www.montazer.ir
یک‌شنبه 31 می 2026
شناسه مطلب: 9925
زمان انتشار: 2 ژانویه 2019
| |
اهل بیت «دَعائِمَ الأَخیار=تکیه گاه خوبان» هستند

شرح زیارت جامعه کبیره؛ جلسه 83؛ 97/10/06

اهل بیت «دَعائِمَ الأَخیار=تکیه گاه خوبان» هستند

قرآن می‌فرماید، انسان فقر ذاتی دارد: «أَنْتُمُ‏ الْفُقَراءُ إِلَى‏ اللهَ[1]= اى مردم! شما به خدا نيازمنديد». همۀ شما فقیر به خدا هستید. فقر به خدا، یعنی اگر خداوند آن به آن، به انسان هستی ندهد و توجه نکند، نابود می‌شود. این توجه و اراده الهی نسبت به تمام عالم و ظهورات الهی است. این عنایت و توجه ویژه ی خدا موجب می شود که موجودات سر پا باشند. پس ما در اوج ضعف و فقر در اعمال­ و خُلقیات‌ و روزی‌ و هستی‌مان هستیم و در همه چیز، وابسته به خدا هستیم.

توجه به فقر ذاتی، انسان را به خدا نزدیک می کند آدمی که تکیه‌گاهش خدا باشد، به راحتی به هم نمی‌ریزد. چون تکیه‌گاهش خیلی قوی است. کسی که می‌فهمد خدا همه کاره است، دیگر در زندگی اش تزلزل و بن‌بست ندارد. این گونه ناراحتی ها برای نفهمی‌های ماست که به تکیه‌گاه‌های غلط اعتماد می کنیم. انسان‌ها به علت فقر ذاتی که دارند، از اول که به دنیا می‌آیند، تکیه‌گاه لازم دارند. مثل بچه ای که وقتی به دنیا می‌آید، اگر مادر نداشته باشد، نابود می‌شود. چون از پس حیات خودش بر نمی‌آید و یک پشه را هم نمی‌تواند از خودش دور کند. یک مورچه در گوش یا چشمش برود، نمی‌تواند کاری بکند. او فقط با تکیه به مادر و پدر و پرستار می‌تواند حیات داشته باشد. در طول مدت زندگی اش هم باز این تکیه و وابستگی وجود دارد. «اولوالالباب» یعنی آدم‌های باشعور و عاقل می‌فهمند که عین فقر هستند و همه مثل خودشان فقیرند. آنها متوجه هستند که پدر و مادر، همسر، دوستان، پول، بدن یا هر چیز دیگری که به آن تکیه کنند، هیچ کاره هستند. چون خود اینها را هم کس دیگری نگه می‌دارد. همه فقیرند. خداست که اینها را نگه داشته است. حتی این را هم می‌دانند که همۀ محبت‌ها، رزق‌ها، توجه‌ها در واقع مستقیم از خود خدا می‌آید. آن وقت بعضی آدمها چقدر بی‌شعور می‌شوند که نماز را کنار می‌گذارند، شکر خدا را به جا نمی‌آورند، درحالی که با استمداد از خدا سرپا هستند. «لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم»، «بحول الله و قوته اقم و اقعد». اینها می‌ گویند من با حول و قوۀ الهی می‌توانم حرف بزنم، بلند ­شوم و ­بنشینم و فقط خداست که من را نگه داشته، عوامل و اسباب هیچ کاره هستند. اگر خدا بخواهد، می تواند این را از من بگیرد. همانطورکه از خیلی‌ها گرفته. مثل انبیاء که از بچگی یتیم بودند. پیامبر هم که در بچگی پدر و مادرش را از دست داد، علتش این بود که خدا می­خواست ایشان توحید و وابستگی همه چیز به خدا را خوب بفهمد. خدا اگر بخواهد، جای پدر و مادر را هم بهتر می‌گیرد. اما اگر نخواهد، زیر نظر پدر و مادر هم آدم به آن چیزی که باید برسد، نمی‌رسد. بنابراین، آدم باید بفهمد که آن به آن، لحظه به لحظه، رزق مادی و معنویش را از خداوند تبارک و تعالی دریافت می‌کند. شوهرم یا زنم، اینها همه وسیله هستند. البته حرمت‌شان باید رعایت شود. اما باید بدانیم که همه کاره خدا است. اولوالالباب این را خوب می‌فهمند و چون می‌فهمند، از اول تکیه‌گاه‌شان را بر خدا می‌گذارند. یعنی از شرک در می‌آیند و نجات پیدا می‌کنند. یعنی هر کاری می‌خواهند بکنند، می‌گویند: "ان‌شاءالله". چنین کسی به آدم‌ها وابسته نیست؛ به عوامل وابسته نیست؛ به طبیعت وابسته نیست و انرژی‌اش را از جایی نمی بگیرد. چون می‌داند همه به خدا بند هستند. تکیه ­گاه صاحبان خرد، تکیه گاه حقیقی است اولوالالباب همیشه در هر کاری دست خدا را می‌بینند. می‌خواهد صبحانه بخورد، می‌فهمد که اگر خدا نباشد، این صبحانه دستش نمی‌رسد. اگر خدا نخواهد، دهان باز نمی‌شود و لقمه پایین نمی‌رود و بزاقش ترشح نمی‌کند. لحظه به لحظه و آن به آن، این را درک می‌کند که من وابسته به خدا هستم. حالا کسی که با خدا لج است و نافرمانی خدا را می‌کند، نماز نمی‌خواند، طاعات الهی را به جا نمی‌آورد، چقدر وحشتناک می شود. آیا در زندگی اش می تواند خیر ببیند؟ آیا می تواند مشکلات زندگی­‌اش را حل کند؟ هرگز؛ چون با خدا قهر است. اما صاحبان خرد این را می‌فهمند. یک عده از مردم چون این را نمی‌فهمند و فقط اسباب را می‌بینند، دچار شرک می شوند. می گوید اگر شوهرم نباشد، اگر بچه‌ام نباشد، اگر زنم نباشد، فلانی اگر نباشد، اگر من دیپلم نداشته باشم، اگر من لیسانس نداشته باشم، اگر من دکترا نداشته باشم، فلان طور می شود. اگر دکترا داشتم اینطوری می شد. هزاران نفر را می‌‌بیند که همه آنها را دارند؛ اما در کنارشان هزار و یک جور گرفتاری هم دارند. این را هنوز نمی‌فهمد که هر کس هر چه دارد و من هر چه دارم، از خداست. قارون که زمین او را فرو برد، حرفش یک کلمه بود. آن این که من خودم کار کردم و ثروتمند شدم. «قَالَ إِنَّمَا أُوتِیتُهُ عَلَى عِلْمٍ عِنْدِی[2]= قارون گفت: این مال و ثروت فراوان به علم و تدبیر خودم به من داده شد». اما اولوالالباب چون این را می‌فهمند، از اول به در خانه کدخدا می‌روند. یعنی می‌دانند بقیه هیچ کاره هستند. به همین دلیل، آنها وقتی در نماز می‌گویند: «إِیَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِیَّاكَ نَسْتَعین‏= تنها تو را می‌­پرستیم و تنها از تو یاری می­‌خواهیم». خیلی برایشان لذت دارد. به شادی و آرامش می‌افتند. چون تکیه‌گاهشان، تکیه‌گاه حقیقی است، یعنی دلش را از مادرم و خاله‌ام و شوهرم و زنم و بچه‌ام و جامعه‌ام و کشورم و مدرک تحصیلی و از چیزهای توهمی بریده است. او به خدا چسبیده است و چون یک تکیه‌گاه محکم دارد، تمام اضطراب‌های آینده‌اش از بین می‌رود. موسی با تکیه بر خدا توانست ساحران را به سجده دربیاورد کسی که می‌فهمد خدا همه کاره است، دیگر در زندگی اش بن‌بست ندارد. دیگر تزلزل ندارد. علت این بن بست ها و تزلزلها، نفهمی ما است و این که به تکیه‌گاه‌های غلط اعتماد می کنیم. مثل داستان ایمان آوردن ساحران دوران فرعون که وقتی معجزه حضرت موسی را دیدند، فهمیدند پشتوانۀ موسی حقیقی است. فهمیدند که عزت فرعون و سحر و جادو عزّت نمی‌آورد. برای همین بود که سریع به سجده افتادند. فرعون هم گفت: شما ایمان آوردید، قبل از اینکه من به شما اجازه بدهم؟ گفتند: ما ایمان آوردیم به آن چیزی که موسی ایمان آورده. فرعون گفت: «وَأَرْجُلَكُمْ مِنْ خِلَافٍ وَ لَأُصَلِّبَنَّكُمْ فی‏ جُذُوعِ النَّخْل= من دست و پای شما را بر خلاف یکدیگر می‌برم و بر تنه نخلهای خرما به دار می‌آویزم». آنها هم گفتند: «اِنَّما تَقوی فِی هذِهِ الحَیاةِ الدُّنیا[3]= هر ظلمی کنی همین حیات دو روزه دنیاست». چون تکیه‌گاه پیدا کردند و فهمیدند همه چیز به کجا وصل است، آن را دیدند و قدرتمند شدند و به توحید رسیدند. به اینجا رسیدند که همۀ تکیه‌گاه‌ها خداست. می گوید من با خدا تنها نیستم. من با خدا ضعیف نیستم. من با خدا بی‌کس نیستم. اگر رفیقانم، دوستانم، پدر و مادرم و همه من را رها کنند، من خدا را دارم. من خدا را دارم که همه کاری برایم می‌کند. من اهل بیت را دارم، خانواده آسمانی دارم، من چهارده نور مقدس دارم. غیر از فرشته ها، انبیاء، صدیقین، شهدا، دوستان آسمانی دارم که رفقای خیلی خوبی هستند. از غیب برای من همه چیز می‌آید، این آدم وقتی تصمیم می‌گیرد کار بزرگی بکند، می‌کند. لذتش این است که تکیه‌اش به خداست. قیمت یک آدم، تکیه‌گاه اوست. تو الان سندت چیست؟ اگر سندم خدا و امام زمان و مادرم فاطمه زهرا علیهم‌السلام است، اهل بیت سندم هستند، من زندگی می‌کنم، و هم دنیایم، هم آخرتم و تکیه‌گاهم اهل بیت هستند. آنها هستند که ضعف‌ها، ناتوانایی‌ها و مشکلاتم را برطرف می‌کنند. قدرت و انرژی زندگی مان با تکیه بر اهل بیت به دست می آید آدم در حرم امام رضا می‌نشیند، در حرم حضرت عبدالعظیم می‌نشیند، در حرم حضرت معصومه (سلام الله علیها) می‌نشیند، در خانه‌اش می‌نشیند و جامعه کبیره می‌خواند و خطاب می‌کند: «السَّلَامُ‏ عَلَیْكُمْ‏ یَا أَهْلَ بَیْت‏ النُبُوَّة... وَ دَعائِمَ الأَخیار»، یعنی عشق خوبان این است که شما (اهل­بیت) تکیه‌گاه آنها هستید و تکیه‌گاه آنها شما هستید. تکیه‌گاه تو کیست؟ شوهرت، مدرک تحصیلی‌ات، زنت، فرزندان و نوه‌هایت، یا فلان عضو فلان حزب و گروه و دسته و جناح؟ پس معلوم است که تو تکیه‌گاه محکمی نداری. خوش به حال کسی که قدرت و انرژی­ و تکیه‌گاهش اهل­بیت است. آدم‌های عصبی و پرخاشگر تکیه‌گاه ندارند. اگر داشتند به راحتی عصبی نمی‌شدند و پرخاشگری نمی‌کردند و زودرنج و حساس نمی‌­شدند. چون تکیه‌گاه‌شان به چیزهای بی‌خود است. آدمی که تکیه‌گاهش خدا باشد، به راحتی به هم نمی‌ریزد. چون تکیه‌گاهش خیلی قوی است. «دَعائِمَ الأَخیار» یعنی شخص می‌داند اگر خانه‌اش را برای امام زمان علیه‌السلام بدهد، ماشینش را بدهد، طلایش را بدهد، چندین برابر به او در همین دنیا برمی‌گردد. این آدم از انفاق کردن برای خدا ترس ندارد. ولی برخی افراد هستند که وقتی می‌خواهند انفاق کنند یا کار خیری بکنند یا مالشان را در اختیار امام زمان علیه‌السلام قرار بدهند، ولی چرتکه می‌اندازند، ترس و اضطراب دارند، معلوم است که اینها تکیه‌گاه الهی ندارند. اهل بیت تکیه گاه خوبان هستند تکیه‌گاه داشتن، یعنی امنیت و آرامش و تمام چیزها. «دَعائِمَ الأَخیار» یعنی با اهل بیت همۀ ترس‌ها از بین می‌رود. همۀ اضطراب‌ها از آدم گرفته می‌شود. دلشوره‌ها از آدم گرفته می‌شود. چون در این حالت، با کریم‌هایی روبه‌رو هستید که هیچ وقت به تو بدهکار نمی‌شوند. تو یک ریال خرج کن هزاران ریال به تو برمی‌گردد. آنها اصلاً زیر دین کسی نمی‌مانند. چون روزی تو هم از طریق آنها می‌رسد. آن یک ریال تو هم مال آنها است. ما که ابرار نیستیم، لااقل از اخیار باشیم. این خوبان چطوری هستند؟ شخصیت یک آدم خوب چیست؟ این را بعدا بررسی می کنیم. آرشیو مباحث استاد شجاعی فروشگاه آنلاین با محصولات ناب  قا/119 شرح زیارت جامعه کبیره/ اهل بیت و تکیه گاه خوبان   [1] . سوره فاطر/ آیه 15. [2] . سوره قصص/ آیه 78. [3] . سوره طه/ آیه 72.

صوت

1 - اهل بیت «دَعائِمَ الأَخیار=تکیه گاه خوبان» هستند

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 9924
زمان انتشار: 2 ژانویه 2019
| |
چرا از یاد آخرت می ترسیم؟

خانواده آسمانی؛ جلسه 493؛ 97/10/06

چرا از یاد آخرت می ترسیم؟

غفلت از یاد آخرت این گونه است که تصور کنید، کشتی ای در اقیانوسی می‌رود، یکدفعه چند ساعت قطب‌نمای کشتی از کار می افتد، یا  جهت یاب یک هواپیما روی آسمان خراب شود، این هواپیما یا کشتی کجا می‌خواهد برود؟ راه را گم می‌کند. آدمی که یاد معاد را فراموش می‌کند و خانه‌اش را از یادش ببرد، گم می‌شود.

آخرت‌شناسی یعنی عالمی که بی­نهایت زیباتر، کامل­تر و پیشرفته‌تر از دنیاست. چرا بعضی افراد از یاد و مطالعات معاد می‌ترسند؟ چون اصلاً بنا ندارند از این دنیا بروند. فقط می‌خواهند به دنیا و اموراتشان فکر کنند، هر چیزی هم که راجع به مرگ، معاد و آخرت باشد را دوست ندارند. در حالیکه آخرت، حیات و خانه و مسکن ماست و جایی است که قرار است ما در آن زندگی کنیم. بهشت شوخی بردار نیست. ابزار و وسایل و تجهیزات خاص خودش را می‌خواهد که باید در این سه حوزه کار کرد: اعمال بهشتی، اخلاق بهشتی و اعتقادات بهشتی. اینها نیازهای مهم  انسان هستند. اما همین که می گوئی من نمی‌رسم و کار دارم، توهین به خودت است و باعث می‌شود آن کودک عزیز روانت که از خدا امانت در دست توست و برای آخرت ساخته شده، رهایش کنی و فقط به یک روح حیوانی برسی و آن را تربیت کنی که این دیگر به درد تو نمی‌خورد. چون نه دنیا را پیدا می‌کنی که با آن لذت ببری و آرامش داشته باشی و نه آخرت را. پس ما به شناخت آخرت خیلی نیاز داریم. یاد آخرت دارو و شفای مریض های جسمی و روحی است جدای از شناخت معاد، یاد معاد خودش یک داستان دیگر است. حضرت در این باب فرمود: « ذِكْرُ الآخِرَةِ دَواءٌ وَشِفاءٌ و ذِكرُ الدُّنیا أدوَأُ الأَدواءِ = یاد آخرت دارو و درمان است و یاد دنیا بدترین دردهاست». یاد آخرت هم داروی بیماریهای جسمی و روحی ماست و هم شفاست. اگر مریضی هم داشته باشیم همه را درمان می‌کند و روح­مان را شاد. شفا یعنی سالم شدن، شادی و آرامش. یاد آخرت مانع رسیدن آسیب از مصائب و مشکلات زندگی به روح می شود، مانع حسادت، بداخلاقی، زودرنجی و بدبینی انسان می شود، کسی که دائما به یاد آخرت است، اهل چشم و هم‌چشمی نیست، کاملاً شاد و آرام و امیدوار و بمب شادی و قدرت و انرژی است. اگر اینطور نیست، نشان از مریض بودن دل است. مگر امیرالمؤمنین علیه‌السلام نفرمود: «الحزن مرضٌ نفس= حزن بیماری روح است». پس چرا روحش مریض است؟ چون یاد آخرت ندارد. درحالیکه یاد آخرت آدم را شاد و قوی می‌کند. فراموشی آخرت مثل کشتی می‌ماند که در یک اقیانوسی می‌رود، یکدفعه چند ساعت قطب‌نمایش کار نکند یا یک هواپیما روی آسمان جهت‌یابش خراب شده، این هواپیمایا کشتی کجا می‌خواهد برود؟ آدمی که یاد معاد را فراموش می‌کند و خانه‌اش را از یادش ببرد، گم می‌شود. برای کسب اطلاعات بیشتر کلیک کنید. یاد آخرت موجب قدرت روح و حرکت درست زندگی است یاد معاد یک چیزی است که شما اگر از دستش بدهید در شوهرداری، تربیت بچه، زن‌داری، در کار اقتصادی به شدت اشتباه می‌کنید. بنابراین، یاد معاد یک چیزی است که ما را دائماً تنظیم می‌کند، به ما قدرت می‌دهد و نمی‌گذارد که ما روی صراط مستقیم در جهنم سقوط کنیم. صراط مستقیمی که ما می‌گوییم: «اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِیمَ= ما را به راه راست هدایت کن»، راه راست یک طرفش دنیاست و یک طرفش بهشت است و وسطش جهنم. من باید بلد باشم روی صراط مستقیم به سمت بهشت بروم و به سمت جهنم نروم. پس احتیاج است که هم معاد را بشناسم و هم اینکه دائماً یاد آخرت داشته باشم. این احتیاط هم به تلقین نیاز دارد. این مرکز قدرت شماست. بدانید که اگر از خدا قدرت نگیرید، شکست می‌خورید، یعنی اگر انرژی از خدا دریافت نکنید، در همه صحنه‌های زندگی کم می‌آورید. در دنیا کم می‌آورید،  آخرتتان هم از بین می‌رود. کسی که در طول روز یادش نباشد با خدا ارتباط و انرژی و قدرت و استعانت کند، روحش می‌پوسد، ضعیف می‌شود. این روح عصبی، ناامید و پرخاشگر است، به همه کس و همه چیز بدبین و غمزده است و همه چیز جلویش سیاه است. چون انرژی ندارد. شما به بدنت هم نرسی همین است. مثلا رفتید آزمایش دادید، به شما بگویند: کم خونی دارید، روی کم دارید، منیزیم کم دارید، ببینید بدن انسان چقدر مشکل پیدا می‌کند.حتی روح هم کم می‌آورد. مثلا کلافه است، بی‌حوصله است، زود خسته می‌شود، می‌خواهد دو صفحه کتاب بخواند جان ندارد، می‌خواهد کلاس برود جان ندارد، دانشگاه می‌خواهد برود بی‌جان است. چون بدنش کمبود مواد دارد. بدن هم کمبود داشته باشد، فاجعه‌های روحی اتفاق می‌افتد. حالا خود روح غذا نخورد، ببینید چه فجایعی اتفاق می‌افتد؛ پس ما دائماً به یاد معاد احتیاج داریم، یعنی باید یک چیزی باشد که من را به یاد خانه و وطن و خانواده آسمانی‌ام بیاندازد، یاد لحظه باشکوه تولدم بیاندازد. اگر آماده نباشیم فاجعه است. دلتنگی برای زندگی ابدی نشان از سلامت روح است علامت آدمی که سالم است و درست زندگی می‌کند، دلتنگ لحظه وفات می شود، یعنی وقتی به وفات و لحظه مرگ فکر می کند، در واقع لحظه عروسی‌اش است، لحظه پایان همه دوری‌ها، پایان همه فراغ‌ها، شروع وصال‌ها، آرامش‌ها، شادی‌­ها و تعالی‌های بزرگ است. او  اصلا نمی رسد، بلکه از اسم وفات شاد می‌شود. پدرمان امیرالمؤمنین (علیه‌السّلام) می‌گفت: من انسم به موت بیشتر از انس یک بچه به سینه مادرش است. حضرت، پدر ماست، ما هم باید شبیه پدرمان باشیم، اصلاً بد است، ما می‌گوییم خانواده آسمانی ما اینطور بودند ولی هیچ نوع سنخیت و شباهتی به آنها نداشته باشیم. اصلاً خجالت‌آور است. پس این را باید توجه کنید که ما به این دو چیز خیلی احتیاج داریم، شناخت معاد و یاد معاد، کلید حل همه مشکلات مادی، معنوی، جسمی، روحی و روانی ماست. هر چه بیشتر سرمایه‌گذاری کنید در شناخت و یاد معاد قوی‌تر و سالم‌تر هستید و حرص و جوش و افسردگی ندارید، از دست کسی متنفر نمی‌شوید، دنیا هیچ وقت برایتان تنگ نمی‌شود. امیرالمومنین علی علیه‌السلام فرمودند: «كُنْ فِی الدُّنیا بِبَدَنِكَ و فِی الآخِرةِ بِقَلبِكَ و عَمَلِكَ = در دنیا با بدنت و با دل و عَمَلت در آخرت». بالأخره آدم مجبور است غذا بخورد و کار کند و یک شرایط دنیایی را تحمل کند بالأخره می‌گوید این را باش، اما دلت و عملت را هم برای آخرتت بگذار. انسان در بخش های جمادی، گیاهی، حیوانی و علمی چیزهایی را مرتبط با بدنش نیاز دارد، اما دلم اینجا نیست، دلم جای دیگر است. روح باید به فکر تولد سالم باشد. امیرالمؤمنین پدر مهربان ماست. ما را به بلندای ابدیت نگاه می‌کند و به این بلندا برای ما نسخه می‌نویسد و به ما توصیه می‌کند. اما الان نگاه کنید نوع مردم درگیر مسابقه در جهنم رفتن هستند نه در بهشت. بعد هم جهنم شان را به هم نشان می‌دهند، همدیگر را تشویق و وسوسه می‌کنند که تو هم بیا در این داستان جهنمی شدن با ما شروع کن، دائم همدیگر را قلقلک و وسوسه می‌دهند که بیشتر در جهنم غوطه‌ور شو. مثل بعضی از کانال های تلگرامی که دعوت به فساد و گناه دارند، درحالیکه یک آدم عاقل بوی جهنم را می‌فهمد، حاضر نیست هر فیلم یا کانال یا تصویری را ببیند. چون می داند چند سال از خانواده آسمانی‌اش دور می‌شود. اینکه حضرت زهرا (سلام الله علیها) می‌فرماید: «شما با اعمال تان کاری می کنید که من در برزخ دستم به شما نمی‌رسد، یعنی همین که با شنیدنی­ها، خوردنی­‌هاو دیدنی­‌هایمان حضرت زهرا را گم می‌کنیم. دیگر دستش به ما نمی‌رسد که بیاید ما را پیدا کند. از فرزندان آخرت باشید حالا حضرت یک سؤال خیلی تکان‌دهنده می‌کند. در واقع به ما راهکار می‌دهد. سؤال را دقت کنید: «كیفَ یَعمَلُ للآخِرَةِ المَشْغولُ بِالدُّنیا= كسى كه سرگرم دنیاست چگونه مى تواند براى آخرت كار كند؟». ما آنقدر ذهنمان عادت کرده که دنیایی عمل کنیم که اصلاً با آخرت کاری نداریم. درحالیکه حضرت زین العابدین علیه‌السلام فرمود: « كونوا من أبناءِ الآخِرَةِ = از فرزندان آخرت باشید» بچه آخرت باشید. کسی که بهشت را می‌خواهد باید فرمول‌های زن‌داری و شوهرداری و بچه‌داری و تربیت بچه را یاد بگیرد و برای آنها وقت بگذارد. بهشت و جهنم با همین شوهرداری، زن‌داری، بچه‌داری، اخلاق، ارتباط با خانواده همسر، معامله کردن، کارهای اقتصادی و اجتماعی، نماز و عبادت به دست می آید. اما کسی که خودش را مشغول دنیا کرده، نمی‌تواند برای آخرت آماده باشد. واقعاً انسان باید برای آخرت خودش را فارغ کند و وقت بسازد. فرداهای دوردستی که منجر به حسرت و غم می شوند به خدا قسم یکی از حسرتهای بزرگ جهنمیان این است که چرا من وقت نداشتم تا بهشت کسب کنم، یعنی آدم بدی نبوده فقط برای آخرتش وقت نداشته. این خیلی وحشتناک است. نبی اکرم پیامبر رحمت صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمودند: «إن أکثر الصیاح أهل النار من التسویف= بدرستی که بیشتری ناله های اهل جهنم از امروز و فردا کردن است»، تسویف یعنی بگذار دیپلم را بگیرم، لیسانس را بگیرم، ازدواج کنم، این معامله انجام بشود، همه‌اش همین امروز و فردا، به این تسویف می‌گویند. ضجه‌شان از خود آتش جهنم نیست یا اگر در آتش هم می‌سوزند و اذیت می‌شود خودش خودش را می‌سوزاند، می‌فهمد که به خاطر تنبلی و بی‌حوصلگی‌های خودش بوده، به خاطر این بوده که دائم امروز و فردا کرده، اصلاً  برای شدن تصمیم نگرفته، برای خودش وقت نگذاشته. مثلا بعضی در مجالس هیئت شرکت می‌­کنند، اما هیئتشان هم دنیایی است، سازندگی ندارد. می‌گوید الحمدلله مشغول آخرت هستیم، ولی با حسادت، بدبینی، چشم و هم‌چشمی، غیبت، تهمت، فضولی در کار دیگران، سرک کشیدن در اوضاع زندگی بقیه اعمالش را نابود می کند و سر از جهنم در می آورد. این روایت پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله روایت مهمی است و سعی کنید در کنار خودتان داشته  و به آن توجه کنید.   آرشیو مباحث استاد شجاعی فروشگاه آنلاین با محصولات ناب    قا/118 معاد/ضرورت شناخت آخرت

صوت

1 - چرا از یاد آخرت می ترسیم؟

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 9923
زمان انتشار: 2 ژانویه 2019
| | |
نامه تاریخی امام خمینی (ره)

نامه تاریخی امام خمینی (ره)

فیلم

1 - نامه تاریخی امام خمینی (ره)

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 9922
زمان انتشار: 2 ژانویه 2019
|
سلسله مباحث استاد شجاعی در رشت

سلسله مباحث استاد شجاعی در رشت

سلسله مباحث استاد محمد شجاعی با موضوعات «انسان، حوادث روزگار و شتاب در تربیت فرزند» یکشنبه 97/10/16 از ساعت 14:00 الی 15:00 برگزار می گردد.

نشانی: سالن همایش مؤسسه پزشکی مهر، بلوار شهید انصاری، خیابان ارشاد

 

آرشیو مباحث استاد شجاعی

فروشگاه آنلاین با محصولات ناب 

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 9921
زمان انتشار: 2 ژانویه 2019
|
مباحث استاد شجاعی با موضوع «شادی»

مباحث استاد شجاعی با موضوع «شادی»

سلسله مباحث استاد شجاعی با عنوان «شادی» و با موضوع «مهارت های شاد زیستن» شنبه 97/10/15 ساعت 16 برگزار می گردد.

نشانی: بلوار مرزداران، خیابان ایثار، سالن اجتماعات فرهنگی مذهبی مسجد جامع حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام)

آرشیو مباحث «شادی»

آرشیو خلاصه مباحث استاد شجاعی

فروشگاه آنلاین با محصولات ناب 

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 9920
زمان انتشار: 1 ژانویه 2019
| | | | | |
Top
شناسه مطلب: 9919
زمان انتشار: 1 ژانویه 2019
| | | | | |
گزارش تصویری/فعالیت موکب موسسه منتظران منجی در اربعین 97-سری پنجم

گزارش تصویری/فعالیت موکب موسسه منتظران منجی در اربعین 97-سری پنجم

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 9918
زمان انتشار: 1 ژانویه 2019
| | | | | |
گزارش تصویری/فعالیت موکب موسسه منتظران منجی در اربعین 97-سری چهارم

گزارش تصویری/فعالیت موکب موسسه منتظران منجی در اربعین 97-سری چهارم

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 9917
زمان انتشار: 1 ژانویه 2019
| | | | | |
گزارش تصویری/فعالیت موکب موسسه منتظران منجی در اربعین 97-سری سوم

گزارش تصویری/فعالیت موکب موسسه منتظران منجی در اربعین 97-سری سوم

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 9916
زمان انتشار: 31 دسامبر 2018
| |
‌‌‌کلید حل مشکلات دنیا و آخرت، مداومت بر ذکر الله است

زهد؛ جلسه 13؛ 97/9/24

‌‌‌کلید حل مشکلات دنیا و آخرت، مداومت بر ذکر الله است

یکی از توصیه های مهم خداوند به پیامبرش در شب معراج، یاد دائمی اوست. مواظب باشید کارهای خوب‌تان شما را از یاد خدا غافل نکند. انسان باید طوری در دنیا زندگی کند که هر جا لازم است، بتواند خدا را نشان بدهد. ارتباطات دنیایی ما به گونه ای نباشد که نتوانیم یاد خدا را بگوییم، نتوانیم انس با غیب و خانواده آسمانی داشته باشیم، نتوانیم اقامه نماز بکنیم. برای دوری از این رذیلت لازم است انسان مراقب و پاسبان دلش باشد.

یكى دیگر از توصیه‌هاى خداوند به پیامبر اكرم صلی‌الله‌علیه‌وآله در شب معراج، بعد از کفایت در اقتصاد و مایحتاج معقول و مرسوم این است كه: « دُمْ عَلى ذِكْرى= مداومت کن به یاد من». فهم این مسئله شاید از نظر ذهنی و عقلی کار راحتی باشد؛ اما از نظر قلبی راحت نیست که انسان این توصیه الهی را برای خودش جدی بگیرد و بداند کلید همه مشکلات دنیایی و آخرتی و کلید سعادت دنیا و آخرت، "مداومت به ذکر الله" است. اگر کسی این را باور کرد، خوش به حالش. یعنی جزء انسان‌های سعادتمند است. زیرا مداومت بر ذکر الله، بهترین حالت یک عبد است. هیچ پرنده ای شکار نمی‌شود، مگر این که ذکر خدا را کنار می‌گذارد امام صادق علیه‌السلام می‌فرماید: هیچ پرنده‌ای شکار نمی‌شود، مگر اینکه یاد خدا را فراموش کند. انسان هم همین­طور است. انسانی که مداومت بر یاد خدا دارد، شیاطین جنی و انسی نمی‌توانند بر او غلبه کنند. انسان در جایی ضربه می‌خورد و آسیب می‌بیند که یاد خدا را فراموش می‌کند. تمام بیماری های روحی و روانی ناشی از همین جاست. پس اینکه دائماً به ما تذکر می‌دهند که روابط‌تان را با دنیا درست تنظیم کنید، برای این است که از ذکر گفتن باز نمانید. چرا خدا می‌گوید به حداقل های دنیا اکتفا کنید؟ علتش این است که حالت عبد بودن بنده به خطر نیفتد و مداومت بر ذکر خدا از بین نرود. اگر بنده‌ای مداومت ذکرش از بین رفت، مثل این است که حرکتش در صراط مستقیم، از جهنم به سمت بهشت متوقف ‌شود و در همان جهنم بماند. زیرا انسان در تمام لحظاتی که مداومت بر ذکرش را از دست می‌دهد، آسیب می‌بیند. ما باید مراقبت فعالیت های «جمادی،گیاهی، حیوانی و عقلی» خود باشیم. چه بسا گاهی فعالیتهای علمی هم انسان را از یاد خدا دور می‌کند. مثلا طلبه است؛ اما انس با خدا ندارد، روحانی و عالِم است، اما انس با خدا ندارد. دوری از یاد خدا موجب خطرات متعددی است. چقدر با خداوند تخاطب و ارتباط جدی داریم؟ در توصیه خداوند به پیامبرش، بحث از گناه و معصیت نیست؛ بلکه بحث بر سر این است که حتی انجام کارهای خوب، شما را نباید از یاد خدا باز بدارد. پس مواظب باشید که کارهای خوب‌تان هم شما را از یاد خدا غافلگیر نکند. قرآن نماز را واجب کرده و می‌گوید: «أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْرِی= نماز را اقامه کن برای یاد من». دلیلش این است که اقامه نماز، برای یاد کردن من (خدا) است. هر کسی باید فکر کند که در طول روز، چند ثانیه و چند دقیقه ذهن و دلش را برای خدا می گذارد؟ بالأخره ما با همسرمان چند دقیقه‌ای یا چند ساعتی ذهن و دلمان را مشغول می کنیم؛ با پدر و مادر و دوستان و فرزندان و کسان دیگر محاورات رودررو داریم؛ تخاطبهای جدی داریم. در کارهای دنیا هم همینطور. مسأله اساسی این است که ما چقدر با خداوند تخاطب و ارتباط جدی داریم؟ خیلی‌ها فکر می‌کنند که این کار مخصوص ائمه بوده. مثلاً امیرالمؤمنین در شب، این مقدار بیدار بوده و نماز می‌خوانده؛ حضرت زهرا اینطور بوده؛ ائمه دیگر اینطور بودند؛ ولی اولیاء خدا و آدم حسابی‌ها جور دیگری بودند. یعنی آنها هر جا هستند، مردم را به یاد خدا می‌اندازند.برای این است که اینها در دنیا و آخرت برتری پیدا می‌کردند. چنانکه امیرالمومنین علیه‌السلام می فرماید: «فَضیلَةُ السادَةِ حُسنُ العِبادَةِ= فضیلت بزرگان به خاطر نیکویی عباداتشان بوده». آنها خیلی خوب عبادت می‌کردند. اما در مقابل اینها، عده کثیری هم هستند که صامت و ساکت هستند. مثلاً وقتی به ما بگویند اگر دیشب نماز شب نخواندی، در روز قضایش را بخوان، برایمان خنده‌دار است. می‌گوییم حالا نخواندیم که نخواندیم. دیگر قضایش چی هست؟ اما وقتی سراغ زندگی بزرگان می رویم، می‌بینیم که آنها چقدر جدیت داشتند که نماز شب شان قضا نشود. دائم در نماز بودن اهل بیت علیهم‌السلام چگونه است؟ سبک زندگی اهل بیت علیهم‌السلام را نگاه کنیم. آنها زندگی جهادی سنگینی داشتند؛ اما نگاه کنید که چطور اقامه نماز و ذکر الله می‌کردند. آنان بر اساس این آیه عمل می کردند که می فرماید: «فی صلاتهم دائمون= دائما در نمازند». امام باقر علیه‌السلام می‌فرماید: «لَا یَزَالُ الْمُؤْمِنُ فِی صَلَاةٍ مَا كَانَ فِی ذِكْرِ اللَّهِ قَائِماً كَانَ أَوْ جَالِساً أَوْ مُضْطَجِعاً، إِنَّ اللَّهَ یَقُولُ الَّذِینَ یَذْكُرُونَ اللّهَ قِیاماً وَ قُعُوداً وَ عَلى جُنُوبِهِمْ وَیَتَفَكَّرُونَ= مؤمن تا زمانى كه به یاد خدا باشد، ایستاده یا نشسته یا خفته، پیوسته در نماز است. خداوند متعال مى فرماید: «آنان كه خدا را ایستاده و نشسته و به پهلو خفته یاد مى كنند». رزمندگان و اولیاء خودمان را نگاه کنیم. ما عذری برای تنبلی و سهل‌انگاری در این کار نداریم که بگوییم: مشغله‌مان زیاد است یا نمی‌رسیم که قرآن و دعا و توسل و نماز شب بخوانیم. اینها همه بهانه و دروغ هستند. محال است کسی برای این چیزها وقت بگذارد و از کار و زندگی‌اش بیافتد. اگر وقت نمی‌گذارد، برای این است که توفیق ندارد و قلبش قساوت دارد که نمی‌تواند این گونه باشد. باید استغفار کنیم تا این مشکل برطرف بشود و ما به یاد خدا بیافتیم.  من شفاف به شما بگویم که ما تنبلی و بی‌حوصلگی می‌کنیم و صداقت نداریم. خود خدا می‌گوید: «کذبت= دروغ می‌گوید». اگر کسی فکر می‌کند که من را دوست دارد و از یاد من فرار می‌کند بخصوص شبها، نشان از ضعف شناخت و محبت خداست و چون این ضعف را داریم، لذتی از ذکر نمی‌بریم، قرآن و سجاده را هوس نمی‌کنیم، شاید تکلیفی هم بخوانیم از سر عذاب وجدان یا ترس یا از شوق بهشت؛ ولی لذت نمی‌بریم. ما برای یاد خدا متأسفانه این اشتیاق را نداریم. حالا در مراحل بعدی من می گویم که چگونه به ذکر خدا مداومت کنیم؟ چه چیزهایی کمک می‌کند به اینکه ما بتوانیم مداومت بر ذکر داشته باشیم. سخت هم نیست. ولی شما نگاه کنید هر روشی که خدا به ما می‌دهد، در آخر به این می رسیم که شما باید زهد بورزید.  «زهد» یعنی تنظیم رابطه‌ات با امور دنیا زهد یعنی طوری رابطه‌ات را با چهار شأن وجودیت یعنی «جمادی، گیاهی، حیوانی و انسانی» تنظیم کنی که اگر هر چیزی از آنها را از تو گرفتند، به تو برنخورد و ناراحت نشوی و غصه نخوری. اگر غصه خوردی، معلوم است که فسق داری. اگرهم چیزی در این شآن ها به تو دادند، شاد نشوی. چون تو لذت بالاتر که همان شأن «فوق انسانی» است را داری. برای همین است که «زهد» اساس توصیه خداوند به پیامبر می‌شود و در قرآن می فرماید: «لِكَیْلا تَأْسَوْا عَلى‏ ما فاتَكُمْ وَ لاتَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ[1]= این به خاطر آن است كه برای آنچه از شما فوت شده تاسف نخورید، و به آنچه به شما داده است، دلبسته نشوید و شادمانی نکنید». خداوند هیچ متكبر فخرفروشی را دوست ندارد. پس باید داشتن دنیا خوشحال‌تان نکند و نداشتنش هم غمگین‌ و افسرده و غصه‌دارتان نکند. فرشته ها آن چیزی که می شنوند را می نویسند «لاَ یَكْتُبُ الْمَلَكُ إِلاَّ مَا سَمِعَ،وَ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ: وَ اذْكُرْ رَبَّكَ فِی نَفْسِكَ تَضَرُّعاً وَ خِیفَةً = فرشته ننویسد، جز آنچه را بشنود، و خداى عزوجل فرموده است: «و یاد كن پروردگار خویش را در درون خود، به زارى و ترس». مؤمن دائماً در نماز است تا زمانی که در حال یاد خداست. چه ایستاده، چه نشسته و چه خوابیده. مؤمن دائماً در یاد خداست. در رختخواب هم باشد، یاد خداست. فرشته‌ها فقط آن چیزهایی را که ارتباط دارند از نظر شنیداری می‌نویسند. آن چیزی را که نمی‌شنوند، نمی‌توانند بنویسند. خداوند یک بخشی برای فرشته‌ها به حرمت انسان گذاشته که فرشته‌ها از آن بخش به آن طرف‌تر را نمی‌توانند نزدیک انسان بیایند. یعنی بعضی از گناهان را خدا به فرشته‌ها اصلاً نشان نمی‌دهد، و اصلاً فرشته‌ها متوجه‌ نمی‌شوند. در دعای کمیل هم داریم: «خفی منهم= از آنان مخفی است». این بشر گناه کرده و خدا می‌گوید این چیزی است که باید بین من و بنده ام باشد و فرشته متوجه نشود. می‌گوید ملک فقط آن چیزی را که می‌شنود، می‌نویسد. بعد حضرت در ادامه می‌فرماید « فَلاَ یَعْلَمُ ثَوَابَ ذَلِكَ اَلذِّكْرِ فِی نَفْسِ اَلرَّجُلِ غَیْرُ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ لِعَظَمَتِهِ= پس بجز خداى عز و جل ثواب این ذكر را كه درون مرد باشد كسى نداند براى بزرگى آن ذكر». «اَلذِّكْرِ فِی نَفْسِ« را به آن اصطلاح "ذکر خفی" می‌گویند. هیچ کس جز خدا ثواب یک چنین ذکری را به خاطر عظمت این ذکر نمی‌داند. دقت کنید توصیه‌های مکرر به زهد، برای این نیست که خدا می‌خواهد ما را اذیت کند. خیلی از آدمها وقتی که با این روایتها روبرو می‌شوند، فکر می کنند اسلام دست و پای ما را می‌بندد و دائم مزاحم ما می‌شود. می گویند چرا نباید هر کاری دلمان می‌خواهد بکنیم؟ درحالی که دعوت به زهد، برای این است که خدا بیشتر دوست دارد شما پیش او باشید. شرافت شما پیش او بودن است. خدا می‌خواهد بیشتر شبیه خودش بشوید. به یاد خدا بودن، شرف و آبرو می آورد. «یا من ذکره شرف للذاکرین= ای کسی که یادش برای ذاکرین شرف است». انسان در محضر خداست. همین برای انسان شرافت است. بنابراین، خدا ما را به مقام زهد دعوت کرده و می‌گوید کمتر به دنیا بچسب؛ کمتر سرت را شلوغ کن؛ بیشتر با خودم باش. خوش به حال کسی که بیشتر در خدمت قرآن و اهل و بیت و امام زمان علیه‌السلام است. خیلی‌ها هستند که تا به آنها می‌گویی بیا خدمتی به امام زمان کن؛ می‌ترسند. یعنی باید بنشینند فکر کنند که آیا باید خدمتی به حضرت بکند یا نه. سرگرم شدن به ذكر خدا موجب زیادی رزق و روزی می شود امام صادق علیه‌السلام می‌فرماید: «مَنْ رَضِیَ مِنَ اَللَّهِ تَعَالَى بِالْیَسِیرِ مِنَ اَلْمَعَاشِ رَضِیَ اَللَّهُ مِنْهُ بِالْیَسِیرِ مِنَ اَلْعَمَلِ = کسی که به درآمد کمی راضی باشد، خدا هم به عمل کم از او راضی است». یعنی اگر کسی دنیای پر رونقی را می‌خواهد، خدا هم خیلی به او سخت می‌گیرد. کسی که دنیای آبادی را می‌خواهد و برای دنیایش شرط دارد که من باید حتماً لباس و اتومبیل و خانه‌ام آن چنان باشد. کسی که دائم شرط می‌گذارد و شرائط را بالاتر می‌برد، خدا هم به او سخت می‌گیرد. ولی کسی که در معاشش سخت نگیرد و قانع باشد، خدا هم در عمل از او زود راضی می‌شود. زبان عشق چگونه است؟ «زبان عشق» زبان عجیبی است که هیچ موجودی حتی دلسوزترینها که والدین باشند، از داشتن این زبان محرومند و فقط خدای مهربان است که چنین زبانی دارد. امام صادق علیه‌السلام فرمودند: «ان الله عزوجلّ یقول: إِنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَقُولُ مَنْ شُغِلَ بِذِكْرِی عَنْ مَسْأَلَتِی أَعْطَیْتُهُ أَفْضَلَ مَا أُعْطِی مَنْ سَأَلَنِی= خدا می گوید: كسی كه ذكر و یاد من، او را از بیانِ درخواست و حاجتِ خود باز دارد، به او بهتر از آن چیزی را كه به درخواست كننده عطا می كنم، عطا خواهم نمود». این یعنی کسی که درخواستی از من دارد، اما موقعی که با من حرف می زند، درخواستش یادش برود، بهتر از آن درخواست را به او خواهم داد. ذاکر خدا مثل جهادگر در راه خداست امام صادق علیه‌السلام می فرماید: «الذّاكِرُ لِلّه عَزّوجلَّ فِى الغافَلین كالمُقاتِلِ فى المُحارِبین= ذاكر خداوند عزوجل در میان غافلان، مثل جهادگر در راه خدا در بین جنگجویان است». مثل خانمی که در یک جوّ فامیلی که  هیچ کس چادری نیست و همه بدحجاب هستند، او حجاب داشته باشد. یا کسی درجایی که همه بی نمازند، نمازش را اول وقت بخواند. این نوعی جهاد کردن است. نباید بگوید اینجا زشت است که من حجاب داشته باشم یا نماز را بخوانم، بهتر است بعداً بخوانم یا به جایی بروم که کسی نبیند. اتفاقاً این خوب است که تو بلند شوی از این جمع غفلت‌زده و اذان بگویی و آشکارا نمازت را بخوانی. این یعنی نفس ذکر گفتن در فضاهای غفلت زده و آدمهای غفلت زده، جهاد در راه خداست و ثواب شهادت دارد. بنابراین، انسان باید طوری با دنیا ارتباط بگیرد که هر جا لازم شد، خدا را نشان بدهد و بتواند شعار خدایی بدهد. ارتباطات دنیایی ما را خراب نکند که نتوانیم یاد خدا را بگوییم؛ نتوانیم انس با غیب و خانواده آسمانی داشته باشیم؛ نتوانیم اقامه نماز بکنیم. برای دوری از این نفاق و فسق، احتیاج به مراقبت دارییم. انسان باید مراقب و پاسبان دلش باشد. امام صادق علیه‌السلام فرمودند: «أَبْعَدُ مَا یَكُونُ الْعَبْدُ مِنَ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ إِذَا لَمْ یُهِمَّهُ إِلَّا بَطْنُهُ وَ فَرْجُهُ= دورترین حالتی که بنده از خداى عزوجل دارد، این است كه اندوهى جز براى شكم و فرج نداشته باشد». دورترین بنده به خدا کسی است کل فضای زندگی‌اش، خوردن و کار حیوانی باشد. درحالی که ما برای  چیز دیگری به اینجا آمده ایم. خدا نمی‌گوید آنها را نداشته باشید، بلکه می‌گوید داشته باشید، فقط طوری نباشد که از یاد من بیافتید. مؤمن همان مقداری هم که برای دنیا لازم است را استفاده می‌کند و بیشتر برای آخرتش استفاده می‌کند. این هم بحث خیلی مهمی است و نیاز به مراقبت و برنامه‌ریزی دارد. قا/117 زهد و یاد خدا آرشیو مباحث استاد شجاعی فروشگاه آنلاین با محصولات ناب  [1] . سوره حدید/ آیه 23.

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed