www.montazer.ir
یک‌شنبه 14 ژوئن 2026
شناسه مطلب: 4564
زمان انتشار: 9 ژانویه 2016
| |
تعریف سبک زندگی

تعریف سبک زندگی

هر فرد برای زندگی کردن در دنیای مادّی، دانسته یا ندانسته، به اجبار یا از روی اختیار، از قوانینی پیروی می‌کند. در هر منطقه و کشوری و در هر دوره زمانی، این قوانین تغییر کرده و به شکل‌های مختلفی ظهور می‌کنند؛ امّا چیزی که قطعی است، وجود چنین قوانینی است. شاید کسی با خود بگوید که «من آزادی دارم و هر کاری که بخواهم می‌کنم و زیر بار هیچ قانونی نمی‌روم»؛ امّا متوجّه این موضوع نیست که در آزادی خود نیز به واسطه آنکه دارای احساسات و عقل است، از نگرشی خاص در زندگی روزمرّه بهره می‌گیرد. درست است که او دارای آزادی عمل است؛ امّا او دارای حسّ تنفّر است؛ پس خیلی کارها را نمی‌کند، او دارای حسّ محبّت است؛ پس خیلی کارها و رفتارها را انجام می‌دهد. هر فردی که در حال زندگی کردن زندگی است، از مجموعه‌ای دستورالعمل‌ها پیروی می‌کند که می‌توان آنها را سبک زندگی نامید. پس بنابراین نگرش شما به زندگی، سبک زندگی شما است. صحبت در مورد تقابل سنّت و مدرنیته، وقتی روی سخن با میانسالان باشد یا همان سنّتی‌ها در جامعه امروز «ایران»، به دلیل اینکه موضوع برای آنها تجربه شده است، بسیار ساده‌تر می‌باشد تا توضیح آن برای جوانان. در جامعه ما نوع نگرش افراد جامعه به موضوع سنّت‌ و مدرنیته، نوعی تقابل و جنگ است؛ امّا این دو موضوع خلط شده‌اند. در واقع، زمانی بین دو موضوع تقابل و رقابت پیش می‌آید که آنها در یک زمان و مکان واحد باشند؛ در حالی‌که سنّت و تجدّد در یک برهه زمانی قرار ندارند که بتوانند با یکدیگر رقابت کنند. برای فهم این موضوع، به تبیین این دو کلمه و جایگاه هر کدام می‌پردازیم. سنّت همان تجدّد دیروز است. پدیده‌های مختلف در برهه‌هایی زمانی مختلف، شاخص شده و به اصطلاح عامّه مُد می‌شوند و با گذشت زمان، با شاخص شدن پدیده‌ای جدیدتر، آنها از مُد می‌افتند. فرایند صعود و سقوط پدیده‌های اجتماعی به چهار بخش تقسیم می‌شوند: سه بخش ابتدایی صعود و بخش چهارم سقوط می‌باشد. این چهار بخش به ترتیب 1. نواندیشی؛ 2. نوگرایی؛ 3. نوسازی؛ و 4. سنّت می باشند. برای آشنایی با نحوه کارکرد این چهار بخش، به بیان یک مصداق می‌پردازیم: مانتو. ابتدا یک شخص یا یک گروه حرفه‌ای این چنین می‌اندیشند که در فصل تابستان، هوا بسیار گرم است و باید مانتو را طوری طرّاحی کرد که کمترین میزان گرما را تولید کند و اجازه رسیدن هوای تازه به بدن را نیز بدهد. پس به این اندیشه می‌رسند که مانتوها به جای دکمه یک کمربند داشته باشند تا علاوه بر آزادی عمل بیشتر، باعث تولید گرمای کمتر شود. برای اینکه این نو‌اندیشی دارای بازار اقتصادی مناسبی باشد، لازم است تا در مرحله دوم نوگرایی صورت پذیرد؛ یعنی با روش‌های مختلف در مردم، ایجاد علاقه برای خرید محصول جدید را ایجاد کنیم و پس از تقاضای بازار برای طرح جدید مانتو، دست به نوسازی بزنیم و مدل‌های قبلی را با تولید انبوه مدل‌های جدید از رده خارج کنیم؛ امّا به دلیل اینکه ذهن انسان در هر لحظه، در حال نواندیشی است، مرحله چهارم به وجود می‌آید؛ یعنی از مُد افتادن کالایی که قبلاً شاخص شده بود. مرحله چهارم باید اتّفاق بیفتد تا مرحله بعدی که همان مرحله نواندیشی است، بتواند به نوگرایی برسد. در واقع، این چهار مرحله یک حرکت سینوسی دارند که در سه مرحله صعود و در مرحله چهارم برای ایجاد صعودی جدید، سقوط می‌کند. این حرکت تکراری سینوسی نه به دلیل بهتر پاسخ‌گویی به نیاز بشر، بلکه بیشتر برای کارکردهای اقتصادی و فرهنگی است که به وجود آمده است. باید توجّه داشت که عامل اصلی پا برجا ماندن این حرکت، دامن زدن به حسّ تنوّع طلبی بشر می‌باشد. هر کشور و دولتی بر اساس اعتقادات اکثر افراد جامعه خود، اقدام به قانون‌گذاری و تعریف مناسبات اجتماعی می‌کند و در کنار آن، خود افراد جامعه نیز به واسطه بافت اجتماعی و فرهنگ کشور خود، از یک سری الگوهای خاصّ آن جامعه پیروی می‌کنند. پر واضح است که این نگرش‌ها، یا به زبان دقیق‌تر سبک زندگی‌ها آن‌قدر نمایان است که احتیاجی به اثبات این صفات در هر جامعه‌ای وجود ندارد. برای ایجاد سبک زندگی مطلوب و مناسب در جامعه توسط حکومت‌ها و مسئولان کشور، که توسط اکثریت مردم انتخاب شده‌اند، دو الگوی شناخته شده در جهان وجود دارد: الگوی اروپایی و الگوی آمریکایی که به اختصار، شیوه عملکرد آنها را با ذکر مثال توضیح می‌دهیم: در الگوی معروف به اروپایی، برای ایجاد سبک زندگی یا به زبان ساده‌تر برای ایجاد نگرشی خاص به پدیده‌های اجتماعی، سیاسی، اقتصادی در جامعه، حکومت به اصطلاح، از بالا سبک زندگی را ایجاد می‌کند؛ به طور مثال، اگر در کشور خود معتقد به این باشیم که واردات ماشین‌های لوکس خارجی هرچند بسیار محدود، باعث عیان شدن بیش از پیش فاصله طبقاتی موجود در جامعه می‌شود و ایجاد نارضایتی در اقشار پایین جامعه از زندگی می‌کند. اگر بخواهیم از طریق اروپایی، اقدام به فرهنگ‌سازی در عدم استفاده از ماشین‌های گران قیمت کنیم، به این شکل عمل می‌کنیم که با وضع قوانین گمرکی، اجازه ورود این ماشین‌ها را نمی دهیم. در واقع، در این روش، با اعمال قانون و از بالا، مردم را عادت به ماشین‌های داخلی می‌دهیم. امّا اگر به دنبال این باشیم که با مدل آمریکایی، مردم را از خرید ماشین‌های لوکس به دور کنیم، باید از پایین بر روی تفکّر مردم تأثیر بگذاریم. با استفاده از ابزار رسانه‌ای، آمریکایی‌ها امروز به راحتی توان آن دارند که در داخل کشور یا خارج از آن، مردم را به کالا یا انجام رفتاری خاص متمایل کنند. یک بار با سینما، سریال، انیمیشن و یک بار به کمک افراد و اشخاص سرشناس و تبلیغات هدفمند. یک بار با استفاده از یک خواننده، مدل موی خاصّی را در جامعه باب می‌کنند و یک بار با برند سازی حرفه‌ای در رسانه‌ها کاری می‌کنند که مردم یک کشور از گوشی تلفن همراهی استفاده کنند که شرکت سازنده، آن کشور را تحریم کرده است. بدیهی است که روش اروپایی بسیار ساده‌تر از روش آمریکایی است و ابزار کمتری نیز احتیاج دارد. امّا الگوی سوم نیز وجود دارد که 1400 سال است متفکّران مسلمان از آن غافل بوده‌اند. با اینکه به آنها گفته شده است که برنامه زندگی شما تا روز جزا در اختیارتان قرار گرفته و تمام نیازهای شما را پاسخگو است، امّا مسلمانان از غافلند. ادیان الهی، هدفی جز بیان روش درست زندگی برای رسیدن به سعادت و کمال در دنیا و آخرت نداشته‌اند. چهار کتاب آسمانی (سبک زندگی) اوّل برای دوره زمانی خاص بوده است؛ امّا کتاب پنجم، نه برای زمانی خاص و نه برای مکانی خاص نازل شده است. سه ویژگی در «قرآن» وجود دارد که آن را از وابستگی به بُعد زمان و مکان بی‌نیاز می‌کند. این سه ویژگی، به گفته خود این کتاب به این قرار است: 1. تأثیر نپذیرفتن از فرهنگ‌های مختلف؛ 2. منسوخ نشدن دستورات آن با گذشت زمان؛ 3. اعلام خاتم بودن پیامبر(ص). پس مسلمانان بالقوّه دارای کامل‌ترین سبک زندگی هستند و مشکل این است که این توانایی توسط متفکّران خود، تبدیل به قدرتی بالفعل نشده است. متأسّفانه تا به امروز، تلاشی جدّی برای استخراج سبک زندگی قرآنی توسط مسلمانان صورت نگرفته و اگر هم تلاش‌هایی شده است، به سیستمی جاری در زندگی مردم تبدیل نشده است؛ به طور مثال شهید مطهّری در کتاب خود این معضل را مورد بررسی قرار داده و این چنین می‌گوید که: انسان غربی خیلی از صفات پسندیده خود را از دو روش عادت و مجازات یاد گرفته است که این روش‌ها مورد قبول اسلام نیست. اسلام می‌گوید: با دلیل و منطق، به مردم بفهمانید که راه درست چیست...؟ نیاز به افرادی که تفکّرات اسلامی این‌چنینی را تبدیل به یک برنامه در روزمرّه جامعه کنند، در امروز جامعه ما بسیار احساس می‌شود.

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 4257
زمان انتشار: 3 ژانویه 2016
| |
توبه؛ تغییر سبک زندگی تا رسیدن به سلامت نفس

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

توبه؛ تغییر سبک زندگی تا رسیدن به سلامت نفس

در سبک زندگی یک انسان حقیقی حتماً جایی برای مبارزه با ظلم و جهاد در راه خدا وجود دارد. کسی که اساساً آرزوی جهاد در قلبش راه ندارد، از نگاه اهل آسمان، منافق و به تعبیر قرآن فاسق است و عادت به زندگی حیوانی، قطعاً روح انسانی را از نفس انسان خواهد زدود.

توبه = تغییر سبک زندگی تا رسیدن به سلامت نفس توبه در لغت به معنای بازگشت است. توبه یک عمل است که باید به انجام رساند. شخص توبه کننده، پس از طی یک مسیر اشتباه باز می‌گردد و خود را به مسیر صحیح (صراط مستقیم) می‌رساند. از نگاه آخرتی، جهنم، محیطی سوزاننده است که صراط مستقیم با همه امنیت، سلامت و خنکی‌اش از داخلِ آن می‌گذرد. همه انسانها از جهنم عبور می‌کنند اما تنها تا زمانی در امنیت و سلامت از آتش جهنم خواهند بود که در مسیر صراط در حال حرکت بوده و از آن نلغزند. لغزش از صراط مستقیم، مساوی است با سقوط در آتش جهنم، و توبه، دست برداشتن از این لغزش و حرکتِ دوباره بر روی صراط است. (حتی یرجع عنه) فراموش نکنیم که حتی اصرار بر یک گناه و عدم حیا از انجام آن، انسان را از صراط خارج نموده و او را از سلامت نفس باز می‌دارد. توبه، در حقیقت تغییر سبک زندگی در آن نقطه‌ای است که انسان به لغزش دچار شده است. نمی‌توان با سبک زندگی آلوده، بر صراط ثابت ماند. نحوه سبک زندگی و الگوگیری انسان‌ها نشان می‌دهد که آنان، بر روی صراط مستقیم در حرکت هستند و یا در جهنمی غوطه‌ورند که هنوز شعله‌های آتش را نمی‌بینند. در سبک زندگی هر انسان باید ساعاتی برای رفت و آمد با غیب انس با خانواده آسمانی و قرآن، هم‌آغوشی با الله و خلوت با او تعریف شود، در غیر اینصورت، انسان به محرومیت از سعادت ابدی خواهد رسید. فراموش نکنیم که با حفظ سبک زندگی غلط و بدون ترک گناهانی که انسان را از صراط مستقیم دور نگاه می‌دارند، نمی‌توان به قلبی سالم که حامل روح ایمان است دست یافت. در سبک زندگی غربی، بیشترین آمار اضطراب، بیماری‌های روحی و جسمی، خودکشی‌ها، طلاق‌ها، درگیری‌ها و ... به چشم می‌خورد، زیرا روح غالبِ وجود انسانها در این سبک زندگی، روح حیوانی و حیاتِ غالبشان، حیات حیوانی می‌باشد. در کشور ما نیز، افزایش رو به رشد آمار، به دلیل تغییر سبک زندگی‌ها، از زندگی ایمانی به سبک زندگی غربی می‌باشد. فراموش نکنیم که پیروی از هر الگویی، انسان را به تبعات و دردهای آن الگو مبتلا می‌سازد. اما تبعیت از سبک زندگی ایمانی، راهی برای رسیدن به حیات انسانی و افزایش دهنده سطح شادی و آرامش در زندگی است. کسی که روزانه، بارها جمله «ایّاک نعبد و ایّاک نستعین» را در نمازهایش به زبان می‌آورد، دائماً در حال اعلام این نکته است که پروردگارا تنها تو و مظاهر تو محبوب من هستید و من سبک زندگی‌ام را تنها از تو دریافت می‌کنم آیا می‌توان با چنین اقراری، بازهم به سراغ دشمنان الله رفت و از آنان سبک زندگی دریافت نمود؟!! کمی با خود بیندیشیم؛ آیا سبک زندگی ما بر طبق فرمول‌های ولایت معصومین «علیهم‌السلام» تنظیم شده است؟ امروز ما در دنیایی زندگی می کنیم که ولیّ امرمان و تنها متخصص معصوم مان، آواره، طردشده و تنهاست. آیا برای پایان دادن به این آوارگی قدمی برداشته‌ایم؟ آیا برای رسیدن به او تلاشی کرده‌ایم؟ آیا دلمان از دوری او به تنگ آمده است؟ آیا یکبار برای برداشتن موانع ظهورش، خستگی به بدن ما رسوخ نموده است؟ ... بزرگترین وظیفه هر کدام از ما، تنظیم سبک زندگی ما براساس قواعد متخصص معصوم است. مؤمنان با قرار گرفتن در دایره ولایت الله، به تدریج از تاریکی‌ها خارج شده و به سمت نور حرکت می‌کنند تا اینکه در نهایت به نور مطلق (الله) می‌رسند. اما کافران که ولایت الله را نپذیرفته‌اند و خود را آنقدر ارزشمند و لایق نیافته‌اند که سبک زندگی‌شان را از الله دریافت نمایند، تحت ولایت طاغوت (طغیانگران از مسیر انسانی) قرار گرفته و روز به روز نور فطرتشان را از دست داده و به ظلمات (جهنم) نزدیک می‌شوند. از نوع سبک زندگی هر انسان می‌توان دریافت که او چه باوری نسبت به خود داشته و با کدام گروه محشور خواهد شد. نمی‌توان به سبک طاغوتیان زیست، اما امید به رحمت خداوند و ورود به بهشت را داشت. سبک زندگی انسان، انتها و مقصد حرکت او را مشخص می‌کند. مقصد در سبکِ ولایتی طاغوت، دوزخ است، و توهم و تصور بهشت، این مقصد را تغییر نخواهد داد. کسی که حقیقتاً به بهشت امیدوار است، در مسیر رسیدن به آن گام بر می‌دارد و برای رسیدن به آن نیز تلاشی جدّی دارد. پدر و مادر یک خانواده، باید پایه‌های خانواده را بر عاطفه و محبّت بنا نهاده و خروجی‌های عاطفیِ بسیاری داشته باشند تا بتوانند فرزندان را در پذیرش سبک زندگی الهی، مطیع خود سازند. تندی‌ها و خشونت‌های والدین، مانع بزرگی در پذیرش سبک زندگیِ والدین از سوی فرزندان می‌باشد. امکان ندارد کسی سبک زندگی‌ای غیر از سبک زندگی خانواده آسمانی‌اش را دوست داشته باشد با این‌که می‌داند این سبک زندگی او را از اهل بیت «علیهم‌السلام» (محبوب‌های حقیقی‌اش) جدا می‌کند. چیزی که تو را از اصل و ریشه‌ات جدا می‌کند، محبوب خدا نیست و حتماً جهنمی و نحس است. سبک زندگی ما نشان می‌دهد که ما حقیقتاً دغدغه پیوستن به اهل‌بیت را داریم یا نه؟ آیا حضور اهل‌بیت در زندگیِ ما یک حضور تأثیرگذار و جدّی است یا یک حضور فانتزی و کمرنگ؟ آیا فعالیت‌ها و ارتباطات ما برای الحاق به آنان تنظیم شده است یا نه؟ در سبک زندگی یک انسان حقیقی حتماً جایی برای مبارزه با ظلم و جهاد در راه خدا وجود دارد. کسی که اساساً آرزوی جهاد در قلبش راه ندارد، از نگاه اهل آسمان، منافق و به تعبیر قرآن فاسق است و عادت به زندگی حیوانی، قطعاً روح انسانی را از نفس انسان خواهد زدود. نوع سبک زندگی ما، میزان سرعت و سبقت ما را در مسیر حرکت به سوی الله مشخص می‌کند. انسان‌ها زمانی قادرند در برابر سبک زندگی شیطانی و غلط و یا در مقابل انواع گناهان مقاومت کنند، که قیمت خودشان را بشناسند. عموماً گناه­ها، اختلافات، انحرافات و... از کسانی سر می‌‌زند که خود حقیقی‌شان را نشناخته و به حقارت‌های طبیعی تن داده‌اند. چنین کسانی به دلیل عدم شناخت کافی از ارزش نفس‌شان، به سراغ دریافتِ سبک زندگی از الگوهایی غیر الهی رفته و به شیوه‌ها و انتخاب‌هایی پست و ذلیل تن می‌دهند. چرا بعضی از متدینین نیز از سبک زندگی گناه‌آلود لذت می‌برند؟ اگر تغذیة بخش‌های پائینی، بیشتر از بخش فوق عقلانی باشد، حاکمیت وجود انسان، به دست بخش‌های پایینی افتاده و قدرتمندی این بخش‌ها، او را به سمت ارتباطات غیر الهی سوق می‌دهد. چنین کسی به دلیل ایمان به خداوند و التزام به دین، دچار عذاب وجدان شده و توبه می‌کند، امّا به علت عدم تغذیة بخش فوق عقلانی قدرت انتخابات و ارتباطات صحیح الهی را به دست نخواهد آورد. برای تغییر مبدأ میل انسان، باید بخش فوق عقلانی را خوب تغذیه نمود تا به سطح قدرت بالایی رسیده و حاکمیت وجود انسان را به دست بگیرد. هر چه میل انسان به الله و مظاهر الله بیشتر شود، میل او به گناه و مظاهر گناه نیز کمتر می‌شود. بدون تغذیة صحیح بخش فوق عقلانی و انس و رفاقت با غیب، فاصله گرفتن از سبک زندگی آلوده، اساساً ممکن نخواهد بود. برای این منظور باید کمی صبور بود، تا آرام آرام به رفاقت به غیب رسید.   برگرفته از مباحث خانواده آسمانی، استاد محمد شجاعی   مطالب بیشتر: پای درس استاد مجموعه سخنرانی های استاد محمد شجاعی مجموعه کتابهای استاد محمد شجاعی

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 4231
زمان انتشار: 31 دسامبر 2015
| | | | |
حقوق مسلمانان نسبت به یکدیگر

خانواده آسمانی ۴۰7 ، ۱۳۹۴/10/03

حقوق مسلمانان نسبت به یکدیگر

اگر همه‌ی مسلمانان، به عظمت حق مسلمانان دیگر توجه می‌کردند، امروز جوامعِ اسلامی، به چنین فقرهای گسترده و شرمسارکننده‌ای مبتلا نمی‌شدند. طبق این روایت، هیچ مسلمانی، نمی‌تواند خود را در فجایع سوریه و یمن و ... دخیل ندانسته و از همدردی و کمک به آنان دریغ کند.

جملات ناب دراین جلسه : از منظر قرآن مسلمانان حق عظیمی بر هم دارند. چون هر انسانی فرستاده خداست که اگر نسبت به خواسته اش کوتاهی شود خدا از ما بازخواست خواهد نمود.  از جمله حقوق مسلمان این است که خودش سیر نباشد در حالیکه برادرش گرسنه باشد، هر چه که برای خود می پسندد برای دیگران هم بپسندد، نیاز و درخواست برادر مسلمانش را اجابت کند و .... به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 407 «خانواده آسمانی » مورخ 94/10/03 ، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:   حقوق مسلمانان در برابر یکدیگر، در مکتب امام صادق (علیه‌السلام) امام صادق (علیه‌السلام) می‌فرمایند: «حقُّ المسلمِ على المسلمِ أنْ لا یَشبَعَ و یَجوعَ أخوهُ، و لا یَروى و یَعْطَشَ أخوهُ، و لایَكْتَسی و یَعْرى أخوهُ، فَما اعْظَمَ حَقِّ الْمُسْلِمِ عَلى‌ اخیهِ الْمُسْلِمِ، وَ قَالَ: «أَحِبَّ لِأَخِیكَ الْمُسْلِمِ مَا تُحِبُّ لِنَفْسِكَ؛ وَإِذَا احْتَجْتَ فَسَلْهُ، وَإِنْ سَأَلَكَ فَأَعْطِهِ، لَا تَمَلَّهُ خَیْراً، وَلَا یَمَلَّهُ لَكَ، كُنْ لَهُ ظَهْراً؛ فَإِنَّهُ لَكَ ظَهْرٌ؛ حق مسلمان بر مسلمان دیگر آن است که خودش سیر نباشد، در حالیکه برادر مسلمانش گرسنه است. و خودش سیراب نباشد، در حالی که برادر مسلمانش، در عطش تشنگی به سر می‌برد، و پوشیده نباشد، در حالیکه برادر مسلمانش، برهنه است. و ... چقدر عظیم است حق مسلمان بر برادر مسلمانش. برای برادر مسلمانت هر چه را که برای خودت می‌پسندی، بپسند. و اگر محتاج شدی، از برادر مسلمانت کمک بگیر، و اگر او از تو درخواست کرد، به او ببخش. در کارهای خیر، یکدیگر را منتظر نگذارید، سریع انجامش دهید، برایش پشتیبان باش، که او هم برای تو پشتیبان است». اندکی توجه به سبک زندگی مسلمانان، کاملاً روشن می‌کند که مسلمانان در ادای چنین حقی عموماً کوتاهی می‌کنند، به عنوان مثال می‌توان گفت که میلیون­ها مسلمان امروزه در فقر و گرسنگی به سر می‌برند، امّا میلیون­ها مسلمان دیگر، از پرخوری، به اضافه وزن‌های مفرط دچار شده‌اند. امروزه در سوریه، یمن، عراق، نیجریه، افغانستان، آمریکا و اروپا و ... بسیاری از مسلمانان در فقر و سختی دست و پا می‌زنند، بطوری که یک گذرانِ زندگی ساده نیز برایشان ممکن نیست. اگر همه‌ی مسلمانان، به عظمت حق مسلمانان دیگر توجه می‌کردند، امروز جوامعِ اسلامی، به چنین فقرهای گسترده و شرمسارکننده‌ای مبتلا نمی‌شدند. طبق این روایت، هیچ مسلمانی، نمی‌تواند خود را در فجایع سوریه و یمن و ... دخیل ندانسته و از همدردی و کمک به آنان دریغ کند. این حق، به قدری عظیم است، که خداوند در قرآن کریم، کناره‌گیران از جهاد را با لحنی استفهامی و توبیخی مورد خطاب قرار می‌دهد؛ «وَ ما لَکُمْ لا تُقاتِلُونَ فی‏ سَبیلِ اللَّهِ وَ الْمُسْتَضْعَفینَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ الَّذینَ یَقُولُونَ رَبَّنا أَخْرِجْنا مِنْ هذِهِ الْقَرْیَةِ الظَّالِمِ أَهْلُها؛ و چرا در راه خدا و [نجات‏] مردان و زنان و کودکانى که زبون شمرده شده اند نمى‏جنگید؟ همانان که مى‏گویند: پروردگارا! ما را از این شهرى که اهلش ستمکارند بیرون ببر». (سوره نساء/آیه 75) شما را چه شده است که؛ در راه خدا و مستضعفین (مردان، زنان و کودکانی که فریاد می‌زنند خدایا ما را از شهری که اهلش ظالمند رها کن) جهاد نمی‌کنید؟ در این آیه، خدا نام خود را در کنار مستضعفین آورده است. یعنی جهاد در راه خدا، درست در هر جایی که بر گروهی ستم روا می‌شود، واجب و لازم می‌گردد. باید تا می‌توانیم تلاش کنیم، تا بدبختی‌ها و استضعافِ مسلمانان و همه‌ی انسان­ها را برطرف کنیم. مَحال است کسی نسبت به فقر و بدبختی‌ِ دیگران بی‌اهمیت باشد، امّا بتواند به سمت الله و رشد انسانی حرکت کرده و موفق گردد. کسانی که مال اندوزی، و تجمل‌گرایی مانع کمک کردن آنان به دیگران شده و اهتمامِ رفع نیازهای دیگران را از قلب آنان می‌زداید، از باطن دین به دورند. و محال است به کمال انسانی نائل شوند، مگر آنکه دردِ انسان­های دیگر، در قلبشان نفوذ کرده و آنان را به تکاپو وادارد. باید بیاموزیم، همه‌ی آنچه را که برای خودمان می‌پسندیم، برای دیگر مسلمانان نیز ترجیح بدهیم. به عنوان مثال، از همان غذا و لباسی انفاق کنیم که برای خودمان می‌پسندیم، نه آنکه چیزی را دون شأن خودمان دانسته و برای کمک به دیگران در نظر بگیریم. مسلمانان باید به نحوی با هم رفتار کنند، که به محض احتیاج و نیاز، از همدیگر کمک بگیرند، و هرگز در خواست‌های یکدیگر را رد نکنند. اگر همه‌ی مسلمانان این حق را در قبال یکدیگر جدی بگیرند، جامعه‌ی اسلامی، مشکلی نخواهد داشت. در جوامع اسلامی، باید مسلمانان، نیاز دیگران را به سوی خود، نعمت و فرستاده‌ی خدا بدانند؛ «السّائل رسول الله». نیازمندان در دین اسلام، فرستادگان خدا هستند، و مسلمانان وظیفه‌ای جز اکرامِ فرستادگان خداوند را ندارند. در دین اسلام، براحتی نمی‌توان به سائل و گرفتار جواب منفی داد، حتی اگر از دست خودمان هم کاری بر نمی‌آید، باید از آبرو و اعتبارمان استفاده کنیم. از سویی کار خیر را باید سریع به انجام برسانیم، ما حقّ معطل کردن مسلمانان را نداریم. اگر کرای از دستمان بر می‌آید، باید سریع به انجام برسانیم، و گرنه شیطان از فرصت استفاده کرده و ما را سرد می‌کند. باید همانگونه در رفع نیازهای دیگران بکوشیم که دوست داریم دیگران در رفع نیازهای ما بکوشند. دروغگویی‌ها، معطل کردن‌ها، امروز و فردا کردن‌ها، بدقولی‌ها، عدم وفای به عهدها و ... در حق دیگران خیانتی عظیم در حق مسلمانان، در حق خودمان و در حق خداوند است، به گونه‌ای که در قیامت، قرنها زمین‌گیرمان خواهد کرد. اگر کاری را می‌توانیم همین امروز انجام دهیم، حق نداریم به فردا موکول کنیم. با تکبّر با مسلمانان برخورد کردن و عدم بکارگیریِ همه‌ی وسع‌مان در رفع نیازهای دیگران و انجام وظایفمان، ما را در قیامت چنان خوار خواهد کرد که چون موری هزاران سال در زیر دست و پای دیگران، له خواهد کرد. هیچ کس در قاموسِ خدا، نمی‌تواند بدلخواهِ خود با دیگران رفتار کند، همه‌ی ما در حق دیگران مسئولیم، و باید برای این حقوق، پاسخگو باشیم. ادامه روایت را در جلسه‌ی بعد پی خواهیم گرفت.   «والحمدلله رَبّ العالمین» 

صوت

1 - حقوق مسلمانان نسبت به یکدیگر

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه پرسش: 4115
8 دسامبر 2015
| |
پرسش 24.
پاسخ:

منبع:

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

شناسه پرسش: 4085
1 دسامبر 2015
| | |
پرسش 17.
پاسخ:

منبع:

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ،

شناسه مطلب: 4080
زمان انتشار: 7 دسامبر 2015
| |
علامت اصلی شدت یافتن شرک در یک جامعه چیست؟

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

علامت اصلی شدت یافتن شرک در یک جامعه چیست؟

دریافت سبک زندگی از ماهواره و اینترنت و ... قطعاً جایی برای امام زمان«علیه السلام» و سبک زندگی مورد تأیید او در خانه‌های ما باقی نگذاشته‌ است. آیا مصداق روشن‌تری برای شرک سراغ دارید؟ ....

علامت اصلی شدت یافتن شرک در یک جامعه، حذف الله، معصوم و الگوهای الهی از یک جامعه است. امروز جامعه ما بدون حضور الگوی معصوم و حتی بدون احساس نیاز به الگوی معصوم، سرشار از شرک می‌باشد. غیبت هزار و صد و هشتاد ساله امام زمان «علیه السلام»، علتی جز آلودگی انسان‌ها به شرک ندارد. همه ما آنقدر به الگو پذیری از غیر معصوم خو گرفته‌ایم که حتی در خویش احساس نیاز به الگویی الهی و معصوم که از سوی خداوند تأیید شده باشد، نمی‌کنیم. که اگر جز این بود برای برداشتن موانع ظهور او، از هیچ تلاش و حرکتی فرو گذار نمی‌نمودیم. فراموش کردن امام معصوم به گونه‌ای که ظهورش برای ما دغدغه اساسی و مهمی نیست، بارزترین علامت شرک در نفس ماست، زیرا به راحتی بدون الگوی الهی، زندگی می‌کنیم بی آنکه حتی لحظه‌ای غصه نبودن امام زمان ما، دلمان را بیازارد. سبک زندگی هر انسان، آیینه‌ای است که نشان می‌دهد آیا او برای حضور امام زمان«علیه السلام» در زندگی‌اش آمادگی دارد یا خیر ... . دریافت سبک زندگی از ماهواره و اینترنت و ... قطعاً جایی برای امام زمان«علیه السلام» و سبک زندگی مورد تأیید او در خانه‌های ما باقی نگذاشته‌ است. آیا مصداق روشن‌تری برای شرک سراغ دارید؟ ....   لینکهای مرتبط: کتاب آشتی با امام زمان پای درس استاد

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 3979
زمان انتشار: 12 نوامبر 2015
| |
سبک زندگی قرآنی امام حسین علیه السلام

سبک زندگی قرآنی امام حسین علیه السلام

امام حسین(ع) در خانه وحی و قرآن متولد شد؛ آیات بسیاری از قرآن در خانه شان بر رسول خدا(ص) نازل شد. اثر قرآن بر روح و جان ایشان چنان عمیق بود که رد پای آن در تمام زوایای زندگی پر بارشان قابل مشاهده است. این تنها گوشه ای از سلوک قرآنی آن حضرت است که در تاریخ به ثبت رسیده است.

منظور شمایید هنگامی که آیه «و اولوالارحام بعضهم اولی ببعض فی کتاب الله: و خویشاوندان در کتاب خدا بعضی مقدم بر بعضی دیگرند» نازل شد، امام حسین(ع) تأویل این آیه شریفه را از پیامبر (ص) پرسید. حضرت در پاسخ فرمودند: «سوگند به خدا که منظور در این آیه جز شما نیستید و اولوالارحام شمایید. پس اگر من از دنیا رفتم پدرت علی از هر کس به جانشینی من شایسته تر است و هرگاه پدرت علی درگذشت، برادرت حسن به جانشینی او سزاوارتر است و هرگاه حسن از دنیا رفت، تو به جانشینی او لایق تری. » حضرت بار دیگر سؤال کرد: «ای رسول خدا چه کسی پس از من به جانشینی من سزاوارتر است؟» فرمود: « فرزندت علی، پس فرزندش محمد، پس فرزندش جعفر، پس فرزندش موسی، پس فرزندش علی، پس فرزندش محمد، پس فرزندش علی، پس فرزندش حسن، پس هرگاه حسن از دنیا رفت، غیبت در نهمین فرزند تو رخ می دهد و این نه امام از نسل تو هستند؛ خدا به آنها دانش و فهم مرا عطا فرموده و سرشت آنان از سرشت من است. »[1] او «قل هو الله احد» را به من آموخت از امام حسین(ع) پرسیدند از رسول خدا(ص) چه شنیده ای؟ فرمود: شنیدم که می فرمود: « خداوند کارهای مهم و بزرگ را دوست می دارد و کارهای پست و حقیر را نمی پسندد» او «قل هوالله احد» و نمازهای پنج گانه را به من آموخت و شنیدم که می فرمود: « هر که خدا را اطاعت کند، خدا او را بالا می برد و هر که نیت خود را برای خدا خالص کند خدا او را نیکو سازد و بیاراید و هر که به آنچه نزد خداست اطمینان کند خدا او را بی نیاز کند و هر که بر خدا بزرگی کند خدا او را خوار سازد. »[2] شیرینی ویژه امام صادق (ع) می فرماید: پدرم برایم نقل فرمود که علی بن ابیطالب(ص) در حالی که امام حسن و امام حسین(ع) در محضر مبارک او بودند، سوره ی مبارکه «انا انزلناه فی لیله القدر» را قرائت کرد. امام حسین(ع) عرض کرد: پدرجان! گویا شنیدن این سوره از دهان مبارک شما، شیرینی ویژه ای دارد! امام علی(ع) در پاسخ فرمود: «ای فرزند رسول خدا و ای فرزندم! من از این سوره خاطره ای دارم که تو از آن خبر نداری؛ چون این سوره نازل شد، جدت پیامبر خدا(ص) مرا به حضور طلبید و آن را برای من قرائت کرد. پس دست بر شانه من زد و فرمود: ای برادر و وصی من و ای سرپرست امت من پس از من، و ای ستیزگر با دشمنان من تا روزی که برانگیخته شوند! این سوره پس از من برای توست و پس در شأن فرزندان تو. همانا برادرم جبرئیل رویدادهای امتم را برایم بازگو کرد و او آنها را همانند حوادث نبوت برای تو بازگو می کند این سوره در قلب تو و اوصیای تو تا هنگام طلوع فجر قائم آل محمد(ص) نوری درخشان دارد.[3] قرآن در بیابان ابن عساکر از شخصی که با امام حسین(ع) گفت وگو داشته نقل کرده است: در منزل ثعلبیه چشمم به چادرهایی افتاد که در بیابان برپا شده بود. پرسیدم این چادرها از آن کیست؟ گفتند: امام حسین(ع) پس به نزد او آمدم؛ او مشغول تلاوت قرآن بود. و اشک از چشمانش بر گونه ها و محاسنش سرازیر بود. عرض کردم فدایت ای فرزند رسول خدا! برای چه به این جا آمدی؟ در این بیابان که هیچ کس در آن یافت نمی شود، چه می کنی؟ فرمود: « این نامه های اهل کوفه است که به من نوشته اند و نمی بینم مگر آن که همان ها قاتل من هستند. پس هیچ حرمتی برای خدا نبوده، مگر آن که دریده باشند و خداوند در برابر این همه بی حرمتی از آنها کسی را بر آنان مسلط خواهد کرد که خوار و ذلیلشان کند. »[4] به خاطر آیه روزی یکی از خدمتگذاران حضرت، جنایتی که موجب تنبیه بود انجام داد. حضرت دستور داد تا او را تأدیب کنند. او گفت: ای آقای من! «والکاظمین الغیظ» امام فرمود: رهایش کنید. بار دیگر گفت: ای مولای من! «والعافین عن الناس» حضرت فرمود: از تو گذشتم. برای بار سوم گفت: ای مولای من! «والله یحب المحسنین» حضرت فرمود: تو در راه خدا آزاد هستی و از این پس حقوق تو دو برابر آن چه که پیش از این به تو می دادم خواهد بود.[5] شفا به برکت سوره حمد وقتی امام حسین(ع) بیمار شد و مادرش فاطمه(ع) او را نزد پیامبر (ص) برد و عرض کرد: «یا رسول الله! دعا کن خداوند به پسرت شفا عنایت فرماید: رسول خدا(ص) فرمود: « دخترم! خداوند متعال همان کسی است که او را به تو هبه کرد و او قادر است که پسرت را شفا دهد. » در همان وقت جبرئیل نازل شد و عرض کرد: « یا محمد(ص) ظرف آبی طلب کن و بر آن چهل مرتبه سوره ی حمد را بخوان، پس آن آب را بر حسین (ع) بپاش که خداوند در اثر چنین کاری، به حسین (ع) شفا خواهد داد. » پیامبر (ص) چنین کرد و امام حسین(ع) عافیت یافت.[6] تلاوت کتاب او را دوست دارم عصر عاشورا، عمر بن سعد با دریافت پیام و دستور جدید از عبیدالله بن زیاد، به محل استقرار امام و یاران با وفایش نزدیک شد، چون امام از هدف او آگاه شد، به برادر خود قمر بنی هاشم(ع) فرمود: « اگر می توانی آنها را متقاعد کن که جنگ را تا فردا به تأخیر بیاندازند و امشب را مهلت دهند تا ما با خدای خود راز و نیاز کنیم و به درگاهش نماز بگذاریم. خدای متعال می داند که من به خاطر او، نماز و تلاوت کتاب او را دوست دارم. »[7] تنها برای یک سوره ابن شهر آشوب روایت می کند که عبدالرحمن سلمی به یکی از فرزندان امام حسین(ع) سوره حمد را آموزش داد. وقتی فرزند امام آن را نزد پدر خواند، امام حسین (ع) به آن آموزگار هزار دینار و لباس عطا کرد و دهان او را پر از جواهرات کرد! به حضرت اعتراض کردند که آموزش یک سوره این همه عطا و تشویق لازم نداشت. امام در پاسخ فرمود: «این عطا و بخشش چگونه می تواند با تعلیمی که او می دهد برابری کند؟!»[8] میهمان سفره بینوایان روزی امام حسین(ع) از کنار فقرا می گذشت. آنان که سفره خود را پهن کرده و تکه های نان خشک را در آن قرار داده بودند، از امام خواست تا با آنان هم غذا شود. حضرت به درخواست آنها پاسخ مثبت داد و در کنار آنها نشست و با آنان هم غذا شد و این آیه را تلاوت کرد: «ان الله لایحب المتکبرین» پس فرمود: «من دعوت شما را پذیرفتم شما نیز به دعوت من پاسخ گویید. » عرض کردند: «ای فرزند رسول خدا(ص)! چنین می کنیم. » پس همراه امام (ع) به سوی منزل روانه شدند. حضرت به کنیز خود فرمود: «هر چه در منزل گذاشته ای برای ما بیاورید. »[9] پی نوشت ها: [1] کفایت الاثر، ص 175 [2] فرهنگ جامع سخنان امام حسین(ع) ص31 [3] فرهنگ جامع امام حسین(ع) ص 637 [4] قصه کربلا، ص 243 [5] بحار الانوار، ج 44، ص 195 [6] بحارالانوار، ج 92، ص 261 [7] الارشاد مفید، ص 214 [8] بحار الانوار، ج 44، ص189 [9] بحارالانوار، ج 44، ص 195

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،

Top

خانواده آسمانی - مورخ ۹۴.۰2.03 - جلسه ۳۵8

با اجبار و اکراه سراغ دین نرویم بلکه با عشق و نشاط دینداری کنیم. و لازمه‌اش این است که چینش‌های عشقی خود را درست کنیم.

* وقتی انسان قرار است کسی را دوست داشته باشد باید در عشقش مبنا داشته باشد.

* اگر سبک زندگی‌ات را شبیه کسانی کنی که جهنمی هستند پس تو هم جهنمی خواهی شد و اگر بهشتی هستند بهشتی خواهی ماند.

* فقط در صورتی می‌توانی کسی را مورد نفرت قرار دهی که دشمن خدا باشد.

* اگر فردی ضعف‌های اخلاقی دارد شما حق نداری از او متنفر باشی چون تو خودت هم حتماً ضعف اخلاقی داری ولی خودت را دوست داری.

شناسه مطلب: 3666
زمان انتشار: 22 سپتامبر 2015
| |
روحِ ایمان در سبک زندگی

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

روحِ ایمان در سبک زندگی

سبک زندگی هر انسان، آیینه‌ای است که نشان می‌دهد آیا او برای حضور امام زمان«علیه السلام» در زندگی‌اش آمادگی دارد یا خیر... .بزرگترین وظیفه هر کدام از ما، تنظیم سبک زندگی ما براساس قواعد متخصص معصوم است.نوع سبک زندگی ما، میزان سرعت و سبقت ما را در مسیر حرکت به سوی الله مشخص می‌کند.

دین، به معنای سبک زندگی است و شرافت انسان، به الگوهای زندگی او بستگی دارد. از همین رو، مهمترین سؤال روز قیامت، سؤال از الگو و امام انسانهاست. اگر کسی از تمام سؤالات قیامت نیز سربلند بیرون بیاید اما الگوی او، همان متخصص معصوم «علیه‌السلام» مورد تأیید الله نباشد، رستگار نخواهد بود، زیرا انسان‌ها در قیامت به صورتِ فردی محشور نمی‌شوند، بلکه به صورت گروهی و با امام خویش محشور می‌گردند. بنابراین همه انسانها برای نیل به هدف خلقتشان، ناگزیر به الگوپذیری و دریافت سبک زندگی خود از معصومین «علیهم‌السلام» می‌باشند. قرآن معصومین «علیهم‌السلام» را «اولی الامر» (صاحبان امر) معرفی می‌کند و این عبارت، بدین معناست که معصومین «علیهم‌السلام» تنها کسانی هستند که شایستگی تعیین سبک زندگی را برای انسان‌ها دارند. و اگر کسی از سبکی غیر از سبک آنان پیروی کند، به شرک آلوده شده و در پایان مسیر، به هدف (الله) نمی‌رسد. اساساً انتخاب هر الگو جز معصومین «علیهم‌السلام» و الله، انسان را به همان اندازه از مسیر اصلی دور می‌کند. لذا وظیفه‌ی هر انسان قبل از هر انتخاب و هر عملی، تعیین سبکِ زندگی و الگویی صحیح و الهی است. از همین رو در اسلام، اولین قدم در پذیرفتن دین، اقرار به شهادتین می‌باشد. «أشهد أنّ لا اله الا الله» (هدف من در زندگی شباهت به معشوقم و رسیدن به اوست) «أشهد أنّ محمد رسول الله؛ أشهد أنّ علیّ ولیّ الله» (من در این مسیر به الگوهایی جز پیامبر و خاندانش اعتماد ندارم) دریافت سبک زندگی از ماهواره و اینترنت و ... قطعاً جایی برای امام زمان«علیه السلام» و سبک زندگی مورد تأیید او در خانه‌های ما باقی نگذاشته‌ است. آیا مصداق روشن‌تری برای شرک سراغ دارید؟ .... اینکه ما در هر نماز واجب و مستحب خود، بارها به خداوند عرض می‌کنیم: ایّاک نعبد و ایّاک نستعین؛ به این معناست که تنها او لایق پرستش و عبادت ماست و تنها کسی است که دستورالعمل و خط‌مشی زندگی خویش را از او دریافت خواهیم کرد. اما چه بسیارند مؤمنانی که در مواقع و مواضعی خاص، دین خدا را رها نموده و برای خوشایند انسانهای دیگر، سبک زندگی گناه آلود را بر می‌گزینند. علیرغم تأکید خداوند برای پذیرفتن سبک زندگی الهی، غالب انسانها از پذیرفتن این سبک زندگی سرباز می‌زنند. چنین کسانی در هنگام نماز، به زبان، ‌اقرار به پوئیدن راه خداوند می‌کنند حال آنکه سبک زندگی آنان (همسرداری، تربیت فرزند، معاملات تجاری و اقتصادی، فعالیت‌های فرهنگی و هنری و...) بر اساس معیارهایی غیرالهی و با الگوهای ضعیف و غیر انسانی است. چنین افرادی به شرک در عبودیت مبتلا هستند که بیماری مهلکی از نگاه خداوند و خانواده آسمانی ما می‌باشد. توجه داشته باشیم که انسان‌های موحد، تنها به انتخاب، ارتباط و رفتارهایی تن می‌دهند که مورد تأیید خداوند و معصومین باشد و محال است از الگوهایی غیر الهی، پیروی نمایند. سبک زندگی هر انسان، آیینه‌ای است که نشان می‌دهد آیا او برای حضور امام زمان«علیه السلام» در زندگی‌اش آمادگی دارد یا خیر... . در سبک زندگی غربی، بیشترین آمار اضطراب، بیماری‌های روحی و جسمی، خودکشی‌ها، طلاق‌ها، درگیری‌ها و ... به چشم می‌خورد، زیرا روح غالبِ وجود انسانها در این سبک زندگی، روح حیوانی و حیاتِ غالبشان، حیات حیوانی می‌باشد. در کشور ما نیز، افزایش رو به رشد آمار طلاق، به دلیل تغییر سبک زندگی‌ها، از زندگی ایمانی به سبک زندگی غربی می‌باشد. فراموش نکنیم که پیروی از هر الگویی، انسان را به تبعات و دردهای آن الگو مبتلا می‌سازد. اما تبعیت از سبک زندگی ایمانی، راهی برای رسیدن به حیات انسانی و افزایش دهنده سطح شادی و آرامش در زندگی است. کسی که روزانه، بارها جمله «ایّاک نعبد و ایّاک نستعین» را در نمازهایش به زبان می‌آورد، دائماً در حال اعلام این نکته است که پروردگارا تنها تو و مظاهر تو محبوب من هستید و من سبک زندگی‌ام را تنها از تو دریافت می‌کنم آیا می‌توان با چنین اقراری، بازهم به سراغ دشمنان الله رفت و از آنان سبک زندگی دریافت نمود؟!! کمی با خود بیندیشیم؛ آیا سبک زندگی ما بر طبق فرمول‌های ولایت معصومین «علیهم‌السلام» تنظیم شده است؟ امروز ما در دنیایی زندگی می کنیم که ولیّ امرمان و تنها متخصص معصوم مان، آواره، طردشده و تنهاست. آیا برای پایان دادن به این آوارگی قدمی برداشته‌ایم؟ آیا برای رسیدن به او تلاشی کرده‌ایم؟ آیا دلمان از دوری او به تنگ آمده است؟ آیا یکبار برای برداشتن موانع ظهورش، خستگی به بدن ما رسوخ نموده است؟ ... بزرگترین وظیفه هر کدام از ما، تنظیم سبک زندگی ما براساس قواعد متخصص معصوم است. سبک زندگی ما نشان می‌دهد که ما حقیقتاً دغدغه پیوستن به اهل‌بیت را داریم یا نه؟ آیا حضور اهل‌بیت در زندگیِ ما یک حضور تأثیرگذار و جدّی است یا یک حضور فانتزی و کمرنگ؟ آیا فعالیت‌ها و ارتباطات ما برای الحاق به آنان تنظیم شده است یا نه؟ در سبک زندگی یک انسان حقیقی حتماً جایی برای مبارزه با ظلم و جهاد در راه خدا وجود دارد. کسی که اساساً آرزوی جهاد در قلبش راه ندارد، از نگاه اهل آسمان، منافق و به تعبیر قرآن فاسق است و عادت به زندگی حیوانی، قطعاً روح انسانی را از نفس انسان خواهد زدود. نوع سبک زندگی ما، میزان سرعت و سبقت ما را در مسیر حرکت به سوی الله مشخص می‌کند. انسان‌ها زمانی قادرند در برابر سبک زندگی شیطانی و غلط و یا در مقابل انواع گناهان مقاومت کنند، که قیمت خودشان را بشناسند. عموماً گناه­ها، اختلافات، انحرافات و... از کسانی سر می‌‌زند که خود حقیقی‌شان را نشناخته و به حقارت‌های طبیعی تن داده‌اند. چنین کسانی به دلیل عدم شناخت کافی از ارزش نفس‌شان، به سراغ دریافتِ سبک زندگی از الگوهایی غیر الهی رفته و به شیوه‌ها و انتخاب‌هایی پست و ذلیل تن می‌دهند.     برگرفته از مباحث خانواده آسمانی، استاد محمد شجاعی

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 3414
زمان انتشار: 19 اوت 2015
| | | | |
اکرام و احترام در پرتو خودشناسی

خانواده آسمانی، جلسه ۳۸3، ۹۴/۰۵/22

اکرام و احترام در پرتو خودشناسی

کسانی که حقیقت وجودی خود را شناخته ­اند و به کرامتِ نفس خود یقین دارند، خود را بزرگتر از آن می‌بینند، که به انواع شهوات پست و توهمّات شیطانی آلوده کنند.

عناوین مورد بحث در این جلسه:   * اکثر اشتباهات و گناهان که از افرادی سر می­زند بخاطر کوچک شمردن خودشان است. * کسی سبک زندگی پست انتخاب می کند که قیمت خودش را نشناسد. * هر جا دچار غم، اضطراب و پوچی می شویم برای اینست که خودمان را نمی شناسیم. * حرمت گذاشتن و ستار بودن مختص افراد با شرافت است. * بزرگ کسی است که بزرگی، قدرت ها، کمالات و زیبائی های دیگران را می بیند.   به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه ۳83 «خانواده آسمانی » مورخ ۹۴/۰۵/22 ، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:   سه قاعده معجزه‌انگیز برای کنترل ارتباطات انسان بحث احترام و اکرام در معارف اسلامی، از اهمیّت فوق‌العاده‌ای برخوردار است. در مباحث گذشته آموختیم که در برخوردها و ارتباطاتمان با دیگران، رعایت سه نکته (قاعده) الزامی است: 1- قاعده «هوَ أنت»: شخص مقابل ما، در حقیقت خودِ ماست. هر گونه رفتار و تفکری که ما در برخورد با او از خود صادر می‌کنیم، یقیناً به خودمان باز خواهد گشت. اگر از ما، احترام، امداد، رحمت، محبت و ... صادر می‌گردد، به یقین تمام اینها به سوی خودمان باز خواهد گشت. و اگر دیگران را تنها گذاشته، و دست یاری‌شان را نفشاریم، خودمان نیز در زمانِ لازم تنها خواهیم ماند. 2- قاعده «هُو رَسولُ الله»: هر انسانی که برای حاجتی و یا کمکی به سوی ما می‌آید، در حقیقت فرستاده خداوند است، و احترام و تکریمِ او، در حقیقت احترام و تکریم خداوند است. 3- قاعده «هُوَالله»: تنظیم ارتباطات انسان با دیگران، براساس آنچه که خداوند می‌پسندد، یقیناً انسان را در کنفِ احترامِ الهی قرار خواهد داد. هر انسان، حقیقتاً نفخه‌ای از خداست، و اگر در ارتباط­مان با دیگران این حقیقت را مورد توجه قرار داده و بدانیم که تنها با الله روبرو هستیم، قطعاً بدون توقع جبران، آنان را از سرچشمه رحمت‌مان سیراب خواهیم نمود. فراموش نکنیم در چنین صورتی، خداوند از رحمت واسطه خودش، به ما خواهد بارید. و بالعکس هر گونه حرمت شکنی، ظلم، خدعه، آزار و ... نیز خداوند را در مقام انتقام‌جویی از ما قرار خواهد داد. ادراک کامل این سه قاعده، دایره بسیاری از توهمات شیطانی را در ارتباطاتِ ما با دیگران، محدود خواهد کرد. بطوری­که شیطان، توانِ زیادی برای بر هم زدن ارتباطات ما با دیگران نخواهد داشت. غالبِ کینه‌ها، اختلافات، مشکلات خانوادگی و ... ریشه در عدم ادراک صحیحِ این سه قاعده و عدم مهارت‌یابی در ارتباط صحیح با دیگران دارد. بطوری­که درست در لحظه‌ای که به مهارت مورد نظر نیازمنداند، امّا آن را نیاموخته‌اند، راه را برای شیطان باز می‌گذارند و فکر و قلب خود را اسیر توهمّات شیطانی می‌کنند، و بدین ترتیب اختلافات را به روابط خود وارد می‌کنند. انواع رقابت‌ها و چشم‌هم ­چشمی‌های کودکانه که ریشه در خودبینی‌ها و خودشیفتگی‌های انسان­ها دارد، از نمونه‌های عدم ادراک صحیح سه قاعده قبل است. احساس شرافت خواهی کرد، اگر خودِ حقیقی‌ات را بشناسی ... امام هادی «علیه‌السلام» می‌فرمایند: «مَنْ كَرُمَتْ عَلَیْهِ نَفُسُه هانَتْ عَلَیْهِ شَهَواتُه؛ اگر نفس کسی در نزد او بزرگ شد، شهوات در نگاه او کوچک می‌شوند». کسانی که حقیقت وجودی خود را شناخته ­اند و به کرامتِ نفس خود یقین دارند، خود را بزرگتر از آن می‌بینند، که به انواع شهوات پست و توهمّات شیطانی آلوده کنند. چنین کسانی مَحال است به دلیل سبک زندگی الهی خود، احساس شرم و حقارت کرده، و به سبک زندگی غیر الهی تن دهند. احساسِ شرافت، به قدری در وجود آنان پررنگ است که هرگز به رنگ انسان­هایی که از نگاه خداوند با شرافت و محبوب نیستند، در نخواهد آمد. قرآن در توصیف «عبادُالرّحمان» آنان را کسانی معرفی می‌کند که به هیچ شأنِ دونی خودفروشی نخواهند کرد. درست در زمانی­که انسان اسیر امیالِ نفس شده و به شئونات پایینی و پست راضی می‌شود، لحظه‌ای است که قیمت و شرافت حقیقیِ خود را فراموش کرده و آن را به طمع‌ها، زینت‌ها و امیال دنیایی می‌فروشد. امام هادی «علیه‌السلام» در روایت دیگری، روایت اول را کامل می‌کند: «مَن هانَت عَلَیه نَفسُهُ فَلا تَأمَن شَرَّهُ؛ کسی که نفس او در نظر خودش حقیر است هرگز خود را از شرّ او ایمن مدان». کسی که خودِ حقیقی‌اش را نشناخته و پر از خلاءهای زمینی و طبیعی است، دائماً درگیر نداشته‌های دنیایی‌اش می‌باشد. و خود را تنها و حقیر تصور می‌کند. چنین کسی حتماً در لابه‌لای ارتباطاتش، انسان را آلوده و گرفتار خواهد کرد... لذا نمی‌توان خود را از شرّ او ایمن داشت، و باید کاملاً هوشیارانه با آنان ارتباط برقرار کرد. از سوئی باید دقت داشت که به رخ کشیدن ایراد دیگران، سرزنش و تحقیر آنان، سبب القاء احساس خواری و حقارت در آنان می‌گردد، به طوری که ممکن است، رفتارها و گناهانی، فوق تصور انسان، از آنان سر بزند. رعایت این مسئله بخصوص در سنین میان 14 تا 21 سالگی، در فرزندان بسیار حائز اهمیّت است. اگر در این سنین، فرزند از سوی والدین و دیگر اعضای خانواده مورد تحقیر و هجوم احساس منفی دیگران قرار بگیرد، قطعاً از نظر روانی به سلامت نخواهد رسید و برای دیگران در آینده خطرناک خواهد بود. لازم به ذکر است که رعایت این نکته، تنها منحصر به هفت سال سوم زندگی فرزندان نیست، بلکه والدین در تمام سنین، موظف به حفظ حرمت فرزندان و یا حتی تمام انسان­های پیرامون‌شان می‌باشند. انسان‌ها زمانی قادرند در برابر سبک زندگی شیطانی و غلط و یا در مقابل انواع گناهان مقاومت کنند، که قیمت خودشان را بشناسند. در غیر این صورت، دائماً به سمت زندگی شیطانی و پست گرایش خواهند داشت. چنین کسانی به صِرف نصیحت و موعظه تغییر نخواهند کرد، مگر آنکه خودِ حقیقی‌شان را بشناسند و ارزش و قیمت‌شان را ادراک کنند. موعظه‌ای قدرتمند است که قیمت‌ها و ارزش­های‌ انسانی را به شخص شناسانده و او را به احساس شرافت برساند. تنها در این صورت است که او دست از سبک زندگی اشتباه کشیده و به سبک زندگی الهی روی خواهد آورد. امام حسین «علیه‌السلام» در جمله‌ی تاریخی خود فرموده‌اند: «هَیْهاتَ مِنَّا الذِّلَّةٌ...» یعنی اینکه خاندان من آنقدر شرافت دارند که ما تن به پستی و ذلّت ندهیم... کسی که به شرافت نفس رسیده است، در تمام انتخابات خودش بزرگی خود را حفظ می‌کند (انتخاب دوست، انتخاب لباس، انتخاب موسیقی، انتخاب محیط تفریحی و ...). چنین کسی با توجّه به عزت نفسی که در او شکل گرفته است، قادر است استعدادهای عظیم الهی را در درون خودش بارور کرده و حتی تا مقام والای شهادت را طی کند. چنین کسی اساساً به سوابق خانوادگی نامطلوب خود اهمیّت نمی‌دهد، چرا که انتساب او به ریشه‌های حقیقی و انسانی‌اش (اهل‌بیت)، او را به شرافت نفس رسانده است. او باور کرده است که برای رسیدن به تشبّه به خداوند خلق شده است، لذا این هدف را جدّی گرفته و برای تحقق این هدف عظیم، تمامِ تلاشش را هزینه می‌کند، لذا از هیچ تحقیری و هیچ مانعی در این مسیر نمی‌هراسد، چرا که الله، خانواده آسمانی و تمام اهل آسمان را به عنوان تکیه گاه همیشه در بردارد. کسی که هنوز علیرغم داشتنِ ظاهر ایمانی، محتاج تأیید و نگاه دیگران است و با تحقیر و تحریم انسان­های دیگر، احساس ذلّت و تنهایی می‌کند، نشان می‌دهد که اساساً هیچ ارتباط حقیقی و رشددهنده‌ای با اهل آسمان ندارد. اساساً هرگز وابستگی به زمین و اهل زمین، نشانه روشنی از قطع ارتباط شخص با اهل آسمان است. به طور کلی انسان­هایی که اهل تکریم و احترام دیگران هستند، نقاط ضعف آن­ها را نمی‌بینند، و همواره به دنبال خوبی­ها و زیبایی‌های وجود دیگران هستند، انسان­های قدرتمند و با شرافتی هستند که به عزت نفس در پناه الله رسیده­اند. پیامبر اکرم «صلی الله علیه و آله و سلم» گاه با تکیه بر یک یا دو صفت خوب در کفّار و بزرگ کردن آن صفات و تقویت آن­ها راهی برای گرویدنشان به اسلام می‌گشودند و آنان را به جرگه مسلمانان وارد می‌کردند. هنرِ دیدن زیبایی‌های دیگران، هنر بزرگی است که تنها در کسانی دیده‌ می‌شود که خود حقیقی‌شان را شناخته و به شرافت نفس رسیده اند.     «والحمدلله رب العالمین» 

صوت

1 - اکرام و احترام در پرتو خودشناسی

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed