www.montazer.ir
شنبه 13 ژوئن 2026
شناسه مطلب: 10841
زمان انتشار: 15 آوریل 2019
| | |
شرح قسمتی از مناجات شعبانیه

استاد محمد شجاعی

شرح قسمتی از مناجات شعبانیه

برگزار شده مورخ 98/01/22 در حسینیه قرائت قرآن شهر ری آرشیو مباحث استاد شجاعی فروشگاه آنلاین با محصولات ناب 

صوت

1 - شرح قسمتی از مناجات شعبانیه

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 10836
زمان انتشار: 15 آوریل 2019
|
خانواده آسمانی و شرح زیارت جامعه کبیره

خانواده آسمانی و شرح زیارت جامعه کبیره

جلسه خانواده آسمانی ساعت 17:00-18:00 و شرح زیارت جامعه کبیره ساعت 18:30-19:30 روز پنجشنبه 98/01/29 در حسینیه قرائت قرآن (اثنی عشری) برگزار می گردد.

این جلسات به صورت زنده از سایت montazer.tv پخش می گردد.

نشانی: شهر ری، خیابان قم، انتهای خیابان آستانه، محوطه پارکینگ حرم، حسینیه قرائت قرآن (أثنی عشری)

آرشیو مباحث استاد شجاعی

فروشگاه آنلاین با محصولات ناب

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 10816
زمان انتشار: 7 آوریل 2019
|
خانواده آسمانی و شرح زیارت جامعه کبیره

خانواده آسمانی و شرح زیارت جامعه کبیره

جلسه خانواده آسمانی ساعت 17:00-18:00 و شرح زیارت جامعه کبیره ساعت 18:30-19:30 روز پنجشنبه 98/01/22 در حسینیه قرائت قرآن (اثنی عشری) برگزار می گردد.

این جلسات به صورت زنده از سایت montazer.tv پخش می گردد.

نشانی: شهر ری، خیابان قم، انتهای خیابان آستانه، محوطه پارکینگ حرم، حسینیه قرائت قرآن (أثنی عشری)

آرشیو مباحث استاد شجاعی

فروشگاه آنلاین با محصولات ناب

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 10793
زمان انتشار: 26 مارس 2019
| |
تشریفات رنگارنگ خدا در عالم هستی، به خاطر وجود انسان است

خانواده آسمانی؛ جلسه 501 ؛ 97/12/23

تشریفات رنگارنگ خدا در عالم هستی، به خاطر وجود انسان است

همه چیز در عالم هستی برای انسان خلق شده تا بتواند به قدرت خالق هستی برسد و سلامت روح کسب کند تا بعد از وفاتشان به بهشت «دارالسلام» یعنی «خانه سلامتی» برسد و این مختص کسی است که در دنیا تجهیزات سلامت نفس را تهیه کرده باشد.

سخن ما از نام­های بهشت بود و در این جلسه، «دارالسلام» بودن بهشت را توضیح می‌دهیم. الله تبارک و تعالی، معشوق حقیقی همه انسانها، ما را بینهایت دوست دارد و به سرای سلامتی خودش دعوت می‌کند. این خیلی مهم است که یک بزرگ وقتی می‌خواهد از ارادتمندانش پذیرایی کند، آنها را به کجا دعوت می‌کند و از آنان چگونه پذیرایی می‌کند؟ خداوند در این دنیا با انواع جمادات، گیاهان، حیوانات و فرشته‌ها، برای بشر تشریفات فراوانی راه انداخته و نعمت‌هایی را در این سرای فنا و موقت قرار داده و آنها را به خدمت انسان درآورده است. آنچه که شما در زمین می‌بینید بسیار بسیار عجیب‌ترش در دل دریا هست. سه چهارم زمین را آب قرار داده که مایه رزق و لذت و بهجت و نعمت انسان است؛ اما یک چهارم خشکی را برای زندگی کردن قرار داده است. خداوند در روی خشکی برای بشر، چه غوغایی راه انداخته از بینهایت مخلوقاتی که ما نمی‌توانیم واقعاً بشماریم. می‌گوید همه را به خاطر تو خلق کردم. «هُوَ الَّذِی خَلَقَ لَكُمْ ما فِی الْأَرْضِ جَمِیعاً[1]= او کسی است که آنچه که در روی زمین است برای شما و به خاطر شما آفریده». به این مسئله خوب دقت کنید که الله تبارک و تعالی چقدر از ما پذیرایی ‌کرده و چقدر به احترام ما خلق می‌کند و چقدر تنوع مخلوق دارد. این خیلی مهم است که ما این را ببینیم و کور نباشیم:«وَ كَأَیِّنْ مِنْ آیَةٍ فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ یَمُرُّونَ عَلَیْها وَ هُمْ عَنْها مُعْرِضُونَ[2]= و چه بسیار بر آیات و نشانه‌ها (ی قدرت حق) در آسمانها و زمین می‌گذرند و از آن روی می‌گردانند». چقدر آیات و نشانه‌های خدا هست که انسانها از آنها عبور می‌کنند و از آنها اعراض می‌کنند». اصلاً بعضی ها کورند و نمی‌بینند. دارالسلام محل دوری از درد و رنج روحی و روانی است «دارالسلام» یعنی خانه سلامتی. در بعضی از روایات، سلام را یکی از اسماء الهی معرفی کرده اند. یعنی خانه خدا. چون یکی از اسم­های خدا «سلام» است که بنابر هر دو تعبیر، توضیحاتی را خود معصومین (علیهم­السّلام) در این زمینه داده اند. در ابتدا به آیاتی اشاره می‌کنیم که در آن «دارالسلام» به کار رفته است. «وَ اللَّهُ یَدْعُوا إِلى‏ دارِ السَّلامِ وَ یَهْدِی مَنْ یَشاءُ إِلى‏ صِراطٍ مُسْتَقِیم[3]= و خدا به سر منزل سعادت و سلامت می‌خواند و هر که را می‌خواهد به راه مستقیم هدایت می‌کند». آیا زندگی ما در دنیا یا به سلامت هست یا نیست؟ الان به ندرت می‌شود کسی را پیدا کرد که سالم باشد. اگر هم خودش فکر می‌کند سالم است، در ذره‌بین آزمایشات که می‌رود، معلوم می‌شود که گرفتاریهایی دارد. اگر هم سالم باشد، باز هم در معرض خطر، پیری، شکست، آسیب و مریض شدن و انواع و اقسام آفات است. اما یکی از لذتهای بهشت، این است که شخص از نظر روانی وارد یک فضایی می‌شود که هیچ نوع مرض و درد و محدودیت و آفت و آزار و اذیت و تهدیدی ندارد. یعنی هیچ چیزی آنجا نیست که انسان را نگران کند یا غصه‌اش را بخورد و ترس در دلش بیافتد. بهشت جای اهل سلامت است. پس شما باید خودتان تجهیزات مورد نیاز «دار سلامت» را از رحم دنیا تهیه کنید. مثل یک جنینی که می‌خواهد سالم وارد دنیا شود. خودش باید وسایل مورد نیاز یک حیات سلامت، اعم از چشم، ابرو، بینی، صورت، گونه، فک و دندانش را بیاورد. ما از دارالسلام فقط چیزهایی می‌شنویم؛ ولی از حقیقت آن خبر نداریم. خود خدا هم می‌گوید شما هر چه از بهشت بگویید و بشنوید و من هم بگویم، باز هم نمی‌فهمید. یک ضریب بینهایت کنار قشنگی و زیبایی و قدرت و سلامت و نشاط و شادی و آرامش بگذارید، ببینید چه خواهد شد. خدا می‌گوید من این عالم را برای تو آفریده ام. به آن نگاه کن و با آن ارتباط بگیر و بفهم که همه چیز برای تو است. حالا من چه چیزی را باید از آن بفهمم؟ اینکه «اله» من چقدر ظریف و لطیف و قوی است و چقدر حیات دارد و چقدر قدرت و عظمت دارد، همه را باید از تفکر در اینها بفهمم.  گلها، گیاهان، درختان، ستاره‌ها، همه دارند به ما فریاد می‌زنند که ما به خاطر شما و به افتخار شما آفریده شده ایم؛ پس اسیر و گرفتار ما نشوید. شرط ورود به دارالسلام، تفکر درست و سلامت روح است وقتی آدم بخواهد وارد خانه سلامت بشود، باید سالم وارد بشود. تفکر درست، آدم را سالم می‌کند. تفکر درست نمی‌گذارد آدم مریض شود. اگر درست فکر کند، فکر باعث می‌شود انسان پست نباشد، برای دنیا ناراحت نشود و غصه نخورد و مریض نشود. اگر خوب فکر کنی، می‌فهمی چقدر احمق است کسی که به یک نفر حسادت کند یا بدی کسی را بخواهد یا غیبت کسی را بکند یا آدم پشت سر کسی حرف بزندیا رزق کسی را ببُرد یا با کسی بدجنسی کند. وقتی آدم خوب فکر کند، به طهارت می‌رسد. مثلا به یک گل یا به یک جوی آب نگاه کند و به لطافت و تمیزی‌اش فکر کند، اصلاً از آلودگی نفس خودش بیزار می‌شود. این فکر است که به ما قدرت می‌دهد. یک مقدار فکر کنی می‌فهمی که تو برای چه آفریده شده ای و نباید گیر مسایل سطح پایین باشی. نباید برای مسایل سطح پایین، به قول امام رضا علیه‌السلام همدیگر را بدرید. خدا می‌گوید: ای انسان! با وجود همه این زیبائی­‌هایی که در دنیا خلق کرده‌ام، تو از همه زبیاتری. چرا تو به چیزهایی می‌نازی که اصلاً برای تو نیست؟ چرا زیبایی هایی را استخدام می‌کنی که اصلاً برای تو نیست؟ گاه می‌بینید کسی با انگشتر و ساعت و عینک و جواهراتش می‌خواهد عزت و شرافت و شخصیت پیدا کند. یعنی می‌خواهد از یک جماد یا از یک گیاه جلب شخصیت کند. درحالی که خدا می‌گوید من تو را آفریدم برای اینکه مَثَل من بشوی و به بزرگی خالق خودت بزرگ بشوی. بعد تو کجا رفتی؟ ذهن‌ات کجا رفته؟! اینکه شخص نمی‌تواند به بزرگی تربیت شود و نمی‌تواند وارد عالم دارالسلام بشود، علتش همین هاست. در دار سلامت، فقط سالم­ها را راه می‌دهند. «یَوْمَ لا یَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ* إِلاَّ مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِیمٍ= آن روزی که مال و فرزندان سود نبخشند و تنها آن کس سود برد که با دل با اخلاص و پاک به درگاه خدا آید». یعنی بهشت روح سالم می‌خواهد. اما تو روحت را آلوده کرده ای و اسیر جماد و گیاه و حیوانیت شده ای. اسیر علم و مدرک تحصیلی و سواد و اینطور چیزها هستی. این طور می شود که آدم کوچک و مریض می‌شود و وقتی مریض بشود، دیگر نمی‌تواند وارد دارالسلام شود. پس ما راهی نداریم جز سالم‌سازی خودمان. نه آمده‌ایم به این دنیا که شوهر کنیم و زن بگیریم و بچه‌دار بشویم و نه درس بخوانیم و دکتر و مهندس بشویم. حتی برای خدمت به مردم که کار خوبی است، به دنیا نیامده ایم. آن که مهم است، سالم‌سازی است. یعنی حتی اگر قرار است خدمت به مردم، آدم را مریض کند، آدم باید قید آن خدمت را بزند. اگر قرار است یک عبادت، قرآن خواندن و معنویت من را بیمار کند که نسبت به دیگران، خودم را بهتر ببینم، بهتر است انجام نشود، چون این به درد نمی‌خورد. ما فقط برای سلامت به این دنیا آمده ایم. اگر قرار است تو با ازدواج کردن سالم‌تر بشوی، ازدواج کن. آدم ازدواج می‌کند که سالم تر بشود، نه وحشی‌تر بشود و کینه از خانواده همسرش بگیرد و با آنها درگیر بشود. این خانواده همسر حریف تمرینی تو هستند برای سالم‌سازی خودت. خدا می‌گوید من ضُر و سختی را قرار دادم برای سلامت شما، نه برای مریض شدن شما. بلاها را قرار دادم برای امتحان شما، تا شما نقاط ضعفتان بدانید و بیشتر با ما انس بگیرید و خودتان را سالم کنید. اما این نعمت که تو را مریض کرد! علی(علیه‌السّلام) در نهج‌البلاغه می‌فرماید: چه بسیار کسانی که صاحب نعمت هستند درحالی که مایه آزمایش و امتحان هستند و چه بسا کسانی که فقر دارند و مایه آزمایش هستند. فلسفه سختی­های زندگی، سلامت روحی است نعمتها و بلاها هر دو برای تنظیم سلامتی ما هستند. ما اصلاً کاری غیر از این نداریم که این را بفهمیم. ما باید با طب روحانی و اخلاقی و عملی آشنا باشیم و بدانیم که من اگر کدام عمل را انجام بدهم، فاسد و مریض می‌شوم. کدام اخلاق را داشته باشم، فساد و فحشاست؛ یا کدام باورها را داشته باشم نشانه ی مریضی من است. وقتی به کسی می‌گوییم اول خدا دوم شما؛ این نشانه‌ی آن است که تو از اول مشرک هستی. چون از اول، هم به او اعتقاد داری و هم به خدا. در حقیقت اعتقاد به خدا نداری. وقتی که یک ذره مسائل زندگی‌­ات بالا و پایین می‌شود، اضطراب تمام وجودت را می‌گیرد، یعنی اصلاً تو حواست به خدا نیست و تکیه‌گاه اعتقادی نداری. اگر بچه‌ و زن و شوهر و پدر و مادرت را از تو می‌گیریم، برای این است که تو قوی و سالم بشوی و بتوانی به ما تکیه بدهی. پس آدم باش و به خاطر مسائل دنیایی که از تو گرفته می‌شود، اینقدر افسرده نباش و خودت را با دیگران مقایسه نکن. خدا رب ماست، مالک و تدبیرکننده و مربی ماست. رب قبل از این که رب باشد، رحمان و رحیم است و ما را بی­نهایت دوست دارد. مربی باید عاشق مربای خودش باشد. عاشق آن کسی باشد که دارد تربیتش می‌کند. خدا هم همینطور است. پس خدا هیچ وقت هیچ بلایی را از روی کینه و ناراحتی و خشم و غضب، برای ما نمی‌فرستد. اگر چیزی می‌فرستد، از سر عشق و محبتی است که به ما دارد. دار المقامه، خانه پایداری و خانه اقامت و جاودانگی است. حضرت می‌گوید وقتی واردش می‌شوید، دیگر هیچ کس دوست ندارد از آنجا بیرون بیاید. می‌گوید خدایا من را از اینجا خارجم نکنی؛ مبادا در اینجا موقتی باشم. من دیگر دوست ندارم از اینجا بیرون بیایم. می‌خواهم جاودانه و ابدی در اینجا بمانم. خدا چنین جایی را برای تو تدارک دیده و تو باید سالم واردش بشوی. مدت امتحان و سالم‌سازی تو هم در همین دنیاست. همین چند روز عمر دنیا فرصتی است برای اینکه تو از این بیماریها خودت را سالم کنی. سه نوع فحشا را باید برطرف کنیم: فحشای عملی را باید با احکام و رساله برطرف کنیم و خود را تنظیم کنیم. فحشای اخلاقی را با علم اخلاق و مربی؛ و فحشای اعتقادی را با پرداختن به اصول اعتقادی. آدم باید خودش را در دنیا اینطوری سالم سازی کند. در دارالسلام، خدا سرپرست بهشتیان است قرآن می‌فرماید: «لَهُمْ دارُ السَّلامِ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ هُوَ وَلِیُّهُمْ بِما كانُوا یَعْمَلُونَ[4]= آنها را نزد خدا دار سلامت و خانه آسایش است و خدا دوستدار و سرپرست آنهاست برای آنکه نیکوکار بودند». بعضی افراد، عاشق بهشت بدون خدا هستند. یعنی اصلاً فکر نمی‌کنند و دغدغه خود خدا را ندارند. یعنی فکر می‌کنند بهشت جای خوبی است چنین و چنان است؛ ولی اصلاً فکر نمی‌کنند که خدا در این بهشت هست یا نه. یعنی آنجا به خدا نزدیکتر می‌شوند یا نه. اما کسانی هستند که می‌گویند حتی بهشت بدون خدا را نمی‌خواهیم. خدا می‌گوید: «لَهُمْ دارُ السَّلامِ» من هم هستم. آدم وقتی یک کسی خیلی برایش عزیز است، همان عزیز به او می‌گوید: فلان جا برو، می‌گوید شما می‌آیی یا نه؟ می‌گوید نه من نمی‌آیم. آنجا زهرمار آدم می‌شود. مثلاً بچه‌اش می‌گوید من نمی‌آیم. این می‌گوید نه؛ اگر تو نیایی عیش ما خراب می‌شود. اگر تو می‌آیی خوش می‌گذرد. خداوند در باره «لَهُمْ دارُ السَّلامِ عِنْدَ رَبِّهِمْ» می‌فرماید: در بهشت، اهل بیت هم هستند و من هم هستم. حالا چه زمانی تو در این بهشت قرار می‌گیری؟ زمانی که مثل الان که در دنیا هستی، با خدا باشی و از بودنش لذت ببری. اگر ولیّ داشته باشی ناامنی از روحیه‌ات بیرون می‌رود، ولیّ داشته باشی، دیگر حسادت نمی‌کنی و بدبین به کسی نمی‌شوی و خودشیفتگی نداری. ما الان تحت ولایت چه کسی هستیم؟ چه کسی ولیّ ماست؟ ما را کجا می‌برند؟ آیا زندگی ما که روز به روز به عمر ما اضافه می‌شود، ما خروج از ظلمت به سمت نور داریم یا نه هر دفعه داریم بدتر می‌شویم؟ آیا روحیه‌مان دارد هر روز ضعیف‌تر می‌شود؟ بداخلاق‌تر و بدقلق‌تر و بدبین‌تر می‌شویم؟ غصه و ناراحتی و افسردگی‌هایمان بیشتر می‌شود؟ این ها برای چیست؟ برای کارهای جمادی و گیاهی و حیوانی و علمی. خداوند می‌فرماید: «وَ هُوَ وَلِیُّهُمْ بِما كانُوا یَعْمَلُونَ= او ولی آنهاست به خاطر کارهایی که می‌کردند». اگر می‌خواهید من کنارتان باشم مربی هر دفعه شاگرد را پیش خودش نگه نمی‌دارد؛ شاگرد بداخلاقی بکند و یک بار و دو بار نمره کم بگیرد و رد بشود، باز هم فرصت می‌دهد؛ اما اگر قرار باشد شاگردی باشد که اصلاً کلاً نظام آموزشی را زیر سؤال ببرد و نخواهد پای درس بنشیند و نخواهد در امتحان بیاید، خدا رهایش می‌کند و می‌گوید تو برو و شاگرد شیطان شو؛ ولیّ تو هم شیطان است. چون سنت خدا بر این قرار گرفته که می‌فرماید: «الله ولی الذین آمنوا، یخرجهم من الظلمات الی النور؛ و الذین کفروا اولیائهم الطاغوت، یخرجونهم من النور الی الظلمات= خدا ولی کسانی است که ایمان می آورند، آنان را از تاریکی خارج کرده و به سوی نور می برد؛ اما کسانی که کفر بورزند، ولی های متعددشان طاغوت ها هستند که آنان را از نور خراج کرده و به سوی نور می برند». تربیت‌ خدا برای بزرگ شدن ما مثل خودش است. پس در کلاس بیایید، درس بخوانید، امتحان بدهید. می‌فرماید با همه چیز شما را امتحان می‌کنم. «نَبْلُوكُمْ بِالشَّرِّ وَ الْخَیْرِ فِتْنَةً= هم با خیر و هم با شر شما را امتحانتان می‌کنم، چیزهای خوب به شما زیاد می‌دهم؛ اما چیزهای بد هم می‌دهم تا امتحان‌تان کنم».این کلاس تو است. این لیاقت و امتحان تو است و  باید پای آن بایستی. اگر اینطور شد جوابش این است:«جَزاءً بِما كانُوا یَعْمَلُونَ= این جزای کارهای خوبی است که می‌کردی». می‌فرماید اگر می‌خواهی من کنارت باشم، باید نمره قبولی بیاوری. حتی یاگر رد بشوی، عیبی ندارد؛ ولی بیا در کلاس باش تا معلوم شود که تو داری زحمتت را می‌کشی. رد هم بشوی، باز من کارت را درست می‌کنم. «جَزاءً بِما كانُوا یَعْمَلُونَ» دارالسلام این است که من کنار شما باشم و ولیّ شما باشم و بالای سرشما باشم تا شما را از ظلمت، به سمت نور ببرم. احادیث زیبای دیگری هم در این مورد هست که شاید بعدها بیان کنیم. قا/165 بهشت/ دارالسلام آرشیو مباحث استاد شجاعی فروشگاه آنلاین با محصولات ناب  [1] . سوره بقره/ آیه 29. [2] . سوره یوسف/ آیه 105. [3] . سوره یونس/ آیه 25. [4] . سوره انعام/ آیه 127.

صوت

1 - تشریفات رنگارنگ خدا در عالم هستی، به خاطر وجود انسان است

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 10769
زمان انتشار: 18 مارس 2019
| |
تربیت انسانی هدف اصلی حکومت اسلامی است

شرح زیارت جامعه کبیره؛ جلسه 91 ؛ 97/12/23

تربیت انسانی هدف اصلی حکومت اسلامی است

حکومت اسلامی و الهی، حکومتی است که بتواند انسان‌ها را تربیت کند و به مقام خلیفة الهی برساند. حاکمی که روح جهاد ندارد و انقلابی نیست، فاسق است و نباید از او تبعیت کرد.

بحثی که امروز داریم فوق‌العاده مهم و کلیدی است. اگر اینها را نفهمیم، نمی‌توانیم کمک جدی و مؤثری به امام زمان­‌مان داشته باشیم. خلاصه‌ی مباحث « سَاسَةَ الْعِبَادِ» این بود که انسان فقط در بُعد انسانی‌­اش انسان است و در بُعدهای دیگر یا جماد، یا گیاه، یا حیوان و یا عقل است. خداوند تبارک و تعالی خلقت با عظمتش را برای آن بخشی که از جنسِ نور خودش هست و هوس خدا را دارد، آفریده، یعنی فقط آن بخشی که قرار است، خلیفة الله بشود. ما هم به ­میزانی که از خدمات این بخش اصلی استفاده می‌کنیم، انسان هستیم. اینکه چقدر عقل­مان به ما کمک کرده تا شبیه به اهل بیت بشویم؟ یعنی چقدر فعالیت‌های حیوانی، اجتماعی، سیاسی‌مان به ما کمک کرده؟ چقدر فعالیت‌های خورد و خوراک‌مان به ما کمک کرده؟ چقدر فعالیت‌های اقتصادی‌مان کمک کرده که شبیه خدا بشویم؟ اینها مقدمه و اصل هستند برای این که بدانی، تو بعد از 30 یا 40 سال چقدر از اسماء الهی را دریافت کرده باشی؟ از طرفی انسان چون در دنیا زندگی می‌کند، با تزاحم منافع و محدودیت‌­هایی مواجه می­‌شود. بنابراین، به یک حاکمیت و مدیریتی نیاز دارد که اجازه ندهد، افراد به جان هم بیفتند و بتواند اختلاف و فتنه و فسادها را حل کند و بتواند چهار بخش دنیایی اجتماع جهانی را مدیریت کند تا همه انسان­ها در سطح جهان تربیت شوند. اینجاست که ما احتیاج به حکومتی داریم که رهبران این حکومت انسان­های کامل یا نمایندگان انسان کامل باشند که می‌­توانند با حاکمیت و تنظیم روابط بخش های پایینی، بخش انسانی افراد را رشد دهند. اگر کسی این مسئله را خوب نفهمد، می‌گوید ولی فقیه به چه درد می‌خورد، همان شاه خوب است یا مثلاً ولی فقیه نیاز نیست؛ شاه هم خوب نیست؛ خودمان انتخابات می‌کنیم؛ رأی می‌گیریم و هر کس رأی آورد، یک مدت او رئیس‌جمهور می‌شود. اما او نمی‌فهمد چرا به دنیا آمده؛ فکر می‌کند کار سیاسی یک کار اصیل است. در حالی که کار سیاسی باید در راستای جهان‌بینی توحیدی و فلسفه خلقت انسان باشد. یعنی حکومت باید براساس توحید و «لا اله الا الله» یعنی براساس عشق ایجاد بشود. حکومت الهی، حکومتی است که بتواند انسان‌ها را به اله‌ و معشوقشان برساند، حکومتی که انسان‌ را از خدا و خانواده آسمانی‌­اش غافل کند، حکومت جهنمی، طاغوتی و ظالم است. حکومت‌ها به اندازه‌ای الهی هستند که ثروت و آزادی الهی و انسانی انسان‌ها را فراهم کنند، و برای رشد مهدوی و انسانی ملت‌شان امکانات فراهم کنند. پس وقتی قرار است به بخش انسانی برسیم، باید حکومت تشکیل بشود تا به عنوان یک وسیله، در اختیار بخش فوق عقلانی باشد. فلسفه سیاست در اسلام چیست؟ همان­طور که قدرت‌های چهارگانه وجودی انسان (جمادی، گیاهی، حیوانی و عقلی) باید در اختیار بخش انسانی باشند، قدرتها‌ و امکانات چهارگانه در اجتماع هم باید در اختیار بخش امامتی و رهبری جامعه باشد تا او بتواند از این امکانات، برای هدایت بشر استفاده کند. این فلسفه سیاست در اسلام است که با فلسفه سیاسی فطرت‌گراها نیز، هماهنگ است. اما طبیعت‌گراها این نوع سیاست را دوست ندارند. آنها سیاست، حکومت و ریاستی را قبول دارند که بتوانند اطلاعات بیشتری جمع‌آوری کنند؛ به حاکمیت و قدرت بیشتری برسند و لذت‌های حیوانی بیشتری ببرند. مثل سکس و آزادی‌های جنسی، آزادی‌های خوراکی و گیاهی، خودنمایی، بی‌حجابی، عریانی و سرمایه‌داری. یعنی هر کس سرمایه بیشتری دارد، موفق‌تر است و حق هم با اوست. آنها این سیاست الهی را دوست ندارند. چون این سیاست و حاکمیت الهی با منافع دنیایی و دنیاپرستی آنها سازگار نیست. این داستان حکومت و ریاست است که از اول خلقت وجود داشته است. انبیاء گروهی بودند که تلاش می‌کردند فضایی را فراهم کنند تا انسان‌ها بتوانند تنفس کنند و رشد انسانی داشته باشند. بعضی‌ها هم مثل حضرت داود، حضرت سلیمان، حضرت یوسف و پیامبر اسلام، توانستند حکومت‌هایی تشکیل بدهند و در سایه قدرتی که به دست آوردند، انسان‌ها را هدایت کردند. ولی معمولاً طاغوت‌ها و از طرفی جهالت مردم نمی‌گذاشت انبیاء خوب عمل کنند. چنان که هستید، بر شما حکومت کنند پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمود: «كَما تَكُونوا یُوَلّى عَلَیكُم= همان طور که هستید، بر شما حکومت می‌کنند». رهبر شما کسی است که شما لیاقت او را دارید. هر طوری باشید، یک آدمی شبیه خودتان، بالای سرتان می‌آید. دیگر رحم هم به شما نمی‌کند. وقتی توده مردم طبیعت‌گرا می‌شوند، آن اقلیت مؤمن و متدین الهی هم قربانی می‌شود. مردم چون جنبه‌های حیوانی‌شان قوی است، معمولاً به رئیس‌جمهوری رأی می‌دهند که به فساد نزدیکتر باشد. الان کشور ما همین­طور است. مردم به کسی بیشتر رأی می‌دهند که طمع‌های دنیایی‌شان، آزادی‌های جنسی و سکسی و آزادی‌های حیوانی‌شان را بیشتر تأمین کند. حالا هر چند به لقمه‌شان هم نرسد و نان شب‌شان لنگ بشود و کارخانه‌ها تعطیل شود و تاجرها ورشکسته بشوند و مردم به فقر و بدبختی و گدایی بیفتند. ولی یک عده باز هم عبرت نمی‌گیرند. باز هم اگر قرار باشد دوباره به کسی رای بدهند، به آدم‌های فاسد، طبیعت‌گرا و کسانی که واقعاً از بُن دندان اعتقادی به انسانیت، عدالت، حقوق مردم، مستضعفین، اعتقادی به کمال انسانی و رشد انسانی ندارند، رأی می‌دهند. خداوند هم می‌فرماید: «إِنَّ اللهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ[1]= خداوند هرگز سرنوشت‌ قومی را تغییر نمی‌دهد، مگر اینکه خودشان را تغییر بدهند». خداوند هیچ قانونی که موجب تسلط کفار بر مسلمانان باشد را نمی پذیرد در مقابل سیاست الهی، دشمن تلاش می کند که دین را نابود کند و از راه های مختلفی وارد شده تا بتواند سلطنت کند. در حالی که ما دین می‌خواهیم. ما انسان هستیم و نمی‌توانیم زیر بار طاغوت برویم. این آیه قرآن «لَنْ یَجْعَلَ اللهُ لِلْكافِرینَ عَلَى الْمُؤْمِنینَ سَبیلاً[2]= و خداوند هیچ گاه برای کافران نسبت به اهل ایمان راه تسلّط باز نخواهد نمود» که در قرآن به آن قاعده نفی سبیل می‌گویند، یعنی از نظر سیاسی ـ اجتماعی، هر قانونی، هر قراردادی، هر پیوندی که دشمن را بر مسلمان مسلط کند، حرام است. قرآن می‌گوید هر قانونی که عزّت مسلمان و مؤمن را آسیب بزند، حرام است. حق نداری وارد این قانون بشوی: «وَ لِله الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنینَ[3]= عزّت مخصوص خدا و رسول و اهل ایمان است». عزت مال خدا، رسولش و مؤمنین است. مؤمن اختیار هر چیزی از خودش دارد، غیر از عزّتش. حق ندارد عزّتش را ضایع کند. حق ندارد شرافتش را بفروشد. ما بچه‌های امام حسینی هستیم که در روز عاشورا شعار «هیهات من الذلّه» داد. ما فرزندان حقیقی حضرت زهرا هستیم که زیر بار ذلّت نرفتند. فرزندان اهل بیت هستیم که یک لحظه در عمرشان ذلّت‌پذیر نبودند. چون دشمن دید که هر چقدر با ما بجنگد، ما قدرتمندتر و نورانی­تر می­‌شویم؛ تصمیم گرفت از این به بعد جنگ نکند. گفتند: اصلاً حرف جنگ را نزنید؛ فقط تهدید می‌کنیم. هر چند گزینه نظامی‌شان روی میز است؛ اما از راه­‌های دیگری وارد شدند. مثل سکس و فرهنگ میکی‌ماوس و از هم پاشیدن خانواده و... . رئیس‌شان گفت مادران خانواده‌ها را بزنید. زنان و دختران را بی‌حیا و بی‌عفت کنید. نتیجه ای که داده مردان ما داغون شدند. بچه‌ها داغون شدند. دیگر بچه خوب تربیت نمی‌شود؛ مرد خوب تربیت نمی‌شود. برای همین بود که بیشتر کار کردند. آقا فرمودند که این تهاجم فرهنگی است. بعد گفتند شبیخون است. یعنی تهاجم یک چیز است، اما شبیخون بالاتر از تهاجم است. باز مسئولین خودشان را به نفهمی زدند و گفتند: این تبادل فرهنگ است؛ تهاجم معنا ندارد.یعنی یک فرهنگ می‌دهیم و یک فرهنگ می‌گیریم. آشنایی با فرهنگها است. خلاصه با بی‌غیرتی گذاشتند که دشمن هر چقدر می‌تواند جلو بیاید و یک دفعه آمار فساد، فحشا، طلاق، خیانت، روابط نامشروع، مشروب، اعتیاد و خودکشی، داروهای ضد افسردگی بالا رفت. هنوز هم جنگ فرهنگی‌شان را دارند ادامه می‌دهند. اصلاً هم ناامید نیستند. همه جور فشاری می‌آورند برای اینکه ما را نابود کنند. متحدتر، قوی‌تر و بیشتر هم سرمایه‌گذاری می‌کنند. از طریق داروها و غذا و مواد غذایی، نسل‌کشی راه انداخته اند. الان هم تراریخته می‌آید، روغن‌های تراریخته و غذاهای تراریخته، مواد سرطان‌زا در این پفک‌ها، بیسکویت‌ها، کنسروها، کمپوت‌ها و آبمیوه‌ها و... می‌دهند به مردم بخورند و همه را دارند عقیم می‌کنند. داعش را راه انداختند. اما به جان خودشان افتاد. الان هم تحریم اقتصادی کردند. ولی باز هم دیدند با فرهنگ هم نمی‌شود. باوجود آسیب های فرهنگی زیادی که به کشور زدند، محرم که می‌شود، مردم لباس مشکی می‌پوشند و عزاداریشان را راه می‌اندازند و مرگ بر آمریکا هم می گویند. 22 بهمن مردم می‌­آیند شعار می‌دهند.  پس چه شد؟! اینها منتظرند هر سال جمعیت کمتر بشود. درحالی که هر سال، جمعیت بیشتر می­‌شود. آنها نمی‌دانند، آن کسی حتی به فحشا می­‌افتد، چون ته دلش پاک است و ولایت دارد و اعتقاداتش درست است، دشمن نمی تواند کارش را با او پیش ببرد. هیچ کس نمی‌تواند جلوی این مردم را بگیرد. 1400 سال پیش، خبر دادند که این انقلاب می‌آید. وقتی پیغمبر در مکه به دنیا آمد و در همان زمان، اول 14 کنگره طاق کسری در ایران شکسته شد تا همه بفهمند 14 قرن بعد، قرار است چه اتفاقی بیفتد؟ این اراده خداست و کسی نمی‌­تواند با این اراده مقابله کند. این همان مطلبی است که امام خمینی ره نیز، بر آن صحه گذاشت. مجتهدین فاسدی که روح جهاد ندارند، بیشتر ضربه به اسلام می زنند ما غیر از استکبار جهانی که خارجی و کافر است و از بیرون حمله می‌کند، چهار گروه دشمن دیگر نیز، داریم: دسته اول) روشن‌فکرهایی که در دانشگاه‌ها درس خوانده اند. اینها همان مواد درسی که غربیها به عنوان کتاب درسی در دانشگاه‌های سراسر دنیا تدریس می‌کنند را خوانده اند. پاک‌ترین آدمها دکتر، مهندسها بودند؛ اما فاسدترین‌شان علوم انسانی‌ها بودند. دسته دوم) قدرت‌طلب‌ها، شهرت‌طلب‌ها، تشنگان قدرت که سیاسیون و احزاب و گروه‌های سیاسی که اینها جنگ‌شان بر سر قدرت است؛ مردم را وسیله قرار می‌دهند برای اینکه رأی بیاورند. دسته سوم) آدمهایی هستند که گول خوردند. یعنی از سر ناآگاهی با اینها همراه هستند. در قشر خاکستری، تودۀ ناآگاهی هستند. یک تعدادشان که فکر می‌کنند که اینها آدمهای خوبی هستند، گول شعارهای اینها را می‌خورند. اینها باید آگاه بشوند. اینها قربانی فریب و حقه‌بازی سیاست بازان هستند. دسته چهارم) مراجع و روحانیون و علما و مجتهدین فاسدی هستند که حال جهاد ندارند و عافیت‌طلب هستند. اینها آدمهای خیلی مقدسی هستند که می‌گویند گناه دارد مرگ بر آمریکا بگویید. اینها از همه خطرناک‌تر هستند؛ چون زمینه‌ساز هستند برای بقیه. چون به نفاق کمک می‌کنند و به اهل فساد، جلوه و اعتبار می‌دهند. امام (ره) فرمود: «خون دلی که پدر پیرتان از این طایفه خورده، از هیچ طایفه‌ای نخورده است[4]». آخوندهای به قول مقام معظم رهبری سکولار و بی‌دین. آخوندی که به تعبیر قرآن، سه شاخصه «عشق به خدا، عشق به اهل بیت و جهاد» را نداشته باشد، منافق است. توده مراجع‌مان آدم‌های سالمی هستند. آدم‌های بزرگ، سالم، انقلابی، مبارز، مجاهد. اما بعضی از آنان اینطور نیستند. قرآن می‌فرماید: «فَقاتِلُوا أَئِمَّةَ الْكُفْر[5]=سران کفر را بکشید». چرا انبیاء کشته شدند؟ چرا یازده امام کشته شدند؟ چرا حضرت زهرا کشته شد؟ عاشورا برای چه به وجود آمد؟ اگر اینها هم مثل شما بودند که کسی با آنها کار نداشت. اگر آن معصومان هم فقط می‌خواستند مثل ما درس بخوانند، یک مسجدی، یک منبری، یک ذکر مصیبتی، یک تسبیح دستشان بگیرند چه کسی با اینها کار داشت؟ ‌مگر زمان شاه نبود که می‌گفتند شما بروید به کارهای عبادی‌تان برسید. خودمان هم پول می‌دهیم و برایتان حرم درست می‌کنیم و برایتان مراسم عزاداری برپا می­‌کنیم و در مراسم‌­تان شرکت می‌کنیم؛ اما کاری با بساط ما و سیاست ما نداشته باشید. دین هرگز از سیاست جدا نیست. خداوند می‌گوید با کسانی بجنگید که نمی‌گذارند آدمها رشد انسانی داشته باشند: «قاتِلُوهُمْ حَتَّى لا تَكُونَ فِتْنَة[6]= همه آنها را نابود کنید که فتنه نباشد»، تا مردم بتوانند به الهیت‌شان برسند. مردم بتوانند به اقتصاد سالم‌شان برسنند. الان دشمن، هم با دنیای ما و هم با آخرت ما مبارزه می‌کند. پس این جامعه‌شناسی وضعیت فعلی‌مان را در نظر داشته باشید که ما یک استکبار خارجی داریم و یک نفاق داخلی که در لباس‌های مختلف روشنفکران، لیبرال‌ها، منافقین، افراد جاهل و کسانی که به اصطلاح تاریک فکر هستند، ولی به آنها روشن‌فکر می‌گویند، ظاهر می‌شوند. اینها خار سر راه آقا امام زمان علیه‌السلام هستند. اینها هستند که موانع ظهور هستند. اینها هستند که می‌خواهند حرکت ما را به سمت تشکیل تمدن بزرگ اسلامی و ظهور آقا امام زمان (علیه السّلام) کُند کنند.  بنابراین، طبق فرمایش صریح قرآن، یک انسان یا مؤمن، یا انقلابی و جهادی است و یا فاسق. مؤمن یعنی کسی که سه عشق در رأس همه عشق‌هایش هست: «الله، اهل بیت و جهاد». جهاد برای اینکه امام زمان‌مان 1180 سال آواره است. پس باید جهاد کنید تا او بیاید. جهاد با موانع ظهور پدر آسمانی همه انسان‌ها، منجی همه انسان‌ها؛  نه فقط منجی شیعه و پدر شیعه. پس جهاد جزء انفکاک‌ناپذیر شخصیت یک مؤمن است. اگر کسی انقلابی نبود، بسیجی نبود، روح بسیجی نداشت، فاسق است. یعنی دین‌ات هم به درد نمی‌خورد. حالا مدام مکه برو، مشهد برو، کربلا برو، برو گریه کن، روزه بگیر و اعتکاف داشته باش. هیچ فایده ای ندارد. این مسئله را بفهمیم تا در موقع انتخابات، گیج نزنیم که حالا به چه کسی رأی بدهیم. اگر فرد انقلابی نیست و خیال مبارزه با دشمنان امام زمان علیه‌السلام را ندارد؛ اگر به فکر برطرف کردن موانع ظهور حضرت نیست؛ اگر تفکر تمدن‌ساز شیعه را ندارد؛ اگر تفکر برطرف کردن موانع ظهور را ندارد؛ به او رأی نده. اگر به او رأی بدهی، در تمام جنایت‌هایش شریک هستی.  ان‌شاءالله جلسه بعد می‌خواهیم راجع به تمدن‌سازی صحبت کنیم. بحث بیانیه گام دوم را مطالعه کنیم و بفهمیم که ما باید در چه موقعیتی قرار بگیریم و چه تصمیماتی در این زندگی‌مان بگیریم و چه نوع خودسازی و سبک زندگی را در پیش بگیریم تا واقعاً بتوانیم سرباز امام زمان علیه‌السلام بشویم و با مادرمان حضرت زهرا محشور باشیم. قا/164 جامعه کبیره/ فلسفه تشکیل حکومت اسلام آرشیو مباحث استاد شجاعی فروشگاه آنلاین با محصولات ناب [1] . سوره رعد/ آیه 11. [2] . سوره نساء/ آیه 141. [3] . سوره منافقون/ آیه 8. [4] . صحیفه امام خمینی، ج 21، ص 278. [5] . سوره توبه/ آیه 12. [6] . سوره بقره/ آیه 193.

صوت

1 - تربیت انسانی هدف اصلی حکومت اسلامی است

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 10653
زمان انتشار: 12 مارس 2019
| |
مراتب تکاملی نفس همانند مراتب وجودی عالم است

خانواده آسمانی؛ جلسه500 ؛ 97/12/16

مراتب تکاملی نفس همانند مراتب وجودی عالم است

آنچه در این جلسه خواهیم گفت؛ باطن جهنم و آیات و روایات مربوط به آن است.

نفس انسان همانند نظام خلقت، دارای مراتب متعددی است که در عین کثرت، وحدت دارند. عالم دنیا باطنی دارد به نام عالم ملکوت؛ و عالم ملکوت، همان عالم برزخ است. ملکوت نیز، مثل نظام دنیا ریاضی است. آنچه که وارد برزخ می­‌شود، نفس است. اگر نفس آمادگی نداشته باشد، در آنجا گرفتار زندگی بدی خواهد شد که همراه با عذاب و درد و رنج خواهد بود.

نظام خلقت دارای مراتبی است که عبارتند از: عالم لاهوت، بعد جبروت که ظهور عالم ماقبل خود است. سپس عالم ملکوت که ظهور عالم جبروت است و در آخر، عالم ناسوت و دنیا که این هم ظهور عالم ملکوت است. پس عالم در عین حال که واحد است، از جهت مرتبه، دارای اختلاف و کثرت است. نفس انسانی، خود دارای مراتب و درجات متعددی است. در یک تقسیم بندی نفس، می گوییم انسان 5 قوه دارد: «حس، خیال، وهم، عقل و فوق عقل». اگر بپرسیم قوا در کجای نفس قرار دارند؟ آیا تفکیک شده از هم هستند یا نه. در پاسخ می‌گوییم: همه قوا در نفس حاضرند، یعنی در عین این که کثیرند، در یکجا وحدت دارند. پس شما همه قدرتها هستید و یک نفر هستید. به این معنا که یک نفر هست که هم حس می‌­کند؛ هم خیال می­‌کند، هم وهم دارد؛ هم تعقل می­‌کند و هم فوق عقل دارد. یک حقیقت است که ذومراتب است. نظام خلقت هم همین­طور است. ملکوت در باطن دنیا است. هر چند من الان آن را نمی‌­بینم؛ ولی وجود دارد. همان­طور که حس، خیال و وهم‌­مان را نمی‌­بینیم. ولی منشأ اثرند. در دنیا نیز خیلی از چیزها وجود دارند که دیدنی نیستند، ولی منشا اثرند. نتیجه اینکه عالم خلقت تفکیکی نیست. «تمرکز» اولین خشت پرواز به عالم برزخ است عالم دنیا باطنی دارد به نام عالم ملکوت. عالم ملکوت، همان عالم برزخ است. اگر بخواهیم راه ارتباطی مان را برقرار کنیم، اولاً باید تمرکز بگیریم. بعضی­ها در بیداری می­‌توانند تمرکز بگیرند و همین­جا هم ارتباط‌شان وصل می­‌شود. برخی هم نمی­‌توانند؛ چون تعلقات به انواع کمالات جمادی، گیاهی و حیوانی دارند. به همین دلیل، نفس نمی‌­تواند از اینها بکَند و به عالم ملکوت پرواز کند. ولی وقتی شما می‌خوابید، راحت­تر این ارتباط برقرار می‌­شود. چون نسبت به دنیا رها هستید. نفس هم راحت­تر می‌­رود. مثلاً مکه می‌­رود، برزخ می‌رود، بهشت می‌رود، جهنم می‌رود و ... . بنابراین، کافی است که تعلقات نفس، از دنیا کم شود. آن وقت می‌­بینید که وارد برزخ می­‌شوید. وقتی وارد عالم ملکوت (برزخ) می­‌شوید، در واقع وارد عالم حقیقی مثل این عالم می­‌شوید. فقط شرایط زیستی، اندازه ها، قوانین و تنوع نعمت­هایش بی­نهایت از اینجا بالاتر و بزرگتر است. ملکوت مثل سیستم دنیا ریاضی است. آنچه که وارد برزخ می‌­شود، نفس است. بدن دنیایی، در همین جا می‌­ماند و از بین می­‌رود. اما نفس با بدنی فوق العاده لطیف­تر از این بدن، در برزخ زندگی می­‌کند. نوع تولدش هم مثل تولد جنین به این دنیا است. همان­طور که جنین هنگام تولد به دنیا 6 نوع تولد دارد: «سالم، سالم قوی، بیمار، ضعیف، ناقص، معلول». ما هم وقتی وارد برزخ می­‌شویم، با این 6 نوع تولد وارد می­‌شویم. بنابراین، اگر آمادگی داشتید، بی نهایت بهتر و شادتر و آرام تر از اینجا لذت می‌­برید؛ اما اگر آمادگی نداشتید، درد و رنج  و اذیت شدن به همراه دارد. جهنم، ظهور عدم تطبیق خودت با بهشت است اگر بخواهیم در مورد ماهیت جهنم صحبت کنیم، باید بگوییم جهنم چیزی نیست که قرادادی باشد؛ بلکه حقیقی و وجودی است. این خودت هستی که از اینجا آن را با خودت می­‌بری. هر عمل و عکس العملی که به مادر بارداری می‌­رسد، به جنین هم منتقل می­‌شود. مثل حرص و جوش، بداخلاقی، استرس و... حتی خیالات، توهمات مثل کینه ها، حساسیت­ها و... یا علومی که مادر دریافت می‌­کند، همه روی جنین اثر می‌­گذارد. از همه مهمتر، کشش­های فوق­‌عقلانی مثل ارتباط با ملائکه الله، ارتباط با خانواده آسمانی و خود خداوند تبارک و تعالی است که تمام اینها بر جنین منتقل می­‌شود. پس عملکردهای پدر ومادر را جنین دریافت می‌­کند. نفس ما هم همین­طور است. بی­نهایت حساس است. پس مراقب باشیم که هر چیزی به نفس­مان ندهیم. چون جهنم، ظهور عدم هماهنگی با بهشت است. چنانچه درد و مریضی، ظهور عدم هماهنگی با دنیاست. بعد از اینکه دانستیم حقیقت و باطن جهنم چیست، آیات و روایات جهنم را مورد بحث و بررسی قرار می‌­دهیم. امام صادق علیه‌السلام فرمودند: « مَنْ یَزْرَعْ خَیْرا یَحْصِدْ غِبْطَةً وَ مَنْ یَزْرَعْ شَرّا یَحْصِدْ نَدامَةً وَ لِکُلِّ زارِعٍ ما زَرَعَ= هر کس خوبی بکارد، خشنودی درو می‌­کند و هر کس بدی بکارد، پشیمانی درو می­‌کند و هر کس هر چه بکارد، همان را برداشت می­‌کند». نمی­‌شود جائی گناه و معصیت بکاریم و بی­‌حساب به پای انسان تمام ­شود؛ بلکه پشیمانی و دردش را می­‌آورد. حالا اگر بخواهیم این گناه و معصیت را از بین ببریم، چه کار باید کرد؟ همان­طور که مریضی و دردی را با دارو درمان می­‌کنیم، خداوند هم یک سیستمی به نام "مغفرت" و "توبه" قرار داده که این سیستم، سیستم عملیاتی است. «توبه، بازگشت است»، یعنی باید مسیر نادرستی که رفته اید را دوباره برگردید تا آلودگی­ها برطرف ­شود. ولی اگر توبه نکردید و وارد برزخ شدید، آن وقت است که گرفتار می­‌شوید. بنابراین، به قواعد جذب دقت کنید. سوره روم آیه 44: « مَنْ كَفَرَ فَعَلَیْهِ كُفْرُهُ وَ مَنْ عَمِلَ صَالِحًا فَلِأَنْفُسِهِمْ یَمْهَدُونَ= هر که به راه کفر رود زیان کفرش بر خود اوست و هر که صالح و نیکوکار شود، چنین کسانی برای شخص خود آسایشگاهی خوش فراهم می‌سازند». هر کس کفران بورزد، به ضرر خودش است. علیه خودش است. چون کفر یعنی من سیستم مرحله موت را قبول ندارم و رعایت هم نمی­‌کنم. قبول داشتن یا نداشتن تأثیری ندارد. سیستم ریاضی است. تاثیر خودش را می‌­گذارد. کافر چون مرگ را قبول ندارد، آمادگی هم پیدا نمی­‌کند. لذا ورودش اول بدبختی و عذاب است. پس کافر چوب بی‌­اعتقادی خودش را می­‌خورد. سوره بقره، آیه 281: « وَاتَّقُوا یَوْمًا تُرْجَعُونَ فِیهِ إِلَى اللَّهِ ثُمَّ تُوَفَّى كُلُّ نَفْسٍ مَا كَسَبَتْ وَهُمْ لَا یُظْلَمُونَ= و بترسید از روزی که شما را به سوی خدا باز گردانند، پس هر کس پاداش عمل خویش خواهد یافت و به هیچ کس ستمی نکنند». معصیت، نفس را خراب می­‌کند و نمی‌­گذارد سالم وارد بهشت شود. پس ظهور مار و عقرب، به ­خاطر این است که خودمان آنها را با رفتارمان آفریدیم و خلق کردیم. در این خصوص قرآن می فرماید: سوره آل عمران، آیه 30: «یَوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ مَا عَمِلَتْ مِنْ خَیْرٍ مُحْضَرًا وَ مَا عَمِلَتْ مِنْ سُوءٍ تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَیْنَهَا وَبَیْنَهُ أَمَدًا بَعِیدًا= روزی که هر نفسی هر کار نیکویی کرده همه را پیش روی خود حاضر بیند و نیز آنچه بد کرده، آرزو کند که ای کاش میان او و کار بدش به مسافتی دور جدایی بود». سوره زلزال، آیه 7: «فَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَیْرًا یَرَهُ* وَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا یَرَهُ = پس هر کس به قدر ذره‌ای کار نیک کرده باشد (پاداش) آن را خواهد دید* و هر کس به قدر ذره‌ای کار زشتی مرتکب شده آن هم به کیفرش خواهد رسید». هر کس کار خیر انجام بدهد، خدا آن را به خود او برمی گرداند. محال است که برنگردد؛ حتی اگر کافر باشد. کار شر هم همین طور است؛ امّا با مقیاس آخرتی، نه با مقیاس دنیایی.  بنابراین از بحث درباره جهنم این قاعده حاصل می شود که «جهنم معلول عدم تطبیق با بهشت است». کسی که خودشیفته است، عذابش حقارت است. کسی که مستکبر است، عذابش ذلت و خواری است. کسی که فخرفروش است، عذابش حقارت است. ما چیزی نداریم که بخواهیم به­ خاطرش افتخار کنیم و پز بدهیم. همه از سوی خداست. قا/164 معاد/جهنم آرشیو مباحث استاد شجاعی فروشگاه آنلاین با محصولات ناب 

صوت

1 - مراتب تکاملی نفس همانند مراتب وجودی عالم است

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 10525
زمان انتشار: 11 مارس 2019
|
خانواده آسمانی و شرح زیارت جامعه کبیره

خانواده آسمانی و شرح زیارت جامعه کبیره

به اطلاع می‌رساند، این هفته ساعت برگزاری کلاس‌های خانواده آسمانی و شرح جامعه کبیره به این صورت می‌باشد: جلسه خانواده آسمانی ساعت 16:00 - 17:00 و شرح زیارت جامعه کبیره پس از 15 دقیقه استراحت، در ساعت 17:15 روز پنجشنبه 97/12/23 در حسینیه قرائت قرآن (اثنی عشری) برگزار می گردد.

این جلسات به صورت زنده از سایت montazer.tv پخش می گردد.

نشانی: شهر ری، خیابان قم، انتهای خیابان آستانه، محوطه پارکینگ حرم، حسینیه قرائت قرآن (أثنی عشری

آرشیو مباحث استاد شجاعی

فروشگاه آنلاین با محصولات ناب

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 10091
زمان انتشار: 2 مارس 2019
|
خانواده آسمانی و شرح زیارت جامعه کبیره

خانواده آسمانی و شرح زیارت جامعه کبیره

به اطلاع می رساند بحث «پرواز در آسمان رجب» به پایان رسید و از این هفته استاد شجاعی به ادامه مباحث خانواده آسمانی و شرح زیارت جامعه کبیره می پردازند.

جلسه خانواده آسمانی ساعت 16:00 - 17:00 و شرح زیارت جامعه کبیره بعد از نماز مغرب پنجشنبه 97/12/16 در حسینیه قرائت قرآن (اثنی عشری) برگزار می گردد.

این جلسات به صورت زنده از سایت montazer.tv پخش می گردد.

نشانی: شهر ری، خیابان قم، انتهای خیابان آستانه، محوطه پارکینگ حرم، حسینیه قرائت قرآن (أثنی عشری

آرشیو مباحث استاد شجاعی

فروشگاه آنلاین با محصولات ناب

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه پرسش: 10090
28 فوریه 2019
|
پرسش 225: چرا می گوییم حق الناس مهم است؟
پاسخ:

منبع:

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

1 - پرسش 225: چرا می گوییم حق الناس مهم است؟
شناسه پرسش: 10074
25 فوریه 2019
|
پرسش 221: چرا پاسخ سلام در اسلام واجب است؟
پاسخ:

منبع:

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

1 - پرسش 221: چرا پاسخ سلام در اسلام واجب است؟
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed