www.montazer.ir
سه‌شنبه 2 ژوئن 2026
شناسه مطلب: 11878
زمان انتشار: 18 اوت 2020
| | |
از کودتا ۲۸ مرداد چه درس هایی می توان گرفت

از کودتا ۲۸ مرداد چه درس هایی می توان گرفت

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11877
زمان انتشار: 17 اوت 2020
|
جلسات مجازی خانواده آسمانی و شرح جامعه کبیره

جلسات مجازی خانواده آسمانی و شرح جامعه کبیره

جلسات استاد محمد شجاعی پنج‌شنبه 30 مرداد 1399«خانواده آسمانی» از ساعت۱۷:00-18:00 و «شرح زیارت جامعه کبیره» از ساعت 18:30-19:30از طریق سایت (montazer.tv) و پیج اینستاگرام (Instagram.com/unity_story) به صورت زنده پخش می گردد.

جلسات استاد محمد شجاعی پنج‌شنبه 30 مرداد 1399«خانواده آسمانی» از ساعت۱۷:00-18:00 و «شرح زیارت جامعه کبیره» از ساعت 18:30-19:30از طریق سایت (montazer.tv) و پیج اینستاگرام (Instagram.com/unity_story) به صورت زنده پخش می گردد. Montazer.ir Instagram.com/unity_story

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11875
زمان انتشار: 16 اوت 2020
| |
معرفی دل بیمار در کلام نبی اکرم (ص)

قلب، جلسه 45، 90/08/07

معرفی دل بیمار در کلام نبی اکرم (ص)

نبی اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله)[1] درباره قلب مریض فرمودند که فتنه ­ها و گناهان همچون نی‌های حصیر، یکی یکی به دل‌ها عرضه می‌شوند. هر دلی که مهر این گناهان به آن آمیخته شود، نقطه‌ای سیاه در آن پدیدار گردد و هر دلی که با آنها مخالفت کند، نقطه‌ای سفید در آن پدید آید و بدین سان دو دل به وجود آید. دلی سفید مانند صفا که تا آسمان ها و زمین پابرجا است، هیچ فتنه ­ای به آن گزند نمی‌رساند و دلی سیاه و خاکستری رنگ مانند کوزه ­ای کج شده، نه خوب را خوب می‌شمارد و نه منکر را زشت می‌داند و تنها چیزی که می‌شناسد همان هوی و هوس‌هایی است که با دلش آمیخته شده است.

ما باید باور کنیم که در حرکت‌مان به سمت آخرت، تنها دارایی و همه حقیقت ما، دل ماست والسلام. دل هم ترکیبی از انتخاب‌ها و ارتباط‌ها و رفتارها و افکار و محبوب‌های خودش است. اینجا هم در این حدیث، باز می‌بینید که حضرت علاوه بر گناه، مسئله حب گناه را به عنوان چیزی که قلب را مریض می‌کند، مطرح می‌فرماید. هر قلبی که نسبت به این گناهان شیفتگی داشته باشد، لکه ­ای بر روی قلب انسان می‌افتد. کلمه‌ی «‌أُشْرِبَهَا» به مسئله حب نسبت به گناه اشاره دارد. آنچه که در نهاد انسان خیلی مهم است و برای سلامتی و مرض قلب ملاک است، جذب و محبت است. مثلاً شخصی بدنی دارد که خیلی حساس و ضعیف است و سریع میکروب‌ آن را آلوده کرده و بیماری را جذب می‌کند. اما بدن شخص دیگری مقاوم است و به راحتی میکروب نمی‌تواند آن را مریض کند، این بدنِ قوی به راحتی مریضی و میکروب را نمی‌پذیرد. روح هم همینطور است. کنترل بیش از حد در رفتار، نتیجه عکس می‌دهد یک موقع کسی نحوه ارتباط و انتخاب و رفتارهایش به گونه ­ای است که از محیط‌های آلوده خیلی پرهیز دارد. آدم‌های وسواسی را دیده‌اید که دائما دست‌هایشان را می‌شویند و با آب سرو کار دارند. الان تحقیقات نشان داده که پذیرش و آمادگی آنها برای بیماری «ام اس» بیشتر از دیگران است. وقتی در رفتار بعضی‌ها دقت شود می‌بینم که رفتارهایشان رفتارهای فرار است، اما جذب شان جذب بالایی است. یعنی ظاهراً فرار دارند، اما جذب شان بالاست. حضرت دست گذاشته روی نقطه ­ای که فوق ­العاده از نظر روان شناسی و انسان­ شناسی مسئله مهمی است. از سوی دیگر، شما بچه­هایی را می‌بینید که در محیط‌های آلوده بزرگ می‌شوند و خاک ­بازی و گِل بازی می‌کنند و اغلب سالمند. در نظام تربیتی اسلام داریم: «اَلتُرابُ رَبیعُ الاَطفال= خاک بهار بچه ­هاست». متاسفانه، الان با وجود مواظبت زیاد بچه‌ها از خاک و خاک بازی، اما مریضی‌ها بیشتر شده است. خداوند نظام را اینطوری نیافریده که یک نفر هر چه از خاک و گرد و آلودگی دورتر باشد، سالمتر بماند. خود پیغمبر خاطرات شان را تعریف می‌کنند که وقتی بچه بودم، با بچه‌ها گِل بازی و خاک بازی می‌کردم. بچه ­هایی که با سنگ، خاک، کوه، جنگل، دشت و بیابان و چیزهای دیگر راحت سروکار دارند، بدن‌شان سالم‌تر و مقاوم‌تر است تا آنهایی که دائماً آنها را لای زرورق می‌پیچند و در محیط‌های خیلی استرلیزه بار می‌آیند. مثلاً پدر و مادری می‌گوید: من بچه را بفرستم یک مدرسه‌ای که اسلامی باشد و آنجا هیچ کس به دیگری حرف بد نزند. مدرسه ظاهراً استرلیزه و خیلی اسلامی است و همه چیز را رعایت می‌کنند؛ ولی متوجه نیستند که خود این مدرسه دارد بیماری‌های مخفی‌ای را در بچه پرورش می دهد که بسیار خطرناکتر از گناه است. در حقیقت رفتن در چنین مدرسه‌ای، استرلیزه شدنی است که آمادگی بیماری را در شخص خیلی بالا می‌برد. می‌بینید عجب دختر ناز و دسته گلی است که از 4 سالگی چادر سرش است، مسجد می‌رود، نماز می‌خواند. همینطور که می‌آید بالا و دانشگاه می‌رود، یک دفعه همه چیز را کنار می‌گذارد. یا سفر خارج می‌رود، می‌بینی که اصلاً همه چیز را از دست می‌دهد. این بچه چرا اینطوری شد؟ این را که ما خیلی استرلیزه بار آورده بودیم. اما آن بچه‌هایی که در مدارس دولتی درس می‌خوانند و در سر و کله هم می‌زنند و همه چیز هم می‌بینند و همه چیز هم می‌فهمند و همینطوری بالا می‌آیند، می‌بینید که آدم‌های بزرگ و قدرتمندی از بین آنها بار می‌آیند. این نکته­ ای که می‌خواهم بگویم، خیلی نکته حساسی است. مثلاً یک کسی مثل حر را نگاه کنید، یا کسی مثل شمر. حر آدمی است که ظاهراً اصلاً مذهبی نیست و در لشکر معاویه بوده و علیه امیرالمؤمنین جنگیده و بعد در لشکر یزید است. این وقتی با یک منکر بزرگ و اساسی روبه رو می‌شود که جنگیدن با امام حسین (علیه‌السلام) است، در یک زمانی که پیش می‌آید، اصلاً نمی‌تواند این حالت را بپذیرد. یک دفعه یک توبه اساسی می‌کند و محکم در مقابل یزید می‌ایستد. یک عابدی هم شما سراغ دارید که دائماً اهل مسجد و عبادت و قرآن و حدیث است، مثل شمر یا مثل شریح قاضی. نمونه ­های آنها را هم قبل از انقلاب داشتیم. مثل شیخ زنجانی که یک مجتهد بود. شما زندگینامه­ او را که می‌خوانید، می‌گوید: من امروز حرم امیرالمؤمنین بودم و زیارت عاشورا خواندم، جامعه کبیره خواندم. زندگینامه‌ی به روز هم دارد که همه ­اش عبادت و درس و اجتهاد و حرم و ... است. ولی این شخص وقتی که با دنیا روبرو می‌شود، حاضر است به خاطر دنیا فتوای قتل شیخ فضل الله نوری را بنویسد. شریح قاضی، قاضی حکومت امیرالمؤمنین است. مثل شمر که سرباز امیرالمؤمنین است. جانباز هم هست. شمر مجروح در جنگ صفین در لشکر امیرالمؤمنین و در مقابل معاویه بود. اما این در یک مقطعی وقتی بین دنیا و آخرت قرار می‌گیرد، دنیا را انتخاب می‌کند. ولی کس دیگری که اهل فسق و فجور و ظواهر گناه ­آلود است مثل حر، می‌بینید که آخرت را انتخاب می‌کند. یک عثمانی مذهبی مثل زهیر را نگاه کنید. این تا چند روز قبل از عاشورا حالت فرار دارد و تا به چادر حضرت دعوت می‌شود و حضرت با او صحبت می‌کند، حسینی می شود. البته اول هم قبول نمی‌کند. ولی یک دفعه بعد از ملاقات چند دقیقه ­ای بین او و امام حسین می‌بینید که این تا مقام بالای «عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ» می‌رسد. گاهی افراد با فحشای ظاهری، باطنی پاک دارند با توضیحاتی که در بالا دادیم، به این نتیجه می‌رسیم که مایه ­ها و توانایی‌های افراد و مسئله عشق و محبت با رفتار فرق می‌کند. شما افرادی را می‌بینید که گناه می‌کنند و فسق ظاهری دارند. اما به شدت به الله و به آخرت عشق می‌ورزند. خیلی وقت‌ها قضاوت ما در مورد افراد براساس ظاهر آنها است. ممکن است زنی ظاهر را رعایت نکند و فسق و فجور ظاهری داشته باشد، یا حجاب درستی نداشته باشد. اگر مرد است دیدنی‌ها، شنیدنی‌ها و خوردنی‌ها را رعایت نکند، اما در باطن آلوده نباشند. نمی‌خواهم اینجا بگویم که ما باید گناه کنیم یا گناه چیز خوبی است، بلکه می‌خواهم بگویم، گناه داریم تا گناه. کسی را هم می‌بینی که خیلی حجابش خوب است و همه چیز را هم رعایت می‌کند. آقایی است که خیلی هم ظاهرش، ظاهر خوبی است، نماز جماعتش و نماز شبش به راه است. ولی آلودگی‌های زیادی در قلبش هست که نمود ندارد، ولی هست. خداوند می‌فرماید: «قُلْ إِنَّمَا حَرَّمَ رَبِّیَ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَالْإِثْمَ[2]= بگو پروردگار من فقط زشتكاری ها را چه آشكارش [باشد] و چه پنهان حرام گردانیده است». خدا فقط فحشای ظاهری را حرام نکرده، بلکه فحشای باطنی را هم حرام کرده. بعضی‌ها اهل فحشای ظاهری هستند، ولی قلب‌شان اصلاً فحشای باطنی را قبول نمی‌کند. مثلاً حسادت ندارند، بدجنس نیستند، تکبر و دنیاخواهی ندارند. عاقبت کسانی که ظواهر را رعایت می‌کنند، اما در باطن شیفته گناه هستند در روایت داریم، روز قیامت حکم می‌شود که افرادی را به بهشت ببرند. آنها به بهشت می‌روند. در بهشت را که باز می‌کنند و آن نعمت‌های عظیم الهی و حضرت پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) را که دم در بهشت هستند، می‌بینند؛ اما اگر فرشته ­ای آنجا به دادشان نرسد، از شدت ذوق ­زدگی نزدیک است که بمیرند:« یَکادُ یَطیرُ قَلبَه= نزدیک است که دلش پر بکشد». اینها بهشت را می‌بینند و خود را بهشتی می‌دانند و خوشحال و ذوق ­زده راهی می‌شوند و وقتی می‌خواهند از در بهشت به داخل بروند، یک دفعه دستور داده می‌شود که اینها را برگردانید. اینها باید به جهنم بروند. خدا می‌تواند اینها را بدون اینکه اول بهشت را نشان بدهد، یکسره به جهنم ببرد. اما اول، بهشت را به آنها نشان می‌دهد. قشنگ آن میل به بهشت و عظمت بهشت در دلشان می‌افتد و خودشان را هم بهشتی می‌بینند، اما دم در بهشت دستور می‌رسد که آنها را به جهنم برگردانید. آنها به خداوند اعتراض شدیدی می‌کنند و می‌گویند: خدایا برای چه با ما این کار را کردی؟ چرا به ما بهشت را نشان دادی و از اول حکم کردی که بهشت برویم و حالا ما را به جهنم می‌فرستی. مگر ما چه کار کرده بودیم؟ به آنها گفته می‌شود، شما در دنیا که بودید، خیلی چیزها را رعایت می‌کردید. ولی دل شما یک طوری بود که هر وقت دنیا را می‌دیدید، عاشق و شیفته دنیا بودید. الان خیلی‌ها هستند که حجاب دارند، ولی واقعاً شیفته‌ی بی­ حجابی هستند. خیلی‌ها هستند نماز می‌خوانند ولی به شدت قلب‌شان از نماز بیزار است. روزه می‌گیرند، ولی ماه رمضان می‌آید، واقعاً عزا می‌گیرند. در مجلس عروسی خیلی خوب و محجوب می‌نشینند، ولی واقعاً آرزو می‌کنند، ای کاش من جای این بی­ قیدها بودم. یا کاش موقعیت خانوادگیم طوری می‌بود که مجبور نبودم به خاطر موقعیت خانوادگی بعضی چیزها را رعایت کنم. این در دلش به شدت شیفتگی به گناه دارد. ظاهراً مسائل دینی را خوب رعایت می‌کند، اما وقتی بازار می‌رود و چشمش به وسائل بازار می‌خورد، می‌بینید که با بقیه کسانی که اهل دنیا هستند هیچ فرقی در رقابت ندارد. کافی است پول داشته باشد. وقتی در خانه طرف می‌نشینی و نگاه می‌کنی؛ از این خانه معلوم است که صاحبش چقدر اهل رقابت با دنیادارها است. نوع خانه ­ای که انتخاب می‌کند، محلی که انتخاب می‌کند، مدلی که انتخاب می‌کند، وسائلی که انتخاب می‌کند، لباس‌هایی که انتخاب می‌کند، اصلاً از سر و رویش شیفتگی به دنیا می‌بارد. ذوق به عبادت ندارد، حتی اگر چندین سال هم عبادت کرده باشد، اصلاً شیفته عبادت و دلتنگ خدا نیست. دلتنگ معصوم و دلتنگ امام زمان نیست. ببینید حضرت کجا دست می‌گذارد. نمی‌گوید کسی که گناه مرتکب شده، بلکه می‌فرماید: «فَأَیُّ قَلبٍ اُشرِبَها» بچسبد و بگیرد این گناه را و خوشش بیاید. از گناه لذت می‌برد. نتیجه این می‌شود که در قلبش یک نقطه سیاه می‌افتد. پس ببینید حضرت دارد اصل را روی دل می‌برد که بعضی از دلها ممکن است گناه بکنند، اما اصلاً اهل فحشاهای باطنی نیستند و برعکس، دلهایی هم ممکن است اهل عبادت و رعایت ظاهر باشند اما باطن شان آلوده باشد. نمونه‌هایی از فحشاهای ظاهری و باطنی در تاریخ در طول 40 سال انقلاب، در بین مسئولین نظام از خواص مثل پیشکسوتان جهاد و خون و طلبه و روحانی دیدیم که به شدت شیفته دنیا شدند. به فرموده‌ی امام علی (علیه‌السلام) آنها مثل شترهایی هستند که مدت‌ها در بیابان تشنگی کشیده‌اند و وقتی که به آب رسیدند، آنقدر خوردند که ترکیدند. حُر فحشای ظاهر داشت، سرلشکر هم بود. یعنی دنیا را هم دارد، اما در یک امتحان، یعنی توهین به حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) و کشتن امام حسین (علیه‌السلام) نه می‌گوید. سرلشگر شهید بابایی در آمریکا بزرگ شده، مثل شهید چمران، ولی فسق ندارد. می‌گویند روزی که می‌خواستند حکم خلبانی شهید بابایی را امضا کنند و کسی که قرار بود این حکم را امضا کند یک افسر آمریکایی بود که نسبت به کسانی که مذهبی بودند حساس بود و از آنها بدش می‌آمد. آن روز شهید بابابی در دفتر این افسر منتظر بود که حکم خلبانی‌اش امضاء شود. وقت نماز می‌شود و چون خیلی به نماز اول وقت اهمیت می‌داد، هنگام اذان در دفتر این افسر آمریکایی یک روزنامه می‌اندازد و شروع می‌کند به نماز خواندن. افسر که داخل دفتر می‌شود، می‌بیند و تعجب می‌کند، این کیست که نماز می‌خواند. مسئله، مسئله دل است؛ مسئله محبت است. هی نگوییم ما چرا زور می‌زنیم نماز می‌خوانیم، زور می‌زنیم دعا می‌خوانیم، زور می‌زنیم بعضی چیزها را رعایت می‌کنیم و این دل هیچ تکانی نمی‌خورد. برای اینکه ما به شدت شیفته گناه هستیم. گناه و فواحش را انجام نمی‌دهیم، ولی نسبت به آن شیفتگی داریم. قلب باید یک طوری باشد که جذب نداشته باشد. یعنی متنفر از آن چیزی که در مقابل خداست باشد، نه شیفته آن. خدا رحمت کند میرزا را می‌فرمود: مؤمن اگر گناه هم بکند به او نمی‌چسبد، چون مؤمن حقیقی واقعاً از گناه متنفر است. یکی حجابش کامل است، نمازش خوب است، روزه­اش خوب است، حج هم رفته، چند دفعه هم عمره رفته، ولی به معنای واقعی بی­دین است و می‌گوید: فلسطین به ما چه، افغانستان به ما چه، عراق به ما چه، ... ما اینجا خودمان گرسنه هستیم، خودمان نیاز داریم، چرا به بقیه بدهیم؟ از دل این آدم می‌خواهد آدم در بیاید؟ واقعاً این دل شبیه انسان است؟ قرآن می‌فرماید: « وَمَا لَكُمْ لَا تُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِینَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاءِ وَالْوِلْدَانِ الَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْ هَذِهِ الْقَرْیَةِ الظَّالِمِ أَهْلُهَا[3] = و چرا شما در راه خدا [و در راه نجات] مردان و زنان و كودكان مستضعف نمى ‏جنگید همانان كه مى‏ گویند پروردگارا ما را از این شهرى كه مردمش ستم‏پیشه‏ اند بیرون ببر». کسی که می‌گوید: عراق، افغانستان، لبنان و غزه به ما چه؛ صریحاً قرآن می‌گوید: اینها دین ندارند. بعد می‌گوید: ما میهن ­پرستیم. ما انقلابی هستیم. ما پیرو خط امام هستیم. خدا رحمت کند مرحوم طیب حاج رضایی را که به او گفتند: برو بگو خمینی به من پول داده که در خیابان بیایم و تظاهرات کنم. گفت: نه؛ من فردای قیامت جواب مادرش را نمی‌توانم بدهم. فسق ظاهری هم دارد. اما قیامت را قبول دارد. در باور قیامت جدی است. بعضی‌ها فسق ظاهری دارند، اما یک سری مرام‌ها، اخلاق و بزرگواری‌هایی دارند و از فحشاهای باطنی به طور جدی گریزان هستند. گناه نکردن مهم است، اما مهمتر از آن، شیفته گناه نبودن است این همه توضیح و مثال برای این بود که می‌خواستم این نکته را توضیح بدهم: «وَ اُشرِبَها». حضرت می‌فرماید: اگر گناه عرضه شد، باید دید که نسبت به آن چگونه هستیم؟ چون گناهان‌ به نوبت به ما عرضه می‌شوند و سراغ انسان می‌آیند. باید معلوم شود که آیا به آن شیفتگی داریم؟ ممکن است انجامش ندهی، اما شیفتگی داشته باشی. همین که شیفتگی داری، به دلت جذب می‌شود. چون آن را می‌خواهی و می‌طلبی و دوستش داری. قرآن همه حقیقت انسانیت را روی عشق و محبت برده، آیه­ آن در قرآن هم آیه 24 سوره توبه است. یک کسی می‌بینی شیفتگی به مظاهر الهی دارد، شیفتگی به دین خدا دارد، شیفتگی به حقیقت اسلام و شیفتگی به اهل بیت دارد. حالا در رعایت بعضی از ظواهر موفق نیست و توان ندارد. اما باطنش خیلی باطن خوبی است. کس دیگری را می‌بینی که ظاهرش خیلی درست است، اما فحشای باطنی دارد، مثل شیطان. شیطان 6 هزار سال عبادت دارد. حضرت علی (علیه‌السلام) می‌فرماید: معلوم نیست 6 هزار سال دنیایی است یا آخرتی. اما قرآن می‌گوید: «وَ کانَ مِنَ الکافِرین». یعنی این از روز اول هم کافر بود. تا خدا گفت: بر آدم سجده کن. گفت: نه من 6 هزار سال سابقه دارم. جنس من از آتش است. جنس او از خاک است. حضرت آدم تازه وارد است، ولی داراییش بیشتر از شیطان است. مثل کسانی که ادعا می‌کردند یا می‌پنداشتند که ولایت فقیه را قبول دارند. امام که رفت، معلوم شد که ولایت فقیه را قبول نداشتند. آن شخص را قبول داشتند. این اصلاً از اول اعتقادی به جایگاه ولایت فقیه نداشته. شیطان می‌گفت، من برای خودم کسی هستم، جنسم که قویتر است، من از آتشم، او از خاک است. سابقه ­ام هم که بیشتر است. 6 هزار سال عبادت کرده‌ام. این اصلاً دو رکعت نماز خوانده که تو او را جلوی من گذاشتی و می‌گویی به این احترام بگذار. آدم‌ها یک موقعی همینطوری می‌شوند. نخوت، تکبر، حساسیت، بدبینی، خودبزرگ ­بینی و ... خیلی بدتر است و به اینها گناهان قلبی می‌گویند. یعنی بدن اصلاً گناه نمی‌کند و خیلی پاک است. حجابش خیلی خوب، نماز خوب، نه مشروبی می‌خورد، نه چیز بدی می‌بیند، نه چیز بدی می‌شنود، ولی دل پر از آلودگی‌های باطنی پر از فحشای باطنی است. ما رفتارهایی داریم که اگر یکبار در دل اتفاق بیفتد، معادل 70 تا زنا می‌نویسند. ما چگونه درباره کسی که فحشای ظاهری مثل زنا دارد، قضاوت می‌کنیم؟ در صورتی که ما بدتر از آن رفتار را داریم. شاید آن کسی که فحشای ظاهری دارد، خداترس تر از ما باشد و شاید خیلی از فحشاهای باطنی که ما داریم را او اصلاً نداشته باشد. رابطه ما با خدا رابطه طلبکارانه است ما از خدا طلبکاریم، در حالی که او اصلاً از خدا طلبکار نیست. ما از ائمه طلبکار هستیم، ولی او اصلاً از آنها طلبکار نیست. کسی با چهار رکعت نماز، حج، کربلا و حجاب، کلی ادعا دارد؛ اما کس دیگری هیچ ادعایی ندارد و وقتی پیش خدا می‌رود، می‌گوید: خدایا من دست خالی هستم. می گوید: «لا اَملِکُ لِنَفسی نَفعَاً وَ لا ضراً وَ لا مَوتاً وَ لا حَیاتاً وَ لا نُشوراً= من مالک نفع و ضرر و مرگ و حیاتم و قیامتم نیستم». به خدا می گوید: من فقرم را آورده ام. من بدبختی و سرشکستگی آورده ام پیش تو. اما بعضی‌ها می‌گویند: چرا امام رضا حاجت من را نداد؟ چرا حضرت عبدالعظیم حاجت من را نداد؟ فکر می‌کنند که انگار کی هستند و سوابقش را برداشته برده زیارت و از معصوم چیزهایی خواسته. تو چه کسی هستی که خدا باید اجابتت بکند؟ چه کسی هستی که امام رضا تا دعا کردی باید اجابتت کند؟ استاد ما می‌فرمود: بعضی‌ها تا عمق 10 متری خوب هستند، ولی 10 متری به بعد در عمق وجودشان یک چیزهایی هست که خودشان خبر ندارند. بعضی‌ها تا 100 متری خوب هستند، ولی 100 متر آن طرف‌تر فحشاهایی دارند که خودشان خبر ندارند. امام (رحمه‌الله‌علیه) می‌گفتند: یکی از اهل علم سالها در این حوزه درس خوانده و بزرگ شده بود. می‌گفتند: دَم آخری لحظه مرگش من بالا سرش رفتم. به او گفتم: بگو، «اشهد ان لا اله الا الله» گفت: نمی‌گویم. خدا خیلی ظالم است. من این همه سال بدبختی کشیدم، حالا که صاحبخانه شدم و می‌خواهم با زن و بچه ­ام آرامش داشته باشم، خدا می‌خواهد من را با مرگم از زن و بچه جدا کند. بعضی ها تا به مشکلی بر می‌خورند، رابطه‌شان با خدا خراب می‌شود بعضی‌ها تا کارشان به هم می‌خورد، با خدا درگیر می‌شوند. تا کسی از آنها می‌میرد، با خدا درگیر می‌شوند. تا بدهکاری پیدا می‌کنند، با خدا درگیر می‌شوند و اول واجبات را کنار می‌گذارند، دین را کنار می‌گذارند. آدم در انتخاب‌ها و ارتباط‌ها و در بزنگاه‌ها امتحان می‌شود. آدم باید واقعاً همیشه به خدا بگوید: «اَنتَ القَویُّ وَ اَنَا الضَعیف وَ هَل یَرحَمُ الضَعیفَ اِلاَّ القَوی؟= تو قوی هستی و من ضعیفم چه کسی رحم می‌کند به یک ضعیف غیر از قوی؟». خدایا امتحان سخت از من نگیر. استاد ما می‌فرمود: بنده خدایی به مشکلی برخورد کرد. می‌گفت که من سؤالم از خدا این است که چرا من باید اینطوری بشوم؟ همین یک کلمه اگر سراغ آدم آمد و گفت چرا من؟ این خیلی آدم خطرناکی است. چرا من سرطان بگیرم؟ سرطان که مال بقیه است؛ چرا من هم سرطان بگیرم؟ چرا من هم بدهکار بشوم؟ من هم بچه ­ام گم بشود؟ من هم زنم بمیرد؟ من هم شوهرم بمیرد؟ تو چه فرقی با بقیه داری؟ آنهایی که دوستان خدا بودند، خدا اصلاً در دنیا تحویل‌شان نگرفت. کسی مثل سیدالشهدا عزیز خداست. آوردش در کربلا و چه به روزش آمد. کسی مثل امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) که خیلی عزیز خداست، چهار تا لات را فرستاد در خانه ­اش و طناب در گردنش انداختند، زنش را هم آنجا زدند و کشتند. یا امام حسن (علیه‌السلام) عزیز خداست، دیدیم چه به روزش آمد. نزدیکترین دوستانش هم به او خیانت کردند. امام رضا، امام سجاد، امام کاظم، امام باقر و امام صادق (علیهم‌السلام) را نگاه کنید. یا امام زمان (علیه‌السلام) عزیزترین و شبیه ­ترین آدم پیش خداست، سالهاست، آواره است. هیچ کس این آقا را تحویل نمی‌گیرد. دل هیچ کس برای او نمی‌سوزد. برایش گریه نمی‌کند و برایش نگران نیست. کدام یک از ما صبح که از خواب بلند می‌شویم، دغدغه امام زمان (علیه‌السلام) را داریم و برایش غصه می‌خوریم؟ امام باقر (علیه‌السلام) فرمود:أَشَدُّاَلنَّاسِ بَلاَءً اَلْأَنْبِیَاءُ ثُمَّ َلْأَمَاثِلُ فَالْأَمَاثِلُ[4]= گرفتارترین مردم پیامبرانند، بعد از آنان هر كه به پیامبران شبیه‌تر باشد». هر کس شبیه ­تر است در دنیا به او خوش نمی‌گذرد. بعد ما می‌خواهیم دیندار باشیم و بعد همه چیزمان هم به راه باشد. شکم‌مان سیر باشد و فریزرمان پر باشد. پول‌مان کم نیاید، بدهی نداشته باشیم. برای امام زمان خرج نکنیم. برای دین خدا خرج نکنیم. وقت نگذاریم، هزینه نکنیم، بلا نبینیم، خون ندهیم، اسارت نداشته باشیم، کتک نخوریم، کسی نباید فحش به ما بدهد. خمس و زکات هم نمی‌دهیم. دین را هر طوری که به نفع خودمان است، تفسیر می‌کنیم. مثلاً شما به دکتر مراجعه می‌کنید. دکتر به شما دارو می‌دهد، بعد از مدتی که دارو را مصرف می‌کنید می‌بینید اثر نکرد. رژیم غذایی که دکتر گفته را انجام می‌دهید، می‌بینید اثری ندارد. البته بعد از اینکه شما به توصیه دکتر عمل کردید و مدت زمانی که باید دارو را مصرف می‌کردید، مصرف کردید. ولی نتیجه نگرفتید. در این صورت چه کار می‌کنید؟ دکترتان را عوض می‌کنید و نزد دکتر دیگری می‌روید. اگر دکتر دوم هم روشی مثل دکتر اول تجویز کند، قبول نمی‌کنید و می‌گویید این داروها اثر ندارد و من دنبال سالم شدن و سلامت هستم. اگر چیزی ما را سالم نکرد حتی اگر پزشک هم توصیه کند، آن را کنار می‌گذاریم. پس ما باید این دل را بسازیم. می‌خواهیم تصمیمات جدی در زندگی‌مان بگیریم. اگر چیزی به درد قلب‌مان نمی‌خورد، باید رهایش کنیم، حتی اگر چیز خوبی هم باشد. قلب / قلب بیمار/ فحشای ظاهری و باطنی پی نوشت: [1] . تُعْرَضُ الْفِتَنُ عَلَى الْقُلُوبِ كَالْحَصِیرِ عُودًا عُودًا، فَأَیُّ قَلْبٍ أُشْرِبَهَا نَكَتَتْ فِیهِ نُكْتَةً سَوْدَاءَ، وَأَیُّ قَلْبٍ أَنْكَرَهَا نُكِتَتْ لَهُ نُكْتَةٌ بَیْضَاءُ حَتَّى تَصِیرَ عَلَى قَلْبَیْنِ، عَلَى أَبْیَضَ مِثْلِ الصَّفَا فَلَا تَضُرُّهُ فِتْنَةٌ مَا دَامَتِ السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ وَالْآخَرُ أَسْوَدُ مُرْبَادًّا كَالْكُوزِ، مُجَخِّیًا لَا یَعْرِفُ مَعْرُوفًا، وَلَا یُنْكِرُ مُنْكَرًا، إِلَّا مَا أُشْرِبَ مِنْ هَوَاهُ= فتنه ها مثل نی‌های حصیر به قلب عرضه می‌شوند، هر قلبی که تمایل پیدا کند به آن نقطه‌ای سیاه در آن و هر قلبی که با آن مخالفت کند نقطه‌ای سفید در قلب ایجاد می‌شود. و بدین سان دو دل بوجود آید دل سفیدی که مانند صفا که تا آسمانها و زمین پابرجا است هیچ فتنه ای به آن گزند نمیرساند و دلی سیاه و خاکستری رنگ مانند کوزه ای کج شده نه خوب را خوب می شمارد و نه منکر را زشت می داند و تنها چیزی که می شناسد همان هوی و هوس هایی است که با دلش آمیخته شده است» (مرقاة المفاتیح شرح مشكاة المصابیح نویسنده، القاری، الملا على، جلد، 8  صفحه، 3377). [2] . سوره اعراف/33. [3] . سوره نساء/75. [4] . مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، جلد۱، صفحه۲۹۸. ع ل 395

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11874
زمان انتشار: 16 اوت 2020
| |
 سه گروه مخالف ظهورند

سه گروه مخالف ظهورند

استاد پناهیان: طبق روایت، ظهور وقتی خواهد بود که نظریات مدعی ادارۀ  زندگی بشر به بن بست رسیده باشند و بشر از انواع  نظام‌های حکومتی غیر ولایی مأیوس شده باشد.   گروه اول مخالفین ظهور آنهایی هستند که امید دارند غرب و شرق عالم راهی برای سعادت بشر باز کنند. در واقع، غرب‌زده‌ها مخالف ظهورند! اینها دنبال جامعۀ مدنی غربی هستند نه جامعۀ مهدوی!  مدینۀ فاضله اینها جوامع اروپایی و آمریکایی است که رذل‌ترین انسان‌ها بر آنها حکومت می‌کنند. اینها رشد و سعادت را در آنجا می‌دانند، و لذا دنبال  ظهور مهدی فاطمه نیستند. دومین گروه مخالفین ظهور، مسئولانی هستند که نان‌شان فعلاً در روغن است و دوست دارند اول نان خودشان در روغن باشد و بعد خدمت کنند؛ اینها به‌درد  امام زمان نمی‌خورند و طبیعتاً اینها برای  فرج هم دعا  نمی‌کنند!  چون حضرت به  دولتمردانش سخت می‌گیرد و به آنها جز نان خشک و لباس خشن نخواهد داد!   (دعوات راوندی/296)  گروه سوم از مخالفان ظهور، آدم‌های پست همت و خودخواهی هستند که دنبال آبادی همۀ جهان نیستند.

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11873
زمان انتشار: 16 اوت 2020
| | | | |
نظر عجیب یک مسیحی درباره امام زمان(عج)

نظر عجیب یک مسیحی درباره امام زمان(عج)

آیت الله مجتهدی تهرانی

فیلم

1 - نظر عجیب یک مسیحی درباره امام زمان(عج)

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه پرسش: 11872
16 اوت 2020
|
پرسش 275: آیا عموم اموات هنگام ظهور حضرت حجت به دنیا بر می گردند؟
پاسخ:

منبع:

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

1 - پرسش 275: آیا عموم اموات هنگام ظهور حضرت حجت به دنیا بر می گردند؟
شناسه مطلب: 11871
زمان انتشار: 15 اوت 2020
| | |
گوته در میان شخصیت های صدر اسلام تنها به امیرالمؤمنین (ع) می پردازد

گوته در میان شخصیت های صدر اسلام تنها به امیرالمؤمنین (ع) می پردازد

گوته در حالی به شخصیت امیرالمؤمنین (علیه السلام) می پردازد که به هیچ یک از سایر شخصیت های مشهر در صدر اسلام اشاره ای نمی کند.  این کلیپ بازگو می کند که چگونه گوته با شخصیت علی (علیه السلام) آشنا شده و تحت تاثیر آن قرار گرفت. 

فیلم

1 - گوته در میان شخصیت های صدر اسلام تنها به امیرالمؤمنین (ع) می پردازد

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11869
زمان انتشار: 13 اوت 2020
| | |
 به مناسبت ۲۳ مرداد، روز مقاومت اسلامی 

 به مناسبت ۲۳ مرداد، روز مقاومت اسلامی 

پیروزی واقعی ... مقاومت اسلامی به روایت حضرت آیت الله خامنه ای  به مناسبت ۲۳ مرداد، روز مقاومت اسلامی 

فیلم

1 -  به مناسبت ۲۳ مرداد، روز مقاومت اسلامی 

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11868
زمان انتشار: 14 اوت 2020
| | |
شکوه ایثار

به مناسبت سال روز نزول سوره هل اتی و روز خانواده

شکوه ایثار

از جمله حوادثی که در ماه «ذی الحجة الحرام» رخ داده است و با آیات قرآن مجید ارتباط دارد، نزول سوره مبارکه انسان در شأن امیر مؤمنان علی(ع) و خانواده بافضیلت ایشان می باشد که در بیست و پنجم این ماه واقع شده و به همین مناسبت، این روز در تاریخ جمهوری اسلامی ایران با عنوان «روز خانواده» نامیده شده است. از آنجا که تفسیر کامل سوره مذکور در یک مقاله نمی گنجد، فقط به ذکر چند مطلب در این باره اکتفا می کنیم.

مباحث خانواده استاد شجاعی را می توانید با تماس گرفتن با آی دی فروشگاه در تلگرام دریافت کنید. montazerstore_ir@

25 ذی الحجه سالروز نزول سوره "هل اتی" (انسان - دهر) می باشد و بنا به روایات، در ستایش از علی و فاطمه(علیهما السلام) است که به خاطر نذرشان، سه روز روزه گرفتند و هنگام افطار، غذای ساده خویش را به مسکین و یتیم و اسیر، ایثار کردند و خود با آب افطار نمودند. این روز همچنین به عنوان روز خانواده و تکریم بازنشستگان نامگذاری شده است. آشنایی با سوره هل اتی(انسان) در آیه اول اشاره به «روزگاری » می کند که بر «انسان » گذشته، و او چیزی نبود که یاد شود. از آن پس اشاره به خلقت انسان، و قرار گرفتن او بر سر دو راهی «شکر» و «کفران » می نماید. از آنچا که محور این سوره، انسان است و عملش و اخلاصش و ایثارش و عاقبت کارش در قیامت و نعمت های خوب برای نیکان، نام دیگر این سوره «انسان » است. این سوره به نام «هل اتی » هم مشهور است. چون که با این کلمه آغاز شده است. این سوره در مدینه نازل شده و بنا به روایات، در ستایش از علی و فاطمه(ع) است که بخاطر نذرشان، سه روز روزه گرفتند و هنگام افطار، غذای ساده خویش را به مسکین و یتیم و اسیر، ایثار کردند (آیه 8) و خود با آب افطار نمودند. در آیات بعد، از نعمتهای خداوند برای اهل بهشت، و پاداش نیکی ها در آخرت، یاد شده و فرمان صبر و مقاومت داده است. دارای 31 آیه است و بعد از «الرحمن» نازل شده است. (آشنایی با سوره ها، ص 91) ابن عباس گوید: روزی فرزندان امام علی (ع) ـ حسن و حسین ـ در دوران طفولیت بیمار شدند، پیامبر اکرم (ص) به همراه تنی چند از اصحاب به عیادت آنان رفتند و به حضرت علی(ع) پیشنهاد فرمودند تا برای شفای آن دو بزرگوار نذر کند که روزه بگیرد. حضرت علی (ع)، فاطمه زهرا (س) و فضه ـ کنیزشان ـ چنین نذر کردند: اگر حسن و حسین بهبودی یافتند برای خدا سه روز روزه میگیریم. حسن و حسین (علیهما السلام) شفا یافتند. حضرت علی (ع) و اهل او برای انجام نذرشان غذایی در خانه نداشتند، امام (ع) از شمعون خیبری به مقدار نه کیلو جو قرض کردند، حضرت فاطمه (س) مقداری از جو را آرد کرده و پنج قرص نان ـ به تعداد افراد خانواده ـ پختند. روز اول را روزه گرفتند، هنگام افطار مسکینی در خانه آمد خانواده حضرت علی (ع) افطاری خود را به آن مسکین دادند، در حالیکه خودشان نیاز به غذا داشتند. آنان ایثار کردند و با آب افطار نموده و شب را سپری کردند. فردای آن روز، دومین روزه نذری خود را گرفتند، شب هنگام، آنگاه که خواستند با نان جو افطار کنند، یتیمی درب خانه آمد و درخواست غذا کرد. آنان دیگر بار ایثار کرده و افطاری خود را به او دادند. افطاری روزه روز سوم هم با آمدن اسیری به درب خانه و درخواست کردن غذا از آنان ، ایثارگرانه در راه خدا دادند. صبح هنگام، امام علی (ع) دست حسن و حسین را گرفت و به منظور دیدار با رسول خدا(ص) به راه افتاد. وقتی پیامبر خدا (ص) دید که آنان از شدت گرسنگی به خود میلرزند؛ چنین فرمودند: چقدر بر من سخت و گران است که شما را به این حال می بینم. پیامبر خدا (ص) بیدرنگ برخاست و همراه آنان به خانه حضرت علی (ع) وارد شد، پیامبر(ص) دخترش فاطمه را دید که در محراب عبادت است و چشمانش از گرسنگی در حدقه فرو رفته، اندوه پیامبر (ص) دو چندان شد. پیامبر خدا (ص) هنوز ازخانه امام علی (ع) خارج نشده بود که ناگاه فرشته وحی الهی ـ جبرییل ـ نازل گردید و به پیامبر گرامی اسلام (ص) به خاطر داشتن چنین خاندان ایثارگری، تبریک گفت و سپس سوره انسان را به حضرت تقدیم کرد. خانواده علوی فاطمی، محل نزول هل اتی و یطعمون الطعام علی حبه مسکینا و یتیما و اسیرا؛ انما نطعمکم لوجه اللّه لانرید منکم جزاءا و لاشکورا، آنانکه، در راه دوستی خدا طعام (خود) را به فقیر و یتیم و اسیر می دهند، (و می گویند) ما فقط برای رضای خدا به شما طعام می دهیم و از شما هیچ پاداش و سپاسی هم نمی طلبیم. هیچ کس در این مطلب که این سوره در فضائل اهل بیت است، هیچگونه اشکالی را عنوان نکرده است. روایتی که از ابن عباس نقل شد، مورد تأیید و تصدیق پیشوایان علمی حضرات (سنی و شیعه) و عموم مسلمین می باشد، و اینک نام دانشمندانی از اهل سنت که این روایت را نقل کرده اند: ابو جعفر اسکافی حکیم ترمذی محمدبن جلیل طبری ابن عبد ربه حاکم ابوعبداللّه نیشابوری حافظ ابن مردویه ابواسحاق ثعلبی مفسر کبیر ابوالحسن واحدی مفسر کبیر حافظ ابوعبداللّه اندلسی حمیدی ابوالقاسم زمخشری در کشاف اخطب خوارزمی حافظ ابوموسی ابوعبداللّه رازی شرخانی محمدبن طلحه شافعی ابوالمظفر سبط ابن جوزی عزالدین عبدالحمید حافظ ابوعبداللّه گنجی شافعی قاضی ناصرالدین بیضاوی حافظ محب الدین طبری حافظ ابو محمد ابوحمزه عضدی اندلسی حافظ الدین نسفی شیخ الاسلام حموئی نظام الدین قمی نیشابوری مفسر معروف علاءالدین علی بن محمد خازن بغدادی قاضی عضدالدین ایجی حافظ ابن حجر حافظ جلال الدین سیوطی ابوسعود عمادی حنفی شیخ اسماعیل بروسی شوکائی محمد سلیمان محفوظ از علمای قرن دوازدهم، و علاوه بر آنها جماعتی دیگر از علماء عامه این حدیث شریف را در ذیل آیه مذکور آورده اند. (افق حوزه - 23 اردیبهشت 1388 - شماره 228) جامعه شناسی خانواده خانواده، اوّلین و کوچک ترین نهادی است که افراد در آن، ارتباط با دیگران را تجربه می کنند و علاوه بر آغاز ارتباط با اعضای دیگر خانواده، چگونگی ارتباط با دیگر افراد اجتماع را نیز فرا می گیرند. همان گونه که در خانواده، بنیان های اساسی شخصیت انسان ها شکل می گیرد، نوع تعامل آنان با دیگران در آینده هم در همین جا مشخص خواهد شد. این که انسان ها در آینده، شخصیتی متعادل و آرام داشته باشند یا شخصیتی ناآرام و پرخاشگر، با دیگر افراد جامعه ارتباط موفقی داشته باشند و یا ناموفق، همه و همه در محیط آغازین ارتباط (یعنی خانواده)، ظهور و بروز خواهد یافت. البته عوامل مهم دیگری چون: وضعیت وراثت و محیط های طبیعی نیز در این شکلگیریِ نوع شخصیتی افراد دخیل هستند؛ امّا نقش خانواده در این میان، برجسته تر است. خانواده ای که خداوند فضیلتش را ستوده است پیامبر (ص) درباره علی و خانواده او هیچ سخنی جز به فرمان الهی و زبان وحی نگفته است، دلیل بر عظمت این خاندان و جایگاه برجسته آنان در اسلام همین بس که خداوند هیجده آیه پیاپی درباره ایشان فرو فرستاده است، و در این آیه ها از فداکاری و خدا دوستی این خانواده و مرتبه ایشان در بهشت سخن گفته است. واحدی در البسیط، امام رازی در تفسیر کبیر، زمخشری در کشاف، نظام الدین نیشابوری در غرایب القرآن(13) و شبلنجی در نور الابصار از ابن عباس روایت کرده اند که حسن و حسین مریض شدند، علی و فاطمه نذر کردند اگر فرزندانشان شفا یابند سه روز به عنوان سپاسگزاری از خدا روزه بگیرند، پس حسن، حسین و کنیزشان فضه در آن مورد از آنان پیروی کردند. دو فرزند شفا یافتند و اعضای خانواده سه روز پیاپی روزه گرفتند. نزد این خانواده در تمام آن سه روز جز مقداری نان جو وجود نداشت. روز اول به هنگام افطار، مستمندی آمد و طعام خواست، علی خوراک خود را به او داد، و همسر دو فرزندش و فضه نیز همان کار را کردند. در روز دوم به هنگام افطار یتیمی آمد و غذایی طلبید، آنچه نزد ایشان بود به او دادند. در روز سوم اسیری آمد، و غذایی خواست و آن خانواده همان کار روز اول و دوم را انجام دادند، پس، خداوند سوره «هل اتی» را درباره آنان نازل کرد که در آن آیات شریفه زیر آمده است: «نیکان از جامی بیاشامند که در آمیخته با کافور بهشتی باشد. چشمه ای که بندگان خدا از آن می نوشند به نوعی خاص جریان دارد. وفای به نذر می کنند و می ترسند از روزی که آسیبش فراگیر است. و برای دوستی خدا طعام خود را بر مستمند، یتیم و اسیر می خورانند. فقط برای خدا شما را اطعام می کنیم، پاداش و سپاسی از شما نمی خواهیم. براستی ما از پروردگارمان درباره روزی می ترسیم که چهره ها درهم کشیده شود و در کمال سختی باشد. پس خداوند آنان را از آسیب آن روز نگهدارد و تازه و شادمان آنها را حاضر کند. و به دلیل آن که صبر کردند پاداش آنان را بهشت و حریر قرار دهد...» از چیزهایی که قابل ذکر است این است که در هیچ روایتی نیامده که اعضای این خانواده بگویند، برای چه کسی خوراکشان را به اینان دادند: «تنها برای خدا شما را اطعام می کنیم و پاداش و سپاسی از شما نمی خواهیم» . براستی که ایشان در دل های پاک خود آن را پنهان داشتند و به زبانشان نگفتند پس، خداوند آنچه را که آنان پنهان داشته بودند در کتاب خود، آشکار فرمود. این تنها گواهی قرآنی است، درباره هیچ یک از مسلمانان چنین وحیی نازل نشده است. این کار انجام نشد مگر برای این که فداکاری این خانواده در تاریخ بی نظیر بود. ما نمی دانستیم که تمام این خانواده چنین ایثاری را بر جان خود روا داشتند و غذای ضروری خود را سه روز پیاپی برای رضای خدا به نیازمندان دادند. و چرا نه؟چه آن که علی برادر پیامبر (ص) و همسرش پاره تن پیامبر و دو فرزندش - به شهادت آیه مباهله - فرزندان پیامبرند. اعضای این خانواده بزرگوار همان کسانی هستند که پیامبر خدا - روزی که خداوند در آیه کریمه او را مامور ساخت که با نصارای نجران مباهله کند - آنان را با خود همراه برد و این بهمراه بردن ایشان دلیل بر این است که آنان پس از پیامبر، بلند مرتبه تر از همه مسلمانانند، و بردن علی - بطور خصوصی - بیانگر این مطلب است که علاقه میان پیامبر و علی از چهارچوب برادری تجاوز کرده، به درجه اتحاد و یگانگی رسیده است. در صفحه های آینده خواهیم دید که علی نسبت به پیامبر به منزله جان اوست. 13 - حاشیه بر تفسیر طبری ج 29 ص 112 - 113.14 - ص 102.15 - سوره دهر (76) آیه های 5 - 13.

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11867
زمان انتشار: 12 اوت 2020
| |
مباهله روز به یاد ماندنی در تاریخ اسلام

مباهله روز به یاد ماندنی در تاریخ اسلام

پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله) هم زمان با مکاتبه با سران حکومت های جهان و مراکز مذهبی، نامه ای به اسقف نجران نوشت و در آن نامه از ساکنان نجران خواست که یا اسلام را بپذیرند و یا به حکومت اسلامی جزیه (مالیات) بپردازند و در غیر این صورت، به آنان اعلام خطر می شود. پیامبر گرامی اسلام تنها کسانی را که همراه خود برای مباهله برد: فرزندانش، حسن و حسین (علیهما السلام) (ابناءنا) و دخترش فاطمه (علیها السلام) (نساءنا) و از میان مردان تنها علی بن ابی طالب (علیه السلام) (انفسنا) بودند.

"مباهله" در اصل از ماده "بهل" (بر وزن اهل) بوده و به رها کردن و برداشتن قید و بند از چیزی گفته می شود.[1] مباهله در اصطلاح قرآن و روایات و غیر آن ها، به معنای ملاعنه (لعن و نفرین کردن دو طرف به یکدیگر) است؛ این گونه که هرگاه دو گروه یا دو نفر درباره ی مساله ای مهم، مانند مسائل مهم مذهبی با هم گفتگو کرده و به نتیجه ای نرسند، در یک جا جمع می شوند و به عنوان "آخرین حربه"، به درگاه خداوند تضرع می کنند و از او می خواهند تا درغگو را رسوا و مجازات کند.[2] تناسب معنای اصطلاحی با معنای لغوی در این است که در هر دو، رها کردن و واگذار کردن یکدیگر به حال خود، وجود دارد. مباهله با مسیحیان نجران (فَمَنْ حَاجَّک فِیهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَک مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَکمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَکمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَکمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللّهِ عَلَی الْکاذِبِینَ)[3] هرگاه بعد از علم و دانشی که به تو رسیده ]باز[ کسانی با تو به محاجه و ستیز برخیزند، به آن ها بگو: بیایید! ما فرزندان خود را دعوت می کنیم، شما هم فرزندان خود را؛ ما زنان خویش را دعوت می نماییم، شما هم زنان خود را؛ ما از نفوس خود دعوت می کنیم و شما هم از نفوس خود؛ آن گاه مباهله می کنیم و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار می دهیم. بخش با صفای "نجران" با هفتاد دهکده ی تابع خود، در نقطه ی مرزی حجاز و یمن قرار گرفته است. در آغاز طلوع اسلام، این نقطه تنها منطقه ی مسیحی نشین حجاز بود که به عللی از بت پرستی دست کشیده و به آیین مسیحیت گرویده بودند.[4] پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله) هم زمان با مکاتبه ی با سران حکومت های جهان و مراکز مذهبی، نامه ای به اسقف نجران (ابو حارثه بن علقمه) نوشت و در آن نامه از ساکنان نجران خواست که یا اسلام را بپذیرند و یا به حکومت اسلامی جزیه (مالیات) بپردازند (که در برابر این مبلغ جزئی، از جان و مال آنان دفاع شود) و در غیر این صورت، به آنان اعلام خطر می شود. نامه توسط نمایندگان پیامبر (صلی الله علیه وآله) به دست اسقف رسید. وی نامه را با دقت خواند و برای تصمیم گرفتن، شورایی مرکب از شخصیت های بارز مذهبی و غیر مذهبی تشکیل داد. شورا نظر داد که گروهی به نمایندگی نجران به مدینه بروند، تا از نزدیک با محمد(صلی الله علیه وآله) تماس گرفته، و سخنان او را بررسی کنند. شصت تن از زبده ترین و داناترین مردم نجران انتخاب شدند که در رأس آن ها سه پیشوای مذهبی قرار داشت: 1."ابو حارثه بن علقمه"، اسقف اعظم نجران که نماینده ی رسمی کلیساهای روم در حجاز بود؛ 2."عبدالمسیح"، رئیس هیئت نمایندگی که به عقل و تدبیر و کاردانی شهرت داشت؛ 3."ایهم" که فردی کهنسال و مورد احترام مردم نجران بود. هیئت نمایندگان در مسجد مدینه با پیامبر اسلام گفتگو کردند. حضرت آنان را به آیین اسلام و پرستش خدای یگانه و دست کشیدن از عقاید باطل (مانند اعتقاد به فرزند داشتن خداوند) دعوت کرد. یک نفر از نمایندگان گفت: عیسی فرزند خدا است؛ زیرا مادر او مریم، بدون آن که با کسی ازدواج کند، او را به دنیا آورد؛ پس باید او را نیز خدای جهان دانست. پیامبر اکرم (ص) با تلاوت آیه ای از قرآن آنان را چنین پاسخ دادند: "وضع حضرت عیسی از این نظر مانند حضرت آدم است که او را با قدرت بی پایان خود، بدون آن که دارای پدر و مادری باشد، از خاک آفرید"؛ اگر نداشتن پدر دلیل بر این باشد که عیسی فرزند خدا است، پس حضرت آدم برای این انتساب شایسته تر است؛ زیرا او نه پدر داشت و نه مادر. گفتگو ادامه یافت و پس از اصرار دو طرف بر حقانیت عقاید خود، تصمیم گرفته شد که مساله از راه مباهله خاتمه یابد، از این رو قرار شد که فردای آن روز، همگی خارج از شهر مدینه، در دامنه ی صحرا برای مباهله آماده شوند. روز بیست و پنجم ماه ذی الحجة سال دهم هجرت بود. سران نمایندگان نجران پیش از آن که با پیامبر روبه رو شوند، به یکدیگر گفتند: هرگاه دیدید که "محمد" افسران و سربازان خود را به میدان مباهله آورد، معلوم می شود که در ادعای خود صادق نبوده و اطمینانی به نبوت خود ندارد، ولی اگر دیدید که با فرزندان و عزیزان خود به مباهله آمده، معلوم می شود که او راستگو و پیامبر خدا است؛ زیرا آن قدر به خود ایمان دارد و احساس امنیت می کند که عزیزان خود را آورده است. هنوز نمایندگان نجران در این گفتگو بودند که ناگهان چهره ی نورانی پیامبر (صلی الله علیه وآله) نمایان شد. او فرزندش حسین (علیه السلام)را در آغوش دارد و دست حسن(علیه السلام) را در دست؛ علی (علیه السلام) پیش رو، و حضرت زهرا(علیها السلام) پشت سر آن جناب حرکت می کنند.[5] پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) پیش از ورود به میدان مباهله به همراهان خود فرمود: "من هرگاه دعا کردم، شما دعای مرا با گفتن آمین بدرقه کنید." نمایندگان نجران، با حالت بهت و وحشت به یکدیگر نگاه می کردند؛ شکوه و جلال معنوی و الهی این پنج تن، همه را بر جای خود میخ کوب کرده بود. اسقف نجران گفت: "من چهره هایی می بینم که هرگاه دست به دعا بلند کنند و از درگاه خداوند بخواهند که بزرگ ترین کوه ها را از جای برکند، به سرعت کنده خواهد شد. هرگز درست نیست که ما با این چهره های نورانی و با فضیلت مباهله کنیم؛ چرا که عذاب الهی همه ی ما را نابود می کند و چه بسا دامنه ی عذاب گسترش یابد و همه ی مسیحیان جهان را فرا گیرد و در روی زمین یک مسیحی باقی نماند." - به مناسبت 24 ذی‌الحجه روز مباهله - عید بزرگ مباهله؛ مبارک‌باد - اهمیت مباهله - مباهله چیست؟ انصراف مسیحیان از مباهله نمایندگان نجران با دیدن این وضع، بی درنگ وارد شُور شدند و به اتفاق آرا تصویب کردند که هرگز وارد مباهله نشوند و هر سال مبلغی را به عنوان "جزیه" به حکومت اسلامی بپردازند. پیامبر(صلی الله علیه وآله) نیز درخواست آنان را پذیرفت و قرار گذاشتند که مردم نجران نیز از مزایای حکومت اسلامی برخوردار گردند؛ در این هنگام پیامبر (ص) فرمود: "عذاب سایه ی شوم خود را بر سر نمایندگان نجران گسترده بود و اگر از در مباهله وارد می شدند، صورت انسانی خود را از دست داده و با آتشی که در بیابان بر افروخته می شد، می سوختند و دامنه ی عذاب به سرزمین نجران هم کشیده می شد.[6] فضیلت اهل بیت (علیهم السلام) در داستان مباهله مفسران و محدثان شیعه و سنی تصریح کرده اند که پیامبر گرامی اسلام تنها کسانی را که همراه خود برای مباهله برد: فرزندانش، حسن و حسین(علیهما السلام)(ابناءنا) و دخترش فاطمه(علیها السلام) (نساءنا) و از میان مردان تنها علی بن ابی طالب(علیه السلام) (انفسنا) بودند. شهید قاضی نور الله شوشتری، در کتاب شریف "احقاق الحق"، اتفاق نظر مفسران را د راین باره بیان می کند؛ سپس آیة الله مرعشی نجفی (ره) در پاورقی این کتاب، از حدود شصت نفر از بزرگان عامه نقل می کند که معتقدند آیه ی مباهله در شأن و منزلت اهل بیت پیامبر(صلی الله علیه وآله) نازل شده است؛ برای مثال مسلم بن حجاج در صحیح خود ـ که دومین صحیح از صحاح ششگانه عامه است ـ می نویسد: "معاویه به سعد وقاص گفت: چرا علی را دشنام نمی گوئی؟ پاسخ گفت: به دلیل سه ویژگی که علی داشت و من آرزو می کنم که یکی از آن ها را دارا بودم...؛ ]یکی از آن ها این بود که [چون آیه ی مباهله نازل شد، پیامبر تنها از فاطمه و حسن و حسین و علی دعوت کرد؛ وقتی همگی جمع شدند، فرمود: اللهم هؤلاء اهلی؛ خداوندا ایشان اهل بیت من هستند..[7] داستان مباهله گواه بزرگی بر فضیلت و برتری این خانواده است. پیامبر(صلی الله علیه وآله) از میان تمام صحابه و یاران خود، تنها این چند نفر را شایسته و مصداق آیه دانست و در کنار خود به میدان مباهله آورد. عمومیت استفاده از مباهله شکی نیست که آیه مباهله خطاب به پیامبر اسلام بوده و متضمن دستور کلی به مسلمانان برای انجام این عمل نمی باشد، ولی در آیات و روایات، منعی از انجام این عمل توسط مسلمانان وارد نشده است، بلکه از روایات عمومیت این حکم استفاده می شود؛ برای مثال از امام صادق (ع) روایت شده است که اگر مخالفان مذهبی سخنان و استدلال های شما را نپذیرفتند، آن ها را به مباهله دعوت کنید. راوی می گوید: پرسیدم: چگونه مباهله کنم؟ امام (ع) فرمود: خود را سه روز اصلاح اخلاقی کن...؛ روزه بگیر و غسل کن، و با کسی که می خواهی مباهله کنی به صحرا برو؛ سپس انگشتان دست راستت را در انگشتان راست او بیفکن و از خودت آغاز کن و بگو: "خداوندا! تو پروردگار آسمان های هفتگانه و زمین های هفتگانه ای و از اسرار نهان آگاه هستی، و رحمن و رحیمی، اگر من حقی را انکار و باطلی را ادعا می کنم، بلایی از آسمان بر من بفرست، و اگر این شخص حق را انکار کرده و ادعای باطلی می کند، بلایی از آسمان بر او بفرست؛ سپس فرمود: چیزی نخواهد گذشت که نتیجه این دعا آشکار خواهد شد. به خدا سوگند! هیچ کسی را نیافتم که حاضر شود این گونه با من مباهله کند..[8] پی نوشت ها [1] ر. ک: فرهنگ جامع عربی، فارسی، ماده "بهل"؛ فرهنگ دانشگاهی، ترجمه المنجد الابجدی، ماده ی "بهل". [2] ر. ک: تفسیر نمونه، ج2، ص438. [3] آل عمران، 61. [4] یاقوت حموی در معجم البلدان، ج5، ص267ـ266، علل گرایش آنان را به آیین مسیح بیان کرده است. [5] در برخی نقلها آمده است که پیامبر دست حسن و حسین را گرفته بود و فاطمه به دنبال پیامبر و علی(علیه السلام) پشت سر وی حرکت می کرد. ر.ک: منشور جاوید،، ج7، ص101. [6] بحار الانوار، ج21، ص285 به بعد. [7] صحیح مسلم، ج7، ص120. [8] اصول کافی، ج2، ص482.

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed