www.montazer.ir
دوشنبه 22 ژوئن 2026
شناسه مطلب: 7293
زمان انتشار: 26 ژولیه 2017
| | | | |
چرا امام خمینی ره وظیفه مسئولین نظام را آماده سازی برای ظهور امام زمان میداند؟

چرا امام خمینی ره وظیفه مسئولین نظام را آماده سازی برای ظهور امام زمان میداند؟

امام خمینی رحمه الله علیه وظیفه اصلی مسئولین را زمینه سازی برای ظهور می دانستند، این کار چطور صورت می گیرد و آیا تا به حال این گونه بوده؟ https://telegram.me/porsemantv8 کانال پرسمان کانال های تلگرام مؤسسه منتظران منجی (عج) پاسخ را در فایل زیر بشنوید.

صوت

1 - چرا امام خمینی ره وظیفه مسئولین نظام را آماده سازی برای ظهور امام زمان میداند؟

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 7292
زمان انتشار: 25 ژولیه 2017
| | | | |
آیا علائم ظهور در این دوران محقق شده است؟

آیا علائم ظهور در این دوران محقق شده است؟

آیا علائم ظهور امام زمان علیه السلام محقق شده است؟ https://telegram.me/porsemantv8 کانال پرسمان کانال های تلگرام مؤسسه منتظران منجی (عج) پاسخ را در فایل زیر بشنوید.

صوت

1 - آیا علائم ظهور در این دوران محقق شده است؟

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 7291
زمان انتشار: 24 ژولیه 2017
| | | | |
چرا بالاترین و بهترین اعمال انتظار فرج برای ظهور امام زمان (علیه السلام) است؟

چرا بالاترین و بهترین اعمال انتظار فرج برای ظهور امام زمان (علیه السلام) است؟

در روایات آمده بهترین اعمال انتظار فرج است چرا؟ https://telegram.me/porsemantv8 کانال پرسمان کانال های تلگرام مؤسسه منتظران منجی (عج) پاسخ را در فایل زیر بشنوید.

صوت

1 - چرا بالاترین و بهترین اعمال انتظار فرج برای ظهور امام زمان (علیه السلام) است؟

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 7290
زمان انتشار: 23 ژولیه 2017
| | | | |
آیا حمله آمریکا به عراق و کلاً خاور میانه برای جلوگیری از ظهور امام زمان بود؟

آیا حمله آمریکا به عراق و کلاً خاور میانه برای جلوگیری از ظهور امام زمان بود؟

بعضی ها معتقدند که فلسفه حمله آمریکا به عراق و کلاَ خاور میانه مقابله با ظهور امام زمان است نظر شما چیست؟ https://telegram.me/porsemantv8 کانال پرسمان کانال های تلگرام مؤسسه منتظران منجی (عج) پاسخ را در فایل زیر بشنوید.

صوت

1 - آیا حمله آمریکا به عراق و کلاً خاور میانه برای جلوگیری از ظهور امام زمان بود؟

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 7289
زمان انتشار: 22 ژولیه 2017
| | | | |
چرا امام دوازدهم از نظرها غایب شده اند؟

چرا امام دوازدهم از نظرها غایب شده اند؟

چرا دوازدهمین امام اصلاََ از دیده ها غایب شده اند که بعد بخواهند ظهور کنند فلسفه غیبت شان چیست؟ https://telegram.me/porsemantv8 کانال پرسمان کانال های تلگرام مؤسسه منتظران منجی (عج) پاسخ را در فایل زیر بشنوید.

صوت

1 - چرا امام دوازدهم از نظرها غایب شده اند؟

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 7288
زمان انتشار: 19 ژولیه 2017
| |
(22) خوشبختی و شادی قاعده ریاضی دارد

مباحث شادی، جلسه 22، 96/4/24

(22) خوشبختی و شادی قاعده ریاضی دارد

شادی از جمله مسائلی است که قواعد خاص ریاضی دارد، بطوری که نمی توان از راه دیگری کسب نمود. نبی اکرم (صلی الله علیه و آله) سه عامل مهم را موجب شادی مؤمن معرفی می کند: ملاقات برادر مؤمن، افطاری دادن به روزه دار و شب زنده داری.

گفتیم که عالم فیزیک عالم ریاضی و اندازه هاست. اکنون می‌گوییم عالم متافیزیک نیز از این قاعده مستثنی نیست. به گونه ای که انسان با رعایت احکام الهی به جایی می رسد که می تواند مثل خداوند بیافریند. یعنی می تواند هر چیزی را که دلش خواست، خلق کند. آن هم نه در یک بهشت محدود، بلکه بهشتی که به اندازه ی همه ی آسمان ها و زمین است. این گزارشی است که خالق دنیا و آخرت در قرآن به ما می‌دهد و راه رسیدن به خوشبختی را رعایت احکام ریاضی خلقت معرفی می‌کند. راه دیگری هم وجود ندارد که به آن برسید. برزخ بر سر راه ما به سوی بهشت است و ما با وفات، وارد عالم برزخ می‌شویم که بی نهایت دقیق تر، پیچیده تر، کامل تر، پیشرفته تر و دارای فرمول های ریاضی تر از اینجاست. بنابراین، اگر بی دقتی در این مسیر بشود، اصلا نمی‌توانیم سالم وارد آن عالم بشویم. آدم بی دقت مثل خانم بارداری است که دوران بارداری‌اش را با بی‌دقتی و بی‌توجهی طی می‌کند و بچه ای ناقص به دنیا می‌آورد. این طور نیست که هر چه دلم خواست، بخورم؛ هر چه دلم خواست، بپوشم؛ هر جور دلم خواست، رفتار کنم؛ هر جور دلم خواست، بشنوم؛ هر لقمه‌ای خواستم، بخورم؛ هر جا خواستم، بروم؛ با هر کس خواستم، رفیق شوم؛ بعد انتظار داشته باشم خوشبخت و سعادتمند شوم. سیستم و نظام وجودی انسان کاملاً دقیق تعریف شده است که اگر کسی قوانین و فرمول های سبک زندگی‌اش را رعایت نکند، به شادی و آرامش نخواهد رسید. پس هر گونه ترس و اضطراب و نگرانی و ......ناشی از عدم رعایت فرمول های سبک زندگی است که خدا برای انسان تعریف کرده است.  شادی، فرمول و قواعد ویژه‌ای دارد. لطفی که خدا در حق ما کرده، این است که لازم نیست ما به دنبال شادی برویم، بلکه کافیست که فرمولهای الهی را رعایت کنیم. همه فرمولها را خودش در قرآن برای‌مان قرار داده و در کنار قرآن، احادیث معصومین نیز هستند که فرمول‌های شادی را برای ما بیان کرده‌اند. اما متاسفانه بعضی از افراد نادان مدعی اند که ما باید تک تک این رمزهای الهی را خودمان در نظام خلقت کشف کنیم. می خواهند خودشان این فرمولها را به آزمایشگاه ببرند و تجربه کنند تا باورشان بشود که این امر خدا صحت دارد. این امکان پذیر نیست. بشر مگر چقدر عمر دارد که بخواهد همه فرمولها را کشف کند؟ یکی از این قاعده ها این است که مثلاً وقتی می گویند: «اگر حسود یا بدبین یا زودرنج یا عصبی باشید، شادی تان از بین می رود». این فرمول یکی از قواعد ریاضی است که خدای منان که نظام روحی انسان را می شناسد برای ما تجویز کرده است. پس باید بدانیم موانع و عوامل شادی چه چیزهایی هستند. یعنی همانطور که اگر بهداشت دندانتان را رعایت کنید، سالم می ماند و وقتی که بهداشت آن رعایت نشود، معلوم است خراب می شود و در نهایت باید به دندان پزشکی مراجعه کنی. بعدا کسی هم سوال نمی کند که چرا باید به دندان پزشکی بروم؟ چون خودش می فهمد که بهداشت را رعایت نکرده است. روح هم همین طور است. اگر طبق قواعد ریاضی برخورد نکنید، هر کاری که دلت خواست انجام دادی، هر شغلی خواستی انتخاب کنی، با هر کسی رفت و آمد کنی، در فضای مجازی و اینترنت و تلگرام هر فیلم و تصویری دیدید، نباید انتظار شادی داشته باشید.            سه چیز عامل شادی مؤمن در دنیاست همه اوامر الهی طبق فرمول و قواعد ریاضی صادر شده است. ممکن است عناصر تشکیل دهنده ی امر خدا را نفهمیم، اما وقتی که عمل کنیم، به نتیجه دلخواه می رسیم. خیلی از چیز ها را ما نمی فهمیم.   مثلاً وقتی که پزشک می‌گوید این قرص را بخور. شما میگویی: این دارو چه فایده ای دارد؟ او هم می‌گوید: مثلا سردرد تو را خوب می‌کند. اما آیا شما می‌دانید این چطوری سردرد را خوب میکند یا نه؟ نه. ما سیستم و عناصر تشکیل دهنده ی آن را نمی دانیم. حتی یک پزشک هم ضرورتاً نمی داند، بلکه فقط داروساز است که می داند. کسی که آشناست با سیستم مغز و اعصاب و این دارو را ساخته می داند که عناصر تشکیل دهنده ی آن دارو چیست. به پزشک هم فقط می گویند این دارو برای فلان درد مفید است و می توانید به مردم تجویز کنید. قبلاً گفته شد قرآن فقط ۶ گروه از آدم ها را انسان معرفی می کند و می‌فرماید باطن انسانی دارند. پنج گروه دیگر باطن انسانی ندارند و تولدشان به برزخ به شکل حیوان است. یعنی وقتی می میرند، به شکل حیوان وارد برزخ می شوند. فقط یک گروه هستند که وقتی از دنیا می روند، هم در دنیا خیلی شاد و آرام هستند و هم با روح و شکل انسانی از دنیا خارج می شوند. نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرماید: «یا عَلیُّ ثَلاثٌ فَرَحاتٌ لِلمُؤمِنِ فی الدُّنیا= اى على! مؤمن در دنیا سه خوش حالى دارد». بحث اصلی بر سر ایمان است. 1. «لِقاءُ الإِخوانِ= دوستانش را ملاقات کند». یعنی هر چه دوستان انسان مومن تر باشند، شادی او بیشتر است. بنابراین، دید و بازدیدها، ملاقات ها و مهمانی ها به عنوان یک ذخیره و غنیمت زندگی هستند. بعضی آدم های هستند که وقتی شما آنها را می بینید، متوجه می شوید که با آرامش، شادی زیادی به سراغتان می آیند. می بینید که شما از ملاقات با آنان نیرو می گیرید و غم هایتان فراموش می شود. این آدم ها را باید شناسایی کنیم با آنها دوست بشویم و رفت و آمد کنیم تا در کنارشان آرامش پیدا کنیم. این یکی از چیزهایی است که آدم را شاد می کند. دوست شاد و خوب، انسان را شاد می‌کند. 2. «وَ تَفطیرُ الصَّائِمِ=  افطار روزه» یکی دیگر از عواملی که باعث شادی و آرامش انسان می شود، افطاری دادن به فرد روزه دار است. نه فقط به یک انسان، بلکه به حیوان هم اگر احساس گرسنگی کرد، غذا بدهید. گاهی می‌بینید یکی از لذت‌های بچه‌ها و افراد بزرگی که مثلاً به باغ وحش می روند، غذا دادن به حیوانات است. این حس، حس قشنگی است. چون انسان شبیه خالق می شود. شبیه اسم رازق می شود. در انسان احساس بزرگی و قدرت به وجود می آید. اما برخلاف آدم‌های خوب، آدم بخیل و خسیس هم هست که نمی تواند به راحتی خرج کند. به همین دلیل به خودش، خانواده و اطرافیانش سخت می گیرد.  3. «وَالمُتَهَجِّدُ مِن آخِرِ اللَّیل= شب زنده داری در آخر شب». در اهمیت شب زنده داری پیغمبر داستانی تعریف می کند: «لَمَّا أُسْرِیَ بِی إِلَى السَّمَاءِ فرایت الجنه اما ابواب الجنه فعلی الاول منهم مَكْتُوبٌ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ عَلِیٌّ وَلِیُّ اللَّهِ‏ = شبی که من را به آسمان بردند، به معراج رفتم. درهای بهشت را دیدم که روی درِ اولی نوشته بود: لا اله الا الله، شهادت به نبوت پیغمبر و ولایت امیرالمؤمنین»،‌ یعنی ورودی بهشت اینهاست. این روایت یعنی کسی که در دنیا اینها را ندارد، امکان ورود به بهشت را ندارد.   بهشت، خانه‌ی شادی است، یعنی در آنجا غصه‌ای وجود ندارد؛ اضطراب و ترس و غمی نیست؛ دلشوره‌ای نیست. فقط شادی، آرامش و لذت است. این روش و منش کسانی است که به خانه شادی می روند. سپس حضرت می فرماید: «لِكُلِّ شَیْ‏ءٍ حِیلَةٌ وَ حِیلَةُ الصِّحَّةِ فِی الدُّنْیَا أَرْبَعُ خِصَالٍ= هر كاری را چاره ای است و چاره تندرستی در دنیا چهار چیز است»، یعنی اگر می خواهید زندگی خوش و خوبی داشته باشید، چهار خصلت لازم است که داشته باشید. 1. قناعت «القناعة» اولین شرط چاره برای زندگی شاد است. یعنی انسان حرص هایش را کنار بگذارد. چشم و هم چشمی و رقابتش را با افراد کنار بگذارد. شما اگر تریلیاردر هم باشی، وقتی روحت گداست، با دیدن دارائی دیگران، اعصابت به هم می ریزد. اینکه باجناقم از من دو متر زمین اضافه تر دارد؛ یا جاری ام از من چهارتا دستبند اضافه تر دارد؛ یا مبلشان بهتر از من است و... وقتی زندگی تان را با این سیستم رقابت با دیگران در دنیا طراحی کردید، امکان ندارد به آرامش و شادی برسید. یعنی همیشه احسای نیازمندی و فقر می کنید. در روایت داریم: «اشد البلاء فقر النفس= بدترین بلا این است که روح آدم فقیر باشد». یعنی چنین کسی در خودش اصلاً ثروتی ندارد. خودش شخصیتا آدم با شخصیت و ثروتمندی نیست. خیال می‌کند چیزهایی مثل لباس، قیافه، پوست، مو و...به او قیمت می‌دهند، اما چون هیچ کدام در روح او وجود ندارند احساس فقر می‌کند. چون روح بی نهایت طلب است، رقابت هم همیشه بالاست. از این رو، او همیشه گداست و افسردگی و اضطراب دارد و خواب خوش ندارد. 2. دور انداختن کینه «نَبذ الْحِقْدِ». «نبذ» به معنای پرت کردن، دور انداختن است. وقتی برای درد بدنت دکتر می روی، برایت آزمایش می نویسند. در آزمایش می گویند یک غده در بدنت هست که این منشأ دردت شده. اولین چیزی که به ذهن می رسد این است که یا باید دارو بخوری تا غده از بین برود، یا اگر نشد، باید جراحی بشود. بعضی از خصوصیت های اخلاقی هست که اگر در کسی باشد، اجازه ی آرامش و شادی به او نمی دهد. یکی از آنها «کینه» است. کینه یک مریضی است که اگر آن را در دلت نگه داری، اولین کسی را که می کشد و نابود می کند، خودت هستی. این بیماری راه شما را به غیب و آرامش می بندد. نه می توانی نماز بخوانی، نه می توانی عبادت کنی. در وجودت مثل ویروس است. همان‌طور که ویروس می تواند بدن را فلج کند، کینه هم شادی و آرامش انسان را در دنیا و آخرت می گیرد. چون کینه صفتی است که دقیقاً در نقطه مقابل شخصیت انسان است. چون به خاطر بخش فوق عقلانی، انسان دوست دارد شبیه خدا بشود. پس اگر بخواهی شبیه خدا بشوی، باید نقطه مقابل کینه، یعنی اسم «غفور» و «عفو» را داشته باشی. با کینه از خدا فاصله می گیری، یعنی از منشأ خیر و شادی و آرامش فاصله می گیری. کسی که توانائی بخشیدن دیگران را دارد، خدا هم گناهان او را می بخشد و نمی گذارد با این گناه افسرده شود. چون به همراه گناه، افسردگی هست. از چیزهایی هم که انسان را افسرده و عصبی می کند و سردرد می آورد، چشم درد دارد، ستون فقرات و به خصوص کمردرد دارد، استخوان درد های شدید می آورد، گناه است. ولی آدم خوش دل که می تواند گناه دیگران را در حق خودش ندید بگیرد، اگر خودش گناه و معصیتی بکند، خدا اثرش را از روحش پاک می کند و نجات پیدا می کند. پس این عامل خیلی خطرناک است. پس وقتی کینه به دل مان آمد، باید یاد بگیریم پرتابش کنیم بیرون و نگذاریم در دل مان بماند. چون خیلی خطرناک است. مثل این می ماند که شخص نیزه یا تیری بردارد و به سینه ات بزند. باید جاخالی بدهی. 3. ترک حسادت «وَ تَرْكُ الحَسَد»، یعنی به کسی حسادت نکن. چون حسادت نابودت می کند. اگر یک کسی در اطراف من یک نعمتی از نعمت های جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلی یا فوق عقلی داشت، ما لذت ببریم و خوشحال شویم به جای این که حسادت کنیم و احساس حقارت به ما دست بدهد. حالا کسی خواست تحریکم کند، من برای درمان حسادت چه کار کنم؟ بر فرض بچه ندارم، یک کسی بچه دارد یا ازدواج نکردم ولی خواهرم ازدواج کرد، کینه و حسادت در جریان نفس خلل ایجاد می کنند و نمی گذارد با منشأ خیر ارتباط برقرار کند و نور دریافت کند. 4. مجالست با آدم های خیر «مُجَالَسَةُ أَهْلِ الْخَیْرِ»، یعنی رفیق های خوبی داشته باشد. آدم های اهل خیر یعنی آدم هایی که تنگ نظری، کینه و حسادت ندارند، نیش نمی زند، پشت سرت غیبت می کند. اهل خیر به خاطر خوب بودنش انس با خدا، اهل بیت و بهشت دارد. هیچ وقت در کنار آدم های بد، راهش را گم نمی کند. اهل خیر کسی است که وقتی ازدواج کرد اگر زنش اذیتش کرد و شر رساند، نمی گوید من هم مقابله به مثل کنم. پدرزنم این کار را کرده، مادرزنم این کار را کرده، برادرزن و خواهر زنم این کار را کرده، من هم تلافی کنم. پس با چنین افرادی مجالست کنید. آن وقت خداوند لذتی بالاتر از لذت اهل بهشت را در همین دنیا به آدم عطا می کند. عالم خلقت، عالم ریاضی است خداوند تبارک و تعالی هستی مطلق و بی نهایتی است که در تمام ظهوراتش براساس اندازه و ریاضی برای بندگانش جلوه می کند. سیر نزولی ظهور الهی از عالم هاهوت به لاهوت بعد جبروت سپس ملکوت و در آخر ناسوت است که ظهور تمام این عوالم با مقدار و اندازه است، یعنی عوالم خلقت مرحله به مرحله اش با ساختار کاملا ریاضی خلق شده است. هیچ چیز در این عوالم نیست که ساختار ریاضی نداشته باشد. حتی یک دانه کوچک هم از این قاعده مستثنی نیست. قبلا تصور این طور تصور می شد که پروتون‌ها و نوترون‌ها ذرات بنیادی هستند و انسان فکر می کرد ذرات دیگر قابل تقسیم نیستند، اما پس از مدتی فهمیدند که پروتونها و نوترونها خود از ذرات کوچکتری ساخته شده‌اند که کوارک نامیده می‌شود. باز هم در آینده به یافته های جدیدی می رسند که از کوارکها هم ریزتر خواهد بود. این ها همه حکایت از ریاضی بودن عالم هستی است. حتی یک تار موی شما هم ساختار ریاضی و هندسی دارد. اینکه فرمود: خدا برای هر چیزی اندازه ای قرار داد «قَد جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَیءٍ قَدرًا[1]» یا هر چیزی پیش ما به مقدار و اندازه ریاضی است «إِنَّا كُلَّ شَیْ‏ءٍ خَلَقْناهُ بِقَدَرٍ[2]» این ریاضی است. مادی و معنوی هم ندارد. یک اندازه مربوط به خود عالم فیزیک یعنی عالم دنیاست که به آن عالم ناسوت و عالم ملک هم می‌گویند که یک ترکیب و ساختار صددرصد ریاضی است که از عالم قبل یعنی عالم ملکوت آفریده شده که آن هم از یک عالم قبل خودش یعنی جبروت با یک نسبت کاملا ریاضی خلق شده. بنابراین، هیچ چیز غیر ریاضی در این عالم وجود ندارد. از آنجائی که بشر دائما در حال کشف فرمول و قواعد است، هر چقدر در پدیده های این عالم کار علمی و مطالعاتی کند، به عدد و اندازه می رسد. مثلا تلفن همراه، تلویزیون، ماهواره و اینترنت و... که فرمول هایش از قدیم بوده، امروزه در اثر مطالعه بیشتر به این کشفیات رسیدند، و گرنه امکان استفاده از تلفن همراه هزار سال پیش هم وجود داشت. علی (علیه السلام) فرمودند: اگر شما به من کمک می کردید و نافرمانی نمی کردید، من از آب خانه های شما را روشن می کردم. همه‌ی فرمول‌ها دست علی علیه‌السلام است. او خلیفه الله و مثل اعلی است است. هیچ علمی نیست که امیرالمؤمنین بلد نباشد و همه علوم از ایشان ساطع می شود. چون و عوالم خلقت همگی از این نور خلق می شوند. از این رو، می توانست این اتفاق بیفتد. خداوند در قرآن می فرماید: «كانُوا هُمْ أَشَدَّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَ آثاراً[3]= آنها با آنکه بسیار از اینان قوی‌تر و آثار وجودیشان در روی زمین بیشتر بود». در بعضی از کشورها معماری هایی می‌بینید که خیلی تعجب آور هستند. مثلا در سفری که به کشور یمن داشتم ساختمان های در شهر صنعا دیدم که با قدمت دو هزار ساله و چند طبقه که بدون ستون هم بودند. یعنی به صورت آپارتمان های امروزی. بشر الان فکر می کند که آپارتمان سازی کار مدرن و جدیدی است. در حالی که دو هزار سال پیش این ساختمان ها وجود داشتند یا قصرها و کاخ هایی که یک تکه سنگش دویست تن بودند. پس در نظام خلقت همیشه این فرمول ها وجود دارد. این محدودیت علم بشر است که نمی تواند آن را کشف و استخدام کند. بشر به چه اکتشافاتی در آینده می رسد؟ من به شما خواهم گفت که بشر به جایی می رسد که آدم را به هر نقطه ای از دنیا بخواهد، ارسال می کند. یعنی شخص اراده می کند با تکنولوژی یا حتی غیر تکنولوژی مثلا به آمریکا یا اروپا برود، چند ثانیه بعد آنجاست و این برایش عادی می شود. همان طور که امروزه پیامک و ارسال تصویر برای همه عادی است، در آینده هم ارسال انسان یا هر چیزی طبیعی می شود. این چیزهایی که دارم می گویم خیلی چیزهای پیش پاافتاده‌ای است. بشر به خیلی جاهای مهمتر از اینها خواهد رسید. حتی بشر به جایی می رسد که با تصرف در سلول های بنیادین، شکل های مختلفی از انسان یا حیوانات تولید می‌کند. مثلا به یک کارخانه مرکز سلول، رجوع می کنی و می گویی من پنج بچه می خواهم که یکی سیاه پوست باشد، یکی زردپوست باشد، یکی سرخ پوست باشد، یکی سفیدپوست باشد. قد هر یک فلان اندازه باشد؛ رنگ چشم هایشان اینطور باشد؛ مدل قیافه اش به این شکل باشد؛ موهایش صاف باشد. کارخانه هم می سازد و در اختیار شما قرار می دهد. مثل کارخانه هایی که الآن اتومبیل می سازند. چون همه چیز عالم ریاضی است. فرمول و ساختار دارد، انسان هم می تواند به این اکتشافات برسد.   شادی/ کینه/ حسادت/ ریاضیات عالم/ [1] . سوره طلاق/آیه 3. [2] . سوره قمر/آیه 49. [3] . سوره غافر/آیه 21.

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 7283
زمان انتشار: 19 ژولیه 2017
| |
فهرستی از آثار کلیدی استغفار در زندگی انسان

احیاء شب 21 ماه رمضان، جلسه اول، 1396/03/25 (مهمترین دعای شب قدر)

فهرستی از آثار کلیدی استغفار در زندگی انسان

استغفار و طلب آمرزش از خداوند، کلیدی‌ترین مسئله در زندگی انسان است. به طوری که با استغفار مداوم در طول عمر به خیرات و برکات دنیایی و آخرتی زیادی می رسیم. استغفار در حل مشکلات مادی و معنوی زندگی ما نقش مهمی دارد. اگر روی استغفار «فکر و تمرکز» می کردیم، آدم قوی و قدرتمندی می شدیم؛ به طوری که نه تنها مشکلات را از سر راه زندگی خود بر می داشتیم، بلکه به خانواده و دیگر افراد نیز در حل مشکلات شان کمک می کردیم. 

بخشی از آثار مفید استغفار را در دعای شبهای قدر بررسی کردیم و بخشی دیگر را در ادامه مرور می کنیم. خداوند و خلفای او یعنی معصومین علیهم السلام به ما توصیه کرده اند که هر وقت گرهی در کارتان افتاد، اولین و مهم ترین کار، برای باز شدن آن گره «استغفار» است. برای کیفیت استغفار توصیه می کنم عزیزان به مباحث استغفار مراجعه کرده و آنها را به صورت تخصصی کار کنند تا توان شان در استفاده از این سلاح بالا برود. گاهی افراد برای حل مشکلات شان به جای این که از کلید استغفار استفاده کنند، با خرج کردن پول های کلان به باطل السحر و دعا و گشایش بخت دختران و ... پناه می‌برند و از این طریق مورد سوء استفاده افراد سودجو قرار می گیرند. این افراد سودجو اگر کاری می توانستند‏ بکنند، برای حل مشکلات خودشان کاری می کردند. ما چون قدر خودمان را نمی‌دانیم و از نعمت های عظیم و کلیدهای گشاینده ای که خداوند به ما داده و از اسلحه های موثری که بی منت در اختیار ما گذاشته استفاده نمی کنیم به این چیزها وابسته می شویم. متأسفانه این باوری شایع در بین مردم است که تا یک شخص گره در کارش می افتد، سریع می‌گوید: «کی من را نفرین کرده و ...»، در حالی که هر کدام از ما قدرتهای بی نهایتی داریم که اگر آنها را به اذن خدا به کار بگیریم، هیچ ساحر و دعاکننده ای، چشم زخمی و هیچ نفوس بدی روی ما اثر نخواهد گذاشت. ما روی خودمان کار نمی کنیم، تغذیه مناسب نداریم و ساختار درونی خودمان را ضعیف کرده ایم و همیشه وابسته این و آن هستیم که به ما کمک کنند. بنابراین، اگر ما به اندازه ای که روی کارکرد تلفن های همراهمان فکر می‌کنیم، روی استغفار فکر و تمرکز می کردیم، آدم قوی و قدرتمندی می شدیم؛ به طوری که نه تنها مشکلات را از سر راه زندگی خود برمی داشتیم، بلکه به خانواده و دیگر افراد نیز در حل مشکلات شان کمک می کردیم.   در شب قدر باید انتها و کمال هر نعمت را بخواهیم در تبعیت از امام سجاد (علیه السلام) در دعا به خداوند عرض می کنیم: « وَأَ تْمِمْ عَلَیَّ مَا آتَیْتَنِی= و تمام کن بر من از هرچه که عطا می کنی».  گفتیم انسان دارای بخش های جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلی و فوق عقلی است. انسان در بخش جمادی عاشق کمالات جمادی مثل پول، اتومبیل، مسکن، زمین و ویلا و اشیا و ...است و گرایش او به اشیاست و اشتباهاً فکر می کند که هر چه اشیای بیشتر و کمالات جمادی بیشتری پیدا کند، ارزش و قیمتش بالاتر می رود. بخش دوم کمالات گیاهی است، مثل تغذیه، قدرت بدنی، تولید مثل، بچه دار شدن، زیبایی و هیکل و اندام و ... خیلی از افراد وقت و عمر زیادی را می گذارند تا به این بخش از وجودشان رسیدگی کنند. خیلی عجیب است که ساعت های زیادی را برای پرورش اندام و رسیدن به اندام متناسب می گذرانند، اما دقایقی را برای قدرت روحی، تناسب روحی، نشاط شادی و آرامش و قدرت روح در نظر نمی گیرند. بخش سوم کمالات حیوانی است. مثل ازدواج، تشکیل خانواده، مسائل اجتماعی، سیاسی، کار، مقام و ریاست و پست و اعتباریات دنیا. بخش چهارم بخش عقلانی یا انسانی است. انسان عاشق کمالات عقلانی مثل، علم، دانش، فهم و ... است. اما انسان در هیچ کدام از این مراحل، حقیقت انسانی ندارد. در سه بخش اول حیوان است و در بخش چهارم جنبه‌ی فرشته‌ای دارد. بخش پنجم بخش فوق انسانی یا فوق عقلانی است. انسان در این بخش، بینهایت طلب است و عاشق کمالات مطلق و بینهایت می‌شود و اله انسان در این بخش الله و شعارش «لا اله الا الله» است. یعنی انسان در این مرحله از هر چیزی کمال و بینهایت آن چیز را می خواهد. مجموعه‌ی کمالات بینهایت «الله» تبارک و تعالی است. حالا با این مقدمه، انسان در شب قدر چی می خواهد؟ پاسخ همان چیزی است که در این فراز از دعا گفته می شود. یعنی بعد از این که انسان از خدا طلب مغفرت کرد و گفت: خدایا همه چیز من را امشب بریز دور و همه ی موانعی  که در اثر گناه بین من و تو به وجود آمده را از بین ببر. بهترین چیزی که انسان می خواهد الله است. «وَأَ تْمِمْ عَلَیَّ مَا آتَیْتَنِی» یعنی، خدایا هر چه که به من می دهی، تمامش را به من بده. «تمام» یعنی همه آن چیزی که هست. «تمام» غیر از «کمال» است؛ انتهاست. برای همین است که خداوند می فرماید: «الْیَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِینَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْكُمْ نِعْمَتِی[1]= امروز دین شما را برایتان كامل و نعمت‏ خود را بر شما تمام گردانیدم». یعنی خداوند با آوردن کلمه «أَتْمَمْتُ» می خواهد بگوید نعمتی بالاتر و ماندگارتر و سازنده تر و مفیدتر از امام و متخصص معصوم و ولایت وجود ندارد. عالی ترین نعمت معصومین هستند که خداوند به ما داده است.  متخصصین معصومی که هم خانواده آسمانی ما هستند و بینهایت ما را بیشتر از خانواده زمینی مان دوست دارند و هم رهبران ما به سوی خدا هستند و آنها هستند که ما با شباهت به آنها و اطاعت از آنها می توانیم به اوج خوشبختی دنیا و آخرت برسیم. اینکه می‌گوییم، خدایا از هر نعمتی که می دهی، آخرش را بده، حرف خیلی بزرگی است. امام به ما می‌گوید سطح خواسته هایتان را بالا ببرید. شما سه شب با امید این حرف را بزنید و این دعا را بخوانید، چون می گویند شب نوزدهم شب تقدیر است. شب بیست و یکم شب ابرام، یعنی شب محکم کردن تقدیرات است و شب بیست و سوم شب امضاست، یعنی آن چیزهایی را که شما در طول این شبها خواستید، در این شب نهایی می کنند. خودتان نامه هایی را بسته به لیاقت و شایستگی‌تان تنظیم کرده اید، در شب بیست و سوم به دست امام زمان تان می‌دهید تا برایتان امضا کنند. هر کس نامه عمل قشنگتر و بهتری تهیه کند، امضای بهتری می‌گیرد. هر کس سفارش بیشتری بدهد و اوج بالاتری را در نظر بگیرد، امام زمان همان را برایش امضا می‌کند. قیمت هر کس به نوع هوس ها و آرزوها و نوع خواسته هایش است. بنابراین، هر کس به اوج فکر می‌کند، امام زمان هم به همان اوج نگاهش می‌کند. اما اگر کسی به پست ترین چیزها توجه کند و بگوید شب قدر است، بزرگترین آرزویم این است که مشکلات اقتصادی ام حل شود، خیر و برکت مادی در زندگی‌ام بیاید، این خواسته‌ی مهمی نیست. این کف خواسته‌های یک نفر است و او با آن سقوط می کند. یا ماجرای شفاگرفتن، بچه‌دارشدن، ازدواج، مسائل اجتماعی و مسائل اعتباری و یا مسائل علمی، این ها بد نیست. خوب است، این ها را هم باید بخواهیم اما اینها نباید اوج خواسته ما باشند. کسی می تواند اوج خواسته ها را از خدا بخواهد که خدا را شناخته باشد و معرفت الله داشته باشد. کسی که شناخت ندارد، نمی‌تواند این دعا را با امید بخواند و می‌گوید: «خدا مرا نمی‌بخشد، گناهان من زیاد است. من اشتباه زیاد کرده ام، گذشته‌ی من خیلی خراب است، من آبرو ندارم، خجالت می‌کشم از خدا خیلی چیزها بخواهم»، این بی‌حیائی و پررویی است. این شخص خدا را نشناخته و خدا را موجودی کوچک و گناهان خود را از او بزرگتر می‌بیند. در حالیکه اصلاً اینگونه نیست. اولین چیزی که شما برای بخشیده شدن باید انجام دهید و گذشته شما کامل از بین برود، این است که خودتان بتوانید خود را ببخشید. گذشته خودتان را به عشق خدا و به عشق خانواده آسمانی تان نادیده بگیرید و بگویید من می‌خواهم یک شروع خوب، جدید و موفق داشته باشم و می‌خواهم همه چیز را جبران کنم، حتی اگر 60 سالم باشد. امام سجاد علیه‌السلام در این دعا از یک معرفت بزرگ با خدا حرف می‌زند. خدایا هر چیزی که می‌خواهی به من بدهی، تمامش کن، اوجش را به من بده، عالی ترینش را به من بده. البته خدا حکیم است. تو عالی‌ترین را بخواه. اما خدا به اندازه ظرفیتت به تو می دهد تا یک موقع طغیان نکنی: «إِنَّ الْإِنْسَانَ لَیَطْغَى؛ أَنْ رَآهُ اسْتَغْنَى[2]= حقا كه انسان سركشى مى ‏كند؛ همین كه خود را بى ‏نیاز پندارد». انسان اگر بیش از ظرفیتش کمالات دریافت کند، طغیان می‌کند، مغرور می‌شود، حتی نسبت به خداوند. ما باید از خدا بخواهیم به ما ظرفیت بدهد. برای همین این دعا در ابتدا که شروع می‌شود، همه من ها، موانع، بی‌ظرفیتی ها، نگاه های غلط و توهمات ما را از ما گرفته و ظرفیت سازی می‌کند و تو را می‌رساند به جایی که از خداوند آخر و تهِ نعمتها را بخواهی. این دعا دقیق و ریاضی و مطابق با ساختار انسان تنظیم شده است.  چرا باید اوج و آخرِ نعمت ها را از خدا بخواهیم؟ گفتیم که برای خواستن از خدا همیشه اوج و نهایت و آخر نعمت را باید در نظر گرفت. حال چه کنیم که خداوند به ما نعمت یا رزق و روزی حلال و فراوان بدهد؟ یا نهایت سلامتی جسمی خوب بدهد؟ یا از نعمت های جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلانی و فوق عقلانی آخرش را بدهد؟ پاسخ این است که شما قبل از این که درخواست کنید، باید خود را تخلیه کنید. واقف به فقرتان بشوید و کاملاً مسکنت و بیچارگی و فقر خود را به درگاه خدا ببرید. شما اگر بخواهید به یک فقیر کمک کنید، هیچ وقت حاضر نیستید به کسی که کت و شلوار پوشیده و ظاهر اتوکشیده ای دارد و روی مبلی نشسته و سیگاری هم گوشه لبش دارد و تلفن همراه دو میلیونی هم دستش هست، کمک کنید. شما به کسی کمک می کنید که ثابت کند واقعاً گرفتار و بیچاره و ندار است و بتواند مسکنت و بیچارگی خود را نشان بدهد و اسم رحمان، رحیم، رئوف، کریم و جواد را در شما تحریک کند. هر چقدر سطح نیازش بیشتر باشد شما هم تلاش بیشتری می‌کنید که آن نیاز را برطرف کنید. امیرالمؤمنین علیه السلام چقدر زیبا در مناجات شان می فرمایند:«مولای یا مولای، انت الغنی و ان الفقیر و هل یرحم الفقیر الا الغنی= مولای من تو غنی هستی و من فقیرم، و چه کسی غیر از غنی به فقیر رحم می‌کند؟» علی علیه السلام که امام و معصوم هستند این‌گونه از خود فقر و مسکنت نشان می‌دهند و از صمیم قلب مناجات می کنند. ما را چه شده است که دعا نمی‌کنیم؟ چه شده که نیازهایمان را در خانه خدا نمی‌بریم؟ چه شده که مسکنت مان را به خدا نشان نمی دهیم؟ حضرت سجاد علیه السلام دلیل خواستنِ تمام و آخر هر چیز را این فراز از دعا بیان می‌کند: «فَإِنِّی عَبْدُكَ الْمِسكِینُ الْمُسْتَكِینُ الضَّعِیفُ الْفَقِیرُ الْمَهِینُ». حضرت 5 صفت را پیش خدا برده، «مسکین= بی‌چیز» من بنده‌ی دست خالی تو هستم، «مستکین» یعنی اوج زمین‌گیری و زمین‌گیر شدن، «ضعیف»، «فقیر» و «مهین» یعنی آن ضعیفی که اصلاً توانی ندارد، فقیری که خوار شده است. اگر کسی امشب این گونه از خدا خواسته‌هایش را بخواهد، امکان ندارد، بی‌پاسخ بماند. اگر ما نمی‌توانیم بگیریم، مشکل از خود ماست، بی‌عرضگی از خود ماست. بعد هم می‌گوییم رفتیم دعا کردیم، هیچ اتفاقی نیفتاد. ما مضطرانه دستمان را بالا نمی بریم. مثل شخصی که کارد به استخوانش رسیده دعا نمی کنیم. دست مان را بالا نمی بریم که به گریه و ذلت و خواری بیفتیم که بگوییم خدایا واقعا کارد به استخوانم رسیده. امام صادق (علیه السلام) فرمود: اگر شما برای امام زمان با اضطرار دعا کنید، یعنی مثل کسی که کارد به استخوانش رسیده دعا کنید خداوند تمام مدت غیبت را به شما می بخشد و امام تان می آید. انبیا، ائمه هر وقت می خواستند دعا کنند، دست خالی خالی، با اضطرار، بیچارگی، فقر، مسکنت، ضعف، خواری، دعا می‌کردند. امام به ما ادب یاد می دهد، می فرماید: من همه چیز را می‌خواهم چون بیچاره ام، مسکنیم، مستکینم، فقیرم، ضعیفم، مهینم، یعنی خوار شده ام. این ادب دعاست. شب قدر/ دعا/ ۵ شان وجود انسان [1] - سوره مبارکه مائده/3. [2] - علق/ 6و7.

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 7280
زمان انتشار: 18 ژولیه 2017
| | |
برنامه پرسمان با موضوع «مهدویت و ظهور»

برنامه پرسمان با موضوع «مهدویت و ظهور»

به اطلاع می رساند: برنامه پرسمان امشب سه شنبه 27 تیر ساعت 23 با حضور استاد محمد شجاعی با موضوع «مهدویت و ظهور» از شبکه قرآن و معارف سیما پخش می گردد. تکرار این برنامه فردا چهارشنبه 28 تیر ساعت 8:30 صبح از شبکه قرآن سیما پخش می گردد. سوالات و نظرات خود را با کارشناس برنامه می توانید با شماره پیامک 30000719 ارسال بفرمائید.  https://telegram.me/porsemantv8 کانال پرسمان کانال های تلگرام مؤسسه منتظران منجی (عج) پاسخ سوال اول، پاسخ سوال دوم، پاسخ سوال سوم، پاسخ سوال چهارم، پاسخ سوال پنجم، پاسخ سوال ششم

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 7270
زمان انتشار: 17 ژولیه 2017
| | | | | |
(37) نزدیک ترین حرمِ ائمه دل ماست

شرح زیارت جامعه کبیره (37)؛ 96/4/22

(37) نزدیک ترین حرمِ ائمه دل ماست

«اهل بیت» همه جا حضور دارند. هر چند که در حرم آنان بودن آثار بهتری دارد، اما برای ارتباط با آنان، شرط در حرم بودن لازم نیست، بلکه این دل است که باید همیشه به یاد آنها زنده باشد. برای اینکه «اهل» خدا و خانواده آسمانی باشیم، باید انس و علاقه و دلدادگی به آنها را در دنیا بیشتر کنیم.

زیارت جامعه کبیره همان طور که از نامش مشخص است، زیارت همه ی ائمه اطهار (علیهم السلام) است، یعنی زیارتی است که اگر به ملاقات هر یک از معصومین (علیهم السلام) بروید، می توانید آن را بخوانید. علت این که خطاب این زیارت به صورت جمعی است، این است که می توانید همه ائمه را در خطاب زیارت در نظر بگیرید. هر چند که می توانید با هر امامی خطاب به خود او صحبت کنید.  اما یک سوال مهم: آیا زیارت جامعه کبیره فقط باید در حرم ائمه معصومین خوانده شود، یا می توانیم با چند از دوستان و رفقا در خانه یا حسینیه ای جمع بشویم و زیارت جامعه بخوانیم؟ پاسخ این است که لازم نیست حتما در حرم خوانده شود، بلکه می توانیم هر جا باشیم چه به صورت فردی یا گروهی زیارت جامعه بخوانیم. همانطور که می توانیم سیدالشهداء را از دور زیارت کنیم. مثلا با خواندن زیارت عاشورا یا حتی می توانید پشت بام منزل  برویم، رو به قبله بایستیم و بگوئیم: «السلام علیک یا اباعبدالله» این خودش نوعی زیارت است. چون حضرت همه جا حضور دارند. «انفسکم فی النفوس» به همین معنا است. اما نزدیکترین حرم ائمه در دل ماست و نیز نزدیکترین قبر ائمه در دل ماست. بنابراین، امام یک حضور زنده و واقعی در قلب ما می تواند داشته باشد. به شرطی که خودمان بخواهیم آن را زنده نگه داریم. گاهی انسان کسی را دوست دارد، ولی به دور از اوست. یا از دنیا رفته، اما یاد او در دلش همیشه باقی است. گاهی هم نه تنها یادش را نگه می دارد، بلکه آن را زنده می پندارد که مرتبه بالاتر یاد است. وقتی توجه به امام را در دلت داشته باشی و آن را زنده نگه داری، او هم احاطه بر دل تو دارد. اتفاقا اثر این زنده نگه داشتن، خیلی بیشتر از لحظه ای است که شما رو در رو با اوصحبت می کنید. گاهی می گوئیم: ای کاش زمانی بشود پرده ها کنار برود تا من آقا امام زمان را ببینم و رو در رو با او صحبت کنم. در حالی که حضرت نزدیکتر از یک رابطه ی فیزیکی با ما در ارتباط است. او حاضر و ناظر و شاهد بر اوضاع قلب ماست. شنواتر و بیناتر از هر کس دیگری است. این طور نیست که حتما ما نیاز به یک رابطه ی فیزیکی با او داشته باشیم. بلکه هر چقدر سطح معرفت مان بیشتر شود، پرده و حجاب ها هم برداشته می شود. فاصله را باید ما با قلب مان طی کنیم. ممکن است یک فردی در آمریکا باشد، ولی فاصله ای بین او و حرم امام حسین یا حرم امام رضا نداشته نباشد. چون فاصله ها را با قلبش طی کرده است. حضرت علی علیه السلام در نهج البلاغه دعای زیبای دارند: «جَعَلَنَا اللَّهُ وَ إِیَّاكُمْ مِمَّنْ یَسْعَى بِقَلْبِهِ إِلَى مَنَازِلِ الْأبْرَارِ بِرَحْمَتِهِ= خداوند ما و شما را به لطف و رحمت خود از كسانى قرار دهد كه با دل و جان براى رسیدن به سر منزل نیكان كوشش مى‌كنند». پس تلاش ها برای رسیدن، بهتراست که با قلب صورت می گیرد. یکی از بزرگترین لذات، مقامات، وشرافت هایی که به برکت وجود امام هادی علیه السلام نصیب ما شده، این است که امام هادی برای ما دعائی قرار داد که هر لحظه بخواهیم، می توانیم به محضر 12 امام و 14 معصوم برسیم و با آنها ارتباط برقرار کنیم. این چیز کمی نیست. کدام ملت، کدام مذهب، کجای کره زمین چنین امکانی وجود دارد که شما بتوانید با خانواده آسمانی تان و با اولیای خودتان این چنین سخن بگویید. در هیچ جای دنیا چنین نعمتی وجود ندارد. این را کسانی بیشتر تایید می کنند که چند کشور دنیا را دیده اند. انس و علاقه به اهل بیت به میزان اهلیت شما بستگی دارد خیلی از کلمات هستند که در شبانه روز از آنها استفاده می کنیم، ولی معناهایشان را نمی فهمیم. فقط به معنی که عرف به آن توجه دارند، استفاده می کنیم، ولی درک درستی از معنای آن نداریم. مثلاً اگر از کسی بپرسند: «اهل کجایی؟» می گوید: اهل مشهدم. ولی اگر از او بپرسند از مشهد چه خبر، نمی تواند جواب بدهد. چون ممکن است در شهر دیگری زندگی کند. در فراز «السلام علیکم یا اهل بیت النبوه= سلام بر شما ای اهل خانه ی نبوت»، یکی از واژه های مهم کلمه «اهل بیت» است. کلمه «اهل بیت» در چند جای قرآن کریم آمده. از جمله در آیه 33 سوره احزاب: «إنَّما یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَكُمْ تَطْهِیراً» وصف های دیگری هم با کلمه «اهل» به کار رفته است. از جمله اهل خانه، اهل ذکر، اهل آخرت، اهل ایمان، اهل کفر، اهل جهنم و اهل بهشت که اگر معنای این ها را خوب بفهمیم، در خودسازی و سبک زندگی مان می تواند تاثیر خوبی داشته باشد. توصیه می کنم به همه عزیزانی که کار مطالعاتی می کنند؛ به ویژه آنهائی که طلبه هستند، واژه های قرآنی و روایی را تخصصی یاد بگیرند و بفهمید. بنابراین، اگر کسی مفردات قرآنی یا حدیثی را خوب بفهمد، سرعت پروازش خیلی بالا می رود. آن هایی که می خواهند قدرتمند بشوند و رشد خوبی داشته باشند و دغدغه زندگی سالم، تولد سالم به آخرت، قرب به خداوند و رسیدن به «هدف خلقت» را دارند، باید برای این کار سرمایه گذاری کنند و وقت بگذارند. «اهل» در لغت به معنای انس و قرابت آمده. در کتاب التحقیق از مرحوم مصطفوی آمده: «هو الانس مع الاختصاص و التعلق= انسی که همراه با وابستگی و تعلق است» و «بیت» هم به معنای خانه است. «بیت» هم به معنی خانه است. توجه داشته باشید که «دار» هم  به معنی خانه است. پس چرا نمی گوییم «یا اهل دار النبوه»؟ هر دو واژه ی بیت و دار به معنی خانه هستند. ولی چرا «بیت» را به کار بردند؟ درک این مسئله خیلی مهم است. «اهل» در اصطلاح قرآنی به معنی انس همراه با وابستگی و تعلق است. مثلاً همسر، فرزند، عروس، داماد، دایی، خاله، عمو اهل ما هستند. برای اینکه ما با آنها انس داریم، همراه با وابستگی و تعلق. در قرآن کلمه اهل خیلی به کار برده شده است. بعد از این که معنای این کلمه را خوب فهمیدید،‌ مترادف هایی که با اهل به کار برده شده، اگر دقت بیشتری کنید، درک دقیق تری از آنها پیدا می کنید. مثلا اهل الکتاب، اهل ذکر، اهل جهنم، اهل بهشت. چون در «اهل» تعلق و وابستگی شرط است.  این یک قاعده است که برای ارزیابی تان، چقدر شما اهلیت دارید. مثلا وقتی می گوییم: «اهل بهشت»، یعنی کسی که اهل بهشت است. اما خود بهشت درجاتی دارد. ممکن است یک شخص در بهشت در یک درجه باشد  و همسایه تان درجه دیگری از بهشت. به هر دو درجه هم اهل بهشت می گویند، اما اینکه چقدر اهل بهشت هستید، به میزان «اهلیت» شما برمی گردد. توجه به این نکته خیلی مهم است. چون بعداً می خواهیم برای سیر و سلوک مان استفاده کنیم. نبی اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «السلمان  منّا اهل البیت= سلمان از ما اهل بیت ع است». معصوم این ویژگی را برای هرکسی نمی گوید. چون کسانی بودند که از نظر فیزیکی به پیامبر خیلی نزدیک بودند، مثل همسران ایشان، فامیل ها و دامادهای حضرت. اما واقعاً انس و تعلقی به او نداشتند.  پس شبهه نشود چرا یک کسی مثل سلمان از گرد راه می رسد، غریبه ی غریبه، ولی به چنین مقامی می رسد؛ یا یک کسی مثل اویس قرن که پیغمبر را ندید، ولی حضرت که به مدینه می آید، می فرماید: «بوی اویس می آید». درحالی که این دو نفر هیچ وقت همدیگر را تا آخر عمر ندیدند. اویسی که شدت انس و تعلقش به پیغمبر به قدری است که وقتی پیغمبر در جنگ دندانش می شکند، دندان او هم در آن فاصله می افتد. این تعلق افراد را می رساند. پس برای اینکه تعلق به مادرمان حضرت زهرا سلام الله علیها داشته باشیم، تعلق به شهدا، صدیقین، شهدا و صالحین داشته باشیم، تعلق با خدا داشته باشیم، باید انس و علاقه و تعلق مان را بیشتر کنیم. هر چه این انس در دنیا بیشتر باشد، جایگاه بهشتی بالاتری خواهید داشت. در روز قیامت کسی به حضرت زهرا نزدیکتر است که رابطه اش در دنیا با حضرت بیشتر باشد. حتی عده ای در روز قیامت حساب و کتابی ندارند. چون تعلق و انس شان در دنیا  با خدا بیشتر از همه بوده. توجه کنید گاهی ارتباط زیاد است، اما تعلق و انسی در میان نیست. مثلاً پزشکان رابطه فیزیکی شان با مریض بیشتر از سایرین است. اما اهل مریض محسوب نمی شود، یا بالعکس. یا حتی شما ممکن است در طول روز با آدم هایی زیادی ارتباط بگیرید، اما انس و علاقه ای به آنها نداشته باشید. پس «اهل بودن» خیلی مهم است. یکی از مصادیقی که قرآن به آن اشاره می کند، آیه 46 سوره هود است که خداوند در خطاب به نافرمانی پسر حضرت نوح می فرماید: «قَالَ یَا نُوحُ إِنَّهُ لَیْسَ مِنْ أَهْلِكَ= فرمود اى نوح او در حقیقت از كسان تو نیست» خدا می گوید پسرت اهل تو نیست. «اهل تو نیست» یعنی انس و تعلقی بین شما نیست. تو مؤمن هستی، تو پیغمبر اولوالعزمی ولی او کافر است. پس اهل تو نیست، تعلق به تو ندارد. «ادواردو آنیه لی»ایتالیایی از یک خانواده صهیونیست است. اما نزد امام خمینی (ره) که می رسد، امام پیشانی او را می بوسد و در آخر هم شهید از دنیا می رود. ما چقدر آمریکایی و اروپایی داریم که اهل اسلام و اهل امام زمان علیه السلام هستند و چقدر هم افرادی داریم که در قم و ری و مشهد زندگی می کنند، اما اهلِ اهل بیت نیستند. یکی از اشکال هایی که به اصحاب پیغمبر و امیرالمومنین و ائمه می گرفتند، این بود که چرا شما ایرانی ها را تحویل می گیرید؟ یا آنها را بر ما ترجیح می دهید، آنها هم در احادیث گفتند که ایرانی ها بیشتر از شما اهل ما هستند. این که مقام معظم رهبری می فرماید: خیلی از خانم هایی را که شما می بینید بدحجابند، اما اینها خودی هستند، در جبهه ی ما هستند، تعلق به ما دارند. این کلام درست است. هر چند ظاهرش، ظاهر شرعی نیست، ولی قلبش و وجودش تعلق به این خاندان، این جبهه و این پایگاه دارد.  از آن طرف هم کسانی هستند که اصلاً بدحجاب هم نیستند و حتی پوشیه می زنند، اما اهل جبهه ی آمریکا هستند، اهل اسرائیل هستند، اهل جهنم هستند. پس میزان را انس، تعلق خاطر و دلدادگی شخص تعیین می کند. در سیر و سلوک و حرکت به سمت ایمان و قرب به خداوند، آنچه تعیین کننده است، این نیست که تو 400 دفعه کربلا رفتی، حج رفتی و عبادت زیاد داری، بلکه آنچه تعیین کننده است، دل شماست. قرآن می فرماید: «انّ الله ینظر الی قلوبکم= خدا به دلتان نگاه می کند». ممکن است کسی بگوید: من مکه نرفته ام، ولی وقتی عکسش را در تلویزیون می بینم حالم دگرگون می شود و در فراقش گریه می کنم. این زیارت است و قبول هم است. بنابراین، اگر می خواهید اهلیت پیدا کنید، به جای این که صرفاً روی ظاهرتان سرمایه گذاری کنید، در قلب تان سرمایه گذاری کنید، یعنی باید این دل تعلق پیدا کند. آرشیو جلسات قبلی شرح جامعه کبیره

صوت

1 - (37) نزدیک ترین حرمِ ائمه دل ماست

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 7268
زمان انتشار: 17 ژولیه 2017
| |
«حسنه و ثواب» برای ایجاد رغبت در عمل است

حسنات و سیئات جلسه اول؛ 89/1/19

«حسنه و ثواب» برای ایجاد رغبت در عمل است

«حسنات و سیئات» از مباحث مهم استاد شجاعی است که حاوی معارف ارزنده ای می باشد. خلاصه ی این بحث را که استاد در ۱۵ جلسه ارائه کرده و خواهر گرامی سرکار خانم اکبری آن را تنظیم نموده است را به مخاطبان گرامی تقدیم می کنیم.

استاد می گوید: ثواب به معنی پاداش است. وقتی گفته می شود این کار ثواب دارد، یعنی پاداش دارد. این برای آن است که در افراد رغبت ایجاد شود تا به آن چه که خدا گفته عمل کنند و منتظر نتایچ دنیوی و اخروی آن باشند. اولین چیزی که بزرگان عرفان به ما می‌آموزند، این است: کسی که می خواهد در مسائل معنوی وارد شود و رشد معنوی بیابد، در ابتدا باید مدتی به «ثواب اعمال» فکر کند و کار را برای ثواب انجام بدهد، اما در نهایت، کار را به طور خالص برای خداوند تبارک و تعالی انجام بدهد.

حسنات موجب غلبه بر سستی و تنبلی می شود این که در دعا می خوانیم «وَ قُوَّتاً فِی العَمَل= و قوت در عمل عنایت کن» یعنی حسنات و کارهای خیر، قدرت عمل انسان را بالا می برد. حسنات انسان را از دو آفت خیلی خطرناک که شاید خطرناک ترین آفات برای جان انسان باشد، نجات می دهد. یکی تنبلی و دومی بی­ حوصلگی. قبلا گفتیم که کلید همه بدبختی های انسان تنبلی و بی­حوصلگی است. اما کار خیر و حسنه به انسان نشاط و قدرت کار می دهد و در نقطه مقابل گناه و سیئه است که تنبلی می آورد. آدم های بی­‌حال و بی­‌حوصله که معمولا اهل گناه هستند، رغبتی به کار ندارند و نمی‌توانند به یک کار ادامه بدهند. اینها وقتی کاری را شروع می کنند، زود از آن خسته شده و رهایش می‌کنند و یا در وسط کار کم می‌آورند. مقدار زیادی از این بریدن ها مربوط به  گناهکار بودن انسان است. به همین دلیل فرمودند که استغفار کردن از گناهان، در قوت کار تاثیر زیادی دارد و انسان باید دائماً استغفار کند. مثلاً کسی می گوید من از این به بعد تصمیم می گیرم که روزی یک جزء قرآن بخوانم. خواب هم دیده که معصوم (علیه السلام) به او گفته تو از امروز روزی یک جزء قرآن بخوان. می گوید من دیشب خواب پیغمبر یا امیرالمؤمنین را دیدم که به من گفته روزی یک جزء قرآن بخوان. استاد به او دستورالعمل داده و مثلاً گفته شما روزی این میزان قرآن بخوان و این دعا را بخوان. یعنی برایش قطعی و مسلم شده که باید این کار را انجام بدهد. اما در عمل می بینی نمی تواند انجام بدهد، چه چیزی انسان را دامنگیر می کند و نمی گذارد که خوب حرکت بکند؟ «سیئه و گناه». آدم اهل گناه اساساً کسل است. دنبال روزی هم  که می خواهد برود، کسل و بی حوصله است. یعنی در کارهای دنیایی هم آدم تنبل و پرخواب و کم بازدهی است. آدم بی‌­مصرفی است. یعنی تولید و بازدهی اش خوب نیست. بهره‌­وری خوبی از این آدم ایجاد نمی شود. آدم هایی که اهل گناه هستند، زمین گیر می شوند. یعنی حتی اگر پیغمبر یا امام زمان را هم در خواب ببینند که به آن ها توصیه‌­ای می کند. کاری هم که لازم است و می داند که باید انجام بدهد و به نفعش هست می بینی نمی تواند انجام بدهد و در عمل موفق نیست. این سنگینی مربوط به گناه است. حضرت فرمود چنین کسی باید با نماز یا استغفار خودش را سبک بکند و توانش را بالا ببرد. در قرآن داریم: «اسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ= از نماز و صبر کمک بگیرید». نماز  به انسان کمک می کند و بار او را کم می کند و باعث می شود که انسان بتواند هر کار سختی را انجام بدهد. پس هر وقت ما در عملی مثل درس خواندن، کنکور دانشگاه یا حوزه یا برای هر کار دیگری بخواهیم درس بخوانیم، حسنه، استغفار و نماز خیلی به ما کمک می کند و  بار ما را کم می کند و انسان سبک تر می تواند به کارهایش بپردازد. شیطان در این موارد به سراغ ما می آید و می گوید تو درس داری و کار داری. فعلاً استغفار و این جور کارها را کنار بگذار و به درست برس. این موضوع باعث می‌شود که شخص آن موفقیتی را که باید به دست بیاورد را به دست نیاورد. کسانی که تنبلی و سستی دارند. زود کسل می شوند و آدم های بی­‌رغبتی هستند و یکسره تنبلی های خود را  توجیه می‌کنند. اینها اظهار شرمندگی و عذرخواهی های بیجا وِرد زبانشان است. حسنه و کار خیر به این گونه آدم‌ها خیلی کمک می‌کند و به آنها قدرت عمل می‌دهد. گاهی رزق خوبی که اصلاً تصورش را نمی‌کنی که به آن برسی، به آن می‌رسی. در حالی که خودت می‌دانی در حالت عادی به آن نمی‌رسیدی. اما به خاطر این که کار خوبی برای پدر و مادرت، همسر یا فرزندت یا برای یک میت یا شهیدی، سادات، فقیر یا یک فرشته‌ای انجام داده‌ای و ارتباط خوبی با آنها برقرار کرده‌ای، سبب می شود که قدرت روحی خوبی پیدا کنی و توان عملت بیشتر شود. ما به حرم که می‌رویم، ضریح و در و دیوار حرم را می‌بوسیم. این بوسیدن ضریح خیلی خوب است. یکی از اساتید بزرگ ما، هر وقت ما با او به مسجد می‌رفتیم، درست مانند امامزاده در مسجد را می بوسید. وقتی می‌خواست وارد مسجد شود، در مسجد را می‌بوسید و حتی زمانی که می‌خواست خارج بشود همین کار را می کرد و یک ارتباط خوبی برقرار می کرد. پس هر کس می خواهد در عمل قدرتش بالا برود، باید کار خیر زیاد انجام بدهد. کار خیری که ما انجام می دهیم، در کارهای دیگر ما ایجاد قدرت می کند و توان ما را در کارها بالا می برد. پیغمبر آن طرف این قضیه را هم برای ما بیان می‌کند و می‌فرماید: «وَجَدتُ الخَطیئَۀَ سَواداً فِی القَلب= کار بد را باعث سیاهی چهره دیدم». بعضی از افراد با این که صورت شان سفید است، اما وقتی نگاه می‌کنی، در آنها سیاه‌­رویی می بینی. اما بعضی از افراد با این که سیاه پوست هستند، اما انسان در آنها نورانیت می‌بیند. این همان است که حضرت می فرماید: گناه انسان را روسیاه می‌کند. یعنی گناه واقعاً در چهره انسان تأثیر می گذارد. برای همین هم انسان چهره همه افراد را همیشه یکسان نمی بیند و مدام چهره‌­ها برایش تغییر می‌کند. در دعا می‌خوانیم: «وَ وَهناً فِی العَمَل= یکی از آثاری که گناه دارد، این است که انسان را  در کارش سست می کند. کار خوبی را مایل است که شروع کند. مثلاً می‌خواهد قرآن قرائت کند یا به بسیج و هیئت برود، درس بخواند، طلبگی کند، نماز شب بخواند، دعایی را شروع به خواندن کند یا مثلاً کلاسی برود؛ زبان، کامپیوتر یا خطاطی و... اما می بینی که در وسط راه سست می شود. گناه باعث می شود که انسان توفیق کار خیری را از دست بدهد (وَ وَهناً فِی العَمَل). سست می‌شود و نمی‌تواند کارش را به انجام برساند. حتی کارهای ابتدایی خودش را هم انجام نمی‌دهد. اگر بخواهد سر کار برود، به خاطر سستی، با هزار و یک جور توجیه سر کار نمی‌رود. با این که وظیفه شرعی‌اش است. می‌خواهد در مغازه بایستد، سستی می‌کند. تاکسی دارد می‌خواهد دو ساعت کار کند سستی می‌کند. خانم خانه‌­دار است. می‌خواهد کار منزل را انجام بدهد. اما تا نزدیک ظهر می‌خوابد و کارهایش انجام نشده باقی می ماند. بعد از ظهر هم دوباره غذا می‌خورد و سنگین می شود و دوباره می خوابد. کارهای دیگرش هم همینطور است. یک زندگی بی­‌رونق، بی­‌نشاط و گناه آلود با انسان این کار را می‌کند. یعنی ضعف و سستی در عمل برای انسان می آورد. صدقه، حسنه و استغفار یکی از چیزهایی که اکسیر است و خیلی می تواند انسان را از آفت های سستی در عمل باز بدارد. این است که حتماً دو چیز را همیشه همراهش باشد. مثل زمانی که مثلا به محل خاصی سفر می‌کنید، یک بطری آب با خودتان می برید. یا مثلاً زاپاس ماشین به همراه داشته باشید تا در جاده نمانی. از مواردی که همیشه به کار ما می‌آید و باعث می‌شود که باطری مان تمام نشود و زمین گیر نشویم و آفت نخوریم و خیلی هم مهم است و خیلی هم زود عمل می کند و قدرت عمل بالایی دارد، صدقه یا حسنه و استغفار است که به آن می پردازم. انسان همیشه باید برای دادن صدقه مهیا باشد. صدقه بدهد و صدقه خوب هم بدهد. استغفار خیلی مفید است. زمان آن هم می تواند صبح زود، آخر شب یا بعد از نماز عصر باشد. استاد ما روی استغفار بعد از نماز عصر خیلی تاکید داشتند. استغفار در روز واقعاً لازم است. اگر کسی حداقل صد مرتبه استغفار نداشته باشد، کارهای این آدم خیلی آفت می خورد و مدام به سستی، وهن، آفت، و به تمام نشدن کار زیاد  برخورد می کند. «وَ شَیناً فِی الوَجه= باعث زشتی چهره انسان می شود». یک آیه از قرآن کریم تلاوت می کنم. آیه 114 سوره هود می فرماید: «وَ أَقِمِ الصَّلاةَ طَرَفَیِ النَّهارِ وَ زُلَفاً مِنَ اللَّیْلِ إِنَّ الْحَسَناتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئاتِ= نماز را اول روز و آخر روز و یک قسمتی از شب به پا بدار. «إِنَّ الْحَسَناتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئاتِ= حسنات موجب برطرف شدن سیئات می شود». خداوند نماز را به عنوان حسنه و یک کار خیر معرفی کرده که سیئات را از انسان دور می کند. در روایت فرمود: نمازهای پنجگانه کفاره گناهان روز انسان هستند که در شب های احیا بطور مفصل توضیح دادیم.  همیشه بعد از گناه برای خیر بپا خیز، اما هیچگاه بعد از کار خیر گناه نکن فرمایش بعدی از امام باقر (علیه‌السلام) می فرماید: «ما اَحسَنَ الحَسَناتِ بَعدَ السَیِّئات وَ ما اَقبَحَ السَیِّئاتِ بَعدَ الحَسَنات= چقدر نیکو است که انسان بعد از گناهانش، کار خیر انجام بدهد و چقدر زیباست که حسنات و کارهای خیر را بعد از گناهان انجام بدهد». در اینجا یک نکته­‌ای ممکن است مانع بشود که انسان بخواهد بعد از گناه، حسنه و کار خیر انجام بدهد. این حمله از سمت عقب شیطان است که گناه را به رخ انسان می کشد و می گوید تو گناه کردی و آلوده هستی، پس خجالت بکش و کار خیر انجام نده. انسان باید به این ندای شیطان پاسخ ندهد و حتی اگر گناه کرد بلافاصله کار خیری انجام بدهد. ما گاهی نقش کارهای خیر را کوچک می‌شماریم. ممکن است شیطان بتواند از نظر سیئه و گناه، ما را زمین‌گیر کند و درگیرمان کند. اما اهمیت کار خیر و ثواب را ما خیلی کم می‌بینیم و به آن کم اهمیت می‌دهیم و در واقع با آن شادی نمی‌کنیم. یکی از مواردی که خیلی مهم است، شادی کردن با کار خیر است. این یعنی ما همیشه نباید خودمان را آلوده و تاریک و سیاه ببینیم. بله ما گناه کردیم و حتی گناهان کبیره و هلاک‌­کننده داریم. اما اینطور نیست که یک آدمی باشیم که عرضه کار خیر نداشته باشیم.  این همه کار خیر با درجات بسیار زیاد هست. از نماز و روزه و عبادات گرفته تا کارهای خیر دیگری که انسان برای دیگران می تواند انجام بدهد. استغفار، صدقات، خدمت به پدر مادر و کارهای خیر زیادی هست که انسان می‌تواند انجام بدهد و نباید شیطان دائماً از ما یک فاجر فاسق بسازد و ما را تاریک و دور نشان بدهد. چون اگر کسی همیشه خودش را تاریک و دور و آلوده ببیند، این فرد هیچ وقت هوس کارهای بزرگ و ارتباطات جلیل و بزرگ نمی کند. در حالی که امام صادق (علیه‌السلام) می‌فرماید: شیعیان ما روحشان آنقدر بزرگ است که دست به کارهای بزرگ می‌زنند.سپس می‌فرماید: شیعیان ما آدم‌هایی نیستند که کارهای کوچک انجام بدهند، بلکه آدم‌هایی هستند که اندیشه‌­های بزرگ دارند و کارهای بزرگ انجام می‌دهند و دست به کارهای بزرگ می‌زنند. هر دوی آنها هم لفظ جلیل را دارد. می گوید کار جلیل برای ثواب جلیل. این خیلی مهم است که ما کارهای خیلی زیادی می‌توانیم انجام بدهیم. گناه هم کرده‌ایم، اما با استغفار و توبه جبران می کنیم. اما هیچ وقت نسبت به کار خیر پشیمان، دلسرد و ناامید نیستیم. یعنی انسان همیشه باید این کارهای خیر را انجام دهد. «وَما اَقبَحَ السَیِّئات بَعدَ الحَسَنات= چقدر زشت است انسان بعد از این که کار خیری می‌کند، کار بدی انجام بدهد». بعضی‌ها اینطور هستند. یک ضرب‌­المثل فارسی داریم که می‌گوید«گاو نُه مَن شیرده». یعنی کسی یک کار خیر انجام می دهد، اما بعد خرابش می‌کند. زحمت کشیده و تلاش فراوانی کرده، اما کاری می‌کند که تلاش هایش را به باد می دهد.   مثلاً آقا داماد، عروس خانم که بیشترین کسانی هستند که در مراسم عقد و عروسی به آنها فشار میاید. اینها اضطراب دارند. مادرزن، مادرشوهر پدرزن، پدرشوهر دارند زحمت زیادی می کشند. یا یک ولیمه حجی و مهمانی هست یا یک مداحی و صاحب مجلسی هست که زحمت زیادی کشیده و کار را تا آخر شب انجام داده، اما آخر شب با یک عصبانیت همه چیز را خراب می کند. با یک دل­شکستن، همه چیز را خراب می‌کند. با یک توهین، تمسخر، تحقیر خیلی کار را خراب می‌کند. گاو نُه من شیرده، آدم مدام جان بکند تا کار خیری را انجام بدهد، بعد یک دفعه خرابش بکند. در واقع محافظت از کار خودش نمی تواند بکند. قرآن هم یک اصطلاح خیلی عجیبی در این زمینه دارد که فرصت نیست برایتان بیان کنم اما از امام باقر(علیه‌السلام) داریم:«اِنّی لَم اَرَی شَیئٌ قَدتُ اَشَدُّ طَلَباً وَ لا اَسرَعَ دَرکاً مِن حَسَنَۀٍ مُحدَثَۀٍ لِذَنبٍ قَدیم= من چیزی شدیدتر از ثواب و حسنه ندیدم که به دنبال گناه قدیمی و گذشته باشد و به سرعت بتواند اثر یک گناه را از بین ببرد». در عبارت «اَشَدُّ طَلَباً»، طلب یعنی دنبال کردن. وقتی یک چیزی را دنبال می کنند می‌گویند در طلبش هست. «حسنه ی پنهانی» گناه پنهانی را برطرف می کند در یک راهکار بسیار زیبا معصوم (علیه‌السلام) می‌فرماید: «مَن عَمِلَ سَیِّئَۀً فِی السِرِ فَلیَعمَل حَسَنَۀً فِی السِّر= هر کس در خفا گناهی انجام دهد و می‌خواهد اثر این گناه از بین برود، باید کار خیری هم در خفا انجام بدهد». می‌فرماید حالا که گناهت در خفا بوده، باید خیرت هم در خفا باشد. یک کار خیر مخفیانه انجام بده و حتی هیچ وقت به خودت هم نگو. یعنی خودت هم نفهمی که این کار خیر را انجام دادی تا اخلاص حفظ شود. چطور انتظار داری گناهی که در خفا انجام دادی، خداوند ستارالعیوب باشد و آن گناه را بپوشاند تا هیچ کس متوجه آن گناه نشود. باید ثوابت هم همینطور باشد. ثواب‌هایی انجام بده که هیچ کس حتی خودت نفهمی. چطور گناهانی که در خفا انجام داده‌ایم، یادمان می‌رود . ثواب هم  باید فراموش کنیم. «وَ مَن عَمِلَ سَیِّئَۀً فِی العلانیَۀ فَلیَعمَل حَسَنَۀً فِی العلانیَۀ= اگر کسی گناهی را علنی انجام داد، باید یک کار خیر علنی هم انجام بدهد». به شرطی که با اخلاص باشد، نه این که کار خیر علنی اش هم به ریا کشیده شود و خودش یک گناه باشد. درجات انسان و بی اجر نبودن هیچ عملی تا پاداش 700 برابری چند برابر شدن حسنات بحث خیلی شیرینی است. چندین آیه هم برایش داریم که من چند آیه را قرائت می کنم در سوره مبارکه نساء آیه 40 می فرماید:«إِنَّ اللَّهَ لا یَظْلِمُ مِثْقالَ ذَرَّةٍ وَ إِنْ تَكُ حَسَنَةً یُضاعِفْها وَ یُؤْتِ مِنْ لَدُنْهُ أَجْراً عَظِیماً= خداوند هرگز به اندازه ذره‌­ای به کسی ظلم نمی‌کند و اگر کسی حسنه­‌ای بیاورد، (یُضاعِفْها) خداوند آن حسنه را دو چندان می‌کند(وَ یُؤْتِ مِنْ لَدُنْهُ أَجْراً عَظِیماً) و خداوند از ناحیه خودش اجر عظیمی عطا خواهد کرد».  در سوره مبارکه انعام آیه 160 می‌فرماید: «مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها وَ مَنْ جاءَ بِالسَّیِّئَةِ فَلا یُجْزى‏ إِلاَّ مِثْلَها وَ هُمْ لا یُظْلَمُونَ= اگر کسی کار خیری انجام دهد، خداوند ده برابر پاداش می‌دهد. و هر کس کار بدی انجام بدهد پس جزا داده نمی‌شود مگر به اندازه همان کار بد». در آیه قبلی فرمود: دو برابر. اما اینجا فرمود: ده برابر پاداش می‌دهد. یعنی کار بدش یکی حساب می‌شود. اما کار خوبش ده برابر. خدا اینطور عاشق انسان است و هوای بندگانش را دارد. توجه کنید که خداوند چقدر به خوبی و خیر اهمیت می‌دهد! آیا انسان نباید با این خدا رفیق شود و عاشق این خدا شود؟ انسان بسیار قساوت قلب و حماقت دارد که اینچنین خدایی را دوست نداشته باشد. با توجه در این آیه ما در می‌یابیم، انسان‌هایی که سر از جهنم در می‌آورند، انسان‌های بسیار خطرناک و خبیثی هستند. می‌فرماید شما وقتی کار خیر انجام دادی، جزای ده برابری می‌دهم و اگر گناه کردی، جزای یک برابری داری. اما با این وجود برخی سر از جهنم در می آورند. جمله‌­ای از امام زین‌­العابدین (علیه‌السلام) می‌خوانم که بسیار تکان­‌دهنده است. حضرت می‌فرماید :«یا سَوأتاه لِمَن غَلَبَت اِهدائُهُ عَشَراتِه= بدا به حال کسی که یکی هایش از ده‌­تایی هایش بالا بزند». منظور چیست؟ یکی هایش یعنی گناهانش و ده­‌تایی هایش یعنی حسنه هایش. با این حساب، کسی که یکی هایش از ده­‌تایی هایش بیشتر باشد، معلوم است که فرد خبیثی است. اگر یک نفر سر از عذاب قبر و جهنم در بیاورد، معلوم است که آدم بدبخت و گرفتار و معصیت کاری بوده، زیرا عذاب گناهانش از ده‌­تایی های خیراتش بالاتر زده است. پس معلوم می شود آدم بی عرضه ای است. در سوره نمل آیه89 می فرماید: «مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَیْرٌ مِنْها وَ هُمْ مِنْ فَزَعٍ یَوْمَئِذٍ آمِنُونَ= هر کس کار خیر انجام بدهد، برای او بهتر است و اینها در روز فزع و وحشت قیامت در امنیت هستند». دیگر مژده از این بالاتر، دیگر اصلاً بحث ثواب را نمی‌گوید، بلکه می‌گوید اگر کسی کار خیری انجام دهد، از وحشت قیامت در امان است. این آیه مربوط به کدام انسان ها است؟ انسان‌هایی که اهل حسنه و احسان  و نیکی هستند و  به تعبیر قرآن محسن هستند. اگر آدمی واقعاً آدم خوبی شناخته شود، فقط با نگاه در می‌یابیم که آدم خوبی است. ما همیشه از این فرد خیر دیده‌ایم و جز خیر، چیز دیگری از او سراغ نداریم. اشتباهات، گناهان و لغزش‌هایش نسبت به خوبی‌ها و صفا و صمیمیت و مهربانی هایش خیلی کمتر بوده  است. آدم خوبی است وقتی خوب شناخته بشود این فرد اهل نجات هست. این روایت از امام زین­‌العابدین (علیه‌السلام) راجع به همین آیه«مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها» است که می‌فرماید:«فَالحَسَنَۀُ الواحِدَه اِذا عَمِلَتها کُتِبَت لَه عَشرٌ= اگر کسی یک ثواب انجام بدهد، برایش ده تا نوشته می شود و اگر گناه از او سر بزند. نه اینکه فقط نیت کرده باشد و واقعاً از او این گناه صادر بشود و «اِذا عَمِلَها کُتِبَت لَهُ واحِدَه= اگر عمل به گناه کند، برایش یک گناه نوشته می‌شود». «فَنُعوذُ بالله مِمَن یَرتَکِبُ فی یَومٍ واحِد عَشَرَ سَیِّئاتٍ وَ لا تَکونُوا لَهُ حَسَنَۀٌ واحِدَۀٌ فَتَغلِبُ حَسَناتِهِ سَیِّئاتَه= پناه می بریم به خدا از این که انسان در روز ده تا گناه انجام بدهد، اما یک ثواب انجام ندهد. یک کار خیر انجام نداده که لااقل به اندازه آن ده تا گناهش باشد و  بر آنها غلبه بکند». حضرت می فرماید:«اِذا اَحسَنَ المُؤمِنُ عَمَلَهُ ضاعَفَ الله عَمَلَهُ لِکُلِّ حَسَنَۀٍ سَبعَ مِئَۀٍ وَ ذلِکَ قَولُ الله تَبارک وَ تَعالی وَ اللَّهُ یُضاعِفُ لِمَنْ یَشاءُ= موقعی که مؤمن یک کار خوب انجام می‌دهد، خدا عمل او را چند برابر کرده و برای او هر حسنه را ۷۰۰ برابر می‌کند. سپس حضرت می‌فرماید: این قول خداوند تبارک و تعالی است که برای هرکس بخواهد افزایش می دهد. اینجا دیگر از مسلمان عبور می‌کند و می‌فرماید مؤمن. چرا که کار خیر را کافر هم می‌تواند انجام بدهد. خداوند حتی برای این کار هم ثواب می‌نویسد. مسلمانی که کار خوب انجام دهد، خداوند هیچگاه اجر کسی را ضایع نمی‌کند. اگر دشمن خدا هم کار خیری انجام بدهد. خداوند می‌گوید، بالاخره کار خیر انجام داده و اجر هیچ کس را ضایع نمی‌کند. اما اگر مؤمنی کار خوبی انجام بدهد، خداوند ۷۰۰ برابر به او  پاداش می‌دهد. این ۷۰۰ برابر به کجا می‌زند و این عدد از کجا آمده است؟ از قرآن و این آیه آمده که می فرماید:«كَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنابِلَ فِی كُلِّ سُنْبُلَةٍ ماة حبه= مثل دانه ای که از آن ۷ سنبل می روید و در هر سنبل ۱۰۰ دانه می روید». خدا آنجا  که کار خیر را به دانه گندم مثال می زند که در نتیجه به ۷۰۰ دانه می‌رسد، این برای کارِ مؤمن است. پس ببینید خداوند چقدر مؤمن را دوست دارد و او چقدر نزد خداوند عزیز است که اجر کارش با بقیه فرق دارد. پس در واقع این دو برابر، ده برابر، چند برابر تا ۷۰۰ برابر بسته به درجات ایمانی اشخاص است و هر چقدر ایمان بالاتر برود. کار خیر هم چند برابر بیشتر می‌شود. یعنی تضاعفش خیلی بیشتر بالا می رود. پس این موضوع  برای ما یک تشویق است که تا می توانیم اهل کار خیر باشیم و تا می توانیم کار خیر انجام بدهیم. حسابش را هم باید از همدیگر جدا کنیم و یادمان باشد که آدمها را با خیر و شرشان بسنجیم و ببینیم. اگر شری دیدیم، فقط بدی نبینیم. ممکن است یک نفر بدی هم بکند، اما کار خیر هم انجام بدهد. وقتی دوست داری خدا فقط خوبی هایت را ببیند، تو هم با دیگران همینطور باش ما باید با دیگران همانطور رفتار کنیم که دوست داریم خداوند با ما رفتار بکند. نباید خودمان را ملاک قضاوت دیگران قرار بدهیم. نباید بگوییم فلانی به من بدی کرد، پس آدم بدی است. این نتیجه گیری عجولانه است. چرا که ممکن است این فرد به رغم اینکه به من بدی کرده، به دیگری بدی نکرده باشد. چطور ما گناه می‌کنیم و می‌گوییم خدایا ما گناه و بدی کردیم و یک نفر را اذیت کردیم، حتی مادر و پدرمان و نزدیکترین افرادمان را اذیت کردیم. بالاخره ما با اینها زندگی می‌کردیم و در زندگی اینها به ما از بقیه نزدیک تر بودند و ما به آنها ظلم کردیم. اما با این وجود، کار خیر هم انجام می‌دهیم. چطور ما دوست داریم خداوند فقط کار خیرمان را ببیند و بدی‌های ما را نبیند. در مورد آدم‌های دیگر ما همین طور قضاوت کنیم، یعنی اگر به ما بدی کردند، نباید بگوییم این فرد کافر و فاسق است و از رحمت خدا دور است و حتماً به انتهای جهنم می‌رود. نه این طور نیست. این بنده خدا به من ظلم کرده و ممکن است ظلمش هم عظیم باشد، ولی به کسان دیگر  ممکن است محبت کرده باشد. ما باید خوبی ها را ببینیم. ظلمی که اثر همه حسنات را بی تاثیر می کند چیست؟. اگر به والدین، همسر و استاد و امام معصوم (علیه‌السلام) ظلم کنیم و آنها از ما راضی نباشند، خداوند هیچ عمل خیر و حسنه ای را از ما قبول نمی‌کند. بعضی از انسان‌ها هستند که اگر انسان در حقشان ظلم کند و در حق هر کس دیگری هم خیری انجام بدهد، باز هم در جهنم است. یکی پدر مادر هستند که رابطه ­آنها یک طرفه است. یعنی اگر پدر مادر راضی نباشند. خداوند هم راضی نمی شود. حتی این فرد، شهید هم بشود، ولی پدر مادرش از او ناراضی باشند. خداوند می‌فرماید، این شهادت را هم من نمی پذیرم. حتی عبادات و نماز او را نمی پذیرد. فرد دیگری که به همین اندازه مهم است همسر و استاد است. از استاد بالاتر امام معصوم و امام زمان (عج) است که اگر راضی نباشد، اصلاً انسان خیری نمی بیند و هر کاری هم انجام بدهد. خیری از کارهای خوبش نمی بیند. ارزش «خوش خلقی» بسیار بالاتر از حسنات است خوش خلقی بالاترین حسنه­ است. وقتی انسان می خواهد کار خیری انجام بدهد، باید بداند که خُلق خیر، از عمل خیر بالاتر است. اگر  انسان گناهی انجام بدهد و توبه نکند، حتماً عذاب و عقاب و جهنم دارد، اما اگر اخلاق بدی داشته باشد و بسیار خطرناکتر است. ما هم جهنم اعمال داریم و هم جهنم اخلاق. در قیامت جهنم اعمال سبک است. ممکن است ما در جهنم اعمال فقط200، 300 یا 1000 سال توقف داشته باشیم. ولی اگر کسی خُلقش بد باشد، واقعاً معلوم نیست چقدر در جهنم اخلاقش باقی خواهد ماند. از پیغمبر (صلی‌الله‌علیه‌و آله) سؤال کردند که بالاترین حسنات چیست؟ فرمودند: بالاترین حسنات خُلق خوب است. خوش خُلقی یعنی وقتی دیگران با انسان زندگی می کنند، از گزند انسان در امان و آسایش باشند و واقعاً از با ما بودن و همراه بودن با ما لذت ببرند. وقتی که ما خوش خُلق باشیم، دیگران واقعاً ما را دوست داشته و در کنارمان احساس امنیت و آرامش می‌کنند. تواضع داشتن و فروتن بودن جزء ثوابها و حسنه‌­های خیلی بزرگ است. ببینید حسنه چه دایره وسیعی دارد که اخلاق هم جزء دایره حسنه قرار گرفته است. صبر بر بلا، رضا به قضای الهی حسنه است در دعای «وَ الصَبرُ عَلَی البَلیَّۀ= صبر بر بلاها»، آموزش می‌بینیم که بر بلا باید صبر کنیم. این هم یک حسنه بسیار عالی است. آدم باید بداند که «صبر» بر بلا نیز حسنه است. یعنی انسان هیچ کار خاصی انجام نداده و فقط صبر کرده، ولی خداوند چقدر این خصلت را دوست دارد که برایش حسنه در نظر گرفته است. «وَ الرِضا بِالقَضا= به قضای الهی راضی باشد». اگر انسان راضی به قضای الهی باشد و اعتراض به تقدیرات الهی نکند، برایش حسنه می‌نویسند. «بداخلاقی» بدترین سیئه است «قالَ اَیُّ سَیِّئَۀٍ اَعظَمُ عِندَالله=گفت کدام سیئه‌­ها پیش خدا از هم بدتر است؟» فرمود: بداخلاقی. بسیار مهم است که آدم بداند در گناهان اخلاقی چه چیزی از همه بدتر است. پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) فرمود: «سُوءُ الخُلق= بد اخلاقی»، و «شُحُ مُطاع= بخلی که بر انسان تسلط پیدا بکند». بخل در عمل، در محبت و کلاً بخل و خساست خیلی خطرناک است. آدم‌های بخیل و خسیس، آدم‌های خیلی خطرناکی هستند. آدم‌های تنگ­‌نظر فشار قبر زیادی دارند. امام صادق (علیه‌السلام) می‌فرماید: شیعیان ما سه صفت ندارند. یعنی امکان ندارد فردی شیعه باشد و این سه خصلت در او باشد، هر چند ممکن است کارهای بد دیگری هم بکند. یکی را فرمود بخل در او نیست. خدا ان شاالله ما را پناه بدهد از سیئات اخلاقی و سیئات عملی. حسنات/ تنبلی/ خوش خلقی و بد خلقی/ بخل/ ظلم به والدین/ صبر/ پاداش اعمال/ آمرزش گناه/ صدقه/ استغفار

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed