www.montazer.ir
سه‌شنبه 2 ژوئن 2026
شناسه مطلب: 11823
زمان انتشار: 20 ژولیه 2020
| | |
راه و رسم زندگی موفق در کلام امام محمدتقی(ع)

راه و رسم زندگی موفق در کلام امام محمدتقی(ع)

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11822
زمان انتشار: 22 ژولیه 2020
| | | | |
آیا همین که به همسرمون وفاداریم، عشق پاک داریم؟

آیا همین که به همسرمون وفاداریم، عشق پاک داریم؟

صوت

1 - آیا همین که به همسرمون وفاداریم، عشق پاک داریم؟

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه پرسش: 11821
22 ژولیه 2020
|
پرسش 271: آیا ازدواج حضرت علی و فاطمه (س)در قرآن  اشاره و سخن به میان آمده است؟
پاسخ:

منبع:

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

شناسه مطلب: 11820
زمان انتشار: 21 ژولیه 2020
| |
امامان، چراغ‌های فروزان در شب تاریک‌اند

شرح جامعه کبیره، جلسه 114؛ 26/4/ 1399

امامان، چراغ‌های فروزان در شب تاریک‌اند

بايد باور كنيم كه منهاى اهل بيت در تاريكى هستیم و بدون آنها راه را از بيراهه نمى ‏شناسيم. بايد آنها را فرمانده كل قواى زندگى خود قرار دهيم و  همه پيرو آنها باشيم و از منظر آنها بنگريم.

بحث‌مان در شرح زیارت جامعه کبیره به فقره ی «مصابیح الدجی» رسید. این که می‌گویند: «إنَّ الحُسَینَ مِصباحُ الهُدى[1]= همانا حسین چراغ هدایت است»، یعنی امام چراغ‌ هدایت در تاریکی‌هاست. چون مسیر الی الله از یک حساسیتی برخوردار است که طی آن، احتیاج به تخصص‌های خیلی زیادی هست. برای اینکه انسان بتواند مسیر خلقت را طی کند و به آن سعادتی برسد که به آن احتیاج دارد، چه سعادت‌های دنیایی و چه سعادت‌های آخرتی، به ۷ تخصص نیاز هست که این ۷ تخصص انحصاراً در اختیار خداوند تبارک و تعالی است و به فرمایش قرآن کریم، خداوند این تخصص ها را به اهل‌بیت (علیهم السّلام) داده است. این تخصص‌ها چه هستند؟  انسان از کجا آمده و به کجا می‌رود؟ این دو سوال، دو تخصص اصلی هستند. ۵ نوع تخصص دیگر شامل: شناخت کامل جسم انسان؛ شناخت کامل روح انسان؛ شناخت رابطه جسم و روح به صورت کامل؛ شناخت عالم دنیا (عالم طبیعت) و شناخت رابطه جسم و روح با عالم طبیعت. این ۷ دسته اطلاعات تخصصی فقط در اختیار خداوند است. هیچ بشری روی زمین وجود ندارد، غیر از خداوند و معصومین (علیهم السّلام) که این ۷ دسته اطلاعات تخصصی را داشته باشد. بنابراین، کسی که این اطلاعات تخصصی را ندارد، نباید داعیه رهبری، هدایت و مربی‌گری انسان‌ها را کند. فقط اینها هستند که صلاحیت هدایت انسان ها را دارند. هر کسی ادعا کند که می‌تواند دیگران را به سعادت برساند و اطلاعات تخصصی یا علم و دانش تخصصی برای هدایت انسان‌های دیگر را دارد، دروغ گفته است. مگر اینکه آن اطلاعات تخصصی اش را از خود خدا و اهل بیت گرفته باشد. حرکت ما از دنیا تا ابدیت است. چون انسان یک موجود جاودانه است. اگر به عظمت هدف خلقت انسان فکر کنید، متوجه می‌شوید که چقدر اطلاعات تخصصی لازم است تا یک انسان براساس آن، کنترل و مدیریت شود تا به مقصد برسد. کار سختی است. از این رو نیاز به «مصابیح الدجی» دارد که تعبیر خیلی بلند و تکان‌دهنده‌ای است. حضرات معصومین (علیهم السلام) چراغ های روشنایی‌دهنده در تاریکی‌ها هستند. آنها هستند که نور می‌دهند. وقتی خطاب می کنیم که «السلام علیکم یا نور الله= سلام بر شما ای نور خدا» یا «کنتم نور واحدة= شما نور واحد هستید»، یعنی معصومین (علیهم السلام) همه یک نور واحد هستند. چون حقیقت شان یک چیز است. چراغ و روشنایی‌بخش هستند، اما نورافشانی هر کدامشان به یک شکل در فضای انسانی است. همه به یک مدل نورافشانی نکرده اند. نور الهی که در وجود امیرالمؤمنین (علیه السلام) است، در زمان خودش با آن موضع‌گیری‌هایی که شده، نورافشانی کرده است. امام حسن (علیه السلام) با آنکه همان نور واحد است، اما یک سیاست و روش‌های اجرایی دیگری دارد. چراغ امام حسین (علیه السلام) یک نورانیت دیگری دارد. چراغ امام سجاد (علیه السلام)، امام باقر (علیه السلام) و امام صادق (علیه السلام) هم همین‌طور. هر کدام چراغ‌های مختلف هستند. این چراغ‌ها تعدد دارد و درحالی‌که همه یک نور واحد هستند، ولی در زمان‌های مختلف، نقش‌های مختلف را برای ما ایفا ‌کردند. حضرت فرمود: «أَوَّلُنَا مُحَمَّدٌ وَ أَوْسَطُنَا مُحَمَّدٌ وَ آخِرُنَا مُحَمَّدٌ[2]= اول و وسط و آخر ما یک نفر به نام محمد ص است». پس همه ائمه معصومین (علیهم السلام) یک شخصیت واحد هستند و چون شخصیت آنها معصوم است، تصمیم‌هایشان درست است. همه چیز آن‌طوری که باید باشد، هست. امامان، فرماندهان کل قوای زندگی بشر هستند نکته مهمی که در «مصابیح=چراغها» نهفته، این است که بدون چراغ در تاریکی هستیم. هر کس از معصوم در سبک زندگی‌اش اعم از اقتصاد، سیاست، مدیریت، تعلیم و تربیت، تعلیم و تعلم، هنر، خانواده، تربیت فرزند و هر چیزی از شئونات انسانی‌اش فاصله بگیرد، دچار تاریکی و ظلمت می‌شود. در عصر حاضر، اشتباهات زیادی در حوزه ی علوم انسانی تولید می‌شود و جالب است که صبغه علمی هم به آن داده اند. امروزه چرا در آمریکا و اروپا با وجود ادعای علم و تکنولوژی و ثروت، دچار آشفتگی و بهم ریختگی شده اند؟ چرا 99% مردم فقیر هستند و یک‌درصد ثروتمند؟ چرا جهان اینقدر پر از فساد است؟ چرا وضعیت دانش ما به اینجا رسیده؟ چون دانش‌های ما در حد بسیار بالایی، آمیخته با تاریکی و ظلمت است و معرفت نورانی و محض نیست. چون معصوم بالای سرش نیست. اگر متخصص معصوم بالای سر انسان ها باشد، مردم همه چیز برایشان روشن خواهد بود. نکته دیگری که در مورد چراغ وجود دارد، این است که ما چراغ را می‌گیریم تا جلوی راه‌مان را ببینیم. اگر این چراغ را پشت سرتان بگیرید و بخواهید راه بروید، باز هم تاریک است و امکان راه رفتن ندارید. پس نباید جزء کسانی باشیم که فرمودند:«المتقدم لهم مارق و المتأخر عنهم زاهق= هر کس بر ایشان تقدم جوید، از دین بیرون رفته، و کسى که از ایشان عقب ماند، به نابودى گراید». وقتی از معصوم جلو می‌افتی، باز هم کور هستی. نباید افراط یا تفریط کنیم. معصوم می‌گوید: مهریه‌تان باید متعادل باشد. وقتی در مهریه زیاده‌روی می‌کنید یا این شرائطی که الان در ازدواج به وجود آمده که افراد اینقدر آن را سخت گرفته اند، نتیجه اش این می‌شود که رشد جمعیت کشور ما به صفر برسد و تبدیل به فاجعه  شود. اینها همه برای این است که ما خودمان  در سبک زندگی اجتهاد می‌کنیم. وقتی ما از معصوم فاصله می‌گیریم، به رسم و رسوم‌های مسخره‌ای می افتیم که جز اینکه سلامت روحی و روانی و معنوی و حتی جسمی افراد را به خطر می‌اندازد، هیچ خاصیت دیگری ندارد. پس از معصومین جلو نیافتیم. ببینیم معصومین چطوری زندگی و رفتار می‌کردند، ما هم همانطور رفتار کنیم. این خیلی مهم است و به آن توجه کنیم. در حدیث بسیار زیبا و طولانی از نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) آمده است که «فَلا تَسبِقوهُم فَتَهلِكوا[3]= پس از آن‌ها پیشى نگیرید كه نابود مى شوید». یعنی نه تنها نباید از آنان پیشی گرفت، بلکه باید از آنهان عقب هم نمانیم. چون اگر عقب بمانید، دیگر نور رفته و شما در تاریکی مانده اید. این که قرآن می فرماید: «كُونُوا مَعَ الصَّادِقِینَ[4]= با راستگویان باشید»، برای این است که بنابر روایت، صادقین اهل بیت هستند که همه چیزشان عین صدق و متن حقیقت است. کلام، سکوت، عمل، اخلاق و عقائد آنها عین صدق است. «صادق»، یعنی کسی که شخصیتش با حقیقت پیوند خورده است. شخصیت کاذب و دروغین ندارد. اینطور نیست که یک جا خیلی مهربان و خوش اخلاق است، ولی در باطن، حسود است و هزار جور توطئه می‌چیند تا آدمها را خراب و ضایع کند.  صدق، یعنی آدم‌ها شبیه حرفهای شان باشند. این خیلی مهم است. صدق یعنی اینکه تو شخصیتت با حقایق عالم تطبیق داشته باشد.. معصومین، شبیه‌ترین انسان‌ها به حق است. «علی مع الحق و الحق مع علی[5]= علی همراه حق است و حق همراه علی»، این روایت را عزیزان شیعه و عزیزان اهل سنت نقل کردند که علی با حق است و حق هم با علی است. «علی میزان الأعمال= علی میزان اعمال است»، یعنی متن صدق است. پس از چراغ‌ها جلو نیافتیم و عقب هم نمانیم. چون باز به تاریکی می‌خوریم. حبّ علی (علیه السلام)، چراغ راه هدایت و کشتی نجات است در فرمایش دیگری نبی اکرم (صلی‌الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «مَن أحَبَّ أن یَركَبَ سَفینَةَ النَّجاةِ ویَستَمسِكَ بِالعُروَةِ الوُثقى ویَعتَصِمَ بِحَبلِ اللّه ِ المَتینِ فَلیُوالِ عَلِیًّا بَعدی وَلیُعادِ عَدُوَّهُ وَلیَأتَمَّ بِالأَئِمَّةِ الهُداةِ مِن وُلدِهِ[6]= هر كس دوست دارد بر كشتى نجاتْ سوار شود و به بند مستحكم چنگ زند و ریسمان الهی را در دست بگیرد، پس از من، على را دوست بدارد و با دشمنش دشمنى ورزد و به پیشوایان هدایت از نسل او اقتدا كند». دین اجباری نیست. معصومین هم خودشان را به کسی تحمیل نمی‌کنند. برای همین هم امام زمان (علیه السلام) 1180 سال غیبتش طول کشیده است. چون خیال تحمیل خودش به کسی را ندارد. تا جامعه به این نرسد که (بی‌همگان به سر شود/ بی تو به سر نمی‌شود)، تا جامعه جهانی به این نرسد که صاحب، امام و منجی می‌خواهد، این مصائب، ظلم و تاریکی‌ها همینطوری در دنیا ادامه خواهد داشت. چراغ، زمانی برای شما خاصیت دارد که آن را روشن کنید، یعنی داشته باشید و فاصله خودتان را هم با آن حفظ کنید. استفاده درست از چراغ یعنی باید ولایت امیرالمؤمنین (علیه‌السّلام) را داشته باشید. او را دوست بدارید و دشمنش را دشمن. خیلی‌ها می‌گویند ما امیرالمؤمنین را دوست داریم، ولی با دشمنش هم ساخت و پاخت می‌کنند. فرهنگ دشمنش را در همه جا می‌پذیرند. آنها را الگوی خود قرار می‌دهند. فرمول ها، دستورات و روش ها را از آنها می‌گیرند. پیرو دشمنان اهل بیت هستند. ولی از آن طرف هم می‌گویند ما محبّ امیرالمؤمنین هستیم. این خیلی بد است. در کنار توحید، اجتناب از دشمنان خدا و فرهنگ دشمنان خدا و امامان باطلی که امامان جور هستند، واجب است. شما نمی‌توانید ادعای محبت کنید، اما همه سبک زندگی‌ و الگوگیری ات کسان دیگری باشند. این جور در نمی‌آید. این باز بین شما و امام فاصله می‌اندازد و فاصله شما با چراغ تنظیم نمی‌شود. فاصله ما با چراغ به گونه‌ای تنظیم می‌شود که شما هم توحید را داشته باشید و هم از خدا فاصله نگیرید. وقتی سبک زندگی دیگران را دوست داری و دلت جای دیگری است، جانت پیوند خورده با فرهنگ دیگر، این فاصله می‌اندازد بین شما و چراغ. این شرط معیت است. دشمن علی (علیه السلام) یعنی کسی که نمی‌خواهد مردم از هدایت های تخصصی الهی بهره‌مند بشود. دشمن علی (علیه السلام) یعنی دشمن انسانیت، یعنی دشمن همه خوبی‌ها، زیبایی‌ها، بهشت‌ها و هدایت‌ها. دشمن علی (علیه السلام) یعنی دشمن خدا. از اینها فاصله بگیرید. اینها دشمن انسانیت هستند. کسی که دشمن علی شد، یعنی نمی‌خواهد انسانها هدایت شوند. از روشنایی بیزارند. دشمن علی (علیه السلام) نانش را در تاریکی‌ها و غفلت‌های مردم از نور و هدایت دنبال می کند. پس این یادمان نرود که ما باید به اندازه‌ای که عشق داریم، نفرت از دشمنان هم در دلمان وجود داشته باشد. اگر کسی دائم عشق و محبت و سبز و آبی باشد، دینش به درد نمی‌خورد. چون شما دشمن دارید. شیطان، کفار، منافقین، مشرکین و طاغوتها 1180 سال جلوی ظهور امام زمان (علیه السلام) را گرفته اند. طاغوت ها هستند که معصومین را به شهادت رساندند. طاغوت ها هستند که میلیاردها انسان را از رهبری معصوم، محروم کردند. چطور می‌شود انسان با فرهنگ اینها کنار بیاید یا فرهنگ اینها را دوست داشته باشد و بخواهد به شکل آنها در بیاید؟ مصابیح الدجی/ ولایت علی ابن ابی طالب پی نوشت: [1] . محمدی ری شهری،  دانشنامه امام حسین علیه السلام بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ، ج2، ص75. [2] . مجلسی، بحارالانوار، ج26، ص1. [3] . کلینی، الكافی، ج 1، ص 294، ح 3. [4] . سوره توبه، آیه 119. [5] . مجلسی، بحارالأنوار، ج10، ص445. [6] . شیخ صدوق، امالی، ج1، ص70. قا/300

صوت

1 - امامان، چراغ‌های فروزان در شب تاریک‌اند

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11819
زمان انتشار: 21 ژولیه 2020
| |
ازدواج یار نبی با یاس نبی

ازدواج یار نبی با یاس نبی

در ازدواج علی علیه السلام و فاطمه زهرا سلام الله علیهما اسرار زیادی نهفته است. در مراسمی بی ریا و ساده، پس از یک خواستگاری بی پیرایه و به دور از تشریفات و سخت گیری ها، با تعیین مهریه ای برابر دارایی داماد و آن هم بسیار اندک و تهیه جهیزیه ای به همان اندازه ساده و بی پیرایه، آسمانی ترین و نورانی ترین پیوند عالم خلقت جان گرفت.

بهشت امروز آرزو می کند کاش به جای مدینه باشد، تا قدم گاه استوارترین گام های عشق قرار گیرد.امروز زهرا مهمان دل علی است. دل علی، امروز عرشی تر از همیشه است. امروز علی عاشق تر از همیشه است و فاطمه نیز از او عاشق تر. پیوند نور با نور به راستی در کجای عالَم خلقت، از ازل تا ابد همتایی پیدا می شد برای فاطمه علیهاالسلام اگر علی علیه السلام نبود و کدام گل سرسبد آفرینش می توانست همسری علی علیه السلام را بپذیرد، اگر فاطمه علیهاالسلام نبود. اینک دو درّ یگانه، دو خورشید بی همتا و دو شاخه گل از بوستان عصمت و طهارت پیوند ازدواج می بندند و آفرینش، در ناب ترین لحظه حضورش، پیوند دو نور را جشن می گیرد. عقد ازدواج این دو وجود آسمانی در عرش و در حضور ملایک بر پا شده است و اینک در زمین، حبیب خدا، رسول اکرم صلی الله علیه و آله خطبه این عقد را جاری می کند. آن گونه آسمانی و الهی که چشمان ملایک هم از جلال و شکوه آن به اشک می نشیند. پیوند یار نبی با یاس نبی نخستین روز از آخرین ماه سال قمری، سالروز پیوندی آسمانی است که دیگر هیچ گاه مانند آن در تاریخ تکرار نشد. علی علیه السلام، پیشوای پارسایان با فاطمه علیهاالسلام، برترین بانوی جهان پیمان عشق بست و خدا، والاترین فرستاده خویش را بر این پیمان گواه گرفت. برکت این ازدواج، عمری به گستردگی آفتاب دارد؛ هم چنان که یاد و نام آن در تاریخ برای همیشه مانا گردید. اول ذیحجه، روزی مبارک برای همه نوگامانی است که دل به زندگی فاطمی علیهاالسلام داده اند تا شادی خود را با خاطره همیشه روشن آن روز مبارک، پیوند زنند. اشراف عرب دختران خود را به کسانی می دادند که در قبیله و قدرت و زر و زور مثل آنها باشند. روی این عادت دیرینه، اشراف و بزرگانی اصرار داشتند که با دختر گرامی پیامبر، فاطمه علیهاالسلام ازدواج کنند؛ غافل از آنکه این دختر با همه دختران دیگر فرق داشته و به موجب آیه مباهله مقام بلندی دارد. فاطمه علیهاالسلام به تصریح آیه تطهیر معصوم بود و شوهری جز معصوم نمی توانست داشته باشد؛ از این رو، پیامبر از طرف خدا مأمور بود که در پاسخ خواستگاران بگوید ازدواج فاطمه باید به فرمان خدا صورت گیرد. خواستگاری پر از عشق و حیا پیامبر(ص) در خانه ی ام سلمه بود. علی علیه السلام داخل منزل شد و سلام کرد و در گوشه ای نشست. از خجالت چهره اش سرخ شده بود. سرش را زیر انداخت و ساکت ماند. او نمی توانست تقاضای خود را بیان کند. پس از مدتی سکوت، پیامبر(ص) فرمود: «یا علی! گویا برای خواسته ای نزد من آمده ای که از اظهار آن شرم داری؟» علی علیه السلام با سخنانی شیرین خواسته اش را چنین بازگو کرد: «پدر ومادرم فدای شما، وقتی خردسال بودم مرا از عمویتان ابوطالب و فاطمه بنت اسد گرفتید. با غذای خود و به اخلاق و منش خود بزرگم کردید. نیکی و دل سوزی شما درباره من از پدر و مادرم بیشتر و بهتر بود. تربیت و هدایتم به دست شما بوده و شما ای رسول خدا به خداسوگند ذخیره دنیا و آخرتم می باشید. ای رسول خدا! اکنون که بزرگ شده ام، دوست دارم خانه و همسری داشته باشم تا در سایه انس با او، آرامش یابم. آمده ام تا دخترتان فاطمه را از شما خواستگاری کنم. آیا مرا می پذیرید؟» چهره پیامبر چون گل شکفته شد. گویا انتظار این لحظه را می کشید. خوشحال شد و فرمود: «صبر کن تا نظر فاطمه را جویا شوم.» آنگاه نزد فاطمه رفت و فرمود: «دخترم، علی بن ابی طالب به خواستگاری تو آمده، آیا اجازه می دهی تو را به عقدش در آورم؟» فاطمه(س) به خاطر شرم و حیا ساکت ماند، اما حرکتی که ناشی از نارضایتی باشد، از خود بروز نداد. رسول خدا(ص) از سکوت فاطمه رضایت او را دریافت و فرمود: « الله اکبر سکوتها رضاها». مهریه بانوی اول و آخر هستی رسول خدا(ص) با لبی خندان نزد علی(ع) آمد و فرمود: «آیا چیزی برای ازدواج داری؟» علی(ع) پاسخ داد: «ای رسول خدا، پدر و مادرم فدایت هیچ چیز از شما پوشیده نمانده، تمام ثروتم شمشیر و شتر و زرهی بیش نیست.» پیامبر(ص) فرمود: «شتر و شمشیر برای کار جهاد مورد نیاز توست. همان زره را مهر قرار می دهم.» علی(ع) زره را فروخت و بهای آن را که عبارت از 480 یا 500 درهم نقره بود. به عنوان مهریه در اختیار پیامبر(ص) گذاشت. جهیزیه بهترین عروس عالم حضرت علی علیه السلام درباره جهیزیه حضرت زهرا علیهاالسلام چنین می فرماید: «روزی پیامبر بزرگوار صلی الله علیه و آله وسلم به من فرمود: زره خود را به بازار برده، بفروش تا با پول آن وسایل عروسی و جهیزیه ای برای فاطمه تهیّه کنیم. من نیز به دستور پیامبر چنین کرده، بهای آن را به پیامبر تقدیم کردم. پیامبر مقداری از پول را به ابوبکر و سلمان فارسی و بلال داد و فرمود: مقداری اسباب و لوازم یک زندگی ساده رابرای فاطمه تهیّه کنند و مقداری از آن پول را نیز به همسرش امّ سلمه داد که عطر و چیزهای زینتی برای فاطمه خریداری کند. بدین گونه جهیزیه ای ساده تهیه شد که چیزی جز شانزده یا نوزده قلم جنس نبود که فقط شانزده عدد آن اسباب و وسیله ی مختصری یک زندگی کوچک بود. وقتی چشمان مبارک رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم به آن جهاز مختصر افتاد، سرش را به جانب آسمان بلند کرد و فرمود: ظروف و زندگی را بر کسانی که بیشتر خداوند و وسایلشان گلی و سفالین است مبارک گردان». مراسمی ساده امّا با شکوه در مراسمی بی ریا و ساده، پس از یک خواستگاری بی پیرایه و به دور از تشریفات و سخت گیری ها، با تعیین مهریه ای برابر دارایی داماد و آن هم بسیار اندک و تهیه جهیزیه ای به همان اندازه ساده و بی پیرایه، آسمانی ترین و نورانی ترین پیوند عالم خلقت جان گرفت. مراسم عروسی در نهایت سادگی برگزار شد، ولی با این حال، تمام مردم شهر مدینه به ولیمه فراخوانده شدند. آن ها، شادی کنان و دعاگویان، بدور از هر آن چه ذره ای نارضایتی خداوند را در پی داشته باشد، در مراسم حاضر شدند؛ مراسمی پاک، بزرگ، شکوه مند و مورد پسند خالق این پیوند مبارک، که گویی ازآسمان نیز سلام و تبریک بر آن می بارید. پیوند ماه و خورشید آسمان، جلوی قدم هایتان دامن می گسترد. ابرها در پیرهن باد می رقصند و بر سرتان سایه می بارند. باران های شادمانه، تن خاک را می بوسند. نسیم، دیوارهای کوچه را غرق بوسه می کند. قدم هایتان، زیباترین آهنگ ها را در گوش خاک آواز می کنند لبخندها آغاز می شوند و کبوترها شاعر. امشب شب عروسی ماه و خورشید است. ستاره ها کِل می کشند و زهره دف می زند. روز جمعه فرا رسید. عدّه بسیاری به مهمانی عروسی دعوت شدند و طعام نیکویی فراهم شد که گوشت و نان آن را پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم داد و به دستور پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم روغن و خرما را علی علیه السلام فراهم آورد. پیامبر آستین خود را بالا زد و در پخت غذا همکاری کرد. در آن جشن با شکوه وتاریخی عباس و حمزه، عموهای پیامبر و علی، و عقیل، برادر امیر المؤمنین علیه السلام، از مهمانان پذیرایی می کردند و رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم با دستان مبارک و پر برکت خود، غذا را از دیگ بیرون می آورد. مهمانی عروسی حضرت علی علیه السلام و فاطمه علیهاالسلام هم مثل مراسم عقد با سادگی و صفا و آرامش انجام گرفت. (بیت الاحزان، ص59) توصیه های رسول خدا(ص) به دو گوهر هستی هنگامی که کاروان عروس به خانه رسید، پیامبر، امیر مومنان را فراخواند و پس از آمدن او دخت سرفرازش را خواست و دستش را گرفت و در دست علی ع نهاد و فرمود: «علی جان! خداوند دخت پیامبر را به تو مبارک سازد.» و افزود: یا علی! هذه «فاطمه» ودیعتی عندک!یا علی! نعم الزوجه «فاطمه»! و یا «فاطمه»! نعم البعل علی!!علی جان! این فاطمه است و امانت من نزد توست!فاطمه شایسته ترین همسر برای توست. و آنگاه فرمود: ای «فاطمه» علی شایسته ترین شوهر است. و دستهای مقدس را بسوی آسمان گشود و نیایشگرانه زمزمه کرد که: بار خدایا! نیکی ها و برکات خویش را بر این دو فرود فرست، و در فرزندان و نسل پاکشان برکت قرار ده! بار خدایا! این دو تن محبوب ترین انسانها نزد من هستند، پس تو نیز آنان را دوست بدار و از سوی خویش حافظ و نگهبان بر آنان بگمار. بار خدایا! من این دو تن را با نسل پاکشان، از شیطان رانده شده و شرور و وسوسه های آن، به تو پناه می دهم. آنگاه آبی خواست و جرعه ای از آن را به سبک خاصی متبرک ساخت و از آن قطراتی بر سر و سینه و میان شانه های دخت گرانقدر و داماد ارجمندش افشاند. و دستور داد بانوان، عروس و داماد را در سرای جدیدشان به خدا سپارند و بروند. خانه ای به رنگ مهر و به وسعت دریا زندگی مشترک علی علیه السلام و فاطمه زهرا علیهاالسلام در خانه ای ساده اما پر از نور و مهر آغاز شد. یاد خدا چلچراغ خانه آنها بود و غیر از رضایت حضرت حق خواسته دیگری آنها را به خود مشغول نکرد. زهرا علیهاالسلام رازدار علی علیه السلام بود و علی علیه السلام پناهگاه فاطمه علیهاالسلام؛ تا آنجا که حضرتش با نگاهی به زندگی خویش فرمود: «هیچ گاه فاطمه از من نرنجید و او نیز هرگز مرا نرنجاند. او را به هیچ کاری مجبور نکردم و او نیز مرا آزرده خاطر نساخت. در هیچ امری، قدمی برخلاف میل باطنی من برنداشت و هرگاه به چهره اش نگاه می کردم، تمام غصه هایم برطرف می شد و دردهایم را فراموش می کردم». آن حضرت در جایی دیگر می فرماید: «به خدا قسم هرگز کاری نکردم که فاطمه خمشگین شود؛ اونیز هیچ گاه مرا خشمگین نکرد.» پیوند زوج آسمانی مبارک باد. منبع : فاطمه اسوه بشریت، ص 128 , کمالی

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11818
زمان انتشار: 21 ژولیه 2020
| | |
زندگی موفق در احادیث امام جواد (ع)

زندگی موفق در احادیث امام جواد (ع)

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11817
زمان انتشار: 21 ژولیه 2020
| | |
امام جواد (ع) الگوی حرکت ملت ایران بود

امام جواد (ع) الگوی حرکت ملت ایران بود

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11816
زمان انتشار: 20 ژولیه 2020
| |
زمین بهشت چگونه است؟

خانواده آسمانی؛ جلسه 534 ؛ 26 /4/ 1399

زمین بهشت چگونه است؟

قرآن برای این که وسعت و عظمت بهشت را ترسیم کند، آن را به پهنه آسمان‎ها و زمین تشبیه کرده است و معصومین ویژگی های این بهشت را برای ما ترسیم کرده اند.

نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در توصیف زمین بهشت می‌فرماید:«أَرْضُ الْجنَّةِ بَیْضَاءُ عَرْصَتُهَا صُخُورُ الْكَافُورِ وَقَدْ أَحَاطَ بِهِ المِسْكُ= زمین بهشت سفید و میدان‌گاه آن از صخره‌های کافور است. مُشك به سان تپّه هاى شن آن را در میان گرفته است». رنگ سفید یک رنگ ساده‌ای است، ولی وقتی که به طیف‌های سفید نگاه می‌کنیم، می‌بینیم چقدر این طیف‌ها متنوع هستند. مثلا سفیدی ماشین یا سفیدی یخچال یا سفیدی اجاق گاز. همه سفید هستند. اما سفیدی زمین بهشت، سفید زمینی نیست. سفیدی های دنیا قطره‌ای از آن اقیانوس است. «مسک» یا مُشک چیست؟ در اینجا یک تعریفی از آن داریم، ولی آن بویی که در بهشت است، خیلی با بویی که دنیا دارد، متفاوت است. حضرت تشبیه می‌کند یک امر آنجایی را با چیزهایی که در اینجا می‌توانیم بفهمیم. وگرنه حقیقت بسیار بالاتر از این حرفهاست. «أَنْهَارٌ مُطَّرِدَةٌ= و جویبارهای بسیار در آن روانند»، صداهای جویبار در آنجا با صدای اینجا بسیار فرق دارد. چون صدای آب بهشت، درمان روح انسان است. «فَیَجْتَمِعُ فیِهَا أَهْلُ الْجَنَّةِ أَدْنَاهُمْ وَآخِرُهُمْ فَیَتَعارَفُونَ= بهشتیان از دور و نزدیك در آنجا گِرد هم مى‌آیند و با یكدیگر آشنا مى‌شوند». پس اینجا یک پاتوق عمومی است. یک جایی است که بهشتیان می‌توانند در آنجا جمع بشوند و قرارهایشان را بگذارند. جالب است که می‌گوید اینها قرار ملاقا‌ت‌هایشان و بحث‌های آشنایی‌شان در این بهشت انجام می دهند. یک عده از بهشتیان در آنجا جمع می‌شوند و از دور و نزدیک با هم در بهشت آشنا می‌شوند. بهشتیان در آنجا همدیگر را پیدا می‌کنند و قرار ملاقات‌هایشان در آنجاست. حالا در این موقعیتی که این همه زیبایی و صفا و لذت وجود دارد و بهشتیان خیال شان راحت است که همیشه در این بهشت هستند، خدا می‌آید در لذت بهشتی‌ها دخالت می‌‌کند و فاز لذت بهشتیان را بالا می‌برد، چه اتفاقی می‌افتد؟ حضرت، در ادامه روایت می‌فرماید:«فَیَبْعَثُ اللهُ رِیحَ الرّحمَةِ فَتَهِیجُ عَلَیْهِمْ رِیحُ المِسْكِ= سپس خداوند بادِ رحمت را مى‌وزاند و بوى مُشك در آنان مى‌پیچد». یک بوی فوق‌العاده زیبایی در بهشت می‌پیچد. «فَیَرْجِعُ الرَّجُلُ إِلَى زَوْجَتِهِ وَقَدِ ازْدَادَ حُسْنا وَطِیبا، فَتَقُولُ لَهُ لَقَدْ خَرَجْتَ مِنْ عِنْدی وَأَنَا بِكَ مُعْجِبَةٌ وَأَنَا بِكَ الآنَ أَشَدُّ إعْجَابا[1]= آنگاه مرد درحالى‌كه بسى زیباتر و خوش بوتر گشته است، به نزد همسر خویش بازمى‌گردد و همسرش به او مى گوید: از نزد من كه رفتى، برایم خواستنى بودى و اكنون بسى خواستنى‌تر شده‌اى». خدا شهید دستغیب را رحمت کند. ایشان می‌فرمود: باید رفت و دید. خوش به حال آنها که آنجا رفتند و هستند و لذتش را می‌برند. در روایت دیگر، حضرت باقر (علیه‌السّلام) فرمودند: «أَرضُ الجَنَّةِ رُخامُها فِضَّةٌ وَتُرابُها الوَرسُ وَالزَّعفَرانُ  وكَنسُها المِسكُ ورَضراضُها الدُّرُّ وَالیاقُوتُ= زمین بهشت سنگ هاى مرمرش، نقره است و خاكش، وَرس (اسپَرَك) و زعفران است و خاكروبه اش، مُشك است و سنگ ریزه هایش، دُر و یاقوت اند». هر کدام از سنگهای بهشت برای انسان به نحوی دلبری می‌کند. حتی اگر از بوی زباله بهشت در دنیا بیاید، همه از شگفتی و زیبایی آن می‌میرند. چه برسد به نعمت های  بهشت. انسان‌ها خیلی خشن و بد زندگی می‌کنند. خیلی از افراد با غصه، حسادت، بی‌مهری، بی‌محبتی و تنگ‌نظری‌ برای خودشان جهنم ایجاد می‌کنند. فهم بشری از حقیقت شناخت بهشت و جهنم عاجز است از معصوم سؤال کردند که اگر بهشت هر کس به اندازه همه آسمانها و زمین است، سایر بهشت ها چگونه است یا کجاست؟ همچنین سؤال کردند که جهنم کجا قرار می‌گیرد؟ یا رابطه بهشت و جهنم چگونه است؟ قرآن کریم شرایط گفتگوی بهشتیان با جهنمیان را این گونه ترسیم می کند: به محض این که بهشتیان اراده می‌کنند کسی از جهنمیان را ببینند آگاه می‌شوند و او را در جهنم می‌بینند». « فَٱطَّلَعَ فَرَءَاهُ فِی سَوَآءِ ٱلۡجَحِیمِ[2]= پس آگاه شود و او را در میان دوزخ ببیند». این نشان می‌دهد که اتصال و ارتباط بهشتیان و دوزخیان به یکدیگر خیلی نزدیک است. ما واقعاً فضای ابدیت را نمی‌شناسیم. آنچه که فعلاً از علم برخوردار هستیم، شناخت فضای عالم ماده و دنیاست. عالم متافیزیک هنوز برای ما شناخته شده نیست که در اندازه‌ها، زمان و ارتباطات به چه شکلی است؟ کما این که بشر تا چند قرن اخیر که امواج رادیویی را کشف و اختراع نکرده بود، نمی‌دانست که می‌توان همزمان ده ها هزار امواج را بدون دخالت همدیگر، برای نقاط مختلف جهان ارسال کرد. بهشت هم همین‌طور است. چیزهایی در آنجا وجود دارد که آنها را نمی‌فهمیم. علم دنیایی اجازه نمی‌دهد که بدانیم برزخ چیست، قیامت چیست، شرائط آنجا به چه شکل هست، چگونه بهشت‌ها با هم قاطی نمی‌شود، چطور بهشت هر یک نفر، به اندازه آسمان و زمین است و هر کس بهشت خودش را دارد؟ چطور انسان از بهشت خودش وارد بهشت انبیاء می‌شود؟ چطور از بهشت خودش وارد بهشت خدا می‌شود؟ چطور رفت و آمد می‌کند؟ درضمن، بهشتیان در زمین بهشت با هم تداخل دارند. هر وقت دلشان بخواهد همدیگر را ملاقات می‌کنند، هر وقت دلشان بخواهد با همدیگر رفت و آمد می‌کنند. امیرالمؤمنین (علیه السّلام) خیلی زیبا به سوال فوق جواب می‌دهد و می فرماید که این از مکنونات علم الهی است. بشر طاقت فهم این عوالم و اینطور چیزها را ندارد. قرآن در باره رابطه بهشت و جهنم می‌فرماید: «باطِنُهُ فیهِ الرَّحْمَةُ وَ ظاهِرُهُ مِنْ قِبَلِهِ الْعَذابُ[3]= باطن و درون آن در، بهشت رحمت است و از جانب ظاهر آن عذاب جهنم خواهد بود». رابطه باطن و ظاهر، مثل عالم دنیاست. فرض بفرمایید یک نفر کرونا گرفته و در حال زجر کشیدن است. یک نفر هم در کنارش کرونا ندارد. یا یکی کمردرد دارد، یا سردرد دارد، یا سرطان دارد، یا نابیناست، یا ناشنواست، در اینها یک نفر هم سالم است و از زندگی‌اش لذت می‌برد. بهشت و جهنم هم این گونه است. در یک فضا هستند. یک حریم است که عده‌ای در آنجا عذاب می‌کشند، چون با آن سنخیت ندارند و دستگاه ها و سیستم‌های مناسب بهشت را ندارند. یک عده هم لذت می‌برند. حریم‌ها کاملاً از هم جدایند و هیچ کس با دیگری قاطی نمی‌شود. بهشت را با معصومین (علیهم السلام) بشناسیم عده‌ای از معصومین (علیهم السلام) وقت گذاشتند راجع به معماری بهشت، دیوارها، ساختمان‌‌ها، خوراکی‌ها، حیوانات، زمینش، جویبارهایش، کوه هایش، جزیره‌هایش، رودخانه‌ها و درختانش توضیح دادند. آنها بیکار نبودند که این حرف ها را بزنند. یادگیری و فهم این مسائل برای حیات ما یک امر ضروری است تا جان مان را با آنها آرام کنیم و از فضای بهشت قدرت بگیریم. بهشت به انسان آرامش و ارتقاء می‌دهد. فکر کردن درباره بهشت به انسان صبوری می‌دهد و طهارت می‌‌آورد. لازم است که بهشت را بشناسیم و درباره اش صحبت کنیم و همچنین به دنبال این باشیم که مظاهر بهشت را در طبیعت بشناسیم تا به گونه‌ای با آن ارتباط برقرار کنیم که هر چیز زیبا و دل‌انگیزی که می‌بینیم، بتواند ما را به اصل خودش که بهشت است، منتقل کند. طبیعت و نظام خلقت قطره‌ای از آن اقیانوسی است که قرار است انسان به بهشت منتقل شود. به قول میرزا (رحمت الله) یک نمود از یک دهم میلیاردم از آنچه که در برزخ هست، نه در قیامت. قیامت داستانش خیلی فرق می‌کند. باز هم به قول میرزا برزخ نسبت به قیامت، خودش یک ده میلیاردم عصاره است. بنابراین، لازم است که راجع به اینها فکر کنیم و ساده از آنها رد نشویم. اهل بیت (علیهم السّلام) در بحرانی‌ ترین و تاریک‌ترین برهه‌های تاریخی وضع مردم، این معارف را در اختیار ما قرار دادند. ما نیز باید عرضه و سنخیت این را داشته باشیم که بتوانیم در مورد آنها فکر کنیم و لذت ببریم و خودمان را با اینها بسازیم. اگر برسیم می‌خواهیم راجع به ساختمان های بهشت صحبت بکنیم که آنجا ساختمان ها چگونه هستند؟ بهشت/زمین، جویبار پی نوشت: [1] . زکی الدین المنذری، الترغیب والترهیب : ج ۴ ص ۵۱۴. [2] . سوره صافات، آیه 55. [3] . سوره حدید، آیه 13. قا/268

صوت

1 - زمین بهشت چگونه است؟

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11815
زمان انتشار: 23 ژولیه 2020
| |
مهدویت در روایات امام جواد (علیه السلام)

مهدویت در روایات امام جواد (علیه السلام)

احادیث امام جواد (ع) در موضوع مهدویت، ویژگی های خاصی دارد؛ زیرا نزدیک بودن ولادت و امامت و غیبت امام مهدی (عج) به عصر امامت امام جواد (ع) که حدود شصت سال می شود، جایگاه این روایات را ممتاز می نماید. ایشان سخنانی مهم و کاربردی در این زمینه داشته اند که محدثان و علمای دین آن ها را در کتاب های خویش برای ما به یادگار نهاده اند. در نگاهی کلی به روایات مهدوی امام جواد (ع) مشخص می شود که مهم ترین موضوعات آن در نه محور خلاصه می گردد. در این مقاله سعی می شود ضمن استقصای کامل این روایات، شرح مختصری نیز آورده شود. البته از تعداد کم روایات می توان دریافت که در زمان امام جواد (ع) التهابات جامعه شیعی گسترش و نفوذ داشته که ویژگی های قائم منتظر (عج) برای برخی شیعیان و حتی شماری از بزرگان مانند جناب عبدالعظیم حسنی روشن نبوده است. به همین جهت، به نظر می رسد این ابهامات یا به اوضاع سیاسی دشوار آن دوره مربوط است یا سؤالات از مباحث جزئی به شمار می آید و یا ابهام هایی ناشی از شبهات مطرح شده در جامعه آن دوره است.

مقدمه یکی از علت های ضروری بودن طرح مباحث مهدویت، سخنان و سفارش های معصومان دراین باره است. آن ها همگی به دولت امام مهدی (عج) چشم دوخته بودند و در زمان زندگی شان، یاد و نام او بر لبان شان نقش بسته بود. گفته شد با توجه به نزدیک بودن ولادت و امامت و غیبت امام مهدی (عج) به عصر امامت امام جواد (ع)، ایشان نیز سخنانی مهم و کاربردی در این زمینه داشته اند که مهم ترین موضوعات آن عبارتند از: 1. تولد با توجه به احادیث نبوی و بشارت های اهل بیت (علیهم السلام) درباره تولد فرزندی از یازدهمین پیشوا، حاکمان بنی عباس نگران و ناراحت بودند که این فرزند حکومت آنان را برچیند؛[1] لذا هر چه به تولد امام مهدی (عج) نزدیک می شویم، وضعیت بر خاندان عصمت و طهارت سخت تر می شود؛ به ویژه دوران زندگانی امام حسن عسکری (ع). دستگاه خلافت می کوشید تا آن حضرت به دنیا نیاید. لذا دوران حمل و تولد از همگان مخفی شده بود؛ همان طوری که در روایات شباهت های حضرت ابراهیم (ع) و حضرت موسی (ع) به امام مهدی (عج) در پنهان بودن ولادت بیان شده است.[2] امام جواد (ع) هم می فرمایند: «تُخْفی عَلی النّاسِ وِلادَتُه؛ ولادت او بر مردم مخفی است».[3] این اشاره، هم می توانست راه را بر مدعیان مهدویت ببندد که ولادتشان آشکار بود و هم می توانست حیرت عصر غیبت صغرا را بکاهد. 2. نسب صَقْرُ بن ابی دُلَف نقل می کند که از امام جواد (ع) شنیدم که فرمودند:امام بعد از من پسرم علی است. امرش امر من و سخن او، سخن من و اطاعت از او، اطاعت از من است و امام بعد از او، پسرش حسن است که امر او، امر پدرش و سخن او، سخن پدرش و اطاعت از او، پیروی از پدرش است. سپس سکوت کردند. عرض کردم: «ای فرزند رسول خدا! امام بعد از حسن کیست؟» امام جواد (ع) گریه شدیدی کردند و فرمودند: امام بعد از حسن پسرش که قائم به حق منتظر است.. ..[4] امام جواد (ع) در روایت دیگری می فرمایند: «امام مهدی (عج) سومین فرزندم است.»[5] معصومان درباره این مسأله، حدود نود روایت فرموده اند.[6] علت زیاد بودن این گونه روایات، این است که ائمه قصد داشتند حسب و نسب و ویژگی های امام مهدی (عج) به صورت کامل بیان شود تا انسان ها، فریب مدعیان را نخورند. مشخص بودن تمام این ویژگی ها یکی از امتیازات منحصر به فرد تفکر شیعه در باب منجی شناسی است. همه ادیان به منجی اعتقاد دارند، اما بحث هیچ کدام به اندازه شیعه در این باره شفاف و پرمحتوا نیست. این مذهب به برکت احادیث معصومان، از همه مذاهب، گروه ها و ادیان بالاتر و برتر است. 3. معرفی به اسم و القاب 48 روایت درباره این که اسم و کنیه امام مهدی (عج) همان اسم و کنیه پیامبر (ص) است وجود دارد.[7] یکی از این احادیث، از امام جواد (ع) است که می فرماید: «امام مهدی (عج) با پیامبر اکرم (ص) هم نام و هم کنیه است.»[8] البته در روایاتی مانند این روایت از امام جواد (ع)، آمده که جایز نیست اسم اصلی امام مهدی (عج) ذکر شود،[9] لذا برخی نام حضرت را به صورت جدا از هم (م، ح، م، د) می نویسند و حتی قایل به حرمت هستند. نظر برخی بزرگان در این مورد این است که این احادیث ناظر به عصر غیبت صغرا و زمان تقیه است و امروزه ذکر نام اصلی ایشان اشکالی ندارد.[10] از سوی دیگر، امام جواد (ع) در معرفی آخرین امام، از القابی استفاده نمودند که هشدارهایی نیز در پی آن آمده است. ایشان علت نامیدن حضرت به «قائم» را قیام بعد از فراموش کردن نام و یاد او بیان فرموده اند که اشاره به آسیبی با عنوان «فراموشی یاد امام مهدی (عج)» است. استفاده از واژه" قائم" برای معرفی امام دوازدهم، لفظی است که در ادبیات شیعه بسیار پررنگ و در روایات اهل سنت بی رنگ است. در ادامه راوی از امام جواد (ع) می پرسد:" چرا به امام مهدی (عج) «منتظَر» گفته می شود؟" امام می فرماید: «زیرا در غیبت او، عده ای مسلمان خالص انتظار حضرتش را می کشند.»[11] در همین باب، امام جواد (ع) که خود یکی از چراغ های هدایت هستند، امامان بعد از خود را با همین کلمه یاد فرموده اند، ولی از امام مهدی (عج) با عنوان «چراغ مخفی و پنهان» یاد می کنند.[12] 4. غیبت و ویژگی های آن طرح مسأله غیبت، از ابتدای تاریخ اسلام است[13] و از همه معصومان روایاتی درباره غیبت امام مهدی (عج) داریم.[14] این مسأله در احادیث به عنوان یک سنت الهی مطرح گردیده، لذا چنان شایع و معمول شد که برخی از فرقه ها از همین مسأله سود جسته، قایل به غیبت امام خود شدند. به طورکلی، هر یک از فرقه های شیعی که در امامت یکی از ائمه توقف کردند و مسیر خود را از حق جدا ساختند، به نوعی غیبت امام خود را طرح کردند. ائمه (علیهم السلام) برای گذر شیعه از وضعیت آغازین امامت امام مهدی (عج)، همه زمینه ها را فراهم کرده بودند. یکی از این زمینه سازی ها، عدم ارتباط مستقیم امام با مردم بود. امام جواد (ع) هم به این مسأله عنایت داشتند و در احادیث خود، مردم را به مسأله غیبت و مسائل مربوط به آن راهنمایی می کردند. اسماعیل بن مهران می گوید: امام جواد (ع) دو مرتبه از مدینه به بغداد رفتند. اولین بار به حضرت عرض کردم: «فدایت شوم! من در این راه بر شما نگران هستم، امر امامت پس از شما با کیست؟» حضرت امام جواد (ع) با لبان خندان فرمودند: «آن غیبتی که گمان می کنی در این سال نیست؟...»[15] صَقْرُ بن ابی دُلَف هم نقل می کند که از امام جواد (ع) شنیدم که می فرمودند: همانا برای او غیبتی است که روزهای آن زیاد و مدت آن طولانی می شود؛ پس مخلصان انتظارش را می کشند و افراد شکاک انکارش می کنند و منکران، اعتقاد به او را مسخره می نمایند. کسانی که وقت مشخص می کنند، دروغ گویند و عجله کنندگان در عصر غیبت، هلاک می شوند و تسلیم شدگان در برابر قضای الهی در عصر غیبت نجات می یابند.[16] چرا امام جواد (ع) به اصل وقوع غیبت تأکید فرموده اند و چرا همه امامان درباره غیبت امام مهدی (عج) روایاتی نقل کرده اند.[17] در پاسخ باید گفت: غیبت برای جامعه شیعه تقریباً مسأله جدیدی به حساب می آمد. این مسأله برای انبیاء گذشته نیز صورت گرفته بود، اما در جاری شدن شط امامت و ولایت، غیبت مخصوص امام زمان است. لذا ائمه این مسأله را برای حفظ شیعه بیان فرموده اند. آنان برای نجات شیعه از گرفتاری و تباهی های آخرالزمان، همواره در گوش جان شیعه بیان کرده اند که: «آخرین حجت الهی دارای غیبت است» تا از گرداب های سهمگین نجات یابند. امام جواد (ع) در این روایت، به طولانی بودن غیبت هم اشاره می فرماید: «له غیبه یکثر ایامها و یطول امدها.» دانستن دو ویژگی «کثرت ایام» و «طولانی بودن زمان» برای غیبت امام زمان (عج)، هشدار مهمی است که برای جامعه شیعه توجه به آن اهمیت دارد. کسب آمادگی های لازم، مهیا شدن برای مدت طولانی، از دست ندادن روحیه امید و نیفتادن در دایره تردید و...، از بهره های این فرمایش است. فرض کنید به گروهی گفته شود: رهبر شما، مدت زیادی در جمع شما نیست و به گروه دیگری نیز مشابه این سخن گفته شود. آیا نتایج این دو سخن یکی و همسان است؟ قطعا امام جواد (ع) از به کار بردن واژه «کثرت» و «طولانی» برای مدت و زمان غیبت امام مهدی (عج) هدف و منظور خاصی داشته اند که احتمال آن است عبارات بعدی گویای این مقاصد باشد. به عبارت دیگر، شک پیدا کردن به امام زمان (عج) از آسیب های عصر غیبت است که روایات از آن نهی کرده اند.[18] تردید به امام زمان (عج) برای عصر ظهور نیست، زیرا ایشان در آن زمان، همه هستی را روشن می سازند. بنابراین در عصر غیبت، برخی ها به سبب طولانی شدن ایام غیبت، دچار تردید می شوند که اهل بیت ما را انذار داده و از آن بر حذر داشته اند. امام جواد (ع) می فرمایند: وای به حال شخصی که در ایام غیبت نسبت به وجود امام عصر (عج) دچار شک بشود! در مدت طولانی غیبت، شیعیان به شش گروه تقسیم می شوند که دو گروه (مخلصان و تسلیم شدگان) اهل نجات و چهار گروه (شکاکان، منکران، تعیین کنندگان وقت و عجله کنندگان) اهل هلاکت هستند. شک ها مقدس و نامقدسند. اگر شک سبب حرکت و رسیدن به حقیقت شود، مقدس است و اگر سبب انکار و ایستا گردد، مایه هلاکت و نابودی است. امام جواد (ع) شک درباره امام مهدی (عج) را موجب انکار و هلاکت بیان فرمودند؛ زیرا مسأله مهدویت، پوشیده و دست نیافتنی نیست. اگر برای کسی دراین باره شک حاصل شود، منابع رسیدن به حقیقت بسیار روشن و در دست رس است. از آثار دیگر غیبت، گرفتاری ها و فتنه های عصر غیبت است. عبدالعظیم حسنی نقل کرده که امام جواد (ع) فرمودند: هنگامی که فرزندم علی وفات یابد، چراغ دیگری پس از او نمایان شود؛ سپس] چراغ بعد از او [پنهان می گردد. پس وای بر کسی که شک کند. و خوشا به حال غریبی که با دین خود بگریزد! سپس به دنبال آن وقایعی روی دهد که در آن پیری بر پیشانی ها نقش بندد و کوه های سخت و سنگین از جای بجنبد.[19] فرار از فتنه برای حفظ دین، امری ضروری است. اسلام بر مسأله هجرت برای حفظ عقیده تأکید ورزیده است. اساساً قران هجرت را مایه پیدایش آزادی و آسایش می داند[20] و آشکارا دستور می دهد که اگر در محیطی به خاطر عواملی نتوانستید آن چه را وظیفه دارید، انجام بدهید، به محیط دیگر هجرت کنید.[21] اهل بیت (علیهم السلام) نیز در روایاتی راجع به حوادث و فتنه های آخرالزمان، این مسأله را سفارش کرده اند:[22] دین خود را حفظ کنید! اگر در منطقه ای ساکن هستید که اسیر فتنه ها شده اید یا از آن ها رنگ پذیرفته اید و به جای آن که امر به معروف و نهی از منکر کنید، در برابر شبهات و شهوت ها وظیفه خود را عمل نمی کنید و آلوده به معصیت ها شده اید، شایسته و لازم است برای حفظ دین خود و خانواده، به منطقه ای بروید که از فتنه ها خبری نیست یا شدت آن کم تر است. هرگاه روایات آخرالزمان مرور می شود، برخی دچار ناامیدی می شوند و گمان می کنند هیچ راه و هیچ چاره ای برای مصون و محفوظ ماندن از شر این اسیب ها نیست، حال آن که در میان روایات، به روزنه های امیدی مانند وجود مؤمنان در آخرالزمان، حضور دانشمندان و مکان های ذی صلاحی نیز اشاره شده است.[23] پیدایش حیرت و سردرگمی، یکی دیگر از آثار غیبت است. امیه بن علی القیسی می گوید: از امام جواد (ع) پرسیدم: امام بعد از شما کیست؟ فرمودند: «فرزندم علی و دو فرزند علی.» سپس مدتی سر را به زیر انداختند. سپس سر برداشتند و فرمودند: «در آتیه ای نزدیک حیرتی فرا می رسد...».[24] این سردرگمی و سرگردانی در عصر غیبت که برای جامعه شیعه به وجود آمده،[25] رسالت علمای شیعه را سنگین تر نموده و بر علمای راستین، لازم است شیعیان دورافتاده از امام را سرپرستی نمایند. امام جواد (ع) می فرمایند: هر کس سرپرستی یتیمان آل محمد (ص) همان هایی که از امامشان دور افتاده و در حیرت جهل غوطه ور در دستان دشمنان ناصبی ما اسیرند را بر عهده گیرد و ایشان را نجات داده، از سرگردانی برهاند و شیاطین را با دفع وسوسه هایشان مغلوب سازد و بر دشمنان اهل بیت (علیهم السلام) توسط حجت های پروردگار و دلایل امامان شان چیره شود، مقام و منزلتش نزد خداوند به بهترین وجهی بر شخص عابد برتری یابد؛ فضیلتی به مراتب بالاتر از فضل آسمان بر زمین و عرش و کرسی و پرده های آسمان، و برتری این جماعت بر گروه عابدان، مانند فضیلتی است که ماه شب بدر بر کم سوترین ستاره آسمان دارد.[26] امام جواد (ع) ضمن بیان مقام والا و فضیلت فراوان سرپرستی یتیمان، توصیف و تشبیه زیبایی بیان فرمودند که عبارت است از: 1. بالاتر از فضیلت آسمان بر زمین؛ 2. برتری آنان مانند نور ماه شب چهارده بر نور ضعیف یک ستاره دور دست. معنای واقعی یتیم را از این روایت بهتر درمی یابیم. برخی گمان می کنند که یتیم، تنها به کسی گفته می شود که پدر و مادر خود را از دست داده؛ اما در حقیقت کسانی که در عصر غیبت، امامشان غایب است نیز یتیم هستند، زیرا طبق این روایت آن ها: الف) از امامشان دور افتاده اند؛ ب) در حیرت جهل فرو رفته اند؛ ج) دشمنان، آن ها را اسیر خود ساخته اند. بنابراین، باید برای سرپرستی این گونه از ایتام کاری کرد و نگذاشت آن ها دچار زیان شوند. امام صادق (ع) در این باره می فرمایند: علمای شیعه در مرزهایی که شیطان و ایادی او در پشت آن ها کمین کرده اند، پاسداری داده، آن ها را از این که بر شیعیان ناتوان هجوم برند، بازمی دارند و اجازه نمی دهند که شیطان و پیروان او و دشمنان اهل بیت (علیهم السلام) بر ضعفای شیعه تسلط یابند.[27] علما و بزرگان شیعه تاکنون ایتام آل محمد (ص) را با تألیف، تحقیق، تبلیغ و مجاهدت های فراوان سرپرستی کرده اند.[28] یکی از مسائلی که در عصر غیبت مطرح می شود، محل سکونت حضرت است. امیه بن علی القیسی می گوید: از امام جواد (ع) پرسیدم: در عصر غیبت به کجا پناه ببریم؟ حضرت مدتی سکوت کردند، آن گاه سه بار فرمودند: «جایی نیست». دوباره سؤال خود را تکرار کردم، فرمودند: «به مدینه». عرض کردم: کدام یک از شهرها منظورتان است؟ فرمودند: «همین مدینه که ما در آن هستیم، مگر غیر از این جا، مدینه ای دیگر هم هست؟».[29] درباره مکان زندگانی حضرت مهدی (عج) در عصر غیبت کبرا، هیچ دلیل قطعی بر مکان خاصی نداریم، اما در روایات به مکان هایی مانند مدینه دشت حجاز،[30] کوه رضوی،[31] جابلقا و جابلسا،[32] بیت الحمد[33] و مکان های دیگری اشاره شده است. امام جواد (ع) به محل زندگانی آن حضرت در عصر غیبت، به شهر مدینه اشاره کرده اند. امام صادق (ع) نیز هنگامی که از غیبت کبرا بحث می کنند، می فرماید: «چه جایگاه خوبی است، مدینه!»[34] هنگامی که از امام حسن عسکری (ع) پرسیدند: «اگر حادثه ای برای شما روی دهد، کجا از فرزند بزرگوارتان سراغ بگیریم؟» حضرت فرمودند: «در مدینه».[35] بنابراین مدینه یکی از مکان هایی به شمار می آید که متعلق به زندگانی شخصی حضرت است؛ البته اقامتگاه امام به این شهر منحصر نیست؛ ایشان امام شرق و غرب عالم و امام جغرافیا هستند. 5. انتظار، وظایف منتظران مسأله انتظار، یکی از محورهای مهم در روایات مهدوی امام جواد (ع) است. حضرت عبدالعظیم حسنی (ع) می فرماید: بر مولای خود امام جواد (ع) وارد شدم و می خواستم از قائم پرسش کنم که آیا آن حضرت مهدی هستند یا غیر ایشان. امام اغاز سخن کردند و فرمودند: «ای ابوالقاسم! قائم ما همان مهدی است؛ کسی که واجب است در غیبتش، او را انتظار کشند و... برترین اعمال شیعیان ما انتظار فرج است.»[36] امام جواد (ع) در ابتدای این روایت، مطالبی درباره وجوب انتظار بیان فرموده و در پایان نیز تأکید می ورزند که این انتظار با فضیلت ترین اعمال است. بنابراین انتظار، تنها یک حالت روانی نیست؛ بلکه «عمل» است و کار معمولی نیست، بلکه «با فضیلت ترین اعمال» است؛ یعنی انتظار حرکت، تلاش، تکاپو و عمل است. ایشان در روایت دیگری می فرماید: «افراد مخلص در غیبت امام مهدی (عج) انتظار آن حضرت را می کشند».[37] یکی از معیارهای شناخت منتظران حقیقی، خالص بودن آن ها از هرگونه تردید است. به عبارت دیگر، این که عده ای منتظر امام هستند و برخی هم منتظر نیستند، به این علت است که عده ای مخلص هستند و برخی نیستند. اگر دل و فکر کسی خالص از هرگونه انکار و شک باشد، منتظر دلدار می شود. از آسیب هایی که احتمال دارد منتظران گرفتار آن شوند، توقیت و تعجیل است که امام جواد (ع) درباره اولی می فرماید: «افرادی که برای ظهور امام مهدی (عج) وقت مشخص می کنند، دروغ گو هستند». و در این زمینه، روایات بسیاری از ناحیه معصومان رسیده است که از شیعیان خواسته شده از تعیین وقت ظهور بپرهیزند و کسانی را که وقت مشخص می کنند تکذیب نمایند.[38] امام جواد (ع) درباره آسیب تعجیل در عصر انتظار می فرماید: «عجله کنندگان در عصر غیبت هلاک می شوند.» این امر در روایات نکوهش شده است.[39] عجله ای که در این روایات مذمت شده، ضد صبر و تسلیم است که مایه شتاب زدگی بدون تهیه مقدمات و باعث بروز تردید می شود؛ ولی اگر خواهان کارهایی باشیم که باعث سرعت و شتاب در امر ظهور است، مذموم نیست. برخی ها بدون زمینه سازی و تهیه مقدمات، دست به اقدام می زنند که از آن نهی شده است. راه نجات از توقیت و تعجیل، همان مسأله تسلیم است که امام جواد (ع) می فرمایند: آن هایی که در برابر قضا و قدر الهی در عصر غیبت صبر داشته و تسلیم باشند، نجات می یابند. یکی از وظایف شیعیان در عصر غیبت نیز «تسلیم» است. اگر کسی تسلیم نباشد و صبر ننماید و عجله کند، قطعاً نجات نمی یابد. همان طوری که در روایات بسیاری به این مسأله اشاره شده است.[40] شخصی که از دایره تسلیم در عصر غیبت خارج شود، گرفتار افراد فرصت طلب یا مهدی های دروغین می گردد یا در وادی نومیدی و تردید، انکار، تأویل و توجیه بی خردانه، تمسخر و ترک وظایف می افتد. ممکن است کسی بگوید: روایاتی وجود دارد که ما را به دعا برای تعجیل فرج امر نموده اند و بر اساس این احادیث عجله کردن مطلوب است؟ در پاسخ می گوییم: دعا کردن برای فرج مخالف با تسلیم نیست و شکایت بر غیبت اشکال ندارد: «اللّهم نَشْکو الَیک فَقْدَ نَبِینا وَغَیبة ولینا وَ کثْرَ عَدوّنا...»[41] اما اگر این شِکوه، به مرز شتاب زدگی و کارهای عجولانه و گاه اعتراض به قضا و قدر پروردگار متعالی بینجامد، مخالف تسلیم است و قطعاً مطلوب نیست. دعا برای تعجیل فرج، نشانه رضایت به قضا و قدر الهی است و مخالف با صبر و تسلیم و انقیاد نیست.[42] 6. یاران روایاتی درباره تعداد یاران حضرت مهدی (عج) نقل شده که آنان 313 نفر به تعداد اصحاب بدر هستند.[43] در برخی روایات هم بیش تر[44] که درباره این روایات گفته شده: آمارهای یاد شده با یک دیگر تعارض ندارند، بلکه در طول یک دیگرند و در مجموع، نشان گر سیر تکاملی یارانند. 313 نفر، نخستین گروندگان هستند که با اجتماع آنان، دعوت آغاز می شود؛ سپس ده هزار یا دوازده هزار که نیروهای مهم انقلاب جهانی را تشکیل می دهند، به سرعت به آن ها می پیوندند و پس از پاک سازی حجاز، توده های انبوه از سراسر جهان به حضرت مهدی (عج) می پیوندند.[45] امام جواد (ع) درباره یاران حضرت می فرماید: ... اصحابش 313 تن، به تعداد اصحاب بدر از دورترین نقاط زمین به گرد او جمع گردند و این همان فرمایش خدای تعالی است که فرمود: «هر کجا باشید، خداوند همگی شما را می آورد، در حقیقت، خدا بر همه چیز تواناست».[46] درباره یاران ایشان در این روایت به سه نکته اشاره شده: الف) تعداد یاران خاص؛ اجتماع یاران؛ فراگیر بودن یاران. اما درباره نحوه اجتماع آنان نیز مطالبی در روایات آمده [47] که یاران آن حضرت در روز روشن روی ابر سوار می شوند.[48] در روایتی هم آمده است: «آن ها شبانه از رختخواب هایشان ناپدید می شوند و صبح در مکه هستند» که از طی الارض حکایت می کند. امام محمدباقر (ع) می فرماید: شیعیان و یاران حضرت مهدی (عج) از سراسر زمین به سوی او حرکت می کنند؛ زمین زیر پایشان پیچیده و جمع می شود و با طی الارض به امام می رسند و با او بیعت می کنند.[49] امام جواد (ع) در روایت دیگری می فرماید:هرگاه 313 نفر مخلص نزد حضرت مهدی (عج) جمع می شوند، خداوند متعالی او را ظاهر می سازد و هرگاه تعداد به ده هزار نفر برسد، آن حضرت با اجازه پروردگار خروج و قیام می فرماید.[50] در این قسمت از روایت، فرق ظریفی بین ظهور و خروج گذاشته شده است: شرط ظهور، جمع شدن 313 نفر، اما شرط خروج و قیام، اجتماع ده هزار نفری است؛ لذا مشخص می شود روایاتی که ظهور امام را هم زمان با ندای آسمانی و در بیست و سوم ماه رمضان و قیام در روز عاشورا، بیان می کنند- که حدود سه ماه و هفده روز بین آن ها فاصله است- نیز هم سو با این روایت است. 7. علایم ظهور امام جواد (ع) درباره حوادث و فتنه هایی که پیش از ظهور امام مهدی (عج) در دوران غیبت اتفاق می افتد مطالبی فرموده اند که در میان آن ها، از علایم ظهور هم سخن به میان آمده است؛ برای مثال، اولین نشانه حتمی ظهور خروج سفیانی است که روایات زیادی را به خود اختصاص داده است.[51] نام مشهور وی، «عثمان بن عنبسه» است [52] که در روایات با عناوین پلیدترین انسان، سرخ روی، بور، زاغ چشم،[53] آبله رو، دارای چهره وحشتناک و از تبار یزیدبن ابی سفیان بیان شده که پس از خروج در شام و به تصرف دراوردن سوریه، اردن و فلسطین، به سوی عراق می رود و بعد از جرم و جنایت در کوفه و نجف، خبر ظهور امام مهدی (عج) در مکه را دریافت می کند. او برای جنگ با حضرت، سپاه به سوی مکه معظمه می فرستد. چون سپاهیان به سرزمین «بیداء» می رسند، جبرئیل امین فریاد برمی آورد: «ای سرزمین «بیداء»، این گروه ستمگر را در کام خود فرو ببر!» لذا زمین شکافته شده، سپاه او را در کام خود فرو می برد.[54] ابوهاشم داوود بن قاسم جعفری می گوید: در محضر امام جواد (ع) بودیم و سخن از سفیانی و آن چه در روایات امده، به میان آمد که آمدن او از حتمیات است. به آن حضرت عرض کردم: آیا خداوند متعالی را در امور حتمی بدائی است؟ فرمودند: آری. عرض کردیم: پس می ترسیم که در مورد قائم نیز بداء حاصل شود؟ حضرت فرمود: «قائم از وعده هاست و خداوند برخلاف وعده خود رفتار نمی کند».[55] طبق این روایت، می توان معتقد شد که در علایم حتمی مانند خروج سفیانی، احتمال بداء وجود دارد؛ یعنی در شرایط و کیفیت خروج و برنامه های سفیانی تغییری صورت بگیرد، نه این که اصل سفیانی بداء بپذیرد.[56] 8. ظهور ظهور یکی از مسائل قطعی نزد شیعیان است. امام جواد (ع) در این باره می فرماید: اگر از عمر دنیا فقط یک روز باقی مانده باشد، خداوند آن روز را طولانی می گرداند تا این که امام مهدی (عج) در آن روز ظهور کند...»[57] همانند این موضوع، در روایات دیگر نیز تکرار شده [58] که بیان می کند ظهور حتمی، قطعی و انکارناپذیر است. قطعاً روزی پرده های غفلت و غیبت کنار می رود و همگان شاهد ظهور حضرت و برپایی حکومت عدل گستر او خواهند بود. امام جواد (ع) در ادامه فرمودند: خدای تعالی امر او را در یک شب اصلاح فرماید، چنان که امر حضرت موسی کلیم الله را اصلاح فرمود؛ او رفت تا برای خانواده اش شعله آتش بیاورد، اما چون برگشت، پیامبر بود.[59] برخی می پرسند با توجه به روایات علایم ظهور مانند قیام سفیانی و مبارزه او با حضرت مهدی (عج) چگونه ظهور حضرت ناگهانی است؟ در جواب این سؤال توضیحاتی ذکر شده که عبارتند از: 1. ممکن است مقصود از «یک شب» کنایه از سرعت باشد و از آن جایی که معارضه با مخالفان به سرعت و گاه با اعجاز صورت می گیرد، از تعبیر به یک شب استفاده شده است. 2. ممکن است مقصود از اصلاح امر در یک شب، بروز و ظهور حضرت باشد ولی پیروزی نهایی به طول انجامد. امام جواد (ع) در روایت دیگر، به دو نکته درباره ظهور اشاره می فرمایند: الف) پیچیده شدن زمین؛ ب) هموار شدن سختی ها. یکی از معجزات و کرامات عصر ظهور یا عصر غیبت برای امام مهدی (عج) پیچیده شدن زمین یا همان «طی الارض» است که به پیمودن مسافت های طولانی در مدت بسیار کم گفته می شود. قطعاً حجت خدا در همین زمان، کشف و کرامات بسیاری دارند که «طی الارض» ساده ترین و ابتدایی ترین آنان است. اما در مورد عصر ظهور، روایاتی به این مسأله اشاره کرده اند. امام رضا (ع) می فرماید: هنگامی که حضرت مهدی (عج) ظهور می کند، زمین از نور خداوند روشن می شود و زمین زیر پای آن حضرت به سرعت حرکت می کند.[60] امام محمدباقر (ع) می فرماید: یاران حضرت مهدی (عج) از سراسر زمین به سوی او حرکت می کنند؛ زمین زیر پایشان پیموده می شود و با طی الارض به امام می رسند و با او بیعت می کنند. در مورد هموار شدن همه سختی ها، روایت های زیادی وجود دارد که در دولت جهانی امام عصر مسأله ای وجود ندارد که باعث رنج و دشواری دنیوی و بی ارزش باشد. به برکت امام و دست آوردهای حکومت ایشان، همه سختی ها به آسانی و همه مشکلات به شیرینی تبدیل می شود. اما تمام این برکات، مکانیسم خاص خود را دارد. همان طوری که در قرآن می خوانیم: «اگر اهل شهرها ایمان می آوردند و تقوا پیشه می کردند، برکاتی از آسمان و زمین به رویشان می گشودیم».[61] 9. حکومت حاکمیت امام مهدی (عج) یکی از موضوعاتی است که معصومان به آن تأکید کرده اند و در بیش از صد روایت آمده است.[62] جهان پس از ظهور آن حضرت، پر از عدل و داد می شود و در همه هستی سایه می افکند. تلقی اصحاب حضرت هم همین بوده است. عبدالعظیم حسنی می گوید: به امام جواد (ع) گفتم: امیدوارم شما قائم اهل بیت محمد (ص) باشید که زمین را پر از عدل و داد نماید، هم چنان که آکنده از ظلم و جور شده باشد... امام جواد (ع) فرمودند: «سوگند به کسی که محمد (ص) را به نبوت مبعوث فرمود و ما را به امامت مخصوص گردانید، اگر از عمر دنیا جز یک روز باقی مانده باشد، خداوند آن روز را طولانی گرداند تا در آن قیام کند و زمین را پر از عدل و داد نماید، هم چنان که آکنده از ظلم و جور شده باشد».[63] گسترش عدالت با جمله «یملأ الأرض قسطا و عدلا کما ملئت جورا و ظلما» از مشهورترین سخنانی است که درباره امام مهدی (عج) وارد شده و در احادیث بارها تکرار گردیده است. این عبارت کوتاه، نکات متعددی را در خود جای داده که عبارتند از: الف) تعبیر" یملاءالارض"، می رساند حکومت امام جهانی است؛ زیرا الف و لام در کلمه ارض جنس است و همه زمین را شامل می شود و پر شدن همه زمین از عدل و داد عمومی و فراگیر است. ب) تعبیر قسط و عدل می فهماند منجی اسلام صرفاً کارکرد معنوی ندارد بلکه کارکرد اجتماعی نیز دارد؛ زیرا حوزه اقتصاد، اجتماع و فرهنگ را شامل می شود. ج) معنای عدل و قسط و هم چنین ظلم و جور با هم تفاوت دارد.[64] هرچند عدل و قسط معمولًا در کنار یک دیگر و یا به جای یک دیگر به کار می روند، موارد کاربرد متفاوتی دارند. نقطه مقابل عدل، ظلم است نه جور،[65] و قسط نقطه مقابل جور است. فرق بین عدل و قسط این است که عدالت یعنی حق دیگری گرفته نشود و قسط این است که بین افراد تبعیض نشود؛ پس ظلم، به نفع خویشتن گرفتن و جور، حق کسی را به دیگری دادن است.[66] مثلًا امام علی (ع) در پاسخ به مالک اشتر و یارانش که از ایشان می خواستند تا سهم آنان از بیت المال را به زیاده خواهان دهد، فرمودند: «أَتَأْمُرُونِّی أَنْأَ طْلُبَ النَّصْرَ بِالْجَوْر؛ آیا از من می خواهید تا پیروزی را با جور طلب کنم؟»[67] حضرت علی (ع) با آن که آنان راضی هستند اما سهم آن ها را به زیاده خواهان نمی دهد، زیرا جور هست اگرچه ظلم نیست. د) حاکمیت و گسترش عدالت در این بیان، موجب امید و نشاط می شود؛ زیرا وعده غلبه حتمی حق بر باطل و استقرار حکومت اسلامی امید ساز است. یکی دیگر از جلوه های حکومت مهدوی که نشأت گرفته از عدالت است، بروز و ظهور قهر و انتقام الهی است. امام مهدی (عج) جلوه رحمت الهی هستند و مانند اجداد طاهرینشان مهربان ترین فرد هستی؛ اما درباره انتقام گرفتن از گذشتگان باید گفت: رجعت بدکاران مانند کسانی که به اهل بیت (علیهم السلام) ظلم کردند، بی شک درست است و امام مهدی (عج) منتقم این خاندان است.[68] 10. دعا امام جواد (ع) در قنوت نماز، بعد از اقرار به بزرگی خداوند و سپاس الهی، ظلم ستم کاران را بیان می کنند که موجب دوری مردم از هدایت و غیبت امام عصر شد و نام آخرین حجت الهی را بر زبان جاری می سازند و می گویند: خدایا!... آنان که بندگانت را گمراه کرده و کتابت را تحریف نموده و احکامت را عوض کرده و حقت را منکر شده و در جایگاه اولیائت جای گرفتند و بر اثر جسارت بر تو و ستم نمودن بر خاندان پیامبرت، گمراه شده و بندگانت را گمراه کردند.. . و زمینت را در کوری و کری و تاریکی وحشتناکی قرار دادند.. . پس خدایا! ایمان آورندگان را بر دشمنت و دشمن دوستانت یاری فرما تا پیروز گردند، و به سوی حق بخوانند، و پیرو امام منتظر باشند که به عدالت قیام می کند. خدایا! بر دشمنانت و دشمنان آنان عذاب و آتش دوزخت را دوچندان گردان! عذابی که آن را از گروه ستم گران بازنمی داری...[69] در قنوت دیگری بعد از دعاهای فراوانی به خداوند متعالی عرضه می دارند: ... خداوندا! آن گروهی را که ایمان آوردند، یاری و تأیید فرما تا بر دشمنانت و دشمنان دوستانت پیروز شوند و آن ها را به حق و حقیقت فراخوانند و دنباله رو امام منتظری باشند که برای برقراری عدل و داد قیام می کند...[70] و در دعایی که بعد از نماز سفارش کرده اند آمده است: ... خدایا! ولی ات فلانی را از پشت سر، و از طرف راست، و از طرف چپ، و از بالای سر، و از زیر پا حفظ فرما، و عمرش را طولانی گردان، و او را قیام کننده به امرت و یاور دینت قرار بده، و آنچه دوست دارد و چشمش به آن روشن می گردد، به او بنمایان و نیز در مورد خود و فرزندان و خاندان و اموال و شیعیان و دشمنش نیز این چنین عمل کن، و به دشمنانش از او چیزی را نشان بده که از آن می ترسند، و به او درباره ایشان آن چیزی را نشان بده که دوست دارد و چشمش روشن می گردد، و سینه های ما و سینه های گروه مؤمنان را به واسطه او شفا عنایت فرما![71] امام جواد (ع) با اختصاص بخشی از نیایش هایش به امام مهدی (عج)، به ما درس می دهند که در برابر این مسأله بی اعتنا نباشیم. هم چنین توجه به این گونه دعاها، شایستگی دعا برای امام را در این زمان برجسته می سازد. نتیجه اندیشه مهدویت در عصر امام جواد (ع) بی فروغ نبود و روایات ایشان درباره تولد مخفیانه، معرفی امام مهدی (عج) به عنوان سومین فرزندش، وجوب انتظار در زمان غیبت، حتمیت ظهور، وجوب اطاعت در زمان ظهور، همنام بودن آخرین امام با نام پیامبر، غیبت، حرمت تسمیه، دستاوردهای دولت امام مهدی (عج)، اشاره به یاران آن حضرت، علت نامیدن ایشان به لفظ قائم و منتظر، حیرت برخی در زمان امامت آن حضرت و دعا بعد از نماز صبح و بعد از هر نماز برای امام مهدی (عج) است. از این گونه نقل ها و تعداد کم روایات، می توان دریافت که التهابات جامعه شیعی در زمان امام جواد (ع) گسترش و نفوذ داشته که ویژگی های قائم منتظر (عج) برای برخی شیعیان و حتی شماری از بزرگان مانند جناب عبدالعظیم حسنی روشن نبوده است. البته طبیعتاً این دوره را نمی توان با دوره امام باقر (ع) و امام صادق (ع) مقایسه کرد؛ از سوی دیگر، امامان تا زمان امامت امام جواد (ع) معارف بسیاری درباره مهدویت بیان کرده بودند. به همین جهت، به نظر می رسد این ابهامات یا به اوضاع سیاسی دشوار آن دوره مربوط می شود؛ یا سؤالات از مباحث جزئی است و یا ابهام هایی ناشی از شبهات مطرح شده در جامعه آن دوره است. مجموعه مقالات همایش سیره و زمانه امام جواد علیه السلام، ج 3، ص: 358 منابع قران کریم. آیتی، نصرت الله، (1381)، سفیانی از ظهور تا افول، قم: پژوهشکده مهدویت. ابن بابویه، محمدبن علی، (1403)، معانی الاخبار، قم: جامعه مدرسین. ----------------------------، (1380)، علل الشرائع، ترجمه ذهنی تهرانی، قم: انتشارات مؤمنین. ----------------------------، (1378)، عیون أخبارالرضا، تهران: نشر جهان. ----------------------------، (1413)، من لا یحضره الفقیه، چاپ دوم، قم: جامعه مدرسین. ----------------------------، (1380)، کمال الدین و تمام النعمه، ترجمه پهلوان، قم: دارالحدیث. ابن طاووس، علی بن موسی، (1379)، مهج الدعوات و منهج العبادات، تهران: رایحه. ---------------------------------، (1416)، الملاحم و الفتن، قم: مؤسسه فرهنگی حضرت صاحب الامر. ---------------------------------، (1383)، جمال الاسبوع بکمال العمل المشروع، قم: دارالثقلین. الهامی، داوود، (1372)، آخرین امید، قم: مکتب اسلام. تونه ای، مجتبی، (1391)، موعودنامه، فرهنگ الفبایی مهدویت، چاپ سوم، قم: مشهور. حسینی قزوینی، سیدمحمد، (1376)، موسوعةالامام الجواد (ع)، قم: مرکز تحقیقات حضرت ولی عصر. حمدان الخصیبی، حسین، (1419)، هدایةالکبری، بیروت: البلاغ. رضوانی، علی اصغر، (1385)، موعود شناسی، قم: جمکران. سلیمان، کامل، روزگار رهایی، (1375)، ترجمه، علی اکبر مهدی پور، تهران: آفاق. صافی گلپایگانی، لطف الله، (1387)، منتخب الاثر، قم: حضرت معصومه. طبرسی نوری، حسین، (1389)، نجم ثاقب در احوال امام غائب، قم: جمکران. طبرسی، احمد بن علی، (1387)، الاحتجاج علی اهل اللجاج، منیر، تهران. طبسی نجم الدین، (1379)، چشم اندازی به حکومت مهدی، قم: بوستان کتاب. طوسی، محمد بن الحسن، (1407)، تهذیب الاحکام، تهران: دارالکتب. قیومی اصفهانی، جواد (ع)، (1380)، صحیفه جوادیه، قم: جامعه مدرسین. کلینی محمد بن یعقوب، (1407)، الکافی، چاپ چهارم، تهران: دارالکتب الاسلامیه. کفعمی، ابراهیم بن علی، (1376)، البلدالامین و الدرع الحصین، بیروت: مؤسسه الاعلمی. گروهی از نویسندگان، (1378)، چشم به راه مهدی، قم: بوستان کتاب. گروهی از نویسندگان، (1386)، معجم احادیث الامام المهدی، چاپ اول، قم: مؤسسه معارف اسلامیه. مجتهدی سیستانی، مرتضی، (1387)، صحیفه مهدیه، مشهد: هاتف. مجلسی، محمدباقر، (1403)، بحارالانوار الجامعه لدرر اخبار الائمه الاطهار، چاپ دوم، بیروت: داراحیاءالتراث العربی. مفید، محمد بن محمد، (1413)، الإرشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، قم: مؤسسه آل البیت. -------------------------، (1413)، اوائل المقالات، قم: کنگره شیخ مفید. مکارم شیرازی، ناصر، (1378)، القواعدالفقیه، قم: مدرسه امیرالمؤمنین. مکارم شیرازی و دیگران، (1384)، تفسیر نمونه، قم: مدرسه امیرالمؤمنین. موسوی اصفهانی، (1389)، مکیال المکارم فی فوائدالدعاء للقائم، قم: جمکران. مهدی پور، علی اکبر، (1385)، لزوم تفکیک علائم حتمی ظهور از علائم غیرحتمی، قم: سازمان تبلیغات، اجلاس دوسالانه. -------------------------، (1382)، با دعای ندبه در پگاه جمعه، تهران: موعود. نعمانی، محمد بن ابراهیم، (1375)، غیبت نعمانی، ترجمه، محمدجواد (ع) غفاری، تهران: مکتبه صدوق. پی نوشت ها [1] . نك: منتخب‏الاثر، ف 2، ب 25 و 34: امام حسن عسكرى در روایتى، علت مخالفت و موضع‏گیرى در برابر اهل‏بیت( علیهم السلام) را وجود همین روایات بیان مى‏فرماید:« ... انهم قد وقفوا من الاخبار المتواتره علیان زوال ملك الجبابره و الظلمه على ید القائمنا و كانوا لایشكونانهم من الجبابره و الظلمه، فسعوا فى قتل اهل‏بیت رسول‏الله( ص) و اباد نسلهطمعاً منهم من الوصول الى منع تولد القائم او قتله ...».( همان، ص‏192 ) [2] . معجم احادیث الامام المهدى، ج 4، ص 281 و ج 5 ص 149. [3] . كمال‏الدین، ج‏2 ، ص‏17 :« ... هو الذى تُخْفى على الناس ولادته و یغیب عنهم شخصه». [4] . كمال‏الدین، ج 2، ص‏27 :« حدثنا الصقر بن ابى دلف قال: سمعت اباجعفر محمدبن على الرضا یقول: انّالامام بعدى ابنى على، أمره امرى، و قوله قولى، و طاعته طاعتى، و الامام بعده ابنه الحسن، امره امر ابیه، و قوله قول ابیه، و طاعته طاعه ابیه، ثم سكت. فقلت له: یا ابن رسول‏الله فمن الامام بعد الحسن؟ فبكى بكاء شدیداً، ثم قال: انّ من بعد الحسن ابنه القائم بالحقّ المنتظر..» [5] . همان، ص 70:« ... و هو الثالث من ولدى ...». [6] . منتخب الاثر، ص 282. [7] . همان، ص 236. [8] . كمال‏الدین، ج‏2 ، ص‏17 :« .... و یحرم علیهم تسمیته و هو سمّى رسول‏الله و كنیه ...». [9] . آقاى نجم‏الدین طبسى در فصلنامه انتظار، ش 3، ص 203 مقاله‏اى با عنوان« حكم تسمیه و ذكر نام شریف حضرت ولى‏عصر» نوشته‏اند و روایات این مطلب را در چهار دسته تقسیم كرده و ادله قائلان به جواز و عدم آن را بررسى كرده است. [10] . از مراجع حاضر در این عصر، آیت‏الله مكارم شیرازى از كتاب القواعد الفقیه، ج 1، ص 500، بحث مفصلى در این زمینه دارند و ثابت مى‏كنند كه این مسأله حرمت ندارد. [11] . كمال‏الدین، ج 2، ص 72:« ... فقلت له: یابن رسول‏الله لم سمّى القائم؟ قال: لانّهى قوم بعد موتذكره و ارتداد اكثر القائلین بامامته، فقلت له: و لم سمّى المنتظر؟ قال: لانّ له غیبً یكثرأیامها و یطول أمدها فینتظر خروجه ....». [12] . غیبت نعمانى، ب 10، ح 37، ص‏562 :« اذا مات اثنى على بدا سراج بعده ثم خفى، فویل للمرتاب و طوبى للغریب الفار بدینه ثم یكون بعد ذلك احداث تشیب فى‏ها النواصى و یسیر الصمّ الصلاب». علامه مجسى درباره آخرین بند این حدیث مى‏نویسد:« سیر الصم الصلاب كنایه عن شده الامر و تغیر الزمان حتى كانّ الجبال زالت عن مواضع‏ها، او تزلزل الثابتین فى الدین عنه».( بحارالانوار، ج 51، ص‏751 ). ضمناً در این كتاب به جاى لفظ« للغریب» لفظ« للعرب» آمده كه احتمالًا اشتباه نویسندگان نسخه‏ها باشد. آقاى كامل سلیمان نیز به جاى« یسیر» واژه« یسیل» را استفاده نموده، مى‏نویسد:« معناى آن این است كه فلزات سختى چون فولاد در آن زمان ذوب مى‏شود و روان مى‏گردد كه در این صورت اشاره به ذوب فلزات خواهد بود».( روزگار رهایى، ج 2، ص 909). [13] . كمال‏الدین، ج 1، ص 287. [14] . نك: منتخب الاثر، ص 312 و 316 در این اثر به بیش از صد روایت اشاره شده است. [15] . كافى، ج‏1 ، ص‏323 :« عن اسماعیل بن مهران قال: لما خرج ابوجعفر من المدینه الى بغداد فى الدفعه الاولى من خرجتیه، قلت له عند خروجه: جعلت فداك انى اخاف علیك فى هذا الوجه، فالى من الامر بعدك؟ فكر بوجهه الى ضاحكا و قال: لیس الغیبه حیث ظننت فى هذه السنه ...»( ارشاد، ص‏723 ). [16] . كمال‏الدین، ج 2، ص 72:« ... له غیبً یكثر أیامها و یطول أمدها فینتظر خروجه المخلصون و ینكره المرتابون و یستهزى بذكره الجاحدون، و یكذب فیها الوقاتون، و یهلك فیها المستعجلون، و ینجو فیها المسلمون.» [17] . نك: معجم احادیث الامام المهدى. هم‏چنین نك: على‏اصغر رضوانى، موعودشناسى، ص 337 329. [18] . بحارالانوار، ج 51، ص 86 و در صفحه 145 آن، قریب به این مضمون از امام صادق( ع) نقل شده است:« و الذى بعثنى بالحق بشیرا، لیغیبن القائم من ولدى، بعهد معهود الیه منى، حتى یقول اكثر الناس: ما لله فى آل محمد حاجه و یشك آخرون بدلائله، فمن ادرك زمانه فلیتمسك بدینه و لا یعجل للشیطان علیه سبیلا بشكه فیزیله عن ملتى و یخرجه من دینى».( همان، ص 147؛ بشاره الاسلام، ص 153):« یطلع علیكم كما تطلع الشمس اینما تكونون، فایاكم و الشك و الارتیاب، انفوا عن انفسكم الشكوك و قد حذرتم فاحذروا». [19] . غیبت نعمانى، ب 10، ح 37، ص 265. [20] . سوره نحل، آیه 41. [21] . در تفسیر نمونه، ج 4، ص 90 مطالب سودمندى در این‏باره ذكر شده است. [22] . براى اطلاع از این روایات نك: روزگار رهایى، ج 2، ص 905، 906، 922، 1002 و 1004. [23] . نك: چشم‏اندازى به حكومت مهدى، ص 50. [24] . غیبت نعمانى، باب 10، ص 264، ح 37: امى بن على القیسى قال: قلت لابى جعفر محمدبن على الرضا من الخلف بعدك؟ فقال: ابنى على و ابنا على، ثم اطرق ملیا، ثم رفع راسه، ثم قال: انها ستكون حیر قلت فاذا كان ذلك فالى این؟ فسكت ثم قال: لا این حتى قالها ثلاثا فاعدت علیه، فقال: الى المدین، فقلت اى المدن؟ فقال: مدینتنا هذه، و هذه مدین غیرها.»( بحارالانوار، ج 51، ص 156؛ كفایة الاثر، ص 208). علامه مجلسى، مى‏نویسد:« منظور از« لا این» یعنى كسى در نزد او نمى‏رود تا او را بیابد و بر او ظفر یابد، بلكه حضرت برخى اوقات در مدینه است و برخى از مردم او را مى‏بینند»( ص 57). [25] . بحارالانوار، ج 51، ص 72:« تكون له غیبه و حیره تضل فى‏ها الامم»؛ غیبت طوسى، ص 204:« یكون لغیبته حیره یضل فیها اقوام و یهتدى آخرون، اولئك خیار الامه مع ابرار العتره»؛ بحارالانوار، ج 51، ص 110:« یخرج بعد غیبته و حیره، لا یشب فیها على دینه الا المخلصون المباشرون لروح الیقین الذین اخذ الله میثاقهم بولایتنا و كتب فى قلوبهم الایمان و ایدهم بروح منه». [26] . احتجاج، ج 1، ص 9.«من تكفل بایتام آل محمد( ص) المنقطعین عن امامهم، المتحیرین فى جهلهم، الاسارى فى ایدى شیاطینهم و فى ایدى النواصب من اعدائنا، فاستنقذهم منهم و اخرجهم من حیرتهم و قهر الشیاطین برد وساوسهم و قهر الناصبین بحجج ربهم و دلائل ائمتهم لیحفظوا عهدالله على العباد بافضل الموانع، باكثر من فضل السماء على الارض و العرش و الكرسى و الحجب على السماء ...». [27] . احتجاج، ج 1، ص 8:«علماء شیعتنا مرابطون فى الثغر الذى یلى ابلیس و عفاریته، یمنعونهم عن الخروج على ضعفاء شیعتنا و عنان یتسلط علیهم ابلیس و شیعته و النواصب». [28] . همان:« لولا من یبقى بعد غیبته قائمكم من العلماء الداعین الیه و الدالین علیه، و الذابین عن دینه بحجج الله و المنقذین لضعفاء عبادالله من شباك ابلیس و مردته من فخاخ النواصب لما بقى احدالا ارتدعن دین الله و لكنهم الذین یمسكون ازمه قلوب ضعفاء الشیعه كما یمسك صاحب السفینه سكانها، اولئك هم الافضلون عندالله عزوجل». [29] . غیبت نعمانى، باب 10، ص 264، ح 37:«... ستكون حیره قلت فاذا كان ذلك فالى این؟ فسكت ثم قال: لا این حتى قالها ثلاثا فاعدت علیه، فقال: الى المدینه، فقلت اى المدن؟ فقال: مدینتنا هذه، و هذه مدینه غیرها.»(بحارالانوار، ج 51، ص 156؛ كفایه الاثر، ص 208). علامه مجلسى مى‏نویسد: منظور از« لا این» یعنى كسى در نزد او نمى‏رود تا او را بیابد و بر او ظفر یابد، بلكه حضرت برخى اوقات در مدینه هستند و برخى از مردم ایشان را مى‏بینند.( همان، ص 157). [30] . كمال‏الدین، ج 2، ص 447. [31] . بحارالانوار، ج 52، ص 153. [32] . نجم ثاقب، ص 300. [33] . غیبت نعمانى، ص 126. [34] . بحارالانوار، ج 52، ص 157. [35] . غیبت طوسى، ص 139. [36] . كمال‏الدین، ج 2، ص 70:«حدثنا عبدالعظیم الحسنى قال: دخلت على سیدى محمد بن على بن موسى بن جعفر بن محمد بن على بن الحسین بن على بن ابى طالب و انا اریدان اساله عن القائم اهو المهدى او غیره؟ فابتدانى هو فقال یا اباالقاسم! ان القائم منا هو المهدى، الذى یجب ان ینتظر فى غیبته و یطاع فى ظهوره ... افضل اعمال شیعتنا انتظار الفرج». [37] . همان، ج‏2 ، ص‏27 :«... له غیبًیكثر أیامها و یطول أمدها فینتظرخروجه المخلصون ...». [38] . غیبت طوسى، ص 425:« هل لهذا الامر وقت؟ فقال: كذل الوقاتون، كذب الوقاتون، كذب الوقان.» و روایت امام صادق( ع):«كذب الوقاتون، انا اهل بیت لانوقت، ثم قال: ابى الله الّا ان یخلف وقت الموقتین».(غیبت نعمانى، ص 293). [39] . كافى، ج 1، ص 369:«انما هلك الناس من استعجالهم لهذا الامر ان الله لایعجل لعجله العباد ان لهذا الامر غایه ینتهى الى‏ها فلو قد بلغوها لم یستقدموا ساعه و لایستأخروا». [40] . كافى، ج 1، ص 390، باب التسلیم:« انما كلف الناس ثلاثه: معرفه الائمه و التسلیم لهم فیما ورد على‏ام و الرد الیهم فیما اختلفوا فیه»؛ همان ص 368، باب كراهیه التوقیت؛ غیبت طوسى، ص 426؛ غیبت نعمانى، ص 196.«كَذِبَ الوَقّاتونَ وَ هَلَكَ الْمُسْتَعْجُلونَ و نجى المُسَّلِمون». [41] . دعاى افتتاح. [42] . براى اطلاع بیشتر نك: داوود الهامى، آخرین امید، ص 378؛ مكیال المكارم، ج 2، ص 284. [43] . غیبت طوسى، ص 284؛ بحارالانوار، ج 52، ص 334« ... ثلاثمائه و ثلاثه عشر رجلًا عده اهل بدر». [44] . غیبت نعمانى، ص 307؛ ارشاد مفید، ج 2، ص 382؛ بحارالانوار، ج 52، ص 367:« لا یخرج القائم من مكّه حتّى تكمل الحلقه قلت: و كم الحلقه؟ قال: عشره الآف». [45] . گروهى از نویسندگان، چشم به راه مهدى، ص 366. [46] . سوره بقره، آیه 148. [47] . غیبت نعمانى، ص 326؛ بحارالانوار، ج 52، ص 368:«اذا أذن الامام دعا الله باسمه العبرانى فأتیحت له صحابته الثلاث مائة و الثلاثة عشر قزع كقزع الخریف ...». [48] . غیبت نعمانى، ص 313؛ بحارالانوار، ج 52، ص 368.«و منهم من یرى یسیر فى السحاب نهاراً». [49] . كمال‏الدین، ج 2، ص 672؛ غیبت نعمانى، ص 315؛ بحارالانوار، ج 52، ص 368. [50] . كمال الدین، ج 2 ص 70«... یجتمع إلیه من أصحابه عدة أهل بدر ثلاث مائة وثلاثة عشر رجلا من أقاصى الأ رضو ذلك قول الله عزوجل(أَیْنَ ما تَكُونُوا یَأْتِ بِكُمُ اللَّهُ جَمِیعاً إِنَّ اللَّهَ عَلى‏ كُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدِیرٌ) فإذا اجتمعت له هذه العدة من أهلا لإخلاص أظهرالله أمره فإذ اكمل له العقد وهو عشرةآلاف رجل خرج بإذن الله عزوجل فلا یزالى قتل أعداءالله حتیى رضى الله عزوجل ...» [51] . نصرت الله آیتى، سفیانى از ظهور تا افول. [52] . كمال‏الدین، ج 2، ص 651. [53] . همان، امام صادق:« آنك لورایت السفیانى لرایت اخبث الناس، اشقر، احمر، ارزق». [54] . یكى از آثار سودمند درباره نشانه‏هاى حتمى ظهور كتاب لزوم تفكیك علائم حتمى ظهور از علائم غیر حتمى، نوشته استاد على‏اكبر مهدى‏پور است. [55] . غیبت نعمانى، ب 18، ص 421، ح 10:«كنا عند ابى‏جعفر محمدبن على الرضا فجرى ذكر السفیانى، و ما جاء فى الروایه منان امره من المحتوم. فقلت لابى جعفر هل یبدولله فى المحتوم؟ قال: نعم! قلنا له: فنخاف ان یبدو لله فى القائم؟ فقال: ان القائم من المیعاد، و الله لایخلف المیعاد». علامه مجلسى در توضیح این روایات مى‏نویسد:«لعل للمحتوم معان یمكن البداء فى بعض‏ها و قوله« من المیعاد» اشاره الى انه لایمكن البداء فیه لقوله تعالى: (إِنَّ اللَّهَ لا یُخْلِفُ الْمِیعادَ) و الحاصل ان هذا شى‏ء وعدالله رسوله و اهل بیته، لصبرهم على المكاره آلتى وصلت الیهم من المخالفین، والله لایخلف وعده. ثم انه یحتمل ان یكون المراد بالبداء فى المحتوم البداء فى خصوصیاته لا فى اصل وقوعه كخروج السفیانى قبل ذهاب بنى‏العباس و نحو ذلك»(بحارالانوار، ج 52، ص 250). [56] . كتاب سفیانى از ظهور تا افول، نظر موافقان و مخالفان را درباره نقش بدا در علایم حتمى ظهور نقد و بررسى كرده است. [57] . كمال‏الدین، ج 2، ص 70:«... لو لم یبق من الدنیا الا یوم لطول الله ذلك الیوم حتى یخرج فیه، فى ملاها الارض قسطا و عدلا كما ملئت ظلما و جورا ...». [58] . آمارى كه كتاب منتخب الاثر، درباره ظهور بیان داشته، 657 حدیث است كه الفاظ برخى مشابه همین قسمت از حدیث است.(نك: ص 131). [59] . كمال‏الدین، ج 2، ص 70:«... وان الله تبارك و تعالى لیصلح له امره فى لیله كما اصلح امر كلیمه موسى اذ ذهب لیقتبس لاهله نارا فرجع، و هو نبى مرسل». [60] . كمال‏الدین، ج 2، ب 35، ح 5؛ معجم احادیث الامام المهدى، ج 5، ص 377:«... فاذا خرج اشرقت الارض بنوره ... و هو الذى تطوى له الارض». [61] . سوره اعراف، آیه 96. [62] . نك: منتخب الاثر، ص 308. [63] . كمال‏الدین، ج 2، ص 71:«عبدالعظیم بن عبدالله الحسنى قال: قلت لمحمدبن على بن موسیانى لارجو ان تكون القائم و من اهل بیت محمد الذى یملأ الارض قسطا و عدلا كما ملئت جورا و ظلما .... لو لم یبق من الدنیا الا یوم لطول الله ذلك الیوم حتى یخرج فیه، فیملاها الارض قسطا و عدلا كما ملئت ظلما و جورا ....». [64] . شاهد این تفاوت، آیه 9 سوره حجرات است كه دو واژه عدل و قسط كنار هم آمده و طبیعتاً باید این دو، متفاوت باشند.» فَأَصْلِحُوا بَیْنَهُما بِالْعَدْلِ وَ أَقْسِطُوا إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُقْسِطِینَ» [65] . التحقیق فى كلمات القرآن الكریم، ج 8 ص 55. [66] . معجم الفروق اللغویه، ص 428، فیومى، ج 2، ص 503. [67] . نهج البلاغه، خ 183. [68] . كمال الدین، ج 2 ص 71. [69] . بلد الامین، ص 656؛ مهج الدعوات، ص 80.:«اللهم ... الذین اضلّوا عبادكَ و حرّفُوا كتابكَ، و بدّلُوا احكامكَ و جَحَدوا حقّكَ و جلسوا مجالس اولیائك جرأه منهم علیك و ظلما منهم لاهل بیت نبیك ... و تركوا اللهم عالم ارضك فى بكماء عمیاء، ظلماء مدلهمّه ... اللهم الذین امنوا على عدوك و عدو اولیائك فاصبحوا ظاهرین و الى الحق داعین و للام المنتظر القائم بالقسط تابعین و جدد اللهم على اعدائك و اعدائهم نارك و عذابك الذى لاتدفعه عن القوم الظالمین». [70] . مهج الدعوات، ص 80؛ بلد الامین، ص 656؛ معجم احادیث الامام المهدى، ج 4، ص 190؛ صحیفه مهدیه، ص 153«... فایّد اللّهم الذین آمنوا على عدوّك و عدوّ اولیائك فاصبحوا ظاهرین و الى الحق الداعین و للامام المنتظر القائم بالقسط تابعین». [71] .«اللهم ولیك فلان فاحفظه من بین یدیه و من خلفه و عن یمینه و عن شماله و من فوقه و من تحته و امدد فى عمره و اجعله القائم بامرك و المنتظر لدینك و اره ما یحب و ما تقر به عینه و فى نفسه و ذریته و فى اهله و ماله و فى شیته و فى عدوه و ارهم منه ما یحذرون و اره فیهم ما یحب و تقر به عنه واشف به صدورنا و صدور قوم مؤمنین»(كافى، ج‏2 ، ص‏845 ، بحار، ج‏68 ، ص‏24 ، من لا یحضره الفقیه، ج‏1 ، ص‏623 ، نقل شده از معجم احادیث الامام المهدى، ج‏4 ، ص‏981 ؛ صحیفه امام جواد( ع)، ص‏211 ). منبع : مجموعه مقالات همایش سیره و زمانه امام جواد علیه السلام، ج 3، ص: 335 , فؤادیان، محمدرضا

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11814
زمان انتشار: 19 اوت 2020
| |
پرورش افکار عمومی برای مهدویت

پرورش افکار عمومی برای مهدویت

اهمیت مسئله مهدویت و ضرورت تبیین دقیق خط مشی انتظار برای شیعیان، با هدف جلوگیری و مقابله با فعالیت جریانات انحرافاتی همچون واقفیه و...، امام جواد(ع) را بر آن داشت تا نسبت به این مسئله اهتمامی ویژه داشته باشد. قسمت بزرگی از این اهتمام، در بخش «آگاهی بخشی عمومی» صرف شد. امام در این آگاهی بخشی به کار تبیین ابعاد گوناگون اطلاعات و معارف مهدوی پرداخت.

1. تبیین مصداق قائم(عج) مفهوم «قائم » از دوران نبوی، ذهن مسلمانان را به خودش مشغول داشته بود. از این رو، سؤالی که شیعیان از بسیاری از امامان خود پرسیده بودند، این بود که شما امام قائم هستید؟ یا امام قائم چه کسی است؟ امام جواد(ع) در پاسخ به این سؤال چنین می فرمود: هنگامی که فرزندم علی وفات یابد، چراغ دیگری پس از او نمایان شود. سپس [چراغ بعد از او] پنهان می گردد (نعمانی، 1397: 186). امیة بن علی القیس می گوید: به ابو جعفر(ع) عرض کردم جانشین پس از شما کیست؟ فرمودند: فرزندم علی و دو پسر علی، سپس مدتی سر را به زیر انداختند و سر برداشتند و فرمودند: در آتیه ای نزدیک، حیرتی فرا می رسد (همو: 185). صَقر بن ابی دُلَف نیز از امام جواد(ع) نقل می کند که امام فرمودند: امام و پیشوای بعد از من پسرم علی است. امر او امر من و سخن او سخن من و اطاعت از او، اطاعت از من است و امام بعد از او، پسرش حسن است که امر او، امر پدرش و سخن او، سخن پدرش و اطاعت از او، پیروی از پدرش است. سپس سکوت کردند. عرض کردم ای فرزند رسول خدا، امام بعد از حسن کیست؟ امام جواد(ع) گریۀ شدیدی کردند و فرمودند: امام بعد از حسن پسرش بوده که قائم به حق منتظر است (صدوق، 1395: ج2، 378). جمله «امام مهدی(عج) سومین فرزندم است» (همو: 377) نیز از جوادالائمه(ع) در همین رابطه نقل شده است. در روایتی دیگر، عبدالعظیم حسنی در ملاقاتی به امام جواد(ع) می گوید:امیدوارم شما قائم اهل بیت محمد(ص) باشید که زمین را پر از عدل و داد نمائید، هم چنان که آکنده از ظلم و جور شده باشد. ایشان ضمن رد تلویحی این مطلب، فرمودند: سوگند به کسی که محمد(ص) را به نبوت مبعوث فرمود و ما را به امامت مخصوص گردانید، اگر از عمر دنیا جز یک روز باقی مانده باشد، خداوند آن روز را طولانی گرداند تا قائم در آن روز قیام کند و زمین را پر از عدل و داد نماید، هم چنان که آکنده از ظلم و جور شده باشد (همو). سعی امام از این گونه روشنگری ها، تعیین مصداق دقیق حضرت مهدی(عج) است؛ ضمن این که امام تاکید دارد که آن حضرت از نسل امامان حسینی(ع) می باشد. 2. تبیین چگونگی ولادت قائم (عج) با توجه به دشمنی آشکار دستگاه خلافت با بروز هر گونه قدرت براندازنده، این سؤال برای شیعیان پدید می آمد که چگونه حاکمیت اجازه خواهد داد که امام زمان(عج) به دنیا آید و در این باره از امام جواد(ع) سؤال می کردند. ایشان در پاسخ این سؤال خیال شیعیان را آسوده کرده و فرمودند: ولادت او بر مردم مخفی است (همو: 378). 3. تبیین القاب حضرت مهدی (عج) بنا بر گزارش های تاریخی، امام جواد(ع) در بیانات شان، القاب «قائم» و «منتظر» را برای حضرت مهدی(عج) به کار می بردند. وقتی از ایشان توضیحی درباره مفهوم این دو اصطلاح خواسته شد، ابتدا در توضیح مفهوم «قائم» فرمودند: پس از آن که نامش از بین می رود و آنان که به امامت او قائل بودند، مرتد و از دین برگشته می شوند؛ قیام می کند (همو). سپس در ادامه، به تبیین مفهوم «منتظر» پرداخته و فرمودند: زیرا که که ایام غیبت او طولانی می شود و مدتش به درازا می انجامد و پاکان و برگزیدگان، منتظر قیام و خروج او می گردند (همو). یکی دیگر از القابی که امام جواد(ع) برای حضرت قائم (عج) به کار برده، «سراج مخفی» یعنی چراغ پنهان است. در روایتی، عبدالعظیم حسنی، از قول جوادالائمه(ع) نقل می کند که ایشان در مقام شمردن امامان پس از خویش فرمودند: هنگامی که فرزندم علی درگذرد، چراغی پس از او ظاهر شود و سپس چراغی که پنهان می گردد (نعمانی، 1397: 186). روشن است که لقب «سراج» اشاره به نقش هدایت گری امام زمان(عج) و «مخفی» اشاره به غیبت آن حضرت دارد. 4. تبیین دوره غیبت نخستین مسئله ای که امام جواد(ع) می بایست درباره دوره غیبت به تبیین آن بپردازد، آن است که این دوره مربوط به کدام یک از امامان است و اولین گام در این رابطه، نفی این دوره نسبت به خود ایشان است. از این رو خطاب به اسماعیل بن مهران که نگران سفر امام جواد(ع) به بغداد بود، چنین می فرماید: آن غیبتی که گمان می کنی در این سال نیست (کلینی، 1407: ج2، 108). تکنیک دیگری که در این رابطه می توان به کار گرفت، گفتگو از حضرت قائم(عج) است به گونه ای که همگان متوجه شوند، که آن غیبت قائم(عج)، مربوط به امام جواد(ع) نیست. در این قسمت به کارگیری ضمایر سوم شخص غایب، جالب توجه است: همانا برای او غیبتی است که روزهای آن زیاد و مدت آن طولانی شود. (صدوق، 1395: ج2، 378). 5. تبیین انتظار و اهمیت آن از مهم ترین مسایل عصر غیبت، مسئله انتظار فرج است. امام جواد(ع) برای آگاه شدن جامعه شیعی نسبت به اهمیت مسئله انتظار، حکم به وجوب انتظار برای شیعیان داده و برترین اعمال آنان را انتظار فرج دانسته است (همو: 377). از سوی دیگر، امام با جمله «افراد مخلص در غیبت امام مهدی(عج) انتظار آن حضرت را کشند» (همو: 378). خلوص را شرط معنوی انتظار دانسته و شیعیان را به کسب آمادگی معنوی برای حضور در خیل منتظِران، فرا می خواند. 6. تبیین وقت ظهور یکی از مسائلی که پیرو مسئله غیبت، بایستی تبیین گردد، مسئله وقت ظهور است. امام جواد(ع) در یک سیر منطقی، پس از آن که به مبارزه با فرق انحرافی، منکران و شکاکان پرداختند و پس از آن که اهمیت انتظار و درجه منتظران را برشمردند اینک بایستی مسئله وقت ظهور را واکاوی می کنند. چرا که فضای عصر غیبت مستعد سؤال از زمان ظهور است. در چنین فضایی دو دسته افراد ممکن است ظهور نمایند. افراد سودجویی که در پی تعیین وقت ظهور در پی منافع خویش اند و افرادی که از سر نادانی به تعیین وقت پرداخته و با محقق نشدن وعده هایشان، سبب ناامیدی شیعیان و سستی عقاید آنان می شوند. بهترین مبارزه با چنین افرادی، شناساندن چهره واقعی آنان است. از این رو امام جواد(ع) فرمودند: «کسانی که وقت (ظهور) را مشخص کنند، دروغگویند» (همو) جملات دیگری همچون «اگر از عمر دنیا جز یک روز باقی مانده باشد خداوند آن روز را طولانی گرداند تا در آن قیام کند» (همو: 377) نیز به صورت تلویحی اشاره به این مطلب دارد که ظهور امری ناگهانی بوده و زمانش مشخص نیست و در نتیجه هر کس تعیین وقت کند، ادعای گزافی نموده است. جمله «خدای تعالی امر او را در یک شب اصلاح نماید » (همو) نیز در همین راستاست. یک دسته دیگر نیز دچار تعیین وقت و آسیب هایی از این دست می شوند و آنان کسانی هستند که در امر ظهور عجله می کنند. در بیان جوادالائمه(ع) اینان نیز هلاک خواهند شد (همو: 378). 7. تبیین قدرت و اعجاز قائم(عج) امام به منظور آرامش فکری و اطمینان قلبی شیعیان از توان حضرت قائم(عج) در مواجهه با دشمنان با توجه به شرایط جهانی حاکم در عصر ظهور که جهانی پر از ظلم و جور ترسیم شده است، توانائی حضرت مهدی(عج) را برای غلبه بر ظلم و پر کردن عالم از عدل و داد، این چنین به تصویر می کشد: امام قائمی که خداوند توسط او زمین را از آلودگی کفار و منکرین پاک و مطهر می گرداند و از عدل و داد پر می کند کسی است که... در پهنه زمین هرکجا اراده کند فورا می رود و تمام مشکلات در برابر او آسان و ناچیز است (همو: 377). این که شیعیان نسبت به قدرت امام خویش آگاهی داشته باشند، امید آنان را صدچندان کرده و آنان را نسبت به صحت راهی که در پیش گرفته اند، مطمئن می سازد. بدین سان سختی های دوره غیبت برای آنان آسان تر می گردد. 8. تبیین جایگاه شکّاکان در سطرهای گذشته، به مبارزه امام جواد(ع) با فرق انحرافی، پرداختیم. دسته دیگری از شیعیان هستند که به صورت رسمی جزء واقفه و... نیستند اما عملکرد آنان همچون آن فرق، به یکپارچگی جامعه منتظِر، آسیب می رساند. آنان کسانی هستند که در وجود، غیبت، ظهور و یا دیگر ابعاد قائم(عج) تشکیک می کنند. امام جواد(ع) در برخی از روایات، با ذکر «شکّاکان انکارش می کنند» (همو: 378) جامعه شیعی را آماده رویارویی با آنان می کند. آموزه های دیگر جوادالائمه(ع) که دوره غیبت را «دوره حیرت» می نامد (نعمانی، 1397: 185) نیز در راستای «افزایش آمادگی» قابل تفسیر است. در روایتی دیگر، ایشان با جمله «وای بر کسی که شک کند» (همو: 186) شیعیان را از این که دچار شک شوند، بر حذر می دارند. 9. تبیبن علائم پیش از ظهور امام در راستای تبیین مسئله غیبت و علائم و مشخصه های آن در چندین روایت نسبت به مسئله علائم ظهور با هدف ارتقای دانش شیعیان، مواردی را بیان داشته است. شاید این نوع روشنگری ها به خاطر جلوگیری از سوءاستفاده های سودجویان است که هر نوع اتفاقی را در جامعه حمل بر علائم پیش از ظهور کرده و اهداف خود را دنبال کنند. مسعودی از حمیری نقل می کند که گفت: آن چه شما به آن امید دارید (ظهور قائم) اتفاق نمی افتد، مگر این که سفیانی بر فراز کرسی ها و منابر سخنرانی کند. چون چنین شود قائم آل محمد(ص) از جانب حجاز در رسد (مسعودی، 1426: 257). تجمع یاران حضرت قائم(عج) و به حد نساب رسیدن آنان نیز مسئله ای است که در آموزه های امام جواد(ع) بدان اشاره شده است و می تواند از علائم ظهور حضرت قائم(عج) باشد (صدوق، 1395: ج2، 378). بدین سان شیعیان می دانند که تا آنان مراتب کمال را طی نکنند و به خیل یاران حضرت نپیوندند، ایشان یار کافی برای ظهور نخواهند داشت و امر ظهور محقق نخواهد شد. 10. تبیین معارف مهدوی به شیوه غیرمستقیم پرورش افکار عمومی درباره مهدویت از سوی امام جواد(ع)، تنها به تبیین مستقیم و صریح آن حضرت خلاصه نمی شود، بلکه گزارش های تاریخی، نشان از آن دارد که امام جواد(ع) مسئله مهدویت را از شیوه های غیرمستقیم، مانند دعا و مناجات نیز پیگیری می نمودند. بیان این مفاهیم در قالب دعا و مناجات سبب می گردد که مفاهیم در بستری از عشق و عاطفه به قلب و روح شنونده نفوذ کرده و تأثیر آن را دوچندان نماید. در بخشی از دعای طولانی قنوت نماز امام جواد(ع)، پرورش افکار عمومی در حوزه مهدویت با چنین عباراتی صورت می پذیرد: خداوندا آن گروهی را که ایمان آوردند، یاری و تأیید فرما تا بر دشمنانت و دشمنان دوستانت پیروز شوند و آنان ها را به حق و حقیقت فراخوانند و دنباله رو امام منتظری باشند که برای برقراری عدل و داد قیام می کند (ابن طاووس، 1411: 60). امام در این دعا ضمن اشاره به امام منتظر پیروی از آن حضرت را حقیقت دانسته و به آن ارزش می دهد. ضمن این که هدف غائی قیام نهائی را برقراری عدل و داد می داند. در بیان دیگری که به عنوان تعقیب نماز از جوادالائمه(ع) نقل شده است، وظیفه شیعیان این چنین بیان شده است: خدایا! ولی و دوست خودت (نام مبارک امام دوازدهم برده می شود) را در همه حال و در هر جهت از پشت سر و از طرف راست، و از طرف چپ و از بالای سر و از زیر پا حفظ فرما، و زندگی بس طولانی به او عنایت فرما و او را قیام کننده به امرت و یاور دینت قرار بده و آن چه دوست دارد و چشمش به آن روشن می گردد به او بنمایان و نیز در مورد خود و فرزندان و خاندان و اموال و شیعیان و دشمنش نیز این چنین عمل کن، و به دشمنانش از او چیزی را نشان بده که از آن می ترسند و به او درباره ایشان آن چیزی را نشان بده که دوست دارد، چشمش روشن می گرداند و سینه های ما و سینه های گروه مؤمنان را به واسطه او شفا عنایت فرما (کلینی، 1407: ج2، 548). این گونه بیانات در قالب راز و نیاز غیر از انتقال معارف، نوعی احساس و وابستگی درونی و هم چنین شور را به مخاطب منتقل نموده و جامعه را بی صبرانه منتظر حضرت قائم(عج) می نماید. نتیجه گیری آن چه گذشت، توصیف اقدامات امام جواد(ع) برای آماده سازی جامعه شیعی در مواجهه با عصر غیبت بود. جامعه مسلمانان به ویژه شیعیان، از صدر اسلام با مفهوم «مهدی» یا «قائم» آشنا بودند. این آشنایی از سویی منشأ نقاط قوت و از دیگر سو، منشاء آسیب هایی چند بود. نقاط قوت این آگاهی مجال دیگری می طلبد ولی از جمله آسیب ها می توان به ترس از آینده، سرگردانی هنگام بروز حادثه، سودجویی حاکمان قدرت طلب و افراد فرصت طلب و... اشاره کرد. از آن جا که شیعیان، آموزه های خویش را در همه ابعاد از امامان خویش فرامی گرفتند، در این حوزه نیز چشم به سوی منشأ هدایت خویش داشتند. هر یک از امامان(ع)، به نحوی وظیفه خویش را در راستای آماده سازی جامعه شیعی برای دوره غیبت، انجام دادند ولی هر چه به دوره امامان متأخر، نزدیک تر می شویم، این وظیفه، مهم تر می شود. امام جواد(ع) نیز از آن دسته از امامان متاخری بود که وظیفه خطیر خویش را برای آماده سازی شیعیان برای رویایی با غیبت حضرت قائم(عج)، به بهترین شکل ممکن به انجام رساند. جوادالائمه(ع) در جامعه ای زیست می نمود که به لحاظ سیاسی، امام شیعیان، تحت نظارت شدید حاکمیت بود و از نظر فرهنگی، فضای جولان افکار و عقاید انحرافی به بهترین شکل ممکن فراهم بود، از این رو یکی از اقدامات حضرت، مقابله با جریان های انحرافی بود به گونه ای که با حاکمیت نیز دچار چالش نشود. در ادامه همین مباحث فرهنگی، امام، امامت خویش را که نخستین امامت خردسال شیعی بود، به اثبات رساند که همین امر خود مقدمه ای برای پذیرش امامت حضرت قائم (عج) در خردسالی بود. از دیگر اقدامات جوادالائمه(ع) برای آماده سازی جامعه شیعی، مدیریت و تقویت سازمان وکالت بود. همین سازمان دردوره غیبت صغری نقشی اساسی در هدایت جامعه شیعی داشت. حوزه بعدی اقدامات حضرت جواد(ع)، سلسله معارفی بود که ایشان برای پرورش افکار عمومی در حوزه مهدویت بیان می داشتند. این سلسله معارف، به صورتی روشمند، مباحث اصولی و ضروری مهدویت را هدف گذاری کرده بود. تعیین مصداق قائم(عج)، چگونگی ولادت ایشان، مفهوم القاب حضرت مهدی(عج)، جایگاه شکّاکان، تبیین دوره غیبت و انتظار، میزان قدرت حضرت مهدی(عج) و برخی مباحث دیگر از جمله مسایلی بود که حضرت جواد(ع) برای بالابردن سطح معارف مهدوی شیعیان انتخاب کرده بود. امام محمدتقی(ع) این معارف را به دو شیوه مستقیم و غیرمستقیم بیان می فرمودند. در شیوه غیرمستقیم، حضرت از قالب دعا و مناجات که قدرت نفوذ بیشتری دارد، استفاده می نمود. منابع: - ابن الوهاب، حسین بن عبدالوهاب، عیون المعجزات، قم، مکتبة الداوری، بی تا - ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی طالب، نجف الاشرف، مطبعة الحیدریة، 1956 م - ابن طاووس، علی بن موسی، مهج الدعوات و منهج العبادات، مصحح ابوطالب کرمانی، قم، دارالذخائر، 1411ق - بحرانی، ابن میثم، النجاة فی القیامة فی تحقیق امر الامامة، قم، اول، مجمع الفکر الاسلامی، 1417 ق - جباری، محمدرضا، سازمان وکالت و نقش آن در عصر ائمة(ع)، قم، مؤسسه آموزش پژوهشی امام خمینی(ره)، ۱۳۸۲ش - حرانی، حسن بن علی ابن شعبه، تحف العقول، مصحح علی اکبر غفاری، قم، انتشارات جامعه مدرسین، 1404ق - حلی، حسن بن یوسف، رجال العلامة الحلی، قم، دارالذخائر، 1411ق - خزاز رازی، علی بن محمد، کفایة الاثر فی النص علی الائمة الاثنی عشر، مصحح، عبداللطیف حسینی کوه کمری، قم، بیدار، 1401ق - خلیفه بن خیاط العصفری، تاریخ خلیفة بن خیاط، محقق سهیل زکار، بیروت، دارالفکر للطباعة و النشر و التوزیع، بی تا - صدوق، محمدبن علی ابن بابویه، عیون اخبار الرضا(ع)، بیروت، مؤسسه الاعلمی للمطبوعات، 1404 ق - ----------------، من لایحضره الفقیه، مصحح علی اکبر غفاری، قم، دفتر انتشارات جامعه مدرسین، 1413ق - ----------------، کمال الدین و تمام النعمة، مصحح علی اکبر غفاری، تهران، اسلامیه، 1395ق - طباطبایی، محمدحسین، شیعه در اسلام، قم، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، 1385ش - طبری شیعی، محمدبن جریر، دلائل الامامة، قم، اول، مؤسسه البعثه، 1413ق - طبری، محمدبن جریر، تاریخ الطبری، تحقیق: مراجعة و تصحیح و ضبط: نخبة من العلماء الأجلاء، بیروت، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، بی تا - طوسی، محمدبن حسن، رجال الطوسی، محقق جواد قیومی اصفهانی، قم، مؤسسه نشر الاسلامی التابعه لجامعه المدرسین بقم المقدسه، 1373 - عاملی، سیدجعفر مرتضی، الحیاة السیاسیة للامام الجواد(ع)، بیروت، اول، مرکز الاسلامی للدراسات، 1405ق - عطاردی، عزیزالله، مسند الامام الجواد ابوجعفر محمد بن علی الرضا، تهران، عطاردی، 1388 - کشی، محمدبن عمر، اختیار معرفة الرجال (رجال الکشی)، محقق، محمدبن حسن طوسی، مشهد، نشر دانشگاه مشهد، 1409ق - کلینی، محمدبن یعقوب بن اسحاق، الکافی، مصحح علی اکبر غفاری، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1407ق - مسعودی، علی بن حسین، اثبات الوصیة، قم، انصاریان، 1426ق - مسعودی، مروج الذهب و معادن الجوهر، قم، دوم، دارالهجره، 1404ق - ناصری، ریاض محمد حبیب، الواقفیة دراسة تحلیلیة، مشهد، الموتمر العالمی للامام الرضا(ع)، 1409ق. - نجاشی، احمدبن علی، رجال النجاشی،قم، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، 1407ق - نعمانی، محمدبن ابراهیم ابن ابی زینب، الغیبة، محقق علی اکبر غفاری، تهران، نشر صدوق، 1397ق - نوبختی، ابی محمد حسن بن موسی، فرق الشیعة، مصحح محمدصادق آل بحرالعلوم، نجف، مطبعة الحیدریه، 1355ق پی نوشت ها: [1] البته برخی منابع گزارش ملاقات امام جواد(ع) با مأمون را در سال 215 هنگام عبور مأمون از تکریت برای جنگ با رومیان داده اند (طبری، بی تا: ج7، 190) که بعید به نظر می رسد که مأمون برای ملاقات با امام جواد(ع) بیش از 11 سال صبر کرده باشد. [2] نام دیگری برای فرقه واقفیه بوده است.

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed