www.montazer.ir
سه‌شنبه 2 ژوئن 2026
شناسه پرسش: 11839
30 ژولیه 2020
|
پرسش 274:آیا در اسلام عیدی به نام عید قربان وجود دارد؟ و مقصود از حج اکبر و حج اصغر چیست؟
پاسخ:

منبع:

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

شناسه مطلب: 11837
زمان انتشار: 29 ژولیه 2020
| |
داریم نزدیک می شویم به یک پیشگویی دیگر رهبر معظم انقلاب: سقوط دولت آمریکا

داریم نزدیک می شویم به یک پیشگویی دیگر رهبر معظم انقلاب: سقوط دولت آمریکا

در حالی که پیشگویی های معظم له، از ابتدای پیروزی انقلاب تا کنون، به بیش از ۵۰ مورد رسیده و در حالی که بعضی ها هنوز برای مذاکره با آمریکا گدایی می کنند، یک پیشگویی دیگر ایشان که قطعا مقدمه ظهور منجی عالم است، در حال عملی شدن است.

رهبر معظم انقلاب در باره سقوط دولت آمریکا فرمودند: باورتان نمی‌آمد که شاه برود، باورتان نمی‌آمد که رژیم پادشاهی در ایران منسوخ بشود، شد. چرا؟ چون بازوی حق و مشت گره خورده‌ی حق از آستین ملت بیرون آمد، امروز هم همین است. ایشان در خصوص آیه ۲۱ سوره انبیاء فرمودند: «بل نقذف بالحقّ علی الباطل= بلکه ما بینی ستمگران را به خاک خواهیم مالید». همیچنین در مورد آیه ۱۱ همین سوره که می فرماید:«وَ كَمْ قَصَمْنا مِنْ قَرْیَةٍ كانَتْ ظالِمَةً وَ أَنْشَأْنا بَعْدَها قَوْماً آخَرِینَ = و ما چه بسیار آبادى هایى را در هم شكستیم كه مردمش ستمگر بودند و پس از آنها قومى دیگر را پدید آوردیم»، فرمودند: «و کم قصمنا من قریة» یعنی ای مردم! نومید نباشید از این‌که بتوانید یک قدرت و یک امپراطوری عظیم را به زانو در بیاورید. نگویید امریکا یک قدرت جهانی است و چگونه یک ملت می‌تواند این قدرت را به خاک بنشاند؟ این کار در تاریخ بارها و بارها تکرار شده است. «وکم قصمنا من قریة» یعنی ما ای بسا تمدنها و شهرها و حکومتها و امپراطوریها را که در هم شکسته‌ایم. «و انشأنا بعدها قوماً آخرین= و پس از آنها مردم دیگری را روی کار آورده‌ایم». همان دست، همان قدرت و همان نیرو می‌تواند امروز امریکا را هم به خاک سیاه بکشاند و نمونه‌ها و طلیعه‌اش در ایران و در منطقه آشکار شده است که ضربتها را یکی پس از دیگری می‌خورند. این وعده‌ی الهی کاملاً قابل تحقق است. «و کم قصمنا من قریة کانت ظالمة» آن قریه‌ای، آن تمدنی، آن امپراطوری و قدرتی که ستمگر است، مورد این تهاجم لشگریان خدا قرار می‌گیرد و در هم فرو می‌ریزد، چیزی که امروز در مقابل چشم ما نسبت به امپراطوری عظیم امریکا مشاهده می‌شود. چه کسی تصور می‌کرد که دستگاه نظامی مجهز و مرتب امریکا در بیابان های طبس و در کویر مرکزی ایران، آن چنان دچار فضاحت و شرمندگی بشود؟ ما رفتیم از نزدیک آن فیل های فولادی را دیدیم و آیه‌ی کریمه‌ی قرآن بی‌اختیار به یاد انسان می‌آیدکه «ألم تر کیف فعل ربّک باصحاب الفیل. ألم یجعل کیدهم فی تضلیل= آن حیله‌ای و کیدی که آنها برای مردم ترتیب داده بودند، دیدید چگونه خنثی شد؟». آیات قرآن با همین آهنگ در سوره‌ی انبیاء پیش می‌رود و می‌رسد به این‌جا که ما آسمان و زمین را به بازیچه نیافریدیم. هدفی وجود دارد، نقشه‌ای وجود دارد، این نقشه پیش می‌رود و این نقشه عبارت است از خرد شدن قدرتهای ظالم و ستمگر در سراسر عالم. این نقشه‌ی الهی، این نقشه‌ی طبیعی تاریخ بشر عبارت است از به خاک مالیده شدن بینی امپراطورهای بزرگ مانند امپراطوری انگلیس و امپراطوری امریکا در این زمان و همه‌ی امپراطوریهای اقتصادی و سیاسی که بر اسب قدرت سوارند و می‌تازند. این خط طبیعی عالم است،«بل نقذف بالحقّ علی الباطل» ما بوسیله‌ی حق، یعنی بوسیله‌ی همین شما مردم، باطل را به دست حق و به بازوی نیرومند حق در خواهیم کوبید. «فاذا هو زاهق» ناگهان مشاهده می‌کنیم که باطل دونده و رونده و گریزنده است، همچنانی که در ایران مشاهده کردید. امام خامنه ای نماز جمعه تهران، 1359/02/12  

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11836
زمان انتشار: 29 ژولیه 2020
|
جلسات خانواده آسمانی و شرح جامعه کبیره

جلسات خانواده آسمانی و شرح جامعه کبیره

جلسات خانواده آسمانی و شرح زیارت جامعه کبیره پنجشنبه 9 مرداد 99 به دلیل تقارن با اعمال روز عرفه تعطیل است.

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11834
زمان انتشار: 28 ژولیه 2020
| |
ریخت و پاش معنوی کنید

ریخت و پاش معنوی کنید

ریخت و پاش معنوی کنید. با اخلاق و صفات خوب اگر کسی مشکلی دارد دست روی سرش بکشید؛ مشکلش را برطرف کنید. اگر ریخت و پاش کنید، خدا زیاد می‌کند. اخلاق خوب هم زیاد می‌شود. سخاوت و رأفت هم زیاد می‌شود. هرچه داری ریزش کن. بعضی مثل پروانه غم‌های دیگران را از بین می‌برند.  

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11831
زمان انتشار: 27 ژولیه 2020
| | | |
ویژه نامه شهادت امام باقر (علیه السلام)

ویژه نامه شهادت امام باقر (علیه السلام)

حضرت ابو جعفر، باقر العلوم، در سوم صفر سال 57 هجری شهر مدینه تولد یافت. پدر ایشان علی بن الحسین، زین العابدین(علیه السلام) و مادرشان ام عبد الله، فاطمه، دختر امام حسن مجتبی (علیه السلام) می باشد. نام آن حضرت محمد است. این نامی است که رسول خدا (ص) از دیر زمان برای وی برگزیده بود. برای امام باقر(علیه السلام) این القاب یاد شده است: باقر، شاکر، هادی، امین شبیه (به جهت شباهت آن حضرت به رسول خدا (ص)).

امام باقر(علیه السلام) پس از عمری تلاش در میدان بندگی خدا و احیای دین و ترویج علم و خدمات اجتماعی به جامعه اسلامی، در روز هفتم ماه ذو الحجه سال 114 رحلت کرد. منابع روایی و تاریخی علت وفات آن حضرت را مسمومیت دانسته اند، مسمومیتی که دست های حکومت امویان در آن دخیل بوده است. از برخی روایات استفاده می شود که مسمومیت امام باقر (علیه السلام) به وسیله زین آغشته به سم، صورت گرفته است، به گونه ای که بدن آن گرامی از شدت تأثیر سم به سرعت متورم گردید و سبب شهادت آن حضرت شد. در این که چه فرد یا افرادی در این ماجرای خائنانه دست داشته اند، نقل های روایی و تاریخی از اشخاص مختلفی نام برده اند. بعضی از منابع، شخص هشام بن عبد الملک را عامل شهادت آن حضرت دانسته اند. بخشی دیگر، ابراهیم بن ولید را وسیله مسمومیت معرفی کرده اند. قبر نورانی حضرت باقر (علیه السلام)، در شهر مدینه در قبرستان بقیع قرار دارد.

1. نهضت بزرگ علمی امام باقر (علیه‌السلام) 2. در پرتو کلام باقرالعلوم (علیه السلام) 3. سیمای شیعیان از منظر امام باقر (علیه السلام) 4. با امام باقر (علیه السلام) در سایه قرآن 5. شهادت امام محمد باقر (علیه السلام) 6. خصایص امام محمد باقر (علیه السلام) 7. بشارت امام باقر (علیه السلام) به منتظران 8. امام باقر(علیه السلام) بنیانگذار انقلاب فرهنگی و نهضت علمی اسلام 9. امام باقر (علیه السلام): چرا شما شیعیان،‌ خودتان را با صدقه ثروتمند نمی‌کنید؟ 10. نام او محمد است و او علم دین را می شکافد 11. پرتویی از سیره و فضایل باقرالعلوم (علیه السلام) 12. دعای امام باقر (علیه السلام) در سجده نماز برای افزایش رزق 13. امام باقر (علیه السلام) در مبارزه با کج روی های سیاسی 14. عید میلاد فرخنده امام باقر (علیه السلام) مبارک 15. ضرب سکه ی اسلامی به دستور امام باقر (علیه السلام) 16. اشاره امام باقر (علیه السلام) به حکومت جهانی امام زمان (علیه السلام) در مجلس هشام 17. امام زمان (علیه السلام) در سخن امام باقر (علیه السلام) 18. عصر ظهور در كلام امام باقر (علیه ‏السلام)

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11830
زمان انتشار: 26 ژولیه 2020
| |
چگونگی دل، چگونه گذشتن از صراط را تعیین می‌کند

قلب، جلسه 42، 1390/06/19

چگونگی دل، چگونه گذشتن از صراط را تعیین می‌کند

در جلسات قبل، از قاعده‌ای نام بردیم با عنوان «قلب ما قبر ماست»، یا همان قاعده ی«نفس ما قبر ماست». هر کس می‌خواهد بداند که قبرش چگونه است، باید به نفس خود نگاه کند و ببیند که آیا در نفسش بهشت هست یا جهنم. محتوای نفس ما، همان آخرت ماست. آخرت هر کس براساس دارایی‌های قلب و نفس اوست. ملاکِ چگونه گذشتنِ ما از روی صراط، دل ماست.

در بحث نسبت، با ترسیم قوس صعود و نزول انسان، گفته شد که انسان در بالاترین درجه دارایی از خلقت خلق می‌شود. خداوند در قرآن کریم می‌فرماید:«لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فِی أَحْسَنِ تَقْوِیمٍ[1] = براستى که انسان را در نیكوترین حالت اعتدال آفریدیم». انسان قبل از اینکه به زمین بیاید، در اوج خوشبختی و دارایی و نزدیکترین موجود به خدا بود. «ثُمَّ رَدَدْناهُ أَسْفَلَ سافِلِینَ[2]= سپس او را به پست‏ ترین [مراتب] پستى بازگردانیدیم». سپس، انسان با یک قوس نزول، به طبیعت و دنیا یعنی عالم ناسوت آمد که یک جای محدود است. از این رو، ما به تعبیری که بزرگان بیان کردند، به جهنم آمدیم و این جهنم که همان دنیا است، مسیری است که ما باید طی کنیم تا به جایگاه اولیه خود مان یعنی بهشت برگردیم. پس مسیر همه انسانها بدون استثناء، از داخل جهنم به بهشت می‌گذرد. علت اینکه روز قیامت هم هر کسی از صراط که داخل جهنم است، رد می‌شود، همین است. حتی انبیاء هم از آن عبور می‌کنند: «وَإِنْ مِنْكُمْ إِلَّا وَارِدُهَا[3] = و هیچ كس از شما نیست مگر [اینكه] در آن وارد مى‌گردد». ملاکِ چگونه گذشتنِ ما از روی صراط، دل ماست. کسانی از این صراط در یک چشم به هم زدن می‌گذرند و اصلاً متوجه نمی‌شوند که از داخل جهنم رد شدند، می‌گویند: رد شدیم، ولی خاموش بود. اینها کسانی هستند که وقتی در دنیا بودند، به دنیا آلوده نشدند. هر چقدر میزان گناهان، فسق، فجور، حرص و جوش، بداخلاقی، زودرنجی، عصبانیت، حساسیت، حسادت و تکبر انسان در دنیا بیشتر می‌شود، در آن جهنم بیشتر معطل می‌شود. چون با خودش آلودگی کسب می‌کند. پس این که در آن جهنم یا در عبور از صراط چه به روز ما می‌گذرد، بسته به این است که ما اینجا چگونه از صراط رد می‌‌شویم. چگونه می‌شود در جهنم بود، ولی نسوخت؟ اینکه انسان در جهنم باشد، عیبی ندارد. چون همانطور که فرموده‌اند: ممکن است انسان در جهنم باشد و نسوزد و برعکس، اوج بگیرد. زیرا جهنم مسیری است برای رسیدن به عالی ترین درجات بهشت و بالاتر از بهشت. پس می‌شود ما در جهنم دنیا باشیم، اما نسوزیم. قاعده‌ی نسوختن هم این بود که انسان باید نظام محبتی را در دل خودش تنظیم کند. یعنی مشخص کند که چه چیزهایی دوست داشتنی ­تر هستند. در واقع هر کس وقتی محشور می‌شود، براساس نوع محبوب خود محشور می‌شود. اگر محبوب انسان بهشت باشد، انسان بهشتی است. اگر بالاتر از بهشت باشد، انسان بالاتر از بهشت است. اگر محبوب انسان جهنمی باشد، انسان هم جهنمی است. پس محتوا و محبوب قلب ما تعیین­ کننده نوع تولد ماست و محتوای قلب نشان می‌دهد که یک نفر در دنیا و آخرت چه وضعیتی دارد. محتوای قلب هم با محبوب‌هایش است. یعنی این که دل به چه چیزی گرایش داشته باشد، ساختار قلب معلوم می‌شود. چیزهایی که انسان می‌تواند به آن گرایش داشته باشد، یا جهنم است یا بهشت است یا بالاتر از بهشت است. قرآن برای اینکه تکلیف دل ما را روشن کند فرمود:«یَوْمَ لا یَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ إِلاَّ مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِیمٍ[4] = روزى كه هیچ مال و فرزندى سود نمى‏ دهد، مگر كسى كه دلى پاك به سوى خدا بیاورد». هیچ چیز در آخرت به درد نمی‌خورد، مگر دل سالم. دل سالم هم با نوع محبوبش معلوم می‌شود. محبوبش هر چه باشد، میزان سلامتش هم همان است. چون نفس بی­نهایت­طلب است و اگر بینهایت را بخواهد، پس سالم است. اگر محدود را بخواهد، سالم نیست. این یک امر کاملاً طبیعی است که ذات ما بی نهایت­ طلب و عاشق بی نهایت یعنی الله است، در این صورت دارد طبیعی عمل می‌کند. اگر عاشق بینهایت نشد و به جهنم یعنی به دنیا علاقمند شد، انحراف و فسق در او ایجاد می‌شود و مصداق آیه 24 سوره توبه می‌باشد. از نظر قرآن، کدام دل، دلِ بهشتی است؟ از نظر قرآن[5] دلی سالم و بهشتی است که سه تا چیز جزو محبوبترین ها و معشوق‌های او باشد:«خدا، رسول و اهل بیت (علیهم‌السلام) و جهاد در راه خدا» و هر چه از دنیا جذب کند، در خدمت معشوق و محبوب خودش، یعنی الله، چهارده معصوم و جهاد در راه خدا استفاده می‌کند. عواملی که قلب را به سمت جهنم سوق می‌دهند  قلب بر اثر این رفتار و اعمال به سمت جهنم می‌رود. - آنجایی که دنیا به آدم فشار می‌آورد و یک امر دنیایی می‌تواند او را مچاله کند، قلب به سمت جهنم سوق داده می‌شود. در این حالت، فشار قبر ایجاد می‌شود، زیرا گفتیم، قلب ما قبر ما است. اگر من الان می‌خواهم بدانم که آیا فشار قبر دارم یا نه، باید به وضعیت قلب خودم نگاه کنم. - آدم‌هایی که غصه دنیا را می‌خورند و دنیا می‌تواند به آنها فشار بیاورد و از آنجایی که دنیا متنِ جهنم است، پس جهنم توانسته آنها را اذیت کند. چون روز قیامت ما برای این که به بهشت برسیم، از جهنم رد می‌شویم. باید این مدتی که روی صراط در جهنم بودیم، آتش نتواند ما را بگیرد. چون اگر ما را بگیرد، گرفتارمان کرده و معطل می‌شویم. - افرادی که زودرنج و عصبی، پرخاشگر و لوس هستند، هر چیزی می‌تواند، اذیت‌شان کند. حرف مادرزن، مادرشوهر، پدرزن، پدرشوهر، باجناق، جاری، استاد، خواهر و ... به آنها بر می‌خورد. حضرت علی (علیه‌السلام) فرمود: در کوچه که می‌روم، وقتی که به من فحش می‌دهند، می‌گویم با یک علی دیگری هستند. در اینجا حضرت چون نمی‌خواهد آتش بگیرد و بسوزد، راحت رد می‌شود. اما کسی که دوست دارد بسوزد، اقدام به مشاجره می‌کند و می‌خواهد ثابت کند که طرف مقابل، حتما منظوری داشته و حق به جانب خودش است. حال اگر طرف مقابل منظوری هم نداشته باشد و عذرخواهی کند، باز هم از او نمی‌پذیرد. از این رو پیغمبر می‌فرماید، بدترین افراد امت من کسی است که عذر نمی‌پذیرد. برای اینکه این آدمی که عذر نمی‌پذیرد، دنبال جهنم است. - آدم‌هایی که سوءظن دارند و بدبین هستند و دائماً رفتارهای دیگران را تحلیل‌های منفی می‌کنند، قلب شان در شُرُف حرکت به سمت جهنم است و فشار قبرشان خیلی زیاد است. به همین خاطر سفارش شده که اگر می‌دانی، طرف دارد دروغ هم می‌گوید، نایست تا به او ثابت کنی که اشتباه کرده و دارد دروغ می‌گوید. کسی که گناه کسی را ثابت می‌کند، صد تا گناه پای خودش می‌نویسند. چون اسلام نمی‌خواهد گناه کسی به راحتی فاش شود. برای همین می‌گویند اگر کسی آمد و چیزی را فاش کرد، باید 4 نفر شهادت بدهند. چون اسلام نمی‌خواهد مچ کسی را بگیرد. نمی‌خواهد گناه را برملا کند. نمی‌خواهد گناه را شیوع بدهد. اسلام می‌خواهد که مردم آرامش و پاکی داشته باشند. اگر معصیتی هم هست، بین بنده و خدا مخفی باشد. کسی که گناه دیگران را فاش می‌کند یا کسی را به خاطر گناهش سرزنش می‌کند، معلوم است که این آدم جهنم دارد. پس آدم‌هایی که سخت­گیر هستند و عذر نمی‌پذیرند و بدبین هستند، مدام دنبال دلیل می‌گردند که از کسی ناراحت شوند. - بعضی‌ها به حدی بدبخت هستند که چیزهایی را که طرف مقابل هیچ نقشی در داشتنِ آن ندارد، به رخش می‌کشند؛ مثل زشتی، کچلی، مریضی. اینها به طرف مقابل خود می گویند: مادرت اینطوری و پدرت آن طوری است. اینها چه ربطی به این بنده خدا دارد؟ یا می گویند چرا جهیزیه ­ات اینطوری بود؟ جهیزیه دختر به دختر ربطی ندارد. جهیزیه دختر را یک کس دیگری تهیه می‌کند و خود دختر نقشی ندارد. یا می گویند برادرت معتاد است. یا سواد پایین او را به رخش می‌کشند. به خاطر این نیش و کنایه‌ها مدت‌ها و سال‌ها باید شخص در جهنم بماند. پس در واقع هر چیزی که نفس را فشار می‌دهد، یا تو به وسیله آن، به نفس کس دیگری فشار می‌دهی، برای خودت تولید فشار قبر و عذاب قبر می‌کنی. اما در کنار مؤمن، همه راحت هستند و امنیت دارند. برای همین است که می‌گویند مؤمن مثل عسل شیرین است. چون کسی از او فشار نمی‌بیند. خودش هم نمی‌گذارد به خودش فشار وارد شود. روایاتی درباره رابطه و وضعیت قلب در دنیا حال که نوع و محتوای قلب ما قبر و قیامت ما را می‌سازد، باید وضعیت قلب در دنیا را مورد توجه قرار داد. باید وضعیت قلب ما در دنیا برایمان مهم باشد و این که قلب ما گرایش به کدام سمت دارد، به سمت دنیا یا آخرت. در این باره روایات زیادی از معصومین (علیهم‌السلام) بیان شده که تعدادی از آنها را بیان می‌کنیم. نبی اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) فرمود:«مَن تَقَحَّمَ فِی الدُّنیا فَهُوَ یَتَقَحَّمُ فِی النّار[6] = هر كه بى فكر و تأمّل، خود را در دنیا بیفكند، خویش را در آتش افكنده است». چون دنیا مظهر جهنم است و دنیا محدود است. دنیا مستقلاً به درد نمی‌خورد، مگر اینکه انسان در استخدام آن سه محبوبِ خود، از دنیا استفاده کند. قرآن می‌فرماید: « مَنْ كانَ یُرِیدُ الْعاجِلَةَ عَجَّلْنا لَهُ فِیها ما نَشاءُ لِمَنْ نُرِیدُ ثُمَّ جَعَلْنا لَهُ جَهَنَّمَ یَصْلاها مَذْمُوماً مَدْحُوراً[7] = هر كس خواهان [دنیاى] زودگذر است، به زودى هر كه را خواهیم [نصیبى] از آن مى‏‌دهیم. آنگاه جهنم را كه در آن خوار و رانده داخل خواهد شد، براى او مقرر مى‌داریم». یعنی هر کس از خدا دنیا را بخواهد، خدا به او می‌دهد. بعضی افراد هستند که دنیا را می‌خواهند، ولی چون خدا آنها را دوست دارد، دنیا را به آنها نمی‌دهد. جلوی شان را می‌گیرد و مشکلاتی را سر راه شان ایجاد می‌کند که به سمت جهنم نروند. ولی برای بعضی‌ها که خباثت زیادی دارند، خداوند به آنها دنیا را می‌دهد. نتیجه این می‌شود که آنها را به حالت نکبت و خواری و دور راندن، به جهنم پرت می‌کنند. افسوس خوردن برای دنیا، انسان را به آتش نزدیک می‌کند نبی اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) در حدیث دیگری درباره رابطه و وضعیت قلب در دنیا فرمودند:«مَن أسِفَ عَلى دُنیا فاتَتهُ اقتَرَبَ مِنَ النّارِ مَسیرَةَ ألفِ سَنَةٍ، ومَن أسِفَ عَلى آخِرَةٍ فاتَتهُ اقتَرَبَ مِنَ الجَنَّةِ مَسیرَةَ ألفِ سَنَةٍ[8]= هر كه براى از دست دادن چیزى از دنیا افسوس بخورد، به اندازه مسافت هزار سال راه، به آتش نزدیك شده است؛ و هر كه براى از دست دادن چیزى از آخرتش افسوس خورد، به اندازه مسافت هزار سال راه، به بهشت نزدیك شده است». یک اتفاق دنیایی برای کسی پیش می‌آید و او غصه ­اش می‌گیرد. مثلاً پولش را می‌برند، ماشینش را می‌برند، یک چیزی از مال دنیا را از دست می‌دهد. هر کس برای اینها افسوس بخورد، به اندازه هزار سال به آتش نزدیک می‌شود. حال تصور کنید، یک روحی که برای دنیا افسوس نخورد، چه درجه­ای از شادی و آرامش دارد. من آدم‌های بزرگ را دیده‌ام که همه دنیا را داشتند و خدا یک جا هم همه دنیا را از آنها گرفته، ولی یک ذره لبخندشان کم نشده. یک ذره اخلاق‌شان تغییر نکرده. یک ذره روحیات و معنویات شان تغییر نکرده است. برای هر چیزی غصه ‌بخوری، قیمتت هم همان است و بلافاصله پایین می‌آیی و سقوط می‌کنی و بی­ارزش می‌شوی. علی(علیه‌السلام) فرمود: کسی که غصه­اش شکمش و خوراک و مزه و اسیر این چیزهاست، قیمتش هم چیزی است که از او خارج می‌شود. تمرین‌هایی برای اینکه بدانیم، دل ما بهشتی یا جهنمی است؟ پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) فرمودند، دلی که برای دنیا افسوس بخورد، به آتش نزدیک می‌شود و برعکس، دلی که برای از دست دادن چیزی در آخرت افسوس بخورد، به بهشت نزدیک می‌شود. برای ارزیابی دلمان، تمرینی را باید انجام بدهیم تا بفهمیم که ما افسوس چه چیزهایی را می‌خوریم. تمرین از این قرار است که در هفته یک جدول برای خودتان بگذارید و بنویسید که من در این یک هفته، برای چه چیزهایی غصه خوردم و از شنیدن چه خبرهایی ناراحت شدم؟ برای چه چیزهایی افسوس خوردم؟ برای چه چیزهایی داد زدم؟ برای چه چیزهایی عصبانی شدم؟ تمرین دوم این است که مرقوم بفرمایید که چه چیزهایی قلبتان را فشار داده است؟ تمرین سوم این است که شما چند نفر را تحت فشار گذاشتید؟ یعنی از کلام و رفتار شما چند نفر مثل همسرتان، فرزندتان، پدر و مادرتان، چند روح، چند تا نفس از این رفتار شما در فشار قرار گرفته اند؟ نبی اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) فرمود: «مَن بَکی عَلَی الدُنیا دَخَلَ النّار= هر کس برای دنیا گریه کند، داخل جهنم می‌شود.» برای این که قیمت تو دنیا نیست. معشوق قلب تو طبق آیه 24 سوره مبارکه توبه باید «الله، چهارده معصوم و جهاد» باشند. قرآن فقط همین گروه را انسان می‌داند. غیر از این باشد شخص فاسق است. می‌گوید تو وقتی که بینهایت را رها می‌کنی و سراغ محدود می‌روی و برای محدود گریه می‌کنی، از حیثیت انسانی خودت خارج می‌شوی. نفس مثل بدن می‌ماند. بدن وقتی از تعادل خارج شود، به بیماری و درد مبتلا می‌شود. انسان هم وقتی فسق دارد، در آتش می‌سوزد. شاید الان و در دنیا متوجه نیست که دارد می‌سوزد. البته متوجه هم هست که وقتی برای دنیا گریه و جزع و فزع می‌کند، دارد می‌سوزد. وقتی اعصابش از دست کسی خرد شده و حرص و جوش می‌خورد، دارد می‌سوزد. انسان همان لحظه آتش را می‌فهمد که خودش دارد بدبخت می‌شود و می‌سوزد. معطل شدن در گذشته، آینده ما را ضایع می‌کند عامل دیگر در بهشتی شدن دل، این است که بگویی: آنچه که گذشت، گذشته و دیگر به دست نمی‌آید. آینده ­ای که سر راه ما هست به فرمایش قرآن، بهشتی به اندازه همه آسمانها و زمین است. ما آنقدر کارهای جدی برای آینده داریم و آنقدر آینده بزرگی خدا برای ما قرار داده که اگر بخواهیم اینجا بایستیم و معطل شویم که در گذشته چه شد و در گذشته زندگی کنیم، همه آن آینده ی خوب ضایع می‌شود. اگر بلایی، یا یک مریضی آمد، یا کسی در حق تو ظلم کرد و تو طلبکار شدی، غصه نخور. چون خدای متعال که ازلی و ابدی است، به بهترین نحو جبران می‌کند. در روایت داریم که درجاتی در بهشت هست که انسان جز با بیماری به آن نمی‌رسد. درجاتی هم هست که فقط با گرسنگی به آن می‌رسد. در بهشت درجاتی هست که انسان با از دست دادن عزیزی به آن می‌رسد. پس تو چرا اینقدر غصه می‌خوری؟ تو که هر چیزی در دنیا به سرت آمده، برای آخرتت ذخیره شده و میلیاردها برابر هم به تو برگردانده می‌شود و از طرفی هم کفاره گناهانت است. کسی که به گذشته برمی‌گردد و فکر می‌کند، گذشته او را نگه می‌دارد. این آدم دارد یک آینده بهتر را از دست می‌دهد و این حماقت است. همیشه آینده ما بهتر از گذشته بوده است. بنابراین، همیشه یادتان باشد که در هر درجه­ ای از مشکلات هستید، اگر بخواهید در آن بمانید و غصه ­دار شوید و خود را بدبخت بدانید، حتماً درصد خیلی بیشتری از خوشبختی را در آینده، از دست خواهید داد. این یقینی است. مثلا کسی در حق ما ظلم کرده، یا در حق ما جفا کرده، باید بدانیم که همه ی اینها را خدا جبران می‌کند. اینقدر جبران می‌کند که حضرت می‌فرماید: مؤمن دعا می‌کند، ای کاش در دنیا من را با قیچی تکه ­تکه می‌کردند. بیشترین سرمایه ­داران بهشت کسانی هستند که بیشتر مورد ستم قرار گرفته‌اند. «مَرارَتُ الدُنیا حَلاوَۀُ الآخِرَۀ= تلخی دنیا شیرینی آخرت است». فقط کسانی باید غصه بخورند که آخرت را از دست داده باشند و ناامید به آخرت باشند و آخرت را باور نکرده باشند. میزان بهشتی بودن شما و قدرت شما و موفقیت شما این است که به راحتی له نشوید. اگر کسی به راحتی له نشد و همه ی تحقیرها و توهین ها را تحمل کرد و غصه‌دار نشد، آتش برایش خاموش می‌شود و کفاره گناهانش هم هست. آدم‌هایی که همه با آنها با احترام صحبت کردند و هیچ حرف تندی از کسی نشنیدند و یک سیلی برای خدا نخوردند و هیچ سختی برای خدا نکشیدند، گرسنگی برای خدا نکشیدند، گرمای آفتاب ندیدند، آدم‌هایی که همیشه «زرورقی» و نازک نارنجی بودند، اینها آن‌طرف بدبخت و دست خالی هستند. از طرفی هم آنهایی که دنیادار و زیرک بودند و می‌دانستند که چطوری دنیاداری کنند تا به ضرر آخرت شان تمام نشود، عافیت­طلب، تنبل و تن­پرور نبودند، اهل تجملات نبودند، در آن طرف، دست شان پر خواهد بود. چرا بعضی از خیِّرینِ مؤمن جهنمی می‌شوند؟ بعضی از پولدارهای خیِّر هستند که کار خیر زیاد می‌کنند. مثلاً جهیزیه می‌دهند، شکم سیر می‌کنند، نماز می‌خوانند، روزه می‌گیرند. اما چه می‌شود که آنها را به سمت آتش می‌برند؟ به خاطر این که کشته - مرده ی دنیا و شیفته‌ی دنیا بودند و اگر دنیا به آنها پیشنهاد می‌شد، آن را می‌قاپیدند و آن سه معشوق اصلی «الله، اهل بیت و جهاد» برای شان اصلا مهم نبود. دنیا برایشان لذیذتر و عزیزتر از خدا و رسول و جهاد بود. پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) فرمودند:« لَیَجِیئَنَّ أَقْوَامٌ یَوْمَ اَلْقِیَامَةِ لَهُمْ مِنَ اَلْحَسَنَاتِ كَأَمْثَالِ اَلْجِبَالِ جِبَالِ تِهَامَةَ فَیُؤْمَرُ بِهِمْ إِلَى اَلنَّارِ فَقِیلَ یَا نَبِیَّ اَللَّهِ أَ مُصَلُّونَ قَالَ كَانُوا یُصَلُّونَ وَ یَصُومُونَ وَ یَأْخُذُونَ وَهْناً مِنَ اَللَّیْلِ لَكِنَّهُمْ كَانُوا إِذَا لاَحَ لَهُمْ شَیْءٌ مِنَ اَلدُّنْیَا وَثَبُوا عَلَیْهِ [9]= روز قیامت، مردمانى مى‌آیند كه به اندازه كوه ها كار نیك دارند؛ امّا امر مى‌شود كه آنان را به آتش ببرند. گفته شد: اى پیامبر خدا! آیا نمازگزار هم بوده اند؟ فرمود: «آرى؛ نماز مى‌خواندند، روزه مى‌گرفتند، و پاسى از شب را هم به عبادت مى‌گذراندند؛ اما آدم‌هایى بوده‌اند كه هرگاه چشم‌شان به چیزى از دنیا مى‌افتاد، به طرف آن مى‌شتافتند». « وَثَبُوا عَلَیْهِ» یعنی دنیا را می‌قاپیدند و به سمت دنیا می‌شتافتند. ما در این 8 سال دفاع مقدس چقدر از این پولدارها را می‌شناختیم که مجلس زیارت عاشورا و روضه می‌گرفتند، اما اصلاً به روی خودشان نمی‌آوردند که صدها هزار نفر جوان دارند کشته می‌شوند. اسلام، شیعه و نوامیس اسلامی و نوامیس شیعه همه در خطر بودند. در همه لباس هم بودند. شما از آخوند و مجتهد بگیرید الی آخر. زمان جنگ، علمایی بودند که از این کلاس‌ها و جلسات اخلاق و عرفان تشکیل می‌دادند و اصلاً به روی‌شان هم نمی‌آوردند که جنگ و جبهه هست. یا این همه مستضعف در دنیا دارند مورد تجاوز قرار می‌گیرند. افغانستان هر طوری شود، عراق هر طوری شود، فلسطین هر طوری شود، بحرین هر طوری شود، اصلاً صدای‌شان در نمی‌آمد. در زمان امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) وقتی که حضرت جنگ می‌کرد، کسی به حضرت گفت: این جنگ‌های شما خشن است. من شک دارم که حق با شما باشد. حماقت را ببینید. آدم به معصوم بگوید: من شک دارم که حق با توست یا نه. به معصوم به خلیفۀ الله می‌گوید این کار شما کار خوبی نیست. پس چون دل من شک دارد، من را یک گوشه ­ای بفرست که بروم فقط عبادت کنم. امام حسین (علیه‌السلام) را در کربلا تکه تکه کردند، این اصلاً به روی خودش نیاورد که پسر پیغمبر با آن همه بزرگان کشته شدند. به او گفتند که امام حسین را کشتند. گفت، عجب کار بدی کردند. نهایت اظهار تأسفش همین بود. بعد هم استغفار کرده بود که چرا این دو کلمه را هم گفتم. کاش به جای آن ذکر گفته بودم. قرآن می‌فرماید:«فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ= مثل این گونه عالمان مَثَلِ سگ است». پس این خیرین که به سوی جهنم سوق داده می‌شوند، دنیا قاپ بودند. ما الان از این دنیاقاپ ها خیلی داریم. همه انگشتر عقیق و تسبیح شاه­مقصود به دست دارند و به نماز جمعه می‌روند و صف اول می‌نشینند. هیئت راه بیندازند، مسجد راه بیندازند، خیرات کنند، ولی اینها نفس­ چران‌های حرفه­ای هستند. نمازشب هم می‌خوانند. روزه هم می‌گیرند. پس موضوعِ مهم، گرایش قلب و اصل شخصیت است. گرایش قلب به دنیا که حاصلش جهنم می‌شود و یا گرایش قلب به الله، چهارده معصوم و جهاد در راه خدا که باعث نجات از جهنم می‌شود. پس وقتی داریم راجع به فشار قبر و قلب صحبت می‌کنیم، ملاک این است که قلب تو عاشق چه و عاشق کیست؟ شخصیتاً و ذاتاً دلت کجا می‌رود؟ پس خدا کاری ندارد که تو نماز شب می‌خواندی، کربلا رفتی، حاج خانم بودی، حاج آقا بودی، یکسره مجلس برقرار کردی، شام و ناهار دادی، هیئت برقرار کردی؛ بلکه به این کار دارد که تو دلت کجا بوده و محبوب اصلی تو چه کسی بوده است؟ یک کسی فقیر است و اصلاً از این کارهای خیر هم ندارد، ولی واقعاً عاشق خدا و چهارده معصوم و جهاد است. یک کسی هم ثروتمند است، بیشتر ثروتش هم در دین صرف می‌شود، اما دلش با دنیا است. اگر دنیا و آخرت به شما پیشنهاد شود، کدام یک را انتخاب می‌کنید؟ دائماً و در هر لحظه دنیا و آخرت دارد به ما عرضه می‌شود. صبح که از خواب بلند می‌شویم تا شب، دنیا و آخرت به ما پیشنهاد می‌شود و ما دائماً در حال انتخاب هستیم. کدام سمت و کجا برویم و کدام یک را انتخاب کنیم؟ نبی اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) فرمود:«وَ مَنْ عَرَضَتْ لَهُ دُنْیَا وَ آخِرَةٌ فَاخْتَارَ اَلدُّنْیَا عَلَى اَلْآخِرَةِ لَقِیَ اَللَّهَ یَوْمَ اَلْقِیَامَةِ وَ لَیْسَتْ لَهُ حَسَنَةٌ یَتَّقِی بِهَا اَلنَّارَ[10]= و هر كس اختیار یكى از دنیا یا آخرت به او پیشنهاد شود و او دنیا را بر آخرت برگزیند، خداوند را در قیامت دیدار كند در حالى كه حسنه‌اى در دیوان عملش نباشد تا بدان از آتش خود را نگهدارد». مثلاً یک عروسی دعوتت می‌کنند، می‌دانی جهنمی است و گناه دارد. می‌دانی اگر آنجا بروی خدا راضی نیست. فرشته ­ها راضی نیستند. این امر دنیایی‌اش است. آخرتی‌اش این است که نروی. وقتی می‌روی، سقوط می‌کنی. ما یکسره در معرض انتخاب، ارتباط، رفتار و افکار مختلف هستیم. خواستگار آمده برای دخترت، یا آقایی هستی که می‌خواهی به خواستگاری دختری بروی که می‌دانی داری به خاطر پول پدرش و به خاطر موقعیت پدرش و به خاطر دنیا داری می‌روی و از او خواستگاری می‌کنی و ایمان برایت مهم نیست. این یک انتخاب جهنمی است. محل زندگی که انتخاب می‌کنی، می‌دانی یک محله جهنمی است. رشته تحصیلی انتخاب می‌کنی که می‌دانی اگر در این رشته بروی، نمی‌توانی دینت را حفظ کنی. یا شغلی را انتخاب می‌کنی که می‌دانی در این شغل نمی‌توانی دینت را حفظ کنی و باید مرتکب حرام شوی و حقوق مردم را بخوری؛ ولی تو سراغ این شغل می‌روی چون می‌گویی آب و نان بیشتری دارد. لباس می‌خواهی انتخاب کنی، می‌دانی اگر این لباس را بپوشی، لباس جهنمی است، چون می‌خواهی با آن پز بدهی و به رخ دیگران بکشی و فخر بفروشی، می روی آن را می خری. اما یک لباسی است که اگر آن را بپوشی، روح­ات اذیت نمی‌شود. بعضی‌ها را دیده اید که همیشه برای خودشان یا فرزندان‌شان لباس‌هایی را انتخاب می‌کنند که در چشم دیگران بیاید. کریستالی که می‌خرند با دیگران فرق داشته باشد. تلفن همراه‌شان، اتومبیل‌، پرده و ... با دیگران فرق داشته باشد. اینها در انتخاب بین دنیا و آخرت همیشه دنیا را انتخاب می‌کنند. قرآن می‌فرماید: «تِلْكَ الدَّارُ الْ‏آخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذِینَ لا یُرِیدُونَ عُلُوًّا فِی الْأَرْضِ وَ لا فَساداً [11]= آن سراى آخرت را براى كسانى قرار مى‏ دهیم كه در زمین خواستار برترى و فساد نیستند و فرجام [خوش] از آن پرهیزگاران است». خداوند متعال آخرت را برای کسانی قرار داده‌است که نمی‌خواهند روی دست بقیه بلند شوند و نمی‌خواهند فساد کنند. اگر به چشم و هم­چشمی و رقابت افتادی، اینها برایت جهنم می‌شود. خودت باش و خودت، اگر یک مبل خوشگل دوست داری و می‌خواهی از آن فقط خودت لذت ببری، برو بخر. اما این که می‌خواهی با کسی مسابقه بگذاری، خوب نیست. باید دقت کرد و دید که چه چیزی ما را راضی می‌کند و چه چیزی واقعاً برای ما کارآیی دارد یا ندارد. از تلفن همراه و اتومبیل گرفته تا سایر وسایل زندگی، همه اینها مفاهیم جهنم هستند. 4 چیزی که پیامبر(ص) از آن به خدا پناه بردند پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) از شر 4 چیز به خدا پناه برده و فرمودند: «للَّهُمَّ إِنِّی أَعُوذُ بِكَ مِنَ الْفَقْرِ وَ مِنْ وَسْوَاسِ الصَّدْرِ وَ مِنْ شَتَاتِ الْأَمْرِ وَ مِنْ عَذَابِ النَّارِ وَ مِنْ عَذَابِ الْقَبْرِ[12]= خدایا! من به تو پناه می‌برم از فقر، از وسوسه سینه، از پراکندگی کارها، از عذاب آتش و عذاب قبر».  جلسه گذشته کمی راجع به تشتت دل صحبت کردیم که در اثر پراکندگی کارها اتفاق می‌افتد. پراکندگی امور معضلی است که پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) از آن به خدا پناه می‌برد. چون این پراکندگی، اعصاب آدم را خرد کرده و باعث جهنمی شدن می‌شود. کارها را باید ردیف و منظم انجام داد. به طوری که در محاصره آنها قرار نگرفت. به عبارتی، باید کارها را طوری سازماندهی کنیم که بتوانیم به آخرت مان هم برسیم. مدام سر خود را خیلی شلوغ نکنیم. حتی اگر حلال هم باشد، دلیل نمی‌شود که چون حلال است، پس ما می‌توانیم خیلی سر خودمان را شلوغ کنیم. باید برنامه ریزی ما طوری باشد که به خودسازی، آخرت­سازی، معنویت و عبادت خوب و به شادی و آرامش ما لطمه‌ای وارد نشود. در واقع «فقر، وسواس صدر، شتات امر» مقدمه می‌شوند برای جهنمی شدن آدم. وسواس صدر، یعنی من خیلی وقت‌ها می‌دانم فلان چیز ارزش فکر کردن و اذیت شدن را ندارد، اما در موردش فکر می‌کنم و ذهنم را مشغول می‌کنم. یک حادثه­ای بوده در گذشته اتفاق افتاده و رد شده رفته، من دوباره به آن فکر می‌کنم. می‌دانم که این حمله ی شیطان است، ولی نمی‌توانم از شرش راحت شوم. کینه یکی از آن وسواس های صدر است. بددلی‌ها و دل­چرکینی‌ها چیزهای خیلی خطرناکی هستند و اینها را نباید انسان در دل خودش نگه دارد. قلب/جهنمی شدن/دنیاطلبی/ پی نوشت: [1] . سوره تین/4. [2] . سوره تین/5. [3] . سوره مریم/71. [4] . سوره شعرا/88-89. [5] . سوره توبه/24. [6] . شُعب الإیمان : ج 7 ص 342 ح 10513 عن أبی هریرة ، كنز العمّال : ج 3 ص 197 ح 6148 . [7] . سوره اسراء/ 18. [8] . كنز العمّال : ج 3 ص 197 ح 6147 نقلاً عن الرازی فی مشیخته عن ابن عمر . [9] . أعلام الدین : ص 343، التحصین لابن فهد: ص 29 ح 52، عدّة الداعی: ص 295، تنبیه الخواطر: ج 2 ص 217 كلّها نحوه، بحار الأنوار: ج 77 ص 186 ح 10 . [10] . من لا یحضره الفقیه,  جلد۴,  صفحه۳ . [11] . سوره قصص/83. [12] . من لا یحضره الفقیه، ج‏2، ص: 543-542. ع ل 392

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11828
زمان انتشار: 26 ژولیه 2020
| |
ویژه نامه عرفه و عید قربان

ویژه نامه عرفه و عید قربان

عرفه روز بسیار باعظمت و شریفی است که به تنهایی در برابر همه فضیلت ­های سال خودنمایی می ­کند. امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «مَنْ لَمْ یُغْفَرْ لَهُ فِی شَهْرِ رَمَضانَ لَمْ یُغْفَرْ لَهُ اِلی قابِلٍ اِلاَّ اَنْ یَشْهَدَ عَرَفَةَ؛ کسی که در ماه رمضان بخشیده نشود، تا سال آینده بخشیده نمی شود، مگر اینکه [روز] عرفه را درک کند». سرّ بخشش و مغفرت این روز، معرفت است که بدون آن اتفاق نمی ­افتد و این رمز مهمی است که اگر قرار است کسی از جهنم نجات پیدا کند باید معرفت کسب کند. لذا این مسئله حکایت از عظمت این روز می­ کند که به تنهایی خودش را در مقابل همه ایّام الهی نشان می ­دهد.

قربان عبارت از کارهای نیکی است که انسان به وسیله آن بخواهد خود را به رحمت خداوند نزدیک کند، بنابراین عمل نیکی که انسان انجام دهد تا بدان وسیله خویشتن را به رحمت حق تعالی نزدیک سازد آن کار را قربان گویند؛ مانند فرمایش رسول اکرم(ص) که فرمود: نماز موجب تقرب و نزدیکی هر پرهیزکار به رحمت پروردگار است. بدیهی است که مراد از تقرب به خدای تعالی، قرابت زمانی و مکانی نیست چرا که بین خالق و مخلوق هیچگونه خویشاوندی وجود ندارد بلکه منظور آن است که از راه طاعت و انجام کارهای شایسته می تواند مشمول الطاف الهی قرار گرفته و به رحمت او نزدیک شود.

صفحه پرداخت نذورات و قربانیِ دام برای عید قربان، کلیک کنید. 

1. دعای عرفه: نگاه دقیق و خارج از حجاب عادت به اشیاء(1) 2. دعای عرفه: نگاه دقیق و خارج از حجاب عادت به اشیاء(2) 3. دعای عرفه: نگاه دقیق و خارج از حجاب عادت به اشیاء(3) 4. قدرت شب عرفه در احیا انسانها  5. بهترین عمل در روز عرفه 6. عرفه؛ بهترین فرصت خودشناسی و امام شناسی 7. «عرفه» گذشته انسان را جبران می‌کند 8. نگاه حقیقی به خداوند در دعای عرفه 9. عرفه، فرصتی کوتاه برای جاماندگان است 10. اعمال روز عرفه 11. شب عرفه از خدا چه بخواهیم؟ 12. پرسش. 201: چرا به حضرت ابراهیم خلیل الله می گویند؟ 13. قربانی نماد مبارزه با تعلقات نفسانی​ 14. عید سعید قربان آزمونی بزرگ 15. ویژه عُشّاق 16. اسرار «قربانی» در مناسک حجّ 17. «عید قربان» واقعه‌ی تاریخی بی نظیر 18. آزمون بندگی، عید قربان 19. فضیلت و اعمال عید قربان 20. پرسش 274:آیا در اسلام عیدی به نام عید قربان وجود دارد؟ و مقصود از حج اکبر و حج اصغر چیست؟

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11826
زمان انتشار: 26 ژولیه 2020
| | | | |
در رابطه‌ی تو و امام زمانت، این چند تا نکته وجود داره، از خودت بترس!

در رابطه‌ی تو و امام زمانت، این چند تا نکته وجود داره، از خودت بترس!

تشکیل حکومت که دست امام زمان است، متاسفانه خدا کلیدش را داد دست ما. یعنی الان اگر تو امام زمان را قبول نداشته باشی به هیچ جا بر نمی خورد او کماکان واسطه فیض الهی است، اما اگر تو امام زمان را قبول نداشته باشی، حکومت نمی تواند تشکیل بدهد. حاکم از علی ابن ابیطالب می تواند بهتر باشد؟ نخواستندش ...  

صوت

1 - در رابطه‌ی تو و امام زمانت، این چند تا نکته وجود داره، از خودت بترس!

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه پرسش: 11825
29 ژولیه 2020
|
پرسش 273: چگونه از شبهات زمانه در امان باشیم؟
پاسخ:

منبع:

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

شناسه مطلب: 11824
زمان انتشار: 23 ژولیه 2020
| |
پراکندگی و تشتت قلب، در اثر تعدد معشوق‌هاست

قلب، جلسه 41، 1390/05/29

پراکندگی و تشتت قلب، در اثر تعدد معشوق‌هاست

گاه به علت زیاد بودن وابستگی‌های حیوانی، گیاهی و جمادی، دل‌ انسان آنقدر پر می‌شود که جایی برای کمالات اصلی و انسانی نمی‌ماند. بنابراین، دل تشتت و پراکندگی پیدا کرده و حوصله سرخط شدن و یکدل شدن را ندارد. زیرا وقتی در یک ذهن و یک دل چندین نوع معشوق و محبوب بیاید، در این صورت شخص عذاب زیادی می‌کشد، زیرا چنین قلبی زیاد بالا و پایین می‌شود.

ایمان انسان هم بستگی به همین انشراح قلب دارد و کفر کافران و نفاق منافقین، به خاطر تنگی قلبشان است که حوصله دین و ایمان را ندارند. گفتیم هر چقدر انشراح و گشادگی قلب زیادتر باشد، قلب مبارک تر است. چون در نتیجه ی همین انشراح قلب است که اضطراب ها و مشکلات و غصه ها کمتر و شادی و آرامش بیشتر است. وقتی پراکندگی و تعدد معشوق در قلب زیاد است، قلب مضطرب بوده و آرامشی ندارد. پس نمی‌توان به آن قلب وسیع گفت. در روایت هم تأکید شده که ما ازتنبلی و کسالت و بی­حوصلگیپرهیز کنیم، چون انسان در حالت‌های بی­قراری، بی­حوصلگی و تنبلی حرکت سالمی به سمت هدف خلقت نخواهد داشت. از طرفی هر چقدر علاقه­‌ی انسان در دسته کمالات جمادی، نباتی و حیوانی بیشتر باشد، معشوق‌ها و وابستگی‌هایش هم بیشتر بوده و در نتیجه بی­حوصلگی او‌ نسبت به مسائل عقلانی و فوق عقلانی بیشتر خواهد شد. جنین وقتی در رحم مادر هست، خیلی چیزها را باید تهیه کند و باید یک دل بوده و پراکندگی و تشتت نداشته باشد. یعنی تمام همت جنین این است که به یک زندگی سالم دنیایی برسد. برای همین است که می بینیم همه کارهایش را براساس تولدش انجام ‌می دهد. همانطور که در حرکت از رحم به دنیا، «تولد سالم» ملاک است، در حرکت از دنیا به آخرت هم، داشتن «دل سالم» ملاک است. گاهی شخص 30 سال 40 سال 50 سال زحمت کشیده، ولی هنوز تشتتِ دل دارد و هنوز نتوانسته خودش را با آخرت تنظیم کند. جهنم یعنی، نداشتنِ تولدِ سالم به آخرت حال که دانستیم تشتت دل و پراکندگی قلب، از انشراح و وسعت آن می‌کاهد و دل را دچار اضطراب می‌کند، خوب است که دل را مشغولِ پرداختن به یک امر مهم و ابدی یعنی تولدِ سالم به آخرت کنیم.  امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) می‌فرماید: «همه همّ خودت را بگذار که از جهنم نجات پیدا کنی». جهنم در بحث تولد به آخرت یا مرگ، یعنی سالم متولد نشدن. همانطور که جنین اگر سالم به دنیا متولد نشود، درد احساس می‌کند، انسانی که تولد سالم به آخرت ندارد نیز، همواره درد دارد. چون شرایط زیستی دنیا نسبت به رحم و شرایط زیستی آخرت نسبت به دنیا، یک شرایط ثابت بوده و برای آن شرایط، اصول ریاضی تعریف شده است. اگر جنین خودش را مطابق با شرایط دنیا بسازد، سالم است و اگر نسازد، باید یک عمر در دنیا با زجر و درد زندگی کند، چون یا کور است، یا کر است، یا لال است، یا کمردرد دارد، یا پادرد دارد، یا دست­درد دارد، یا چشم ­درد دارد و ... و همینطور اگر یک انسان خود را برای شرایط زیستی ثابت آخرت آماده نکند، بعد از تولد به جهان آخرت، دچار اندوه و خسران شده و یک عمر زندگی ابدی را با آن سپری خواهد کرد. بیشترین درخواست در دعاهای ماه رمضان، نجات از آتش جهنم است مهمترین دعای شب‌های ماه مبارک رمضان، درخواست برای «جهنم نرفتن» است. ما در شب های قدر دعای جوشن کبیر می‌خوانیم و صد بار می‌گوییم: «سُبحانَکَ لا اِلهَ اِلاّ اَنت اَلغَوث اَلغَوث خَلِّصنا مِنَ النّار= منزهى تو اى که معبودى جز تو نیست فریاد فریاد بِرَهان ما را از آتش اى پروردگار من». بعد از آن، قرآن بر سر می‌گذاریم و در اولین خواسته ی ما، نجات از جهنم است:«اَللّهُمَّ اِنّی اَسئَلُکَ بِکِتابِکَ المُنزَل وَ ما فیه وَ فیهِ اسمُکَ الاَکبَر وَ اَسمائُکَ الحُسنی وَ ما یُخافُ وَ یُرجی اَن تَجعَلَنی مِن عُتَقائِکَ مِنَ النّار= خدایا از تو خواهم به حق کتاب فرستاده شده ات و آنچه در آنست که در آن است نام بزرگت و نام های نیکویت و آنچه بدانها ترس و امید شود که قرارم دهی از زمره آزاد شدگانت از دوزخ». پس، از همه چیز مهمتر این است که ما جهنم نرویم. این یعنی  تولد سالمی به آخرت داشته باشیم. از این رو، باید همت به سالم نگه داشتن قلب داشته باشیم. مثل این که به کسانی بگویند تمام همت خودتان را بگذارید که مریض نشوید. وقتی می‌گوید: مریض نشوید، یعنی مواظب باشید چیزی از شما کم نشود تا سلامت داشته باشید. در سلامت قلب هم یک مجموعه­ کارها را انسان باید انجام بدهد تا روح را سالم نگه دارد. روح مثل بدن ساختار ریاضی دارد. همانطور که شما در هر شرایطی نمی‌توانی بدن سالم داشته باشی و فقط با رعایت یک سلسله قوانین و مقررات خاص می‌توانی بدنت را سالم نگه داری، در حرکتت به سمت ابدیت هم فقط با یک سلسله انتخاب‌ها، ارتباط‌ها، رفتار و افکار خاص می‌توانی قلبت را سالم نگه داری. غذاهای نامناسب به خورد روح مان ندهیم یک بدن بی ­تقوا که دچار هرج و مرج و هرزگی شده و هر چه دستش می‌آید می‌خورد، مثلا هله و هوله و فست­ فود و نوشابه می‌خورد، این بدن نمی‌تواند بدنِ یک آدم سالم باشد. روح هم همین گونه است. یک روح بی تقوا که دچار تشتت و پراکندگی است و تغذیه سالم ندارد و تغذیه‌ای شبیه به فست فود و هله هوله دارد، روحی متعادل و سالم نیست. ممکن است ادا در بیاورد که من آدم خوب و سالمی هستم. اما وقتی این آدم با این روح سر نماز می‌آید، می‌بینی اصلاً نمی‌تواند با خدا دو دقیقه حرف بزند. یک دقیقه از نمازش را نمی‌تواند لذت ببرد. اگر قلب سالم نباشد انسان حوصله شنیدن یا خواندن یا مطالعه کردن چیزهایی که بیماری او را به او معرفی می‌کنند و درمان را به او معرفی می‌کنند را ندارد. ولی از چیزهایی که بیماری را تشدید می‌کند، لذت می‌برد. این علامت سلامت قلب نیست. در واقع نشان می‌دهد که این روح هرزه شده و هله و هوله زیادی خورده و تشتتِ نفس و محبوب و معشوق‌هایش خیلی زیاد هستند. حال چنین شخصی یک دفعه می‌خواهد از تو دلِ این شهواتِ مختلف، از تو دلِ این معشوق‌ها و محبوب‌های جمادی، نباتی، گیاهی و حیوانی و حتی عقلانی، قلبش را در بیاورد و خودش را به نور، آرامش، شادی و اطمینان برساند. همین شلوغی ها باعث می‌شود که در این کار موفق نباشد که بخواهد خودش را بالا بکشد. می‌بینی که چون محبوب‌ها و معشوق‌های زیادی دارد، دیگر شب قدر هم به دردش نمی‌خورد. چون دست از هیچ کدام از معشوق‌های جمادی و نباتی و حیوانیش هنوز برنداشته است. روزه هم که می‌گیرد، تا می‌آید بالا برود، دم افطار همه را خراب می‌کند. چون از اول عقده­ای بوده نسبت به این روزه­ای که گرفته و عصبانی است. می‌بینی سر سفره همینطوری بی ­محابا می‌تازد و هر چه دستش می‌آید، می‌خورد. دوباره همه چیز خراب می‌شود و افت می‌کند. لااقل این شب قدر را که معادل 80 سال در نظام ابدی است، سبک تر افطار کن تا با نشاط پرواز کنی. نکاتی درباره قلب در مناجات «عارفین» خمس عشر امام زین­ العابدین (علیه‌السلام) در مناجات خمس عشر در مناجات‌العارفین می‌فرماید:«إلهِی فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذِینَ تَرَسَّخَتْ أَشْجارُ الشَّوقِ إلَیْكَ فِی حَدآئِقِ صُدُورِهِمْ = خدایا من را از کسانی قرار بده که درختان شوق به خودت را در باغ‌های سینه­ هایشان کاشته ­ای». خیلی زیباست. آنهایی که در ادبیات و شعر کار کرده‌اند، می‌دانند اینجا امام چه معجزه­ ای کرده. در بعضی از روایات به جای «َترَسَّخَتْ» «تَوَشَحَت» یعنی پیچیده‌ای آمده است. چرا با «الهی» شروع شده؟ و با «اللهم» شروع نشده؟ چون «اللهی» از مقوله شوق است. «اللهم» که می‌گوید، یعنی «خدایا» و یک مقدار دور است. اما وقتی می‌گویی: الهی، یعنی عزیزم، عشق من، محبوب من. در فراز بعدی می‌فرمایند:«وَ انجَلَت ظُلمَتُ الرَیبِ عَن عَقائِدِهِم فی ضَمائِرِهِم= تاریکی تردید در عقاید را از اندیشه­ هایشان زدوده». «وَانْتَفَتْ مُخَالَجَةُ الشَّكِّ عَنْ قُلُوبِهِمْ وَسَرَائِرِهِ= و خلجان شک، از دل‌ها و درون ها‌یشان رخت بسته». یعنی آن تیغ‌ها و خارهای شک که دل را فلج می‌کند، باید برداشته شود.«وَانْشَرَحَتْ بِتَحْقِیقِ الْمَعْرِفَةِ صُدُورُهُمْ = و با شناخت‌های راستین و حقیقی، سینه­ هایشان را گشایش داده». این فرازهای دعا اشاره به درون دارد. تاریکی تردید، شک در دل و ... . درباره قاعده اصلی «اَلظاهِرُ عِنوانُ الباطِن»، گفتیم از هر کسی هر چیزی ظهور می‌کند، مال درون خودش است. مثلاً اگر کسی زودرنج است، در باطن او عاملی وجود دارد که به صورت زودرنجی ظهور کرده است. اگر یک نفر این گونه است، یعنی ظاهرش یک ظاهری است که نباید آن طور باشد. ظاهر فقط قیافه نیست. قیافه سر جای خودش. اما ظاهر یعنی آن چیزی که از شخص ظهور می‌کند. حضرت می‌فرماید: گرفتاری تو در درونت است. از کوزه برون همان طراود که در اوست. یعنی باطن تو ضعیف است. نباید توقع داشته باشی که بتوانی مثل اولیای الهی و مثل مؤمنین و مثل آدم حسابی‌ها پرواز کنی و اشرافی زندگی کنی. اما برعکس، هر چقدر ظرفیت درونت را بیشتر کنی، وسعت بهشتت هم بیشتر می‌شود. در روایت داریم که روز قیامت تا برپا می‌شود، خداوند یک عده را قبل از اینکه حساب کتاب شروع شود، اجازه می‌دهد که بدون حساب و کتاب وارد بهشت شوند. اینها کسانی هستند که در دنیا با خدا خیلی رفیق بودند و با خدا بی­حساب و کتاب کار می‌کردند. حتی از همان شب اول قبر، خداوند اجازه نمی‌دهد که نکیر و منکر به ملاقات شان بیاید و از آنها حساب بکشد. بعد از این گروه، نوبت به گروه دیگری می‌رسد که با خدا حساب و کتاب و چرتکه ­ای عمل کردند. حال خدا هم برایشان چرتکه می‌اندازد و این شخص در روز آخر و بعد از گذراندنِ 50 هزار سال به بهشت می‌رود. یعنی این بیچاره 50 هزار سال گرفتار بوده و چیزی نداشته که بتواند به وسیله آن رد شود. اگر داشت که رد می‌شد و می‌رفت. یعنی قلبش و باطنش اصلاً از این محتواها نداشته که بی­ حساب به بهشت برود. کسانی هم هستند که در دنیا با خدا طوری زندگی می‌کنند که آن طرف کسی جرأت ندارد از آنها بپرسد:«مَن رَبُّک؟ = پروردگارت کیست؟» می‌گوید: من یک عمر به عشق این خدا صفا کردم. آنکه را از او خبر آورده‌ای                             بی‌حجاب اکنون در آغوش من است من با این پیغمبر و با این امام، یک عمر زندگی کردم. با امام زمان یک عمر رفت و آمد داشتم. حالا می‌خواهی سؤال کنی، این آقا را می‌شناسی و به این آقا اعتقاد داری؟ این سؤال بی‌معنی است. من یک عمر با این قرآن انس داشتم. حال تو آمدی از من سؤال می‌کنی: کتابت چیست؟ آنجا کار حکیمانه است. کار غیر حکیمانه که نمی‌کنند. وسعت دل، با کاشتن درخت شوق و حفظ آن از آفت شک میسر می‌شود حضرت سجاد (علیه‌السلام) در مناجات عارفین می‌فرماید: خدایا یک کاری بکن که درخت شوق به تو، در باغ دلم کاشته شود. پس شما احتیاج به شوق داری. اگر بخواهد این شوق ایجاد شود، موانعی که شوق را خراب می‌کند را باید بردارید. برای همین می‌فرماید:«وَ انجَلَت ظُلمَۀُ الرَیبِ عَن عَقائِدِهِم= تاریکی های شک از عقایدشان برطرف شده». پس تاریکی شک را برطرف کن تا درخت شوق به ثمر بنشیند. شما یک نفر را که نمی‌شناسی و به او شک داری، چطور می‌توانی او را دوست داشته باشی؟ هیچ چیزیش برایت شفاف نیست و تو نمی‌توانی دلت را به او بدهی. در نتیجه یک نفر که می‌خواهد پرواز بکند، اول باید عقائد خود را درست کند. یعنی ببیند واقعاً خدایی هست یا نیست. از کجا معلوم که وجود داشته باشد. پس انسان باید سؤالات و شبهاتش را برطرف کند و برای این کار به اهل آن مراجعه کند. ما اگر سردرد داشته باشیم، پیش ارتوپد نمی‌رویم. الان هم مد شده طرف کامپیوتر درس می‌دهد. سر کلاس دانشگاه می‌رود و راجع به پیغمبر شبهه ایجاد می‌کند. آخر تو در این زمینه چه تخصصی داری؟ چه مشکلی داری که نشستی اینجا راجع به ملکوت و جبروت و ناسوت و خلقت و پیغمبر و عصمت و نبوت حرف مفت می‌زنی؟ می‌گوید، اینطور آدم‌ها را که روی بی ­شناختی، همینطوری حکم می‌دهند، بدون اینکه برای خودشان قضیه حل شده باشد و همینطوری انکار و یا رد می‌کنند، یک دفعه می‌بینی که خدا روی دلشان یک مُهر می‌زند. این دیوانگی است که یک نفر پرفسور مغز و اعصاب باشد و برود راجع به ارتوپدی سخنرانی کند. اگر شک داری، عیبی ندارد. شک کردن هیچ اشکالی ندارد. همانطور که در گِل افتادن و در لجن افتادن هیچ اشکالی ندارد. ولی در لجن و در گِل ماندن خیلی اشکال دارد. آدم باید حتماً پیش یک کارشناس و متخصص برود. قرآن می‌گوید: بعضی‌ها بعد از اینکه جواب‌شان را می‌گیرند، چون به عقائد قبلی‌شان وابسته ‌اند و نمی‌توانند دست از عقاید قبلی‌شان بردارند، هر چقدر پیامبران زحمت بکشند و برای اینها معجزه بیاورند، باز اینها دست از افکار قبلی‌شان برنمی‌دارند. بنابراین، اگر ما بخواهیم قلب سالم محکم و منشرح و باز داشته باشیم، باید عقاید سالم داشته باشیم. برای همین است که تاکید داریم: عقائد سالم، عقائد درست، فکر و بینش درست و بصیرت درست، قلب را وسیع می‌کند. مثلاً شما در جاده‌ای با سرعت می‌روید. یک دفعه مه و طوفان می‌شود. در چنین وضعیتی شما نمی‌توانید با همان سرعت قبلی حرکت کنید. علاوه بر این، باید چراغ مه­ شکن روشن کنید و آهسته حرکت بکنید. چون جلوی تان را نمی‌بینید و نمی‌توانید سرعت داشته باشید؛ ولی اگر این اقدامات را انجام ندهید، معلوم هم نیست سر از کجا در بیاورید. آدم وقتی گرفتار تردید می‌شود این چنین است. یعنی گرفتار غبارآلودگی می‌شود. باید اول این مسایل را حل کند تا قدرتمند شود. تا این ابهامات برطرف نشود، انسان نمی‌تواند حرکت‌های موفق انجام بدهد. بیماری‌های فکری و روانی، حاصلِ تاریکی تردیدهاست انسانِ گرفتار در غبار آلودگی و مه شک، نمی‌تواند جلویش را خوب ببیند. در نتیجه بیماری‌های تخیلی، بیماری‌های وسواس، بیماری‌های فکری و روانی به سراغش می‌آید. یعنی جهان­بینی شفافی ندارد. وقتی که بینش و عقائد درست نیست و بصیرت وجود ندارد، شخص دائماً دچار تردید است که حضرت آن را با عبارت «تاریکی‌های تردید» بیان می‌کند که باید از عقایدش برداشته شود. قرآن می فرماید: «اللَّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُوا یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ= خداوند ولی مؤمنین است و آنها را از تاریکی به سمت نور می‌برد». اما این به شرطی است که تو تحت ولایت خدا قرار بگیری. یک استاد زمانی می‌تواند شاگرد را به مقام خود و به قدرت و توانایی خود برساند که شاگرد فقط مستمع نباشد، بلکه کاملاً تمام دستورالعمل های استاد را انجام دهد و استاد هر تمرینی داد باید همان تمرینات را انجام بدهد. اگر تمرینات انجام نشود، صرف شنیدن، مشکل ما حل نخواهد شد. پس باید عمل کنیم. یعنی اگر آن چیزی که از شخص ظهور می‌کند، چیز خوب و قشنگی نیست و او را گرفتار کرده، مثل افکار منفی، بدبینی و ... همه به خاطر این است که آن چیز که در درون این شخص هست، چیز قدرتمندی نیست. یعنی تغذیه‌ی او به اندازه کافی سالم و قدرتمند نبوده است.   پس برای داشتن شوق، باید اول تاریکی‌های تردید را از عقائدمان دور کنیم. حضرت کلمه «فی ضَمائرهم» را می‌آورد، چون باید باطن را از تاریکیِ شک پاک کرد و باید نورانیتِ عقاید، جذبِ باطن شده و باور شود. اگر باور نشود و اگر جذب نشود، خروجی هم اصلاً آن چیزی که تو می‌خواهی نیست. مثلاً غذایی که می‌خوریم باید جذبِ بدن شود. قرآن می‌خوانی، نماز می‌خوانی، مسجد می‌روی، چقدر از آن جذب می‌شود؟ اگر قرآن می‌خوانی و مست نمی‌شوی، یعنی جذب نداشته ای. وقتی می‌گوییم این غذا را بخور، یعنی با جان و دل بخور. شما وقتی می‌خواهید غذا بخورید، آیا همیشه یک غذای ساندویچی و تو راهی می‌خورید؟ شما الان هر کاری داشته باشید، چه در عزا باشید یا شادی، وقتی می‌خواهید غذا بخورید، سر سفره می‌نشینید و با قاشق و چنگال و با تمرکز غذایتان را می‌خورید. یعنی برای این کار وقت می‌گذارید. ما چطور می‌خواهیم غذای روح‌مان را  بخوریم و می‌گوییم وقت نداریم، گرفتاریم، کلاس زبان داریم، کامپیوتر داریم، درس داریم، برای کارشناسی و کارشناسی ارشد امتحان دارم و ... وقت نمی‌کنم، کار سیاسی دارم. دور بریز این حرفها را، داری دروغ می‌گویی. «وَانْتَفَتْ مُخَالَجَةُ الشَّكِّ عَنْ قُلُوبِهِمْ وَسَرَائِرِهِ = و خلجان شک، از دل‌ها و درون های‌شان رخت بسته». وقتی در دست شما تیغی فرو می‌رود، آرامش نداری و باید آن را در بیاوری تا آرامش پیدا کنی. شک مثل تیغی است در روح و در سرائر و باطن آدم که نمی‌گذارد تو کار کنی و مدام بیقراری. تا یک دانه تیغ در پایت می‌رود، نمی‌توانی خوب راه بروی. شک و تردید آدم را بدبخت و بیچاره می‌کند. بعد از خروج از تاریکی شک، «تحقیق معرفت» است که گشایش قلب می‌آورد مرحله بعدی در فراز دیگری از مناجات خیلی مهم است. وقتی که عقاید از تاریکی شک و تردید پاک شد و شوق در انسان ایجاد شد، اینجاست که باید انسان به دنبال معرفت حقیقی و دقیق برود. « وَانْشَرَحَتْ بِتَحْقِیقِ الْمَعْرِفَةِ صُدُورُهُمْ = و سینه‌هایشان با تحقّق معرفت، گشوده شده». یعنی وقتی که شما عقائدت را از شک و تردید بیرون کردی، باید یک بینش و بصیرت و یک تحقیق و معرفت دقیقی پیدا کنی. برای همین«اِنشَرَحَت» آورده. یعنی بازشدن. چطوری دل باز می‌شود و انسان به سعه صدر می‌رسد؟ وقتی که معرفت‌های درست و راستین پیدا می‌کند و حقانیتش را هم می‌داند. حقانیتش را می‌داند، یعنی مثل اعتقاداتی نیست که از بچگی به تو گفته‌اند که اصول دین پنج تاست و یا پیغمبر اسلام، قرآن، خدا و ...  و اینگونه اینها جزو عقاید تو شده اند، بلکه حقانیت آن در جانت نشسته است. مثلاً اگر از خانمی که خیلی باحجاب است، بپرسند: تو برای چی حجاب داری؟ می‌گوید: دینم گفته. اما وقتی سوار هواپیما می‌شود و آن‌طرف آب می‌رود، می‌بینی خبری از این حجابش نیست. چون اصلاً تحقیق نداشته است. تحقیق معرفت خیلی مهم است. «تحقیق معرفت» یعنی من بدانم، چیزی را که به آن باور دارم، این است و جز این نیست. این کار می‌خواهد و خیلی کار مفصلی هم نمی‌خواهد. یعنی کافیست که شما 40 ساعت 50 ساعت وقت بگذارید، کمتر از این هم وقت بگذارید، می‌شود راجع به خدا، توحید، صفات خدا، اسماء الهی، نبوت، ولایت و امامت به معرفت برسید. همه را با 10 یا 20 ساعت وقت می‌شود فهمید. ولی به شرط اینکه اگر کسی می‌خواهد رشد کند، خودش را مسخره نکند. در حدیث داریم: کسی که چیزی را یاد می‌گیرد، اما خیال ندارد عمل کند، خدا را مسخره کرده است. ما با هیچ رشته تخصصی اینگونه رفتار نمی‌کنیم که با دین می‌کنیم. زبان خارجی می‌خواهد یاد بگیرد، دقیقاً اصولی عمل می‌کند. ورزش، خیاطی، کامپیوتر، گلدوزی و ... هر چه می‌خواهد برود، دقیقاً با همان فرمول‌ها رفتار می‌کند؛ اما وقتی نوبت به ساختن روح خودش و قدرت و توانایی‌های خودش می‌رسد، توجهی نمی‌کند. پس کسی که حاضر نیست با خودش در بیفتد و یقه خودش را بگیرد و خودش را تربیت کند و حاضر به رعایت فرمول‌ها و مقررات نیست، شناختش هم مسخرگی و مسخره بازی است. این شخص خودش را مسخره کرده است. خدایی که می فرماید: «فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ= اگر چیزی را نمی دانید، از اهل ذکر بپرسید»، بنده ­ای را که سؤال می‌کند را دوست دارد. به شرط اینکه به مقتضای سؤال عمل هم بکند. انسان باید در قدم اول، پیش کارشناس برود و تردیدها و شبهات خود را بپرسد. در قدم دوم به آنچ گفته شده باید عمل کند. در این صورت به شادی و قدرت و انشراح می‌رسد. وسعتِ بهشت هر فرد، نتیجه وسعت قلب اوست سعه صدر و وسعت روح، یعنی انشراح و وسعت قلب که مساوی است با انشراح بهشت. یعنی هر چقدر حوصله شما زیادتر باشد وتنبلی و بی­حوصلگی و زودرنجی و حساسیت در زندگی تان کمتر باشد، بهشت تان وسیعتر است. اما هر چه حساسیت، زودرنجی،تنبلی و بی­حوصلگی داشته باشید، خُلق تان تنگتر است و زود عصبانی می‌شوید و اضطراب و ترس زیادتر در دل تان می‌آید. خواب و خیال های بد، سراغتان می‌آید. بدبینی خیلی اذیت تان می‌کند و خیال‌بافی هم زیاد می کنید. بنابراین، اینکه می‌فرماید: «سرعت بگیرید به سوی بهشتی که به اندازه همه آسمانها و زمین است»، یعنی، همه آسمان‌ها و زمین خودت هستی. امروزه می‌گویند: اگر سلسله اعصاب یک آدم را باز کنند، چند دور به دور کره زمین می‌چرخد. حال اگر روحش را باز کنند. خدا می‌فرماید: 50 هزار سال روح یک آدم باز می‌شود. یعنی این روح را اگر بخواهی نگاه کنی، به اندازه 50 هزار سال طول می‌کشد. این وقتی می خواهد در بهشت برود، قرآن می‌گوید:«وَ سارِعُوا إِلى‏ مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَ جَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ[1]= و براى نیل به آمرزشى از پروردگار خود و بهشتى كه پهنایش [به قدر] آسمان ها و زمین است». بهشت هر یک نفر، معادل همه آسمان‌ها و زمین وسعت دارد. این، یعنی نفس انسان بزرگ است. در انشراح است که بهشت تو وسیع می‌شود و تو دیگر فشار قبر نداری. اما اگر الان فشار داری، اعصابت خرد است، زودرنج هستی، عصبی می‌شوی، بداخلاق هستی، حسود هستی و به چشم و هم­چشمی می‌افتی و ... پس فشار قبر داری. اما اگر شاد و آرام هستی، داشتن دیگران نمی‌تواند تحریکت کند، موفقیت دیگران حسادت تو را تحریک نمی‌کند و ... پس معلوم است که اصلاً فشار قبر نداری. تو یک بهشت بزرگ داری. چون نفس ما قبر ماست. قلب/ انشراح قلب/ شک پی نوشت: [1] . آیه 133 سوره آل عمران. ع ل 391

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed