www.montazer.ir
سه‌شنبه 2 ژوئن 2026
شناسه مطلب: 11544
زمان انتشار: 24 فوریه 2020
|
اطلاعیه سایت فروشگاه منتظران منجی عج

اطلاعیه سایت فروشگاه منتظران منجی عج

به اطلاع دوستان و مشتریان محترم می رساند، سایت فروشگاه منتظران منجی (عج) تا اطلاع ثانوی غیرفعال می باشد و برای خرید محصولات می توانید به صورت حضوری یا تلفنی اقدام فرمایید. 

دوستانی که سفارش خرید داده اند و سفارش خریدشان را تحویل نگرفته اند از طریق تلفن تماس حاصل فرموده و مشتریانی که فایل صوتی خریداری کرده و موفق به دانلود فایل شان نشده اند می توانند به آی دی تلگرامی تماس گرفته و نسبت به تحویل سفارش و دانلود فایل شان اقدام نمایند.  نشانی: استان تهران- شهر ری- میدان حضرت عبدالعظیم ع- خیابان قم- نرسیده به میدان فرمانداری- خیابان شهید کاشانی- کوچه شهید سیدبرزگر- پلاک 13 تلفن تماس: 55962223 - 021 پشتیبانی تلگرامی: Montazer_ShopCenter@

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11543
زمان انتشار: 24 فوریه 2020
|
جلسات خانواده آسمانی و شرح زیارت جامعه کبیره

جلسات خانواده آسمانی و شرح زیارت جامعه کبیره

با توجه به تاکید مقام معظم رهبری و وزارت بهداشت مبنی بر پرهیز از حضور در اجتماعات جلسات خانواده آسمانی و شرح زیارت جامعه کبیره  پنجشنبه 8 اسفند ماه 98 در شهر ری تعطیل می باشد. 

با توجه به تاکید مقام معظم رهبری و وزارت بهداشت مبنی بر پرهیز از حضور در اجتماعات جلسات خانواده آسمانی و شرح زیارت جامعه کبیره  پنجشنبه 8 اسفند ماه 98 در شهر ری تعطیل می باشد. 

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11542
زمان انتشار: 24 فوریه 2020
| |
ضعف ارتباط با خداوند، انسان را فاسق می کند

شرح زیارت عاشورا، جلسه 44، 81/03/18

ضعف ارتباط با خداوند، انسان را فاسق می کند

فاسق یعنی موجودی که از روند طبیعی و سزاوار خودش خارج شده است. مثل گوسفندی که گوشتخوار شده است. چرا گوشتخواری برای گوسفند فسق است؟ چون از روندی که خدا برایش تعیین کرده که باید علفخوار باشد، تجاوز کرده است. فسق به معنی ضعف و قطع ارتباط با خداوند تبارک و تعالی است. چون انسان حامل نفخه ی الهی است. به محض این که از حقیقت، اصل، ریشه و وطن خودش جدا شود و ارتباطش با خداوند ضعف پیدا کند، فاسق می شود. ممکن است خیلی نماز و دعا هم بخواند و خیلی صورت های مقدس هم انجام دهد، اما دچار ضعف ارتباط است و از اصل خودش جدا شده و فاسق است.

خداوند فرموده: «الَّذِینَ یَنْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مِیثَاقِهِ وَ یَقْطَعُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ یُوصَلَ وَیُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ أُولَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ[1] = کسانی که عهد خدا را پس از محکم کردن آن می‌شکنند و رشته‌ای را که خدا امر به پیوند آن کرده می‌گسلند و در میان اهل زمین فساد می‌کنند، اینها به حقیقت زیانکارند.» طبق این آیه، فاسق کسی است که عهد خدا را می شکند. وقتی طبق آیه ی «نَفَخْتُ فِیهِ مِنْ رُوحِی[2]»، خداوند نفخه ای از روح خودش را در انسان دمیده، این همان عهد جدی و حقیقی است که با خدا بسته است. فاسق کسی است که این عهد را بشکند و رابطه ی وجودی خودش را با خداوند انکار کند. به جای این که ریشه ی خودش را از بالا به پایین ببیند، از پایین به بالا می بیند. یعنی خودش را واژگون می بیند. شروع و ریشه ی ما از خداست. به طبیعت آمده ایم و می خواهیم دوباره به جایی که در آن بودیم برگردیم. « إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ[3] = ما به فرمان خدا آمده‌ایم و به سوی او رجوع خواهیم کرد.». بعضی ها این رابطه ی وجودی و حقیقی را انکار می کنند و روی آن را می پوشانند که ما اصطلاحاً به آن ها کافر یعنی پوشاننده، می گوییم. چون کافر خودش را تنها از طبیعت می داند، فقط با کمالات «جمادی، گیاهی و حیوانی» معنا می کند. وقتی این کار را کرد و خودش را این طور معنا کرد، دیگر ارتباطش با خداوند قطع است. حقیقت آسمانی و ماورای طبیعی خودش را انکار می کند. این حقیقت را انکار می کند که اصل و ریشه اش از آن جاست و اصلاً مال اینجا نیست و این جا فقط یک رحم است و او در رحم دنیا کاری جز آمادگی برای تولد ندارد. خداوند انسان را امر به پیوند و ارتباط با خودش کرده است اولین چیزی که خداوند در نظام خلقت انسان را امر به پیوند با آن کرده، خود خداوند است. این امر با خلقت انسان انجام شده است. مثل این که خداوند امر کرده که ما آب و غذا بخوریم. اما چرا این در روایات و آیات نیامده است؟ چون پیوند وجودی، خودش حرف می زند و عقل، خودش کافی است.گاهی شرع به حکم عقل، ممکن است یک حکم ارشادی کند. «کُلَما حُکمُ بِهِ العَقل حُکم ُبِهِ الشَرع[4] = هر چه عقل بر آن حکم کند، شرع هم حکم می کند.» مثلاً اگر کسی بگوید: در دین ما هست که نباید آب و نان بخورید و نباید ازدواج کنید. به محض این که کسی این را بگوید، می فهمیم که دین او قلابی است. چون متناسب با مقتضای وجود انسان نیست. دینی که می گوید: ازدواج نکن! دینی که می گوید: لذت نبر! تفریح نکن! و انسان را نابجا محدود می کند، قلابی است. چون خداوند قبل از این که بخواهد با دین به من بگوید: این کار را نکن! با ساختار وجودیم به من گفته: این کارها را بکن! باید به این مسئله توجه داشته باشیم که در درجه ی اول، ارتباط ما با حق تعالی باید حفظ شود. چون حقیقت و اصل و ریشه ی ماست. خداوند نحوه ی ارتباط خودش با ما را در قالب ارتباط ما با مثل اعلی که نور واحد اهل بیت (علیهم السلام) است، تنظیم کرده است. بنابراین، اگر کسی بخواهد فاسق نشود و از حقیقت خودش خارج نشود، باید حتماً با آن چه که خداوند امر به پیوند با آن کرده، ارتباط داشته باشد. وجود من خودش داد می زند که من باید با خدا پیوند داشته باشم و بدون خدا نمی توانم زندگی کنم. چرا شخصیت های بزرگ تاریخ، دارای روح بزرگی بودند؟ چون میزان «بی نهایت طلبی» شان زیاد بوده است. به همین دلیل به بزرگی روح رسیدند و سطح خواسته هایشان زیاد شد. روح های بزرگ، یا منفی هستند، یا مثبت. اما به قول شهید مطهری، همه بزرگوار نبودند. زیرا بین بزرگی و بزرگواری، فرق هست. بزرگان تاریخ از اسکندر، چنگیز، هولاکو خان، نادرشاه و صدام و ... گرفته تا رییس جمهورهای آمریکا و سایر قلدران و زور مداران جهان، همه همینطور بودند. دین، مساوی با فطرت است اتصال به خداوند، قبل از این که به زبان خداوند و پیامبر و اهل بیت (علیهم السلام) بیاید و به اصطلاح تبلیغ شود، این امر، اول در وجود انسان صورت گرفته است. برای همین انبیاء ما را به چیزی دعوت می کنند که وجود ما اول به آن مسلح شده و پیام را مطابق با آن وجود می دهند. «فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّینِ حَنِیفًا فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا[5] = پس تو مستقیم، روی به جانب آیین پاک اسلام آور، در حالی که از همه ی کیش ها روی به خدا آری و پیوسته از طریق دین خدا که فطرت خلق را بر آن آفریده است، پیروی کنی.» ریشه ی دین، همان فطرت و خلقت است. تمام دستورات دین، دستورات وجوبی است، نه اعتباری. یعنی چون تو این گونه هستی، این دستور به تو داده شده است و واجبات و مستحبات، با ساختار سازگار است و با تو ارتباط دارد. محرمات دین، هیچ تناسبی با ساختار وجودی تو ندارد.اما مکروهات، به انتخاب خودتان می باشد. در مبحث راه شناسی برایتان توضیح دادم و گفتم: ریشه ی بایدها و نبایدها، هستی هاست. «هستی ها و نیستی ها» هستند که تکلیف «بایدها و نبایدها» را روشن می کنند. امر کردن خداوند به اتصال با خودش، یک امر اعتباری نیست. تمام امرها و واجبات و نهی های خدا، قبل از این که به زبان خدا بیاید و به وحی برسد، در نظام خلقت امر شده و با خلقت اینطور امر شده که به دنبال آب و نان و نور و صوت برویم و اینها عادی و طبیعی است.  در روایت داریم، اگر کسی برای خدا هم ازدواج نکند و برای خودش ازدواج کند و بگوید: من نیاز دارم و می خواهم ازدواج کنم، خداوند برایش ثواب می نویسد. چون به امر فطری خدا عمل کرده و این ثواب دارد. اگر کسی شب شام نخورد، رگ عشاء که رگی در بدن است، لعنتش می کند. چون او شام می خواهد، البته زیاد نه! حضرت فرموده: اگر شده، شام یک خرما بخورید. این کار را انجام دهید و حتی اگر برای خدا هم نباشد، به ثواب خواهید رسید. اما اگر کسی خدا را در نظر بگیرد، قطعاً به ثواب بیشتری می رسد. اهل بیت (ع) حقیقت وجود عالم هستند و محبت آن ها اعتباری نیست ما مأمور هستیم که با  اهل بیت (علیهم السلام) ارتباط داشته باشیم. ارتباط ما با اهل بیت (علیهم السلام) اعتباری نیست. امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و سایر معصومین، مثل شخصیت های مقدس تاریخی مانند کنفوسیوس و بودا نیستند که ربطی به پیروان شان نداشته باشند. درست است که این گونه شخصیتها رعایت مردم را می کردند و کارهای خوبی انجام می دادند و تبلیغ کرده و مردم را دوست داشتند و کم کم موجب یک دین شدند؛ ولی هیچ ارتباطی بین آن ها با اصحاب شان و طرفداران شان از نظر وجودی، وجود نداشت. ممکن است کنفوسیوس و بودا دستوراتی داشته باشند که ریشه در فطرت انسان داشته باشند؛ اما ارتباطی بین خودشان و پیروانشان وجود ندارد و شخصیتی جدا از مردم هستند. اما اهلبیت (علیهم السلام) این طور نیستند. خداوند می فرماید:«قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَیْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبَى[6]=  بگو: من از شما اجر رسالت را به جز این نخواهم که مودّت و محبّت مرا در حقّ خویشاوندان منظور دارید (و دوستدار آل محمّد باشید، که این اجر هم به نفع امت و برای هدایت یافتن آنهاست).» خدا می گوید: من اساساً خلقت را با اهل بیت (علیهم السلام) ساخته ام و از نور این ها خلقتان کرده ام. بنابراین، محبت اهل بیت (علیهم السلام) اعتباری نیست که ما دوست شان داشته باشیم یا دوست شان نداشته باشیم و لازم باشد درباره ی آن ها بحث کنیم. سنی ها این طوری هستند. اما شیعیان این طور نیستند. نمی شود گفت:«آن ها به دین خود و ما هم به دین خود». بلکه باید گفت: اهل بیت ع حقیقت وجود عالم هستند. آن ها اصل وجودی و اصل خلقت و ریشه ی ما هستند. بنابراین، قبل از این که خداوند در خارج « قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَیْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبَى» را بگوید، در درون ما این را گذاشته است. آن دستور، مطابق ساختار درونی ماست و نمی شود بگوییم: دوست شان نداریم. باید دوست شان داشته باشیم. زیرا در غیر این صورت، اصلاً انسان نیستیم و ساقط می شویم. همان طور که رئیس جمهور آمریکا عاشق خداست، همان طور عاشق امام زمان و اهل بیت (علیهم السلام) و سید الشهداء (علیه السلام) هم هست. چون سید الشهداء (علیه السلام) شخصیتی نیست که ما بگوییم: ای مردم، ما شیعه هستیم. امام ما آدم خوب و کار درستی است. خصوصیات و ویژگی هایی داشته و برویم اینها را تبلیغ کنیم. بعد طرف خوشش بیاید و بگوید: بله، مثل این که آدم خوبی است و ما مخلصش هستیم و از حالا به بعد ارادتمندش هستیم. این طوری نیست. شما اگر طرف را تکانی بدهی که خودش را پیدا کند، می بیند که نیاز به سیدالشهداء دارد و امکان ندارد که او را نخواهد. هرکس قدمی در راه کنار گذاشتن خودش بردارد، اهل بیت (علیه السلام) را پیدا می کند. فرق هم نمی کند که شیعه باشد یا نباشد. بودایی است و به آیین بودا عمل می کند. یک مقدار تزکیه نفس می کند، می بیند که عاشق سیدالشهداء (علیه السلام) است. یک مسیحی که آدم خوبی است، یک مقدار تزکیه ی نفس می کند و به آموزش های ناقص انجیل و مسیح عمل می کند، بعد می بیند که عاشق سید الشهداء (علیه السلام) است. پس سید الشهداء در خود من است. اصل و ذات من است. تمام ائمه (علیهم السلام) هم همین طور هستند.  امام هادی (علیه السلام) در زیارت جامعه ی کبیره می فرماید: هروقت خواستید با ما اهل بیت (علیه السلام) حرف بزنید، ما را این طوری خطاب کنید: «اَرْوَاحُكُمْ فِی الْأَرْوَاحِ وَ أَنْفُسُكُمْ فِی النُّفُوسِ = روح شما در تمام روح ها هست و انفس شما در همه ی نفوس هست.» یعنی هر یک از انسانها یک سید الشهداء در وجودشان دارند. اهل بیت ع حتی در روح دشمنان شان هم حضور دارند. حالا اگر کسی بپرسد «اگر در وجود دشمنان شان هم هستند، چرا آنان را کشتند؟ این آیه شریفه را می گوییم خداوند می فرماید:« وَجَحَدُوا بِهَا وَاسْتَیْقَنَتْهَا أَنْفُسُهُمْ ظُلْمًا وَعُلُوًّا فَانْظُرْ كَیْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُفْسِدِینَ= و با آنكه دلهای شان بدان یقین داشت، اما از روى ظلم و تكبر آن را انكار كردند. پس ببین فرجام فسادگران چگونه بود». تزکیه، تابش نور ائمه (ع) را در روح انسان بیشتر می کند هرچه شما آینه ی کثیف را بیشتر تمیز کنید، این آینه چیزها را بهتر نشان می دهد. هرچه شما بیشتر به سمت سلامت قلب بروید و به تزکیه خودتان مشغول شوید، امام رضای اصلی و حقیقی در درون تان، بیشتر تابش می کند. کتاب «عترت در قرآن» را بخوانید. خداوند یک چهارم قرآن را به اهل بیت (علیهم السلام) اختصاص داده است. زیارت جامعه ی کبیره و زیارت عاشورا اعتباری نیستند. آن ها گزارشی از نظام خلقتند. اگر این ها را کنار هم بچینید، می بینید که یک نقشه ی کامل و گزارشی کامل و همه جانبه در می آید. طرف می گوید: من مشهد رفتم و دیدم جمعیت زیاد است. این سؤال برایم پیش آمدکه امام رضا (علیه السلام) جواب این همه آدم را چه طوری می دهد؟ شب خواب دیدم که جلوی هر زائر یک امام رضا (علیه السلام) ایستاده است. این برای این نبود که به او  بفهمانند، امام رضا (علیه السلام) قدرت این را دارد که مانند اولیای خدا، بدن های متعدد تولید کند. این کارها که برای ائمه (علیهم السلام) ابتدایی است. مانند امام زین العابدین (علیه السلام) که در بند اسارت یزید است و روز سوم در کربلا، بدن پدرش را دفن می کند. یا این که امیرالمؤمنین (علیه السلام) بالا سر هر کس که می میرد، می رود. من امام رضای خودم را دارم و مشهد هم که می روم با او مشغولم و صفا می کنم. کسی به زیارت امام رضا (علیه السلام) می رود و راجع به مشکلاتش حرف نمی زند. به حضرت می گوید: آقا! من آمده ام به شما سر بزنم و دلم برای شما تنگ شده است. وقت ندارم از مشکلات و مصائب خودم به شما شکایت کنم و یا حتی از شما بخواهم که شما آن ها را حل کنید. کسی هم به حضرت عرض می کند: من مشکلات دارم، اگر صلاح دانستید حل کنید و اگر صلاح ندانستید من تسلیم هستم. شخص دیگری پیش امام رضای خودش می رود و یک مشت سنگ هم با خودش می برد و می گوید: یا بچه ام را شفا بده یا تمام شیشه هایت را می شکنم. این ها رموز خیلی مهمی هستند. شما باید با تمام وجودتان این مطالب را بگیرید و آن ها را پرورش بدهید و امام زمان خودتان را بغل کنید. امام رضای خودتان را بگیرید و همین طور روی آن کار کنید و بگذارید که بیشتر تجلی کند و امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بیشتر در شما حضور داشته باشد. این چیزی است که از ما به عنوان «معیت» می خواهند. «معیت» در سلسله ای از آیات قرآن آمده است. خوش به حال کسانی که آیات «معیت» در قرآن را دنبال می کنند. تفاوت مقام هر کس به این است که اهل بیت ع را چقدر به وجود خود می آورند؟ ما باید به اهل بیت (ع) راه بدهیم تا به درون مان بیایند در زیارت عاشورا می خوانیم:«و اسئله اَنْ یَجْعَلَنی مَعَکُمْ فِی الدُّنْیا وَالاْخِرَةِ = و از خدا می خواهم که در دنیا و آخرت با شما باشم.» پس اگر می خواهید در دنیا و آخرت با ائمه (علیهم السلام) باشید، عجله کنید و وقت بگذارید و سرمایه گذاری کنید. اگر کسی بگوید: فرصت نمی کنم وگرفتارم. امام رضای چنین شخصی یک امام رضای مرده است. اهل بیت او، اهل بیتی ضعیف و مرده هستند و به داد او نمی توانند برسند. برای این که او جای خوبی برای آن ها در وجودش باز نکرده و هرچه اهل بیت خواستند تجلی کنند و بر قلبش حاکم شوند، او آنها را راه نداده و به جایشان گناه گذاشته و جای آن ها را آلوده و خراب کرده و اجازه نداده که آنها حاکم شوند. به قول مرحوم نراقی، غول که در دل بیاید، فرشته دیگر آن جا نمی آید. دیو چو بیرون رود، فرشته درآید. ما به امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) که خیلی دوستمان دارد، اجازه نمی دهیم که بیاید و با ما رفیق شود. بین خودمان و او خط می کشیم و می گوییم: هر کاری وقتی دارد و امام زمان هم، وقتی دارد. ما هر چند ماه یک بار یک دعای ندبه می خوانیم  و عرض ارادتی به حضرت می کنیم. هر چند ماه یک بار که حضرت هم می خواهد بیاید و سر بزند، آن قدر آلودگی و گناه مان زیاد است که نمی آید. به طور مثال پیامبر (صلی الله تعالی فرجه الشریف) فرمود: «لا تَدْخُلُ المَلَائِكَةُ بَیْتًا فِیْهِ كَلْبٌ أَوْ صُوْرَةٌ [7]= فرشته ها به جایی که سگ یا عکس سگ باشد، نمی آیند.» چون سگ نجس العین است، فرشته ها به خانه و ماشینی که عکس و مجسمه ی سگ باشد، نمی آیند. امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) هم چنین جاهایی نمی آید و وارد نمی شود. اصلاً نمی توانیم با ایشان کنار بیاییم. ما دوست داریم حضرت زهرا (سلام الله علیها) بیاید و در قلب مان بنشیند؟ اما جایی را برای چنین پادشاهی حاضر نکرده ایم! بعد می گوییم چرا رابطه مان با حضرت زهرا (سلام الله علیها) شکر آب می شود؟ علتش این است که با خیالات فاسد و گناه، رابطه را خراب کرده ایم. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «امت من در قیامت، به صورت 10 حیوان محشور می شوند: میمون، سگ، خوک...[8]» گاهی خود من سگ هستم. مثل کسی که زنش را می زند. وقتی خانه می رود، زنش می گوید: ای کاش خانه نیامده بود. بچه هایش از او می ترسند. استاد نهج البلاغه، مرحوم آقا میرزا علی شیرازی (رحمه الله علیه) که استاد شهید مطهری بودند و تزکیه داشتند و با صفا بودند، یک روز بر سر منبر گریه کردند و گفتند: دیشب خواب دیدم، مرا دفن کردند و یک سگ هم در قبرم آمد. هرچه داد زدم که این سگ را بیرون کنید، کسی به دادم نرسید. مانده بودم که چه طوری آن را بیرون کنم. چون اخلاق خودم بود، از من جدا نمی شد. متوسل به سیدالشهداء (علیه السلام) شدم و یک دفعه ایشان سگ را بیرون کردند. اگر اخلاق انسان سگ هم باشد، سید الشهداء می تواند خوب آن را آدم کند. اهل بیت(علیهم السلام) این طوری هستند. اهل بیت همان کسانی هستند که به یک نظر خاک را کیمیا کنند. آیا شود که گوشه ی چشمی به ما کنند؟ وقتی به حرم می رویم و با اهل بیت (علیهم السلام) رو به رو می شویم، اولین بدبختی و دغدغه ما باید این باشد که بگوییم:«خودمان را از خودمان بگیر و ما را درست کن!». یکی از اولیای خدا (رحمه الله علیه) می گفت: انسان اگر بدترین آدم هم باشد، نباید بگوید: چون سگ هستم و باطنم کثیف است، حرم نمی روم. انسان باید حمام برود تا تمیز شود. بگذارید آن ها به ما کمک کنند و ما را درست کنند و آدم خوبی شویم. یکی از اقوام ما که بد اخلاق بود، از دنیا رفت. یک شب خواب دیدم که این بنده ی خدا خیلی گرفتار است. یک اژدها از آتش روی او چسبیده و با او همراه است. خیلی نعره های بدی می کشید. بعد من دستم را آوردم و گفتم: دستت را به من بده تا تو را بیرون بکشم. در حالی که نعره می زد گفت: او دیگر از من جدا نمی شود. با او یکی هستیم. فهمیدم این «خلقش» بوده که همچنان با او همراه است. چون می دانستم خیلی زن و بچه را اذیت می کرد. اگر این سگ ها با ما و اخلاق مان بمانند و اطرافیان از ما بترسند، در آن طرف کار دست مان می دهد. در قیامت، از این که ائمه را به درون راه نداده ایم، دچار وحشت می شویم   یکی از بدترین تجربه های انسان در قیامت، کنار رفتن پرده هاست که خیلی وحشتناک است. در دعا داریم:«اَعُوذُ بِکَ مِن هَولِ المُطِّلَعِ = خدایا ! به تو پناه می برم از هول مطلع.» «هول مطلع» یعنی وحشت اطلاع. جنین وقتی در رحم است، اطلاع ندارد که ناقص است. اما وقتی به دنیا می آید، معلوم و مطلع می شود که اصلاً با این جا تطبیق ندارد. مادر وحشت می کند و خود جنین هم گرفتار است. ولی هیچ کاری با او نمی توانند بکنند. تولد بعدی ما، مطلع شدن از اسرار کارهایی است که در دنیا می کنیم. به همین دلیل به آن گفته اند: «یَومَ تُبلَی السَرائِر[9] = روزی که اسرار باطن شخص، آشکار شود.» وقتی پرده کنار می رود، خیلی بد است. چون ما می فهمیم که اهل بیت (علیهم السلام) خیلی اصرار داشتند به قلب ما وارد شوند، ولی ما آن ها را راه ندادیم و با آن ها جنگیدیم و به زور بیرون شان کردیم. فکر می کنید فقط فلانی سیلی بر روی صورت حضرت زهرا (سلام الله علیها) می زند؟ فکر می کنید فقط شمر، سر امام حسین را می برد؟ فکر می کنید فقط اصحاب عمر سعد، اسب ها را روی پیکر امام حسین (علیه السلام) می دوانند؟ نه ما هم این کارها را می کنیم. یکی از بزرگان می گویند: وقتی جمله ی «اَللّهُمَّ الْعَنْ اَوَّلَ ظالِمٍ ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، وَآخِرَ تابِعٍ لَهُ عَلى ذلِكَ = خدایا لعنت کن نخستین ستمگری را که به زور حق محمد و آل محمد را گرفت و آخرین کسی که او را در این زورگویی و ستم پیروی کرد.» را در زیارت عاشورا می خوانیم، مواظب باشیم خودمان را لعن نکنیم. ما خیلی ظلم به پیامبر و آلش کرده ایم. وقتی یک غریبه بخواهد وارد خانه شود، راهش می دهیم؛ اما چقدر بد می شود که اصل و ریشه و پدر ما وقتی می خواهد به خانه ما بیاید، اجازه نمی دهیم و با سیلی زدن بیرونشان می کنیم. در صورتی که آن ها، ما را دوست دارند و با گذشت هستند و تغافل و تجاهل نسبت به آلودگی ها و گناهان ما دارند. وقتی که ما به حرم امام رضا (علیه السلام) می رویم، یکی از چیزهایی که زجرمان می دهد، همین است. آقا مرا قبول کرده که با شیرینی این جا بیایم. حضرت ما را قبول می کند و نوازش و پذیرایی می کند. آن ها همیشه این طوری هستند و حتی دنبال ما می فرستند و می آیند و در می زنند که بیا. هر چه بیرون شان کنیم، باز هم به بهانه های مختلف می آیند که آشتی کنند. آیا اجازه ی پدر و مادر برای زیارت اهل بیت واجب است؟ در فقه اکبر یعنی در مرحله ی عرفانی می فرمایند: اگر کسی بتواند زیارت حضرت سیدالشهداء (علیه السلام) برود و نرود، حتی اگر بهشتی هم باشد، وارد بهشتش می کنند، اما هرگز به او جایی در بهشت نخواهند داد. یعنی خانه ندارد. بعضی گفته اند مثل مستاجر در بهشت می ماند. پس از نظر عرفانی زیارت حضرت واجب است و این دلایل مختلفی دارد. اما در سطح فقه اصغر یعنی رساله و احکام شرع، زیارت اهل بیت (علیهم السلام) مستحب است. مستحب یعنی پسندیده و خوب است و واجب نیست و اگر بخواهی انجامش بدهی، باید از پدر و مادر اجازه بگیری و اگر راضی نباشند، نباید بروی. یا وقتی یک کار واجب دارید، می توانید زیارت را انجام ندهید. مثل وقتی که درس و یک کار علمی دارید. چون زیارت به این کار واجبت لطمه می زند. این زیارت حرام است و سفر، سفر حرام است. حتی اگر به خدمت امام برسی. البته این به این معنا نیست که ما باید ارتباط مان با اهل بیت (علیهم السلام) قطع شود. چون خداوند امر کرده، پدر و مادر نمی توانند حکم کنند که شما نباید با آن ها ارتباط داشته باشید. بلکه صرفاً یک زیارت را بنا بر مصالحی، بهتر است نرویم و از والدین اطاعت کنیم. این طوری نیست که ما حتماً باید کربلا برویم تا بتوانیم با امام حسین (علیه السلام) ارتباط داشته باشیم. می توانیم یک طور دیگر هم ارتباط داشته باشیم. اصل ارتباط، وجوب فطری الهی دارد و هیچ کس نمی تواند در این باره به ما امر و نهی کند. پی نوشت: [1] قرآن کریم / سوره ی بقره / آیه ی 27 [2] قرآن کریم / سوره ی ص / آیه ی72 [3] قرآن کریم / سوره ی بقره / آیه ی156 [4] تعلیقة على معالم الاصول / الموسوی القزوینی، السید علی / جلد 5   / صفحه535 [5] قرآن کریم / سوره ی روم / آیه ی 30 [6] قرآن کریم / سوره ی شوری  / آیه ی 23 [7] . البُخَارِیّ 5958 / التوضیح الرشید فی شرح التوحید، نغوی، خلدون، ج1، ص493. [8] معارف اسلامی/ دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم /  جلد80 / صفحه16 [9] قرآن کریم / سوره ی طارق / آیه ی 9 ظ 35

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11541
زمان انتشار: 23 فوریه 2020
پیام استاد شجاعی به دبیران و اساتید

پیام استاد شجاعی به دبیران و اساتید

1 - پیام استاد شجاعی به دبیران و اساتید
2 - پیام استاد شجاعی به دبیران و اساتید

، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11540
زمان انتشار: 23 فوریه 2020
فیلم اجرای  سرود توسط دانش آموزان عزیز مهدوی 22 بهمن 98

فیلم اجرای سرود توسط دانش آموزان عزیز مهدوی 22 بهمن 98

1 - اجرای سرود توسط دانش آموزان عزیز مهدوی؛ گروه سرود منتظران منجی
2 - فیلم اجرای سرود توسط دانش آموزان عزیز مهدوی 22 بهمن 98
3 - فیلم اجرای سرود توسط دانش آموزان عزیز مهدوی 22 بهمن 98
4 - فیلم اجرای سرود توسط دانش آموزان عزیز مهدوی 22 بهمن 98
5 - گزارش22 بهمن 98 جامعه معلمان و دانش آموزان مهدوی مصاحبه با دانش آموزان مهدوی

، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11539
زمان انتشار: 23 فوریه 2020
| |
اشاره امام باقر ع به حکومت جهانی امام زمان ع در مجلس هشام

اشاره امام باقر ع به حکومت جهانی امام زمان ع در مجلس هشام

«ای مردم به کدامین سو می روید! و شما را به کجا می برند! خداوند نسل پیشین شما را به وسیله ما خاندان هدایت کرد و نسلهای آینده شما نیز باید به وسیله ما راه یابند.اگر شما پادشاهی زود گذر دنیا را دارید، ما در آینده فرمانروایی خواهیم داشت. پس از فرمانروایی ما، هیچ حاکمیتی و پادشاهی نیست، زیرا ما اهل فرجامیم و خداوند فرموده است: «و العاقبة للمتقین»». این سخنان را امام باقر (علیه‌السلام) در مجلس هشام زمانی که مورد سرزنش او قرار گرفت بیان فرمودند.

در یکی از سالها که هشام بن عبدالملک برای انجام مراسم حج به مکه آمده بود، امام باقر (علیه‌السلام) نیز در مکه حضور داشت. در آن سفر امام باقر (علیه‌السلام) برای مردم سخنرانی کرد و از جمله سخنان آن حضرت چنین بود:«سپاس مخصوص خداوندی است که محمد (صلی‌الله‌علیه‌وآله) را به پیامبری مبعوث کرد و ما خاندان نبوت را به وسیله او کرامت بخشید. ما برگزیدگان خدا بر خلق اوییم و انتخاب شده از میان بندگان وی هستیم و ما خلفای الهی می باشیم. پس آن کس که از ما پیروی کند، سعادتمند است و کسی که ما را دشمن بدارد و با ما مخالفت کند، شقی و نگونبخت خواهد بود.» وقتی این سخنان به گوش هشام رسید، زمینه خشم شدید او را فراهم آورد، اما در چنان شرایطی صلاح ندید که متعرض امام باقر (علیه‌السلام) شود. زمانی که به دمشق بازگشت از کارگزار خود در مدینه خواست تا امام را به دمشق بفرستد. وقتی امام در دمشق بر هشام وارد شد. هشام که نفرین خدا بر او باد به اطرافیانش دستور داده بود تا پس از او، هر یک به امام باقر (علیه‌السلام) ناسزا بگویند و وی را سرزنش کنند! امام باقر (علیه‌السلام) وارد محفل هشام شد، و بدون این که توجه خاصی به هشام داشته باشد و احترام ویژه ای برای او قایل شود، در جمله ای عام که شامل همه اهل مجلس می شد گفت: السلام علیکم، سپس بدون اجازه خواستن از هشام، در مکان مناسب بر زمین نشست. هشام به شدت خشمگین شد، زیرا اولا به شخص او سلام ویژه ای که به خلفا داده می شد، داده نشد، و ثانیا امام باقر (علیه‌السلام) برای نشستن از او اجازه نخواست! هشام گفت: ای محمد بن علی! همواره یک نفر از شما خاندان، وحدت مسلمانان را شکسته و می شکند و مردم را به سوی خود فرا می خواند و از روی سفاهت و جهل، گمان دارد که امام است. بعد از این که هشام از سرزنش امام ساکت شد، مجلسیان نیز شروع به توهین و سرزنش امام کردند. چون سخنانشان پایان یافت، امام باقر از مکانی که نشسته بود برخاست و ایستاده چنین سخن گفت: «ای مردم به کدامین سو می روید! و شما را به کجا می برند! خداوند نسل پیشین شما را به وسیله ما خاندان هدایت کرد و نسلهای آینده شما نیز باید به وسیله ما راه یابند.اگر شما پادشاهی زود گذر دنیا را دارید، ما در آینده فرمانروایی خواهیم داشت.پس از فرمانروایی ما، هیچ حاکمیتی و پادشاهی نیست، زیرا ما اهل فرجامیم و خداوند فرموده است: «و العاقبة للمتقین».  امام در این فرمایشات شان به حکومت جهانی حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) اشاره می کنند. بعد از اینکه مردم را از کاری که در پیش گرفته اند انذار می‌دهند، به آنها یادآوری می‌کنند که نسل های پیشین آنها نیز به وسیله پدران طاهرینش هدایت شده اند و خودِ آنها نیز به وسیله امام هدایت خواهند شد. حضرت به آنها گوشزد می‌کنند که به پادشاهی زودگذر دنیا مغرور نشوند؛ زیرا فرمانروایی آینده که منظور حکومت جهانی حضرت مهدی (علیه‌السلام) است از آنِ سلاله پاک ایشان خواهد بود و این پادشاهی حقیقی فقط برای متقین در نظر گرفته شده و متقین هستند که اهل فرجام و پایان ظلم و ستم و برپادارنده قسط و عدل خواهند بود. چرا غروب جمعه دلگیر است؟ معارف مهدوی مقالات مهدویت مطالب مهدوی 

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11538
زمان انتشار: 25 فوریه 2020
| |
ضرب سکه ی اسلامی به دستور امام باقر علیه السلام

ضرب سکه ی اسلامی به دستور امام باقر علیه السلام

در سده ی اول هجری صنعت کاغذ در انحصار رومیان بود و مسیحیان مصر نیز که کاغذ می ساختند به روش رومیان و بنا بر مسیحیت نشان «اب و ابن و روح »بر آن می زدند، «عبد الملک اموی» مرد زیرکی بود، کاغذی از این گونه را دید و در مارک آن دقیق شد و فرمان داد آن را برای او به عربی ترجمه کنند، و چون معنای آن را دریافت خشمگین شد که چرا در مصر که کشوری اسلامی است باید مصنوعات چنین نشانی داشته باشد، بی درنگ به فرماندار مصر نوشت که از آن پس بر کاغذها شعار توحید- شهد الله انه لا اله الا هو- بنویسند و نیز به فرمانداران سایر ایالات اسلامی نیز فرمان داد کاغذهایی را که نشان مشرکانه ی مسیحیت دارد از بین ببرند و از کاغذهای جدید استفاده کنند.

کاغذهای جدید با نشان توحید اسلامی رواج یافت و به شهرهای روم نیز رسید و خبر به قیصر بردند و او در نامه ای به «عبد الملک »نوشت: صنعت کاغذ هماره با نشان رومی می بود و اگر کار تو در منع آن درست است پس خلفای گذشته ی اسلام خطا کار بوده اند و اگر آنان به راه درست رفته اند پس تو در خطا هستی، من همراه این نامه برای تو هدیه ای لایق فرستادم و دوست دارم که اجناس نشان دار را به حال سابق واگذاری و پاسخ مثبت تو موجب سپاسگزاری ما خواهد بود. عبد الملک هدیه را نپذیرفت و به قاصد قیصر گفت: این نامه پاسخی ندارد.  قیصر دیگر بار هدیه ای دو چندان دفعه ی پیش برای او گسیل داشت و نوشت: گمان می کنم چون هدیه را ناچیز دانستی نپذیرفتی، اینک دو برابر فرستادم و مایلم هدیه را همراه با خواسته ی قبلی من بپذیری. عبد الملک باز هدیه را رد کرد و نامه را نیز بی جواب گذاشت. قیصر این بار به عبد الملک نوشت: دو بار هدیه ی مرا رد کردی و خواسته مرا بر نیاوردی برای سوم بار هدیه را دو چندان سابق فرستادم و سوگند به مسیح اگر اجناس نشان دار را به حال پیش برنگردانی فرمان می دهم تا زر و سیم را با دشنام به پیامبر اسلام سکه بزنند و تو می دانی که ضرب سکه ویژه ی ما رومیان است، آنگاه چون سکه ها را با دشنام به پیامبرتان ببینی عرق شرم بر پیشانیت می نشیند، پس همان بهتر که هدیه را بپذیری و خواسته ی ما را بر آوری تا روابط دوستانه مان چون گذشته پا بر جا بماند. عبد الملک در پاسخ بیچاره ماند و گفت فکر می کنم که ننگین ترین مولودی که در اسلام زاده شده من باشم که سبب این کار شدم که به رسول خدا (صلی الله علیه و آله) دشنام دهند و با مسلمانان به مشورت پرداخت ولی هیچکس نتوانست چاره ای بیندیشد، یکی از حاضران گفت: تو خود راه چاره را می دانی اما به عمد آن را وا می گذاری! عبد الملک گفت: وای بر تو،چاره ای که من می دانم کدامست؟ گفت: باید از«باقر» اهل بیت چاره ی این مشکل را بجویی. عبد الملک گفتار او را تصدیق کرد و به فرماندار مدینه نوشت «امام باقر» (علیه السلام) را با احترام به شام بفرستد،و خود فرستاده ی قیصر را در شام نگهداشت تا امام علیه السلام به شام آمد و داستان را به او عرض کردند،فرمود: تهدید قیصر در مورد پیامبر (صلی الله علیه و آله) عملی نخواهد شد و خداوند این کار را بر او ممکن نخواهد ساخت و راه چاره نیز آسان است،هم اکنون صنعتگران را گرد آور تا به ضرب سکه بپردازند و بر یک رو سوره ی توحید و بر روی دیگر نام پیامبر (صلی الله علیه و آله) را نقش کنند و بدین ترتیب از مسکوکات رومی بی نیاز می شویم.و توضیحاتی نیز در مورد وزن سکه ها فرمود تا وزن هر ده درهم از سه نوع سکه هفت مثقال باشد و نیزفرمود نام شهری که در آن سکه می زنند و تاریخ سال ضرب را هم بر سکه ها درج کنند. عبد الملک دستور امام را عملی ساخت و به همه ی شهرهای اسلامی نوشت که معاملات باید با سکه های جدید انجام شود و هر کس از سابق سکه ای دارد تحویل دهد و سکه ی اسلامی دریافت دارد،آنگاه فرستاده ی قیصر را از آنچه انجام شده بود آگاه ساخت و باز گرداند. قیصر را از ماجرا خبر دادند و درباریان از او خواستند تا تهدید خود را عملی سازد،قیصر گفت: من خواستم عبد الملک را به خشم آورم و اینک این کار بیهوده است چون در بلاد اسلام دیگر با پول رومی معامله نمی کنند.

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11537
زمان انتشار: 23 فوریه 2020
| |
امام باقر ع در مبارزه با کج روی های سیاسی

امام باقر ع در مبارزه با کج روی های سیاسی

امام باقر(ع) در ماه محرم سال 95 هجری، عهده دار مقام امامت شد و این مصادف بود با حکمرانی آل مروان. آنان مسلمانان را مجبور می کردند که آنان را جانشین رسول خدا بشمارند و افرادی را که منتهای رذالت و فرومایگی در پلید ترین منکرات غوطه می خوردند، خلیفه الهی بنامند. امام باقر(ع) از چنین وضع آشفته ای رنج می برد.

منهال می گوید: در محضر امام بودم. مردی وارد شد. پس از سلام، فرد تازه وارد پرسید: حالتان چطور است؟ امام فرمود: آیا به راستی درنیافته اید که بر ما چه می گذرد؟ مَثَل ما در میان امّت، مانند بنی اسرائیل است که طاغی زمانشان، پسران آنها را می کشت و زنانشان را زنده می گذاشت. این والیان و حاکمان نیز فرزندان ما را به قتل می رسانند و زنانمان را باقی می گذارند. اگر به راستی این منطق درست باشد که عرب و قریش به دلیل اینکه رسول اکرم(ص) از میان آنان برخاسته است، بر دیگران فضیلت دارند، پس باید ما خاندان نبوت و اهل بیت رسالت بر همه مردم شرافت داشته باشیم و هیچ کس به پایه ما نرسد. چون سخن امام بدین جا رسید، آن مرد گفت: سوگند به خداوند، شما خاندان را دوست دارم. امام فرمود: پس بر تن خویش جامه ای از بلا و ناگواری بپوشان. والله رنج ها شتابان تر از سیلِ دره ها به سوی ما و شیعیان ما پیش می تازد. نخست مشکلات به ما می رسد و سپس به شما.[1] این بیان نگرانی بسیار امام را از تنگناهای سیاسی آن عصر می رساند. در جای دیگر امام باقر(ع) فرموده اند: مدام ما اهل بیت مورد ستم قرار می گیریم، ما را دور و محروم می کنند، بر خون خویش و دوستانمان ایمن نیستیم. دروغ گویان و منکران به سبب کذب و انکارشان، جایگاهی یافته اند که بدان وسیله به دوستان خود تقرب می جویند، قاضیان و کارگزاران بد در هر شهری به ایشان خبر مجعول می دهند[2] و ... . نهضت بزرگ علمی امام باقر (علیه‌السلام) دوران زندگی و سیره سیاسی امام محمد باقر (علیه السلام) زندگینامه امام باقر (علیه السلام) سیمای شیعیان از منظر امام باقر علیه السلام با امام باقر (علیه السلام) در سایه قرآن اشاره امام باقر ع به حکومت جهانی امام زمان ع در مجلس هشام امام در برابر این تیرگی ها، خاموش ننشست و علیه حاکمان ستمگر جبهه گیری کرد و فرمود: کسی که به جانب فرمانروای ستم پیشه ای حرکت کند تا او را به تقوای الهی فرمان دهد و از عواقب ستم بترساند و موعظه کند، پاداش او همانند ثواب جن و انس و کار او برابر با عمل آنان است.[3] در نکوهش جفاکاران و حامیانشان فرمود: همانا ستمکاران و پیروانشان از دین الهی کناره گیری کرده اند.[4] چنان که می بینیم، از دیدگاه آن حضرت، هیچ حاکم جور پیشه ای نمی تواند مدعی دین داری باشد و به بهانه خلافت دینی، بندگان خدا را مورد ستم قرار دهد و مردم هم باید فریب ادعاهای دروغین چنین حاکمانی را نخورند و گمان نکنند مخالفت با آنان، طغیان علیه دین است. از این رو، امام پیروان خود را از تقرب به سلاطین جور منع می کرد و می فرمود: هرگز به خدمت آنان در نیایید، حتی اگر این خدمت به اندازه یک مرتبه فرو بردن قلم در مُرکَّب باشد، به دین آسیب وارد می شود.[5] امام وقتی مشاهده می کرد فرمانروایان از کج روی دست بر نمی دارند، به صراحت انحرافات آنان را بر می شمرد. او در نامه ای به یکی از آنان نوشت: از جمله کارهای نادرست این است که جهاد در جامعه اسلامی ضایع شده و ارزش خود را از دست داده است. در پرتو جهاد است که دین در میان جوامع دیگر طلوع کند و دشمنان در هم کوبیده می شوند. در پرتو همین ارزش، خداوند جان و مال مؤمنان را خریده و ایشان را به بهشت نوید داده است. خداوند با مؤمنان شرط کرده است که در جهاد، حدود و قوانین الهی مراعات شود. جهاد برای این نیست که مردم را از اطاعت بنده ای به پیروی از بنده ای همانند او وادارند. هر گاه کافران در قلمرو حاکمیت اسلامی، جزیه را قبول کردند، نباید به آنان ستم شود و نیز روا نیست پیمانی که با آنان بسته اند، نقض گردد. مالیاتی که بر ایشان تعیین می شود، باید فروتر از توانشان باشد. اموال و غنایمی که در پرتو جهاد و گشایش سرزمین های دیگر به دست می آید، از آنِ همه مسلمانان است، نه گروهی خاص. در برخورد با اسیران باید به سیره پیامبر و قانون الهی عمل کرد. امام در ادامه تأکید می فرمایند که در فتوحات و جهاد اسلامی، سوگمندانه رهنمودهای دینی مورد توجه قرار نمیگیرد و به افرادی تکلیف میکنند که امکان جهاد برایشان فراهم نیست و خداوند عذرشان را پذیرفته است و همان افراد توانمند نیز تحت تکالیف سخت، طاقت فرسا و ناگوار قرار می گیرند. در گذشته وقتی مردم مصر با دشمنان خود و یا سرکشان هم جوار می جنگیدند، در اعزام نیروها برای نبرد، میان آنان به عدالت رفتار می شد. افسوس که امروزه همه آن ارزش ها از میان رفته است و مردم در دو گروه خلاصه شده اند: عده ای که موظف به جهادند و به جای آنکه مال و جان خویش را با خدا معامله کنند، در این راه اجیر دیگران شده اند و برای رفتن به جهاد مزد می گیرند! و گروهی دیگر که افرادی ناتوان هستند، ولی وادار می شوند تا کسانی را اجیر کرده، به جایشان به جهاد بفرستند. حج از میان رفته و مردم بینوا شده اند. کسی که این کژی ها را پدید آورده، به راستی منحرف ترین افراد است.[6] عمر بن عبدالعزیز در میان خلفای معاصر امام باقر(ع) اگر چه حق امامت معصومان را غصب کرده بود، ولی رفتارش با دیگر غاصبان متفاوت بود. این وضع زمینه را مساعد کرد تا حضرت برخی مسائل را به او تذکر و هشدار دهد. هنگامی که عمر بن عبدالعزیز به مدینه سفر کرده بود به او خبر دادند محمد بن علی (امام باقر(ع)) آمده است تا او را ملاقات کند. او هم پذیرفت و امام به مجلس او وارد شد. امام رو به وی کرد و فرمود: ای عمر، دنیا همچون بازاری است که عده ای با منفعت از آن بیرون می آیند و گروهی با خسران آن را ترک می کنند. عده ای که اکنون دنیا را ترک گفته اند، مغرور این سرای فانی شدند تا مرگ بر آنان سایه افکند و با دنیا در حالی وداع کردند که ملامت می شدند. اکنون سزاوار است که ما در رفتار گذشتگان بیندیشیم و کارهایی را که آنان انجام داده اند و ما آنها را مایه گرفتاری می دانیم، از برنامه خویش حذف کنیم.[7] خصایص امام محمد باقر (علیه السلام) دعای امام باقر (علیه السلام) در سجده نماز برای افزایش رزق شکافنده ی دانش ها امام باقر(علیه السلام) بنیانگذار انقلاب فرهنگی و نهضت علمی اسلام پرتویی از سیره و فضایل باقرالعلوم علیه السلام ضرب سکه ی اسلامی به دستور امام باقر علیه السلام در سفارش های دیگری، امام به وی تأکید فرمود: ای عمر! تقوای الهی داشته باش، درها را بر روی مردم گشوده دار، حجاب ها و موانع را از پیش پای مردم بردار تا به راحتی با تو تماس گیرند، ستم دیدگان را یاری ده و حقوق ضایع شده را به صاحبان آنان بازگردان. نصایح امام چنان وی را تحت تأثیر قرار داد که تصمیم گرفت حق غصب شده اهل بیت یعنی فدک را به ایشان بازگرداند و همان جا فرمان پس دادن فدک را صادر کرد.[8] از طرف طاغوت وقت، فرماندار جدیدی برای مدینه تعیین شد و مردم برای عرض تبریک به جانب محل استقرار او می رفتند. محمد بن مسلم می گوید: ما جمعی از شیعیان در جوار خانه امام در مدینه بودیم. امام از برخی حاضران پرسید: آیا در شهر اتفاق تازه ای رخ داده است؟ عرض شد: والی جدیدی برای مدینه انتخاب شده است و مردم می روند تا ورود او و انتصابش به این مقام را شادباش گویند. امام فرمود: همانا آدمی برای تبریک به خاطر امری حرکت می کند، (غافل از آنکه) همان شخص خود را به در خانه ای می رساند که درهای خانه های آتش دوزخ است( کنایه از اینکه خانه حاکم مدینه، دری از درهای آتش جهنم است).[9] امام در وصیت نامه خود نیز مبارزه ای سیاسی با جفاکاران را در پیش گرفت. امام صادق(ع) فرمود: پدرم وصیت کرد: بخشی از اموالم را وقف کن تا ده سال در سرزمین منا در مکه و موسم حج برایم عزاداری و برای مظلومیت من زاری کنند.[10] این وصیت برای آن است که اجتماع بزرگ اسلامی در آن مکان مقدس با رهبر راستین، آشنا و ارشاد شوند و از دیگران بریده، به حق بپیوندند. هدف دیگر امام این بود که مردم مسلمانی که از همه نقاط قلمرو اسلامی در آنجا گرد هم می آمدند، به مظلومیت ائمه پی ببرند.[11] امام باقر(ع) بارها باطل بودن کار هیئت حاکمه و زمامداران وقت را اعلام می داشت و لزوم روی کار آمدن جانشینان راستین را گوشزد می کرد و می فرمود: ای محمد بن مسلم، هر کس از این امت اسلامی، بدون امامی آشکار و عدالت پیشه و منصوب شده از سوی خداوند به سر برد،[12] گمراه می شود و در مسیر تردید قرار می گیرد و اگر در این حال، مرگش فرا رسد، در حال کفر و دورویی مرده است. امام در برابر هشام بن عبدالملک موضوع رهبری واقعی را به طور جامع و کامل مطرح ساخت و چنین به وی فهمانید که او و دستگاهش بر باطل است و باید منصب خلافت را ترک کند و نحوه رهبری و اداره جامعه اسلامی و قلمرو مسلمین دگرگون شود. این گفتگو در درون دربار اموی و مروانی صورت گرفت و عده ای از فرماندهان ارتش، روسای قبایل، والیان، قضات و فقها به عنوان مدافعان خلیفه غاصب در آنجا حضور داشتند. هشام در آن لحظات، اگر چه خشمناک و عصبانی بود، ولی جرئت نداشت به جلادان خون آشام خود دستور دهد امام را به شهادت برسانند؛ زیرا اگر چنین می شد، مسلمانان به قیام هایی که در حال شکل گرفتن بود، می پیوستند و در نتیجه خود، زمینه های سقوط خویش را فراهم می کرد.[13] از سوی دیگر، نمی توانست منکر نفوذ معنوی و اجتماعی امام شوند. کسانی بودند که شهر ها و مسیر های طولانی را پشت سر می نهادند تا به محضر امام برسند و علاقه مندی خویش را به ساحت حضرت ابراز دارند. رهبری حضرت فراتر از تقسیمات سیاسی امویان و مروانیان و نیز ماورای مرزبندی های قبیله ای و قومی بود. میان دو قبیله مضر و حمیر نزاع شدیدی وجود داشت و همواره جنگ و خونریزی بین آنان شعله ور بود، اما هر دو از یاران امام بودند و دو شاعر بزرگ شیعه از هر دو سوی یعنی فرزدق تمیمی مغیری و کمیت اسدی حمیری در دوستی امام و اشتیاق به اهل بیت اتفاق داشتند.[14] حضور مؤثر امام در متن اجتماع و مجامع علمی و فرهنگی نیز در روشن گردیدن حقایق و افشای نا راستی ها دخالت داشت. در مسجد مدینه مردمانی از نقاط دور به محضر امام می رسیدند و نیاز های فکری، فرهنگی و اجتماعی را مطرح می کردند و امام هم رسیدگی می فرمود. انفاق به محتاجان و تکریم فقیران، سخاوت و مروت در حق دوستان و پیروان، شکیبایی و بردباری در روابط اجتماعی، صمیمیّت و محبت در حق اصحاب و آشنایان و خویشاوندان، خصالی بود که نفوذ اجتماعی امام را ریشه د ار می ساخت و این حضور مؤثر، برای دستگاه ستم نگران کننده بود.[15] پی نوشت ها 1 . بحارالانوار، ج46، ص360؛ امالی، شیخ طوسی، ص95. 2 . تلخیص الریاض، سید ابوالفضل حسینی، تهران، 1381 ه .ق. ج1، ص12. 3 . وسایل الشیعه، ج11، ص406. 4 . اصول کافی، ج1، ص184. 5 . ر.ک: بحارالانوار، ج75، ص377؛ فروع کافی، ج5، ص106. 6 . فروع کافی، ج5، کتاب جهاد، حدیث چهارم. 7 . بحارالانوار،ج46، ص326. 8 . اقتباس از خصال صدوق، باب الثلاثه، ص118. 9 . وسایل الشیعه، ج12، ص135؛ فروع کافی، ج5، ص106. 10 . منتهی الامال، ج2، ص79. 11 . امام در عینیت جامعه، محمدرضا حکیمی، ص53 به بعد؛ چهارده اختر تابناک، احمدی بیرجندی، ص152؛ فرازهایی برجسته از سیره امامان شیعه، ج1، ص95-96. 12 . اصول کافی، ج1، ص183. 13 . امامان شیعه و جنبش های مکتبی، ص121 و نیز ر.ک: بحارالانوار، ج46، ص306 و ج48، ص210. 14 . زندگانی تحلیلی پیشوایان ما، عادل ادیب، ص172. 15 . امام باقر(ع) جلوه امامت در افق دانش، احمد ترابی، ص210 219.  

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11535
زمان انتشار: 19 فوریه 2020
| |
رهبر انقلاب: مردم با انتخاب خوب، مجلس قوی برای ایران قوی بسازند

رهبر انقلاب: مردم با انتخاب خوب، مجلس قوی برای ایران قوی بسازند

مقام معظم رهبری فرمودند: می‌بینید تبلیغات آمریکایی‌ها را که چطور می خواهند بین نظام اسلامی و بین مردم فاصله بیندازند؟ دائم مشغول کارند، به قول خودشان اتاق فکر تشکیل می دهند، برنامه‌ریزی می کنند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح سه‌شنبه در دیدار هزاران نفر از مردم آذربایجان شرقی، حضور در انتخابات مجلس را وظیفه شرعی، ملی، انقلابی و حق مدنی آحاد مردم برشمردند و با اشاره به دو رکن مهم «حضور پر شور» و «انتخاب خوب» گفتند: انتخابات یک جهاد عمومی و نعمت و امتحان الهی است که اگر با حضور حداکثری مردم همراه شود، مایه آبروی نظام اسلامی و تقویت کشور و مصونیت بخش در برابر توطئه ها و زمینه ساز ایران قوی خواهد بود.

رهبر انقلاب اسلامی همچنین با اشاره به مشکلات عمیق و گسترده اجتماعی و اقتصادی جامعه امریکا برخلاف ظاهر بزک کرده آن، افزودند: امریکا در حال حرکت به سمت فروپاشی از درون است و شکوه و جلال ظاهری آن مانع از غرق شدنش نخواهد شد. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در این دیدار که به مناسبت چهل و دومین سالروز قیام تاریخی مردم تبریز در ۲۹ بهمن سال ۱۳۵۶ برگزار شد، مهمترین ویژگی مردم آذربایجان را تبلور عزت ملی، دینی و انقلابی و حضور در صحنه به وقت نیاز و دفاع از کشور و انقلاب و هویت دینی برشمردند و گفتند: حضور بهنگام مردم تبریز در چهلم قیام ۱۹ دی مردم قم مایه برکت خداوند متعال شد و این حرکت به‌صورت سلسله وار تا آغاز حرکت عمومی ملت و سقوط رژیم طاغوت و استقرار حکومت اسلامی ادامه یافت. ایشان انتخابات بسیار مهم روز جمعه دوم اسفند را از مصادیق میدان های نیاز به حضور بهنگام دانستند و افزودند: انتخابات جهاد عمومی، مایه تقویت کشور و آبروی نظام اسلامی است و حضور گسترده و پر شور مردم در پای صندوق های رأی، به توفیق الهی مایه برکت و تأثیرات تحول آفرین در کشور خواهد شد. رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به تبلیغات و تلاشهای گسترده امریکایی‌ها برای تأثیرگذاری بر افکار عمومی ایران و جدا کردن مردم و جوانان از نظام اسلامی خاطرنشان کردند: با وجود همه این تلاشها، آنها به نتیجه نرسیده اند که نمونه بارز آن، تشییع شهید سلیمانی و راهپیمایی ۲۲ بهمن بود و انتخابات مجلس شورای اسلامی نیز بار دیگر نشان خواهد داد مردم در کنار نظام اسلامی و پشتیبان آن هستند. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با تأکید بر اینکه چشم دوستان و دشمنان به انتخابات روز جمعه است، افزودند: دشمنان می خواهند ببینند نتیجه فشار حداکثری آمریکا و بدعهدی های اروپایی‌ها و مشکلات اقتصادی که در کشور وجود دارد، چه بوده است و دوستان هم با نگرانی منتظر نحوه حضور مردم در انتخابات هستند. ایشان گفتند: البته من همواره به دوستان نظام اسلامی گفته‌ام، از ملت ایران نگران نباشید زیرا این ملت کاربلد است و می‌داند که چه بکند. رهبر انقلاب اسلامی، انتخابات را خنثی کننده بسیاری از نیت‌های شوم امریکایی‌ها و صهیونیستها و بدلِ فنِ مکر و کَید آنها دانستند و خاطرنشان کردند: تنها راه مأیوس شدن دشمنان، قوی شدن ایران است و یکی از مصادیق ایرانِ قوی، مجلسِ قوی است، مجلسی که بتواند با تصویب قوانین لازم و با هدایت دولتها به مسیر مطلوب، کشور را مصونیت ببخشد. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای یک رکن قوی بودن مجلس را حضور هرچه بیشتر مردم در پای صندوق های رأی برشمردند و افزودند: تأثیرات مجلس فقط محدود به چهار سال نیست بلکه مجلس قوی و یا مجلس ضعیف و خود باخته با تصمیمات خود می توانند تأثیرات بلندمدتی بر کشور بگذارند. ایشان افزودند: انتخابات و رأی دادن، وظیفه شرعی، ملی و انقلابی، جشن ملی و احقاق حق آحاد مردم برای دخالت در سرنوشت کشورشان است. رهبر انقلاب اسلامی، رکنِ دوم یک مجلس قوی را کیفیت انتخاب دانستند و در تبیین ویژگی‌های نمایندگان شایسته ملت بزرگ ایران تأکید کردند: باید برای مجلس شورای اسلامی، افراد «با ایمان»، «شجاع»، «کارآمد»، «وظیفه‌شناس»، «پرانگیزه»، «وفادار به اسلام، مردم، انقلاب و کشور»، «سرسخت در مقابل دشمنان» و «دل نبسته به دنیا و مطامع مالی» برگزیده شوند. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای خاطرنشان کردند: مردم باید در انتخاب نمایندگان بسیار مراقبت کنند زیرا ما در همین دوره انقلاب، نمایندگانی در مجلس داشتیم که اکنون نوکر و کُلفَت امریکا و دشمنان ایران هستند. ایشان همچنین درباره حضور جوانان و افراد با تجربه در مجلس گفتند: مجلس باید یک ترکیب متناسبی از جوانان و افراد مجرب، دانا و راه بلد باشد. جوان‌گرایی یک ضرورت قطعی برای کشور است و کُنشگر اصلی و پیشران حرکت رو به جلو جوانان هستند اما تکیه بر جوانان به معنای چشم پوشی از افراد با تجربه نیست. رهبر انقلاب اسلامی، سابقه دلبستگی به دشمنان و انفعال در برابر آنها را یک نکته منفی برشمردند و تأکید کردند: ملت ایران دارای روحیه اعتماد به نفس ملی است و بسیاری از اندیشمندان و سیاسیون جهان نیز ملت ایران را رشید و بزرگ و نیرومند و نترس توصیف می‌کنند، بنابراین کسی که قدرت ایستادگی و اعتماد به نفس، در برابر دشمنان را ندارد، برای نمایندگی ملت ایران مناسب نیست. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای همچنین اهمیت بالای انتخابات میان دوره‌ای مجلس خبرگان را یادآور شدند و افزودند: وظیفه مجلس خبرگان بسیار مهم است و نباید انتخابات میان دوره‌ای مجلس خبرگان در برخی شهرها به حاشیه برود. ایشان تأکید کردند: همه کسانی که دوستدار اسلام، انقلاب، نظام اسلامی و ایران هستند باید در انتخابات شرکت کنند و انتخاب خوب و درست انجام دهند. رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به گزارشی مبنی بر پرداخت مبالغ زیادی دلار نفتی از جانب یکی از کشورهای عَنود منطقه به یکی از رسانه های انگلیسی فارسی‌زبان برای منصرف کردن مردم ایران از گرایش به افراد انقلابی در انتخابات، افزودند: این گزارش نشان می‌دهد کیفیت و چگونگی انتخاب تا چه حد مهم است. ایشان انتخابات را میدان امتحان الهی دانستند و ابراز امیدواری کردند ملت ایران در این امتحان، سربلند بیرون بیاید. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در بخش دیگری از سخنانشان درباره یاوه‌گویی‌های اخیر مقام‌های آمریکایی درباره ایران و انتخابات، گفتند: بخشی از اظهارات این احمق‌های درجه‌یک برای تأثیرگذاری در انتخابات و با هدف مأیوس کردن مردم از صندوق رأی است اما بخش دیگری از آن، ناشی از انفعال است. رهبر انقلاب اسلامی انفعال آمریکایی‌ها را نتیجه اثرات معکوس ترور سردار سلیمانی دانستند و خاطرنشان کردند: در این قضیه رئیس‌جمهور آمریکا و اطرافیان او منفعل و متوجه شدند کارشان حساب‌نشده بود چرا که هم در داخل آمریکا و هم در دنیا به شدت به آنها حمله شد. ایشان افزودند: آمریکا می‌خواست با ترور سردار عزیز ما که تأثیرات عمیقی در منطقه داشت، بر منطقه مسلط شود اما ماجرا بر عکس شد و راهپیمایی بزرگ ضدآمریکایی در بغداد، مسائل سوریه  و حلب و قضایای دیگر منطقه، درست نقطه مقابل خواست آنها را رقم زد، بنابراین یک هدف از یاوه‌گویی‌ها اخیر آنها، جبران این انفعال است. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای شهادت سردار سلیمانی را یک فقدان تلخ خواندند و گفتند: شهید سلیمانی حقیقتاً بسیار خوب، مفید و تحسین‌برانگیز بود اما در این حادثه غلبه با لطف الهی بود زیرا آن بزرگوار به هر دو حُسن «پیروزی» و «شهادت» دست یافت، چرا که در این سالها در منطقه، پیروزِ میدان سلیمانی بود و مغلوب میدان، آمریکا و عوامل آن، و در نهایت به فوز شهادت هم رسید. رهبر انقلاب اسلامی، اجتماعات بی‌نظیر و دهها میلیونی مردم در تشییع شهید سلیمانی را از برکات الهی و نشان‌دهنده عظمت، اتحاد، حضور، قدرشناسی و بصیرت ملت ایران دانستند و با اشاره به همدردی بسیاری از ملتها با مردم ایران در این قضیه افزودند: در یکی از کشورها هزار مجلس به یاد شهید سلیمانی برگزار شد که این واقعیت‌های شوق‌انگیز نشانه عمق راهبردی نظام اسلامی است، بنابراین باطن این قضیه برخلاف ظاهر بسیار تلخ آن، برای جبهه حق سراسر پیروزی است. ایشان با یادآوری تعبیر امام بزرگوار از درگذشت فرزند فاضل و برجسته خود مرحوم حاج‌آقا مصطفی به «الطاف خفیه الهی» خاطرنشان کردند: آن‌زمان کسی متوجه مفهوم تعبیر امام نشد اما پس از حرکت مردم ایران و عکس‌العمل دربار و حوادث قم و تبریز و آغاز حرکت عمومی ملت که به سقوط حکومت طاغوت منجر شد، مفهوم آن مشخص شد، همچنانکه در حادثه تلخ شهادت سردار سلیمانی نیز دشمن تصور کرد ضربه ای زده است اما باطن قضیه، پیروزی و شکست دشمن خبیث است. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با تأکید بر اینکه دشمن نه فقط در این ماجرا بلکه در یک نبرد ۴۰ ساله دائماً از ملت ایران ضربه و شکست خورده است، افزودند: آمریکایی‌ها در این ۴۰ سال همه سلاحهای سیاسی، نظامی، امنیتی، اقتصادی، فرهنگی، رسانه‌ای و هر اقدام ممکن را برای ساقط کردن نظام اسلامی به‌کار گرفتند اما نظام اسلامی نه تنها ساقط نشد بلکه هزار برابر قوی‌تر و در مقابل، آمریکا ضعیف‌تر از قبل شده است. رهبر انقلاب اسلامی در تبیین ضعف روزافزون امریکا، ظاهر فعلی آن را بزک کرده خواندند و افزودند: امروز آمریکا با ۲۲ هزار میلیارد دلار بدهی، مقروض‌ترین دولتهای دنیا است و اختلاف طبقاتی در این کشور، وحشتناک و از همیشه بیشتر است. ایشان با اشاره به نمونه‌هایی از مشکلات عمیق آمریکا از زبان یکی از سناتورهای برجسته این کشور گفتند: این سیاستمدار آمریکایی می‌گوید در دولت ترامپ به ثروت پنج تن از ثروتمندترین‌های آمریکا بیش از صد میلیارد دلار اضافه شده و ثروت سه نفر از آنها به اندازه نیمی از جمعیت آمریکا است. ۸۰درصد کارگران فقیرند و حقوقشان کفاف زندگی آنها را نمی‌دهد. از هر پنج آمریکایی تنها یک نفر توان خرید داروهای تجویز شده‌اش را دارد و فاصله ثروت سفیدپوستان و سیاه‌پوستان آمریکایی در ۵۰ سال گذشته سه برابر شده است. رهبر انقلاب اسلامی در ادامه نقل قول از این مقام امریکایی افزودند: رئیس جمهور امریکا می‌گوید اوضاع در دوران وی بهتر شده، بله، اما نه برای مردم بلکه برای میلیاردرها و به قول یکی از رؤسای جمهور سابق آمریکا، «آمریکا حکومت یک طبقه خاص بدون خالت مردم و با رشوه‌خواری سیاسیِ نامحدود» است. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به آمارها و واقعیت‌های تکان‌دهنده از تبعیض، فاصله طبقاتی فقر و جنایت در آمریکا که مانند خوره به جان این کشور افتاده است، تأکید کردند: همچنانکه شکوه و جلال کشتی معروف تایتانیک مانع از غرق شدن آن نشد، تلاش برای آرایش ظاهر آمریکا و شکوه و جلال آن نیز مانع از غرق شدنش نیست و آمریکا غرق خواهد شد. رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر اینکه جمهوری اسلامی با هیچ ملت و نژادی مخالف نیست بلکه با استکبار، ظلم و طغیان علیه ارزشهای انسانی مخالف است، گفتند: امروز قله طغیان و استکبار، آمریکایی است که در دست ثروتمندان و کمپانی‌دارهای صهیونیست می‌چرخد و در دنیا نیز منفور است. ایشان  افزودند: آمریکا در کشورهای اطراف ما دهها پایگاه نظامی دارد اما اگر روزی مسئله‌ای پیش بیاید، این پایگاهها نه به درد آمریکا خواهد خورد و نه به درد آنها که پولشان را به آمریکا می‌دهند و چشم امید به آن دارند، چرا که استکبار آمریکایی در حال فرو ریختن است. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با تأکید بر لزوم حفظ حرکت پر شتاب نظام اسلامی به سمت اهداف والا، وجود جوانان را برای ادامه این حرکت امیدبخش خواندند و خطاب به آنان گفتند: جوانان عزیز خود را از لحاظ علمی، عملی، تجربی و ایمانی آماده کنید چراکه فردای این کشور در دستان شماست و باید بتوانید این مملکت را به اوج برسانید که ان‌شاءالله این کار را خواهید کرد. رهبر انقلاب اسلامی در بخش دیگری از سخنانشان با اشاره به نقش تأثیرگذار مردم آذربایجان و تبریز در حوادث تاریخی و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، گفتند: مردم آذربایجان همواره در مقاطع و حوادث مختلف جلودار بوده اند که نمونه های آن را می توان حرکت ۲۹ بهمن سال ۵۶، دوران دفاع مقدس، فتنه سال ۸۸، اجتماع عظیم در تجلیل از سردار سلیمانی و در راهپیمایی امسال ۲۲ بهمن دید که با وجود بارش شدید برف، مردم حضور پرشوری داشتند. پیش از سخنان رهبر انقلاب اسلامی، حجت الاسلام والمسلمین آل هاشم نماینده ولی فقیه در استان آذربایجان شرقی و امام جمعه تبریز، لحظه شناسی و اقدام به هنگام در میادین دفاع از انقلاب را از خصوصیات برجسته مردم تبریز خواند و با بیان گزارشی از اقدامات انجام شده در زمینه استفاده از ظرفیت های جوانان در گام دوم انقلاب گفت: در مقابل جنگ شناختی دشمن که امید و باورهای جوانان را هدف گرفته است، معتقدیم مساجد به‌عنوان خاستگاه اصلی نیروهای انقلاب باید مرکز طراحی، اندیشه ورزی و فعالیت باشند.

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11534
زمان انتشار: 18 فوریه 2020
|
جلسات خانواده آسمانی و شرح زیارت جامعه کبیره

جلسات خانواده آسمانی و شرح زیارت جامعه کبیره

جلسه خانواده آسمانی ساعت 16:30-17:30 و شرح زیارت جامعه کبیره بعد از نماز مغرب و عشاء پنجشنبه 98/12/01 در حسینیه قرائت قرآن (اثنی عشری) برگزار می‌گردد.

این جلسات به صورت زنده از صفحه استاد محمد شجاعی در اینستاگرام پخش می گردد. نشانی: شهر ری، خیابان قم، انتهای خیابان آستانه، محوطه پارکینگ حرم، حسینیه قرائت قرآن (أثنی عشری) آرشیو مباحث استاد شجاعی فروشگاه آنلاین با محصولات ناب

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed