www.montazer.ir
شنبه 13 ژوئن 2026
شناسه مطلب: 11189
زمان انتشار: 27 اوت 2019
| |
«ابدی بودن» بهشت، از نعمت های بهشت است

خانواده آسمانی؛ جلسه 513؛ 98/05/31

«ابدی بودن» بهشت، از نعمت های بهشت است

در بهشت چند نعمت وجود دارد که از خود بهشت بالاتر است. یکی از آنها «ابدی بودن» بهشت است. یعنی مؤمنین در عین اینکه در بهشت در اوج شادی و لذت به سر می‌برند، هیچ وقت از بهشت بیرون نمی‌روند و بهشت برایشان پایان‌پذیر نیست. این ابدی بودن، لذت فوق‌العاده وصف‌ناپذیری دارد.

بحثمان در اوصاف بهشت به موضوع «دارالمقامه»، یعنی ابدی بودن بهشت رسید. اکثر انسان­ها با یک شادی 24 ساعته یا چند روزه چقدر ذوق و شوق دارند و چقدر هم دلشان را به آن خوش می‌کنند. حالا شما تصور کنید در بهشتی قرار دارید که هر چیزی در آنجا هست و هیچ مشکل، غم و غصه، مریضی، اضطراب و ناراحتی و هیچ دغدغه‌ای ندارید و از طرفی ابدی و ماندگار هم هستید. در نظام تفکر و عقلانیت اهل‌بیت (علیهم‌السّلام) از ما خواسته شده در ارزیابی‌هایمان دقت کنیم. ابدیت را به موقت بودن و متاع محدود دنیا نفروشیم که هر لذتش همراه با ده‌­ها زجر و گرفتاری و ترس و اضطراب و محدودیت و غم و غصه است. اصل نعمتهای بهشت یک داستان دارد، و جاودانه بودنش ماجرا و حظ دیگری دارد. این ابدیت اگر بخواهد در جان ما تأثیر بگذارد، باید مورد تعمق، تعقل و تفکر قرار بگیرد. یعنی باید انسان تمرکز بگیرد و دقایقی را در طول شبانه‌روز به مسئله جاودانگی و ابدیت فکر کند و خودش را درست نگاه کند که یک موجود جاودانه است. این فوق‌العاده مهم است. اینکه "من جاودانه هستم"، "من ابدی هستم"، یک ذکر بسیار باارزش است و ثواب بالایی هم دارد. سازندگی فوق‌العاده زیادی هم برای ما دارد. پس ما باید نظام ارزیابی‌ و نمره‌دادن‌هایمان، مهندسی آرزوها و حساب و کتاب‌هایمان با حساب و کتاب خدا و اهل بیت علیهم‌السلام بخواند. چون آنها تمام مسیر سلوکی را طی کرده‌اند و حالا به ما می‌گویند شما باید از چه چیزی بدتان بیاید، از چه چیزی خوشتان بیاید. از چه چیزی بترسید، از چه چیزی نترسید. چه چیزی خوب است، چه چیزی بد است. چه چیزی لازم است، چه چیزی لازم نیست. چه چیزی واجب است، چه چیزی مستحب است. چه چیزی مباح است، چه چیزی مکروه است. نکند معصوم به یک چیزی اهمیت بدهد و ما به چیز دیگری. یا معصوم یک چیزهایی را از خدا بخواهد و ما چیزهای دیگر را بخواهیم. اینطوری باعث می‌شود که هم در دنیا و هم در آخرت بین ما و خانواده آسمانی‌مان فاصله بیفتد. غم‌انگیزترین عذاب برای انسان دور شدن از خانواده آسمانی‌اش است. چون دور بودن از این خانواده، به قدری تلخ است که بهشت هم برای انسان جهنم می‌شود. پس باید نظام زندگی‌مان را به گونه‌ای طراحی کنیم که معنای زندگی کردن با معصوم در دنیا تحقق پیدا کند. شناخت خدا، شادی و آرامش درونی به همراه دارد در شرح و توصیف دارالمقامه از بیانات امام سجاد (علیه‌السّلام) استفاده می‌کنیم. ایشان در دعای شریفشان می‌فرمایند: «الْحَمْدُ لِلهِ عَلَى‏ مَا عَرَّفَنَا مِنْ‏ نَفْسِه‏= شکر خدایی را که معرفتی از خودش را به ما شناساند». شکرهای یک نفر قیمت‌های او را مشخص می‌کند. موضوع شکر تو نشان می‌دهد که در کدام یک از این مراتب پنجگانه (جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلی یا فوق عقلی و انسانی) هستی. برای چه چیزهایی شکر می‌کنی، برای چه چیزهایی ذوق‌زده می‌شوی، برای چه چیزهایی الحمدلله می‌گویی، اینها مهم هستند. اولین فرمایش، حمد خداست. به خاطر اینکه خودش را به من شناساند. برای شخصیت انسان، هیچ لذتی بالاتر از شناخت خداوند تبارک و تعالی نیست و در یک کلام به شما بگویم: اگر کسی الله را بشناسد، همیشه شاد و آرام است و هیچ وقت غصه‌های‌ شأن‌های پایینی دستشان به این نمی‌رسد. آدمی که در دنیا احساس غم و غصه و بدبختی و سیه‌روزی و تیره‌بختی به سراغش می‌آید؛ یا با یک طلاق، مردن، دعوا و ورشکستگی اقتصادی و یک بیماری احساس می‌کند که الان همه چیز تنگ و تاریک شده و همه بدبختی‌ها به او روی آورده اند، شخصیت ضعیفی دارد. اگر کسی الله را بشناسد، مدام قدرت و شادی و آرامش کسب می‌­کند. یعنی تمام سعادت در شناخت الله است. پس انسانی که به دنیا می‌آید، بزرگترین سهم و بهره‌اش، بزرگترین لذت و کامش، بزرگترین غنیمت و نعمتی که گیرش می‌آید، این است که به معرفت الله برسد و بتواند الله را بشناسد.  نه در دنیا و نه در آخرت، هیچ مقامی و هیچ لذتی بالاتر از معرفت‌ الله نیست. درجات انسان­ها در نظام ابدی براساس میزان معرفت آنها به الله تنظیم می‌شود. برای همین است که حضرت سجاد می‌گوید: «خدا را شکر می‌کنم که خودش را به من شناساند». بدبخت‌ترین و نکبت‌ترین آدم، کسی است که به این دنیا بیاید و محصول عمرش پول و طلا و مسکن یا قهرمان جهان در فلان رشته ورزشی باشد؛ یا مشهورترین و معروف‌ترین آدمها باشد؛ یا ازدواج کند و تشکیل خانواده بدهد؛ یا رئیس‌جمهور یا فلان پرفسور در رشته علمی بشود. با شناخت خدا به برکت اقتصادی و مالی می رسید «معرفت الله» مرکز قدرت‌های طبیعی و دنیایی هم است. یعنی اگر کسی می‌خواهد درآمد خوبی هم داشته باشد، با معرفت الله می‌تواند برکت اقتصادی خوبی داشته باشد. اگر کسی می‌خواهد بدن با نشاط و قدرتمندی داشته باشد، با معرفت الله می‌تواند. اگر کسی می‌خواهد یک زندگی زناشویی فوق‌العاده خوبی داشته باشد و با اعضای خانواده‌ و فامیلش بتواند شیرین و شاد و عاشقانه زندگی کند، معرفت الله برایش جبران می‌کند. اگر کسی عشق رمانتیک با همسرش و عشق خیلی خوب با پدر و مادرش، خواهر و برادری و هر چه که هست، عشق‌های عالی خوب زمینی می‌خواهد، این همه با معرفت الله جبران می‌شود. اگر کسی فهم خوب می‌خواهد، در هر رشته‌ای معرفت الله به او قدرتش را می‌دهد. «معرفت الله» اسم اعظم است. هر کاری می‌توانید با آن بکنید. اما وقتی معرفت الله نباشد، انسان کور زندگی می‌کند. معرفت الله است که باطن ما را از حالت «جمادی، گیاهی و حیوانی» به باطن انسانی تبدیل می‌کند. اگر اولیاء خدا یا ائمه افرادی را به شکل انسان یا حیوان می‌دیدند، بر اساس ساختار معرفت الله بوده. اگر معرفت الله باشد، انسان قطعاً باطن انسانی دارد و اگر معرفت الله نباشد، حیوان است. هر چند در دنیا موفق باشد. «وَ أَلْهَمَنَا مِنْ شُكْرِهِ= و شكر و سپاس (از نعمت‌‌هاى) خود را به ما الهام نمود». اگر کسی فهمید خدا چه نعمت‌هایی به او داده، به مقام شکر می‌رسد و نعمتها را درست نگاه می‌کند. نعمت‌های مادی سر جای خودش جای شکر دارد. آن هم بی‌­نهایت. نعمت­‌های معنوی هم همین­طور. میزان شخصیت یک انسان، دارایی، قدرت و محبوبیت یک انسان در عالم غیب به شکر یک انسان مربوط است. پس قدردانی از نعمتهای عظیمی که خدا به ما داده، مثل دیدن خوبی‌ها، دیدن قشنگی‌های افراد، زیبایی‌های افراد، اینها شکر است. شکر خدا، موجب همسایگی کریمانه خدا و مقام مقربین می شود «حَمْداً نُعْتَقُ بِهِ مِنْ أَلِیمِ نَارِ اللهِ إِلَى كَرِیمِ جِوَارِ اللهِ= سپاسی که ما را از آتش دردناک حق آزاد و در جوار کرم نامتناهی‌اش جای دهد». اگر این حمد لله با معرفت باشد، اولین کاری که با ما می‌کند، این است که آزاد می‌شویم از آتش دردناک خدا و ما را در پناه و همسایگی کریمانه خدا می‌برد. یعنی از کرمش تو را بهره‌مند می‌کند که سرمست می‌شوی. الحمد لله ما را به این مقام می‌رساند، سلوک یعنی این. بنده‌ای که به مقام شکر می‌رسد، شیطان نمی‌تواند هیچ‌گونه وسوسه‌ای در دل او بیندازد. مثل بچه‌ای که عاشق پدرش است؛ یا خانمی که به شدت عاشق همسرش است، یا آقایی که به شدت عاشق همسرش است؛ یا دو برادری که به شدت عاشق هم هستند. اگر کسی خدا را بشناسد، با رفتن و مردن کسی افسردگی و پژمردگی سراغش نمی‌آید. ولی چون انسان خودش را نمی‌شناسد، همه چیز را ظاهری و حیوانی معنا می‌کند. حضرت می‌فرماید: «حَمْداً نُزَاحِمُ بِهِ مَلَائِكَتَهُ الْمُقَرَّبِینَ= حمد و سپاسی آنچنان که ما را با فرشتگان مقرب او همنشین سازد». کسانی که می‌خواهند با ملائکة الله ارتباط خصوصی و شخصی برقرار کنند و با ملائکة الله رفیق شوند، باید به شکر خدا مداومت ورزند. آنهایی که در دین خدا و ارزشهای الهی استقامت می‌کنند و در اجرای دستورات خدا شل نیستند، بی‌اراده و تنبل و کسل نیستند، دستورات الهی را با شادی انجام می‌دهند و آرام اند. «وَ نُضَامُّ بِهِ أَنْبِیَاءَهُ الْمُرْسَلِینَ= ما را جمع می‌کند با انبیاء مرسلین»،  یعنی حمد انسان را می‌رساند به جایی که با انبیاء مرسلین باشد». حمد انسان را با انبیاء مرسلین و در خانه جاودانی که هیچ وقت از بین نمی‌رود، هم­ مقام قرار می‌دهد. یک کمی روی آن تمرکز کنید. الان در دنیا هر چه هست، متزلزل است. پدرت و مادرت متزلزل هستند و یک روزی از دست تو می‌روند. همسرت از دستت می‌رود، فرزندانت، سلامتی، جوانی، زیبایی، قدرت، عزت، محبوبیت، همه اینها متزلزل هستند. بزرگترین نفهمی این است که تو عمرت را، دلت را، وقتت را، سرمایه‌ات را روی کسی یا چیزی بگذاری که قرار نیست برای تو بماند. درحالی که باید وقتت را روی خدا و آخرتت بگذاری که برای تو ماندگارند و می‌مانند. اگر می‌خواهی از پدر و مادرت، همسرت، فرزندانت، مالت، علم و سوادت، محبوبیتت خیر ببینی و حتی اگر می‌خواهی بلاهایی که در زندگی سر تو آمده خیرش را ببینی و نورانیتش را بگیری و نه نارش را، همه چیز را به حساب خدا بریز، پای خدا بریز. و گرنه از هیچ کدام از اینها خیر نمی‌بینی و برای تو هم نمی‌مانند. تو هم برای اینها نمی‌مانی، چه بسا تو زودتر از اینها آن طرف بروی. اگر انسان دنیاشناسی را داشته باشد، دیگر غصه نمی‌خورد. مگر اینکه این شروع براساس آخرت باشد، اگر براساس آخرت بود، دیگر ته ندارد، این شروع آخر ندارد، تا ابدیت و تا جاودانگی می‌رود. «ما عِنْدَكُمْ یَنْفَدُ وَ ما عِنْدَ اللهِ باقٍ[1]= هر چیزی پیش شماست، نابود می‌شود و آنچه نزد خداست می‌ماند». پس عرضه داشته باش و اولین کاری که می‌کنی، نه شوهرت و زنت و بچه‌هایت و پدر و مادرت و شغلت، اول حواست به خودت باشد، اول خودت را را به خدا بسپار. اگر کسی بگوید: خدا را خیلی دوست دارم و راست هم بگوید، معلوم است خدا بینهایت بیشتر از این دوستش دارد. علامت دوست داشتن خدا این است که به عشق او برای دنیا غصه نمی­‌خورد و دیگر احساس ذلت نمی‌­کند. دیگر به کسی حسادت نمی­‌کند. زودرنج و عصبی و پرخاشگر و بدزبان نیست. علامتش شادی و آرامش است، علامتش این است که مهربانی کنی به کسانی که به تو بد می‌کنند. چون تو عشق را داری. پس اول بین خودت و خدا به صلح برس. در ادامه امام سجاد علیه‌السلام می‌فرماید: «فِی دَارِ الْمُقَامَةِ الَّتِی لَا تَزُولُ وَ مَحَلّ کَرَامَتِهِ الّتِی لَا تَحُولُ = و در آن سرای جاوید که جایگاه کرامت همیشگی که زائل شدنی نیست و آن محل کرامتی که دچار تحول نمی­‌شود». دنیا زائل است. در هر چیز دنیا حساب کنی، از تو گرفته می‌شود، اما ابدیت اینطوری نیست. بنابراین، دارالمقامه، خانه یک آدم باشخصیت و عاقل و متعادل است که ابدیت را ترجیح می‌دهد به دنیا. ارتباطات، انتخابها، رفتارها، چینش‌های فکری‌اش در همه زمینه‌ها براساس دارالمقامه، یعنی خانه ابدیت است. در همه انتخاب‌هایش چیزی را انتخاب می‌کند که او را به ابدیت و سرای ابدی برساند. با هیچ کس هم در این زمینه تعارف ندارد و محکم می ایستد. قا/201 بهشت/ ابدیت- شکر- معرفة الله [1] . سوره نحل/ آیه 96.

صوت

1 - «ابدی بودن» بهشت، از نعمت های بهشت است

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11187
زمان انتشار: 26 اوت 2019
|
خانواده آسمانی و شرح زیارت جامعه کبیره

خانواده آسمانی و شرح زیارت جامعه کبیره

به اطلاع می‌رساند، جلسات خانواده آسمانی و شرح زیارت جامعه کبیره پنجشنبه 98/06/07 تعطیل می‌باشد. آرشیو مباحث استاد شجاعی فروشگاه آنلاین با محصولات ناب  

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11177
زمان انتشار: 21 اوت 2019
| |
زندگی موفق در «نگاه ابدی» حاصل می‌شود

خانواده آسمانی؛ جلسه 512 ؛ 98/05/24

زندگی موفق در «نگاه ابدی» حاصل می‌شود

اگر کسی بخواهد از دنیایش لذت ببرد و در امور «جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلی و فوق عقلی» خیر ببیند و همه اینها به نفعش تمام شود، باید دائماً «نگاه ابدی و جاودانه» را با خود داشته باشد.

بحث ما در باره بهشت و خانه ماندگاری بود. گفتیم مسئله جاودانگی و ماندگاری، جزء ذات انسان است و اساساً خداوند ذات انسان را موجودی ابدی و جاودان خلق کرده و مرگی برای او قرار نداده است. ساختار وجودی ما، یک ساختار جاودانه است. یعنی از وقتی که خدا ما را می‌آفریند و به این دنیا قدم می‌گذاریم، در مسیر بازگشت هستیم. یعنی یک قوس نزولی است که از الله شروع می‌شود و بعد از طی کردن عوالم جبروت، ملکوت و ناسوت یعنی دنیا، باز هم همین مسیر برگشت را طی می‌کنیم و در قوس صعود، به خدا و بعد هم به بی‌نهایت برمی‌گردیم . اصلاً ساختار وجودی ما یک ساختار جاودانه است. هر نگاه و هر تصمیمی که به ابدیت ما لطمه می‌­زند، تصمیم خطرناکی است. ما باید خودمان را به عشق ابدی دوست داشته‌باشیم و برایش برنامه‌ریزی کنیم. یکی از چیزهایی که معصومین (علیهم‌السّلام) خیلی اصرار دارند، این است که ما این نگاه جاودانه و ابدی را به خودمان پیدا کنیم. از این رو می‌بینید که در آیات الهی 80 بار خدا یک مسئله را تذکر می‌دهد، یعنی فوق‌العاده مهم است و تو ابدی و جاودانه هستی. همجنین دعاها و روایات زیادی هست که به ما دائم همین تذکر را می‌دهند. بنابراین، اگر کسی بخواهد از دنیایش لذت ببرد و در امور جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلی، فوق عقلی خیر ببیند و به نفعش تمام بشود، باید دائماً نگاه ابدی و جاودانه را با خودش داشته باشد. به محض این که ابدیت از جلوی چشمتان کنار می‌رود، نعمتها تبدیل به نقمت و مصیبت می‌شود و به انسان آسیب می‌زند و در هیچ یک از پنج جهت (جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلی و فوق عقلی) خیر نمی‌بیند. خدا با من است علی بن ابیطالب علی علیه‌السلام می‌­فرماید: «اِتَّقُوا اللّهَ تَقِیَّةَ مَنْ سَمِعَ فَخَشَعَ= خداترس باشید. ترس کسى که شنیده، سپس فروتنى کرده است». «اِتَّقُوا الله» یعنی از اینکه رابطه‌تان با خدا خراب بشود، بترسید. در ارتباطاتتان جانب خدا را رعایت کنید که به این ارتباط عاشقانه عبد و معبود و عاشق و معشوق آسیبی نرسد. چون انسانی که خدا را از دست بدهد، تمام چیزهایی که دارد، برایش جهنم‌ساز می­‌شود و از هر چه که دارد، خیر نمی‌بیند. رمز این که انسان بخواهد از دنیا و آخرتش خیر ببیند، خداداری است. این که انسان ایمان به خدا بیاورد و باورش کند و بعد خداداری کند. یعنی اگر سوال کنند خدا را داری؟ بگوید: بله دارم. این خیلی مهم است. داشتن یعنی مثلاً شما یک مشکلی برایتان پیش می‌آید و می‌گویید که فلانی می‌تواند کمکم کند. یعنی اگر بروم به او بگویم، پای کار من می‌ایستد. این داشتن است. یعنی او را دارم: مادی، عاطفی و... هر چه که هست، کمکم می‌کند. بعضیها همین نگاه را نسبت به خدا دارند. یعنی تا یک مشکل پیدا می‌کنند، خدا را دارند و اصلاً ذهنشان نمی‌رود سراغ پدر و مادر و خواهر و برادر و دیگران. اصحاب موسی از ترس‌ گفتند:«‏إِنَّا لَمُدْرَكُونَ[1]= اینک به دست فرعونیان خواهیم افتاد».اما موسی در پاسخ آن­ها گفت: «كَلاَّ إِنَّ مَعِی رَبِّی سَیَهْدِینِ[2]= هرگز چنین نیست، خدا با من است و مرا به یقین راهنمایی خواهد کرد». خوش به حال کسی که خداداری فقط برای حل مشکلات زندگی­اش نیست؛ بلکه فرصتی برای عاشقی اوست. خداداری یعنی تو کسی را دوست داری که می‌توانی با او کلی عشقبازی کنی و او هم با تو عشقبازی کند. این یعنی خدا داشتن. خداداری یعنی کسی که با داشتن او به هیچ وجه احساس تنهایی نمی‌کند. اینکه فلانی مُرد، فلانی مسافرت رفت، چون بی‌حوصله و تنها هستم، می­‌خواهم خودکشی ‌کنم، یعنی تو اصلاً خدا را نداری. خداداری یعنی باور به این که خدا با همه اسماء و صفاتش پای تو می‌ایستد. در بدترین و سخت‌ترین شرائط پای تو می‌ایستد، تا می‌روی دو رکعت نماز می‌خوانی، یادت هست که او را داری برای عاشقی، خلوت، تنهایی، و برای بی‌کسی‌هایت او را داری.پس نباید این را از دست بدهیم.  تقوا یعنی من چنین خدایی را از دست ندهم یا کاری نکنم که بین من و خدا فاصله بیافتد و دیگر او را نداشته باشم. در مرتبه بعدی، وقتی حضرت می‌گوید تقوا پیشه کنید، یعنی کاری نکنید اهل بیت علیهم‌السلام، و امام زمان علیهم‌السلام را از دست بدهی. «اِتَّقُوا الله»، یعنی طوری رفتار کنید و جانب خدا را داشته باشید که وقتی حرف خدا یا حرف یک معلم یا حتی حرف خوب از زبان یک عالم ربانی یا حتی یک کافر را می‌شنوید، با جانتان آن را بگیرید و خشوع داشته باشید و جذبش کنید. چنین کسی به قدرت، شادی و آرامش می‌رسد و شنیدن با شدنش یکی می­‌شود. امّا این که پوست‌کلفتی کند و از این گوش بگیرد و از آن گوش در کند و هیچ تغییری در اخلاق، سبک زندگی، رفتار و باورش ایجاد نشود، قساوت قلب می‌گیرد. در ادامه حضرت علی علیه‌السلام می‌­فرماید: «وَ اسْتَظْهَرَ زَاداً لِیَوْمِ رَحِیلِهِ و وَجْهِ سَبِیلِهِ= و براى روز كوچیدنش و راه سفرش و وقت نیازش و جایگاه حاجتش توشه بر گرفت». رحیل یعنی کوچ کردن. این که می‌گوییم: فلانی رحلت کرد، یعنی بار سفرش را بست و رفت. همه ما این رحلت را داریم. «استظهار»، یعنی می‌تواند به این وسایل تکیه کند. مثلاً خیالش راحت است که پول دارد، ماشین‌اش خوب است و برای مسیر چادر و وسایل گرم‌کننده دارد. «استظهار»، یعنی پشتم گرم است. یعنی یک پشتیبانی برای خود داشتن. این پشتیبانی از نظر توشه است برای رفتن. چنین آدمی دیگر ترسی برای رفتن ندارد. چون آمادگی را در خود ایجاد کرده است. منظور از «زاد» سرمایه‌ایست که وقتی تو با آن روبرو می‌شوی، روی دیدن با خدا، امام و ملائکة الله را داری. گاهی انسان بی‌تقوایی می­‌کند، بعد می‌گوید دیگر روی دیدن شوهرم یا پدر و مادرم را ندارم، خجالت می‌کشم. علتش این است که این آدم زاد ندارد؛ پس استظهار و پشتیبانی هم ندارد. در ادمه حضرت می‌فرماید: «وَ حَالِ حَاجَتِهِ» و لحظه‌ای که نیاز داری، باید داشته باشی. این داشتن باید در روح آدم تهیه بشود. «وَ مَوْطِنِ فَاقَتِهِ»، یعنی آن جایی که دیگر به پیسی و گدایی می‌خوری، کم می‌آوری، روزی که مال خودش کفاف نمی‌دهد، ثروتش رفته. اما کسی که تقوا دارد، برای روز بدبختی­‌اش ذخیره دارد. اگر خودش هم نداشته باشد، پنج تا رفیق بهشتی دارد که می توانند کمکش کنند. «وَ قَدَّمَ‏ أَمَامَهُ‏ لِدَارِ مُقَامِهِ= برای جایگاه ابدی زاد و راحله پیش فرستاد». «قدّم» یعنی جلو بفرستد. پیشاپیش، برای سرای ماندگاریش کار خیر بفرستد. بعضیها خیلی هوشیار و زیرک هستند و کار خیر می‌کنند و آن را فراموش می‌کنند. پول می‌دهند و اصلاً دنبال این نیستند که بروند از طرف پس بگیرند. می‌گوید: ولش کن داد، داد. نداد هم حلالش. این جور آدمها برای خودشان آخرت و ابدیت می‌سازند. حضرت مسیر را می‌شناسد و می‌داند خطر چقدر است. برای همین می‌گوید خطرتان را بگویم چیست؟ این است که شما ابدیت سر راه دارید و توشه کم دارید. این خیلی مصیبت است. این توشه را زیادش کن. هیچ کس نیست که در زندگیش خدا برایش از این راه‌ها نگذاشته باشد. از فقیرترین آدم تا ثروتمندترین آدمها که دستشان خیلی باز است و می‌توانند خیلی کارها بکنند. قا/200 بهشت/ جاودانگی   [1] . سوره شعراء/آیه 61. [2] . سوره شعراء/آیه 62.

صوت

1 - زندگی موفق در «نگاه ابدی» حاصل می‌شود

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11176
زمان انتشار: 21 اوت 2019
| |
اهل تفکر، با یاد جهنم از گناه دوری می کنند

خانواده آسمانی؛ جلسه 511؛ 98/5/24

اهل تفکر، با یاد جهنم از گناه دوری می کنند

اهل خرد، از جهنم پناه به خدا می‌برند. خردمند با دیدن هر چیزی، هم بهشتش را طی می‌کند و هم جهنمش را. آنهایی که دچار جهنم می‌شوند، علیتش این است که اهل فکر کردن نیستند.

خداوند تبارک و تعالی در چند آیه، افرادی را ستایش و تحسین می‌کند که فوق‌العاده هستند. اینها آدم­هایی هستند که نشسته یا ایستاده و حتی وقتی راه می‌روند، یا بر پهلوهای خود دراز کشیده اند، یاد خدا هستند. یعنی دائم در حال حرف زدن با معشوق هستند. «الَّذِینَ یَذْكُرُونَ اللَّهَ قِیاماً وَ قُعُوداً وَ عَلى‏ جُنُوبِهِمْ[1]= آنان که همواره خدا را ایستاده و نشسته و به پهلو آرمیده یاد می‌کنند.» بعضی‌ها اصلا چنین حس‌­هایی را ندارند. وقتی می‌خوابند هزارتا فکر جهنمی با خود دارند. با همه در خواب دعوا و درگیری دارند. حتی اگر کسی هم نباشد، در خیال شان با آنها درگیر هستند. این جهنمی شدن است. او اصلاً متوجه نیست که خوابش سوختن است؛ نشستنش سوختن است؛ قدم زدنش سوختن است؛ مسافرتش سوختن است. اما یک کسی هم می‌بینی آنقدر عرضه دارد که خدا و بهشتیان را می‌آورد کنار خودش و مدام با اینها حرف می‌زند. در ادامه آیه می‌فرماید: «وَ یَتَفَكَّرُونَ فِی خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ= و پیوسته در آفرینش آسمان‌ها و زمین می‌­اندیشند». اینها آدم‌هایی هستند که هیچ چیز را عادی نمی‌بینند و به همه چیز فکر می‌کنند. اینطور نیست که بگوید این که چیزی نیست! همین که می‌گوید این که چیزی نیست، کور و احمق می‌شود و از غیب خودش را محروم می‌کند. مثل کسی که تلفنش را خاموش می‌کند و ارتباطش با غیر قطع می شود. ذهن و فکر ما دائم درگیر مسایل جمادی یا گیاهی یا حیوانی است. درس هم که می‌خوانیم، درست درس نمی‌خوانیم. چون نمی‌خواهیم استفاده‌ای کنیم تا ما را اوج بدهد. این درس نورانیتی نمی‌دهد. درس خیلی مقدس است، دانشگاه خیلی مقدس است، حوزه خیلی مقدس است، آدم باید از اینها نورانیت کسب کند. اما کسی که ذهن و عقلش خوب کار نمی‌کند، نمی تواند استفاده کافی ببرد. حالا کسی که همیشه با خداست، به هر چه هم که نگاه می‌کند، ظهورات خدا را می‌بیند. برای همین است که اصلاً هیچ چیزی در زندگی برای او عادی نیست. حالا کسی که مؤمن و باهوش و عاقل است، در جوانی‌اش هم اینطوری است. نمی‌ایستد تا پیر شود که این اتفاق برایش بیافتد. در نوجوانی هم خوب فکر می‌کند. یعنی می‌فهمد که سیب، پرتقال، سبزی، غذا و گوشت و .. نعمتهایی هستند که باید به آنها فکر کرد. چنین آدمی، وقتی نگاه می‌کند، اصلاً نگاه او هیچ وقت عادی نیست و چون عادی نیست، دائماً در عبادت و ذکر است، دائماً در نماز است. خوشا آنان که اله یارشان بی           که حمد و قل هو اله کارشان بی خوشان آنان که دائم در نمازند        بهشت جاودان مأوای شان بی «یَتَفَكَّرُونَ فِی خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ» یعنی آسمان و زمین را نگاه می‌کند، چه می‌گوید؟ می‌گوید: «رَبَّنا= پروردگار ما». یعنی حواسش هست که همه موجودات و خودش پرورنده دارد. رب یعنی مالک مدبر. انسان وقتی اینها را می‌بیند، می‌فهمد که یک حکمت پشت کار است. خدا بی‌نیاز از این کارهاست. بی‌نیاز از خلقت است. پس برای چه خلق کرده؟ «رَبَّنا ما خَلَقْتَ هذا باطِلاً= پروردگارا تو اینها را بیهوده خلق نکردی». می‌فهمد که خلقت همه چیز، هدفدار است. او همینطور در هدف خلقتش از دنیا خارج می‌شود و در برزخ و قیامت می‌رود. بعد بهشت و جهنم را می‌بیند. آدم عاشق بهشت را می‌بیند، جهنم را می‌بیند و می‌ترسد. بعد می‌گوید: «سُبْحانَكَ فَقِنا عَذابَ النَّارِ= تو از هر عیب و نقصی منزّه و پاکی». پس ما را از عذاب آتش نگاهدار». از اینکه آن بیهوده نیست، می‌فهمد که در خلقت هدف دارد و می‌فهمد که نباید به جهنم برود. می‌فهمد که اگر تفکر نکند، اگر یاد خدا نکند، اگر هدف خلقت را نشناسد، اگر نگاهش به همه اشیاء عادی باشد، جهنمی می‌شود. «وَ الَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنَا اصْرِفْ عَنَّا عَذابَ جَهَنَّمَ إِنَّ عَذابَها كانَ غَراماً[2]=  و آنان هستند که دائم می­‌گویند: پروردگارا عذاب جهنم را از ما بگردان، که سخت عذاب مهلک و دایمی است». خداوند یک عده‌ای را در قرآن تحسین می‌کند و می‌فرماید اینها آدم‌هایی هستند که می‌گویند: خدایا عذاب جهنم را از ما برگردان. برگردان یعنی ما گناه می‌کنیم و جهنم هم همراه ماست، ولی تو ما را برگردان. چون می‌دانند که  عذاب جهنم سخت، تلخ و دردناک است. «وَ مِنْهُمْ مَنْ یَقُولُ رَبَّنا آتِنا فِی الدُّنْیا حَسَنَةً وَ فِی الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَ قِنا عَذابَ النَّارِ[3]= و بعضی دیگر گویند: خدایا ما را از نعمتهای دنیا و آخرت، هر دو بهره‌مند گردان و از عذاب آتش دوزخ نگاه دار». بعضی‌ها فقط از خدا دنیا را می‌خواهند. دائم طلب دنیا می­‌کنند. چنین کسانی اصلاً از آخرت سهمی ندارند. اما  بعضی‌­ها زیرکند. می‌گویند خدایا در دنیا خودت را بده، آخرت هم خودت را بده. چه حسنه‌ای بالاتر از خود خدا. خدا امام را رحمت کند که می‌گفت: حسنه خود خداست. «الَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنا إِنَّنا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا وَ قِنا عَذابَ النَّارِ. اینهایی که به خدا می‌گویند خدایا ما ایمان آوردیم، قبولت داریم، دلمان با تو محکم است، شک و تردیدی نداریم، از او می‌خواهند که گناهان‌شان را ببخشد و از عذاب آتش نگه دارد. دعا را ما باید همیشه بخوانیم. امام در نوک قله خلقت هستی قرار دارد نکته‌ای که خیلی مهم است و باید به آن فکر کنیم، این است که ائمه کسانی هستند که بهتر از هر کس دیگری با هندسه خلقت، آشنایی دارند. این که از الله تا ماده چه چیزهایی هست؟ چه منازلی هست؟ چه مراحلی هست و اینکه از زمین تا الله چه مراحلی هست؟ چه چیزهایی خوب است؟ چه چیزهایی قشنگ است؟ چه چیزهایی مهم است؟ چه چیزهایی کمک می‌کند؟ چه چیزهایی ما را جلو می‌برد؟ چه چیزهایی باعث آمرزش گناهان می­شود؟ چه چیزهایی ما را موفق می‌کند؟ چه چیزهایی آفت و خطرات و تهدیدات ماست و ما باید حواسمان را جمع کنیم؟ همه را خوب می داند. آنها متخصصین معصومی هستند که تمام اطلاعات تخصصی مربوط به آفرینش انسان، از روز اول خلقت تا قیامت و بعد از قیامت دست آنهاست. پس بهترین کس برای این که انسان در زندگی با آنها مشورت کند و از آنها اطلاعات و راهنمایی بگیرد، معصومین هستند. کسی غیر از آنها این تخصص‌­ها و آگاهی­‌ها را ندارد و ما یک نیاز حیاتی و ضروری به معصومین (علیهم‌السّلام) داریم. این خیلی مهم است که توجه کنید به این که معصومین کجاها آژیر کشیدند، کجاها اعلام خطر کردند، کجاها می‌گویند که مواظب باشید. چون خودشان مسیر را طی کرده اند، و نوک قله نشسته اند، حالا به ما می‌گوید از کجا راحت بیایید. گناهان را کوچک نشماریم امام باقر (علیه‌السلام) فرمود:«اِتَّقُوا اَلْمُحَقَّرَاتِ مِنَ اَلذُّنُوبِ= از گناهان كوچك بپرهیزید». بپرهیزید از آن گناهانی که شما می‌گویید این که چیزی نیست، این که اصلاً مهم نیست. همانجا انسان جهنم می‌رود. همان گناهی که تو کوچکش می‌شماری، همان خطرناک است. مهمترین چیزی که معصوم خودش از آن می‌ترسد و به ما می‌گوید که شما هم بترسید، «جهنم» است. امام حسین علیه‌السلام می‌گوید: خدایا من یک چیزی از شما می‌خواهم که اگر آن را به من بدهی، هر بلایی به سرم بیاید، اصلاً دیگر ابائی ندارم و اصلاً ناراحت نمی‌شوم و آن این است که من را پناه بدهی از جهنم. اگر کسی قرار باشد در بُعد جمادی، پولدارترین آدم جهان بشود، اما لقمه حرام می‌خورد، خمس و زکات نمی‌دهد، یعنی دائماً جهنم می‌سازد. در بُعد گیاهی هم همینطور است. مثلا در زن‌داری، بچه‌داری، تربیت بچه و ارتباط با خانواده همسر دائماً او گناه می‌کند. یا رفته درس خوانده، درس و علمش باعث می‌شود بیشتر آلوده بشود. این ارتباطات و تحصیلات باعث می‌شود که یک روند جهنمی در زندگی‌اش باز بشود. می‌گوید بالأخره من این شغل را دارم. باید دنبال این کار بروم. بعد دنبال آن کار می‌رود و آن کار برایش غفلت و بدبختی بیشتری می‌آورد. درس خواندنش هم برایش نکبت و آفت است. نمی‌فهمد که با ورود به دانشگاه، با این سفری که رفته، با این کشور و شهر و منطقه‌ای که برای زندگی انتخاب کرده، با این... و با هر چیز دیگری از این نعمتها چه بدبختی سر خودش و اطرافیانش می‌آورد. یکی از اصولی که شما باید همیشه به یاد داشته باشید، این است که نعمت همیشه خوب نیست. نعمت می‌تواند فتنه باشد. قرآن هم می‌گوید: «إِنَّ مِنْ أَزْواجِكُمْ وَ أَوْلادِكُمْ عَدُوًّا لَكُمْ فَاحْذَرُوهُمْ». بعضی از همسرانتان دشمن شما هستند، بچه‌ دشمن شماست، با همین بچه جهنم می‌روی، به خاطر همین بچه خودت را بدبخت می‌کنی، با همین همسر جهنم می‌روی، با همین مدرک تحصیلی، شغل، پولدار شدن، همینها مایه خودشیفتگی و خودبرتربینی تو می‌شود. اینکه دیگر بقیه را آدم حساب نکنی، همیشه از بقیه ایراد بگیری، همه را ضعیف بدانی، و خودت را بزرگ ببینی. در عبادت هم همینطور است. بسیاری از عبادتها ممکن است ما را جهنمی کند. چون وقتی که عبادت می‌کنیم، مثلا حالا یک نفر نماز نمی‌خواند، آن را کوچک می‌دانیم. یک نفر مثلاً بعضی از مسائل شرعی را رعایت نمی‌کند، فکر می‌کنیم ما بهشتی هستیم و او جهنمی است. این خیلی خطرناک است. بنابراین، نعمت و لطف خدا همیشه به نفع ما نیست. خداوند می‌فرماید: ما در هر نعمت، شما را امتحان می‌کنیم. مهم این است که انسان از آن امتحان پیروز بیرون بیاید و ظرفیت نعمت را داشته باشد. بی‌جنبه نباشد که تا خدا به او یک نعمت داد پررو بشود و خودش را جهنمی کند. حالا خدا هم می‌­گوید: اگر می‌خواهی جهنم نروی، من کمکت می‌کنم. ولی تو هم به سمت کارهای جهنمی نرو. به طرف اعمال و اخلاق و عقاید جهنمی نرو. مشکلی که الان وجود دارد این است که خیلیها دنبال این هستند که دنیای خوب و آبادی داشته باشند و فکر نمی‌کنند که این دنیای خوب و آباد چه بسا راه بزرگی و بسیار وسیع برای جهنمی شدن باشد. نعمتها همیشه خوب نیستند. کما اینکه بلاها هم همیشه بد نیستند. پس این یادمان نرود اگر ما استعاذه از جهنم نداشته باشیم، دنیای‌ ما خراب می‌شود و نمی‌توانیم از نعمتهایش استفاده کنیم و لذت ببریم. آخرت ما هم خراب می‌شود. قرآن آدم­های خاصی را معرفی می‌کند که خوش فکر و خوش فهم هستند. یعنی از نظر خرد، یک برتری‌هایی نسبت به دیگران دارند. یکی از لوازم دعاهایشان همیشه این است که به خدا می‌گویند: خدایا ما را جهنم نبر. این خیلی زیرکی است. امام حسین علیه‌السلام این فرمول را به ما یاد می‌دهد. می‌گوید خدایا یک چیزی از تو می‌خواهم. این را بده. هر چه بلا بدهی عیبی ندارد، ولی من را جهنم نبر. پس خدا اگر واقعاً در دل یک نفر ترس از جهنم ببیند، چون رفیق و مهربان است، اصلاً او را جهنم نمی‌برد. پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمود: خدا فقط کسانی را جهنم می‌برد که خودشان دوست دارند جهنم بروند. یعنی معصیت و گناه می‌کنند، اما ناراحت هم نیستند. لجبازی هم می‌کنند. خودش تمنا و هوسها و آرزوهای جهنمی دارد. این استعاذه خیلی مهم است. قا/199 معاد/ یاد جهنم [1] . سوره آل عمران/ آیه 191. [2] . سوره فرقان/ آیه 65. [3] . سوره بقره/ آیه 201.

صوت

1 - اهل تفکر، با یاد جهنم از گناه دوری می کنند

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11172
زمان انتشار: 19 اوت 2019
|
جلسات خانواده آسمانی و شرح زیارت جامعه کبیره

جلسات خانواده آسمانی و شرح زیارت جامعه کبیره

جلسه خانواده آسمانی ساعت 17:00- 18:00 و شرح زیارت جامعه کبیره ساعت 18:30- 19:30 پنجشنبه 98/05/31 در حسینیه قرائت قرآن (اثنی عشری) برگزار می‌گردد. این جلسات به صورت زنده از سایت montazer.tv پخش می گردد. نشانی: شهر ری، خیابان قم، انتهای خیابان آستانه، محوطه پارکینگ حرم، حسینیه قرائت قرآن (أثنی عشری) آرشیو مباحث استاد شجاعی فروشگاه آنلاین با محصولات ناب

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11162
زمان انتشار: 14 اوت 2019
| |
ما خلق شده ایم تا به طور همیشگی زنده بمانیم

خانواده آسمانی؛ جلسه510؛ 1398/05/17

ما خلق شده ایم تا به طور همیشگی زنده بمانیم

بحث­مان در این جلسه، دربارۀ بهشت است. بهشتی که به جنبۀ «ابدی و جاودان بودن» انسان مربوط است. انسان در بُعد فوق عقلانی‌­اش همه چیز را بی‌نهایت می‌خواهد و از امر محدود بیزار و متنفر است. به همین دلیل، تربیت انسان باید به سمت نامحدود بودن و جاودانگی جهت‌دهی بشود.

آن روزی که خداوند تبارک و تعالی حقیقت ما را آفرید، روح ما را هم بی‌نهایت آفرید. این مسئله به قدری مهم است که خداوند برای اینکه بتواند افکار و قوای ما را تنظیم کند، 80 بار در قرآن، به ما تذکر جاودانگی می‌دهد. معصومین (علیهم‌السّلام) نیز به طور مکرر این مسئله را به ما تذکر داده اند. چون اگر مسئله جاودانگی از نظر انسان کنار برود، تمام تصمیمات انسان و سو و جهت زندگی­‌اش عوض می‌شود. کافیست این جهت‌گیری را از زندگی یک نفر بردارید. او استمرار حرکت بهشتی را از دست می‌دهد و به جهنم می‌رسد. واجب‌ترین چیزی که انسان نیاز دارد که بفهمد، بحث «استمرار» حیات و «جاودانگی» است. چون جاودانگی، قدرت عبور از زندان دنیا را به انسان می‌دهد. اگر این قوه از قلب و مغز انسان خارج ­شود، در لجن‌زار دنیا می‌ماند و می‌پوسد و نابود می‌شود. رابطه دنیا با آخرت، مثل رابطه رحم مادر با دنیاست. جنین در رحم مادر، یک حیات محدود و موقت دارد که حیات ابزاری است. همه هم این را می‌فهمند. یعنی همه درک می‌کنند که این حیات، یک حیات گذراست. این نگاه، نگاه درستی به زندگی است که هیچ وقت، هیچ زن و مردی فکر نمی‌کند که جنین قرار است سال­ها در رحم مادر بماند؛ بلکه حیات مرحله بعد و اساساً ارزش یک حیات جنینی به دنیاست. مسئله در همین فهم و همین باور به رحم دنیاست که خیلی­‌ها را به اشتباه می­‌اندازد. یعنی حیات دنیا را حیات ماندگار می‌دانند و اساساً به دنیا به عنوان شرائط رحمی نگاه نمی‌کنند و به خودشان هم با ماهیت جنینی نگاه نمی‌کنند؛ بلکه دنیا را محل اصلی زندگی خود می­‌دانند و به خودشان هم به ماهیت جنینی نگاه می‌کنند. به همین دلیل، اگر به او بگویی تو می‌میری، می‌گوید: بله من می‌میرم و بعد از آن هم هیچ خبری نیست. چنین فردی نوع تصمیم‌گیری‌ها، افکار، انتخابات، ارتباطات و سبک زندگی‌­اش فقط به درد رحم دنیا می‌خورد، ولی فایده‌ای برای مرحله بعد ندارد. چون در دنیا هیچ رشدی برای خودش قائل نیست. حالا دو جنین را در نظر بگیرید. یکی در رحم مادر فعالیت زیادی متناسب با شرائط زیستی دنیا ندارد و بر این اساس، زندگی و رشد می‌کند؛ اما نه برای دنیا. در نقطه مقابل، جنینی را در نظر بگیرید که در رحم مادر، دقیقاً از زمانی که نطفه‌اش منعقد می‌شود، هدف‌دار برای زندگی در دنیا رشد می‌کند. برای همین هم ما از رحم مادر شش نوع تولد داریم: «سالم، سالم قوی، ضعیف، بیمار، ناقص و معلول». عین این شش تولد را هم آدم­ها از رحم دنیا به آخرت دارند. فقط یک عدۀ کمی در رحم دنیا برای ملکوت هدف‌دار زندگی می‌کنند. اینها وقتی که وارد ملکوت می‌شوند، تجهیزات مورد نیاز برای فضایی بی‌نهایت زیباتر از دنیا، بزرگتر از دنیا، کاملتر از دنیا و پیچیده‌تر از دنیا را دارند. چون خودشان را در دنیا آماده کرده‌اند. امّا کسی که «وقتش، اندیشه‌اش، تفکراتش، انتخاباتش، ارتباطاتش، معشوق‌ها و سبک زندگیش» فقط به درد دنیا می‌خورد، اصلاً تناسبی با آن بهشت و فضای بهشتی ندارد. وفات او چقدر وحشتناک است! او وارد فضایی می‌شود که هیچ­کدام از تجهیزات لازم برای زندگی در آن فضا را با خودش به همراه ندارد. مردنش خیلی وحشتناک است. قابل برگشت هم نیست. شما اگر بخواهید در سیستم حیات دنیایی‌تان به گونه‌ای زندگی کنید که موقع وفات، وارد بهشت بشوید و به مقام شایسته برسید، باید در سیستم دلتان سه جهت‌گیری حاکم بشود. مثل یک دستگاه «مسیریاب» که دقیقاً در رحم دنیا روی نفست سوار کنی که در پیچ و خم‌های زندگی و کوچه پس کوچه‌های درگیری‌های مربوط به کمالات جمادی، گیاهی، حیوانی و ... له نشوی. این درگیری ها اعم از پیچ و خم‌های وحشتناک اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، ‌اجتماعی مثل ازدواج و تشکیل خانواده، فامیل‌‌بازی و.... است. حالا این وسط هم خیلی چیزهای دیگری پیش می‌آید که انسان آمادگیش را ندارد. مثلا یک دفعه ثروتمند می‌شود؛ یا یک دفعه یک ازدواج موفق می‌کند؛ یا یک دفعه یک شهرت پیدا می‌کند؛ یا یک دفعه یک قدرت سراغش می‌آید، یک موقعیت اجتماعی عالی سراغش می‌آید. اینها انسانی را که بر روی خودش کار نکرده، گیج می‌کند. بطوری که اگر به او بگویی که حواست کجاست؟ مسیر آن طرف است. چون گیج است، اصلا نمی‌تواند جهتش را پیدا کند. حالا چه کار کنیم تا مسیر اصلی‌­مان را گم نکنیم؟ سه مسیریاب حقیقی وجود دارد که اینها باید روی قلب انسان سوار باشند. اگر اینها روی قلب انسان سوار شدند، انسان آرامشش را از دست نمی‌دهد و دیگر راهش را گم نمی‌کند و اضطرابی هم ندارد و در رحم دنیا گیج نمی‌شود و دقیقاً زندگی دنیاییش را با حرکت به سمت هدف خلقتش یعنی جاودانگی و بی‌نهایت شدن، تنظیم می‌کند. آن سه جهت‌یاب چیست و در کجا باید سوار بشود تا این شخص اشتباه نکند؟ الله، اهل بیت و جهاد در راه آنها. «بندگی» یعنی در کوچه پس کوچه‌های زندگی، دست سه معشوقت (الله، اهل بیت و جهاد) را بگیری اگر همه زندگیت را به سمت ابدیتت ببری تا از کوچه پس کوچه‌های «جمادی، گیاهی و حیوانی و عقلی و فوق عقلی» به الله و بهشت برسی، این سه معشوق، یعنی «عشق به الله، عشق به اهل بیت و عشق به جهاد» باید روی دلت سوار بشود. روی فکر تنها هم برود، نمی‌تواند خیلی کمک کند. فکر هم باید با قلب هم‌جهت بشود؛ اما قلبی که مسلح است و ایده دارد، فکرش هم ساخته شده است. الله مقصدت است و اهل­‌بیت تنها مربیان شایسته او و خانواده آسمانی ما هستند. روح ما از اینها آفریده شده، جهت‌دهی ما به معنای واقعی به سمت اهل بیت است و غایت ما هم اینها هستند. جهاد یعنی وقتی تو دو معشوق داری، برای حفظ مسیرت باید تلاش کنی که معشوق‌های قلابی­‌ات نیایند و جلویت را بگیرند. مسیرهای غلط اگر سراغ تو آمدند، بتوانی به آنها غلبه کنی. دشمنان، وسوسه شیطان و موانعی اگر آمدند، بتوانی با آنها مبارزه کنی. به این «جهاد» می‌گویند. پس باید با هر چیزی که تو را جهنمی می‌کند و هر چیزی که ممکن است تو را نابود کند، مبارزه کنی. اگر این سه شاخصه روی قلب و مغز و تفکر یک نفر حاکم شوند، شاد، آرام و خوب و راحت زندگی می‌کند، مشکلات هم دیگر او را اذیت نمی‌کند. دل همه کاره است. آنجایی که مرکز عشق و عاطفه و مرکز دوست داشتن است، می‌تواند به انسان کمک کند. حتی اگر از جهت فکری هم اشتباه کنی، یا در زندگیت یک تصمیم غلط بگیری و یک انتخاب غلط بکنی، دل به انسان کمک می‌کند. مثلاً اگر یک شوهر نامناسب، یک زن نامناسب، یک محیط نامناسب، یک رشتۀ نامناسب انتخاب کنی، چون قلبت مسلح به این سه معشوق یاد شده است، آسیب جدی نمی‌بینی. می‌گوید درست است مسیر را غلط رفتی، اما همه چیز قابل درست شدن است و می‌شود بازسازی کرد. چون قلبت سالم است. ولی قلبی که جهتش تنظیم نشده باشد، کجا می‌خواهد برود. کسی که برای زندگیش مهندسی آرزوها نکرده، حتی اگر بهترین رشته، بهترین همسر، بهترین شغل، بهترین مکان و بهترین امکانات را داشته باشد، در نهایت، افسرده و غمگین و شکست‌خورده و فرسوده و با خسران از دنیا می‌رود. بنابراین، ما باید جهت‌دهی قلبمان را درست کنیم. قرآن می‌گوید: بعضی از همسران و فرزندانتان دشمنان شما هستند: «إِنَّ مِنْ أَزْواجِكُمْ وَ أَوْلادِكُمْ عَدُوًّا لَكُمْ». اگر نابجا به دل بچه دل بدهی، تا جهنم تو را می‌برد. پس حواست باشد تا اول، روی دل خودت سه معشوق را سوار کنی. پس قبل از این که انسان در هر جاده‌ای راه بیفتد، اول باید مسیرش را مشخص کند که من می‌خواهم جهنم بروم یا بهشت؟ من می‌خواهم به خانواده آسمانی­‌ام برسم یا نه؟ اتصال به آن سه معشوق و مهندسی و انتخاب زندگی ابدی، گناهان انسان را به ثواب تبدیل می‌کند؛ اما قطع پیوند با ابدیت، ثواب­های انسان را هم به گناه تبدیل می‌کند. یعنی حتی کارهای خیرت، وقتی اتصال به الله و خانواده آسمانی ندارد، خراب و تباه می‌شود. اما وقتی اتصال به غیب و معشوق جاودانه‌ات داری و این سه معشوق را روی قلبت سوار کرده‌ای، گناه کبیره هم که داشته باشی، در آن پاکی و نورانیت خودت، ذوب می‌شود. یعنی در نورانیت خودت، آن گناه ذوب می‌شود. اینقدر نورانی می‌شوی، اینقدر پاک و قوی می‌شوی که هر بدی و گناهی که داشته باشی را می‌سوزانی و تبدیل به حسنه می‌کنی. قرآن می‌فرماید: «وَ سارِعُوا إِلى‏ مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَ جَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقین[1]‏= سرعت بگیرید به سوی مغفرت پروردگارتان و بهشتی که به اندازۀ همه آسمانها و زمین است و برای متقین آماده شده است». خدا به ما مشتاق‌تر است از ما به خدا. اهل‌بیت به ما مشتاق‌تر هستند تا ما به آنان. فرشته‌ها به ما مشتاق‌ترند تا ما به آنان. اهل بهشت، شهدا، صدیقین و انبیا به ما مشتاق‌تر هستند تا ما به آنها. می‌گوید: «وَالَّذینَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ذَكَرُوا اللهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ= و آنان که اگر کار ناشایسته کنند و یا ظلمی به نفس خویش نمایند، خدا را به یاد آورند و از گناه خود (به درگاه خدا) توبه کنند». آدم‌­های بزرگ هم یک موقعی ممکن است دچار فحشا بشوند، پایشان بلغزد، خدای نکرده زنا کنند، شراب بخورند و یک معصیت کبیره انجام بدهند؛ اما زود بازسازی می‌کنند. قرآن می‌فرماید اینها متقین هستند و اینها مسیرشان درست است. ممکن است یک جایی مسیر را اشتباه بروند، اما یاد خدا که می‌افتند، زود استغفار می‌کنند و مسیر را درست می‌روند، دوباره سر جایشان می‌روند. پس ببینید جهت قلب چقدر مهم است که تو قلبت را اول جهت آخرتی و ابدی بدهی و تصمیمت را بگیری که کجا می‌خواهی بروی؟ یعنی اول آرزوهایت را مشخص کن. اینقدر هم مدام عجله نکن. نگو شوهرداری، زن‌داری، بچه‌داری، رشته، درس و دانشگاه دارم  و نمی‌رسم به این که بخواهم قلبم را درست کنم. اینها را ول کن و یک ترمز بکش، یک روز بنشین در خانه و از خانه هم بیرون نیا. یا برو در حرم بنشین و سه معشوق را سوار قلبت کن. بعد برو پیش خانواده‌ات، برو پیش درس‌ات، برو سر شغلت، برو مغازه‌ات، برو در کارخانه و به زندگی مشغول شو. خواهی دید که دیگر اشتباه نمی‌کنی و دیگر راه را غلط نمی‌روی. قا/189 بهشت/یاد بهشت [1] . سورۀ آل عمران/ آیه 133.

صوت

1 - ما خلق شده ایم تا به طور همیشگی زنده بمانیم

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11158
زمان انتشار: 13 اوت 2019
|
جلسات خانواده آسمانی و شرح زیارت جامعه کبیره

جلسات خانواده آسمانی و شرح زیارت جامعه کبیره

جلسه خانواده آسمانی ساعت 17:00- 18:00 و شرح زیارت جامعه کبیره ساعت 18:30- 19:30 پنجشنبه 98/05/24 در حسینیه قرائت قرآن (اثنی عشری) برگزار می‌گردد. این جلسات به صورت زنده از سایت montazer.tv پخش می گردد. نشانی: شهر ری، خیابان قم، انتهای خیابان آستانه، محوطه پارکینگ حرم، حسینیه قرائت قرآن (أثنی عشری) آرشیو مباحث استاد شجاعی فروشگاه آنلاین با محصولات ناب

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11145
زمان انتشار: 7 اوت 2019
| |
یاد معاد، منشا شادی و آرامش روح و جان است

خانواده آسمانی؛ جلسه 509؛ 1398/05/10

یاد معاد، منشا شادی و آرامش روح و جان است

یکی از چیزهایی که فوق‌العاده در حیات انسانی ما مؤثر است و می‌تواند تولید قدرت، شادی و آرامش کند، «یاد جهنم» است. متأسفانه خیلی‌­ها از یاد معاد - چه بهشت و چه جهنم- طفره می‌روند و علاقه‌ای به یاد معاد ندارند. 

در مورد تولد یک بچه که از رحم مادر به دنیا آمده، چقدر پدر و مادرها شاد هستند و جشن تولد می‌گیرند. در حالی که تولد ما از رحم دنیا به نظام برزخی بی­نهایت عظمت بیشتری دارد و مهم‌تر است و شادی بیشتری طلب می‌کند: اما اکثرا با یاد آن غمناک می‌شوند. علتش هم این است که آماده آن تولد نیستند. اگر انسان آماده ورود به حیات برزخی که بی­نهایت زیباتر، کامل­تر، پیشرفته‌تر، جذاب‌تر و شیرین‌تر از اینجاست، نباشد، بعدا برایش جهنم می‌شود. ما یک مدت کوتاهی به رحم دنیا آمده‌ایم و بعد از آن، به سرای زندگی جاودانه‌مان که نظام برزخی و حیات برزخی است، متولد می‌شویم و کیفیت زندگی­‌مان در آن سرا بستگی به کیفیت زندگی در این سرا دارد. بعضی از آدم‌ها کوچک هستند و کوچک هم می‌بینند. در نتیجه، «افکار، آرزوها، ترس‌ها، امیدها» و برنامه‌هایی که برای خودشان می‌ریزند، یا جمادی است؛ مثل کارخانه‌دار شدن و....یا گیاهی است؛ مثل قهرمان جهان شدن در فلان رشتۀ ورزشی یا حیوانی است؛ مثل ازدواج و تشکیل خانواده، رئیس شدن و داشتن مقام. اما بعضی­‌ها در سایه خودشناسی می‌فهمند بزرگ‌­اند و قیمت‌شان چقدر زیاد و بزرگ است. برای همین، نوع آرزوها و نوع اهدافی که در زندگی برای خودشان ترسیم می‌کنند، با قیمت و بزرگ است. آدم‌­های باشخصیت و بزرگ، اهداف بزرگ دارند. آیندۀ جاودانه را برای خودشان در نظر می‌گیرند و به آن فکر می‌کنند. قرآن می‌فرماید ما انبیاء را با یاد معاد خالص کردیم: «إِنَّا أَخْلَصْناهُمْ بِخالِصَةٍ ذِكْرَى الدَّار[1]= ما آنان را خالص و پاکدل برای تذکر سرای آخرت گردانیدیم». یعنی حواسشان بوده که جاودانه هستند. حواسشان بوده که فقط عمر دنیایی ندارند. برای همین، آرزوها، خوشی‌ها، انتخابها، ارتباطات، غم­ها، شادی‌ها و دغدغه‌هایشان را فقط براساس نظام دنیایی­‌شان هماهنگ نکردند؛ بلکه آنها را ابدی دیدند. وقتی انسان به یاد بهشت و جهنم باشد، آرام و شاد است. کسی که با یاد جهنم، شاد و آرامش نشود، معلوم است که بلد نیست چطور زندگی کند. جهنم یعنی جایی که دوست نداریم به آنجا برویم. چون خطرناک است و عذاب دارد و پر از حسرت و غم است. پس اگر یاد جهنم می‌کنید، از عوامل جهنم که تولید غم و اضطراب و افسردگی و زودرنجی و حساسیت است، باید پرهیز ‌کنید. ارتباطات‌تان را با مردم، با پدر و مادر، همسر، خواهر و برادر طوری تنظیم نکنید که جهنمی شوید؛ بلکه یک رابطه شاد و آرام با همه چیز داشته باشید. آدم­‌هایی که تحمل چیزی را ندارند، همیشه اهل جزع و فزع­‌ اند و مرتب هر چیز منفی را در ذهن‌شان می‌پرورانند و ول نمی‌کنند و دست برنمی‌­دارند و نمی‌توانند دغدغه‌های ذهنی‌ نادرست شان را رها کنند؛ اینها کسانی اند که دائما تولید جهنم می‌­کنند. شیطان در حمله از عقب، دائماً گذشته بد انسان را به رخ او می‌‌کشد. حضرت علی (علیه‌السّلام) یکی از شروط ورود به بهشت را در این می­‌داند که انسان با مردم آمیختگی پیدا نکند. با آنها زندگی کند، اما با آن­ها قاطی نشود. این قاطی شدن با آدم­ها باعث جهنمی شدن، مریضی‌ها، مشکلات و آلودگی‌های روحی می­‌شود. چون با سقوط آنها تو هم سقوط می‌کنی. برای رهایی از مردم باید به این حدیث معصوم ع عمل کنیم که می‌فرماید: «کن فی الناس و لا معهم= درمیان مردم باش، اما با آنان نباش». پس یاد بهشت و یاد جهنم هر دو برای ما آرامش و شادی می‌آورد. یاد جهنم از این جهت که  به سمت خطری که غصه بیاورد، اضطراب و تندی بیاورد، نمی‌رویم. یاد بهشت هم برای اینکه در همین دنیا از آن لذت زیادی ببریم و اعمال صالح انجام بدهیم. کارهای قشنگ انجام بدهیم. عبادت­های خوب داشته باشیم. نشست و برخاست‌های فوق‌العاده شیرینی با معشوق اصلی‌ یعنی خداوند تبارک و تعالی، خانواده آسمانی، و ملائکة الله داشته باشیم. این یادها، انسان را همیشه شاد نگه می‌دارد.  یاد ما کن یاد دیگر کس مکن                   یاد گُل کن یاد خار و خس مکن  دوری از یاد آخرت، باعث اضطراب می شود کسی که یاد آخرت را از زندگی‌­اش بیرون می‌برد، مدام اضطراب و غصه دارد. مثلاً ۵ سال مانده که ازدواج کند، اما هر شب خواب ازدواج می‌بیند. حالا ازدواج هم می‌­کند، بعد می‌بیند که آش دهان‌سوزی هم نبود. کلی هم گرفتاری و نگرانی و ناراحتی دارد. درحالی که اگر کسی یاد بهشت و یاد جهنم کند، آدم قوی، شاد و آرامی می­‌شود، می‌تواند از دنیایش فوق‌العاده لذت ببرد، از ارتباط با دیگران لذت ببرد. دیگران هم از ارتباط با او خوشحال شوند. بوی جهنم ندارد. وقتی به او نزدیک می‌شوید، از او نمی‌ترسید که او الان نق و غر دارد و فحش دارد و ناراحت است. نبی اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) می‌فرماید: «اُذْكُروا مِنَ‏ النَّارِ ما شِئْتُم‏، وَ لاتَذْكُرُونَ مِنها شَیْئاً إِلَّا وَ هِیَ أَشَدِ مِنه= در باره آتش هر چه خواستید، بگویید؛ زیرا هر چه از آن بگویید بازهم بدتر و سخت تر از آن است». مثلاً کنار گاز ایستاده‌اید و غذا درست می‌کنید. یا آبجوش می‌گذارید، فکر کنید اگر این روی دستت بریزد چه اتفاقی می‌افتد؟ آتش جهنم اصلاً با اینها قابل مقایسه نیست. پس از جهنم فاصله بگیر، با مظاهر جهنم که آشنا می‌شوی از آن­ها فرار کن. آتش، گرما، ذلّت و خواری، غم، تاریکی، تنهایی، بی‌آبرویی اینها مظاهر جهنم­‌اند. پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) می‌فرماید هر چقدر آتش جهنم را تصور و یاد کنید، آن اصلش خیلی بالاتر است. از این رو می‌گوید هر چقدر دلتان می‌خواهد ان را یاد کنید. فقط آدم باید بلد باشد چطور یاد کند. نه اینکه یاد بکند، بعد افسرده بشود؛ بلکه باید با یاد آن، شاد بشود و با یاد جهنم از گناه پرهیز ‌کند. وقتی جهنم را یاد کردید، دیگر به راحتی عصبانی نمی‌شوید، به راحتی غصه نمی‌خورید. می‌گویید من ارزشم بالاتر از این است که برای دنیا غصه بخورم. چون پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) می‌گوید هر کس برای دنیا غصه بخورد، جهنمی می‌شود. اگر آدم بداند برای هر بار ناراحتیش، هر بار غصه خوردنش، یک سهمی از جهنم برایش ثبتت می‌شود، این کار را نمی‌کند. پس برای چی غصه بخوریم. یاد بهشت و جهنم را فراموش نکنید شخصی می‌گوید از پیامبر شنیدم که می‌فرمود: «لاَ تَنسَوا العَظیمَتَین، قُلنا وَ مَن عَظِیما؟ قال: اَلجَنَّةُ وَ النَّار= دو چیز عظیم را فراموش نکنید. گفتند این دو چیز عظیم چیست؟ فرمود بهشت و جهنم». انسان باید بهشت را یاد کند و دلتنگش باشد و شوقش را داشته باشد و برایش گریه کند. باید فکر کنیم به لحظه باشکوهی که آمرزیده می‌شویم و وارد آنجا می‌شویم. انسان باید جهنم را یاد کند و گریه کند و خدا را شکر کند که زنده است و می‌تواند جهنم‌هایی که تولید کرده را با اعمال خیر از بین ببرد. اگر کسی روزی ۷ بار بگوید: خدایا از آتش به تو پناه می‌‌برم، خداوند دیگر او را جهنم نمی‌برد. وقتی که اینطور شد، این را بدانید: محال است کسی در زندگیش یاد بهشت بیفتد و شوق آن را نداشته باشد. یاد جهنم بیفتد و از آن بترسد. چون خدا بهشت را نصیب او می‌کند و از جهنم دورش می‌کند. حضرت علی (علیه‌السلام) می‌فرماید: عذاب خدا و جهنم را کوچک نشمارید. چون کسی که جهنم را کوچک می‌شمارد، گرفتار جهنم می‌شود. مثل یک آدم بی‌احتیاطی که خطرات را در نظر نمی‌گیرد و دچار خطر می‌شود. یکی از چیزهایی که خشم جهنم و خشم خدا را برمی‌انگیزد، همین است که انسان جهنم را کوچک بشمارد و گناه را کوچک ببیند. یک موقع انسان یک گناه بزرگ انجام می‌دهد و وحشت او را برمی دارد، خدا او را زود می‌بخشد. ولی یک موقع گناهانی را می‌کند و می‌گوید اینها که چیزی نیست، این که عیبی ندارد، همین مقدار دردسرساز می‌شود. چون او دارد تحقیر می‌کند چیزی را که باید مهم و بزرگ بشمارد. زهد، منزل رهایی از دلبستگی‌های دنیاست امیرالمؤمنین (علیه السّلام) فرمودند: «أَكْثِرْ ذِكْرَ الْآخِرَةِ وَ مَا فِیهَا مِنَ‏ النَّعِیمِ‏ وَ الْعَذَابِ‏ الْأَلِیمِ‏ فَإِنَّ ذَلِكَ یُزَهِّدُكَ فِی الدُّنْیَا وَ یُصَغِّرُهَا عِنْدَك‏= بسیار به یاد آخرت و نعمت‌های آن و عذاب دردناكی كه در آن است باش که یادآوری این امور تو را نسبت به دنیا بی‌رغبت نموده و دنیا را در نظر تو كوچك می‌كند». نعمت‌های بهشتی را بشناسید که چه چیزهایی در انتظارتان هست و عذاب آخرتی را هم بشناسید که اگر توبه نکنید، چه عذابی در انتظارتان هست. آدم باید برای اینها وقت بگذارد و اینها را بشناسد. اگر کسی می‌خواهد خالص بشود، قوی بشود، شاد بشود، آرامش داشته باشد، به این جمله حضرت فکر کند. اگر کسی می‌خواهد از جهنم فراری باشد و قدرت جهنم نرفتن را پیدا کند، باید یادش باشد که هیچ وقت از بهشت خارج نمی‌شود و بهشت انتها ندارد. این بخش از جمله حضرت معجزه است که می فرماید: «فَإِنَّ ذَلِكَ یُزَهِّدُكَ فِی الدُّنْیَا»، یعنی وقتی کسی یاد بهشت و یاد جهنم می‌کند، دیگر امکان ندارد از نعمت خدا علیه خدا سوءاستفاده کند. دیگر با نعمت خدا به جنگ خدا نمی‌رود. «یُزَهِّدُكَ» یعنی نه شنگولی می‌کند، نه غصه می‌خورد. همین که جهنم را شناخت، برایش کافی است. دیگر آرامش و شادی دارد و راحت است و خوب زندگی می‌کند. یعنی حتی در بلا هم خوش است. در خوشی هم خوش است. هیچ وقت با نعمت خدا طغیان نمی‌کند؛ بلکه از نعمت‌هایی خدا برای خاموش کردن جهنم یا ساختن بهشت و بالاتر از بهشت است استفاده می کند. بالاتر از بهشت عشق است. بالاتر از بهشت، دلدادگی، دوستی، محبت، صفا و صمیمتی است که انسان بین خود و اعضای خانواده آسمانیش برقرار می‌کند. این عرضۀ یک آدم در استفاده کردن از نعمتهایی است که خدا به او داده است. «وَ یُصَغِّرُهَا عِنْدَك‏»، یعنی وقتی تو یاد بهشت و جهنم هستی، دنیا پیش تو کوچک می‌شود. اصلاً اینجا برای تو فرق نمی‌کند چه چیزی بخوری و غذایت چه چیزی باشد. سفره‌ات چه چیزی باشد، چه چیزی بپوشی، دیگر غصه اینها را نداری و به خاطر لباست تحقیر نمی‌شوی، به خاطر نداشتنت، به خاطر غذایی که خیلی‌ها می‌خورند و تو نمی‌توانی بخوری، خودت را کوچک نمی‌بینی. وقتی انسان آخرت را شناخت، می‌فهمد که هر چه دنیایش تلخ‌تر است، آخرتش شیرین‌تر است. از تلخی‌هایش، شیرینی آنجا را می‌فهمد. نه اینکه بنشیند و احساس حقارت و بدبختی کند. «یُزَهِّدُكَ فِی الدُّنْیَا وَ یُصَغِّرُهَا عِنْدَك‏» یاد جهنم تو را در دنیا به زهد می‌رساند و دنیا را پیش تو کوچک می‌کند و به تو آرامش می دهد. این فرمول خوبی است که می‌گوییم: هر وقت دیدید یک چیزی شما را غصه‌دار می‌کند، این سؤال را از خودتان بکنید: این هم غصه داشت؟ این هم ناراحت شدن داشت؟ اگر کسی برای اینها وقت گذاشت، دیگر وسواس فکری ندارد. چون فکرش پاک و طاهر است و می­‌داند باید کجا وقت بگذارد. اصلاً آدمی نیست که وقت داشته باشد به این چیزها فکر کند. اصلاً وقت ندارد به چیزی که منفی است فکر کند. به چیزی که بد است فکر کند. آدمی که یاد معاد یعنی بهشت و جهنم می‌کند،  اصلاً شیطان نمی‌تواند راحت آن چهار حمله (جلو، عقب، راست، چپ) را روی او انجام بدهد. او اصلاً دلشوره آینده را ندارد. خاطرات گذشته اصلاً اذیتش نمی‌کند. گذشته هر چه می‌خواهد باشد، شاد است. ما باید مدام یاد بهشت و جهنم را تمرین کنیم تا دنیا ما را اذیت نکند. چون اذیت شدن، یعنی آتش گرفتن. پس به آن فکر نکنیم. قا/182 یاد معاد/ بهشت و جهنم [1] . سوره ص/ آیه 46.

صوت

1 - یاد معاد، منشا شادی و آرامش روح و جان است

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11116
زمان انتشار: 30 ژولیه 2019
| |
«اهل تقوا» وارثان بهشت اند

خانواده آسمانی، جلسه 508؛ 98/05/03

«اهل تقوا» وارثان بهشت اند

بهشت تنها جاى پرهيزكاران است. در واقع گام اول در تقوا خواست خود انسان در دوری از گناه است. دوری از گناه یعنی  پرهیز اعتقادی، پرهیز اخلاقی و پرهیز عملی. کسانی که این سه پرهیز را دارند، به سرای متقین در بهشت نائل می شوند.

یکی دیگر از اسماء بهشت، دارالمتقین یعنی «خانه اهل تقوا» است. تقوا یعنی نگهداری و خویشتن‌داری از آلودگی و چیزی که مریضی، بیماری و محدودیت ایجاد می‌کند. انسان نامحدود است، مسیرش و غایتش هم نامحدود است، بهشتش هم نامحدود است. پس هر چیزی که برای انسان محدودیت می‌آورد، مانع حرکت به سوی آن نامحدودها می‌شود و همین چیزها انسان را کوچک می‌کند، بی‌شخصیت می‌کند، ضعیف می‌کند، غمگین می‌کند، افسرده و پژمرده می‌کند، زودرنج و حساس می‌کند، حسود می‌کند، بدبین می‌کند. اینها همه بیماری هستند. وقتی از این امور پرهیز می‌­کنید، سالم می‌مانید. مثل مسواک زدن که برای جلوگیری از بیماری و پوسیدگی دندان‌هایمان مفید است. این عمل مسواک زدن یک عمل تقوایی است. همانطور که دین در سه مرحله تعریف شده: حقیقت (عقائد)، طریقت (اخلاق) و شریعت (احکام)؛ تقوا نیز در سه مرحله تعریف می‌شود: پرهیزهای حقیقتی یا اعتقادی که عبارتند از: پرهیز از تنبلی و بی‌حوصلگی در فهم معارف دینی. آدم تنبل و بی‌حوصله بی‌تقواست. کسی که در مطالعه، کلاس رفتن، استاد دیدن، رشد اعتقادی و برطرف کردن شک هایش تنبلی می‌کند، اینها برایش عین بی‌تقوایی است. کسی که معصیت می‌کند یا آدم پرخور و پرخوابی است که استعداد و انرژی­‌اش را تلف می‌کند، اینها هم مصداق بی‌تقوایی است. «شک در اعتقادات» در دنیا برای تولد در عالم برزخ، مثل حرکت جنین در رحم مادر است که روزبه‌روز به سمت سلامت و «تولد سالم» سیر می‌کند؛ اما یک دفعه به علتی حرکتش مثلا ۵ روز متوقف می‌شود و اثرش این است که بعد از 9 ماه که می­‌خواهد متولد ­شود، می­‌بینید که جنین به اندازه 9 ماه و به طور کامل رشد نکرده و یک فاجعه رخ داده است. شک و تردید در اعتقادات، اعم از خداشناسی، انسان‌شناسی، شناخت نبوت، وحی، رسالت، شناخت قرآن، شناخت امامت، معادشناسی و.... باعث توقف کامل حرکت انسان می‌شود. چون اجازه حرکت نمی‌­دهد. این از حرکت بازماندن در دنیا، این گونه است که مثلا انسان گرفتار معشوق‌های پایینی می‌شود. مثل پولدار شدن، زیبائی، شکم چرانی و اسیر شکم و غذا شدن، بچه دار شدن یا گرفتار شدن در بخش‌های حیوانی یا کمالات عقلی و انسانی مثل درس خواندن، دانشگاه رفتن و مدرک دکتری گرفتن. حالا چرا شخص قدمی برای برطرف کردن شک‌هایش برنمی‌دارد؟ علت این است که هنوز باور نکرده که قرار است بعد از پایان عمر کوتاه دنیا، به عالم بعدی متولد شود. از برنامه‌ریزی­‌های روزانه‌اش معلوم است که اصلاً آخرت، ابدیت و هدف خلقت را جدی نگرفته که برایش وقت بگذارد. هر وقت هم به او می‌گویی، می‌گوید گرفتارم، وقت ندارم، کار و زندگی دارم، به این چیزها نمی‌رسم. چون آخرت واقعا برایش جدی نیست. بی‌تقوایی در اخلاقیات، مثل بداخلاقی، بدبینی، حسادت است. امّا آدم باتقوا چون می‌داند اگر حسادت کند، برای خودش یک جهنم بزرگ و طولانی و دردناک تحصیل‌کرده است. از این رو، نمی‌گذارد حسادت در وجودش اثر بگذارد. حتی می‌رود طرف مقابل را بغل می‌کند و می‌بوسد و کاری برایش انجام می‌دهد و کمکش می‌کند تا مبادا حسادت بورزد. از دیگر مصادیق بی­‌تقوائی در اخلاقیات، «بدقولی» است. فرمود: «لَا دِینَ‏ لِمَنْ‏ لَا عَهْدَ لَهُ= دین ندارد کسی که وفای به عهد ندارد». کسی که قول می دهد با کسی سر قراری برود و نمی‌رود، قول می‌دهد فلان کار را فلان موقع انجام بدهد و انجام نمی‌دهد، عادت شده برایش قول‌ها و وعده‌های دروغ، او برای خودش جهنم تولید می‌کند.   بی‌تقوایی در احکام و عمل، مثل این است که کسی نمازش را اول وقت نمی‌خواند، سهل‌انگار است، بهداشت را رعایت نمی‌کند، طهارت و پاکی را رعایت نمی‌کند، خمس و زکات را رعایت نمی‌کند، حجاب را رعایت نمی‌کند. پس دارالمتقین سرای کسانی است که از سه آلودگی خودشان را نگه داشته اند و هر چیزی که می‌تواند آنها را جهنمی کند، از آن دوری کرده اند. اینها از جهنم ترسیده اند. یکی از کارهای بسیار مهم و وظائف بسیار مهم در خودسازی این است که انسان اول معصیت‌ها را بشناسد تا بعدا وقتی به او عرضه می‌شود، از آن پرهیز می‌­کند. چون می‌فهمد که اینها او را محدود می‌کند. «چون به هر میلی که دل خواهی سپرد/ در نهان چیزی ز تو خواهند برد». انسانی که هوس‌باز است، هوس‌های حلالش هم وقت تلف‌کن است؛ چه برسد حرامش. انسانی که هوس­‌های حرام دارد نفسش معطل می‌شود، برای اینکه می‌داند باید به سمت برزخ حرکت کند و تولدش نزدیک است، ولی باز هم ده‌ها هوس و آرزوی دست‌نیافتنی دارد. بعد هم وقتی به او می‌گویند قرار است بمیری، ترس او را برمی‌دارد و افسردگی می‌گیرد و می‌گوید: من هنوز خیلی کار دارم. چه سرای خوبی است سرای پرهیزکاران قرآن کریم از کسانی که اهل پرهیز و خودداری بودند و اهل این بودند که از محدودیت‌ها فرار کنند، از هر چیزی که می‌تواند رابطه بین آنها و خدا و خانواده آسمانی‌شان را خراب کند، پرهیز می­‌کردند، سؤال می‌کند که پروردگارتان برای شما چه چیزی فرستاده؟ «وَ قیلَ لِلَّذینَ اتَّقَوْا ما ذا أَنْزَلَ رَبُّكُمْ؟ قالُوا خَیْراً لِلَّذینَ أَحْسَنُوا فی‏ هذِهِ الدُّنْیا حَسَنَةٌ وَ لَدارُ الْآخِرَةِ خَیْرٌ وَ لَنِعْمَ دارُ الْمُتَّقین[1]= و به کسانی که تقوا پیشه کردند، گفته شود: «پروردگارتان چه نازل کرد؟» می­‌گویند: خوبی برای کسانی که در این دنیا نیکی کردند پاداش نیکویی است، و قطعاً سرای آخرت بهتر است، و چه نیکوست سرای پرهیزگاران‏». «وَ لَنِعْمَ دارُ الْمُتَّقین‏» یعنی چه سرای خوبی است برای کسانی که پرهیز کردند. ما صبر سه‌گانه داریم: «صبر بر طاعت، صبر بر معصیت، صبر بر مصیبت». حالا خدا طبق آیه «وَ لَدارُ الْآخِرَةِ خَیْرٌ» برای ما انتخاب می‌کند که دنیا بهتر است یا آخرت؟ جالب است با این که همه عاقل هستند، در کسب لذت بهشتی که بی‌نهایت بهتر است، تنبلی می‌کنند، و جهنم را که مطبوع هیچ انسانی نیست و این را همه می‌دانند، ولی باز هم اکثر انسان ها انتخاب‌هایشان انتخاب‌های جهنمی است. حضرت جبرئیل (علیه‌السّلام) گفت خدایا من می‌خواهم بهشت را ببینم. فرمود: طاقت نمی‌‌آوری. گفت می‌خواهم ببینم. بهشت را دید که چقدر جذاب و زیبا بود و بی‌هوش شد. جبرئیل وقتی بهشت را دید، گفت: خدایا چه کسی اینجا را ول می‌کند؟ همه به همین جا می‌آیند. خدا فرمود: راهش را نگاه کن، راهش را که نگاه می‌کند، می‌بیند چقدر سخت است. چقدر محدودیت دارد. باید خیلی از چیزهایی که دلت می‌خواهد و هوس می‌کنی را کنار بگذاری. برای همین فرمودند: الجنَّةُ محفوفَةٌ بالمكارِهِ و الصَّبرِ فَمَن صَبَر علی المكارِهِ فی الدّنیا دَخَلَ الجنّةَ= بهشت آمیخته به سختی ها و صبر و بردباری است، پس هر كس در دنیا بر سختی ها صبور باشد، وارد بهشت خواهد شد». در آیه دیگر می‌­فرماید: «جَنَّاتُ عَدْنٍ یَدْخُلُونَها تَجْری مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ لَهُمْ فیها ما یَشاؤُنَ كَذلِكَ یَجْزِی اللهُ الْمُتَّقین[2]= باغهای بهشت عدن که در زیر درختانش نهرها جاری است، متقیان در آن داخل شوند، در حالی که هر چه بخواهند و میل کنند، در آنجا بر ایشان حاضر است. این است اجر و جزایی که خدا به اهل تقوا عطا خواهد کرد». بهشت‌هایی وجود دارد که دست نخورده است و کسی تا به حال در آن بهشت‌ها نرفته. فضاهای بهشتی همه چیزش بکر است. از زیر این بهشت­ها جویبارها روان هستند. اینها کسانی­‌اند که هر چیزی که اشتها داشته باشند، آنجا وجود دارد و محدودیت ندارد. هر آرزویی که می‌کند، در آنجا تحقق پیدا می‌کند. با صرف آرزو و همین که یک چیزی را آرزو می‌کند برایش آماده است. یعنی در واقع برای او خلق می‌شود. بعد می‌فرماید: «كَذلِكَ یَجْزِی اللهُ الْمُتَّقین‏» اینگونه خدا متقین را جزا می‌دهد. یعنی اگر کسی پرهیز عملی داشته باشد، پرهیز اخلاقی داشته باشد، پرهیز اعتقادی داشته باشد که آلوده نشود، این مسیری که برایش پیدا می‌شود مسیر خوبی است؛ حتی اگر گناه هم کرده باشد، آلوده هم باشد، می‌تواند گناه و آلودگی‌هایش را خودش در دنیا پاک کند و از بین ببرد. دنیا سرای افراد شقی و بدکار است امام علی علیه‌السلام می‌­فرماید: «اَلدُّنیا دارُ الْاَشْقیاء و اَلْجَنَّةُ دارُ الْاَتْقِیاء= دنیا سراى شقاوت پیشگان است و بهشت سراى پرهیزگاران». شقی یعنی آدم بدبخت. بارها گفته‌ام ما چیزی به اسم بخت نداریم که کسی خوشبخت باشد یا بدبخت. این یک اصطلاح عامیانه است که ما به کار می‌بریم، بلکه منظور گرفتاری است. «اَلدُّنیا دارُ الْاَشْقیاء» یعنی آنهایی که فقط به دنیا بسنده می‌کنند، دنیا خانه بدبخت­‌هاست، خانۀ محدودهاست، آنهایی که اهل دنیا هستند، آخرتشان را رها کرده‌اند و اصلاً کاری با آخرت ندارند. ببینید دنیای‌شان چگونه می‌گذرد. از هیج یک از چیزهایی که اینها یک زمانی آرزوی رسیدن به آن را داشتند، خیر نمی‌بینند. مثلاً ازدواج نکرده و در حسرت همسر است. اما وقتی ازدواج می‌‌کند، صد برابر حسرت‌هایش بیشتر و اعصابش بیشتر خرد می‌شود. یا بچه ندارد و در حسرت بچه است. اما بچه‌دار که می‌شود، می‌بیند بچه چقدر این پدر و مادر را شکنجه می‌دهد و... یعنی آن معشوق‌ها و آرزوها برای آدم دنیاطلب، خودشان قاتل انسان می‌شوند. یعنی او تلاش می‌کند برای خودش دشمن تربیت ‌کند. برای خودش مایۀ حسرت و مایۀ عذاب پرورش ‌بدهد. بعد می‌بیند که سالهای سال، دنبال دردسر برای خودش بوده است. اسمش را هم پیشرفت گذاشته؛ ولی اینها پیشرفت در جهنم و تاریکی است. بهشت خانۀ اهل مراعات و اهل احتیاط است «اَلْجَنَّةُ دارُ الْاَتْقِیاء» یعنی بهشت خانۀ اهل مراعات و اهل احتیاط است. امام کاظم علیه‌السلام فرمود: «بهشت پاداش بدن شماست». پس جنس‌مان بهشت نیست، خیلی بالاتر از بهشت است. بهشت را برای بدن و پاداش کاری و عملیات و اینها به ما می‌دهند. اما خودش که می‌داند جنسش بالاتر از بهشت است. پس چه کار کنیم تا به بهشت برویم و به جهنم نرویم؟ اول آفتها را بشناسیم. وقتی از آفتها پرهیز کنیم، خودبه‌خود به بالاتر از بهشت هم می‌رویم. از این رو در روایت نقل است: «اجْتِنَابُ‏ السَّیِّئَاتِ‏ أَوْلَى مِنِ اكْتِسَابِ الْحَسَنَاتِ= دورى از گناه، برتر از نیكوكارى است» پرهیز از گناه، مهمتر از ثواب به دست آوردن است. چون آفت است. تو حالا اگر مدام ثواب هم زیاد به دست بیاوری، وقتی آفت بزند می‌خواهی چه کار کنی؟ پس تقوا این نیست که شما از لذت‌های خوب دنیایی پرهیز کنید. تقوا یعنی من از هر چیزی خوشم می‌آید باید پرهیز کنم؟ نه، مثلاً شما از جماد خوشت می‌آید و دنبال پول هستی. این چه اشکالی دارد؟ امام صادق علیه‌السلام فرمود: از ما نیست کسی که جمع مال را دوست نداشته باشد؛ اما باید از حلال باشد. برای همین می‌گوید پرهیز داشته باش از حرام. پرهیز یعنی پول حرام در زندگیت نیاید، یعنی خمس مال را بدهید، زکاتش را بدهید. در ابعاد حیوانی و عقلی هم همین­طور است. حالا در آخرت برای کسانی که اهل پرهیز هستند، چه چیزی نصیبشان می‌شود؟ «جَنَّاتُ عَدْنٍ یَدْخُلُونَها». بهشتهایی که دست‌نخورده و بکر و تازه است، وارد اینها می‌شوند. «تَجْری مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ= نهرها از آنها جاری می‌شود». «لَهُمْ فیها ما یَشاؤُنَ= هر چه بخواهند برای آنها فراهم است». این هم از چیزهای مهم بهشت است. می‌گوید هر چیزی که اراده می‌کنی آنجا وجود دارد. حیف نیست که آدم عاشق چنین جایگاهی نمی‌شود. باید خیلی بی‌سلیقه باشد کسی که عاشق بهشت نشود. باشنیدش قند در دل آدم آب می‌شود. چند روز دیگر، چند روز دیگر آخرت نه، چند روز دیگر همین که وفات می‌کنی، وارد یک بهشتی می‌شوی که تو فرمانروای آنجا هستی. هر چیزی که دلت می‌خواهد، فراهم است و فقط صبر و تقوا می خواهد. تا یک فیلیمی می‌بینی، سریالی می‌بینی، یا در فضای مجازی یا بیرون چهار تا آدم اهل غفلت می‌بینی، نگو خوش به حال اینها، ای کاش من الان جای اینها بودم. فقط چیزهایی را انسان با خودش به آخرت می‌برد که آن را بخواهد و لذت داشته باشد. پزشکان می‌گویند مریضی که پزشک را قبول ندارد، درمان را قبول ندارد، دارو را نمی‌خواهد، و از دارو متنفر است، خوب نمی‌شود، هر چند دارو را مصرف کند. خدا آن قسمتی از عبادت را به روحت می‌چسباند و دارایی‌ات می‌شود و با خودت می‌بری که عاشق آن هستی، نه اینکه از آن متنفر هستی. انسان باید عرضه داشته باشد و مظاهر جهنم را بشناسد. وقتی از آن پرهیز کند، خودبه‌خود به بهشت می‌رود. ما بهشتی هستیم و بالاتر از بهشت جای ماست. در اینجا اگر خودمان را جهنمی نکنیم، در آنجا سر جای خودش و بالاتر از آن برای ماست. بی‌تقوایی یعنی وقتی تو از زنت خوشت نمی‌آید، به او نرسی. بی‌تقوایی یعنی موقعی که از او خوشت نمی‌آید، به او نرسی. این معصیت می‌شود. چون شرط رسیدگی به همسر عشق و علاقه نیست. همسر یک جایگاه حقوقی و قانونی دارد. وقتی در خانه می‌آید یک جایگاه مقدسی را احراز می‌کند. در آن جایگاه مقدس، تو وظیفه داری او را سه جور تأمین کنی: تأمین اقتصادی، اخلاقی، تامین عاطفی و معنوی. حالا چه از او خوشت بیاید و چه خوشت نیاید. مگر آدم نفقه می‌دهد که از زنش خوشش بیاید؟ مرد باید همیشه نفقه بدهد. زنی که در خانه دارد زحمت می‌کشد، مگر همیشه عاشق شوهرش است؟ نه؛ ولی وظیفه‌اش را انجام می‌دهد. اگر کاری برای امام زمان علیه‌السلام است که من را جهنمی ‌کند، خوب نکن. امام زمان علیه‌السلام چه موقع گفته تو چنین کاری بکنی که جهنمی بشوی؟ این بی‌تقوایی است. قاسمی/181 بهشت/دارالمتقین [1] . سوره نحل/ آیه 30. [2] . سوره نحل/ آیه 31.

صوت

1 - «اهل تقوا» وارثان بهشت اند

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11111
زمان انتشار: 29 ژولیه 2019
|
جلسات خانواده آسمانی و شرح زیارت جامعه کبیره

جلسات خانواده آسمانی و شرح زیارت جامعه کبیره

جلسه خانواده آسمانی ساعت 17:00-18:00 و شرح زیارت جامعه کبیره ساعت 18:30-19:30 پنجشنبه 98/05/10 در حسینیه قرائت قرآن (اثنی عشری) برگزار می‌گردد. 

این جلسات به صورت زنده از سایت montazer.tv پخش می گردد. نشانی: شهر ری، خیابان قم، انتهای خیابان آستانه، محوطه پارکینگ حرم، حسینیه قرائت قرآن (أثنی عشری) آرشیو مباحث استاد شجاعی فروشگاه آنلاین با محصولات ناب

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed