www.montazer.ir
سه‌شنبه 2 ژوئن 2026
شناسه مطلب: 11533
زمان انتشار: 18 فوریه 2020
| | |
چرا هنوز ایران به استقلال اقتصادی نرسیده است؟

چرا هنوز ایران به استقلال اقتصادی نرسیده است؟

فیلم

1 - چرا هنوز ایران به استقلال اقتصادی نرسیده است؟

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11532
زمان انتشار: 17 فوریه 2020
حضور وزیر آموزش و پرورش در غرفه منتظران منجی جامعه معلمان و دانش آموزان مهدوی

حضور وزیر آموزش و پرورش در غرفه منتظران منجی جامعه معلمان و دانش آموزان مهدوی

حضور وزیر اموزش و پرورش در غرفه منتظران منجی جامعه معلمان و دانش آموزان مهدوی و همچنین حضور رئیس سازمان دانش آموزی وزارت آقای بحری زاده و رئیس سازمان دانش آموزی تهران آقای باستانی در غرفه جامعه معلمان و دانش آموزان مهدوی و گفتگو با مسئولان جامعه معلمان و دانش آموزان مهدوی.  ۲۲ بهمن ۹۸, کانون فرهنگی تربیتی نیایش, چهارراه ولیعصر تهران تصاویری از حضور فعال دانش آموزان در راهپیمایی 22 بهمن 98 اجرای سرود اعضای فرزندان آفتاب به مناسبت اربعین و گرامیداشت حاج قاسم سلیمانی

، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11531
زمان انتشار: 17 فوریه 2020
| |
«شادی» یک اصل انسانی و حیاتی است

جلسه شادی 33؛ 1398/10/14

«شادی» یک اصل انسانی و حیاتی است

شادی و شاد زیستن، یک اصل اساسی برای زندگی بشر و عاملی برای رشد در حرکت ­های انسانی و معنوی انسان است. ساختار وجودی انسان به گونه ای است که شادی و نشاط، از نیازهای اساسی او محسوب می شود؛ چراکه روح و جسم انسان بعد از مدتی فعالیت خسته شده و نیاز دارد با راهکارهایی این خستگی را از خود دور کند. بنابراین، مهمترین عوامل مادی که می تواند نقش بسزایی در شاد زیستن انسان داشته باشد، عبارتند از خوردن گوشت و کدو، سرکه، استفاده از رنگ زرد، استحمام، خوابیدن. با استفاده درست از هر کدام از این عوامل، هر کدام می تواند در شاد بودن انسان نقش داشته باشد.

قبل از سخن گفتن درباره عوامل مادی شادی، لازم است در ابتدا دو نکته گفته شود. یکی اینکه؛ شادی برای یک مؤمن و یک انسان که قابلیت تربیت نامحدود دارد و لیاقتش محشور شدن در درجه ائمه (علیهم السّلام) است، یک اصل است. متأسفانه زندگی­ های امروزی و توجه به ابزارهای زندگی، همّ و غم­ های زیادی برای ما ایجاد می کند. گاهی ذهن افراد به خاطر مشغله و دلبستگی به اشیاء مثل مبل، پرده، ماشین، لباس، عینک و چیزهای دیگر، آن شادی را که به عنوان یک امر واجب و ضروری است و می‌تواند در سعادت دنیا و آخرت انسان مؤثر باشد را فراموش می‌کند. نکته دوم ارتباط بین جسم و روح است. جسم­ یک مرتبه‌ای از نفس است. نفس انسان نه داخل بدن است و نه بیرون بدن. داخل بدن نیست. چون اگر داخل آن باشد، آن حالت زندان بودن، اسیر بودن، گرفتار بودن و مظروف شدن را ایجاب می کند. بیرون بدن هم نیست. چون وقتی بیرون باشد، حالت کَنده شدن و جدا شدن را در پی خواهد داشت. پس نفس نه بیرون بدن است، نه درون بدن؛ بلکه مرتبه‌ای از خود نفس است.  نفس نیز تعلق به بدن دارد. این تعلق گاهی قطع هم می‌شود. مثل خواب که به راحتی این بدن کنار گذاشته می شود و با بدن برزخی ارتباط برقرار می‌کنیم. پس نفس تعلق دارد و چون تعلق دارد، حالت های روحی در بدن اثر می‌گذارد. همچنین حالت های بدنی در روح. این دو با هم یک رابطه اتحادی دارند. زمانی که خوشحال هستی، می‌بینی که بدنت نشاط دارد. راحت می‌توانی خیلی کارها را انجام بدهی. سرحال هستی، خوابت کم می‌شود، انبساط داری. یک موقع‌هایی هم که خوشحال نیستی و افسردگی داری، می‌بینی مدام دوست داری بخوابی، درد زیادی داری. در نقطه مقابل، بدن هم این گونه است. وقتی آسیب می‌بیند روح را منقبض می‌کند و وقتی که بدن به حالت طبیعی برمی گردد، روح هم نشاط پیدا می کند. این حکایت از ارتباط متقابل جسم و روح می کند. نتیجه می گیریم که عوامل طبیعی در روح ما اثر دارند و خداوند تبارک و تعالی نفس را به گونه‌ای خلق کرده که انسان از ارتباطات بیرونی اثر می گیرد. مثلاً غمگین می‌شود یا شاد. خوردن گوشت، کدو و سرکه از عوامل شادی زا هستند حالا یک سلسله عوامل وجود دارد که غم را برطرف می­ کند. مثل خوراکی‌ها، رنگ‌ها، نوشیدنی‌ها و میوه‌ها. در این جلسه می‌خواهیم بگوییم چه چیزهایی را مصرف کنیم که برای ما شادی و نشاط می‌آورد. گاهی نفس انسان یک انقباضی دارد که منجر به گیجی و گنگی می­ شود. چون موقعی که انسان افسرده می‌شود، ذهنش هم خوب کار نمی‌کند و نمی‌‌تواند تصمیمات خوب بگیرد؛ حتی در ابتدایی مسائل زندگی ­اش، گیجی و گنگی دارد که الان باید چکار کند. در این هنگام می ­بینیم که یک پیشنهاد خوب باعث شادی می­ شود و آن انقباض روزانه را برطرف می‌کند. لذا وقتی سخن از شادی می‌کنیم منظور بخش مادی است که شامل خوراکی‌ها، نوشیدنی‌ها، میوه‌ها، رنگ‌ها و نقششان است. اولین عامل مادی در شاد بودن انسان، خوردن گوشت است. نبی ­اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: «إنَّ لِلقَلبِ فَرحَةً عِندَ أکلِ اللَّحمِ= همانا خوردن گوشت، باعث شادى قلب‌ است». ممکن است بعضی ها از گوشت بدشان بیاید، این استثناء است. ولی خود گوشت به خاطر لذتی که دارد، نشاط می‌‌آورد. بهترین شیوه خوردن گوشت هم کباب کردن است. چون گفتیم پختنی‌ها موادش را از دست می‌دهد، یا بیرون از خودش می‌دهد. در سرخ‌کردنی همه خواص از بین می‌رود و به درد نمی‌خورد. فقط خوشمزه است، ولی فایده ندارد. در روایات دو سفارش به نحوه خوردن گوشت شده: 1- کباب کردن.2ـ برای خوردن گوشت نباید آن را ببرید یا چاقو یاچنگال بزنید. بهتر است آن را به دندان بکشید. بعضی‌ها این نوع خوردن را دور از کلاس می دانند. درحالی که نمی دانند با هر بار چاقو و چنگال زدن یک مقدار از خواص گوشت از دست می‌رود. پس برای خوردن گوشت لذتتان را خراب نکنید. دومین عامل شادی، خوردن کدو است که در این باره نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: «إِذَا طَبَخْتُمْ‏ فَأَكْثِرُوا الْقَرْعَ فَإِنَّهُ یَسُرُّ الْقَلْبَ الْحَزِینَ= چون طبخ غذا مى‌كنید كدو در آن بسیار كنید كه كدو دل غمگین را شاد مى‌كند». حالا نحوه‌های استفاده از کدو هم متفاوت است. به شکل‌های مختلف می‌توان از آن استفاده کرد. سومین عامل، سرکه است. سرکه هم انواع دارد و خواص هریک با همدیگر متفاوت است، مثل سرکه سیب، انگور یا ..... امام صادق علیه السلام فرمود: «اَلْخَلُّ یُسْرُ اَلْقَلْبِ = سرکه دل را شاد می‌کند». رنگ زرد، موجب شادی و سرزنده شدن انسان می شود از دیگر عوامل مادی جدای از خوردنی ها، استفاده از رنگهاست. رنگ­ها در انسان تأثیرات متفاوتی می‌گذارند. بعضی از رنگ‌ها به گونه ای هستند که اکثریت افراد از آن استفاده می کنند و موجب شادی می‌شود، اما در بعضی از رنگ‌ها فقط افراد خاصی با آن ارتباط برقرار می­ کنند. درحالی که رنگها برای انسان آفریده شده است. خداوند نظام عالم را رنگارنگ قرار داده تا ما از وجود آن لذت ببریم و توحیدمان قوی بشود. قرآن کریم نیز به رنگ زرد سفارش می کند و می فرماید: «صَفْراءُ فاقِعٌ لَوْنُها تَسُرُّ النَّاظِرینَ[1]= زرد یک دست که رنگ آن بینندگان را شاد و مسرور سازد». خیلی ها به رنگ زرد حس های قشنگ و خوبی دارند. قرآن هم صحه می گذارد که رنگ زرد عموماً می‌تواند در افراد تأثیر مثبت بگذارد و نگاه به آن شادی بیاورد. حضرت فرمود: «مَنْ‏ لَبِسَ‏ نَعْلًا صَفْرَاءَ لَمْ یَزَلْ یَنْظُرُ فِی سُرُورٍ مَا دَامَتْ عَلَیْهِ لِأَنَّ اللهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَقُولُ: "صَفْراءُ فاقِعٌ لَوْنُها تَسُرُّ النَّاظِرِینَ"= کسی‌که کفش زرد به پا کند، مادامی­ که آن کفش پوسیده و خراب نشود، او شادمان و مسرور می‌باشد؛ همان‌طور که خداوند فرمود: " زرد یكدست، كه بینندگان را شاد و مسرور سازد"». «آب»، عامل نشاط و شادی انسان است در همه حالت­ها استفاده از آب، شادی‌آور و نشاط‌آور است. بهتر است انسان به چیزی عادی نگاه نکند. چون نگاه عادی مثل کفر می‌ماند. وقتی چیزی برای آدم عادی می‌شود، تمام قشنگی‌هایش از بین می‌رود. مثل عادی دیدن کمالات، محبت­ها و قشنگی های همسر و فرزند فاجعه ­آور و کار حیوانی است.   حجاب عادت به­ قدری ضخیم و بد است که آدم را تا جهنم می‌برد. چون خدا را می‌بیند، آثار خدا را می‌بیند و آثار اهل بیت علیهم السلام را می‌بیند. ولی کور است. اصلاً نمی‌تواند ببیند. چون عادت کرده. نگاه عادی فهم انسان را خراب می‌کند، شعور را می‌گیرد، استعدادها را از بین می ­برد و لذت خیلی از چیزها را از انسان می­ گیرد. لذا باید آنها را کنار بگذاریم. امام صادق (علیه السّلام) در خواص آب فرمودند: «وَ بِهِ‏ یَسْتَحِمُ‏ الْمُتْعَبُ الْكَالُّ فَیَجِدُ الرَّاحَةَ مِنْ أَوْصَابِهِ= شخص خسته و افتاده با آن استحمام مى‌كند و از ملال و خستگى در آمده سر حال و راحت مى‌گردد». از خواص آب این است که یک آدم خسته‌تن می‌تواند با آب استحمام کند و از سستی و کوفتگی دربیاید و آرامش پیدا کند. اصلاً آدمی که به استخر می‌رود، آدمی که دوش می‌گیرد، با آدم قبلش خیلی متفاوت است. آنهایی که می‌خواهند عبادت کنند، نماز شب بخوانند، سحر داشته باشند، آنهایی که می‌‌خواهند نماز صبح‌شان قضا نشود، و نشاط عبادی داشته باشند، قبل از خواب 5 یا 10 دقیقه دوش بگیرند. خواب مایه راحتی و نشاط جسم و جان است بحث بعدی مدیریت خواب است. افرادی که می‌خواهند رشد کنند و سیر معنوی خوبی داشته باشند، اولین چیزی که باید مدیریت کنند و مدیریت هم می‌شود، خواب است. اگر نتوانید خوب بخوابید، نمی‌توانید خوب هم زندگی کنید. خواب خیلی مهم است. هم در سلامت انسان و هم در نجات خیلی از بیماری‌ها. بنابراین، بحث مدیریت خواب را جدی بگیریم تا برسیم به آنجایی که بتوانیم هر وقت اراده کردیم، ده دقیقه، حتی در ماشین بخوابیم. امیرالمؤمنین (علیه السّلام) درباره خواب فرمودند: «النَّوْمُ‏ رَاحَةٌ مِنْ‏ أَلَمٍ وَ مُلَائِمُهُ الْمَوْتُ= خوابْ مایه آسودن از درد و رنج است و هم سنخ (برادر) آن مرگ است». یعنی اگر یک شخص بتواند بخوابد خیلی از دردهایش اعم از دردهای استخوانی، دردهای عضلانی، دردهای سر و عصبی­اش از بین می‌رود. خواب مثل مرگ است. به گونه ای می ­میریم که می‌خوابیم، یعنی همانطور که در خواب، بدن را رها می‌کنیم، در موت هم همین گونه است. بدنش را رها می‌کند و می‌رود به بدن برزخی. فرمایش بعدی از وجود مقدس امام صادق (علیه السّلام) می‌فرماید: «النَّوْمُ‏ رَاحَةٌ لِلْجَسَدِ وَ النُّطْقُ رَاحَةٌ لِلرُّوحِ وَ السُّكُوتُ رَاحَةٌ لِلْعَقْلِ= خواب، آرام بخش جسم است، سخن گفتن آسایش روح است و سکوت، سبب راحتى عقل است». ما نیاز داریم در طول روز و هم در شب ساعاتی را به خواب اختصاص دهیم. مخصوصاً آنهایی که 7 ساعت شب را پر نمی‌کنند. حتماً وسط روز یک ساعت قبل از ظهر را بخوابند. چون این خواب خیلی مهم است و خیلی انرژی می‌دهد. یک جاهایی مدام فشار نیاوریم که کار را ادامه بدهیم یا خودمان را به زور سرپا نگه داریم. چون در دراز مدت در قلب، مغز و سایر بخش‌های بدن انسان اثرات بد می گذارد. همچنین طبق فرمایش حضرت، انسان احتیاج دارد در طول روز که با دیگران حرف بزند تا تخلیه شود. یا اگر یک کسی نیاز دارد، با شما حرف بزند. این مسئله را جدی بگیرید. همچنین خوب گوش کردن را هم تمرین کنیم، سکوت کردن را تمرین کنیم، در حرف همدیگر نپریدن را تمرین کنیم. پس برای راحتی روح، نیاز است که افراد با هم حرف بزنند. نقطه مقابل را داشته باشیم که شئونات را در نظر بگیریم که برای حرف زدن کسانی را انتخاب کنیم که همتایی، سنخیت و شباهت روحی با شما داشته باشند. گاهی هم لازم است شنونده خوبی باشیم. این هم خیلی مهم است. حرف نمی‌زند که تو او را راهنمایی کنی. حرف نمی‌زند که تو نظرت را بدهی، حرف می‌زند که حرف زده باشد. حرف می‌زند که خودش را تخلیه کرده باشد. حرف می‌زند که آتشی که در سینه‌اش وجود دارد، هیجانی که در قلب و ذهن و مغزش است را بیرون بریزد. پس در اینجا باید یک شنونده خوبی باشیم. حضرت در ادامه بیانات شان به این اشاره می کند که سکوت مایه راحتی و آرامش عقل است. عقل برای این خوب است که با آن فکر می ‌کنیم، نقشه می‌‌ریزیم، تصمیم می­ گیریم، در شلوغی این کار قشنگ صورت نمی گیرد. عقل برای راحت شدنش و برای اینکه بتواند کار عقلی کند، احتیاج به سکوت دارد. سکوت خیلی مهم است. حالا این سکوت می‌تواند در کنار یک نوع خوراکی‌ خاص خودش باشد. مثل خوراکی‌های دیدنی، خوراکی‌های شنیدنی یا یک جایی که حرف زدن در آنجا نباشد. مثل کنار دریا. نگاه کردن به دریا تا عقل آن بازیابی و قدرت خودش را برای فعالیت یا تولید فکر جدید پیدا کند. تمرین کنیم کم حرف بزنیم. آدمهایی که خیلی پرحرف هستند، نمی‌توانند تصمیمات درستی بگیرند. نمی‌توانند پروازی داشته باشند. نمی‌توانند ارتباط غیبی برقرار کنند. این بخش‌ها مختل می‌شود. از بخش جمادی، گیاهی و حیوانی که بگذریم، افراد پرحرف در این بخش ها سرعت شان فوق‌العاده کُند است. نه خوب می‌فهمند، نه خوب می‌توانند دریافتی داشته باشند، نه خوب می‌توانند ارائه بدهند، نه می‌توانند پروازهای فوق‌ عقلی داشته باشند، اما افرادی که سکوت دارند، می‌توانند از سکوت خیلی استفاده کنند. اینها آمادگی‌های زیادی برای برقراری ارتباطات بیرونی، روحی، خواب های قشنگ، دیدنی‌های قشنگ، شنیدنی‌های قشنگ و چیزهای دیگر پیدا می‌کنند. پس باید قدر سکوت را بدانیم. خواب، نعمت بسیار عظیمی است که خداوند تبارک و تعالی به انسان می‌دهد و انسان خیلی وقتها با بی‌عرضگی این را بر خودش و دیگران حرام می‌کند. پس اگر می‌خواهی تمرکز پیدا کنی یا کار علمی، معنوی و کارهای دیگر انجام بدهی، باید از خواب مناسب استفاده کنی. عوامل مادی شادی: خوردن گوشت و کدو، رنگ زرد، آب، خواب.   [1] . سوره بقره/ آیه 69. قا/220

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11530
زمان انتشار: 17 فوریه 2020
|
مراسم احیاء لیله الرغائب تعطیل شد

مراسم احیاء لیله الرغائب تعطیل شد

پیرو تأکیدات وزارت بهداشت، مبنی بر پرهیز از حضور در اجتماعات غیرضروری، مراسم احیاء لیله الرغائب پنجشنبه 8 اسفندماه 98 برگزار نمی گردد. 

پیرو تأکیدات وزارت بهداشت، مبنی بر پرهیز از حضور در اجتماعات غیرضروری، مراسم احیاء لیله الرغائب پنجشنبه 8 اسفندماه 98 برگزار نمی گردد. 

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11529
زمان انتشار: 16 فوریه 2020
| |
 نماز مستحبی در ماه جمادی الثانی

 نماز مستحبی در ماه جمادی الثانی

سيد بن طاوس رضي الله عنه نقل كرده است كه در اين ماه در هر وقت كه خواهد 4 ركعت نماز بكند، يعنى به دو سلام در ركعت اول بخواند حمد و يك مرتبه آية الكرسي و 25 مرتبه سوره قدر و در ركعت دوم حمد و يك مرتبه سوره تکاثر و 25 مرتبه اخلاص و در ركعت سوم حمد و يك مرتبه کافرون و 25 مرتبه فلق و در ركعت چهارم حمد و يك مرتبه نصر و 25 مرتبه ناس را بخواند. 

(البته کمتر از دوهفته از این ماه باقی مانده و در همین زمان کم نیز، بجا آوردن این نماز خالی از لطف نخواهد بود)

و بعد از سلام ركعت چهارم 70 مرتبه بگوید: سُبْحَانَ اللَّهِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ وَ اللَّهُ أَكْبَرُ منزه است خداى و حمد خداى راست و نیست معبود حقى جز خدا و خدا بزرگ است و 70 مرتبه‏ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ بار خدایا رحمت فرست بر محمد و آل محمد پس 3 مرتبه بگوید: اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِلْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ‏ بار خدایا بیامرز مؤمنین و مؤمنات را پس سر به سجده گذارد و 3 مرتبه بگوید: یَا حَیُّ یَا قَیُّومُ یَا ذَا الْجَلاَلِ وَ الْإِكْرَامِ یَا اللَّهُ یَا رَحْمَانُ یَا رَحِیمُ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ‏ اى زنده اى پاینده اى صاحب جلالت و بزرگوارى اى خدا اى بخشاینده اى مهربان اى مهربانترین مهربانان عالم پس هر حاجت كه دارد از حق تعالى طلب نماید هر كه چنین كند خدا خودش را و مالش را و زنان و فرزندان او را و دین و دنیاى او را تا سال دیگر حفظ كند و اگر در این سال بمیرد بر شهادت بمیرد. یعنى ثواب شهیدان داشته باشد. منبع: مفاتیح الجنان

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11528
زمان انتشار: 16 فوریه 2020
|
کارگاه سبک زندگی در استان یزد

کارگاه سبک زندگی در استان یزد

با توجه به تاکید مقام معظم رهبری و وزارت بهداشت مبنی بر پرهیز از حضور در اجتماعات کارگاه های سبک زندگی با سخنرانی استاد شجاعی در استان یزد، شنبه و یکشنبه 10 و 11 اسفند 98 برگزار نمی گردد. 

با توجه به تاکید مقام معظم رهبری و وزارت بهداشت مبنی بر پرهیز از حضور در اجتماعات کارگاه های سبک زندگی با سخنرانی استاد شجاعی در استان یزد، شنبه و یکشنبه 10 و 11 اسفند 98 برگزار نمی گردد. 

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11527
زمان انتشار: 15 فوریه 2020
| | |
ام ابیها (اینفوگرافی)

ام ابیها (اینفوگرافی)

برای مشاهده در ابعاد بزرگتر بر روی عکس کلیک کنید.

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11526
زمان انتشار: 15 فوریه 2020
| |
تولد امام خمینی رحمه الله علیه

تولد امام خمینی رحمه الله علیه

تولد

در روز بیستم جمادی الثانی 1320 ق، مطابق با 30 شهریور 1281 ش، در شهرستان خمین از توابع استان مرکزی، در خانواده ای اهل علم و هجرت و جهاد، و در خاندانی از سلاله زهرای اطهر علیهاالسلام ، روح اللّه الموسوی الخمینی چشم به جهان گشود. او وارث سجایای آبا و اجدادی بود که نسل در نسل در کار هدایت مردم و کسب معارف الهی کوشیده بودند. پدر بزرگوار امام خمینی، مرحوم آیت اللّه سید مصطفی موسوی، از معاصران مرحوم آیت اللّه العظمی میرزای شیرازی رحمه الله ، پس از آن که سالیانی چند در نجف اشرفْ علوم و معارف اسلامی را فرا گرفته و به درجه اجتهاد نایل آمده بود، به ایران بازگشت و در خمینْ پناه گاه مردم و هادی آنان در امور دینی بود. در حالی که بیش از پنج ماه از ولادت روح اللّه نمی گذشت، طاغوتیان و خان های زیر پرچم حکومت وقت، ندای حق طلبی پدر را که در برابر زورگویی های ایشان به مقاومت برخاسته بود، با گلوله پاسخ گفتند و در مسیر خمین به اراک، وی را به شهادت رساندند.

پدر و مادر امام خمینی در خانواده ای اهل علم و فضیلت به دنیا آمد. پدر ایشان آیت اللّه سید مصطفی موسوی بود که در پنج ماهگیِ امام به شهادت رسید. بدین ترتیب، ایشان از کودکی با رنج یتیمی آشنا و با مفهوم شهادت رو به رو گردید. وی دوران کودکی و نوجوانی را تحت سرپرستی مادر مؤمنه اش (بانو هاجر) که از خاندان علم و تقوا، و از نوادگان مرحوم آیت اللّه خوانساری بود و نیز عمه مکرمه اش (صاحبه خانم) که بانویی شجاع و حق جو بود، سپری کرد که البته در پانزده سالگی از نعمت وجود آن دو عزیز نیز محروم گردید. تحصیلات امام خمینی درس های ابتدایی و مقدمات علوم دینی را در خمین شروع کرد و سپس برای ادامه تحصیل به اراک رفت. ایشان پس از هجرت مرحوم آیت اللّه حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی رحمه الله از اراک به قم، به این شهر هجرت و به سرعت مراحل تحصیلات تکمیلی علوم حوزوی را نزد اساتید حوزه علمیه قم طی کرد. حضرت اما خمینی رحمه الله معانی و بیان را نزد آقا میزرا محمدعلی ادیب تهرانی، تکمیل دروس سطح را نزد مرحوم آیت اللّه سیدمحمدتقی خوانساری و مرحوم آیت اللّه سید علی یثربی کاشانی، و دروس خارج فقه و اصول را نزد زعیم حوزه قم آیت اللّه العظمی حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی رحمه الله گذراند. روح حسّاس و جست وجوگر امام خمینی باعث شد تا ایشان تنها به ادبیات عرب و دروس فقه و اصول بسنده نکند و به دیگر رشته های علمی نیز علاقه مندانه روی آورد. مبارز جوان حضرت امام خمینی در جوانی نیز به مبارزه بر ضد خان ها و افراد شرور ستمگر می رفت؛ همان هایی که در پناه حکومت مرکزی، به غارت اموال و نوامیس مردم می پرداختند. ایشان در این باره می فرمایند: «من از بچگی در جنگ بودم و خودمان تفنگ داشتیم» و در جایی دیگر بیان می دارند: «ما، در همان محلی که بودیم، یعنی خمین... سنگربندی می کردیم. من هم تفنگ داشتم... تعلیم و تعلّم تفنگ هم می کردیم... و با این اشراری که بودند و حمله می کردند... مقابله می کردیم. دیگر دولت مرکزی قدرت نداشت و هرج و مرج بود. یک دفعه هم یک محله خمین را گرفتند و مردم با آن ها معارضه کردند و تفنگ دست گرفتند و ما هم جزء آن ها بودیم». نظم و برنامه ریزی نظم حضرت امام خمینی، چه در داخل کشور و چه ایام تبعید، زبان زد خاص و عام زد بود، به گونه ای که مردمْ ساعت دقیق رفت و آمد ایشان را می دانستند. نزدیکان امام رحمه الله می گویند: ایشان برای کار روزانه خود جدولی داشتند که خودشان آن را تهیه کرده بودند و در آن جدول، کارهای تمام ساعات شبانه روز امام درج شده بود، البته به جز ساعاتی که در شب برای نماز شب و راز و نیاز با خدا از خواب برمی خاستند. اوضاع کشور در زمان نوجوانی هنگام تولد و دوران نوجوانی و جوانی امام خمینی را می توان یکی از سخت ترین دوره های تاریخ ایران شمرد. در این زمان، نهضت مشروطه با دسیسه ها و مخالفت های مزدوران انگلستان در دربار قاجار و هم چنین اختلافات داخلی و خیانت جمعی از روشن فکران غرب زده، به بیراهه رفته و روحانیتْ به رغم پیش تازی در آغاز این نهضت، با انواع حیله ها از صحنه کنار گذاشته شده بود. بار دیگر حکومت استبدادی برقرار شد و ماهیت عشیره ای پادشاهان قاجار و ضعف و بی کفایتی سران آن، موجبات نابسامانی شدید اقتصادی ـ اجتماعی ایران را فراهم ساخته و دست خان ها و شروران را در سلب امنیت مردم باز گذاشته بود. در چنین شرایطی، در همه شهرها و مناطق ایرانْ روحانیت تنها پناه گاه مردم بود. امام خمینی، در سنگر مبارزه و قیام روحیه مبارزه و جهاد در راه خدا، ریشه در بینش اعتقادی، تربیت خانوادگی و شرایط سیاسی ـ اجتماعی زندگی امام خمینی رحمه الله داشته است. مبارزات ایشان از آغاز نوجوانی و سیر تکاملی آنْ به موازات تکامل ابعاد روحی و علمی ایشان از یک سو، و اوضاع و احوال سیاسی ـ اجتماعی ایران و جوامع اسلامی از سوی دیگر، به شیوه های گوناگون ادامه یافته است. در سال های 1340 و 1341 ماجرای انجمن های ایالتی و ولایتی، فرصتی پدید آورد تا ایشان در رهبری قیام روحانیت ایفای نقش کند و بدین ترتیب، قیام سراسری روحانیت و ملت ایرانْ در 15 خرداد سال 1342، با دو ویژگی برجسته، یعنی رهبری امام خمینی و اسلامی بودن انگیزه ها، شعارها و هدف های قیام، سرآغازی بر فصل نوین مبارزات ملت ایران شد، که بعدها تحت نام انقلاب اسلامی در جهان شناخته و معرفی گردید. امام خمینی در کلام مقام معظم رهبری مقام معظم رهبری حضرت آیت اللّه خامنه ای، در پیامی، امام خمینی را این چنین وصف می کنند: «او آن روح اللّه بود که با عصا و ید بیضای موسوی و بیان و فرمان مصطفوی، به نجات مظلومان کمر بست، تخت فرعون های زمان را لرزاند و دل مستضعفان را به نور امید روشن ساخت. او به انسان ها، کرامت و به مؤمنان، عزت و به مسلمانان، قوّت و شوکت و به دنیای مادی و بی روح، معنویت و به جهان اسلام، حرکت و به مبارزان و مجاهدان فی سبیل اللّه ، شهامت و شهادت داد. او بت ها را شکست و باورهای شرک آلود را زدود. او به همه فهماند که انسانِ کامل شدن، علی وار زیستن و تا نزدیکی مرزهای عصمت پیش رفتن افسانه نیست. او به ملت ها نیز فهماند که قوی شدن و از بند اسارت گسستن و پنجه در پنجه سلطه گران انداختن ممکن است». سلوک حکومتی امام رحمه الله حضرت آیت اللّه خامنه ای رهبر معظم انقلاب، درباره خطِّ مشی و سلوک حکومتی امام خمینی به چند نکته اشاره می فرمایند: اول: ایستادگی در برابر نفوذ قدرت های خارجی و سازش نکردن با آن ها؛ دوم: اهتمام به تعبد و عمل فردی و ایستادگی در برابر سلطه شیطان نفس و وسوسه های شیطانی؛ سوم: اهمیت دادن به توانایی ملت ها و اصل دانستن آن ها؛ چهارم: اصرار بر وحدت مسلمین و مبارزه با تفرقه افکنی استکبار؛ پنجم: اصرار بر ایجاد روابط سالم و دوستانه با دولت ها، مگر استثناهایی که پشت سر منطقِ عدم رابطه با هر کدام از آن ها، استدلال های قوی وجود دارد؛ ششم: اصرار بر شکستن حصار تحجّر و التقاط در فهم و عمل اسلامی و التزام به اسلام ناب؛ هفتم: محور دانستن نجات محرومین و تأمین عدالت اجتماعی؛ هشتم: توجه به مبارزه با رژیم اشغالگر قدس و رژیم غاصب صهیونیستی؛ نهم: حفظ وحدت ملی و ایجاد یک پارچگی در میان ملت ایران و اصرار بر مقابله با هر شعار تفرقه افکنانه؛ دهم: حفظ مردمی بودن حکومت و ایجاد و حفظ ارتباط با مردم؛ یازدهم: اصرار بر سازندگی کشور و ارائه یک نمونه عملی به جهان. حکومت اسلامی حضرت امام خمینی رحمه الله که عمر خویش را صرف به ثمر رساندن نهال انقلاب کرد، همیشه در پی آن بود که حکومت اسلامی تشکیل و دستورات اسلام در همه نهادهای جامعه اسلامی اجرا شود. ایشان در این مورد چنین می فرمایند: «ما که می گوییم حکومت باید همان طور که اسلامی است، محتوایش هم اسلامی باشد. یعنی هر جا که شما بروید، در هر وزارت خانه ای...، اداره ای... ، در هر کوی و برزنی و در هر بازار... [و] در هر مدرسه و دانشگاه که بروید، آن جا اسلام و احکام اسلام را ببینید. ما حکومت اسلامی می خواستیم... ما خواستیم که حکومت اللّه در مملکتمان و ان شاء اللّه در سایر ممالک اجرا شود». پیام مادر شهید به امام خمینی رحمه الله امام خمینی با تمام وجود به مردم مستضعف و محروم محبت داشت. ایشان خودش را به مردم، به ویژه خانواده شهیدان مدیون می دانست. مقام معظم رهبری، حضرت آیت اللّه خامنه ای می فرمایند: «یک خانمی در تبریز به من می گفت که پسرِ من در دست عراقی ها اسیر بوده و اخیرا شنیده ام که پسر اسیرم را شهید کرده اند. آمدم به شما بگویم به امام بگویید از بابت بچه های ما ناراحت نباشید، ما سلامتی امام را می خواهیم. من خدمت امام این را گفتم، دیدم که آن چنان چهره امام متغیر و متأثر شد و اشک در چشمان امام حلقه زد، که دیدن امامْ انسان را متأثر می کرد». مجذوب و محبوب همه به دلیل صفات ظاهری و معنوی برجسته ای که امام خمینی رحمه الله داشت، محبوب مردم بود و در قلب آنان جای می گرفت. یک روزنامه نگار فرانسوی چنین می گوید: «امام خمینی دارای یک شخصیت بسیاری قوی بود که ناخودآگاهْ احترام عمیقی را در قلب انسان ها ایجاد و هر فردی را جدّا مجذوب خود می کرد». او درجایی دیگر می گوید: «هم کاران من که برای اولین بار با امام خمینی در نوفل لوشاتو ملاقات کرده اند، تحت تأثیر شخصیت روحانی و نافذ و آرامش و صلابتی که آن مرد بزرگ در مقابل حوادث داشت،قرار گرفته اند». انتخاب بهترین عطره امام خمینی به عطر و بوی خوش توجه زیادی داشت. اطرافیان آن حضرت در این باره چنین می گویند: امامْ نمونه کامل ساده زیستی و قناعت و صرفه جویی در استفاده از امکانات زندگی بود، ولی همیشه فضای محیط زندگی و اتاق کار و محیط عبادت و خواب ایشانْ از بوی دل انگیز عطرهای بسیار خوش بو آکنده بود و در زمینه نظافت و پاکیزگی و استفاده از بهترین عطرها، در حد کمال مقیّد بودند. وقتی دوستان امام از دور و نزدیک عطرهایی را به محضرشان اهدا می کردند، امام تنها در این زمینه بود که با ذوق سرشار و زیباپسند خود، بهترین ها را انتخاب می فرمود. آن چه خوبان همه دارند امام، مجموعه ای از کمالات و نیکی های معنوی بود که به ندرت همه آن ها در کسی جمع می شود و به راستی آن چه خوبان همه داشتند، او به تنهایی داشت. محاسن و زیبایی های ظاهر و باطنْ در ایشان جمع شده بود؛ چهره نیکو، فصاحت، بلاغت، جذابیت بیان، سلامت و تناسب اندام، زیبایی و شیوایی خط، شجاعت و صلابت کم نظیر، هوش، ذکاوت، اخلاق نیک، زهد دردرجه بالا، خود ساختگی از روی برنامه های دینی و از همه این ها بالاتر، ایمان و توکل خارق العاده به خدای تعالی که ثمره این شجره طیبه، همان بود که ما و همه دنیای اسلام و جهان شاهد آن بودیم. تندرستی از آن جا که سلامت بدن در سلامت عقل اثر دارد، گفته اند عقل سالم در بدن سالم است. امام خمینی رحمه الله نیز به ورزش و سلامت خود توجه زیادی داشت. نزدیکان امام در این باره می گویند: امام، از ایام جوانی سخت به فکر سلامت خود بود و اهتمام زیادی به نرمش روزانه و پیاده روی داشت و از سوی دیگر، کتاب های غذاشناسی را می خواند و از شیوه پخت وپز هم آگاه بود و به همین دلیل توانست با عمر با برکتشْ به اسلام و محرومان خدمت کند. حکومت اسلامی امام خمینی که از نظریه پردازان حکومت اسلامی بود و هم ایشان آن را به زیور عمل آراست، در مورد حکومت اسلامی چنین می فرماید: «حکومت که شعبه ای از ولایت مطلقه رسول اللّه صلی الله علیه و آله است، یکی از احکام اولیه اسلام... و مقدم بر تمام احکام فرعیه، حتی نماز و روزه و حج است... . حکومت می تواند از حج که از فرایض مهم الهی است، در مواقعی که مخالف مصالح کشور اسلامی باشد، موقتا جلوگیری کند...». حامی دین امام خمینی با تمام وجودْ زندگی خود را وقف اسلام و دین کرده بود و این امر به روشنی در سابقه مبارزاتی و بیانیه های آتشین ایشان در زمان رژیم پهلوی نمایان است. ایشان در جایی می فرماید: «من به تمام دنیا با قاطعیت اعلام می کنم که اگر جهان خواران بخواهند در مقابل دین ما بایستند، مادر مقابل همه دنیای آنان خواهیم ایستاد و تا نابودی تمام آنانْ از پای نخواهیم نشست». تقید به ادعیه و نوافل حاج سیداحمد خمینی رحمه الله ، در مورد تقید امام به مستحاب و ادعیه چنین می فرماید: «امام در عین این که تمامی شجاعت ها و بی باکی ها در راه خدا در جانش تبلور پیدا کرده است، ولی هیچ گاه از اذکار و نوافل و مستحبات غافل نمی مانَد و حتی در حال قدم زدنْ تسبیح در دست گرفته وذکر و زیارت می خواند. امام روزانه چندین نوبت قرآن می خوانند با همان صدای ملکوتی، و این یکی از مستحبات مذکور است. مثلاً زیارت جامعه کبیره که امام پانزده سال در نجف به طور مرتب این دعا را می خواندند. امام در تمام شب ها به استنثای شب هایی که به کربلا می رفتند یا شدیدا بیمار بودند، هر شب در یک ساعت خاصی به کنار ضریح مولای متقیان می آمدند و زیارت جامعه می خواندند؛ زیارتی که انسان در آن احساس می کند واقعا در برابر معصوم خویش آن چه را حق آنان است بازگو می کند». قسمتی از نامه امام به فرزند گرامی خویش در نامه ای که امام به فرزند گرامی خویش نوشتند، چنین می خوانیم: «پسرم! نه گوشه گیری صوفیانه دلیل پیوستن به حق است و نه ورود به جامعه و تشکیل حکومتْ شاهد گسستن از حق. میزان اعمال، انگیزه آن هاست. پسرم! از زیر بار مسؤولیتِ انسانی که خدمت به حقْ در صورت خدمت به خلق است، شانه خالی مکن که تاخت و تاز شیطان در این میدان، کمتر از میدان تاخت و تاز در بین مسؤولان و دست اندرکاران نیست. پسرم! مجاهده کن که دل را به خدای بسپاری و مؤثری را جز او ندانی. پسرم! هیچ گاه دنبال تحصیل دنیا، اگرچه حلال او باشد مباش که حب دنیا، گرچه حلالش باشد، رأس و سرچشمه همه خطایا است ؛ چه خودحجاب بزرگ است و انسان را ناچار به دنیای حرام می کشد». غیرت دینی طوفان حوادث دنیوی در حال امام تأثیری نداشت و ایشان با قلبی آرام و در سایه قرآن و عترت، سکّانْ دار کشتی ایمان به سوی ساحل نجات و سعادت بود. کسی امام را در شهادت عزیزترین فرزندش گریان و بی تاب ندید، ولی هم ایشان راجع به امور دینی و آخرتی بسیار حساس بود و در مورد بی حرمتی به قرآن و اهل بیت، تغافل و چشمْ پوشی را صلاح نمی دانست و با شدت با کج روی ها و انحرافات مقابله می کرد. این امر در برخورد با مسائلی چون موضوع سلمان رشدیِ مرتد و موارد دیگر به خوبی به اثبات رسید. رهبر شما و من مقامات دنیوی و زرق و برق این جهانْ در چشم امام خمینی رحمه الله ناچیز بود. ایشان جاهِ خودخواهی ها را چنان رام خود کرده بود که حتی یک لحظه هم رهبری کشورْ او را مغرور نساخت و خود را خاکسار ائمه علیهم السلام می دانست. در جایی در مورد رهبر واقعی می فرمایند: «رهبر همه شما و همه ما، وجود مبارک بقیة اللّه (عج) است و باید ما و شما طوری رفتار کنیم که رضایت آن بزرگوار را که رضایت خداست، به دست آوریم». خدامداری امام خمینی رحمه الله در همه کارها و سخنانِ خودْ خدا را در نظر داشت و لحظه ای از تکلیف خود در برابر حضرت حق غافل نبود و هر جا می دید که حکمی و کاری مخالف شرع است، به مخالفت با آن برمی خاست. حضرت امام خمینی رضایت خدا را بر هر چیز دیگری ترجیح می داد و آشکارا این امر را به مسؤولان گوش زد می کرد. ایشان خطاب به مسؤولان و مردم چنین فرمود: «خدا را در نظر بگیرید ای گویندگان، ای نویسندگان، ای کارکنان مملکت، ای کارمندان اداری و غیر اداری و کشاورز، خدا را در نظر بگیرید. خدا حاضر است همه جا. زبان شما در محضر خداست. چشم شما در محضر خداست. همه قوای شما در محضر خداست؛ خدا را معصیت نکنید. بزرگ ترین معصیت امروز درکشور ما، ایجاد اختلاف است. ایجاد نفاق است. بزرگ ترین رحمت برای ما و تکلیف برای ما، ایجاد آرامش و ایجاد رفاه است». تربیت شاگردان از برکات سال ها تدریس امام خمینی، تربیت هزاران عالم فرزانه ای بوده است که اینک هر یک از آن ها، روشنی بخش حوزه های دینی اند و مجتهدان، فقیهان و عارفان برجسته و مطرح امروز به شمار می روند. متفکرانی هم چون علامه شهید استاد مطهری و شهید مظلوم دکتر بهشتی افتخارشان این بود که سال ها از محضر آن عارف کامل فیض برده اند. تدریس حضرت امام خمینی طی سالیانی که در حوزه علمیه قم بود، به تدریس چندین دوره فقه، اصول، فلسفه، عرفان و اخلاق اسلامی در مدرسه فیضیه، مسجد اعظم، مسجد محمدیه، مدرسه حاج ملاصادق، مسجد سلماسی و... همت گماشت. ایشان در حوزه علمیه نجف نیز قریب چهارده سال در مسجد شیخ انصاری رحمه الله معارف اهل بیت و فقه را در عالی ترین سطوح تدریس نمود. هم چنین در همین شهر بود که ایشان برای نخستین بار، مبانی نظری حکومت اسلامی را در سلسله درس های ولایت فقیه بازگو کرد. به گفته شاگردان ایشان، درس حضرت امام، از معتبرترین کانون های درسی حوزه محسوب می شد.

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11525
زمان انتشار: 15 فوریه 2020
| |
شمه ای از مقام مقدس مادر

روز مادر مبارک!

شمه ای از مقام مقدس مادر

آن چنان بالاست ارج و احترام مادران گر به دقت بنگری هر روز، روز مادر است

در میان گل واژه ها کم تر واژه ای را می یابیم که زیباتر، مقدس تر و عمیق تر ازگل واژه «مادر» باشد، روز ولادت حضرت زهرا(س) (روز بیستم جمادی الثانی) رابه عنوان روز زن و روز مادر برگزیده اند، تا انسان ها در این روز نهایت تشکر وسپاس خود را به پیشگاه اقدس مادر ابراز نمایند، به راستی چه گزینش زیبا و معنی داری، چرا که حضرت زهرا(س) یگانه یادگار پیامبر اسلام (ص) همان گونه که در همه ابعاد انسانی الگو است، در زمینه «مادری » نیز الگو است.

او مادر حسن، حسین(ع) دو امام معصوم، و دو اختر فروزان آسمان ولایت، و دو نمونه عالی انسانیت است. او مادر زینب و ام کلثوم(س) دو بانوی قهرمان و ارزشمند، و دوانسان والا و جهادگر، در همه عرصه های زندگی است، از این رو، در این گفتاربرآنیم نظر شما را به شمه ای از مقام اقدس مادر از دیدگاه اسلام جلب کنیم. مساله حق شناسی و حسن عهد خصلت حق شناسی و نیک نگه داشتن خاطرات شایسته گذشته، ازارزش های بسیار والا از دیدگاه عقل و فطرت بوده، و از اصول زیبایی ها و شکوه عظیم انسانیت می باشد. انسان ارجمند، انسانی است که حق شناس، وفادار، هم دل، سپاسگزارو جبران کننده زحماتی که دیگران در مورد او نموده اند باشد چنین انسانی درپیشگاه خداوند، بسیار ارجمند است. و این یک موضوع قطعی است که نه تنها دراسلام، بلکه در میان همه ادیان و مکاتب آسمانی همین گونه است. امام صادق(ع)فرمود: حضرت موسی(ع) مشغول مناجات و راز و نیاز با خدا بود، در این هنگام مردی را در سایه عرش خدا دید، عرض کرد: «خدایا! این مرد کیست که او را در جایگاه عظیم در سایه عرش خودت جای داده ای؟» خداوند فرمود: «هذا کان بارابوالدیه....; این شخصی است که به پدر و مادرش نیکی کرده است.» مساله حق شناسی نسبت به پدر و مادر، در قرآن چنین بیان شده است: «و وصینا الانسان بوالدیه حملته امه وهنا علی وهن و فصاله فی عامین ان اشکر لی و لوالدیک; ما به انسان در مورد پدر و مادر سفارش (به نیکی) کردیم، مادرش او را با ناتوانی روی ناتوانی حمل کرد (به هنگام بارداری هر روز، رنج و ناراحتی تازه ای را متحمل می شد) و دوران شیرخوارگی او در دو سال پایان می یابد (آری به او وصیت کردیم) که برای من و پدر و مادرت شکر به جای آور.» یعنی مادری که آن همه رنج دوران حمل و شیرخوارگی فرزند را دیده، باید حق او را شناخت، و به پاس زحمات او به اواحترام و نیکی کرد و از او سپاس گزاری نمود. جالب این که در این آیه، سپاسگزاری از پدر و مادر، در کنار ستایش از خداقرار گرفته و خداوند به صورت فرمان اعلام می کند که قطعا باید این قدردانی (باقلب و زبان و عمل) انجام گیرد. و در مورد دیگر خداوند این سپاسگزاری را چنین تبیین نموده که درباره پدر و مادر چنین دعا کن: «رب ارحمهما کما ربیانی صغیرا; خدایا همان گونه که پدر و مادرم مرا در کوچکی (با مهر و محبت) تربیت کردند، به آن ها مهربانی کن.» در این آیه به مساله مربی بودن مادر، و رنج ها وزحمت های او در مورد تربیت فرزند اشاره شده که بسیار طاقت فرسا است. یادآوری این مساله حس حق شناسی انسان را تحریک می کند، و وجدان نهفته او را بیدارمی سازد، که باید در این راستا از هرگونه غرور و غفلت پرهیز کند و به یاد دوران کودکی و زحمت های سخت مادر بیفتد و با حق شناسی صحیح وهمه جانبه خود، خشنودی کامل مادر را تحصیل نماید. امام سجاد (ع) در بیان حق شناسی انسان نسبت به مادرچنین می فرماید: «حق مادر این است که بدانی تو را در جایی (رحم) نگه داشته وجا به جا نموده که هیچ کس دیگر را در آن جا نگه ندارد، از قلبش میوه ای به تو خورانده که هیچ کس به دیگری نخوراند. و تمام جسم و جان خویش را با شادمانی و طیب نفس سپر جان ساخته و همه رنج ها و سختی ها را در دوران حمل برای حفظ جان تو به جان خریده است، تا آن گاه که دست قدرت پروردگار، تو را از تنگنای رحم به پهنه زمین آورده است، در این هنگام مادر خشنود بوده که خود گرسنه بماند و تورا سیر کند، خود برهنه باشد و تو را بپوشاند، خود تشنه بماند و تو را سیراب نماید، خود در آفتاب باشد و تو را در سایه نهد، سختی ها را بپذیرد و تو را باناز بپروراند، بیدار بماند و تو را به خواب نوشین کند، اندرون خود را ظرف وجودتو کرده، دامنش را آرامگاه، جانش را سپر بلای تو ساخته است، گرم و سرد جهان رابه خاطر تو به جان خریده، بنابراین: «فتشکرها علی قدر ذلک، و لاتقدر علیه الابعون الله و توفیقه; تو باید به همین اندازه از او سپاسگزاری و قدردانی کنی،ولی انجام چنین حق شناسی به قدری سنگین است که تو آن را جز به یاری و توفیق الهی نمی توانی انجام دهی.» نظیر این مطلب در گفتار امام صادق(ع) آمده، آن جاکه به یکی از شیعیان به نام ابراهیم بن مهزم که با مادرش به نام «خالده »درشت گویی می کرد، فرمود: «یا بامهزم مالک ولخالده اغلظت فی کلامها البارحه،اما علمت ان بطنها منزل قد سکنته، و ان حجرها مهد قد غمزته، و ثدیها وعاء قدشربته; ای ابومهزم! چرا با مادرت خالده درشت گویی می کنی؟ چنان که شب گذشته بااو با خشم و خشونت سخن گفتی، آیا نمی دانی که رحم او منزل سکونت، و دامنش گهواره نوازشگر تو بود، و سینه اش ظرفی بود که از آن شیر نوشیدی.» کوتاه سخن این که با صراحت باید گفت هر قدر درباره عظمت مقام و حق مادر بگوییم کم گفته ایم، آیا با یک ظرف لیوان می توان آب دریا را برداشت؟ در یک مرحله مادر حق حیات بر انسان دارد، بنابراین باید تا سر حد امکان حق او را شناخت و از اوقدردانی و تجلیل کرد. برای این که باز با حق عظیم مادر و اوج مقام او ازدیدگاه اسلام بیش تر آشنا شویم، نظر شما را به چند روایت زیر جلب می کنم: 1 مسلمانان مشغول طواف کعبه بودند، شخصی مادر سال خورده اش را بر دوش گرفته واو را در میان ازدحام جمعیت طواف می داد، او پیامبر(ص) را در میان طواف کنندگان دید، پس از طواف به آن حضرت عرض کرد: «آیا با این کار حق مادرم راادا کردم؟» پیامبر(ص) فرمود: «نه، حتی این کار دشوار تو نمی تواند یکی ازناله های او به هنگام وضع حمل را جبران کند.» 2 امام باقر(ع) فرمود: موسی بن عمران(ع) در مناجات خود با خدا عرض کرد: «مرا سفارش و موعظه کن » خداوند سه بار به او فرمود: «اوصیک بی; تو را به (رابطه و یاد) خودم سفارش می کنم.» موسی(ع) عرض کرد: باز مرا موعظه کن، خداوند دو بار به او فرمود: «اوصیک بامک; تو را به نیکی به مادرت سفارش می کنم » و یک بار فرمود: «تو را به نیکی به پدرت سفارش می نمایم.» بعضی از دانشمندان از این عبارت چنین استفاده کرده اند که اگر نیکی به پدر و مادر را سه بخش کنیم، دو بخش آن از آن مادر است. 3 - در سیره پیامبر گرامی اسلام آمده: آن بزرگوار، سال ها بعد از وفات حضرت خدیجه(س) به عنوان حق شناسی از او، به دوستان او محبت می کرد. روزی پیرزنی را فوق العاده مورد عطوفت قرار داد و به او احسان مضاعف نمود، عایشه از علت آن همه عنایت مخصوص پرسید، پیامبر(ص) درپاسخ فرمود: «ان حسن العهد من الایمان; همانا نیکو نگه داشتن سابقه و وفاداری به خاطرات گذشته، از نشانه های ایمان است.» 4 حلیمه سعدیه که چند ماهی به پیامبر(ص) در دوران شیرخوارگی شیر داده بود و به عنوان مادر رضاعی پیامبر(ص) محسوب می شد، پس از گذشت سال ها بر اثر قحطی و گرسنگی به مکه آمد و تقاضای کمک نمود، پیامبراکرم(ص) به پاس حق شناسی و احترام به مادر رضاعی خود، از اموال حضرت خدیجه(س) با کسب رضایت او چهل شتر و گوسفند به حلیمه سعدیه داد و او رابا خشنودی بدرقه کرد. نظیر این مطلب در مورد بانویی به نام «ثویبه » نقل شده که او در دوران شیرخوارگی پیامبر(ص) چند روزی به آن حضرت شیر داد، پیامبر(ص) وقتی که به مقام نبوت رسید، به خاطر محبت های «ثویبه » در دوران شیرخوارگی، به او احسان می کرد،در مدینه برای او که در مکه می زیست، لباس و هدایای دیگر می فرستاد. «ثویبه »در سال هفتم هجرت از دنیا رفت، پیامبر(ص) از وفات او غمگین شد، آن بزرگوار ازآن پس به یاد محبت های «ثویبه » به خویشان او محبت و نیکی می کرد، و برای آن هانان و غذا می فرستاد، و به این ترتیب از زحمت های اندک گذشته او حق شناسی وقدردانی می نمود.» این همان شیوه ای است که قرآن به آن دستور داده و می فرماید: «هل جزاء الاحسان الا الاحسان; آیا پاداش نیکی، جز نیکی است؟» نتیجه این که: حقیقت این است که هیچ کس بعد از پیامبر(ص) و امامان معصوم(ع) مانند مادر برگردن انسان حق ندارد، و انسان باید کمال حق شناسی و قدردانی را نسبت به مادرداشته باشد. بنابراین، یکی از مسوولیت های سنگین و مهم آن است که انسان با عناوین مختلف وشیوه های گوناگون از مادر تجلیل و احترام کند و خشنودی او را به دست آورد، تاشاید یکی از هزار زحمت خالصانه او را جبران کرده باشد. امامان معصوم(ع) به قدری نسبت به رعایت احترام به مادر حساس بودند که روایت شده از امام سجاد(ع)سوال شد: «با این که تو از نیکوکارترین انسان ها هستی، چرا با مادرت در یک کاسه غذا نمی خوری؟ با توجه به این که مادرت دوست دارد با تو در یک کاسه غذابخورد؟» آن حضرت در پاسخ فرمود: «اکره ان تستبق یدی الی ما سبقت الیه عینها فاکون عاقا لها; از این رو دوست ندارم دستم به لقمه ای پیشی گیرد، که چشم مادرم به دیدن آن پیشی گرفته است،آن گاه عاق مادرم گردم (یعنی نسبت به مادر بی مهر شوم) آثار نیکی و بدی به مادر یکی از اموری که در رابطه با مادر، از امور قطعی است و تجربه نیز آن را تاییدمی کند آثار وضعی رفتار با مادر است، که اگر نیک باشد، آثار وضعی و پاداش بسیارنیک خواهد داشت، و اگر بد باشد دارای کیفر سخت و ناهنجار خواهد شد، به همین اساس، باید توجه داشت که منظور از احترام به مادر احترام ظاهری و خشک و خالی نیست، بلکه علاوه بر آن باید به او احسان نمود و از هرگونه آزار رسانی به اوپرهیز کرد. ما وقتی که آیات قرآن را در رابطه با پدر و مادر مورد بررسی قرارمی دهیم، می بینیم در سیزده مورد از احترام به پدر و مادر سخن به میان آمده که شش مورد آن با تعبیر «حسن و احسان » به آن ها عنوان شده است. و در موردنیازردن آن ها خداوند از کم ترین اظهار ناراحتی به پدر و مادر نهی فرموده و باصراحت می فرماید: «و لاتقل لهما اف; به آن ها اف نگو.» امام صادق(ع) در شرح این آیه فرمود: «اگر چیزی کم تر از اف (برای اظهار ناراحتی) وجود داشت، خدا از آن نهی می کرد.» پیامبر(ص) فرمود: «اثنان یعجلهما الله فی الدنیا: البغی و عقوق الوالدین; دو کار است که خداوند در همین دنیا کیفر آن را به صاحبش می رساند (ومجازات زودرس دارد)، 1 ظلم و تجاوز 2 آزردن پدر و مادر.» نیز آن حضرت فرمود: «فوالذی بعثنی بالحق لانسها بک لیله خیر من جهاد سنه فی سبیل الله; سوگند به خداوندی که مرا به پیامبری برانگیخت، انس یک شب مادر با تو از یک سال جهاد در راه خدا بهتر است.» کوتاه سخن آن که: پاداش و کیفر نیکی و بدی به پدر و مادر در دنیا و آخرت از امور قطعی است، و از آیات قرآن و روایات بسیارکه از پیامبر(ص) و امامان معصوم(ع) نقل شده، این مطلب به قدری روشن است که ازبدیهیات به شمار می آید. آخرین سخن در این باره این که پیامبر(ص) فرمود:«ایاکم و عقوق الوالدین، فان ریح الجنه توجد من مسیره الف عام و لایجدها عاق; بترسید و بپرهیزید از این که عاق پدر و مادر و مورد خشم آن ها قرار گیرید، زیرا بوی بهشت از هزار سال راه به مشام می رسد، ولی این بوی خوش به مشام چنین کسی نمی رسد.» نیز فرمود: «یقال للعاق اعمل ما شئت فانی لااغفر لک و یقال للبار اعمل ما شئت فانی ساغفر لک; ازسوی خداوند به کسی که نسبت به پدر و مادر نامهربان است گفته می شود، هرکار نیک انجام می دهی بده، ولی به خاطر بی مهری به پدر و مادرت، تو را نمی آمرزم، ولی به نیکی کننده به پدر و مادر گفته می شود، هرکار می کنی انجام بده، ولی من به زودی تو را می بخشم.» پاداش نظر مهر انگیز به پدر و مادر به قدری عظیم است که پیامبراکرم(ص) در سخنی فرمود: «ما من ولد بار ینظر الی والدیه نظر رحمه الاکان له بکل نظره حجه مبروره; هر فرزند نیکوکاری که با نظر مهرانگیز به پدرومادرش می نگرد، خداوند برای هر نگاه او پاداش یک حج شایسته به او خواهد داد.» حاضران از آن حضرت پرسیدند: «گرچه فرزند در یک روز صدبار این گونه به پدر ومادرش بنگرد آن همه پاداش را دارد؟» پیامبر(ص) در پاسخ فرمود: «نعم الله اکبر و اطیب; آری خداوند بزرگ تر و پاک تر است.»

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11524
زمان انتشار: 14 ژانویه 2021
| | |
چگونه می توانم فرزند شایسته برای مادرم زهرا س باشم؟

چگونه می توانم فرزند شایسته برای مادرم زهرا س باشم؟

حضرت زهرا س کجاست؟ عرش. عرش مرکز چیست؟ مرکز فرمانروایی، حاکمیت، تدبیر و مدیریت. اگر می خواهی برسی به عرش و زود هم برسی به جای معطلی روی زمین، برو در دغدغه های حاکمیتی حضرت زهرا س شرکت کن. اگر دغدغه هایت با دغدغه های حضرت زهرا س و امام زمان ع یکی شد تو ره صد ساله را یک شبه رفتی.... 

صوت

1 - چگونه می توانم فرزند شایسته برای مادرم زهرا س باشم؟

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed