www.montazer.ir
دوشنبه 1 ژوئن 2026
شناسه مطلب: 9974
زمان انتشار: 19 ژانویه 2019
| |
افسر سابق سیا: مرضیه هاشمی درجامعه سیاهپوستان امریکا احترام خاصی دارد

افسر سابق سیا: مرضیه هاشمی درجامعه سیاهپوستان امریکا احترام خاصی دارد

«رابرت دیوید استیل» نامزد جایزه صلح نوبل و افسر سابق سیا گفت: بازداشت وی بدون دلیل و اتهام خاصی بوده است و این کار، به دونالد ترامپ که نیاز به حمایت سیاهان آمریکایی دارد، ضربه وارد می کند.   آرشیو مباحث استاد شجاعی فروشگاه آنلاین با محصولات ناب 

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 9973
زمان انتشار: 19 ژانویه 2019
| |
موج اعتراضها به بازداشت مرضیه هاشمی در جهان راه افتاده است

موج اعتراضها به بازداشت مرضیه هاشمی در جهان راه افتاده است

ابراز واکنش ها نسبت به دستگیری و وضعیت نگران کننده مرضیه هاشمی از سوی افراد حقیقی و حقوقی در ایران و سراسر جهان ادامه دارد. در یکی از تازه ترین این واکنش ها، انجمن بین‌المللی روزنامه‌نگاران خواسته است در اسرع وقت درباره علت بازداشت مرضیه هاشمی اطلاع‌رسانی شود. فدراسیون بین‌المللی روزنامه‌نگاران (آی‌اف‌جی) روز پنجشنبه (17 ژانویه) در حساب توییتری خود نوشت: «مرضیه هاشمی، خبرنگار ایرانی در آمریکا بازداشت شده در حالی که اتهامات او علنی نشده است. ما به شدت نگران او هستیم و از مقام‌های آمریکا می‌خواهیم هر چه زودتر در این باره شفاف‌سازی کنند. در روزهای گذشته حزب الله لبنان نیز بازداشت ظالمانه مرضیه هاشمی خبرنگار شبکه تلویزیونی پرس تی وی توسط ماموران آمریکایی و توهین به اعتقادات ایشان را به شدت محکوم کرده بود. حزب الله از رسانه‌های آزاد جهان خواسته تا تجاوزات نژادپرستانه آمریکا و نقض دائم حقوق بشر توسط آمریکایی‌ها را فاش کنند.   آرشیو مباحث استاد شجاعی فروشگاه آنلاین با محصولات ناب 

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 9972
زمان انتشار: 19 ژانویه 2019
| |
مرضیه هاشمی توسط مدعیان دموکراسی بازداشت شد

مرضیه هاشمی توسط مدعیان دموکراسی بازداشت شد

مرضیه هاشمی مجری، خبرنگار و مستندساز مسلمان پرس تی وی، روز یکشنبه در فرودگاه سنت‌لوئیس توسط ماموران اف‌بی‌آی بازداشت و به مقر مرکزی پلیس فدرال در حومه واشنگتن دی سی منتقل شد. بعد از گذشت چند روز از دستگیری غیرقانونی مرضیه هاشمی، مجری، خبرنگار و مستندساز شبکه پرس تی وی توسط مقامات آمریکایی، جلسه دادگاه او روز جمعه در واشنگتن دی سی برگزار می شود. در حالی که تلاش ها برای کسب اطلاع از وضعیت و دلیل بازداشت مرضیه هاشمی همچنان بی نتیجه بوده و وی فقط در یک تماس کوتاه تلفنی با دخترش، از بدرفتاری و خشونت ماموران پلیس آمریکا در حین و بعد از دستگیری اش خبر داده است، روز جمعه به وقت آمریکا، دادگاه این مجری و خبرنگار بین المللی تشکیل می شود. هاشمی که برای دیدار با فرزندان و بستگان و عیادت از برادر بیمار مبتلا به سرطانش به زادگاهش سفر کرده بود، روز یکشنبه در فرودگاه سنت لوئیس لمبرت بازداشت شده و پس از ساعت ها بی خبری کامل، سرانجام در گفت و گوی کوتاه تلفنی به دخترش گفته است مسئولین زندان دست و پای او را با زنجیر بسته و همانند یک جانی با او رفتار کرده اند. این مجری آمریکایی الاصل مسلمان شده، همچنین از عدم رعایت حقوق اولیه اش توسط ماموران زندان خبر داده و اظهار کرده است که حجاب او علیرغم اعتراض جدی اش برداشته شده و در بدو ورود، از او بدون حجاب عکسبرداری شده است. همچنین تنها دو تی شرت به او داده شده که هاشمی از یکی از آنها به عنوان پوشش سر استفاده کرده و همچنان از داشتن پوشش کامل اسلامی محروم است. مسئولین زندان دیگر حقوق مسلم این خبرنگار بین المللی مسلمان را نیز رعایت نکرده و غذای حلال در اختیار او نگذاشته اند و هاشمی از این جهت نیز به دلیل امتناع از خوردن گوشت خوک، در شرایط نامناسبی به سر می برد.   آرشیو مباحث استاد شجاعی فروشگاه آنلاین با محصولات ناب 

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه پرسش: 9969
16 ژانویه 2019
| |
پرسش 217: چگونه از تکراری شدن و روزمرگی زندگی خلاص شویم؟
پاسخ:

منبع:

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

شناسه مطلب: 9968
زمان انتشار: 16 ژانویه 2019
| |
اگر انسان با خدا ازدواج نکند، هیچ مشکلی از او حل نمی شود

شرح زیارت عاشورا، جلسه 14، 91/5/21

اگر انسان با خدا ازدواج نکند، هیچ مشکلی از او حل نمی شود

خداوند در جهان قاعده ای به نام قاعده‌ی زوجیت قرار داده، یعنی هر چیزی زوجی دارد که در کنار آن آرامش می یابد. همه اجزاء عالم این گونه اند:«سُبْحَانَ الَّذِي خَلَقَ الْأَزْوَاجَ كُلَّهَا[1]= پاک و منزه است کسی که همه موجودات عالم را زوج و جفت آفرید». زوج انسانیت انسان، حقیقت انسان و ذات انسان، خداوند تبارک و تعالی است و انسان تنها با یاد خداوند آرام می‌گیرد و این زوج شدن، باید در انسان صورت بگیرد.

پس ازدواج، یعنی زوج شدن. اگر این ازدواج انسان با خدا صورت نگیرد، هیچ ازدواج دیگری نمی‌تواند مشکل انسان را حل کند. مثلاً این گونه نیست که قوه «خیال» مان را با پرداختن به هنر و مخیلات و یا قوه «واهمه» مان را با پرداختن به موهومات و قوه «عقل» مان با علوم، انس بدهیم و بتوانیم به آرامش برسیم. زیرا حقیقت انسان، جز با خداوند که جفت و زوج اوست به آرامش نمی‌رسد. چون حقیقت انسان از خداوند است:«انا لله و انا الیه راجعون». کسی که با خدا بتواند شاد باشد و لذت ببرد، معلوم میشود که جفت خودش را پیدا کرده و محصول این ازدواج، اشتدادِ محبت و اشتداد معرفت می شود. این مبنای خوبی است که بفهمیم تا الان که عمر کرده ایم کجای کار هستیم. برای همین بود که خدا در حدیث قدسی فرمود: «یا داوود بی فافرح و بذکری فتلذذ و بمناجاتی فتنعم= ای داود! با من شاد باش و با یاد من لذت ببر و با مناجات من متنعم شو» و سپس می گوید: «به زودی خانه را از فاسقین خالی میکنم و لعنت خود را بر ظالمین قرار میدهم». عمر دنیا در مقابل ابدیت و در مقابل قیامتی که یک روزش 50 هزار سال است، هیچ است. بنابراین زرنگ کسی است که در این تجارت بُرد کند. کاسب کیست؟ در یکی از مناجات های خمس عشر می‌خوانیم، خدایا! ما را از کسانی قرار بده که در فروختن دنیا به آخرت سود کرده باشیم. کاسب حقیقی کسی است که بتواند با خدا شاد باشد. با ذکر او لذت ببرد. به مناجات باخدا متنعم شود. غیر از این، هر کس هر سودی ببرد، حتی اگر بهشت هم برود، بازهم ضرر کرده است. در همین سودش هم ضرر کرده است. خداوند معدن رحمت و مهربانی است. خدای ارحم الراحمین، خدایی که رفیق همه است؛ خدایی که معدن شادی و نشاط است؛ خدایی که معدن آرامش و لذت و زیبایی است. اگر کسی نتواند این خدا را ببیند و از او لذت ببرد، کور و مریض است. سیدالشهداء علیه السلام در دعای عرفه می فرماید: کور باد چشمی که تو را به همراه خود نمی بیند:«عمیت عین لا تراک علیها رقیبا». خداوند و اهل بیت علیهم السلام ناظر بر ما هستند و می بینند که ما با داشتن آنها شاد هستیم یا نه. اگر شاد نباشیم، این کفران بزرگی است. در هر بار زیارت، به تمام بزرگان عالم سلام می کنیم شما وقتی دعای زیارت می‌خوانید، می‌بینید که خداوند شما را با بزرگانی از عالم رو به رو میکند. سر نماز هم به ما یاد داده است که بگوییم: «اهدنا الصراط المستقیم صراط الذین انعمت علیهم= خدایا ما را به راه راست راه کسانی که به آنها نعمت دادی هدایت کن». یعنی «من النبیین و الصدیقین و الشهدا و الصالحین» پیامبران 124 هزار نفرند. شما به آنها درود و صلوات میفرستید و با آنها اتحاد برقرار میکنید. در زیارت حضرت عبدالعظیم علیه السلام یا دو بزرگوار دیگر که در جوارشان هستند؛ یا در زیارت حضرت معصومه سلام الله علیها، به پیامبران سلام می‌دهیم و میگوییم: «السلام علی آدم صفوة الله= خالصانه ترین سلام و درود خود را به حضرت آدم ابوالبشر می فرستیم که پدر همه ماست»، بعد به حضرت نوح، ابراهیم، موسی، عیسی علیهم‌السلام سلام می دهیم و سپس میگوییم: «السلام علیک یا رسول الله». یعنی مخاطب و رو در رو به پیغمبر سلام می دهیم و بعد از پیامبر شروع میکنید با امیرالمومنین علیه السلام. «السلام علیک یا امیرالمومنین السلام علیک یا فاطمه سیده نساء العالمین السلام علیکما یا سبطی نبی الرحمة و سیدی شباب اهل الجنة» تا آخر و بعد با خود خانم معصومه سلام الله با خود آقا عبدالعظیم علیه السلام و یا بزرگان دیگر سلام علیک می کنیم. اگر با اینها آدم احساس بدبختی و تنهایی کند، یعنی در زندگی اش خیلی حجاب دارد که نمی تواند با این ها شاد باشد. در حالی که خداوند خیلی صریح به تو می گوید زرنگ های عالم کسانی هستند که با من و با رفقای من رفیق شدند. در مناجات روز شنبه می خوانیم:«اللهم ارزقنی حبک و حب من یحبه= خدایا محبت خودت و محبت هر کس که دوست دار تو است را  نصیب من کن». ساعتی باید از نعمت مناجات برخوردار شد خداوند می فرماید:«و بمناجاتی فتعنم = به مناجات من متنعم باش» متنعم یعنی با مناجات از من بهرمند شوید. برای ما باید موضوعیت داشته باشد که ساعت هایی در را به روی همه ببندیم و بگوییم که من هستم و خدا؛ ماییم و اهل بیت علیه السلام، کار داریم می خواهیم صحبت کنیم؛ نمی خواهیم به آنها بگوییم:« زن می خواهم، شوهر می خواهم، خانه می خواهم، قرض هایمان را ادا کن، مریضی هایمان را خوب کن و ...». خوب است اینها را هم از آنها بخواهیم، ولی ما با خودشان کار داریم. خودشان آنقدر برای ما عزیز هستند که دوست داریم با خودشان به بهانه های مختلف و حرف بزنیم. موسی کلیم الله؛ «کلیم الله» یعنی با خدا مکالمه داشته. با خدا دوتایی حرف می زدند. این بگوید و او بگوید. در قرآن نگاه کنید که خداوند چقدر قشنگ محبتش را به موسی علیه السلام نشان می دهد: یا موسی «ما تلک بیمینک= در دست راستت چیست؟» خدا می داند در دست موسی علیه السلام چیست. اما خداوند دنبال بهانه می گردد با موسی علیه السلام حرف بزند. سر حرف هم همیشه خداوند باز می کند. موسی علیه السلام هم زرنگ است می تواند یک کلام بگوید: خدایا این عصاست. ولی می گوید:« این عصای من است، به آن تکیه می کنم، به وسیله آن برای گوسفندانم برگهای درختان را می تکانم». متاسفانه وقتی خدا سراغ ما می آید و سر حرف را باز می کند، ما پشتمان را میکنیم. همیشه تجلی از خدا است؛ رو کردن از خداست؛ بهانه از خداست. گاهی اوقات که ما متوجه نمی شویم و غفلت میکنیم، شب جمعه‌ای، رجب و شعبانی، ماه رمضانی می گذارد و سه شب احیاء، تا بهانه ای شود و ما جمع شویم و آشتی کنیم.   امام سجاد علیه السلام در مناجات ذاکرین می فرماید: خدایا اگر تو اذن نداده بودی که می توانست با تو حرف بزند». همه چیز بهانه ای است برای حرف زدن با خدا از بزرگ ترین نعمت ها جریان ذکر تو بر زبان ما است. همین دستور نماز واجب را که در رساله ها مفصل بخوانید می بینید، از وضو که شروع می شود، همه بهانه ای است برای حرف زدن باخدا. تا چشمت به آب می خورد، می گویید این آب را خداوند به من داده: «الحمدالله الذی جعل الماء طهورا و لم یجعله نجسا= شکر خدا را که آب پاک و پاک کننده قرار داد و نجس قرار نداد». و همینطور برای دست شستن، برای شستن صورت و ... هر کدام بهانه ای است برای صحبت کردن با خدا. می خواهید اذان و اقامه بگویید، قبل و بعد از گفتن اذان، مفصل دعا دارد. یعنی مرتب کِش میدهید تا تکبیرة الاحرام میگویید. بعد قرائت حمد و سوره و رکوع و سجود، چه نماز مفصلی گذاشته برای کسی که دوست دارد با او حرف بزند. دعای ساعت اول، ساعت دوم، ... ساعت بیست و چهار و ... اما وای بر ما که پشت به خدا میکنیم. این همه فرصت برای حرف زدن با خدا و انس و رفاقت با خدا و اهل بیت علیه السلام را از دست دادیم. پیر که شدیم، میفهمیم که عمر گذشت و اصلا جوانی درستی نکردیم. جوانی نباتی و جمادی کردیم، ولی انسانی نکردیم. در قیامت یک دفعه می پرسند جوانی را چه کار کردید؟ حرفی نداریم بزنیم. ما حتی در مرده ترین وقت هایمان میتوانیم از خدا لذت ببریم و صفا کنیم. قرآن چقدر قشنگ می گوید این ها زمانی که خوابیده اند و روی پهلوهایشان غلت میزنند با من حرف میزنند. «الَّذِینَ یَذْكُرُونَ اللَّهَ قِیَامًا وَقُعُودًا وَعَلَى جُنُوبِهِمْ». از این پهلو به آن پهلو که می‌شوند، ذکر می گویند. من بعضی از اموات را می شناسم که خدا رحمتشان کند، این ها در خواب هم ذکر می گفتند. یعنی در خواب یک تکان که می خورند، می بینید چهار تا صلوات فرستاد؛ «لا اله الا الله» یا «استغفرالله» گفت. بهره مندی از نعمت در آخرت، بسته به میزانِ رفاقت با خدا است خداوند در روایت بعدی که جانسوزتر است، می‌فرماید:«یا عبادی الصدیقین تنعموا بعبادتی فیالدنیا فانکم تتنعمون بها فی الاخرة[2] = ای بندگان راستی پیشه من! در دنیا از نعمت عبادتم برخوردار باشید که در آخرت به سبب آن متنعم خواهید بود». یعنی اساسا برخورداری شما از نعمت در قیامت و آخرت و ابدت، بسته به رفاقتی است که در دنیا با من داشته اید. حرف آخر را اینگونه می زند که در آخرت، به میزان رفاقت با من بهرمند خواهید شد. یعنی با حقیقت خود شما. چون قیامت روز تجلی خدا است. خداوند می گوید، آنهایی که رفیقم بودند اصلا هول قیامت و جهنم ندارند. خداوند شدید رفیق باز است. یعنی فقط با میزان رفاقت و نعمتی که در دنیا از من بردید، آنجا بهره‌مند میشوید. ببینید چقدر به کانون عشق نزدیک هستیم؟ در آخرت بر اساس همین نزدیکی به کانون عشق، بهرمند می شوید. با این اوصاف، چرا ما هنوز گیج باشیم و ندانیم برای چه زندگی می کنیم و هدفِ زندگی ما چیست؟ وقت مان را باید چگونه پر کنیم؟ الآن طوری شده که دیگران باید از دانشگاه های خارج بیایند و به ما بگویند اوقات فراغت تان را چگونه پر کنید! برای جوان ها باید فرهنگسرا بسازیم؛ کلاس موسیقی بگذاریم؛ چه و چه و... بگذاریم تا اوقات فراغتشان را پر کنیم؛ اینها مال جوان های طبیعت گراست. جوان های فطرت گرا بلدند چه کار کنند. عیاش خانه ها و میکده های الهی را بلدند. پیرمردهایی که در دین ریش شان را سفید کرده اند و در جوانی با خدا و قرآن و دین انس داشته اند، اگر از آنها بپرسید آیا پشیمان هستید؟ میگویند نه؛ پشیمان نیستیم. پشیمانیم از این که کاش بهتر و بیشتر می توانستیم جوانی کنیم و از خدا و قرآن لذت ببریم. اصلاً عشق جوان همین است. جوانان را در 8 سال جنگ دیده اید. چرا جبهه رفتند؟ چرا دست و پایشان قطع می‌شد، ولی باز هم به جبهه می رفتند. اتفاقا جوان هایی بودند که در زمان شاه زندگی کرده بودند. چگونه از تکراری شدن و روزمرگی زندگی خلاص شویم؟ خداوند حی و قیوم است. وقتی به او دل می دهید، همه خاطرات لذت و صفا، مرتباً افزایش می‌یابد. همه چیز همیشه تازه است و هیچ چیز تکراری نیست. هیچ نماز و ذکری تکراری نیست. با عشق به خدای حی می توانیم از روزمرگی و تکراری شدن زندگی نجات یابیم. خلاصی از روزمرگی و زیبا شدن زندگی، آرامش و میزان رضایت را بالا می برد. مسلم است چنین زندگی با مرگی آرام به پایان می رسد. خوش به حال کسی که سابقه رفاقتش با خدا بیشتر است. وقتی سرش را می گذارد و از این جا می‌رود آرام است. امام امت فرمود: با قلبی آرام و ضمیری شاد و ... چه اصطلاحاتی به کار برده. حیف است که خداوند ما را برای رفاقت بخواهد و ما تن به کار دیگری بدهیم. در مقابل این همه خوبی، به چه می نازیم؟ سلطنت همه دنیا را هم که به ما بدهند، بی فایده است. خداوند، حجت هایش را در بین همه اقشار مردم قرار داده است خداوند در هر جا و هر شغلی حجت های خود را قرار داده. پس حواستان باشد، هر شغلی که دارید، قصاب، آخوند، دکتر، خیاط، دانشجو و ... چه در داخل کشور و چه در خارج، در همه جا رفقای خود را گذاشته است. رجبعلی خیاط رفیق خداست و یک خیاط است. کسی نگوید من باید حتما به حوزه علمیه بروم و در حوزه رفیق خدا شوم. خداوند راهش را تنگ نگرفته است. وقتی تو وقت برای رفاقت بگذاری و برایت موضوعیت داشته باشد، خداوند خودش راه رفاقت را باز می‌کند. بیچاره آنهایی که وقت هم دارند، اما وقت شان را با چیزهای دیگر پر می کنند. دیده اید که خیلی ها با تلویزیون، فیلم، مهمانی و ... یک جوری وقت شان را پر می کنند که مبادا جایی خالی باشد و خدا در آن بیاید. بعضی ها می گویند، چه کار کنیم حوصله ما سر رفته. مگر تو صاحب نداری؟ رفیق نداری؟ پس چرا حوصله ات سر رفته؟ چرا غمگینی؟ در چنین مواقعی، طرف زود به سراغ امور و شوون طبیعت گرایانه می رود و می بیند که حالش بدتر شد. اینها وقتی که زمان اذان می شود، می بینیم دیگر حال خدا را ندارند. چون در طول روز از خدا فرار کرده اند.   ع ل 142 آرشیو مباحث استاد شجاعی فروشگاه آنلاین با محصولات ناب  [1] . یس/36. [2] . باب العبادة، ح 2.

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 9967
زمان انتشار: 19 ژانویه 2021
| |
همنشینی با سیدالشهدا و معصومین علیهم‌السلام در آخرت

همنشینی با سیدالشهدا و معصومین علیهم‌السلام در آخرت

«عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: مَنْ أَحَبَّ أَنْ یَكُونَ مَسْكَنُهُ فِی اَلْجَنَّةِ وَ مَأْوَاهُ اَلْجَنَّةَ ، فَلاَ یَدَعْ زِیَارَةَ اَلْمَظْلُومِ قُلْتُ وَ مَنْ هُوَ قَالَ اَلْحُسَیْنُ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُفَمَنْ أَتَاهُ شَوْقاً إِلَیْهِ وَ حُبّاً لِرَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ حُبّاً لِفَاطِمَةَ ، وَ حُبّاً لِأَمِیرِ اَلْمُؤْمِنِینَ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ ، أَقْعَدَهُ اَللَّهُ عَلَى مَوَائِدِ اَلْجَنَّةِ ، یَأْكُلُ مَعَهُمْ وَ اَلنَّاسُ فِی اَلْحِسَابِ = ابی بصیر گفت: از امام صادق علیه‌السلام و یا امام باقر علیه‌السلام شنیدم که می‌فرمودند: «کسی که دوست دارد محل سکونت و منزلش بهشت باشد پس زیارت مظلوم را ترک نکند. گفتم: مظلوم کیست؟ فرمودند: حسین بن علی علیه‌السلام صاحب کربلا. کسی که به خاطر شوق به آن حضرت و محبت به رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله و محبت به فاطمه علیها‌السلام و محبت به امیرالمؤمنین علیه‌السلام آن حضرت را زیارت کند، خداوند او را همراه ایشان بر سر سفره‌ای بهشتی می‌نشاند و با آنها هم غذا می‌شود، در حالی که مردم هنوز در حساب می‌باشند.» (کامل الزیارات باب 52 حدیث 2 صفحه 258) برگرفته از کتاب «مصلح برگزیده» باب پنجم، اثر استاد محمد شجاعی آرشیو مباحث استاد شجاعی فروشگاه آنلاین با محصولات ناب 

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 9965
زمان انتشار: 24 آوریل 2019
|
نحوه دسترسی به محتوای پوشه های آرشیو مباحث استاد شجاعی

نحوه دسترسی به محتوای پوشه های آرشیو مباحث استاد شجاعی

در تصاویر زیر نحوه دسترسی به محتوای داخل پوشه های مباحث استاد شجاعی نشان داده شده است.  آرشیو مباحث استاد شجاعی فروشگاه آنلاین با محصولات ناب    آرشیو مباحث استاد شجاعی فروشگاه آنلاین با محصولات ناب 

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 9964
زمان انتشار: 15 ژانویه 2019
| | |
کلیپی که فعالان فرهنگی بارها و بارها باید گوش کنند

کلیپی که فعالان فرهنگی بارها و بارها باید گوش کنند

آرشیو مباحث استاد شجاعی فروشگاه آنلاین با محصولات ناب 

صوت

1 - کلیپی که فعالان فرهنگی بارها و بارها باید گوش کنند

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 9963
زمان انتشار: 14 ژانویه 2019
| |
«توحید» یعنی همیشه و در هر کاری از خدا استعانت بجوییم

خانواده آسمانی؛ جلسه 495؛ 97/10/20

«توحید» یعنی همیشه و در هر کاری از خدا استعانت بجوییم

توحید یعنی انسان بفهمد که هیچ کاری را نمی تواند بدون استمداد از خدا انجام بدهد و هر چه به او می‌رسد، مستقیم از جانب خدا می‌رسد. پس برای اینکه از آفت های زندگی و  وسوسه، تفرق دل و ذهن، پراکندگی حواس به دور باشیم، باید از خدا کمک بخواهیم. نتیجه این یاد دائمی و استعانت، رسیدن به مقام رضای الهی و بهشت برین اوست.

امام سجاد علیه‌السلام می‌­فرماید: «أَسْأَلُكَ بِحَقِّكَ اَلْوَاجِبِ عَلَى جَمِیعِ خَلْقِكَ لما طهرتنی من الآفات= بار خدایا! به حقّى كه بر گردن همه آفریدگانت دارى، از تو مى­‌خواهم كه مرا از آفت­ها پاك گردانى». برخی از کارها هستند که انجام‌شان برای ما سنگین و سخت و اذیت‌کننده است. خود خدا سر نماز به ما می‌گوید از من کمک بگیرید: «إِیَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِیَّاكَ نَسْتَعِینُ= تنها تو را می‌­پرستم و تنها از تو یاری می­‌خواهم». این استعانت باید در همه کارها باشد. در حدیث قدسی خدا به موسی علیه‌السلام فرمود: «حتی علف گوسفندت و نمك غذایت را از من بخواه». توحید یعنی انسان بفهمد که هر چه به او می‌رسد، مستقیم از جانب خدا می‌رسد؛ توحید یعنی لحظه به لحظه و آن به آن، دریافت وجود و نیرویم از خداست. بنابراین، کسی که خودش را اینطور دید، آن موقع موحدانه از خدا درخواست می‌کند. برای هر کارش یک "یا الله" دارد، یک "بسم الله الرحمن الرحیم" دارد،  یک "الهی به امید تو" دارد. ما در اسلام برای لباس پوشیدن، حمام رفتن و تخلی و هر کاری دعا داریم و این یعنی خدایا من در هیچ صحنه‌ای، خودم جان و توانی ندارم که کاری انجام بدهم، همه‌اش از تو است. برای جلوگیری از آفت­های زندگی به خدا پناه ببریم توجه به آفت خیلی مهم است. چون هر چیزی در زندگی می‌تواند آفت داشته باشد. مثل بدن که از آفت های مختلف مصون نیست. حافظه و خیال آفت دارد، مثل فراموشی. سیستم عقلی ما آفت دارد. آفت کار اقتصادی ورشکست ‌شدن است. روابط عاشقانه و عاطفی ما با پدر و مادر و خواهر و برادر و عشق‌های زمینی، همه آفت دارند. بعضی مسائل آفت‌شان بیشتر است. مثل ارتباط با خدا و غیب. گاهی انسان یک رابطه خیلی خوبی با خدا دارد، اما بعد از مدتی این رابطه خراب می‌شود. یا یک رابطه خوب با قرآن دارد، اما بعد از مدتی، رابطه‌اش با قرآن به هم می‌خورد. یا رابطه خوبی با امام زمانش دارد، اما بعد از مدتی که به امام زمانش هیچ کمکی نمی‌کند، رابطه اش خراب می شود. اینها همه خطرناک هستند. پس باید مراقب خودمان باشیم. چون در دریایی از آفتها قرار داریم که دائماً باید به خدا پناه ببریم و از او کمک بخواهیم. با توحید، وسوسه و افکار منفی را از خودمان دور کنیم وسوسه، تفرق دل و ذهن، پراکندگی حواس، دلشوره‌ها و افکار منفی همه، آفتهائی هستند که به سراغ انسان میآیند. می‌خواهی بخوابی، خواب‌های بد می‌بینی؛ این آفت است. از خواب بلند می‌شوی و میبینی که دل و دماغ خوشی نداری؛ این آفت است. گاهی میبینی با روزگار خوب نیستی؛ این آفت می‌شود. گاهی همه چیز را تیره و تار و سیاه می‌بینی؛ اینها آفت می‌شود. یکی دوتا هم نیست. به طور کلی ما در همه ابعاد وجودی مان اعم از «ابعاد جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلی و فوق عقلی» دچار آفت می­‌شویم. در همه این ابعاد، باید به خدا پناه برد: «قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ/ مَلِكِ النَّاسِ/ إِلهِ النَّاسِ مِنْ شَرِّ الْوَسْواسِ الْخَنَّاسِ الَّذِی یُوَسْوِسُ فِی صُدُورِ النَّاسِ= پناه مى‌برم به پروردگار آدمیان/ پادشاه آدمیان/ معبود آدمیان/ از شرّ وسوسه شیطان/ آن كه اندیشه بد در دل مردمان افكند». متأسفانه خداوند و خانواده آسمانی‌ برای ما اصل نیستند و هیچ استمداد و کمکی از آنها نداریم. 60 سال نماز می‌خوانیم و می گوییم «إِیَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِیَّاكَ نَسْتَعِینُ»، اما دروغ می‌گوییم. چون استعانت حقیقی نداریم و کمکی هم از خدا نمی‌گیریم. برای همین است که زندگی‌مان خیلی خراب می‌شود. چون توحیدمان ضعیف است. از معدن و منشأ قدرت و توان، استمداد نمی‌کنیم. می‌خواهیم همه کارها را با قدرت و توان خودمان انجام بدهیم. نتیجه این می­شود که زمین می‌خوریم. هنر یک آدم موحد این است که هر چقدر هم توانمند بشود، توان خودش را نمی‌بیند و مثل معصوم فقیر و دست خالی پیش خدا می‌رود. امام سجاد علیه‌السلام می‌­فرماید: «و عافیتنی من اقتراف الآثام بتوبة منک علی= و از مرتكب شدن گناهان بركنارم دارى، با رویكردى از سوى تو به من». خدا تواب است. تواب یعنی خدا سراغ بنده‌اش برمی‌گردد. مثل مادری که یکسره به بچه‌اش رجوع دارد و او را بررسی می‌کند که مبادا برایش مشکلی پیش بیاید. خدا با بنده‌اش اینطوری است. اگر بنده موفق بشود توبه کند، یعنی اول خدا توبه می‌کند و به سوی ما برمی‌گردد تا ما توبه کنیم. گاهی هم خدا برمی‌گردد، ولی ما قبول نمی‌کنیم. این بنده لجباز و گستاخ است که دعوت خدا را نمی‌پذیرد. «و نظرة منک إلی ترضى بها عنی= یک نگاهی به من کن که با این نگاه از من راضی بشوی». برای آدم هوشمند و عاقل، رضایت خدا خیلی مهم است. خیلی‌ها همینطوری هم که به خودشان نگاه می‌کنند، می‌دانند خدا راضی نیست ولی برایشان مهم نیست و همینطوری ادامه می‌دهند. انسان لحظه مرگ می‌فهمد رضایت خدا یعنی چه. رضایت خدا شوخی نیست. خودش میفرماید:«وَ رِضْوانٌ مِنَ اللهِ أَكْبَر[1]= و برتر و بزرگتر از هر نعمت، مقام رضا و خشنودی خداست». بالاترین چیزی که بنده به آن می‌­رسد، این است که خدا از او راضی باشد. در حدیث داریم که این احساس رضایت از بهشت هم بالاتر است. خود خدا به بهشتیان می‌گوید: از بهشت بالاتر هم هست «وَ رِضْوانٌ مِنَ اللهِ أَكْبَر=رضایت خدا برتر است». «وَ حُبَابَتِكَ لِی بِنِعْمَةٍ مَوْصُولَة= و با نعمت هاى پیاپى ات مرا مورد محبّتت قرار دهى».یعنی از تو می خواهم که مهرورزی کنی به من و پیاپی، نعمت‌هایت را برای من بفرستی. «بِكَرَامَةٍ تَبْلُغُ بِی شُرَفَ الْجَنَّة وَ مُرَافَقَةَ مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَیْتِهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَعَلَیْهِمْ آمِینَ رَبَّ الْعَالَمِین= و چنان كرامتى ارزانى‌­ام دارى كه مرا به افتخارِ بهشت و همنشینى با محمّد و خاندان او» بهشت خیلی شرافت دارد، مشرف شدن به بهشت خیلی خوب است. پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله می‌فرماید که بهشت به بعضی انسان ها افتخار می‌کند و مشتاق‌تر است تا اینها مشتاق‌تر به بهشت. مرافقت یک همنشینی همراه با رفاقت است. صرف همنشینی است. بعضی‌ها الان همنشین هم هستند؛ شاید هم‌ با هم زندگی کنند؛ ولی با هم رفاقت ندارند. کسی هست که اصلاً نمی‌تواند با طرف خودش انس بگیرد. نمی‌تواند با او لذت ببرد. اینها مونس و غمخوار هم نیستند. مرافقت یعنی همنشنیی‌ای که در آن، رابطه رفیق‌بازی هست. رفاقت با پیامبر و آلش نعمتی است که از اصل بهشت بالاتر است. باید برای این همراهی، تلاش کنیم و نگذاریم کم و زیاد دنیا ما را عصبانی‌ و غصه‌دار و ناراحت‌ و افسرده‌مان کند. کسی که برای دنیا غصه می‌خورد، آخرت و بهشتش را از دست می‌دهد. پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمودند: «مَن بَکیٰ عَلَی الدُّنیا دَخَلَ النَّار= هر کس که برای دنیا گریه کند داخل جهنمی می‌شود». این مرافقت را نباید از دست بدهیم. اگر کسی حتی به بهشت هم برود، اگر این مرافقت را نداشته باشد، بد است. بهشت اگر قشنگ است، بخاطر اهل بیت است. برای این قشنگ است که بتواند با آنها رفت و آمد کند. آدم تا خودش را نشناسد، دغدغه‌هایش انسانی نمی‌شود. و برعکس، دغدغه‌هایش جمادی یا گیاهی یا حیوانی می­‌شود. انسان وقتی فهمید کیست، تازه غم‌هایش هم قشنگ می‌شود. دغدغه‌ها و ترس‌هایش تنظیم می‌شود. شجاعت‌هایش تنظیم می‌شود. آرامش‌هایش تنظیم می‌شود. چون همه را براساس قیمت جاودانۀ انسانی و ابدی خودش تنظیم می‌کند. بهشتی که نه چشمى دیده و نه گوشى شنیده چیست؟ نبی اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله می­‌فرماید: «لَمّا خَلَق الله جَنَّةَ عَدْنٍ خَلَقَ فیها مَا لَا عَیْنٌ‏ رَأَتْ‏ وَ لَا أُذُنٌ‏ سَمِعَتْ‏ وَ لَا خَطَرَ عَلَى قَلْبِ بَشَر ثُمَّ قالَ لَها تَکَلَمی قالَت قَد أَفْلَحَ الْمُؤمِنون= خداوند هنگامی که بهشتِ عَدْن را آفرید، در آن چیزهایى خلق كرد كه نه هیچ چشمى دیده و نه هیچ گوشى شنیده و نه به ذهن بشرى خطور كرده است». سپس به آن فرمود : «سخن بگو» و آن گفت: «به راستى كه مؤمنان رستگارند». موقعی که خدا بهشت عدن را خلق کرد، در این بهشت چیزی خلق کرد که هیچ چشمی ندیده، یعنی وقتی شما آنجا می‌روی، برایت عجیب است که اینها چیست. میوه‌هایی می‌خورید که می‌گویید شبیه اینها را در دنیا داشتیم؛ اما این کجا و آن کجا. یک چیزهایی آنجا می‌بیند که اصلاً سابقۀ ذهنی برایش ندارد و هیچ گوشی هم آنها را نشنیده، مثل موسیقی اش، نجواهایش و نه به قلب هیچ انسانی خطور کرده. یعنی شما هر چه زور بزنید، نمی‌توانید تصور کنید چطوری است. مثل یک جنین که در رحم مادر نمی­تواند درکی از دنیا داشته باشد، ما هم همین طور هستیم. نمی‌فهمیم آخرت چیست. همه چیز بهشت شعور دارد، بعد خدا به بهشت می‌گوید: با من حرف بزن. یعنی در مورد خودت بگو. بهشت می‌گوید: «قَد أَفْلَحَ الْمُؤمِنون= به راستی، حتماً مؤمنین رستگار هستند». ما هم باید همین­گونه باشیم و نوع نگاهمان را با نگاه معصومین تنظیم کنیم. هر چقدر نگاه ما در زندگی و در مورد مسائل مختلف، با نگاه معصومین یکی باشد، قرب و سنخیت ما با آنها بیشتر خواهد بود و پیوند ما با آنها عمیق‌تر و ارتباط ما با آنها در حیات دنیا و آخرت بیشتر خواهد بود. «إِنَّ الْإِنْسانَ لَفی‏ خُسْر إِلاَّ الَّذینَ آمَنُوا». مؤمن هم دنیا دارد و هم آخرت. حالا خصوصیات مؤمن چیست؟ به خود سورۀ مؤمنون مراجعه کنید و چند آیه را با تفسیرش حتماً بخوانید. قا/127 بهشت آرشیو مباحث استاد شجاعی فروشگاه آنلاین با محصولات ناب  [1] . سوره توبه/ آیه 72.

صوت

1 - «توحید» یعنی همیشه و در هر کاری از خدا استعانت بجوییم

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 9962
زمان انتشار: 14 ژانویه 2019
| |
امام زمان را برای همه جهان می خواهیم

امام زمان را برای همه جهان می خواهیم

ما امام زمان عج را نه فقط برای خودمان، بلکه برای تمام مردم جهان میخواهیم. حضرت را برای افغانستانیها و فلسطینیها و افریقاییها و حتی برای امریکاییها و برای کسانی که بیشتر از هر ملتی در نکبت هستند، می خواهیم.

آرامشی که امروز داریم، به خاطر وجود ولی فقیه است فقط آدم طبیعی و سالم می فهمد وقتی که جای امام زمان خالی است و سکان دار در زندگیش حضور ندارد، چقدر سخت است. این که امروز نماینده امام زمان و ولی فقیه حضور دارد و آرامش نسبی که امروز داریم، به برکت وجود ولی فقیه است. این خود یک مقدار از درد و اضطراب یتیمی ما را کم می کند. اما وقتی پدر و امام زمان ما بیاید، کاملا احساس آرامش خواهیم داشت. خدا می داند حال انقلابیون متدین قبل از انقلاب چگونه بود و چقدر اذیت می شدند که ولی فقیه نداشتند و مرجع شان را دستگیر و تبعید کرده بودند. اذیت شدن آنها برای این بود که در کشوری زندگی می کردند که ریاست و حکومتش به دست امریکا و در دست افراد فاسد و فاجری بود که هیچ سنخیتی با خدا و دین نداشتند. خیلی به آن ها سخت می گذشت. وقتی که انقلاب شد، آنها این جور دعاها را می خواندند: « و نصر تعزه و بفتح تعجله= فتحی که تو با عجله به ما می رسانیش». یک انقلابی، خیلی لذت می برد، وقتی که در این کشور انقلاب شد و دید که یک دفعه ولی فقیه و نماینده و نائب امام زمان آمد به جای شاه و در رأس قرار گرفت. خدا می داند کسانی که مؤمن حقیقی بودند، چه لذتی بردند و الان هم کسانی که مؤمن حقیقی هستند، لذت می برند. امام زمان را برای همه جهان می خواهیم ما امام زمان عج را نه فقط برای خودمان، بلکه برای تمام مردم جهان می خواهیم. حضرت را برای افغانستانی ها و فلسطینی ها و افریقاییها و حتی برای امریکاییها و برای کسانی که بیشتر از هر ملتی در نکبت هستند، می خواهیم. امریکاییها و اروپاییهای زیادی داشتیم که در جو زندگی غربی، مسلمان شده اند. خدا می داند چقدر فقر در آنجا حاکم است. آدم باید برای همه خیر بخواهد. خداوند به پیامبر می فرماید:« و ما ارسلناک الا کافة للناس= تو را برای همه مردم فرستاده ام». ما برای مرده ها هم خیر می خواهیم. ما برای مرده ها از خداوند می خواهیم که خداوند امام زمان را برساند که مرده ها هم شاد شوند. می گوییم: «اللهم ادخل علی اهل القبور السرور= خدایا مرده ها را شاد کن». یعنی با آمدن حضرت شادشان کن. چه رسد به زنده ها! ما همه ی اهل زمین را دوست داریم و دوست داریم همه در هدایت باشند و استعدادهای انسانی خود را شکوفا کنند. نمی شود ما سالم باشیم و مؤمن متعادل و حقیقی باشیم؛ ولی اضطراب نبود امام زمان، ما را اذیت نکند و در این دغدغه در رأس برنامه های زندگی ما نباشد. هر زمانی که بچه ای بابا و مادرش را گم کرد و آن ها را فراموش کرد، این نشان دهنده این است که او تعادل ندارد. همین حالت به ما هم دست می دهد. این که ما الان امام زمان نیست و داریم زندگی مان را می کنیم، این نشان دهنده این است که ما هم تعادل نداریم و به ایمان حقیقی دست پیدا نکرده ایم و هنوز آن نیازهای فطری در ما شکوفا نشده و هنوز خودمان را نشناخته ایم و مختصاتمان را در سمت حرکت به سمت ابدیت و برزخ به دست نیاورده ایم. اگر کسی این را به دست بیاورد، می فهمد نبودن امام زمان چه مصیبتی است. در دعای افتتاح در هر شب ماه رمضان می خوانیم: «اللهم انا نشکوا الیک فقد نبینا و غیبة ولینا و کثرة عدونا و قلة عددنا و شدة الفتن بنا= « خدایا! ما شکایت می کنیم به تو بخاطر نبودن پیامبر و غیبت امام زمان و زیادی دشمنان و کمی عدد ما شدت فتنه هایی که برعلیه ماهست». این را با زبان حال خودت بخوان. ما در شنبه ها زیارت پیغمبر را می خوانیم و میگوییم: «فما اعظم مصیبتنا بک حیث انقطع الوحی یا رسول الله= چه مصیبت بزرگی بود که با نبودن تو وحی قطع شد». این دعا را نگفته اند که ما تقلیدی بخوانیم؛ بلکه گفته اند زبان حال شما به عنوان یک مؤمن باید این گونه باشد. باید با شعور و اضطراب به خدا بگوییم: «اللهم انا نرغب الیک فی دولة کریمة = خدایا! ما رغبت و میل زیادی داریم که با دولت کریمه به سوی تو بیاییم». یعنی ما خیلی میل و رغبت زیادی داریم به این دولت کریمه. این باید در وضعیت روزانه زندگی ما تأثیر بگذارد. باید این را بخواهیم که امام زمان بیاید و در این کار رغبت داشته باشیم و جزء اصلی ترین خواسته هایمان هم باشد. تلقینی هم نیست که من به شما تلقین کنم. زیرا بچه ای که بابایش گم می شود، کسی به او یاد نمی دهد که گریه کند و بگوید آقا من بابایم را می خواهم؛ یا من فقط مادرم را می خواهم.   برگرفته از مباحث استاد شجاعی «شرح زیارت عاشورا» جلسه 12 آرشیو مباحث استاد شجاعی فروشگاه آنلاین با محصولات ناب 

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed