www.montazer.ir
جمعه 5 ژوئن 2026
شناسه مطلب: 5463
زمان انتشار: 16 اوت 2016
| |
«نماز اول وقت» عامل نجات از آتش و رافع غم ها و مشکلات است

راه های مبارزه با غم، جلسه 64؛ 95/4/26

«نماز اول وقت» عامل نجات از آتش و رافع غم ها و مشکلات است

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) تضمین کرده که «نماز را اول وقت» موجب آسانی مرگ، راحتی از غم و اندوه و نجات از آتش جهنم می شود.

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «ما مِن عَبدٍ اهتَمَّ بمَواقیتِ الصَّلاةِ و مَواضِعِ الشَّمسِ إلاّ ضَمِنتُ لَهُ الرَّوحَ عندَ المَوتِ، و انقِطاعَ الهُمُومِ و الأحزانِ، و النَّجاةَ مِنَ النارِ= هیچ بنده ­اى نیست كه به اوقات نماز و مواضع خورشید اهتمام ورزد، مگر این­كه آسودگى هنگام مُردن، و از بین رفتن غم و اندوه­، و نجات از آتش را برایش ضمانت كنم ». پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) برای کسی که اوقات نماز و مواضع خورشید (یعنی مراقبت از طلوع خورشید که کی وقت نماز است) را رعایت ­کند، چند چیز را تضمین کرده است. «مراقبت از زمان» در زندگی افراد، بطور مکرر دیده می شود. مثلاً افراد شاغل، در پایان ساعت کار  اداری، مراقبت می کنند و منتظرند که کی کارشان تمام می شود تا از محل کار خارج شوند؛ یا والدینی که توجه به ساعت مدرسه رفتن فرزندانشان دارند، معمولاً منظم هستند و مراقب زمان هستند که دیر نشود؛ یا افرادی که راننده سرویس هستند، مراقب زمان هستند که سرویس شان دیر نشود. بنابراین، «وقت شناسی« که از مقدمات نماز است، از اهمیت خاصی برخوردار است. کسی که نماز اول وقت نمی خواند و برایش مهم نیست که کی نمازش را بخواند، از تضمین های پیامبر گرامی (صلی الله علیه و آله و سلم) بی خبر است. این که پیامبر اکرم فرمود:«الرَّوحَ عندَ المَوتِ= آسودگی هنگام مرگ»، یعنی می شود با نماز اول وقت، مرگ خوب و راحتی داشته باشیم و شیرین و آسوده  بمیریم، نه با سختی و عذاب؛ ورودمان به برزخ، مبارک و همراه باشادی باشد، نه این که با ترس و اضطراب و غصه وارد برزخ شویم. این همان چیزی است که برای همه انبیا، ائمه، اولیاء و مؤمنین مهم بوده است. این که امام سجاد (علیه السلام) می فرماید:«رب اخرجنی من الدنیا سالما= خدایا مرا از دنیا سالم بیرون ببر» نشان می دهد که این موضوع خیلی مهم است که چگونه از رحم دنیا، به طور سالم به عالم بعدی متولد شویم. مسئله نماز آنقدر مهم است که اگر درست انجام نشود، نه تنها از رحم دنیا سالم به آن عالم نمی رویم، بلکه به نابودی شخص نیز می ­انجامد. در اذان انسان 6 مرتبه دعوت به شتاب کردن برای نماز شده و گفته می شود: «حی= بشتابید»؛ یعنی خدا صدا می­ کند که به سمت نماز بشتابید. حالا کسی که خدا ۱۲ مرتبه صدایش می­ کند (با احتساب اقامه) و او  بی ­تفاوت است، معلوم است که چنین کسی «مرگ راحتی» نخواهد داشت. فقط آدم ­های «زنده و بصیر» هستند که بر نماز اول وقت مراقبت دارند. این مطلب به آیه شریفه ی «من کان فی هذه اعمی فهو فی الآخرة اعمی=هرکس در این دنیا کور باشد، در آن دنیا نیز کور خواهد بود» نیز اشاره دارد، چرا که همین «تفاوت کسی که به وقت نماز اهمیت می دهد، با کسی که زمان نماز برایش مهم نیست»، یک معیار تفاوت شخص بصیرت با کور است. در روایت نقل شده که اگر موسیقی بهشت به اهل دنیا برسد، اهل زمین از شنیدن آن از بین می ­روند. پس کسی که به بهشت  می ­رود و آن موسیقی را می ­شنود باید قدرت شنیدن آن را از دنیا باخود برده باشد؛ سایر نعمت های بهشتی نیز به همین ترتیب است. لذا باید در آنجا خیلی قدرتمند باشیم؛ پس باید از این دنیا کسب قدرت کنیم؛. همه نقص ­ها و محدودیت های معنوی این دنیا، عذاب  های جهنم خواهند بود. پس «مرگ راحت» به این است که با روح سالم وارد برزخ شویم تا بتوانیم از شرایط زیستی آنجا خوب استفاده کنیم. پس برای داشتن روح سالم و زیستن در بهشت، بایدتلاش کنیم و ملزومات زندگی در آنجا را در این دنیا کسب کنیم. « نماز» غم و اندوه را برطرف می کند دومین موردی که پیامبر مهربانی­ ها تضمین کردند، «از بین رفتن دلشوره و غم و اندوه است». فرمودند:«و انقِطاعَ الهُمُومِ و الأحزانِ = و از بین رفتن غم و اندوه­ ها»؛ یعنی کسی که به نماز اول وقت اهمیت می ­دهد؛ غم­ هایش برطرف می ­شود. اما وقتی به خدا می­ گوئید وقت ندارم؛ به خدائی که کانون شادی و آرامش است و همه چیز در دست اوست، می­ گویی وقت و فرصت ندارم، این یعنی خودت را از این کانون خیر جدا کردی و این باعث می شود که در زندگی ­ات دچار سختی بشوی. پیامبران، ائمه و اولیاء الهی همه  این­گونه بودند که به محض این که  مشکلی پیش می­ آمد، خدا یعنی مسبب الاسباب به ذهن شان می­ آمد. اگر ما هم در مشکلات زندگی مان، خدا (مسبب الاسباب) به ذهن ­مان رسید؛ نشانه آن است که مشکل حل شده است؛ چون همه چیز به دست اوست. ایمان یعنی به آنچه که در دست خداست، بیشتر اعتماد داشته باشی تا آن چه در دست خودت است. چون در این صورت خدا تو را به توانائی های خودت واگذارت می کند؛ پس اگر چیزی می­ خواهیم اول از خود خدا بخواهیم. مگر غیر از خدا کسی است که چیزی به ما بدهد؟ اگر هم غیر خدا بدهد، باید بدانیم که در حقیقت  از دست خدا دریافت کرده ایم. حقیقت انسان فقر مطلق به خداوند است. ما در آغوش خدائیم. مخلوق او هستیم اما سراغ بندگان خدا می ­رویم و خد را ذلیل آنها می کنیم و از آنها گدایی می کنیم. اینجاست که آسیب ها و دردسرها شروع می شود. پس  کسی که نماز اول وقت می خواند، می داند که ساختار خلقت چگونه است؛ می داند که همه چیز از خداست. چرا مشکلات زندگی مان بیشتر می شود چرا در کارهای زندگی ما این همه گره و معطلی وجود دارد؟ چرا بعضی افراد یک سره با مصیبت های زندگی روبه رو هستند؟ چون ما از کانون قدرت، خیر و برکت غافل هستیم. رابطه با خداکه قطع شود، استمدادی درکار نیست. هر چند ممکن است نماز بخوانیم، اما کمکی دریافت نکنیم . چون نماز را اول وقت نمی­ خوانیم. حتی بجا نیاوردن تعقیبات هم همین طور است. کسی که بعد از نماز نمی نشیند که تعقیبات بخواند و فورا  به کارهای دنیایی اش می رسد، دچار دوبینی و شرک می شود. شباهت به حق تعالی بستگی به دیدن توحیدی و قوی بودن توحید دارد و این یعنی درست نگاه کردن به همه چیز عالم. پیامبر و ائمه بیشترین مشکلات و کارها را داشتند، اما استمدادشان از خدا بیشتر از دیگران بود. کسانی که از تحصیلات و ثروت و موقعیت اجتماعی و ... بالاتری برخوردارند به قدرت بیشتری نیاز دارند. هر کاری که در آن خدا و اهل بیت (علیهم السلام) را حذف می­ کنیم، بی ارزش می شود؛ مثلاً در عروسی و مهمانی ها که در آن فسق و فجور می ­شود و منجر به آزردگی خانواده آسمانی مان می ­شود، چون خون به دل اهل بیت و امام زمان می کنیم،  هیچ ارزشی ندارد. چگونه می توان خوشبخت بود؟ کسی که به نماز اول وقت اهمیت می­ دهد؛ یعنی به کانون آرامش توجه دارد؛ یعنی خودش را برای ملاقات با حق تعالی آماده می­ کند. یعنی آماده شدن برای عشق بازی با حق تعالی. امام صادق (علیه السلام) می فرماید: «ما یَمنَعُ أحَدُكُم إذا دَخَلَ عَلَیهِ غَمٌّ مِن غُمومِ الدُّنیا أن یَتَوَضَّأَ، ثُمَّ یَدخُلَ مَسجِدَهُ و یَركَعَ رَكعَتَینِ فَیَدعُوَ اللّه َ فیهِما؟ أما سَمِعتَ اللّه َ یَقولُ: «وَ اسْتَعِینُواْ بِالصَّبْرِ وَ الصَّلَوةِ= چرا هر گاه غمى از غم هاى دنیا بر یكى از شما وارد مى شود، وضو نمى سازد و به مسجد نمى ­رود و دو ركعت نماز نمى خواند و در آن دو ركعت، به درگاه خدا دعا نمى كند؟ مگر نشنیده اید كه خداوند مى‌فرماید: «از شكیبایى و نماز، كمك بجویید.» در قرآن و سیره معصومان آمده که برای برطرف شدن مشکلات و غم و غصه ها،­ از نماز کمک بگیرید: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلَاةِ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ = ای کسانی که ایمان آورده اید! از صبر و نماز کمک بگیرید که خدا با صابران است» (بقره ۱۵۸). یکی از قوانین خلقت این است که هر وقت بدن ضعیف شد، با غذا و میوه ها می توانیم جبران کنیم. خدا هم می‌گوید: شما هر وقت ضعیف شدید، از صبر و نماز کمک  بگیرید. متأسفانه ما برای دلشوره­ ها و نگرانی ها از هر چیزی استفاده می­ کنیم غیر از نماز و روزه درحالی که اهل بیت و ائمه معصومین (علیهم السلام) و اولیاء الهی توجه زیادی به این مسئله داشتند. ما با جهالت مان می گوئیم که به غیب احتیاجی نداریم. فقط دست به دامن آدم ها می­ شویم. به چیزی به اسم غیب که دنیا را اداره می کند کاری نداریم؛ این باعث افزایش مشکلات می شود. علت افزایش بیماری های زیادی مثل سکته، خودکشی، سرطان و غصه ­ها که گریبان گیر جوان ها شده این است که  ارتباط با غیب کمتر شده است. اوضاع دنیا امروزه به گونه ای است که ارتباطش با غیب کمتر شده و مشکلاتش هم  بیشتر. یعنی با بالا رفتن سطح ثروت و رفاه و تحصیلات، غصه ها هم بیشتر شده است. دعای امام رضا (علیه السلام) در  برآوردن شدن حاجت امام رضا (علیه ­السلام) فرمودند: «هرگاه حاجتی داشتید دو رکعت نماز بخوانید که: در رکعت اول، بعد از حمد، آیة الکرسی و در رکعت دوم، بعد از حمد، سوره قدر خوانده شود. بعد از اتمام نماز، قرآن بر سر بگیرید و دعای «اللَّهُمَّ وَ بِحَقِّ مَنْ أَرْسَلْتَهُ إِلى‌ خَلْقِكَ، وَ بِكُلِّ آیَةٍ هِیَ فِیهِ، وَ بِحَقِّ كُلِّ مُؤْمِنٍ مَدَحْتَهُ فِیهِ، وَ بِحَقِّک عَلَیْكَ وَ لا تعرفه أَحَدَا أَعْرَفُ بِحَقِّکَ مِنْكَ یا سَیِّدِی یا اللَّهُ عشر مرّات، وَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ- عشر مرّات، وَ بِحَقِّ كُلِّ إِمامٍ-  وَ تعدُّهم حتّى تنتهی إِلى إِمام زمانك عشر مرّات. فإنّك لاتقوم من مقامک حتّى یقضى الله حاجتك= خدایا به حق کسی که او را به سوی آفرینندگانت فرستادی و به حق هر آیه ای که در این قرآن است، و به حق هر آدم مومنی که در این کتاب مدحش کردی، و به حقی که تو گردن این آدم­ها داری، هیچ کس حق تو را نسبت به بقیه بهتر از خود تو نمی ­داند که چیست، یا سیدی یا الله ده مرتبه، به حق محمد ده مرتبه، به حق علی ده مرتبه به حق فاطمه ده مرتبه و امامان دیگر تا به امام زمان که ده مرتبه گفته می شود. در آخر حضرت فرمودند: از جایت بلند نمی شوی، مگر این که خدا حاجتت را می دهد. قبلاً گفته شد دعاها هیچ­کدام بی ­نتیجه نمی ­ماند. کمترین آن اجابت دعاها در دنیا است، اما گاهی آن دعا مستجاب نمی ­شود، ولی بهتر از آن را خدا می­ دهد؛ یا این که خدا آن را در آخرت به انسان می­ دهد. پس هیچ دعایی خنثی، غیر مستجاب و بی­ نتیجه نیست.   مطالب بیشتر: مجموعه سخنرانی های استاد شجاعی مجموعه کتاب های استاد محمد شجاعی پای درس استاد

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top

جوانان و الگوهای موفق (رمز و راز موفقیت مردان بزرگ)

پیروزی و موفقیت آرزوی هر جوان و هر کسی، کامیابی و سعادت است. وقتی سخن از رمز پیروزی به میان می‌آید، شاید ذهن جوانان متوجه اسرار و رموز غیر قابل دسترسی شود، ولی حقیقتاً این طور نیست تنها راه و رمز پیروزی تلاش و داشتن هدف برای رسیدن به قله‌های موفقیت است، هر انسانی به دستور قرآن کریم نتیجه سعی و تلاش خود را خواهد دید. بی‌تردید همه بزرگ مردان تاریخ در دوران جوانی، فرصت جوانی را از دست ندادند و برای رسیدن به پیروزی راه‌های پر پیچ و خم را پشت سر گذاشتند و استقامت کردند. ایمان به هدف، اعتماد به نفس و پشتکار زیاد، ‌آنها را در تاریخ ماندگار کرد.

شناسه پرسش: 5042
18 می 2016
| |
پرسش65.
پاسخ:

منبع:

کلیدواژه ها: ، ، ،

شناسه مطلب: 3221
زمان انتشار: 2 اوت 2015
| |
جوان زیبا رو

جوان زیبا رو

یکی از جوانان لایق و زیبارو که قبل از هجرت به پیامبر ایمان آورد، مصعب بود. روزی عثمان بن طلحه او را دید که نماز می خواند؛ آمد به مادر مصعب خبر داد. مادر و بستگان از اسلام آوردن او ناراحت شدند؛ و برای مجازاتش او را در خانه محبوس کردند.اما او از ایمان خود نسبت به پیامبر دست نکشید و ثابت قدم ماند. روزی دو نفر از قبیله ی خزرج به مکه آمدند و به پیامبر ایمان آوردند و از حضرتش خواستند کسی را برای تبلیغ دین خدا به مدینه بفرستد تا مردم را قرآن یاد دهد و آیین اسلام را برای مردم تشریح کند. پیامبر مصعب را از میان اصحاب که جوان بود، انتخاب کرد و به نمایندگی از جانب خویش به سوی مدینه فرستاد. پس مصعب با اسعد بن زراره به سوی مدینه حرکت کرد؛ و در آن جا مردم مدینه را به حقایق دین اسلام و مضامین قرآن آشنا کرد. وقتی پیامبر (ص) به مدینه آمد، و در سال دوم، جنگ بدر اتفاق افتاد، او همراه پیامبر بود. در جنگ احد که در سال سوم اتفاق افتاد، حاضر بود و پرچم مخصوص لشکر در دستش بود؛ و در همان جنگ، شربت شهادت نوشید.(1)     1. حکایتهای پندآموز ص 259- اسدالغابه 4/369 منبع :400 موضوع 2000 داستان ،ج2 ، نوشته ی سید علی اکبر صداقت ، نشر تهذیب  

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 3131
زمان انتشار: 30 ژولیه 2015
| |
قلب عمار

قلب عمار

دشمنان و مشرکین در صدر اسلام، پدر و مادر عمّار به نام یاسر و سمیه را شکنجه داده تا آنها از اسلام دوری کنند، ولی آن ها قبول نکردند.لذا هر دو را کشتند. اما عمار خواسته دشمنان را- به تقیّه- به زبان جاری کرد و قلباً در ایمان محکم بود. به پیامبر (ص) گفتند: «عمار کافر شده است!!» پیامبر (ص) فرمود: «عمّار از سر تا قدمش مملوّ از ایمان است و ایمانش با گوشت و خونش آمیخته است.» عمّار با دیده گریان خدمت پیامبر (ص) آمد و عرض کرد: «هلاک شدم، زیرا از من دست نکشیدند تا آن که با زبان به شما جسارت و خدایان آن ها را به خوبی یاد کردم.» پیامبر (ص) با دست مبارک، اشک از چشمان عمّار پاک کرد و فرمود: «اگر دوباره از تو خواستند که چنین کلمات را بگویی، باز هم بگو!» سپس آیه 106 سوره نحل، درباره عمّار نازل شد: «من کفر بالله من بعد ایمانه الاّ من اکره و قلبه مطمئن بالایمان؛هر كس پس از ایمان آوردنش به خدا كافر شود [به عذاب خدا گرفتار آید] مگر كسى كه به كفر مجبور شده [امّا] دلش مطمئن به ایمان است.»(1)     1. شاگردان مکتب ائمه، 5/8- الغدیر 9/23 منبع : یکصد موضوع 500 داستان ، ج3 ، نوشته ی سید علی اکبر صداقت ، نشر تولی

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 3008
زمان انتشار: 21 ژولیه 2015
| |
روش‌های اعتقادی در درمان غم

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

روش‌های اعتقادی در درمان غم

یکی از عوامل برطرف کننده غم، ایمان است. ذات ایمان، به گونه‌ای است که به محض ورود به قلب انسان، با خود آرامش و شادی را به همراه می‌آورد. اگر ایمان چنین نتیجه‌ای را در درون کسی تولید نکرده باشد، نشان می‌دهد که ایمان او، ایمانی ضعیف و تقلیدی بوده و باید با کسبِ معارف الهی و شناخت حقیقت دین و امداد از معصومین به تقویت ایمان خود بپردازد.   «فَمَنْ آمَنَ وَأَصْلَحَ فَلاَ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلاَ هُمْ یَحْزَنُونَ؛ هر که ایمان بیاورد و خود را اصلاح کند، ترس و اضطرابی ندارد و غمگین نخواهد شد». (سوره انعام، آیه ۴۸)   چنین بشارت بزرگی به مؤمنان (عدم ترس و غم برای مؤمنان) فقط منوط به آخرت نیست؛ بلکه دنیای کسانی که الله را به عنوان ربّ خود انتخاب کردند، نیز حتماً با شادی و آرامش همراه خواهد بود. ربّ به معنای مالک مدبّر است؛ کسی که تمام عوالم را تدبیر و اداره می‌کند.   می‌دانیم که قیمت هر انسان به مربّی او بستگی دارد، اینکه در زندگی خود، تحت ربوبیت چه کسانی، در حال رشد بوده است. وقتی انسان، الله را به عنوان ربّ یگانه خود بر می‌گزیند، قطعاً با اعتماد کامل با او در زندگی‌اش حرکت می‌کند و هیچ قدرت دیگری قادر به تغییر سبک زندگی او که از الله دریافت نموده است، نمی‌باشد. او هرگز تحت تأثیر نق و غرهای دیگران و یا نگاههای تمسخرآمیز شان قرار نمی‌گیرد، چرا که دین خود را، تخصصی‌ترین و علمی‌ترین روش برای رسیدن به باطن انسانی می‌داند. خداوند در قرآن در توصیف پیامبرش می‌فرماید: «آمَنَ الرَّسُولُ بِمَا أُنزِلَ إِلَیْهِ؛ پیامبر به آنچه بر او نازل می‌شود، ایمان آورد.»(سوره بقره، آیه ۲۸۵) و به سبب همین یقین است که می‌فرماید: «به خداوند قسم اگر خورشید را در دست راست من و ماه را در دست چپ من بگذارید، هرگز از دعوتم دست بر نخواهم داشت».   هر گونه اعتراض به خداوند و یا اهل بیت «علیهم‌السلام»، نشانه جهل انسان است. حال ممکن است چنین شخصی، بسیار با سواد تحصیل کرده باشد اما عقل قدرتمندی نداشته باشد. عقل در انسان نیروی درایت و فهم اوست. آیا انسانی که با عقل کوچک خود که آن هم توسط الله آفریده شده است قادر است. منبع علم مطلق را زیر سؤال برد؟   یک مسلمان واقعی یقین دارد که دین (مسیر لازم برای رسیدن به باطن انسانی) را از تخصصی‌ترین مرجع آن یعنی سازنده کل عالم، دریافت می‌کند. از همین رو اگر فلسفه بعضی از احکام را هم نداند، به سبب این یقین با افتخار و اعتماد به آن احکام تن می‌دهد و هیچگاه به ضعف در اعتماد به نفس دچار نمی‌گردد.   اما به راستی آیا در هنگام یک بیماری، از پزشک معالج خود، فلسفه نسخه‌ای که بر ایمان پیچیده است را می‌پرسیم؟ این پرسش نشان می‌دهد که بسیاری از انسان ها که به دین و قوانینش معترف اند، به اندازه یک پزشک نیز به خدا اعتماد ندارند.   استقامت در ایمان؛ عامل اصلی قدرت و شادی مؤمن «إِنَّ الَّذینَ قالوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ استَقاموا فَلا خَوفٌ عَلَیهِم وَلا هُم یَحزَنونَ؛ همانا کسانی که گفتند، خداوند ربّ ماست و سپس ایستادگی کردند، نه ترسی بر آنان وارد می‌شود و نه غمگین می‌شوند». (سوره احقاف، آیه ۱۳)   منظور از استقامت در این آیه، اعتماد به قوانین الهی است به طوری که تحت تأثیر هیچ سبکی، از سبک الله روی بر نگردانید و با افتخار و اعتماد به دین به سوی الله حرکت کنیم.   به آیه ۱۳۹ سوره آل عمران دقت کنید: «وَلاَ تَهِنُوا وَلاَ تَحْزَنُوا وَأَنتُمُ الأَعْلَوْنَ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِینَ؛ هرگز سست نشوید، و غمگین نگردید، شما همیشه برترید در برابر دیگران، اگر مؤمن باشید». این آیه تأکید می‌کند که اگر الله را به عنوان رب العالمین، پیامبر را به عنوان واسطه الله با خود و قرآن را به عنوان تخصصی‌ترین کتاب عالم برای رسیدن به انسانیت باور کنید، محال است که در ادامه مسیر، دچار سستی شوید.   باید به این یقین برسیم که مربیِ حقیقی ما الله تکیه‌گاه ماست، تا در برابر نق و غرهای دیگران و جهت‌های منفی و مخالف، هرگز اعتمادمان را به الله از دست نداده و در مسیر حرکت به سوی الله دچار سستی و غم نشویم. این اعلام برتری در آیه ۱۳۹ سوره آل عمران، یک برتری تخصصی را متذکر می‌شود  نه یک برتری تعصبی را.   زیرا بارها ثابت کرده‌بودیم که قیمت هر انسان به ربّ او وابسته است. قطعاً کسی که الله را به عنوان الگوی خود برگزیده است، حقیقتاً ارزشمندترین انسان است. کسی که به واسطه یک انسان کامل که مظهر تمام نمای الله است به سوی رب خود حرکت می‌کند، انگیزه‌ای برای سست شدن ندارد، چرا که تخصصی‌ترین اطلاعاتِ عالم در دست متخصصان معصوم است.   آئینی را که الله تأیید کند، بهترین روش برای سرسپردن است. باید بیاموزیم که به علم مطلق الله تکیه کرده و به «دین» به عنوان تنها مسیر تخصصی و قابل اعتماد برای انتخاب سبک زندگی‌مان افتخار کنیم.   عمل صالح، جبران کننده خطاها و قدرت دهنده ایمان «مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ وَعَمِلَ صَالِحاً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلاَ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلاَ هُمْ یَحْزَنُونَ؛ هر که به خداوند و روز قیامت ایمان بیاورد و عمل صالح انجام دهد، پس اجرِ عملشان در نزد خداوند است و هیچ ترس و حزنی بر آنها وارد نمی‌گردد». (سوره بقره، آیه ۶۲)   عمل صالح (درست)، به عملی اطلاق می‌شود که صلاحیتِ رساندن انسان را به سعادت دنیا و آخرت در خود دارد و می‌تواند نفس انسان را به سلامتی برساند.   عمل صالح، عملی است که معصوم آن را تأیید می‌کند، نه عملی که خودمان و یا دیگران تصور می‌کنیم خوب است. چرا که معصوم به ساختار تمام عوالم از الله تا انسان، و از انسان تا الله آگاه است و تنها اوست که می‌توانداز سوی خداوند عملی را تأیید نماید.   کسی که عملی صالح را انجام دهد، اجر آن عمل را نیز همراه با خودی عمل به دست می‌آورد. اجر به معادلِ یک عمل اطلاق می‌شود. به عنوان مثال اَجرِ کسی که مسواک می‌زند، سلامت دندانهایش است و یا اجر کسی که ورزش می‌کند، سلامت بدنش است. اجر کسی که عمل صالح انجام می‌دهد نیز، سلامت نفس اوست به طوری که روز به روز به تقرب و شباهت به الله و معصومین نزدیک‌تر می‌شود.   کسی که به منش الله و الگوهای الهی (اهل‌بیت) زندگی می‌کند، چون مسیر حرکتش را درست انتخاب نموده است، اگر گاهی به گناهی نیز آلوده شود، با اعمال خیر و صالحش، می‌تواند آنها را جبران کند.   پیامبر اکرم «صلی الله علیه و آله و سلم» اهل‌بیت را کشتی نجات می‌خواند که در نهایت انسانها را به ساحل نجات خواهند رساند.   به حضور اهل‌بیت «علیهم‌السلام» در کنار انسان به عنوان الگو و مربی، حتماً انسان به سلامت به مقصد می‌رسد و با مدد گرفتن از آنان می‌تواند، گناهان و اشتباهات خود را جبران نماید. درست مانند بیماری که با اعتماد به یک پزشک حاذق و قدرتمند بر بیماریش پیروز شده و به سلامتی می‌رسد.   اما ّکسی که به چنین مربیانی اتصال ندارد، چون در یک مسیر اشتباه در حال حرکت است، با کوچکترین بیماری در نفسش، ضربات سنگینی را به سعادتِ د نیا و آخرتش وارد می‌کند. او چونان بیماری است که به طبیبان قدرتمندی برای درمان خود متصل نیست و روز به روز به عمق بیماری‌اش افزوده خواهد شد.  

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 2162
زمان انتشار: 8 مارس 2015
|
ایمان را در کودکتان تقویت کنید

ایمان را در کودکتان تقویت کنید

از وظایف مهم و مسئولیت های شرعی که دین مبین اسلام بر عهده ی والدین گذاشته و بران تاکید ورزیده است اموزش احکام عبادی به کودکان و تشویق آنها به این امر الهی است، 2تا کافی نیست: تربیت دینی کودکان اهمیت و جایگاه ویژه ای در دین مبین اسلام دارد. بررسی و تحقیق در مورد افرادی که نسبت به اعمال دینی کاهل هستند نشان می‌دهد، عواملی چون بی‌توجهی و یا عدم تقید والدین نسبت به انجام به موقع تکالیف عبادی، عدم ورزیدگی کودکان در انجام عبادات در کودکی و ناآگاهی آنان از فلسفه و اهمیّت عبادات، در نوع رفتار آنها بسیار موثر است و ریشه رفتار فعلی آنها در کودکی است. برای رفع این مشکل، ضروری است پیش از سن تکلیف، کودکان با اعمال و تکالیف عبادی، فلسفه و فواید اعمال عبادی متناسب با دوره کودکی آشنا شوند. والدین و مربیان به عنوان مسئولان اصلی تربیت، باید زمینه فراگیری و انجام برخی از مسائل دینی را برای کودکان فراهم نمایند چرا که آینده جامعه اسلامی وابسته به ترویج آموزه های دینی در میان کودکان و نوجوانان است. فطری بودن مسائل دینی نیاز به پرستش و نیایش، یکی از نیازهای اساسی و عمیق در عمق روان بشر است. در بررسی تاریخی، این موضوع ثابت شده که پرستش، جزئی از وجود و کشش فطری انسان است. گاهی که میل و روح پرستش از سوی انبیا در مسیر صحیحی قرار گرفته، به خدا پرستی ختم شده است. و گاهی بر اثر جهل، انحراف و لجاجت، موجودات و اشیای گوناگون پرستش شده اند. طبق نص صریح دین اسلام، برای ما مسلّم و متقن است که میل به پرستش، نیایش، کمال طلبی، حقیقت جویی و... در کودک امری فطری و درونی است. این موضوع را شواهد تاریخی ـ همچون: پرستش بت، خورشید و گاو و ساختن بهترین مکان‌ها برای معابد ـ و آیات و روایات تأیید می‌کند. خداوند ـ تبارک و تعالی ـ در قرآن مجید می‌فرماید: «فأقم و جهک للدین حنیفاً فطرةَ الله التی فطر الناس علیها لا تبدیل لخلق الله ذلک الدین القیم ولکن اکثر الناس لایعلمون» (روم / 30) (پس روی خود را با گرایش تمام به حق، به سوی این دین کن، با همان سرشتی که خدا مردم را بر آن سرشته است. در آفرینش خدا تغییری نیست. این است همان دین پایدار ولی بیشتر مردم نمی‌دانند انتخاب شیوه ی مناسب خانم زهرا مصطفوی، فرزند امام خمینی (ره) نقل می‌کند: «همسرم به جهت عادت خانوادگی، دخترم را از خواب صبحگاهی بیدار می‌کرد و به نماز وامی‌داشت. امام (ره) وقتی از این ماجرا خبردار شدند، برایش پیغام فرستادند: چهره شیرین اسلام را به مذاق بچه تلخ نکن. این کلام آنچنان مۆثر افتاد و اثر عمیقی بر روح و جان دخترم به جای گذاشت که بعد از آن خودش سفارش کرد که برای نماز صبح به موقع بیدارش کنم»[7]. به این ترتیب بهتر است که هیچ‌گاه، کودکان یا نوجوانان را به دین‌داری مجبور نکنیم. همچنین، به خاطر اینکه آنان دین‌دار شوند، بهتر است به آنان پاداش خیلی زیاد ندهیم. اگر بدون استفاده از این دو حربه تهدید و تطمیع بتوانیم آنان را به عقیده‌ای معتقد کنیم، آن اعتقاد درونی خواهد بود، یعنی اعتقادی که نه به خاطر جلب منفعت، و نه ترس از قدر دانی به وجود می‌آید. در احادیث فراوان از معصومین(ع) و نیز در گفتارهای تربیتی روانشناسان اسلامی بر تربیت دینی بسیار سفارش شده است و تاکید داشته اند که ایمان را در کودکانتان تقویت کنید. 1) از پیامبرخدا صلی الله علیه و آله: مَنْ قَبَّلَ وَلَدَهُ کَتَبَ اللّه ُ عَزَّوَجَلَّ لَهُ حَسَنَةً وَمَنْ فَرَّحَهُ فَرَّحَهُ اللّه ُ یَوْمَ الْقِیامَةِ وَمَنْ عَلَّمَهُ القُرْءانَ دُعِىَ بِالْأَبَوَیْنِ فَیُکْسَیانِ حُلَّتَیْنِ یَضىءُ مِنْ نُورِهِما وُجُوهُ أَهْلِ الْجَنَّةِ. از پیامبرخدا صلی الله علیه و آله: هر کس فرزند خود را ببوسد، خداوند بزرگ و بِشکوه براى او کار نیکى مى نویسد. و هر کس فرزند خویش را شادمان کند، خداوند نیز در روز قیامت وى را شادمان مى کند. و هرکس به فرزندش قرآن بیاموزد، آن فرزند [در روز قیامت] همراه پدر و مادرش فرا خوانده مى شود تا دو جامه بر تن آن دو بپوشند به گونه اى که چهره هاى بهشتیان از فروغشان بدرخشد. الکافی/جلد6/صفحه 49   2) امام صادق علیه السلام: عَلِّمُوا صِبیَانَکُم مِن عِلمِنَا مَا یَنفَعُهُم اللّهُ بِهِ لا تَغلِبَ عَلَیهِمُ المُرجِئَةُ بِرَأیِهَا کودکانتان را به دانش ما آموزش دهید که براى آنان سودمند است تا مرجئه [و منحرفین] با دیدگاه‏هاى خود آنان را مغلوب خود نسازند. الخصال، ج2، ص157.   3) امام على علیه السلام: وَ حَقُّ الوَلَدِ عَلَى الوالِدِ أنْ یُحَسِّنَ اِسمَهُ وَ یُحَسِّنَ اَدَبَهُ، و یُعَلِّمَهُ القُرآنَ حقّ فرزند بر پدر ، آن است که نام خوب بر او بگذارد و او را خوب تربیت کند و قرآن به او بیاموزد . نهج البلاغة ، حکمت 399

کلیدواژه ها: ، ،

Top
شناسه مطلب: 2119
زمان انتشار: 1 مارس 2015
| |
قران کدام یک را برای ازدواج توصیه می کند«باتقوای پولدار» یا «باتقوای بی پول» ؟

امروز دختران و پسران جوان ما نسبت به ازدواج کم توجه شده اند ومی توان گفت ازدواج در اولویت اول آنها قرار ندارد. بنابرآنچه در متن جامعه دیده می شود موضوعات دیگری به عنوان اولویت برای جوانان مطرح است.

قران کدام یک را برای ازدواج توصیه می کند«باتقوای پولدار» یا «باتقوای بی پول» ؟

به گزارش منتظران منجی: سهیلا کریم زاده ، استاد حوزه و معاون فرهنگی مدیریت حوزه های علمیه خواهران استان تهران در گفت و گو با خبرنگار خبرگزاری شبستان در رابطه با تجزیه و تحلیل عوامل رسیدن  به وضعیت هشدار در ازدواج جوانان جامعه گفت: برای بیان همه جانبه و کامل موانع ازدواج باید دید چه عواملی دست به دست هم می دهد تا ما امروز به این وضعیت هشدار گونه  درباره تاخیرازدواج جوانان برسیم؟ امروز دختران و پسران جوان ما نسبت به ازدواج کم توجه شده اند و یا می توان گفت ازدواج در اولویت اول آنها قرار ندارد. بنابر آنچه در متن جامعه دیده می شود موضوعات دیگری به عنوان اولویت برای جوانان مطرح است که باعث می شود ازدواج در درجات و مراحل بعدی ضروریات جوانان باشد.    وی افزود: امروز موضوع «تحصیلات» به عنوان اولویت اول و«شغل و کار» به عنوان دومین اولویت برای جوانان مطرح است و در خوش یبنانه ترین حالت «ازدواج» شاید در اولویت سوم قرار بگیرد. بر اساس بررسی های میدانی نفس «بالا رفتن سن ازدواج» مانعی برای یک ازدواج موفق و به موقع شمرده می شود. وقتی  سن ازدواج در دختران و پسران از آن سن طبیعی بالاتر می رود، میزان شورواشتیاق، علاقه، قدرت ریسک پذیری و حتی میزان مسئولیت پذیری جوان برای تشکیل خانواده به مرور زمان فروکش کرده و جای خود را به مصلحت اندیشی می دهد یعنی دختر و پسر برای انتخاب همسر دچار بهانه گیری می شوند. این استاد حوزه بهانه گیری افراد را مانع دوم در این مسیر برشمرد و تصریح کرد: بهانه گیری جوانان خود را به شکل های مختلف نشان می دهد مانند حساسیت نشان دادن نسبت به مواردی از قبیل میزان تحصیلات طرف مقابل، زیبایی ظاهری، شغل، خانواده و ...  .    البته می بایست به این نکته توجه داشت که آن دسته از معیارها، ملاک ها و اصولی که در ازدواج مورد تاکید و تائید شرع وعقل هستند باید رعایت شوند و هیچ شکی در این مسئله  نیست. به عبارت دیگر این ملاک و معیارها را بهانه نمی نامیم. بلکه بهانه جایی است که بحث سلیقه ها و مصداق ها پیش می آید یعنی سلیقه افراد در انتخاب آنها بیش از حد دخیل می شود و اشکال ایجاد می کند به عنوان مثال این که چرا نوع نگاه کردن آقا این گونه است؟ یا تن صدای این خانم چرا ظرافت دارد یا ندارد ؟ و ...   کریم زاده در تبیین علت و ریشه این بهانه گیری گفت: ریشه این بهانه گیری ها در این است که افرد در بسیاری مواقع به دنبال ایده آل هایی هستند که صد در صد نمی توان آن ایده آل ها را در یک فرد به شکل واقعی پیدا کرد. اما آنها در این آرزو هستند و چون مدام صبر می کنند تا به آن ایده ال برسند سن ازدواج بالا می رود و به آن ایده آل که دست نمی یابند، بماند بلکه در بسیاری مواقع افراد حتی آن معیارهای اصلی را هم ندارند و باید به حداقل ها اکتفا کرد.   وی خاطرنشان کرد: مانع دیگری که درازدواج به موقع  دیده می شود و خود جوانان باید در این زمینه به خود کمک کنند بحث تشریفات و هزینه هاست. برای این که دو نفربتوانند زیر یک سقف زندگی مشترک خود را آغاز کنند مراسم و مراحلی را باید بگذرانند. خواستگاری، شیرینی خوران، محرمیت، مراسم عقد، خرید دختر، خرید پسر و ...که همه این مراحل و مراسم نیز هزینه بردار است و این سنگین برخورد کردن با مسایل مالی باعث می شود که جوان وقتی تصمیم به ازدواج می گیرد با بخاطرآوردن این هزینه ها و بودجه ها به طور کلی از ازدواج منصرف شود.  به امید این که روزی بتواند مبلغ قابل توجهی را پس انداز کند وبعد به فکر ازدواج باشد.   در حالی که وقتی قران برترین وبا کرامت ترین افراد را باتقواترین آنها می داند، هیچ جا اشاره ای نمی کند که آیا «باتقوای پولدار» یا «باتقوای بی پول»؟ بلکه اشاره به ایمان افراد و میزان توکل آنها به خدای متعال است. بنابراین تا وقتی انسان به دنبال این است که با عقل و داشته های عقلی و فکری خود، برای ازدواج تصمیم بگیرد در بسیاری موارد این امر محقق نمی شود.   مهریه های سنگین نیز از دیگر موانعی بود که کریم زاده به ان اشاره کرد و افزود: مهریه های سنگین گاه از روی چشم وهم چشمی یا مثلا به عنوان یک پشتوانه برای دختر(البته کاملا غیر منطقی) مطرح می شود که عقلا هم قابل قبول نیست و تنها عاملی است برای تفاخر نزد دیگران و ... در حالی که هیچگاه مهریه سنگین نتوانسته است مانع فروپاشی یک زندگی شود.

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 2093
زمان انتشار: 28 فوریه 2015
| |
اگر اضطراب داری بخوان!

اضطراب به معنای پریشان حالی، حالتى همراه با احساس بیم و نگرانى است.

اگر اضطراب داری بخوان!

اضطراب به معنای پریشان حالی، حالتى همراه با احساس بیم و نگرانى است. نشانه‌هاى آن در احوال جسمانى شخص نیز نمودار می شود و بیش ترین فشار ابتدایی را نخست به دستگاه عصبى و معده و سپس قلب وارد می سازد و نوعی هیجانی و شدید آن موجب مرگ می شود.   خداوند در آیات ۲۳ تا ۲۵ سوره مریم به این نکته توجه می دهد که انسان در حالت اضطراب شدید چنان اختیار خود را از دست می دهد که آرزوی مرگ می کند. براساس آیات ۱۰ و ۱۱ سوره احزاب، این وحشت شدید ناشی از اضطراب چنان شخص را در بر می گیرد که دیگر اراده و اختیاری ندارد؛ به گونه ای که به سادگی رازهای مگوی خود را برای دیگران برملا می کند. دیده شده که اضطراب موجب سقط جنین شده و انسان را از تعادل بیرون برده و برای فرار از خود به هر سوی می گریزد و توان نشستن و قرار گرفتن از او سلب می شود. این مطلب را نیز می توان از آیات قرآنی چون آیات ۱ و ۲ سوره حج و ۵۶ و ۵۷ سوره توبه به دست آورد.   عوامل ایجاد اضطراب عوامل اصلی اضطراب در آدمی را می بایست در بینش و نگرش های او جست و جو کرد؛ چرا که این هستی شناسی و جهان بینی انسان است که رفتارهای او را می سازد و هر انسانی رفتارش برخاسته از شخصیتی است که هویت او را می سازد. کسانی که مثلاً به قسمت و تقدیر الهی باور ندارند،‌ نسبت به هرگونه تغییر احتمالی در زندگی مادی خود دچار نگرانی و اضطراب شده و واکنش های عصبی و نا امیدوارانه ای از خود بروز می دهند. از این روست که با هر تغییر کوچک و بزرگ در وضعیت اقتصادی، استرس و نگرانی به سراغ آنان می رود و آرامش و آسایش را از ایشان سلب می کند. اگر بپذیریم که قسمت هر کسی از روزی به دیگری نمی رسد، این اندازه حرص و طمع و نگرانی و ترس و اندوه نخواهیم داشت و به یک آرامشی می رسیم که در جایی دیگر نمی توان آن را یافت.   دل هایی که به ایمان روشن است و باور دارند که خداوند روزی رسان است هرگز گرفتار تلاطم و نگرانی نخواهند شد. پس اگر کسی مدعی ایمان و چنین شناختی نسبت به خداوند باشد و در همان حال دچار اضطراب و نگرانی باشد می بایست در شناخت و ایمان او شک و تردید روا داشت. امام صادق (علیه السلام) می فرماید: دانستم روزی مرا دیگری نمی خورد، پس آرام شدم. در حقیقت عامل آرامش و دوری از اضطراب را می بایست در پروردگاری خداوند و علم و قدرت او دانست؛‌ چون وقتی باور داشته باشیم که خداوند پروردگاری است که به همه چیز علم و آگاهی دارد و بر اساس قدرت و توان خود هر کسی را در مسیر کمالی قرار می دهد و چیزی از او کم نمی گذارد تا به کمال برسد، در این صورت دیگر دلهره،‌نگرانی و اضطرابی ندارد که کسی دیگر رزق و روزی او را تصاحب کند. هر آنچه نصیب و بهره کسی می شود، همان قسمت اوست که بیرون از مشیت الهی نیست. به سخن دیگر، ‌مهم ترین عامل اضطراب را در انسان ها می بایست در فقدان توحید محض آنان جست و جو کرد؛ چرا که وقتی انسان باور داشته باشد که خداوند مالک و مدبر و مقدر هر امری است و چیزی بیرون از دایره اقتدار و حکومت او اتفاق نمی افتد دیگر اضطراب از او بر داشته می شود.   از این روست که در آیات قرآنی آمده که خوف نسبت به آینده و حزن نسبت به گذشته از مومن واقعی برداشته شده است؛ چرا که مومن واقعی می داند که خداوند پروردگاری است که با بصیرت و علم و قدرت تمام هر آن چه که شایسته و بایسته اوست فراهم می آورد و در اختیار او می گذارد.   آرامش بخشی آیات قرآنی کلام وحی اگر با تدبر خوانده شود در کاهش اضطراب و یا از میان بردن آن تاثیر به سزایی دارد؛ زیرا آیات قرآنی این مفاهیم توحید را به خواننده انتقال می دهد و او را نسبت به مشیت و تقدیر الهی آگاه می سازد. از این رو خواندن با تدبر قرآن موجب آرامش دانسته شده است؛ چرا که انسان را با مفاهیمی چون توکل و تسلیم و مانند آن آشنا می کند. همچنین چون قرآن ذکر الهی است تاثیر خود را در آرامش بخشی بشر به جا خواهد گذاشت؛ چرا که خداوند می‌فرماید: با یاد خدا دل ها آرامش می گیرد: الابذکر الله تطمئن القلوب ؛‌و شکی نیست که یکی از مهمترین ذکرهای الهی قرائت قرآن است. از این رو خداوند در آیاتی قرآن را به عنوان ذکر حکیم معرفی کرده است. ‌در جهان امروز که انسان خود را گرفتار دنیا و زخارف بی پایه و بنیاد آن کرده است، اضطراب و دلهره و نگرانی موج می زند و اگر انسان بخواهد از آن رهایی یابد می بایست به ایمان تمسک جوید و خود را به توحید محض مسلح سازد و بداند که خداوند است که مدیر و مدبر جان و جهان است. *‌مهم ترین عامل اضطراب در انسان ها، فقدان توحید محض آنان است؛ چرا که وقتی انسان باور داشته باشد که خداوند مالک و مدبر و مقدر هر امری است و چیزی بیرون از دایره اقتدار و حکومت او اتفاق نمی افتد دیگر اضطراب از او برداشته می شود.

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 2065
زمان انتشار: 24 فوریه 2015
| |
«تفکر سکولار» در تضاد با «تفکر مهدوی»

«تفکر سکولار» در تضاد با «تفکر مهدوی»

شایع ترین تعریف در مفهوم سکولاریسم، جدایی دین از سیاست است. اما تعریف دقیق سکولاریسم را می توان این گونه بیان کرد: «نوعی طرز تفکر نسبت به حقایق هستی براساس یافته های «مادی دنیوی» بدون تکیه یا مبنا قراردادن راهکارهای دینی و معنوی.»[1] چند کلیدواژه در تفکر سکولاریسم وجود دارد، از آن جمله است؛ علم باوری، عقل بسندگی، شکاکیت معرفتی. در حصار دیوار دنیا، یا در آسمان بی انتهای ایمان اساس سکولار بر این مبنا چیده شده است که در این عالم به عقل و علم بشر بسنده کن و ماوراء و فراماده را به فراموشی بسپار. چرا که قابل اثبات با ابزار تجربی نیستند و انسان را به مرحلۀ شکاکیت معرفتی می رسانند. از این رو در این عالم چیزی ارزش دارد که بتوانی آن را با ابزار تجربه درک و حس کنی و الّا وجود آن را نفی کن. در مورد گزاره های دینی نیز با این ادعا که این گزاره ها دست نایافتنی و فراتر از عقل هستند، و عقل انسان توانایی اثبات امور متافیزیکی را ندارد، در صدد نفی و رد گزاره های وحیانی می باشند. تکیه به علوم تجربی به عنوان ابزار معرفتی علی رغم این که آثاری در پیشرفت صنعت و تکنولوژی داشته است، ولی منحصر شدنِ به آن، سبب جدایی از نیازهای فرامادی و معنوی بشر گردیده است. این عملکرد چالش های عمیق نظری و عملی در نیمۀ دوم قرن بیستم به بعد را موجب شده است. تهدید جامعۀ بشری به وسیلۀ دو جنگ جهانی، افسارگسیختگی و ابتذال فرهنگی و جهت گیری به طرف حیوانیت مدرن با استفاده از تکنولوژیِ صرف، زنگ خطر نیاز به معنویت و تکیه بر نیازهای فرامادی را حتی در ذهن برخی دانشمندان غربی به صدا در آورده است. در حالی که مکتب اسلام به عنوان غنی ترین و کامل ترین مکتب در جهان، تکیۀ مشخصی بر امور غیرمادی دارد. خداوند در سورۀ بقره صراحتاً از ایمان به غیب سخن می گوید: «الذین یومنون بالغیب...»[2] کلمۀ غیب بیش از 40 بار در قرآن بکار رفته است. از مهمترین مرزهای تفکیک ایمان و کفر، مسئلۀ غیب می باشد. تجربه گرایان برای خود در دنیا دیواری کشیده اند و خود را در چهارچوبِ آن محصور کرده اند و به زندگی حیوانی بسنده کرده اند.  در حالی که مومنین حصار ماده را کنار زده اند و با ایمان به غیب و فراماده درصدد درنوردیدن آن به سمت نور و تعالی هستند.[3]   ایمان به آنچه که دیده نمی شود در قرآن ایمان به غیب مصادیق متعددی دارد: از آن جمله است؛ ایمان به معاد، ایمان به روح، ایمان به وجود امام غائب. الف) ایمان به معاد: در مورد ایمان به معاد داستانهای مختلفی در قرآن کریم آمده است. مانند داستان حضرت ابراهیم در مورد کشتن پرندگان و زنده شدن آنها[4] و یا داستان عزیر پیامبر که از روستای ویرانی می گذشت و از خود پرسید: «چگونه خدا اهالی این قریه را زنده خواهد کرد؟» خداوند او را میراند و زنده کرد و صحنه ای از معاد را برایش به پا کرد.[5] همچنین است سخن خداوند در سوره یونس که می فرمایند: «ما به هنگام مرگ نابود نمی شویم. بلکه خدا و فرشتگان ما را به طور کامل تحویل می گیرند و ما به سوی پروردگار باز می گردیم.»[6] پس ایمان به معاد از ارکان اساسی دین اسلام می باشد. ب) ایمان به روح: در مورد ایمان به روح نیز آیات متعددی در قرآن آمده است. قرآن از روح به عنوان بخش مهمی از آدمی نام می برد، به گونه- ای که انسان بعد از دمیده شدن روح است که شایستۀ سجدۀ ملائکه قرار گرفته است. خداوند می فرماید: «چون آفرینش را به پایان بردم و از روح خود در آن دمیدم، در برابر او به سجده بیفتید.»[7] و در جای دیگر می فرماید: «چون تمامش کردم و در آن  از روح خود دمیدم، همه سجده اش کنید.»[8] با این بیانات روشن شد که خداوند ایمان به غیب را برای سعادت آدمی، لازم دانسته است. اکنون مکان مناسبی است تا این سوال را بپرسیم که آیا قرآن کریم در مورد امام غائب نیز، سخن به میان آورده است؟   ج) ایمان به وجود امام غائب: همان طور که اشاره شد خداوند در سورۀ بقره فرموده: «الذین یومنون بالغیب...»، در تفسیر آمده مراد به غیب، وجود مبارك حضرت حجة بن الحسن العسكرى امام زمان(عجل اللّه فرجه) كه غائب و مستور از انظار است می باشد. چنانچه حضرت صادق علیه السلام فرمود:  مراد كسانى هستند كه ایمان آورند به قیام قائم علیه السلام كه او حق است.[9] و نیز از آن حضرت سوال شد از آیه شریفه. فرمود:  متقین شیعه على علیه السلام و مراد به غیب حجة غائب است، و شاهد آن آیه شریفه «فَقُلْ إِنَّمَا الْغَیْبُ لِلَّهِ»[10] است. بنابراین ایمان به حضرت مهدی علیه السلام تاثیر به سزایی در سبک زندگی مسلمان ایجاد می کند. چراکه در می یابد لازمۀ مومن بودن ایمان به غیب است و از مصادیق مهم غیب، امام غائب است، بنابراین "مهدی شناسی" از ضروریات دین می شود. علت آن را از امام حسین علیه السلام جویا می شویم: ایشان می فرمایند: «هان ای مردم! همانا خداوند که بزرگ باد یاد او، بندگان را نیافرید مگر برای اینکه او را بشناسند... (و شناخت خدا) اینست که اهل هر زمانی، امام خویش را که باید از او فرمان برند، بشناسند.»[11]   از بن بست تاریک سکولاریسم تا ایمان امیدوارانه منتظرین در می یابیم ایمان به غیب در دین اسلام به عنوان یک گزارۀ خدشه ناپذیر معرفی شده است و ایمان به حضرت حجت علیه السلام از مصادیق ایمان به غیب. و با بیانی ساده نیز می توان ابطال عقیدۀ سکولاریسم را به رخ آن ها کشید. ایشان بیان می دارند که هر چیز فرامادی قابل اثبات نیست و در آن شک می کنند و در نتیجه به نفی آن منجر می شوند، در حالی که ما به آن ها بیان می کنیم شما به علم حضوری خود علم و یقین دارید و شکی در آن ندارید در حالی که نمی توانید آن را با ابزاری مادی ثابت کنید. به بیانی ساده تر مثلا شما به گرسنگی خود علم یقینی دارید و در آن شک ندارید هرچند که این حس گرسنگی را نیز نمی توانید با ابزار مادی ثابت کنید در حالی که شما نه علم حضوری به علم خویش را نفی کرده اید نه علم به گرسنگی خویش را. و در هر حال این اعتقاد شما به دنیوی گروی باعث شده که دنیا به انحطاطی پیش رود که به اذعان دانشمندان، بشر نیز مرده است. [12] پس صرف نرسیدن با ابزار تجربی، دلیل منطقی برای رد آن نمی تواند باشد و باید فکری اساسی برای هویت بشر غربی کرد. و این درحالی است که ایمان به حضرت حجت علیه السلام، امیدی در دل مومنان است، و همواره امیدوار، چشم به ظهور ایشان دوخته اند. وضعیت اسفبار امروز دنیا، ایشان را در خود غرق نمی کند بلکه نقطه امید و علت حرکتشان هست به سوی نور و هدایت.   سخن آخر اینکه سکولار معتقد به فراماده نیست، و هر چیزی غیر از ماده را نفی می کند. دقیقاً نظر مقابل سکولار نظر اسلام است که معتقد به ماده و فراماده است. از مصادیق فراماده ایمان به غیب می باشد. ایمان به غیب موارد متعددی دارد. از مهمترین مصادیقِ آن، ایمان به امام غائب است. ایمان به امام غائب و ناظر دانستن ایشان بر اعمال و رفتار، وسیله ایست برای تعالی و رشد فرهنگی انسان. و این تفکر، متناقض تفکر سکولاریسم است که انسان را محصور به ماده کرده و نتیجۀ آن، به اذعان دانشمندان غربی به ابتذال فرهنگی و انحطاط بشریت تبدیل شده است.   پی نوشت: 1- مراجعه کنید به؛ آشتی دین و سکولاریسم و نقد آن. روزنامه رسالت 20/6/84 در نقد مقاله عمادالدین، باقی. دین، سکولاریسم، حقوق بشر، روزنامه شرق، ش543 و 544 مورخ15 و 16/5/84. 2- بقره/3 3- تفسیرنمونه،ج‏1،ص: 71 4- بقره/260 5- بقره/259. 6- یونس/104 7- حجر/29 8- ص/72 9- كمال الدین صدوق،باب 33،صفحه 340،حدیث 19 10- همان،حدیث 20 11- بحارالانوار، مجلسی،  ج26،ص260 12- اریک فروم در کتاب خویش بیان می کند: «در قرن نوزدهم مساله این بود که «خدا مرده است»، در قرن بیستم (به خاطر انحطاط اخلاقی و ابتذال فرهنگی انسانها) مساله این است که «انسان مرده است».  برگرفته از: اریک فروم، جامعۀ سالم، ترجمۀ اکبر تبریزی، انتشارات بهجت.

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed