www.montazer.ir
یک‌شنبه 14 ژوئن 2026
شناسه مطلب: 1391
زمان انتشار: 4 ژانویه 2015
| | |
شرح خطبه توحیدی امام رضا(ع) (۳)- فراز بیست و هفتم

سومین کارگاه آموزشی توحید - اردوی نسیم حیات (۳)

شرح خطبه توحیدی امام رضا(ع) (۳)- فراز بیست و هفتم

انسانی که عقلانیتِ فعال و غالبی دارد، به یقین هرگز نمی تواند الله را انکار نماید، بنابراین صادقانه وجود خداوند را تصدیق می کند. اما حاکمیت قوه ی وهم بر وجود انسان، سبب ضعف ایمان و ندیدنِ خداوند خواهد شد. به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه دهم «شرح خطبه امام رضاع (۳)»، استاد محمد شجاعی به  ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید: فراز بیست و هفتم: بالعقول یعتقد التّصدیق بالله و بالاقرار یکمل الایمان به. به سبب عقل ها، تصدیق به خداوند محکم و استوار می گردد و با اقرار کردن، ایمانتان کامل می گردد. انسانی که عقلانیتِ فعال و غالبی دارد، به یقین هرگز نمی تواند الله را انکار نماید، بنابراین صادقانه وجود خداوند را تصدیق می کند. اما حاکمیت قوه ی وهم بر وجود انسان، سبب ضعف ایمان و ندیدنِ خداوند خواهد شد. عدمِ ترس چنین افرادی از دوزخ نیز و عدم تمایل شان به بهشت هم، به جهت ضعف قوه ی عقلانی و غلبه ی سایر قوا بر عقل می باشد. لازم به ذکر است که معمولاً، حمله از عقب شیطان (درگیر شدن با گذشته ها و حوادثِ آن) در این دسته از انسان ها به سبب غلبه ی وهم بر عقل بیشتر دیده می شود. درگیری های احساسی با انواع سریال ها، بازی های رایانه ای، فیلم های سینمایی و ... نیز نشانه ی فعال بودن قوه ی وهم بوده که مانع از تفکرات صحیح و تصمیمات عقلانی و رشدِ فزاینده در آنها می گردد. واژه ی اقرار، به معنای «به زبان آوردن» است که موجب تثبیت عقاید در نفس شده و ایمان انسان را قدرتمند تر و کامل تر می گرداند. از همین روست که در روایات، بسیار بسیار به اذان و اقامه قبل از خواندن نماز، سفارش شده است. اذان و اقامه، اقرارِ عقایدی قلبی است که با هر بار، به زبان آوردن آنها، بیشتر در نفس تثبیت شده و استوار می گردد.

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 1390
زمان انتشار: 4 ژانویه 2015
| |
ولایت ، جلسه 2

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

ولایت ، جلسه 2

قرآن كریم شامل همه حقایق است تمام ذات انسان‏ و وجود را معرفى كرده است، به خصوص مهمترین موجود و در واقع تنهاترین موجود را، یعنى خداوند تبارك وتعالى. حقیقتاً اگر كسى با قرآن انس بگیرد؛ همیشه دلش شاد و روشن است، دائم روشنى می ‏گیرد. به گزارش منتظران منجی «عج»، جلسه دوم «ولایت»، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که عناوین آن در زیر می آید: 1. آیه قرآن: اى مردم تحقیقاً از جانب ربّ ‏شما براى شما یك دلیل روشن و نور آشكار نازل كردیم. 2. آیه قرآن: این قرآن مایه بصیرتى است و هدایت و رحمتى است از جانب پروردگار شما، فقط براى كسانى كه اهل ایمان هستند. 3. خداوند آهن را آفرید، این آهن براى شما رحمت است و براى عده ‏اى از شما مایه هلاكت است. 4. ازجانب ربِّ شما براى شما مایه بصیرتى آمد كسى كه از آن استفاده كرد می بیند و كسى كه چشم خود را نسبت به این حقایق ببندد كور است. 5. امام صادق‏ «علیه‌السلام» می‌فرمایند: قرآن هدایت است از گمراهى و بیان است از كورى و محافظ و نگهدار است در مقابل لغزش و نور است در برابر تاریكى. 6. ممكن نیست كسى دچار مشكل و اختلافى شود و در قرآن پیدا نكند، حتماً در قرآن برای آن راه حل پیدا خواهد شد. 7. قرآن كریم شامل همه حقایق است تمام ذات انسان‏ و وجود را معرفى كرده است، به خصوص مهمترین موجود و در واقع تنهاترین موجود را، یعنى خداوند تبارك وتعالى. 8. قرآن را عربى نازل كردیم كه شما بتوانید فكر كنید، تعقل كنید، پس باید در آن تعقّل كرد كتابى است كه با عقل سر و كار دارد. 9. اولین مرحله براى فهم قرآن این است كه با لفظش بتوانید ارتباط خوبى برقرار كنید، یعنى زیاد تكرار كنید. 10. خدا می ‏فرماید: من ربّ شما هستم به خاطر شأن ربوبیّتم این را براى شما فرستادم پس حتماً در سیرمان به سمت بى‌نهایت این نقش دارد. 11. ما همیشه دچار خود فراموشى هستیم، ترجیح می دهیم سائر رشته‌ها و سائر كتابها را بخوانیم، امّا كتابى را كه خدا نازل نموده است سرمایه گذارى نمی كنیم. 12. در قیامت درجات بهشت به اندازه آیات قرآن است و مى‌گویند بخوان و بالا برو ، در اینجا باید می ‏خواندى و بالا می ‏رفتى. 13. حقیقتاً اگر كسى با قرآن انس بگیرد؛ همیشه دلش شاد و روشن است، دائم روشنى می گیرد. 14. اذا ذَكَرَ اللَّه و جَلَّت قُلوبِهِم و اذا تُلیَّت عَلَیهِم آیاتِه زادَتهُم ایماناً، این حدّى است كه خدا براى آدم‏هاى سالم گذاشته است. 15. وقتى شدّت بیماری زیاد باشد، انسان احساس بدبختى در انسانیّت در آن چیزى كه برایش خلق شده نمی كند. 16. یكى از اصول طبیعت این است كه دائماً به انسان نیازهاى كاذب را تزریق می ‏كند. 17. قرآن خود را مجانی در اختیار هر كسى قرار نمی دهد می فرماید: (لایَمَسَّهُ اِلَّا المُطَهَّرون). 18. پیامبر «صلی‌الله‌ علیه‌وآله‌و سلم» می‌فرمایند: كسى كه قرآن را یاد بگیرد و به آن عمل نكند و حبّ دنیا را به قرآن ترجیح دهد؛ مستوجب غضب و سخط خداوند می ‏شود. 19. حكایت جامعه بشر در رابطه با قرآن و اسلام است‏ كه، پشت‌شان را به نور كرده‌اند و براى خود بساطى راه انداخته ‏اند.

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 1388
زمان انتشار: 4 ژانویه 2015
| | |
شرح خطبه توحیدی امام رضا(ع) (۳)- فراز بیست و ششم

سومین کارگاه آموزشی توحید - اردوی نسیم حیات (۳)

شرح خطبه توحیدی امام رضا(ع) (۳)- فراز بیست و ششم

عقلانیتِ فعال در یک انسان، نمی تواند از چنین نتایجی به آسانی گذر کند. چرا که سازنده ی تمام موجودات (صانع) در حقیقت، بوسیله ی مصنوعاتش خود را بر عقل انسان ها تحمیل کرده و جای هیچ انکاری را باقی نمی گذارد. پس ناممکن است که بتوان خداوند را از میان مصنوعاتش ندید. انکارِ صانعِ جهان، نشان دهنده ی نقص در بکارگیری عقل است. به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه نهم «شرح خطبه امام رضاع (۳)»، استاد محمد شجاعی به  ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:   فراز بیست و ششم: افترقت مذلّت علی مفرّقها، و تبایَنت فأعربت عن مبانیها، بها تجلّی صانعها للعقول. و بها احتجب عن الرّویه و إلیها تحاکم الاوهام. و فیها اُبثت غیره و منها اُینط الدّلیل. و بها عُرّف الاقرار.   اشیاء از هم جدا شدند، پس به جدا کننده شان دلالت می کنند و از هم ممتاز شدند و آشکار، پس آشکار کننده ی خود را ظاهر می سازند. آفریننده ی اشیاء بوسیله ی عقل ها بر عقل ها تجلی می کند و بوسیله ی آنها از دیدن، محجوب می شود. و به سوی آنها اوهام داوری می کنند و در همین اشیاء غیر خدا ثابت می شود و از همین اشیاء دلیل ساخته می شود و بوسیله ی همین اشیاء اقرار و اعتراف شناخته شده است. یک شیء با بروز صفات خویش، 2 حقیقت را اثبات می کند؛ 1-    نشان می دهد که موجود محدودیست. 2-    نشان می دهد که آفریننده و خالق نامحدودی دارد، که محدودیت هایش در خالقش راه ندارد. نگاه کردن به تک تکِ آنچه که در پیرامون ماست مانند یک زنبور، یک برگ، یک مورچه، یک میوه و ... گزارش های بیشماری از خودِ آن پدیده و خالقش در اختیار ما قرار می دهد، و از سویی خاص بودن هر شیء و ممتاز بودن اشیاء نسبت به هم نشان می دهد که کسی آنها را خاص و ممتاز خلق نموده و میانشان جدایی افکنده است. عقلانیتِ فعال در یک انسان، نمی تواند از چنین نتایجی به آسانی گذر کند. چرا که سازنده ی تمام موجودات (صانع) در حقیقت، بوسیله ی مصنوعاتش خود را بر عقل انسان ها تحمیل کرده و جای هیچ انکاری را باقی نمی گذارد. پس ناممکن است که بتوان خداوند را از میان مصنوعاتش ندید. انکارِ صانعِ جهان، نشان دهنده ی نقص در بکارگیری عقل است. اساساً واژه ی اولوالالباب (خردمندان) در قرآن به کسانی اطلاق می شود که در هنگام ارتباط با تمام وقایع و اشیاء پیرامون شان، از عقل خویش مدد گرفته و توسط آنها به درک حقیقت می رسند. کلمه ی انسان به معنای حقیقی اش، تنها شاملِ چنین گروهی می شود. از نظر خداوند نظام خلقت با تمام ماجراهای شگفت انگیزش، برای این گروه از انسانها، قابل درک و دریافت حقیقی می باشد. فراموش نکنیم که نگاه عادی به طبیعت، عقل انسان را کور می کند. ندیدن نعمت ها و یا عادی دیدنِ آن ها، آرام آرام به حذف شکر در انسان و شروع ناسپاسی اش می انجامد که پایان به یقین، ورود به دوزخ خواهد بود؛ لو کنّا نسمعُ و او نعقل، ما کنّا فی أصحاب السّعیر (سوره ملک، آیه 10) در حالیکه نگاهِ همراه با تفکر، اقیانوس نعمت های بیکران خداوند را لحظه به لحظه بیشتر به انسان نمایانده و بر شکر او می افزاید. افزایش شکر نیز عقلانیتِ قدرتمندی را پرورانده و رشد بیشتری را برای انسان بوجود می آورد. و چنین انسانی، به سرعت در مسیر کمال رشد نموده و قدرت می یابد. یادمان باشد که؛ برای فهم حقیقت و بلند شدن از زمین، جز پاره کردن حجاب عادت، راه دیگری وجود ندارد. کنار گذاشتن حجاب عادت و رؤیت صحیح جهان، عقل را بر وجود انسان، حاکم می کند. در اینصورت توجه به کوچکترین موجودات نیز، انسان را به سوی خالق و صانع آن موجودات راهنمایی می کند. اما اگر اوهام و یا خیالات، حاکمیتِ وجود انسان را در دست گرفته و بر عقل سایه افکند، همه ی موجودات، تنها می توانند خودشان را بر این انسانِ توهم زده، عرضه نموده و مانع دیدنِ حق توسط انسان در وجود خودشان شوند. تا جایی که چنین انسانی هر چه را می بیند و یا هر قانونی را که کشف می کند، آنها را به خود، یا به اشیاء، و یا به طبیعت نسبت می دهد. بت پرستی های گوناگون در طول تاریخ، بیانگر همین غلبه ی اوهام بر عقل ها می باشد.

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 1385
زمان انتشار: 4 ژانویه 2015
| | |
شرح خطبه توحیدی امام رضا(ع) (۳)- فراز بیست و پنجم

سومین کارگاه آموزشی توحید - اردوی نسیم حیات (۳)

شرح خطبه توحیدی امام رضا(ع) (۳)- فراز بیست و پنجم

هر ابزاری گواهی می دهد که برای چه کاری ساخته شده و چه کاربردی دارد. اقیادِ زمان دار مانند (مُذ) اگر در کنار اشیاء بیایند آنرا زمان دار می کنند. درست برخلاف زمانی که در مورد خداوند بکار برده می شوند. به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه هشتم «شرح خطبه امام رضاع (۳)»، استاد محمد شجاعی به  ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید: فراز بیست و پنجم: انّما تحدّا لا دوات انفسها و تشیر الاله إلی نظائرها، و فی الاشیاء یوجد فعلها منعتها مذالقدمه و حمتها قد الازلیّه و جنّبتها لو لا التکلمه. آلات فقط خود را محدود می سازند و هر آلتی به نظیر خود دلالت می کند و عمل کرد آنها در اشیاء نمود می یابد. (مذ= ازکی) مانع قدیم بودن آنها می شودو (قد= به زودی) آلات را از ازلی بودن نگاه می دارد و (لولا= اگر چنان نبود) آنها را از به کمال رسیدن دور می سازد. نکته ی اول: کلمات آلات و ادوات، خود نشاندهنده ی محدودیت یک ابزار و توانایی انجام یک سری کارهای خاص می باشد. مثلاً انبردست کاری را می تواند انجام دهد که چکش نمی تواند. یا ترازو، اختصاص به کاری دارد که دماسنج برای آن ساخته نشده است. پس ابزار یعنی چیز محدودی که دیگران می توانند از آن استفاده کنند. نکته دوم: از سویی هر ابزار تنها وابسته به جنس یا ماده ی هم سنخ خویش است که بتواند با برقراری ارتباط با آن، کارِ مخصوص خویش را به انجام رساند. مثلاً دما سنج به هوا نیاز دارد تا بتواند دمایش را اندازه گیری کند، اما هرگز نمی تواند میزان اکسیژن خون را نشان دهد. یا آچار فرانسه برای انجام کار خویش نیازمندِ حضور پیچ است و ... پس هر ابزار، به جنس هم سنخ خویش برای فعالیتِ محدودش نیاز دارد. نکته سوم: هر ابزاری گواهی می دهد که برای چه کاری ساخته شده و چه کاربردی دارد. اقیادِ زمان دار مانند (مُذ) اگر در کنار اشیاء بیایند آنرا زمان دار می کنند. درست برخلاف زمانی که در مورد خداوند بکار برده می شوند. قید (قد) که برای قطعیتِ فعل در زمان حال بکار می رود و زمان گذشته را به حال نزدیک می کند، اگر در کنار اشیاء بیاید آنها را محدود کرده و از ازلیت باز می دارد. قید (لولا) نیز زمانی بکار می رود که در جریان روند کاری و یا تحققِ هدفی، مانعی بوجود آید. که حضور این قید در کنار اشیاء نشاندهنده ی ضعف و محدودیت و وابستگی اشیاء به یکدیگر است.

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 1383
زمان انتشار: 4 ژانویه 2015
| |
ولایت ، جلسه 1

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

ولایت ، جلسه 1

اگر بخواهیم درباره انسان شناخت دقیق داشته باشیم به پنج دسته اطلاعات نیاز داریم، شناخت جسم بشر، شناخت روح بشر، شناخت رابطه جسم و روح، شناخت طبیعى جسم و روح، رابطه بین انسان و طبیعت. به گزارش منتظران منجی «عج»، جلسه اول «ولایت»، توسط استاد محمد شجاعی برگزار گردید که عناوین آن در زیر می آید: 1. ولایت عبارت است از: یك رابطه داراى دو طرفه، بین خدا و انسان. 2. وقتى می گوئیم خدا غفور است باید كسى باشد كه خدا او را ببخشد، اگر كسى نباشد غفور بودن و رازق بودن خدا معنا ندارد. 3. اگر مسأله ولایت خداوند حل نشود قابل مغلطه است و قیل و قال و اشتباه بسیار پیش می ‏آید. 4. در بحث ولایت طرفین ولایت را باید خوب بشناسیم كه، عبارت است از: خداوند تبارك و تعالى و انسان، براى شناخت خداوند و انسان احتیاج به اطلاعات هست. 5. ادراك بى‌نهایت كمال مطلق و معرفى خداوند، از عهده بشرى كه اطلاعاتش متصل به منبع وحى نباشد، برنمی آید. 6. اگر بخواهیم درباره انسان شناخت دقیق داشته باشیم به پنج دسته اطلاعات نیاز داریم، شناخت جسم بشر، شناخت روح بشر، شناخت رابطه جسم و روح، شناخت طبیعى جسم و روح، رابطه بین انسان و طبیعت. 7. مهمترین منبعی كه بخواهد خدا را معرفى كند، منبع معصوم است. 8. اگر كسى بخواهد از قرآن بهره ‏بردارى كند، باید متخصص باشد. 9. نزول قرآن با رب العالمین (خداوند) ارتباط مستقیم دارد، یعنى بین خلق شدن ما و نزول قرآن رابطه مستقیم است. 10. انسانها به طوركلّى به دو دسته تقسیم می شوند: انسانهایى كه تحت ولایت خدا قرار دارند و انسانهایى كه تحت ولایت شیطان هستند. 11. حضرت امام (ره) فرمود: اگر قرآن نبود باب معرفةُاللَّه بسته بود، هیچ كس نمى‏توانست خدا را بشناسد چون خدا خودش باید تجلى كند و خودش را معرفى كند. 12. در دعاى جوشن كبیر داریم: (یا مَن فى البَحر عَجائِبُه) ،اى كسی‌كه عجایب خودت را در دریا قرار دادى. 13. اللَّه یعنى كسی كه همه كلمات را دارد و عین كلمات است و هیچ نقصى هم در آن راه ندارد.  

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 1370
زمان انتشار: 4 ژانویه 2015
| |
خانواده آسمانی،جلسه 325، 93/9/13

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

خانواده آسمانی،جلسه 325، 93/9/13

استاد شجاعی: رذایل در انسان‌ها، به باطنِ آنان هیبتی حیوانی می‌بخشند، و نگهداری آنها در نفس، به معنای حبسِ فشار و آتش در نفس می‌باشد. بنابراین مبارزه با رذایل، فعلی واجب از نگاه هر انسان عاقلی می‌باشد. قلبی که دلتنگ امام زمانش است، بداند که امام زمانش نیز دلتنگ اوست، به این حالت، در اصطلاح علوم معرفتی، «اتصال عشق، عاشق و معشوق» اطلاق می‌گردد. به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه سیصد و بیست و پنجم «خانواده آسمانی»، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید: عاشق خودت که شوی، راه آسمان باز می‌شود... در جلسه گذشته با این روایت از امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» آشنا شدیم که: - خودتان را از تندیِ بخل، کینه، خشم و حسد حفظ کنید و برای مبارزه با هر کدام از آنها، از جنگ افزارهایی چون اندیشه در عاقبت خُلق، مبارزه با رذیله، طلب فضیلت، اصلاح کار آخرت و لزوم بردباری کمک بگیرید. و آموختیم که از نگاه پدر آسمانی ما حضرت علی «علیه‌السلام»، پنج اسلحه زیر جنگ‌افزارهایی قدرتمند و کارآمد برای حذف رذایل از باطن و رسیدن به سلامت نفس و باطن انسانی می‌باشند؛ 1ـ اندیشیدن در عاقبت رذیله                      2ـ مبارزه با رذیله               3- طلب فضیلت                 4- اصلاح امرِ آخرت 5ـ لزوم بردباری   خوب است بدانیم که این پنج اسلحه‌، در حقیقت پنج بُعد اصلی و مهم از یک مراقبه صحیح در مسیر انسانی بوده و انسان‌ها بدین وسیله قادر به حذف بیماری‌های اخلاقی و روحی گوناگون از نفس خویش خواهند بود.   اما فراموش نکنیم که ابتدایی‌ترین قدم برای ترک رذایل، قبل از توجه به بیماری و مبارزه با آن، رسیدن به نگاهی حقیقی به خویش و در نتیجه عشق به خود در مقیاس ابدی است. انسانی که تصمیم به مبارزه با ضعف و بیماری‌های اخلاقی خود گرفته است، باید قبل از هر چیز، «خودِ» ابدی‌اش را شناخته و به بلندای ابدیت عاشقِ این «خودِ حقیقی‌اش» شود. برای این منظور ابتدا باید «بهشت» و «جهنم» را باور کرد. البته مهمتر از باورِ جهنم، یقین به بهشت است که می‌تواند در انسان انگیزه و رغبت برای مبارزه با نفس ایجاد نماید. «بهشت» یک حیاتِ طبیعیِ حداقل در شرایط ابدی است. کسی که بهشت را باور نموده و آن را از آنِ خود می‌داند، با خیالِ بهشت و نعمت‌های گوناگون آن نیز به قدرت رسیده و از آن لذت می‌برد.   در گذشته آموختیم که بیداری (یقظه) زمانی حاصل می‌شود که انسان باور می‌کند، تنها یک زن و یا یک مرد نیست و سطح آرزوها، آرمان‌ها، هوس‌ها و دغدغه‌هایش به گستره‌ای فراتر از یک زن و یا مرد، تعلق می‌گیرد. آرزوهای او دیگر در حیطه مسائل جنسی، فرزندان، سلامت، بیماری، مسائل اجتماعی و ... تحریف نمی‌شود، بلکه جنس آرزوهایش، هم جنس حقیقت ابدی‌اش بوده و در قلب او جریان دارد.   کسی که خودش را درست شناخته، هرگز به خودکم‌بینی مبتلا نمی‌شود چرا که آخرت را از آنِ خود دانسته و با آن زندگی می‌کند. لذا در قلب او همواره موجی از سازندگی و نشاط در جریان است. اساساً کسی که خدا را انتخاب می‌کند، به یقین او نیز منتخب پروردگارش خواهد بود، چرا که آغوش اِله ما همواره برای پیوندِ ما، باز است: «ما کانَ لله، کانَ الله لَهُ؛ هر که از آنِ خدا شد، خداوند از آنِ او خواهد بود.»   حضور هوس‌های بلند مانند دغدغه‌ی رسیدن به الله، معیّت با خانواده آسمانی و پیوند با غیب، نشانه‌ی پذیرش از سوی آنان است. قلبی که دلتنگ امام زمانش است، بداند که امام زمانش نیز دلتنگ اوست، به این حالت، در اصطلاح علوم معرفتی، «اتصال عشق، عاشق و معشوق» اطلاق می‌گردد. بنابراین حضور دغدغه‌های ارزشمند در قلب کسی، حاکی از ارزش و قیمتِ بالای این قلب داشته و علامتِ بیداریِ آن می‌باشد.   قطعاً چنین انسانی که عاشقِ خود حقیقی و حیاتِ جاودانه‌اش شده است، از هر آنچه که میان او و معشوقش فاصله انداخته و زندگی ابدی‌اش را تهدید می‌کند متنفر است. چرا که عشق و نفرت دو روی یک سکه‌اند، و اساساً هر جا عشقی وجود دارد، قطعاً تنفری هم در میان است.   کسی که یقین یافته است آتش کینه، حسادت، عصبانیت، بدبینی، غم‌های بیهوده دنیایی و ... قادر است حجم عظیمی از دارایی‌های بهشتِ او را نابود نموده و خیل کثیری از دوستان بهشتی‌اش را از بین ببرد، قلباً از خُلق‌های زشت متنفر شده و به هیچ وجه از آنها لذت نمی‌برد.   اساساً احساس لذت از یک گناه، نشانه آن است که شخص هنوز به بیداری نرسیده و خود را به عنوان موجودی ابدی باور نکرده است. لذا به علت حضور در مرحله غفلت (خواب) می‌تواند از لذت‌های وهمی و خیالی و ... لذت ببرد. بنابراین باید ابتدا بیدار شد و حقیقت خود را باور نمود. سپس با جنگ افزارهایی که امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» آنها را برایمان برشمرده است به جنگ با رذایل رفته و آرام آرام به سلامت قلبمان نزدیک و نزدیک‌تر شویم. اکنون به بررسی این پنج اسلحه به صورت مجزّا می‌پردازیم.   1- اندیشیدن در عاقبت رذایل تفکر در عواقبی که رذایل اخلاقی با خود به دنبال دارند، از اصلی‌ترین عوامل بازدارنده انسان از ابتلای به آنها و یا عادتِ به آنهاست. چرا که گاهی انسانها بدون توجه به پیامدهای بیماری‌های اخلاقیِ خود، شیفته این عاداتِ گناه‌آلود شده و قادر بر ترک آنها نمی‌باشند. به عنوان مثال انسانی که با بیماری «وسواس» در خود انس گرفته و به آن عادت نموده است، تا عواقبِ هولناک آن را باور ننماید قادر به جدا شدنِ از آن نخواهد بود.   «تفکر» اولین جنگ افزارِ نبرد با رذایل نفس است. تفکر در این موضوع که اگر من با بیماریِ حسادت به برزخ متولد شوم، چه عاقبتی در انتظارم خواهد بود. بدبینی، خودشیفتگی، بی‌انصافی، پرخاشگری، تنبلی و تن‌پروری، زودرنجی و ... . هر کدام چه هیبتِ هولناکی به باطنِ من خواهد بخشید؟ ...   خوب است بدانیم که اولین اثر بیماری‌های اخلاقی در انسان، سلب شادی و آرامش از نفس او می‌باشد. بدین ترتیب او علاوه بر آخرتِ دردناک، دنیای ناآرامی را نیز تجربه خواهد کرد. قیمت تفکر در نگاه خداوند از عبادتِ 60 سال، بالاتر است. «حُر بن یزید ریاحی» به وسیله تفکر، از پایین‌ترین درجات دوزخ به بالاترین مراتب بهشت صعود نمود. مرکَبِ رساننده تفکر بود که دهها نفر از لشکر عمر سعد را به لشکر حسین ملحق نمود. و اساساً علتِ آشتی میلیونها گناهکار با الله، تفکر بوده است. از همین رو هر آنچه که فرصت تفکر را برای انسان فراهم آورده و او را به اندیشه وادارد، عامل و فرصتی بسیار مبارک در زندگی او می‌باشد. لذا در روایات آمده است که تمام موجودات عالم برای کسی که در جهت کسب معارف الهی قدم برداشته و در این معارف اندیشه می‌کند، استغفار می‌نمایند.   اما فراموش نکنیم که شیاطین انس و جن، از تفکر انسانها، بسیار در هراس‌اند. به همین سبب به وسیله طراحیِ ابزارها و فرصت‌های سرگرم کننده و مشغول نمودن انسانها بدین ابزارها، فرصت تفکر را از آنان سلب می‌نمایند.   جذابیت این نوع طراحی‌ها، برای بخش حیوانی، به قدری زیاد است که اساساً انسان توان فکر کردن به اینکه «از کجا آمده است و قرار است به کجا منتقل گردد» را ندارد. شعار بزرگ قرآن برای هدایت انسانها، استفاده از ابزار تفکر و تدبّر است: «أفلا یتدبّرون القرآن، أم علی قلوبٍ اقفالها» (سوره محمد، آیه 24) آیاتی از قرآن که پیرامون جهنم و عواقب گناهان سخن می‌گوید و یا آیاتی که بهشت و پاداش‌های طاعت خداوند را بر می‌شمرد، همگی برای به فکر واداشتنِ انسانها طراحی شده‌اند.   تدبر، به معنای نگریستن در عاقبت امری می‌باشد. اینکه آینده این «امر خاص» به کجا منتهی می‌گردد. این سؤالِ بسیار مبارک، قطعاً عاملی قدرت دهنده برای صعود از نردبان انسانیت است و اگر ذهن کسی را به خود مشغول نماید، سرگرمی‌ها و مستی‌های دیگر را از او می‌رُباید. جوانانی که در اوج مستی‌های جوانی به چنین سؤال مبارکی مشغول می‌گردند، از نگاه حضرت علی «علیه‌السلام»، جوانان بسیار مبارک و مقدسی می‌باشند، چرا که از نیروها و عشق‌های این دوره زیبا از زندگی خود در جهت عشق‌بازی با غیب و تشبّه به خانواده آسمانی خود و در نهایت تشبّه به الله استفاده می‌کنند.   خوب است برای یک بار هم شده این سؤالات را از خود بپرسیم؛ چرا نفس من برای ارتباط با غیب اشتیاق ندارد؟ چرا من مشتاق ملاقات با خانواده آسمانی‌ام نیستم؟ چرا من با تلاوت قرآن به مستی نمی‌رسم؟ و ... تمام این پرسش‌‌ها، ریشه‌ای در نفس ما دارند که باید به واسطه تفکر این ریشه‌ها را بیابیم. قدم دوم بعد از یافتن ریشه‌ها، تصمیم مؤثر و جدی برای حذف آنها از روحمان می‌باشد.   2- مبارزه با رذیله جهاد با نفس، یک وظیفه واجب برای هر انسان است که نتیجه‌ی رشد انسانیِ او خواهد بود. اگر کسی اهل مبارزه و جهاد با نفس نباشد، اساساً «انسان» نیست. استعدادهای بی‌نهایت انسان، بدون درگیرشدن با نفس و مبارزه با شیطان، شکوفا نخواهند شد. هزاران اسم از اسماء خداوند، به صورت بالقوه در نفسِ تمام انسان‌ها وجود دارد که بدون قرار گرفتن در شرایط تضاد و مبارزه و درگیر شدن با نفس در چنین شرایطی، به فعلیت نخواهند رسید.   خداوند حکیم از مجرای ربوبیّت خویش، همواره مؤمن را در میان 5 شدّتِ زیر وارد می‌کند تا در چنین شرایطِ تضادی بتواند سر از خاکِ طبیعت بیرون آورده، رشد کند، قد بکشد و شکوفه دهد: 1- مؤمنی که حسادت او را در دل دارد.                                    2- منافقی که بغض او را در دل دارد. 3- کافری که با او می‌جنگد.                                                            4- شیطانی که او را گمراه می‌کند. 5- نفسی که دائماً با آن درگیر است. این 5 شدّت، در حقیقت پنج باشگاه قدرتمند و مبارک برای انسانی هستند که در حال حرکت به سمت الله بوده و روز به روز به باطنی زیباتر، قوی‌تر، ورزیده‌تر و انسانی‌تر دست می‌یابد.   رذایل در انسان‌ها، به باطنِ آنان هیبتی حیوانی می‌بخشند، و نگهداری آنها در نفس، به معنای حبسِ فشار و آتش در نفس می‌باشد. بنابراین مبارزه با رذایل، فعلی واجب از نگاه هر انسان عاقلی می‌باشد.   اما فراموش نکنیم که تنها تا زمانی که در رحم دنیا، زندگی می‌کنیم می‌توانیم برای رسیدن به سلامت باطن، بجنگیم و این تنها کار مهم و ضروری ما در رحم دنیا به شمار می‌آید. ما برای آماده شدن، جهت یک تولد سالم، مبارک و باشکوه، فرصتِ زیادی نداریم، چه رسد به اینکه بخواهیم این فرصتِ اندک را با زینت‌های موجود در این رحم تلف نموده و مشغولِ اموری شویم که در زندگی ابدی‌مان هیچ کاربردی ندارند.   اگر کسی «خود حقیقی‌اش» را شناخت، از بیماریهای روحی خود متنفر می‌گردد. او با آغوش باز از کسانی که نسبت به او انتقادی داشته و ایرادی از او را متذکر می‌گردند، استقبال می‌کند. حقیقتِ موضوع آن است که باید از چنین کسانی تشکر نموده و از کشف ایرادها و بیماری‌هایمان خوشحال شویم. چرا که ریشه‌یابی بیماری‌ها در نفس، اولین قدم برای حذف آنهاست. که این افراد، یاری کنندگان ما در این اولین گام بوده‌اند.   به خشم آمدن، ناراحت شدن، کینه برداشتن از ایرادگیری و یا انتقاد دیگران نسبت به ما، قطعاً ما را از چشم خداوند خواهد انداخت. اگر ایرادی بر ما وارد نبود، باز هم کفاره گناهان ما بوده و رشددهنده می‌باشد، تمرین کنیم که انتقادهای دیگران را با شیرینی بپذیریم. زیرا انسانیت ما زمانی مشخص می‌گردد که در برابر ایرادگیری‌ها، انتقادها و نق و قرهای دیگران، در مقام دفاع و خشم برنیاییم.   فراموش نکنیم که برای مبارزه با رذایل، باید نگاه خود را به هدف متمرکز نموده و برای رسیدنِ به آن، موانع را از نفسمان برداریم. اما مراقب باشیم در این مسیر، آلودگی محیط و گناهان اطرافیان‌مان، مانعِ مبارزات ما در جهت رسیدن به سلامت نفس نگردد. گاه انسان در محیطی قرار می‌گیرد که تمام افراد آن در جهت دور شدنِ از هدف گام بر می‌دارند و او ناگزیر به حرکت در جهت خلافِ حرکت دیگران و به سمت هدف می‌باشد.   اساساً صبر بر تنهایی در جهت رسیدن به سلامتِ نفس، از نشانه‌های یک عقل قدرتمند است: «الصّبر علی الوحده، علامه قوّه العقل» یادمان باشد که برای رسیدن به جاودانگی، خودمان را با انسانهای بزرگ مقایسه کنیم!   والحمدلله رب العالمین

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 1362
زمان انتشار: 3 ژانویه 2015
| | |
شرح خطبه توحیدی امام رضا(ع) (۳)- فراز بیست و چهارم

سومین کارگاه آموزشی توحید - اردوی نسیم حیات (۳)

شرح خطبه توحیدی امام رضا(ع) (۳)- فراز بیست و چهارم

به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه هفتم «شرح خطبه امام رضاع (۳)»، استاد محمد شجاعی به  ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید: فراز بیست و چهارم: لیس مُذ خلق استحقّ معنی إسم الخالق، و لا باحداثه البرایا استفاد معنی البارئیّه. کیف و لا تُدنیه قد و لا یحجبُه لعلّ. و لا یوفّتهُ متی. و لا تشتمله حین. و لا تقارنه مع. اینطور نیست که از زمانی که خلق کرده است، سزاوار معنی خالقیت باشد و با بوجود آوردن موجودات، معنی بوجود آورنده را کسب کرده باشد. چگونه چنین باشد در حالیکه (مذ = از زمانی که) او را غایب نمی کند و (قد= به زودی) او را نزدیک نمی سازد و (لعلّ = شاید) او را نمی پوشاند و (متی = کی) او را زمان مند نمی کند و (حین= از زمانی) او را مشمول زمان خود نمی کند و (مع = با) او را قرین نمی سازد. استفاده از اقیادی مانند (مذ، قد، لعل، متی و ...) خداوند را زمان دار و مکان دار نمی کند. استفاده از این عبارات برای ادراکِ موضوع توسط ماست، چرا که این اقیاد در تناسب با مخلوقات معنا پیدا می کنند، نه در تناسب با خداوند. اینگونه نیست که خداوند از زمانی که شروع به خلق نمود، خالق نام گرفته باشد. ذات او قدرت خلق دارد، حتی بدون آن‌که خلقی صورت گرفته باشد، اما قید (از زمانی که) به اولین مخلوق برمی گردد و در تناسب با آن معنا می یابد. حضور خداوند در تمام زمان ها یکی است. خداوند همان مقدار در عصر حضرت نوح حضور دارد و یا همان قدر در قیامت حضور دارد که الان و در عصر ما حضور دارد. به همین علت است که اینهمه آیات و روایات روشن از قیامت و بهشت و دوزخ برایمان در قرآن بیان نموده است. اینکه خداوند حتماً باید مخلوقی داشته باشد که اسم خالق به او تعلق بگیرد، خود یک نقص است و نقص در کمال مطلق راه ندارد. (لعلّ) خداوند را بلاتکلیف نمی کند، او شاید بردار نیست و کاملاً از آینده باخبر است، لعلّ به ما بر می گردد که نمی دانیم خداوند چه تصمیمی برای آینده دارد. به انتخاب کلمات توسط امام رضا «علیه‌السلام» در این فراز کمی دقیق تر نگاه کنیم؛ واژه ی خلق زمانی به کار می رود که تعیین کیفیت و ساختار ویژه اشیاء با اندازه و تقدیر مشخص مورد نظر است. مانند خَلَق من الماء البشر... اما بارئیّت خداوند، مرتبه ای بعد از خالقیت اوست. یعنی آن شی که در مرحله ی تعیین کیفیت (خلق) بود، به اصطلاح حادث شد، یعنی پدید آمده و تحقق خارجی یافته است. صفت باری خداوند نیز مانند تمام اسماء خداوند عین ذاتِ اوست و اگر خداوند فعل و یا احداثِ خارجی هم نداشته باشد، همچنان ذاتاً بارئ خواهد بود.

کلیدواژه ها: ، ،

Top
شناسه مطلب: 1361
زمان انتشار: 3 ژانویه 2015
| | |
شرح خطبه توحیدی امام رضا(ع) (۳)- فراز بیست و سوم

سومین کارگاه آموزشی توحید - اردوی نسیم حیات (۳)

شرح خطبه توحیدی امام رضا(ع) (۳)- فراز بیست و سوم

معنای ربّ بودن از آن اوست هنگامی که تربیت شونده ای وجود نداشته باشد و حقیقت الهیت و معبود بودن برای اوست، هنگامی که هیچ خداپرستی نبود. او عالم بود، در حالی که معلومی وجود نداشت. و خالق بود، در حالی که مخلوقی وجود نداشت. و برای او بود معنای شنیدن و هنوز شنیده شده ای نبود. به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه ششم «شرح خطبه امام رضاع (۳)»، استاد محمد شجاعی به  ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:   فراز بیست و سوم: له معنی الربوبیّه اذ لا مربوبٌ و حقیقه الاهیه، اذلا مألوه، و معنی العالم و لا معلوم و معنی الخالق و لا مخلوق و تأویل السّمع و لا مسموع.   معنای ربّ بودن از آن اوست هنگامی که تربیت شونده ای وجود نداشته باشد و حقیقت الهیت و معبود بودن برای اوست، هنگامی که هیچ خداپرستی نبود. او عالم بود، در حالی که معلومی وجود نداشت. و خالق بود، در حالی که مخلوقی وجود نداشت. و برای او بود معنای شنیدن و هنوز شنیده شده ای نبود. امام رضا «علیه‌السلام» در این فراز به تفکر جاهلانه خاتمه داده و حقیقت را روشن بیان می فرماید. عقیده ی بسیاری از صاحبان علم بر آن بود که خداوند به اقتضای اسماء خود، مجبور است که دائماً خلق نماید. به این معنا که خداوند از آنجا که کریم است، رحمان است، جواد است، خالق است و رحیم است و ... بالاجبار باید دست به خلق موجودات بزند. اما امام رضا «علیه‌السلام» درست در نقطه ای از خطبه که ذهن مخاطبان را به تصویر شفافی از خداوند رسانده و بر قدرت درک شان افزوده است، به روشنی خط بطلان بر این تفکر کشیده و حقایق را بیان می کند؛ کمالات خداوند با ذات او یکی بوده و هست، چه خلق کند، چه خلق نکند، او ذاتاً عالم است، چه معلومی وجود داشته باشد، چه نداشته باشد. او ذاتاً سمیع است، چه شنونده ای برایش وجود داشته باشد، چه نداشته باشد. سمیع به معنای شنواست، نه دارنده ی گوش. خداوند با ذات خویش می شنود نه با گوش. پدیده ی خلق از جانب خداوند، تنها به اراده ی او بر می گردد. هرگاه اراده کند، خلق می کند، و هرگاه نخواهد، خلقی صورت نمی گیرد، ولی او همچنان ذاتاً خالق خواهد بود.

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 1360
زمان انتشار: 3 ژانویه 2015
| | |
شرح خطبه توحیدی امام رضا(ع) (۳) - فراز بیست و دوم

سومین کارگاه آموزشی توحید - اردوی نسیم حیات (۳)

شرح خطبه توحیدی امام رضا(ع) (۳) - فراز بیست و دوم

خداوند خالق تفاوت ها در مخلوقاتش می باشد، که البته همین تفاوت ها، منشأ زیبایی ها، تحولات و تنوع ها در زندگی بوده و آن را از یکنواختی خارج ساخته است. وجودی که تمام تفاوت ها را به دست خویش خلق نموده است، یعنی یک جا، صاحبِ تمام ویژگی هایی است که تمام موجوداتِ متفاوت از هم در خود دارند و هیچ چیز نیست که از وجود او فوت شده باشد. پس عاری از صفت تفاوت است. به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه چهارم «شرح خطبه امام رضاع (۳)»، استاد محمد شجاعی به  ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:   فراز بیست و دوم: ففرّق بها بین قبل و بعد، لیعلم أن لا قبل لهُ و لا بعد، شاهده بغرائزها، أن لا غریزه لمغرزها، دالّه بتفاوتها، أن لا تفاوت لمفاوتها، مخبره بتوقیتها، أن لا وقت لموقّتها، حجب بعضها عن بعض، لیعلم أن لا حجاب بینهُ و بینها غیره. پس بوسیله ی این موجودات بین قبل و بعد را جدا ساخت تا دانسته شود که برای او، پیش از او و پس از اویی وجود ندارد. و این موجودات با طبیعت و غریزه شان شهادت می دهند که غریزه دهنده به آنها غریزه ای ندارد. آنها با تفاوت داشتن بین خودشان نشان می دهند که ایجاد کننده ی تفاوت برای آنها، خود این صفت را ندارد و با زمان مند بودنشان خبر می دهند که زمان مند کننده ی آنها، خود زمان ندارد. میان بعضی از آنها و بعضی دیگر حائل قرار داد تا معلوم شود که میان او و آنها حجابی غیر از او وجود ندارد. نکات مهم مربوط به این فراز: -خداوند خالق زمان است، کسی که می تواند چیزی را خلق کند قطعاً بر آن سیطره دارد، پس موجودی که زمان­ساز است، به یقین با زمان، محدود نخواهد شد. -خداوندی که غریزه را در موجودات خلق نموده است، قطعاً خودش بالاتر از مرتبه ای است که گرفتار غرایز بوده و به سمت چیزی کشش و میل داشته باشد. -ریشه ی کلمه تفاوت «فوت» به معنای انعدام شی می باشد. بنابراین کلمه ی متفاوت زمانی بکار می رود که ویژگی هایی که در یک موجود هست، در دیگری نیست و بالعکس. این تفاوت در قانون زوجیت به آسانی قابل مشاهده است. یعنی هر کدام از زوج ها، ویژگی هایی دارند که در دیگری وجود ندارد. خداوند خالق تفاوت ها در مخلوقاتش می باشد، که البته همین تفاوت ها، منشأ زیبایی ها، تحولات و تنوع ها در زندگی بوده و آن را از یکنواختی خارج ساخته است. وجودی که تمام تفاوت ها را به دست خویش خلق نموده است، یعنی یک جا، صاحبِ تمام ویژگی هایی است که تمام موجوداتِ متفاوت از هم در خود دارند و هیچ چیز نیست که از وجود او فوت شده باشد. پس عاری از صفت تفاوت است. -محجوب بودن بعضی از موجودات نسبت به بعضی دیگر و وجود حریم و مانع در بین آنها، یکی از آیات شگفت انگیز و بزرگ خداوند است که از ارکان خلقت در عالم ماده می باشد. حجاب ها و حدود زمانی، مکانی، جسمانی و ... مانع از به هم ریختگی موجودات و مرزهای بین آنها و از بین رفتن آثار و خواص آنها می شود. پس علت خلق حجاب ها، حفظ ارزش ها و آثار مخلوقات است. به عنوان مثال اگر ما می توانستیم به درون یکدیگر راه یافته و افکار و حالات یکدیگر را بفهمیم، آیا می توانستیم زندگی کنیم؟ یا به درون یک پرتقال به دقت بنگرید؛ بین هر برش آن یک حجاب می بینید که آنها را از هم جدا ساخته است. و یا پوسته ی انگور، حجابی است که از نابودی انگور جلوگیری می کند. پس کسی که توانسته انواع حجاب ها، پرده ها و حریم ها را در میان مخلوقات خلق نماند، قطعاً فاقد حجاب بوده و هیچ مانع، حریم و حجابی میان او و مخلوقاتش وجود ندارد، خداوند بر همه ی مخلوقات سیطره ی کامل دارد... نحن أقرب الیه من حبل الورید. تنها آنچه که ما را از درکِ بی پرده ی خداوند محروم می کند، قالبِ مادی ماست که نوعی حجاب برای ما محسوب می شود. البته خداوند با برداشتن تدریجی انواع حُجَب از مؤمنان، آرام آرام آنها را به سوی نور هدایت می کند... الله ولی الذین آمنوا یخرجهم من الظلمات إلی النور  

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 1359
زمان انتشار: 3 ژانویه 2015
| | |
شرح خطبه توحیدی امام رضا(ع) (۳) - فراز بیست و یکم

سومین کارگاه آموزشی توحید - اردوی نسیم حیات (۳)

شرح خطبه توحیدی امام رضا(ع) (۳) - فراز بیست و یکم

انسانی که در مرحله ی فوق عقلانی به زوج خود رسیده و در کنار اله حقیقی اش (الله) آرام گرفته است، قطعاً شکست در هر کدام از چهار مرحله بعد، نمی تواند او را به اضطراب و تلاطم بکشاند. چرا که تمام قوه ی دیگر، انرژی و جهت گیری خود را از قوه ی فوق عقل دریافت می کنند. به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه چهارم «شرح خطبه امام رضاع (۳)»، استاد محمد شجاعی به  ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:   فراز بیست و یکم: دَالَّةً بِتَفْرِیقِهَا عَلَى مُفَرِّقِهَا وَ بِتَأْلِیفِهَا عَلَى مُؤَلِّفِهَا ذَلِكَ قَوْلُهُ عَزَّ وَ جَلَّ: وَ مِنْ كُلِّ شَیْ‏ءٍ خَلَقْنا زَوْجَیْنِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ تا این‌که با جدا کردن آن‌ها بر جداکننده دلالت نماید و با تألیف (و پیوند) آن‌ها بر تألیف‌دهنده دلالت نماید. این همان فرمایش خدای تعالی است که: «از هر چیزی دو زوج آفریدیم شاید متذکّر شوند.»   زوج زوج، تنها به معنای همسر نیست، زوج به هر دو چیزی اطلاق می شود که در مقابل هم قرار دارند. مثل شب و روز، تری و خشکی، دنیا و آخرت و ... به طور کلی می توان گفت که هر کدام از اجزاء یک زوج، دارای خصوصیاتی است که عضو دوم فاقد آن می باشد. به همین دلیل در کنار آن به تکامل رسیده و آرامش می یابد. هیچ پدیده ای در عالم خلقت، از قاعده ی زوجیت مستثنی نیست. و من کل شیء خلقنا زوجین لعلّکم تذکّرون (سوره ذاریات، آیه 49)   قاعده ی زوجیت برخلاف اقتضای ذاتی مخلوقات، مخالفان به یکدیگر نزدیک شده و نزدیکان و هم ردیفان از هم دور می شوند. پس، از این دور شدن ها و نزدیک شدن ها، در می یابیم که نیرویی برای این نزدیک کردن ها و دور نمودن ها وجود دارد. البته قاعده ی زوجیت، نفی کننده ی الفت میان هم جنس ها نیست، بلکه این قاعده راهی است برای کشف و شناخت نیرویی که می تواند اضداد را در کنار هم جمع نماید. چرا که امیرالمومنین علیه السلام می فرماید؛ هر چیزی در کنار چیز دیگری به آرامش می رسد، مؤمنان نیز در کنار مؤمنان دیگر به آرامش می رسند. و این سنخیت انسان ها از لحاظ ایمانی را می رساند.   قاعده ی زوجیت در قوای پنجگانه ی انسان گفتیم که هیچ مرتبه ای در عالم طبیعت نیست که از قاعده ی زوجیت مستثنی باشد. حتی در قوای پنجگانه ی انسان می بینیم که زوج قوه ی حس محسوسات، زوج قوه ی خیال مخیلات، زوج قوه ی وهم موهومات، زوج قوه ی عقل معقولات، و زوج بخش فوق عقل انسان، الله عزوجل می باشد. یعنی هر کدام از این قوه ها در کنار زوج خویش به تکامل و آرامش می رسند. لذا هرگاه هر کدام از قوای انسان در کنار ازواجِ حقیقیِ خویش قرار نگیرند، قطعاً به آرامش نخواهند رسید و انسان دچار اضطراب، سردرگمی و ناآرامی خواهد شد. به مثال زیر توجه کنید: شیطان، حقیقت خداوند را به خوبی می شناخت و شش هزار سال عبادت، او را تا مقام فرشته ها بالا برده بود، اما درست در زمانِ امتحان، قوه ی وهم بر قوه ی عقلش غلبه یافته و توهمات ناصحیح او از خودش، او را دچار خودبینی و خودخواهی نمود. و همین امر او را از مقام والایش ساقط کرد. پس می توان در عبارتی کلی تر اینگونه گفت که عقلِ شیطان به زوج حقیقی و مخصوص خودش که همان معقولاتِ شفاف و صحیح و قدرتمند بود، نرسیده بود، لذا یک توهمِ اشتباه توانست بر قوه ی عقل او سایه افکنده و قدرتش را سلب نماید. بنابراین با اندکی تأمل می توان دریافت، کسانی که قوه ی فوق عقلانی و در مرحله ی نازل تر قوه ی عقل آنها در کنارِ ازواج حقیقی شان به آرامش نرسیده و از قدرت کافی برخوردار نیستند، قطعاً تفکر معقولی نداشته و در نتیجه قلبِ سالمی هم نخواهند داشت. پس به یقین در مراحل بعد قوای پنجگانه که همان وهم و خیال و حس می باشند دچار شکست شده و جهت گیری های صحیحی نخواهند داشت. به همین دلیل، اهل بیت «علیهم السلام» پایه و اساسِ یک قلبِ سالم را اشتغالِ مدام به یاد خدا ذکر می کنند. اصل اصلاح القلب، اشتغاله بذکرالله انسانی که در مرحله ی فوق عقلانی به زوج خود رسیده و در کنار اله حقیقی اش (الله) آرام گرفته است، قطعاً شکست در هر کدام از چهار مرحله بعد، نمی تواند او را به اضطراب و تلاطم بکشاند. چرا که تمام قوه ی دیگر، انرژی و جهت گیری خود را از قوه ی فوق عقل دریافت می کنند. بنابراین، نوعِ تعریف ما از خودمان به عنوان موجودی که ریشه اش از الله بوده و باید به سوی او باز گردد، چیدمانِ اولویت در تغذیه ی قوای پنج گانه ی ما را مشخص می کند. قوه ی فوق عقل قدرتمند در انسان، تشکیل دهنده ی عقلی قوی، سپس وهمی صحیح و جهت گیری شده، خیالی سازنده و حسی که منشأ گرفته از همه ی چهار قوه ی قبل است، خواهد بود. (ارتباطات و رفتارها) حس -----------  خیال ------------ وهم  ------------ عقل --------------  فوق عقل حال این نمودار را با نموداری که قبلاً آموختیم مقایسه می کنیم: (ارتباطات و رفتارها) اعضاء  ---------------   حس  ---------------  دل  --------------  فکر  --------------   عقل ---------------  یاد خدا العقول ائمة الافکار... آیا این دو نمودار جز یک هدف را دنبال می کنند:   نتیجه ی کلی: ذکر «مداوم» خداوند، عقلی قدرتمند را می سازد که این عقل، سازنده ی تمام ارتباطات و رفتارهای صادر شده از انسان می باشد.

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed