www.montazer.ir
شنبه 13 ژوئن 2026
شناسه مطلب: 11510
زمان انتشار: 4 فوریه 2020
|
جلسات خانواده آسمانی و شرح زیارت جامعه کبیره

جلسات خانواده آسمانی و شرح زیارت جامعه کبیره

سلسله جلسات خانواده آسمانی و شرح زیارت جامعه کبیره از پنجشنبه 17 بهمن ماه 98 تعطیل می باشد. 

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11485
زمان انتشار: 22 ژانویه 2020
|
جلسات خانواده آسمانی و شرح زیارت جامعه کبیره

جلسات خانواده آسمانی و شرح زیارت جامعه کبیره

سلسله جلسات خانواده آسمانی و شرح زیارت جامعه کبیره از پنجشنبه 19 دی ماه 98 الی 16 بهمن 98 تعطیل می باشد.

سلسله جلسات خانواده آسمانی و شرح زیارت جامعه کبیره پنجشنبه 19 دی ماه 98 الی 16 بهمن 98 تعطیل می باشد.

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11468
زمان انتشار: 7 ژانویه 2020
| |
مردم به سه صورت خدا را می‌پرستند

خانواده آسمانی، جلسه 523، 98/10/05

مردم به سه صورت خدا را می‌پرستند

امام صادق (علیه السّلام) می‌فرمایند: «إِنَّ اَلنَّاسَ يَعْبُدُونَ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَى ثَلاَثَةِ أَوْجُهٍ فَطَبَقَةٌ يَعْبُدُونَهُ رَغْبَةً فِي ثَوَابِهِ فَتِلْكَ عِبَادَةُ اَلْحُرَصَاءِ وَ هُوَ اَلطَّمَعُ وَ آخَرُونَ يَعْبُدُونَهُ فَرَقاً مِنَ اَلنَّارِ فَتِلْكَ عِبَادَةُ اَلْعَبِيدِ وَ هِيَ اَلرَّهْبَةُ وَ لَكِنِّي أَعْبُدُهُ حُبّاً لَهُ عَزَّ وَ جَلَّ فَتِلْكَ عِبَادَةُ اَلْكِرَامِ وَ هُوَ اَلْأَمْنُ لِقَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ هُمْ مِنْ فَزَعٍ يَوْمَئِذٍ آمِنُونَ وَ لِقَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اَللّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اَللّهُ وَ يَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ فَمَنْ أَحَبَّ اَللَّهَ أَحَبَّهُ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ مَنْ أَحَبَّهُ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ كَانَ مِنَ اَلْآمِنِينَ= مردم خداى را به سه وجه مى‌پرستند:گروهى براى دريافت پاداش خدا را مى‌پرستند. اين بندگى آزمندان است و اين آزمنديست، و گروهى ديگر از بيم دوزخ وي را مى‌پرستند اين بندگى بردگان است، اين بيم است. اما من چون او را دوست دارم مى‌پرستم، اين پرستش آزاد مردان است و آن آرامش است. زيرا خداى بزرگ گفته:«ايشان از لرزش آن روز بيمناك و در آسايش هستند» و نيز گفته:«هر گاه شما خداى را دوست داشته باشيد مرا پيروى كنيد تا خداى شما را دوست داشته باشد و گناهان شما را بيامرزاد». هر كه خداى را دوست داشته باشد، خدا او را دوست داشته و آنكه خداى را دوست داشته از امان يافتگان است.»

مردم عبادت خدا را به سه صورت انجام می‌دهند، طبقه‌ای هستند که خدا را عبادت می‌کنند برای ثواب که این عبادت افراد حریص است و این عبارت است از طمع، یعنی طمع بهشت و ثواب و پاداشش را دارند و این را انجام می‌دهند. نه اینکه این بد است، خوب است که انسان برای ثواب و پاداش، عبادت الهی را انجام بدهد، این خیلی هم عالی و خوب است. بعضی از افراد خدا را از بیم آتش می‌پرستند که به آتش قهر و عذاب الهی دچار نشوند که این هم پرستش بندگان است. حضرت فرمود که این همان عبادت از روی ترس است. هر دو صفت رغبت و رهبت خوب است و همین دوتا است که مقدمه‌ای را فراهم می‌کند تا انسان عبادت خدا را برای یک چیزی بالاتر انجام دهد. با این دوتا قلب انسان آماده می شود تا انسان خدا را به عشق خود خدا و از روی محبت و صفا عبادت بکند و از خدا لذت ببرد. انسان باید در لذت با خداوند تبارک و تعالی بیافتد، یعنی دلتنگی برای خود خدا، لذت بردن از سخن گفتن با خود خدا، مناجات کردن با خود خدا، هم‌نفس شدن و خلوت کردن با خدا، دمی و ساعاتی را مأنوس بودن با خداوند و با خدا گذراندن. اینجاست که عبادت انسان به مرحله سوم می‌رسد، یعنی عبادت کسانی که خدا را دوست دارند و عبادت می کنند. یعنی ارتباط انسان با الله به گونه ای می‌شود که وقتی قرآن می‌خواند هول نیست، یا وقتی نماز می‌خواند، نمی‌گوید: دیرم شد، الان کار دارم، باید زود تمامش کنم. این نشان می‌دهد که این آدم به لذت انس با خدا و به عشق و محبت رسیده، اما اگر اینطور نیستیم یا طمعکاریم یا ترسو هستیم. «کرام» چه کسانی هستند و چگونه خدا را عبادت می‌کنند؟ امام صادق علیه السلام می‌فرمایند: من او را عبادت می‌کنم، چون او را دوست دارم و این عبادت کرام است. کرام یعنی بزرگان، افراد با قیمت، گرامی و عزیز. یعنی آدم باشخصیت و با ارزش و آدم حسابی. اصلاً کسی که خدا را از روی محبت عبادت می‌کند و عشق خدا در دلش می‌افتد، قیمتی می‌شود. چون مربوط به بخش اصلی‌ و بخش پنجم اوست. انسان با میزان جماداتش، فعالیتهای گیاهی، حیوانی یا علمی‌اش عزیز و قیمتی نمی‌شود؛ بلکه به میزانی که خداخواه و عاشق خداوند است قیمتی می‌شود. عبادت خدا از روی محبت، آرامش می‌آورد وقتی انسان، خدا را از روی دلتنگی و عشق و انس عبادت می‌کند، عاشق خدا می‌شود و محبت خدا در دلش می‌افتد، در نتیجه به امن و آرامش می‌رسد، همانطور که حضرت می‌فرماید: «وَ هُوَ اَلْأَمْنُ = و آن آرامش است». امام صادق علیه السلام در این حدیث دارد یکی از اصول روانشناسی را بیان می‌فرماید. در تمام مکاتب روانشناسی جهان و در هیچ جا به شما نمی‌گویند که قیمت یک روان و قیمت یک انسان، آن موقعی است که عاشق الله می‌شود. این معصوم است که روی قله خلقت نشسته و از آنجا دارد به تو قیمت می‌دهد و می‌گوید قیمت تو زمانی است که عاشق خدایی. می‌گوید:«وَ هُوَ اَلْأَمْنُ». آیا امنیت روانی در دنیا می‌خواهی؟ می‌خواهی دیگر قرص اعصاب نخوری؟ می خواهی خوابت خوب باشد و به راحتی و زود بخوابی؟ هر وقت خواستی بخوابی؟ هر وقت خواستی بیدار شوی؟ می‌خواهی ضدضربه شوی؟ می‌خواهی زودرنجی و عصبانیت و حساسیت و حسادت و بدبینی‌هایت کنار برود؟ اگر کسی بخواهد همه جهنم هایش را یکجا آب کند و تمام صفتهای بدش را یکجا خوب کند، و اگر کسی بخواهد ره ۱۰۰ ساله را یک شبه طی کند، بخواهد یکدفعه از جهنم در بیاید و برود به درجات عالی بهشتی برسد. فقط یک کار باید بکند و آن این است که عاشق خدا بشود و محبت خدا در دلش بیافتد. اما برای این کار احتیاج دارد که انسان اول عاشق خودش بشود، عاشقِ خود فوق عقلی. اگر این شخصیت‌تان را دوست داشته باشید و عاشقش باشید، مریضی های روحی ـ روانی، اضطراب‌ها، ناراحتی‌ها، غصه خوردن‌ها، تشنج‌ها، بدشخصیتی‌ها، بی‌شخصیتی‌ها همه از بین می‌رود. عمر مفید یک انسان چقدر است؟ همین یک اکسیر، یعنی اکسیرِ دوستی با خدا کافیست. این واقعیت قضیه است. عمر مفید یک انسان آن مقداری است که با الله، غیب، خانواده آسمانی‌، اهل بیت (علیهم السّلام)، فرشتگان و شهدا انس دارد. اگر این اتفاق نیفتد، پس اصلاً انسان زندگی نکرده است. حاصل عمر همان بود که با دوست گذشت            باقی همه بی‌حاصلی و بوالهوسی بود حضرت با گفتن این یک جمله «وَ هُوَ اَلْأَمْنُ» غوغا کرده، یعنی داروسازی است و دارد به شما فرمول یاد می‌دهد. آیا می‌خواهید آرامش پیدا کنید و شاد بشوید؟ آیا می‌خواهید هر مشکلی در زندگی‌ شما اتفاق افتاد، بگویید:«ما رأیت الا جمیلا= جز زیبایی چیزی ندیدم»؟ آیا می‌خواهی ترسها و اضطرابهای وجودت از بین برود؟ جواب، یک کلمه است: «عاشق شو». «عاشق شو، ورنه روزی کار جهان سر آید» دیر می‌شود. عاشق نشده باشی اصلاً زندگی نکرده ای. آفتی نبود بتر از ناشناخت           تو برِ یار و ندانی عشق باخت انسان در آغوش خداست. ولی بلد نیست عشقبازی کند. این مشکل ماست. فردی را در نظر بگیرید که 20 سال 30 سال است که قرص اعصاب می‌خورد و همه چیز را می‌شکند، عصبانی است، کتک می‌زند، عربده می‌کشد و به سختی می شود او را نگه داشت. اما یک دفعه معجزه‌ای اتفاق می افتد که به او می‌گویند این بیماری تو خوب شدنی است. شرطش این است که عاشق شوی. او عاشق می شود و بیماری هایش علاج می شود. عشق عجب اکسیری است! «عشق خدا» اکسیری است که روی دیگر شأن های انسان اثر می‌گذارد عشق به خدا وقتی می‌آید، همه وجود انسان و ذات انسان را عوض می‌کند. این عشق روی همه شان های وجودی انسان مثل تلاشهای «جمادی، گیاهی، حیوانی، علمی و معنوی» انسان اثر دارد. گفت: یا رسول الله! من کافر که بودم، جای 40 نفر غذا می‌خوردم. الان از وقتی که به شما ایمان آوردم، یک وعده غذا برای من کافی است و سیر می‌شوم. چه شده است؟ حضرت فرمود: آن موقع با معده ی کفر می‌خوردی. اما الان با معده ایمان داری غذا می‌خوری. آدمی که عاشق است، اصلاً حسادت ندارد. چون خودش همه چیز، یعنی الله را دارد. همه قیمت انسان به این است که چه کسی و چه چیزی دلش را ببرد. این یک آینه است که ما خود را در آن ببینیم. ببینیم ما برای چه چیزهایی غصه می‌خوریم و ناراحت و عصبانی می‌شویم و استرس و اضطراب می گیریم. چرا عبادت امنیت و آرامش به همراه دارد؟ همه امنیت انسان ناشی از عبادت است؛ عبادتی که عاشقانه و از روی دلتنگی باشد. وقتی که دلت برای خدا تنگ شد، امنیت سراغت می‌آید. چون در این حالت، معشوق انسان همیشه کنارش هست و آن هم یک معشوق بینهایتی که آدم از او سیر نمی‌شود. این رمز شادی و آرامش و محبت و سعادت در دنیا و آخرت است. امام صادق (علیه‌السلام) سند می‌آورد:«وَ هُمْ مِنْ فَزَعٍ یَوْمَئِذٍ آمِنُونَ[1]= آنها از فزع، فزع قیامت در امان هستند.» چه کسانی از ترس قیامت و فزع روز قیامت در امنیت هستند؟ کسانی که در دنیا از غصه در امنیت بودند. از عصبانیت، زودرنجی، حساسیت، قاطی کردن و بریدن در امنیت بودند.  آدمی که استحکام شخصیتی دارد ،جلز و ولز ندارد. چون این آدم امنیت روانی دارد و معشوقش کنارش هست. در کنار معشوقش همه سختیها را می‌گذراند و هیچ چیز تکانش نمی‌دهد. وقتی عشق خدا در دل انسان بیافتد، برای دنیا غصه نمی‌خورد. در کنار خدا غصه خوردن، یعنی جهنم. پیر خردپیشه نورانی‌ام                         برد ز من رنگ پریشانی‌ام گفت که در زندگی آزاد باش                 هان گذران است جهان شاد باش این آیه را دقت کنید:«وَ هُمْ مِنْ فَزَعٍ یَوْمَئِذٍ آمِنُونَ= در روز قیامت اینها در امنیت هستند». دارالأمن بودن یعنی همین. چون این آدم همیشه در دنیا امنیت داشته و هر چه بلا سرش آمده، عُقده نکرده و گفته: «می‌گذارم به حساب خدا، خدایا طلب من». ائمه علیهم‌السلام هم اینگونه صبور بودند، «صابراً محتسباً» اینها صبور و محتسب بودند. محتسب یعنی حساب کننده. به حساب خدا می گذاشتند. مثلاً شخصی به یک مغازه دار می‌گوید: پسر من را به شاگردی قبول کن. بگذار بیاید کار کند، اگر یک موقعی هم چیزی را شکست و خرابکاری کرد به حساب من بگذار. در این حالت، صاحبکار امنیت دارد. زیرا استفاده‌اش را از پسر می‌کند و او را به کار می‌گیرد و اگر یک چیزی را هم ضربه زد و شکست، می‌گوید صورتحسابش را برای پدرش می‌فرستم. بنا براین، وقتی چیزی از دنیای شما دارد کَنده می‌شود، به حساب خدا بگذار. اینطوری آرامش داری. از اهل بیت ع یاد بگیریم که «صابراً محتسبا» باشیم و به حساب خدا بگذاریم. آیا عرضه این کار را داری که کار بندگان خدا را به حساب خدا بگذاری؟ بنده‌اش اذیتت کرده، تو بگو: خدایا! بنده تو بوده من را اذیت کرده، صاحبش تو هستی؟خدا هم می‌گوید باشد، هر بنده‌ای از بنده‌های من، تو را اذیت کرده باشد، من خودم برایت جبران می‌کنم. عشق به خدا، با تبعیت از پیامبر ص، از مرحله ی رحمانیت به رحیمیت می رسد حضرت بعد از آن آیه، آیاتی را می‌فرمایند که پر از شراب است. آدم دوست دارد بنشیند هزار بار این یک آیه را بخواند:«قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اَللّهَ فَاتَّبِعُونِی یُحْبِبْكُمُ اَللّهُ وَ یَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ= بگو اگر خدا را دوست دارید، از من تبعیت کنید.» پس تبعیت از دین و احکام دین، به چه عشقی صورت می‌گیرد؟ نه برای بهشت و ترس از جهنم؛ بلکه بالاتر از آن، یعنی به عشق خود خدا. ببینید خدا چقدر قشنگ دعوتمان می‌کند. نمی‌گوید اگر می‌خواهید بهشت بروید و اگر می‌خواهید جهنم نروید، از پیامبرص تبعیت کنید. اصلاً خدا اینطوری حرف نمی‌زند. می‌فرماید اگر دوستم دارید، این کار را بکنید. ببینید چقدر ادبیاتش عاشقانه است و چقدر آدم بالا رفته. می فرماید اگر دوستم دارید دنبال من و پیغمبر راه بیافتید. آن وقت چه نتیجه‌ای می‌دهد؟ می‌گوید اگر تو عاشق خدایی دنبالم بیا. بعد از آن که دنبالم آمدی، خدا هم تو را دوست می دارد. یعنی خیلی کار اوج می‌گیرد. یعنی رحمانیت خدا که پیغمبر را با اسم رحمانِ خود، دنبال تو فرستاده بود که تو را دعوت کند پیش او بروی، به رحیمیت تبدیل می‌شود. یعنی دیگر خدا با اسم رحمان با تو برخورد نمی‌کند، با اسم رحیم برخورد می‌کند. برای همین هر وقت که دعا می‌کنید و دل تان می‌شکند و اشک تان می‌آید و با خدا حرف می‌زنید، بگویید: خدایا! یک نگاه رحیمانه به من بکن. «انظر الی نظرة الرحیمه». «انظر الی نظرة الرحیمه» یعنی خدایا می خوام «یکی یه دونه» ی تو باشم. خدایا یک بار اینطوری به من نگاه کن. یک جا در دعا می‌گوید: خدایا یک لحظه رحیمی به من بده. آدم وقتی خودش را نشناسد، خیلی از چیزها را از دست می‌دهد. گفتم به کام وصلت، خواهم رسید روزی               گفتا که نیک بنگر، شاید رسیده باشی مغفرت، نتیجه‌ی خدادوستی و عشق به خداست اگر عاشق خدا بودی و تبعیت کردی، خدا هم شما را دوست دارد و گناهان تان را می بخشد: «إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اَللّهَ فَاتَّبِعُونِی یُحْبِبْكُمُ اَللّهُ وَ یَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ» این آیه ی آشتی‌کنان است. وقتی خدا دوستتان داشت، می گوید:«یَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ» هر چه گناه داری همه را از بین می‌برد. اطاعت اینطوری است. در روایت آمده:«الصلاة كفارة لما قبلها = نماز کفاره است برای گناهانی که انسان قبلاً انجام داده». زیرا کسی که به عشق الهی نماز می‌خواند و تسلیم اراده خداست. وقتی نمازش تمام می‌شود، هرچه که قبلاً انجام داده بود، همه را از بین می‌برد. کسی که عاشق خداست، سختی یا آسانی زندگی برایش فرقی ندارد می فرماید: «فَمَنْ أَحَبَّ اَللَّهَ أَحَبَّهُ اَللَّهُ= هر کس خدا را دوست داشته باشد، خدا هم دوستش دارد.» حال دقت کنید: «وَ مَنْ أَحَبَّهُ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ كَانَ مِنَ اَلْآمِنِینَ= هر کس را  که خدا دوستش داشته باشد، جزء آمنین است.» جزو کسانی است که خدا به آنها امنیت داده. آمن یعنی آسوده‌خاطر. اگر خدا کسی را دوست داشته باشد، دیگر خیالش راحت است. در این چهار شأن «جمادی، گیاهی، حیوانی و عقلی» بلاهایش بیشتر می‌شود، اما امنیتش بالاتر است. چون می‌خواهد درجات بالاتر را بگیرد. «البلاء للولاء= بلا مال اهل ولایت خداست». بلا دارد، ولی این آدم امنیت دارد. می‌گوید خدایا هر کاری می‌خواهی بکنی بکن. «فَهُوَ لا یُبَالِی عَلَی مَا أَصْبَحَ مِنَ الدُّنْیَا عَلَی عُسْرٍ أَمْ عَلَی یُسْرٍ= پس باکی ندارد که زندگی دنیایش به سختی می گذرد یا به آسانی.» زیرا این آدم امنیت روانی دارد. ضرر و مشکلاتش را به حساب خود خدا می‌گذارد. خود خدا را هم از دست نمی‌دهد. پس معنای دارالأمن بودن بهشت را بفهمیم. چرا بهشت امنیت دارد؟ چون بهشتیان در دنیا آدمهایی بودند که آسوده‌خاطر بودند. آسوده‌خاطر، یعنی ترسو نیست و دلشوره ای ندارد. آسوده‌خاطر یعنی شیطان دائم آینده را به ما تحمیل نکند که چی می‌شود و دائم بنشینی غصه‌ بخوری. گذشته را هم هر چه گفت، بگو ریختم به حساب خدا، کاری ندارم. امنیت یعنی این. دارالامن/ بهشت/ محبت خدا/آرامش ع ل 342 [1] .سوره نمل/89.

صوت

1 - مردم به سه صورت خدا را می‌پرستند

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11466
زمان انتشار: 7 ژانویه 2020
|
جلسات خانواده آسمانی و شرح زیارت جامعه کبیره

جلسات خانواده آسمانی و شرح زیارت جامعه کبیره

سلسله جلسات خانواده آسمانی و شرح زیارت جامعه کبیره پنجشنبه 19 دی ماه 98 تعطیل می باشد.

سلسله جلسات خانواده آسمانی و شرح زیارت جامعه کبیره پنجشنبه 19 دی ماه 98 تعطیل می باشد.

کلیدواژه ها: ، ،

Top
شناسه مطلب: 11449
زمان انتشار: 29 دسامبر 2019
|
جلسات خانواده آسمانی و شرح زیارت جامعه کبیره

جلسات خانواده آسمانی و شرح زیارت جامعه کبیره

جلسه خانواده آسمانی ساعت 16:00-17:00 و شرح زیارت جامعه کبیره بعد از نماز مغرب و عشاء پنجشنبه 98/10/12 در حسینیه قرائت قرآن (اثنی عشری) برگزار می‌گردد.

این جلسات به صورت زنده از صفحه استاد محمد شجاعی در اینستاگرام پخش می گردد. نشانی: شهر ری، خیابان قم، انتهای خیابان آستانه، محوطه پارکینگ حرم، حسینیه قرائت قرآن (أثنی عشری) آرشیو مباحث استاد شجاعی فروشگاه آنلاین با محصولات ناب

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه پرسش: 11448
8 ژانویه 2020
|
پرسش 257:تنظیم نظام محبتی با خدا چگونه است؟
پاسخ:

منبع:

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

شناسه پرسش: 11447
5 ژانویه 2020
|
پرسش 256:چگونه همسایه خدا در بهشت باشیم؟
پاسخ:

منبع:

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

شناسه مطلب: 11438
زمان انتشار: 25 دسامبر 2019
| |
جایگاه مستکبر و متکبرین جهنم است

خانواده آسمانی؛ جلسه 522؛ 1398/09/28

جایگاه مستکبر و متکبرین جهنم است

استکبار به معنی بزرگی کردن، زیر بار حرف حق نرفتن و خود را بزرگتر و مهمتر از حق دانستن است. وقتی حق برملا می‌شود و انسان آن را نمی پذیرد، به این تکبر گفته می‌شود. مثلاً شما از پدر و مادرت، همسرت، فرزندت یا از کسی چیزی را می‌بینید که حق است. اگر تعصب به خرج بدهی و زیر بار نروی، مستکبر هستی.

تسلیم حق شدن، خیلی مهم است. همه ما هم در معرض این صفت حق ناپذیری هستیم. جاهایی مقصریم، ولی زیر بار نمی‌رویم. اکنون به آیاتی می پردازیم که به جزای مستکبرین و متکبرین اشاره شده است: «فَأَمَّا الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ فَیُوَفِّیهِمْ أُجُورَهُمْ وَ یَزیدُهُمْ مِنْ فَضْلِهِ وَ أَمَّا الَّذینَ اسْتَنْكَفُوا وَ اسْتَكْبَرُوا فَیُعَذِّبُهُمْ عَذاباً أَلیماً وَ لا یَجِدُونَ لَهُمْ مِنْ دُونِ اللهِ وَلِیًّا وَ لا نَصیراً[1]= اما کسانى که ایمان بیاورند و کارهاى شایسته کنند، خداوند پاداششان را به طور کامل به آنان مى دهد و از فضل خود بر پاداش آنان مى افزاید، و اما کسانى که از پرستش خدا خوددارى کنند و تکبر ورزند آنان را به عذابى دردناک عذاب مى کند و آنها براى خود کارساز و یاورى جز خدا نخواهند یافت». کسی عمل خوبی را انجام نمی‌دهد، مگر اینکه خداوند حتماً به او هم جزای دنیایی می‌دهد، هم جزای آخرتی. غیر از این جزای خوب، اضافه‌‌تر هم به انسان می‌دهد. بیشتر از آن چیزی که لیاقتش است. اما کسانی که زیربار دستورات الهی در شئون مختلف زندگی مثل شوهرداری، زن داری، حقوق بچه و... نمی روند، مصداق مستکبرند. جمله «نه غزه نه لبنان، جانم فدای ایران» استکباری است. چون خدا می‌گوید که هر جایی مستضعفی هست، حتی کافر هم باشد، باید بروی او را نجات بدهی. اما بعضی ها به راحتی می‌گویند: افغانستان به ما چه، یمن به ما چه، فلسطین به ما چه، اینها به ما چه ربطی دارند. او آدمی است که فقط برای دنیایش برنامه‌ریزی کرده و هیچ برنامۀ حیات جاودانه­ ای ندارد. عبد خدا نیست. نیامده برای اینکه انسان باشد. آمده فقط در اینجا زندگی کند. کسی که در مقابل خدا استکبار می‌کند، طبق آیه قرآن قطعاً به عذاب بسیار دردناک گرفتار خواهد شد و هیچ یاور و کمک‌کننده‌ای نخواهند داشت و کسی نیست که در قیامت به دادش برسد. «وَالَّذِینَ كَذَّبُوا بِآیَاتِنَا وَاسْتَكْبَرُوا عَنْهَا أُولَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِهُمْ فِیهَا خَالِدُونَ[2]= و آنان که آیات ما را تکذیب کرده و از سرکشی و تکبر سر بر آن فرود نیاوردند آنها اهل دوزخند و در آن جاوید (معذب) خواهند بود». کسانی که آیات الهی را دروغ می­ پندارند و تکبر می‌ورزند از اینکه آن را قبول کنند، برای همیشه همدم آتش هستند. «إِنَّ الَّذِینَ كَذَّبُوا بِآیَاتِنَا وَاسْتَكْبَرُوا عَنْهَا لَا تُفَتَّحُ لَهُمْ أَبْوَابُ السَّمَاءِ وَلَا یَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ حَتَّىٰ یَلِجَ الْجَمَلُ فِی سَمِّ الْخِیَاطِ ۚوَكَذَٰلِكَ نَجْزِی الْمُجْرِمِینَ[3]= همانا آنان که آیات ما را تکذیب کردند و از کبر و نخوت سر بر آن فرود نیاوردند، هرگز درهای آسمان به روی آنان باز نخواهد شد و به بهشت در نیایند تا آنکه شتر در سوراخ سوزن در آید و این گونه گنهکاران (متکبّر) را مجازات سخت خواهیم کرد». پیغمبر ص می‌فرماید: روز قیامت بعضی از کفار مثل عموی خود پیغمبر ابولهب و کسانی دیگر، وقتی عذاب را برمی‌دارند که پیامبر بیاید اینها را نجات بدهد، آنها می‌گویند نه، عذاب را برقرار کن. ما نمی‌خواهیم او را ببینیم. تا این حد انسان به لجبازی می‌افتد و زیر بار نمی‌رود. انسان اگر منحرف بشود، بسیار وحشتناک می­ شود. «أَنْ تَقُولَ نَفْسٌ یا حَسْرَتى‏ عَلى‏ ما فَرَّطْتُ فی‏ جَنْبِ اللهِ وَ إِنْ كُنْتُ لَمِنَ السَّاخِرین/ أَوْ تَقُولَ لَوْ أَنَّ اللهَ هَدانی‏ لَكُنْتُ مِنَ الْمُتَّقینَ/ أَوْ تَقُولَ حینَ تَرَى الْعَذابَ لَوْ أَنَّ لی‏ كَرَّةً فَأَكُونَ مِنَ الْمُحْسِنین‏/ بَلى‏ قَدْ جاءَتْكَ آیاتی‏ فَكَذَّبْتَ بِها [4]=‏ تا مبادا کسی فریاد وا حسرتا بر آرد و بگوید: ای وای بر من که جانب امر خدا را فرو گذاشتم و وعده‌های خدا را مسخره و استهزا کردم. یا بگوید: اگر خداوند مرا هدایت می­ کرد، از پرهیزگاران بودم. یا هنگامی که عذاب را می ­بیند بگوید:«ای کاش بار دیگر (به دنیا) بازمی ­گشتم و از نیکوکاران می شدم. آری آیات من به سراغ تو آمد؛ امّا آنها را تکذیب کردی و تکبّر نمودی و از کافران بودی! »  یکی از حسرت های انسان در روز قیامت این خواهد بود که در دنیا در محضر خدا بود و آنقدر عناد به خرج داد که الان همه چیز را از دست داده. حالا بعضی‌ها برای اینکه عذاب وجدان نگیرند، خدا را قبول دارند. ولی قرآن و اهل بیت علیهم السلام را نه. درحالی که خدا قرآن را فرستاده، اهل بیت را هم خدا در قرآن معرفی کرده و گفته اینها معصوم هستند. صدها آیه در مورد اهل بیت در قرآن داریم. اگر تو خدا را قبول داری، باید بدانی که این کتاب را خدا فرستاده است. او دین خدا و مؤمنین را به تمسخر ­گرفته و می گوید: من را خدا هدایت نکرد و خدا نخواست من درست بشوم. اگر من هدایت می‌شدم، از افراد باتقوا می‌شدم. وقتی به عذاب می‌رسند می‌گویند ای خدا! می‌شود من را برگردانی من آدم خوبی بشوم؟ خدا می‌گوید نه چنین خبری نیست. من آیات خودم را برای تو فرستادم، اما تو آنها را تکذیب کردی و تکبر ورزیدی، بزرگی کردی از اینکه زیر بار آنها بروی، به آیات من کفر ورزیدی. «فَادْخُلُوا أَبْوابَ جَهَنَّمَ خالِدینَ فیها فَلَبِئْسَ مَثْوَى الْمُتَكَبِّرینَ[5]= پس (فرشتگان خطاب کنند که) از هر در به دوزخ داخل شوید که در آنجا همیشه معذب خواهید بود و جایگاه متکبران بسیار بد منزلگاهی است». «النَّارُ یُعْرَضُونَ عَلَیْها غُدُوًّا وَ عَشِیًّا وَ یَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ أَدْخِلُوا آلَ فِرْعَوْنَ أَشَدَّ الْعَذابِ[6] = آنها صبح و شام بر آتش دوزخ عرضه می‌شوند، و چون روز قیامت بر پا شود (خطاب آید که) فرعونیان را به سخت‌ترین عذاب (جهنم) وارد کنید». «وَ إِذْ یَتَحاجُّونَ فِی النَّارِ فَیَقُولُ الضُّعَفاءُ لِلَّذینَ اسْتَكْبَرُوا إِنَّا كُنَّا لَكُمْ تَبَعاً فَهَلْ أَنْتُمْ مُغْنُونَ عَنَّا نَصیباً مِنَ النَّار[7]= و (یاد آر) وقتی که در آتش دوزخ با هم به احتجاج و مجادله برآیند، ضعیفان ملّت به پیشوایان گردنکش خود می‌گویند: ما (در دنیا) از شما پیروی کردیم (که گمراه شدیم) آیا می‌توانید امروز شما هم به عوض آن از آتش عذاب ما بکاهید». خیلی عجیب است که یک مسلمان و شیعه تابع یک کافر بشود و دستورات او را اجرا کند. می‌داند آنها این مملکت را دوست ندارند. جز غارت این مملکت و کشتن مردم این مملکت هدفی ندارد. هیچ خیری برای این مردم نمی خواهند. اما بعضی افراد باز تابع آنها می شوند. آموزش می‌بینند که چطوری بیایند در این کشور فتنه ایجاد کنند. قرآن در جزای چنین افرادی این طور خبر می دهد که ما تابع شما بودیم. شما می‌توانید کمک ما کنید و یک بخشی از عذاب ما را تحمل کنید. چون ما به خاطر شما جهنم رفتیم. متکبر در جهنمی به نام «بولس» گرفتار عذاب و آتش می شود نبی اکرم صلی الله علیه وآله می ­فرماید:«یُحْشَرُ الْمُتَكَبِّرُونَ یَوْمَ الْقِیَامَةِ أَمْثَالَ الذَّرِّ فِی صُورَةِ الرِّجَالِ یَغْشَاهُمُ الذُّلُّ مِنْ كُلِّ مَكَانٍ فَیُسَاقُونَ إِلَى‏ سِجْنٍ‏ فِی‏ جَهَنَّمَ‏ یُسَمی بُولَسُ تَعْلُوهُمْ نَارُ الْأَنیَارِ یُسْقَوْنَ مِنْ عُصارَةِ اَهلِ النّار طِینَةَ الْخَبَالِ[8]= گردنكشانِ متكبّر در روز قیامت به صورت مورچه محشور مى­شوند و مردم آنان را، به خاطر بى اعتنایى شان به خداوند عزّ و جلّ، لگدمال مى كنند آنها را به زندانی به نام «بولس» درجهنم می برند و بر آنان آتش افروخته می شود. و به آنان از چرک و زردآب اهل جهنم خورانده می شود». متکبران در روز قیامت به اندازه مورچه‌هایی محشور می‌شوند که انسان هستند. یعنی بسیار کوچک می‌شوند. چون در دنیا برای بندگان خدا اهل بزرگی کردن بودند. مثل قلدری و بزرگی مرد در خانه که باید حرف، حرف او باشد. این استکبار است، یعنی زیر بار نرفتن نسبت به وظایفی که در مقابل همسر و فرزندان داریم. در قیامت مستکبر جدای از اینکه کوچک می شود، از هر طرفی له و ذلیل می‌شود. چون زیر دست و پای مردم قرار می­ گیرد. هیچ کس به او محلی نمی‌گذارد. خدا خوار و ذلیلش می‌کند. بعد او را هُل می‌دهند به زندانی در جهنم که «بولَس» نام دارد. یعنی آتش آتش‌ها، یعنی آتشی که آتش‌های دیگر را می‌سوزاند. آن آتش‌ها از دست این در عذاب هستند. یعنی انگار آتش‌های دیگر یک شیء سرد هستند و او اینها را می‌سوزاند. این نار هم از نفس انسان می‌آید. موقعی که انسان به لجبازی می‌افتد، موقعی که معذرت‌خواهی را فراموش می‌کند، موقعی که قبول کردن یک تقصیر را نمی‌پذیرد و زیر بار نمی ­رود، موقعی که حقوق خانواده همسرش را نمی‌پذیرد و... گرفتار چنین آتشی می­ شود. حسادت برای انسان «نَارُ الْأَنیَارِ» می‌آورد. چون حسادت، استکبار هم می‌آورد. وقتی حسادت می‌کنی و زیر بار حق نمی‌روی و امرخدا را اطاعت نمی کنی. استکبار هم مراتب دارد. استکبار جمادی، مثلا پرداخت نکردن مال خمسی. استکبار گیاهی مثل خوردن غذاهای حرام. استکبار حیوانی مثل رعایت نکردن حقوق همسر و فرزند یا پذیرفتن پست و مقامی که به صلاح انسان نیست. اینها همه استکبار است که در یک جایی در جهنم به نام بولَس آن آتش آتشها اینها را می‌گیرد و نیز از عصارۀ دوزخیان که چرک و خون است، به آنها می‌خورانند. چرا اینقدر ذلت‌بار است؟ برای اینکه اینها در دنیا دنبال عزت کاذب بودند. می‌خواستند بزرگی کنند از طریق غیر حق. عزت و بزرگی خیلی خوب است؛ ولی از طریق حق. قلدری در مقابل خدا و دستوراتش تکبر است. کار ناحق است. پس پرروگری کردن، قلدری کردن در دنیا ذلت اخروی می‌آورد. دلهایتان را به چیزی که کاذب است خوش نکنید. چون عکسش سرتان می‌آید. با پول به کسی فخر نفروشید، چون پول ملاک انسانیت نیست. اگر با پولت به کسی فخر فروختی و بزرگی کردی، خدا برایت ذلت می‌آورد. حتی حق نداری با معنویتت دیگران را ریز ببینی. این قاعده فراموشمان نشود. قا/220 جهنم/تکبرورزی [1] . سوره نساء/ آیه173. [2] . سوره اعراف/ آیه 36. [3] . سوره اعراف/ آیه 40. [4] . سوره زمر آیه 56 االی 59. [5] . سوره نحل/ آیه 29. [6] . سوره غافر / آیه 46. [7] . همان/ 47. [8] .الحسبة لابن تیمیة - ت الشحود نویسنده: ابن تیمیة، جلد: 1،صفحه: 398

صوت

1 - جایگاه مستکبر و متکبرین جهنم است

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11432
زمان انتشار: 24 دسامبر 2019
|
جلسات خانواده آسمانی و شرح زیارت جامعه کبیره

جلسات خانواده آسمانی و شرح زیارت جامعه کبیره

جلسه خانواده آسمانی ساعت 16:00-17:00 و شرح زیارت جامعه کبیره بعد از نماز مغرب و عشاء پنجشنبه 98/10/05 در حسینیه قرائت قرآن (اثنی عشری) برگزار می‌گردد.

این جلسات به صورت زنده از صفحه استاد محمد شجاعی در اینستاگرام پخش می گردد. نشانی: شهر ری، خیابان قم، انتهای خیابان آستانه، محوطه پارکینگ حرم، حسینیه قرائت قرآن (أثنی عشری) آرشیو مباحث استاد شجاعی فروشگاه آنلاین با محصولات ناب

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11424
زمان انتشار: 18 دسامبر 2019
| |
بهشتِ دارالامن، پاداشِ فرمانبرداری از خداست

خانواده آسمانی؛ جلسه 521؛ 1398/09/21

بهشتِ دارالامن، پاداشِ فرمانبرداری از خداست

خدا پاداش اهل طاعت و تقوا را سرسبزی و خرمی در چهره‌شان و قرار گرفتن در خانه امن و جاودانگی قرار داده که اهلش هیچ وقت ترس به دلشان نمی‌افتد و در بهشت ابدی باقی می مانند.

گفتیم که یکی از اسمهای بهشت، دارالامن بودن آن است. در این جلسه به روایات آن می پردازیم. امیرالمؤمنین علیه السلام در باب دارالامن بودن بهشت می­ فرمایند: «إِنَ‏ اللهَ خَلَقَ‏ الْخَلْقَ‏ بِقُدْرَتِهِ‏= خدا خلق را با قدرتش آفرید». آفرینش به­ قدری حیرت‌انگیز و پیچیده است که مثلاً در سابقه ۸ هزار ساله علم پزشکی، هنوز هیچ دانشمندی پیدا نشده که بگوید من یکی از اعضای بدن را به طور کامل شناخته ام. هیچ دانشمندی پیدا نشده که بگوید من یک الکترون، نوترون، پروتون یا سلولی را به طور کامل شناخته ام. هیچ کس جرأت نمی‌کند چنین حرفی بزند. این تنها خداست که چنین قدرتی دارد. پس نباید از قدرت خلق خدا به­ راحتی رد شویم. آدم اگر یک ذره دست از این غفلت‌هایش بردارد، وقتی چشمش به یک میوه یا گل یا حیوان می‌افتد، باید صد بار شکراً لله، حمداًلله، سبحان الله و الحمدلله بگوید. چون همه چیز حیرت‌انگیز است. هیچ چیز عادی در جهان وجود ندارد. اما از بس عادی نگاه کرده ایم، دچار حیرت و شگفت نمی شویم. درحالی که انسان اگر روی این خلق، تمرکز کند و به هیچ چیز عادی نگاه نکند، حتماً به جایی می‌رسد. حضرت در ادامه روایت می فرمایند: «وَ جَعَلَ‏ ثَوَابَ‏ أَهْلِ‏ طَاعَتِهِ‏ النَّضِرَةَ فِی وَجْهِهِ فِی دَارِالْأَمْنِ وَ الْخُلْدِ الَّذِی لَا یُرَوِّعُ أَهْلَهُ= و پاداش فرمان بُردارانش را در سراى امنیّت و جاویدان كه ساكنان آن، هرگز نمى هراسند، خرّمى روىِ آنان قرار داد. ». بیشترین شادابی، سرسبزی و خرمی انسان زمانی است که پایش را در بهشت می‌گذارد. لحظه فوق‌العاده باشکوهی است. چون در بهشت خودت مستقر می‌شوی. نقل است لذتی که او می‌برد، شادی که در چهره او هست از اینکه یک ابدیت با خدا دارد، یک ابدیت با اهل بیت علیهم السلام، انبیاء، صدیقین، شهدا و خوبان دارد، قابل وصف نیست. دیدن هر کدام شان، زندگی با هر کدام شان، مهمانی با هر کدام شان، گرم گرفتن با هر کدام شان، دور هم‌نشینی با هر کدام شان، بالاتر از تمام لذت های دنیاست. خرمی، سرسبزی و شادابی از این بالاتر وجود ندارد. پس خدا پاداش کسانی که حرف هایش را گوش می‌کنند را سرسبزی و خرمی در چهره‌شان و قرار گرفتن در خانه امن و جاودانگی قرار داده که اهلش هیچ وقت ترس به دلشان نمی‌افتد. شما اگر می خواهید قوی بشوید، جانتان را با مفهوم ابدیت پیوند بزنید و این ابدیت را در زندگیتان بیاورید. برای غیر ابدیت هیچ کاری نکنید. آنجاست که از شر مارها، عقرب‌ها، عذاب‌ها، حمیم‌ها، زقوم‌ها، غم‌ها، غصه‌ها، فشارها و پوچی‌ها نجات پیدا می‌کنید. وقتی جانتان با ابدیت پیوند بخورد، دیگر حیا می‌کنید از اینکه در دنیا غصه بخورید. خجالت می‌کشید از اینکه در دنیا احساس کوچکی به شما دست بدهد. خدا استاد ما را رحمت کند. همیشه به ما می‌گفت: «این نیز بگذرد». یک زمانی در زندگیتان به خاطر مسائل مختلفی اعصابتان را خرد کردید و ناراحت و غمگین شدید. ولی الان اصلاً خبری از آنها نیست. امیرالمؤمنین علیه السّلام فرمودند: «الْجَنَّةُ دَارُ الْأَمَانِ‏= بهشت سرای امنیت است»، یعنی ذات بهشت، امنیت است. هیچ خبر بدی، اتفاق بدی، آینده بدی بهشتیان را تهدید نمی‌کند. هر چه هست، شادی، خوشی، امنیت و صفاست. سعی کنیم یک ذره جانمان را با اینها جلا بدهیم. همچنین حضرت فرمودند: «مَا ضَرَّ إِخْوَانَنَا الَّذِینَ سُفِكَتْ دِمَاؤُهُمْ وَ هُمْ بِصِفِّینَ أَلَّا یَكُونُوا الْیَوْمَ أَحْیَاءً یُسِیغُونَ الْغُصَصَ وَ یَشْرَبُونَ الرَّنْقَ‏ قَدْ وَ اللهَ لَقُوا اللهَ فَوَفَّاهُمْ أُجُورَهُمْ وَ أَحَلَّهُمْ دَارَ الْأَمْنِ بَعْدَ خَوْفِهِمْ = ضرر نکردند برادران ما كه خون هایشان در صفّین ریخته شد و امروز زنده نیستند كه غصّه بخورند و آب هاى تیره بنوشند! به خدا سوگند كه آنان به دیدار خدا شتافتند و خداوند مزدشان را كامل عطایشان فرمود و آنان را كه [در این دنیا] بیم داشتند، در سراى امنیّت جاى داد». خیلی وقتها دلمان می‌سوزد برای عزیزانی که از دنیا رفتند. مثل بچه، پدر یا مادر، خواهر یا برادر. در حالی اگر بدانیم در آنجا چه خوشی هایی دارند، چه عاقبتی دارد، چه کسانی آنها را تحویل می‌گیرند، چه کسانی به آنها احترام می‌گذارند، چه کسانی به آنها محبت می‌کنند، ناراحت و غصه دار نمی شویم. محال است اگر به آنها بگویند: برگرد پیش زنت، پیش شوهرت، پیش بچه‌هایت، پیش خانواده‌ات و آنها قبول کنند. پرهیز از امور حرام، موجب خشنودی خدا می شود همچنین حضرت فرمودند: «إِذَا آمَنْتَ بِاللهِ وَ اتَّقَیْتَ‏ مَحَارِمَهُ‏ أَحَلَّكَ دَارَ الْأَمَانِ وَ إِذَا أَرْضَیْتَهُ تَغَمَّدَكَ بِالرِّضْوَانِ = اگر به خدا ایمان بیاوری، باید از حرامهایش پرهیز کنی تا تو را در سرای امنیت جا ‌دهد و اگر او را خشنود گردانى، تو را غرق در خشنودى مى گردانَد». مهمترین و اولین چیزی که در زندگی انسان ناراحتی اعصاب، عصبانیت، دلشوره، غصه و احساس حقارت ایجاد می‌کند، حرام است. حرام، انسان را در مقابل خودش بی‌شخصیت و بی‌آبرو می‌کند. کسی که حرام مرتکب می‌شود، اولین کاری که در ذهنش می‌افتد، این است که من مقابل خدا ایستادم. آلودگی و پوست‌‌کلفتی را در خودش می‌بیند. بنابراین، اولین کسی که از ارتکاب حرام آسیب می‌بیند، خود شخص است و آن بهم ریختگی اعصاب است. بعضیها خدا را اطاعت می‌کنند، اما هوس این را ندارند که خدا را بخندانند و خشنودش کنند. اما بعضیها خیلی زیرک اند. می‌گردند که چطور دل خدا را شکار کنند تا خدا از او خوشش بیاید. اینها خیلی خوش‌سلیقه هستند. چون کاری می کنند تا خدا را خشنود کنند. نتیجه این خشنودی خدا این است که تو را در خشنودی خودش غرقت می‌کند. حالت هایی پیش می‌آید که تو نمی‌‌دانی از کدام حالتش باید بخندی، شاد باشی، شکر بکنی، رضا داشته باشی. «اگر یک بار گویی بنده ی من، از عرش بگذرد خنده ی من» ملائکه اهل تقوا را در رفتن به بهشت سوق می دهند حضرت فرمودند: «"وَ سِیقَ الَّذِینَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ زُمَراً[1]" قَدْ أُمِنَ الْعِقَابُ وَ انْقَطَعَ الْعِتَابُ وَ زُحْزِحُوا عَنِ النَّارِ وَ اطْمَأَنَّتْ بِهِمُ الدَّارُ وَ رَضُوا الْمَثْوَى وَ الْقَرَارَ= کسانی که تقوای الهی پیشه کردند، گروه گروه به سوی بهشت برده می شوند، در حالى كه از كیفر درامان اند و سرزنش نمى شوند و از آتش دور داشته مى شوند و در سرا[ى جاویدان] آرام مى گیرند و از جایگاه و آرامگاه خود خشنودند». تقوا یعنی پرهیز از محدود شدن. پرهیز از جهنمی شدن. پرهیز از عواملی که جلوی رشدت را می‌گیرد. اهل تقوا را به سمت بهشت گروه گروه هل می‌دهند و می‌برند. بهشت مگر هُل دادنی است؟ بهشت را هر کس ببیند خودش می‌رود. پس چرا آنها را هل می دهند؟ یک چیزی در قیامت هست که نمی‌گذارد بهشتیان به بهشت بروند و آن دیدن وجود مقدس سیدالشهداست. با دیدن حضرت، همه او را تماشا می کنند و محو جمال حضرت می شوند. آنقدر این آقا دوست‌داشتنی و خوشگل است که بهشتیان دل نمی‌کنند تا به بهشت بروند. همینطوری در صحنه می‌ایستند تا امام حسین علیه السلام را ببینند. برای همین فرشته‌ها مجبورند زور بگویند تا آنها را به سمت بهشت هل بدهند. این بهشتیان به تعبیر حضرت از کیفر در امان هستند و هیچ کس آنها را سرزنش نمی‌کند. اصلاً چیزی به اسم سرزنش یا تحقیر وجود ندارد. مورد اکرام هستند. هیچ کس به اینها نزدیک نمی‌شود که بخواهد راجع به آنها چیزی به آنها بگوید. آنها از آتش جهنم دور نگه داشته می‌شوند. امنیت یعنی گرمایش هم به اینها نمی‌رسد، صدایش هم به اینها نمی‌رسد. دلشان به خانه امنیت اطمینان دارد. اطمینان نعمت خیلی بزرگی است. قلبشان تکان نمی‌خورد و راحت هستند. می‌دانند این بهشت مال آنهاست. هیچ وقت هم از آن در نمی‌آیند. از جایگاه و آرامگاه خودشان راضی هستند. در روایت دیگری داریم که این بهشت مشتاق و منتظرآنهاست. خداوند در قرآن می‌فرماید: «سارعوا» با سرعت بیایید. شل شل راه نیایید ضعیف راه نیایید. در رفتن به سمت بهشت بی‌حال نباشید. اینهایی که یک روز نماز می‌خوانند، یک روز نمی‌خوانند، یک روز آشتی هستند، یک روز قهر هستند، یک روز خوب هستند، یک روز بد هستند، بالا و پایین دارند، تصمیم نمی‌گیرند بهشتی باشند، برای پیوند با خانواده آسمانیشان تصمیم نمی‌گیرند؛ به این بهشت راه پیدا نمی کنند. در جایی دیگر قرآن دستور می دهد: «سابقوا= از همدیگر سبقت بگیرید». از همدیگر جلو بزنید و بیایید. معطل نکنید. با این تعابیر، خدای متعال دل آدم را از این لجن‌زار می‌کَند. آدم را از این جهنم بیرون می‌کشد. وقتی آماده شدی، پرواز می‌کنی. پس در اینجا به چیزی دلبسته و وابسته نباش. هر وقت صدایت کردند، دوان دوان برو. لازمه تنظیم سبک زندگی، باور به آخرت است خداوند حکیم است و کلمه‌ای اضافه و بیهوده و غیرضروری از او صادر نمی‌شود. کتابش هم کتاب حکیم است و چیزی غیرضروری و غیرمهم ندارد. اختصاص این همه آیات به بحث معاد، برای این است که ما حیات ابدیمان را خیلی جدی بگیریم و اساساً سبک زندگی دنیایی‌مان را براساس نظام آخرتی ­مان بنیان بگذاریم. همان طور که جنین در رحم مادر، سبک زندگی­ اش را براساس دنیا تنظیم می‌کند، نه براساس رحم مادر. قسمت اندکی از انرژی و فعالیت‌های جنین، مربوط به شرایط زیستی او در رحم مادر است؛ اما قسمت اصلی فعالیت‌هایش، آماده شدن برای عالمی بعد از رحم مادر که بینهایت پیچیده‌تر، زیباتر و کاملتر از جایی است که در آن زندگی می‌کند. وضعیت ما در رحم دنیا همین طور است. بنابراین، یک انسان عاقل که می‌داند به زودی دنیا را ترک می‌کند و وارد نظام آخرتی می‌شود، باید خودش را برای آن نظام آماده کند. فهم آخرت به انسان کمک می‌کند که انسان بهتر بتواند خودش را برای آن نظام آماده کند. همچنین موجب شوق انسان می شود. چون بی­نهایت زیباتر، کاملتر و پیشرفته‌تر از اینجاست. از این رو همین شوق و شناخت باعث می‌شود که انسان رابطه‌اش را با دنیا به گونه‌ای تنظیم کند که جهنمی نشود و بهشتی بشود. آخرت آنقدر عظمت دارد که حیات دنیا را پوچ می‌کند. آنقدر پوچ و بی‌ارزشش می‌کند که وقتی به آخرتی‌ها می‌گویند شما چقدر در دنیا بودید، می‌گویند: یک روز بود یا یک نیمی از روز «لَبِثْنا یَوْماً أَوْ بَعْضَ یَوْمٍ[2]». مثل اینکه از ما بپرسند که در شکم مادرتان چه مدتی ماندید و چطور زندگی می کردید؟ ما اصلاً یادمان نیست. اینهایی که از اینجا وارد برزخ می‌شوند، آنقدر دنیا نزدشان پوچ و بی‌ارزش می‌شود که غصه‌ها، دعواها، ناراحتی‌ها و کینه‌ها برایشان تماماً بچگانه و پست می­ شود. اینقدر آنجا عظمت دارد. پس ما تا آنجا را نشناسیم، نه شوق و ذوق پیدا می‌کنیم و نه سبک زندگی‌مان را براساس آخرت تنظیم می‌کنیم. قا/219 بهشت/دارالامن   [1] . سوره زمر/ آیه 73 [2] . سوره مومنون/ آیه 113.

صوت

1 - بهشتِ دارالامن، پاداشِ فرمانبرداری از خداست

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed