www.montazer.ir
شنبه 13 ژوئن 2026
شناسه مطلب: 11304
زمان انتشار: 30 اکتبر 2019
| |
طالب بهشت، به دنبال سبک زندگی درست است

خانواده آسمانی؛ جلسه516؛ 1398/08/02

طالب بهشت، به دنبال سبک زندگی درست است

طلب، اکسیری است که ذات انسان و «انتخاب ها، رفتارها، اخلاقیات و ارتباطات» شخص را تغییر می دهد. در شخص طالب، تمرکز و اراده و قصد و تعیین سبک زندگی هست.

در ادامه دعای امام سجاد علیه السلام به فراز «وَ لِلْجَنَّةِ طَالِبِینَ= و طالب بهشتمان کن» رسیدیم. طالب بهشت برخلاف آنچه ما فکر می کنیم، آرزومندی نیست. طلب با اراده همراه است و طالب، کشش دارد، امّا آرزو صرفا دوست داشتن است. حرکت و رفتاری برای رسیدن نمی کند. طالب به کسی می گویند که تمام ذهن و قلب و «انتخاب ها، رفتارها، اخلاقیات و ارتباطات» انسان را برای رسیدن به مقصد تنظیم می­ کند. طالب کسی است که بارش را برای بهشت می ­بندد و از هر چیزی که برای بهشت رفتنش مزاحمت درست می کند، کاملاً متنفر است. ما نمی فهمیم بهشت کجاست و در آن چه خبر است. هرچه عظمت و لذت در دنیا می بینید، یک ضریب بی نهایت در کنارش قرار بدهید، بهشت می شود. هر چند باز هم ادراکش سخت است. اکثر افراد آرزوی بهشت رفتن را دارند؛ ولی طلب بهشت را ندارند و شخصیت و خلقیات شان را برای بهشت تنظیم نمی کنند. در حالی که طلب، خلقیات را عوض می­ کند. انسان را از تنبلی درمی آورد. سستی در کار را از انسان می­ گیرد. از شنیدنی و دیدنی های حرام متنفر می شود. چون می داند با خدا و اهل بیت منافات دارد. به همین دلیل است که چنین آدمی، یک انرژی مضاعف نسبت به دیگران دارد و شخصیتش به گونه ای بهشتی است که از غم فرار می کند. طلب، موجب از بین رفتن انواع وسوسه ها، حواس پرتی ها و شک و تردیدها شده و باعث استقامت انسان می شود. انسان تا به طلبش نرسد، آن را رها نمی کند. طلب قفل کردن قلب طالب روی مطلوب است. توصیف بهشت از زبان امام سجاد علیه السلام سپس حضرت از خدا چنین می‌خواهد: «وَ لِلْفِرْدَوْسِ وَارِثِینَ= ما را وارث فردوس کن».  در میان انواع بشهت ها، بهشت فردوس، جای خاص و ویژه است. در واقع بالانشین بهشت است. «وَ مِنْ ثِیَابِ اَلسُّنْدُسِ وَ اَلْإِسْتَبْرَقِ لاَبِسِینَ وَ عَلَى اَلْأَرَائِكِ مُتَّكِئِینَ= آنان که جامه‌های پرنیان نازک و دیبای ستبر می‌پوشند و بر تخت‌ها[ی بهشتی] تکیه می‌زنند». تکیه زدن بر تخت، با مقام امنیت همخوانی دارد. در این تکیه دادن، خیلی اتفاقها می‌افتد. این تکیه، تکیه مالکان است و در جایی تکیه می‌زند که مال خودش است و لازم نیست از جایش بلند شود. چون کسی از او نمی‌گیرد. این تکیه دادن با تکیه دادن های دنیایی فرق می‌کند. «وَ بِالتِّیجَانِ اَلْمُكَلَّلَةِ بِالدُّرِّ وَ اَلْیَوَاقِیتِ وَ اَلزَّبَرْجَدِ مُتَوَّجِینَ= و تاج‌های مروارید و یاقوت و زبرجد بر سر دارند». بهشتیان در بهشت، تاج­های زیبایی دارند که از مروارید، یاقوت و زبرجد است. تاج، نشانه سلطنت و پادشاهی است. همان پادشاهی که خدا در قرآن می فرماید: وَإِذَا رَأَیْتَ ثَمَّ رَأَیْتَ نَعِیمًا وَمُلْكًا كَبِیرًا= هنگامی که آن را ببینی، سپس نعمتها و پادشاهی بزرگی را می بینی». «وَ لِلْوِلْدَانِ اَلْمُخَلَّدِینَ مُسْتَخْدِمِینَ وَ بِأَكْوَابٍ وَ أَبَارِیقَ وَ كَأْسٍ مِنْ مَعِینٍ شَارِبِینَ = و پسرکان جاویدان خدمتشان می‌کنند و با جام‌ها و ابریق‌ها و پیاله‌ای از باده‌ی ناب می‌نوشند» این که شراب ناب بهشتی چه لذت و چه اثری دارد، هر کدام ماجرایی دارند. «وَ مِنَ اَلْحُورِ اَلْعِینِ مُزَوَّجِینَ=و با همسران بهشتی ازدواج می­ کنند». ازدواج با حوریان بهشتی، عشق به الله و معنویت را در انسان بالا می­برد. این‌ها همسر معمولی نیستند. همسر بهشتی برای انسان مثل استاد و مربی می‌ماند. چیزی را آموزش نمی‌دهند؛ بلکه حال معنوی می­دهند. جدا از اینکه ابعاد مختلف انسان اشباه می‌شود، لذت معنوی و قرب را نیز در انسان بیشتر می‌کند. «وَ فِی نَعِیمِ اَلْجَنَّةِ مُقِیمِینَ= و در نعمت بهشت ماندگارند». در هیچ جای دنیا نمی‌توان اقامت داشت. اقامت در دنیا اصلاً معنا ندارد. برای همین است که فرمودند: دنیا جای سردی است؛ برای ماندن به آن دل نبدندید. برعکس بهشت جای ماندن است. در بهشت بی‌نهایت نعمت داریم و در آن‌ها اقامت داریم. چیزی از انسان گرفته نمی‌شود. خیالش راحت است که قرار نیست اتفاق ناگواری بیفتد. «وَ فِی دَارِ اَلْمُقَامَةِ خَالِدِینَ= در سرای ماندگاری جاویدان‌اند». این دعای حضرت نشان از فرهنگ پیشرفته‌ای دارد که فرهنگ‌های دنیا همه در مقابلش رنگ می‌بازند. مردم به دنبال آرزوهای پست، کثیف، خیالی و وهمی هستند. ولی حضرت در اینجا آرزوهایی می‌کند که همه ماندگار و جاودان هستند. «لایَمَسُّهُمْ فِیها نَصَبٌ وَ ما هُمْ مِنْها بِمُخْرَجِینَ= و در آنجا هیچ خستگی‌ای به آن‌ها نمی‌رسد و هرگز ازآنجا بیرون برده نمی‌شوند». بهشتیان به‌هیچ‌وجه در بهشت تماسی با ناراحتی ندارند. اصلاً چیزی به اسم نگرانی، غصه و اضطراب در بهشت معنا ندارد. باید به این مضامین دقت کنیم. چون امام سجاد علیه السلام به ما سبک زندگی یاد می‌دهد. کسی که در طول روز هزار جور بالا و پائین می‌شود، او چطور می‌تواند خودش را به دارالمقامه برساند. شخصیت متزلزلی که دائماً تفکرات و اخلاقش عوض می‌شود، استقرار ندارد. قا/216 بهشت/دارالمقام

صوت

1 - طالب بهشت، به دنبال سبک زندگی درست است

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11299
زمان انتشار: 28 اکتبر 2019
|
جلسات خانواده آسمانی و شرح زیارت جامعه کبیره

جلسات خانواده آسمانی و شرح زیارت جامعه کبیره

جلسه خانواده آسمانی ساعت 16:00-17:00 و شرح زیارت جامعه کبیره بعد از نماز مغرب و عشاء پنجشنبه 98/08/09 در حسینیه قرائت قرآن (اثنی عشری) برگزار می‌گردد. این جلسات به صورت زنده از اینستاگرام پخش می گردد. نشانی: شهر ری، خیابان قم، انتهای خیابان آستانه، محوطه پارکینگ حرم، حسینیه قرائت قرآن (أثنی عشری) آرشیو مباحث استاد شجاعی فروشگاه آنلاین با محصولات ناب

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11294
زمان انتشار: 26 اکتبر 2019
| |
چگونه از جهنم دنیا و آخرت، به خدا پناه ببریم؟

خانواده آسمانی؛ جلسه 515 ؛ 1398/07/11

چگونه از جهنم دنیا و آخرت، به خدا پناه ببریم؟

پناهندگی یعنی قلب انسان متنفر از جهنم باشد و از آن فرار کند. نه اینکه این را فقط به زبان بیاورد، ولی شرایط پناهندگی را رعایت نکند. امام رضا علیه السلام فرمود: کسی که بخواهد به خدا پناه ببرد، اما لوازمش را اجرا نکند، خودش را مسخره کرده. چنین آدمی خدا و خودش را مسخره می‌کند و عمرش را تلف می‌کند. یکی از لوازم عمل به این حدیث شریف این است که ماهیت دنیا را بشناسیم.

ماهیت دنیا، ماهیت رحمی است. وقتی انسان­ها وارد برزخ می‌شوند و به برزخ یا عالم قبر می‌روند، تمام عذاب ها یا نعمت های آن، همان چیزهایی است که با خودشان می‌برند. اگر ما که در رحم دنیا مثل یک جنین هستیم، به خودمان نرسیم، در عالم بعدی در عذاب اموری خواهیم بود که خودمان درست کرده ایم. این امور چه چیزهایی هستند؟ همین هایی هستند که در دنیا دائماً به خاطر تعلقات غلط، محرومیتها، احساس پوچی ها، مقایسه کردن خود با دیگران و... روحمان را عذاب می‌دهیم. درحالی که خداوند سیستم خلقت را طوری آفریده که ما در دنیا شاد باشیم و آرامش داشته باشیم. جنین در رحم مادر، وابسته و اسیر مادر است؛ اما در دنیا هر کس مسوول کار خودش است جنین در رحم مادر براساس «انتخابها، افکار، رفتارها و ...» هر مادری شکل می گیرد؛ اما در دنیا هر کس مسوول کار خودش است. گفتیم که رابطه دنیا با آخرت مثل رابطه رحم مادر با دنیاست. یعنی همانطور که از رحم مادر به دنیا ۶ نوع تولد داریم، (تولد سالم، سالم قوی، ضعیف، بیمار، ناقص و معلول)، در عالم بعدی نیز به یکی از همین نوع تولدها متولد خواهیم شد. چرا ما ۶ نوع تولد از رحم مادر به دنیا داریم؟ برای اینکه نوع برخورد و سیری که مادران برای جنین­شان انتخاب می‌کنند، متفاوت است. این جنین وابسته و اسیر داده‌های پدر و مادر است. هر مادری اگر مراقبتهای دوران بارداری را رعایت کند، بچه‌اش سالم است. مؤمن و کافر هم ندارد. اگر رعایت نکند، حتی اگر مؤمن‌ترین انسانها هم باشد، بچه‌اش اذیت می‌شود. بنابراین، علت تفاوت تولدها این است که دوران جنینی آنها متفاوت است. تفاوت از کجا ناشی می‌شود که فرزند کسی کر، کور، لال، فلج یا با دو و...به دنیا می آید؟ از رحم مادر. و گرنه دنیا که با بچه کاری ندارد. بچه آورده های خود را در رحم مادر کسب کرده است. نسبت رحم مادر به دنیا، مثل نسبت دنیا به آخرت است در حرکت انسان از رحم دنیا به آخرت هم داستان مثل عالم رحم مادر و دنیا است. اینطور نیست که در آخرت انتخاب کنند و بگویند یک عده بهشتی هستند، یک عده جهنمی. در آخرت ما یک فضای بهشتی داریم. مثل اینجا که یک فضا داریم. بعد در این فضای بی­نهایت بهشتی و زیبا، یک عده با آنجا تناسب دارند و لذت می‌برند. یک عده هم تناسب ندارند و عذاب می‌کشند. تقسیماتی که در آخرت صورت می‌گیرد، جهنمی، بهشتی، درجه اول، درجه دوم، درجه سوم، یا بهشتی همه معلول دوران رحمی دنیایی انسان است. حالا در رحم دنیا شما هر طور که نفست را بسازی، اگر آماده نباشد، مثل بچه‌ای می ماند که از رحم تنگ مادر می‌آید و در یک فضای بی­نهایت بزرگتر، زیباتر و کاملتر از رحم مادر قرار می­ گیرد. اما کور و لال و فلج است. او نمی‌تواند از جایی که بی­نهایت از رحم مادرش بزرگتر، زیباتر، جذاب‌تر، پیچیده‌تر، قشنگ‌تر و پرنعمت‌تر است، استفاده کند. چون پدر و مادرش دوران رحمی‌اش را اینطور تنظیم کرده اند. در بهشت هم همین­طور است. با این تفاوت که اختیار به دست خود انسان است. یعنی وقتی انسانها وارد برزخ می‌شوند و به برزخ یا عالم قبر می‌روند، تمام عذاب ها یا نعمت های آن، چیزهایی است که ما با خودمان می‌بریم. نبی اکرم صلی الله علیه و اله می ­فرمایند اینطور بگویید: «أَعُوذُوا بالله مِن عَذَابِ القَبْرِ وَمِنْ عَذَابِ جَهَنَّمَ= پناه می برم به خداوند تبارک و تعالی از عذاب قبر و عذاب جهنم». این پناه بردن یعنی سبک زندگی­تان را طوری تنظیم کنید که گرفتار جهنم نشوید. بارها گفته ایم که روح ما قبر ماست و قبر ما در برزخ، همان روح ماست. بنابراین، کسی که در دنیا نمی‌تواند شاد باشد و آرامش داشته باشد، در قبر هم فشار قبر دارد. کسی که نمی‌تواند در دنیا سخاوتمند باشد و همیشه با بخل و تنگ نظری زندگی کرده، در آنجا هم تنگی و فشار قبر دارد. چون روحش همیشه در فشار بوده است. وقتی که روح در دنیا در فشار باشد، در آخرت نیز در فشار است. مثل مادری که با پرخاشگری، عصبانیت، حسادت، بداخلاقی و خسیس بودن و دیگر صفات رذیله همه این صفات را با شیردادنش به بچه منتقل می‌کند. وقتی که فرزندش بزرگ می‌شود، می‌بینید که اول خود مادر را اذیت می‌کند. این اذیت کردن و شرّ بودن بچه از کجا می­آید؟ از خود مادر. در رحم دنیا هم که نقش یک جنین را داریم، اگر ما به خودمان نرسیم و دائماً به خاطر تعلقات غلط، عدم مهندسی فکر و مهندسی آرزوها، حسرتها، از دست دادنها، مقایسه کردنها، هجرانها، غصه خوردنها، محرومیتها، احساس پوچیها و هوسهای غلط، یکسره در فشار باشیم، روحمان را عذاب می‌دهیم. درحالی که خداوند سیستم خلقت را طوری آفریده که ما در دنیا شادی و آرامش داشته باشیم. خداوند زندگی را طوری قرار نداده که ما یکسره در بدبختی باشیم و غصه بخوریم. بدبختیها و غصه‌هایی که ما می‌خوریم، برای نوع ارتباطاتی است که با اشیاء برقرار می‌کنیم. ما دائم در مقایسه‌ها می‌گوییم: "چرا به بقیه رسیده به ما نرسیده"! بعد هم می‌نشینیم غصه می‌خوریم و ناشکر و ناسپاس می‌شویم و رابطه‌مان را با خدا و خانواده آسمانی‌مان خراب می­کنیم. ماهیت دنیا ماهیت رحمی است ماهیت دنیا خیلی قیمتی است. چون ماهیت رحمی است. ماهیت دنیا با ماهیت آخرت یکی نیست. آنقدر ماهیت دنیا قیمت دارد که حضرت می‌فرماید: من یک ساعت دنیا را به هزاران سال آخرت نمی‌دهم. آنجا دیگر بهشت است. شما فرصت عمل ندارید و همه چیز در دنیاست. الان وقت داریم و باید از وقتمان خوب استفاده کنیم و نگذاریم به حرص و جوش و ذخیره کردن های بیخود و تل‌انبار کردن مال و چیزهای ناپایدار سپری شود. الان در دنیا وقت این حرفها را نداریم و باید از دنیا خوب استفاده کنیم. اگر توانستی مهندسی معشوق کنی، دنیا به کامت شیرین می‌شود. لذتها، ثروت، دارایی و نعمتهایش به نفع تو است و نداشتن هایش هم به نفع توست. چه داشته باشی و چه نداشته باشی، دیگر ضرر نمی‌کنی. مریض باشی یا سالم باشی؛ همسر داشته باشی یا نداشته باشی؛ بچه داشته باشی یا نداشته باشی؛ ثروتمند باشی یا فقیر؛ در هر صورت تو خوشبخت و خوش سعادت هستی. چون همه چیزت برای آخرت ذخیره می‌شود. چون نداشتن و سختی‌هایمان کفاره گناهان و درجات آخرتی می‌شود. چنین کسی چه موضوعی برای غصه خوردن دارد؟ آن چیزی که شما فکر می‌کنید موضوع غصه است، موضوع شادی است. الان مریضی هست، موضوع شادی است چون هم کفاره است و هم درجات آخرتی دارد. حتی اذیتهای پدر و مادر، دوستان، همسایه‌ها، برای چنین کسی ثواب دارد. ثواب اذیتهایی که دیگران می‌کنند را نمی‌شود در قیامت حساب کرد. آنقدر ثواب این اذیتها ارزشمند است که امام صادق (علیه السّلام) می‌گوید: مؤمن وقتی ثواب اذیتهای دیگران را به او می‌دهند، می‌گوید: خدایا ای کاش من را در دنیا با قیچی تکه تکه می‌کردند. متأسفانه ما دائم از سختی­ها فرار می‌کنیم و به سمت راحتی ها و عافیت­ طلبی هایی می­رویم که به ضررمان است. پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند که شیرینی دنیا تلخی آخرت است و تلخی دنیا شیرینی آخرت است. اگر خدا شیرین داد، لذتش را ببر و شکر خدا را بکن که خدا به تو شیرینی بیشتری می‌دهد. اگر تلخ هم بود، شکر خدا را بکن و تلاش کن که خودت با این تلخی، شاد و آرام باشی. زیرا تلخی­ها سازنده هستند. پناه بردن به خدا از جهنم، یعنی نگذاری دنیایت تلخ بشود. نگذاری زندگی‌ات بد بشود. برای کسی هم جهنم نشو. خیلی از زنها جهنم شوهرشان هستند. خیلی از مردها جهنم زن و بچه‌شان هستند. روز قیامت که می‌شود، داستان برعکس می‌شود. پس سعی کن کسی از تو اذیت نشود و کسی را در فشار روحی قرار ندهی، پدر و مادر، دوست، همسر، بچه‌هایت، هیچ کس از تو آزار نبیند. بی‌آزار باش. خواسته‌هایت را به دیگران تحمیل نکن. به خاطر میل و سلیقه‌هایت دیگران را آزار نده.  مؤمن از ندیده شدن لذت می‌برد. اما آدمهای منافق، خودخواه و خودشیفته از دیده شدن. اینکه حرف باید حرف من باشد، در منش مؤمن نیست. او اصلاً به سمت مردسالاری و زن‌سالاری نمی‌رود. آدمهای بدبخت و منافق و جهنمی می‌خواهند در خانواده حرف، حرف آنها باشد. مؤمن آنجاهایی که دیده نشده، اصلاً غصه نمی‌خورد. چون می داند همه برایش ذخیره می‌شود. وقتی حضرت می‌فرماید: پناه ببرید به خدا از عذاب قبر و جهنم، یعنی در اینجا این عذاب را برای خودتان درست کنید تا در آنجا عذاب نشوید. پس تلاش کنید جهنم ها را بشناسید و در سبک زندگی‌تان اگر چیز جهنمی دارید، حذف کنید. مثل لقمه، شغل، نحوه حجاب و لباس پوشیدن، روابط با فامیل، روابط زن و مرد، مهمانی و عروسی، اخلاق، شوهرداری، زن‌داری و... این معنای پناه بردن به خداست. پیغمبر9، امام علیG، حضرت زهرا (سلام الله علیهم اجمعین) و سایر ائمه در دعاها و مناجاتشان پناه بردن از آتش جهنم را از خدا می خواستند و می گفتند: «خدایا ما را نگه دار و نگذار جهنمی بشویم. خدایا ما ضعیف هستیم، خدایا ما زورمان به خودمان نمی‌رسد. خدایا ما عرضه نداریم. تو به داد ما برس. تو قوی هستی. «یا قوی!». ما ضعیف هستیم. تو به ما رحم کن و ما را نگه دار و نگذار جهنمی بشویم». گریه خیلی خوب است. اشک، چسباندن دل انسان به عرش خداست. البته نه اینکه گریه کنیم و بعد در سبک زندگی‌مان همان مسخره‌بازیها را ادامه بدهیم. همان لباس پوشیدن، همان شوهرداری، همان زن‌داری، همان بچه‌داری، همان اخلاق، همان شهوت شکم، همان کار اقتصادی و شغل حرام، همان نزول‌خوری و چیزهای دیگر، همان بداخلاقیها و همان حسادت­ها و... . باید از زندگی‌مان اینها را بیرون بریزیم. خداوند از این سه نفر تعجب می‌کند باز پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در فرمایش دیگری می ­فرمایند: «إنَّ اللّهَ یَعجَبُ مِن سائِلٍ یَسأَلُ غَیرَ الجَنَّةِ، ومِن مُعطٍ یُعطی لِغَیرِاللّه، ومِن مُتَعَوِّذٍ یَتَعَوَّذُ مِن غَیرِ النّارِ= خداوند تعجّب مى­كند از درخواست ­كننده اى كه غیر بهشت را درخواست مى­ كند، و از عطاكننده ­اى كه براى غیر خدا عطا مى ­كند و از پناه برنده­اى كه از غیر آتش [به خدا] پناه مى­ برد». کسی که خواسته ­ای دارد، اما خواسته‌هایش بهشتی نیست. مثلاً شوهر می‌خواهد، زن می‌خواهد، یا دوست دارد مشکلات اقتصادی‌اش حل بشود؛ ولی هیچ وقت درخواست بهشت از خدا نمی‌کند. این نشان می‌دهد که پیوند روحی با آن طرف اصلاً ندارد. همچنین اگر چیزی را به دیگران بخاطر خدا دادی؛ حتی یک لیوان آب به شوهرت دادی، حیف است به نیت غیر خدا بدهی. بگو: خدایا! من به عشق تو به این شوهر و بچه‌هایم می‌رسم. من کل عمر و خدماتم را به خدا می‌فروشم. خدا می‌خرد. «ان الله اشتری من المومنین انفسهم= خدا از مومنین جان های آنان را می خرد». پس باید جان خود را برای خدا به فروش بگذاریم. ولی اگر به غیرخدا بفروشی، چه کسی می‌خواهد جوابش را بدهد؟ عمر و جوانی‌ات تلف شده و مالت رفته. این افراد هستند که دچار خسران عظیم شده اند. بعضی افراد از خیلی چیزها می‌ترسند. ولی از جهنم نمی‌ترسند. مجموعه اضطراب هایی که یک خانم یا یک آقا از یک سوسک یا موش دارد از جهنم ندارد. نوع ترس یک آدم، قیمت او را می‌رساند. آیا ترس نداری از اینکه این شغل، سبک زندگی، دوستان، دیدنی ها و خوردنی ها و تفریحاتت تو را جهنمی کند؟ چطور می‌توانی باطن این جهنم ها را تحمل کنی؟! شما اضطراب های امیرالمؤمنین علیه السلام را نگاه کنید، گریه‌های حضرت زهرا (سلام الله علیها) را نگاه کنید، گریه پیغمبر صلی الله علیه و آله را نگاه کنید که اینها چقدر ترس داشتند از اینکه بدعاقبت بشوند. چقدر به خدا می‌گفتند: خدایا عاقبت ما را ختم به خیر کن. پس ما هم باید به خدا پناه ببریم و بترسیم از اینکه بد بمیریم و بدعاقبت بشویم. بترس از اینکه مادرت از تو راضی نباشد و الان زندگی می‌کنی. بترس از اینکه پدرت راضی نباشد و زندگی می‌کنی. این جهنم است. پدر و مادر بالاترین شفیع هستند. امضایشان باید آنجا بخورد. وقتی پدر و مادر راضی نیستند، همه دنیا هم راضی باشند، چه فایده­ای دارد. پناه ببر از اینکه بزرگتر و اولیاء الهی و اهل بیت از تو ناراضی باشند. پناه ببر به خدا از اینکه امام زمان علیه السلام الان در این آوارگی، طردشدگی و تنهایی‌اش غصه می‌خورد و از تو ناراحت است. چون برای کمکش، هیچ کاری نمی‌کنی. پناه ببر از اینکه برای امام زمان علیه السلام بی‌خاصیت باشی. پناه ببر به خدا از اینکه جزء کسانی باشی که  نسبت به امام زمان علیه السلام بی خیال هستند. پس پناه بردن از جهنم به خداوند تبارک و تعالی، هم «زبانی» لازم است و هم باید برایش «اشک بریزی». قا/219 جهنم/ پناهندگی

صوت

1 - چگونه از جهنم دنیا و آخرت، به خدا پناه ببریم؟

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11263
زمان انتشار: 30 سپتامبر 2019
|
جلسات خانواده آسمانی و شرح زیارت جامعه کبیره

جلسات خانواده آسمانی و شرح زیارت جامعه کبیره

جلسه خانواده آسمانی ساعت 16:30-17:30 و شرح زیارت جامعه کبیره بعد از نماز مغرب و عشاء پنجشنبه 98/07/11 در حسینیه قرائت قرآن (اثنی عشری) برگزار می‌گردد. این جلسات به صورت زنده از سایت montazer.tv پخش می گردد. نشانی: شهر ری، خیابان قم، انتهای خیابان آستانه، محوطه پارکینگ حرم، حسینیه قرائت قرآن (أثنی عشری) آرشیو مباحث استاد شجاعی فروشگاه آنلاین با محصولات ناب

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11262
زمان انتشار: 30 سپتامبر 2019
| |
کمک به مردم، پلی برای بهشتی شدن است

خانواده آسمانی؛ جلسه 514؛ 1398/07/04

کمک به مردم، پلی برای بهشتی شدن است

کسانی در سرای بهشت ماندگارند که اهل خدمت به مردم باشند. در ایمان‌شان ماندگار باشند و در تغییر حالت­ها و دگرگونی احوال، ایمانشان را از دست ندهند.

یک قطعه دیگر از دعاهای حضرت سجاد (علیه‌السلام) را در مورد بهشت و امنیت بهشت برای شما می‌خوانم که مربوط به بحث «دارالمقامه» است. «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اجْعَلْنِی وَ جَمِیعَ‏ إِخْوَانِی‏ بِكَ‏ مُؤْمِنِینَ‏= بار خدایا بر محمّد و دودمان محمّد درود فرست و مرا و همه برادرانم را باورمند به خودت قرار بده». حضرت سجاد (علیه‌السلام) این سنت را رعایت کرده که اگر از خدا یک خواسته داشته باشید، خواسته‌تان را بین دو صلوات بگویید. چون صلوات دعای مستجاب است، وسطی را هم خدا به اجابت می‌پذیرد. دعای حضرت سجاد (علیه‌السلام) فوق‌العاده مهم است. زیرا اولاً نحوه دعا کردن را به ما یاد می‌دهد که چطور دعا کنیم و چه چیزهایی را بخواهیم. ثانیاً می‌خواهد بگوید که آینده‌ات چیست. مؤمن نیز باید آینده خودش را این­گونه ببیند. درغیر این­صورت، نه از دنیا لذت می‌برد و نه شاد و آرام خواهد بود. زیبایی این دعا این است که حضرت هم برای خودش دعا می‌کند و هم برای دیگران. اینکه شما هر چیز خوبی را می‌خواهید، آن را برای دیگران هم بخواهید، باعث می‌شود که انسان شبیه خداوند بشود، یعنی کریم بار بیاید. حضرت فرمود: اگر کسی بتواند کاری را انجام بدهد و انجام ندهد، حتی اگر بهشتی هم باشد، خدا یک مار را می‌فرستد و همانجا او را نیش می­‌زند. به او می‌گویند تو می‌توانستی کار کسی را انجام بدهی و انجام ندادی. می‌توانستی به کسی کمک کنی و نکردی. پس کمک کردن خیلی مهم است. یک موقع انسان واقعاً در وسعش نیست که بتواند کاری را انجام بدهد، او تکلیفی ندارد. اما اگر واقعاً وسعش باشد، هر کاری می‌تواند باید انجام بدهد. حتی باید فکر کند که چه کار می‌تواند واقعاً انجام بدهد. بین خود و خدا باید یک آرامش قلبی داشته باشد. گاهی در خواستی را به پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله می‌گفتند، ولی واقعاً نمی‌توانست کاری انجام بدهد. می‌گفت: هیچ کاری نمی‌توانم انجام بدهم. فقط می‌توانم برای شما دعا کنم. جوهره آدم‌ها در تحولات روزگار شناخته می‌شود «وَ عَلَى‏ الْإِسْلَامِ‏ ثَابِتِین‏= و پا بر جا در اسلام»، حضرت این گونه به ما یاد می‌دهد که آن چیزی را که می‌شنویم، باور کنیم؛ آیات خدا را باور کنیم؛ احکام الهی و شریعت را باور کنیم؛ حقیقت و طریقت را باور کنیم. اینها خیلی مهم هستند و اگر کسی بتواند حق و حقایق، شریعت، طریقت و حقیقت را باور کند، او آدم فوق‌العاده بزرگی است. بعضی­ها با چهار سفر خارجی، با یک ازدواج، با آشنا شدن با آدم‌های مختلف، با محل جدید، با شغل و کار  اسلام و دین‌شان به باد می‌رود. خیلی‌ها هستند با ماهواره و شبکه‌های مجازی کلاً شخصیت‌شان زیر و رو می‌شوند. چون از اول ثابت نبودند، ایمان استقراری نداشتند. ایمان‌شان مستودع است. در روایت داریم ایمان دو جور است: ایمان مستقر، ایمان مستودع. ایمان مستقر ایمانی است که استقرار دارد و در هیچ شرائطی از انسان گرفته نمی‌شود، یعنی در هر محیط و جمعی ایمانش سر جایش است. به هیچ وجه اعتقاد و باور و رفتار و حیا و غیرتش از او گرفته نمی‌شود. اما بعضیها ایمان مستودع دارند، یعنی ایمان خداحافظی‌کننده، ایمانی که زود وداع می‌کند. خانواده همسر و فک و فامیل روی او تأثیر می‌گذارند. خیلی از شخصیت‌های فعلی ما را ببینید. در گذشته چقدر انقلابی بودند و حرف‌های آنچنانی می‌زدند. الان شما نگاه کنید، همه آن حرفها اصلاً یادشان رفته. نه تنها یادشان رفته؛ بلکه آن حرفها را مسخره می‌کنند. لذا حضرت علی (علیه‌السلام) فرمود:«فی تَقلُّبِ الأحْوالِ عُلِمَ جواهِرُ الرِّجالِ، و الأیّامُ تُوضِحُ لكَ السَّرائرَ الكامِنَةَ= در دگرگونی ‌هاى احوال و زمانه است كه گوهر مردان شناخته مى‏‌شود، و روزگار نیّت‌هاى پنهان را براى تو آشكار مى ‏سازد». امام صادق علیه‌السلام فرمود: غربال می‌شوید، غربال می‌شوید و غربال می‌شوید. یعنی خدا هیچ کس را در حالت ثابت نمی‌گذارد. اگر فقیر است، ثروت به او می‌دهد. ثروتمند است او را فقیر می‌کند. زیباست، زشتش می‌کند. مریض می‌شود، پیری زودرس پیدا می‌کند، معلولیت پیدا می‌کند، سرطان می‌گیرد، فلان کس می‌میرد، طلاق می‌گیرد، تحولات در زندگی همه آدمها وجود دارد. ثابت بودن خیلی قیمت دارد که انسان ثابت باشد. چون تو می‌خواهی یک جای ثابت بروی. معنای ماندگاری در بهشت یعنی کسانی در سرای ماندگاری می‌روند که در ایمان‌شان ماندگار باشند. در تغییر حالت‌ها و دگرگونی احوال، ایمان‌شان را از دست ندهند. او آدم بهشتی است. اگر می‌خواهی بدانی بهشتی هستی یا نه! بعد از وفات بلافاصله وارد بهشت می‌شوی یا نه! یا اینکه می‌روی در آن خانه ماندگاری می‌مانی یا نه! ببین اگر تغییر و تحولات در زندگی‌ات اتفاق می‌افتد، ایمانت ثابت می‌ماند یا نه! این یک قاعده است. ببین آن موقع که مثلاً سیکل هستی با الان که لیسانس یا دکترا گرفتی و خودت استاد شدی، شخصیتت همان آدم قبلی است یا نه! حواستان باشد دنیا دار قرار نیست. دار ممر است، یعنی همه چیز از دستت در می‌رود و عبور می‌کند، همسرت عبور می‌کند، پدر و مادرت عبور می‌کنند و می‌روند بچه‌هایت از تو عبور می‌کنند، مقام، زیبایی، سلامتی، نشاط، محبوبیت، عزت، آبرو همه چیز عبور می‌کند و می‌رود. چیزی دستت نمی‌ماند. این را اول بدان که جای عبور است. خودت هم عبور می‌کنی. فقط یک چیز به انسان قدرت می‌دهد، هنر این است. او لایق بهشت است: «لَا تَحْصُلُ‏ الْجَنَّةُ بِالتَّمَنِّی‏= بهشت با تمنا و آرزو به دست نمی‌آید». خدا می‌گوید: من این بهشت که «دار المقامه» هست، به کسی می‌دهم که ایمانش ثابت نگه دارد. طالب بهشت به دنبال تنظیم سبک زندگی است «وَ لِلْجَنَّةِ طَالِبِین‏= و طالب بهشتمان کن». طالب، غیر از هوس و غیر از عمل است. ما یک موقع آرزو داریم، یک موقع طالب هستیم. نگاه کنید اکثر آدم­ها که هر شغلی دارند وقتی در بچگی­‌شان به آنها می‌گفتند که آرزویت چیست؟ همه می‌گفتند: می‌خواهیم دکتر و مهندس شویم. ولی الان شدند یا نشدند؟ آرزو با طلب و اراده دو چیز متفاوت است. الان به همه می‌گویند می‌خواهید بهشت بروید؟ همه قبول می‌کنند. به کافر هم بگویید، می‌گوید می‌خواهم بهشت بروم. طالب بهشت سبک زندگی‌اش با دیگر افراد معمولی فرق دارد. اولین کاری که او می‌کند سبک زندگی‌اش را بهشتی می‌کند. کلام و رفتارش را بهشتی می‌کند. پدر و مادر داری‌اش را بهشتی می‌کند. لقمه و اقتصادش را بهشتی می‌کند. اصلاً نمی‌گذارد حرام سراغش بیاید و از جهنم فاصله می­‌گیرد. انسان باید از خدا همیشه این طلب بهشتی بودن را بکند، یعنی به خدا بگوید: خدایا من بهشتت را می‌خواهم. اگر گریه‌اش گرفت بگوید خدایا من بهشتت را می‌خواهم. طلب یعنی تنظیم سبک زندگی برای تولد سالم. بهشت «دارالسلامه» است. مثل جنینی که در رحم مادر است. اگر مادری می‌خواهد بچه‌اش سالم متولد بشود کاملاً شرائط را رعایت می­‌کند. هر چیزی را نمی‌خورد، به هر چیزی نگاه نمی‌کند، هر چیزی را نمی‌شنود، هر چیزی را خیال نمی‌کند، هر دارویی را نمی‌خورد، حتی غذاهای حلال را که می‌داند برای جنین ضرر دارد، استفاده نمی‌کند. ما هم باید همین طور هستیم. نمی‌توانیم هر طور که دلمان خواست، زندگی کنیم. چون خداوند همه چیز را قانونمند قرار داده. باید قوانین خلقت را رعایت کنیم.  مؤمنانی که با بهترین عبادت به بهشت فردوس می­رسند «وَ لِلْفِرْدَوْسِ‏ وَارِثِین‏= ما را وارث فردوس کن». شما یک موقع به خدا می‌گویی: خدایا مشکل مسکن و زمین من را حل کن، دعا، نذر و نیاز می‌کنیم که خدایا این حل بشود. حضرت می‌گوید: خدایا ما را وارث بهشت قرار بده. این طلب باید در شخصیت یک آدم تثبیت شود. یک موقع انسان کار خیری انجام می‌دهد با بی‌رغبتی، ثواب هم می‌برد؛ ولی بهشت ضعیف گیرش می‌آید. چون عملش ضعیف است. ولی یک موقع انسان یک کار عاشقانه انجام می‌دهد، یک کاری می‌خواهد برای امام و امام زمان (علیه‌السلام) و اسلام انجام بدهد، بهترین چیزها را انتخاب می‌کند و می‌دهد. بیشترین پول را می‌دهد، بهترین چیزهایی که در دنیا دارد، هدیه به امام زمان (علیه‌السلام) می‌کند. این کیفیت را بالا می‌­برد. خدا هم کیفیت را بالا می‌برد. خیلی‌ها در استفاده از بهشت عجله دارند. مثلا در نماز، ذکر گفتن، دعا خواندن و... . اصلاً لذتی نمی‌برد. می‌تواند راحت تعمق کند و از خدا لذت ببرد. خدا هم می‌گوید: 1 ـ تو هر چقدر پیش من بمانی از عمرت حساب نمی‌شود 2 ـ هر چه می‌خواهی و عجله داری که می‌خواهی به خاطرش من را ترک کنی و از پیش من بروی دست من است، خودم به تو می‌دهم. باز هم انسان عجله می‌کند. خلاصه آنهایی که دینداری هول هولی و عجله‌ای دارند، نماز عجله‌ای دارند، قرآن خواندن و حرمشان هول هولی است. آن طرف هم بهشت می‌روند اما همه چیز در بهشتش هول هولی و عجله‌ای است. طالب بهشت و وارث فردوس کیفیت عبادت را بالا می‌برد. دو رکعت نماز می‌خواند. ولی به اندازه ده رکعت نماز دیگران است. چون در حال لذت است. اصلاً دوست ندارد به این راحتی رهایش کند. باید این را به نفس‌ چشاند. لباس اهل بهشت از جنس حریر و استبرق است «وَ مِنْ ثِیَابِ السُّنْدُسِ وَ الْإِسْتَبْرَقِ لَابِسِین‏= آنان كه جامه هاى پرنیان نازك و دیباى سِتَبر مى پوشند». حریر و استبرق پارچه‌های بهشتی هستند. این پارچه‌ها لمس کردن و پوشیدنشان برای انسان فوق‌العاده لذتبخش است. حریری که در دنیا به مردان گفته می‌شود نباید بپوشند و برای زنان اشکال ندارد، آنجا لباس حریر دارند، اما حریر بهشتی،: «وَ لِباسُهُمْ فیها حَریر[1]= و لباس آنها در بهشت از حریر است». آن لباس پوشیدنش یک تشخص، تعین و یک چیزی به انسان می‌دهد. پوشیدن لباس، آن هم لباس بهشتی یک حظ و لذت و مقام و شخصیت و منشی به آدم می‌‌دهد. اصلاً وقتی آدم می‌پوشد یکطور دیگر می‌شود. لباس در شخصیت انسان تأثیر دارد. شما لباست را هر طوری انتخاب کنی، شخصیتت با آن بالا و پایین می‌شود. لباس می‌تواند یک کسی را پست و جهنمی و بی‌شخصیت و حقیر و عصبانی و غمگین و ناامیدش کند. یک لباسی را آدم می‌پوشد در آن تشخص و احترام و امید و اعتماد به نفس و قدرت ایجاد می‌کند. آن لباس بهشتی بخشی از خوراک روح شماست و بخشی از مقام شماست، بخش مهمی از شخصیت شماست. ما الان اینها را نمی‌فهمیم. ما اصلاً از اینها درکی نداریم. پوشش آن لباس نورانیت، قدرت، لذت، امنیت، تشخص و خیلی چیزها برای انسان می‌آورد. لذا حضرت می‌گوید که خدایا نصیب ما کن که از آن لباسها بپوشیم. بخشی از دعا که راجع به دارالمقامه بودن بهشت هست نرسیدیم، ان‌شاءالله جلسه بعد. قا/215 بهشت/دارالمقامه [1] . سوره حج/ آیه 23.

صوت

1 - کمک به مردم، پلی برای بهشتی شدن است

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11238
زمان انتشار: 25 سپتامبر 2019
|
جلسات خانواده آسمانی و شرح زیارت جامعه کبیره

جلسات خانواده آسمانی و شرح زیارت جامعه کبیره

جلسه خانواده آسمانی ساعت 16:30-17:30 و شرح زیارت جامعه کبیره بعد از نماز مغرب و عشاء پنجشنبه 98/07/4 در حسینیه قرائت قرآن (اثنی عشری) برگزار می‌گردد. این جلسات به صورت زنده از سایت montazer.tv پخش می گردد. نشانی: شهر ری، خیابان قم، انتهای خیابان آستانه، محوطه پارکینگ حرم، حسینیه قرائت قرآن (أثنی عشری) آرشیو مباحث استاد شجاعی فروشگاه آنلاین با محصولات ناب

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11222
زمان انتشار: 16 سپتامبر 2019
|
جلسات خانواده آسمانی و شرح زیارت جامعه کبیره

جلسات خانواده آسمانی و شرح زیارت جامعه کبیره

جلسه خانواده آسمانی ساعت 17:00- 18:00 و شرح زیارت جامعه کبیره ساعت 18:30- 19:30 پنجشنبه 98/06/28 در حسینیه قرائت قرآن (اثنی عشری) برگزار می‌گردد. این جلسات به صورت زنده از سایت montazer.tv پخش می گردد. نشانی: شهر ری، خیابان قم، انتهای خیابان آستانه، محوطه پارکینگ حرم، حسینیه قرائت قرآن (أثنی عشری) آرشیو مباحث استاد شجاعی فروشگاه آنلاین با محصولات ناب

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11221
زمان انتشار: 18 سپتامبر 2019
| |
استکبار جهانی، بزرگترین منکر عصر حاضر است

ماه محرم؛ جلسه چهارم؛ 98/06/21

استکبار جهانی، بزرگترین منکر عصر حاضر است

باطن همه فحشاها و منکرات ائمه جور هستند و باطن همه خیرات ائمه حق اند. کسی که داعیه کار خیر و خوب یا آرمان دارد، باید بزرگترین آرمانش حکومت امام حق باشد و بزرگترین جهادش مبارزه با ائمه جور باشد.

شما اگر هر جهاد و تلاشی بکنید که هدفش نابود کردن دشمنان اهل­بیت علیهم‌السلام یا ائمه جور و برطرف کردن موانع ظهور حضرت نباشد، وقتتان را تلف کرده اید. تلاشتان ثواب دارد. نه اینکه خدا نمی‌بیند. یک کافر هم اگر کار خیر ‌کند، خدا می‌بیند و به او ثواب می‌دهد؛ ولی کارتان به نتیجه نمی­رسد. ما باید به دنبال این باشیم که حتماً عمر و استعدادمان درست مصرف بشود. ما هیچ فرقی با مردم زمان امام حسین علیه‌السلام نداریم، نه زمان ما فرق دارد با زمان امام حسین علیه‌السلام، نه موقعیت‌مان. ما امروز یک حسین داریم که مثل پدرش فریاد می زند: «هل من ناصر ینصرنی». چون از نظر امام حسین علیه‌السلام، بزرگترین منکر چیست؟ فرمودند: من برای امر به معروف و نهی از منکر قیام کردم. وقتی از امام حسین علیه‌السلام سؤال می‌کنیم معروف و منکر چیست؟ می‌فرماید: منکر این است که امت به یک حاکم طاغوتی مثل یزید مبتلا بشود و در چنین شرایطی: «وَ عَلَى الْإِسْلَامِ السَّلَامُ إِذْ قَدْ بُلِیَتِ الْأُمَّةُ بِرَاعٍ‏ مِثْلِ‏ یَزِیدَ= هنگامى که امّت اسلامى به زمامدارى مثل یزید گرفتار آید، باید فاتحه اسلام را خواند». الان بر جامعه جهانی طاغوت‌ها حاکم هستند. این فاجعه و بزرگترین منکر است. در مقابل بزرگترین معروف که آدم باید برایش تلاش کند، حاکمیت امام است. کسی که با بزرگترین منکر مشکل ندارد و تحت حاکمیت طاغوت زندگی می‌کند و در کنارش کارهای خیر و عبادی هم انجام می­‌دهد، اینها عبادت هایی هستند که مثل کف آب می‌­مانند. بی‌اثر بودن عبادت این فرد برای این است که طاغوت و حاکمیتش را قبول کرده و با آن کنار آمده و خیال برطرف کردن طاغوت را هم ندارد و این یعنی بزرگترین منکر را پذیرفته است. حالا می‌خواهی با پذیرش بزرگترین منکر، عبادت هم بکنی؟ دین‌‌ات را هم داشته باشی؟ این به درد نمی‌خورد. حداقل اگر زورت نرسد، باید در ذهن‌ات، در قلبت، در نفرین‌ و دعاهایت با طاغوت مبارزه کنی، حاکمیت طاغوت را انکار کنی. این کمترین کار است. اگر زورت بیشتر می‌رسد باید کار عملی هم بکنی، پول خرج کنی، وقت بگذاری، آبرو هزینه کنی، از علم و تخصص‌ات استفاده کنی. پس باید حواست به اصل و ریشه باشد، یعنی واقعاً زندگی تو در همه ابعاد «جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلی و فوق عقلی» با امام حق پیوند داشته باشد. امامی که زنده است و به قول خودش هر روز «هل من ناصر ینصرنی» می‌گوید. وقتی در چادر حضرت نیستی و اتصالی به او نداری و در مجموعه کارهایی که در 24 ساعت انجام می‌دهی، باری را از دوش حضرت برنمی‌داری، پس تو بیرون از چادر حضرت هستی. حضرت فرمود: تعلق به فروع دشمنان ما نداشته باشید، یعنی دشمنان ما فروعی دارند، اخلاق‌هایی دارند که شما باید به آنها تعلق نداشته باشید تا عضو آنها محسوب نشوید. در روایت آمده: هر کس لباس دشمنان ما را بپوشد، غذای دشمنان ما را بخورد، از دشمنان ما محسوب می‌شود. هر کس خودش را شبیه دشمنان ما دربیاورد، از آنها محسوب می‌شود. پس تا این حد شما باید انکار داشته باشید، تعصب داشته باشید، نه اینکه سبک زندگی­تان را با دشمنان حضرت تنظیم ‌کنید و مثل آنها باشید. این قاعده نباید فراموش‌مان بشود که منکرهای قلابی ما را نزند که با آنها مبارزه ‌کنیم. ریشه اصلی منکر، حاکمیت طاغوت‌هاست، استکبار منافقین هستند. باید با اینها جهاد کرد. پس یادمان نرود؛ اصلی‌ترین شاخص برای اینکه معلوم شود آدمی درست عمل می‌کند یا نه، این است که جهت‌دهی فعالیت‌های اقتصادی­، وقت‌گذاری‌ها، فعالیت‌های بدنی، آبروی اجتماعی و سیاسی، علمی‌ و معنویش در جهت امام زمان علیه‌السلام باشد. این جهت خیلی مهم است. عبادت بدون ولایت امام، اثری ندارد خودت را به اهل بیت علیهم‌السلام انتساب بده، بگو من مال اهل­‌بیت هستم. بگو قیمت تمام کارهایم مال اینهاست. خدا در قرآن می‌گوید: «قُلْ إِنَّ صَلاتی‏ وَ نُسُكی‏ وَ مَحْیایَ وَ مَماتی‏ لِله رَبِّ الْعالَمینَ[1]= بگو: بى­تردید نماز و عبادت من و زندگى و مرگ من براى خدا پروردگار همه جهان­‌هاست». نمازم، عبادتم، حیاتم، مرگم فقط مال خداست. من به کمتر از خدا خودم را نمی‌فروشم. اصلاً من به عشق خدا صبح از خواب بیدار می‌شوم. به عشق خانواده آسمانی‌­ام بلند می‌شوم، نه به عشق خانواده زمینی‌ام. به عشق آنها هم می‌خوابم. اگر به خانواده زمینی‌ام هم عشق دارم، به عشق خانواده آسمانی‌­ام است. اگر آنها را دوست دارم، اگر به آنها خدمت می‌کنم، اگر هر نوع تعامل مثبتی دارم، با خانواده همسرم، با مردم، با اجتماع، با دنیا، به عشق خانواده آسمانی‌­ام است. هر انتخابی می‌خواهی بکنی، مثلاً شغل، کار اقتصادی و درآمد، کار بدنی، غذا، خوراک، لباس، بچه‌داری، حواست باشد و مواظب باش که از چادر حضرت بیرون نباشی. خیلی وقتها ما با معنویت، از امام زمان علیه‌السلام دور می‌شویم. چون اخلاق ما اصلاً با امام زمان علیه‌السلام نمی‌خواند. ملاک امام است. می‌خواهی درس بخوانی، انتخاب همسر کنی، دوست انتخاب بکنی، محل زندگی، شغل و هر چیزی که می‌خواهی انتخاب کنی، اول نسبتت را با حضرت بسنج. ببین اگر این را انتخاب کنی، بیرون از چادر هستی یا نه. اگر بیرون باشی، آن را انتخاب نکن. شما وقتی با امام هستی، در واقع با ریشه خیر هستی. وقتی با امام نیستی، ضربه می‌خوری و کار خیرت هم دیگر به درد نمی‌خورد. برای همین هم ولایت اصل است: «وَ لَمْ تُنَادَ بِشَیْ‏ءٍ مَا نُودِیَ‏ بِالْوَلَایَة» شما سراغ خدا هم بخواهی بروی باید با ولایت بروی، بدون ولایت سراغ خدا بروی آن خدا قلابی است و به درد نمی‌خورد. چون او مظهر کامل خداست، خلیفة الله است. شما بدون خلیفة الله به خدا نمی‌رسید.  وقتی می‌خواهید به یک بی‌نهایت اتصال پیدا کنید، باید با کاملترین مظهر بی‌نهایت ارتباط بگیرید. ولی اگر سراغ مظاهر محدود و ضعیف بروید، نمی‌توانید با اصلش ارتباط بگیرید. به این دلیل است که می‌گوییم امام اصل است. وقتی زیر چادر حضرت هستی، 40 سال هم گناه داشته باشی، اصلاح می‌شوی و گناهانت به نورانیت تبدیل می‌شود. چون در چادر هستی، امام همه را برایت اصلاح می‌کند. ولی وقتی در چادر حضرت نیستی، حافظ قرآن هم که باشی، عبادت‌هایت تو را به جهنم می‌برد. خدا مرحوم آیت الله حائری شیرازی را رحمت کند. ایشان فرمود: امام حسین علیه‌السلام در شب عاشورا دو جور برخورد می‌کند: اول ناز می‌کند و می گوید نیایید. همه بروند. ولایتم را هم برداشتم. دوم در روز عاشورا ناز می‌کشد و می‌گوید: چه کسی کمکم می‌کند؟ چرا حضرت این را در شب قبل نگفت؟ فرمودند که سخت گرفتند که مبادا یک خبیث قاطی آنها باشد. چون هر کس با امام کشته بشود، به مقام امام می‌رسد. سخت گرفت که هر کس قرار است برود، برود. اما در روز عاشورا سهل و آسان می‌گیرد تا اگر کسی طیب و پاک است، در لشکر عمر سعد باقی نماند، هر چه باشند خبیث باشند. با عشق به امام تمام گذشته ات اصلاح می شود «بِمُوَالاتِكُمْ‏ عَلَّمَنَا اللهُ مَعَالِمَ دِینِنَا وَ أَصْلَحَ مَا كَانَ فَسَدَ مِنْ دُنْیَانَا= خداوند به ولایت شما نشانه هاى روشن دین را به ما آموخت»، به عشق شما و پیروی از شما، خدا به ما معارف دین را یاد می‌دهد. امروزه به عشق اهل بیت مجالس زیادی روی کره‌ی زمین برگزار می‌گردد و هر کس هر چیزی در دنیا یاد می‌گیرد، به اسم و عشق اهل بیت یاد می‌گیرد. «وَ أَصْلَحَ مَا كَانَ فَسَدَ مِنْ دُنْیَانَا= و آنچه را از دنیای‌مان تباه شده بود، اصلاح كرد». یعنی هر چیزی از دنیای ما فاسد شده باشد، عشق شما آن را جبران می‌کند. عشق این چنین است. وقتی عشق آمد، تمام گذشته عاشق خودش را می‌بخشد. اصلاً گذشته‌ی بد عاشق را نمی‌بیند. اگر نمی‌توانی مرگ بر آمریکا بگویی، مرگ بر اسرائیل بگویی، یعنی در چادر حضرت نیستی. چون آمریکا و اسرائیل یعنی همه کسانی که مزاحم آمدن امام زمان علیه‌السلام هستند. شما اینها را بردار، ببین امام زمان علیه‌السلام نمی‌آید؟ حتما می‌آید. پس شما هر کس را دوست داشته باشید، اول باید دشمنِ دشمنان معشوق‌تان باشید. نمی‌شود بگویی من عاشق یک نفر هستم؛ ولی با دشمنانش کنار بیایی و در جبهه آنها باشی. برائت و تبری، مهمتر از تولی است. خدا در زیارت عاشورا با لعن شروع می‌کند: «وَ لَعَنَ اللهُ أُمَّةً دَفَعَتْكُمْ‏ عَنْ مَقَامِكُمْ = خدا لعنت کند امتی را که شما را از آن مقامتان برکنار کردند». چون شما از این مقام که برکنار شدید، مردم کرۀ زمین بدبخت شدند. پس اگر کسی لعن نداشته باشد، عشق ندارد. دروغ است که می‌گوید من عاشقم، ولی لعن ندارد. امام کاظم علیه‌السلام فرمود: ریشه‌ی همه زشتی‌ها و بدیها علیه‌السلام حاکمان ظالم هستند. هر چه فساد در عالم هست، مال اینهاست. بعد تو می‌توانی به اینها لعن نگویی و از اینها خوشت بیاید؟ خدا می‌گوید اول اعلام کن که با طاغوت‌ها نیستم: «فَمَنْ یَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ یُؤْمِنْ بِاللهِ[2]= کسی که به طاغوت کافر شود و به خدا ایمان آورد». اول کفر به طاغوت داشته باش. اول بگو من مال اینها نیستم. من نه اخلاقم، نه شوهرداریم، نه زن‌داریم، نه حجابم، نه لباسم، نه کار اقتصادیم، هیچ چیزم به اینها نمی‌خورد. به اهل بیت ع بگو: من اصلاً سبک زندگی شما را قبول ندارم. من اصلاً تبعیت نمی‌کنم از چیزی، مگر چیزی که شما از آن تبعیت می‌کنید. من صاحب سبک هستم. من خدا دارم، اله دارم، رب دارم برای خودم. من برای خودم امام دارم. من شیوه زندگی و برنامه دارم. من اصلاً نمی‌توانم خودم را کوچک کنم. شما سبک زندگیت را شبیه هر کسی کنی، شخصیتت همانقدر سقوط می‌کند یا بالا می‌رود. اگر سبک زندگی­‌ات را به سمت خدا و اهل بیت بردی، به همان اندازه هم عظمت پیدا می‌کنی و بزرگ می‌شوی. جهت دل خیلی مهم است. ببین دلت کدام جهت می‌رود، هر طرف که دلت و آرزوهایت، آرمانهایت و آن چیزهایی که برای خود و آینده‌ات در نظر گرفته ای رفت، همان هم تو را پست می‌کند یا بالا می‌برد. امام ملاک و مبناست. وقتی تو زیر چادر حضرت رفتی، اینطور نیست که فقط گناهانت آمرزیده شود؛ بلکه با خود حضرت محشور می‌شوی.  امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام فرمود: هر کس منتظر حقیقی باشد، با من و هم‌درجه با من محشور می‌شود. چون حرف‌های بزرگی می‌زنی. تو می‌گویی من عزادار امام حسین علیه‌السلام هستم، هیئتی امام حسین علیه‌السلام هستم، از خدا می‌خواهم که من را در دنیا و آخرت با شما قرار بدهد. «معیّت» یعنی در دنیا همراهش باشی. امام زمان علیه‌السلام یا ائمه چیزی نیستند که تو بعد از مرگ بخواهی همراه آنها باشی. می‌گوید همین جا با ما باش. از همین جا شروع می‌کنیم تا قیامت و بعد از قیامت کنار هم هستیم. ولی کسی که اصلاً دوست ندارد همراه ائمه باشد، از حسینیه، مسجد و مظاهر دینی بدش می‌آید. سنخیت این آدم آن طرفی است. برای چنین آدمی، معیت با اهل بیت علیهم‌السلام معنا ندارد.  معیت یعنی بیا کنار ما و با ما زندگی کن و با ما باش تا باهم شروع کنیم و تا ابدیت برویم. ولی بعضیها می‌گویند: نه. ما دنیا را معذوربم با شما باشیم. در آخرت با شما هستیم و در بهشت خدمت شما می‌رسیم. اصلاً آنجا چنین خبری نیست. می‌گوید در اینجا می‌خواهم سبک زندگیم را با این سلبریتی، با این وزیر، با این ورزشکار، با این غربی و شرقی‌، در ماهواره، در شبکه‌های مجازی، هماهنگ کنم. این مثل یک جنین در رحم مادر است که همه مفاسد را شما به او بدهید. مثلا غذاهای بد، انعقاد نطفه بد و... این بچه سالم به دنیا نمی‌آید. سلامت، تعریفی است که مبتنی بر گذران گذشته زندگی تو است. ما در رحم دوم‌مان که رحم دنیاست، مثل یک جنین هستیم. نمی‌توانیم یک روش غلط و ناپاکی را در پیش بگیریم و بعد سالم متولد بشویم. تولد سالم، یک سبک زندگی سالم می‌خواهد. باید با این سبک زندگی جلو بروی. ما باید تکلیف خودمان را معلوم کنیم و تصمیم خودمان را باید بگیریم. وقتی در زندگی­‌ات مهدوی نباشی، به همه خیانت می‌کنی. به امام زمان علیه‌السلام، به بچه‌ات، به ناموست، به شوهرت، به همه مردم، مهمتر از همه به خودت خیانت می‌کنی. اگر در چادر امام زمان علیه‌السلام نباشی کجا هستی؟ امام زمان «هل من ناصر ینصرنی» می‌گوید و تو الان کجا هستی؟ می‌بینیم اینآدم، غصه‌هایش غصه‌های جمادی است، گریه‌هایش، اعصاب‌خردشدن‌هایش یا گیاهی است، یا حیوانی است، یا عقلی است. افسردگی‌هایش، ناراحتی‌هایش، شادی‌هایش با مسائل دنیایی است. امام زمان علیه‌السلام غصه دارد، مگر وقتی که آدم کنار امام زمان علیه‌السلام است غصه می‌خورد؟ باید شاد باشی. شادی علامت این است که تو در چادر حضرت هستی. وقتی غمگین هستی، معلوم است که در چادر حضرت نیستی. وقتی نمی‌توانی شوهر و زنت را عاشقانه دوست داشته باشی و با تمام وجود، به آنها خدمت کنی یا به خانواده همسرت، به بچه‌هایت نمی‌توانی عاشقانه برسی، وقتی بداخلاقی داری، وقتی وسواس داری، معلوم است که حضرت را نداری. فقط ادعا می‌کنی داری. وقتی زودرنج و عصبی و پرخاشگر هستی، حضرت را نداری. این فرمول یادمان نرود. یک توضیح در مورد رمز «هل من ناصر ینصرنی» گفتم که این را داشته باشید. ان‌شاءالله جلسه بعد راجع به این می‌خواهم توضیح بدهم، که اصلاً این «هل من ناصر ینصرنی» را چرا امام یک دفعه می‌گوید؟ چرا امام زمان علیه‌السلام می‌گوید: من هر 24 ساعت می‌گویم؟ حضرت می‌گوید: این که من به شما می‌گویم به من کمک کنید، نه اینکه من به شما نیاز دارم، من به شما نیاز ندارم: «نَحْنُ‏ صَنَائِعُ‏ رَبِّنَا وَ الْخَلْقُ بَعْدُ صَنَائِعُنَا= ما ساخته خدا هستیم و مردم ساخته ما هستند». ما چه نیازی به مردم داریم؟ ما اگر می‌گوییم «هل من ناصر ینصرنی» قرار است مردم به جایی در این ندا برسند. قا/205 امام شناسی/ امام زمان علیه‌السلام [1] . سوره انعام/ آیه 162. [2] . سوره بقره/ آیه 256.

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11214
زمان انتشار: 10 سپتامبر 2019
|
جلسات خانواده آسمانی و شرح زیارت جامعه کبیره

جلسات خانواده آسمانی و شرح زیارت جامعه کبیره

جلسه خانواده آسمانی ساعت 17:00- 18:00 و شرح زیارت جامعه کبیره ساعت 18:30- 19:30 پنجشنبه 98/06/21 در حسینیه قرائت قرآن (اثنی عشری) برگزار می‌گردد. این جلسات به صورت زنده از سایت montazer.tv پخش می گردد. نشانی: شهر ری، خیابان قم، انتهای خیابان آستانه، محوطه پارکینگ حرم، حسینیه قرائت قرآن (أثنی عشری) آرشیو مباحث استاد شجاعی فروشگاه آنلاین با محصولات ناب

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11200
زمان انتشار: 2 سپتامبر 2019
|
جلسات خانواده آسمانی و شرح زیارت جامعه کبیره

جلسات خانواده آسمانی و شرح زیارت جامعه کبیره

قرائت زیارت جامعه کبیره توسط آقای اسکندری ساعت 17:00 و سخنرانی استاد محمد شجاعی ساعت 18:30 پنجشنبه 98/06/14 در حسینیه قرائت قرآن (اثنی عشری) برگزار می‌گردد. این جلسات به صورت زنده از سایت montazer.tv پخش می گردد. نشانی: شهر ری، خیابان قم، انتهای خیابان آستانه، محوطه پارکینگ حرم، حسینیه قرائت قرآن (أثنی عشری) آرشیو مباحث استاد شجاعی فروشگاه آنلاین با محصولات ناب

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed