ایشان در ضمن درس به استادان خودشان بسیار احترام می گذاشتند. به نام علامه طباطبایی رحمه الله که می رسیدند، از ایشان با «روحی له الفداء»(37) یاد می کردند.(38) فروتنی یکی از شاگردان استاد مطهری رحمه الله می گوید: ما به منزل ایشان که می رفتیم مثل اینکه با ما رفیق بود. البته گاهی لطف می کردند و به منزل ما می آمدند، ولی اصلاً این مسائل مطرح نبود. یعنی ایشان خود بزرگ بینی نداشت و این اخلاق انسانی خیلی تأثیر داشت و از خصایص فوق العاده ایشان محسوب می شد.(39) توجه به شاگرد یکی از شاگردان استاد مطهری رحمه الله می گوید: ایشان گاهی لطف می کردند به تنهایی و گاهی همراه با خانواده شان به منزل ما تشریف می آوردند.(40) و یکی دیگر از شاگردان ایشان می گوید: ایشان برخوردشان بسیار متین و توأم با مهربانی بود. اصولاً استاد مطهری فردی بودند که از هر حیث مؤدب به ادب علمی بودند و برای فضای درس و بحث، همچنین شاگردانشان احترام خاصی قائل می شدند.(41) چشم بگشا و ببین جمله کلام الله را    آیه آیه همگی معنی قرآن ادب است استاد مطهری رحمه الله هرگز نسبت به شاگردش نظر تحقیرآمیز نداشت. یعنی حرف شاگرد را می شنید و به این وسیله به شاگردش اجازه عقده گشایی می داد.(42) یکی از دوستان استاد مطهری رحمه الله می گوید: برخورد ایشان با شاگردانشان مانند برخورد دو رفیق بود. خیلی با محبت بودند و با حرارت و شور برخورد می کردند.(43) در خرمن کائنات کردیم نگاه    یک دانه محبت است و باقی همه کاه رابطه معنوی با شاگردان یکی از شاگردان استاد مطهری رحمه الله می گوید: سلوک ایشان به نحوی بود که در دل شاگردانشان نسبت به ایشان محبت ایجاد می شد. ما در همان وقت که در درس ایشان حاضر می شدیم، در درسهای استادان دیگر دانشگاه هم شرکت می کردیم و به خوبی محسوس بود رابطه ای که شاگردان استاد مطهری رحمه الله با ایشان دارند با رابطه ای که دانشجویان دانشگاه با استادان خود دارند، متفاوت است. چه این رابطه رسمی و اداری نبود، بلکه توأم با عشق و شوق بود.(44) درس معلم ار بود زمزمه محبتی    جمعه به مکتب آورد طفل گریز پای را شکوفاسازی استعداد شاگرد ایشان اگر استعدادی از شاگردانشان می دیدند، خوشحال می شدند، به او کمک می کردند که استعداد وی پرورش پیدا بکند، مثل یک پرنده که بال زدن را یاد جوجه های خود می دهد. ایشان شاگردان خوش استعداد خودشان را تشویق و تشجیع می کردند و مثل برزگری که بذر افشانی می کند برای آینده، ایشان در ذهن شاگردان خودشان بذر افشانی می کردند و با صرف وقت برای آینده سرمایه گذاری می کردند.(45) تشویق کردن استاد، شاگرد خوش قریحه را مورد تشویق قرار می داد و به انحاء مختلف او را به کار اضافی و انجام تحقیقات و مطالعات بیشتر توصیه می کرد.(46) رابطه صمیمی با شاگرد مرحوم مطهری با شاگردانشان به اندازه ای مهربان بودند که حتی اجازه می دادند آنها مسائل خصوصی و شخصی شان را با ایشان مطرح کنند. در انتخاب راه و مسیر آینده با ایشان مشورت کنند، حتی ایشان به اندازه ای نزدیک می شدند که در مجالسی مانند عروسی شاگردانشان ـ در صورت دعوت ـ شرکت می کردند.(47) خوشرو بودن ایشان بسیار خوشرو بودند، با شاگردان روابط پدرانه داشتند و در واقع وقتی ارتباط شاگردی با ایشان ادامه پیدا می کرد، به نوعی دوستی مبدّل می شد.(48) به دست آوردن دنیا هنر نیست    یکی را گر توانی دل به دست آر بی پیرایگی عشق و صفای ایشان، بی پیرایگی و بی تکلّفی ایشان، برای همه شاگردان ایشان درس بود.(49) سادگی یکی از شاگردان استاد مطهری رحمه الله می گوید: به یاد دارم که در درس فلسفه (متن شفای بوعلی) که در آغاز در مدرسه مروی برگزار می گردید، گاه در یک حجره و گاه در حجره دیگر، هر جا که ممکن بود تدریس می کردند و یک بار که صاحبان این حجره ها غایب بودند و حجره ای برای تدریس باز نبود، ایشان به سادگی و بدون از دست دادن فرصت در ایوان کوچکی جلوی یکی از حجره های بسته به روی زمین نشستند و برای حاضرین درس را بیان داشتند و علاوه بر درس فلسفه، درس اخلاق نیز آموختند.(50) پی نوشت: 1. از شماره 1 الی 50: برگرفته از کتاب جلوه های معلّمی استاد مطهری. 

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11650
زمان انتشار: 30 آوریل 2020
| |
کارگران، دوستان خدا

روز کار و کارگر گرامی باد!

کارگران، دوستان خدا

اسلام نسبت به طبقه کارگر اهمیت فراوان داده و آنان را با بهترین و شریف ترین صفات ستوده و «دوست خدا» نامیده است. آیا کارگران عزیز ما بهتر از این تقدیر و تحسین راانتظار دارند؟ در شرافت و افتخار کارگران همین بس است که پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله آنان را بزرگ داشته و احترام فرموده است. می گویند روزی آن حضرت بر کارگری به نام سعدانصاری می گذشت پینه های دست او رادید و سبب آن را پرسید. کارگر انصاری عرض کرد: اثر بیل زدن است که بدان مخارج خانواده ام را تأمین می کنم. حضرت دست او را تکان داد و بنا به روایتی بوسید و او را پیش روی اصحاب گرداند و فرمود: «این دستی است که خدا آن را دوست می دارد. در روایت دیگری فرمود: این دستی است که آتش به آن نمی رسد. آیا این تقدیر که پیامبر از طبقه کارگر فرموده است، در هیچ مکتبی سابقه دارد؟ هرگز، زیرا پیامبر صلی الله علیه و آله نه تنها در این عالم کارگران را مورد تفقّد قرار داده، بلکه درجهان دیگر نیز گرامی و محترم داشته و ضامن شده است که آتش جهنم به دستشان اصابت نکند.

روایاتی به مناسبت روز کار و کارگر از امام صادق علیه السلام نقل شده که فرمودند: در تأمین مایحتاج زندگی خودتان سستی نکنید. رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: بهترین کارها آن است که دوامش بیشتر باشد، هرچند اندک باشد. رسول خدا فرمودند: کار امروز را به فردا میفکن که هر روز کاری معین دارد. حضرت علی علیه السلام : فرمودند دانا بر کار خود و نادان بر آرزوی خویش تکیه می کند. حضرت علی علیه السلام : هر کس چیزی بجوید و دنبال آن برود، حتما به همه و یا برخی از آن خواهد رسید. حضرت امام حسین علیه السلام : جز به اندازه کاری که کرده ای پاداش طلب نکن. حضرت علی علیه السلام : با پاداش دادن به نیکوکار، بدکار را بیازار. ضرورت کار و کوشش قرآن کریم راجع به ضرورت کار و کوشش می فرماید: «همین که نماز به پایان رسید در روی زمین پراکنده شوید و از کرم خداوند روزی بجویید و خدا را بسیار یاد کنید، شاید رستگار شوید». آری، اسلام بین تلاش و کوشش در راه زندگی مادی و عمل در راه تهذیب نفس و به دست آوردن مواهب معنوی، توازن برقرار می کند. این آیه که می فرماید: «به آنچه خداوند به تو مرحمت فرموده سرای آخرت را تحصیل کن و نصیب خود را نیز از این دنیا فراموش مکن» به همین معنی دقیق نظر دارد. اسلام همان گونه نمی خواهد که راضی نیست انسان تمام نیروی خود را صرف تأمین زندگی مادی کند و به طور کلی از یاد خدا غافل شود، همچنان نمی خواهد که انسان تنها متوجه جهان دیگر شود و زندگی مادی خود را مختل کند؛ بلکه روش اسلام این است که انسان هم برای دنیای خود بکوشد و هم آخرت خود را فراموش نکند. کار شرافت است کار هرچند ساده و سبک باشد، موجب شرافت و کرامت است و بهتر از آن است که انسان دست نیاز پیش دیگران دراز کند و سربار آنان باشد. درحدیث آمده است: «اگر انسان طنابی برداردو سر به کوه گذارد و هیزم بر پشت بکشد، بهتر از آن است که دست نیاز پیش دیگران دراز کند». اسلام راضی نمی شود که مسلمان سربار دیگران باشد و به او اجازه نمی دهد که از کار دست بکشد و به دعا اکتفا کند و از خدا بخواهد که بدون کار و تلاش او را روزی دهد. در حدیث آمده است که خداوند از بنده ای که فقط دهانش را باز کند و بگوید خدایا مرا روزی بده، بدش می آید. کار جهاد است اسلام کار را نوعی جهاد در راه خدا می داند. تلاشی که مسلمان در راه اداره زندگی خود و خانواداش انجام می دهد از بهترین عبادت هاست. در همین باره از امام هشتم علیه السلام روایت شده که فرمود: «پاداش کسی که مخارج خود و خانواده اش را از فضل خداوند می جوید، از پاداش کسی که در راه خدا جهاد می کند، بیشتر است». نقل می کنند که روزی رسول خدا با جماعتی از یارانش از جایی عبور می فرمود. به مردی برخوردند که مشغول کار بود. یاران آن حضرت از کوشش و تلاش آن مرد تعجب کردند و خدمت رسول خدا عرض کردند: یا رسول اللّه ، چه خوب بود که این تلاش و کوشش در راه خدا بود حضرت فرمود: «اگر منظورش خدمت کردن به خود و خانواده یا پدر و مادرش باشد، کوشش او در راه خدا شمرده می شود». آری کار و کوشش اگر به منظور اراده کردن زندگی خود و پدر و مادر، و هم چنین همسر و فرزند باشد، بدون شک جهاد در راه خدا حساب می شود و از بهترین عبادت ها به شمار می رود. کار کردن شیوه انبیاست هیچ پیغمبری از طرف خداوند برانگیخته نشد مگر این که کارهای شخصی اش را خود انجام می داد و کارگر و زحمتکش بود. در شرافت و افتخار کارگر، همین نکته کفایت می کند که خاتم پیامبران، حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله ، پیش از بعثت، چوپانی، و با پول حضرت خدیجه علیهاالسلام تجارت می کرد. بعداز بعثت نیز با اصحاب کار می کرد و در کارها و گرفتاری ها با آنان تشریک مساعی می فرمود و به هیچ گونه تفوّق و برتری نمی جست. هنگامی که مسجد بزرگ مدینه را می ساخت مانند کارگر ساده همراه اصحاب کار می کرد و طایفه انصار این شعر را مکرر می خواندند: اگر ما بنشینیم و پیغمبر کار می کند برای ما بسیار زشت و ناپسند است. حضرت موسی علیه السلام نیز چوپانی می کرد و حضرت ابراهیم علیه السلام چوپانی و بنّایی. لقمان و ادریس، خیّاط بودند و شیخ الانبیا حضرت نوح علیه السلام نجّار بود. سایر انبیا نیز هر یک شغلی داشتند که با آن امرار معاش می کردند. دعای شخص بیکار مستجاب نمی شود اسلام مردم بی کار را مذمت کرده و دعایشان را در طلب روزی، مستجاب نمی داند. از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله روایت شده است که فرمود: «دعای چند صنف از امت من مستجاب نمی داند، یکی از آنها دعای مردی است که در خانه بنشیندو در پی روزی از خانه بیرون نرود و بگوید: خدایا روزی مرا برسان...». هم چنین علی بن عبدالعزیز روایت کره که امام صادق علیه السلام از من سئوال کرد که عمر بن مسلم چه می کند؟ عرض کردم فدایت شوم، کمر به عبادت بسته و تجارت را ترک کرده است. امام از شنیدن این سخن ناراحت شد و فرمود: «وای بر او! آیا نمی داند کسی که به دنبال کار نرود، دعایش مستجاب نمی شود؟». جلوگیری از سستی و تنبلی اسلام سستی و تنبلی را که باعث ایستادن چرخ اقتصاد و خشکیدن چشمه نیروی آدمی و فساد جامعه می شود، نهی کرده است؛ زیرا این کار ضررهای جبران ناپذیری به دنبال دارد. بیکاری، باعث فقر و انحطاط و ریختن آبروی افراد می شود و آدمی را در انتظار دیگران کوچک و خوار می سازد. معاذ بن کثیر خدمت امام جعفر صادق علیه السلام آمد و با آن حضرت در این باره مشورت کرد که آیا دست از کار بکشد و به همان مقدار مالی که دارد اکتفا نماید. حضرت او را از آن کار نهی کرده، فرمود: اگر چنین کردی آبروی تو می ریزد و دیگر در هیچ کاری از تو یاری نخواهند جست. در دعاهایی که از اهل بیت علیهم السلام وارد شده است، می بینیم که از بیکاری و کسالت و سستی به خدا پناه برده اند. هم چنین اخبار بسیاری وارد شده که از سستی و تنبلی نهی می کند؛ از جمله امام صادق علیه السلام به بعضی از یاران خود فرمود: «از کسالت و اندوه بترس زیرااین دو، کلید تمام بدی هاست. کسی که کسالت بورزد حقی را ادا نمی کند و کسی که اندوه به خود راه بدهد بر هیچ حقی شکیبا نمی شود». کارگران، دوستان خدا اسلام نسبت به طبقه کارگر اهمیت فراوان داده و آنان را با بهترین و شریف ترین صفات ستوده و «دوست خدا» نامیده است. آیا کارگران عزیز ما بهتر از این تقدیر و تحسین راانتظار دارند؟ در شرافت و افتخار کارگران همین بس است که پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله آنان را بزرگ داشته و احترام فرموده است. می گویند روزی آن حضرت بر کارگری به نام سعدانصاری می گذشت پینه های دست او رادید و سبب آن را پرسید. کارگر انصاری عرض کرد: اثر بیل زدن است که بدان مخارج خانواده ام را تأمین می کنم. حضرت دست او را تکان داد و بنا به روایتی بوسید و او را پیش روی اصحاب گرداند و فرمود: «این دستی است که خدا آن را دوست می دارد. در روایت دیگری فرمود: این دستی است که آتش به آن نمی رسد. آیا این تقدیر که پیامبر از طبقه کارگر فرموده است، در هیچ مکتبی سابقه دارد؟ هرگز، زیرا پیامبر صلی الله علیه و آله نه تنها در این عالم کارگران را مورد تفقّد قرار داده، بلکه درجهان دیگر نیز گرامی و محترم داشته و ضامن شده است که آتش جهنم به دستشان اصابت نکند. عابد در دیدگاه امام صادق(ع) نقل می کنند که روزی حضرت امام جعفر صادق علیه السلام از حال مردی سئوال کرد، عرض شد وی فقیر و بینواست. حضرت فرمود: این روزها چه می کند؟ عرض کردند: در خانه مشغول عبادت خداست. فرمود: معاش او از کجا تأمین می شود؟ عرض کردند: بعضی از برادرانش زندگی او را اداره می کنند. فرمود: به خدا سوگند کسانی که زندگی او را تأمین می کنند از او عابدترند. آری، از نظر اسلام مسلمانان مکلفند که هم برای دنیا و هم برای آخرت تلاش کنند. آنان حق ندارند به کلی از دنیا کناره گیری کنند و فقط به امور آخرت بپردازند، همچنان که نباید تنها به امور دنیوی بپردازند و آخرت خود را فراموش کنند. امام صادق(ع) و کار و کوشش امام ششم رهبر نهضت علمی جهان اسلام، خود در بعضی از باغستان هایش کار می کرد. در همین ارتباط ابوعمر شیبانی می گوید: امام صادق رادیدم در حالی که عبایی بر دوش و بیلی در دست داشت و عرق از پیشانیش می چکید، مشغول کار بود. عرض کردم: فدایت شوم بیل را به من بدهید تابه جای شما کار کنم. فرمود: «من دوست می دارم انسان برای به دست آوردن روزی از حرارت خورشید، اذیت ببیند» نکوهش تکدّی رهبران دینی و پیشوایان معصوم علیهم السلام پیوسته در سخنان گوهربارشان تکدّی گری و دست نیاز پیش دیگران دراز کردن را نکوهش کرده و حتی در برابر آن وعده آتش داده اند. به عنوان نمونه از حضرت امام محمد باقر علیه السلام نقل شده که به محمد بن مسلم فرمود: «ای محمد اگر گدا می دانست که در خواهش کردن چه هست و چقدر زشت و ناپسند است، هرگز کسی ازدیگری چیزی درخواست نمی کرد و اگر احسان کننده به این نکته آگاهی می داشت که در بذل و بخشش چه اجری هست و چه اندازه ثواب و پاداش دارد، هیچ فردی را از پیش خود نمی راند و هیچ درخواست کننده ای را دست خالی و ناامید برنمی گرداند... ای محمد هر کس بی پروا با پشت محکم گدایی کند و دست نیاز به سوی مردم دراز کند، روز قیامت با صورت خراشیده و زخمی با پروردگار ملاقات خواهد کرد». کشاورزی زراعت از پایه های اساسی زندگی است و اسلام بدان اهمیت فراوان داده و مردم را به امور کشاورزی تشویق کرده است. پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله شخصا درخت خرما غرس می کرد هم چنین حضرت علی علیه السلام و فرزندان آن حضرت به شغل کشاورزی بسیار علاقه مند بودند. در نامه تاریخی که امیرالمومنین علی علیه السلام به استاندارمصر مالک اشتر می نویسد، چنین می فرمایند: «لازم است به آباد کردن زمین از گرفتن خراج بیشتر اهمیت بدهی؛ زیرا خراج گرفتن در سایه عمران و آبادی میسر است و کسی که بدون ایجاد عمران و آبادی، از ملت تقاضای خراج کند، وسیله خرابی کشور و بیچارگی ملت را فراهم ساخته است». آری درباره زراعت و فضیلت آن، روایات فراوانی وارد شده است. نقل می کنند که مردی خدمت امام صادق علیه السلام عرض کرد: فدایت شوم، از گروهی شنیده ام که می گویند زراعت مکروه است. حضرت فرمودند: «زراعت کنید و درخت بکارید. به خدا سوگند که کاری از آن حلال تر و بهتر نیست». منزلت کشاورزان اسلام کشاورز را ستوده و او را در دنیا و آخرت، شرافتمند معرفی کرده است. یزیدبن هارون می گوید از امام صادق علیه السلام شنیدم که فرمود: کشاورزان گنج های ملتند که با کمال میل و رغبت زراعت می کنند و خداوند کشت آنها را می رویاند. مقام آنان از همگان برتر است و آنان طبقه بابرکتی هستند.» آیا رتبه ای از این بالاتر هست که انسان گنج نهفته ملت و رتبه اش از همگان برتر و از بندگان با برکت خداوند باشد؟ در اهمیت کشاورزی و منزلت کشاورز، همین نکته بس است که شغل بیشتر پیامبران الهی، کشاورزی بوده است. مایه سعادت نابرده رنج گنج میسر نمی شود    مزد آن گرفت جان برادر کار کرد حیات انسان درجامعه با کار عجین شده است؛ چرا که کار مایه سعادت جامعه است. امروز اگر بخوایم از بن بست عقب ماندگی و وابستگی رهایی یابیم ونیازهای مان را با اتکا به خود و حفظ استقلال و حیثیت ملی و دینی خود برآورده سازیم، چاره ای جز آن نداریم که تلاش های خود را مضاعف سازیم و با گسترش دامنه کار و فعالیت علمی و پژوهشی و توسعه اقتصاد ملّی و با برنامه ریزی های اساسی و دراز مدت راه پیشرفت را برای نسل آینده هموار سازیم. ارزش فرهنگی کار اگر فرهنگ خود را بکاویم و اشعار، ضرب المثل ها و داستان ها را بررسی کنیم، گنجینه پایان ناپذیری می یابیم که اهمیت و ارزش فرهنگی کار را در آیین و تاریخ ما نشان می دهد. از غزالی تا فیض کاشانی و از فردوسی و ناصرخسرو تا مولوی و سنایی و از سعدی و جامی تا دیگران همه جا به اشعار و عبارات نغزی بر می خوریم که با تعبیرات بدیع و زیبا انسان را به کار و کوشش و پرهیز از تضییع وقت و کسالت و بیکاری فرا می خواند و به تدبر و تامل در آثار و نتایج کوشش دعوت می کند. فرهنگ و سنت های ما بر رعایت اخلاق کار، اجتناب از علم بی عمل، لزوم سپردن کار به کاردان و کسب تجربه برای کار نیکو کردن تأکید می کند و نسبت به عار ندانستن از کار و به کار گرفتن ابزار و کوشش در راه معیشت و قبول رنج کار پندهای نیکویی به ما می آموزد. بزرگ ترین عامل موفقیت بزرگ ترین عامل موفیت در امور دین و دنیا، سعی و کوشش است. تردیدی نیست که با تنبلی و تن آسانی ممکن نیست انسان به کوچک ترین آرزوهای خود در امور دنیا و آخرت نایل شود. امام هفتم شیعیان حضرت موسی بن جعفر علیه السلام می فرماید: پدرم به یکی از فرزندانش می فرمود: از کسالت دور باش؛ زیرا تبنلی و ملال، انسان را از بهره های دنیا و آخرت باز می دارد. در حدیث دیگر زُراره از امام صادق علیه السلام روایت می کند که آن حضرت فرمود: هر کس در اصلاح امور معاش و دنیای خویش تنبل باشد، دنیای او هیچ خیری ندارد. بنابراین بیکاری و تنبلی، مایه بدبختی، و کار و تلاش مایه خوشبختی و بزرگ ترین عامل کامیابی افراد است.

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11648
زمان انتشار: 3 می 2020
| |
چرا به سیدالشهدا ع «ثارالله» می‌گویند؟

پیوند با امام در شب های قدر؛ 97/03/17- جلسه 5

چرا به سیدالشهدا ع «ثارالله» می‌گویند؟

به سیدالشهدا «ثار الله = خون خدا» می‌گویند. در کتاب عزادار حقیقی و مباحث عزاداری توضیح دادیم که خدا خون ندارد. ماده نیست مثل ما که بدن و خون داشته باشد. خون خدا یعنی، آن عاملی که حیات انسانی و الهی ما را تأمین می‌کند. همانطور که خون حیات جسمی ما را تأمین می‌کند و اگر نباشد، انسان از بین می‌رود، خون خدا هم اگر نباشد، انسان از داشتنِ حیات الهی و انسانی محروم می‌شود.

سیدالشهدا و خون خدا و نهضت حضرت سیدالشهدا است که دین را تا الان نگه داشته است. اگر سیدالشهدا نبود و اگر تلاش خاندان و بخصوص زنان سیدالشهدا و دیگر ائمه در واقعه کربلا نبود، اسلامی وجود نداشت. خون سیدالشهدا، حرکتش، زیارتش، مجالسش عامل بقای اسلام و عامل ظهور امام زمان (علیه‌السّلام) است و موانع ظهور آقا امام زمان (علیه‌السّلام) با مجالس اهل بیت و بخصوص سیدالشهدا و بخصوص در اربعین برطرف می‌شود. تحقق آن دو شرطی که امام زمان فرمود، یعنی «وفاداری و همدلی» در هیچ زمان و مکانی به اندازه زمان و مسیر اربعین حاصل نمی‌شود. بنابراین، اگر کسی متوجه باشد که در اربعین می‌خواهد چه کار کند، دقیقاً به قدر می‌رسد. اگر در این شبها بخصوص امشب به جای حج خانه خدا، از خدا بخواهد که توفیق حضور در لشکر آخرالزمانی امام زمان (علیه‌السلام) در اربعین را به او عنایت کند، بُرد کرده است. باید با همین نیت هم بیاید، نه این که مثل بسیاری از گروه های شیعه نما، ذهنش همچنان درگیر حسین سال 61 هجری باشد و به حسین زمان و فریاد های هل من ناصرش کاری نداشته باشد،بلکه از اول، ذهنش درگیر حسین زمان خودش یعنی امام زمان (علیه‌السلام) باشد. پاسخ ما به یاری طلبیدن امام زمان ع چیست؟ امام زمان در این مسیر ایستاده و تنها، غریب، مظلوم و مضطر است و هر روز هم می‌گوید: «هل من ناصر ینصرنی». ما خیلی وقت‌ها به کربلا می‌رویم، اما غافل از امام زمان‌مان هستیم. به اربعین می‌رویم و بر می‌گردیم و غافل از وظیفه‌ای هستیم که در مقابل حسین زمان‌مان داریم و با این وضع،آن اتفاقی که باید بیافتد نمی‌افتد. هر روز در ماه رمضان، شما می‌گویید: «وَ أَسْأَلُكَ أَنْ تَجْعَلَ وَفَاتِی قَتْلا فِی سَبِیلِكَ تَحْتَ رَایَةِ نَبِیِّكَ مَعَ أَوْلِیَائِكَ= و از تو می خواهم مرگم را كشته شدن در راهت در زیر پرچم پیامبرت همراه با اولیایت قرار دهى.» کسی که روحیه شهادت‌طلبی نداشته باشد، به فرموده ی قرآن فاسق است. کسی که روح جهاد و مبارزه با استکبار را که از موانع اصلی ظهور امام زمان هستند، نداشته باشد، به فرمایش قرآن انسان نیست. چه کسی در غربت و آوارگی امام زمان ع شریک است؟ قرآن در آیه 24 سوره توبه، برای انسانیت و ایمان شرطی بیان فرموده: سه معشوق «الله، اهل بیت ع و جهاد در راه خدا» باید در رأس همه معشوق‌های شما باشد. آدمی که روح انقلابی، روح جهاد، روح مبارزه با استکبار و دشمنان امام زمان و روح مبارزه با موانع ظهور امام زمان و کینه از دشمنان اهل بیت و دشمنان امام زمان ندارد و به این وضع راضی است، در واقع دارد در غربت و آوارگی و طردشدگی امام زمان مشارکت می‌کند. خیلی عجیب است که هم سیدالشهدا و هم امیرالمؤمنین (علیهما‌السلام)، امام زمان (علیه‌السلام) را اینطوری معرفی می‌کنند و می‌فرمایند: این پسر من، صاحب این امر، طرد شده و آواره‌ای است که مدتها باید غیبت طولانی داشته باشد. امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) فرمود: او طرد شده، آواره، تنها و یگانه است. امام حسین (علیه‌السلام) در مورد امام زمان اینطور می‌فرماید: «لَوْ أَدْرَکْتُهُ لَخَدَمْتُهُ أَیامَ حَیاتِی = اگر من او را درک کنم، همه عمرم خادم او خواهم بود.» یک عزاداری که برای امام حسین سینه می‌زند و زنجیر می‌زند و گریه می‌کند، اگر روح خدمت به امام زمان نداشته باشد، صادق و عزادار حقیقی نیست. مگر می‌شود کسی بی‌خیال امام زمان شود؟ از این رو، مهمترین مسأله در این مسیر، داشتنِ روح جهاد است. شب قدر یعنی اینکه تو قدر خودت را بدانی و بدانی که قیمت تو، داشتن این سه معشوق است و از خدا بخواهی آنها را در رأس همه معشوق‌های دلت قرار دهد. عشق به الله، عشق به اهل بیت و امام زمان در رأسش و عشق به جهاد یا روح جهاد و روح مبارزه با دشمنان اهل بیت (علیهم‌السلام). خدایا مرگ ما را شهادت در راه خودت قرار بده شما هر روز ماه مبارک رمضان این را تکرار می‌کنید که خدایا! از تو می‌خواهم:«أَنْ تَجْعَلَ وَفَاتِی قَتْلا فِی سَبِیلِكَ= وفات من را شهادت در راه خودت قرار بده.» خیلی بد است، آدمی که لیاقت شهید شدن دارد، بمیرد. اگر بمیرد، مرده و فایده ندارد. «تَحْتَ رَایَةِ نَبِیِّكَ مَعَ أَوْلِیَائِكَ وَ أَسْأَلُكَ أَنْ تَقْتُلَ بِی أَعْدَاءَكَ وَ أَعْدَاءَ رَسُولِكَ= زیر پرچم پیغمبرت با اولیاء خودت باشم.  خدایا من از تو می‌خواهم دشمنان خودت را و دشمنان پیغمبرت را به وسیله من نابود کنی.» این قَدَر و قیمت شماست. سبک زندگی‌تان را به گونه‌ای طراحی کنید که با سبک زندگی شما هر روز گلوی دشمنان امام زمان فشار بیاید و خفه شوند. سعی کنید فرهنگ استکباری را از زندگی، شغل، ازدواج و خانواده و ناموس تان محو کنید. آمریکا: ما آمده ایم تا جلوی ظهور را بگیریم آمریکایی‌ها وقتی عراق را گرفتند، گفتند: ما برای جلوگیری از ظهور پسر پیغمبر اسلام آمده ایم. در سایتشان اعلام کردند که آمده ایم جلوی این مرد را بگیریم. امام جمعه نجف را چقدر «سین- جیم» کردند و او را محاکمه کردند که شماره تلفن این آقا را بگو. از او خواستند که بگو او کجاست؟ یعنی آنها جدی هستند. آن وقت ما آنقدر بی‌غیرت و شُل و وِل برویم در همه چیز و در سبک زندگی به دشمن باج بدهیم. ما مگر جزو خاندان پیغمبر و بچه‌های حضرت زهرا و لشکر امام زمان و بچه‌های امام زمان نیستیم؟ مگر خدا ما را از آنها نیافریده؟ مگر آنها خانواده آسمانی و اصل و ریشه ما نیستند؟ چطور ما اینقدر نسبت به خاندان و اصل و ریشه خودمان غریب و بیگانه و فراری هستیم؟ نباید اینطور باشیم. شعار «مرگ بر آمریکا» شعاری است که به قول اولیاء الهی ثوابش از نماز کمتر نیست. مرگ بر آمریکا مثل نماز و مثل آیات قرآن ثواب دارد و برای آنها مرگ هم می‌آورد. اما این مرگ را شما در عمل پیاده کنید. خوش به حال کسی که وجودش آنقدر قیمتی و مؤثر و بزرگ است که وجود این آدم، گلوی دشمنان اهل بیت را فشار می‌آورد و جلوی نفس کشیدن شان را می‌گیرد و بهتر از این، آن که آنقدر به دشمن فشار بیاورد تا خونش را بریزند و آزادش کنند به قرب الهی. این خیلی قیمت دارد. مبادا سنگر فتح شده توسط دشمن باشیم. وقتی مثل دشمن می‌شوی، سنگر فتح شده هستی و در همه جنایت‌هایی هم که علیه امام زمان و بشریت می‌کند، سهیم هستی. چون تو داری به او باج می‌دهی و داری با او همراهی می‌کنی. مهم این است که کینه آسمانی، خونی و خانوادگی داشته باشی. مادرت را کشته اند. تمام آباء طاهرین شما را اینها کشته اند و اگر الان هم باشند، می‌کشند. دعای افتتاح یک دعای مهدوی است در دعای افتتاح که یک دعای مهدوی است، تمام سبک دعا و حرف زدن آن در مورد امام زمان (علیه‌السلام) است. «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی یُؤْمِنُ الْخَائِفِینَ= امان می‌دهد به کسانی که می‌ترسند»، «وَ یُنَجِّی الصَّالِحِین= صالحین را نجات می‌دهد» «وَ یَرْفَعُ الْمُسْتَضْعَفِینَ= مستضعفین را بالا می‌برد». «وَ یَضَعُ الْمُسْتَکْبِرِینَ = و ضایع می‌کند مستکبرین را» «وَ یُهْلِکُ مُلُوکا وَ یَسْتَخْلِفُ آخَرِینَ = خداوند پادشاهان را نابود می‌کند و جایشان کسان دیگر را می‌گذارد» «الْحَمْدُ لِلَّهِ قَاصِمِ الْجَبَّارِینَ = کوبنده زورگویان و ستمگران» «مُبِیرِ الظَّالِمِینَ= نابودکننده ظالمان» «مُدْرِکِ الْهَارِبِینَ نَکَالِ الظَّالِمِینَ صَرِیخِ الْمُسْتَصْرِخِینَ مَوْضِعِ حَاجَاتِ الطَّالِبِینَ مُعْتَمَدِ الْمُؤْمِنِینَ= خدایی‌ كه‌ كسی‌ نمی‌تواند از سلطه‌اش بگریزد. فریادرس فریادخوانان، برآورنده‌ی نیاز نیازمندان‌ و تكیه‌گاه‌ مؤ‌منان‌ است.» بعد از آن که صلوات می‌فرستید، تازه روی اصل ماجرا می‌آیید. دعای افتتاح طوری طراحی شده که با دو شعبه از روح انسان، یک شعبه خواسته‌ها، هوس‌ها و آرزوها، و دیگری تنفرهای انسان کار دارد. می‌گوید، تنفرتان را تنظیم کنید. آرزوهایتان را هم تنظیم کنید. چون آرزوهای شما نشان می‌دهد که شما چقدر قیمت دارید. شب قدر، چیزهایی بخواهیم که به قیمت ما بیفزاید ما با خداوند و امام زمان طرف هستیم. حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) دارد ما را می‌بیند. 14 معصوم همه چشم در چشم ما دارند و ما را می‌بینند. خیلی مهم است که شما در محضر 14 معصوم دستت را بالا می‌بری. فرشته‌ها دارند نگاه می‌کنند. پس آبروریزی نکنیم و چیزی بخواهیم و درخواست‌هایی بکنیم، آرزوهایی را مطرح کنیم که قیمت ما را بالا ببرد. وقتی که این آرزوها را مطرح می‌کنی، فرشته‌ها شاد می شوند و برایت درود و صلوات می فرستند. بنابراین، هر شب قیمت شما و قَدَر شما بالا می‌رود. نوع دعاهایت:«اللَّهُمَّ إِنَّا نَرْغَبُ إِلَیْکَ فِی دَوْلَةٍ کَرِیمَةٍ=خدایا ما با دولت کریمة، رغبت به تو پیدا می کنیم». خدایا همه شاهد باشند، تو شاهد باش، ملائکه و اهل بیت و انبیائت شاهد باشند، من دارم می‌گویم، همه ی عشقم و رغبتم حکومت امام زمان است. «تُعِزُّ بِهَا الْإِسْلامَ وَ أَهْلَهُ = به وسیله آن دولت،اسلام و اهلش عزت یابند.» یعنی همه رغبتم این است که تو مسلمان‌ها را عزیز و منافقین را ذلیل کنی. همه عشقم این است که در حکومت امام زمان، آدم حسابی باشم. حکومت امام زمان، حکومت انسانی است. مثل حکومت‌های قبل از ظهور نیست که کسی با پارتی‌بازی و تقلب بتواند نمایندگی بگیرد یا رئیس جمهور شود. در حکومت حضرت هر کس هر مقامی بگیرد، یعنی لیاقتش را داشته است. حضرت می‌گوید، الان قبل از ظهور این دعا را بکن تا در زمان حکومت امام زمان، آدم حسابی باشی و جایگاه تو یک جایگاه بزرگی باشد. «وَ تَجْعَلُنَا فِیهَا مِنَ الدُّعَاةِ إِلَی طَاعَتِکَ= من در آن حکومت جزء دعوت‌کنندگان مردم به طاعت شما باشم». این یعنی جلوتر از بقیه مردم باشم. «وَ الْقَادَةِ إِلَی سَبِیلِکَ= من در آن حکومت رهبر مردم باشم به راه تو». اینها لیاقت‌هایی است که همه شما دارید و الان هم می‌توانید به آن جایگاه برسید. یعنی اگر تصمیم بگیرید، می‌رسید. این رغبت هاست. شکایت‌ها چیست؟ شکایت‌ها این است که انسان از چیزی که شاکی است، قیمتش مشخص می‌شود. مثلاً شما به هر اندازه از چیزی که شاکی و ناراحت هستی و برایش غصه می‌خوری، قیمتت پایین می‌آید. یک غم خوب، قیمت انسان را بالا می‌برد در بحث «راه های مبارزه با غم» توضیح دادیم که ما 10 نوع غم داریم که هر کدام از این غم‌ها را شما داشته باشید، قیمتت خیلی بالا می‌رود. پس غم‌هایت را انتخاب کن و غم بی‌خودی و امور کم ارزش را نخور. قیمت داشته باش، شرافت داشته باش، باشرافت انسانی‌ات غم بخور. غم‌هایت غم انسانی و غم الهی باشد. غم امام زمان باشد. اگر غم‌هایت مثل امام زمان (علیه‌السلام) است، شبیه امام زمان هستی و با امام زمان محشور می‌شوی. هم‌درجه امام زمان محشور می‌شوی. بنابر این، برای چیزهایی که بیخودی است و ارزش ندارد، ناراحت نشوید. پیغمبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) فرمود: برای این 4 چیز غصه نخورید که جهنمی می‌شوید. زیرا برای تان فشار قبر می‌آورد. برای مسائل «جمادی و مالی، بدنی و گیاهی، حیوانی، علمی»، غصه نخورید. تلاش‌تان را بکنید، رزق و روزی را خدا می‌دهد، برکت هم می‌آید؛ اما غصه‌ات را روی بخش انسانی‌ات ببر. در روایت هم داریم، وقتی که شما امور انسانی و سطح بالا را می‌گیرید و امور مادی و پایین را رها می‌کنید، حواس خدا به امور پایینی است. اما اگر امور بالا و آسمانی را رها می‌کنی و حواست به امور پایین و دنیا باشد، پایین هم گره می‌خورد و اگر هم به تو بدهند به نفعت نیست. بعداً پشیمان می‌شوی و می‌گویی: خدایا کاشکی نمی‌دادی. برای من دردسر و مانع شد، قبرم شد و در این 4 تا دفن شدم و دیگر نمی‌توانم بالا بیایم. نتوانستم در لشکر حضرت بروم، دیگر نتوانستم به مقام حضرت برسم. ماه رمضان، ماه تنظیمِ غصه‌ها و شادی‌های ماست در روایت داریم کسی که مشغول دعاهای انسانی می‌شود و از دعاهای بخش پایینی‌اش غافل می‌شود، خدا می‌گوید بنده‌ام اینقدر به چیزهای بزرگ فکر می‌کرد و خواسته های پایینی را به زبان نیاورد. پس ای ملائکه! همان‌ها را هم به او بدهید. چنین آدمی خیلی قیمت پیدا می‌کند. در هر شب ماه رمضان نوع غصه‌های ما را تنظیم می‌کنند. اصلاً ماه رمضان، ماه تنظیم غصه های ماست. در دعای شب های ماه رمضان می‌گویند، غصه‌هایت اینها باشند:«اللَّهُمَّ إِنَّا نَشْکُو إِلَیْکَ فَقْدَ نَبِیِّنَا= خدایا! من همه شکایتم این است که پیغمبر بالای سرم نیست». لیاقت من داشتن پیغمبر است. «وَ غَیْبَةَ وَلِیِّنَا= و غیبت امام زمان ما» لیاقتم داشتن امام زمان است. امام زمان اگر بالای سرم بود، من الان به اندازه خودش بزرگ می‌شدم. «وَ کَثْرَةَ عَدُوِّنَا وَ قِلَّةَ عَدَدِنَا= من شاکی هستم که دشمنان‌مان زیاد است و تعدادمان کم است». خدایا دینت را به وسیله من یاری کن! هر شب، بعد از دعای حج، این دعا خوانده می‌شود: «وَ تَجْعَلَنِی مِمَّنْ تَنْتَصِرُ بِهِ لِدِینِكَ وَ لا تَسْتَبْدِلْ بِی غَیْرِی= خدایا من را از کسانی قرار بده که دینت را به وسیله من یاری کنی، اما کس دیگری را جایم نگذار.» چون در دعای روز ماه رمضان داریم که می‌گوید، اگر این کار را بکنی، من پست شدم. من بی‌لیاقت شدم. «وَ لا تُهِنِّی بِكَرَامَةِ أَحَدٍ مِنْ أَوْلِیَائِكَ= خدایا! من را پست نکن به خاطر اینکه می‌خواهی کس دیگری عزیز شود». جای مان را عوض نکن. هر کس را می‌خواهی عزیز کنی بکن؛ اما من را پست و کوچک نکن. توفیق کمک دینت را از من نگیر. سعادت یاوری امام زمان و هم‌لشکر بودن و هم‌حزب بودن با امام زمان را از من نگیر. فرمودند که هر شب این را بگو:«وَ تَجْعَلَنِی مِمَّنْ تَنْتَصِرُ بِهِ لِدِینِكَ= دینت را به وسیله من یاری کن». «وَ لا تَسْتَبْدِلْ بِی غَیْرِی= خدایا هیچ کس را جای من نگذار». پس هر کس باید فکر کند که الان در لشکر امام زمان جایگاهش کجاست. الان رده و رسته‌اش چیست. همین امشب که شب قدر است ثبت‌نام می‌کنند. بنابر این، جایت و رسته‌ات را خودت می‌توانی مشخص کنی، امام زمان قبول می‌کند. همه ی هنر ما این است که این لحظه در لشکر حضرت باشیم. چهار روز دیگر که آقا بیاید، لشکر لازم ندارد. اولین کسی که با او بیعت می‌کند، کسی است که همه عالم خلقت در مشتش است. یعنی حضرت جبرئیل (علیه السّلام). این یکی از سربازانش است. اباالفضل و علی اکبر و مالک اشتر (علیهم‌السلام) و شخصیت‌های بزرگ عالم می‌آیند. بعداً تو را حسرت خواهد کشت که حضرت با آن لشکر پرطمطراقش بیاید و تو بایستی و تماشاچی باشی. اما وقتی که حضرت بیاید و تو هم‌رکاب حضرت باشی، کنار بزرگان عالم در لشکر حضرت و در رژه نظامی حضرت باشی و در حکومت حضرت باشی، آن موقع است که به این افتخار، بزرگی، شرافت، شادی، آرامش و سعادت می‌گویند. اینها را باید در شبهای قدر بخواهیم و حواسمان به این مقامات و درجات باشد. ع ل 370

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11647
زمان انتشار: 28 آوریل 2020
| |
مؤمن در «دارالکرامه» مورد احترام و تکریم بهشتیان است

خانواده آسمانی؛ جلسه 527؛ 1399/02/04

مؤمن در «دارالکرامه» مورد احترام و تکریم بهشتیان است

بهشتِ «دارالکرامه»، بهشتی است که مؤمن در آن مورد اکرام، توجه و احترام بهشتیان که شامل خدا، حضرات معصومین علیهم السلام، انبیا و فرشتگان است، قرار می‌گیرد. پس با تقوای الهی و دستگیره‌های سلامت، صاحب خانه جاودانگی و کرامت که دعوت خداست، شوید.
بحث‌مان در ادامه «دارالکرامه» بودن بهشت بود. این نکته را متذکر شدیم که بهشت «دارالکرامه» است، یعنی یک لذت بالاتری جدا از سایر لذات در بهشت وجود دارد که مؤمن از آن بهره‌مند است و آن نیاز به تکریم و احترام است. 

در طول تاریخ، پادشاهان بسیاری مثل ایران، روم، مصر، چین و.... بودند که از ناحیه اطرافیان‌شان مورد احترام و توجه قرار می گرفتند، امّا در دل این پادشاهان همیشه ترس و اضطراب وجود داشت که مورد خیانت و حمله اطرافیان قرار بگیرند و قصد براندازی حکومت شان را داشته باشند. در اینجا فقط پادشاهی است، اما اکرام و کرامتی از سوی اطرافیان نیست.  بهشت با تمام عظمتش که از آن به ملک کبیر تعبیر می‌شود، نسبت به مؤمن اکرام و احترام ذاتی دارد. در حقیقت مؤمن به اندازه حکومتش در بهشت، مورد اکرام و احترام حقیقی قرار می‌گیرد. جدای از این اکرام و احترام، مؤمن مورد تکریم فرشتگان، انبیاء شهدا، صالحین، ائمه معصومین و از همه بالاتر خداوند تبارک و تعالی است. او می‌داند در فضایی قرار دارد که همه عوالم قدس نسبت به او احترام دارند و عزیز و محبوب آن‌هاست.  درک این حس که مؤمن نزد اهل آسمان محبوب است و آن‌ها او را دوست دارند و می‌تواند با همه آن‌ها ارتباط برقرار کند، ارزشمند است و موجب آرامش، شادی، نشاط، قدرت، امنیت و شخصیتش می‌شود. بنابراین، این را از خدا بخواهیم که ما را محبوب آسمان و زمین قرار بدهد. این دعا در زیارت حضرات معصومین علیهم السلام گنجانده شده است. یعنی زمانی که شما به زیارت می‌روید، مورد اکرام معصوم قرار گرفته‌اید و در واقع، شما را پذیرفته‌اند. بنابراین، بهشتِ دارالکرامه، یعنی  انسان دائما مورد احترام و توجه بهشتیان است. این توجه و اکرام، هم در فضای بهشتی خود مؤمن است و هم در مهمانی‌هایی که مؤمنین در بهشت با هم دارند و نیز مهمانی‌هایی که در بهشت انبیاء و حتی خداوند تبارک و تعالی وجود دارد. فهم موضوع کرامت در بهشت باعث می‌شودکه انسان در دنیا کریمانه زندگی کند. اهل تحقیر، توهین، حق خوری، تمسخر و اذیت دیگران نباشد و دیگران از دستش در امان باشند. چون کرامت به معنای واقعی، شامل حال کسی می‌شود که بتواند به بندگان خدا احترام بگذارد. نه فقط بندگان خدا، بلکه سایر موجودات اعم از جمادات، گیاهان و حیوانات.  حال این سؤال مطرح می شود که چه کسی کریم و بزرگ است؟ چه کسی کرامت حقیقی پیدا می‌کند؟ کسی که بتواند این کرامت را به دیگران بدهد. امام صادق (علیه السلام) می‌فرماید: من حیا می کنم از اینکه غذا بخورم و یک نفس محترم بخواهد به من نگاه کند. کسی می تواند به دیگران و حتی حیوانات احترام بگذارد که خودش اهل کرامت باشد. آدم‌های پست و کسی که به دیگران نگاه تحقیرآمیز دارد، نمی تواند اهل کرامت باشد. پس کسی که رمز کرامت را دانست، آن وقت می‌فهمد که باید در سبک زندگی‌اش کریمانه رفتار کند. تن به تعلق‌های «جمادی، گیاهی، حیوانی و عقلی» ندهد که کرامتش از بین برود. گاهی بعضی از افراد، به خاطر تحصیل در یک دانشگاه، توجه به کرامت خودشان نمی‌کنند و انواع ذلت، اهانت و بی‌شخصیتی را می‌پذیرند. این رمز فهم یک مدیریت طاغوتی و مدیریت اسلامی است که قرآن در همین خصوص فرموده: إِنَّمَا ذَلِكُمُ الشَّیْطَانُ یُخَوِّفُ أَوْلِیَاءَهُ = شیطان دوستانش را می ترساند.   با تقوای الهی، صاحب خانه کرامت در بهشت شوید در این خصوص، فرمایش بسیار زیبایی از امیرالمومنین (علیه السلام) هست که می‌فرمایند: «اعْلَمُوا أَنَّهُ مَنْ یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً مِنَ الْفِتَنِ و نوراً مِنَ الظُّلَمِ وَ یُخَلِّدْهُ فِیمَا اشْتَهَتْ نَفْسُهُ وَ یُنْزِلْهُ مَنْزِلَ الْكَرَامَةِ عِنْدَهُ فِی دَارٍ اصْطَنَعَهَا لِنَفْسِهِ ظِلُّهَا عَرْشُهُ وَ نُورُهَا بَهْجَتُهُ وَ زُوَّارُهَا مَلَائِكَتُهُ وَ رُفَقَاؤُهَا رُسُلُهُ= آگاه باشید! آن كس كه تقوای الهی پیشه كند، از فتنه‌ها نجات مى‌یابد و با نور هدایت، از تاریكى‌ها مى‌گریزد و او را در آنچه‌ نفسش بدان‌ اشتها دارد، جاودان‌ می‌كند و او را در نزد خویش‌ در منزلگاه‌ كرامت‌ و تكریم‌ خانه‌ می‌دهد؛ در خانه‌ای‌ كه‌ خداوند برای‌ خودش‌ تهیّه‌ كرده‌ است‌ كه‌ سایۀ آن‌ خانه‌ عرش‌ اوست‌ و نور آن‌ خانه‌ بهجت‌ اوست‌ و زائرین‌ آن‌ خانه‌ فرشتگان‌ او و رفیقانش‌ پیامبران‌ او هستند». تقوا یعنی دوری از هر چیزی که در مسیر «شریعت، طریقیت و حقیقت» برای انسان محدودیت ایجاد کند و آسیب برساند. با رعایت تقوا، خدا حتما برای انسان راه خروج و نجاتی قرار می‌دهد. در مقابل، بی‌تقوائی در جائی صورت می‌گیرد که انسان با برخورد با یک مشکل، تن به گناه بدهد. مثلا شخص مشکل مالی دارد، برای حل آن پول نزول کند. این بی‌تقوائی است. امّا اگر تقوا پیشه کرد، خدا برایش راه نجاتی فراهم می‌کند. «مَخْرَجاً مِنَ الْفِتَنِ»، «وَ نوراً مِنَ الظُّلَمِ»، یعنی فرد باتقوا اهل تشخیص است. هر جا که تاریکی، انحراف، شک و تردید و گمراهی باشد، او با نور، کاملا مسیر خودش را روشن می کند و تکلیفش روشن است و دچار تردید و گمراهی نمی‌شود. «وَ یُخَلِّدْهُ فِیمَا اشْتَهَتْ نَفْسُهُ»، در بهشت همه نعمت‌ها و امکانات «جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلی یا فوق عقلی» وجود دارد. از این رو، خداوند فرد باتقوا را در هر چیزی که میل دارد، جاودانه می‌کند. فرقی هم نمی‌کند چه میلی باشد. میل های «جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلی یا فوق عقلی». توجه کنید که ابدیت انتها ندارد و آخری برای آن وجود ندارد. زندگی در بهشت هم هیچ وقت به پایان نمی‌رسد. یعنی نعمت های بهشتی همیشگی و جاودانه هستند. «وَ یُنْزِلْهُ مَنْزِلَ الْكَرَامَةِ عِنْدَهُ فِی دَارٍ اصْطَنَعَهَا لِنَفْسِهِ= خداوند فرد با تقوا را به منزل کرامت که در جوار رحمت خودش است، نازل می‌کند. انسان در بهشت می‌فهمد که در جوار رحمت خداست و تکیه به خدا دارد. این منزل کرامت را نیز خدا برای خودش انتخابش کرده و اگر خانه‌ای را بپسندد، خیلی زیبا و قشنگ می‌شود.   «ظِلُّهَا عَرْشُهُ وَ نُورُهَا بَهْجَتُهُ وَ زُوَّارُهَا مَلَائِكَتُهُ وَ رُفَقَاؤُهَا رُسُلُهُ= سایه این خانه زیر سایه عرش خداوند است و نور این خانه بهجت و شادمانی الهی است». توجه کنید که بهجت الهی موجب روشنایی و نورانیت در بهشت می‌شود. ما اصلاً نمی‌توانیم بحث سایه و نور در آنجا را درک کنیم. زائرین این خانه، فرشتگان الهی هستند که از طرف خداوند، پیامبر و ائمه معصومین حامل پیام‌های عاشقانه و تکریم مومن هستند. این پادشاهی و سلطنت به معنای واقعی است. رفقای مؤمن نیز در بهشت رسولان الهی هستند. بسیار مهم و لازم است که انسان در مورد این فرمایش حضرت،  تدبر و تفکر کند. پس از این مسئله به راحتی رد نشوید. می‌ارزد انسان تا آنجائی که توان دارد، رعایت تقوای الهی را داشته باشد. با دستگیره‌های سلامت وارد خانه کرامت شوید فرمایش بعدی از امام زین‌العابدین (علیه‌السلام) است که می‌فرمایند: «اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَاجعَلنا مِن الَّذِینَ ظَفِروا بِحَبلِ النَّجاةِ وَعُروَةِ السَّلامَةِ وَالمُقامِ فِی دارِ الكَرامَةِ= بار خدایا! بر محمّد و آل محمّد درود بفرست و ما را از كسانى قرار ده كه به ریسمان نجات و دستگیره سلامت و اقامت در خانه كرامت دست یافتند». این کلام حضرت حکایت از بحث روانشناسی شخصیت دارد. ما از چه کسانی باشیم، بهتر است؟ در جامعه ی فطرت گراها و جامعه‌ای که با شخصیت‌های تمدن اسلامی تناسب دارد، یا جامعه ی طبیعت گراها؟ انسان های فطرت گرا را  براساس «فوق‌عقل و بهشتی زیستن» می سنجند. این جامعه با جامعه طبیعت‌گرا بسیار متفاوت است. امام سجاد (علیه‌السلام) بخشی از این تقسیم بندی‌ها را در فرمایشات متعددشان ذکر کرده‌اند. در اینجا هم به یک نمونه از آنها اشاره شده است:  «مِن الَّذِینَ ظَفِروا بِحَبلِ النَّجاةِ=از کسانی که با ریسمان نجات پیروز شدند». یعنی کسانی که به ریسمان نجات دست یافتند، سبک زندگی‌شان معین و مشخص است. می‌دانند که از همسرداری چه چیزی را می خواهند. از بچه‌داری به کجا می‌رسند. لذات و رنج‌ها برایشان معنادار است. با سختی‌ها اوج می‌گیرند و رشد می‌کنند. احساس بدبختی، بیچارگی، بی‌شخصیتی و هدر رفتن زحمات را نمی‌کنند. چون در همه حالت ها و شرایط، همیشه احساس پیروزی می‌کنند، هر چند که برایشان تلخ باشد.  «وَعُروَةِ السَّلامَةِ= و دستگیره ی سلامت»، یعنی مؤمن در ارتباطات «جمادی، گیاهی، حیوانی و عقلی» سالم است و آسیب نمی‌بیند. در حوادث روزگار احساس باختن نمی‌کند و شخصیتش سالم می‌ماند. هم در اوج ثروت سالم است و هم در حضیض فقر.  دستگیره ی سلامت، یعنی در شخصیت انسان دستگیره های وجود دارد که هر کسی نمی‌تواند او را به سمت جهنم ببرد. با طلاق گرفتن، ازدواج غلط، بیماری، ورشکستگی مالی و... به غم و اضطراب نمی‌افتد. اگر به او تهمت هم بزنند، سالم است. اگر ستایشش هم کنند، سالم است.  «وَالمُقامِ فِی دارِالكَرامَةِ»، یعنی انسان در خانه کرامت مورد اذیت و آزار قرار نمی‌گیرد. چون قبلش دستگیره سلامت را از دنیا کسب کرده است. آدمی که خانه کرامت را می‌خواهد، باید در اینجا بزرگ شده باشد. ترس، اضطراب و قهر با کسی نداشته باشد. اگر کسی خیانت کرد، او خیانت نکند. اگر رازش را فاش کردند، او راز کسی را فاش نکند. این نوعی بزرگی و کرامت است.  دعوت خدا به خانه جاودانگی و کرامت امام باقر (علیه ‌السلام) فرمودند: «إِنَّ الرَّبَّ تَبارَكَ وَتَعالَى یَقُولُ: "اُدخُلُوا الجَنَّةَ بِرَحمَتِی وَانجُوا مِن النارِ بِعَفوِی وَتَقَسَّمُوا الجَنَّةَ بِأَعمالِكُم فَوَعِزَّتِی لَاُنزِلَنَّكُم دارَ الخُلُودِ"= همانا پروردگار تبارک و تعالی می فرماید: "با رحمت من، به بهشت وارد شوید و با بخشایش من از آتش برهید و با كردارهایتان بهشت را قسمت كنید. به عزّتم سوگند كه حتماً شما را در سراى جاودانگى و خانه كرامت جاى مى‌دهم"». «اُدخُلُوا الجَنَّةَ بِرَحمَتِی وَانجُوا مِن النارِ بِعَفوِی»،یعنی با رحمت من داخل بهشت شوید و با عفو من از جهنم نجات پیدا کنید.  یکی از اذکار مهم الهی، «العفو» است. ما به عفو و استغفار خیلی نیاز داریم و دائما از خدا عافیت را بخواهیم. چون آتش را از بین می‌برد.  اشتباهات و جنایت‌های زیادی در حق خودمان داریم که اینها ما را دامنگیر می‌کند. با طلب عفو از خداوند بخواهیم که این گناهان دامنگیرمان نشود.  الهی العفو، یعنی خدایا! من چوب گناهانم را نخورم.  استغفار یعنی خدایا با وجود اینکه گناه کردم، تو نگذار رابطه‌ام با تو و اهل آسمان خراب شود.   «وَتَقَسَّمُوا الجَنَّةَ بِأَعمالِكُم»، و بهشت را با اعمالتان تقسیم کنید، یعنی هر کس عملش بهتر باشد، سهمش بیشتر است.  «فَوَعِزَّتِی لَاُنزِلَنَّكُم دارَالخُلُودِ» قسم خدا به عزتش خیلی مهم و خاص است. شیطان هم برای فریب بندگان قسم به عزت خدا خورد. زمانی این قسم به کار می‌رود که کار ردخور ندارد.  خدا در اینجا 4 بار قسم خورده که قسم به عزتم که حتماً حتماً حتماً حتماً شما را به خانه جاودانگی نازل می‌کنم. اگر کسی به این خانه میل نداشته باشد، دلمرده است. یعنی دلش در تعلق‌های «جمادی گیاهی حیوانی و عقلی» گیر است که نمی‌تواند از کلمات خدا لذت ببرد. مثل کسی که نمی‌تواند از نماز، خواندن قرآن یا عبادت لذت ببرد. خدایا به حق محمد و آل محمد (علیهم السلام) دارالکرامه را نصیب همه ما بگردان. قا250 بهشت/دارالکرامه

صوت

1 - مؤمن در «دارالکرامه» مورد احترام و تکریم بهشتیان است

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه پرسش: 11645
28 آوریل 2020
| | | |
پرسش 262: بزرگترین مصیبت و بزرگترین سعادت چیست؟
پاسخ:

منبع:

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

شناسه مطلب: 11644
زمان انتشار: 2 می 2020
| | |
رهبرمعظم انقلاب: قدر اين ماه رمضان را بدانيم

رهبرمعظم انقلاب: قدر اين ماه رمضان را بدانيم

رهبرمعظم انقلاب: قدر این ماه رمضان را بدانیم ♦️سال گذشته در همین ماه رمضان كسانی از دوستان ما بودند،اما امسال نیستند. ♦️بسا تیر و دی‌ماه و اردیبهشت‌ بیاید که ما خاک باشیم و خشت... 95/03/25

فیلم

1 - رهبرمعظم انقلاب: قدر اين ماه رمضان را بدانيم

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11643
زمان انتشار: 5 آوریل 2022
| |
ویژه نامه ماه مبارک رمضان

ویژه نامه ماه مبارک رمضان

این ماه هم بهار قرآن است و هم ماه نزول آن. «ماه نزول قرآن» یعنی قرآن باید به ما هم نازل بشود. یعنی ما هم باید طوری قرآن را بخوانیم و با آن انس بگیریم که احساس کنیم که این آیات دارد به ما هم نازل می شود. باید واقعا احساس «مخاطب قرآن بودن» را بکنیم. وقتی خود را واقعا مخاطب قرآن قرار دادیم، پیامهای آسمانی را  خوب دریافت می کنیم. 

ویژه نامه ماه مبارک رمضان شامل همه مباحث و سخنرانی های استاد شجاعی درباره ماه مبارک رمضان می باشد. لینک مباحث شب قدر و آرشیو مباحث صوتی و تصویری با موضوع ماه رمضان نیز برای علاقمندان در این صفحه درج گردیده است.  مطالب این ویژه نامه  1. شرح دعاهای روزهای ماه رمضان+صوت/ چگونه شیطان در ماه رمضان در بند است؟  2. با روزه ارزش های الهی را در خود حاکم کنید/ روزه روی شیطان را سیاه می کند 3. قرآن، دعاها، ذکر و انس با خدا، از غذاهای معنوی هستند/ هرکس بنابر درجات روحی اش از ضیافت الله بهره می برد 4. روزها و شبهای ماه رمضان بهترین فرصت دعا و مناجات با الله است/ از نشانه‌های عقل، تقوا در خوردن و آشامیدن 5. صلوات و سلام مخصوص ماه رمضان/ مهمترین صله ارحام، ایجاد رابطه با امام زمان علیه السلام است 6. چرا ماه رمضان بهترین ماه است؟/ 4 اقدام مهم قبل از رسیدن ماه مبارک رمضان/ فواید روزه ماه رمضان 7. دعاى امام صادق ع در آخرین شب شعبان و اوّلین شب ماه رمضان/ ماه رمضان را فریاد کنیم 8. برتری ماه رمضان بر سایر ماه ها در قیامت/ ماه رمضان، ماه گشوده شدن درهای رحمت، مغفرت و مهربانی 9. ماه رمضان، ماه احیاءِ حیات دل انسان در عالم انسانیت است/ دعای امام سجاد، هنگام حلول ماه رمضان 10. زیركی و تیزهوشی با پرخوری جمع نمی شود/ اهل معصیت، با حیوانیت درون، انس دارند و چیزی ... 11. در مدرسه ماه مبارك رمضان، روح،"می توانم" را فرا می گیریم/ باران رحمت رمضان بر سر همه می بارد 12. ماه رمضان فصل عاشقی/ در«ضیافت الله» سخن از مهماندار، مهمان، وسیله و محل پذیرایی است 13. «غذاهای معنوی» در ماه ضیافت الهی قرآن، دعاها، ذکر و انس با خدا هستند 14. فقط خدا و اهل بیت علیهم السلام خریدار ما با قیمت واقعی مان هستند 15. چرا بسیاری از روزه داران جز گرسنگی و تشنگی بهره ای از روزه نمی برند؟ 16. هدف از روزه، کسب تقوا، و هدف از تقوا، کسب قلب سلیم است 17. ماه مبارک رمضان و دغدغه‌های جهانی برای انسان/ نکاتی درباره روزه از منظر طب سنتی 18. توصیه هایی برای افطار و سحر/ روزه ماه رمضان فرصتی برای پرواز است 19. شرح صلوات مخصوص ماه رمضان/ توجه به ساحت مقدس امام زمان (علیه السلام) در ماه مبارک رمضان 20. دعای «اللهم ادخل علی اهل القبور....» گناهان گذشته و آینده را پاک می کند/ شرح دعای «یاعلی یا عظیم» از استاد شجاعی 21. با بستن دهان، باید به شادی روح برسیم، نه کسالت/ «ماه رمضان» موجود زنده ای است که با ما حرف می زند 22. روزه «قلب، فکر و خیال» برتر از روزه شکم است/ روزه، سپری برای مقاومت در برابر حرام هاست 23. روزه؛ فرصت آزادی از وسوسه های شیطان است/ رمضان ضیافتی از یادها و خیال های الهی 24. سخنان استاد نیکنام درباره ماه رمضان/ ارتباط دعای حج و قرائت آن در ماه رمضان 25. نظر ابوبکر، عمر و عایشه در مورد امیرالمومنین (علیه السلام) چیست؟ 26. وداع «از صمیم قلب» با ماه رمضان، نشانه ورود به مهمانی خداست/ درهای جهنم به واسطه روزه صحیح و واقعی بسته می شود 27. اگر کسی نتواند بدنش را مدیریت کند، قادر به مدیریت روحش هم نیست/ فراق ماه مبارك بر اهلش سخت است 28.  هر چه خوراک‌های طبیعی بیشتر باشد،‌ فضا برای خوراک‌های معنوی کمتر می‌شود 29. نشانه‌ی عید داشتن و پیروزی در ماه رمضان غلبه بر نفس حیوانی است 30.  شناخت شخصیت امیرالمؤمنین علیه السلام 31. ملاک های خودشناسی در ادعیه ماه رمضان (جلسه اول) 32. ملاک های خودشناسی در ادعیه ماه رمضان (جلسه دوم) 33. ملاک های خودشناسی در ادعیه ماه رمضان (جلسه سوم) 34. ملاک های خودشناسی در ادعیه ماه رمضان (جلسه چهارم) 35. ملاک های خودشناسی در ادعیه ماه رمضان (جلسه پنجم) 36. خدا هرکس را دوست بدارد، به او الهام می کند که کیفیت عبادتش را بالا ببرد ویژه نامه شب های قدر آرشیو صوتی و تصویری مباحث با موضوع ماه رمضان

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11642
زمان انتشار: 27 آوریل 2020
| | |
کمترین درجات عاشقی

کمترین درجات عاشقی

صوت

1 - کمترین درجات عاشقی

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11640
زمان انتشار: 29 آوریل 2020
| | |
راه رهایی از گرفتاری‌ها و بلایای آخرالزمانی

راه رهایی از گرفتاری‌ها و بلایای آخرالزمانی

فیلم

1 - راه رهایی از گرفتاری‌ها و بلایای آخرالزمانی

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11639
زمان انتشار: 19 آوریل 2021
| |
شرح دعای روز ششم ماه مبارک رمضان

شرح دعای روز ششم ماه مبارک رمضان  در بيان حضرت آية الله مجتهدی(ره)

شرح دعای روز ششم ماه مبارک رمضان

«اللَّهُمَّ لاَ تَخْذُلْنِی فِیهِ لِتَعَرُّضِ مَعْصِیتِک وَ لاَ تَضْرِبْنِی بِسِیاطِ نَقِمَتِک وَ زَحْزِحْنِی فِیهِ مِنْ مُوجِبَاتِ سَخَطِک بِمَنِّک وَ أَیادِیک یا مُنْتَهَی رَغْبَةِ الرَّاغبین.»

ترجمه:

ای خدا مرا در این روز بواسطه ارتکاب عصیانت خوار مساز و به ضرب تازیانه قهرت کیفر مکن و از موجبات خشم و غضبت دور گردان به حق احسان و نعمت های تو به خلق ای منتهای آرزوی مشتاقان.

اللَّهُمَّ لاَ تَخْذُلْنِی فِیهِ لِتَعَرُّضِ مَعْصِیَتِکَ؛ خدایا من را بخاطر تعرض به گناهان خوار نکن تفاوت گناه و تقوا گناه انسان را خوار و ذلیل می کند؛ اما تقوا  انسان را عزیز می کند، هرچند تحصیلات عالیه داشته باشی؛ مال و مکنت آنچنانه داشته باشی، ولی اگر گناهکار باشی خوار و ذلیلی خوار هستی؛ اما اگر بندگی کنی خدا محبتت را به دل دیگران می اندازد . تقوی محبت می آورد: « إِنَّ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ سَیَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمنُ وُدًّا » (2) مردم شیخ محمد حسین زاهد را دوست داشتند؛ چرا؟ چون اهل تقوی بود. وقتی به قبرستان ابن بابویه می روید، حتما به زیارت سه قبر بروید؛ شیخ صدوق؛ شیخ محمد زاهد؛ شیخ رجب علی خیاط؛ شیخ محمد حسین زاهد زندگی ساده ای داشت خیلی ها  با اینکه ایشان را ندیده اند ولی محبت او را در دل دارند و این ها همه بخاطر تقوی است. نمونه دیگر از صالحین: مرحوم شیخ محمد تقی بافقی؛ ایشان وقتی کسی ایشان نگاه می کرد به یاد خدا می افتاد؛ روزی خدمت ایشان بودیم و توصیه ای کرد؛ آن هم چه توصیه ای.ایشان فرمود: «رفقا؛ بیایید از امروز باور کنیم که یک خدایی داریم » و در این هنگام همه منقلب شدیم اگر انسان باور کند که خدایی دارد دیگر گناه نمی کند. وَ لاَ تَضْرِبْنِی بِسِیَاطِ نَقِمَتِکَ خدایا مرا با تازیانه عذابت مزن؛ این سیل ها و زلزله هایی که گاهی اتفاق می افتند، این ها تازیانه های عذاب اند؛ جمله ذرات زمین و آسمان لشکر حقند گاه امتحان (3) این سیل و زلزله ها ... لشکر خدا هستند؛ چرا می گوئید؛ قهر طبیعت؟! کسی که توجه داشته باشد می فهمد که این امور عذاب است، این ها عذاب است و بدانیم که آسمان و زمین لشکر حق اند. حشرات و حیوانات هم  لشکر خدا هستند اینکه می بینید ملخ ها به جایی هجوم می برند و.. این ها به امر خدا حمله کرده اند و لشکر یان خداوند هستند. چند سال پیش قرار بود در تهران هم عذاب بیاید؛ ولی امام حسین (علیه السلام) شفاعت کردند و عذاب رفع شد! و این به برکت بیرق ها و عزاداری هایی بود که مردم برای امام حسین (علیه السلام) بر پا می کنند. این را هم بدانیم که ایران بهترین کشور در جهان است ؛ مملکتی که رهبر آن شیعه باشد ؛ رییس جمهور آن شیعه باشد؛ رییس مجلس آن شیعه باشد ؛ و تمامی سران آن  شیعه باشند فقط ایران است. و این ها بخاطر دعای پیامبر است ؛ هنگامی که پیامبر برای امیر المومنین از مردم بیعت می گرفتند فرمودند: « اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالَاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ وَ انْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَ اخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ » (4) خدایا هر که علی را یاری می کند یاری کن و هر که او را خوار می دارد خوار و ذلیلش کن. کسانی که علی را بیست و پنج سال خانه نشین کردند، الان خوار هستند؛ در حالی که رهبر انقلاب آیت الله خامنه ای به عنوان رهبر شیعه باعث افتخار شیعه است؛ انسان وقتی به ایشان نگاه می کند مسرور می شود باید به وجود ایشان افتخار کنید. لذا قدر ایران را بدانید ؛ قدر رهبر را بدانید؛ قدر مراجع بزرگوار تقلید را بدانید. وَ زَحْزِحْنِی فِیهِ مِنْ مُوجِبَاتِ سَخَطِکَ خدایا از موجبات سخط و خشمت مرا دور بدار ؛ در روایت وارد شده است که بعضی گناهان خدا را به غضب می آورد، آنگاه خدا قسم می خورد که به عزت و جلال خودم هرگز تو را نمی بخشم !! با اینکه خدا ارحم الراحمین است (5) خدا از من طلبه انتظار ندارد که به زن مردم نگاه کنم ؛ اینجا خدا به غضب می آید؛ خدا هفتاد گناه جاهل را می بخشد و هنوز یک گناه عالم را نبخشیده است و کار برای اهل علم سخت تر است « یُغْفَرُ لِلْجَاهِلِ سَبْعُونَ ذَنْباً قَبْلَ أَنْ یُغْفَرَ لِلْعَالِمِ ذَنْبٌ وَاحِدٌ » (6) بِمَنِّکَ وَ أَیَادِیکَ خدایا مرا از موجبات سخط و قهرت دور کن به حق احسان و نعمت هایی که به من داده ای یَا مُنْتَهَی رَغْبَةِ الرَّاغِبِین ای خدایی که منتهای رغبت مشتاقان هستی این دعا های من را مستجاب کن. عواقب ترک امر به معروف و نهی از منکر خداوند تبارک و تعالی به شعیب پیامبر( ع) فرمود: می خواهم  صد هزار نفر از قوم تو را عذاب کنم ؛ چهل هزار از بدان ؛ شصت هزار از خوبان؟!! حضرت سوال کردند: چرا و علت آن چیست ؟ چرا خوبان هم باید عذاب شوند؟!خطاب رسید: برای اینکه خوبان نهی از منکر نمی کردند؛ از گناه بدان ناراحت نبودند (7) اینکه می گویند خشک و تر با هم می سوزند غلط است، چوب تر که نمی سوزد؛ اگر می سوزد بخاطر این است که آن چوب تر هم در اثر رفت و آمد با بدان به مرور  خشک شده است  لذا عذاب، او را هم می گیرد. تویی که نماز خوان هستی نباید به مجالس عروسی گناه بروی؛ چرا رفته ای؟! حتی اگر در مجلس فاتحه؛ مداح غنا می خواند باید از مجلس خارج شد. پی نوشت: 1- إقبال الأعمال ص 130 اللهم لا تخذلنی فیه [فی هذا الیوم ] بتعرض معصیتک [معاصیک ] و لا تضربنی [فیه ] بسیاط [و أعذنی فیه من سیاط] نقمتک و مهاویک و زحزحنی [و ازجرنی ] فیه من [عن ] موجبات سخطک بمنک و أیادیک یا منتهی رغبة الراغبین [برحمتک یا أرحم الراحمین ] 2- سوره مبارکه مریم؛ آیه  96 إِنَّ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ سَیَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمنُ وُدًّا ترجمه : کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته کرده اند، به زودی [خدای ] رحمان برای آنان محبتی [در دلها] قرار می دهد. 3- مثنوی معنوی؛ جلال الدین محمد بلخی 4-  بحارالأنوار ج : 21 ص : 387 5- از این قبیل روایات فراوان است که برای نمونه به یک نمونه اشاره می شود: خدا تعالی فرموده بعزت و جلالم سوگند و بمقام والایم که در تو]بهشت[ وارد نشود: دائم الخمر، و نه اصرار دار بر ربا، و نه سخن چین و نه دیوث که غیرت ندارد و در خانه اش انجمن هرزگی بر پا شود، و نه آنکه نزد سلطان از مردم بد گوید تا آنها را نابود سازد، و نه گورکن کفن دارد و نه آنکه ختار است یعنی بر پیمان خود نپاید « منبع: آداب و سنن-ترجمه جلد شانزدهم بحار الانوار، ص: 227» 6- کافی ج : 1 ص : 47 عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ بْنِ هَاشِمٍ عَنْ أَبِیهِ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْمِنْقَرِیِّ عَنْ حَفْصِ بْنِ غِیَاثٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ یَا حَفْصُ یُغْفَرُ لِلْجَاهِلِ سَبْعُونَ ذَنْباً قَبْلَ أَنْ یُغْفَرَ لِلْعَالِمِ ذَنْبٌ وَاحِدٌ 7- الحیاة با ترجمه احمد آرام، ج 1، ص: 414 الامام الباقر «ع»: أوحی اللَّه الی شعیب النّبی «ع»: إنّی معذّب من قومک مائة ألف، اربعین ألفا من شرارهم و ستّین ألفا من خیارهم. فقال: یا ربّ! هؤلاء الأشرار، فما بال الاخیار! فأوحی اللَّه عزّ و جلّ الیه: «داهنوا أهل المعاصی و لم یغضبوا لغضبی». امام باقر «ع»: خدا به شعیب پیغمبر «ع» وحی کرد که «صد هزار تن از قوم تو را عذاب خواهم کرد، چهل هزار از بدان، و شصت هزار از نیکان». شعیب گفت: پروردگارا! اشرار درست، اخیار چرا؟ خدای بزرگ به او وحی کرد: «چون با اهل معاصی سازگاری کردند و برای خشم من خشم نگرفتند». منبع: سایت حوزه

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed