www.montazer.ir
دوشنبه 22 ژوئن 2026
شناسه مطلب: 716
زمان انتشار: 5 ژانویه 2021
| |
سبک زندگی اسلامی از منظر فاطمه زهرا علیهاسلام

سبک زندگی اسلامی از منظر فاطمه زهرا علیهاسلام

یکی از معارفی که در حال حاضر بسیار ضروری و حیاتی است دانستن سبک صحیح زندگی آن هم بر اساس برنامه سعادت بخش دین اسلام است. بهترین راه برای پی بردن به سبک زندگی اسلامی بهره مندی از کلمات پیامبر اسلام و اهل بیت ایشان است که از هر کس به حقایق اسلام آگاه ترند.

یکی از اهل بیت علیهم السلام که بی شک از نزدیکترین ها به حضرت رسول صلی الله علیه وآله نیز می باشد دختر گرامی ایشان فاطمه زهرا سلام الله علیهاست. ایثار و از خودگذشتی در زندگی شاید بتوان گفت یکی از اصول مهم در زندگی بویژه زندگی مشترک از خودگذشتی است. در زندگی حضرت زهرا سلام الله علیها نیز ایثار موج می زند. در یکی از صبحگاهان امام علی علیه السلام فرمود: فاطمه جان! آیا غذایی داری تا گرسنگی ام برطرف شود؟ پاسخ داد: نه، بخدایی که پدرم را به نبوت و شما را به امامت برگزید سوگند که دو روز است در منزل غذایی کافی نداریم، آنچه بود به شما و فرزندانم دادم و خود از غذای اندک موجود استفاده نکردم. امام با تأسف فرمود: فاطمه جان! چرا به من اطلاع ندادی تا بدنبال تهیه غذا بروم؟ قالت فاطمه علیهاسلام: یااباالحسن انّی لاستحیی من الهی ان اکلف نفسک ما لاتقدر علیه. حضرت زهرا سلام الله علیها فرمود: ای اباالحسن! من از پروردگار خود حیا می کنم چیزی را از تو درخواست نمایم که تو بر آن توان و قدرت نداری. [1] خوش اخلاقی با دشمن و دوست توصیه حضرت زهرا سلام الله علیها نسبت به خوش اخلاقی این است که انسان در برابر همه خوش اخلاق باشد نه تنها دوستان. خیلی ار افراد ادعای دینداری و خدا باوری دارند اما در موقع سختی نه تنها دیگر شکر نعمت هایی که خداوند به آنها داده است را بجا نمی آورند بلکه زبان به شکایت می گشایند و در برخی موارد کلمات ناشایست نسبت به دین و خدا به میان می آورند «بشر فی وجه المۆمن یوجب لصاحبه الجنة و بشر فی وجه المعاند المعادی یقی صاحبه عذاب النار»: پاداش خوشرویی در برابر مۆمن بهشت است و خوشرویی با دشمن و انسانهای ستیزه جو، انسان را از عذاب آتش باز می دارد. [2] ساده پوشی سلمان فارسی می گوید: روزی حضرت فاطمه سلام الله علیها را دیدم که چادری وصله دار و ساده بر سر داشت. در شگفتی ماندم و گفتم: عجبا! دختران پادشاهان ایران و قیصر روم بر کرسی های طلایی می نشینند و پارچه های زربافت به تن می کنند، وه که این دختر رسول خداست! نه چادرهای گران قیمت بر سر دارد و نه لباسهای زیبا! فاطمه علیهاالسلام فرمود: یا سلمان! انّ الله ذخّر لنا الثیاب و الکراسی لیوم آخر. ای سلمان! خداوند لباس های زینتی و تخت های طلائی را برای ما در روز قیامت ذخیره کرده است. حضرت زهرا سلام الله علیها سپس به خدمت پدر رفت و شگفتی سلمان را مطرح فرمود: یا رسول الله! ان سلمان... ای رسول خدا سلمان از سادگی لباس من تعجب نمود سوگند به خدائی که تو را مبعوث فرمود، مدت پنج سال است فرش خانه ما پوست گوسفندی است که روزها بر روی آن شترمان علف می خورد و شب ها بر روی آن می خوابیم و بالش ما چرمی است که از لیف خرما پر شده است. [3] شکرگذاری از خدا در همه حال خیلی ار افراد ادعای دینداری و خدا باوری دارند اما در موقع سختی نه تنها دیگر شکر نعمت هایی که خداوند به آنها داده است را بجا نمی آورند بلکه زبان به شکایت می گشایند و در برخی موارد کلمات ناشایست نسبت به دین و خدا به میان می آورند. در مقابل این رفتار ناپسند رفتاری سراسر درخور بندگی خدا در رفتار و گفتار یگانه بانوی اسلام وجود دارد. اسماء بنت عمیس می گوید: رسول خدا درب خانه فاطمه را کوبید و فرمود: کجا هستند حسن و حسین من؟ فاطمه زهرا فرمود: اصبحنا و لیس فی بیتنا شیء... صبح کردیم در حالی که چیزی در خانه ما نیست تا رفع گرسنگی نمائیم و ما در هر حال خدای بزرگ را سپاسگذاریم. [4] آداب غذا خوردن عن فاطمة علیها السّلام: فی‏ المائدة اثنتا عشرة خصلة، یجب على كلّ مسلم أن یعرفها، أربع فیها فرض، و أربع فیها سنّة، و أربع فیها تأدیب. فأمّا الفرض: فالمعرفة، و الرضا، و التسمیة، و الشكر، و أمّا السنّة: فالوضوء قبل الطعام، و الجلوس على الجانب الأیسر، و الأكل بثلاث أصابع، و أمّا التأدیب: فالأكل [بما] یلیك، و تصغیر اللقمة، و المضغ الشدید، و قلّة النظر فی وجوه الناس.[5] در سر سفره غذا 12 کار نیک وجود دارد که سزاوار است هر مسلمانی آنها را بشناسد. 4 مورد واجب و 4 مورد مستحب و 4 مورد نشانه ادب و بزرگواری است. و اما چهار عمل واجب: 1. شناخت و معرفت پروردگار(بدانیم که نعمت ها از اوست) 2. راضی به نعمت های خدا بودن 3. گفتن بسم الله الرحمن الرحیم در آغاز غذا 4. سپاسگذاری خدا در پایان ( و گفتن الحمد لله رب العالمین) و چهار عمل مستحب عبارتند از: 1. وضو گرفتن قبل از غذا 2. نشستن بجانب چپ 3. در حال نشسته غذا خوردن 4. غذا خوردن با سه انگشت و چهار عملی که نشانه ادب است: 1. از غذای پیش روی برداشتن 2. لقمه ها را کوچک برداشتن 3. غذا را به خوبی جویدن. 4. کمتر در صورت دیگران نگاه کردن.[6] پرهیز از نامحرم مردی نابینا پس از اجازه گرفتن وارد منزل امام علی علیه السلام شد. پیامبر صلی الله علیه وآله مشاهده فرمود که حضرت زهرا علیهاالسلام برخاست، فرمود: دخترم این مرد نابیناست. پاسخ داد: ان لم یکن یرانی فانی اراه و هو یشم الریح. [7] پدر اگر او مرا نمی بیند من او را می نگرم! اگر چه او نمی بیند اما بوی زن را استشمام می کند! رسول خدا صلی الله علیه وآله پس از شنیدن سخنان دخترش فرمود: شهادت می دهم که تو پاره تن من هستی. [8] پی نوشت: 1. محمد دشتی، فرهنگ سخنان فاطمه زهرا، انتشارات مۆسسه فرهنگی تحقیقاتی امیرالمۆمنین، چاپ دوم – تابستان 82، ص9 2. همان، ص 16 و 17 3. همان، ص 124 و 125 4. همان، ص 219 و 220 5.بحرانى اصفهانى، عبد الله بن نور الله، عوالم العلوم ،مۆسسة الإمام المهدى عجّل الله تعالى فرجه الشریف - ایران ؛ قم، چاپ: اول، 1413 ق. ص920 6. محمد دشتی، فرهنگ سخنان فاطمه زهرا، ص 36 7.ابن اشعث، محمد بن محمد، الجعفریات (الأشعثیات)، مكتبة النینوى الحدیثة - تهران، چاپ: اول، بى تا،ص: 95 8. محمد دشتی، فرهنگ سخنان فاطمه زهرا، ص 62

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 702
زمان انتشار: 30 اکتبر 2014
| |
خانواده آسمانی،جلسه 134 ، 91/06/02

خانواده آسمانی،جلسه 134 ، 91/06/02

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی تا زمانی که عضویت­مان در خانواده‌ی آسمانی را باور و شهود نکنیم، نمی‌توانیم یک ارتباط موفق با غیب داشته باشیم اگر صرفاً رابطه‌ی عبد و مولا مورد نظر باشد، علاقه‌ای دو طرفه حاکم است. ولی در بحث خانواده ی آسمانی سخن از رابطه ی ارباب و نوکری نیست بلکه سخن از فرزندانی است که قرار است به خانواده‌شان ملحق شوند. کسی که این عضویت را بفهمد به کمتر از رسیدن به مقام ایشان راضی نمی‌گردد. در قنوت نماز عید فطر این‌گونه می‌خوانیم: «... خیر ما سئلک عبادک الصالحون...»، «... ادخلنی فی کل خیر ادخلت فیه محمد و آل محمد (صلی الله علیه و آله)...» مرا داخل در هر چیزی بکن که محمد و آل محمد «صلی الله و علیه و آله» را داخل گرداندی و از هر شری ایشان را خارج کردی مرا هم خارج کن. در زیارت عاشورا هم می‌گوییم: «... ان یجعلنی معکم فی الدنیا و الاخره ...» در جایگاه و همسایگی اهل بیت «علیهم‌السلام» قرار گرفتن خیلی فرق دارد با اینکه انسان بهشت برود و گاهی هم اهل بیت «علیهم‌السلام» به آن‌ها سری بزنند. بحث خانواده‌ی آسمانی، بحث از شیفتگی فرزند است نسبت به خانواده و اصل و ریشه‌ی خودش و شخص می‌خواهد به هر قیمتی خودش را به اصلش برساند چون لیاقتش کمتر از این نیست: «... ان یبلغنی المقام المحمود لکم عندالله...» متأسفانه ما را به حدی ذلیل کرده‌اند که فقط از خدا طلب می‌کنیم جهنم نرویم یا حداکثر اینکه به بهشت راه پیدا کنیم. یعنی فقط به دنبال نمره‌ی قبولی هستیم در حالی که اکثر کسانی که برای نمره‌ی قبولی درس می‌خوانند امکان تجدید یا رد شدن هم دارند. اما کسی که برای بیست می‌خواند ممکن است هفده یا هیجده هم بشود. ما باید بلند همت باشیم قیمت هر کس به آرزوهایش است و بالاتر از آن به سبک زندگی‌اش بستگی دارد. سبک زندگی هر کس باید متناسب با اهدافش باشد. ما باید طوری زندگی کنیم که خودمان را آماده‌ی بالاترین درجات بهشت کنیم. ما باید محبوب آسمانی‌ها و زمینی‌ها بشویم: «... محبوبه فی ارضک و سمائک...» درجات پایین در بهشت ما را حقیر می‌کند. خانواده‌ی آسمانی ما می‌خواهند ما به نزد آن‌ها برویم و به کمتر از آن راضی نیستند. اگر کسی با غیب انس بگیرد مرگ برایش به عنوان ملاقات بسیار مهم است. هر ملاقاتی به درد نمی‌خورد. ما دوست داریم با هر کسی که روبرو می‌شویم بهترین ملاقات و تخاطب را داشته باشیم. به زودی برای همه‌ی ما پیش می‌آید که ملک الموت زیبا و نورانی برای بردن ما به سراغمان بیاید. بسیاری از افراد از سال‌ها قبل به لحظه ازدواج، پدر یا مادر شدن و اخذ مدارک تحصیلی و ... فکر می‌کنند. ما باید همواره دغدغه‌ی انتقالمان به آخرت را داشته باشیم و خودمان را آماده کنیم. خداوند تبارک و تعالی 99% رحمت خودش را برای آخرت گذاشته ­است. علمای دینی لفظ زیبایی را به ما آموخته‌اند که اگر کسی از دنیا رفت بگوییم به رحمت خداوند رفته است. یعنی خداوند در آنجا با اسماء «رحمن»، «رحیم»، «کریم» و ... پذیرایی می‌کند. خداوند بی‌نهایت بیشتر از رحمتی که در این دنیا به ما عطا کرده است در آخرت به ما ارزانی خواهد کرد. امکان ندارد خداوند نعمتی را که داده پس بگیرد مگر اینکه خودش نخواهد: «ان الله لا یغیر به قوم حتی یغیروا ما بانفسهم». مهم‌ترین نعمت خداوند به ما نعمت وجود خودش است. امام باقر «علیه‌السلام» در حدیثی که ذکر شد فرمودند: شماها حاضرید به خاطر ما دنیایتان را بدهید؟ چه کسی حاضر نیست در رکاب آقا امام زمان «علیه‌السلام» به شهادت برسد؟ ما که جبهه‌های جنگ را تجربه کرده‌ایم می‌گوییم: «شود آیا که در میکده‌ها باز شود؟» الان منتظر یک اشاره‌ی مقام معظم رهبری «حفظه الله» هستیم تا هزار بار کشته شویم. امام حسین «علیه‌السلام» می‌فرمایند: اگر کسی از محبین ما شهید شوند هفت برابر دیگران درجه دارد. در روایت داریم: «من طلب شهاده به صدق النّیه مات شهیداً و لو کان علی فراسه» کسی که طالب شهادت، از روی صدق نیت باشد شهید می‌میرد و لو اینکه در رختخوابش باشد. خوش به سعادت کسی که منتظر است تا در رکاب امامش شهید شود: «... ان یجعلنی من المستشهدین بین یدیه». کسی که فرزند واقعی است ممکن است دچار لغزش شود ولی امکان ندارد درباره‌ی محبت والدینش دچار تردید شود. البته این امر دلیل وقاحت در گناه نیست. گناه، صد برابر لذتش افسردگی و آه و ناله دارد. خداوند در دنیا اهل بیت «علیهم‌السلام» را به ما داده است که بزرگ‌ترین رحمت همین است. البته باید توجه داشته باشیم، حق‌الناس و برخی گناهان دیگر در برزخ ما را گرفتار می‌کنند. حضرت فرمودند: ما در قیامت دست شما را می‌گیریم ولی شما به فکر درجات بالاتر باشید. حیف است فقط دست ما را بگیرند تا به جهنم نرویم. ایشان از ما توقع دارند هر کدام از ما دیگران را شفاعت کنند. بزرخ کسی که قرار است ائمه علیهم‌السلام در قیامت او را شفاعت کنند خیلی دردناک بوده است. برای هر کدام از ما راه چنان باز است که قادریم هزاران نفر را شفاعت کنیم. خداوند تمام خلقت را طوری ترتیب داده است که احسان گسترش یافته و «محسن» به وجود آید و همه شبیه خداوند می‌شود. روز قیامت شخص «محسن» حساب و کتاب ندارد. تمام رابطه‌های آنجا براساس رفاقت است. البته کسی که به این مقام رسیده است روی اعمالش حساب باز نمی‌کند. «خوش اخلاق» اگر کافر هم باشد خدا دوستش دارد. در روایت آمده: خداوند جوان خوش‌اخلاق سخاوتمند ولو کافر را از پیرمرد بداخلاق بخیلِ مسلمان بیشتر دوست دارد. در روایت داریم: «ان اهل الاحسان فی الدنیا اهل الاحسان فی الاخره» خداوند «محسن» را بی‌حساب به بهشت می‌برد و «محسن» هم عملش را به دیگران می‌بخشد. هر قدر سنخیت ما بیشتر می‌شود هوس‌هایمان هم بیشتر می‌شود. کسی که هوس ندارد هنوز غریبه است. غیب مانند زن پاک‌دامنی است که جز برای محارمش آن هم به ترتیب محرمیت، حجاب بر نمی‌دارد. سرمایه‌ی دنیا، سرمایه‌ی آخرت است پس تلاش کنیم آن را افزایش دهیم. سرمایه‌ی عشق و محبت است که از لحظه ورود به آخرت به درد ما می‌خورد. تمام نقاط قوتی که جنین بعد از تولد به دنیا می‌آورد در رحم مادرش تحصیل کرده است. رحم برای دنیا پایه است. ما الآن می‌توانیم برای نظام جاودانه‌مان بی‌نهایت سرمایه‌گذاری کنیم. کسی که قادر به خواندن قرآن است باید ترجمه بیاموزد، کسی که ترجمه می‌داند باید به تفسیر بپردازد. کسی که می‌تواند شراب بخورد نباید به انگور اکتفا کند. باید قرآن شراب ما شود. باید «... أن یجعلنی معکم فی الدنیا والاخره...» را راست بگوییم. آزاده‌ای نزد مقام معظم رهبری تعریف می‌کرد: وقتی زنجیر بسته شده به دستانم را پس از مدت‌ها می‌خواستند باز کنند به حدی عفونت‌های دستم داخل قفل نفوذ کرده بود که کلید داخل آن نمی‌رفت و مجبور شدند اره کردند و دستم هم مجروح شد و دردش را احساس کردم، اینجا بود که متوجه شدم تمام این مدت درد غل و زنجیر را به عشق خدا احساس نمی‌کردم و زمانی که قرار شد زنجیر باز شود عشق این رهایی در وجودم بود که درد را احساس نمودم. خودمان را بشناسیم و هوس‌هایمان را بزرگ کنیم و این مستلزم خودشناسی است. امام حسین «علیه‌السلام» می‌فرمایند: «ان الله یحب المعالی الامور» خدا کارهای بزرگ را دوست دارد. هر کاری می‌کنیم باید همیشه به قله نگاه کنیم. کسی که در مشکلات کم می‌آورد کوچک است؛ خداوند قصد داشته او بزرگ شود ولی او اهل بزرگ شدن نبوده است. خداوند حتماً از همه امتحان می‌گیرد. قرآن بارها از سنت امتحان سخن گفته است. از جمله: «احسب الناس ان یترکوا ان یقولا آمنا فهم لا یفتنون» مردم پنداشتند همین که گفتند ایمان آوردیم رها می‌گردند و امتحان نمی‌شوند. (در عربی هر جا از تعبیر «احسب» استفاده شود خیال و پندار مهم مورد نظر است.) کسی که از امتحانات سربلند عبور می‌کند در واقع برای امتحانات سخت‌تر و ارتقاء به درجات عالی آماده می‌شود. بعضی­ها در کلاس پایین متوقف می‌شوند بعضی دیگر هم تصور می‌کنند مدارج عالی را کسب کرده‌اند ولی وقتی منتقل می‌شوند متوجه می‌شوند رشدی نکرده‌اند. چه بسا کسانی که توهم می‌کنند مذهبی هستند ولی امام زمانِ غریب و تنها و آواره جایگاهی در زندگی آن‌ها ندارد. بزرگ‌ترین سؤال قیامت درباره‌ی امام زمان هر کس است. «یوم ندعوا کل اُناس بامامهم» این آیه جز آیاتی است که خیلی تعیین‌کننده است. «بنی الاسلام علی خمس الصلاه و الصوم و الحج و الزکاه و الولایه...» اسلام بر پنج پایه استوار است: نماز، روزه، حج، زکات و ولایت... «... و ما نوری بشی کما نودی بالولایه» ... و به چیزی بالاتر ولایت خوانده (دعوت) نشده است. اگر انسان در «ولایت» قوی باشد ضعفهای دیگر او جبران می‌شود، ولی ضعف در ولایت با هیچ چیزی قابل جبران نیست. امام حسن مجتبی «علیه‌السلام» می‌فرمایند: «علیک بالاحسان الی قرابات ابوی دینک محمد و علی» بر شماست (سعی کنید) در احسان کردن به نزدیکان دو پدر دینی‌تان محمد و علی (صلوات الله علیهما و آله) ...» «... و ان اضعت قرابات ابوی نسبک...» اگر نزدیکان پدران زمینی‌تان را ضایع کردید (ولی والدین آسمانی‌تان را ضایع نکنید) مبادا به احترام خانواده‌ی زمینی، خانواده‌ی آسمانی را ضایع کنید، ما باید ضمن حفظ احترام والدین از شرکت در مجالس حرام امتناع کنیم. کسی که به خاطر رعایت حال اعضای خانواده ماهواره تهیه می‌کند در واقع با خانواده‌ی آسمانی‌اش درگیر شده است. بعضی والدین از حرمتی که قرآن درباره‌ی ایشان قائل است سوء استفاده می‌کنند. همان قرآنی که سفارش به احترام کرده در عین حال بسیاری از کارها را حرام می‌داند. احترام نباید به قیمت جهنم رفتن باشد. چه بسا افرادی که برای رفع نیازهای خانواده مرتکب حرام می‌شوند، کسب حرام می‌کنند و یا آموزش‌های واجب را زیر پا می‌گذارند. در مقابل خانواده زمینی آن‌قدر وظیفه نداریم که از آسمان غافل شویم. البته برای انجام مستحبات نباید درباره‌ی حقوق دیگران کوتاهی کنیم. ادامه‌ی حدیث: «... اگر نزدیکان پدر مادر زمینی‌ات در نزد پدر و مادر آسمانی از تو تشکر کنند بسیار بهتر از این است که نزدیکان زمینی‌ات در نزد پدر و مادر زمینی تو تشکر کنند» البته همین هم خیلی خوب است ولی رضایت خانواده‌ی آسمانی مهم‌تر است. خیلی‌ها تمام عمر تلاش می‌کنند که مقبول دیگران و مورد تعریف و تمجید دیگران باشند این افراد «خودفروش» هستند. البته کسب مدارج علمی، ورزشی و ... ارزشمند است، ولی اولاً به تنهایی ملاک برتری نیست ثانیاً نباید به هر قیمتی باشد. در ادامه‌ی حدیث می‌فرمایند: اگر خویشان پدر و مادر زمینی‌ات در نزد پدر و مادر آسمانی‌ات از تو تشکر کنند، با کمتر نظر عنایت ایشان همه‌ی گناهانت ولو حد فاصل فرش تا عرش باشد بخشوده می‌شود. ولی با از دست دادن خویشان پدر و مادر دینی تشکر خویشان پدر و مادر نسبی نزد ایشان کوچک‌ترین سودی برایت ندارد. بسیاری از افراد در دنیا بسیار محبوب هستند ولی معلوم نیست که حتماً در آسمان هم از این موقعیت برخوردار باشند. کسی که سعی می‌کند هم زمین و هم آسمان را داشته باشد همیشه کارش درست نیست چه بسا لازم است برای حفظ آسمان گاهی زمینی‌ها را گریاند. کسی که «خود شیفته» است سعی می‌کند همه را راضی نگاه دارد. چنین کسی خودش را نمی‌شناسد. شخصی که خود را شناخته مقبولیت زمین برایش ملاک اصلی نیست. «... محبوبه فی ارضک و سمائک...» محبوبیت در زمین نزد طبیعت‌گراها ملاک نیست بلکه محبوبیت در نزد فطرت گراها مورد نظر است. در دعای دوم درباره‌ی پیامبر «صلی الله علیه و آله» می­فرمایند: «... خدایا، پیامبر به خاطر تو تمام نزدیکانش را از خودش دور کرد و غریبه­ها را به خودش نزدیک کرد زیرا بسیاری از نزدیکان و فامیل او کافر بودند و وی را طرد کردند. برای اینکه به آسمان راه بیابیم باید حتماً رفتاری آسمانی داشته باشیم. دارایی انسان همین است. کسی که رفیق دارد در مشکلات درنمی‌ماند. رفاقت با شهدا خیلی کارساز است. اگر روز قیامت انبیاء و اهل بیت «علیهم‌السلام» نزد ما بیایند کسی نمی‌تواند به ما صدمه‌ای برساند. ما همه‌ی صحبت‌هایمان با دیگران درباره‌ی مسائل دنیایی است. ما باید مجالسی داشته باشیم که برای ما در حکم «میکده» باشند. از رفقای هر کس معلوم می‌شود که چه‌کاره است. اگر به زمین باج بدهیم و آسمان را زیر پا بگذاریم بالاخره مطرود زمینی‌ها هم خواهیم شد. ما سرمایه‌های زیادی داریم که باید از آن‌ها برای تجارت آخرتی استفاده کنیم. به ما نماز، روزه، حجاب، حیاء، تقوی، حرم و پذیرش اولیاء و ... داده‌اند که باید از آن‌ها برای آخرتمان استفاده کنیم. در روز چندبار هوس امام زمان «عجل الله تعالی فرجه الشریف» می‌کنیم؟ آیا وقتی دعا می‌کنیم جز برای اماممان دعای دیگری به زبانمان جاری نمی‌شود؟ روی کره‌ی زمین از ما ثروتمندتر وجود ندارد. پیامبر «صلی الله علیه و آله» می‌فرمایند: ایرانیان نه مرا و نه هیچ کدام از اوصیای مرا دیده‌اند، اما به نوشته‌ی سیاه روی کاغذ سفید ایمان آورده و عاشقانه زندگی می‌کنند. ایرانیان از لحاظ ایمان بالاترین مردم هستند البته پذیرش آن‌ها باعث این امر شده است. در هیچ جای عالم این‌قدر غذای فطری وجود ندارد. میکده‌های ما با فاصله‌های کمی از هم قرار گرفته‌اند.   والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 687
زمان انتشار: 29 اکتبر 2014
| |
خانواده مهدوی (1)

خانواده مهدوی (1)

خانواده کوچک ترین نهاد اجتماعی است که نقش بالنده و اساسی در تکوین جامعه دارد. خانواده زمینه ساختارهای هویتی و عاطفی جامعه فردا را مهیا می نماید. و با التزام عملی به اصول اعتقادی خویش زمینه ساز جامعه کلان فردا است که باید روابط اجتماعی، عاطفی، سیاسی ـ فرهنگی آن در جهت ارزش های بایسته نظام گیرد. هر خانواده در صورتی که بخواهد از اهداف کوچک عبور کند و خود را با اهداف بلند و آرمان های زیبا و ارزشمند شکل داده و همراه سازد باید از اصول و چارچوبی تبعیت نماید، که بتواند در تک تک اعضاء خود ثبات و ایستادگی در مقابل مشکلات را ایجاد نماید. جامعه امروز جهانی، جامعه ای باز است. جامعه باز جامعه ای است که عوامل تأثیرگذار به نظام اجتماعی مخصوصا خانواده به شدت گسترده ومتفاوت است. رسانه ها، مدارس، افراد جامعه و باورهای اجتماعی مردم هر یک حامل پیامی برای خانواده هستند که برخی قصد دارند نظام و ساختار این نهاد ارزشی را یا مخدوش نمایند و یا در حرکت رو به رشد آن کاستی و کندی ایجاد نمایند. شرایط امروز مثل جوامع بسته و محدود دیروز جهان نیست. در چنین شرایطی باید اولاً خانواده اهداف بلند خویش را پی گیری نماید و ثانیاً مقاومتی را در اعضاء بوجود آورد تا آن ها در مقابل عوامل تأثیرگذار منفی از خود نشان دهند و نه تنها مقاومت که قصد دگرگونی و تأثیرگذاری مثبت در جامعه را در نهاد اعضای خود به وجود آورد. اگر دو خصوصیت فوق از وظایف اصلی خانواده فرض شود باید در این نوشتار به چند مسأله توجه نماییم که عبارتند از: 1. اصول حاکم به نظام خانواده 2. اهداف بلند و کوتاه مدت خانواده 3. رویکرد حاکم که نقش اساسی و بالنده در رشد خانواده دارد. 1. در قسمت اول باید دید که یک خانواده مسلمان اگر بخواهد در جریان رشد و تربیت خویش یک اقدام اساسی انجام دهد چه اصولی را باید مدنظر قرار دهد؟ آیا فقط باید ملتزم به تامین نیازهای مادی اعضای خود باشد. و یا می تواند و حتی باید نیازهای افراد را توسعه دهد تا آن ها مطالبات جدیدی داشته باشند و نیازهای جدیدی را اعلام نمایند. بدیهی است هر اقدامی در ارتباط با موضوع فوق به ناچار با محدودیت ها همراه است ـ چراکه خانواده امروز اگر قلمرو زندگی خویش را از تولد تا مرگ بداند نمی تواند به نیازهای عالی و جاودانه بیندیشد که به ناچار باید نیازهای خود را تا درجه مرگ نظام دهد زیرا اعتقادی به جهان پس از مرگ و در یک کلمه اعتقادی به ادامه زندگی خویش تا بی نهایت ندارد. اما اگر خانواده دیدگاه خویش را نظام داده و ارتقاء دهد و نگاه خویش را به قلمرو زندگی توسعه دهد، نه تنها دنیا بخشی از یک زندگی گسترده است، که زمینه ساز زندگی جاودان آینده است. در این شرایط وضعیت دگرگون شده و اصول حاکم بر این زندگی نیز تغییر می کند، اصول مربوطه باید از یک غنای ویژه و زیربنای اساسی برخوردار باشد که پویایی و بالندگی آن جدی باشد؛ اصول باید قدرت التزام بخشی را در اعضای خانواده ایجاد نماید و این ممکن نیست مگر اینکه این اصول از یک آرمان بلند تبعیت نماید. حال باید دید آن آرمان بلند که می تواند نه تنها به اصول که به اهداف و رویکرد حاکم بر رفتار خانواده شکل دهد چیست و این مسأله به یک مقدمه کوتاه نیاز دارد. الف. انسان موجودی است قانونمند ـ هدفدار ـ مرتبط و هماهنگ با نظام هستی. خداوند انسان را طوری آفریده که نه تنها بارهای سنگین امروز که مسائل و مسئولیت های سنگین فردا و فرداها را می تواند حمل نماید چراکه او ادامه دارد و مرگ ـ با تعریفی که ما از آن داریم به معنای نیستی ـ در او راه ندارد. 2. نظام آفرینش نیز از این هویت برخوردار است. نظامی است هدفدار ـ قانونمند ـ مرتبط و نظام مند که حرکتی فعال رو به سوی بی نهایت را طی می نماید. آن انسان با آن ویژگی خاص و این هستی با این صفات با یکدیگر هماهنگ هستند و وقتی انسان روی آرامش را می بیند که این هماهنگی بیشتر عینی شود. امام زمان علیه السلام ماموریت دارد از این هماهنگی پاسداری نماید تا انسان در مسیر عبودیت خویش بتواند قرب الهی را بهتر و دقیق تر و در کوتاه ترین مدت احساس نماید. امام وظیفه دارد انسان را در هر موقعیت و در هر زمان راهبر باشد تا او را به آرامش که گمشده تاریخی اوست، برساند. اصلاح خانواده و ارتقاء آن وظیفه اصلی تک¬تک اعضإ به ویژه سرپرست خانواده است که باید با اطاعت از امام معصوم علیه السلام هویت یابد. پدری که از قوانین حاکم بر انسان و هستی آگاهی داشته باشد عوامل تأثیرگذار در شخصیت خویش را کنترل نماید و به آزادی رسیده باشد؛ می تواند خانواده عالی و ارزشمندی را راهبری کند. اولین اصلی که باید در خانواده مطرح و اعضا از آن تبعیت نمایند تعریف خانواده است. در قسمت دوم، اصول دیگر حاکم بر نظام خانواده مهدوی را بیان خواهیم نمود . نویسنده: همایون صدوقی منبع: مجله امان، شماره 8

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 532
زمان انتشار: 7 می 2014
| |
خانواده آسمانی،جلسه 91 ، 90/10/29

خانواده آسمانی،جلسه 91 ، 90/10/29

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی غفلت یکی از مهمترین حجاب ­هایی است که بین ما و خانواده­ ی آسمانی­مان وجود دارد. اولین چیزی که بزرگان دین و اولیای الهی برای مبارزه با غفلت به ما توصیه می­کنند بیداری است و اولین قدم در سیر و سلوک و معنویت این است که انسان خود حقیقی­ اش را پیدا کند و هدف خلقتش را بشناسد. حضرت علی «علیه السلام» می­فرماید: «لا تجهَل نفسک فان الجاهل معرفه نفسه جاهل بکل شیء» «نسبت به خودت جاهل نباش چون کسی که خودش را نمی­شناسد هیچ چیز را نمی­شناسد.» نفس انسان معادل «کل شی» یعنی همه چیز است و اگر انسان خود حقیقی ­اش را نشناسد و از آن غافل باشد آموختن دانش­های دیگر جز افزایش غفلت، هیچ سود دیگری نخواهد داشت و فقط باعث فاصله گرفتن انسان از نظام ابدی­ اش می­شود و این غفلت حقیقت انسان را می­رساند. برای نمونه در دنیای امروز با وجود پیشرفت علم، بدبختی انسانها بیشتر شده ­است. چرا که علم فقط مختص به بخش کوچک و پست حیات انسان یعنی طبیعت انسان طراحی شده و اساساً کاری به شناخت حیثیت جاودانه ­ی انسان ندارد و همین باعث بدبختی و نابودی انسان می­شود. تا نفس و حقیقت انسان شناخته نشود یادگیری هیچ علمی فایده­ای ندارد حتی یادگیری علوم معنوی هم سودی نخواهد داشت. اثر ذاتی دین این است که هر کجا برود به دنبالش قدرت و شادی و آرامش هم می­رود، اما چه بسیار متدینینی که از دینداری خود هیچ بهره و استفاده ­ای نبرده ­اند و به هیچ وجه انسانهای شاد و آرام و قدرتمندی نیستند و هنوز هم سر هر چیز کوچکی زود عصبانی و ناراحت می­شوند. چرا که معنویت آنها جذب بخش انسانی و حقیقت وجودی­شان نشده و فقط بر روی بخش حیوانی قرار گرفته است. اگر انسان بدون شناخت خود به دنبال شناخت خدا هم برود، هیچ تأثیری بر روی شخصیت و شادی و آرامش او نخواهد داشت. حضرت می ­فرماید: «من عرف نفسه فقد عرف ربه» اگر کسی واقعاً می­خواهد خداوند را بشناسد باید اول خودش را به رسمیت بشناسد و مختصات وجودی خود را و اینکه از کجا آمده، در کجا هست و به کجا خواهد رفت را خوب بفهمد و گرنه دینداریش سطحی و ضعیف است و کمکی به قدرت و آرامشش نخواهد کرد. انسان ابتدا باید خودش را خوب بشناسد و بعد به سراغ شناخت الله، دین و پیغمبر و سایر امور معنوی برود اما متأسفانه در آموزه­ های دینی ما خیلی به این موضوع پرداخته نمی­شود. و اول به سراغ آموزش سایر امور معنوی می ­روند (بدون شناخت حقیقت انسان) برای همین دینداری چیز غلطی از کار در می ­آید و یک حیوان متدین با گوش بخش جنسی و حیوانی پرورش داده می­شود. اولین گام در بیداری و عاشقی این است که انسان خود حقیقی­اش را بشناسد و عاشق خودش شود و تا انسان چهره­ ی حقیقی­ اش را نبیند و نقاب چهره­ ی طبیعی و کمالات جنسی را نیندازد، مزه­ ی شیرین زندگی و دنیا را نمی­ فهمد. دنیا بسیار شیرین است و کسی که عرضه ­ی لذت بردن از دنیا را ندارد هرگز نمی­تواند از آخرت بهره­ مند شود و لذت ببرد. قرآن می­فرماید: «احسن کل شی» به هر چیز بنگری زیباست. اما کسی که خودش را نشناخته است دائماً از همه چیز ایراد می­گیرد و هر چیزی می­تواند او را تحقیر کند. وقتی انسان خودش را شناخت تمام چیزهای منفی زندگی برایش جذاب­تر، شیرین­تر و برجسته­تر از جنبه­های مثبت زندگی­اش می­شود و نداشتن­هایش قوی­ترش می­کند و اضطراب­های زندگی برایش لذت بخش و شیرین می­شود. تا انسان خودش را نشناسد و قیمت دستش نیاید نمی­تواند بفهمد چرا در کربلا با وجود آن همه مصیبت همه شاد و آرام بودند چرا حضرت زینب «سلام الله علیها» با وجود آن همه سختی و اسارت فرمود: «و ما رأیت الا جمیلا». حضرت علی «علیه السلام» می ­فرماید: «ایها سامع فعفق ایها سامع من سکرتک» ای شنونده از این مستی­ات بیرون بیای «و استیقظ من غفلتک و اختصر من عجلتک» و از غفلت بیدار شو و از شتاب بکاه. ما هر وقت به آخرت دعوت می­شویم عجله ­ی انجام انواع و اقسام کارهای دنیا را داریم و اصلاً حوصله ­ی خودمان را نداریم. انسان سبک زندگی طبیعی­ اش را با توجه به شرایط و موقعیت­های مختلف تنظیم می­کند. (مثلاً وقتی شخص مجردی ازدواج می­کند سبک زندگی ­اش تغییر می­کند و یا وقتی بچه ­دار شد باز هم سبک عوض می­شود و به همین منوال ادامه می یابد.) در روایت داریم مومن مانند یک شاخه ­ی نرم است و به هر طرف بچرخانیم می­چرخد و انعطاف دارد. یعنی هیچ بادی نمی­تواند او را بشکند و هیچ یک از تغییرات زندگی نمی­تواند له­ اش کند و فقط به یک سبک خاص عادت نمی­کند و خودخواهی­ ها و منیت ­هایش آنقدر سفت و سخت نیست که اگر جایی خللی وارد شد بشکند. اما منافق این طور نیست و حرفش یک کلام است. «المومن یأکل بشهوت اهله والمنافق یأکل بشهوته. مومن با میل خانواده­اش عمل می­کند. اما منافق با میل خودش. امام (ره) می ­فرمود حرف مرد یک کلام نیست. اما همه­ ی اینها مقدمه­ ای بود برای اینکه بگوییم ما سبک­های زندگی­مان اصلاً با حضور خداوند و امام زمان «علیه السلام» تنظیم نمی­شود و آنها جایگاهی در زندگی ما ندارند و حتی خود حقیقی و من جاودانه­ مان نیز نقشی در زندگی­مان ندارد و براساس مصالح آن تنظیم نمی­شود. انسان اگر در سبک زندگی با خانواده­ ی آسمانی ­اش هماهنگ نباشد حتی اگر با تمام خانواده­ ی زمینی ­اش هم هماهنگ باشد سر از جهنم در می­آورد. بنا بر روایت بوی بهشت از 500 سال به مشام می­رسد اما شخصی که صله­ ی رحم نمی­ کند بوی آن را استشمام نمی­کند. قرآن در مورد صله ­ی رحم می­فرماید: «یقطعون بامرالله به أیوصل» قطع می­کنند به چیزی که خدا امر فرموده وصلش کنید. انسان نمی­تواند با رحمش قطع ارتباط کند و حتی کافر بودن هم دلیل بر قطع رحم نمی­شود. تنها زمانی مجاز به قطع رحم هستیم که دیگر ارتباط، خطرساز و ذلت آور شده باشد. در غیر این صورت باید ارتباط ادامه داشته باشد. حضرت می­فرماید: «و غایت تعویلها صلتک ایان» غایت و اوج این آیه یعنی این که خانواده­ ی آسمانی رحم حقیقی ما هستند و انسان باید با آنها ارتباط برقرار کند. اهل بیت «علیهم السلام» پدران ما و حضرت زهرا «سلام الله علیها» مادر حقیقی ما می­باشد. تا انسان باورش نشود که رحمش اهل بیت «علیهم السلام» هستند، نمی­تواند صله­ ی ارحام انجام دهد و وقتی قاطع رحم شد، هر چقدر هم نماز بخواند، روزه بگیرد و یا کارهای مقدس انجام دهد جهنمی خواهد شد. ما شاید نسبت به خانواده­ ی آسمانی­ مان محبت داشته باشیم اما خبری از مودت نیست. مودت یعنی اینکه برنامه ­ریزی و سبک زندگی انسان براساس حضور مؤثر اهل بیت «علیهم السلام» تنظیم و طراحی شده باشد و تا شخص خود حقیقی ­اش را به رسمیت نشناسد و در برنامه زندگی­ اش دخالت ندهد متعلقات آن نیز اصلاً وارد زندگی نخواهد شد. کسی که سبک زندگی خود را براساس طبیعت و حیوانیت طراحی کرده باشد حتی مقدس­ترین کارهایش هم براساس حیوانیت تنظیم می­شود. چنین فردی همیشه حوصله­ ی کارهای طبیعی و حیوانی را دارد اما برای کارهای معنوی وقتی نمی­گذارد چرا که خود جاودانه­ و حقیقی­اش را به رسمیت نشناخته است. حضرت امیرالمومنین «علیه السلام» فرمودند: «مختصر من عجلتک» در نظام حیوانیت عجله­ات را کم کن و کمی به خود حقیقی­ات برس. یک حیوان متدین کسی است که سبک زندگی ­اش براساس حیوانیت طراحی شده و اصلاً خود جاودانه­اش را نشناخته و خانواده­ ی آسمانی ­اش جزء دلخوشی­هایش محسوب نمی­شود و عشق و دوست داشتن­های آنها را نادیده گرفته و هرگز خودش را فرزند آنها محسوب نکرده­است. چنین فردی نماز و سایر کارهای عبادیش نمی­تواند بر روی او اثر چندانی بگذارد و او را از عصبانیت و زودرنجی و ... نجات دهد. کسی که خودش را نمی­شناسد هرگز از این که آسمان صدایش نمی­زند غمگین نمی­شود و یا وقتی نماز چهار رکعتی­اش دو رکعت می­شود بسیار خوشحال می­شود. حضرت علی «علیه السلام» می­فرماید: «ضاد الغفله بالیقظه» به جنگ غفلت بروید با بیداری. اول بیدار شوید و خودتان را بشناسید و بعد به دنبال کارهای معنوی بروید. حضرت علی «علیه السلام» می­فرماید: «الیقظه نور» بیداری نور است. تا بیدار نشوید نوری ندارید، وقتی بیدار شدید همه چیز جذاب می­شود و حتی تلخ­ترین صحنه­ های زندگی هم شیرین می­شود. و در این سختی­هاست که انسان می­تواند شبیه خدا شود و به قول فرمایش پیامبر «صلی الله علیه و آله» (تخلق بالاخلاق الله) پیدا کند. وقتی بیداری صورت می­گیرد، به دنبال آن اشتهای معنوی هم می­آید و قبل از اینکه کارهای معنوی اعم از جهاد و روزه و ... به سراغ مؤمن بیاید، مؤمن به سراغ آنها می­رود و دائم به دنبال حل مشکلات دیگران و بخشیدن آنهاست و هیچ رنج و سختی زندگی او را از جوشش و شبیه خدا شدن نمی ­اندازد. اما برعکس وقتی انسان خودش را نشناسد با هر ناملایماتی بار خود را می اندازد و از شدن شانه خالی می­کند. والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته .

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 88
زمان انتشار: 21 می 2014
| |
چند فوت ساده ی تربیتی

چند فوت ساده ی تربیتی

بچه‌ها چه زمانی که در خانه هستند و فقط با اعضای خانواده تعامل دارند و چه هنگامی که به مهدکودک و مدرسه می‌روند، نیاز دارند با مهارت‌های اجتماعی آشنا شوند. مهارت‌های اجتماعی باید از دوران کودکی و سال‌های ابتدایی زندگی به کودکان آموزش داده شود. پس اگر شما هم فرزند خردسالی دارید، از همین امروز مهارت‌های مورد نیاز را به او بیاموزید تا در آینده زندگی اجتماعی موفق‌تری داشته باشد. بچه‌ها چه زمانی که در خانه هستند و فقط با اعضای خانواده تعامل دارند و چه هنگامی که به مهدکودک و مدرسه می‌روند، نیاز دارند با مهارت‌های اجتماعی آشنا شوند و به درستی از آنها استفاده کنند. بنابراین می‌توان چنین گفت که پدر و مادر فقط زمانی می‌توانند نسبت به موفقیت فرزندشان اطمینان پیدا کنند که از همان دوران و در سال‌های کودکی، مهارت برقراری ارتباط اجتماعی صحیح را به کودک آموخته باشند. برهمین اساس، متخصصان توصیه می‌کنند نکات ساده‌ای را در همان دوره خردسالی به کودکان نوپا بیاموزید و آنها را با هم تمرین کنید تا فرزندتان هرچه بهتر بتواند در اجتماع حاضر شود و با دیگران ارتباط برقرار کند: * از همان بچگی باید به فرزندتان بیاموزید هنگام صحبت‌کردن با دیگران یا زمانی که فردی را می‌بیند، لبخند بزند و با لبخندی دوستانه با او صحبت کند. البته باید برایش توضیح دهید که این لبخند ساده می‌تواند احساس بهتری به طرف مقابل ببخشد و نشان می‌دهد شما چقدر از بودن کنار او خوشحال هستید. برای این‌که بتوانید چنین روشی را به فرزند خردسال‌تان یاد بدهید، بهترین کار این است که در خانه با هم این کار را تمرین کنید. مثلا می‌توانید از او بخواهید به شما لبخند بزند و بعد بخواهید لبخندی غیرواقعی و ریاکارانه بزند تا تفاوت این دو حالت را هم متوجه شود. همچنین می‌توانید خودتان را بدون لبخند و با چهره‌ای جدی به کودک معرفی کنید و پس از آن، با لبخندی دوستانه همین کار را تکرار کنید تا او خودش روش بهتر را انتخاب کند. کودک باید بداند در طول مکالمه و هنگامی که با فرد دیگری صحبت می‌کند، باید با او تماس چشمی برقرار کند. البته لازم است برای او توضیح دهید که این کار همیشه هم خیلی راحت نیست، اما ضروری است و می‌تواند نشانه احترام گذاشتن به فرد مقابل و اعتماد به نفس او باشد   * زبان بدن هم یکی از نکات مهمی است که باید به آن توجه داشته باشید، چون به کمک همین حرکات و حالت‌ها می‌توانید متوجه شوید طرف مقابل شما فردی خوشحال است یا ناراحت، خسته است یا راحت، خجالتی و آرام است یا شلوغ و بی‌تعارف و... بنابراین زمانی که کودک با زبان بدن آشنا شود و بتواند از آن به درستی استفاده کند، روابط بهتر و موفق‌تری هم خواهد داشت. برای این‌که کودک بخوبی مفهوم زبان بدن را درک کند، بهتر است برایش فیلمی بگذارید و صدای آن را قطع کنید تا به کمک زبان بدن، روحیه و رفتار شخصیت‌های فیلم را حدس بزند. علاوه بر این، می‌توانید با او بازی کنید و بخواهید حالت‌های مختلف را بدون این‌که حرفی بزند به شما نشان دهد. *کودک باید بداند در طول مکالمه و هنگامی که با فرد دیگری صحبت می‌کند، باید با او تماس چشمی برقرار کند. البته لازم است برای او توضیح دهید که این کار همیشه هم خیلی راحت نیست، اما ضروری است و می‌تواند نشانه احترام گذاشتن به فرد مقابل و اعتماد به نفس او باشد. برای این‌که این رفتار را در عمل هم به فرزندتان بیاموزید، خوب است از او بخواهید حدود 15 ثانیه در چشم‌های شما نگاه کند و چشم برندارد. البته یادتان باشد به او اجازه پلک‌زدن بدهید تا نگاه‌کردن حالت زل زدن پیدا نکند. این تمرین ساده می‌تواند فرزندتان را برای مکالمه‌های جدی آینده آماده کند. برای این‌که بازی‌تان شادتر و سرگرم‌کننده‌تر باشد، می‌توانید ساعتی را تنظیم کنید و بگذارید تا پس از 15 ثانیه زنگ بزند تا کودک نیز بیشتر حالت بازی را احساس کند.

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed