www.montazer.ir
شنبه 13 ژوئن 2026
شناسه مطلب: 422
زمان انتشار: 6 می 2014
| |
خانواده آسمانی جلسه 52

خانواده آسمانی جلسه 52

90/05/27 از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی بحثمان در جلسه قبل به این فراز از حدیث نبوی رسید که: «... من احب علیا صافحته الملائکه و زارته الانبیاء» با محب علی «علیه‌السلام» ملائکه مصاحفه کرد. و پیامبران او را زیارت می­کنند. کسی که می­خواهد از خدا استمداد کرده و با انبیاء رابطه­ی خوبی داشته باشد باید اول ماهیت خودش را خوب بشناسد. در مسایل معنوی و اخلاقی قوی­ترین انسانها کسانی هستند که بیشترین شناخت را نسبت به خودشان دارند. کسی که قدرت، شادی، آرامش در دنیا و آخرت می­خواهد و استمداد از خدا و ملائکه و روح انبیاء «علیه‌السلام» را می­طلبد باید خودش را بیشتر و بهتر بشناسد. در روایت داریم که کسانی بیشتر خدا را می­شناسند که از او بیشتر استمداد می­نمایند. حضرت موسی «علیه‌السلام» غذایش را از خدا طلب می­کرد زیرا خدا به او آموخته بود که نمک غذایش و علف گوسفندانش را نیز از او طلب می­کرد. «رب انی بما انزلت الی من خیر فقیر» پروردگار من به آنچه که تو از خیر بر من نازل می­کنی فقیرم . پیامبر اولوالعزم باخدا اینگونه ضعیف و کودکانه سخن می­گوید زیرا که بیش از هر کس ربط خود به خداوند را می­داند و توجه دارد که نسبت به او چه قدر فقیر است. رابطه­ی ما با خداوند مثل رابطه­ی وجود ذهنی ما با ماست. وقتی ما گلی را تصور می­کنیم تا زمانی در ذهن ما وجود دارد که ما توجه و عنایت به آن داریم. وقتی که قطع توجه می­کنیم نابود نمی­شودبلکه فانی در ذات ما شده و وجود دارد و هر گاه بخواهیم تصورش می­کنیم در واقع به آن وجود ذهنی می­دهیم. کل نظام خلقت با عنایت خداوند تحقق پیدا کرده است و هرگاه هم بخواهد آن را جمع می­کند: « کما بدأنا نعیده...» همانگونه که آغاز کردیم آن را بر می­گردانیم. «... کطی السجل للکتب» عالم را مانند طوماری که پهن شده، جمعش می­کنیم. ما فقر محض هستیم اصلی ترین دارایی ما وجودمان است که از آن خداوند است و عوارض آن نیز به طریق اولی متعلق به خداوند است. هر لحظه عنایت خداوند از ما برداشته شود فانی در ذات می­شویم. ما فقط یک وجود داریم آن هم خداوند است و همه­ی موجودات عالم تجلیات و تظاهرات یک وجود بینهایت است. و تفاوتشان در میزان کمالاتشان است. انسان بیشترین بهره­مندی را از حقیقت اصلی یعنی حق تعالی دارد. و مظهر کامل اسماء و صفات الهی است. معنای حقیقی مالک این است که همه­ی هستی مملوک از اوست. و او به مملوک وجود داده است. (مالکیت ما نسبت به دارایی هایمان اعتباری و موقت است.) همه­ی زیباییهای عالم وکمالات متعلق به خداست به همین دلیل می­گوییم: « الحمدالله» تمام ستایش ها برای خداست. اگر کسی «الحمدالله» را بپذیرد و بفهمد دیگر به راحتی عصبانی نمی­شود زیرا می­داند هیچ چیز متعلق به خودش نیست. به کسی هم حسادت نمی­کند زیرا می­داند کمال آن شخص از آن خداست. اگر کسی الحمدالله را قبول کند بسیاری از معضلات زندگی­اش بر طرف می­شود. و دیگر عقده­های روانی ناشی از کمبودها در او وجود نخواهد داشت. زیرا اینها مربوط به یک انسان طبیعت گراست که خودش را از تولد تا مرگ معنا می­کند در دیدگاه ابدی چیزی به نام عقده وجود ندارد. حمله های چهار جانبه­ی شیطان برروی کسانی اثر می­گذارد که « الحمدالله»اشان ضعیف است. و یا اصلاً «الحمدالله» را باور نکرده اند. کسی که نگاه ابدی دارد برای دنیا، قبر، قیامت و ... دائما به خدا نیاز دارد لذا همیشه از او استمداد می­طلبد: « ایاک نعبد و ایاک نستعین» یک بینش و بصیرت عمیق انسانی است این عبارت یعنی عین فقر به خداوند و این همه دعاها که آغاز معصوم «علیه‌السلام» به مارسیده است بیانگر همین معناست. «بچه» به فقر ذاتی خودش نسبت به مادر آگاهست، لذا وقتی که شیر می­خواهد همراه با گریه و اظهار فقر است. بنابراین «دعا» مخصوص اهل معرفت است و ایشان همواره مشغول دعا هستند زیرا از خودشان ذات ندارند بلکه ظهور و جلوه­ی حق تعالی هستند. موجودی که فقر محض است دا ئماً در حال استمداد است: « یا ناصر» ، «یا معین» ، «یا جواد» و ... « انت القوی و انا الضعیف و هل یرحم الضعیف الا القوی، یا من له الدنیا و الا خره و ارحم من لیس له الدنیا و الا خره، لا املک لنفسی نفعا و لا ضرا و لا موتا و لا حیوه و لا نشورا» پیامبر«سلام‌الله علیها» سر سفره­ی غذا فقیرانه می­نشستند. واقعاً احساس نیاز داشتند. چه بسا افراد متکبری که با تکبر بر سر سفره­شان نشسته و با لقمه­ای غذا و یا جرعه­ای آب خفه شده و مرده­اند. پس هر چه ما معرفتمان بیشتر باشد و در حب اهل بیت «علیه‌السلام» قوی تر باشیم که البته این محبت، محبت صرف نبوده مودت می­باشد و کاربرد دارد، ملائکه الله به عنوان قوای عالم از شئونات انسان کامل، در اختیار او و تابع او می­باشند، نیز خادم ما خواهند شد. خداوند در قرآن از ملائکه به عنوان «عباد مکرمون» یاد کرده و بی اعتقادی به ملائکه را کفر می­داند. «تنزل الملائکه و الروح» که قرآن فرموده است در واقع تنزل فرشتگان به محضر انسان کامل است. زیرا قدرها و اندازه­های عالم باید به امضای او برسد: «کل شئ احصیناه فی امام مبین» امام زمان«علیه‌السلام» حسابدار کل عالم از طرف خداست از جزئی­ترین تا بزرگترین حوادث عالم به دست ایشان است. «و بیمنه رزق الوراء» به هر کس هر چه می رسد از کانال وجودی ایشان است و ملائکه در استخدام حضرت می­باشند. بنابراین اگر دل انسان سرشار از حب انسان کامل باشد ملائکه با او هماهنگ تر هستند. محب اهل بیت«علیه‌السلام» به یمن رابطه، محبت، معرفت، اذن ارتباط با خلیفه الله و... سلاطین عالم هستند و ثروتمندان معنوی در این کشور هستند مسلمانان خارجی سالها خون دل خورده­اند تا آنچه را که ما داریم را بدست آورده­اند. واقعاً حق آنها را به ایشان نداده­اند. و وقتی می­گوییم: «اللهم اغن کل فقیر» باید تلاش کنیم از این ثروتمان به آنها نیز بدهیم. زیرا آنها هم تعلق به خانواده­ی آسمانی دارند و از آن محروم مانده­اند. «اللهم اصلح کل فاسد من امور المسلمین» فساد این است که انسان دستش از خانواده­ی آسمانی اش کوتاه باشد. وای به حال کسی چنین ثروتی را دارد و حسرت ثروتهای مادی دیگران را بخورد. کسی که حب انسان کامل، مصافحه ملائکه، زیارت انبیاء «علیه‌السلام» و... را دارد در اوج ثروت است و اگر حسرت امور مادی را بخورد عین نادانی و بی معرفتی است. و پس از مرگ بسیار حسرت این بی معرفتی را خواهد خورد که انسان «الله» «معصومین«علیه‌السلام» و ملائکه الله و ...» را داشت و نتوانست استفاده کند. آفتی نبود بدتر از ناشناخت           تو بر یار و ندانی عشق باخت ************* یار را اغیار پنداری همی           شادی را نام بنهادی غمی یک کافر وقتی مسلمان می­شود می­فهمد که به چه ثروت عظیمی دست یافته است. دختر خانمی بیست ساله از بوسنی می­گفت وقتی من با حجاب شدم خانواده­ام مرا از خانه بیرون کردند و من اصلاً ناراحت نشدم زیرا به ثروتی عظیم دست یافته بودم. در ایران خانمهایی با حجاب هستند که آرزو دارند حجاب را کنار بگذارند. اینها خیلی با هم فرق دارند. انسان اگر نتواند خانواده­ی آسمانی اش را پیدا کند و با آنها رابطه­ی عمیق بر قرار نکند توقع نداشته باشد که غمهای او بر طرف شود. ارتباط با انبیاء «علیه‌السلام» یک بحث بسیار مهم در معارف دینی ماست. در دعاها برای انبیاء درود و صلوات می­فرستیم و گاهی صلوات و درود انحصاری است یعنی از خدا که شروع می­کنیم.(تسبیحات حضرت زهراس) تا به ائمه برسیم فاصله­اش درود بر تک تک انبیاء اولو العزم است. «السلام علی آدم صفوه الله» اگر کسی در سلوکش حضرت آدم«علیه‌السلام» را نشناخته و رابطه برقرار نکرده باشد امکان ندارد به حضرت نوح «علیه‌السلام» برسد. و همین طور به ترتیب تا سایر انبیاء. مقامات و زندگی ایشان مقامات و زندگی خود ما هستند. قرآن 25پیامبر را ذکر کرده که داستان زندگی هر کدام داستان زندگی ماست. لذا در عرفان ما باید با ایشان انس داشته باشیم تا به رسول الله «سلام‌الله علیها» برسیم. ودر اینجا :«السلام علی» نمی­گوییم بلکه ارتباط چهره به چهره است: «السلام علیک یا رسول الله» پس کسی که با سایر انبیاء رابطه بر قرار نکرده باشد امکان ندارد به رسول الله «سلام‌الله علیها» راه پیدا کند. افرادی صدها ساعت وقت برای مطالعه انواع رمان ها و دیدن سریالهای طولانی می­گذارند ولی ذره­ای آگاهی درباره­ی انبیاء «علیه‌السلام» ندارند. در بهشت که هر روزی میهمان پیامبری هستیم به حسب ضرورت می­باشد. و ما هر روزی کاری با ایشان داریم: شنبه ها میهمان حضرت آدم «علیه‌السلام» یعنی ورود به مقام حضرت میهمانی صرفاً تصورات ما نیست بلکه هم آن پذیرایی ها دایر است و هم یک پذیرایی بالاتر که فوق تصور ماست. زیرا ما واقعاً آنجا را نمی­شناسیم و به قول پیامبر«سلام‌الله علیها» آنچه که درباره­ی آخرت شنیده­ایم با دنیا فقط شباهت اسمی دارد. موسیقی، شراب، قصر، همسران و میهمانی های بهشتی و ... با دنیا کاملاً متقاوت است. حضرت می­فرمایند:«... بله و ما تعلم نفس ما اخفی لهم من قره اعین » واقعاً انسان نمی­داند که چه چیزهایی در بهشت برای او آماده شده است. یکشنبه میهمان حضرت نوح «علیه‌السلام» دوشنبه میهمان حضرت ابراهیم «علیه‌السلام» سه شنبه میهمان حضرت موسی «علیه‌السلام» چهار شنبه میهمان حضرت عیسی «علیه‌السلام» پنج شنبه میهمان پیامبر «سلام‌الله علیها». خوشا به سعادت کسی که صدها ساعت از وقتش را با ملائکه الهی گذرانده است. برخی ها صدها ساعت از عمرشان را صرف پرداختن به افسانه ها می­کنند: که رستم یلی بود در سیستان، منم کردمش رستم داستان. بعضیها هم صدها ساعت وقت برای مطالعه انبیاء «علیه‌السلام» گذاشته اند. متأسفانه در این زمینه کارهای هنری خیلی کم انجام پذیرفته است. کتابهای ساحل، شب شکن و رقص کوه از جمله کارهای خوبی است که معمولاً در برنامه­ها به آنها توصیه می­گردد. در حدیث مورد بحث می­فرمایند که راه ارتباط با انبیاء «علیه‌السلام» حب علی «علیه‌السلام» است که هر کدام شئون نفس او بوده و از همه ی انبیاء «علیه‌السلام» به غیر از نبی اکرم «سلام‌الله علیها» برتر است. امام زمان «علیه‌السلام» فرمودند که هر کس می­خواهد به آدم، شیث، نوح، ابراهیم، موسی، عیسی، محمد، علی، حسن و حسین «علیه‌السلام» نگاه کند به من نگاه کند. «السلام علیک حین تقوم، السلام علیک حین تقعد، السلام علیک فی النهار اذا تجلی، السلام علیک بجوامع السلام ... با توجه به انسان کامل تمام توجه انبیاء جلب می­شود. چنین انسانی با این ارتباط صمیمانه با خانواده­ی آسمانی­اش هنگام ورود به برزخ همه­ی چهارده معصوم «علیه‌السلام» حاضر می­شوند (یکی از مراجع عراق تعریف می­کرد که وقتی بر بالین چایچی هیئت رفتم در حال احتضار بوده و مرا نشناخت ولی از جا برخاست و به چهارده معصوم خوشامد گفت و سپس از دنیا رفت. و او به حدی زیرک بوده که با انبیاء نیز رابطه برقرار کرده و آنها هم بر بالینش حاضر می­شوند. (الان در امور دنیایی هم بعضی ها چنان رابطه­ای با دیگران برقرار کرده اند که همه جا آشنا دارد یعنی کاری کرده که عزیز است و حرفش خریدار دارد.) و این شخص در دنیا مشغول ساختن زیر بناهای آخرتی خود بوده­است وقتی می­خواهد با حضرت عبدالعظیم «علیه‌السلام» رابطه برقرار کند اول 34 مرتبه «الله اکبر» 33مرتبه هم «الحمد الله» و « سبحان الله» می­گوید و بعد به سراغ انبیاء «علیه‌السلام» می­رود. اینها بر اساس نفس انسان تنظیم شده­است. اصلاً با تمام امامزادگان به طور ویژه ارتباط بر قرار کرده­است: «عرف الله بیننا و بینکم فی الجنه و سقانا بکأس جدکم من یدعلی بن ابیطالب» و ... بعضیها هنوز بالغ نشده­اند و قدر این زیارتها را نمی­دانند و برای خرید و بازار خیلی بیشتر از حرم وقت می­گذارند. وقتی حضرت می­فرمایند اگر کسی می­خواهد انبیاء و سایر ائمه «علیه‌السلام» را ببینند به من نگاه کند، یعنی به سراغ انسان کامل باید رفت و همه کار را باید با او انجام داد و الان انسان کامل وجود مقدس امام زمان «علیه‌السلام» است. پس در حال حاضر« من احب علیا»یعنی «من احب مهدیا» «.. . وقضی الله له کل حاجه ...» خدای هم حوائجش را می­دهد و آنچه که به صلاح او نباشد ذخیره می­کند هیچ کدام از دعاهای محب، هدر رفته نیست. بخش را به او می­دهند و بخش دیگر را برای حیات جاودانه­اش نگاه می­دارند. زندگی اینجا رحمی است نباید اینجا همه را مصرف کنیم. کسی با مشاهده­ی حصیر که زیر بدن پیامبر«سلام‌الله علیها» بود گریه کرد و گفت سلاطین روی تختها می­خوابند و شما روی حصیر، حضرت فرمودند که آیا ناراحتی خدا برای آنها دنیا را خواسته و برای ما آخرت را ؟ کسی که از نداشتن های دنیا حسرت می­خورد. در واقع می­خواهد در دنیا ولخرجی کند. البته ما که آن طور زندگی نمی­کنیم همه چیزمان مهیاست. پیامبر«سلام‌الله علیها» از گرسنگی سنگ به شکم بسته، با خدیجه ثروتمندترین زن عرب سه سال در شعب ابی طالب می­ماند. برای همین است که در دعای توسلی ویژه، حضرت خدیجه «سلام‌الله علیها» در ردیف معصوم آورده می­شود: «... صل علی الخدیجه الکبری...» در شعب ابیطالب ده نفر یک خرما می­خوردند. حالا خدا نکند که ما یک مرتبه بدون سحری روزه بگیریم... یا یک روز پول نداشته باشیم و خودمان را سیر کنیم. والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته .

صوت

1 - خانواده آسمانی جلسه 52

کلیدواژه ها: ،

Top
شناسه مطلب: 421
زمان انتشار: 6 می 2014
| |
خانواده آسمانی جلسه 51

خانواده آسمانی جلسه 51

90/05/20 از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی در جلسه ­ی گذشته آخرین فراز از حدیث را اینگونه عرض کردیم که محب علی «علیه‌السلام» گفته می­شود که بی حساب داخل بهشت شود: «... قیل لهادخل الجنّه بلاحساب» و البته این برای شخصی است که در محاسبات خودش با خدا و اهل بیت «علیه‌السلام» اهل حساب و کتاب نباشد. همان طور که در افراد در ارتباطات شان زمانی که خیلی صمیمی هستند با هم این محاسبات را ندارند و عاشقانه برای هم هزینه می­کنند. خیلی لذت بخش و با شکوه است که در آن صحنه­ی هول­انگیز قیامت، شخص را صدا کنند و بگویند که تو حساب و کتابی نداری وارد بهشت شود به چنین جایگاهی رسیدن نیاز به صمیمیت، رفاقت و احساس تعلق به خانواده­ی آسمانی دارد و اینکه انسان باور کند که واقعاً از وجود ایشان بوده و نفخه­ای که در او دمیده شده­است نور محمد و آل محمد «سلام‌الله علیها» است. و زندگی را بر اساس این باور تنظیم کند و حقیقتاً با خدا رابطه ای برقرار کند که حساب و کتابی در کار نباشد. غیر از این انسان آسیب دیده و آنچه را که باید برداشت کند را برداشت نمی­کند. انسان نباید به حدی به مسائل مادی، خیالی، وهمی و حتی عقلی مشغول کند که از فوق عقل غافل شود. آیا ما که عمری است «لا اله الا الله» گفته­ایم می­توانیم بگوییم «اله» و «معشوق» به چه دردی می­خورد؟ در روایت داریم: «من تشاغل بالزّمان شغلته» کسانی که مشغول زمان می­شوند، زمان هم آنها را مشغول می­کند. انسان اگر به هر رشته­ی علمی یا فن و حرفه­ای بخواهد خودش را مشغول کند به اندازه­ی چند عمر طبیعی می­توانند او را مشغول کنند. کسی که می­خواهد رابطه­اش را با خداوند به بلاحساب برساند یعنی از خدا می­خواهد که تمام گذشته­اش را نادیده بگیرد، و این کسانی را که این همه از خداخواسته به راه ایشان هدایت کند: «صراط الذین انعمت علیهم» در هنگام مرگ ملاقات کرده و در بهشت با آنها زندگی کند و .... و اینکه کسی در قبر از من سوال کند با مرام و رفاقت با خدا تناسبی ندارد. بنابراین کسی که چنین تقاضاهایی دارد باید خودش هم با خدا اهل حساب و کتاب نباشد. دست خداوند همیشه برای رفاقت با ما دراز است اما هر کسی نمی­تواند اجابت کند چون رفاقت با خدا خیلی هزینه بردار است و از طبیعت باید گذشت. انبیاء ائمه «علیهم‌السلام» و جانبازان و ... همه رفقای خدا بودند. چقدر مصائب دنیایی تحمل کردند. جانبازی بیست سال در رختخواب بوده و آن همراه با دردهای طاقت فرسا. انسان عافیت طلب که تحمل این رفاقت را ندارد رابطه با خدا خیلی بالاتر از رابطه­ی انسان با هر چیز و هر کس است. به قدری مهم و ویژه است که قرآن کریم می­فرماید: که باید این سه چیز : خدا و رسول و جهاد در راه خدا از هر چیزی برای انسان بالاتر باشد. و در غیر این صورت اصلاً او انسان نیست. و اگر روح جهاد در راه خدا را نداشته باشد اصلاً به بی حساب بودن فکر هم نکند. رفاقت یعنی اینکه از نظر فقهی چهار نفر شهادت بدهند که این شخص فلان عمل خلاف را مرتکب شده ولی خودش انکار کند رفیق باید بپذیرد. حتی حضرت می­فرمایند اگر پنجاه نفر هم شهادت دادند علیه او، رفیقش نپذیرد. پس کسی رابطه­اش با خدا بی حساب خواهد بود که خدا و رسول و جهاد محبوبترین و عزیزترین کس او باشند و از دنیا و آخرت مهمتر باشند. در دعای عهد از حضرت تقاضا می­کنیم که در رکابش باشیم و اگر از دنیا هم رفته بودیم به دنیا بازگشته و یاری­اش نماییم. چون در روایت داریم که وقتی به اهل بهشت خبر می­دهند که حضرت ظهور کرده­اند بعضیها شوقی به بازگشت از خود نشان نمی­دهند. ولی بعضیها فوری اجابت می­کنند و بازگشته و به یاری امام شان می­شتابند. و اگر انسان غیر از این باشد فاسق است. پس انسان باید خودش را به اعتدال برساند یعنی بینهایت را بیشتر از محدود دوست داشته باشد. انسان اگر به اینجا برسد بیحساب وارد بهشت می­شود. این مسئله باید در زندگی انسان یک مسئله جدی باشد تا آنجا که ملاحظه هیچ یک از رابطه­های زمینی را نکند. همانطور که تعلق انسان به والدین زمینی خود امری ممدوح و پسندیده است وابستگی به خانواده آسمانی به مراتبی بسیار بیشتر از خانواده­ی زمینی شرافت دارد. عاشق اهل بیت بودن امری طبیعی است و کسی که عاشق نیست غیرطبیعی است. و آیه­ی 24 سوره­ی توبه تصریح به این حقیقت دارد که تمام علائق دنیایی ما اگر تابع فوق عقل نباشد ما طبیعی عمل نکردیم (ترجیح محدود به نامحدود). «.... و من احبّ علیّاً صافحته الملائکه و زارته الانبیاء و قضی الله کلّ حاجه» کسی که علی «علیه‌السلام» را دوست بدارد ملائکه با او مصافحه می­کنند و انبیاء او را زیارت کرده و خدا همه­ی حوائجش را برآورده می­کند. مصافحه­ی ملائکه، از حیث اینکه ملائکه قوای عالم هستند، یعنی به استخدام درآمدن قوای عالم. مانند «ردّ الشمس» که حضرت رسول «سلام‌الله علیها» خورشید را بازگرداندند تا علی «علیه‌السلام» نمازش را بخواند. و یا «شق القمر» که امروز دانشمندان این امر را به اثبات رسانده­اند که ماه زمانی دو نیم شده و مجدداً به هم چسبیده است. در بسیاری از موارد تصادف مشاهده شده که علیرغم شدتی که داشته ولی کسی آسیب ندیده و این حفاظت یا «صافحه الملائکه» می­باشد. کسی که مورد حمایت ملائکه است در تمام عرصه ها عملکرد و نتیجه­ی کارش با دیگران متفاوت است. مرحوم میرزا وقتی صحبت می­کرد هر کس فکر می­کرد میرزا در باره­ی مشکلات او حرف می­زند و میرزا می­گفت که اینها ناشی از لیاقت شنونده است که گوینده مطلبی راکه به درد او بخورد بگوید. مرحوم علامه طباطبائی می­فرمودند که من مطلبی فلسفی داشتم که مدتها بود حل نمی­شد روزی که به حمام رفته بودم پیرمردی که پشت مرا کسیه می­کشید با خودش حرف میزد و حرفهای او مشکل علمی مرا حل کرد. گاهی اتفاق افتاده که کودکی که از پشت بام افتاده بود با اشاره­ی «ولی خدایی» بین زمین و آسمان می­ماند. در اینجا جاذبه­ی زمین تحت فرمان ولی خدا قرار گرفته است. و نیز گاهی به فرمان او ابر اختصاصاً برای او می­بارد. و مواردی در دفاع مقدس پیش می­آمد که مثلاً شب کاملاً مهتابی بوده و ما قادر به تشخیص راه نبودیم ولی در معرض دید دشمن که قرار می­گرفتیم ما را نمی­دیدند. و یا اینکه ابرقدرتهای مهاجم به کشور ما (حامیان صدام) بااین اقدام شان دچار مشکلات شدید اقتصادی می­شوند و کشور مورد تهاجم به رشد و بالندگی می­رسد به طوری رشد علمی اش 18 برابر ابرقدرتها می­شود. در زندگی های عادی هم بارها این حفاظت خدا و ملائکه مشاهده شده است. ولایت فقیه که تابع ولایت معصوم است در این سی سال معجزاتی بزرگ در کشور ما پدید آورده است. مردم ولایت فقیه را به عشق جایگاهش دوست دارند. «صافحه الملائکه» قوانین طبیعی را به گونه­ای به هم می­ریزد که مثلاً رزمنده­ای روی زمین رفته ولی مین عمل نمی­کند. هر قدر دلدادگی بیشتر می­شود این حفظ و حمایت هم بیشتر می­شود. کسانی که خودشان را سحر شده می­دانند آیا علم دارند به این مطلب که خدا ملائکه را حافظ آنها قرار داده است؟ «... له معقبّات....» البته مگر اینکه انسان با علمش به فرشتگان بگوید که بروند. کسی که انبیاء و ائمه «علیه‌السلام» با او هستند طلسم و جادو و ... اثری روی او ندارد و اگر کسی طلسم شده لیاقتش این بوده است. اگر خداوند به ما عزت داده برای این است که ما ولی فقیه را پذیرفته­ایم و زمانی که بی­لیاقتی نشان دهیم از ما خواهد گرفت همان طور که در خرداد سال 42 امام خمینی (رضوان الله تعالی علیه) را ازمردم گرفت. پیامبر «سلام‌الله علیها» فرموده­اند: «کما تکونون یولّی علیکم» هر طور هستید همانهایی که با شخصیت شما تنظیم هستند به شما حکومت می­کنند. قیمت هر کس مطابق کسی است که به او رأی بدهد. و اینکه در قبر بشیر و مبشّر بیایند یا نکیر و منکر به عهده­ی خود شخص و انتخاب اوست. و نیز اینکه به هنگام مرگ پیامبر «سلام‌الله علیها» و علی «علیه‌السلام» می­آیند؟ یا اینکه حضرت زهرا «سلام‌الله علیها» و سایر معصومین «علیه‌السلام» هم می­آیند به عملکرد خودمان بستگی دارد. وقتی شخصیتی خارجی وارد ایران می­شود اینکه چه اشخاصی از او استقبال می­نمایند جایگاه او معلوم می­شود. کسی که «الله» را ولی خودش قرار می­دهد نتیجه اش: «الله ولی الذین آمنوا یخرجهم من الظلمات الی النّور» می­شود. و انسان به میزانی که از ولایت خداوند خارج می­شود، وارد ولایت شیطان می­گردد. «والذین کفروا اولیائهم الشیطان یخرجونهم من النور الی الظلمات...» انسان به میزانی که از نور بهره­مند می­شود تاریکی از وجودش خارج می­شود. اگر انسان حسود، عصبانی، زودرنج و ... باشد به همان میزان تاریکی دارد. ملائکه به اندازه­ای که که ما تحت ولایتشان هستیم به نفع دنیا و آخرت ما کار می­کنند. کسی که صبح یازده بار سوره­ی توحید را خوانده ملائکه بسیار قدرتمندی را به استخدام درآورده است. و همینطور خواندن معوذتین خیلی کمک می­کند بعضیها به قدری ادب دارند که هنگام اذان صبح متوجه حضور دو فرشته جدید شده و به آنها توجه و سلام می­کنند. و همین طور هنگام اذان مغرب صرفاً به افطار کردن نمی­پردازد و متوجه حاضر شدن دو فرشته­ی دیگر شده و آنها را تکریم می­کند. (البته لازم نیست که اظهار کنیم زیرا ممکن است ریا شود توجه و تکریم باطنی هم امکان دارد.) عامل جذب و دفع نسبت به خدا، خانواده­ی آسمانی و ملائکه الله و ... خودِ ما هستیم. در باره­ی « وزارتهم الانبیاء» هم اینگونه است. (بعداً مفصل به بحث زیارت انبیاء «علیه‌السلام» خواهیم پرداخت). اگر کسی تصور کند که این خودش است که همه­ی امورش را اداره می­کند او را به خودش واگذار می­کنند. اما کسی که معتقد است: «لا املک لنفسی نفعاً و لاضرّاً و لا موتاً و لا حیوه و لا نشورا» و «ربّنا لا تزغ قلوبنا بعد اذ هدیتنا» همه­ی خوبیها را از جانب خدا دانسته و شکرگزار است. «وما کنّا لنتهدی لو لا ان هدانالله». اگر انسان حیثیت فقر الی الله را پذیرفت قدرت کمک گرفتن از خدا را خیلی دارد. (بحث حیثیت فقر الی الله را در جلسه­ ی بعد بیان خواهیم کرد.) والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته .

صوت

1 - خانواده آسمانی جلسه 51

کلیدواژه ها: ،

Top
شناسه مطلب: 419
زمان انتشار: 6 می 2014
| |
خانواده آسمانی،جلسه 50

خانواده آسمانی،جلسه 50

90/05/13 از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی در جلسه ی قبل حدیث نبوی به نقل از ابن عمر رسید به اینکه امیر المؤمنین «علیه‌السلام» مانند برق جهنده می گذرد. هر کس می تواند تشخیص دهد که حرکتش در مسیر کمال تند است یا کند. با توجه به اینکه رابطه ی دنیا به آخرت مانند رابطه ی رحم مادر است به دنیا، در تولد به آخرت هم مانند تولد از رحم به دنیا پنج تولد داریم که اصل تولد سالم است و قرآن هم اینگونه این مطلب را تأیید می نماید: «یوم لا ینفع مال و لا بنون الا من اتی الله بقلب سلیم» روزی که مال و فرزند سودی ندارد مگر اینکه شخص قلب سالم بیاورد. البته ما به برکت ولایت امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» تولد ناقص نخواهیم داشت ولی از تولد بیمار گریزی نیست و باید رنج درمان را تحمل کنیم و رنج درمان و طول مدت آن بستگی به نوع و شدت بیماری دارد. قلب سلیم هم قلبی است که سه چیز در آن قلب برترین عشق او باشند. خدا، رسول و جهاد در راه خدا، و یا به عبارتی عشق به بی نهایت، عشق به مظهر بی نهایت و برتری محبت جهاد در راه خدا بر هر چیز دیگر. جهاد مبارزه ای است برای حفظ عشق به بی نهایت. در فرهنگ اسلام جهاد به منظور های دیگر کشور گشایی و ... نداریم و هر چه هست فقط برای از بین بردن موانع انسانیت انسانهاست، در روایت دارم که برخی چنان از صراط عبور می کنند که آتشی احساس نمی کنند. اینها کسانی هستند که عشق امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» مانع گرفتاری آنها در دنیا، به جهنم اخلاق، جهنم اعمال و جهنم های عقیدتی و... شده است. سرعت انسان در عبور از صراط وابسته به متحوای شخص یعنی میزان محبتش دارد. کسی که می داند معشوقش آن سوی صراط منتظرش است قطعاً با نهایت سرعت می خواهد خود را به آن طرف برساند. در آخرین قدم برای رسیدن به بهشت قرآن اینگونه می¬فرمایند: «و اخر دعوتهم ان الحمد الله رب العالمین» و انسان به «فیها ما تشتهی الا نفس و تلذذ الا عین» می رسد. البته پیامبر «سلام‌الله علیها» می فرمایند آنچه که شما از بهشت تصور می کنید در حد تخیل شماست ولی هرگز نمی توانید تصور کنید که چه چیزهایی در انتظار شماست. کسی که باور داشته باشد بی حوصلگی و قبض و ... ندارد. در همه ی شرایط قدرتمند و با نشاط است. برای همین ما را بیش از عبادت به تفکر فراخوانده اند زیرا فکر انسان را قوی می کند. پیامبر«سلام‌الله علیها» به امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» برای سرعت گرفتن تهدید می کند ولی تعقل با فکر فرق می کند. خیلی ها فکر می کنند و محصول فکر بعضی از آنها اکتشافاتی است که بشریت را تهدید می کند ولی تعقل روی مصلحتها و باید و نباید ها کار می کند. و به عبارتی تعقل، تفکر در محتوایی است که انسان را به آسمان می برد. هر قدر محتوی بیشتر شود سرعت هم افزایش می یابد. قواعد سرعت عبارتند از: 1. سرعت گرفتن (سارعوا...)2. سبقت گرفتن (سابقوا...)3. عدم توقف (من ساوی یو ماه فهو مغبون: کسی که دو روزش مساوی گردد. کسی که دیروزش بهتر از امروز او بوده ملعون یعنی دور از رحمت خداست) کسی که به عقب حرکت کرده به خودی خود از رحمت خدا دور شده است. بعد از سالها می بینیم که آرزوهایش حول محور کمالات حیوانی و نهایتاً فرشته ای است یعنی طالب معقولات است. کسی که حوصله ی خانواده ی آسمانیاش را ندارد به این دلیل این شخص سوء تغذیه دارد و نباید سعی کند که کوتاهی خود را به گردن دیگران بیندازد. ما انسانهایی را سراغ داریم که در بدترین و آلوده ترین محیطها به گونه ای هستند که از اولیاء الهی می باشند و حتی یار امام زمان «علیه‌السلام» می باشند. بنابراین مهم این است که انسان چه مقدار وقت گذاشته و روی خودش کار کرده است. (ما به شب قدر نزدیک می شویم این شب، شب تعیین اندازه هاست. در این شب، قدر ما معلوم شده و اندازه¬ی روح ما تعیین می گردد.) تمام کوتاهی های ما مربوط به این است که ما خودمان را نمی شناسیم و فراموش کرده ایم که فرزندان چه کسانی هستیم و خانواده ی حقیقی امان اهل بیت «علیه‌السلام» می باشند: «... الا من احب علیا کتب له برائه من النار و جواز علی الصراط و امان من العذاب و لم ینشر له دیوان و لم ینصب له میزان و قیل له ادخل الجنه بلا حساب» کسی که علی را دوست داشته باشد برائت و دوری از آتش و جواز گذشتن از صراط و امان از عذاب برای او نوشته می شود و نامه ی عمل او گشوده نشده و برایش میزان قرار داده نمی شود و به او گفته می شود که داخل بهشت بشو بدون حساب. ما باید ببینیم که آیا وقتی نام اهل بیت«علیه‌السلام» برده می شود سلطان قلب ما هستند؟ در زیارت جامعه خطاب به ایشان می گوییم « فما احلی اسمائکم» چه قدر نامهای شما شیرین است. کسی که این شیرینی را حس نمی کند ذائقه اش مشکل دارد. زیرا خداوند شیرین ترین نامها را انتخاب کرده است. وقتی جواز عبور از صراط را به محب اهل بیت «علیه‌السلام» می دهند جوازش اینگونه است: «جذناها و هی خامده» رد شدیم و جهنمی ندیدیم. و اینکه امنیت از عذاب دارد در حال حاضر هم قابل درک است ما باید ببینیم که آیا در آتش حسادت، تکبر و بد بینی و عصبانیت می سوزیم و یا در امان هستیم؟ از مهمترین قواعد انسان شناسی این است که نفس ما قبر ماست. آیا ما الان با انبیاء، شهداء، صلحاء، صدیقین رابطه داریم و با ایشان با نشاط و شاد هستیم؟ ما باید تمرین کنیم چون انسان بدون تلقین و تمرین به جایی نمی رسد. ما با عمر کوتاه دنیا باید ابدیت و بهشت خودمان را بسازیم در نظر بگیریم که مثلاً یک هفته انسان در عصبانیت، حسادت و ... به سر برده و درگیر باشد. این یک هفته در مقیاس آخرت، دیگر یک هفته نیست شاید مدت آخرتی آن قابل مقایسه نباشد. اگر شاد و آرام نیستیم محبتمان کم است. برای شادی و آرامش ما هم باید احساس فرزندی نسبت به خانواده ی آسمانی امان را حفظ و حمایت ایشان را با تمام وجود داشته باشیم. چه بسا کسانی در محیطهای غربی که از لحاظ فطری بسیار ضعیف و از لحاظ طبیعی خیلی قوی می باشد به واسطه ی رابطه شان با خانواده ی آسمانی و باور تعلق به ایشان بسیار شاد و آرام هستند و «امان من العذاب» را باور کرده اند. اگر ما با معصومین «علیه‌السلام» آرامش نداشته باشیم مانند کسی هستیم که علیرغم ثروت فراوان فقیرانه زندگی می کند. و دلیل باز نکردن نامه ی اعمال محب علی «علیه‌السلام» این است که به حدی این شخص احترام دارد که با او حساب و کتاب نمی کنند. انسان کریم وقتی به او مثلاً گفته می شود که غیبت شما را کردیم حلال کنید بدون اینکه سئوال کند که چه گفته اید؟ حلال می کند. خدا انسان را طوری از گناه پاک می کند که حتی خود شخص هم فراموشش می کند که چه گناهی مر تکب شده است. در دعای کمیل خطاب به خدا عرض می شود که خدایا تو بعضی گناهان مرا حتی اجازه نمی دهی فرشتگان از آنها آگاه شوند. قاعده ی عشق و محبت همین است. در قیامت که پنجاه هزار سال شخص معطل سئوال و جواب می شود حضرت فرمودند که شما به اندازه ی خواندن یک نماز عصر معطل می شوید. البته اینها برای افراد عاشق است نه اهل حساب و مزد و پاداش، یعنی کسانی که در مقابل عشق و دلدادگی ما به ازاء نمی خواهند. هر کس با خدا قمار می کند حتما برنده است. استاد ما می فرمودند که شما در تمام عمرتان فقط یک بازی بکنید و آن هم «خدا بازی» است. و تنها بازی است که ما همیشه برنده می شویم. اگر کسی عاشقانه برای خداوند وقت گذاشت و پول خرج کرد خدا هم حساب را از او بر می دارد. مرحوم میرزا می فرمودند که وقتی به همسرتان محبت می-کنید نیت محبت به حضرت زهرا «سلام‌الله علیها» را بکنید زیرا قبل از همسرتان ایشان دریافت می کنند. و زن قبل از اینکه خدمتش به شوهر او برسد به دست امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» می رسد. بوسه ی به فرزندتان را برای خدا بفرستید، می بینید که خداوند دریافت می کند. هنگامی زن و شوهر دست هم را می گیرند گناهانشان از بین انگشتانشان می ریزد: « و اذا اخذ بکفها و اخذت بکفه تساقطت ذنوبهما من خلال اصابعهما» و البته این بین دوستان و ... هم صادق است. در روایت آمده وقتی دو نفر به هم دست می دهند دست خدا در دست یکی از دو نفر است و آن کسی است که در دلش محبت بیشتری است. (البته اینها به شرطی است که محبت، فی الله باشد) وقتی ضریح، قرآن ، مفاتیح، پرچمهای متبرک و ... در آغوش گرفته و می بوسیم گناهانمان می ریزد. اینها همه روابط ریاضی و هندسه ی وجودی دارند. و آن اینکه در عشق محاسبه وجود ندارد. مرحوم دکتر مهدوی در زمان حیاتش اعلام کرد که من و همسرم و چند تن از همکاران حاضریم در مؤسسه رایگان طبابت کنیم. خداوند فرمود:« انا عند ظن عبدی المؤمن» من نزد گمان بنده ی مؤمنم هستم. بنده ی عاشق دیگر با میزان هم سنجیده نمی شود. میزان درباره ی چیزهای قابل اندازه گیری است. ولی اگر کسی بی حساب به پای خدا و ائمه عشق ریخت از میزان و اندازه-گیری خارج می شود. مرحوم آیته الله بروجردی زمانی مقداری اسکناس سر نماز به همراه داشت که روی زمین گذاشته بود، باد زد و اسکناسها بین جمعیت پخش شد آقا از گرفتن آنها امتناع کرده و فرمودند هر کس هر چه برداشته برای خودش باشد چون «باد» را ملائکه الهی ترجمه کردند . یکی از بزرگان در مسجد اسکناسهایی از دستش به زمین ریخت یکی از آنها را باد به شخصی رساند آن بزرگ از او پس نگرفتند و گفت که این مال تو بوده است مرحوم میرزا وقتی می خواستند برای کسی با قرآن استخاره کنند می فرمودند که همه¬تان نیت کنید. کسی از حضرت در میدان جنگ سئوال می کند که چه کند تا خدا را بخنداند؟ حضرت فرمود که زره ات را در بیاور و اینگونه وارد میدان شو. امیر المؤمنین «علیه‌السلام» وقتی از کربلا عبور می کردند فرمودند «هنا مصارع العشاق» اینجا جایی است که عشاق به زمین می افتند. هفتاد و دو نفری که کارشان در محاسبات عادی نمی گنجد. حضرت زینبی که تمام عزیزانش تکه تکه شده ولی می فرمایند که « ما رأیت الا جمیلا» کسی که به حضرت مریم (س ) می فرماید: «ان الله ترزق من تشاء بغیر حساب» و ذکریا با این فرمایش حضرت رمز را دریافت می کند: «هنالک دعا ذکریا ربه» و این مربوط به زمانی بود که زکریا «علیه‌السلام» در نزد مریم «سلام‌الله علیها» میوه هایی را دید که فصل آنها نبود و تعجب کرد «انی لک هذا؟» و حضرت پاسخ دادند: «هذا من عندالله» و دلیل ریاضی آن را هم بیان می فرمایند: «ان الله ترزق من تشاء بغیر حساب» و البته نه هر کس بلکه کسی که او هم با خدا اهل حساب نیست، کسی که وقتش، قلمش، هوشش، پولش و ... در اختیار خداست. والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته .

صوت

1 - خانواده آسمانی،جلسه 50

کلیدواژه ها: ،

Top
شناسه مطلب: 417
زمان انتشار: 6 می 2014
| |
خانواده آسمانی جلسه 49

خانواده آسمانی جلسه 49

 90/04/30 از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی در جلسات گذشته حدیثی طولانی از عبدالله بن عمر که از پیامبر«سلام‌الله علیها» نقل کرده بود درباره¬ی آثار محبت به علی «علیه‌السلام» بیان کردیم که به ادامه¬ی آن می¬پردازیم:«... الا و من احب علیا جاز الصراط کاالبرق الخاطف» کسی که محب علی «علیه‌السلام» باشد مانند برق جهنده از صراط عبور می¬کند. دنیا متن جهنم بوده و صراط از متن جهنم عبور می¬کند و ما در حال حاضر در متن جهنم یعنی دنیا می¬باشیم. صراط همان چهارده معصوم و خانواده آسمانی ماست. که ما استقامت در آن را هر روز در نماز می¬خواهیم: «اهدنا الصراط المستقیم صراط الذین انعمت علیهم» در واقع ما از خدا می¬خواهیم که تابع فرهنگ اهل بیت «علیه‌السلام» باشیم و غیر از آنها از کسی اطاعت نکنیم. پس انسانی که نماز می¬خواند باید همه¬ی کارهایش متناسب با ایشان باشد. و اگر غیر از این باشد به دروغ می¬گوید:« اهدنا الصراط المستقیم» و تناسبی با شیعه بودن ندارد. کسی که راست می¬گوید الگوهایش معصومین«علیه‌السلام»، صلحا، شهدا هستند. شهدایی که از همه¬ی دنیای خود گذشته و تا مقام"عنداللهی " رفتند. بین ما و محضر خدا هیچ فاصله¬ای جز علایق دنیایی ما نیست. گذشتن از تعلقات انسان را در آغوش خدا قرار می¬دهد. آیه 24سوره توبه 8 مورد را بیان می¬کند که حایل بین ما و خدا هستند که پدران، فرزندان، برادران، همسران، خاندان و عشیره، اموال ، تجارت ومساکن می¬باشند. شهید به این فوز عظیم نایل شده که از تمام تعلقات هشت¬گانه به خاطر خدا گذشته است. امام باقر«علیه‌السلام» می¬فرمایند:« من طلب شهاده بصدق النیه مات شهیدا و لو کان علی فراشه» کسی که طالب شهادت است با صدق نیت، شهید از دنیا می¬رود ولو اینکه در رختخواب بمیرد. چنین شخصی حتماً خدا، رسول و جهاد در راه خدا عزیز تر از آن تعلقات هشت¬گانه می¬باشد پس به هر صورتی بمیرد شهید از دنیا رفته است. جهاد باید تفریح مؤمن باشد نه تکلیف که اگر از آنها برداشته شد خوشحال شوند. کسی که دلداده¬ی خداست اوقات فراغتش هم به بطالت نمی¬گذرد یا در فعالیتهای عبادی است یا انجام وظایفش در برابر دیگران. وقت گذاشتن با خانواده و چای و میوه خوردن با آنها هم از بزرگترین عبادتهاست. و کفاره گناهان است و لازم نیست که در جمع خانواده حتماً حرفهای آسمانی مطرح شود. حرفهای زمینی و روزمره هم ثواب دارد. مقام انسانها از نوع لذتهایش معلوم می¬شود. کسانی که دغدغه ها و افکار بزرگ دارند به فرمایش علی «علیه‌السلام» در بهشت هم درجه¬ی¬شان می باشند این افراد گرفتاری های وهمی، خیالی و حسی ندارند زیرا بشدت مشغول پرداختن به خانواده¬ی آسمانی می¬باشند وقتی ندارند که صرف امور دنیایی نمایند. اما بعضی افراد به شدت وابسته هستند باید برای هر قطع وابستگی برای آنها دلیل آورد و معلوم هم نیست قبول کنند یا نه. دیدن فیلمها و سریالهایی که نویسنده و کارگردان دغدغه¬ی پیام رسانی فطری به مخاطب را ندارند و صرفاً جهت سرگرمی تهیه شده اند باعث غفلت است. کسی که در مقام عقلانی و فوق عقلانی است تمایلی به چنین فیلمهایی ندارد. اینکه می-فرمایند محب علی«علیه‌السلام» مانند برق جهنده از صراط می¬گذرد یعنی به حدی محو خانواده¬ی آسمانی است که وقت دنیا را ندارد. اما بعضی دیگر خیلی باید تلاش کنند تا بعد از سالها موفق به نظم در نماز اول وقت شوند. اینها محبتشان بسیار ضعیف است. محبین اهل بیت«علیه‌السلام» ممکن است که دچار انواع گرفتاریهای دنیایی باشند که اینها مشکل حساب نمی-شوند. گرفتاری حقیقی غوظه خوردن در حرام است واین که برای کنار گذاشتن هر کدام از گناهان باید سالها وقت صرف کند. ولی اگر عشق علی «علیه‌السلام» به دل انسان بیفتد دیگر نیازی به این تلاشها نیست. انسان از محبتش می¬تواند میزان معرفتش را ارزیابی کند زیرا محبت تابع معرفت است. اینکه غمها و شادی های انسان از چه اموری ناشی می¬گردد تعیین کننده¬ی قیمت انسان است. محب امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» تمام تفریحات و برنامه¬ریزی¬هایش آسمانی است. ممکن است در طبیعت هم سیاحت کند اما در همان زمان هم در حال برنامه¬ریزی است که از چه طریقی می¬تواند دل امام زمان«علیه‌السلام» را بدست آورد. چنین شخصی مصداقی از «اسیر الله» است که در جلسه پیش توضیح دادیم که اصلاً فرصت پرداختن به خیال و وهم و ... را ندارد نه اینکه لازم باشد با چنین اموری مبارزه کند بلکه حتی هنگام خواب هم در حال نقشه و برنامه ریزی برای اهداف بلند است ما باید تمام مراتب حسی، خیال، وهم و عقل را تقدیم خدا کنیم. اینگونه است که حتی اگر درگیر بیماری های سخت هم باشد در اختیار خداوند است. شهید چمران در واپسین لحظات عمر خطاب به دست و پایش می¬گفت که یک عمر شما را اذیت کردم کمی تحمل کنید از دست من راحت می¬شوید. افراد اینچنینی علیرغم همه مشکلات همیشه شاد و با نشاط هستند. مؤمن حقیقی هم علامت ایمانش به تعبیر قرآن شادی و آرامش است. در اسلام جهاد برای افراد پیر و بیمار واجب نیست. ولی در جبهه های ما افراد پیر و کسانی که توان جسمی درستی نداشتند و حتی مجروح و جانباز بودند حضور داشتند حتی کسانی که سن آنها اقتضاء نمی¬کرد در شناسنامه¬ی خود دست برده تا بتوانند در جبهه حضور یابند در صورتی که در تمام ارتشهای جهان سرباز ها دنبال بهانه¬ای هستند تا به جبهه های جنگ نروند. زمان دفاع مقدس یکی از رزمندگان از خانواده¬ی بسیار مرفه بود (که البته معجزه¬ی خداست: « یخرج الحی من المیت و یخرج المیت من الحی» خداوند زنده را از دل مرده و مرده را از دل زنده بیرون می¬آورد. اینگونه خداوند از پدر و مادری بی قید چنین فرزندی بوجود می¬آورد همانگونه که «ادواردو آنیلی» در چنین خانواده¬ای تا شهادت هم پیش می¬رود. کما اینکه از دل زنده، مرده بوجود می¬آورد و از پدر معصوم دشمن خدا بوجود می¬آورد) والدین آن رزمنده به سراغ او آمده ولی او به همراه آنها بازنگشت وقتی به مرخصی رفته بود آنها برای دلگرمی او و ممانعت از رفتن او به جبهه برایش ویدئو و موتور سیکلت تهیه کرده بودند و او هر دو را به جبهه آورده بود. اما الان جوانان ما گاهی تردید دارند که موسیقی حرام گوش کنند یا نه، وارد اینترنت شوند و ... استاد و مطالعه و برنامه گرفتن و ... خوب هستند ولی از معدّاتند انسان تا عاشق خدا نشده و «لا اله الا الله» را نفهمد و اینکه دل ما دلبری جز خدا ندارد و ... تلاشهای دیگرش فایده¬ای ندارند. شاید انسان را از جهنم نجات دهند ولی خیلی با عاشق شدن فاصله دارد. کسی نامه نوشته بود که نمی¬تواند به بازیهای کامپیوتری غلبه کند. یعنی واقعاً وقت انسان اینقدر بی ارزش است؟ حسین فهمیده 13ساله اصلاً اهل بازی نبود. در روایت داریم که خدا جوانی را که جوانی نمی¬کند را دوست دارد. یعنی از جوانی¬اش برای عشق متعالی استفاده می¬کند. مانند حضرت قاسم «علیه‌السلام» و حضرت علی اکبر«علیه‌السلام» و حسین فهمیده های دفاع مقدس خودمان. امام صادق «علیه‌السلام» وقتی حالتهای عبادی فرزندشان امام کاظم«علیه‌السلام» را در حین همراهی کردن با بچه های هم سن خود می¬دیدند می¬فرمودند: پدرم فدای کسی که اهل لهو و لعب نیست: «بابی من لا یلهوا و لا یلعب.» ما محبت ها و دلدادگی هایمان بسیار کم است. متأسفانه ما محبتمان کم است اگر عشق و دلدادگی داشته باشیم اصلاً گرفتار جهنم نمی¬شویم. خوابها، افکار و خیالاتمان از این جهت منفی است که دلبسته¬ی طبیعت هستیم و عاشق نشدیم. و به ما گفته شده که اگر می¬خواهی از صراط مانند برق عبور کنی باید عاشق شوی. برای عاشق همه چیز شادی آور و لذتبخش است و دیگر زود رنج و حساس نیست. انسان بد خلق استعداد¬هایش را ضایع می¬کند و خدا می¬داند که با قبر و قیامتش چه می¬کند. کسانی که اهل کینه¬ورزی و نقشه کشیدن برای انتقام از دیگران هستند خیلی کوچک و ضعیف هستند. کسی که ادعای کار برای امام زمان «علیه‌السلام» را می¬کند و با کوچکترین فشاری عقب نشینی می¬کند برای خودش آمده و عاشق خودش است. عشق درمان همه بیماریهای روحی و اخلاقی است بدون زحمت و مرارت و اینگونه است که انسان از صراط مانند برق خاطف عبور می¬کند. برای همین در قرآن به پیامبر«سلام‌الله علیها» امر شده که بگوید اجر رسالتم «موده فی القربی» است. کسانی که اهل مودت نیستند ولی یکسره قرآن و نماز و ... هم می¬خوانند با وجود این دلهایشان پر از غصه و ناراحتی است. علت ضعف جامعه شیعه، ظلم، آلودگی و بی عدالتی و این است که عشق به اهل بیت «علیه‌السلام» به آن حد لازم خود نرسیده است. اگر عشق به اهل بیت «علیه‌السلام» باشد هیچ کس به زیر دست خود ظلم نمی¬کند. کسی تلاش نمی¬کند رئیسی را از مقامش عزل کند تا خودش جانشین او شود... دلداده¬ی اهل بیت«علیه‌السلام» شاد و قوی و قدرتمند است نه یک شخص پر نخوت و متکبر یا ضعیف و زود رنج و ... اگر عشق به خدا و ائمه «علیه‌السلام» به انسان قدرت و شادی ندهد شخص عاشق آنها نیست بلکه عاشق خودش است. بعضی ها دین را تکلیفی پذیرفته¬اند و بعضی کارها را انجام می¬دهند و برخی دیگر را انجام نمی¬دهند. و اصلاً کاری را با عشق انجام نمی¬دهند. افراد عاشق تمام انتخابها، ارتباطات، افکار و رفتارشان بر اساس آسمان است. و هیچ کاری را تکلیفی انجام نداده و به یکایک وظایفش عاشقانه عمل نمی¬کند. و از صحنه های جهنم آفرین سریع عبور می¬کند. این افراد تکیه اشان به خانواده¬ی آسمانی شان است. کسی که با خانواده¬ی آسمانی در دنیا رابطه برقرار نمی¬کند در آخرت هم به کار او نمی¬آیند. آیه¬ی 24سوره توبه آینه¬ی ماست. اگر سه معشوق اصلی که نام برده (خدا ،رسول و جهاد در راه خدا) برای ما از هر چیز و هر کس عزیزتر بودند باطن ما خوب است و گرنه که وضع خوبی نداریم. پاسخ همه¬ی سئوالها برای خوب شدن و متعالی شدن فقط یک چیز است و آن این است که عاشق شویم. میزان زیبایی هرکس به میزان انتسابش به زیبایی مطلق است. ببینیم که کمالات خوک و میمون در او تجلی دارد. با دستورات اساتید مختلف راه را گم نکنید. آخرت حرف هر استاد عرفانی عشق و دلدادگی است. حسین فهمیده با عشق، ره صد ساله را یک شبه رفته است. و این عشق یک دشمن دارد و آن هم گناه است و از آن بدتر تنبلی و بی حوصلگی است. باید با تلقین دل را راه انداخت. دل که راه بیفتد کار راحت می¬شود و انسان حجم زیادی از کارهای منفی را کنار گذاشته و زیبا و قدرتمند می¬شود. اگر عشق را از دینداری بگیریم دین ما را تبدیل به انسانهای بدبخت و غصه¬دار و مفلوک می¬کند. انسان باید خودش را شناخته و قدر خود را بداند.

صوت

1 - خانواده آسمانی جلسه 49

کلیدواژه ها: ،

Top
شناسه مطلب: 416
زمان انتشار: 6 می 2014
| |
خانواده آسمانی ؛ جلسه 48

خانواده آسمانی ؛ جلسه 48

 90/04/30 از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی درباره ی آثار محبت اهل بیت (ع) روایتی طولانی از پیامبر(ص) از عبدالله بن عمر در کتاب فضایل الشیعه شیخ صدوق جلد پنجم نقل کردیم آخر روایت اینگونه بود: «... من احب علیا سمی فی السموات و الارض اسیر الله »کسی که علی را دوست داشته باشد در آسمان و زمین "اسیرالله" (اسیر عشق خدا) نامیده می شود. «... و من احب علیا نادیه کلک من تحت العرش یا عبدالله استأنف العمل فقد غفرالله لک ذنوب کلها» هر کس علی را دوست داشته باشد فرشته ای از زیر عرش خدا ندا می دهد که ای بنده ی خدا عملت را از سر بگیر که خدا آمرزید همه ی گناهان تو را انسان اگر با عشق خانواده ی آسمانی صبح از خواب بیدار شده و شب هم با این عشق به خواب رود ما بین آن اگر خطایی مر تکب شود در دریای عشق به ایشان ذوب می شود. مانند اعضای خانواده ای که یکدیگر را دوست دارند مبنایشان این است که قصور و تقصیر هم را نبینند و اگر اشتباهی از هر کدام سر بزند طرفین می دانند که به رابطه ی عمیق و عاشقانه اینها هرگز خللی وارد نمی کنند اهل بیت (ع) بعد از خداوند تبارک و تعالی عاشقانه ترین رابطه را با ما دارند که متأسفانه اینها هرگز خللی وارد نمی کنند اهل بیت (ع) بعد از خداوند تبارک و تعالی عاشقانه ترین رابطه را با ما دارند که متأسفانه ما به آن توجه نداشته و درکش نمی¬کنیم. و با عینک تیره به آن نگاه می¬کنیم. وقی غبار جهل مانع از نگاه درست ما شده ما نمی توانیم رابطه شفاف و صمیمی با ایشان داشته باشیم و از آن استفاده کنیم. مانند اینکه دو نفر یکدیگر را دوست داشته باشند ولی ابراز نکنند شیطان بین آنها فاصله انداخته و وقتی همدیگر را از دست می¬دهند تازه متوجه می¬شوند چه گوهر گرانبهایی را از دست داده اند در رابطه با اهل بیت (ع) باید غبارها را بر طرف کنیم تا متوجه این همه صمیمیت و زیبایی شویم البته این محبت اختصاص به شیعیان نداشته و در سایر مذاهب هم اینچنین است ولی شیعیان نزدیکترند. بنابراین ما به این راحتی از چشم خدا و اهل بیت (ع) نمی¬افتیم. این خیلی مهم است که ما هم درباره ی عزیزانمان اینگونه باشیم و به دلیل اشتباهاتشان روابطمان با آنها را خراب نکنیم. (این بحث مفصلا در بخش "مهرورزی " بیان شده است. این همه خشونتی که ما داریم و به راحتی از دیگران بدمان می آید برای این است که ما جایگاه انسانها را در نزد خدا نمی شناسیم و حتی خودمان را هم خوب نشناخته ایم. ما باید متوجه باشیم که مادر همه ی ما فاطمه زهرا(س) و پدرمان سیزده معصوم دیگر و سایر انبیاء اولیاء و امامزادگان (ع) می باشند بنابراین باید به ایشان تکیه کنیم. با کشف این رابطه است که انسان می¬تواند آن را به عنوان دارایی در قلب خود تثبیت کند. و با این وجود عصبانیت، زود رنجی، حسادت و ... از انسان زایل می¬گردد. اصلاً انسان به حدی لبریز است که چیزی کم ندارد که بخواهد حسادت نماید. و اگر کسی از لحاظ آخرتی از ما سبقت گرفته که لذتبخش است نه حسادت برانگیز. مانند پیروزی رزمندگان اسلام بر دشمنان، زیرا مهم این است که دشمن منکوب شده نه اینکه چه کسی این کار را انجام داده است در زمان دفاع مقدس هم همین طور بود و زمانی که ما از اینکه کسی موفق شده حجابها را از بین برده و به خدا برسد خوشحال شویم قطعاً بهره¬ای از آن نصیب ما خواهد شد. در نماز جماعت که اینهمه تأکید شده ازما خواسته شده که نورهایمان را روی هم بریزیم و تنها با خدا حرف نزنیم:«ایاک نعبد و ایاک نستعین» یعنی خدایا ما را جمعی بردار و خوب را از بد سوا نکن. ما و اولیاء و امام زمان (ع) در یک لحظه مشغول نماز هستیم، به حرمت آنها از ما هم بپذیر و بهره ی آن را نصیب ما هم بنما. در روایت داریم که گاهی خداوند به خاطر یک نفر بلا را از همه بر می گرداند. و حسادت در امور دنیایی که خیلی انسان را پست می-کند. زیرا آنچه که خدا به واسطه¬ی بهشت و خانواده¬ی آسمانی به ما داده است قابل مقایسه با دنیای دیگران نیست. و البته که این در صورتی است که ما قدر خودمان را بدانیم. و امیرالمؤمنین (ع) می¬فرمایند: " خدا رحمت کند کسی را که قدر خودش را می¬داند ولی به محض اینکه غذاهای دنیایی غلبه پیدا می¬کنند مانند دیدن سریالها و مجالست با انسانهای غلفت زده و ... انسان را دچار غفلت می-کند. زیرا تاریکی دیگران در انسان اثر می¬گذارد. و علیرغم شرکت در کلاسها ولی با افراد عادی تفاوت چندانی ندارند. قرآن می فرمایددائماً با کسانی ارتباط داشته باشید که صبح و شب پروردگار شان را خوانده و عاشق وجه الله هستند. و اگر با اهل غفلت معاشرت داریم باید دائماً متذکر باشیم تا غفلت ایشان در ما اثر نگذارد. این قسمت از روایت تا زمانی که عمق رابطه شدید ما با اهل البیت (ع) درک نشود خوب فهمیده نمی¬شود. و ممکن است با ارتکاب گناه شیطان رابطه ما را با خدا و اهل بیت (ع) خراب کند. قرآن می¬فرمایدکه مؤمن کسی است که اگر گناهی از او سر زد زود توبه کند. ما محبوبیتمان در نزد ایشان از بین نمی¬رود ولی خودمان با آلودگی محضر را از دست می¬دهیم. ما در باره¬ی دیگران اگر چند بار اشتباه کرده و آنها را اذیت کنیم از چشمشان می¬افتیم. اما درباره¬ی خدا و اهل بیت (ع) به دلیل عمق شدید و گرمای آن کانون، اینچنین نیست. بنابراین باید سعی کنیم در طول روز رابطه ی عاشقانه با اهل بیت (ع) را حفظ کنیم. ولو اینکه چند لحظه برای تمرکز روی عشق با ایشان، خلوت کنیم. ما به همان اندازه ای که برای عشق های زمینی سرمایه¬گذاری کرده و وقت می¬گذاریم حاضر به وقت گذاری برای ایشان نیستیم. مثلا شب جمعه شب عاشقی است و فرشتگان ما را ندا می¬دهند و فرا می¬خوانند. صلوات فرشتگان بخصوص صلواتهای مخصوص که ثواب بینهایت دارند برای خانواده¬ی آسمانی بویژه حضرت حجه (عج)، امامزادگان، همنشینان بهشتی امان و برای همه ی ماوراء الطبیعه، بسیار خوب است. به خدا اظهار کنیم که در طول روز خیلی دیدنی ها و شنیدنی ها داشته ایم، افکاری به ذهن ما خطور کرده و ... در این آخرشب آمده ایم علیرغم همه¬ی اینها به تو ابراز عشق کنیم. سفارش بزرگان به دعا و استغفار و صدقه در قبل از خواب برای پاک شدن از این آلودگی هاست که یعنی اینها نمی¬توانند روابط ما را خدشه دار کنند. پنج وعده نماز هم برای همین است. هر کدام تجدید عهد و میثاق است. انسان وقتی در سجده سر روی پاهای خدا می¬گذارد وقتی به نماز می-ایستد و به هنگام وضو در می¬یابد که خدا منتظرش است، و آغوش خود را به روی او گشوده است. و می بیند که می¬تواند بسیار امیدوار باشد. برای برقراری این ارتباط لازم نیست حتماً دو رکعت نماز بخوانیم همین که خلوت کنیم، تمرکز گرفته و ذکر بگوییم میثاق ما با خدا تجدید شده و همین ها در پاکی دل ما مؤثر است. با درک یک رابطه درست و عاشقانه است که " استأنف العمل" (عمل از سر بگیر) قابل فهم می¬شود. "... الا و من احب علیا جاء یوم القیامه و وجه کالقمر لیله البدر..." کسی که علی (ع) را دوست داشته باشد روز قیامت در حالی می¬آید که صورت او مانند ماه شب چهارده است. روز قیامت که به تعبیر قرآن و روایات بسیاری از چهره ها به صورت حیوان، سیاه، غبار آلود و تاریک و غصه دار هستند دوستدار اهل بیت(ع) چهره اش اینگونه است:« وجوه یومئذ ناضره" چهره هایی در آن روز شاداب است. و " تعرف فی وجوههم نضره النعیم" در چهره هایشان طراوات و نشاط نعمت را می¬بینی. و در مقابل آنها: « وجوه یومئذ علیها غبره ترهقها قتره» صورتهایی در آن روز غبار آلوده است. و دود و تاریکی آنها را پوشانده است. پیروزی در جایی که همه شکست خورده اند بر چهره¬ی شخص پیروز نمایان است. حال در نظر بگیرید شخصی که در روز قیامت که علی (ع) در وصف آن می¬فرمایند: "«اهوا لهن عظیمه» هولهای آن بسیار عظیم است، پیروز مندانه وارد شود: "وجهه کالقمر لیله البد" .... "الا و من احب علیا وضع علی رأسه تاج الملک و البس حله الکرامه» آگاه باشید که کسی که علی (ع) را دوست داشته باشد بر سرش تاج پادشاهی قرار داده و لباس کرامت بر او می¬پوشانند. ملک را قرآن اینگونه معنا می¬کند:« و اذا رأیت ثم رأیت نعیما و ملکا کبیرا» و پیامبر درباره ملک عظیم می¬فرمایند که گداترین شخص بهشت سلطنتی دارد که یک میلیون از " ولدان مخلدون" بهشت، خادم او هستند. فقط خادم یک میلیون نفرند سایر افراد مرتبط با او معلوم نیست که چه تعدادند.. پس ظاهر دوستدار علی(ع)، "محب" است ولی باطن او "محبوب" است. ظاهراً محب اظهار عشق می¬کند ولی در باطن، عشق از طرف آنها ابراز می¬شود. مثل اینکه وقتی ما ضریح را می¬بوسیم این ظاهر امر است ولی اصل این است که آنها ما را می¬بوسند. ما هر لحظه مورد محبت و نوازش خدا و اهل بیت(ع) هستیم. برای درک این امر اوایل دعای عرفه امام حسین (ع) مؤثر است: با احترام و نوازش هزاران فرشته ما را در رحم مادر ساخته و پرداخته اند و با تشریفات عظیمی به دنیا وارد شدیم. و چه قدر فرشته ها در دوران کودکی از ما محافظت کرده اند تا به اینجا رسیده ایم. میلیارد ها دست از برزخ از ما حمایت کرده و تربیت می¬کند. قرآن کریم می¬فرمایند: "له معقبات یحفظونه" دائماً فرشته ها از ما محافظت می¬کنند. و زمانی که ما گناه می¬کنیم خودمان آنها را از خود رانده¬ایم و دچار حادثه می¬شویم. تا این رمزها را نفهمیم در تاریکی و غفلت زندگی می¬کنیم. باید نور معرفتمان را زیاد کنیم تا متوجه شویم خیلی از گناهان و انحرافات به دلیل محافظت آنها به سراغ ما نیامده است: «الحمد الله الذی هدانا لهذا و ما کنا لنهتدی لو لا ان هدانا الله» خدا را شکر که ما را هدایت کرد که اگر خدا ما را هدایت نکرده بود ما اینگونه نبودیم. هنر یک انسان به این است که همه¬ی این نعمتها و محبتها را قبل از مرگ درک کرده و متوجه عزت خودش که نشأت گرفته از خانواده ی آسمانی و تعلق به آنهاست، باشد. و بفهمد که امام زمان(عج) چه خون دلها خورده اند تا ما این شده¬ایم و از خانواده بیرون نرفته و به سمت جهنم نرویم. ما باید متأسف باشیم که حضرت را اینقدر اذیت کرده و در نزد فرشتگان خجالت داده ایم، در صورتی که ایشان هرگز ما را نفرین نکرده و بیرون نیانداخته¬اند. و بر عکس دعایمان هم کرده اند که خدا ما را نگاه دارد. ما باید به اینها اقرار داشته باشیم. ما که برای حضرت یار نیستیم اقلاً بار هم نباشیم و شرمنده اشان نکنیم. انسان زمانی را به این اعترافات اختصاص دهد. قبل یا بعد از نماز در مسجد و حرم و یا روی سجاده در خانه این خلوت را ایجاد نماید تا انشاء الله مورد مغفرت حق تعالی قرار بگیرد.

صوت

1 - خانواده آسمانی ؛ جلسه 48

کلیدواژه ها: ،

Top
شناسه مطلب: 415
زمان انتشار: 6 می 2014
| |
خانواده آسمانی جلسه47

خانواده آسمانی جلسه47

 90/04/23 از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی در جلسه‌ی قبل روایتی را از پیامبر «صلی‌الله علیه و آله و سلم» نقل کردیم که در ادامه‌ی آن حضرت می‌فرمایند: «... الا و من احب علیا هون الله سکرات الموت و جعل قبره روضه من ریاض الجنه» هرکس علی «علیه‌السلام» را دوست داشته باشد خداوند سکرات مرگ را بر او راحت می‌کند و قبرش را باغی از باغ‌های بهشت قرار می‌دهد. این‌که منظور از باغ چیست را خداوند می‌داند زیرا پیامبر «صلی‌الله علیه و آله و سلم» فرموده‌اند که آنچه که در آخرت وجود دارد با چیزهای مشابه خود در دنیا فقط تشابه اسمی دارد، لذا قابل تصور ما نیست. (کسانی که می‌خواهند اطلاعات بیشتری پیدا کنند یا به مباحث بلا و بهشت مراجعه کنند و یا انسان شناسی قم) «... الا و من احب علیا اعصاء الله بکل عرق فی بدنه حوراء و شفع فی ثمانین من اهل بیته و هم بکل شعره فی بدنه حوراء و مدینه فی الجنه...» هرکس علی «علیه‌السلام» را دوست داشته باشد خداوند به تعداد هر رگی که در بدنش است و هر مویی که در بدنش روییده به او همسری از همسران بهشتی عطا خواهد کرد و به همین تعداد هم شهرهایی در بهشت به او خواهد داد. (در حال حاضر ما نمی‌توانیم درک کنیم که این همه شهر به چه درد ما خواهد خورد مانند جنین که وقتی در رحم است بهره برداری از نعمت‌های دنیا را نمی‌تواند بفهمد. این‌ها نشان‌دهنده‌ی عظمت نفس است و ما چه‌قدر کوچک و محدود زندگی می‌کنیم. ما همین الان می‌توانیم این توانایی و عظمت نفس را بروز دهیم و با کمال تأسف بخش اصلی روح بسیاری از ما بدون فعال شدن به آخرت منتقل می‌شود.) ... و نیز می‌تواند هشتاد نفر از خانواده‌اش را مورد شفاعت قرار دهد. یعنی نوع حیاتش به گونه‌ای بوده که می‌تواند واسطه‌ی بین مردم و خدا شود. نقش داشتن در زندگی دیگران در این امر بسیار مهم و مؤثر است «... من احب علیا بعث الله الیه ملک الموت کما یبعث من الانبیاء» کسی که علی «علیه‌السلام» را دوست داشته باشد، خدا فرشته‌ی مرگ را همان‌گونه که برای انبیاء فرستاده بود برای او می‌فرستد (یعنی با همان هیبت) و البته باطن ما شکل فرشتگانی است که قرار است باعث انتقال ما به آخرت شوند. و همسران و خادمان بهشتی ما به صورت باطن ما هستند. انسان تا قبل از آشنایی با خانواده آسمانی خود به‌طور طبیعی عزیزترین کسانش خانواده‌اش می‌باشند ولی بعد از آشنا شدن با ایشان، آنها عزیزترین کسان او شده و سایر ارتباطاتش با محبت ایشان تنظیم می‌شود. «... و دفع الله عنه هول منکر و نکیر و بیض وجهه و کان مع حمزه سید الشهداء» خداوند هول نکیر و منکر را از محب علی «علیه‌السلام» دفع کرده و صورت او را سفید و نورانی کرده و با حمزه‌ی سید الشهداء «علیه‌السلام» محشور می‌گردد. «... الا و من احب علیا اثبت الله فی قلب الحکمه و اجری علی لسانه الصواب و فتح الله علیه ابواب الرحمه» خداوند در قلب محب علی «علیه‌السلام» حکمت را تثبیت می‌کند (عشق و محب خالص تمام قدرت و کمال معشوق را در عاشق سرازیر می‌کند و اینها آثار دارایی است نه صرفاً دانایی. باید از تلقین و بعد خیال شروع کنیم و بعد این عشق را عملیاتی کنیم و دل معصومین «علیهم‌السلام» را بدست آوریم و از آن جایی که ما نمی‌توانیم آنها را صید کنیم باید کاری کنیم که آنها عاشق ما شده و ما را شکار کنند.) و خداوند سخنان درست را بر زبان او جاری کرده و درهای رحمت را به روی او باز می‌کند. حدیث را ابن عمر از قول حضرت نقل کرده است و نشانی آن در فضایل الشیعه شیخ صدوق صفحه‌ی 5 می‌باشد. «الا و من احب علیا مسمی فی السموات و الارض اسیرالله...»؛ هر کس دلداده‌ی علی «علیه‌السلام» شود در آسمان و زمین او "اسیر خدا" نامیده می‌شود. اسیر کسی است که دیگر خودش چیزی نداشته و همه چیزش برای خداست. خودش هیچ تصمیمی نمی‌گیرد. صیادها وقتی ماهی صید می‌کنند بعضی از ماهی‌ها را که در تور افتاده‌اند برداشته و به دریا برمی‌گردانند زیرا به دردشان نمی‌خورد. آیا ما توری در زندگی کرده‌ایم که ما را نگه دارند؟ یا ما را برمی‌گردانند؟ ما در زیارت جامعه کبیره خطاب به معصومین «علیهم‌السلام» می‌گوییم: «... و عناصر الا برار...» معصومین «علیهم‌السلام» تمام وجود ابرار را تشکیل می‌دهند. ببینیم چند درصد از وجود ما از ایشان است؟ به عبارتی عیارمان چند است؟ اگر کسی چند درصد از خودش را که به اهل بیت «علیهم‌السلام» داده را مطالبه کند، ایشان در مقام ناز هستند همه را پس می‌دهند. به میزانی که ایشان در وجود ما حضور دارند ما قوی هستیم و در مقابل گناه مقاومت می‌کنیم. از مهرت‌ای خورشید جان / چون ذره ام هر سو روان / مجذوب حسن دیگران / ‌ای ماه خوبان نیستم قیمت و ارزش ما در لحظه‌ی مرگ معلوم می‌شود. بعضی‌ها ادعای دلدادگی دارند ولی واقعاً دلشان هرز است و به همه جا می‌رود.‌ ای یکدله صد دله، دل یکدله کن. مهم نیست اینجا ما را تحویل نگیرند، مصیبت آن است که اهل آسمان ما را نپذیرند. امام صادق «علیه‌السلام» فرمودند که اگر کسی می‌خواهد رشد کند اول باید خیال محبوبیت در نزد مردم را از سر خود بیرون کند. یک قاعده‌ی بسیار مهم برای ارزیابی این است که اگر کسی می‌خواهد بداند در نزد خدا چه‌قدر محبوب است باید ببیند خدا در نزد او چه جایگاهی دارد. انسان وقتی می‌گوید؛ «اللهم اجعلنی من حزبک / اللهم اجعلنی من جندک / اللهم اجعلنی من اولیائک»، باید ببینید دغدغه‌های حزب معصومین «علیهم‌السلام» را دارد و تلاشی برای برطرف کردن موانع ظهور حضرت مهدی «عجل‌الله تعالی فرجه‌الشریف» می‌کند یا نه. چگونه انسان می‌شود که ادعای محبت به ایشان داشته ولی زندگی او بر اساس فرهنگ دشمنان آنها تنظیم شود؟ آیا ما به فکر مظلومیت و آوارگی حضرت حجت «عجل‌الله تعالی فرجه‌الشریف» هستیم؟ و تا به حال پنج دقیقه برای ایشان دعا کرده‌ایم؟ و برای ایشان گریه کرده‌ایم؟ اگر عزیزی از ما اسیر شود و یا گرفتاری برای او پیش بیاید مثلاً بیمار شود چگونه برای او اشک می‌ریزیم؟ آیا این‌گونه برای حضرت متأثر هستیم؟ و برای فرج او دعا کرده‌ایم؟ اگر مجلس گرفتن و شام دادن نشانه‌ی محبت است که غیرمسلمانان و حتی برخی کفار هم که این کارها را انجام می‌دهند. کار عملیاتی ملاک است. این‌که ما ایتام آل محمد «صلی‌الله علیه و آله و سلم» را با خانواده اشان آشنا و مرتبط نماییم. آیا واقعاً ما به عنوان سرباز امام زمان «عجل‌الله تعالی فرجه‌الشریف» وارد پایگاه و چادر حضرت شده‌ایم؟ یا این‌که دنیا تمام زندگی ما را پر کرده و ضمن آن صدقه‌ای هم برای سلامتی ایشان می‌دهیم؟ در فیلم‌هایی که از معصومین نمایش داده‌اند می‌بینیم که ایشان یارانی دارند که هرگز از آنها جدا نمی‌شوند این افراد بسیار قیمتی هستند خودشان را وقف امامشان کرده و کار دیگری ندارند. یکی از مراجع نقل می‌کردند در سفر کربلا که بودند آبدارچی هیأت در حال مرگ بود به بالای سر او که رسیدم نتوانست از جای خود بلند شود اما یک مرتبه تمام قد ایستاد و به تک تک معصومین «علیهم‌السلام» سلام داده و خوش آمد گفت و با یکایک ایشان حرف زد پس خوابید و از دنیا رفت. این شخص یک عمر در پایگاه ایشان بوده و خیلی فرق دارد با کسی که مشغول زمین و زمینی‌هاست و گاهی هم دست در جیبش کرده و وجهی می‌پردازد. ما باید به فطرتمان بازگردیم فطرت ما عشق به بی‌نهایت را می‌خواهد زیرا وجود من «و نفخت فیه من روحی» است. امام صادق «علیه‌السلام» فرمودند که روح القدس، فاطمه‌ی زهرا «سلام‌الله علیها»است. همه عمر بر ندارم سر از این خمار و مستی / که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی ما باید به خانواده‌ی اصلی‌مان بازگشت کنیم وگرنه اسیر و تنها زندگی کرده و همان‌طور هم از دنیا می‌رویم. باید زیبا شویم تا ما را به اسارت ببرند. اگر 90٪ مال را استفاده کنیم و 10٪ به آخرت اختصاص دهیم بدسلیقگی کرده‌ایم. تا زمانی که ما را می‌خرند و از ما می‌خرند، باید بفروشیم و ممکن است زمانی دیگر ما را تحویل نگرفته و چیزی از ما نخرند.

صوت

1 - خانواده آسمانی جلسه47

کلیدواژه ها: ،

Top
شناسه مطلب: 414
زمان انتشار: 6 می 2014
| |
خانواده آسمانی  جلسه46

خانواده آسمانی جلسه46

  90/04/23 از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی بحث درباره‌ی آثار آخرتی محبت معصومین «علیهم‌السلام» است. از عبدالله ابن عمر روایت بسیار مهمی نقل شده که ایشان از قول پیامبر «صلی‌الله علیه و آله و سلم» اینچنین روایت می‌نمایند: «الا و من احب علیا لا یخرج من الدنیا حتی شرب من الکوثر و یأکل من الطوبی و یری مکانه فی الجنه» آگاه باشید کسی که علی «علیه‌السلام» را دوست داشته باشد، از دنیا خارج نمی‌شود مگر اینکه از حوض کوثر نوشیده و از درخت طوبی خورده باشد و مکانش را دربهشت ببیند. اگر قرآن علامت مؤمن را شادی و آرامش می‌داند این حدیث انصافاً توان قابل توجهی برای ایجاد شادی و آرامش در قلب مؤمن دارد. و هر قطعه‌ی از این روایت انفجار شادی در وجود محب اهل بیت «علیهم‌السلام» به همراه دارد و تلخی‌ها و شکست‌های مادی قادر به غمگین نمودن او را ندارد. البته محبت به معنای مودت یعنی حبی که انسان را به همراهی، تبعیت و افتخار و التزام به ایشان (اهل بیت) می‌رساند و در این روایت علی «علیه‌السلام» مصداق معصومین «علیهم‌السلام» می‌باشند. با توجه به متن روایات انسان عاقل کسی است که بیشترین سرمایه‌گذاری را روی دل یعنی بخش فوق عقل و انسانی خودش می‌گذارد، زیرا ما به واسطه قوای حس و خیال و وهم، حیوانیم و به سبب قوه عقل (به شرط اینکه اسیر سه بخش مذکور نباشد) فرشته هم هستیم و فقط فوق عقل ما و فعالیت آن باعث انسانیت ما که «اله» است. و الا قواهای پایین‌تر از آن معشوق خاص خودشان را دارند. حس عاشق محسوسات، خیال عاشق مخیلات، وهم عاشق موهومات و عقل هم عاشق معقولات است. و ما باید به آنها دل ندهیم بلکه فقط به "الله" دل داده و عاشقش بشویم. در روایت فوق منظور از «حبّ علی» این نیست که شخص اسیر توهمات، خیالات و محسوسات و... باشد و امیر المؤمنین «علیه‌السلام» را هم دوست داشته باشد. بلکه باید عشق حضرت سرآمد همه‌ی علاقه‌ها و کشش‌هایش باشد و الا حیوانات، کفار و حتی دشمنان حضرت ایشان را دوست دارند. در سوره توبه آیه 24 قرآن فقط کسانی را که خدا و رسول و جهاد در راه خدا را از همه چیز و همه کس بیشتر دوست دارند، انسان معرفی می‌کند. زیرا به دلش آنچه را که لایق آن بوده داده است. در روایت آمده که جهاد تفریح مؤمن است. همان‌طور که انسان حاضر است از مال خود برای عزیزان خود بگذرد و از سرمایه خود به پای محبوب و معشوقش بریزد، مؤمن هم با بذل جان خود در راه حق تعالی لذت می‌برد. خدا وقتی به انسان عشق داده فرصت عشق‌بازی هم داده است اگر غیر از این بود واقعاً برای انسان کشنده بود. و بارزترین مصداق آن هم در عاشورا بود. حضرت علی «علیه‌السلام» از مام حسین «علیه‌السلام» و یارانشان با واژه‌ی "عشاق" یاد کرده بودند. و پیامبر فرمودند که اگر کسی بمیرد در حالی که جهاد نکرده باشد و یا آرزوی جهاد نداشته باشد به شعبه‌ای از نفاق مرده است. مگر می‌شود انسان کسی را دوست داشته باشد ولی به دنبال فرصتی برای ابراز عشق نباشد. بنابراین محب حقیقی علی «علیه‌السلام» از حوض کوثر نوشیده و از درخت طوبی خورده و مکانش را در بهشت می‌بیند. «... الا و من احب علیا قبل صلاته و صیامه و قیامه و استجاب له دعائه...» عشق علی «علیه‌السلام» به انسان کاری می‌کند که ضعفها را جبران می‌کند. مانند اینکه فرزند خانواده از عشق والدین آگاهی داشته و می‌داند که اعمال بد او سبب از بین رفتن عشق و محبت مادر و پدر به او نمی‌شود ولو اینکه از عمل او بدشان بیاید. در زیارت جامعه کبیره آمده: «... و بموالاتکم علّمنا الله و اصلح ماکان فسد من دنیانا» موالات شما باعث آشنایی ما با معارف دین شده و نیز سبب می‌شود اشتباهات گذشته‌ی ما اصلاح گردد. کفاره بودن محبت این‌گونه است یعنی عیب‌ها را می‌پوشاند و اگر با توجه به این محبت عضو خانواده‌ی آسمانی‌مان نباشیم واقعاً باخته‌ایم. انسان با تکیه به این عشق آسمانی زندگی‌اش همیشه طراوات داشته و محتاج عشق دیگران نیست. خواه ناخواه این کانون عشق وجود دارد ولی ندیدن چنین دارایی عظیمی خیلی بد است. با چنین سرمایه‌ی عظیمی امکان ندارد که انسان تحقیر شود. وقتی انسان عزیز اهل بیت «علیهم‌السلام» شد گرد هیچ ذلتی بر وجود او نخواهد نشست. تمام ضعفها با محبت ایشان جبران میشود. انسان اگر با حضور قلب نماز نخواند در روایت داریم که فرشته‌ها آن نماز را بر سر او می‌زنند ولی با تعقیبات این ضعف جبران می‌گردد. عشق به ایشان هم اینگونه نواقص کار ما را بر طرف می‌نماید. محب علی «علیه‌السلام» دعای اجابت شده ندارد ولو اینکه به او نداده باشند یا اینکه دیر داده باشند. اجابت لزوماً برآوردن حاجت نیست که برآوردن حاجت پایین‌ترین مرتبه‌ی اجابت است. اکثریت قریب به اتفاق مردم جهان از انتخاب‌ها و ارتباطات و رفتار گذشته‌ی خود پشیمان هستند حالا در نظر بگیرید با چنین وضعی اگر خداوند مصلحت را در نظر نگرفته و همه خواسته‌های بشر را بلافاصله پاسخ دهد چه اتفاقاتی خواهد افتاد. همان‌گونه که ما به دلیل علاقه‌ای که به فرزندانمان داریم بسیاری از خواسته‌های آنها را به ایشان نمی‌دهیم. ولی همیشه توجه به این نیاز داریم و بعدها برای او علت را توضیح داده و بهتر از آن را به او می‌دهیم. اگر کسی دلداده‌ی علی «علیه‌السلام» گردد فرشته‌ها که به تعبیر خداوند در قرآن به «عباده مکرمون» یاد نموده است برای او طلب مغفرت می‌کندکه البته دعای فرشتگان مستجاب است و خداوند فرشته‌ها را عاشق کسی می‌کند که عاشق امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» است. خداوند برای فرشته‌ها تمثالی از امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» درست می‌کند تا هرقدر می‌خواهند دور او بگردند زیرا آنها از اینکه زمینی‌ها علی «علیه‌السلام» را داشتند بسیار متأثر بودند و همچنین به روی محب علی «علیه‌السلام» هشت در بهشت گشوده می‌شود که از هر دری که می‌خواهند وارد شوند بدون هیچ حسابی. فقط خدا می‌داند که از محب علی «علیه‌السلام» در برزخ توسط کانون‌هایی از عشق چه استقبالی صورت خواهد گرفت. و اینکه فرمودند بدون حساب از هر دری بخواهد وارد می‌شود یعنی موقع ورود اصلا سئوال و جوابی و حساب و کتابی در کار نیست. اگر کسی اهل قمار با خدا بوده و حساب و کتاب با خدا نداشته باشد خداوند بی‌نهایتش را به پای او می‌ریزد. ما هرچه هم بکنیم به پای خدا نمی‌رسیم. خداوند زمینه‌های عشق‌بازی را برای ما فراهم می‌کند زیرا می‌داند که اگر فرصت این‌چنینی به بنده‌اش ندهد او دق می‌کند. لذا می‌فرماید: «من ذاالذی یقرض الله قرضا حسنا فیضاعفه» و فضای عشق‌بازی را با تشویق بندگان به جبران الهی، باز می‌کند و یکی از دلایل تفاوت‌های اقتصادی در جامعه هم این مسئله می‌باشد. لقمان وقتی که خداوند نبوت و حکمت را به او عرضه کرد حکمت را پذیرفت و خداوند هم در قرآن از قول او سخن بیان می‌کند. وقتی لقمان خیارهای تلخ اربابش را بدون اینکه چیزی به روی خود بیاورد می‌خورد اربابش تعجب می‌کند و در پاسخ تعجب او، لقمان می‌گوید که یک عمر است که از دست شما خیار شیرین می‌خورم آیا رواست که یکبار که خیار تلخ شد به روی خود بیاورم؟ خوشا به حال کسی که با خدا این‌گونه است. فقط باید به خدا دل بدهیم. «... الا و من احب علیا اعطاه الله کما به بیمینه و حاسبه حساب الانبیاء...» هرکس عشق علی «علیه‌السلام» در دلش باشد خدا نامه‌ی عمل او را به دست راستش می‌دهد (هر کس نامه‌ی عملش را به دست راستش بدهند حسابش را راحت می‌گیرند و حساب او مانند حساب انبیاء خواهد بود.

صوت

1 - خانواده آسمانی جلسه46

کلیدواژه ها: ،

Top
شناسه مطلب: 412
زمان انتشار: 5 می 2014
| |
خانواده آسمانی جلسه 45

خانواده آسمانی جلسه 45

 90/04/16 از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی بحث ما درباره‌ی قدر و قیمتمان و نوع رابطه‌مان باخانواده آسمانی و کمک گرفتن در این رابطه از ایشان بود. و در غیر اینصورت شیطان در این روابط کارشکنی می‌کند. پس ما باید با ملاک‌های اهل بیت «علیهم‌السلام» پیش برویم. در انتهای دعای رجب عرض کردیم که به ما آموخته‌اند که هم زندگی دنیایی خوبی را از ایشان بخواهیم و هم زندگی آخرتی را. زندگی آخرت به حدی مهم است که قرآن می‌فرماید: آنچه که باعث استقامت انبیاء گردید همان زندگی آخرتی بوده: « انا اخلصناهم بخالصه ذکر الدار» یا در زندگی آینده ایشان را پاک نگهداشته است. بنابراین برای ما هم مؤثر خواهد بود. تصور استقبال انبیاء، اولیاء و ائمه «علیهم‌السلام» کاخ‌ها و موسیقی‌های بهشتی، درس‌ها، کلاسهای بهشت و... که انسان در این کلاس‌ها قدرت روحی و کمال پیدا می‌کند. سفرهای بهشت که مبحث خاص خودش را دارد و... خیال پردازی‌های اینچنین اولیاء خدا را قدرت بخشیده و حضرت سجاد «علیه‌السلام» می‌فرمایند: که چه قدرشیرین است که من در اوهام به سوی تو سلوک کنم. متأسفانه ما این خیالات زیبا را نداریم. ما وقتی منتقل به آخرت می‌شویم عظمت آنجا باعث می‌شود که ما به کوچکی دنیا پی ببریم و به تعبیر قرآن در مورد توقفمان در دنیا این‌گونه بگوییم: «عبثنا یوما او بعض یوم» پس زندگی ابدی است که باید برای آن دغدغه داشته و خیال‌پردازی کنیم. این همه آیه درباره‌ی بهشت برای فعال شدن عقل و فوق عقل ماست. و اگر خیال‌پردازی نکنیم در عمل موفق نخواهیم شد. تمام حرکت ما به سمت بهشت با هرکس که با او زندگی می‌کنیم در درون خود ما صورت می‌گیرد مانند جنین که تمام تحولاتش در یکجا و در قرار مکین انجام می‌شود. قرار مکین یعنی اینکه جنینی‌اش متوقف شده است. کسی به چنین وضعی می‌رسد که گذشته‌اش را خراب کرده و از خوراکی‌هایش یا درست استفاده نکرد و یا خوراکی‌ها ضعیف بوده‌اند بنابراین باید سعی کنیم با رحم‌های قوی رابطه برقرار کنیم که آن رحم‌ها عبارتند از رحم مکانی، زمانی و رحم استاد. که باید در این رابطه با سرعت خودمان را برای آخرت آماده کنیم. زیرا ما واقعاً فرصتی نداریم. جنین‌های بیمار در دوران جنینی یک‌جا در حرکتشان متوقف شده و انحراف پیدا کرده‌اند. بنابراین انسان باید یکسره نعمت‌های بهشتی را در خیال آورده و با آنها زندگی کند. زیرا در نوع عمل انسان مؤثر است. و کسی که می‌خواهد با معصومین «علیهم‌السلام» محشور شود باید کلیه‌ی انتخابها، ارتباطات، افکار و رفتارش را متناسب با تولد سالم به آخرت تنظیم کند. به مجرد اینکه ملاک ها دنیایی، شخصی و قومی و... بشود انسان فاصله می‌گیرد و اگر انسان نتواند در دنیا جبران کند ضعفش در آخرت بسیار آزاردهنده است. حضرت فرموده‌اند که در دعا عیش مقتبل و دوام در خوردن و آشامیدن را چند بار و یک بار بخواهید که در آنها خستگی و ملال نباشد تا اینکه من خدمت شما برسم. و این اشاره به همان مطلب است. که در دعای عهد خواهان بازگشت پس از مرگ به دنیا در زمان ظهور حضرت می‌باشیم. در روایت داریم که وقتی حضرت ظهور می‌کنند به بهشتی‌ها اطلاع می‌دهند بعضی از آنها تمایل به بازگشت دارند همان‌هایی که دلداده‌ی حضرت هستند. آن بزرگواران برای ما فقط عیش نخواسته‌اند بلکه معیت با خودشان را خواسته‌اند: «ان یجعلنی معکم فی الدنیا و الاخره». «... والفوز فی کرتکم» یعنی زمان رجعت شما هم می‌خواهم باز گردم و با شما باشم. ایشان تا اینجا به ما برنامه داده‌اند و مشتاق ما هستند و ما چه قدر بی لیاقت هستیم. کسانی که به طور عادی از دنیا رفتند آرزو دارند برگردند و در رکاب حضرت طعم شهادت را بچشند. این افراد زمان ظهور بهشت برایشان جهنم می‌شود و طالب بازگشت به دنیا و درک حضور حضرت و سایر معصومین «علیهم‌السلام» و... در زمان ظهور رجعت می‌باشند. اینکه در دعای عهد به ما آموخته‌اند که بخواهیم از قبر بیرون آمده و شمشیر به دست در معیت با حضرت حجت «عجل‌الله تعالی فرجه‌الشریف» با دشمنان بجنگیم قصد داشتند که شخصیت خاصی از ما بسازند. برای همین است که فرموده‌اند قیمت شما به معرفتتان است: والفور فی کرتکم...». اگر درباره‌ی کسی تحقق یابد شخص از بهشت به دنیا باز می‌گردد حضرت را یاری می‌کند و تازه می‌فهمد که باید با دنیا چه رابطه‌ای داشته باشد و چگونه زندگی کند. به همین دلیل بهشتی‌ها حسرت پنج دقیقه‌ی دنیا را می‌خورند و هر چه سعی می‌کنند نمی‌توانند به ما بفهمانند که آنجا چه خبر است و همه‌ی آن نعمت‌ها وابسته به حرکت صحیح در دنیاست: «... و یستبشرون بالذین لم یلحقوابهم» بی تفاوتی ما به این دلیل است که شوق آخرت را نداریم. کسی که شوق آخرت دارد و در هر سنی ولو پیری، قدرتمند و جوان و بانشاط است. «... و الحشر فی زمرتکم» یعنی به ما یاد داده‌اند که بخواهیم در گروه ایشان محشور شویم. روز قیامت همه‌ی گروه‌ها دسته‌بندی شده‌اند: «یوم ندعوا کل اناس بامامهم» امام صادق «علیه‌السلام» می‌فرمایند روز قیامت دست همه‌ی ما به دامان پیامبر «صلی‌الله علیه و آله و سلم» است و دست شما هم به دامان ما. بالاتر از این چیزی وجود ندارد. و حیف است که با وجود اینها غصه بخوریم. اگر محبت معصومین «علیهم‌السلام» در دل ما قرار گیرد تمام ابعادمان نورانی و با برکت می‌شود. پیامبر «صلی‌الله علیه و آله و سلم» به علی «علیه‌السلام» اینگونه می‌فرمایند: «ما ثبت حبک فی قلب امرء مؤمن فزلت به قدمه علی صراط الا ثبت له قدم حتی ادخل الله بحبک الجنه» کسی که می‌داند قرار است به اهل بیت «علیهم‌السلام» ملحق شود دیگر کسل و بی حوصله نیست و برنامه خاص برای زندگی دارد. قهرمان زندگی ما امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» است که محبتش با انسان چنین می‌کند.‌ ترجمه‌ی حدیث: محبت تو در قلب هیچ مؤمنی نرفت مگر اینکه هر جا روی صراط کم آورد و قدمش بلرزد، خداوند او را کمک می‌کند. (آن‌قدر این ثبات قدم تکرار می‌شود که هرجا می‌افتد این محبت او را بلند می‌کند.) تا اینکه خداوند تو را به حب او وارد بهشت می‌کند. خود من علیرغم این همه آسیبی که دیده ام و درد تحمل می‌کنم به فعالیتم ادامه می‌دهم زیرا یکبار مرا به جهنم برده و آنجا را دیده ام. ما باید انگیزه‌های آخرتی داشته باشیم.‌ ترس از جهنم و شوق به بهشت و حتی از بهشت هم بالاتر بعضی‌ها را کوچک‌ترین حرکتی نمی‌دهد. محبت علی «علیه‌السلام» روی صراط به ما کمک می‌کند. «صراط» روی جهنم نیست بلکه داخل جهنم است. و به قول امام «رضوان الله تعالی علیه» دنیا متن جهنم است. گناه و بدخلقی ما را محاصره کرده است. اینکه فرموده‌اند: «حب علی حسنه لا تضر معها سیئه»؛ محبت علی حسنه‌ای است که هیچ گناهی به آن آسیب نمی‌زند، برای این است که هرجا زمین می‌خورد این محبت او را از جا بلند می‌کند. جامعه کبیره: « بموالاتکم علمنا الله معالم دیننا و اصلح ما کان فسد من دنیانا» تمام اشتباهات گذشته ما با مودت ایشان جبران می‌شود. چگونه از این محبت استفاده کنیم؟ خداوند می‌فرمایند: « قل ان کنتم تحبون الله فاتبعونی یحببکم الله»؛ بگو اگر خدا را دوست دارید از من (پیامبر) پیروی کنید محبوب خدا می‌شوید. از این طریق شکار خداوند می‌شویم یعنی کاری می‌کنیم که خدا و اهل بیت «علیهم‌السلام» به ما علاقمند شوند. اگر ما شکار شده باشیم علامتش این است که آنها همه‌ی دل ما را تسخیر کرده باشند. برای اینکه توسط آنها شکار شویم باید خودمان را به ایشان نزدیک کنیم و در عین حال آنها هر کسی را شکار نمی‌کنند. امام زمان «عجل‌الله تعالی فرجه‌الشریف» در مقام ناز هستند و کار را از هر کسی نمی‌پذیرد. ببینید از وقت، مال، استعداد و قلمتان چند درصد برای امام زمان «علیه‌السلام» سرمایه‌گذاری کرده‌اید؟ به همان میزان شما را خریداری کرده اند. و البته به میزانی که در این راستا به آنها دل داده‌ایم مورد قبول ایشان هستیم. چه کسانی هستند که بارها دعوت شده‌اند و اجابت نکرده‌اند و در عوض همه‌ی سرمایه‌شان را به پای همسر، فرزند و... می‌ریزند و و قتی برای خدا و امام زمان «عجل‌الله تعالی فرجه‌الشریف» ندارند. بعضی‌ها حاضرند از اموالشان در راه خداوند بگذرند زیرا خداوند تا هفتصد برابر بازگشت را تضمین کرده است. و انسان تا زنده است باید از مالش در راه خداوند بگذرد. اما بعضی‌ها از جان خود نیز می‌گذرند. ما نباید تقرب را توهم کنیم بلکه باید حقیقتا تقرب پیدا کنیم. و اگر کاری برای ایشان کردیم نباید توقع مزد داشته باشیم همین که آنها می‌بینند کافی است. ایشان هرگز افراد اهل شک را نمی‌پذیرند. کسانی که شک و شرط می‌گذارند خارج از این ماجرا هستند و باید بدانند که اگر ایشان آنها را نخرند حتماً شیطان آنها را می‌خرد. ما در هر موقعیتی هستیم باید تصمیم بگیریم که متناسب با موقعیتمان خودمان را به آنها بفروشیم.

صوت

1 - خانواده آسمانی جلسه 45

کلیدواژه ها: ،

Top
شناسه مطلب: 411
زمان انتشار: 4 می 2014
| |
خانواده آسمانی جلسه44

خانواده آسمانی جلسه44

 90/04/16 از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی هدف از بحث خانواده آسمانی پی بردن به قدر و قیمت خودمان است. بنابراین باید راه‌های زندگی کردن با ایشان را بیاموزیم. علی «علیه‌السلام» می‌فرمایند: «هلک امر من لم یعرف قدره» کسی که قیمت خودش را نشناسد هلاک می‌گردد. یعنی به انواع نکبت‌ها دچار می‌شود. زیرا تمامی انتخاب‌ها، ارتباطات، افکار و رفتار مشخص بر اساس قیمت حقیقی او تنظیم نمی‌گردد. زیرا نوع ارتباط اعضای یک خانواده‌ سازنده‌ی هر فردی است. در خانواده آسمانی ما از یک طرف فرزندان محمد برای محمد هستیم و از طرفی آن بزرگواران پدران و مادر خانواده هستند و چگونگی زندگی و ادب با بزرگ‌ترها و سایر اعضای خانواده را ایشان به ما می‌آموزند و از آن‌جایی که از عالی‌ترین سطح اطلاعات برخوردار هستند ما باید از آنها اطلاعات کسب کنیم. نحوه‌ی نگاه ما به ایشان یک مسئله است و اینکه ایشان چه چیزهایی را به صلاح ما می‌دانند مسئله دیگری است. در خانواده‌ی زمینی گاهی که افراد به هم نیاز دارند در اثر ‌تربیت‌های غلط یا حیاهای احمقانه نمی‌توانند به هم اظهار نمایند احتیاج دارند یکدیگر را ببوسند یا در آغوش بگیرند ولی خجالت کشیده و یا غرور بیجا به آنها چنین اجازه‌ای را نمی‌دهد. در رابطه با خانواده‌ی آسمانی‌مان نیز گرفتار بخش حیوانی و جنسیتمان هستیم و نوع نگاه و رابطه‌مان را نمی‌دانیم که چگونه تنظیم نماییم. تعصب‌ها، عادت‌های غلط و ‌تربیت اشتباه، عدم رشد اخلاقی و ضعف‌های معنوی مانع برقراری چنین ارتباطی است. برای برداشتن حجاب‌های مابین ایشان و خودمان باید نگاه و ارزیابی ایشان را بشناسیم. این‌که پدری به فرزندش امر کند که زود به خانه بیاید خیلی فرق دارد با اینکه بگوید چون دلم برایت تنگ می‌شود زود برگرد. برخورد بدون ملاطفت بزرگ‌تر باعث می‌شود که فرزند هم نتواند رابطه برقرار نماید. امام سجاد «علیه‌السلام» به حدی هیبت داشتند که حضرت برای این‌که این امر مانع ارتباط دیگران نشود همیشه لبخند به چهره مبارکشان داشتند، حضرت سیدالشهداء و امام صادق «علیه‌السلام» هم این‌گونه بودند. بزرگ‌ترها‌ی خانواده هم باید این‌گونه باشند تا فرزندان به آنها نزدیک شده و راز دلشان را با آنها در میان بگذارند. خانواده آسمانی ما به‌گونه‌ای بودند و زیباترین کلمات را طوری به ما آموختند که ما با آنها از خانواده‌ی زمینی خود نیز راحت‌تر باشیم به همین دلیل ما در زیارت آل یاسین می‌گوییم: «السلام علیک حین تقوم، السلام علیک حین تقعد...» سلام به ایستادن، نشستن، قرائت و رکوع و سجودت... اینها باعث نزدیکی و صمیمیت می‌شود. اگر غیر از این باشد تا آخر عمر، خودمان را محروم از لطف و محبت و عنایت خاص ایشان می‌نماییم برای همین است که حضرت فرمودند: کسی که قیمت خودش را نداند هلاک می‌گردد. زیرا اگر ما این رحمت را درک کنیم در سایه‌ی آن رشد و پرورش می‌یابیم و استعدادهای بی‌نهایتمان شکوفا شده و تا رسیدن به خداوند، بزرگ می‌شویم و پرواز می‌کنیم. شیطان با به رخ کشیدن اشتباهات گذشته قصد دارد که مانع پرواز ما شود. در ماه رجب دعایی از قول امام زمان «عجل‌الله تعالی فرجه‌الشریف» نقل شده که اختصاص به مشاهد مشرفه دارد که این‌گونه آغاز می‌شود: «الحمدلله الذی اشهدنا مشهد اولیائه» خدا را شکر که ما را در ماه رجب به مشاهد مشرفه مشرف کرد. وقتی کلمه «الحمد الله» می‌آید باطن آن شادی است. و ما می‌توانیم سلامت قلب خودمان را با آن بسنجیم که اگر با شنیدن آن شاد شدیم از سلامت قلب برخورداریم و در غیر این‌صورت نظام معرفتی‌مان بیمار بوده و باید درمان شود. بنابراین به‌طور طبیعی انسان باید از این‌که به او اجازه‌ی تشرف به حرم مطهر معصومین «علیهم‌السلام» را داده‌اند خوشحال شود. اگر ما تمایل به زیارت پیدا کردیم خیلی باید شکرگزار باشیم زیرا دعوت از آن طرف صورت گرفته و نشان‌دهنده‌ی سلامت دل است و لااقل گواه بر این است که دل او هنوز حیات دارد. در ادامه می‌فرمایند: «اللهم فکما اشهدتنا مشهدهم... » خدایا حالا که ما را به زیارتگاه مشرف نمودی... « فانجزلنا موعدهم...» پس به وعده‌ی آنها درباره ما وفا کن. ما از دیدگاه امام زمان «عجل‌الله تعالی فرجه‌الشریف» خیلی عزیز هستیم و باید یاد بگیریم که هم به خودمان و هم به کسانی که محبوب حضرت هستند چنین نگاهی داشته باشیم. در این صورت کینه‌ها، حسادت‌ها و تندخویی‌ها و همچنین سایر رذایل اخلاقی از بین می‌رود. «... و أوردنا موردهم...» خدایا! ما را به جایی که آنها را وارد کردی، وارد کن. امام زمان «عجل‌الله تعالی فرجه‌الشریف» از ما می‌خواهند که به کم‌تر از این‌ها راضی نباشید یعنی صرفاً توجه به نیازهای حیوانی، نباتی، و جمادی نکنید. چنین خواسته‌هایی آن هم در زمان شریفی مانند ماه رجب. در نماز عید فطر هم می‌گوییم: «... و ادخلنی فی کل خیر ادخلت فیه محمدا و آل محمد «صلی‌الله علیه و آله و سلم» یعنی بالا‌ترین خواسته را بخواهیم و آنچه که خانواده‌مان در آن داخل شدند نصیب ما هم بشود و حق هر فرزندی است که بخواهد با خانواده‌اش باشد و فقط کسی به این مقام می‌رسد که واقعاً خودش را فرزند امام زمان «عجل‌الله تعالی فرجه‌الشریف» بداند. زیرا در این صورت ارتباطات و انتخاب‌هایش و افکار و رفتارش با آنها تنظیم باشد. نه اینکه ما را از ورود به آن خانه‌ی جاودانگی مانع شود. این دعا را خود حضرت به ما آموخته‌اند: «عشق معشوقان ولی افزون‌تر است/ لیلی از مجنون بسی مجنون‌تر است» در فراز بعدی دعا به‌گونه‌ای می‌شود که شخص زائر روی خود را از خدا به سمت خانواده‌ی آسمانی کرده و می‌گوید: «و السلام علیکم انی قصدتکم و امتکم بمسئلتی و حاجتی...» سلام بر شما همانا من اراده‌ی شما را کرده و به شما تکیه کردم در خواسته و حاجتم... اینکه انسان وقتی ایشان را واسطه قرار می‌دهد چه بخواهد، بسیار مهم است و همین جا فرق شخص عاقل و جاهل معلوم می‌شود. «... و هی فکاک رقبتی من النار...» و حاجت من این است که جهنمی نشوم. اینکه شخص از خانواده‌اش دور باشد یک مسئله است و اینکه ضمن دور بودن شکنجه هم شود مسئله‌ای دیگر. و این شکنجه همان خُلق‌های بد مانند عصبانیت و زود رنج بودن و ناشکری‌ها و... به میزان نارضایتی ما از دنیا خداوند شرایط آن طرف را به گونه‌ای می‌کند که ما راضی نباشیم. کسی که به قضای الهی راضی نباشد حداقل نمره‌ی قبولی که 10 می‌باشد را ندارد. امام زمان «عجل‌الله تعالی فرجه‌الشریف» می‌فرماید که اولین خواسته‌ی شما باید جهنم نرفتن باشد. حضرت زهرا «سلام‌الله علیها» علیرغم عمر کوتاه ساعت‌های بسیاری برای جهنم نرفتن گریه کرده‌اند. کسی به در خانه‌ی ایشان آمده و خبر از فوت امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» در قبرستان داد و خانم فرمودند که خیر ایشان از‌ ترس جهنم از هوش رفته‌اند. آیا کسی می‌تواند بگوید در تمام عمرم فقط چند دقیقه به شدت از ‌ترس جهنم غصه خورده‌ام و با گریه از خدا خواسته‌ام که مرا جهنم نبرد؟ آیا کسی پنج دقیقه به‌دلیل عصبانیت بی‌جا‌ی خود غصه‌دار شده است؟‌ ترساندن دیگران خیلی آثار بدی به همراه دارد. کنیز امام صادق «علیه‌السلام» با بی‌احتیاطی سبب مرگ فرزند امام شد و به شدت‌ ترسیده بود و حضرت از‌ ترسیدن او ناراحت شده و وی را تسکین می‌داد. با این وجود اگر کسی کوچک‌ترین آسیبی به جزئی‌ترین لوازم ما بزند چنان واکنش نشان می‌دهیم که به هراس می‌افتد. اگر کسی کوچک‌ترین بی‌ادبی به بزرگ‌تر نماید سال‌ها بلکه قرن‌ها در جهنم گرفتار می‌شود. پیامبر «صلی‌الله علیه و آله و سلم» فرمودند اگر زنی تار مویش را نامحرم ببیند در جهنم چنان شلاق می‌خورد که صدای سگ از او خارج شود. آیا کسانی که رعایت نمی‌کنند این را باور دارند؟ حضرت گزارشی که از عذاب اهل جهنم می‌دهند سبب می‌شود که فاطمه‌ی زهرا «سلام‌الله علیها» ساعت‌ها گریه کنند. اگر غیبت برابر هفتاد زناست پس ما چرا این‌قدر مبتلا بوده و بی‌تفاوتیم؟ برای همین است که اولین خواسته‌ی ما باید جهنمی نشدن باشد، امام حسین «علیه‌السلام» اظهار می‌دارد که خدایا با من در دنیا هر کاری می‌خواهی انجام بده فقط مرا به جهنم نبر! با این حساب ما خیلی شجاع هستیم. به خدا قول بدهیم که از این به بعد در زندگی راضی به رضای خدا باشیم و از خدا بخواهیم که او هم از ما راضی شده و ما را به جهنم نبرد. مطمئن باشید که خدا امضاء می‌کند. در روایت داریم: امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» می‌فرمایند: «ما خیر بخیر بعده النار و لا شر بشر بعده الجنه» چیزی که بعد از آن جهنم است خیری ندارد و شر نیست آنچه که بعد از آن بهشت است. «... کل نعیم دون الجنه محقور...» هر نعمتی غیر از بهشت پست است. «... و کل بلاء دون النار عافیه...» و هر سختی غیر از جهنم عافیت بوده و اصلا سختی نیست. خداوند در قرآن خطاب به کسانی که از‌ترس گرما به جهاد نمی‌رفتند می‌فرمایند:« قل نارجهنم اشد حرا لو کانوا یعلمون» ادامه‌ی دعا: «و المقر معکم فی دارالقرار» یعنی استقرار من با شما در دار القرار باشد. «... مع شیعتکم الابرار...» با شما و به همراه نیکوترین شیعیان.«... انا سائلکم و املکم » من به شما نیازمند آرزومند شما هستم. «... فی رجعی بحوائجی و قضائها و امضائها و انجائها و ابراحها و بشئونی لدیکم و صلاحها...» در بازگشت از حرم تمام حوائج دنیایی و آخرتی ام را...»و در خداحافظی می‌فرمایند: «... و السلام علیکم سلام مودع و لکم حوائجی مودع...» در حالی از شما خداحافظی می‌کنم که تمام حوائجم را نزد شما گذاشته‌ام. «...یسئل الله الیکم المرجع... » رفتنم رفتن کسی است که از خدا می‌خواهد که نزد شما برگردد. یعنی این آخرین ملاقات من نباشد. «... و ان یرجعنی فی حضرتکم خیر مرجع الی جناب ممرع...» و اینکه خدا از نزد شما مرا به بهترین شکل بازگرداند به سوی جایگاهی سرسبز و خرم و زندگی وسیع و گوارا و در خوشی و آسایش تا هنگام رسیدن مرگ. «... و خیر مسیر و محل فی النعیم الازل» و بهترین جایگاه را در بهشت پر نعیم ازلی می‌خواهم. «... و العیش المتقبل» و عیش آینده.

صوت

1 - خانواده آسمانی جلسه44

کلیدواژه ها: ،

Top
شناسه مطلب: 410
زمان انتشار: 3 می 2014
| |
خانواده آسمانی جلسه43

خانواده آسمانی جلسه43

90/04/02 از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی محبت ما نسبت به اهل بیت «علیهم‌السلام» با ما کاری می‌کند که جانمان را در اختیار اهل بیت «علیهم‌السلام» قرار می‌دهیم. عشق و محبت وجود انسان را در اختیار ایشان قرار می‌دهد و این با کمال شیفتگی است. زیرا انسان دوست دارد میل و اراده‌ی معشوقش بر او حاکم باشد. زیرا در آن صورت وجود محبوبش را بیشتر در زندگیش احساس می‌کند. انسان تا جان خودش را به محبوبش نسپرده فایده‌ای ندارد. چون و چرا و مقاومت وجود انسان را خام نگه داشته و اجازه‌ی رشد متناسب با شرایط زیستی آخرت به انسان نمی‌دهد و طبق بحث نسبت (رابطه‌ی دنیا با آخرت مانند رابطه‌ی رحم مادر است با دنیا) مانند جنین غیرمتناسب با دنیا می‌باشد. ما با اتباع از اهل بیت «علیهم‌السلام» راه را برای خودمان هموار می‌کنیم. حتی یک شاگرد مسلمان باید از استاد غیرمسلمان یا حتی کافر تبعیت کامل داشته باشد تا بتواند تخصص او را کسب نماید ولی عشق و دلدادگی ممنوع است. ولی در شاگردی اهل بیت «علیهم‌السلام» ما عاشق و محب ایشان هستیم. این عشق، خودسپاری و تسلیم را راحت می‌کند و به ما اجازه‌ی خودسپاری به ایشان می‌دهد. لذا به آسانی شکل می‌گیریم. چون اهل بیت «علیهم‌السلام» در ما تصرف می‌کنند. ولایت هم یعنی همین. این‌گونه انسان به باطن قرآن راه پیدا می‌کند. زیرا فقط ایشان به باطن قرآن راه دارند چرا که قرآن فرموده: «لایمسه الا المطهرون» و «مطهرون» را این‌گونه معرفی می‌کند (خطاب به اهل بیت «علیهم‌السلام»): « انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا» فقط ایشان مُهر طهارت محض خورده‌اند. هرقدر انسان تسلیم ایشان باشد از قرآن بیشتر بهره‌مند است حتی اگر قرآن هم نخواند (سواد نداشته باشد) حضرت وقتی قلب‌ها را تقسیم می‌کنند، می‌فرمایند: بعضی از دلها هستند که ایمان دارند ولی قرآن ندارند. زیرا سواد نداشته و چند آیه و سوره را همین‌طوری حفظ کرده است. برای همین می‌تواند کربلایی کاظم باشد و به عالی‌ترین مقامات برسد، زیرا خود را تسلیم اهل بیت «علیهم‌السلام» کرده است و بعضی‌ها را حضرت می‌فرمایند: «قلب فیه قرآن و لا ایمان» قرآن می‌خواند و ایمان ندارد و بعضی دلها نه قرآن و نه ایمان دارند و بهترین دلها به تعبیر حضرت دلی است که هم ایمان دارد و هم قرآن. شیعه با غیرشیعه فرق دارد. شیعه کسی است که همراه محبت به اهل بیت «علیهم‌السلام» تبعیت و اطاعت نیز دارد که همان معنای مودت است و قرآن ما را به آن دعوت کرده است. و غیرشیعه که حتماً شامل اهل تسنن می‌باشد ممکن است محبت داشته باشد ولی طاعتی نداشته و در واقع مودت ندارد. شیعه حاکمیت و ولایت ایشان بعد از خداوند می‌پذیرد و با تبعیت از ایشان با خدا سنخیت پیدا می‌کند. یک شیعه سرپرستی اهل بیت «علیهم‌السلام» را در تمام ابعاد زندگی می‌پذیرد. اعم از شئون اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و... خواهیم شد. همین هم سبب شکست در عشق می‌شود. پس انسان باید به دنبال عشق حقیقی برای دل عاشق خودش باشد. بزرگ‌ترین دغدغه یک شیعه این است که عاشق خدا باشد و برای ایجاد این عشق و پایداری آن نیاز به عشق اهل بیت «علیهم‌السلام» دارد تصور لحظه‌ای جدایی از ایشان برایش ممکن نیست. لذا برای عاشق استمرار رابطه‌ی عاشقانه با معشوق خود بسیار اهمیت دارد و به همین دلیل است که ما در زیارت عاشورا می‌خوانیم: «اسئل الله ان یجعلنی معکم فی الدنیا و الاخره» خدا دل ما، نیازها و لیاقت آن را می‌داند: «ربکم اعلم بما فی نفوسکم» و «ربکم اعلم بکم» و خداوند از طرفی ما را به بلندای ابدیت دوست دارد. پس به ما می‌آموزد که از ایشان و من «معیت» را بخواه و اگر رفتی به زیارت امام حسین «علیه‌السلام» او را قسم بده که واسطه شود تا من تو را در دنیا و آخرت با امام حسین «علیه‌السلام» قرار دهم. «اسئل الله...» کسی که به زیارت می‌رود و صرفاً حاجات دنیوی می‌خواهد کور رفته و کور باز می‌گردد. باید در این ملاقات آنچه را طلب کنیم که اگر حوائج دنیوی را ندارند دست خالی برنگردیم. ما باید معیت با ایشان در دنیا و آخرت را خواسته و امضاء بگیریم و برگردیم. وقتی زیارت حضرت معصومه «سلام‌الله علیها» می‌رویم می‌گوییم: «عرف الله بیننا و بینکم فی الجنه» خدا در بهشت ما را به هم معرفی کند. «... اوردنا حوض نبیکم و سقانا بکاس جدکم من ید علی بن ابیطالب...» وارد بر حوض پیامبر «صلی‌الله علیه و آله و سلم» شده و از دست علی بن ابیطالب سیراب شویم... به ما توصیه شده که حوائج دنیا را از بزرگانی مثل میرزای قمی هم می‌شود گرفت. حتی پدر و مادرها برای فرزندانشان باب الحوائج هستند سرمزارشان رفته و حاجات بگیریم. (هفته‌ی آینده دعایی را که عرض کردم به نقل از امام زمان توضیح خواهیم داد.) واقعا ایشان چه قدر ما را دوست دارند که به ما آموخته‌اند معیت با ایشان را بخواهیم. زیرا برای یک دل فاجعه است که هنگام مرگ چهارده معصوم «علیه‌السلام» بر بالین او حاضر نباشند. و یا حاضر شده ولی غضبناک باشند. در صحرای محشر اگر دست انسان به معصومین نرسد چه کند؟ خانم فاطمه‌ی زهرا «سلام‌الله علیها» فرمودند که بعضی از شماها ممکن است صدها سال طول بکشد تا در قیامت دستش به ما برسد. انسان عاقل نه فقط ملاقات بلکه استمرار در ملاقات را تمنا می‌کند. «ان یبلغنی المقام المحمود لکم عند الله» علامت سلامت یک دل این است که بتواند با تمام وجود این دو تقاضا را داشته باشد. واقعاً ایشان چه‌قدر بزرگ هستند که برای ما رسیدن به مقام خودشان را می‌خواهند. اگر کسی این تمناها را داشته باشد دیگر کسل نیست و اگر مثلا سفر خارج از کشور رفت ارتباطش سرد و ضعیف نمی‌شود. بزرگ‌ترین دغدغه یک انسان باید اتصال به خدا و اهل بیت «علیهم‌السلام» باشد. چنین شخصی دیگر زودرنج و عصبی و ضعیف و ناآرام نیست. «... بفضل الله و برحمته فالیفرح» فرح یعنی انبساط شدید. پس معنای آیه این است: شادیتان فضل و رحمت من باشد. در این صورت انسان خیلی قدرت پیدا می‌کند. زیرا طراحی زندگی بزرگ جاودانه اجازه‌ی ناراحتی از زندگی دنیا را به انسان نمی‌دهد.‌ ترس‌های بزرگ آخرت مانع از ‌ترس‌های پوچ دنیا یی می‌شود. مرحوم دستغیب می‌فرمودند که اگر کسی را مار بگزد دیگر نیش زنبور را احساس نمی‌کند. امام سجاد «علیه‌السلام» در بیان این دعاها آه می‌کشند و این خیلی با آه دنیایی بزرگتر است در روایت داریم اگر مصیبت به شما رسید و روی پایت زدی اجرت را از دست داده ای. هنگام مصائب دنیا درباره‌ی مؤمنین اینگونه آمده: « الذین اذا اصابتهم مصیبه قالو انا لله و انا الیه راجعون» پیامبر «صلی‌الله علیه و آله و سلم» به زنی که عزیزانش شهید شده بود می‌فرماید: « آه وای بر من اگر اهل آسمان از من بدشان بیاید و مرا مورد غضب قرار دهند. . وای بر من اگر بین من و محمد «صلی‌الله علیه و آله و سلم» حجاب باشد» و این حجاب در درون است. باید ببینم که رابطه‌مان با امام زمانمان چگونه است؟ و رابطه داشتن با معصومین دیگر کافی نیست بلکه ملاک امام زمان است. در فراز بعدی حضرت «وا حزناه» می‌گویند یعنی غمی که تمام وجود ما را می‌گیرد: «آه واحزناه ان طردت عن حوض محمد المصطفی» اگر مرا از کنار حوض برگردانند. حضرت در این دعا پنجاه آه کشیده و «وانفساه» «واحزناه» و «وامصیبتا» فرموده است. باید ببینیم که هر کدام را در چه جاهایی به کار برده است و چراغ قرمزها را بشناسیم. و در آخر می‌فرمایند: «یا رباه (صاحب و مدبر من) لا تحرمنا شفاعته غدا...» ما را فردا از شفاعت حضرت محروم نفرما. خدا فقط به دلی رحم می‌کند که بترسد. نه کسی که همیشه دغدغه‌اش دنیاست. در دعای ابوحمزه حضرت می‌فرمایند: برای تنگی قبر، برای آن جایی که زبانم بند آمده و چیزی نمی‌توانم بگویم و... گریه می‌کنم. اگر این گریه‌ها را داشتیم جای مژده دارد. تمام ثروت انسان دل اوست. از لحظه‌ی رفتن به بعد هیچ دارایی به فریاد انسان نمی‌رسد. مگر «دل او» وقتی شخص از دنیا می‌رود و هنوز در هول است دو نفر نزد او می‌آیند اولین نفر می‌گوید: «یا ولی الله ابشر (ای دوست خدا) انا رسول الله» من رسول خدا هستم. چه‌قدر دلنشین است که انسان در یک غربت توأم با ‌ترس چنین آشنایی بر او وارد شود. نفر دوم می‌گوید: «یا ولی الله ابشر انا علی بن ابیطالب الذی کنت یحبه» ‌ای دوست خدا مژده! من علی بن ابیطالب هستم همان کسی که دوستش داشتی. بعضی‌ها اینقدر لیاقت دارند که صداهای دیگری هم می‌شنوند: «... منم مادرتان فاطمه زهرا(س) منم حسن، منم حسین، ... خدایا ما هیچ امیدی به خودمان نداریم فقط به فضل و رحمتت امید داریم: «بفضل الله و برحمته فالیفرح» خدایا‍! تو را قسم می‌دهیم به محمد و آل محمد «صلی‌الله علیه و آله و سلم» و به فضل و رحمتت هنگام مردن، در برزخ و قیامت از ملاقات اولیائمان محروم نفرما!

صوت

1 - خانواده آسمانی جلسه43

کلیدواژه ها: ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed