www.montazer.ir
شنبه 13 ژوئن 2026
شناسه مطلب: 8952
زمان انتشار: 3 آوریل 2018
| |
آفت های عارض شده بر زندگی

آفت های عارض شده بر زندگی

ماهنامه موعود شماره 160

مهدویت و آخرالزمان؛ مقالات مهدویت و آخرالزمان؛ امام مهدی (علیه السلام)؛ سیره و سنّت؛ خانواده مهدوی؛ سبک زندگی؛ آفت های عارض شده بر زندگی

چهارشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۳ آفت های عارض شده بر زندگی ••• خانواده، مهم‌ترین و اساسی‌ترین نهاد برای ساخت یک جامعه است. خانواده مهم‌ترین باشگاه انسان‌سازی و خودسازی است. سعادت و شقاوت یک جامعه به کیفیّت خانواده‌های آن بستگی دارد. به همین دلیل، نقش اساسی و بی‌بدیل این نهاد مقدّس همیشه مورد توجّه و طمع دشمنان اسلام و «ایران اسلامی» بوده است. مراجعه به اسناد و آمار جنایت‌ها و توطئه‌های استکبار جهانی علیه اسلام و ایران نشان می‌دهد که آنها همواره تلاش نموده‌اند که دو آسیب جدّی و بزرگ را به خانواده‌های ما وارد کنند: 1. کاهش جمعیّت؛ 2 اضمحلال خانواده و بالا بردن آمار طلاق به روش‌های گوناگون. این تلاش حتّی قبل از انقلاب نیز وجود داشته است. بعد از انقلاب اسلامی تا پایان دوران دفاع مقدّس، کشور ما تحت تأثیر موج انقلاب و انفجار نور الهی و شرایط حماسه و معنویت در بین ملّت از این آسیب‌ها تا حدود زیادی در امان ماند؛ ولی پس از پایان جنگ و شروع جریان به اصطلاح سازندگی، این دو آسیب با قدرت و شدّت زیادی بر پیکره خانواده‌ها وارد شد؛ البتّه این موضوع تنها به دلیل قدرت دشمن در تهاجم و شبیخون فرهنگی علیه ملّت ما نبوده است؛ بلکه عامل اصلی، بی‌توجّهی مسئولان، به ویژه مسئولان نهادهای فرهنگی نسبت به این فاجعه عظیم بوده است. تذکّرها و هشدارهای نخبگان و دل‌سوزان نیز در آهن سرد آنان تأثیر چندانی نداشت. اگر به عملکرد دولت‌ها، نهادهای تصمیم‌گیرنده و دست‌اندرکاران امور فرهنگی بعد از دوران دفاع مقدّس توجّه کنیم، به این نتیجه خواهیم رسید که نداشتن درک درست از فرهنگ و تعاریف غلط و غرب‌زده از آن، همچنین خودباختگی و شیفتگی در برابر فرهنگ منحطّ دشمن، آنها را به نوعی بی‌اعتقادی به انجام فعّالیت‌های فرهنگی مؤثّر و سازنده رسانده است. بنابراین شیوع فساد و انحراف در بین جوانان و خانواده‌های ما، صرفاً به دلیل بی‌توجّهی مسئولان نبوده است؛ بلکه در بسیاری از موارد، بی‌اعتقادی به فرهنگ اسلام ناب محمّدی(ص) و خودباختگی قلبی در برابر فرهنگ منحطّ دشمن، آنها را به نوعی تقابل و تلاش عمدی برای آسیب دیدن خانواده‌ها کشانده است. این مسئله، بارها مورد اعتراض رهبری نظام، مراجع تقلید، نخبگان و دلسوزان فرهنگی قرار گرفته است تا جایی که مقام معظّم رهبری در سفر به «خراسان شمالی»، بیست آفت خطرناک و شایع را در کشور را که ناشی از سبک زندگی غلط مردم می‌باشد، برشمردند و در پایان سال 92 نگرانی عمیق خویش را از اوضاع فرهنگی کشور ابراز داشتند. ایشان سال 93 را نیز سال اقتصاد و فرهنگ نام‌گذاری کردند. قطعاً اگر عملکرد مسئولان و دستگاه‌های فرهنگی مثبت و مناسب بود، نباید بعد از سی و پنج سال، این بیست آفت خطرناک، از جمله افزایش وحشتناک آمار طلاق و کاهش وحشتناک‌تر رشد جمعیّت در کشور اتّفاق می‌افتاد. دشمنان ما بارها نیّت شوم و خطرناک خویش را بدون هیچ نوع مخفی‌کاری و واهمه‌ای، مبنی بر ضرورت کاهش جمعیت ایرانیان و نابودی نهاد خانواده در ایران اعلام نموده‌اند. واقعیت تلخ جامعه ما نشان می‌دهد که آنان تا چه حد، در این اهداف پلیدشان موفّقیت داشتند. اگر سری به آمار طلاق در کشورمان بزنیم، خواهیم دید چه وضعیت اسفباری در خانواده‌های ما وجود دارد!. عمق فاجعه، زمانی بیشتر آشکار می‌شود که از آمارهای طلاق‌های عاطفی و درگیری‌ها و اختلاف‌های خانوادگی مستمر که منجر به طلاق نمی‌شوند، ولی کانون خانواده را سرد و بی‌روح می‌کنند و آفت‌های زیادی را به جامعه تحمیل می‌کنند، مطّلع گردیم. حدود سه چهارم ازدواج‌های ما به نتیجه مطلوب و دلخواه نمی‌رسند. به عبارت دیگر یا گرفتار طلاق می‌شوند یا طلاق عاطفی را بدون درگیری تجربه می‌کنند یا گرفتار دعوا و درگیری بدون طلاق می‌شوند. آیا این وضعیت وحشتناک نشان‌دهنده سلامت و موفّقیت نهاد مقدّس خانواده و نیز سایر نهادهای فرهنگی در کشور ماست؟! در حــــــالی‌که شعار دین ما و رهبران الهی ما(ع)، افزایش عشق و محبّت روزافزون در خانواده و جامعه است، ما شاهد افزایش شکست روزافزون در خانواده‌ها هستیم. نبیّ اکرم(ص) درباره ارتباط مستقیم ایمان و عشق به همسر چنین می‌فرمایند:«كُــلَّـمَــا ازْدَادَ الْعَبـــــْدُ إِیمـــَانــاً ازْدَادَ حُبّــــاً لِلنِّسَــــاءِ؛ »1 هـــرچــــه ایمان بنده بیشتـــر شود، دوستی‌اش به زنان بیشتر می‌گردد.» طبق این حکم نورانی، علامت و نشانـــه سلامت یک فرد و جامعه و علامت رشد معنویت و انسانیت یک فرد و جامعه، افزایش محبّت و عاطفه نسبت به همسر و سایر اطرافیان و مردم می‌باشد. کلمه نساء به معنی زنان در این روایت فقط یک مصداق است. اختصاصی به زنان ندارد؛ بلکه شامل همه افراد خانواده و اجتماع نیز می‌شود. با توجّه به آنچه که درباره اوضاع غم‌انگیز خانواده در کشورمان گفتیم، بر همه ما لازم است که به سهم خودمان نهایت تلاش و جدّیت را در احیای امر خانواده و ثبات آن بنماییم. بهترین و کوتاه‌ترین راه برای غلبه بر آسیب‌های خانواده و اصلاح امور آن، پیوند افراد و خانواده‌ها با امام و پدر آسمانی ا‌مان، حضرت بقیّه‌الله الأعظم ارواحنا له الفداء و تنظیم سبک زندگی با اهداف و آرمان‌های مهدوی است. ••• خانواده مهدوی خانواده مهدوی، هماهنگ با روح انتظار و منتظرساز است؛ تمام لوازم یک روح و یک شخصیّت منتظر در خانه و خانواده او نیز جلوه و ظهور دارد. این فقط خانه و خانواده منتظر نیست که از روح منتظر او حکایت می‌کند؛ بلکه تمامی انتخاب‌ها، ارتباط‌ها، رفتارها و چینش‌های فکری و جلوه‌های محبّتی او نیز از روح منتظر او حکایت می‌کنند. روحی که با حضرت مهدی(عج) به عنوان امام معصوم و یگانه هادی و منجیّ انسان‌ها و نیز به عنوان پدر حقیقی و آسمانی انسان‌ها پیوند خورده باشد، خواه ناخواه دارای خصوصیّاتی زیبا و متعالی است. طبیعی و مسلّم است که این خصوصیات در ساحت‌های زندگی او، از قبیل فرهنگ، سیاست، اقتصاد، هنر، مدیریت، اخلاق و خانواده او تأثیر عمیق و جدایی‌ناپذیر می‌گذارد. ما در این مجموعه مقالات، تأثیر روحیه منتظر را نخست در محیط خانواده بررسی می‌کنیم و سپس به حول و قوّه الهی در سایر ساحت‌های زندگی او بیان خواهیم نمود. ••• پیوند با حضرت مهدی(عج) دوای همه دردهای فرد و جامعه دشمنان اسلام همیشه توطئه‌های زیادی را برای نابودی امّت اسلامی طرّاحی و اجرا کرده‌اند که مبارزه با یکایک آنها نیاز به درگیر کردن تعداد زیادی از نیروهای جامعه و صرف مبالغ سرسام‌آوری از بودجه کشور دارد. توطئه‌هایی از قبیل: سکس و فسادهای جنسی، اعتیاد و قاچاق، ایجاد شبهات دینی و گسترش انحراف‌های عقیدتی با تبلیغ مکاتب منحرف گوناگون، ایجاد انحراف‌های اقتصادی و آلوده کردن مردم به حرام‌خواری، از هم‌پاشیدن خانواده و بالا بردن آمار طلاق و.... ما معتقدیم به جای صرف هزینه کلان از بیت‌المال و غیر بیت‌المال و به جای اینکه تعداد زیادی از نیروهای کشور در قالب‌های مختلف، مشغول مبارزه با این توطئه‌ها شوند، کافی است که یک در مبارک روی همه باز شود و یک پناهگاه محکم و امن به همه معرفی شود تا ریشه همه مفاسد، یک‌باره خشکیده گردد و درهزینه‌ها و نیروها به گونه چشمگیری صرفه‌جویی شود. این درِ مبارک و این پناهگاه امن و محکم، پیوند سبک زندگی متناسب با وجود مقدّس حضرت مهدی(عج) است. اگر مردم با تمام وجود با پدر آسمانی و امام خویش پیوند بخورند و روح مودّت و نه فقط محبّت صرف بدون عمل بر آنها حاکم شود، نه تنها از تمامی آفت‌ها در امان خواهند بود، راه‌های رشد و تعالی و نیز سعادت و سلامت فردی و اجتماعی، مادّی و معنوی نیز به روی آنها گشوده خواهد شد. در اینجا لازم است قبل از پرداختن به مباحث اصلی سبک زندگی مهدوی، به اختصار به بیان آثار و برکات پیوند با حضرت در سبک زندگی فردی و اجتماعی بپردازیم. 1. نجات از بلاتکلیفی علمی و عملی معصومان(ع) مظاهر علم الهی و مفسّران حقیقی کتاب هدایت، یعنی «قرآن کریم» هستند. هدایت‌های آنان مبتنی بر علم بدون نقص و جهل به همه نظام خلقت، از جمله علم به ابعاد عظیم وجود انسان است. کسی که از الگوی معصوم(ع) در همه ابعاد زندگی بهره‌مند می‌شود، دچار هرج و مرج و بلاتکلیفی در علم و عمل نمی‌گردد. فرد و جامعه‌ای که از الگوی معصوم(ع) استفاده می‌کند، با اطمینان و آرامش قدم برمی‌دارد و هرگز دچار پشیمانی نمی‌شود. 2. بهره‌مندی از الطاف و مدد الهی استفاده از الگوی معصومان(ع) و پیوند با خلیفه الهی، هماهنگی با هدف خلقت و حرکت مطابق نقشه مستحکم و مبارک الهی است. بدیهی است که چنین کاری، از حمایت و مدد الهی در تمامی ابعاد فردی و اجتماعی و مادّی و معنوی برخوردار است. قرآن کریم و فرمایش‌های معصومان(ع) مملوّ از بشارت فراوان به کسانی است که شیوه زندگی خود را مبتنی بر آموزه‌های وحی و تعالیم حیات‌بخش معصومان(ع) قرار داده‌اند. چنین کسانی به دلیل هماهنگی با عالم غیب در تمام صحنه‌های زندگی، از خیرات و برکات غیبی و مدد اولیا و فرشتگان الهی بهره‌مند هستند. 3. بهره مندی از دعای خیر معصومان در منابع دینی ما احادیث متعدّدی در باب بهره‌مندی پیروان معصومان(ع) از دعای خیر این انوار طیّبه وجود دارد. 4. دفع خطرات و بلاها استفاده از الگوی معصومان(ع)، خطرها و مفاسد استفاده از الگوی غلط یا ناقص را از حیات فردی و اجتماعی دور می‌کند و نیاز به ترمیم خسارت‌های ناشی از روش‌های غلط را به حدّاقل می‌رساند. چنین جامعه‌ای از تقلید و وابستگی به دشمنان و بیگانگان در امان خواهد بود و مجبور به نابود کردن سرمایه‌های مادّی و معنوی برای پیاده کردن الگوهای محدود و فاسد آنان نیست. رها کردن آیین الهی، در واقع روی‌گردانی از آیین کامل و حیات بخش خداوند است. کسی که حق را رها کند، دچار گمراهی و فساد می‌شود. قرآن کریم این واقعیّت تلخ را چنین هشدار می‌دهد: «فَماذا بَعْدَ الْحَقِّ إِلاَّ الضَّلال‏؛ 2 بعد از حق، چیزی جز گمراهی وجود دارد؟» فرد و جامعه‌ای که برطرف کردن موانع ظهور حضرت، مهم‌ترین اولویّت حیاتش باشد، به شدّت از آن آفت‌ها و خطرها دور می‌شود. کسی که دغدغه و آرمانش، رسیدن به چادر و قرارگاه حضرت و قرب و رضای ایشان باشد، روز به روز از آفت‌ها و بلاهای ویرانگر و خانمان‌سوز، فاصله بیشتری می‌گیرد. 5. در امان ماندن از خشم الهی و خطر خیانت به دین خدا و حجّت الهی بی‌اعتنایی به سبک زندگی الهی و رنگ خدایی، گستاخی به دستاورد همه انبیای الهی و ائمّه معصومان(ع)، بی‌توجّهی به ارزش جاودانه و الهی خویش و معطّل گذاشتن استعدادهای بی‌پایان انسانی است. قطع ارتباط با الگوی معصوم به طور قهری، موجب سقوط در جهنّم گمراهی خواهد بود؛ جهنّمی که دنیا و آخرت انسان را نابود می‌کند و انسان را همیشه از شادی و آرامشی که دستاورد دین است، محروم خواهد ساخت. باید توجّه داشت که انتخاب سبک زندگی مهدوی یک پیشنهاد نیست؛ بلکه یک ضرورت و تنها راه نجات‌بخش فرد و امّت اسلامی است. غفلت از حجّت و خلیفه خدا، محرومیّت از نگاه رحمت و لطف خداوند  و دل‌شکستگی امام زمان(عج) را در پی خواهد داشت. غفلت از حجّت خدا در طول تاریخ اسلام، منشأ همه بدبختی‌ها و نکبت‌های موجود در امّت اسلامی، بوده و هست. امام علی(ع) درباره محجور ماندن و غربت امام زمان(ع) در بین فرزندان و محبّان خویش و جامعه اسلامی چنین می‌فرماید: «هُوَ الطَّرِیدُ الشَّرِیدُ‏ الْفَرِیدُ الْوَحِید؛3 او طرد شده، اواره و تنهای تنهاست.» همان‌طور که گفته شد،سبک زندگی مهدوی،  به معنای حضور حضرت در تمامی حیطه‌های زندگی فرد و جامعه است. بی‌توجّهی از ایشان و اهداف مقدّسشان، همچنین بی‌خیالی نسبت به وظایف مسلّم و واجب الهی در قبال حضرت، سیل آسیب و فجایع را به حیات فرد و جامعه سرازیر خواهد کرد. مشکلات بسیار زندگی فردی و خانوادگی ما، محصول فراموشی حضرت و عدم انتخاب سبک زندگی مهدوی است. همچنین مشکلات کلان اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی ما در سطح کشومان نیز ناشی از بی‌توجّهی به حضرت و انتظارات او از مسئولان کشور است. حضرت امام خمینی(ره)، بنیان‌گذار جمهوری اسلامی ایران، هر مسئولی را که از حضرت و اهدافش غفلت کنند، خائن و خطرساز معرفی می‌کند؛ هرچند به مردم خدمت کند؛ زیرا سایر خدمات رفاهی در همه زمینه‌ها وقتی مردم را از امام و پدر آسمانی ا‌شان دور کند، به نوبه خود بزرگترین خیانت به مردم خواهد بود. بزرگترین نیاز مردم ما و مردم همه جهان، پیوند با امام معصــوم و حجّت الهی(ع) و بهره‌مندی از فیوضات و هدایت‌های ایشان است. رفاه و آسایش بدون چنین پیوندی عینی، غفلت و نکبت و عذاب است. امام خمینی(ره)، این حقیقت تکان‌دهنده را که متأسّفانه مورد غفلت بسیاری از مسئولان است، چنین بیان می‌کند: مسائل اقتصادی و مادّی اگر لحظه‌ای مسئولان را از وظیفه‌ای که بر عهده دارند، منصرف کند، خطری بزرگ و خیانتی سهمگین را به دنبال دارد. باید دولت جمهوری اسلامی تمامی سعی و توان خود را در اداره هر چه بهتر مردم بنماید و این بدان معنا نیست که آن را از اهداف عظیم انقلاب که ایجاد حکومت جهانی اسلام است، منصرف کند.4 مودّت نسبت به امام زمان(عج) و یاری و پیوند با ایشان، عهد محکم و مورد تأکید خداوند از همه ماست. همان‌طور که خود حضـــــرت در« زیارت آل‌یس» خود را چنین معرفی می‌فرمایند: «یَا مِیثَاقَ اللَّهِ الَّذِی أَخَذَهُ وَ وَكَّدَه‏؛ ای پیمان خداوند که آن را از همه ما اخذ کرده و به آن تأکید کرده است!» این پیمان و تأکید آن در ده‌ها آیه از قرآن کریم و صدها روایت ار معصومان(ع) یادآوری شده است؛ هرچند این پیمان طبق اصل اصالت تخصّص،5 یک عهد فطری و عقلانی نیز هست. برای سهل‌انگاری نسبت به این میثاق محکم الهی و غفلت مردم و مسئولان از آن، علاوه بر اینکه یک خیانت بزرگ به خداوند، معصومان(ع) و به خصوص خود حضرت می‌باشد، آفت‌ها و خطرهای بزرگ را متوجّه مردم و کشور خواهد کرد. به همین دلیل، بر ضرورت زندگی مهدوی در سطح فردی و اجتماعی تأکید می‌شود. 6. قدرت رشد و بالندگی خانواده و جامعه‌ای که به دنبال پیوند با حضرت و آرمان‌های ایشان و انتخاب سبک مهدوی است، از بالاترین قدرت و سرعت در رشد و بالندگی همه‌جانبه برخوردار است. علاوه بر دلائل گفته شده در بندهای پیشین، حدّاقل دو عامل دیگر در وجود منتظر و یار حقیقی حضرت وجود دارد که تأثیر شگرفی در پیشرفت همه‌جانبه او دارد: الف) از آنجا که منتظر حقیقی، امام زمان(عج) را خلیفه‌الله و شاهد و ناظر بر همه اعمال و روحیات خویش می‌بیند، به طور طبیعی از آلودگی‌ها و کژی‌ها فاصله زیادی می‌گیرد. شرم حضور و ادب حضور، مانع بسیار بزرگی در انحراف‌ها، در همه فعّالیت‌های فردی، خانوادگی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی می‌باشد. وقتی مردم و مسئولان در کلّیه عملکردهای خویش، خود را در محضر حضرت ببینند، به هیچ وجه از صراط مستقیم الهی خارج نمی‌شوند و فقط و فقط به آن چیزی عمل می‌کنند که موجب رشد و تعالی آنهاست؛ ب) عشق به حضرت، وقتی به معنای حقیقی بر دل انسان حاکم شود، بر سایر کشش‌های مضرّ و خطرناک غلبه می‌کند؛ بنابراین سرعت رشد و قدرت حرکت به سوی کمال انسانی و ارزش‌های الهی را به شدّت افزایش می‌دهد. با توجّه به آنچه درباره ضرورت پرداختن به سبک زندگی گفته شد، از این پس، در سه سطح عقیده و معنویت، اخلاق و تربیت و اقتصاد خانواده مباحث سبک زندگی خانواده مهدوی را تقدیم می‌کنیم. ••• خانواده مهدوی و اقتصاد اقتصاد هر چند مهم‌ترین ساحت فعّالیت یک خانواده اسلامی و مهدوی نیست و به هیچ‌وجه از نظر اهمّیت به ساحت‌های اخلاقی، تربیتی و عقیدتی، معنوی نمی‌رسد؛ ولی در سیر رشد و شکل‌گیری ساحت‌های دیگر، به عنوان یک مقدّمه بسیار مهم، نقش کلیدی را بازی می‌کند. به عبارت دیگر اگر وضعیت معیشت و اقتصاد یک فرد یا یک خانواده و به تبع آن، یک جامعه به صورت شرعی و خداپسندانه نباشد، رسیدن به رشد اخلاقی و معنوی نیز محال است. ممکن است این سؤال پیش آید که مگر بدون عقیده و تربیت اسلامی، اقتصاد اسلامی و خداپسند ممکن است؟ پس چگونه می‌توان مدّعی شد که عقیده و تربیت اسلامی، بدون اقتصاد و لقمه پاک و حلال به وجود نمی‌آید؟ در جواب باید گفت: هرچند بدون عقیده و اخلاق اسلامی، اقتصاد اسلامی نیز تحقّق نخواهد یافت، امّا رابطه اقتصادی از یک سو و معنویّت و اخلاق از سویی دیگر به عنوان رابطه دوسویه هستند. به طور کلّی همه قابلیت‌های تربیتی انسان، از جمله تربیت اقتصادی و رفتار اقتصادی او، تابعی از جهان‌بینی و عقاید او هستند؛ امّا کسی که خواستار تأثیرگذاری جهان‌بینی و معارف اسلامی در نسل‌های آینده و طالب ساختن جامعه‌ای مهدوی است، بدون توجّه به تأثیر لقمه حلال و آسیب‌های لقمه و اقتصاد حرام به این تأثیرگذاری نخواهد رسید. اگر کسی تحت عالی‌ترین آموزش های اسلامی قرار گیرد و بهترین اساتید را نیز داشته باشد و بالاترین معارف را نیز جذب کند، ولی لقمه و معیشت او آلوده به حرام باشد، از چنین آموزه‌ها و معارفی استفاده چندانی نخواهد کرد. به همین دلیل هرچند اقتصاد تابعی از جهان‌بینی و تربیت اسلامی است، امّا به علّت تأثیر مقدّماتی و شگرفی که در جذب و اثربخشی معارف الهی و تربیت دینی دارد، به عنوان بخش مستقل و مقدّماتی در ساحت‌های خانواده اسلامی و مهدوی مطرح می‌شود. مباحث تفصیلی را به حول و قوّه الهی در شماره بعدی همراه با مباحث عقیدتی و اخلاقی تقدیم می‌کنیم.   استاد محمد شجاعی پی‌نوشت‌ها: 1. «النّوادر» (للراوندی)، قم، دارالکتاب، چاپ اوّل، بی‌تا، ص 12. 2. سوره یونس، آیه 33. 3. طبرى آملى صغیر، محمد بن جریر بن رستم‏، «دلائل الإمامه»، قم، بعثت، چاپ اوّل، 1413ق.، ص 530. 4. «صحیفه نور»، ج 21، صص 107-108. 5. اطّلاع بشر از آیات و روایات مربوط و آگاهی از اصل اصالت تخصّص به کتاب «آشتی با امام زمان(ع)» اثر نویسنده مراجعه شود.   مجموعه مربوطه سبک زندگی

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 7796
زمان انتشار: 19 آوریل 2018
| |
سبک زندگی ات را براساس رسیدن به مقام امام حسین تنظیم کن

استاد محمد شجاعی

سبک زندگی ات را براساس رسیدن به مقام امام حسین تنظیم کن

ما برای این خلق شده‌ایم که به جایی برسیم که خدا به ما بگوید: «من الحی القیوم الذی لایموت الی الحی القیوم الذی لایموت= از زنده‌ی پایداری که هرگز نمی‌میرد، به زنده ی پایداری که هرگز نمی‌میرد». پس تو برای این آفریده شده‌ای که جلوی یک امامی با این عظمت بایستی و به او بگویی: «اسئله ان یبلغنی المقام المحمود لکم عندالله= من از خدا می‌خواهم ای امام حسین مرا به همان مقام شما برساند». شما اگر مقام امام را نشناسید، معنی زیارت عاشورا در این مقوله را نمی‌توانید بفهمید. فکر نکنید شما فقط یک زن یا مرد هستید و برای این آفریده شده‌اید که با کسی ازدواج کنید و تشکیل خانواده بدهید و شغلی داشته باشید، فعالیت اجتماعی سیاسی کنید، به ریاست و حکومتی برسید، وزیر شوید، رئیس جمهور شوید. این توهمات را از ذهن‌تان بیرون کنید. شما باید به این درک برسید که من برای چه به این دنیا آمده‌ام؟ به کجا می‌خواهم برسم؟ مسائل زنانگی، فعالیت‌های اجتماعی، سیاسی و... این ها جزء وظایف شرعی و الهی شماست. شما در هر جایگاهی که هستید، باید هدف‌تان رسیدن به مقام امام حسین باشد. توجه کنید که در نظام خلقت، شما در هر هویتی که باشید، از همان هویت می‌توانید به این مقام برسید.در هر جایگاهی باشید، از همانجا به کانال معصوم راه پیدا می‌کنید. راه‌ها بسته نیست. هر جا باشی می‌توانی خودت را برسانی. اگر آدم این را بفهمد و به قلبش نفوذ پیدا کند(نه این که فقط در ذهن و عقلش بماند)، خیلی از بیماری‌های روحی و روانی از او دور می‌شود. بزرگ، سنگین و با شرافت می‌شود. ارزش و قیمت پیدا می‌کند. برگرفته از شرح جامعه کبیره جلسه 48

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 7792
زمان انتشار: 7 نوامبر 2017
| | | | | |
(48)محاسبه نظام خلقت به دست امام معصوم است

شرح زیارت جامعه کبیره (48)؛ 96/8/11

(48)محاسبه نظام خلقت به دست امام معصوم است

محاسبه و تدبیر هر چیزی در نظام خلقت، به دست معصوم است و فرشتگان که مسؤول اجرای امور عالم هستند، اوامر الهی را از امام دریافت می‌کنند. چون امام باب الله است. بدون امام هیچ تدبیر و تغییری در عالم صورت نمی‌گیرد.

فرشتگان ماموران الهی هستند. قرآن کریم می فرماید: «لَا یَعْصُونَ اللَّهَ مَا أَمَرَهُمْ وَ یَفْعَلُونَ ما یُؤْمَرُونَ[1]= هرگز فرمان خدا را مخالفت نمی کنند و آنچه را فرمان داده شده اند، اجرا می نمایند». این امر توسط یک نفر انجام می‌شود که به او «ولی و صاحب امر» می‌گویند. چون همه امور به دست اوست. قرآن هم تصریح می‌کند که تمام محاسبات نظام خلقت به دست یک نفر به نام امام مبین انجام می‌شود. «کل شیء احصیناه فی امام مبین». یعنی در هر مقطعی از زمان، یک نفر خزانه دار و حسابدار عالم است و حساب همه چیز در دست اوست. نص قرآن است که می‌فرماید: محاسبات دقیق ریاضی برای «کل شی» با امام است. این امام که محاسبات دقیق کل شی را دارد، «ولی امر» نیز هست و فرشته‌ها دائماً در حال رفت و آمد نزد او هستند. چون نظام خلقت برای اجرای امور، به فرشته احتیاج دارد. طبق آیه «تنزل الملائکة و الروح» رفت و آمد ملائکه یک امر دائمی است. نزول ملائکه همیشه وجود دارد. اما چرا فقط در شب قدر می گویند: «تنزل الملائکه و الروح»؟ چون یک شب خیلی خاص است که نزول خیلی خاصی دارد. «تنزل الملائکه والروح فیها باذن ربهم من کل امر» یعنی همه چیز در نظام ماده، نظام برزخ و بالاتر از برزخ و هر اتفاقی که قرار است بیفتد، تعیین ریاضی‌اش با حضور همه‌ی فرشته‌ها و روح در این شب انجام می‌شود. پس شب قدر، شبی است که برنامه‌ریزی یک ساله برای ماسوی الله دارد. متاسفانه ما بد، ضعیف و زشت زندگی می‌کنیم. در این عالم خبرهائی هست که ما از آن بی‌خبریم و برای چیزهایی غصه می‌خوریم یا شاد می‌شویم که ارزشی ندارد. خلقت عظمت والائی دارد و بالاتر از آن، خود انسان باعظمت است. چون قرآن می‌گوید: ما خلقت با این عظمت را به خاطر انسان انجام دادیم: « هُوَ الَّذِی خَلَقَ لَكُمْ مَا فِی الْأَرْضِ جَمِیعًا[2] = اوست آن كسى كه آنچه در زمین است، همه را براى شما آفرید» و در آیه دیگر می‌فرماید: « وَسَخَّرَ لَكُمْ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ جَمِیعًا[3] = و آنچه را در آسمانها و آنچه را در زمین است به سود شما رام كرد ». سبک زندگی ات را براساس رسیدن به مقام امام حسین تنظیم کن ما برای این خلق شده‌ایم که به جایی برسیم که خدا به ما بگوید: «من الحی القیوم الذی لایموت الی الحی القیوم الذی لایموت= از زنده ی پایداری که هرگز نمی‌میرد، به زنده ی پایداری که هرگز نمی‌میرد». پس تو برای این آفریده شده‌ای که جلوی یک امامی با این عظمت بایستی و به او بگویی: «اسئله ان یبلغنی المقام المحمود لکم عندالله= من از خدا می‌خواهم ای امام حسین مرا به همان مقام شما برساند». شما اگر مقام امام را نشناسید، معنی زیارت عاشورا در این مقوله را نمی‌توانید بفهمید. فکر نکنید شما فقط یک زن یا مرد هستید و برای این آفریده شده‌اید که با کسی ازدواج کنید و تشکیل خانواده بدهید و شغلی داشته باشید، فعالیت اجتماعی سیاسی کنید، به ریاست و حکومتی برسید، وزیر شوید، رئیس جمهور شوید. این توهمات را از ذهن‌تان بیرون کنید. شما باید به این درک برسید که من برای چه به این دنیا آمده‌ام؟ به کجا می‌خواهم برسم؟ مسائل زنانگی، فعالیت‌های اجتماعی، سیاسی و... این‌ها جزء وظایف شرعی و الهی شماست. شما در هر جایگاهی که هستید، باید هدف تان برای رسیدن به مقام امام حسین باشد. توجه کنید که در نظام خلقت، شما در هر هویتی که باشید، از همان هویت می‌توانید به این مقام برسید. مثلا در همسر داری تو به وظیفه‌ات عمل کن؛ هر چند که همسرت عمل نکند؛ یا در وظایف مادرداری و پدرداری خوب عمل کن، حتی اگر پدر مادر خوبی هم نداشته باشی. اگر این را هدف قرار دادی، به آن جایگاه که باید برسی، می‌رسی. در هر جایگاهی باشید، از همانجا به کانال معصوم راه پیدا می‌کنید. راه‌ها بسته نیست. هر جا باشی می‌توانی خودت را برسانی. اگر آدم این را بفهمد و به قلبش نفوذ پیدا کند(نه این که فقط در ذهن و عقلش بماند)، خیلی از بیماری‌های روحی و روانی از او دور می‌شود. بزرگ، سنگین و با شرافت می‌شود. ارزش و قیمت پیدا می‌کند. فرشتگان با دستور از صاحب الامر عالم را تدبیر می کنند فرشته‌ها هر جا که امام و صاحب امر باشد، به آنجا می‌آیند. معصوم علیه‌السلام می‌فرماید: «مَا مِنْ مَلَكٍ یُهْبِطُهُ اللَّهُ فِی أَمْرٍ مَا یُهْبِطُهُ إِلَّا بَدَأَ بِالْإِمَامِ ، فَعَرَضَ ذلِكَ عَلَیْهِ ، وَ إِنَّ مُخْتَلَفَ الْمَلَائِكَةِ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ - تَبَارَكَ وَ تَعَالى‌ - إِلى‌ صَاحِبِ هذَا الْأَمْرِ= هیچ فرشته‌اى نیست كه خدا او را فرو فرستد در امر آنچه او را فرو مى‌فرستد، مگر آن كه به امام ابتدا مى‌كند و آن امر را بر او عرضه مى‌دارد. و به درستى كه آمد و شد فرشتگان از نزد خداى تبارك و تعالى به سوى صاحب امر امامت است». در زیارت شریف آل یاسین به امام زمان می‌گوییم: «السلام علیک یا باب الله». باب الله یعنی درِ خدا؛ یعنی هر چه که از خدا خارج می‌شود، از راه باب الله است. هر کس هم که می‌خواهد وارد شود، باید از طریق همین باب الله وارد شود. در جامعه کبیره می‌خوانیم: «من اراد الله بدأ بکم» این یعنی هر کس اراده‌ی خدا را کند، بدون امام معصوم نمی‌رسد. باید از معصوم شروع کند. «من اراد الله»، یعنی شخص اراده‌ی کمال بی‌نهایت و مطلق دارد. اگر بخواهی به کمال مطلق برسی باید با کامل‌ترین ظهور خدا به بی‌نهایت برسی. شما هیچ وقت با ظهورهای محدود نمی‌توانی به کمال بی‌نهایت برسی.  گل، ظهور الله است، اما محدود است و تو را به الله نمی‌رساند. اگر کسی خواست به بی نهایت برسد، باید با استفاده از کامل‌ترین ظهورِ بی‌نهایت برسد. باید ابتدا از بالاترین و کامل‌ترین ظهور هستی مطلق شروع کند که اصطلاحا به او «خلیفة الله» یعنی جانشین کامل خدا می‌گویند که همه‌ی کارها را می‌تواند انجام دهد. پس وقتی به امام زمان می‌گویید: «السلام علیک یا باب الله» باید بدانید همه‌ی ورودی و خروجی‌ها با امام زمان است. شما اگر بخواهید به هر درجه‌ای از درجات معرفتی و عرفانی ماندگار و پایدار برسید که واقعا درجه باشد و توهم نباشد، بدون پیوند با امام زمان امکان ندارد. حتی اگر آدم خوبی هم باشی، اما وقتی در چادرش نباشی، اتصال وجودی با او نداری. اتصال وجودی با حضرت، یعنی مثل فرشته‌ها همه‌ی تقسیمات و تدبیرات کارت با امام تنظیم شده‌باشد. باید همه محاسبات زندگی‌ات را به او بسپاری و راضی هم باشی. مثل زهیر که وقتی به چادر حضرت رفت، عاشق شد و فهمید که باید با این آقا باشد، آمد و همه کارهایش را براساس بودنِ در چادر امام تنظیم کرد. این برای زهیر مصیبت نیست، بلکه مقام است. این همان معنای مقام محمود است. مقام محمود یعنی تو دست از تدبیرات شخصی زندگی‌ات برداری و بگویی: من همه زندگی‌ام را براساس حضور در چادر امام زمان تنظیم می‌کنم. نه این که برای خودت به گونه‌ای برنامه ریزی کنی که هیچ کدام نگذارد تو در چادر حضرت باشی. بعد بگویی: ای امام زمان! من عاشقت هستم و می‌خواهم در خدمت شما باشم. وقتی تو سبک زندگی غلط، تصمیم‌های جمادی غلط، اقدامات شغلی و مالی غلط، تدبیرهای بدنی جنسی و اجتماعی و سیاسی غلط، تدبیرهای علمی غلط داری؛ اینها اجازه نمی‌دهند تو اصلا وارد چادر حضرت شوی. «باب الله» یعنی تو همه کارهایت را با نهضت امام زمان (علیه‌السلام) تنظیم کنی. هر چیزی که به جریان خودسازی و هدف من لطمه بزند، باید کنار بگذارمش تا آسیب نبینم. چون امام زمان دوست دارد که من شبیه انسان باشم. امام صادق علیه‌السلام در دعای ندبه می‌فرماید: «أینَ باب الله الذی منه یؤتی= کجاست آن باب اللهی که از آن می‌شود وارد شد؟». این «أین» که حضرت می‌فرماید «أین» فوق عقلانی و انسانی است. حضرت نمی‌گوید: کجاست آن دانشمند، کجاست آن که حلال مشکلات است. بلکه می‌فرماید: « أین باب الله الذی منه یؤتی؟ = کجاست آن درِ خدایی که از آن می شود وارد شد». اگر کسی این را فهیمد، در چادر امام زمان ورود پیدا کرده و حیات انسانی دارد. تو باید کار عبادی و معنوی‌ات را هم، تابع حضورت در چادر امام زمان و میل امامت انجام بدهی. پس وقتی می‌گوییم این شخص باب الله است، یعنی فرشته‌ها هم اوامر الهی را باید از طریق این شخص انجام بدهند. همه‌ی فرشته‌ها برای همه‌ی کارهایشان نزد امام می‌روند. مختلف‌الملائکه یعنی محل رفت و آمد. حالا نگاه کنید امام یعنی موجودی که «لاتأخذه سنة و لا نوم= خواب و چرتش نمی‌گیرد» است، یعنی یک لحظه در کل عمرش چرت ندارد، خواب ندارد، حتی موقعی که خواب است، تدبیر امور می‌کند. پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: «من چشم‌هایم می‌خوابد، ولی قلبم مشغول کار خودش است». کل نظام خلقت در محضر امام است. چیزی از محاسبات او خارج نمی‌شود. خلیفة‌الله یعنی «لا تأخذه سنه و لا نوم» یک لحظه خواب و چرت ندارد. او مشغول تدبیر عالم است. چه خواب باشد چه بیدار. امام/ فرشتگان [1] - تحریم/6. [2] - بقره/29. [3] - جاثیه/13.

صوت

1 - (48)محاسبه نظام خلقت به دست امام معصوم است

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 7364
زمان انتشار: 28 سپتامبر 2017
| |
«قدرت روح»  لازمه بهره مندی از نعمت های برزخی است

قدرت و بزرگی روح جلسه دوم؛ 96/5/6

«قدرت روح» لازمه بهره مندی از نعمت های برزخی است

انسان موجودی است که از روح خدا آفریده شده و با داشتن قوه «فوق عقل» ظرفیت بی نهایت در تشبه به خدا را دارد، یعنی توانائی جذب تمام اسماء و صفات حق تعالی را دارد، اما برای به دست آوردن چنین کمالی نیاز به «قدرت و توانائی روح» دارد و بدون آن نمی‌تواند ظرفیت بی نهایت طلبی اش را پر کند.

رابطه دنیا با حیات ملکوتی و برزخی مثل رابطه رحم مادر با دنیاست. جنینی که در رحم مادر شکل می‌گیرد، بعد از 9 ماه وقتی که به دنیا می‌آید، تحت یکی از این ۵ تولد تقسیم‌بندی می‌شود: ۱- تولد «ناقص یا معلول» ۲- تولد سالم ۳- تولد بیمار ۴- تولد ضعیف ۵- تولد سالم قوی. انسان در لحظه ورود به برزخ نیز یکی از این ۵ نوع تولد را خواهد داشت. در درک عظمت و بزرگی برزخ باید گفت، همان طور که دنیا خیلی بزرگتر از رحم مادر است، نظام برزخی هم چنین وسعتی نسبت به دنیا دارد. یعنی نظام برزخی انتها ندارد. آنقدر قدرتمند و وسیع است که اگر انسان خودش را برای آن نظام آماده نکند، تولدش، تولد دردناکی خواهد بود. چنانچه اگر جنینی خودش را در رحم مادر برای دنیا آماده نکرده باشد، ناقص یا معلول متولد می شود و باید در دنیا زجر بکشد؛ یا اگر بیمار متولد شود، باید رنج درمان را تحمل کند؛ یا اگر ضعیف باشد، باید معطلی و رنج تقویت را تحمل کند. به همین ترتیب اگر انسان در نظام دنیایی، خودش را خوب نسازد و آماده و قوی نکند تا تولد سالم یا سالم قوی داشته باشد، ورودش به نظام ملکوتی و برزخی همراه زجر، گرفتاری و معطلی خواهد بود. بعضی از آدم ها فقط زندگی می‌کنند. یعنی فقط درگیر کمالات جمادی یا گیاهی یا علمی هستند، ولی به هیچ وجه روحشان شباهت و سازگاری به بهشت ندارد. اینها وقتی از دنیا می‌روند، نمی‌توانند از هیچ یک امکانات برزخ که فضای بی‌نهایت زیباتر و کاملتر از دنیاست، استفاده کنند. در نتیجه کل نظام برزخ را تا قیامت در حال زجر کشیدن خواهند بود. برزخ یک سیستم فوق‌العاده ریاضی و دقیق است. انسان باید به وزان حیات دنیایی اش بتواند خودش را به گونه‌ای بسازد که هم اذیت نشود و هم شاد و آرام باشد و از زندگی‌اش لذت ببرد و بتواند در این شادی و آرامش روحش را بقدری قوی سازد که وقتی می‌خواهد از این جا برود، به وسعت آنجا زندگی کند و هم تجهیزات با خودش ببرد. بچه در رحم مادر زندگی ساده‌ای دارد. نیاز به خیلی از تجهیزات ندارد. یک غذای معمولی می‌خورد که آن هم فقط خون است که از طریق بندناف دریافت می‌کند. همان برایش بس است. اما در حال اندام زایی است و همه چیز را برای دنیا تهیه می‌کند. چون می‌خواهد وارد سیستمی شود که بی‌نهایت پیچیده‌تر از رحم مادر است. روح انسان هم در دنیا باید آنقدر قوی باشد که بتواند از خوراکی‌های برزخ که هزار جور مزه دارد‎، یا از دانشگاه‌ها و حوزه‌های علمیه که آنجا برپا می‌شود، یا مهمانی‌های باشکوه که برگزار می‌شود، بتواند استفاده کند. کسی که می‌خواهد به اندازه خدا عمر کند و مثل خود خدا باشد و در بهشت دست به آفرینش بزند، احتیاج به قدرت و بزرگی روح دارد. آدم‌های کم ظرفیت، ضعیف، حساس، زودرنج، عصبی، پرخاشگر، بدبین، خودکم بین و آدم‌هائی که اعتماد به نفس ندارند، با مرگِ بد از دنیا می‌روند. اینها نه تنها نمی‌توانند از بهشت استفاده کنند، بلکه عذاب و گرفتاری دارند. آن هم به خاطر مشکلاتی که خودشان برای خودشان ایجاد کرده اند. اغلب اینها هم می‌گویند دست خودم نبود. حضرت علی (علیه‌السلام) فرمود: «آهِ مِنْ قِلَّةِ الزَّادِ، وَ طُولِ الطَّرِیقِ= آه از کمی توشه و طولانی بودن مسیر». انسان برای مسیر طولانی، نیاز به توشه دارد و این توشه در نفس تهیه می‌شود. مثل جنین که در رحم مادر است. توشه‌ی این جنین در خودش است. روح شما هم که باید آماده شود تا بدن برزخی تان شاد و آرام باشد، باید توشه داشته باشد. توشه اش همان روح قوی است. پس ما اگر بخواهیم در دنیا زندگی شاد و آرامی داشته باشیم، احتیاج به قدرت و بزرگی روح داریم و اگر هم بخواهیم در برزخ و آخرت زندگی توأم با شادی و آرامش داشته باشیم، نیاز به قدرت روح دارد.  برای آرامش روح تان در برزخ، نیاز به قدرت روح در پنج بخش قوای وجودی تان دارید ما در ساختار وجودی انسان پنج بخش داریم: حس، خیال، وهم، عقل، فوق عقل. اکنون هریک را توضیح می دهیم. اول) حس که همواره مقارن با محسوسات است. مثل ارتباط با یک انگشتر که از راه حس لامسه صورت می‌گیرد. این ارتباط از راه «ماده، شکل، صورت و اندازه» است. دوم) خیال است که با حذف ماده صورت می‌گیرد، ولی صورت و شکل آن ماده در ذهن انسان جا می‌گیرد. مثل تصویری که از حرم امام رضا علیه‌السلام در ذهن خود می‌سازیم. سوم) «وهم» که یک حقیقت جزئی است که وابسته به شخص است، اما نه ویژگی ماده را دارد، و نه ویژگی صورت و شکل و اندازه؛ ولی واقعیت خارجی دارد و منشأ اثر است. مثل عشق، دوست داشتن پدر و مادر، حب وطن، عشق های زمینی، افتخار، ذلت، عزت، آبرو، بی آبروی، کینه و ... چهارم) «عقل» که وجود کلی است و قابل صدق بر افراد بی شمار. مثلاً دو به اضافه دو می شود چهار؛ یا مجموع زوایای داخلی مثلث 180 درجه است؛ یا رادیکال 16، می شود ۴ و هزاران قواعد دیگر که انسان در رشته های مختلف علوم دانشگاهی می خواند. پس عقل یک امری است که واقعیت خارجی دارد و اصطلاحاً به آن «علم» گفته می شود. پنجم) «فوق عقل» که کمال بی نهایت و نامحدود است که به آن «الله» تبارک و تعالی می‌گویند. یعنی وجود نامحدود و بی نهایت با کمالات بی نهایت. این وجود نامحدود، نه با حس، نه با خیال، نه با وهم و نه با عقل درک می شود، بلکه فقط با بخش فوق تجرد قابل درک و شهود است. اگر انسان بخواهد در زندگی دنیایی اش قوی باشد، باید 5 قوه‌ی حس، خیال، وهم، عقل و فوق عقلش را قوی کند. این را قدرت روح می‌نامند. نتیجه‌ی این قدرت روح، تولید شادی و آرامش هم در دنیاست و هم در هنگام وفات و زمانی که وارد برزخ می‌شود. کوتاهی و آلودگی در هر یک از این پنج قوه، روح انسان را فلج می‌کند. پس ما باید دقت کنیم حس، خیال، وهم و عقل پاک و سالمی داشته باشیم تا به رشد بی نهایتِ ما لطمه‌ای وارد نشود و نیز بتوانیم سیستم قدرتمند روحی بسازیم تا هم در دنیا شاد و آرام باشیم و هم در نظام برزخی، قیامتی و بعد از قیامت و لازمه این کار این است که انسان باید نظام تغذیه ای و واردات و صادرات نفسش را کنترل کند. «سبک زندگی غلط» علت افزایش سرطان و بیماری های قلبی است   بیماری‌های سبک زندگی، نشان‌دهنده مسائل اشتباهی است که در شیوه‌های زندگی امروزی ما وجود دارند. مردم امروز از بس بد زندگی می‌کنند، دائما پر از اضطراب و استرس و فشار روحی و خیالات و افکار بد هستند. بنابراین، آمار سکته، سرطان، ام اس، آلزایمر و صدها بیماری دیگر بالا رفته، یعنی کشتار زیادی از ما در حال اتفاق افتادن است و همه به خاطر سبک زندگی غلطی است که ما داریم. ما در ۸ سال جنگ دفاع مقدس ۳۰۰ هزار شهید داشتیم ولی امروزه با سبک زندگی غلط چند میلیون آدم با انواع بیماری های سرطان، ام اس، بیماری های قلبی و عروقی از بین می‌روند. سقط جنین به طور وحشتناکی بالا رفته، اکثر زایمان ها خراب شده، در حالی که قبلا به طور استثنا یک خانمی سزارین می‌کرد. اما امروزه بیش از 50 درصد خانم ها زایمان‌های سزارین دارند و این حاکی از این است که سبک زندگی غلط انسان ها را رو به فساد و تباهی می‌برد.  آمار کشتار و مرگ و میر در جامعه روز به روز بیشتر و بالاتر می رود و از طرفی آمار تولدهای ما کم می شود. همه اینها برای این است که ورودی ها و خروجی هایمان کنترل نمی شود. شادی و آرامش در دنیا و آخرت در گرو قدرت و بزرگی روح است تقسیم بندی دیگری از قوا وجود دارد که عبارت اند از: جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلی و فوق عقلی.  آدمی که بدنش قوی نیست، هم مشکلات دنیائی پیدا می‌کند و هم مشکلات آخرتی. این که مقام معظم رهبری می‌فرماید: «ورزش مثل نماز واجب است»، یعنی ورزش یک عبادت، وظیفه و تکلیف است. انسان نباید در ورزش کوتاهی و سهل‌انگاری کند. جنبه گیاهی انسان مربوط به جنبه‌های تغذیه، رشد، تولید مثل، سلامت و زیبائی او می‌شود. بخش حیوانی هم به نظام خانوادگی، اجتماعی، سیاسی و ... مربوط می‌شود. جنبه عقلی هم مربوط به تحصیل علم و دانش است و بخش فوق عقلی. در همه قوای انسان باید قدرت روح کسب کند. به ویژه در فوق عقل که شخص باید بتواند با غیب، الله، ائمه، فرشتگان، آخرت ارتباطش را قوی کند. چون زندگی آخرتی را در پیش رو دارد. بچه‌ای که ارتباطش را در رحم مادر با دنیا قطع می‌کند، می‌میرد. کسی هم که در زندگی معنویت ندارد و فقط دنبال این است که دکتر و مهندس بشود، یا پول جمع کند، در حقیقت حیات انسانی ندارد. هر چه انسان ها در بخش‌های جمادی، گیاهی، حیوانی و عقلی موفق‌تر می‌شوند؛ سطح اضطراب، طلاق ها، خودکشی ها، افسردگی، دعواها، جنگ‌ها و اختلافات بیشتر می‌شود. مگر این که این حرکت ها و تلاشها در تحت حاکمیت نیروی «فوق عقل» آنها باشد. یعنی فقط در این حالت است که آن تلاشها مبارک خواهد بود. از نظر آمار هم بیشترین طلاق‌ها، خودکشی‌ها، افسردگی‌ها در این دو گروه است: کسانی که از نظر مال و تحصیل آدم‌های موفقی هستند. این دو گروه پر آسیب‌ترین آدم‌های یک جامعه هستند. چون به بیراهه رفته‌اند، توان شاد کردن و آرام کردنِ خود را ندارند. بنابراین، هرچقدر شخص بدون بخش «فوق عقلانی»اش موفق شود، شکست ها نیز بیشتر می‌شود و هر چقدر قوی‌تر می‌شود، در واقع مریض تر و آسیب پذیرتر است. پس دقت کنید که ملاک قدرت حقیقی مربوط به کدام بخش است. این خیلی مهم است. «شیطان» کسی است که مردم را از خدا و معنویت اسلامی دور کند قرآن کریم انسان ها را به ۶ دسته تقسیم می کند: بعضی جمادی هستند: « ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُكُمْ مِنْ بَعْدِ ذَلِكَ فَهِیَ كَالْحِجَارَةِ[1]». برخی پست تر از سنگ اند «أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً» دسته سوم کسانی که مثل حیوان هستند؛ « أُولَئِكَ كَالْأَنْعَامِ[2] » و دسته چهارم پست تر از حیوانات هستند؛ «بَلْ هُمْ أَضَلُّ [3]». حیوانات به بهشت می روند ولی خیلی از انسان ها بهشت نمی روند. حیوانات عبادت و نماز، غیرت ناموسی و حیا دارند، وفادار و امانت دار هستند، ولی خیلی از انسان ها این گونه نیستند.  دسته پنجم فرمود: «شَیاطینَ الإِنسِ وَالجِنِّ[4]= شیطانهای انس و جنی». بعضی انسان ها شیطان‌اند. شیطان هر کس و هر چیزی می‌تواند باشد. آن کس که مردم را از خدا و خانواده آسمانی و ابدیت غافل کند، شیطان است. مثل معلم و استاد دانشگاهی که چون خودش فاسد است و حرکت به سمت ابدیت ندارد، شاگردانش را هم آلوده کرده و از دین و آخرت غافل می‌کند. پس هر کسی می تواند برای دیگران شیطان باشد. قرآن کریم فقط یک دسته از انسان‌ها را به معنای واقعی برخوردار از باطن انسانی معرفی می‌کند که وقتی هم از دنیا می‌روند با همان باطن انسانی به آخرت متولد می‌شوند. آن‌ها کسانی هستند که: «الا الذین آمنوا عموا الصالحات و تواصوا بالحق وتواصوا بالصبر= مگر کسانی که اهل ایمان باشند و عمل صالح انجام بدهند/ توصیه به حق می‌کنند و توصیه به صبر». همه انسان‌ها سرمایه جاودانه‌شان را از دست می‌دهند، مگر کسانی که واقعا مؤمن باشند و عمل صالح انجام بدهند، همدیگر را راهنمائی و کمک کنند، به همدیگر قدرت و انرژی مثبت و خوب می‌دهند. این استثناء است. نبی اکرم (صلی الله علیه و آله) می‌فرمایند: «الْمُؤمِنُ الْقَوِیُّ خَیْرٌ وَأَحَبُّ إِلَى اللهِ مِنَ الْمْؤْمِنِ الضَّعِیفِ= یک مؤمن قوی بهتر و محبوب تر از یک مؤمن ضعیف در نزد خداوند است». مؤمن قدرتمند است. انسان ها از نظر قرآن و براساس معشوق  و محبوب هایشان به شش دسته تقسیم می شوند: در این روایت، پیغمبر صلوات الله علیه مؤمن را آدم قوی می‌داند که توانسته از این پنج دسته‌بندی اولیه نجات دهد، یعنی انسان شود. در بین مؤمنین هم مؤمن قوی بهتر و محبوب تر از مؤمن ضعیف است. حال اگر از پیغمبر بپرسیم: یا رسول الله مؤمن در چه جهت قوی باشد؟ می فرماید: مؤمنی که در هر پنج بخش؛ حسی، خیالی، وهمی، عقلی و فوق عقل قوی باشد یا در کمالات جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلانی و فوق عقلانی‌اش. خداوند مؤمن قوی را دوست دارد و چرا نزد خدا محبوب تر است؟ چون به خدا شبیه تر و مقرب تر است. همان طور که در بین شاگردان، آن کس نزد استاد محبوب تر است که شبیه تر به استاد باشد. پس رمز محبوبیت در شباهت است. هر چقدر شاگرد به استاد شبیه تر باشد، محبوب تر است. ما هم هر چه اسماء الهی را جذب کنیم، به خدا نزدیک تر و محبوب تر هستیم. یکی از مهم ترین ذکرها، ذکر «یا قوی» است که بعد از نماز صبح 116 مرتبه گفته می‌شود. یعنی باید در هر پنج قوه وجود‌تان از خداوند قدرت بخواهید. فرمانده هر سازمانی باید توانائی مدیریتی و علمی داشته باشد در داستان طالوت و جالوت ثروتمندهای قوم آمدند و به پیغمبر گفتند: برای ما یک فرمانده بگذار تا ما بتوانیم با همراهی او با دشمنانمان بجنگیم. چون به ما تجاوز می‌کنند و هر دفعه که حمله می‌کنند عده‌ای از ما را می‌کشند. ما هم می خواهیم جهاد کنیم و در مقابلشان بایستیم. پیغمبر هم از طرف خدا طالوت را انتخاب کرد. طالوت هم آدم غریبه‌ای بود که پول هم نداشت. مردم قوم به حضرت اعتراض کردند که چرا چنین شخصی را برای ما پادشاه قرار دادی؟ او که پول و امکانات ندارد، چطور می‌تواند پادشاه ما باشد. خدا در این آیه شریفه ملاک فرماندار و پادشاه را چنین معرفی می‌کند: «إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَاهُ عَلَیْكُمْ وَزَادَهُ بَسْطَةً فِی الْعِلْمِ وَالْجِسْمِ[5]= بی تردید خدا او را بر شما برگزیده و او را در دانش و نیروی بدنی فزونی بخشیده». پس اولین ویژگی فرمانده این است که از همه قوی تر و شجاع تر باشد. در آن زمان قدرت بدنی مهم بود و امروزه مدیریت مهم است. فرمانده باید قدرت مدیریتی داشته باشد تا بتواند فرمانروایی و حاکمیت کند. آدم ضعیف، زودرنج، عصبی، پرخاشگر و دنیاگرائی که توانائی مدیریت نفسش را ندارد، چطور می‌تواند دیگران را مدیریت کند. ویژگی دوم در کنار توان مدیریتی، تخصص است، یعنی علمش از دیگران بیشتر باشد. پس یک مدیر از نظر قرآن دو خصوصیت مهم دارد: مدیریت و تخصص. علت این که طلاق در کشور ما زیاد شده، این است که دختر و پسرهای ما قوی نیستند و به عنوان یک مدیر بزرگ نمی‌شوند. مردها اخلاق‌های زنانه پیدا کرده‌اند و زن‌های ما اخلاق‌های مردانه پیدا کرده اند. بنابراین، از همدیگر نمی توانند لذت ببرند. بعضی مردها زود قهر و گریه می‌کنند، از خانه فرار می‌کنند، زود عصبی و پرخاشگری می‌کنند. معلوم است که زن نمی‌تواند چنین مردی را دوست داشته باشد. زن، مرد قوی را دوست دارد. نه فقط در جسم و هیکل، بلکه از نظر اخلاقی و قدرت مدیریتی. ممکن است کسی جانباز باشد و از نظر جسمی ضعیف باشد، ولی روح خیلی قوی داشته باشد. زن‌ها هم باید مواظب باشند. نباید لطافت‌های زنانه‌شان را از دست بدهند. نباید تیزی و تندی داشته باشند. گاهی یک زن می‌خواهد زن سالاری کند، فکر می‌کند که کار خوبی می‌کند که می‌تواند بر مردش غلبه کند و فقط دستور، دستور او باشد. زنی که چنین روحیه‌ای دارد، هر چند بر بدن مرد تسلط دارد، اما قلب او را از دست می‌دهد. زن هائی که مردشان از آنها حساب می‌برند، هیچ وقت محبوب همسرانشان نیستند. در حالی که زن باید ضعف‌های مردش را تقویت کند. دائماً به او قدرت، امید، نشاط و انرژی بدهد. مردی هم که نسبت به خانمش عاطفه ندارد و محبت و عشق ورزی نمی‌کند و همه‌اش می‌خواهد مردسالاری کند، می‌تواند محبوب همسرش باشد. مردسالاری و زن سالاری هر دو بد است و انسان را جهنمی می‌کند. پیغمبر صلوات الله علیه فرمود: «خَیْرُكُمْ خَیْرُكُمْ لِأَهْلِهِ؛ وَأَنَا خَیْرُكُمْ لِأَهْلِی= بهترین شما خوش رفتارین شما با خانواده اش است و من، بهترینِ شما با خانواده ام هستم». اگر پرسیدند: بهترین عضو خانواده چه کسی است؟ همه باید شما را نام ببرند. هر کسی باید سعی کند درخانه بهترین باشد، زن و مرد و فرزندان باید دائماً تلاش کنند که در خانواده از یکدیگر گوی سبقت در خوبی و صبوری و گذشت و عفو و ندید گرفتن، محبت، عشق ، بزرگواری، خدمت به هم و تواضع بربایند. این خانواده بهشتی می‌شود، و گرنه  با مرگ بد و فشار قبر روبرو خواهید شد. قدرت روح/ نسبت/ مدیریت اسلامی/خانواده [1] . سوره بقره/آیه 74. [2] . سوره اعراف/آیه 179. [3] . همان. [4] . سوره انعام/آیه 112. [5] . سوره بقره/آیه 248.

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 7059
زمان انتشار: 25 می 2017
| | |
چرا مد انسان را جهنمی می کند؟

چرا مد انسان را جهنمی می کند؟

یکی از چیزهایی که انسان را جهنمی می کند این است که انسان تابع مد شود. وقتی یک چیزی مد شد می خواهد به آن برسد ولی نمی تواند پولش را ندارد، امکاناتش را ندارد، مخارج مهمتر دارد از این طرف هم می خواهد به مد برسد. این مد را کی می گذارد؟...

فیلم

1 - چرا مد انسان را جهنمی می کند؟

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 6379
زمان انتشار: 19 مارس 2017
| |
میلاد حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) مبارک باد

استاد محمد شجاعی

میلاد حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) مبارک باد

اگر کسی حضرت زهرا (سلام الله علیها) را دوست بدارد، سبک زندگی، انتخاب ها، ارتباطات، رفتارها و افکارش را به گونه ای تنظیم می کند که از او دور نباشد.

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 6343
زمان انتشار: 14 مارس 2017
| |
سبک زندگی حضرت زهرا(سلام الله علیها) تنها راه نجات ماست

استاد محمد شجاعی

سبک زندگی حضرت زهرا(سلام الله علیها) تنها راه نجات ماست

حضرت زهرا (سلام الله علیها) در تمام چیزهایی که ما احتیاج داریم: بحث اقتصاد، بحث خانواده‌، تربیت فرزند، علم آموزی، بخش اجتماعی، مباحث سیاسی و در توحید بخصوص در مباحث انسان‌شناسی در همه جا برای ما به اندازه کافی آثار گذاشتند.

واقعاً کسی بخواهد رشد کند، با قدرت و سرعت، مراجعه‌ی به سیره‌ی حضرت زهرا (سلام الله علیها) فوق العاده می‌تواند انسان را از سنگلاخ‌ها و پیچ و خم‌های سخت زندگی به راحتی و با سرعت عبور بدهد. این قدرت سبک زندگی حضرت زهرا (سلام الله علیها) است. لذا توصیه می‌کنم به زندگی مادر آسمانی ‌مان توجه کنید و یکی از مشغله‌های خوب ما در دنیا اینکه خدا لطف کرده به ما داده این است که انسان وقت خوبی از زندگی را برای رفت و آمد باحضرت زهرا (سلام الله علیها) بگذارد. دوست شدن و رفیق شدن با این مادر آسمانی. نمی‌شود ما در دنیا با ایشان انس نگیریم و در آنجا بخواهیم مأنوس باشیم. اگر اینجا از حضرت زهرا (سلام الله علیها)  فراری شدیم آنجا هم خیلی فاصله می‌افتد. خود حضرت زهرا (سلام الله علیها) فرمود: من بعضی از شماها را که در قیامت می‌خواهم ببینم و نجات‌تان بدهم اینقدر از من فاصله گرفتید. آدم با سبک زندگی غلط فاصله می گیرد. اینقدر از من فاصله گرفتید که 300 هزار سال طول می‌کشد که من شما را پیدا کنم. تا بتوانم کمکتان کنم. این مشکلی است که ما خودمان درست می کنیم. ولی اگر کسی عاشق مادرش فاطمه زهرا (سلام الله علیها)  باشد در همین دنیا با حضرت انس بگیرد سبک زندگی اش را مطالعه کند. ببیند چطوری شوهرداری و بچه‌داری می‌کرده‌ کار اجتماعی و سیاسی‌اش چطوری بوده‌ نسبت به امام زمانش چطوری رفتار می کرده. فعالیت‌های دیگرش چطوری بوده؛ چون حضرت زهرا (سلام الله علیها) یک الگوی کامل است و مملو از تنوع سبک زندگی در شاخه های مختلف است. شما نمی‌توانید بگویید که من کاری می‌خواهم بکنم و الگویی از حضرت زهرا (سلام الله علیها) ندارم. فوق‌العاده الگوهای فراوانی دارد؛ در شوهرداری، در سبک زندگی، در مسائل اجتماعی و فرهنگی و سیاسی. چیزی نیست که ایشان برای ما نگذاشته باشد و ما دست خالی باشیم.

فیلم

1 - سبک زندگی حضرت زهرا(سلام الله علیها) تنها راه نجات ماست

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 6172
زمان انتشار: 12 ژانویه 2021
| | | | |
سبک زندگی حضرت زهرا (سلام الله علیها) راه نجات ما

استاد محمد شجاعی

سبک زندگی حضرت زهرا (سلام الله علیها) راه نجات ما

حضرت زهرا (سلام الله علیها) در تمام چیزهایی که ما احتیاج داریم، در بخش اقتصاد، تربیت فرزند، علم آموزی، توحید و مباحث انسان شناسی در همه جا برای ما به اندازه کافی آثار گذاشتند.   آرشیو مباحث استاد شجاعی فروشگاه آنلاین با محصولات ناب 

فیلم

1 - سبک زندگی حضرت زهرا (سلام الله علیها) راه نجات ما

کلیدواژه ها: ، ،

Top
شناسه مطلب: 5960
زمان انتشار: 8 ژانویه 2017
| |
تنظیم سبک زندگی با اهل بیت (علیهم السلام)

تنظیم سبک زندگی با اهل بیت (علیهم السلام)

اگر دوست داری با حضرت معصومه (سلام الله علیها) محشور شوی مهمترین شرطش تنظیم سبک زندگی ات با اوست.

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 5731
زمان انتشار: 2 سپتامبر 2017
| |
رویکرد نتیجه گرایی در خانواده

استاد محمد شجاعی

رویکرد نتیجه گرایی در خانواده

نتیجه­ گرایی یعنی سبک زندگی من در این دنیا باید به گونه­ ای تنظم شود که با شرایط زیستی نظام برزخی، بهشت، قیامت و زندگی جاودانه سازگاری داشته باشد.

نتیجه ­گرایی در پرورش فرزندان فرزندان ما تا تا  7سالگی، در بازی آزادند و به والدین توصیه نمی­ شود که آموزش­ های اجباری برای آن­ها داشته باشند. امّا وقتی به 7 سالگی رسیدند، در این سن، مهروزی و عاطفه والدین مثل سنین کودکی نباید باشد. اجبار و زور برای رفتن به مدرسه یکی از نمونه هایی است که والدین باید اعمال کنند. هرچند که اگر با زمینه سازی قبلی باشد، نیازی به اجبار و زور نخواهد بود. پس والدین در تعلیم فرزندان­ شان نتیجه ­گرا هستند. این امر کاملاً دقیق و ریاضی است و این نتیجه­ گرایی تا زمانی است که فرزند درس بخواند. بر این اساس، گاهی در یک شرایطی لازم است با عقلانیت به نفس زور و فشار آورد که مصداق بارز آن «تعلیم و تربیت» فرزندان است. نتیجه ­گرایی در بارداری نتیجه ­گرائی در بارداری به معنای داشتن نوزاد سالم یا سالم قوی است. مادر با مراقبت ویژه و تحت­ نظر بودن در طول مدت بارداری، و همچنین تنظیم روابط و سبک زندگی و تمرکزها سعی می کند، یک جنین سالم یا سالم قوی به دنیا آورد و برای اینکه جنین بیمار، ناقص و معلول به دنیا نیاورد از بعضی کارها پرهیز می کند؛ مثل دوری از اشعه ایکس، عدم مصرف داروی بیجا، .... پس توجه به تولد فرزند سالم، نشان دهنده تفکر نتیجه ­گرایی مادر است و در این نتیجه­ گرایی معصومانه عمل می­ کند یعنی عاقلانه و دقیق. این رویکرد، در نظام دنیایی کاملاً درک می شود. اما متأسفانه در بعضی حوزه ­ها حماقت ­هایی پیدا می­ شود که باعث نتایج و پیامدهای بدی می­ شود. به عنوان مثال انتخاب همسر در مسئله ازدواج جوانان. نتیجه گرایی در ازدواج یکی از معضلات کشور ما، بی­ توجهی به نتیجه­ ازدواج است و این مسئله در خانواده ­ها بسیار دیده می­ شود. در حالی که نتیجه گرایی در خانواده، یعنی یک عشق مستمر و زندگی شاد و آرام. اما امروزه برای خانواده­ ها فقط خود مسئله «ازدواج» مهم است؛ یعنی فقط این که دخترم یا پسرم ازدواج کند. به خاطر همین دچار طلاق و شکست ­های زیادی می ­شوند. اما در خیلی از امورات زندگی­ شان در حیطه ­های مختلف فنی و حرف ه­ای، پزشکی و... عاقلانه و دقیق عمل می­ کنند. به ویژه مردم ایران که باهوش­ترین مردم دنیا شناخته شده اند و آن خبری که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «اگر علم در ثریا باشد، ایرانیان به آن دست پیدا می­ کنند» اتفاق خواهد ­افتاد. ولی متأسفانه در بخش ­های عقلانی و فوق عقلانی احمقانه عمل می­ کنند. نتیجه زندگی در رحم دنیا، سلامت دل است رابطه دنیا و آخرت، مثل رابطه رحم مادر با دنیاست. یعنی مدتی در رحم دنیا هستید که باید نتیجه و محصول این زندگی، تحصیل "قلب سالم" و "تولد سالم" به برزخ باشد. شرایط زیستی برزخ دقیقاً مثل شرایط زیستی دنیاست. نوزاد سالم یعنی نوزادی که بتواند با شرایط زیستی دنیا سازگاری داشته باشد؛ تولد سالم انسان نیز در برزخ که بی ­نهایت پیچیده­ تر، کامل­تر و بزرگ تر از دنیاست و شرایط سخت­ تری دارد، منوط به سازگاری با فضا و شرایط آنجا دارد که باید این قدرت را از دنیا با خودمان ببریم تا بتوانیم از موسیقی، غذاها و سایر نعمت ­های بهشتی استفاده کنیم. اگر نوزاد در بدن دستگاه تنفسی نداشته باشد، هوای دنیا سبب خفگی او می­ شود. انسان هم اگر در برزخ با شرایط زیستی اش مطابقت نداشته باشد برای او جهنم می ­شود. نتیجه­ گرایی یعنی سبک زندگی من در این دنیا باید به گونه­ ای تنظم شود که با شرایط زیستی نظام برزخی، بهشت، قیامت و زندگی جاودانه سازگاری داشته باشد. ما به این دنیا آمدیم تا آدم شویم و نتیجه زندگی دنیایی ما باید شادی و آرامش باشد. زندگی که در آن شادی و آرامش نباشد، اسلامی، مؤمنانه و انسانی نیست. طراحی سیستم عالم برزخ مانند سیستم دنیا کاملاً ریاضی است و در آنجا فقط یک روح سالم به درد می­ خورد. بعضی از شاهد مثال های قرآنی و روایی در این خصوص از این قرار است: - «یَوْمَ لا یَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُوْنَ إِلاَّ مَنْ أَتَى اللهَ بِقَلْب سَلِیم» - من کان فی هذه اعمی فهو فی الآخرة اعمی - وَلْتَنْظُرْ نَفْسٌ مَا قَدَّمَتْ لِغَدٍ - پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: الدنیا مزرعة الآخرة - امیر المومنین (علیه السلام) فرمود: رحم الله أمرا عَلِمَ مِن أین  و فِی أین و إلی أین= رحمت خدا شامل حال کسی می شود که بداند از کجا آمده و در کجاست و به کجا می رود. پس دانستیم که «روح» انسان در رحم دنیا جنین اوست. بدن به منزله ی جفت است برای جنین. یعنی بعد از آن که جفت وظیفه اش را برای جنین انجام داد، آن را دور می اندازند. پس بدن مثل جفتی می­ ماند که به جنین وصل است. یعنی با رحم ارتباط می­ گیرد تا بدن را تغذیه کند. بدن ما ارتباط با نظام دنیایی برقرار می ­کند تا روح را تغذیه کند. لذا ورودی ­های انسان یعنی حواس پنجگانه، خیال، وهم، عقل، همه وسائل و مقدماتی هستند برای بخش «فوق عقل» انسان که همان دل اوست و نتیجه ­اش باید همان سلامت دل باشد. پدر و مادر نیز باید مراقب فرزندان­ شان باشند که آن­ها هم تولد سالمی داشته باشند و شرط این تولد، رسیدگی و توجه کامل به 5 ژن دوران بارداری است.   برگرفته از جلسه 19 جامعه پزشکی مهدوی

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed