www.montazer.ir
شنبه 13 ژوئن 2026
شناسه مطلب: 11785
زمان انتشار: 13 ژولیه 2020
|
جلسات آنلاین خانواده آسمانی و شرح زیارت جامعه کبیره

جلسات آنلاین خانواده آسمانی و شرح زیارت جامعه کبیره

سخنرانی استاد محمد شجاعی با عنوان «خانواده آسمانی» پنج‌شنبه 26 تیر 99، ساعت ۱۷:00- 18:00 و شرح زیارت جامعه کبیره ساعت 18:30 الی 19:30 از طریق سایت (montazer.tv) و پیج اینستاگرام (Instagram.com/unity_story) به صورت زنده پخش می گردد. Montazer.ir Instagram.com/unity_story

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11784
زمان انتشار: 13 ژولیه 2020
| |
«نفاق» از عوامل جهنمی شدن انسان است

خانواده آسمانی؛ جلسه 533؛ 1399/04/19

«نفاق» از عوامل جهنمی شدن انسان است

نفاق یعنی چند چهره داشتن که خطرش بیشتر از دشمنان خارجی (کافر و مشرکین) است. چون با مخفی کردن کفر و کینه ی عمیق خود نسبت به اسلام و انقلاب اسلامی، صدمات جبران‌ناپذیری را بر آن وارد ساختند.

بحث‌مان درباره ی موجبات دخول انسان به جهنم است. عرض شد که در گام اول، به عوامل اعتقادی این بحث پرداخته می شود و سپس به مسائل اخلاقی و اعمالی آن. یکی از عوامل بسیار مهم جهنمی شدن انسان، «نفاق» است. نفاق یعنی چندقطبی بودن، چند وجهی بودن، چند چهره داشتن. عده‌ای تظاهر به ایمان و باور به خدا دارند، اما در وجودشان اثری از آن ایمان و باور وجود ندارند. این صفت گاهی مربوط به حوزه ی اخلاق است، گاهی هم به عقائد یا اعمال ارتباط دارد. یعنی ما نفاق‌های عقیدتی، اخلاقی و عملی داریم. نفاق‌های اعتقادی به صورت‌های مختلف ظهور پیدا می‌کند. مثلا گاهی شخص هیچ اعتقادی به خدا ندارد، ولی می‌نماید که به خدا ایمان دارد، در حالی که در عمل به آن پایبند نیست. گاهی خدا را قبول دارد، ولی نسبت به پیامبر و نبوت اعتقادی ندارد. مثلاً می‌گوید: من فقط خدا را قبول دارم، اما کاری به پیامبر و امام ندارم. یعنی واقعا باوری به آنها ندارد. چنین کسی در اصل خدا را قبول ندارد که این‌طور می‌گوید. گاهی هم کسی پیامبر را قبول دارد، ولی اهل بیت را نمی‌پذیرد. گاهی هم آخرت و قیامت و معاد را قبول ندارد. این گونه افراد مثلا می‌گویند: کی رفته، کی دیده، جهنم و بهشت کجاست؟ گاهی هم خدا را دوست دارد، ولی صدها ایراد به خدا می گیرد و عدالتش  را زیر سوال می‌برد. از جمله نفاق‌های عملی  این است که شخص برای اهداف و مقاصد خودش در یک فضاهای باز نماز می‌خواند یا پایبند به رعایت حجاب نیست، ولی در جائی به خاطر هدفش آن را رعایت می‌کند. انسان دو دشمن داخلی و درونی دارد و سه دشمن خارجی. پس 5 مانع و دشمن دارد که با درگیری و غلبه بر آنها به اوج و درجات و قرب الهی می رسد. این در حالی است که اگر این دشمن‌ها نباشند، انسان رشدی نخواهد کرد. مثلا به کسی می گوید دکتر یا فوق تخصص. یعنی چند مرحله ی  «سیکل، کارشناسی، ارشد، دکترا، تخصص» را گذرانده تا به مرحله فوق تخصص رسیده است. خطر منافقان بیشتر از دشمنان خارجی است دشمنان خارج از انسان سه گروه هستند: کفار، منافقین و مشرکین. در بین این سه گروه، منافقین از همه بدتر هستند. دشمنان درونی انسان هم که شامل نفس و شیطان است، نفس از شیطان خطرناک‌تر و بدتر است. نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرماید: «بدترین دشمنان تو، نفس خود توست که همیشه همراه توست». اگر انسان به جای درگیری با چهار مورد دیگر، با خودش درگیر شود، آن 4مورد دیگر را راحت می‌تواند از بین ببرد. تمام شکست های انسان در مقابل کفار، منافقین و مشرکین به خاطر این است که انسان در درگیری با خودش شکست خورده است. در درگیری با کسی که بیش از هر کس دیگری دوست دارد، شکست می‌خورد. بعد از انقلاب اسلامی بیشترین گرفتاری، معضلات و حملات دشمنان خارجی به کشور، از سوی منافقین بوده است. نفوذی که منافقین در بخش‌های مختلف دستگاه‌ها داشته‌اند، باعث شده که زمینه برای فعالیت دشمن فراهم شود و مردم در ابعاد مختلف اجتماعی، سیاسی، خانوادگی و... آسیب‌های جدی ببینند. منافقین در لباس دوست و سوابق انقلابی یا نظامی، هیچ وقت به عقیده خالص و ناب مردم و رهبران انقلاب پایبند نیستند و به کسانی که دشمنان خدا و امام زمان هستند، خدمت می کنند که متاسفانه در کشور ما این گونه افراد کم نیستند. چهره این گونه افراد در درگیری ها، جنگ و فتنه‌ها کاملا شناخته می‌شوند. عذاب مقیم، سرنوشت منافقین است در قرآن کریم آیات زیادی به این گروه اختصاص داده شده است. از جمله: «وَعَدَ اللَّهُ الْمُنَافِقِینَ وَ الْمُنَافِقَاتِ وَ الْكُفَّارَ نَارَ جَهَنَّمَ خَالِدِینَ فِیهَا هِیَ حَسْبُهُمْ وَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ وَ لَهُمْ عَذَابٌ مُقِیمٌ[1]= خدا مرد و زن از منافقان و کافران را وعده آتش دوزخ و خلود در آن داده، همان دوزخ برای (کیفر) آن‌ها کافی است و خدا آن‌ها را لعن کرده و عذابی ابدی دارند». در قواعد تولد از دنیا به آخرت 6 نوع تولد داریم. همین‌طور از دنیا به آخرت هم 6 تولد داریم. یکی از تولدها، تولد ناقص و معلول بود. ناقص‌ها کسانی بودند که دست یا پا یا چشم ندارند. معلول ها کسانی بودند که با خودشان اضافه آورده اند. مثلاً دو صورت یا دو سر دارد. از دنیا به آخرت هم تولد ناقص و معلول مربوط به سه دسته ی کفار، منافقین و مشرکین هستند. در این آیه، خداوند به سرنوشت منافقین اشاره کرده که وعده به آتش جهنم داده است که هیچ وقت از این آتش نجات پیدا نمی کنند. همچنین آنها مورد لعنت خدا قرار می گیرند و از رحمت الهی دور هستند. «وَ لَهُمْ عَذَابٌ مُقِیمٌ»، ممکن است کسانی در جهنم باشند و عذاب شان کم و زیاد شود، اما منافق عذابش هیچ وقت کم و قطع نمی‌شود که بخواهد حتی نفسی بکشد. «وَ یُعَذِّبَ الْمُنَافِقِینَ وَ الْمُنَافِقَاتِ وَ الْمُشْرِكِینَ وَ الْمُشْرِكَاتِ الظَّانِّینَ بِاللَّهِ ظَنَّ السَّوْءِ عَلَیْهِمْ دَائِرَةُ السَّوْءِ وَ غَضِبَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ وَ لَعَنَهُمْ وَ أَعَدَّ لَهُمْ جَهَنَّمَ وَ سَاءَتْ مَصِیرًا[2]= و نیز خدا مردان و زنان منافق و مشرکان را از عذاب کند که آن‌ها به خدا بد گمان بودند (و وعده فتح خدا را دروغ پنداشتند) در صورتی که (وعده خدا صدق است و) روزگار بد و هلاکت ابدی بر خود آنهاست و خدا بر آنان خشم و لعن کرد و جهنم را که بسیار بد منزلگاهی است برایشان مهیّا ساخت». در این آیه، منافقین به همراه مشرکین آمده است که هر دو گروه به خدا بدبین هستند. مثلاً به شخص می گوییم برو ازدواج کن یا فرزند بیاور که خیلی فضیلت دارد، ولی می گوید آینده چی! او به خاطر بدبینی به خدا و نداشتن اعتماد به خدا، نگران روزی همسر و فرزند است و از داشتن فرزند و بچه داری سرباز می زند. گاهی هم تنبلی و بی‌حوصلگی و سستی اعتقادشان باعث بدبینی به خدا شده. هر چه به او بگویی خدا بزرگ است و روزی رسان است، اما باور ندارد. کسانی که بچه‌دار نمی شوند، به اسلام و امام زمان (علیه‌السلام) خیانت می کنند. آمار شیعیان به شدت پائین می آید و به سمت پیری جمعیت می‌رود. چون شیعیان به مهمترین وظیفه شان متعهد نیستند و به یک بچه یا دو تا بسنده می کنند و برای خودشان توجیه و بهانه های مختلف می آورند. پس مراقب باشیم که نفاق بیماری خیلی خطرناکی است. هزاران سال در جهنم جزای این صفت ناپسند است. این بیماری را بشناسیم و سعی کنیم در آموزه های دینی در ابعاد مختلف جدی باشیم. در جلسه آینده به آیات 11 تا 17 سوره حشر اشاره خواهیم کرد که  در مورد روانشناسی منافق بحث شده  است. جهنم/نفاق پی نوشت: [1] . سوره توبه، آیه 68. [2] سوره فتح، آیه 6. قا/296

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11779
زمان انتشار: 6 ژولیه 2020
|
جلسات خانواده آسمانی و شرح جامعه کبیره

جلسات خانواده آسمانی و شرح جامعه کبیره

جلسات خانواده آسمانی و شرح زیارت جامعه کبیره در تاریخ پنجشنبه،۱9 تیرماه در حسینیه قرائت قرآن، با حضور علاقه‌مندان برگزار می‌گردد. «خانواده آسمانی» از ساعت ۱۷:00- 18:00 و «شرح زیارت جامعه کبیره» از ساعت 18:30 - 19:30 از طریق سایت montazer.tv و پیج جدید اینستاگرام ایشان به صورت زنده پخش می گردد. نکات قابل توجه  ۱ـ فضای حسینیه، قبل از برگزاری جلسه، ضدعفونی خواهد شد!  ۲ـ از به همراه آوردن کودکان، اکیداً خودداری شود. گروه مأمورین کنترل سلامت از ورود افراد زیر ۱۴ سال و نیز از ورود تمام عزیزان بدون ماسک و دستکش، ممانعت خواهند نمود.

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11773
زمان انتشار: 2 ژولیه 2020
| |
بهشت چقدر وسعت دارد؟

خانواده آسمانی؛ جلسه 532 ؛ 5 تیرماه 1399

بهشت چقدر وسعت دارد؟

وقتی سخن از وسعت بهشت و خصوصیاتش می شود، همه مربوط به خروجی‌های نفس انسان هستند، یعنی نفس انسان یا جهنم است و خروجی‌های جهنمی دارد یا بهشت است و خروجی‌های بهشتی دارد. بسته به اینکه انسان با خودش چگونه رفتار کند.

مؤمن وقتی وارد بهشت می‌شود با یک سلسله نعمت هایی روبرو می‌شود که اصلاً نمی‌توانست تصورش کند، اما به مرور زمان با اراده خودش شروع به خلق های جدید می کند. بحث مان درباره وسعت بهشت و ملک کبیر بودن بهشت بود. در بهشت مهمترین لذتی که وجود دارد همانطور که در دنیا هم همینطور است، تشکیل خانواده است. مومن در بهشت با هر کس که بخواهد، ازدواج می کند و یک عشق خوب، کامل و پاک و بی‌نظیر و بالنده را تجربه می‌کند. در بسیاری از آیات به این مرحله تصریح می‌کند: «وَ حُورٌ عِینٌ/ كَأَمْثالِ اللُّؤْلُؤِ الْمَكْنُونِ/ جَزاءً بِما كانُوا یَعْمَلُونَ[1]= و زنان سیه چشم زیبا صورت/ که چون درّ و لؤلؤ مکنونند/ پاداش اعمال نیک آن بهشتیان است»،«وَ زَوَّجْناهُمْ بِحُورٍ عِینٍ[2]= همچنین است و با حوریان زیبا چشمشان جفت قرار داده‌ایم». در لذت های بهشتی و آخرتی بعد از لذت های عقلی و فوق‌ عقلی، عالی‌ترین لذت همین است، یعنی داشتن یک عشق پاک و بالنده و عالی و خوب. در ادامه روایت نبی اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) در جلسه گذشته می‌خوانیم: «قالَ: فَیَعتَنِقانِ مِقدارَ خَمسِمِائَةِ عامٍ مِن أَعوامِ الدُّنیا لا یَمَلُّها وَلا تَمَلُّهُ قالَ: فَإِذا فَتَرَ بَعضَ الفُتُورِ مِن غَیرِ مَلالَةٍ، نَظَرَ إِلى عُنُقِها فَإِذا عَلَیها قَلائِدُ مِن قَصَبٍ مِن یاقُوتٍ أَحمَرَ وَسَطُها لَوحٌ صَفحَتُهُ دُرَّةٌ مَكتُوبٌ فِیها أَنتَ یا وَلِیَّ اللّه‌ِ حَبِیبِی وَأَنا الحَوراءُ حَبِیبَتُكَ إِلَیكَ تَناهَت نَفسِی وَإِلَیَّ تَناهَت نَفسُكَ ثُمَّ یَبعَثُ اللّه‌ُ إِلى أَلفِ مَلَكٍ یُهَنِّئُونَهُ بِالجَنَّةِ وَیُزَوِّجُونَهُ بِالحَوراءِ، قالَ: فَیَنتَهُونَ إِلى أَوَّلِ بابٍ مِن جِنانِهِ، فَیَقُولُونَ لِلمَلَكِ المُوَكَّلِ بِأَبوابِ جِنانِهِ: استَأذِن لَنا عَلى وَلِیِّ اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ بَعَثَنا إِلَیهِ نُهَنِّئُهُ، فَیَقُولُ لَهُم المَلَكُ: حَتَّى أَقُولَ لِلحاجِبِ فَیُعلِمَهُ بِمَكانِكُم، قالَ: فَیَدخُلُ المَلَكُ إِلى الحاجِبِ وَبَینَهُ وَبَینَ الحاجِبِ ثَلاثُ جِنانٍ، حَتَّى یَنتَهِیَ إِلى أَوَّلِ بابٍ، فَیَقُولُ لِلحاجِبِ: إِنَّ عَلَى بابِ العَرصَةِ أَلفَ مَلَكٍ أَرسَلَهُم رَبُّ العالَمِینَ تَبارَكَ وَتَعالى لِیُهَنِّئُوا وَلِیَّ اللَّهِ قَد سَأَلُونِی أَن آذَنَ لَهُم عَلَیهِ فَیَقُولُ الحاجِبُ: إِنَّهُ لَیَعظُمُ عَلَیَّ أَن أَستَأذِنَ لِأَحَدٍ عَلى وَلِیِّ اللَّهِ وَهُوَ مَعَ زَوجَتِهِ الحَوراءِ. قالَ: وَبَینَ الحاجِبِ وَبَینَ وَلِیِّ اللَّهِ جَنَّتانِ، قالَ: فَیَدخُلُ الحاجِبُ إِلى القَیِّمِ فَیَقُولُ لَه: إِنَّ عَلى بابِ العَرصَةِ[1] أَلفَ مَلَكٍ أَرسَلَهُم رَبُّ العِزَّةِ یُهَنِّئُونَ وَلِیَّ اللَّهِ فَاستَأذِن لَهُم؛ فَیَتَقَدَّمُ القَیِّمُ إِلَى الخُدّامِ فَیَقُولُ لَهُم: إِنَّ رُسُلَ الجَبّارِ عَلى بابِ العَرصَةِ وَهُم أَلفُ مَلَكٍ أَرسَلَهُم اللَّهُ یُهَنِّئُونَ وَلِیَّ اللَّهِ فَأَعلَمُوهُ بِمَكانِهِم، قالَ: فَیُعلِمُونَهُ فَیُؤذَنُ لِلمَلائِكَةِ فَیَدخُلُونَ عَلى وَلِیِّ اللَّهِ وَهُوَ فِی الغُرفَةِ وَلَها أَلفُ بابٍ، وَعَلى كُلِّ بابٍ مِن أَبوابِها مَلَكٌ مُوَكَّلٌ بِهِ، فَإِذا أُذِنَ لِلمَلائِكَةِ بِالدُّخُولِ عَلى وَلِیِّ اللَّهِ فَتَحَ كُلُّ مَلَكٍ بابَهُ المُوَكَّلَ بِهِ قالَ: فَیُدخِلُ القَیِّمُ كُلَّ مَلَكٍ مِن بابٍ مِن أَبوابِ الغُرفَةِ، قالَ: فَیُبَلِّغُونَهُ رِسالَةَ الجَبّارِ جَلَّ وَعَزَّ، وَذلِكَ قَولُ اللَّهِ تَعالى: «وَ الْمَلائِكَةُ یَدْخُلُونَ عَلَیْهِمْ مِنْ كُلِّ بابٍ» مِن أَبوابِ الغُرفَةِ «سَلامٌ عَلَیْكُمْ» إِلى آخِرِ الآیةِ.قالَ: وذلِكَ قَولُهُ جَلَّ وَعَزَّ: «وَ إِذا رَأَیْتَ ثَمَّ رَأَیْتَ نَعِیماً وَ مُلْكاً كَبِیراً» یَعنِی بِذلِكَ وَلِیَّ اللَّهِ وَما هُوَ فِیهِ مِن الكَرامَةِ وَالنَّعِیمِ وَالمُلكِ العَظِیمِ الكَبِیرِ، إِنَّ المَلائِكَةَ مِن رُسُلِ اللَّهِ عَزَّ ذِكرُهُ یَستَأذِنُونَ [فِی الدُّخُولِ‌] عَلَیهِ فَلا یَدخُلُونَ عَلَیهِ إِلّا بِإِذنِهِ، فَلِذلِكَ المُلكُ العَظِیمُ الكَبِیرُ[3]= آن گاه، به اندازه پانصد سال از سال‌هاى دنیا، یكدیگر را در آغوش مى‌كِشند، بى آن كه از یكدیگر سیر و خسته شوند. پس از آن كه اندكى سست شد، آن هم نه از سرِ سیرى و خستگى، نگاهش به گردن حورى مى‌افتد. گردنبندهایى بر گردن او از یاقوت سرخ مى‌بیند كه در وسط آن، لوحى است و صفحه آن لوح، درّى است و بر آن، نوشته شده است: تو- اى ولىّ خدا- معشوق منى و منِ حورى، معشوق تو ام، و من و تو به هم رسیدیم. سپس، خداوند به هزار فرشته، پیغام مى‌دهد كه بهشت را به او تهنیت بگویند و آن حورى را به ازدواج او در آورند. آن فرشتگان، به نخستین در از بهشت‌هاى او مى‌رسند و به فرشته گماشته بر درهاى بهشت‌هایش مى‌گویند: از ولىّ خدا، براى ما اجازه ورود بخواه؛ زیرا خداوند، ما را نزد او فرستاده است تا به وى، شادباش بگوییم. فرشته به آنان مى‌گوید: باید به دربان بگویم تا آمدن شما را به اطّلاع او برساند. پس، آن فرشته به نزد دربان- كه از او تا دربان، سه بهشت فاصله است-، مى‌رود. چون به نخستین در رسید، به دربان مى‌گوید: بر درگاه، هزار فرشته‌اند كه پروردگار بزرگ و بلندمرتبه جهانیان، آنان را براى شادباش‌گویى به ولىّ خدا فرستاده است. از من خواسته‌اند كه برایشان، اجازه ورود بخواهم. دربان مى‌گوید: مرا یاراى آن نیست كه وقتى ولىّ خدا با همسر حورىِ خویش است، از او براى كسى اجازه ورود بطلبم. میان دربان تا ولىّ خدا، دو بهشت، فاصله است. پس، دربان به نزد پیشكار مى‌رود و مى‌گوید: به درگاه، هزار فرشته‌اند كه پروردگار عزّت، آنان را براى شادباش‌گویى به ولىّ خدا فرستاده است. براى ایشان، اجازه ورود بخواه. پیشكار، به نزد خدمتكاران مى‌رود و مى‌گوید: فرستادگان [خداى‌] جبّار، بر درگاه‌اند. آنان، هزار فرشته‌اند كه خداوند، آنان را براى شادباش‌گویى به ولىّ خدا فرستاده است. آمدن شان را به اطّلاع او برسانید. آنان به اطّلاع او مى‌رسانند. در این هنگام، به فرشتگان، اجازه ورود داده مى‌شود و آنها بر ولىّ خدا- كه در بالاخانه است و هزار در دارد و بر هر درى از درهایش فرشته‌اى گماشته شده است-، وارد مى‌شوند. چون اجازه ورود بر ولىّ خدا به فرشتگان داده مى‌شود، هر فرشته‌اى، درى را كه بر آن گماشته شده است، مى‌گشاید و پیشكار، هر فرشته‌اى را از درى از درهاى بالاخانه، داخل مى‌كند و آن فرشتگان، پیام [خداى‌] جبّار عز و جل را به او، ابلاغ مى‌كنند. این، همان سخن خداى بلندمرتبه است كه: «و فرشتگان، بر آنان، وارد مى‌شوند از هر درى» از درهاى بالاخانه [و مى‌گویند:] «درود بر شما!» تا آخر آیه و نیز این سخن خداى عز و جل است كه: «و چون بِدان جا بنگرى، [سرزمینى از] نعمت و پادشاهىِ بزرگ مى‌بینى». مقصود، ولىّ خدا و احترام و نعمت و پادشاهىِ بزرگ و شكوهمندى است كه او از آن برخوردار است. فرشتگانِ فرستاده خداى بزرگ، از او اجازه ورود مى‌طلبند و تا اجازه ندهد، بر او وارد نمى‌شوند. این است آن پادشاهىِ بزرگ و شكوهمند». مؤمن بهشت های متعددی همراه با تعدادی غلام و کنیز دارد. یک بهشت ندارد. در بهشت سیر شدن و خسته شدن و دلزدگی مطلقاً وجود ندارد. هیچ چیزی دل آدم را نمی‌زند. هیچی آدم را خسته نمی‌کند، انسان به هیچ وجه در بهشت احساس کهنگی، خستگی، دلزدگی و تکراری بودن نمی کند. صبر مساوی است با بهشت. آنهایی که صبر نمی‌کنند، بی‌تقوایی می‌کنند یا جزع و فزع می‌کنند، هم دنیای‌شان خراب می‌شود هم آخرتشان. جزع دو کار می‌کند: یکی اینکه، اعصاب خودت و اطرافیانت را در دنیا خورد می‌کند. دوم اینکه، کسی که به وحشت می‌اندازد و فشار روحی به او وارد می‌شود، خود آدم است. آدمی که آرام است، لذتش را می‌برد. جایگاه و پاداش پایینترین رتبه فرد بهشتی چگونه است؟ حالا پیامبر اکرم در فرمایش دیگری، معنی پادشاهی کبیر را برای ما ترسیم می کنند. «إن أدنى أهل الْجَنَّةِ مَنْزِلَةً الَّذِی یَرْكَبُ فِی أَلْفِ أَلْفٍ مِنْ خَدَمِهِ مِنَ الْوِلْدَانِ الْمُخَلَّدِینَ عَلَى خَیْلٍ مِنْ یَاقُوتٍ أَحْمَرَ لَهَا أَجْنِحَةٌ مِنْ ذَهَبٍ. ثم قَوْلِهِ تَعَالَى: «وَإذَا رَأیْتَ ثمَ رأیْتَ نَعِیماً وَمُلْكاً كَبِیراً»= حتّى ‌پایین‌ترینِ اهل بهشت، چنان است كه در میان هزار هزار خدمتكار، از پسركان جاویدان، بر اسبانى از یاقوت سرخ كه بال‌هایى از طلا دارند، مى‌نشیند. «هر گاه بنگرى، آن جا نعمت مى‌بینى و سلطنتى باشُكوه را»». می‌دانید که یکی از خدمتکاران بهشت که در سوره واقعه هم به آن اشاره شده، پسران بهشتی جاودان هستند: «وِلْدَانٌ مُخَلَّدُونَ». اینها خدمتکارانی هستند که دور مؤمن می چرخند. حالا حضرت می‌گوید این آدمی که پایین‌ترین فرد بهشت است، یک میلیون خادم دارد و وقتی می‌خواهد همه بهشتی‌ها را دعوت کند، آنقدر بهشت او وسیع و بزرگ است، که دائم مهمانی می‌دهد. اهل سنت، شأن نزول این آیه را این داستان معرفی کردند. اکرمه از راویان خیلی مهم است. از قول عمر بن خطاب نقل می‌کند که «دَخَلَ عُمَرُ بنُ الخَطَّابِ عَلى رَسُولِ اللَّهِ صلى الله علیه و آله وَهُوَ راقِدٌ عَلى حَصِیرٍ مِن جَرِیدٍ قَد أَثَّرَ فِی جَنبِهِ، فَبَكى‌ عُمَرُ، فَقالَ: ما یُبكِیكَ؟ فَقالَ: ذَكَرتُ كِسرَى وَمُلكَهُ، وقَیصَرَ ومُلكَهُ، وَصاحِبَ الحَبَشَةِ وَمُلكَهُ، وَأَنتَ رَسُولُ اللَّهِ عَلى حَصِیرٍ مِن جَرِیدٍ. فَقالَ: أَما تَرضَى أَنَّ لَهُم الدُّنیا وَلَنا الآخِرَةَ؛ فَأَنزَلَ اللَّهُ: «وَ إِذا رَأَیْتَ ثَمَّ رَأَیْتَ نَعِیماً وَ مُلْكاً كَبِیراً= عمر بن خطّاب، بر پیامبر خدا صلى الله علیه و آله وارد شد. دید كه ایشان، بر بوریایى از برگ درخت خرما، آرمیده و بوریا بر پهلوى ایشان، رد انداخته است. عمر، گریه‌اش گرفت. پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: «چرا گریه مى‌كنى؟». عمر گفت: به یاد كسری و قیصر و پادشاه حبشه و سلطنت آنها افتادم، در حالى كه تو، پیامبر خدا هستى و بر بوریایى از برگ درخت خرما، آرمیده‌اى! فرمود: «آیا نمى‌پسندى كه براى ایشان، دنیا باشد و براى ما، آخرت؟» پس خداوند، این آیه را فرو فرستاد: «و چون بِدان جا بنگرى، [سرزمینى از] نعمت و پادشاهىِ بزرگ مى‌بینى». منطق را نگاه کنید. وقتی انسان نگاهش به خودش درست باشد، دیگر غصه‌ها و سختی‌ها شیرینی می‌شوند. زندانها بهشت می‌شود. این زیرکی را می‌رساند و زیرک‌ترین آدمها کسانی هستند که شبیه‌ترین به انبیاء هستند. حتی موقعی هم که دارائی دارند، از آن استفاده نمی‌کنند یا زیاده‌روی نمی‌کند. در حد متوسط و معمولی زندگی می‌کند. نه سخت می‌گیرد، نه خیلی زیاده‌روی می‌کند. این بحث وسعت بهشت سر جای خودش ماند. حالا اگر رسیدیم دوباره چند نکته داریم راجع به این وسعت بهشت. بهشت/وسعت بهشت پی نوشت: [1] . سوره واقعه، آیات 23 الی 25. [2] . سوره دخان، آیه 54. [3]. کلینی، اصول کافی، ج8، ص95. قا/291

صوت

1 - بهشت چقدر وسعت دارد؟

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11768
زمان انتشار: 30 ژوئن 2020
|
جلسات خانواده آسمانی و شرح جامعه کبیره

جلسات خانواده آسمانی و شرح جامعه کبیره

به مناسبت میلاد سراسر نور حضرت علی‌بن‌موسی ‌الرضا (علیه‌السلام) جلسات خانواده آسمانی و شرح زیارت جامعه کبیره در تاریخ پنجشنبه،۱۲ تیرماه به صورت آزمایشی، در حسینیه قرائت قرآن، با حضور علاقه‌مندان برگزار می‌گردد.  «خانواده آسمانی» از ساعت ۱۷:00- 18:00 و «شرح زیارت جامعه کبیره» از ساعت 18:30 - 19:30 از طریق سایت montazer.tv و پیج جدید اینستاگرام ایشان به صورت زنده پخش می گردد. نکات قابل توجه  ۱ـ فضای حسینیه، قبل از برگزاری جلسه، ضدعفونی خواهد شد!  ۲ـ از به همراه آوردن کودکان، اکیداً خودداری شود. گروه مأمورین کنترل سلامت از ورود افراد زیر ۱۴ سال و نیز از ورود تمام عزیزان بدون ماسک و دستکش، ممانعت خواهند نمود.

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11759
زمان انتشار: 24 ژوئن 2020
| |
«شرک»، ریشه انحرافات اهل جهنّم است

خانواده آسمانی؛ جلسه 531؛ 1399/3/29

«شرک»، ریشه انحرافات اهل جهنّم است

شرک، دروغ و باطل است. چون امکان شراکت برای خدا وجود ندارد. از این رو، مشرک (اعتقادی، اخلاقی و عملی) در آخرت محروم از بهشت و مخلد در آتش است.

از دیگر عوامل اعتقادی که موجب جهنم رفتن انسان می‌شود، «شرک» است. درباره ی شرک گفتند: «مَن ماتَ یُشرِكُ بِاللَّهِ شَیئاً، دَخَلَ النّارَ[1]= هر كس در حالِ شرك ورزیدن به خدا بمیرد، وارد آتش مى‌شود». علت اینکه جهنمی است، این است که با یک اعتقاد دروغ زندگی می‌کند. شرک کلاً دروغ است و اصلاً باطل است. زیرا امکان شراکت برای خدا وجود ندارد. گفتیم شرک دو جور است: شرک اعتقادی و شرک عملی. بعضی ها از نظر اعتقادی شرک ندارند، امّا از نظر عملی و در عمل مشرک هستند. این هم خطرناک است. در «دُرالمنثور» از جابر نقل  است که: «سُئِلَ رَسولُ اللَّهِ صلى الله علیه و آله عَنِ الموجِبَتَینِ، قال: مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَیْرٌ مِنْها وَ هُمْ مِنْ فَزَعٍ یَوْمَئِذٍ آمِنُونَ وَ مَنْ جاءَ بِالسَّیِّئَةِ فَكُبَّتْ وُجُوهُهُمْ فِی النَّارِ هَلْ تُجْزَوْنَ إِلاَّ ما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ قالَ: مَن لَقِیَ اللَّهَ لا یُشرِكُ بِهِ شَیئاً دَخَلَ الجَنَّةَ، وَمَن لَقِیَ اللَّهَ یُشرِكُ بِهِ دَخَلَ النّارَ = از پیامبر خدا صلى الله علیه و آله درباره دو چیز واجب كننده [ى بهشت و دوزخ‌] سؤال شد. فرمود: «هر كس نیكى به میان آورَد، پاداشى بهتر از آن خواهد داشت و آنان از هراس آن روز ایمن‌اند؛ و هر كس بدى به میان آورَد، به رو در آتش‌ [دوزخ‌] سرنگون مى‌شود. آیا جز آنچه مى‌كردید، سزا داده مى‌شوید؟!»» و فرمود: «هر كس خدا را بدون آن كه بدو شرك بیاورد، ملاقات كند، به بهشت مى‌رود، و هر كس با شرك به خدا او را دیدار كند، به آتش مى‌رود». پس بنابر بر روایت فوق، عمل صالح و حسنه در آخرت موجب بهشتی شدن و در مقابل عمل سیئه، موجب جهنمی شدن انسان می‌شود. جهنمی شدن، یعنی وجودش را گناه بگیرد. یعنی غلبه ساختاری شخص با گناه است یا بالعکس، غلبه ساختاری با حسنه است که نجات پیدا می‌کند. غلبه خیلی مهم است. آن چیزی که به ذات و شخصیت انسان غلبه می‌کند و تعیین‌کننده است که انسان چه خواهد شد. حال، اگر کسی با گناه شرک، وارد صحنه آخرت بشود، به رو در آتش سرنگون می‌شود. این هم نتیجه کار خود فرد است. چون با دروغ آمده است. پس بهشت و جهنم وابسته به خود فرد هستند. بعضی‌ها یک عمر مشرک هستند. ولی اواخر عمر توبه می‌کنند و  با حسنه از دنیا می‌روند؛ اما یک عده هم هستند که تا آخر عمر موحدند، ولی لحظه آخر مشرک می‌شوند و کار را خراب می‌کنند. پس ملاک ورود به آخرت، تولد سالم است. همانطور که قرآن فرمود: «یَوْمَ لا یَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُون   إِلاَّ مَنْ أَتَى اللَّهَ[2]بقلب سلیم= روزی که مال و فرزندان سودی نبخشند* مگر قلب سالم » یعنی برای خدا قلب سلیم ببرد. مرتد کیست؟ و چه جایگاه در نظام برزخی دارد؟ «ارتداد»، یعنی بازگشت از دین به کفر، شرک، شک و تردید. یعنی اگر انسان با یقین از دنیا نرود، موجب می‌شود انسان برای همیشه در جهنم بماند. قرآن می فرماید:«وَ مَنْ یَرْتَدِدْ مِنْكُمْ عَنْ دِینِهِ فَیَمُتْ وَ هُوَ كافِرٌ فَأُولئِكَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَةِ وَ أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِیها خالِدُونَ[3]= و هر کس از شما از دین خود برگردد و به حال کفر باشد تا بمیرد، چنین اشخاصی اعمال شان در دنیا و آخرت ضایع و باطل گردیده، و آنان اهل جهنّمند و در آن همیشه خواهند بود». کسی که کافر بمیرد، در واقع کل سرمایه‌ا‌ش را از دست داده است. اینها اصحاب نار و اهل آتش‌اند که در آن جاودان خواهند ماند. این یعنی کسی یک بنایی را بسازد، بعد خرابش کند. ارتداد، یعنی ممکن است شخص مؤمن هم باشد، ولی به جایی می‌رسد که آیات الهی را تکذیب می‌کند. گاهی هم شخص در اعتقادات مشکل ندارد. در اخلاق هم مشکل ندارد، ولی یک تحول اقتصادی در زندگی‌اش اتفاق می‌افتد. مثلا پولدار می‌شود، اما ظرفیت ندارد و به بی دینی و ارتداد می‌رسد. ما کسانی را داشته ایم که چون وابستگی های شدیدی به دنیا داشتند، مسیحی شدند. حتی به کشورهای دیگر سفر کردند تا راحت باشند. این وابستگی عملی به دنیا، باعث می‌شود که بعداً اعتقادشان را هم از دست بدهند و مرتد شوند. حالا قرآن می‌فرماید که هر کس از شما از دین خودش برگردد و بمیرد، در حالی که کافر است، همه کارها و زحماتش هدر رفته است. چون ساختار به هم پاشیده و نیز روح سالم به هم ریخته است. حتی آنهایی هم که به طور موقت جهنم می‌روند، برای این است که روحشان کاملاً سالم نیست، ولی اگر کسی روح سالم را با خودش ببرد که دیگر جهنم معنا ندارد. نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در صحیح بخاری از ابی‌حازم از سهل بن سعد نقل کردند: «إِنِّی فَرَطُكُمْ عَلَى الْحَوْضِ مَنْ مَرَّ عَلَیَّ شَرِبَ وَ مَنْ شَرِبَ لَمْ یَظْمَأْ أَبَدًا لَیَرِدَنَّ عَلَیَّ أَقْوَامٌ أَعْرِفُهُمْ وَیَعْرِفُونِی، ثُمَّ یُحَالُ بَیْنِی وَبَیْنَهُمْ فَأَقولُ: إنَّهُم مِنّی؟ فَیُقالُ: إنَّكَ لاتَدری ما أحدَثوا بَعدَكَ، فَأَقولُ: سُحقاً سُحقاً لِمَن غَیَّرَ بَعدی[4]=  من پیشرو شما در كنار حوض هستم. اگر كسى [از آن‌] بنوشد، دیگر هرگز تشنه نخواهد شد. مردمانى بر من وارد مى‌شوند كه هم من آنها را مى‌شناسم و هم آنها مرا مى‌شناسند. سپس میان من و آنان مانعى ایجاد مى‌شود. پس من مى‌گویم: [پروردگارا!] آنان از [امّت‌] من‌اند. در جواب گفته مى‌شود: تو نمى‌دانى كه پس از تو، چه‌ها كردند و من مى‌گویم: نابود باد، نابود باد آن کسانی كه پس از من، [آیین و سنّتم را] دگرگون ساختند. ارتداد یعنی بعد از پیغمبر همه آن چیزی که حضرت آورد را کنار بگذاری و برای خودت یک داستان و ماجرای جدیدی درست بکنی. صحیح بخاری از ابو هریره از نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل کرده: «بَیْنَا أَنَا قَائِمٌ إِذَا زُمْرَةٌ، حَتَّى إِذَا عَرَفْتُهُمْ، خَرَجَ رَجُلٌ مِنْ بَیْنِی وَ بَیْنَهُمْ، فَقَالَ: هَلُمَّ فَقُلْتُ: أَیْنَ؟ قَالَ: إِلَى النَّارِ وَ اللَّهِ. فَقُلْتُ: وَ مَا شَأْنُهُمْ؟ قَالَ: إِنَّهُمْ إرْتَدُّوا بَعْدِکَ عَلى‏ أَدْبارِهِمْ الْقَهْقَرَى ثُمَّ إِذَا زُمْرَةٌ، حَتَّى إِذَا عَرَفْتُهُمْ، خَرَجَ رَجُلٌ مِنْ بَیْنِی وَ بَیْنَهُمْ، فَقَالَ: هَلُمَّ، قُلْتُ: أَیْنَ؟ قَالَ: إِلَى النَّارِ وَ اللَّهِ. قُلْتُ: مَا شَأْنُهُمْ؟ قَالَ: إِنَّهُمْ ارْتَدُّوا بَعْدِکَ عَلى‏ أَدْبارِهِمْ الْقَهْقَرَى فَلاَ أُرَاهُ یَخْلُصُ مِنْهُمْ إِلَّا مِثْلُ هَمَلِ النَّعَمِ [5]= در حالی كه من در آنجا ایستاده‌ام، گروهی از اصحاب مرا می‌آورند تا من آنها را می‌شناسم. مردی از میان من و آنها خارج می‌شود و ندا می‌دهد: بشتابید! من فریاد می‌زنم كجا؟ می‌گوید: به خدا سوگند به سوی آتش دوزخ! می‌گویم: مگر آنها چه كار كردند؟ می‌گوید: آنها بعد از تو، به گذشته ی پست و جاهلی خود عقبگرد نمودند. سپس گروهی از صحابه را می‌آورند تا من آنها را می‌شناسم، مردی از میان من و آن‌ها خارج می‌شود و ندا می‌دهد: بشتابید! من فریاد می‌زنم كجا؟ می‌گوید: به خدا سوگند به سوی آتش دوزخ! می‌گویم: مگر آنها چه كار كردند؟ می‌گوید: آنها بعد از تو به گذشته پست و جاهلی خود عقبگرد نمودند. از این‌رو نمی‌بینم آنها را مگر این كه همه را وارد دوزخ می‌سازند و كسی از آنها نجات نمی‌یابد، مگر تعداد بسیار كمی از آنها مثل شترهای بی‌چوپان ». امام علی (علیه السّلام) در این باب می‌فرمایند: «و الذی نفسی بیده لتفرقن هذه الامة علی ثلاثة و سبعین فرقة کلها فی النار الا فرقة وَ مِمَّنْ خَلَقْنا أُمَّةٌ یَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَ بِهِ یَعْدِلُون و هذه التی تنجو من هذه الامة= سوگند به آن كس كه جانم به دست اوست، این امت به 73 فرقه تقسیم می‌شوند که 72 فرقه آنها جهنمی هستند و فقط یک فرقه نجات پیدا می‌کند. از خلقی که آفریده‌ایم، فقط یک فرقه‌ مردم را به حق هدایت می‌کند و به حق حکم و دادگری می‌کند. این همان فرقه نجات‌یافته این امت است ». بنابراین، اگر کسی در مورد اصول اعتقادات شک و تردید سراغش آمد، خودش را معطل نکند و زودتر مشکلش را حل کند. اگر خدای نکرده در این وضعیت بماند و بمیرد، خیلی بد می‌شود. جهنم امری عارضی است؛ نه حقیقی جهنم، یک امر عارضی است. یعنی امری نیست که اصالت داشته باشد. آنچه اصالت دارد، بهشت است. مثل بچه‌ای که وقتی به دنیا می‌آید، آنچه که برایش اصالت دارد، دنیاست. مریضی و درد و بد متولد شدن، عارضی هستند که ناشی از عدم هماهنگی به دنیاست. و گرنه دنیا جای عذاب نیست. تمامش رحمت الهی است. بهشت هم همین‌طور است. بهشت هم یکسره رحمت الهی است. مگر کسی که با بهشت هماهنگ نباشد که اذیت می‌شود. حالا این هماهنگ نبودن، در سه وجه است: یا در جنبه اعتقادات است و یا اخلاق و یا اعمال. پس اگر بهشتی یا جهنمی هستیم، به جهت اعتقادات، اخلاق و اعمالمان است. ممکن است کسی اعتقاداتش خوب باشد، ولی خُلقش کار را خراب ‌کند. بعضی ها نه اعتقادات شان خوب است و نه اخلاق شان. ولی در عمل، دچار لاابالی‌گری و سهل‌انگاری هایی هستند که فشار قبر می‌آورد. مثلاً پرهیز از نجاسات نکرده. آن طهارت شرعی را که باید بگیرد را رعایت نمی‌کند؛ مثلا  در وضو یا نماز یا روزه یا حج یا صدقه دادن یا انفاق کردن سهل‌انگاری کرده است. اینها اعمالی هستند که می‌توانند برای انسان جهنم بیاورند. جهنم هم مرتبه دارد. پایین ترین مرتبه جهنم برای کسانی است که مشکلات عملی داشته و در شریعت ضعف دارند. مثلاً کسی حجابش را رعایت نکرده یا مسائلی از این قبیل که البته آن هم خیلی سنگین است. بدتر و پایین‌تر از آن که خیلی وحشتناک است و به راحتی هم انسان از آن نجات پیدا نمی‌کند، جهنم اخلاق است. مثل آدم‌های بداخلاق و بدبین و حسود و تندخو و زودرنج و حساس که به اندازه ی قرن های آخرتی طول می‌کشد تا یک نفر نجات پیدا کند. گاهی شخص اصلاً ریشه ندارد؛ و همیشه در جهنم باقی می ماند. یعنی «أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِیها خالِدُونَ[6]= اهل دوزخند و در آتش آن همیشه معذب خواهند بود». دیگر نجات پیدا نمی‌کند. چون اساساً اعتقادی برای "شدن" نداشته است. اصلاً آخرت را قبول نداشته است. مثل بچه‌ای که در رحم مادر مسیرش به سمت تولد سالم نیست و به سمتی رفته که ناقص‌الخلقه به دنیا می‌آید.  جهنم/کفر و شرک و ارتداد پی نوشت: [1] . مجلسی، بحارالانوار، ج 3، ص5. [2] . سوره شعراء، آیات 89-88. [3] . سوره بقره، آیه 217. [4] . حر عاملی، اثبات الهداه، ج3، ص390. [5] . صحیح بخاری، ج 5، ص 2407 حدیث 6215؛  کنزالعمال هم ج 11، ص132، حدیث 30918. [6] . سوره بقره، آیه 39. قا281

صوت

1 - «شرک»، ریشه انحرافات اهل جهنّم است

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11752
زمان انتشار: 22 ژوئن 2020
|
جلسات مجازی خانواده آسمانی و جامعه کبیره

جلسات مجازی خانواده آسمانی و جامعه کبیره

جلسات استاد محمد شجاعی پنج‌شنبه 5 تیر 1399، «خانواده آسمانی» از ساعت ۱۷:00- 18:00 و «شرح زیارت جامعه کبیره» از ساعت 18:30 - 19:30 از طریق سایت montazer.tv و پیج جدید اینستاگرام ایشان به صورت زنده پخش می گردد. پیج جدید اینستاگرام استاد شجاعی  instagram.com/ostad.shojae1

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11742
زمان انتشار: 15 ژوئن 2020
| |
بهشت، ظهور نعمت‌های خداست

خانواده آسمانی؛ جلسه 530؛ 1399/03/22

بهشت، ظهور نعمت‌های خداست

وسعت بهشت تابع نفس انسان است. در واقع آنچه انسان از بهشت و جهنم نصیبش می‌شود، بازتاب نفس خودش است. بهشت، ظهور نعمت‌های خداست. در آنجاست که انسان نعمت‌های حقیقی را می‌بیند و مفهوم تنوع و فزونی نعمت را می‌فهمد.

کلید ورود به بهشت «مغفرت» است. مغفرت آنقدر مهم است که در دعاها به طور مکرر از خدا می‌خواهیم که آمرزشش را شامل حال ما کند. کسی که از بدی گذشته دیگران در حق خودش نمی‌گذرد یا آن را ندیده نمی‌گیرد، مغفرت شامل حالش نمی‌شود. اگر بخواهیم مشمول مغفرت خداوند شویم، باید بتوانیم از دیگران بگذریم و کینه‌ یا دل‌چرکینی در دل نداشته باشیم. حسادت، بدخواهی، بدبینی و بدجنسی نسبت به کسی نداشته باشیم. پس برای ورود به بهشت باید «نرم افزار مغفرت» را روی قلبمان نصب کنیم تا از کسی کینه به دل نگیریم. از جمله آیاتی که به بحث وسعت بهشت می‌پردازد، آیه «وَ إِذا رَأَیْتَ ثَمَّ رَأَیْتَ نَعیماً وَ مُلْکاً کَبیراً[1]= و هنگامی که آنجا را ببینی نعمت ها و پادشاهی عظیم را می بینی» است. در این آیه، سه کلمه مهم به کار رفته است: «نعیم»، «ملک» و «کبیر». کلمه «نعیم»، حکایت از نعمت های بهشت دارد که انتها ندارد و اگر میلیاردها سال هم زندگی کنید، مثل این است که روز اول است که وارد بهشت شده اید. کسی که قدرت می خواهد، باید به چیزهای جدی و بزرگ فکر کند. تفکر و تأمل در ابدیت و آخرت، انسان را از غصه، دلشوره، بدبینی و بدخواهی دور می‌کند. چون می فهمد که این عوامل بدی که ذکر شد، یعنی جنایت به خود. اگر اینطور شد، «ملک= پادشاهی» آخرت قسمتش نمی شود. در دنیا هم پادشاهی نصیب هر کسی نمی‌شود. میلیاردها انسان زندگی می‌کنند، فقط چند نفر یا چندصد نفر پادشاه می‌شوند. افراد محدودی به این مقام می‌رسند، ولی همه پادشاهی را دوست دارند. «پادشاهی» کنایه از قدرت است. کنایه از برداشته شدن محدودیت است. منظور از پادشاهی در این آیه، یعنی تک تک شما به مقامی می رسید که هیچ مانعی سر راهتان نیست. هر چه که اراده می‌کنید، آفریده می شود و خودت هم آن را می آفرینی. «یُفَجِّرُونَهَا تَفْجِیرًا[2]= به اختیارشان هر کجا بخواهند جاری می سازند»، یعنی هر تغییری در بهشت تحت اراده شماست. از این رو، ملک، یک پادشاهی حقیقی است، یعنی هم صاحب فرمان، و هم صاحب قدرت و اراده می شوی. منظور از «کبیراً» مشخص کردن اندازه است. خدائی که اکبر است، ملک کبیر نصیب انسان می‌کند. دنیا نسبت به این ملک کبیر بسیار کوچک است. از بس کوچک است، وقتی بعد از وفات از انسان سوال می کنند که چقدر در دنیا بودی، می گوید: «قَالُوا لَبِثْنَا یَوْمًا أَوْ بَعْضَ یَوْمٍ[3]= آنها پاسخ دهند که یک روز بود یا یک جزء از روز». پس مواظب باشیم که به بهای اندکی بهشت را نفروشیم. نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم می فرماید: «قومُوا إِلَى جنَّة عرضهَا السَّمَوَات وَالْأَرْضُ= بپاخیزید به سوی بهشتی که وسعت آن، به اندازه آسمان و زمین است». یعنی بلند شو و کمرت را ببند و قیام کن برای بهشت. حسادت، تنگ نظری ها، شکایت و نالیدن ها را کنار بگذار. بهشت منتظر تو است. آن هم بهشتی که به اندازه آسمان و زمین است. اگر کسی دغدغه بهشت را داشته باشد، فرصت حسادت و تنگ نظری را ندارد. فرصت ناراحت شدن ندارد. فرصت چشم و هم چشمی ندارد. اینطور که شد، «ارتباطات، انتخاب ها و چینش فکری اش» درست می شود؛ اما اگر در لجن طبیعت گیر کرده و سنگین شده باشد، همیشه در حال گله کردن و مسخره بازی است و دلش پر از آتش و جهنم است و اصلا آرام نیست. کسی که سالم است با حضور دیگران احساس حقارت نمی کند؛ بلکه احساس بزرگی و آرامش می کند. وقتی که نفس بزرگ می شود، هر چقدر هزینه کند، خوشحال می شود. قشنگ ترین «پیش به سوی» که برای انسان طراحی شده است، همین است که پیامبر فرموده است. کسی که به سمت بهشت راه می افتد، اصطلاحا به او «سالک» گفته می‌شود. چون حرکت و شدن دارد. سالک کسی است که تصمیم می گیرد راه بیفتد. تا انسان سالک نشود، نمی تواند حرکتی بکند و بجنبد و تکانی بخورد. توصیف بهشت از زبان رسول خدا ص نبی اکرم (صلی الله علیه و آله) در توصیف بهشت می فرمایند: «وَ إِذَا أُدْخِلَ اَلْمُؤْمِنُ إِلَى مَنَازِلِهِ فِی اَلْجَنَّةِ وَ وُضِعَ عَلَى رَأْسِهِ تَاجُ اَلْمُلْكِ وَ اَلْكَرَامَةِ وَ أُلْبِسَ حُلَلَ اَلذَّهَبِ وَ اَلْفِضَّةِ وَ اَلدُّرُّ مَنْظُومٌ فِی اَلْإِكْلِیلِ تَحْتَ اَلتَّاجِ وَ أُلْبِسَ سَبْعِینَ حُلَّةً حَرِیراً بِأَلْوَانِ مُخْتَلِفَةٍ وَ ضُرُوبٍ مُخْتَلِفَةٍ مَنْسُوجَةً بِالذَّهَبِ وَ اَلْفِضَّةِ وَ اَللُّؤْلُؤِ وَ اَلْیَاقُوتِ اَلْأَحْمَرِ فَذَلِكَ قَوْلُهُ عَزَّ وَ جَلَّ یُحَلَّوْنَ فِیها مِنْ أَساوِرَ مِنْ ذَهَبٍ وَ لُؤْلُؤاً وَ لِباسُهُمْ فِیها حَرِیرٌ[4] فَإِذَا جَلَسَ اَلْمُؤْمِنُ عَلَى سَرِیرِهِ اِهْتَزَّ سَرِیرُهُ فَرَحاً فَإِذَا اِسْتَقَرَّ بِوَلِیِّ اَللَّهِ جَلَّ وَ عَزَّ مَنَازِلُهُ فِی اَلْجِنَانِ اِسْتَأْذَنَ عَلَیْهِ اَلْمُوَكَّلُ بِجَنَانِهِ لِیُهَنِّیَهُ بِكَرَامَةِ اَللَّهِ إِیَّاهُ فَیَقُولُ لَهُ اَلْخُدَّامُ مِنَ اَلْوُصَفَاءِ وَ اَلْوَصَائِفِ مَكَانَكَ فَإِنَّ وَلِیَّ اَللَّهِ قَدِ اِتَّكَأَ عَلَى أَرِیكَتِهِ وَ زَوْجَتُهُ اَلْحَوْرَاءُ تَهَیَّأَتْ لَهُ فَاصْبِرْ لِوَلِیِّ اَللَّهِ قَالَ فَیَخْرُجُ عَلَیْهِ زَوْجَتُهُ اَلْحَوْرَاءُ مِنْ خَیْمَةٍ لَهَا تَمْشِی مُقْبِلَةً وَ حَوْلَهَا وَ صَائِفُهَا وَ وُصَفَاؤُهَا وَ عَلَیْهَا سَبْعُونَ حُلَّةً مَنْسُوجَةً بِالْیَاقُوتِ وَ اَللُّؤْلُؤِ وَ اَلزَّبَرْجَدِ وَ هِیَ مِنْ مِسْكٍ وَ عَنْبَرٍ وَ عَلَى رَأْسِهَا تَاجُ اَلْكَرَامَةِ وَ فِی قَدَمَیْهَا نَعْلاَنِ مِنَ اَلذَّهَبِ مُكَلَّلَتَانِ بِالْیَاقُوتِ وَ اَللُّؤْلُؤِ شِرَاكُهُمَا یَاقُوتٌ أَحْمَرُ فَإِذَا دَنَتْ مِنْ وَلِیِّ اَللَّهِ فَهَمَّ أَنْ یَقُومَ إِلَیْهَا شَوْقاً فَتَقُولُ لَهُ یَا وَلِیَّ اَللَّهِ لَیْسَ هَذَا یَوْمَ تَعَبٍ وَ لاَ نَصَبٍ فَلاَ تَقُمْ أَنَا لَكَ وَ أَنْتَ لِی[5]= و هنگامى كه مؤمن را به منزل هایش در بهشت وارد كنند، بر سرش تاج سلطنت و كرامت نهند و جامه‌هاى طلا و نقره و یاقوت و مرواریدى كه به رشته درآورده شده، در افسر پادشاهى زیر تاج بپوشند. فرمود: ۷۰ جامۀ حریر به رنگ هاى گوناگون و انواع دیگرى از جامه‌هایى كه با طلا و نقره و مروارید و یاقوت قرمز بافته شده به او بپوشانند، و این است (معناى) گفتار خداى عز و جل:«و زیور كنند در آنجا دستبندها از طلا و مروارید و لباس ایشان در آنجا دیبا است»(سوره حج آیۀ 22). چون مؤمن روى تختش بنشیند، آن تخت از شادى بجنبش در آید. چون دوست خداى عز و جل جایگاهش در بهشت مستقر گردد، فرشته‌اى كه بر بهشت ها گماشته شده، از او اجازه خواهد تا براى تهنیتش بدین كرامتى كه خداى عز و جل به او فرموده نزدش برود. غلام و كنیزان خدمتكار و دربان آن مؤمن به فرشته ی مزبور گویند: همین جا باش كه اینك دوست خدا روى تختش تكیه زده و همسر حوریش خود را براى او مهیا ساخته و تو باید براى دوست خدا همین جا درنگ كنى. فرمود: پس همسر حوریه‌اش از خیمه مخصوص بیرون آید و هم چنان به جلو رود و گرداگردش كنیزكان باشند، و بر تنش ۷۰ جامۀ بافته به یاقوت و مروارید و زبرجد است كه اصل آن، از مشك و عنبر می باشد و بر سرش تاج كرامت قرار دارد، و بر پایش نعلین بند دارى از طلا است كه با یاقوت و مروارید پوشیده شده و بند آن از یاقوت قرمز است و چون به دوست خدا نزدیك شود، او از شوقى كه به دو پیدا كند، مى‌خواهد (كه براى پذیرائى همسر حوریه‌اش) از جا برخیزد، حوریه بدو گوید: اى دوست خدا! امروز روز رنج و زحمت نیست؛ از جایت حركت مكن كه من از توأم و تو از منى». تاج مومن در بهشت با تاج های دنیایی فرق می کند و اعتباری نیست. تاجی که سر مومن می گذارند، اعتبار خودش است و معنایش، پادشاهی و کرامت است. در بهشت، همه چیز حس دارد. حتی نشستن مومن روی تخت باعث خوشحالی و شادی تخت می‌شود. چون به او هویت می‌دهد. مومن ولیّ خداست. «اللَّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُوا [6]= خدا سرپرست اهل ایمان است»، یعنی او تحت سرپرستی خدا تمام کارهایش را تنظیم می‌کند. اجازه نمی دهد که نفس و شیطان، برای ارتباطات و افکار و دوست داشتن‌ها و تنفرهایش تصمیم بگیرند. ولی خدا یعنی من همه چیزم در اختیار خداست. او اگر چیزی را دوست داشته باشد، من هم می‌پسندم و اگر از چیزی بدش بیاید، من هم از آن بیزارم. از خودش مقاومتی ندارد و تسلیم خداست. بهشت/وسعت بهشت پی نوشت: [1]. سوره انسان، آیه 20. [2]. همان، آیه 6. [3]. سوره مومنون، آیه 112. [4]. سوره حج، آیه 23. [5]. کلینی، اصول کافی، ج8، ص95. [6]. سوره بقره، آیه 257. قا/258

صوت

1 - بهشت، ظهور نعمت‌های خداست

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11740
زمان انتشار: 15 ژوئن 2020
|
جلسات مجازی خانواده آسمانی و جامعه کبیره

جلسات مجازی خانواده آسمانی و جامعه کبیره

جلسات استاد محمد شجاعی پنج‌شنبه 29 خرداد 1399، «خانواده آسمانی» از ساعت ۱۷:00- 18:00 و «شرح زیارت جامعه کبیره» از ساعت 18:30 - 19:30 از طریق سایت montazer.tv و پیج جدید اینستاگرام ایشان به صورت زنده پخش می گردد. پیج جدید اینستاگرام استاد شجاعی  instagram.com/ostad.shojae1

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11727
زمان انتشار: 8 ژوئن 2020
|
جلسات مجازی خانواده آسمانی و جامعه کبیره

جلسات مجازی خانواده آسمانی و جامعه کبیره

جلسات استاد محمد شجاعی پنج‌شنبه 22 خرداد 1399، «خانواده آسمانی» از ساعت ۱۷:00- 18:00 و «شرح زیارت جامعه کبیره» از ساعت 18:30 - 19:30 از طریق سایت montazer.tv و پیج جدید اینستاگرام ایشان به صورت زنده پخش می گردد.

پیج جدید اینستاگرام استاد شجاعی  instagram.com/ostad.shojae1

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed