www.montazer.ir
دوشنبه 22 ژوئن 2026
شناسه مطلب: 1449
زمان انتشار: 8 ژانویه 2015
| |
ولایت ، جلسه 14

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

ولایت ، جلسه 14

وِلایت و وَلایت هردو ماده ولاى یا كلمه ولى به معناى نزدیك و قرب است. ولایت یك نوع خاصى از نزدیكى چیزى به چیز دیگر است كه باعث می شود موانع و پرده‏ ها از بین آن دو چیز بر داشته شود، البته نه همه موانع. به گزارش منتظران منجی «عج»، جلسه چهاردهم «ولایت»، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که عناوین آن در زیر می آید: 1. خداوند تبارك وتعالى مالك همه موجودات است پادشاه است، پادشاه یعنى حاكم، فرمانروا، حكمران. 2. فرمانروا یعنى هیچ كس جز او حق دستور دادن در هیچ یك از كارها ندارد. 3. هیچ كس جز خدا نه می تواند و نه وجود دارد كه قابلیّت پادشاهى بر سایر موجودات را داشته باشد. 4. وِلایت و وَلایت هردو ماده ولاى یا كلمه ولى به معناى نزدیك و قرب است. 5. ولایت یك نوع خاصى از نزدیكى چیزى به چیز دیگر است كه باعث می شود موانع و پرده‏ ها از بین آن دو چیز بر داشته شود، البته نه همه موانع. 6. كلمه ولى معناى محبوب را می دهد محبوبى كه آدمى نمی ‏تواند نفس خود را از دوست داشتن او و رام شدن در برابر خواسته او جلوگیرى نماید و در برابر خواسته او مطیع می ‏شود. 7. قرآن می ‏فرماید: فَاللَّه هُوَ الْوَلىّ خدا ولى است فقط او مالك همه موجودات و اختیار دار انسان است. 8. ولایت اخص از ربوبیّت است واز شاخه ‏هاى ربوبیّت است. 9. قرآن می فرماید: اللَّهُ وَلىُّ الّذینَ آمَنُوا یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إلَى النّور، خدا فقط ولى مؤمنین است. 10. خود شیطان تحت ولایت خدا است. 11. خداوند قانون روابط بشرى را طورى تنظیم كرده است كه اگر كسى خودش را تحت ولایت خدا قرار داد تحت ولایت او حركت می ‏كند و اگر نخواست خود به خود ظالمین برآن حاكم می شوند. 12. اگر كسى مسلط به فرهنگ فطرت وطبیعت باشد بسیار روى نفس تسلط پیدا كرده است. 13. اگر انسان را جداى از فطرت در نظر بگیریم عبارت است از مجموعه ‏اى از كمالات جمادى، گیاهى، حیوانى. 14. انسان با داشتن جنبه الهى، در آن نفخه است كه از حیوانات فراتر می رود و مظهر كمالات فوق حیوانى می شود. 15. كل این نظامى كه خداوند بنا گذاشته دو عالم بیشتر نیست یكى عالم خلق و دیگرى عالم امر. 16. عالم خلق توسط عالم امر هدایت و تدبیر می ‏شود. 17. اثر نفخه الهى در انسان این است كه به انسان قابلیت رشد نامحدود می ‏دهد. 18. خوشبختى انسان زمانى است كه به خواسته نفسش برسد چون در انسان بی نهایت‏ طلبى است تا به آن نرسد آرامش پیدا نخواهد كرد. 19. انسان به میزانى كه خود را تحت ولایت خداوند تبارك و تعالى قرار می دهد دائماً در حال رشد است و هر مقدار مقاومت از انسان سر بزند به همان میزان از ولایت خدا خارج می ‏شود. 20. در جریان توبه ، انسان خودش را از ولایت شیطان خارج می كند.

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 1433
زمان انتشار: 7 ژانویه 2015
| |
خانواده آسمانی،جلسه 330، 93/10/4

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

خانواده آسمانی،جلسه 330، 93/10/4

استغفار مانند صدقه هر شب و هر صبح، سبب پاکی و صافی روح می‌گردد. روح همه ما در طول روز با روابط گوناگون، چرک‌آلوده و سیاه می‌گردد و استحمام در گرمابه استغفار است که می‌تواند حیاتِ دوباره‌ای به روح داده و آن را آماده هم آغوشی با الله و پروازی موفق از سجاده عاشقی گرداند. به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه سیصد و سی «خانواده آسمانی»، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید: توبه در این مجال به بررسی بخش بعدی نامه امام رضا «علیه‌السلام» با محوریت «توبه» می‌پردازیم: «فإنّ الله لا یغفر له، حتی یرجع عنه» همراهیِ «إنّ» در ابتدای این جمله نشانه قطعیت و تأکید این نکته است که حضور سوء نیت و شرک در باطن انسان، حتماً او را از حیطه‌ی مغفرت خداوند دور خواهد نمود، مگر آنکه توبه نموده و از این دو عامل دست بردارد.   توبه = تغییر سبک زندگی تا رسیدن به سلامت نفس توبه در لغت به معنای بازگشت است. توبه یک عمل است که باید به انجام رساند. شخص توبه کننده، پس از طی یک مسیر اشتباه باز می‌گردد و خود را به مسیر صحیح (صراط مستقیم) می‌رساند.   از نگاه آخرتی، جهنم، محیطی سوزاننده است که صراط مستقیم با همه امنیت، سلامت و خنکی‌اش از داخلِ آن می‌گذرد. همه انسانها از جهنم عبور می‌کنند اما تنها تا زمانی در امنیت و سلامت از آتش جهنم خواهند بود که در مسیر صراط در حال حرکت بوده و از آن نلغزند.   لغزش از صراط مستقیم، مساوی است با سقوط در آتش جهنم، و توبه، دست برداشتن از این لغزش و حرکتِ دوباره بر روی صراط است. (حتی یرجع عنه) فراموش نکنیم که حتی اصرار بر یک گناه و عدم حیا از انجام آن، انسان را از صراط خارج نموده و او را از سلامت نفس باز می‌دارد.   توبه، در حقیقت تغییر سبک زندگی در آن نقطه‌ای است که انسان به لغزش دچار شده است. نمی‌توان با سبک زندگی آلوده، بر صراط ثابت ماند. نحوه سبک زندگی و الگوگیری انسان‌ها نشان می‌دهد که آنان، بر روی صراط مستقیم در حرکت هستند و یا در جهنمی غوطه‌ورند که هنوز شعله‌های آتش را نمی‌بینند.   خوب است بدانیم، که عبادت و یا عمل صالح زمانی در رشد نفس مؤثر بوده و آن را به باطن انسانی می‌رساند که قلبمان آن را پذیرفته باشد. آنچه را که قلب انسان با محبت و عشق می‌پذیرد، در نفس او و یا در اصطلاح ساده‌تر در نامه عمل او ثبت می‌گردد. در غیر اینصورت به زحمت انداختن بدن در اعمال خیر و عبادات تأثیری در رشد انسانی او نخواهد داشت.   توبه نیز باید در قلب اتفاق بیفتد. و پشیمانیِ قلب از انجام یک گناه و تصمیم جدّی برای ترک آن، سبب پذیریش توبه از سوی خداوند می‌گردد. چنین کسی اگر چند دقیقه بعد از توبه نیز از دنیا برود، خداوند را در حالی ملاقات می‌کند که به این گناه‌ آلوده نخواهد بود. اما توبه‌ای که از سر اجبار است و یا در لحظه مرگ که تمام امیدها از عوامل دیگر قطع می‌گردد رخ می‌دهد، پذیرفته نمی‌باشد.   به آیه هجدهم سوره نساء توجه کنید: «و لیست التوبه للذین یعملون السّیئات حتی إذ حضر أحدهم الموت، قال إنّی تُبتُ الآن و لاَ الّذین یموتون و هم کفّارٌ، اولئک اعتدنا لهم عذاباً الیماً» کسی که در تمام عمر به اعمال زشت مشغول باشد تا آنگاه که به یقین مرگ را مشاهده کند در آن ساعت پشیمان شود و گوید اکنون توبه کردم، توبه او پذیرفته نیست چنانکه هر کس در حال کفر بمیرد، توبه‌اش پذیرفته نیست، برای این دو گروه عذابی بس دردناک مهیا ساخته‌ایم.   این آیه، توبه را ویژگی کسانی می‌داند که بعد از گناه به سرعت پشیمان شده و بر می‌گردند. نه آنکه آنقدر به بدکرداری و گناه خود ادامه می‌دهند تا اینکه به یقین، مرگ را نزدیک دیده و سپس توبه می‌کنند، چرا که اساساً دیگر زمانی برای گناهکاری ندارند. اساسِ این تفکر که انسان مرگ خود را دور می‌پندارد سببِ به تأخیرانداختن توبه و پافشاری بر سبک زندگی گناه‌آلود می‌گردد و در نهایت توفیق توبه را از انسان سلب می‌نماید.   امام رضا «علیه‌السلام» می‌فرماید: «من استغفر بلسانه و لم یَندب بقلبه، فقد استهزءَ بنفسه؛ کسی که استغفار کند، ولی قلباً پشیمان نیست (تصمیم بر تغییر سبک زندگی گناه‌آلودش ندارد) خودش را مسخره نموده است.   آیات و روایات با محوریت توبه 1- إنّ الله یحب التّوابین  (سوره بقره آیه222) گناه سالیان متمادی نیز نمی‌تواند انسان را منفور خداوند گرداند، چرا که همین انسان گناهکار، به محض توبه، محبوب خداوند می‌گردد. مراقب باشیم که نگاه ما به دیگران با نگاه خداوند مغایر نباشد. نکند کسی به واسطه گناهی از چشم ما افتاده اما با یک توبه محبوب خداوند گردد. آن وقت این تفاوتِ نگاه ما با خداوند است که ما را از چشمان خداوند بیندازد. 2- قُل یا عبادی الذین اسرفوا علی أنفسهم، لا تقنطوا من رحمه الله، إنّ الله یغفر الذّنوب جمیعاً، إنّه هو الغفور الرحیم»  (سوره زمر آیه 53) ترجمه: بگو: «اى بندگان من- كه بر خویشتن زیاده‏روى روا داشته‏اید- از رحمت خدا نومید مشوید. در حقیقت، خدا همه گناهان را مى‏آمرزد، كه او خود آمرزنده مهربان است. این آیه سرشار از قیدهای تأکید است تا ما را در پذیرش توبه از سوی خداوند به یقین برساند. این اله غفور در لحظه بازگشت عبد گنهکارش، چنان او را به آغوش کشیده و می‌پذیرد که گویی گذشته سیاهی اساساً در میان نبوده است. او هرگز نمی‌پسندد که کسی گناه بنده‌اش را فاش نموده و یا در میان دیگران پخش کند، چرا که به انتظار لحظه‌ای نشسته است که او بر می‌گردد تا تمام گذشته‌اش را از نامه اعمالش پاک نماید.   3- امام باقر «علیه‌السلام»: «إنّ من أحبَّ عبادالله إلی الله المفتن التوّاب» از محبوب‌ترین بندگان خداوند در نزد او، انسان فتنه‌انگیز و شروری است که توبه می‌کند. مبادا نگاه گناه‌آلود به انسانی بدوزیم که تنها در یک لحظه، با توبه‌ای حقیقی از محبوب‌ترین بندگان خداوند خواهد شد.   4- نبی اکرم «صلی الله علیه و آله و سلم»: «لله أفرحُ بتوبه عبده، من العقیم الوالد و من الضال الواجد» شادی خداوند از توبه بنده‌اش، بیشتر از والدین عقیمی است (که فرزنددار می شوند) و از کسی که عزیزترین گوهرشان را گم کرده و آن را می‌یابند. خداوند هرگز از سوختن بندگانش شاد نیست. او زمانی شادمان است که بنده‌اش باز می‌گردد توبه می‌کند.   5- توبوا إلی اله جمیعاً، ایها المؤمنون، لعلّکم تفلحون. (سوره نور آیه31) ترجمه: ای مؤمنان ! همگی به درگاه خدا توبه کنید باشد که رستگار شوید. هیچ مؤمنی نباید خود را از توبه بی‌نیاز ببیند. چرا که هر چه مراتب ایمان در انسان بالاتر می‌رود، آلودگی‌های مخفیِ نفسش بیشتر بر او هویدا شده و نیازش به استغفار بیشتر می‌گردد.   استغفار مانند صدقه هر شب و هر صبح، سبب پاکی و صافی روح می‌گردد. روح همه ما در طول روز با روابط گوناگون، چرک‌آلوده و سیاه می‌گردد و استحمام در گرمابه استغفار است که می‌تواند حیاتِ دوباره‌ای به روح داده و آن را آماده هم آغوشی با الله و پروازی موفق از سجاده عاشقی گرداند. روحِ بدون استغفار، هرگز به قدرت نخواهد رسید.   والحمدلله رب العالمین

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 1432
زمان انتشار: 7 ژانویه 2015
| |
خانواده آسمانی،جلسه 329، 93/10/4

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

خانواده آسمانی،جلسه 329، 93/10/4

علوّ، به حالتی اطلاق می‌گردد که انسان از اینکه در کمالی از دیگران جلوتر بوده و یا در آن از دیگران برتر باشد لذت می‌برد و همواره به دنبال چنین مقامی می‌گردد. برتری‌جویی انسانها می‌تواند در مسائل مادی و یا معنوی اتفاق بیفتد. علوّ در امور مادی، از موانع بزرگ دستیابی انسان به سعادت است و نشان می‌دهد که شخص حقیقتِ خود را نشناخته است. به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه سیصد و بیست و نهم «خانواده آسمانی»، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید: سوء نیت؛ گناهی عظیم و شرک‌آلود امام رضا «علیه‌السلام» در نامه حکیمانه خود به حضرت عبدالعظیم حسنی«علیه السلام»، سوءنیت را در حد شرک به خداوند دانسته و این دو عامل (سوء نیت و شرک به خدا) را عامل دور ماندن انسان از مغفرت خداوند می‌داند. اما به راستی سرّ این تشبیهِ ابالحسن «علیه‌السلام» در چیست؟   به این قاعده بسیار مهم که وسیله‌ای برای رهایی قلب از جمیع بیماری‌ها در هنگام ارتباط با دیگران می‌گردد، توجه کنید؛ هرگاه انسان به بدخواهی، حسادت و بدجنسی نسبت به دیگران مبتلا گردد، بی‌آنکه خود بداند، منشأ اثر دیگری را در کنار خداوند بزرگ پذیرفته و تصور می‌کند که سوءنیت‌ها و حسادت‌های او می‌تواند بدون اذن خداوند، تأثیری در طرف مقابل داشته باشد. بدجنسی‌ها و حسادت‌ها در حقیقت اعتراضی است به افعال خداوند در حق دیگران که نه تنها در حق آنان مؤثر نمی‌افتد، بلکه انسان را از حریم توحید خداوند دور می‌اندازد. چنین فردی نه تنها از نظر عقیدتی از خداوند فاصله می‌گیرد، بلکه از نظر اخلاقی نیز روز به روز از مسیر تشبّه به الله دورتر شده و از رشد انسانی باز می‌ماند.   او به جای لذت بردن از کمالی که از الله در کسی ظهور نموده است، غمگین شده و به حسادت می‌افتد. حسادت، در حقیقت در افتادن با تمام کمالاتی است که توسط دیگران انجام می‌گیرد. شخص حسود، زیبایی‌ها و کمالات را تنها در صورتی زیبا می‌بیند که توسط او ظهور یابد، در غیر اینصورت، آنان را زیبا نخواهد دید.   طبق قاعده «هو أنت»، طلب کردن هر نوع فساد، فحشا، بدی، انحراف، فقر، ذلت، غم و شکست برای انسانِ دیگری، در حقیقت طلب کردن آن برای خودمان است و پیامدش دامنگیر نفس خودمان می‌گردد. این مسئله به قدری خطرناک و خسارت برانگیز است که اهل‌بیت «علیهم‌السلام» هرگز کوچکترین بدخواهی را حتی به سرسخت‌ترین دشمنانشان نداشته و در شرایط گوناگون برای دستگیری و سعادتمندی آنان تلاش می‌نمودند. فراموش نکنیم که لذت بردن از زیبایی‌ها و کمالات دیگران، سبب رشد نفس انسان و ارتقاء درجات آخرتی‌اش می‌گردد.   علوّ؛ مانعی بزرگ در مسیر رشد انسانی علوّ، یا برتری‌جویی، از نگاه خداوند صفت بسیار نکوهیده‌ای است به گونه‌ای که قرآن آن را عاملِ دور ماندن انسان از بهشت معرفی می‌نماید؛ «تلک الدّار الاخره، نجعلها للذّین لا یریدون علوّاً فی الارض و لا فساداً» (سوره قصص آیه83) ترجمه: آن سراى آخرت است كه براى كسانى قرار مى‏دهیم كه در زمین خواستار برترى جویى و فساد نیستند، و عاقبت (خوش) از آن پرهیزگاران است.   علوّ، به حالتی اطلاق می‌گردد که انسان از اینکه در کمالی از دیگران جلوتر بوده و یا در آن از دیگران برتر باشد لذت می‌برد و همواره به دنبال چنین مقامی می‌گردد. برتری‌جویی انسانها می‌تواند در مسائل مادی و یا معنوی اتفاق بیفتد. علوّ در امور مادی، از موانع بزرگ دستیابی انسان به سعادت است و نشان می‌دهد که شخص حقیقتِ خود را نشناخته است. یک انسان آگاه می‌داند، که تمام ثروت‌های او (آبرو، عزت، آرامش، شادی، انواع نعمت‌ها و ...) به انسانهای دیگر نیز متعلق بوده و باید آنها را در میان دیگران تقسیم نموده و تا سطح خویش ارتقا دهد.   رقابت در امور معنوی، برای رسیدن به رشد انسانی بالاتر، سفارش مؤکد قرآن است (فاستبقوالخیرات) اما کسی که در دایره رقابت‌های انسانی وارد می‌شود، هرگز قاعده «هو أنت» را فراموش نکرده و این قاعده را با تمام روح خود پذیرفته است، لذا تمام مقامات و کمالات خود را برای دیگران نیز طلب می‌کند. او پیرو امامانِ معصومی است که در نزدیک‌ترین مقام به خداوند تبارک و تعالی قرار دارند و از ما نیز طلب کردن این مقام و تلاش نمودن برای رسیدن به آن را انتظار دارند. بنابراین کسی که در جریان حقیقیِ رشد معنوی قرار گرفته است هر روز نسبت به دیگران متواضع‌تر شده و تمام کمالات و دارایی‌های انسانی‌اش را در طَبَق اخلاص می‌گذارد تا دیگران را نیز به کمال برساند. او حتی از سبقت گرفتن دیگران از خودش خوشحال‌تر شده و از کمالات ظهور یافته در آنان لذت می‌برد. درست مانند پدر و مادری که در محبت به فرزند خویش آنقدر خالص‌اند که اگر فرزند خود را موفق‌تر از خود ببیند، لذت برده و به اوج شادی می‌رسند.   هوشیار باشیم که اگر نیت‌های ما در رقابت‌های معنوی با دیگران خالص نباشد، اساساً به رشدی نخواهیم رسید. ناموفق‌ترین انسان‌ها در برداشتن سوء‌نیت‌ها از نفس، کسانی هستند که به جناح‌بندی‌ها و حز‌ب‌گرایی‌های گوناگون ملحق شده و به سبب تعلق به گروه خود (حتی گروه‌های مذهبی) به حریم رقابت‌های ناسالم وارد می‌گردند.   انتصاب مدیران نالایق؛ مصداق مهمی از سوء نیت یکی از مصادیق سوء نیت و بدجنسی، انتصاب کسانی است که حقیقتاً شایسته و لایق پُستِ شخص و یا مدیریت مجموعه‌ای نیستند و به علل گوناگون شهوانی در آن مقام قرار گرفته‌اند. از نگاه روایات، چنین سوء نیت‌هایی در حق انسانهای زیر گروه مجموعه، خیانت در حق الله و خانواده آسمانی محسوب می‌گردد. اگر مدیران و مسئولان و دسته‌جات سیاسی به همین دستورالعمل امام رضا «علیه‌السلام» عمل نمایند، قطعاً جامعه مسلمان ایران به پیشرفت‌‌های عظیمی نائل خواهد شد.     والحمدلله رب العالمین

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 1431
زمان انتشار: 7 ژانویه 2015
| |
خانواده آسمانی،جلسه 328، 93/9/27

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

خانواده آسمانی،جلسه 328، 93/9/27

اما قاعده‌ی اصلی آن است که انسان‌ها به میزانی که در نفس خودشان مؤثرند می‌توانند در دیگران مؤثر باشند. اساساً کسانی می‌توانند رهبری گروه عظیمی از انسان‌ها را بر عهده بگیرند که عظیم‌ترین تحولات و موفقیت‌های روحی را در نفس خود ایجاد کرده باشند. به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه سیصد و بیست و هشتم «خانواده آسمانی»، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید: چگونه می‌توان باطن انسانها را از نوع رفتارهایشان شناسایی کرد؟ حضرت علی «علیه‌السلام» می‌فرمایند: «ما أضمر أحدٌ شیئا، إلاّ ظهر فی فلتات لسانه و صفحات وجهه؛ هیچ کس چیزی را در دلش نمی‌تواند پنهان کند، مگر آنکه حتماً در لغزش‌های کلامی (بالا و پایین شدن الفاظش) و یا در چهره‌اش مشخص می‌گردد.   این کلام امیرالؤمنین «علیه‌السلام» نیز از دریچه علم باطنِ ایشان مطرح شده و کسی که بتواند به این علم دست یابد، می‌تواند باطن انسان‌ها را از میان الفاظ و چهره‌هایشان تشخیص دهد. میزان علاقه و محبتِ انسانی که واقعاً، کسی را دوست دارد، در نحوه بوسیدن، در آغوش کشیدن، حرف زدن و خدماتی که به او می‌دهد، کاملاً هویداست و تا زمانی که کینه‌ای، حسادتی، تنفری، تکبری و ... از او در قلبش وجود داشته باشد این ظهوراتِ حقیقی و قابل درک از او صادر نخواهد گشت.   «دنیا»، تنها باشگاه قدرتمند برای کسب، باطن انسانی و تشبّهِ ما به الله است و بدجنسی‌ها و شرارت‌های دیگران در حق ما در این مسیر، فرصت‌های تمرینِ ما در این باشگاه‌اند. اما نکته مهم آن است که ما تنها در یک صورت در این باشگاه موفق شده و رشد خواهیم کرد که فقط الله را به عنوان طرف مقابل برای تمرین بپذیریم، نه انسانهای دیگر را. حریف قرار دادن کسی غیر از خدا سبب سقوط ما از مرتبه انسانی شده و ما را به همان اندازه‌ی حریف‌مان، کوچک و پست خواهد کرد.   باید در این باشگاه بیاموزیم که تمام تمرین‌‌هایمان را تنها به خداوند بفروشیم. برای این منظور باید تمام کارهایمان را به قصد تشبّهِ به الله به انجام برسانیم نه به توقع جبران و ... و تنها در اینصورت است که توانسته‌ایم شأن حقیقی خود را حفظ نماییم.   چگونه می‌توان در نفس‌های دیگر مؤثر بود؟ انسانهای پیرامون ما، از طرف خداوند برای تولید فرصت‌های تمرینی در مسیر زندگی‌ ما طراحی شده‌اند. توهین‌ها، بدجنسی‌ها، فحاشی‌ها و بدی‌های دیگران، مراحل این فرصت‌های تمرینی‌اند. بنابراین کینه گرفتن از آنها، کار عاقلانه‌ای به نظر نمی‌رسد. فراموش نکنیم که برای تشبّه به الله، اولین قدم پاکی و صافی ظرف دل ماست. و ما حق آلوده ساختن آن را نداریم. نوع رفتارهای صادر شده از یک قلب پاک، آنقدر پر انرژی و زیباست که می‌تواند کینه‌ها و شرهای گوناگون را از قلب دیگران بردارد. قلب انسان‌ها، تنها شاهدهایی هستند که دروغ به آنها راه ندارد. قلبها با هم سخن می‌گویند اما بی‌پرده، بی‌ظاهرسازی و بی‌دروغ.   نفوس کاملاً شعور دارند. حتی اشیاء، گیاهان و حیوانات نیز شعور دارند. بنابراین کسی که به دنبال تحول در نفس کس دیگری است، اول باید این تحول را در نفس خودش ایجاد نماید. این حقیقت، یک شاخه فرعی از یک حقیقت بالاتر است، یا یک قاعده فرعی از یک قاعده اصلی و مهم دیگر. اما این قاعده‌ی اصلی آن است که انسان‌ها به میزانی که در نفس خودشان مؤثرند می‌توانند در دیگران مؤثر باشند. اساساً کسانی می‌توانند رهبری گروه عظیمی از انسان‌ها را بر عهده بگیرند که عظیم‌ترین تحولات و موفقیت‌های روحی را در نفس خود ایجاد کرده باشند.   «إنّ الذین آمنوا و عملوا الصّالحات، سیجعل لهم الرّحمن وُدّا» (سوره مریم آیه96) ترجمه: كسانى كه ایمان آورده و كارهاى شایسته كرده ‏اند، به زودى [خداى‏] رحمان براى آنان محبتى [در دلها] قرار می ‏دهد. این آیه نشان می‌دهد که خداوند انسان‌هایی را که در جهت کسب رضایت و تشبّه به او گام برمی‌دارند، محبوبِ قلوبِ دیگران قرار می‌دهد. البته برای چنین کسی دوست داشتن‌ها و محبت‌های دیگران، مسئله مهمی نیست. اما عشق او به الله و اخلاق حسنه‌ای که تحت این عشق از او صادر می‌شود. او را محبوبِ دلهای دیگران می‌گرداند.   بنابراین برای مؤثر بودن در قلب دیگران، ابتدا باید در قلب خودمان مؤثر بوده و آلودگی‌هایش را بزداییم. درست در همان لحظه، کسی که خود حقیقی‌اش را باور نموده و به آن احترام می‌گذارد، می‌تواند تمام گذشته خود را بخشیده و دیگر از آن پس در قلب خودش مؤثر باشد.   اما کسی که حقیقت انسانی خودش را باور نکرده است، هرگز نمی‌تواند با خود حقیقی‌اش و در نهایت با الله آشتی نماید، لذا هرگز نمی‌تواند در قلب خودش و در قلب دیگران مؤثر باشد. از چنین کسی به فرموده امام هادی «علیه‌السلام» باید احتمال خطر و دریافت شرّ را داشت: «من هانت علیه نفسه، فلا تأمن شرّه؛ کسی که نفسش در نزد او حقیر است، نمی‌توانی از شرّ آن در امان بمانی.» کسی که شخصیت انسانی خود را نمی‌شناسد، علیرغم آنکه اطرافیانش را دوست دارد، به رفتارهایی تن داده و یا به کارهایی دست می‌زند که اساساً درخور قیمت انسانی او و، عزیزانش نمی‌باشد. لذا با نحوه‌ی رفتارش، دیگران را به تنفر رسانده و هرگز به محبوبیت در قلوب دیگران نمی‌رسد.   انسان‌ها به محض شناخت خود حقیقی‌شان و کشف قیمت انسانی‌شان، بی‌هیچ تلاش گزافی، به سمت حذف رذایل باطنی پیش می‌رود. چنین کسانی از یکبار عصبانیت و یا یکبار حسادت و یا کینه، به اندازه صدها فحشای ظاهری به احساس عذاب دچار می‌شوند. چرا که آرامش ناشی از سلامت قلب را تجربه کرده و قیمت پاکی و سلامت نفس را خوب می‌دانند. به همین دلیل وقتی در معرض گناه قرار می‌گیرند، به قدری از آن متنفرند که اگر هم آلوده گردند، هزاران بار از این آلودگی سوخته و عذاب می‌کشند. به همین دلیل گناه اساساً توسط نفسشان جذب نمی‌گردد.   فراموش نکنیم که برای محترم بودن در یک جمع، اول باید در نزد خودمان محترم باشیم. اساساً انسانها به میزان قیمتی که ما برای خودمان قائلیم، برایمان قیمت و ارزش قائل خواهند بود. اصلاح نگاهها نسبت به خودمان، سبب اصلاح نگاه دیگران نسبت به ما خواهد شد. هرگاه با نفسمان به صلح رسیدیم، قلب دیگران نیز با ما در صلح خواهد بود.   والحمدلله رب العالمین  

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 1429
زمان انتشار: 7 ژانویه 2015
| |
خانواده آسمانی،جلسه 327، 93/9/27

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

خانواده آسمانی،جلسه 327، 93/9/27

طبق قاعده‌ی «هو أنت»، نفوس انسان‌ها آئینه‌ی یکدیگر اند. به طوری که طبق روایت گوناگون انسان برای فهمیدن این نکته که آیا دیگران او را دوست دارند یا نه می‌تواند به نفس خود رجوع کند، اگر او آنان را قلباً دوست داشت، مطمئن باشد که دیگران هم دوستش دارند. به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه سیصد و بیست و هفتم «خانواده آسمانی»، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید: چگونه سوء نیت‌ها انسان را از مسیر قُرب باز می‌دارند؟ در جلسه گذشته آموختیم که وجود هر گونه سوءنیت نسبت به کسی در قلب انسان، او را از مسیر سعادت دنیا و آخرت خارج می‌سازد. علت اصلی ابتلا به سوءنیت در انسان‌ها، کمرنگ شدن قاعده «هو أنت» در نفس آنها و با فراموش نمودن این قاعده است. قرآن کریم این قاعده را در آیه زیر اینگونه به تصویر می‌کشد: «إن أحسنتم، أحسنتم لأنفسکم، و إن أسأتم فلها...» (سوره اسراء، آیه7) ترجمه: اگر نیکی کنید به خودتان نیکی می کنید و اگر بدی کنید پس به خودتان بدی می کنید.   این آیه، فرمولی اساسی و پایه‌ای در قوانین ریاضی عالم خلقت است. طبق این فرمول، هرگونه نیت و یا عمل خیری در حق دیگران به نفسِ خود انسان باز می‌گردد و پیامدهایِ بدی‌ها و یا سوءنیت‌ها نیز دامنگیر نفس خودش می‌گردد. نفسی که تصمیم دارد در حق کسی، خیر و یا شرّی را آرزو کرده و یا عملی کند، ابتدا باید آن را در درون خود خلق نماید تا بتواند آن را ظهور دهد. بدجنسی‌ها قبل از آنکه از نفس کسی خارج شده و دامنگیرِ انسان دیگری گردند، ابتدا شکل باطن او را تغییر می‌دهند، حتی اگر هرگز ظهور نیافته و صادر نگردند.   نیّاتِ خیر نیز قبل از آنکه از وجود کسی صادر شده و به دیگری رسند، به باطن او هیبتی زیبا می‌بخشند. با این توضیح، مفهوم روایت زیر را به خوبی در می‌یابیم: امام علی «علیه السلام» می‌فرمایند: «فاعل الخیر، خیرٌ منه و فاعل الشّر، شرٌّ منه» انجام دهنده کار خیر، بسیار بهتر از عملش و انجام دهنده عمل بد، بسیار بدتر از عملش می‌باشد.   با توجه به آنچه که آموختیم، مفهوم نفرین امام رضا «علیه‌السلام» را در حق کسانی که سوء نیتی در باطن خویش دارند، به آسانی درک می‌کنیم؛ هر گونه سوءنیت باطن انسان را از شباهت به اهل‌بیت «علیهم‌السلام» خارج نموده و هیبتی هولناک به آن می‌بخشد، لذا انسان به سرعت از مسیر قُرب فاصله گرفته و لحظه به لحظه دورتر می‌گردد.   ارتباط میان نفوس در کلام امیر «علیه‌السلام» حضرت علی «علیه‌السلام» می‌فرمایند: «اُحصد الشرّ من صدر غیرک، بقلعه من صدرک؛ براى دِرو كردن بدى از سینه دیگران، آن را از سینه خودت ریشه كَن كُن. » عموماً انسانها به وسیله کلام (قوای حسی) با یکدیگر سخن می‌گویند و مفاهیمِ لازم را به یکدیگر منتقل می‌کنند. گاه نیز این تبادل مفاهیم به واسطه حرکات در رفتارهای خاص صورت می‌گیرد. اما گاه اتفاق می‌افتد که نفسِ دو انسان که سنخیت بیشتر و ارتباط نزدیک‌تری با هم دارند، تنها به واسطه نگاه کردن مفهوم و منظور یکدیگر را درک کرده و با هم سخن بگویند و حتی گاه از فاصله‌هایی بسیار دور احساسات و احوالات یکدیگر را کاملاً ادراک نمایند. به عنوان تبادل، ارتباطِ با الله و یا با خانواده آسمانی‌مان، یک رابطه بدنی و حسی نیست، بلکه رابطه‌ای قلبی است که نفس ما آن را بی‌هیچ واسطه‌ای درک می‌کند.   پس دریافتیم که رابطه انسانها با یکدیگر، صرفاً یک رابطه ظاهری و بدنی نیست، بلکه این گونه روابط، پایین‌ترین مرتبه ارتباط بوده و در بسیاری از اوقات، از ارزش چندانی برخوردار نمی‌باشد. آنچه که در این میان، صاحب ارزش و اعتبار است، رابطه‌ای است که میان نفوس (روح ما) برقرار است. اعجاز این روایت به سبب احاطه امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» بر علم باطن است که او را به بیان یکی از عجایب خلقت واداشته است. و این اعجاز را تنها کسانی درک می‌کنند که این مراتب را طی کرده باشند.   دفع شرّ از نفوس دیگران با راهکاری معجزه‌آسا از امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» مفهوم این روایت امیرالمؤمنین «علیه‌السلام»، تنها منحصر به کینه و درمان آن از قلب‌های دیگران نیست. بلکه این روایت تمام انواع شرّ را که ممکن است قلوب انسانها را گرفتار نماید (حسادت، بدبینی، تکبر، بدخلقی و ...) در بر می‌گیرد. هر کدام از این شرها اگر در قلب ما وجود داشته باشند، سبب جذب نور قلبِ ما توسط کسی می‌گردد که نسبت به او شرّی در ما وجود دارد و بالعکس، تمام سیاهی‌ها و ظلمات نفسِ او توسط نفسِ ما جذب می‌گردد، بنابراین در نهایت، این شرّ به ضرر خود ما به نفع او خاتمه می‌یابد.   علی «علیه‌السلام» در این روایت اعجاب‌انگیز راهکار حذف شر از نفوس دیگران، نسبت به خودمان را در دفع آن شرّ از سینه خودمان معرفی می‌کند. یکی از بزرگترین راههای تشبّه به الله و جذب اسماءالله، عدم نگهداری بدی‌های دیگران در قلب و نیکی کردن در حق کسانی است که نسبت به انسان شرّی در دل داشته و یا عملاً به او شرّی وارد می‌کنند.   اساساً یک انسان زیرک، روزی‌های عظیم خود را برای شبیه شدن به الله در محیط‌هایی پرتضاد و از این دست می‌طلبد. او تمرین می‌کند که در چنین محیط‌هایی، نقش الله را ایفا نماید. بر این اساس، طبق توصیه‌ی امیرالمؤمنین «علیه‌السلام»، اولین قدم دفع هر گونه دل‌چرکینی، علامت سؤال و کدورت از طرف مقابل از قلب ماست.   تنها یک قلب کاملاً صاف می‌تواند دلهای دیگران را نسبت به خودش صاف و پاک نگه دارد. حتی اگر انسان در ظاهر نیز تواضع داشته و نقش انسانهای خوب را ایفا کند. اما قلبش نسبت به طرف مقابل، صاف و پاک نباشد، باز هم نمی‌تواند سیاهی‌های قلب او را درو کند. بنابراین اولین اقدام در خاموش نمودن جهنم‌های وجود دیگران و یا در امان ماندن از شرّ آنها، دفع شرّ نسبت به آنان از نفس خودِ ماست. فراموش نکنیم که صافی و پاکی دل تأثیر عظیمی در مهار قلوب دیگران از هجوم شرهای مختلف نسبت به ما خواهد داشت.   مهار قلب ما از انواع شرّ چگونه می‌تواند سبب مهار قلب دیگران گردد؟ طبق قاعده‌ی «هو أنت»، نفوس انسان‌ها آئینه‌ی یکدیگر اند. به طوری که طبق روایت گوناگون انسان برای فهمیدن این نکته که آیا دیگران او را دوست دارند یا نه می‌تواند به نفس خود رجوع کند، اگر او آنان را قلباً دوست داشت، مطمئن باشد که دیگران هم دوستش دارند.   هرگز از خاطر نبریم که اصلاح قلبِ ما، اصلاح قلب دیگران را نسبتِ به ما به دنبال دارد. قلب‌ها آئینه‌ی یکدیگرند و احساساتِ همدیگر را به طور شفاف ادارک می‌کنند. از همین رو ظاهرسازی و اصلاحِ رفتار، نمی‌تواند، تأثیری در قلب دیگران داشته باشد مگر آنکه ریشه‌ی ناپاکی از قلبِ انسان برکنده گردد. والحمدلله رب العالمین  

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 1428
زمان انتشار: 7 ژانویه 2015
| |
خانواده آسمانی،جلسه 326، 93/9/13

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

خانواده آسمانی،جلسه 326، 93/9/13

راه بهشت مسیری طولانی و پیچ در پیچ است و باید این راه را پیمود تا به بهشت رسید. تنها با تمنای بهشت این راه را نمی‌‌توان پیمود. باید مقاوم بود، تحمل کرد، ناملایمات را به جان خرید، تضادها را در آغوش کشید و ... تا شاید به مقصد رسید. به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه سیصد و بیست و ششم «خانواده آسمانی»، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید: 3- طلب فضیلت برای جلوه کردن و زیبا بودن در نظر الله و خانواده آسمانی‌مان، باید نفسی زیبا بسازیم. و رسیدن به سلامت و زیبایی نفس، جز با حذف زواید حیوانی از باطن امکان‌پذیر نیست، چرا که هر کدام از بیماری‌های اخلاقی و روحی ما، به یقین، ما را در نگاه غیب زشت و بد ترکیب جلوه می‌دهند.   برای درخشیدن در نگاه اهل‌ بهشت، باید باطنی بهشتی ساخت. برای این منظور، ابتدا باید به این موضوع فکر کرده و آرام، آرام آن را به دغدغه‌ای اصلی و مهم در زندگی‌مان تبدیل کنیم. اساساً کسی که به زیبایی باطن خویش می‌اندیشد، قیمتِ خود را خوب می‌شناسد و قبل از آنکه دیگران از بیماری‌های اخلاقی او در رنج باشند، از رذایل نفس خویش در عذاب و هراس می‌باشد. چنین کسی حرمت رفاقت خود را با غیب حفظ نموده و روز به روز برای رسیدن به صمیمیت بیشتر با غیب، با قدرت و جدیّت بالاتر به مبارزه با نفس خویش و حذف رذایل آن می‌پردازد. او به شوق زیستن در کنار رفقای بهشتی خود، برای کسب ثروت‌های آخرتی بی‌وقفه تلاش می‌کند.   برای او هیچ چیز به اندازه بی‌آبرویی در نگاه اهل‌ غیب شرم‌آور و دردناک نیست، چرا که دغدغه بزرگ او، آبروداری در نگاه برزخیان است. از همین رو، از هیچ تلاشی برای رسیدن به این هدف بزرگ فروگذار نمی‌کند. کسب فضیلت، راهی برای آبروداری در نزد اهل غیب و درخشیدن در نگاه آنان است.   اما فراموش نکنیم که فضیلت، رایگان و بی‌تلاش به دست نمی‌آید. راه بهشت مسیری طولانی و پیچ در پیچ است و باید این راه را پیمود تا به بهشت رسید. تنها با تمنای بهشت این راه را نمی‌‌توان پیمود. باید مقاوم بود، تحمل کرد، ناملایمات را به جان خرید، تضادها را در آغوش کشید و ... تا شاید به مقصد رسید: «حُفَّه الجنّه بالمکاره و الصّبر و حُفّه النّارُ بالشَّهوات؛ بهشت با سختی‌ها و صبر پیچیده شده و جهنم با انواع شهوات (حسی، خیالی، وهمی و عقلی). 4- اصلاح آخرت ما به عنوان موجودی جاودانه و ابدی نیاز به سرمایه‌های ابدی داریم تا بتوانیم بعد از تولد به برزخ، زندگی سعادتمندانه‌ای را آغاز کنیم. سرزمین‌ها و املاک بهشتی، رفقای بهشتی، همسران بهشتی، عزت و رخصتِ سلطنت، اجازه پرواز و ... همه و همه دارایی‌هایی است که باید در رحم دنیا آنها را کسب کنیم. اگر این سرمایه‌ها را باور نکرده و حقیقتاً آنها را به عنوان آرمان، آرزو، هدف و دغدغه به رسمیت نشناسیم، قطعاً برای کسب آنها نیز به تلاش و تکاپو نخواهیم پرداخت. بهشت را باور کنیم و برای این باور، تلاش نماییم.   5- لزوم بردباری حلم به معنای «تحریک نشدن»، لازمه رسیدن به سلامت باطن است. انسانها در برخورد با عوامل تحریک کننده به یکی از سه روش زیر، واکنش نشان می‌دهند؛   1- تحریک شده و با پرخاش و داد و دعوا عکس العمل نشان می‌دهند. در اینصورت علاوه بر فشار قبر حیوانات گزنده‌ای چون مار و عقرب را نیز در باطن خود حفظ می‌کنند.   2- گاه تحریک شده، اما آن را بروز نمی‌دهند، کسی را آزار نداده و یا دیگران را تحت فشار قرار نمی‌دهند. در نفس این دسته از انسان‌ها تیزی و درندگی وجود ندارد، بنابراین باطن‌شان نیز حامل مار و عقرب نیست، اما به علت فشاری که در نفسشان ایجاد می‌شود، فشار قبر خواهند داشت.   3- دسته سوم کسانی هستند که به راحتی تحریک نشده، ضربه‌ها را دریافت و به راحتی رد می‌کنند. برای این گروه، تنها رَد شدن از صراط مهم است. لذا از توقف در صراط و سوختن در آتش به سرعت می‌گریزند. از همین رو به هیچ وجه در مراء و جدال وارد نشده و نفس خود را در همه احوال آرام نگه می‌دارند.   بدون تجهیز شدن به اسلحه حلم، تمام ثروت‌های جمع‌آوری شده آخرتی، نابود شده و از بین خواهد رفت. اگر انسان حلیمی نیستیم، قبل از هر اقدامی باید، تمرین حلم نموده و بیاموزیم که چگونه نفس خود را از تحریک و فشار در امان بداریم. چرا که بدون حلم، توانِ نگهداری دارایی‌های آخرتی‌مان را نخواهیم داشت.   والحمدلله رب العالمین

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 1426
زمان انتشار: 7 ژانویه 2015
| |
ولایت ، جلسه 13

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

ولایت ، جلسه 13

عشق به معناى حقیقى جز در مورد یك نفر صادق نیست و فقط در مورد خدا این عشق به معناى حقیقى است. خدا واقعاً ستون دل ماست یعنى یك خدایى است كه هرچه بخواهى دارد. به گزارش منتظران منجی «عج»، جلسه سیزدهم «ولایت»، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که عناوین آن در زیر می آید: 1. لایسئل عن مایفعل و هم یسئلون، سؤال نمى‏شود از كارى كه می كند. 2. مملوك مطلق خداست و خداوند می تواند در هر چیز به هرطور كه بخواهد تصرف كند. 3. هیچ كس حقى در این نظام خلقت ندارد خداست كه صاحب همه حق‏ هاست. 4. اصلاً ما حقى گردن خدا نداریم خدا هر جا هم گفته بندگان من گردنم حقى دارند تفضّل فرموده است. 5. كسى كه چیزى را ندارد نمی ‏تواند به كسى بدهد كسى می تواند چیزى را به كسى بدهد كه خودش داشته باشد. 6. طلب مجهولِ مطلق محال است. 7. از بزرگترین نشانه‏ هاى جهل رغبت به چیزهایى است كه شدنى نیست. 8. لا اله ‏الا الله یعنى هیچ خواستنى، هیچ معشوقى و هیچ معبودى جز او نیست چون همه كمالها دست خود اوست. 9. عشق به معناى حقیقى جز در مورد یك نفر صادق نیست و فقط در مورد خدا این عشق به معناى حقیقى است. 10. خدا واقعاً ستون دل ماست یعنى یك خدایى است كه هرچه بخواهى دارد. 11. ألا بِذِكْرِ اللَّه تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبْ شما را آرام می ‏كند. 12. إنَّ اللَّهَ هُوَالْغَنىُّ الْحَمیدْ، الحمدلله كه او غنى و حمید است. 13. او حىّ قیّوم است یعنى حىّ است كه عین حیات است و حیات هرگز از آن گرفته نمی شود. 14. چون حق تعالى قیّوم همه اشیاء است هیچ آفتى به او راه ندارد و از هر جهت غنى مطلق است. 15. چون انسان خودش را بی نهایت دید و وابسته به خدا و راجع به خدا چرا در مورد حوادث طبیعت كه در دنیا اتفاق می ‏افتد ناراحت باشد می ‏گوید: این نیز بگذرد. 16. تدبیر امر زمین و موجودات در آن و همه عالم از او خواهد بود پس او ربّ تمامى ماسوى خویش است.  

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 1425
زمان انتشار: 7 ژانویه 2015
| |
ولایت ، جلسه 12

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

ولایت ، جلسه 12

 قرآن كریم می ‏فرماید: وَ ما اُوتیتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إلَّا قَلیلاً. تمام اجزاى جهان تسبیح گوى پروردگار یگانه هستند و دائماً با ما حرف می ‏زنند و به ما درس می ‏آموزند. اگر نظام را به دقّت بررسى كنیم نظم شگفت آور آن مارا متعجّب می كند كه اگر نبود هرگز نمی ‏توانست در استخدام بشر درآید. به گزارش منتظران منجی «عج»، جلسه دوازدهم «ولایت»، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که عناوین آن در زیر می آید: 1. الوهیّت یعنى خداوند اله و معبود همه موجودات است ولا غیر، اساساً الهى جز خدا وجود نداشته و الوهیّت شایسته خداوند است. 2. إنَّ إلهُكُم لَواحِدْ(قرآن كریم)، دو مرتبه تأكید: إنَّ و لام در لَواحِد. 3. در تفسیر المیزان در مورد آیه إنَّ إلهُكُم لَواحِدْ می ‏فرماید: محققّاً اله شما یكى و واحد است كه در حقیقت معشوق شما یكى است واین اله یگانه است و واحد همان اله شماست. 4. اگر نظام را به دقّت بررسى كنیم نظم شگفت آور آن مارا متعجّب می كند كه اگر نبود هرگز نمی ‏توانست در استخدام بشر درآید. 5. قرآن كریم یكى از سه منبع شناخت را جهان پیرامون ما معرفى می ‏كند. 6. قرآن كریم: أفَلا یَنْظُرُون إلَى الإبِلِ كَیْفَ خُلِقَتْ و إلَى الأرْضِ كَیْفَ سُطِحَتْ.... 7. دنیا را آیات و نشانه‏ هاى خداوند پر كرده است: سَنُریهِمْ آیاتُنا فِى الآفاقِ و فِى أنْفُسِهِمْ. 8. مَنْ عَرَفَ نَفْسَه فَقَدْ عَرَفَ رَبَّه، نفس آنقدر ارزش دارد كه تمام جهان با شگفتی هایش یك طرف و نفس هم یك طرف. 9. تمام اجزاى جهان تسبیح گوى پروردگار یگانه هستند و دائماً با ما حرف می ‏زنند و به ما درس می ‏آموزند. 10. هیچ چیز در دنیا بى قانون نبوده و هر چیز حساب و كتاب خودش را دارد واساسا چیزى به نام تصادف و اتفاق نداریم. 11. علم بشر هر قدر هم پیشرفت كرده ولى در هر رشته علمى پیشرفته هزاران هزار مجهول داریم كه هر روز بیشتر می ‏شود. 12. خداوند در قرآن كریم با احترام و تشریفات با انسان صحبت كرده، از زمانهاى گذشته، ازخلقت هایش، از اهدافش و... آن وقت انسان در مقابل چنین خدایى سر كش می شود: فَإذا هُوَ خَصیمٌ مُبینْ. 13. دانشمندى می ‏گوید: من اگر زمان على‏«علیه‌السلام» بودم می ‏نشستم و از حضرت سؤال كرده و مجهولات خودم را حل می ‏كردم، ولى مردم آن زمان این كار را نكرده و پاسخ حضرت كه فرمودند: سَلُونى قَبْلَ أنْ تَفْقِدونى را ندادند. 14. قرآن ما را اینگونه به علم آموزى دعوت كرده: إتَّقُواللَّه یُعَلِّمُكُمُ اللَّه كه اگر اجابت شود مانند مرحوم علامه طباطبایى به محضر خدا به ماوراءالطبیعه راه پیدا می ‏كنیم. 15. برخى در یكى از رشته ‏هاى علمى ادامه تحصیل می ‏دهند شگفتیهاى خلقت را دیده و به جاى تقویت ایمان خدا را انكار می كنند. 16. امام رضا«علیه‌السلام» : كسى كه هیئت و تشریح نداند توحیدش ضعیف است. 17. وَ مَنْ كانَ فِى هذِهِ الْأعْمى وَ هُوَ فِى الْآخِرَةِ الْأعْمى. كسى كه در دنیا كور است در آخرت نیز كور می ‏باشد. 18. اگر جهان را از كهكشانها تا درون اتم بررسى كنیم می بینیم ضمن اینكه باهم اتصال و ارتباط دارند هر كدام ساختار خاص خود را دارند، همه اجزاى عالم پیرو نظم و ترتیب از جانب خالق واحد می ‏باشد. 19. با این همه پیشرفت در روایت داریم كه تا زمان ظهور بخش اندكى از علوم كشف شده است همانطور كه قرآن كریم می ‏فرماید: وَ ما اُوتیتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إلَّا قَلیلاً. 20. امام خمینى(ره ) در استدلال شان به گورباچف می ‏فرماید: اگر بشر عاشق علم مطلق است پس حتماً علم مطلقى هست، اگر بشر عاشق قدرت مطلق است پس حتماً قدرت مطلقى هست... 21. امام خمینى(ره) : رئیس جمهور آمریكا هم عاشق خداست و خودش نمی ‏فهمد. 22. خداوند می داند كه آنچه انسان می خواهد و مطلق است خود خداوند است لذا بالاترین پیام پیامبر اسلام صلى الله علیه وآله را لاإلهَ إلَّا اللَّه قرار داده است. 23. روایت: كسى كه در روز 100 بار لا اله ‏الا الله بگوید كسى در آن روز به اندازه او ثواب نكند. 24. در لا اله ‏الا الله، لا نفى جنس است یعنى اساساً وجود هر اله و موجود قابل پرستش را غیر از خدا نفى كرده است. 25. انسان به هر كمالى عشق بورزد آن كمال از خداوند تجلى كرده و منبع همه كمالات خالق متعادل می ‏باشد. 26. دروغ محض است اگر كسى بخواهد جز خدا با چیز دیگر به آرامش برسد كُلُّ أحَدٍ یَمُوتُ عَطْشاناً إلا ذاكِراللَّه. 27. ذاكراللَّه همنشین خداست: ذاكراللَّه مُجالِسُهُ. 28. فقط كیّس ها هستند كه از اول به دنبال معشوق واله واقعى رفته و سرشان را با معشوقهاى مجازى گرم نمی ‏كنند. 29. اولوهیت یعنى توحید در عبادت. 30. على‏«علیه‌السلام» : ولا یمكن الفرار من حكومتك، هر جا ما را ببرى چه جهنم و چه بهشت، باز در مملكت تو هستیم. 31. عشق به كمال مطلق منحصر به انسان به عنوان اشرف مخلوقات نمی ‏باشد بلكه تمام موجودات جهان به كمال مطلق عشق می ‏ورزند.

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 1423
زمان انتشار: 7 ژانویه 2015
| |
ولایت ، جلسه 11

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

ولایت ، جلسه 11

وقتى خداوند متعال در نهاد و ذات هر مخلوقى شعور و عشق و طلب را قرار داده است راه و مسیر حركت آنرا هم برابر آن قرار می ‏دهد. در ماوراى این عالم، عالم دیگرى است باقى و دائمى كه تمامى موجودات بدانجا منتقل می ‏شوند و این دنیا مقدمه است براى انتقال به آن عالم و آن زندگى آخرت است. به گزارش منتظران منجی «عج»، جلسه یازدهم «ولایت»، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که عناوین آن در زیر می آید: 1. قرآن می ‏فرماید: ما آسمان وزمین را و آنچه كه بین آن است را به بازیچه خلق نكردیم. 2. آسمان و زمین چون تحت ربوبیّت هستند باید غایت داشته باشد چون تدبیر بدون غایت متصور نیست. 3. معاد مخصوص كل شى‏ء است معاد مخصوص كل نظام خلقت است. 4. در ماوراى این عالم، عالم دیگرى است باقى و دائمى كه تمامى موجودات بدانجا منتقل می ‏شوند و این دنیا مقدمه است براى انتقال به آن عالم و آن زندگى آخرت است. 5. قرآن در سوره محمد «صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم» آیه27: این گمان كه كسى فكر كند بیهوده خلق شده یاما آسمان و زمین را بیهوده خلق كردیم این گمان كفّار است. 6. یك كافر هیچ وقت زندگی ‏اش را براساس آخرت انجام نمی ‏دهد وزندگى را بر اساس تولد تا مرگ انجام می ‏دهد. 7. وقتى انسان می تواند از آینده بهره ‏بردارى كند كه براى آینده تلاش كرده باشد و خودش را آماده كند. 8. كسى می تواند در شرایط آخرت بهره ‏مندى كافى ببرد كه در رحم دنیا بعنوان یك جنین خودش را براى شرایط زیستى بعد از تولد خودش آماده كرده باشد. 9. معبود به این جهت مستحق عبادت است كه داراى ربوبیّت است. 10. همه موجودات داراى هدف معیّنى هستند كه تحت تربیت الهى به سمت آن هدف در حركت هستند. 11. هدایت هر موجودى بر اساس خلقت ویژه آن موجود است. 12. همه موجودات تحت تقدیر الهى هستند یعنى قوای شان تقدیر شده است. 13. همه موجودات عالم پس از هستى یافتن به سوى او باز می گردند، اسم این بازگشت كلى را معاد می ‏گذاریم. 14. هر موجودى معادش متناسب با وجود خودش است. 15. خلق وایجاد هر موجودى ملازمه با اعاده و برگشت دادن آن است. 16. هر موجودى ذاتاً كمال بالاتر را می ‏طلبد پس كل شى‏ء خواهان خدا هستند. 17. وقتى خداوند متعال در نهاد و ذات هر مخلوقى شعور و عشق و طلب را قرار داده است راه و مسیر حركت آنرا هم برابر آن قرار می ‏دهد. 18. یُسَبِّحُ لِلَّهِ ما فِى السَّمواتِ وَ ما فِى الْأرْضِ.

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 1422
زمان انتشار: 7 ژانویه 2015
| |
ولایت ، جلسه 10

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

ولایت ، جلسه 10

پنج مطلب باید رعایت شود تا انسان بتواند زندگى كند: 1- شناخت كامل جسم؛ 2- شناخت كامل روح؛ 3- شناخت كامل رابطه جسم و روح؛ 4- شناخت كامل طبیعت و نظام خلقت؛ 5- شناخت كامل این مجموعه طبیعت با انسان. به گزارش منتظران منجی «عج»، جلسه دهم «ولایت»، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که عناوین آن در زیر می آید: 1. انسان نوع واحد هست كه تشكیل شده از یك جنبه فطرتى كه همان نفخه الهى است و براى همه زمانها ثابت است و یك جنبه طبیعى كه سرشت آن ماده و طبیعت است. 2. شخص اروپایى، آسیایى، آفریقایى، باسواد، بى‏سواد، فقیر، غنى و ثروتمند، سفیدپوست، سیاه‏پوست همه از آن جهت كه انسان هستند نوع واحد هستند و ذاتیات ثابت دارند. 3. دین را خداوند منطبق با ساختار وجود بشر و نظام آفرینش تنظیم كرده ونظام آفرینش هم منطبق با دین است یعنى هر دوى آنها باهم تطابق كامل دارند. 4. (إنّى جاعِلٌ فىِ الْأرْضِ خَلیفَةً)؛ من در زمین می ‏خواهم خلیفه قرار دهم، خلیفه من در ارض است. 5. پنج مطلب باید رعایت شود تا انسان بتواند زندگى كند: 1- شناخت كامل جسم؛ 2- شناخت كامل روح؛ 3- شناخت كامل رابطه جسم و روح؛ 4- شناخت كامل طبیعت و نظام خلقت؛ 5- شناخت كامل این مجموعه طبیعت با انسان. 6. كسى جز خالق نمی تواند بشر را مورد تربیت قرار دهد. 7. (فَتَبارَكَ اللَّه رَبُّ العالَمینْ)؛ بدانید كه ربوبیّت من مبارك است. 8. (رَبُّنا الَّذى أحْسَنَ كُلَّ شَى‏ءٍ خَلْقِهِ)؛ دید موسى با دید خدا یكى شده است، و همه را به بهترین صورت، خلق احسن و نظام احسن می بیند. 9. (إنَّ شَرَّ الدَّوَّاب صُمٌ بُكْمٌ الَّذینَ لایَعْلَمونْ)؛ بدترین جنبندگان و موجودات، كران و لالان و كورانى هستند كه تعقّل نمی كنند، هیچ تدبّر نمی ‏كنند. 10. كسى كه اهل تدبّر در قرآن نیست، بر قلب او قفل است. 11. (لاإلهَ إلَّا هُو)؛ یك خالق بیشتر نیست و یك ربّ هم بیشتر نیست. 12. قرآن به عربى آمده تا قدرت فهم بشر بالا برود، (إنّا أنْزَلْنا قُرْآناً عَرَبیّاً لَعَلَّكُمْ تَعْقِلونْ)؛ عربى با عقل رابطه دارد. 13. ربوبیّت و الوهیّت به معناى مبدأ تكوین و تدبیر است. 14. انسان نوع واحد است و لازم است ربّى واحد انتخاب كند و ربّ او خداى واحد است.

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed