www.montazer.ir
سه‌شنبه 2 ژوئن 2026
شناسه مطلب: 11217
زمان انتشار: 15 سپتامبر 2019
| |
معصوم ع: ما ریشه همه خوبی ها هستیم و هر نیکی ثمره شاخه های ماست

ماه محرم؛ جلسه دوم؛ 1398/06/14 

معصوم ع: ما ریشه همه خوبی ها هستیم و هر نیکی ثمره شاخه های ماست

معصوم علیه‌السلام می‌فرماید: هر خیری که در عالم است ما اهل بیت اصل و ریشه آن هستیم و خیر به سبب ما تعریف می‌شود و همه نیکی‌ها از فروع ما سرچشمه می‌­گیرند. ما اصل و ریشه هر خوبى هستيم و هر نيكى از ما جوانه مي‌­زند. اصل هر شری دشمنان ما هستند و همه قبایح از فروع آنان است.

بحثمان به مناسبت ماه محرم به یک موضوع بسیار مهم اختصاص داشت که فهم آن کلید بسیاری از معارف است. در عاشورا هیچ صفت قشنگی نیست که شما دست روی آن بگذارید و یک جلوه و ظهور ندارد و از آن طرف هم هیچ جنایت و بدی نیست که آن طرف نداشته باشد. کاملترین نمایشگاه خوبی‌ها عاشوراست و کاملترین نمایشگاه بدی‌ها هم عاشوراست. این را خوب دقت کنید. روایتی را از امام کاظم (علیه‌السّلام) گفتیم که فوق‌العاده تعیین‌کننده و کم‌نظیر است. کسانی که می‌خواهند فعالیت­‌های روانشناسی یا جامعه‌شناسی یا اجتماعی ـ سیاسی خیلی قدرتمندی کنند، این فرمول به آنها خیلی کمک می‌کند. چون انسان در این علوم، با معضلات، مشکلات، گرفتاری‌ها، مفاسد، بیماری‌ها و با خیلی چیزها روبه‌روست. همچنین در نقطه مقابل، با یک سلسله کمالات روبروست. در مورد این آیه «قُلْ إِنَّما حَرَّمَ رَبِّیَ الْفَواحِشَ ما ظَهَرَ مِنْها وَ ما بَطَنَ[1]= بگو: خداوند، تنها اعمال زشت را حرام کرده است؛ چه آشکار باشد و چه پنهان» از حضرت سؤال کردند: این یعنی چه که خدا فحشاها را حرام کرده، چه ظاهری و چه باطنی؟ این نشان می‌دهد که فحشاها هم ظاهر دارند و هم باطن. خدا چه چیزهایی را حرام می‌کند؟ هر چیزی که مزاحم رسیدن تو به حیات جاودانه و حیات طیبه باشد. هر چیزی که نگذارد تو به مقام اهل بیت برسی و هر چیزی که نگذارد تو به مقام خلیفه اللهی برسی. پس یک موقع نگوییم خدا این را برای چی حرام کرده! باید بدانیم که حرام یعنی مزاحم تو است و برای تو ضرر دارد. چون خدا تو را با آن عشق جاودانه نگاه می‌کند؛ تو با یک عشق کوتاه دنیایی خودت را نگاه می‌کنی و این منطق را نمی‌فهمی و دائما به خود می‌گویی: یعنی چه خدا این را برای من حرام کرده، خدا می‌خواهد من را اذیت کند. امام موسی کاظم علیه‌السلام در پاسخ این سوال، فرمودند: «اِنَّ‌ لِلقُرآنِ‌ ظَهراً‌ وَ‌ بَطنًا فَجَمِیعُ مَا حَرَّمَ اَللَّهُ فِی اَلْقُرْآنِ هُو اَلظَّاهِرُ وَ اَلْبَاطِنُ مِنْ ذَلِكَ أَئِمَّةُ اَلْجَوْرِ= براى قرآن، ظاهرى است و باطنى، همه آنچه را خدا در قرآن حرام كرده، ظاهر قرآن است و باطن آن پیشوایان جورند». حضرت می‌فرماید: امور حرام، میوه‌های تلخ، جهنمی و آتشین یک ریشه هستند. باطن همه‌ی بدیها و فحشها چیست؟ امامان جور، طاغوت‌ها، ائمه طاغوتی و حاکمان جور، ریشه همه مفاسد در همه کره‌ی زمین هستند. اگر کسی می‌خواهد تاریخ را بفهمد و درست تحلیل کند، باید ریشه‌ای و عمیق بفهمد. ریشه‌ی همه‌ی بدبختی‌های بشر روی کره‌ی  زمین "ائمه کفر" هستند. مثلاً اگر طلاقی هست، اگر دعوای خانوادگی هست، اگر غمی هست، اگر غصه­‌ای هست، اگر عده‌ای نمی‌توانند ازدواج کنند، اگر مردم انواع مشکلات دارند، اگر گرانی هست، اگر فقر هست، اگر کم‌درآمدی هست، اگر بیکاری هست، اگر مرگ و میر زیاد است، اگر تصادف زیاد هست، همه؛ به خاطر همان میوه‌ای از حاکمیت طاغوتهاست که الان در زندگی ما اینطور ظهور کرده است. «ظاهر قرآن» حلال های آن، و باطن آن امام حق است حضرت فرمود: «وَ جَمِیعُ مَا أَحَلَّ اَللَّهُ تَعَالَى فِی اَلْكِتَابِ هُوَ اَلظَّاهِرُ وَ اَلْبَاطِنُ مِنْ ذَلِكَ أَئِمَّةُ اَلْحَقّ = و هر چه خدا در قرآن حلال کرده، تمامش ظاهر قرآن است و باطن آن پیشوایان حق هستند». یعنی هر چیزی که شیرین و خوب است، این در ظاهر است. اما ریشه‌ی همه قشنگی‌ها، خوبی‌ها، امنیت‌ها، صلاح‌ها، عدالت‌ها، آسایش‌ها و آرامش‌ها، امام حق است. بنابراین، اگر امام حق یک جا حاکم باشد، آنجا بهشت است. امام زمان علیه‌السّلام وقتی بیاید، دیگر نه فقری وجود دارد، نه مریضی، نه دعوا و نه درگیری و طلاق و مشکل ازدواج. یعنی دیگر مشکل خانوادگی، عقده‌ها، کمبودها، دعواها وجود ندارد. همه جا همه راحت، شیرین و جذاب می‌شوند. دیگر چشم‌ و هم‌چشمی و رقابت و عقده و مقایسه نیست. ریشه همه فسادها «علم نا مهذب» است نقل است که تا ظهور حضرت، فقط دو پله از علم طی می‌شود. چون بشر ظرفیت بیشتر از دو پله از علم را ندارد و در همین مقدار از علم هم، این همه فساد می‌کند. شما این همه مریضی‌ها، جنگ‌ها، خشونت‌ها، گرانی‌ها، فسادها و بیماریها را که میبینید، همه به خاطر پیشرفت علم است. اینها ناشی از پیشرفت بدون تعقل، پیشرفت بدون حاکمیت جنبه عقلانی و الهی در علم و علم افسارگسیخته است. برای همین خدا اجازه نمی‌دهد که بشر، بیشتر از دو پله به سمت علم برود. چون نمی‌تواند و ظرفیت ندارد. برای همین است که در قرآن فرمود: «وَمَا أُوتِیتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِیلًا= از علم، جز قلیلی به شما ندادیم». با ظهور حضرت انسان به رشدی که لیاقتش را دارد می رسد امام زمان علیه‌السلام که بیاید، ببینید آن موقع چه می‌­شود و بشر به کجا می‌رسد؟ وقتی که امام می‌آید، هر کدام از انسانها از اولیاء خدا می‌شوند و راه غیب و ارتباط با ملکوت، به روی همه آنها باز می‌شود. هر انسانی چنان نورانیت و معنویتی پیدا می‌کند که به راحتی با غیب ارتباط می‌گیرد. مردم مزه‌‌ی عشق به خدا و اهل بیت را می‌فهمند. مزه‌ی عرفان را می‌فهمند. لذت معنویت در وجود همه انسانها می‌آید. امام زمان علیه‌السلام برای این کار می‌آید که انسان­ها را شبیه خودش ‌کند. درس مهم عاشورا این است که اگر امام زمانت را یاری نکنی، در لشگر یزید هستی حواست باشد، آن چیزی که باید از عاشورا بفهمی، این است که وقتی تو با طاغوت کنار می‌آیی، در تمام مفاسد طاغوت شریک هستی. چون طبق فرمایش حضرت، طاغوت ریشه‌ی همه مفاسد است و زمانی در این جرم، شریک نیستی که دلدادگی و عشقت حاکمیت معصوم باشد و برایش تلاش کنی. یعنی در برآورد زندگیت معلوم باشد که تو چقدر در جنبه مالی برای برطرف کردن موانع ظهور حضرت تلاش و سرمایه‌گذاری کردی؟ چقدر وقت گذاشتی؟ چقدر آبرو گذاشتی؟ چقدر از دانشت برای برطرف کردن موانع ظهور حضرت استفاده کردی؟ چقدر در معنویات و دعاهایت، در شبها و گریه‌ها و التماسهایت، از خدا خواستی که موانع ظهور را بردارد؟ و گرنه اینکه تو مصرف‌کننده کمالات و فضائل و زحمات دیگران باشی، اما خودت هیچ خاصیتی برای حضرت نداشته باشی، درست نیست. اینطوری، تو هم در لشکر یزید هستی. این فهم، خیلی مهم است که تو یک حسینی داری که زنده است، ولی آوار و تنها و غریب است. یک حسینی است که آن حسین عاشق این است. پس تکلیفت را در زندگیت روشن کن. به حسین زمانت لبیک می‌گویی یا نمی‌گویی؟ می‌خواهی حضرت در روند زندگیت باشد یا نباشد؟ نباید فقط درگیر کار اقتصادی و اجتماعی، غذا و خوراک، شوهرداری، زن‌داری، بچه‌داری و این که دکترا بگیرم، ارشد بگیرم، لیسانس بگیرم و شغل و ... باشی. خیلی از افراد، وقتیحضرت صدایشان می‌کند، می‌­گویند: وقت نداریم. می‌گویند آقا ما محرم می‌آییم برای جدّت گریه می‌کنیم، مشکی می‌پوشیم و سینه می‌زنیم؛ اما اینکه شمشیر بزنیم و کنارت بایستیم و مشارکت در نهضتت کنیم، اصلاً وقتش را نداریم. این حسین هنوز غریب است و مثل جد غریبش ندای «هل من ناصر ینصرنی»سر می‌­دهد. هیچ کس فکر نمی‌کند امام زمان علیه‌السلام در این زمان از من چه می‌خواهد؟ من الان چه وظیفه‌ای نسبت به حضرت دارم؟ جهان پر از فساد و ظلم است و اگر آقا بیاید، همه آنها برطرف می‌شود. پس بروید او را بیاورید. اینجاست که قرآن می فرماید: «اذْهَبُوا فَتَحَسَّسُوا مِنْ یُوسُفَ وَأَخِیهِ= بروید و جستجو کنید و یوسف و برادرش را بیاورید». آیت الله صدیقی در مورد این آیه فرمود: برادرش آمده، (اشاره به ولی فقیه) حالا باید یوسف را بیاوریم». الان فضای اربعین بهترین فضا و موقعیت برای برطرف کردن موانع ظهور حضرت است، اما همه دوست دارند فقط شام و ناهار بدهند، آشپزی کنند، آب و نان بدهند. اما چه کسی برای فکر، اندیشه و معرفت تلاش می‌کند؟، چه کسی برای اینها جان می‌کند؟. هیچ کس غصه برای آقا غصه نمی‌خورد. بروید به دلتان مراجعه کنید و ببینید چقدر دغدغه‌ها و غصه‌هایتان برای این آقاست؟! کسی که می خواهد به توحید دست یابد، باید از باب امام وارد شود جالب است که وقتی حضرت می‌خواهد خوبیها را بشمارد، از توحید شروع می‌کند. می‌فرماید: هر کس می‌خواهد به خدا برسد، باید از طریق ما برسد. محال است کسی بدون معصوم، بتواند به خدای حقیقی معرفت پیدا کند. هر معرفتی بدون امام معصوم، معرفت قلابی از خداست و هر توحیدی بدون معصوم، شرک است و توحید حقیقی نیست. معصوم، کاملترین مظهر خداست که تو می‌توانی با او خدا را بشناسی. با مظاهر جزئی و محدود، کسی نمی‌تواند خدا را بشناسد. این خدایی که شما نمی‌توانی با او شاد و امیدوار و آرام باشی و به دادت هم نمی‌رسد و هر چه هم او را صدا می‌کنی هیچ کاری از او برنمی‌آید، خدای مخلوق خود توست نه خدای حقیقی. فقط در سایه ارتباط با معارف معصوم است که تو می‌توانی الله حقیقی را بشناسی و او را در زندگی‌ات بیاوری و بتوانی با آن همراه باشی تا معشوق‌ات بشود. تا گفتی: «لا اله الا الله» دلت برود و دلت هم تصدیق کند که واقعاً من اله‌ام الله است. «اله» یعنی کس یا چیزی که ما به سوی او می رویم. می فرماید: «وَ اَلصَّلاَةُ وَ اَلصِّیَامُ وَ كَظْمُ اَلْغَیْظ = توحید و نماز و روزه و کظم غیظ» یعنی آن توحیدی که بدون امامت و ولایت است، توحید حقیقی نیست. هر کس توحید حقیقی را می‌خواهد، باید از معصوم بگیرد. یکی از قشنگی‌های ارتباط با معصوم این است. کسی که معصوم را می‌شناسد و با امام اتصال دارد، نمی‌تواند عصبی و پرخاشگر باشد و دست بزن داشته باشد. نمی‌تواند به کسی حرف تند و زشت بزند. نمی‌تواند زن و بچه‌اش را تحقیر کند یا خدای نکرده آنها را بترساند. آدمی که منیّت دارد، یا آدمی که خودشیفتگی و خودخواهی و خودبرتربینی دارد، نمی‌تواند بر قلب هیچ کس حاکم بشود.  بعد می‌فرماید: «وَ اَلْعَفْوُ عَنِ اَلْمُسِیءِ= و عفو از گناهکار». عفو از آدم بدکار، از فروع ارتباط با اهل بیت است. حضرت می‌گوید هر کس ما اهل بیت را داشته باشد، بی‌خیال آدمهای بدکار می‌شود. عقده و کینه نمی‌کند. کسی که معصوم را دارد، اصلاً خودش را با هیچ کس مقایسه نمی‌کند. لعنت خدا بر دزدهای میلیاردی از جیب مردم خدا لعنت کند آنهایی که در این مملکت میلیاردی می‌دزدند و می‌خورند و اصلاً حواسشان نیست که اطرافشان چه خبر است. اینها در قیامت می‌خواهند چه جوابی به خدا بدهند؟ قرآن می‌گوید: سخت‌ترین عذابها را من برای اینها ذخیره کردم. امام معصوم علیه‌السلام می‌فرماید: «وَ رَحْمَةُ اَلْفَقِیرِ= و رحمت به فقرا». باید ببینیم که آیا ما عاشق فقرا هستیم، یا از فقیر می‌ترسیم و فرار می‌کنیم؟ آیا مثل امام معصوم، به فقرا رحمت داریم یا نه؟ همانطور که قرآن می‌گوید: «وَ الَّذِینَ فِی أَمْوالِهِمْ حَقٌّ مَعْلُومٌ/  لِلسَّائِلِ وَ الْمحْرُومِ= و آنان که در مال و دارایی خود، حقّی معیّن و معلوم تعیین می‌کنند تا به فقیران سائل و فقیران آبرومند محروم برسانند». اگر پولی به دستت می‌آید، باید بگویی صدقه‌هایش را کنار بگذارم، باید برای فقرا پول کنار بگذارم؟ اطراف ما این همه گرسنه و گرفتار و مشکل‌دار هست و ما چطوری زندگی می‌کنیم؟ حقوق همسایه  حضرت در مورد رعایت حق همسایه می فرماید: «وَ تَعَهُّدُ اَلْجَارِ= و تعهد داشتن نسبت به همسایه». یعنی من باید مقید کنم خودم را به رعایت حقوق همسایه‌ام. همسایه یعنی کسی که احترامش فوق‌العاده واجب است. امام مجتبی (علیه‌السّلام) گفت مادرم فاطمه زهرا تا صبح دعا کرد برای همسایه‌ها، آن هم همسایه‌هایی که حضرت داشت و آن همه اذیتش می‌کردند. گفتم: مادر تو برای خودت دعا نکردی؟ فرمود: «الجار ثم الدار= اول همسایه بعد خانه خودم». تعهد در این فقره، خیلی کلمه سنگینی است. اگر آدم تعهد به همسایه‌اش داشته باشد و اگر همسایه‌ها هوای همدیگر را داشته باشند، خیلی مشکلات حل می‌شود. اقرار به فضل دیگران، ما را به فهم فضیلت های عظیم امام می رساند این که حضرت می فرماید: «وَ اَلْإِقْرَارُ بِالْفَضْلِ لِأَهْلِهِ= و اقرار به فضل اهل فضل»، یعنی این باید در زندگی انسان، یک قاعده باشد که اگر کسی یک خوبی دارد، اقرار کند که او خوب است. این اقرار، تمرینی می‌شود برای انسان تا به خوبی های عظیم امام معصوم علیه‌السلام پی ببرد و قدر آن خوبی ها را بداند. یک تمرین این است که مثلاً به زنت بگویی که تو این همه خوبی داری. چرا خوبی‌های زنت را پنهان می‌کنی و از او ایراد می‌گیری؟ چرا یک عالم خوبی‌های شوهرت را نمی‌بینی و از او تعریف نمی‌کنی؟ چرا از بچه‌ات تعریف نمی‌کنی و فقط ضعفها را می بینی؟ قا/203 [1] . سوره اعراف/ آیه 33.   

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11216
زمان انتشار: 27 اوت 2020
| |
عبرت های عاشورا از نگاه رهبری

عبرت های عاشورا از نگاه رهبری

در ماه محرم یکی از موضوعات قابل توجه موضوع «عبرت های عاشورا» است. به همین مناسبت دیدگاه رهبری در این خصوص را تقدیم مخاطبان گرامی می‌نماییم.

در بخشی از این مطلب می خوانیم: 

و به عبرت و پند گرفتن از تاریخ و تأمل در زندگی پیشینیان برای کشف سنن حاکم بر تاریخ ارشاد می‌فرماید: «لقد کان فی قصصهم عبرة لاُولِی الألباب»[5] در سرگذشت ایشان برای صاحبان خرد(خردمندان) عبرت است. مقام معظم رهبری به همین تأکید و سفارش می‌نماید: «قرآن به ما می‌گوید که از گذشته تاریخ درس بگیرید. حالا ممکن است بعضی‌ها بنشینند، فلسفه بافی کنند که گذشته برای امروز نمی‌تواند سرمشق باشد. این حرف‌ها را بعضی‌ها می‌گویند. می‌خواهند این‌ها را با شیوه‌های فلسفی ـ به خیال خودشان ـ درست کنند، نمی‌توانند! کاری به آنها نداریم. قرآن صادق مصّدق است و ما را به عبرت گرفتن از تاریخ دعوت می‌کند.»[6] در خصوص حادثه‌ی کربلا و نهضت امام حسین علیه‌السلام عبرت‌گیری به چه معنا است؟ رهبر انقلاب معنای عبرت‌گیری از عاشورا را چنین تصویر می‌نماید. «عاشورا به غیر از درس، یک صحنه عبرت است. باید انسان در این صحنه نگاه کند تا عبرت بگیرد. یعنی چه عبرت بگیرد؟ یعنی خود را با آن وضعیت مقایسه کند، بفهمد در چه حال و وضعیتی است. چه چیز او را تهدید می‌کند و چه چیز برای او لازم است. این را عبرت می‌گویند. یعنی شما از جاده‌ای عبور کردید، یک اتومبیلی را دیدید که واژگون شده یا تصادف کرده و آسیب دیده است، مچاله شده و سرنشینانش نابود شده‌اند، می‌ایستید و نگاه می‌کنید، برای اینکه عبرت بگیرید. معلوم شود که چه جور سرعت و حرکتی، چه جور رانندگی‌ای به این وضعیت منتهی می‌شود. این هم نوع دیگری درس است. اما درس از راه عبرت‌گیری.»[7] این رویکرد به عاشورا بیشتر وقتی ثمر بخش است که حاکمیت اسلامی در جامعه به وجود آمده باشد و عوامل قهقرایی که به صورت سلول‌های فاسد و مفسد در آمده‌اند از درون جامعه شروع به فعالیت کنند. هدف این است که چهره‌ی این عوامل ترسیم شود تا نحوه‌ی عملکرد آنها شناخته شود و برای جلوگیری از تکرار تاریخ و از میان رفتن ثمره‌ی مجاهدت‌ها، فعالیت آنها در نطفه خفه شود. رهبر انقلاب عبرت‌ها را در همین راستا ارزیابی می‌فرمایند: «در مباحث مربوط به عاشورا سه بحث عمده وجود دارد: یکی بحث علل و انگیزه‌های قیام امام حسین علیه‌السلام است... بحث دوم بحث درس‌های عاشورا است... بحث سوم درباره عبرت‌های عاشورا است، که چند سال قبل از این، ما این مسأله را مطرح کردیم که عاشورا غیر از درس‌ها، عبرت‌هایی هم دارد. بحث عبرت‌های عاشورا مخصوص زمانی است که اسلام حاکمیت داشته باشد. حداقل این است که بگوییم عمده‌ی این بحث مخصوص به این زمان است، یعنی زمان ما و کشور ما، که عبرت بگیریم.»[8] پندآموزی و عبرت‌گیری از هر حادثه‌ای به میزان اهمیت آن حادثه و آثار آن در حیات اجتماعی انسان، در طول تاریخ، بستگی دارد. بعد از واقعه‌ی بعثت خاتم پیغمبران، حادثه‌ای به عظمت و آثار عاشورا در جهت احیای بعثت و در نتیجه تأثیر در زندگی بشر پدید نیامده.  اولاً حادثه را باید فهمید که چقدر بزرگ است، تا دنبال عللش بگردیم. کسی نگوید که حادثه‌ی عاشورا، بالاخره کشتاری بود و چند نفر را کشتند. همان‌طور که همه‌ی ما در زیارت عاشورا می‌خوانیم: «لقد عظمت الرزیّه و جلت و عظمت المصیبه»؛ مصیبت خیلی بزرگ است. «رزیّه»، یعنی حادثه‌ی بسیار بزرگ. این حادثه، خیلی عظیم است. فاجعه، خیلی تکان دهنده و بی نظیر است.»[9] عظمت حادثه را وقتی بهتر درک خواهیم کرد که شخصیت امام حسین علیه‌السلام را بشناسیم. او در کودکی محبوب پیامبر بود و آن حضرت او را سید شباب اهل جنت نامید و در دوران جوانی مورد احترام همگان بود. در علم و فضیلت و بزرگواری، همچون برادرش امام حسن علیه‌السلام ، مانند خورشید، در میان مسلمانان، می‌درخشید.[10] عبرت‌های عاشورا از مهم‌ترین آموزه‌ها و تعالیم عاشورا، در طول سالیان دراز و قرن‌های متمادی، عبرت‌آموزی این واقعه‌ی غم‌بار تاریخی است و باید اذعان داشت مهم‌تر از درس‌های عاشورا عبرت‌های عاشوراست.[11] درس‌های عاشورا راه درمان را نشان می‌دهد و عبرت‌ها راه پیش‌گیری را، اندیشه‌های فعّال و ذهن‌های هوشیار از مشاهده‌ی کربلا و پدید آمدن این حادثه‌ی بزرگ و دردناک، در تاریخ صدر اسلام، به عبرت‌ها و چرایی ایجاد آن می‌رسند که برای انسان‌های کوتاه‌بین، گرفتار در قالب‌ها قابل دسترسی نمی‌باشد، زیرا آنها حوادث را تا ریشه‌های آن نمی‌توانند پی‌جویی کنند.   متن کامل را از لینک پایین دانلود کنید. 

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11215
زمان انتشار: 9 سپتامبر 2019
| | |
اثرات نشاط آور و شادی آفرین عزاداری بر اباعبدالله ع

اثرات نشاط آور و شادی آفرین عزاداری بر اباعبدالله ع

فیلم

1 - اثرات نشاط آور و شادی آفرین عزاداری بر اباعبدالله ع

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11214
زمان انتشار: 10 سپتامبر 2019
|
جلسات خانواده آسمانی و شرح زیارت جامعه کبیره

جلسات خانواده آسمانی و شرح زیارت جامعه کبیره

جلسه خانواده آسمانی ساعت 17:00- 18:00 و شرح زیارت جامعه کبیره ساعت 18:30- 19:30 پنجشنبه 98/06/21 در حسینیه قرائت قرآن (اثنی عشری) برگزار می‌گردد. این جلسات به صورت زنده از سایت montazer.tv پخش می گردد. نشانی: شهر ری، خیابان قم، انتهای خیابان آستانه، محوطه پارکینگ حرم، حسینیه قرائت قرآن (أثنی عشری) آرشیو مباحث استاد شجاعی فروشگاه آنلاین با محصولات ناب

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11213
زمان انتشار: 27 ژوئن 2020
| |
جایگاه زیارت ائمه (ع) و مؤمنین در روایات

شرح زیارت عاشورا، جلسه 31، 81/01/29

جایگاه زیارت ائمه (ع) و مؤمنین در روایات

ما در هر جایی باشیم، می‌توانیم به روح انبیاء، اولیاء، ائمه و مؤمنین سلام بدهیم و عرض ادب کنیم و آنها را زیارت کنیم. البته این که مسافت طولانی را طی کنیم و هزینه و وقت زیادی را متحمل شویم و از نزدیک این بزرگان را زیارت کنیم، ثواب بیشتری دارد. همچنین، عرض ادب‌ها، گریه ها و بوسیدن در و دیوار و ضریح، در به دست آوردن آرامش، تأثیر بسیاری دارد.

همانطور که مردم به زیارت ائمه (علیهم‌السلام) می‌رفتند، آنها خودشان نیز به زیارت یکدیگر می‌رفتند. امام باقر (علیه‌السلام) گزارش می‌دهند؛ «إنَّ الحُسینَبنَعلیٍّ كانَ یَزُورُ قَبرَ الحَسَنِ علیه‌السلام فی كُلِّ عَشِیَّةِ جُمُعَةٍ[1] = حسین بن على (علیه‌السلام)، هر شب جمعه به زیارت قبر حسن (علیهالسلام) مى‌رفت.» امام صادق (علیه‌السلام) فرمودند: «ایتُوا قَبرَ الحُسَین (علیه السلام) کُل سَنَة مَرَة [2]= سالی 1 بار، به زیارت قبر حسین (علیه‌السلام) بروید.» همچنین ایشان فرموده‌اند: «مَنْ لَمْ یَأْتِ قَبْرَ اَلْحُسَیْنِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ حَتَّى یَمُوتَ کَانَ مُنْتَقَصَ اَلْإِیمَانِ مُنْتَقَصَ اَلدِّینِ إِنْ أُدْخِلَ اَلْجَنَّةَ کَانَ دُونَ اَلْمُؤْمِنِینَ فِیهَا [3]= هر کس به زیارت قبر امام حسین (علیه‌السلام) نرود تا بمیرد، ایمانش ناتمام و دینش ناقص خواهد بود. به بهشت هم که برود، پایین تر از مؤمنان، در آنجا خواهد بود.» امام رضا (علیه‌السلام) فرمودند:«مَن زارَها فَلَهُ الجَنَة[4]= کسی که فاطمه معصومه را زیارت کند، بهشت برای او خواهد بود.» امام هادی (علیه‌السلام) نیز فرمودند: «مَن زارَ عَبدالعَظیمِ الحَسَنی(ع) بِرِی کَمَن زارَ الحُسَین(ع) بِکَربَلا [5] = اگر قبر عبدالعظیم را در شهرری زیارت کنید، چنان است که گویی امام حسین (علیه‌السلام) را در کربلا زیارت کرده اید.» امام صادق (علیه‌السلام) می‌فرمایند: قالَ رَسوْلُ اللهِ(صلی‌لله‌علیه‌وآله‌و‌سلم): «ما بَینَ قَبری و مِنبَری رَوضَةٌ مِن رِیاضِ الْجَنَّةِ و مِنبَری عَلی تُرعَةٍ مِن تُرَعِ الْجَنَّةِ، لِأَنَّ قَبرَ فاطِمَةَ صَلَواتُ اللهِ عَلَیها بَینَ قَبرهِ و مِنبَرِهِ و قَبرُها رَوضَةٌ مِن رِیاضِ الْجَنَّةِ و إلَیهِ تُرعَةٌ مِن تُرَعِ الْجَنَّةِ[6] = رسول خدا فرمود: «میان قبر و منبر من، باغی از باغهای بهشت است و منبر من، بر فراز آبراهه ای از آبراهه های بهشت است». چون قبر فاطمه (صلوات اللّه علیها) میان قبر رسول خدا و منبر اوست و قبر فاطمه، باغی از باغ‌های بهشت می‌باشد و یكی از آبراهه های بهشت به سوی آن است. زمانی که اهل‌بیت (علیهم‌السلام) زنده بودند، مردم به دیدن آنها می‌رفتند. الآن هم که امام زمان (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) زنده هستند، ما زیارت نامه او را می‌خوانیم. همچنین اگر ایشان در بین ما بودند، به زیارتشان می‌رفتیم. همانطور که این کار را در طی سالیان بعد از انقلاب، با زیارت کردن امام خمینی (رحمت‌الله‌علیه) و مقام معظم رهبری انجام داده ایم. وهابیت، آداب شیعه را قبول ندارد وهابیت، بوسیدن و دست به ضریح کشیدن و خواندن زیارت نامه را شرک می‌داند. توسل به اولیاء خدا، عزاداری و گریه کردن بر اهل بیت(علیهم السلام) را شرک و خرافات می داند. قبور ائمه (علیهم‌السلام) به دست وهابیت خراب شده که بعضی از آنها از روی دشمنی بوده است. بارها قبر سیدالشهداء(علیه‌السلام) را خراب کردند. البته قبور را به اسم دین خراب کردند و نگفتند: ما با اهل بیت (علیهم‌السلام) دشمنی داریم؛ بلکه گفتند: اینها مظاهر شرک هستند. به نظر آنها هر چه از حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) و حضرت علی (علیه‌السلام) باقی مانده؛ شرک است. بقیع، قبلاً بارگاه و گنبد داشته که ویرانش کردند. چندین بار خواستند قبر پیامبر (صلی‌لله‌علیه‌وآله‌و‌سلم) را نیز خراب کنند. وهابیون تند رو، همه ی اینها را شرک می‌دانند و یکی از علمای آنها گفته: خدا را شکر که من بعد از ۲۵ سال، هنوز چشمم به گنبد سبز رنگ پیامبر، نیفتاده است. رفتارهای دینی ما، باید با پشتوانه باشد اگر کسی حرفی می‌زند و نقدی می‌کند، باید از نظر عقلی، برای ما روشن باشد و ما حرفی برای گفتن داشته باشیم و بتوانیم از این حالات خودمان دفاع کنیم. ما نباید تعصب داشته باشیم. ما علاقه، ارادت و اعتقاداتی داریم. این که ما گریه می‌کنیم، نذر می‌کنیم، ضریح را می‌بوسیم، قسمتی از تربت سیدالشهداء (علیه‌السلام) را بر می‌داریم، قسمتی از پارچه‌های روی مرقدشان را به عنوان تبرک بر می‌داریم، دلایل همه اینها باید برای ما روشن باشد. حتی یک جوان هم می‌تواند فرهنگ خودش را نقد کند و بگوید: چرا ما این کارها را می‌کنیم؟ فرض بفرمایید، یک خارجی از شما درباره‌ی فرهنگتان سؤال کند. او می‌خواهد بداند، به عنوان یک کار منطقی، عقلی و سنجیده، چه پشتوانه و فایده‌ای در این رفتارها وجود دارد؟ بهتر است اینها برای خود ما هم حل شود و از حالت تقلیدی در بیاییم و به بینش برسیم و بدانیم واقعاً در انجام این کارها، پشتوانه‌ای داریم. آیا عقل، آن را تأیید می‌کند یا مانند اقوام و ادیان دیگر؛ عادت و سنت ما ایرانی‌هاست؟ ما می‌خواهیم وقتی زیارت عاشورا، جامعه کبیره، آل یاسین و زیارت روزانه اهل بیت (علیهم السلام) را می‌خوانیم، براساس تقلید، عادت و صرفاً فرهنگ یک کشور نباشد؛ بلکه با یک بینش انجام بگیرد. انسان لازم است مقداری از لباس تقلید در بیاید و به مسائل تردید کند. البته وقتی می‌خواهیم مسائل را از طریق منطق بفهمیم، خوب نیست که یک دفعه زیر همه چیز بزنیم و بگوییم اینها همه خرافات است و ما چنین چیزی در اسلام نداشته‌ایم. چون ممکن است خیر در راه انسان نیاید و انسان برای همیشه شقی شود. ما در نمایشگاه فرهنگی ژنو، تعدادی قرآن، مفاتیح، جانماز، مهر و تسبیح، پیشانی بند، عکس امام و مقام معظم رهبری، عکس زنان محجوب و کتاب آموزش نماز برده بودیم. آنجا یک ایرانی ما را  مسخره کرد و گفت: اینها چیست که به این کشور آوردید؟ مگر شما نمی‌دانید کجا آمده‌اید؟ اینجا سوئیس است! کتاب مذهبی آورده اید؟! او می‌گفت: دولت این همه پول هواپیما داده که شما اینها را بیاورید؟ مردم اینجا چیزهای دیگر می‌طلبند. ولی ما چون می‌دانستیم چه کار می‌کنیم، گفتیم: شما تحمل کنید و جسارت ما را ببخشید. بقیة گروه‌هایی که از ایران آمده بودند، با خودشان کتابهای صادق هدایت، احمد شاملو، کتابهای سعدی، خیام، حافظ و چیزهای دیگر آورده بودند. چون نمایشگاه بین المللی بود، عکس صدام را هم زده بودند. صدامی که جنایتکار معروف بود. هیچ کس هم چیزی نمی‌گفت. چون برای پرستیژ شان بد بود. آن وقت اعضای کنسولگری، برایشان خیلی سخت بود که ما بخواهیم عکس امام یا مقام معظم رهبری را نصب کنیم. اما ما محکم پای کار ایستادیم. نتیجه این شد که تمام قرآنها، مفاتیح ها و کتابهای نماز را با شیفتگی خریدند و تمام محصولات ما به فروش رفت. زیارت عاشورا را با پشتوانه بپذیرید زیارت عاشورا، آن قدر اهمیت دارد که خداوند آن را تنظیم کرده و امام باقر (علیه‌السلام) به آن سفارش کرده و آن را به ما داده است. زیارت عاشورا، یک برنامه‌ی کامل زندگی است که انسان باید پشتوانه ای از آن داشته باشد و ذهن در مورد آن قانع شده باشد. ممکن است کسی با این فرهنگ آشنا نباشد و از ما سؤال کند که در محرم، قضیه‌ای اتفاق افتاده و دیگر تمام شده؛ چرا هر سال جمع می‌شوید و عزاداری و سینه زنی می‌کنید؟ همانطور که آقایی در روزنامه نوشته: چرا مردم به عزاداری که انجام می‌دهند، آگاه نیستند؟ انسان ابتدا باید مقوله امام و امام شناسی برایش حل شود، بعد سراغ زیارت عاشورا برود. اگر فقط به خاطر مقوله دین، اینها را بپذیرد، یک جا زیر پایش شل می‌شود. فرض بفرمایید، اگر در دانشگاه استادی، انسان را مسخره کند و بگوید: این مسخره بازی‌ها چیست؟ چرا سیاه می‌پوشی و سینه زنی می‌کنی؟ هنوز جزء عوام هستی؟ تو دیگر برای خودت دانشجو شده ای! جزء روشن فکر ها هستی! زشت است که وارد دسته شوی و سینه زنی کنی. با این حرفها ممکن است، زیر پای انسان شل شود و با خود بگوید؛ نکند مرا و لباس مشکی ام را مسخره کنند. واسطه قرار دادن اهل بیت (ع)، شرک نیست بعضی می‌گویند: واسطه و شفیع قرار دادن اهل بیت (علیه‌السلام) شرک به خداوند و کفر است. مورد ننگ خداوند است و خداوند این کارها را دوست ندارد. آنها می‌گویند: ما توحید و عشق به خدا داریم و توجه ما به خداوند است و باید در او ذوب شویم. اعتقاد آنها این است که توجه به اهل بیت (علیهم السلام)، اساساً حائل و فاصله بین ما و خداست. چرا به سیدالشهدا (علیه‌السلام) بگوییم مشکل‌مان را حل کند؟ چرا وقتی مریض شویم، به امامزادگان متوسل شویم؟ چرا واسطه قرار بدهیم؟ به خود خدا می‌گوییم مشکل‌مان را حل کند و بیمارمان را شفا دهد. مگر آنها قدرت دارند؟ اینها زمانی بوده اند و حالا از دنیا رفته‌اند. این طرز تفکر وهابی ها درست نیست؛ زیرا ما حتی برای امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) که زنده و غایب هستند، زیارتنامه می خوانیم، جشن می گیریم، در فراقش سوز و عطش داریم و گریه و دعا می کنیم. مؤمنین، باید به زیارت یکدیگر بروند  در روایات، به زیارت علما، دوستان و برادران مؤمن رفتن، بسیار سفارش و امر شده است. این زیارت آثار و فوایدی دارد که بعضی از آنها ملموس و بعضی دیگر غیر ملموس هستند. در فرهنگ اسلام، خیلی به صلة رحم سفارش شده که به یکدیگر سر بزنید و به ملاقات هم بروید و از احوال همدیگر خبر داشته باشید، تا کسی شب گرسنه نماند و مشکلات یکدیگر را بتوانید حل کنید. همچنین اسلام، سفارش زیادی به مهمانی گرفتن و دور هم جمع شدن کرده است. اینکه پاتوق هایی مانند مسجد، پارک، کوه و... باشد که شیعیان و مؤمنین در آن جا جمع شوند. البته در فرهنگهای دیگر اصلاً اینها را نمی پذیرند و زندگی مردم کاملاً از هم جداست و کسی برای مهمانی، به خانة دیگری نمی رود. کسی حق ندارد، در کار دیگری دخالت کرده و اظهار نظر کند. آقایی پیش من آمده بود و می خواست درباره ی ازدواج با دختر خانمی صحبت کند. این آقا مدتی با خارجی ها در ایران ارتباط داشت و فرهنگ آنها را یاد گرفته بود. به خانم می گفت: من اصلاً از رفت و آمد خوشم نمی آید. جمعه روز من است و حتی همسرم هم نباید مزاحم من شود. روز جمعه اگر مهمان  بیاید، به شدت عصبانی می شوم. [1] قرب الإسناد : 492/ 139 [2] بحار الأنوار/ ج 98 / ص 13 [3] وسائل الشیعه / ج ۱۰ / ص ۳۳۵ [4] کامل الزیارات / ص ۵۳۶ / ح ۸۲۶ [5] مستدرک الوسائل / جلد سوم٫ صفحه ۶۱۶ [6] معانی الأخبار / 267 / 1     

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11212
زمان انتشار: 7 سپتامبر 2019
| | | |
دیدگاه جالب اندیشمند مسیحی درباره امام حسین ع

دیدگاه جالب اندیشمند مسیحی درباره امام حسین ع

دکتر کریس هیور، محقق انگلیسی درباره ماجرای کربلا و شهادت امام حسین علیه‌السلام توضیح می‌دهد. لینک کلیپ های دیدنی و جالب http://montazer.ir/tv ​

فیلم

1 - دیدگاه جالب اندیشمند مسیحی درباره امام حسین ع

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11211
زمان انتشار: 7 سپتامبر 2019
| | |
نقشه سران مسیحیت برای سقوط اسلام: بی‌حجابی را ترویج کنید

نقشه سران مسیحیت برای سقوط اسلام: بی‌حجابی را ترویج کنید

لینک کلیپ های دیدنی و جالب http://montazer.ir/tv ​

فیلم

1 - نقشه سران مسیحیت برای سقوط اسلام: بی‌حجابی را ترویج کنید

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11210
زمان انتشار: 5 سپتامبر 2019
|
اجتماع بزرگ مادران و شیرخوارگان عاشورایی

اجتماع بزرگ مادران و شیرخوارگان عاشورایی

اجتماع بزرگ مادران و شیرخوارگان عاشورایی فردا جمعه 15 شهریور ساعت 8:30 صبح در شبستان اصلی مصلی امام خمینی (ره) با سخنرانی استاد محمد شجاعی برگزار می‌گردد. روابط عمومی مصلی امام خمینی (ره)

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11209
زمان انتشار: 5 سپتامبر 2019
| |
اثر «تلقین» در مهندسی فکر

مهندسی فکر، جلسه 11، 88/04/20

اثر «تلقین» در مهندسی فکر

نکته‌ای که در بحث مهندسی فکر حائز اهمیت است، این است که انسان خود، باید شرایط تفکر را فراهم کند. شرایطی مثل خلوت کردن، تلقین و استفاده از ابزاری که فکر را به کار می‌اندازند و به خصوص در آغاز کار و اوایل راه انسان به «تلقین» خیلی نیاز دارد.

حضرت امام(ره ) می‌فرمود: انسان بدون تلقین به جایی نمی‌رسد. هر کس می‌خواهد به جایی برسد و رشد کند، باید حتماً از قدرت تلقین استفاده کند. اگر بخواهی قلبت را حرکت ندهی و از وسائل و ابزار تلقینی استفاده نکنی و بگذاری مسیر، خودش طی شود، طی نمی‌شود. چون ما در واقع با تلقین‌های منفی زیادی در محیط زندگی، دوستان، دیدنی‌ها، شنیدنی‌ها و گاهی محیط‌های آموزشی، تلویزیون، سریال‌ها و فیلم‌ها و ... روبه­رو هستیم و هیچ کس هم نمی‌تواند بگوید این تلقین‌های منفی در من اثرگذار نیست. ما باید در تقابل با تلقین‌های منفی، از تلقین‌های مثبت استفاده کنیم و حتماً برای خودمان شرائطی را ایجاد کنیم که فکر ما به کار بیفتد. برای «تلقین» از چه عواملی استفاده کنیم؟ عوامل تلقینی که باید استفاده کنیم، ممکن است خواندن یک کتاب و گاهی«شنیدن» باشد. به قدری مسأله شنیدن مهم است که خداوند تبارک و تعالی در قرآن اول مسئولیت «گوش» را بیان می‌کند:«إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُولَئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْئُولًا[1] = گوش و چشم و قلب همه مورد پرسش واقع خواهند شد.» گاهی «دیدن» و زمانی «عبرت گرفتن» است که همه اینها منتج به تفکر می‌شود.  اتومبیلی که در هوای سرد، یخ زدگی دارد، هر چقدر استارت بزنید روشن نمی‌شود. شما هیچ وقت به این اتومبیل نمی‌گویید، چون روشن نمی‌شود، پس خراب است و رهایش کنیم یا به تعمیرگاه بفرستیم؛ بلکه در صدد رفع یخ زدگی آن برمی‌آیید. قلب ما نیز چنین است. گاهی حالت یخ زدگی دارد که با تلقین باید آن را کم کم رفع کنیم. فکر نکنیم ما همیشه با نشاط هستیم و همیشه خوب فکر می‌کنیم. زمان هایی وجود دارند که سردی‌ها، احساس‌های بد و حالت‌های خنثی که خیلی هم خطرناک هستند در ما به وجود می‌آیند. ما نباید این حالت ها را به رسمیت بشناسیم و به حال خود رها کنیم. چون با رها کردن به حال خود، این احساس ها از بین نمی‌روند و یا خود به خود خوب نمی‌شوند. مثل سرماخوردگی یا بی‌میلی‌هایی که نسبت به غذا و نوشیدنی‌ها ایجاد می‌شود و اگر از ابزار و لوازم تلقینی استفاده نکنیم، چه بسا این بی­میلی آنقدر طول بکشد که بدن آسیب های کاملاً جدی ببیند. «تفکر تاثیر گذار» چه شرایطی دارد؟ در مورد فکر کردن، باید گفت اگر بخواهیم تفکر  تاثیرگذار باشد و به انسان کمک کند، چه شرایطی باید داشته باشد؟ می‌خواهیم راجع به فکر کردن و شرائط فکر کردن صحبت کنیم. ما برنامه­‌ریزی‌های متعددی در زندگی برای خودمان می‌کنیم و تصمیم‌های گوناگونی می‌گیریم. برای اینکه تصمیم‌گیری درستی انجام شود، شرایطی دارد. قبل از بیان شرایط، به بحثی که در جلسات اول بیان شده اشاره‌ای کوتاه می‌کنیم و آن این است که انسان در گذر زمان، از گرفتن بعضی تصمیم‌هایش پشیمان می‌شود. کمتر آدمی را ما سراغ داریم که تصمیم بگیرد و بعد نسبت به تصمیمی که گرفته پشیمان نشود. گفتیم اگر از شما بپرسند که اگر به گذشته برگردید، آیا با همین شخصی که الان همسر شماست، ازدواج می‌کنید؟ اکثراً می‌گویند نه؛ در مورد انتخاب رشته تحصیلی، شغل، محل زندگی، دوست و ... هم اکثراً جواب منفی است. این نشان می‌دهد که ما درست فکر نکرده‌ایم و در نتیجه، تصمیم غلطی گرفته ایم. اوضاع زمانی وخیم می‌شود که  تصمیماتی که برای آخرت می‌گیریم نیز، غلط از آب درآید. گاهی انسان تصمیم‌هایی می‌گیرد که حیات ابدی خود را به خطر می‌­اندازد. قرآن پشیمانی‌های ابدی را اینگونه بیان می‌کند:«یَا لَیْتَنِی اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِیلًا[2] = اى كاش با پیامبر راهى برمى‏ گرفتم.» امروزه کسانی هستند که اصلاً مذهبی نیستند، اصلاً فکر نمی‌کنند که نیاز به مذهب، ارتباط با خدا و ماوراء طبیعت داشته باشند. اگر به آنها بگویید، شما به خدا و معنویت و مذهب نیاز دارید و به عبادت نیاز دارید، آنها اصلاً منطق شما را نمی‌پذیرند و می‌گویند آنهایی که خدا، معنویت، مذهب و عبادت را ندارند چه ضرری کرده‌اند؟ دارند زندگی‌شان را می‌کنند. شما هرچه بگویید آنها اصلاً ضرورت این چیزها را احساس نمی‌کنند و زیر بار نمی‌روند. آنها هم در واقع دارند فکر می‌کنند و تصمیمی برای زندگی‌شان می‌گیرند، به نظر خودشان هم خوشبختند و فکر و تصمیم شان درست است. اما وقتی لحظه مرگشان فرا برسد، تازه آنجا می‌فهمند که افکار و تصمیماتش غلط بوده است. کسانی هستند که به علت فکر اشتباه در مسائل اقتصادی به زندان افتاده اند. چه شروطی برای فکر کردن لازم است؟ یکی از شرایط لازم برای فکر کردن این است که آن فکر حتماً مصلحت «منِ حقیقی» را در نظر داشته باشد. و شرط دیگر این که خود و منِ حقیقی را وقتی شناخت، همیشه آن را در نظر داشته باشد و فراموشش نکند. این «من» کیست؟ این منِ طبیعی نیست که یک نقطه آغاز به نام تولد و یک نقطه پایان به نام وفات داشته باشد. اگر کسی خودش را فقط در همین محدوده منِ طبیعی تعریف کند، تمام انتخاب‌ها، ارتباط‌ها، رفتار و افکارش مطمئناً غلط از کار در می‌آید و حتماً در نهایت پشیمان می‌شود. مثلاً قرار است شما با اتومبیل به تعطیلات تابستانی در یک منطقه کوهستانی بروید. در این شرایط فکر صحیح چیست؟ باید به این فکر کنیم که ما می‌خواهیم کجا برویم؟ چه مسیرهایی را باید برویم؟ چه مقدار هزینه و مخارج لازم داریم؟ بعضی‌ها چون به این مقوله فکر نمی‌کنند، در وسط سفر پول کم می‌آورند و به مشکل بر می‌خورند. مسئله بعدی اتومبیل است که باید لاستیک های اتومبیل، روغن ترمز و ترمز و ...  را بررسی کنیم که ایرادی نداشته باشند. حال یکی به جای بررسی بخش‌های اصلی اتومبیل، آن را به کارواش می‌برد، صندلی‌ها را تودوزی می‌کند، آیا این فکر او درست است؟ خیر. باید روی لاستیک‌ها و ترمز و روغن ترمز کار کند، موتور را بررسی کند تا سلامتی‌ خود و خانواده‌اش در سفر حفظ شود. گاهی اصلاً اتومبیل او به درد این سفر نمی‌خورد. بارها اتفاق افتاده افراد به خاطر انتخاب نادرست وسیله نقلیه، جان خود را از دست داده اند. گفتیم در شکل گیری شخصیت ما 4 عامل انتخابها، ارتباط‌ها، رفتارها و افکار نقش دارند. الان زندگی ما هرطوری هست و ما هر کسی هستیم، این چهار عامل روی زندگی ما اثر گذاشته اند. از این به بعد، در مسیر آینده تا قیامت و بعد از قیامت باز این چهار عامل  تاثیرگذار خواهند بود. پس هر وقت فکر می‌کنیم، حتماً «من حقیقی»­ خود را در نظر بگیریم. یعنی مقطع قبل از دنیا را که من چه کسی بودم؟ از کجا آمدم؟ و دیگر این که به کجا خواهم رفت؟ این مقطع برزخ و قیامت و قبر را در نظر بگیریم. مقطع 50 سؤال روز قیامت را در نظر بگیریم که 50 هزار سال است. در هر هزار سال یک ایستگاه دارد. مثلاً خانمی که می‌خواهد کفش بخرد، فکر می‌کند که کفش باید راحت باشد، زیبا باشد، قیمتش مناسب باشد، این از نظر دنیایی. حال اگر بخواهد آخرت را هم در نظر بگیرد، می‌گوید کفش نباید فتنه انگیز باشد، پاشنه هایش صدا ندهد. چون در آموزه‌­های دینی گفته شده، کفشها نباید صدادار باشند. اما آن کسی که «خود طبیعی» اش را در نظر می‌گیرد، اصلاً برایش مهم نیست که کفش صدا بدهد یا ندهد. کسی که ابدیت را در نظر بگیرد، برایش مهم است. در خریدن لباس، خریدن خانه که در چه محلی باشد تا مورد رضایت خداوند باشد. برای امام سجاد(ع) لباس فاخری آوردند. حضرت لباس را پوشید. دیدند حضرت بعد از قدری تأمل لباس را درآورد. گفتند: چرا؟ گفت:«کأنّی لَستُ بِعَلی بنِ الحُسین= انگار من در این لباس علی بن الحسین نیستم». طور دیگری شدم، این لباس به درد من نمی‌خورد. یک موقع کسی اتومبیل می‌خرد، عادی است و در آن می‌نشیند و اینطرف و آنطرف می‌رود. ولی یک موقع است یک اتومبیل می‌گیرد که خودش تحت تأثیر اتومبیل قرار می‌گیرد.یعنی در واقع شخصیتش تابع اتومبیلش می‌شود. آدمهای زیادی هستند که همه شرافتشان به چیزی غیر از خودشان است. پس یکی از شروط این است که در هر مرحله از «انتخاب، رفتار، ارتباط و افکار» باید «منِ اصلی» را در نظر بگیریم. قیمت «خود» را بشناس پس از در نظر داشتن خود اصلی، شرط دیگری که در تفکر خیلی مهم است، این است که همراه با خودشناسی باشد. یعنی قیمت خودمان دستمان باشد. شما وقتی می‌خواهید یک انگشتر را بخرید، اگر قیمت دستتان نباشد، ممکن است سرتان را کلاه بگذارند. حتماً باید اول فکر کنم که دچار خودفروشی در این تصمیم نشوم. خودم را بشناسم. خودم را در این فکر در نظر بگیرم. نکته مهم در این که قیمت خودم را در نظر بگیرم، این است که این تصمیم، من را از خودم دور نکند. یک موقع است «قیمت» را در نظر می‌گیرم و می‌گویم قیمت من این نیست. یا گاهی ممکن است «من را از خودم دور کند». مثلاً اگر کسی شما را به مهمانی دعوت کند و غذایی آماده کند که شما دوست ندارید. معلوم است که دلتان نمی‌خواهد به آن مهمانی بروید. یا اگر کسی که بهداشت را رعایت نمی‌کند، اگر شما را به مهمانی دعوت کند، باز هم شما به آن مهمانی نخواهید رفت. چون دوست ندارید جسم تان با آلودگی و عدم رعایت بهداشت، دچار بیماری شود. حال اگر چیزی بخواهد روح ما را آلوده و خراب کند، به طریق اولی نباید آن کار را انجام دهیم، یا به آنجا برویم. یک موقع ما را به عروسی دعوت می‌کنند. اگر من در آن عروسی شرکت کنم، یقیناً گناه می‌کنم. پس نباید بروم. اصلاً رفتن به چنین جایی  حرام است. یا به یک جشن تولد دعوتم می‌کنند و من می‌دانم اگر به آنجا بروم، چشمم، گوشم، قلبم باید آلوده ‌شود. پس نمی‌روم. آدم مگر احمق باشد دچار خودفراموشی بشود و پایش را در چنین مجالسی بگذارد. شما می‌روید آنجا طرف را راضی می‌کنید، اما خشم خدا و فرشته­‌ها و امام زمان علیه‌السلام را می‌خرید. من سراغ داشتم پدری را که عروسی بچه خودش نرفت. گفت: پسرم عروسی گرفته و به او گفتم از این بازیها آنجا در نیاورید. او هم گفت عروسی است. مگر می‌شود معصیت نکرد؟ الان اینطوری شده است. حضرت می‌فرماید کمترین مقدار صد سال  باید در جهنم بماند. برای اینکه یک شب عروسی رفته. آیا می‌ارزد  که برای یک شب عروسی با گناه، انسان صد سال در جهنم در حبس باشد؟ اصلاً در جهنم نه؛ در یک جای بهشت هم حبسش کنند، باز نمی‌ارزد. انسان چون قیمت دستش نیست، نمی‌فهمد با یک مجلس اینطوری چه هزینه‌­ی وحشتناکی ذخیره آخرتش می‌کند. دچار خود فراموشی شده. مثل مسافرتی که مثال زدم. وقتی داریم می‌رویم نباید به جای این که به فکر موتور باشیم، به  بوق ماشین اهمیت بدهیم. بوق هم خوب است، ولی موتور لازمتر است. اگر پولی داریم، به جای اینکه خرج تودوزی بکنیم،‌ باید خرج تعمیرات اساسی اتومبیل بکنیم. چون در جاده احتیاج به آن داریم. پس تصمیمات، نباید ما را از خودمان جدا بکند. گفتیم، رابطه دنیا با آخرت، مثل رابطه رحم مادر با دنیاست. جنین مهمترین کاری که در رحم مادر می‌کند، شدن و صیرورت است. یک جنین سالم اصلاً حواسش پرت نمی‌شود. یعنی اگر ۵قلو هم باشند، هیچ کدام از این ۵تا حواسشان را به دیگری نمی‌دهد. هر کسی مشغول کار خود است که تولد زیبایی برای خود رقم بزند. موقع تولد، اگر چشم و گوش و دست و پا نیاورده باشد، بدبخت است. هیچ کس اصلاً به دیگری نگاه نمی‌کند که آیا او دست دارد، پا دارد، چشم دارد؟ هر کسی به فکر خودش است. این را ما باید در کلیه تصمیمات، ابدیت و لحظه تولدمان به آخرت یادمان باشد.چون ما دیر یا زود از این دنیا می‌رویم، بنابراین وقت زیادی نداریم که مشغول آدم‌های دیگر شویم. نباید مثل یک مدیر فرهنگی که خودش را وقف هدایت مردم کرده بود و خودش و خلوت‌های خودش را فراموش کرده بود، باشیم. یعنی باید حواس انسان به خودش هم باشد. غفلت از خود، انسان را در گرداب های هلاکت فرو می‌برد هراندازه که شناختن خود و تفکر و تلقین در این مورد انسان را می‌سازد، غفلت از خود، انسان را به تباهی می‌کشاند. امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) می‌فرماید:«مَن شَغَلَ نَفسَهُ بِغَیرِ نَفسِهِ تَحَیَرَ فِی الظُّلُمات و ارتَکَبَ فِی الهَلَکات= هر کس خودش را به غیر از خود مشغول کند، در تاریکیها سرگردان و در گرداب هلاکتها فرو می‌رود». مثلاً برای بعضی‌ها شغل‌شان آنقدر مهم است که اهمیتی نمی‌دهند به این که  در این شغل، چقدر گناه کنند و چقدر مرتکب حرام شوند؟ می‌گوید کار من  این است. جوابش این است که «این کارت را کنار بگذار». پیشنهاد اینکه تو کارت را کنار بگذار، برای یک عده خیلی تعجب­انگیز است. می‌گوید این شغل جد در جد ما بوده، چطور آن را عوض کنیم؟ به فرمایش قرآن اجداد شما همه در اشتباه بودند:« وَإِذَا قِیلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا مَا أَنْزَلَ اللَّهُ قَالُوا بَلْ نَتَّبِعُ مَا أَلْفَیْنَا عَلَیْهِ آبَاءَنَا أَوَلَوْ كَانَ آبَاؤُهُمْ لَا یَعْقِلُونَ شَیْئًا وَلَا یَهْتَدُون[3] = و چون به آنان گفته شود از آنچه خدا نازل كرده است پیروى كنید، مى‏ گویند نه؛ بلكه از چیزى كه پدران خود را بر آن یافته‏ ایم پیروى مى ‏كنیم. آیا هر چند پدرانشان چیزى را درك نمی کرده اند و به راه صواب نمى ‏رفته‏ اند [باز هم در خور پیروى هستند]». خیلی کم هستند آدم‌هایی که عبرت بگیرند و از پول بگذرند و بروند سراغ شغلی که یک پنجم شغل فعلی‌شان درآمد داشته باشند. باید گفت: من با سختی می‌سازم، اما با یک روح سالم زندگی می‌کنم و خشم خدا را نمی‌خرم. علی(علیه‌السلام) می‌فرماید: آدم عاقل وقتی می‌خواهد با یک آدم جاهل برخورد کند، باید رفتارش مثل برخورد طبیب با مریض باشد. برخورد طبیب با مریض چگونه است؟ آیا مریض برای پزشک دوست داشتنی است یا نه؟ بله دوست داشتنی است. آیا وظیفه پزشک خدمت به مریض است یا نه؟ بله. آیا اگر به مریض خدمت کند، پول دریافت می‌کند یا نمی‌کند؟ بله. ولی هیچ کدام از اینها، پزشک را از خودش غافل نمی‌کند. حواسش هست که بیماری مریض مسری نباشد و او را بیمار نکند. برای همین از دستکش و ماسک و محیط ایزوله استفاده می‌کند. بالاترین عقل، «خودشناسی» است بالاترین عقل، این است که آدم خودش را بشناسد. پس شرط تفکر درست، یکی این است که خودمان را بشناسیم. دیگر این که خودمان را علاوه بر این که شناختیم، شخصیت اصلی خود را حتماً در نظر بگیریم. برای همین حضرت فرمود: هر کس خودش را بشناسد، خوب تعقل می‌کند و عقلش به کار می‌افتد. اما اگر کسی خود را نشناسد، گمراه می‌شود. یعنی به محض این که اطلاعاتت غلط باشد، حتماً به  انحراف می‌افتی. بنابراین، حواس مان باید باشد که اگر بخواهیم جلو برویم، حتی دلسوزی هم بکنیم، به قیمت جهنمی شدن خود ما نباشد. هیچ چیز نباید ما را از خود حقیقی­ و ابدی‌ ما جدا بکند. امام علی(علیه‌السلام) فرمود: «أفضَلُ العَقلِ مَعرِفَةُ الإِنسانِ نَفسَهُ، فَمَن عَرَفَ نَفسَهُ عَقَلَ، ومَن جَهِلَها ضَلَّ= برترین خرد، شناخت آدمى به خویش است. هركه خود را شناخت، خرد ورزید و هركه نشناخت گمراه شد.» «أفضل المعرفة معرفة الإنسان نفسه[4] = برترین معرفتها این است که انسان خود را بشناسد». مثلاً دیده‌اید بعضی‌ها چند نوع گل برای منزل شان می‌خرند. بعد از مدتی می‌بیند که گل پژمرده شد. برای اینکه او گل را نمی‌شناسد. بعضی گل ها مینیاتوری هستند و اندازه شان تغییر نمی‌کند. اگر آنها را با طراوت هم نگه دارید، رشد نمی‌کنند و فقط زیبا هستند. حضرت می‌فرماید:«مَن عَرَفَ نَفسَهُ عَقَلَ= کسی که خودش را می‌شناسد، می‌تواند تعقل کند». اما «وَ مَن جَهِلَها ذَلَّ= کسی که خودش را نمی‌شناسد، حتماً اشتباه می‌کند. ما خیلی وقتها جهنم را می‌خریم و دنیای ما هم آباد نمی‌شود. چون خوب تعقل نمی‌کنیم. نشناختن خود، باعث گم‌گشتگی و گمراهی می‌شود وقتی کسی خودش را نشناسد، راه را اشتباهی می‌رود. مثل کسی که اصلاً مسیر را نمی­‌شناسد و گم می‌شود. هر تصمیم، فکر، انتخاب و ارتباطی برقرار کند، حتماً به سمت جهنم می‌رود. امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) می‌فرماید:«مَن لَم یَعرِف نَفسَهُ بَعُدَ عَن سَبیلِ النَجاۀ وَ خَبَطَ فِی الضَلالِ وَ الجَهالات= هر کس خودش را نشناسد، از راه نجات دور می‌شود و در وادی گمراهی و نادانی قدم می‌زند.» مقدار زیادی از خوشبختی یا بدبختی‌های همه مردم دنیا، به خاطر ارتباط هایشان است. تا اینجا راجع به افکار و انتخابها صحبت می‌کردیم. حالا یک مقدار راجع به ارتباط ها بگوییم. خیلی وقتها بدبخت شدن آدمها یا خوشبخت شدن‌های‌شان به خاطر این است که آدم‌های خاصی سر راه‌شان قرار می‌گیرد. با آدم خاصی دوست، همسایه، شریک می‌شوند، یا با آدم خاصی ازدواج می‌کنند. آدم خاصی را به عنوان استاد و مربی انتخاب می‌کنند. ارتباط ها در بدبخت شدن یا خوشبخت شدن خیلی مؤثر است. این موضوع، در آیه‌ای از قرآن بیان شد:« یا لَیْتَنِی اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِیلاً= ای کاش من با پیغمبر یک راهی را انتخاب می‌کردم». خداوند در ادامه می‌فرماید:« یَا وَیْلَتَى لَیْتَنِی لَمْ أَتَّخِذْ فُلَانًا خَلِیلًا[5] = اى واى! كاش فلانى را دوست [خود] نگرفته بودم.» ای کاش من هیچ وقت با فلانی دوست و همسایه و شریک نمی‌شدم. برای این که انتخابی که می‌کنی، تأثیر دارد. یک موقع یک آدم ناجنس را انتخاب می‌کنی و می‌­بینی که روحیه آدم را خراب می‌کند و آدم را تا جهنم می‌برد. پس در ارتباط ها هم باید آن دو شرط خودشناسی و در نظر داشتن خود را رعایت کنیم. حضرت علی(ع) می‌فرماید:«کَیفَ یَعرِفُ غَیرَهُ مَن یَجهَلُ نَفسَه= چگونه دیگران را می‌شناسد، کسی که خود را نمی‌شناسد.» بنابراین، ما خیلی وقتها که گول آدم‌ها را می‌خوریم، برای این است که خودمان را نمی­‌شناسیم. فریب می‌خوریم. اگر می‌خواهیم در ازدواج و در ارتباط و در مشارکت و همراهی بادیگران، سرمان کلاه نرود، باید حتماً اول خودمان را بشناسیم. تا وقتی که خود را نشناسیم، دیگران را هم نمی­‌شناسیم. ع ل 176 مهندسی فکر/خودشناسی [1] . سوره اسراء/36. [2] . سوره فرقان/27. [3] . سوره بقره/170 [4] . غرر الحکم و درر الکلم، ص: ۲۳۲ [5] . سوره فرقان/28. کتاب «مهندسی فکر» از سری کتاب های بیان

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11208
زمان انتشار: 4 سپتامبر 2019
| | |
فرم مشاوره دانش آموزی

فرم مشاوره دانش آموزی

ابتدا فرم مشاوره دانش آموزی را از پایین دانلود کرده و پس از تکمیل، آن را به صندوق پستی بخش مشاوره   moshavereh@montazer.ir  ارسال نمایید.

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed