www.montazer.ir
شنبه 13 ژوئن 2026
شناسه مطلب: 12399
زمان انتشار: 8 دسامبر 2021
|
جلسات خانواده آسمانی و شرح زیارت جامعه کبیره

جلسات خانواده آسمانی و شرح زیارت جامعه کبیره

سلسله جلسات سخنرانی استاد شجاعی پنجشنبه 18 آذرماه 1400 با موضوع خانواده آسمانی ساعت 16:00 الی 17:00 و مولودی خوانی و سخنرانی ویژه‌ی ولادت حضرت زینب سلام‌الله‌علیها؛ بعد از نماز مغرب و عشاء برگزار می گردد. 

نشانی: شهرری، میدان هادی ساعی، روبروی فروشگاه رفاه، خیابان آستانه، حسینیه قرائت قرآن پخش زنده از  سایت منتظر  آپارات  هیئت آنلاین (ترافیک رایگان)

کلیدواژه ها: ، ،

Top
شناسه مطلب: 12398
زمان انتشار: 24 نوامبر 2021
|
جلسات خانواده آسمانی و شرح جامعه کبیره

جلسات خانواده آسمانی و شرح جامعه کبیره

سلسله جلسات استاد شجاعی پنجشنبه چهارم آذرماه 1400 با موضوع «خانواده آسمانی» ساعت 16:00 الی 17:00 و شرح زیارت جامعه کبیره ساعت 18:00 الی 19:00 برگزار می گردد. 

نشانی: شهرری ـ میدان هادی ساعی ـ روبروی فروشگاه رفاه ـ خیابان آستانه ـ حسینیه‌ قرائت قرآن.

پخش زنده:

سایت منتظر 

هیئت آنلاین (ترافیک رایگان)

آپارات 

کلیدواژه ها: ، ،

Top
شناسه مطلب: 12396
زمان انتشار: 21 اکتبر 2021
|
سخنرانی مجازی خانواده آسمانی و جامعه کبیره

سخنرانی مجازی خانواده آسمانی و جامعه کبیره

سخنرانی مجازی استاد شجاعی با موضوع خانواده آسمانی و شرح زیارت جامعه کبیره پنج‌شنبه، ۲۹مهر ماه برگزار می گردد. 

خانواده آسمانی؛ ساعت ۱۶.۳٠ الی ۱۷.۳٠ 
جامعه کبیره؛ بعد از نماز مغرب 

پخش زنده از 

سایت منتظر 

آپارات 

هیئت آنلاین (با ترافیک رایگان)

کلیدواژه ها: ، ،

Top
شناسه مطلب: 12393
زمان انتشار: 14 اکتبر 2021
|
جلسات مجازی خانواده آسمانی و شرح جامعه کبیره

جلسات مجازی خانواده آسمانی و شرح جامعه کبیره

جلسات مجازی استاد محمد شجاعی با موضوع خانواده آسمانی ساعت ۱۶.۳٠ الی ۱۷.۳٠ ؛ شرح زیارت جامعه کبیره بعد از نماز مغرب برگزار می گردد. 

پخش زنده از: 

سایت منتظر اینستاگرام  آپارات هیئت آنلاین  ( با ترافیک رایگان)  

کلیدواژه ها: ، ،

Top
شناسه مطلب: 12383
زمان انتشار: 5 سپتامبر 2021
| |
اسراف موجب کم شدن سهم آخرتی انسان می شود

خانواده آسمانی؛ جلسه 561؛ 1400/06/11

اسراف موجب کم شدن سهم آخرتی انسان می شود

رعایت اعتدال و میانه‌روی در هر کاری لازم و ضروری است. زمانی‌که انسان از حد اعتدال تجاوز کند، دچار اسراف می‌شود. اسراف در واقع یک خطای فردی است که آسیب های جسمی، روانی و معنوی بسیاری در فرد می‌گذارد.

بحث‌مان در اسراف از عوامل ورود به جهنم است. در این باره روایات متعددی وارد شده است که به آن می‌پردازیم.

امیرالمؤمنین، علی (علیه‌السلام) فرمودند: «حُسنُ التَّدبیرِ مَع الكَفافِ أكفى لكَ مِنَ الكَثیرِ مَع الإسرافِ= روزىِ به قدر كفاف كه با حُسن تدبیر همراه باشد، تو را بیشتر كفایت مى‌كند از ثروت زیادى كه با اسراف همراه باشد». در تقسیم علوم، یکی از شاخه‌های حکمت عملی، تدبیر منزل است. حال، این تدبیر منزل باید به چه صورت باشد؟ بخشی از آن مربوط به خانم است و بخشی دیگر به آقا مربوط می شود. در واقع یک مدیریت عاقلانه، الهی و اخلاقی است. این که در روایت عبارت «تَقْدیرُ الْمَعیشَة» آمده، یعنی مدیریت مالی و اقتصادی که شخص مالش را مدیریت کند. یعنی بداند کی باید خرج کند، کی نباید خرج نکند. چه موقع دست و دل و باز باشد و چه موقع قناعت کند. این نکته خیلی مهم است. «ثروتمندشدن» برای کسی که خود را نساخته است، آسیب های جسمی، روانی و معنوی دارد. در روایت نقل است که حضرت مسیح فرموده، رد شدن یک شتر از سوراخ سوزن، راحت‌تر است از رفتن یک ثروتمند به بهشت است. چون فرمودند: «المالُ، مادةُ الشَهَوات= مال ماده ی شهوات است». یعنی امکان ندارد یک نفر وضع مالی‌اش خوب باشد، اما بتواند میل‌های معنوی و بالاتر را هوس کند، مگر این که خودسازی کرده باشد. چون انسان بی‌نهایت طلب است. آدم اسرافکار می‌خواهد حس بی نهایت‌طلبی‌اش را به جای پیوند با الله تبارک و تعالی، در بخش جمادی ارضا کند. از این رو، همیشه عقده‌های لباس، غذا، کفش، خرید خانه، داشتن تجملات و تزئینات و.... دارد. چنین ولخرجی و اسرافی باعث می شود سهم آخرتی انسان کم شود. نکته دیگر این که چون اسرافکار از خودسازی عاجز است، برای خودسازی خودش وقتی نمی گذارد. چنین آدمی از دایره انسانیت خارج است. مثلا به راحتی نمازش قضا می شود. چون نماز اصلا برایش موضوعیتی ندارد. از جلسات درس، استاد، حرم رفتن، عبادت و... می‌افتد. فقط کسی می‌تواند از پولش استفاده کند که اهل تقوا باشد. پس اسراف، یعنی چنان جذب زندگی ات بشوی که از عبودیت بیفتی. گرفتار بازی‌های دنیایی مثل داشتن فرش، پرده، بچه، خانه و... بشوی که از انس با خدا بیفتی. اسراف، یعنی سرمایه جاودانه‌ و عمرت را از بین ببری و فراموش کنی. به همین دلیل است که حضرت توصیه می‌کند شما آن زندگی را داشته باشید که به قدر کفاف‌تان باشد. این هم نیاز به معرفت و باور دارد. زشت‌ترین بخشش اسراف است در فرمایش دیگری فرمودند: «الإسرافُ یُفنِی الجَزِیلَ= اسراف، ثروت زیاد را به باد فنا مى‌دهد»، اسراف فقط مال و ثروت را به باد فنا نمی‌دهد. بلکه استعدادهای «گیاهی» جزیل را هم نابود می‌کند، توانمندهای «حیوانی» جزیل را هم نابود می‌کند،  توانمندهای «علمی» جزیل را هم نابود می‌کند،  توانمندهای «معنوی» جزیل را هم نابود می‌کند. درکل، اسراف نابودگر است. همه چیزش اعم از خود حقیقی، ابدیت و عمرش فانی می‌شود. همچنین حضرت فرمودند: «أقبَحُ البَذلِ السَّرَفُ= زشت‌ترین بخشش اسراف است». در اینجا اسراف نوعی بخشش معرفی شده است، اما زشت‌ترین بخشش‌هاست. چنین بخششی ارزشی ندارد. بعضی از هیئت‌ها می‌توانند به هزار نفر غذا بدهند، ولی غذای لاکچری می‌گیرند و فقط به 500 نفر غذا می‌دهند. این بخشش سزاوار و شایسته نیست. این اسراف است. حضرت در صفت منافقین می‌فرمایند: «إن عَذَلُوا كَشَفُوا و إن حَكَمُوا أسرَفُوا= هرگاه سرزنش كنند پرده‌درى مى‌كنند، و هرگاه حكم (داورى) كنند زیاده‌روى مى‌نمایند». منافق در سرزنش کردن، زیاده روی و پرده‌دری می‌کند. آبروی فرد مقابل را می برد. همه گونه راز و اسرار را می‌گوید. این اسراف است. در حکم دادن هم زیاده‌روی می‌کند. مثل معلمی که در تنبیه و سرزنش دانش آموزش اسراف می‌کند. بعضی از خانم‌ها و آقایان در خانه این گونه هستند که یکسره در غرزدن، نق زدن، اشکال گرفتن، تذکر دادن و نصیحت کردن، زیاده‌روی می‌کنند و این خوب نیست. «میانه‌روی»، حد وسطِ زیاده روی و بخل است بحث دیگر درباره انفاق است. انفاق در شئون مختلف «جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلی و معنوی» است. انفاق کردن قاعده دارد و آن رعایت حد وسط است. قرآن کریم می‌فرماید: «وَالَّذِینَ إِذَا أَنْفَقُوا لَمْ یُسْرِفُوا وَلَمْ یَقْتُرُوا وَكَانَ بَیْنَ ذَلِكَ قَوَامًا[1]= و مومنین آنان هستند که هنگام انفاق اسراف نمی کنند و بخل هم نمی ورزند، بلکه احسان آنها در حد میانه و اعتدال است». ببینیم در شرح آیه فوق، امام صادق (علیه السلام) چه می فرماید؟ «عن عبدالملك بن عمرو الاحول: تلا أبوعبدِاللّهِ (علیه‌السلام) هذه الآیَةَ: «و الَّذِینَ إذا أنْفَقُوا لَم یُسْرِفُوا وَ لَم یَقْتُرُوا وَ كانَ بَینَ ذلِكَ قَواما» فَأخَذَ قَبضَةً مِن حَصىً و قَبَضَها بِیَدِهِ فقالَ: هذا الإقتارُ الذی ذَكَرَهُ اللّه ُ فی كتابِهِ ثُمّ قَبَضَ قَبضَةً اُخرى فَأرخى كَفَّهُ كُلَّها ثُمّ قالَ: هذا الإسرافُ ثُمّ أخَذَ قَبضَةً اُخرى فَأرخى بَعضَها و أمسَكَ بَعضَها و قالَ: هذا القَوامُ= به نقل از عبدالملك‌بن‌عمرو الأحول: امام صادق علیه‌السلام این آیه را تلاوت كرد: «و آنان كه چون انفاق مى كنند زیاده روى نمى‌كنند و بخل هم نمى‌ورزند و میان این دو، حدّ وسط را نگه مى‌دارند» و سپس مشتى سنگریزه برداشت و آن را در مشتش نگه داشت و فرمود: این همان سختگیرى و خسّتى است كه خداوند عزّوجلّ در كتاب خود فرموده است. آنگاه مشتى دیگر برداشت و همه آن‌ها را ریخت و فرمود: این اسراف است. سپس مشتى دیگر برداشت و قسمتى از آن را ریخت و مقدارى را نگه داشت و فرمود: این حدّ وسط است».   همچنین امام کاظم (علیه‌السلام) در مذمت اسراف فرمودند: «لَمّا سُئلَ عنِ النَّفَقَةِ على العِیالِ: ما بَینَ المَكرُوهَینِ: الإسرافِ و الإقتارِ= از خرجى زن و فرزند سؤال شد ـ حضرت فرمود: رعایتِ میانه دو امرِ ناپسند است: زیاده‌روى و سخت‌گیرى». یعنی در هزینه‌های زندگی نباید سخت و تنگ گرفت، بلکه باید حدّ اعتدال را در پیش گرفت. رسول اکرم (صلی الله علیه وآله) فرمودند: «لَمّا سُئلَ عن تَفسیرِ الآیةِ المَذكورَةِ: مَن أعطى فِی غَیرِ حَقٍّ فقد أسرَفَ و مَن مَنَعَ عَن حَقٍّ فَقَد قَتَرَ[2]= از تفسیر این آیه از حضرت پرسیدند و ایشان فرمود: هر كس به ناحق عطا كند، اسراف كرده است و هر كس بحق خرج نكند، سختگیرى و خسّت ورزیده است». یعنی آن جائی که شایسته نیست و نباید خرج شود، اگر هزینه کنید اسراف شده است. مثل مراسم و جشن‌هایی که گناه و معصیت دارد، یا کار باطلی است که هزینه کردن برای آن اسراف است. همچنین منع حق اسراف کار است. چون از خودش کم می گذارد. جلوی خودش را می‌بندد.   جهنم/اسراف پی نوشت: [1]. سوره فرقان، آیه 67. [2]. محمدی ری شهری، میزان الحکمه، ج 5، ص284. قا/562

کلیدواژه ها: ، ،

Top
شناسه مطلب: 12382
زمان انتشار: 4 سپتامبر 2021
| |
خدا اسرافکار را دوست ندارد

خانواده آسمانی؛ جلسه 560، 1400/06/11

خدا اسرافکار را دوست ندارد

از جمله عوامل و اسباب جهنمی شدن آدمی، اسراف و زیاده روی است که موجب هلاکت و دوری از محبت خدا می شود.

بحث‌مان درباره اسراف از عوامل ورود به جهنم است. انسان باید در حرکت به سمت ابدیت، عوامل بازدارنده از تولد سالم به آخرت و نیز خطرات راهش را بشناسد. گاهی انسان‌ها با صورت‌های مقدس به جهنم می‌رسند. صورت‌های مذهبی مثل خدمت کردن، جهاد، عبادت و... . اینها هم می‌تواند به قلب آسیب بزند. پس سلامت قلب بسیار مهم است. چنانکه خود قرآن هم می‌فرماید:«یَوْمَ لَا یَنْفَعُ مَالٌ وَلَا بَنُونَ* إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِیمٍ[1]= آن روزی که مال و فرزندان (هیچ به حال انسان) سود نبخشند* مگر كسى كه دلى پاك به سوى خدا بیاورد».

یکی از عواملی که موجب آسیب زدن به قلب سلیم می شود، اسراف است که در هر 5 مرحله از مراحل «جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلی و فوق عقلی» می تواند صورت بگیرد. به عنوان مثال، در بخش گیاهی که قرآن هم به آن اشاره دارد، آمده است: «یَا بَنِی آدَمَ خُذُوا زِینَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ وَكُلُوا وَاشْرَبُوا وَلَا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لَا یُحِبُّ الْمُسْرِفِینَ[2]= ای فرزندان آدم، زیورهای خود را در مقام هر عبادت به خود برگیرید و بخورید و بیاشامید و اسراف مکنید که خدا مسرفان را دوست نمی‌دارد». برای ورود به مسجد، بهترین‌ لباس‌هایتان را بپوشید. چون به ملاقات خدا می‌روید. خوش‌تیپ و خوشگل به مسجد بروید، اما در آن زیاده روی و  اسراف نکنید، چرا که خدا مسرفین را دوست ندارد. اسراف موجب بی ارزشی انسان در نزد خداوند است در ادامه بحث اسراف به روایاتی که در این زمینه آمده است، می پردازیم. امیرالمومنین علی (علیه السلام) می فرماید: «مَن كانَ لَهُ مالٌ فإیّاهُ و الفَسادَ فإنَّ إعطاءَكَ المالَ فی غَیرِ وَجهِهِ تَبذیرٌ و إسرافٌ و هُو یَرفَعُ ذِكرَ صاحِبِهِ فی الناسِ و یَضَعُهُ عندَاللّه= هر كس ثروتى دارد، مبادا آن را تباه كند. زیرا صرف كردن بى موردِ آن، ریخت و پاش و اسراف است. این كار او را در میان مردم بلند آوازه مى‌كند، اما نزد خدا بى مقدار مى سازد». چقدر انسان‌های پولداری وجود دارد که به خاطر اسراف و زیاده روی مال و خانواده و آبرویشان از بین رفته است. چون مدیریت اقتصادی نداشتند. زیاده‌روی و اسراف کردند که موجب تباه ثروت شان شده است. پس ثروت همیشه خوب نیست. مراقب باشید مالتان را ضایع نکنید. عطا کردن و بخشیدن بی جا هم نوعی اسراف است. چون گاهی این کمک کردن باعث می شود شخصیت یک فرد نابود بشود یا روحیه اش فساد پیدا کند یا خرید هدایایی که در آن زیاده روی می شود یا خریدن اسباب بازی های زیادی که والدین برای کودکان می خرند. اینها  همه نوعی تبذیر و اسراف است یا مثل وام گرفتن برای خرید ویلا. زمانی‌که شخص به آن نیاز دارد ولی باز هم می‌خرد یا کسانی که با برگزاری مهمانی و جلسات حرام ریخت و پاش های زیادی می کنند. چقدر اسراف هایی که در ماه محرم، اربعین و ماه رمضان صورت می گیرد. مثلا شخص برای نام و آوازه خودش خرج های سنگینی در بین افراد که شکم‌هایشان سیر است، می‌کند، اما برای مناطق محروم کاری نمی کند. چنین کسی هر چند بین مردم عزیز می شود، ولی در نزد خدا خدا ذلیل و از خدا دور می شود. اضافه مالت را برای آخرت پس انداز کن در فرمایش دیگری از حضرت آمده است: «مِن كتابٍ لَهُ إلى زیادٍ: دَعِ الإسرافَ مُقتَصِدا و اذكُرْ فی الیَومِ غَدا و أمسِكْ مِن المالِ بقَدرِ ضَرُورَتِكَ و قَدِّمِ الفَضلَ لِیَومِ حاجَتِكَ= در نامه خود به زیاد ـ نوشت: اسراف را رها كن و میانه‌روى در پیش گیر و امروز به یاد فردا باش و از مال به اندازه ضرورتت نگه دار و اضافى آن را براى روز نیازمندى ات (قیامت) پیش فرست». نباید در مال زیاده روی کرد. مثلا شخص مستأجر است و خانواده اوش در فشار است، ولی او برای خودش ساعت یا انگشترهای گران قیمت می خرد. این هم نوعی اسراف است. در این فرمایش، حضرت چند توصیه می‌کند: میانه روی را رعایت کن به فکر فردای خودت باش. اضافه مالت را بفرست برای روزی که نیازمند هستی. در برزخ و قیامت هر چقدر هم داشته باشی، باز هم دست خالی هستی. بعضی‌ها آنقدر بخیل و خسیس هستند که دوست دارند هر چی دارند در همین جا خرج کنند. مثلا او یک خانه دارد، ولی باز هم یک خانه دیگر می خرد. اما اصلا آخرتش را نمی‌بینند. چون آخرت را باور نکرده است. اما از آن طرف، کسانی هستند که یک صدم مال افراد مرفه را ندارند، ولی اهل انفاق و مهربان هستند. اینها شبیه خدا هستند. چون در نداری هم می بخشند. مثلا غذایی درست می کند و یک بخشی از آن را به همسایه یا به رفتگر محله اش می دهد. حسادت و بخل و تنگ نظری احمقانه ترین کار است. چون از خودش کم می گذارد. باید میانه روی را به عنوان یک فرهنگ در جامعه تبدیل کنیم تا کمتر مصرف کنیم و بیشتر برای آخرت مان بفرستیم. چرا که ما برای آخرت نیاز به توشه داریم. در روایت دیگری نیز حضرت فرمودند: «السَّرَفُ مَثواةٌ و القَصدُ مَثراةٌ[3]= اسراف، موجب هلاكت است و میانه‌روى، مایه زیاد شدن ثروت». چه بسیار افرادی که زندگی شان را با قرض و وام شروع کردند، ولی چون آدم‌های عاقلی بودند و ولخرجی هم نکردند، بعد از چند سال صاحب خانه شدند. چون اهل قناعت و میانه روی بودند. متاسفانه امروز جامعه ما عزت و شخصیت دختر را در داشتن جهیزیه یا مهریه زیاد می‌دانند. با نداشتن آن، دختر را تحقیر می‌کنند. اینها جهنم‌هایی است که انسان‌ها گرفتار آن می‌شوند.   جهنم/ اسراف پی نوشت: [1]. سوره شعراء، آیات 88-89.   [2]. سوره اعراف، آیه 31. [3]. محمدی ری شهرری، میزان الحکمه، ج 5، ص283. قا/561

کلیدواژه ها: ، ،

Top
شناسه مطلب: 12368
زمان انتشار: 9 اوت 2021
| |
درخت طوبی، درختی که با دستان خدا کاشته شده است

خانواده آسمانی؛ جلسه 559؛ 1400/04/24

درخت طوبی، درختی که با دستان خدا کاشته شده است

یکی از نعماتی که خداوند در اختیار بهشتیان قرار داده، درخت طوبی است. این درخت که از بهشت عدن رویش می کند به دست پروردگار کاشته شده است.

بحث‌مان در وصف بهشت به درختان بهشتی رسید. در بهشت درختی به نام «طوبی» وجود دارد. در  این جلسه، به این می پردازیم که این درخت، چه ارتباطی با نفس و وجود ما دارد؟

ما هر چیزی که درباره بهشت یا جهنم می‌خوانیم، مربوط به ساختار نفس ماست. همان‌طور که خلقت زمین و آسمان براساس نفس ما خلق شده است. اگر آیاتی هم از بهشت و جهنم در قرآن می‌خوانیم، همه ظهورات نفس انسان هستند. پس وقتی راجع به درختان بهشت، مثلاً طوبی صحبت می‌کنیم، این درختان نیز با ساختار نفس انسان طراحی شده است. در این راستا، رسول اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) در وصف درخت طوبی می‌فرمایند: «طُوبَى شَجَرَةٍ تَخْرُجُ مِنْ جَنَّةِ عَدْنٍ غَرَسَهَا رَبُّنَا بِیَدِهِ= طوبی، درختى است كه از بهشت جاویدان مى‌روید و پروردگارمان آن را با دست خود كاشته است». ما انواع بهشت داریم؛ مثل فردوس، عدن و... . در روایت نیز اکیداً به ما سفارش شده که وقتی بهشت را می‌خواهید، عدن را بخواهید. طوبی هم درختی است که از بهشت جاویدان و از عدن رویش می کند که پروردگار با دست خودش این درخت را کاشته است. خدا این درخت را در آن جا با توجه به نظام ربوبیتی انسان کاشته است. انسان باید با این نظام ربوبیتی ارتباط داشته باشد. نمونه های دنیایی اش را باید پیدا کنیم تا اتصال و استعانت مان با آنجا حفظ شود. طوبی درختی است که خواسته‌های بهشتیان را تأمین می‌کند. یعنی قوی‌ترین توانی است که خدا در بهشت قرار داده و برای انسان کار می‌کند. این هم برای کسانی است که بتوانند در دنیا با شاخه‌های طوبی ارتباط برقرار کنند. این ارتباط در زندگی ما بسیار مهم است. پس اگر در اینجا با درخت طوبی دوست نشوید، در آنجا نمی‌توانید ارتباط بگیرید. شکوفه های درخت طوبی مثل گل شقایق لطیف و زیباست در روایت دیگری حضرت می فرمایند: «مَا مِنْكُمْ مِنْ أَحَدٍ یَدْخُلُ الجَنَّةَ إلّا اُنْطُلِقَ بِهِ إِلَى طُوبى فَتُفْتَحُ لَهُ أَكْمامُهَا، فَیَأْخُذُ مِنْ أَیِ ذلِكَ شَاءَ، إِنْ شَاءَ أَبْیَضَ وَ إِنْ شَاءَ أَحْمَرَ وَإِنْ شَاءَ أَصْفَرَ وَ إِنْ شَاءَ أَسْوَدَ، مِثْلَ شَقَائِقِ النُّعْمَانِ وَ أَرَقَّ وَ أَحْسَنَ= هیچ یك از شما نیست كه وارد بهشت شود، مگر آن كه او را به نزد طوبی مى‌برند و غلاف‌هاى شكوفه‌هاى آن برایش باز مى‌شوند و او از هر كدام آن‌ها كه خواست، برمى‌گیرد، سفید بخواهد یا سرخ یا زرد یا سیاه، مانند گل شقایق نعمان؛ بلكه لطیف‌تر و زیباتر». بهشت تابع مؤمن است. مؤمن در آنجا به مقام «کُن» می‌رسد. یعنی به محض اینکه اراده کند که چیزی محقق شود، همان چیز تحقق پیدا می کند. در آنجا معطلی وجود ندارد. درخت طوبی شکوفه‌های مختلفی دارد. شما هر کدام را اراده کنید، برایتان باز می‌شود. آن هم در رنگ های سفید، قرمز یا زرد. سه گروه به درخت طوبی می رسند در روایت دیگر در وصف درخت طوبی، امام باقر (علیه‌السلام) از پیامبر اکرم (صلى الله علیه و آله) نقل می‌کنند: «فِی قَولِ اللَّهِ تَبارَكَ وَتَعالَى: «طُوبى‌ لَهُمْ وَ حُسْنُ مَآبٍ[1]»-: یَعنِی وَحُسنَ مَرجِعٍ، فَأَمّا طُوبى فَإِنَّها شَجَرَةٌ فِی الجَنَّةِ، ساقُها فِی دارِ مُحَمَّدٍ صلى الله علیه و آله، وَلَو أَنَّ طائِراً طارَ مِن ساقِها لَم یَبلُغ فَرعَها حَتَّى یَقتُلَهُ الهَرَمُ، عَلى كُلِّ وَرَقَةٍ مِنها مَلَكٌ یَذكُرُ اللَّهَ، وَلَیسَ فِی الجَنَّةِ دارٌ إِلّا وَفِیها غُصنٌ مِن أَغصانِها، وَإِنَّ أَغصانَها لَتُرى مِن وَراءِ سُورِ الجَنَّةِ، تَحمِلُ لَهُم ما یَشاؤُونَ مِن حُلِیِّها وَ حُلَلِها وَ ثِمارِها، لا یُؤخَذُ مِنها شَی‌ءٌ إِلّا أَعادَهُ اللَّهُ كَما كانَ، بِأَنَّهُم كَسَبُوا طَیِّباً وَ أَنفَقُوا قَصداً، وَ قَدَّمُوا فَضلًا فَقَد أَفلَحُوا وَ أَنجَحُوا= پیامبر خدا دربارة این سخن خداى بزرگ و والا: «طُوبى‌ لَهُمْ وَ حُسْنُ مَآبٍ» فرمود: یعنى خوش بازگشتگاهى است! طوبی، درختى است در بهشت كه تنه آن در خانه محمّد صلى الله علیه و آله است و اگر پرنده‌اى از روى تنه آن به پرواز در آید، به شاخه آن نمى‌رسد تا از پیرى بمیرد. بر هر برگى از آن، فرشته‌اى است كه ذكر خدا مى‌گوید. در بهشت، سرایى نیست، مگر این‌كه شاخه‌اى از طوبی در آن است و شاخه‌هایش از پشت دیوار بهشت، دیده مى‌شوند. بر شاخه‌هاى طوبی، هر زیور و جامه و میوه‌اى كه بخواهند، هست و هر چه از آن‌ها برگرفته شود، خداوند، آن را به حال اوّلش بازمى‌گرداند و این، پاداش بهشتیان است، از آن‌رو كه حلال به دست آوردند و به اعتدال خرج كردند و اضافى آن را بخشیدند، پس كامیاب و رستگار شدند». میوه‌های درخت طوبی محدود نیست. همیشه هست. زمان ندارد. این بهشت روزی کسانی می‌شوند که 1) رزقشان در دنیا حلال بوده. اهل خمس و زکات بودند. دزدی در کار نداشتند. از کارش در محیط کار کم نمی گذاشتند. 2) انفاق می کردند در حد اعتدال. به بقیه مردم کمک می کردند. هر چیزی که خدا به آنها داده بود، اعم از از علم، آرامش، محبت و... یک بخشی را از آن به دیگران هدیه می کردند. 3) همچنین کسانی که اضافات مالشان را می‌بخشیدند. هر چیزی که در بهشت رویش دارد، همه برای این است که از دنیا فرستادی. نباید همه اموال را در دنیا مصرف کرد. بخشی را از آن به آخرت بفرستیم. پس طوبی یعنی تو هر چه از آن برداری، تمام نمی شود. طوبی یعنی قلب تو با طوبای بهشتی اتصال برقرار کند و دائما در هر 5 بخش «جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلی و فوق عقلی» خرج می کند. مثلا در بخش «جمادی» تا می توانید انفاق کنید. در بخش «گیاهی» تا می‌توانید برای خودتان، آخرت و امام زمانتان وقت بگذارید. در بخش «حیوانی» آبرو بگذارید. در بخش «عقلی» علمتان را خرج ‌کنید. در بخش «فوق عقلی» هم با دل گذاشتن و دعا کردن برای ابدیت تان خرج کنید. درخت طوبی، محبت و عشق علی و آل علی (علیهم السلام) است سُئِلَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله علیه و آله عَن طُوبى‌، فَقالَ: شَجَرَةٌ أَصلُها فِی‌ رِی، وَفَرعُها عَلى‌ أَهلِ الجَنَّةِ. ثُمَّ سُئِلَ عَنها مَرَّةً اخرى  پدرانش (علیهم السلام): از پیامبر خدا (صلى‌الله علیه وآله) در باره طوبا سؤال‌ شد. فرمود: درختى است كه ریشه آن در خانه من است و شاخه‌هایش بر سر بهشتیان. دوباره در باره آن از ایشان سؤال شد. فرمود: در خانه على است. علّت را جویا شدند. فرمود: خانه من و خانه على در بهشت در یك مكان است. طوبی همان ولایت و معرفت به اهل بیت (علیهم السلام) و خانواده آسمانی مان است. یعنی این که 14 معصوم چقدر عنصر وجودی مان را تشکیل داده است و چقدر برای آنها وقت گذاشتیم. چقدر با خرج کردنمان ضربان قلبمان با وجود اهل بیت می تپد و چقدر با آنها رفت و آمد می کنیم. قا/185 بهشت/درخت طوبی

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 12365
زمان انتشار: 13 ژولیه 2021
| |
اسراف، سبب سلب تعادل انسان در معنویات و شخصیت باطنی می شود

خانواده آسمانی؛ جلسه 558؛ 1400/04/17

اسراف، سبب سلب تعادل انسان در معنویات و شخصیت باطنی می شود

بحثمان در موضوع اسراف بود که از عوامل دخول به جهنم است. اسراف یعنی زیاده‌روی در تغذیه و رشد ابعاد «جمادی، گیاهی، حیوانی و عقلی». چون زیاده‌روی در رشد این ابعاد وجودی انسان، عدم تعادل ایجاد می‌کند. یعنی انسان در یک بعد نسبت به سایر ابعاد، بزرگ‌تر می‌شود یا در سایر قوا ضعیف‌تر می‌شود. عدالت یعنی انسان به هر بعدی به اندازه خودش برسد. در روایت داریم که از ما نیست کسی که به‌خاطر آخرت، دنیای خودش را ترک کند. یا به خاطر دنیا آخرت خودش را ترک کند. دنیا اهمیت و جایگاه خودش را دارد، آخرت هم اهمیت و جایگاه خودش را دارد. در آموزه‌های اسلامی به ما این تعادل را یاد می‌دهند. مثلاً برای عبادت باید وضو بگیرید و غسل کنید.، اما اگر برای بدن آب ضرر داشته باشد، همان آب حرام است و باید تیمم کرد. بدن در دین اسلام مقدس است. سهل‌انگاری در آن، خیانت و معصیت بزرگی است. پس اسراف یعنی رسیدگی به یک بعد از ابعاد وجودی و فراموشی و سهل انگاری در سایر ابعاد.

گاهی افراد در معنویت مسرف می‌شوند. در روایت داریم که برای هر چیزی حدی وجود دارد ،غیر از یاد خدا. اما اگر قرار باشد عبادت به حقوق زناشویی، خانواده، علمی و بدنی لطمه بزند، حرام است. اسلام ما را امت وسط قرار داده است. امت وسط یعنی امت تعادل. یعنی باید تعادل را در همه بخش‌ها رعایت کنیم. در جلسات قبل به آیات این بحث اشاره شد. در این جلسه به روایات می‌پردازیم. خداوند در قرآن می فرماید: «قُلْ یَا عِبَادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنْفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ[1]= بگو اى بندگانم كه زیاده بر خویشتن ستم روا داشته ‏اید، از رحمت الهى نومید مباشید، چراكه خداوند همه گناهان را مى‏بخشد، كه او آمرزنده مهربان است». شأن نزول این آیه داستان غلامی به نام «وحشى» است که در میدان جنگ «اُحُد» بزرگ ترین جنایت را مرتکب شد، و عموى پیامبر (صلى الله‌علیه وآله) حمزه را به طرز ناجوانمردانه اى شهید کرد. وحشى مى‌خواست اسلام بیاورد، اما مى ترسید اسلامش مورد قبول واقع نشود که آیه فوق نازل گردید و او اسلام آورد. محبت‌های زیاد به فرزند هم نوعی اسراف است. چون فرزند آسیب‌های زیادی در آینده می‌بیند. اگر کسی در مسیر اسراف و زیاده‌روی در هر بخش از ابعاد وجودی اش قرار گرفت، تعادلش به هم می‌ریزد و دیگر نمی‌تواند خودسازی داشته باشد. بنابراین، ما در رحم دنیا هستیم و ماهیت جنینی داریم. باید شکل یک انسان متعادل را به خود بگیریم و وارد نظام برزخی شویم تا در آنجا متعادل باشیم. آدمی که اهل اسراف است و تعادل را نگه نمی دارد، زیاده خواهی دارد، در برزخ هم صورت انسانی ندارد. امیرالمومنین علی (علیه‌السلام) فرمودند: «وَیْحَ اَلْمُسْرِفِ مَا أَبْعَدَهُ عَنْ صَلاَحِ نَفْسِهِ وَ اِسْتِدْرَاكِ أَمْرِهِ= بیچاره اسرافكار! چه دور است از اصلاح نفس و جبران كار خود». بعضی‌ها وقتی وارد کار تجارت، پول و فعالیت اقتصادی می‌شوند، دیگر حلال و حرام‌ها را رعایت نمی‌کنند و حقوق دیگران را زیر پا می‌گذارد. این آدم مسرف است و نمی‌تواند نفس خودش را اصلاح کند و آسیب می‌بیند. پول درآوردن نباید به روابط جنسی، عاطفی، اخلاقی خانواده لطمه بزند. مسرف تابع میل و شهوتش است. از هر چیزی که خوشش بیاد و لذت ببرد، به آن می‌چسبد. مسرف تابع لذتش است. به‌خاطر لذت بردن اسراف می‌کند. اسراف در هر رشته‌ای، تعادل انسان را در شخصیتش به هم می‌زند و میل عبادی انسان را از بین می برد. میل دعایش را از بین می برد. میل زیارتش را از بین می برد. گاهی شخص آنقدر غرق در رشته اش در زمینه‌های مختلف می‌شود که از خود و اطرافیانش غافل می شود. از این‌رو، نمی‌تواند شوهر خوبی باشد، مادر خوبی باشد، فرزند خوبی باشد. چنین کسی سرباز خوبی برای امام زمان (علیه السلام) نیست. چون در رشته‌اش زیاده‌روی کرده، یعنی شخصیتش یک طرفه می‌شود. برای دوری از اسراف دعا کنیم در روایتی امام زین العابدین (علیه‌السلام) در دعای خود می‌فرمایند: «وامنَعْنی مِنَ السَّرَفِ وحَصِّنْ رِزقی مِن التَّلَفِ و وَفِّرْ مَلَكَتِی بالبَرَكَهِ فیهِ وأصِبْ بِی سَبیلَ الهِدایَةِ لِلبِرِّ فیما اُنفِقُ مِنهُ= و مرا از زیاده‌روى باز دار و روزیم را از تلف شدن نگاهدار و داراییم را با بركت دادن به آن افزون گردان و راه مصرف آن را در كارهاى خیر به من بنمایان». ما هم باید از خدا بخواهیم و برای دوری از اسراف دعا کنیم. باید از خدا کمک بخواهیم. اسراف باعث می‌شود دارائی‌های مهم‌تان را از دست بدهید. مثلاً زیاده‌روی در غذا خوردن موجب از دست رفتن سلامت و پولتان می‌شود. گاهی یک شخص با پول بازنشستگی، مالش برکت پیدا می‌کند و افراد زیادی در آن مشارکت می کنند. گاهی هم شخص با درآمد بالا مالش برکت ندارد و همیشه درمانده است. از خدا بخواهیم راه مصرف در کار خیر را به ما بیاموزد. گاهی شخص پول دارد و می‌تواند کلی کار برای رفع امام زمان (علیه‌السلام) بکند. ولی نمی داند در چه راهی مصرف کند. جهنم/اسراف پی نوشت: [1]. سوره زمر، آیه 53. قا/180

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 12362
زمان انتشار: 3 ژولیه 2021
| |
آبشارهای بهشتی، زنده و باشعور هستند

خانواده آسمانی؛ جلسه 557؛ 1400/04/03

آبشارهای بهشتی، زنده و باشعور هستند

بدون حضور آب و نهر در بهشت، حس لذت انسان کامل نیست. وجود آب و پیوند عمیقی که انسان با آب دارد، حس حیات، زندگی و نشاط به انسان می‌دهد.

بحثمان درباره بهشت، با موضوع نهرهای بهشتی است. معماری بهشتی و مهندسی بهشت جایگاه مهمی در قرآن و روایات معصومین (علیهم السلام) دارد. به همین جهت، در وصف سخن از نهرهای جاری در باغهای بهشت است: «جَنَّاتٌ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ[1]= براى آنان در بهشت باغ‌هایى است كه از زیر آن جویها روان است». مسئله آب خیلی مهم است. صدای آب، فوق العاده زیبا است. در واقع این صدا، صدای سجده آب است. اگر انسان معرفت پیدا کند، صدای سجده آب را می شنود. محتوایی که این صدا دارد، حیات همه موجودات است. آب یکی از مونس‌های انسان در بهشت است. چون شعور و حضور دارد. اشیا و همه چیز در بهشت زنده هستند. قرآن می‌فرماید: «وَإِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِیَ الْحَیَوَانُ[2]= و زندگانی اگر مردم بدانند به حقیقت‌دار آخرت است». دراین جلسه به دیگر توصیفات بهشت از زبان معصومین می پردازیم. نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «أَنهارُ الجَنَّةِ تَخرُجُ مِن تَحتِ تِلال أَو مِن تَحتِ جِبالِ مِسكٍ[3]= جویبارهاى بهشت، از زیر تپّه‌ها و کوه‌های مُشك بیرون مى‌آیند». فهم دنیایی که ما از کوه یا تپه داریم، با هم اخروی آن، خیلی فرق دارند. نهرهای بهشت از زیر تپه یا کوه‌ها جاری می‌شوند و دارای بوی دل‌انگیز مشک هستند. در فرمایش دیگری حضرت فرمودند: «إِنَّ أَنهارَ الجَنَّةِ تَجرِی فِی غَیرِ اخدُودٍ، أَشَدَّ بَیاضاً مِنَ الثَّلجِ، وَأَحلَى مِنَ العَسَلِ، وَأَلیَنُ مِنَ الزُّبدِ، طِینُ النَّهرِ مِسكٌ أَذفَرُ، وَحَصاهُ الدُّرُّ وَالیاقُوتُ، تَجرِی فِی عُیُونِهِ وَأَنهارِهِ حَیثُ یَشتَهِی وَ یُرِیدُ فِی جَنّاتِهِ وَلِیُّ اللَّهِ، فَلَو أَضافَ مَن فِی الدُّنیا مِنَ الجِنِّ وَالإِنسِ لَأَوسَعَهُم طَعاماً وَ شَراباً وَ حَلالًا وَ حُلِیّاً، لا یَنقُصُهُ مِن ذَلِكَ شَی‌ءٌ[4]= جویبارهاى بهشت، در شیارها جارى نیستند و از برف، سفیدتر و از عسل شیرین‌تر و از خامه، نرم‌ترند. گِل جویبار، مُشكى ناب است و سنگ ریزه هایش دُر و یاقوت‌اند و در چشمه‌ها و جویبارهایش تا هر كجا كه ولىّ خدا بخواهد و اراده كند، روان مى‌شوند. اگر ولی خدا بخواهد اهل دنیا را از جن و انس میهمان كند، مى‌تواند به همه آن‌ها خوراك و نوشیدنى بدهد و بر همه آنان، جامه و زیور بپوشانَد، بى‌آن كه چیزى از او كم شود». وسعت نهرهای بهشتی، تابع میل و اراده مومن است نهرهای بهشت تابع دو چیز است: اشتها و اراده. تا هر جائی که مومن می‌خواهد و دوست دارد، این رودها و آب‌ها جاری می‌شوند. نهرها جریان مزاحم ندارند. جریان اراده است. نهر جریانش تابع اشتها و اراده مومن است. نهر پیش او می آید. این مقام «کُن» است که برگرفته از این شریفه است: «إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَیْئًا أَنْ یَقُولَ لَهُ كُنْ فَیَكُونُ[5]= فرمان نافذ او چون اراده خلقت چیزی کند، به محض اینکه بگوید: موجود باش! بلافاصله موجود خواهد شد». یعنی هر چیزی برای ایجادش تابع اشتها و اراده‌ی مؤمن است. یا در جائی دیگر قرآن می فرماید: «وَفِیهَا مَا تَشْتَهِیهِ الْأَنْفُسُ وَتَلَذُّ الْأَعْیُنُ[6]= و بر آن مؤمنان کاسه‌های زرین و کوزه‌های بلورین دور زنند و در آنجا هر چه نفوس را بر آن میل و اشتهاست و چشم‌ها را شوق و لذت، مهیّا باشد و شما مؤمنان در آن بهشت جاویدان متنعّم خواهید بود». هر چیزی که شما میلتان بکشد و لذت ببرید، در بهشت هست و محدودیتی در هر چیزی که می‌خواهد وجود ندارد. مقام کن در این روایت روی ولایت قرار گرفته است. یعنی کسی که دوست خداست. اگر کسی دوست شد، دیگر بهانه‌گیری و محدویت و نق و غر ندارد. حتی در دوستی، اوج روابط و نزدیکی است که در نسبت فامیلی وجود ندارد. در فامیلی عشق‌ورزی محدود است، اما در دوستی این‌طور نیست. عشق خیلی بالاتر است. کسی دوست خدا شده، از چیزی خوف و حزن ندارد. برای همین در دعا دعاریم: «وَ اجْعَلْنِی مِنْ أَوْلِیَائِكَ فَإِنَّ أَوْلِیَائَكَ‏ لاخَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لاهُمْ یَحْزَنُونَ= و مرا از دوستانت قرارم بده که بر دوستانت ترسی نیست و اندوهگین نمی‌شوند». همه چیز در بهشت زینت و آراستگی دارد. در بهشت چیزی از مؤمن کم نمی‌شود. سلطنت را ببینید. مؤمن اگر قرار باشد دنیا را تحمل کند، به‌ بخاطر شوقی است که به خانواده اصلی اش «انبیاء، اهل‌بیت، صدیقین و...» دارد که همه در بهشت حاضرند. از این رو، مؤمن فقط دو دلخوشی در دنیا دارد که او را نگه می‌دارد. یکی، دیدن مولایش، صاحب الامر (علیه السلام) و دیگری رفتن به مسجد، حرم، ذکر گفتن و بودن با دوستان و اولیاء الهی... . امام صادق (علیه‌السلام) می‌فرمایند: «لِكُلِّ شَیْءٍ شَیْءٌ یَسْتَرِیحُ إِلَیْهِ وَ إِنَّ اَلْمُؤْمِنَ یَسْتَرِیحُ إِلَى أَخِیهِ اَلْمُؤْمِنِ كَمَا یَسْتَرِیحُ اَلطَّیْرُ إِلَى شَكْلِه[7]= براى هر چیزى وسیله و اسبابى وجود دارد كه به‌وسیلۀ آن آسایش مى‌یابد و همانا مؤمن به وسیلۀ برادر مؤمن خود آسایش خواهد داشت، همان‌طورى كه پرنده با هم نوع خود اُنس و آسایش دارد». مؤمن رفیق مؤمنش است. وقتی او را می‌بیند، آرامش در وجودش می‌آید. چون رنگ الهی دارد. پس هر چیزی که رنگ الهی داشته باشد، مؤمن را نگه می‌دارد. در روایتی در توصیف نهرهای بهشتی امام کاظم (علیه السلام) درباره ماه رجب می فرمایند: «رَجَبٌ نَهَرٌ فِی اَلْجَنَّةِ أَشَدُّ بَیَاضاً مِنَ اَللَّبَنِ وَ أَحْلَى مِنَ اَلْعَسَلِ مَنْ صَامَ یَوْماً مِنْ رَجَبٍ سَقَاهُ اَللَّهُ عَزَّوَجَلَّ مِنْ ذَلِكَ اَلنَّهَرِ=رجب رودخانه ای در بهشت است كه سفیدتر از شیر و شیرین تر از عسل است. هر كه روزی از ماه رجب را روزه بدارد، خدای گرامی و بزرگ او را از آن رودخانه بنوشاند». همچنین نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در این باره فرمودند: «بَینَما أَنا أَسِیرُ فِی الجَنَّةِ، إِذا أَنا بِنَهَرٍ، حافَتاهُ قُبابُ الدُّرِّ المُجَوَّفِ، قُلتُ: ما هذا یا جَبرَئِیلُ؟ قالَ: هذا الكَوثَرُ الَّذِی أَعطاكَ رَبُّكَ، فَإِذا طِینُهُ مِسكٌ أَذفَرُ[8]= همچنان که در بهشـت می‌گشتم، به نهری رسیدم که بر دو کرانه‌اش، سراپرده‌هایی از درّ میان‌تهی بود. پرسیدم: این چیست ای جبرئیل؟ گفت: این همان «کوثر» است که پروردگارت به تو عطا فرموده است. دیدم گِل آن مشک ناب است». در کلام دیگری، حضرت فرمودند: «أَكبَرُ أَنهارِ الجَنَّةِ الكَوثَرُ تَنبُتُ الكَواعِبُ الأَترابُ‌ عَلَیهِ، یَزُورُهُ أَولِیاءُ اللَّهِ یَومَ القِیامَةِ[9]= بزرگترین نهر بهشت کوثر است که دختركان نورسیده و هم‌سال، بر آن مى‌رویند. دوستان خدا، در روز قیامت، به دیدن این نهر مى‌روند». پیامبر اکرم در شب معراج نهری دیده بودند که آن را این گونه توصیف می کنند: «لَمّا اسرِیَ بِی رَأَیتُ فِی الجَنَّةِ نَهراً أَبیَضَ مِنَ اللَّبَنِ، وَأَحلَى مِنَ العَسَلِ، وَأَشَدَّ استِقامةً مِنَ السَّهمِ فِیهِ أَبارِیقُ عَدَدَ النُّجُومِ، عَلَى شاطِئِهِ قِبابُ الیاقُوتِ الأَحمَرِ وَالدُّرِّ الأَبیَضِ= شبى كه به معراج بُرده شدم، در بهشت، نهرى دیدم كه از شیر، سفیدتر و از شَهْد، شیرین‌تر و از تیر، راست‌تر بود و در كنار آن، ظرف‌هایی به شمارِ ستارگان وجود داشت و بر ساحلش، گنبدهایى از یاقوت سرخ و دُرّ سفید بود». درختان بهشت از دیگر ویژگی های بهشت، درختان آن است. در سوره واقعه می خوانیم: «فِی سِدْرٍ مَخْضُودٍ*وَطَلْحٍ مَنْضُودٍ*  وَظِلٍّ مَمْدُودٍ* وَ مَاءٍ مَسْكُوبٍ*وَفَاكِهَةٍ كَثِیرَةٍ*لَا مَقْطُوعَةٍ وَلَا مَمْنُوعَةٍ[10] =در سایه درختان سدر پرمیوه و بی‌خار* و درختان پربرگ سایه‌دار*و در سایه بلند درختان* و در طرف نهر آبهای روان زلال*و میوه‌های بسیار*که هیچ وقت منقطع نشود و هیچ کس بهشتیان را از آن میوه‌ها منع نکند». آبشارها و درختان بهشت یک ویژگی دارند که هیچ وقت قطع نمی شوند و محدودیتی هم ندارند. از نبی اکرم (صلی الله علیه وآله) سوال کردند: «یا رَسُولَ اللَّهِ، لَقَد ذَكَرَ اللَّهُ فِی القُرآنِ شَجَرَةً مُؤذِیَةً، وَما كُنتُ أَرى‌ أَنَّ فِی الجَنَّةِ شَجَرَةً تُؤذِی صاحِبَها. فَقالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله علیه و آله: وَما هِیَ؟ قالَ: السِّدرُ، فَإِنَّ لَها شَوكاً! فَقالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله علیه و آله: «فِی سِدْرٍ مَخْضُودٍ»؛ یَخضِدُاللَّهُ شَوكَهُ، فَیَجعَلُ مَكانَ كُلِّ شَوكَةٍ ثَمَرَةً، فَإِنَّها تُنبِتُ ثَمَراً تُفتَقُ الثَّمَرَةُ مَعَها عَن اثنَینِ وَسَبعِینَ لَوناً، ما مِنها لَونٌ یُشبِهُ الآخَرَ[11]= اى پیامبر خدا! خداوند در قرآن از درختِ صدمه زننده‌اى یاد كرده است، در حالى كه من گمان نمى‌كنم در بهشت، درختى باشد كه به صاحبش آسیب برساند! پیامبر خدا صلى الله علیه و آله فرمود: «چه درختى؟». گفت: كُنار؛ زیرا خاردار است. پیامبر خدا صلى الله علیه و آله فرمود: «در [زیر] درختان كُنار بى‌خار». خدا خارهاى آن را قطع مى‌كند و به جاى هر خارى، میوه‌اى مى‌گذارد. این درخت، میوه‌اى مى‌دهد با 72 رنگ كه هیچ رنگى از آن، شبیه دیگرى نیست». ما اینجا حد اکثر می گوییم مادون قرمز و ماورای بنفش. این مقدار از رنگ را درک می کنیم. درحالی که بهشت رنگ آمیزی فوق العاده ای دارد که اصلا شبیه به هم نیست. بهشت/آبشار پی نوشت: [1]. سوره ابراهیم، آیه 23. [2]. سوره عنکبوت، آیه 64. [3]. محمدی ری شهری، بهشت و جهنم در کتاب و سنت، ج 1، ص93. [4]. همان، ص151. [5]. سوره یس، آیه 82. [6]. سوره زخرف، آیه 71. [7]. مجلسی، بحارالانوار، جلد۷۱، صفحه۲۳۴. [8]. محمدی ری شهری، [9]. مجلسی، بحار الأنوار: ج 8 ص 147 ح 72. [10]. آیات 28-32. [11]. محمدی ری شهری، بهشت و دوزخ از نگاه قرآن و حدیث، ج1، ص156. قا/170

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 12359
زمان انتشار: 23 ژوئن 2021
| |
اسراف، مانع شادی و آرامش انسان است

خانواده آسمانی؛ جلسه 556؛ 1400/03/27

اسراف، مانع شادی و آرامش انسان است

اسراف از گناهان کبیره است که در همه شئون انسان راه پیدا می کند. در قوای ادراکی مثل «حس، خیال، وهم، عقل و فوق عقل» و نیز در قوای دیگر مثل جنبه های «جمادی، گیاهی، حیوانی و عقلی» می تواند اسراف وجود داشته باشد. درواقع هنر یک انسان، این است که بدن و نفس اش را از زیاده روی حفظ کند. همان‌طور که بدن اگر کمبودی داشته باشد، گرفتار یک سلسله بیماری ها می شود و برای درمان آن نیاز به دارو و مکمل های غذایی دارد، در نفس نیز همین گونه است.

آن‌چه در عصر ما از بیماری ها تولید می شود، ناشی از کمبودها نیست، بلکه به خاطر زیاده‌روی هاست. هر چند که در بعضی جاها مردم در اثر جنگ مثل یمن، سوریه و فلسطین با کمبود غذا و آب مواجه هستند، ولی در اکثر جاها بیشتر مرگ و میرها بخاطر زیاده روی در غذا و خوردن است. اینها یعنی اسراف. اسراف چون زیاده روی هست، انسان را سنگین می کند، قدرت فهم، بصیرت، رؤیت، لذت، شادی و نشاط ارتباط با غیب را از انسان می گیرد. متاسفانه معنای «اسراف» که در قرآن کریم آمده، با معنایی که در فهم عامه وجود دارد، متفاوت است و دقیق ترجمه نشده است. اسراف در قوا، بیماری هایی مثل سوء ظن، بدبینی، بداخلاقی و انواع بیماری ها را در انسان ایجاد می کند. اسراف یعنی انسان تعادل را در دریافت و تغذیه قوایش از دست می دهد. انسان آنقدر به جسمش می رسد که روحش کسل می شود. یعنی آنقدر شام می خورد که دیگر نمی تواند نماز شب بخواند. آنقدر غذا می خورد که دیگر نمی تواند ذکر بگوید. تمرکزش از بین می رود و بدنش را سنگین می کند. بدنش را با اسراف از شادابی، ذکر، تمرکز و درک معنویات محروم می کند. چون می خواهد فقط به یک بعد از ابعاد وجودی اش برسد و این کار را خراب می کند. بعضی وقت ها شغل و رشته تحصیلی انسان به گونه ای است که بیش از اندازه با عقل سروکار دارد. زیاده روی در فعالیت های عقلانی نیز انسان را در جنبه های احساسی و عاطفی ضعیف می‌کند و انسان را بی خیال و بی غیرت نسبت به خانواده می‌کند. بعضی افراد در هنر زیاده روی می کنند. یعنی تمام وقتش را صرف دیدن فیلم، داستان، نمایشنامه و... می کند. ما چون سالک به سمت ابدیت هستیم، باید بدانیم که زیاده روی و اسراف در هر بخش، باعث می شود سهم بخش های دیگر خورده بشود و انسان از تعادل بیفتد. تعادل یعنی «شادی، آرامش و عشق». کسی که شاد نیست، یعنی در کارهایش زیاده روی و اسراف دارد. این اسراف، تعادل او را از بین می برد. کسی که نمی تواند رابطه محبت آمیز با دیگران داشته باشد، (همسر، پدرومادر، خواهر و برادر، دوستان، فرزند) یعنی در یک جایی زیاده روی و اسراف کرده است که الان آرام، قدردادن و شاکر نیست. اسراف و زیاده روی موجب محرومیت انسان از شفاعت اهل بیت می شود کسی که شاکر نیست و با جهان اطراف خود، حتی غذاها و میوه ها نمی‌تواند ارتباط درستی برقرار کند، متعادل نیست. وقتی متعادل نیست، یعنی یک جاهایی زیاده روی و اسراف کرده است. مثلاً در شغل یا رشته تحصیلی یا روابط عاطفی با دیگران یا تغذیه یا تخیلات یا توهمات یا تعقلاتش زیاده روی کرده است. اینکه حضرت امیر می فرماید «از محبین ما کسانی هستند که ما قدرت شفاعت آنها را نداریم، مگر بعد از 300هزار سال» برای همین است که زیاده روی و اسراف کرده و تعادلش را به هم زده است. برای همین هم از اهل بیت در قیامت فاصله می گیرد و از شفاعت آنان دور می‌شود. اسراف باعث می شود انسان در کنار انبیاء، صدیقین، شهدا و صالحین شادی و آرامش نداشته باشد. حتی نمی تواند به آنها محبت بورزد.   کسی که خاطرات بد گذشته اش را نگه می دارد، یعنی یک جائی در وجودش اسراف شده است. کسی که یاد گذشته ها می افتد و اذیت می شود، یعنی اسراف کرده است. وگرنه چطور ممکن است با دریای بی نظیری از کرامت های الهی روبرو باشد و یاد خاطرات بدش بیفتد. انسان هر چه بدی هم داشته باشد، باز به خاطر داشتن انبیاء، صدیقین و شهدا می تواند شاد باشد. خداوند هزار راه قرار داده تا انسان رشد کند و مفید باشد و در کنار امام زمان (علیه السلام) باشد. اسراف‌کار، تعادل شخصیتی ندارد اسراف زمانی رخ می‌دهد که تو خانه خوب داشته باشی، ولی یکسره ذهنت درگیر جای دیگری در فلان منطقه شهر باشد. اسراف یعنی در زن داری و شوهرداری زیاده روی کنی که نماز اول وقتت به تاخیر بیفتد. زیاده روی در سبک زندگی، باعث از دست رفتن حوصله در معنویات می شود. از همین ها معلوم است که در خانه و همسرداری زیاده روی شده است. پس اسراف تعادل را به هم می زند. اسراف نمی گذارد تو نماز شب بخوانی، گریه کنی، با قرآن و فرشتگان و انبیا دوست شوی. نمی گذارد تو به امام زمانت در دنیا برسی و در زیر چادرش فعالیت سالم داشته باشی. قرآن مجید این حقیقت را در قالب‌هایی زیبا بیان می‌کند و می‌فرماید: «وَإِنَّ فِرْعَوْنَ لَعَالٍ فِی الْأَرْضِ وَإِنَّهُ لَمِنَ الْمُسْرِفِینَ[1]= فرعون برترى جویى در زمین داشت و از اسرافكاران بود». گاهی انسان در خودشیفتگی و خودخواهی آنقدر زیاده روی می کند که حتی جرأت درگیر شدن با خدا را  هم پیدا می کند. «وَأَنَّ الْمُسْرِفِینَ هُمْ أَصْحَابُ النَّارِ= و البته مسرفان همه اهل آتش دوزخند». مسرفین همان یاران آتش اند. اصحاب نار بودن خطرناک است. «وَلَقَدْ جَاءَتْهُمْ رُسُلُنَا بِالْبَیِّنَاتِ ثُمَّ إِنَّ كَثِیرًا مِنْهُمْ بَعْدَ ذَلِكَ فِی الْأَرْضِ لَمُسْرِفُونَ[2]= و قطعا پیامبران ما با معجزه ها به سوى بنى اسرائیل آمدند، امّا بسیارى از آنان، پس از آن، در زمین اسرافكار شدند». یعنی اسراف نمی گذارد  تو حرف پیغمبر را بشنوی. تو را با دین و پیغمبر دشمن می‌کند. حوصله خدا را نداری. حتی وقتی معجزه و آیه هم برایت می آورند، آن را باور نمی کنی. پس اسراف فقط بیرون ریختن غذا نیست. اسراف مصادیق زیادی دارد مثل اسراف در محبت، اسراف در سؤال، اسراف در کینه، اسراف در سرزنش و... اسراف مانع بهشت رفتن است و جهنم ساز است. اسراف انسان را در مقابل همه انبیاء و کتب آسمانی نگه می دارد. حوصله ما را از خدا و غیب می گیرد. حتی حوصله خود انسان را از خودش می گیرد. جهنم/ اسراف پی نوشت:   [1]. سوره یونس، آیه 83. [2]. سوره مائده، آیه 32. قا/164

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed