www.montazer.ir
سه‌شنبه 2 ژوئن 2026
شناسه مطلب: 600
زمان انتشار: 23 اکتبر 2014
| |
رشد و قدرت ، جلسه 9

رشد و قدرت ، جلسه 9

1. یکی از دلایل سختی‌ها و بلاها در زندگی انسان این است که خداوند برای دوستانش سختی‌ها را مایه پاک شدن نفس آنها و آمرزش گناهان قرار داده است. 2. همه انسانها دو مرحله حیات دنیا و حیات آخرت و ابدیت (وفات، حیات برزخی، قیامت، حیات ابدی بعد از قیامت) را دارند. 3. گاهی افراد با هوشیاری سختی‌ها را در دنیا می‌پذیرند و لذات خود را در آخرت بالا می‌برند. 4. دنیا قوه بالایی دارد مثل دوران رحمی. رابطه دنیا با آخرت مثل رابطه رحم مادر با دنیاست، در رحم قوه بسیاربسیار زیاد است یعنی در 9 ماه معادل یک عمر دنیا بدن ساخته می‌شود. 5. عمر دنیا سازنده همه چهار مرحله ابدیت است، تمام مراحل زندگی ابدی بعد از قیامت که 50 هزار سال است و حیات ابدی بعد از قیامت همگی به کیفیت گذران دنیا مربوط است. 6. در دنیا بلایی که شما در 5 دقیقه تحمل می‌کنید وقتی در آخرت می‌رود لذت معادل میلیونها سال می‌آورد چون آنجا فعلیت است و اینجا قوه زیادی دارد. 7. وقتی انسان با خدا رابطه خوبی برقرار کند خداوند چون نمی‌خواهد در حیات ابدی این بنده دچار عذاب و سختی شود، در همین دنیا برایش بلا می‌آورد. 8. در روایت داریم: مؤمن نسبت به کافر حسود است یعنی چشم ندارد ببنید که یک کافر زندگی خوشی دارد. 9. بدبخت زمانی می‌گوییم که در اصل حیاتش دچار بدبختی‌ها و سختی‌ها و مشکلات باشد. شما هیچ‌وقت یک دردسر موقت را برای رسیدن به یک آرامش طولانی را بدبختی نمی‌دانید. 10. وقتی می‌خواهی خودت را معنا کنی، وقتی نگاه ابدی را از دست بدهی تمام شعورت را از دست می‌دهی یعنی همه چیز را اشتباه می‌فهمی. 11. پیامبر «صلی‌الله علیه و آله و سلم» فرمودند: خداوند از آدم‌هایی که شیطان صفت هستند و بلا نمی‌بینند در مال و بدنش (خدا) از او بدش می‌آید و او را دشمن می‌دارد. 12. سختی‌هایی که می‌بینیم خیلی ما را برای حیات برزخ آماده می‌کند یکی از آنها این است که اگر من سختی دیدم در میدان آزمایش عشق الهی بتوانم بهانه نگیرم و رابطه‌ام را با خدا خراب نکنم. 13. خداوند می‌فرماید: اگر مؤمن حسودی نمی‌کرد من ناودان خانه کفار را هم طلا می‌کردم یعنی این لذت‌ها در مقابل ابدیت چیزی نیست. 14. امام زین‌العابدین «علیه‌السلام» فرمودند: من بدم می‌آید یک شخص در دنیا عافیت داشته باشد و چیزی از مصائب به او نرسد. 15. حضرت می‌فرماید: من دوست ندارم شما سختی نکشید چون اگر کسی سختی نکشد علامت این است که سختی‌هایش مانده برای آخرت. 16. اگر یک عده فاجر و فاسق را می‌بینم که اینها دارند خوش می‌گذرانند اصلاً نباید خودمان را با آنها مقایسه کنیم. آنها تصمیم گرفتند بهره‌شان را از ابدیت همین جا ببرند خدا هم به آنها می‌دهد.  

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 582
زمان انتشار: 21 اکتبر 2014
| |
رشد و قدرت ، جلسه 8

رشد و قدرت ، جلسه 8

1. به هر مقدار که ایمان انسان بالاتر می‌رود و به خداوند تبارک و تعالی نزدیکتر می‌شود، بلای او هم بیشتر می‌شود. 2. انسان هرقدر پیش خدا عزیزتر شود، جنبه حیوانی و اموراتی که مربوط به کمالات نباتی و حیوانی انسان است، آسیب می‌بیند و این لازمه یک تقرب است. 3. وقتی که تقرب پیدا می‌کنیم، خداوند دارد ما را به سمت خودش می‌کشد، یعنی ما را از چسبندگی‌ها و قبر طبیعت و قبر کمالات جمادی، نباتی و حیوانی زجرآور است.انسان باید از تعلقاتش دل بکند تا کم‌کم شبیه خدا شود. 4. قرار است که موجودی به نام انسان تشبه به حق تعالی پیدا کند، یعنی خود ضعیف فطری انسان قرار است قدرتمند شود، این خیلی طبیعی است که سختی‌هایی به او وارد شود تا رشد کند. 5. هنگامی که دانه درون زمین شکاف برمی‌دارد به سختی از زمین بیرون می‌آید و این فشار را تحمل می‌کند تا به بالا برسد و تبدیل به یک گل زیبا و ... می‌شود. 6. یخرجهم من الظلمات الی النور؛ خروج از تاریکی با درد و سختی همراه است. 7. (لیس للانسان الا ما سعی)؛ چیزی که مال انسان است، نتیجه سعی و تلاش خودش است. 8. در تمام سختی‌ها و مصائبی که در زندگی تحمل می‌کنید، هیچ‌وقت خود حقیقی شما آسیب نمی‌بیند. طبیعت اذیت می‌شود و فطرت لذت می‌برد. 9. در عبادات و وظایف شرعی «من» حقیقی از نماز خواندن و روزه گرفتن و شب‌بیداری لذت می‌برد و «من» طبیعی اذیت می‌شود. 10. وقتی که انسان من حقیقی‌اش را بشناسد، هرچه فشار به من طبیعی‌اش می‌آید می‌فهمد که برای من حقیقی‌اش خوب است. 11. یکی از دلایل به وجود آمدن بلا و مصیبت این است که خداوند تبارک و تعالی به وسیله گناهان انسان را پاک می‌کند. 12. درد در واقع یک سیستم اعلام خطر است. اگر بیماری برای انسان پیش بیاید ولی بدن درد نداشته باشد، بیماری و عفونت تمام بدن را فرا می‌گیرد. i. امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» فرمودند: خدا را شکر که پاک شدن گناهان شیعیان ما را در دنیا به رنج‌ها و گرفتاری‌های آنها قرار داده است تا اینکه با این محنت و سختی‌ها، طاعت‌های آنها سالم بماند و از بین نرود. 13. مشکل ما این است که فکر می‌کنیم خودمان را بیشتر از خدا دوست داریم. هیچ‌وقت محبت من به خودم بیشتر از محبت خدا به من نیست. 14. انسان عجله دارد، یعنی خود طبیعی‌اش را می‌بیند (از تولد تا مرگ) به همین دلیل می‌خواهد همه خیرات در دنیا به او برسد و سختی نبیند. 15. اگر انسان خودش را درست و به بلندای ابدیت معنا کند، هیچ‌وقت مصائب و بلاها را دلیل بد بودن و نعوذبالله ظلم خدا نمی‌داند. 16. خداوند می‌فرماید: هر بلایی که در دنیا سر انسان می‌آید، حتماً بعداً از خدا تشکر می‌کند. 17. آدم عجول و راحت‌طلب است که از درد و سختی بدش می‌آید، تنبلی و تن‌پروری در طبع آدمی وجود دارد. به محض اینکه به سختی و درد دچار می‌شود، به خدا گله می‌کند ولی خداوند توجه نمی‌کند، چون می‌داند که صلاح بنده‌اش است. 18. امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» فرمودند: خداوند هیچ بنده مؤمنی را در این دنیا عقاب نمی‌کند، مگر اینکه خداوند حلیم‌تر، مجیدتر و امیدوارتر، کریم‌تر از این است که او را دوباره در قیامت عقاب کند. 19. خوشا به حال کسی که در دنیا به او عقاب برسد. خیلی خطرناک است که انسان گناه کند و در دنیا عقاب نبیند. 20. خداوند از بعضی‌ها آن‌قدر بدش می‌آید که اگر گناه کنند، بیشتر به آنها لذت و نعمت می‌دهد. 21. خیلی زیباست که انسان سیستمی داشته باشد که به محض اینکه آلودگی و گناه می‌آید، آن را از روح خود خارج کند و نگه ندارد. 22. امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» می‌فرمایند: جزء یکی از شرایط توبه این است که اگر تو لذت حرامی بردی به خودت سختی بدهی، حد زدن و تنبیه کردن برای پاک شدن انسان است. 23. امام باقر «علیه‌السلام» می‌فرمایند: جزء یکی از شرایط توبه این است که اگر تو لذت حرامی بردی به خودت سختی بدهی. حد زدن و تنبیه کردن برای پاک شدن انسان است. 24. امام باقر «علیه‌السلام» فرمودند: اگر خداوند بخواهد بنده‌ای را عزیز کند، اما گناه هم داشت باشد، او را مریض می‌کند و یا به فقر مبتلا می‌کند، اگر این کار را نکرد موقع مردن به او سخت می‌گیرد. 25. در روایت داریم: سهم مؤمن از آتش جهنم، تب است. تب هم بدن را می‌سوزاند و هم درون را. مثل آتش جهنم که علاوه بر اینکه جسم را می‌سوزاند، روح را هم می‌سوزاند. 26. در حدیث داریم: لعنت بر بدنی که هر 40 روز یکبار بیمار نشود و آسیبی نبیند. 27. بدن سالم تا مریض شود، عکس‌العمل نشان می‌دهد. مثل پارچه سفید که به محض اینکه لکه‌ای روی آن بیفتد مشخص می‌شود. ولی بدن‌های آلوده در اثر بیماری ممکن است عکس‌العمل نشان ندهند و بعد از مدتی که شخص متوجه می‌شود، آلودگی و عفونت تمام بدنش را فرا گرفته است. 28. پیامبر «صلی‌الله علیه و آله و سلم» فرمودند: پناه بر خدا اگر بخواهد بنده‌ای را خوار و ذلیل و پست کند ولی آن بنده در نزد خدا کار خیری هم انجام داده، خداوند به او بدن سالمی می‌دهد و دیگر درد هم احساس نمی‌کند. مال فراوان می‌هد آن‌قدر که از یاد خدا غافل می‌شود. 29. در روایت داریم که خداوند فرمودند: اگر مؤمنین حسودی نمی‌کردند به کفار آن‌قدر مال و ثروت می‌دادم که ناودان خانه‌شان را طلا کنند. 30. دردهای دنیا نصیب آدم حسابی‌ها می‌شود. 31. خداوند در مورد بعضی گناهکاران می‌فرماید: از سهم بلا در دنیا زیاد به آنها نمی‌دهیم و نمی‌گذاریم در دنیا خیلی اذیت شوند، حجم گناهانشان خیلی بزرگتر از آن است که با بلا از بین برود. 32. بلاهای دنیا فقط می‌تواند حجم گناهان کم را از بین ببرد. 33. بداخلاقی‌هایی که دیگران در حق ما می‌کنند، اگر خودمان مسبب آن نباشیم، کفاره گناهان است و اجر دارد. 34. گاهی در دعاها، چیزی را از خدا می‌خواهیم که برای ما بلا و مصیبت است و صلاح ما نیست. 35. بلا دلایل مختلفی دارد، یکی از دلایل آن تقرب به خداست. 36. بلا و مصیبت فقط کفاره گناه مؤمنین نیست، بلکه برای رشد و درجه مؤمن است. 37. ما باید تلاش کنیم که زندگی خوبی داشته باشیم و اگر در این مسیر بلایی آمد، رابطه‌مان را با خدا خراب نکنیم. 38. خداوند بعضی از افراد که دچار غفلت و گناه شده‌اند، به بلا و مصیبت دچار می‌کند تا توبه کنند.  

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 580
زمان انتشار: 21 اکتبر 2014
| |
رشد و قدرت ، جلسه 7

رشد و قدرت ، جلسه 7

1. آگاهی نداشتن از باطن سختی‌ها سبب می‌گردد انسان نتواند سختی‌ها را تحمل نماید و آنچه در سختی‌ها به انسان آرامش می‌دهد معرفت است. 2. سختی ملازمه رشد حقیقی زندگی انسان است و وجود بلاها و موانع در زندگی انسان سبب رشد حقیقی انسان می‌گردد. 3. در مسیر عشق و محبت به حضرت حق؛ لازمه رشد این است كه انسان به چیزی كه دوست ندارد مبتلا گردد و زمینه فداكاری برای معشوق و محبوب را داشته باشد. 4. اساساً انسان در مقوله عشق نیازمند بلا، سختی و امتحان است و عاشق دوست دارد تا معشوق از او چیزی را طلب كند. 5. نظام أحسن فراهم شدن زمینه برای افرادی است كه می‌خواهند عشق خود را به حضرت حق ثابت كنند. 6. براساس این نظام كسی كه عاشق‌تر است زمینه‌‌های بیشتری برای اثبات عشق خود باید داشته باشد و به امتحانات بیشتری دچار گردد تا عمق و حقیقت عشق خود را به معشوق خویش ثابت نماید. 7. پیامبر اكرم «صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم» فرمود: تفریح امت من جهاد است. 8. انسان هرچه قوی‌تر شود نیاز به میدان قوی‌تر و وسیع‌تری بر اوج گرفتن دارد، امتحانات سخت‌تر برای رشد كردن است. 9. قاعده نظام خلقت این است كه هیچ چیز بدون سختی به دست نمی‌آید. 10. شباهت ما به انبیاء به میزانی است كه می‌توانیم در مقابل امتحانات طوری رفتار كنیم كه رابطه‌مان با خداوند خراب نگردد و نشاط ایمانی و معنوی و نشاط زندگی‌مان از بین نرود. 11. در قاعده عشق عاشق هركاری برای معشوق می‌كند به رخ او نمی‌كشد و می‌خواهد معشوق آن را بپذیرد و خوشحال گردد. 12. امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» فرمودند: بلا برای مؤمن با تقوا سریع‌تر از باریدن باران به سمت زمین می‌بارد. 13. می‌فرمایند: انسان اگر سه چیز را نداشته باشد اعمالش برای او باقی نمی‌ماند: حوصله، سعه‌صدر و حلم. 14. معرفت انسان را به یقین می‌رساند به شرطی كه همراه با عمل باشد.  

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 579
زمان انتشار: 21 اکتبر 2014
| |
رشد و قدرت ، جلسه 6

رشد و قدرت ، جلسه 6

1. انسان برای حركت موفق و قوی در راه سعادت دنیا و آخرت باید قوای درونی خویش را شكوفا سازد و حركت در این مسیر حركتی ریاضی است زیرا ما می‌دانیم سعادت در چیست و باید به چه تبدیل شویم. 2. تكرار امتحانات و آزمایش‌ها و بلاها سبب می‌گردد انسان اطلاعات و اخبار بیشتری از خود به دست آورد و جایگاه خویش را در مسیر حركت ابدی بداند و نسبت به روشهایی كه در آینده برای زندگی خود باید در پیش بگیرد آگاه گردد. 3. امتحان سبب می‌گردد انسان توقع بی‌جا، ادعای بی‌مورد نداشته باشد و توجه به امتحانات دیگران درسهای آموزنده‌ای به انسان می‌دهد. 4. در آیه 2 سوره ملك آمده است: خدا كسی است كه مرگ و موت و حیات را آفریده تا اینكه شما را آزمایش نماید كه كدام‌یك از شما بهتر عمل می‌نماید. 5. موت و حیات هردو مخلوق خداوند هستند و انسانها به وسیله آن دو آزمایش می‌شوند. 6. موت یك عملیات و یك انتقال از دنیا به آخرت است. 7. حقیقت موت؛ حیات است و یك مرحله انتقال. 8. برای فهم اینكه ما در محضر خدا هستیم نیاز است بدانیم رابطه ما با خداوند چگونه است. 9. رابطه ما با خداوند همانند رابطه خودمان با خودمان است بلكه شدیتر و قوی‌تر. 10. ما نزد خودمان حاضر هستیم و چیزی را نمی‌توانیم از خودمان پنهان كنیم و نسبت به ذات خود علم حضوری داریم. 11. حضور ما در محضر خداوند شدیدتر و قوی‌تر و آشكارتر از آن چیزی است كه در نزد خودمان به آن واقف هستیم. 12. امتحان نیاز انسان است به اینكه بفهمد كیست؟ چقدر ارزش و قیمت دارد؟ و چه توانایی‌هایی را كسب كرده است. 13. رفتار در آخرت براساس نوع و میزان كسب انسان با او صورت می‌گیرد. 14. كسب انسان اگر خوب بوده باشد هنگام انجام وظیفه و در ورطه عمل خوب انجام وظیفه می‌نماید. 15. كسی كه گذشته را خوب بشناسد آینده را خوب می‌شناسد و می‌تواند و خوب تشخیص دهد و خوب تخمین بزند. 16. فرمولهای طبیعت و فطرت در طول زمانها تغییر نمی‌كند، خطا نمی‌كند و مثل هم هستند. 17. فطرت و طبیعت انسانها معصوم هستند و معصوم عمل می‌كنند.

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 578
زمان انتشار: 21 اکتبر 2014
| |
رشد و قدرت ، جلسه 5

رشد و قدرت ، جلسه 5

1. برخی از آیات الهی (آیات 108 و 168 سوره اعراف - آیه 35، سوره انبیاء - آیه 31، سوره محمد) درباره فلسفه سختی‌ها و بلاها می‌باشد و اینكه خداوند انسان را با حسنات و سیئات و هم با خیر و شر امتحان می‌نماید. 2. در قرآن خداوند تبارك و تعالی می‌فرمایند: ما شما را می‌آزماییم تا مجاهدان و صابرانتان و اخبار و تاریخ شما را معلوم كنیم. 3. آیه 155 سوره بقره در رابطه با آزمایش است، كلمه (لنبلونّكُم) دارای سه تأكید است. معنای آیه بر اساس این تأكیدها اینگونه است حتماً حتماً حتماً شما را به چیزی از ترس و گرسنگی و زیان مالی و جانی و كاهش محصولات می‌آزماییم و بشارت ده به صابرین. 4. قدرتها، تواناییها و استعدادها با تضاد شكوفا می‌شود. 5. در تضاد اشیاء و تضاد روح است كه قدرت توانایی ایجاد می‌گردد. 6. اختلافات و تضادها سبب می‌شود انسان در محیط‌های مختلف روح و حقیقتش قدرتمند شود. 7. خلقت انسانها با وجود تضادها در عالم است كه معنا می‌یابد و وجود تضادها در عالم سبب زیبایی عالم می‌گردد. 8. گاه انسان به وسیله ازدیاد مال، نقصان مال یا از دست دادن مال امتحان می‌شود. 9. گاهی اوقات انسان به وسیله افراد فقیری كه اطرافش زندگی می‌كنند و یا با آسیب مالی كه اطرافیان به انسان می‌رسانند آزمایش می‌شود. 10. آزمایش در جان به وسیله ترس جهاد صورت می‌گیرد. 11. آزمایش در شنیدن به وسیله حرفهای آزار دهنده دشمنان طبیعت‌گراها، فاسقان، گناهكاران و معصیت‌كاران صورت می‌گیرد و اگر انسان این آزارها و اذیت‌ها را تحمل نماید و از حد خود خارج نشود به بالاترین مراتب حیات و ایمان می‌رسد. 12. مسخره شدن كفاره گناهان است، مسخره شدن درجات عالی از مقامات انسانی را به انسان می‌دهد. 13. ممكن است انسان با بدست آوردن پیروزی دچار غرور شود و از راه حق منحرف گردد، پیروزی و موفقیت‌هایی كه سر راه انسان قرار می‌گیرد امتحان الهی است. 14. آیه 7 سوره كهف: ما در روی زمین هرچه را قرار دادیم زینتی برای زمین است تا امتحانشان كنیم كه كدام یك از ایشان بهتر عمل می‌كنند. 15. صرف‌نظر كردن از زینت‌ها و آنچه كه فریب دهنده و تحریك كننده سبب می‌گردد موقعیت رشد و تعالی را خداوند برای انسان قرار دهد. 16. گاه خداوند انسان را از طریق آبرو مورد امتحان قرار می‌دهد، این امتحان از سخت‌ترین امتحانات است كه اگر انسان به این امتحان دچار گردد خداوند درجات بالاتری و عزت بیشتری را در آخرت به انسان خواهد داد.

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 576
زمان انتشار: 21 اکتبر 2014
| |
رشد و قدرت ، جلسه 3

رشد و قدرت ، جلسه 3

1. هر چه معرفت و آگاهی شخص بیشتر شود قدرت روحی و مقاومتش هم بیشتر می شود 2. در قران کرییم از قول حضرت خضر آمده "کیف تصبر علی ما لک تحط به خبرا" تو چگونه می توانی نسبت به چیزی که آگاهی نداری و متوجه نیستی , صبر داشته باشی . 3. وقتی نسبت به مسئله ای آگاهی نداشته باشید نمی توانید به آن صبر داشته باشید 4. پیامبر (ص) فرمودند هر کس بلا را خوب بشناسد می تواند بر آن صبر داشته باشد و هرکس بلا را نشناسد ان را انکار می کند در حالی که ممکن است آن بلا رای او خیر باشد 5. امام صادق (ع) می فرماید: لیس للعبد قبض و لا بسط مما امر الله عونها عنه الا من الله منه ابتلاه و قضا" برای بنده هیچ هیچ گرفتاری و گشایشی از دستورات خدا یا نواحی نیست مگر اینکه از جانب خدا در آن حکم, قبض و بسط آ ازمایش و حکم است 6. امتیاز پس از امتحان داده می شود. حضرت ابراهیم ع وقتی توانست به مقام امامت برسد که از قربانی کردن فرزندش سربلند بیرون آمد 7. میزان تقرب انسانها به میزان امتحان و ازمایش انهاست و به میزان احکامی است که رعایت میکند 8. در قران کریم امده است و بلونهم بالحسنت و السیئات لعلهم ترجعون" ما انسانها را با خوبی ها و بدی ها امتحان می کنیم شاید بر گردند.اعراف /168 9. تب تنهاحرارت شبیه به جهنم است چون سوزش درونی دارد گویی روح انسان به اتش کشیده شده است 10. در قرآن کریم آمده : کل النفس ذائقه الموت و نبلونکم بالشر و الخیر فتنه و الینا ترجعون" هر نفسی موت را می چشد حتما شما را با خیر و شر می آزماییم و به سوی من بازمی گردید .انبیا/35 11. زیبایی بلا در این است که انسان عبرت بگیرد و درست زندگی کند 12. قران کریم می فرماید: ولنبلونکم حتی نعلم المجهدین منکم و الصابرین ونبلو اخبارکم" شما را حتما امتحان می کنیم تا صابرین و مجاهدین شما مشخص شود 13. در قران کریم آمده است: انا جعلنا ما علی الارض زینه لها لنبلونکم ایهم احسن عملا "ما همه چیز را بر روی زمین چشمک زن و جذاب قرار دادیم که شما را مورد امتحان قرار دهیم.ص6 14. در روایت آمده است که هیچ کس کسی را سرزنش نمی کند مگر اینکه خدا قبل از مردن او را به همان بدبختی دچار کند. 15. خدا در قران کریم می فرماید: والنلونکم بشیء من الخوف والجوع و نقص من الاموال و الانفس و الثمرات و بشر الصابرین" شما را به سختیهایی از قبیل ترس و گرسنگی و نقصان اموال و نفوس زراعتتان امتحان می کنیم صابرین را بشارت ده.  

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 574
زمان انتشار: 21 اکتبر 2014
| |
رشد و قدرت ، جلسه 2

رشد و قدرت ، جلسه 2

1. حقیقت انسان عبارت است از نفخه خداوند. 2. باید توجه داشته باشیم كه یك مسافر هستیم و حال كه روی زمین هستیم یك سلسله شئونی را پیدا كردیم كه مربوط به زمین است. 3. چون انسان در دنیا با امور محدود كمالات روبه‌رو است، اینجا دلتنگ وطن خویش می‌شود. 4. نفخه‌ای از خداوند در وجود ما هست كه باید روز به روز كامل‌تر شود و زمینی بودن مانع آن است. 5. هر رشدی در تضاد امكان‌پذیر است. 6. انسان باید نقش‌های خود را به‌گونه‌ای ایفا كند كه نتیجه به نفع رشد و تعالی ما باشد. 7. مهم این است كه انسان در مختصات وجودی‌اش بتواند نقش خود را خوب بازی كند. 8. در عالمی كه همه چیزش اندازه دارد، نمی‌توان بی‌حساب و كتاب زندگی كرد. 9. اگر كسی بخواهد برخلاف ریاضیاتی كه خدا خلق كرده قدم بردارد، به نتیجه‌ای كه خودش می‌خواهد نمی‌رسد. 10. قَدَر به معنای اندازه و قضا به معنای حكم است. 11. انسان نمی‌تواند در ریاضیات عالم دست ببرد. 12. مقدار زیادی از مصائبی كه بر سر بشر می‌آید به دلیل رعایت نكردن ریاضیات عالم است. 13. كلید همه بدی‌ها در دو چیز است: تنبلی و بی‌حوصلگی. 14. آسیه از فرعون بهترین استفاده را کرد . 15. اگر با تنبلی و كسالت با فرمول‌های زندگی برخورد كنیم، محروم می‌شویم. 16. قسمت، همان قضا است.  

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 573
زمان انتشار: 21 اکتبر 2014
| |
رشد و قدرت ، جلسه 1

رشد و قدرت ، جلسه 1

1. گاهی اوقات در یک شهر، روستا یا کشور مردم گرفتاری دارند. گاهی اوقات مصائبی هست که جهانی است و همه مردم جهان به این مصائب دچار هستند. 2. بعضی وقت‌ها خود ما در پیدایش بلاها و سختی و مصائب نقش داریم که این نقش گاهی مثبت و گاهی منفی است. 3. منشأ بلاها و سختی‌هایی که در زندگی به آن دچار می‌شویم با یک نگاه مختلف است. گاهی خودمان هستیم، گاهی دیگران و گاهی اوقات خود خداوند تبارک و تعالی است. 4. اگر دیگران هم در حق ما ظلمی کرده باشند و مشکلی در ارتباط با دیگران ایجاد شده باشد باز هم به سراغ خدا می‌رویم. 5. توجه به نوع رابطه خداوند تبارک و تعالی با ما، خودش ما را در فهم فلسفه بلاها و مصائب و نحوه برخورد با آنها خیلی عمیق و قدرتمند می‌کند. 6. فقط افرادی که کمبود دارند و ضعیف هستند، نیازمند ظلم به دیگران می‌شوند که با آن ظلم بتوانند خلائی را در خودشان جبران کنند، خداوند خلائی ندارد، خداوند صمد و مطلق است. 7. اگر چیزی به اسم رأفت، رحمت، مهربانی، عشق، دوست داشتن و خوبی کردن را می‌شناسید یا دارید همه اینها تجلی خداست. 8. محبت‌هایی که به ما می‌شود چه از طریق حیوانات و چه از طریق انسانها همه، چکیده‌ قطره‌ای از دریای بی‌پایان محبت خداوند است. 9. ما در طول عمر خود هزاران بار دست نوازشگر خداوند را در وجودمان احساس کردیم. از طریق موجوداتی که با ما در ارتباط بودند. بنابراین نه تنها ظلم نمی‌کند بلکه نسبت به بندگان خود بسیاربسیار مهربان است. 10. ما باید یک طرف قضیه را برای خود حل کنیم. آن طرف خدایی داریم که صاحب این عالم است، رب‌العالمین است، یعنی مالک و مدبر این عالم است که در پناه او و در نزدیکی با او شاد و آرام و خوشبخت هستیم. 11. گاهی رابطه انسان با خدا خراب می‌شود به خصوص در مورد مصائب و مشکلاتی که نمی‌توانیم برای آن یک ریشه درست و حسابی پیدا کنیم و مردم معمولاً در این گونه موارد می‌گویند: خواست خدا بود، قسمت و سرنوشت بوده است. 12. اگر انسان خوب و مؤمن باشد می‌گوید: راضی هستیم به رضای خدا، به خاطر خدا تحمل می‌کنیم، قسمت ما این بود، امتحان الهی است. 13. به‌وجود آوردن بچه که از همه سیستم‌های بی‌نهایت پیچیده‌تر است و به بلندای ابدیت هم امتداد دارد، اطلاعات و آگاهی می‌خواهد. 14. به خاطر جهالت خودمان است که برای گل‌سازی و کلاس‌های ... وقت و حوصله داریم اما برای به وجود آوردن یک انسان چنین حوصله‌ای نداریم. 15. خداوند یک اصل فطری را در نهاد همه ما قرار داده است و آن اصل این است که؛ انسان قبل از انجام هر کاری احتیاج به شناخت و اطلاعات و آگاهی دارد. 16. ما قبل از هر انتخاب، ارتباط و رفتاری نیازمند به شناخت هستیم. 17. خداوند همه انسانها را در عقلشان مسلح کرده و تعلیم داده است که بدون آگاهی هیچ نوع انتخاب، ارتباط و رفتار نداشته باشند. 18. وقتی من مهارت و اطلاعات داشته باشم به جای اینکه افسرده و پژمرده شوم و اعصابم خرد شود و زندگی‌ام از هم بپاشد، روش‌های اصلاحی و قدرتمند کردن خودم را در پیش می‌گیرم و در بسیاری از موارد نتیجه می‌دهد. 19. تمام نظام خلقت از عالم جبروت و ملکوت و ناسوت و تمام احکام خلقت و احکام دین یک موضوع بیشتر ندارد، اگر آن یک موضوع را شما بشناسید تمام خلقت را می‌فهمید. از روز اول خلقت تا پایان. 20. اگر کسی نتواند انسان‌شناسی یا خودشناسی کند، دائماً در زندگی‌اش اشتباه می‌کند. 21. حضرت علی «علیه‌السلام» فرمودند: هرکسی می‌خواهد خوشبخت شود باید سه نوع شناخت داشته باشد، اینکه؛ از کجا آمده، در کجا هست و به کجا می‌رود؟ 22. شما بخواهید راجع به شهوت، نماز، روزه، عشق، خانواده و جامعه‌شناسی کار کنید بدون شناخت انسان این مطالعه عقیم است و به نتیجه درستی نمی‌رسد. 23. اگر انسان موضوع را نشناسد، هیچ شناخت عمیق و دقیقی از این مباحث نمی‌تواند به‌دست آورد و وقتش هم تلف می‌شود.

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 399
زمان انتشار: 25 آوریل 2014
| |
(جلسه 35) معصومین (علیهم السلام) آمده اند که انسان را عاشق خدا کنند

خانواده آسمانی (جلسه 35) 90/2/15

(جلسه 35) معصومین (علیهم السلام) آمده اند که انسان را عاشق خدا کنند

بحث ما درباره ی خواص و آثار عشق به مظاهر تام اسماء الهی بود. اگر دل ما عاشق انسان کامل که مظهر تام خداوند و خلیفه الله می باشد، بشود واین عاشق حقیقی باشد باعث سرازیر شدن کمالات ایشان در وجود ما می شود چرا که ما سعی درشبیه شدن ایشان و جذب کمالات آنها می نماییم. خداوند از طرفی به دل ما عشق به بی نهایت داده واله حقیقی این دل خداوند است. «لااله الاالله» . وازطرف دیگرمحبوبها و معشوقهایی را قرارداده که مظهر کامل خودش می باشند و ما با عشق به آنها وتبعیت ازایشان به خداوند نزدیک می شویم. و ما دراین نزدیکی، محبت خدا را هم کسب می کنیم ومهمتر از آن این است که خودمان محبوب خدا می شویم. ظاهر امر دوست داشتن خدا و باطن آن محبوب خدا شدن است. پس رابطه متقابل است. همانگونه که ما دلتنگ ایشان می شویم آنها هم از شنیدن نام ما خوشنود ونسبت به ما مشتاق می شوند.اینکه در دعا می گوییم : «اللهم اجعلنی محبوبه فی ارضک وسمائک» اشاره به همین مطلب است. اینکه انسان توجه داشته باشد که خداوند و معصومین (ع)شخصا اورا دوست دارند آرام بخش ونشاط آوراست. واین محبت غیر از رحمت رحمانیه ی خداوند است . این همان رحمت رحیمیه اوست که مخصوص مؤمنین و دوستان خاص خداوند است. یک مسئله مهم این است که شیطان همیشه گناهان ما را به رخمان می کشد به طوری که از خدا بترسیم ورابطه مان با خدا خراب شود. ما به قدری اسیر حجاب عادت هستیم که هزاران بارازخدا محبت های خاص دیدیم ولی باز هم شک داریم که آیا خدا ما را دوست دارد یا نه؟ همین حس غلط که شیطان به ما القاء کرده سبب شده که ما آغوش گرم خداونوازشهایش را نبینیم. برای همین به قدری از گناهانمان ترسیدیم که خودمان را به غلط "بد " ترجمه کردیم. خانم فاطمه زهرا(س) وامیرالمؤمنین ورسول گرامی اسلام (علیهما السلام ) برای گناهکاران امت غصه خورده ودغدغه دارند. پیامبر(ص) درهنگام ارتحال نگران گناهان امت خود بودند وتا ازطرف خدا به اطمینان نرسیدند تسلیم ملک الموت نگردیدند. از آن جایی که گناهان ما بین ما و ایشان فاصله انداخته هرگز این همه محبت و نوازش را ندید ه ایم لذا محتاج محبت دیگران هستیم. وازاین وضعیت ما ایشان خیلی غصه دارمی شوند. گفتم به کام وصلت خواهم رسید روزی گفتا که نیک بنگر شاید رسیده باشی ******** سالها دل طلب جام جم از ما می کرد آنچه خود داشت زبیگانه تمنا می کرد ما یک عمر درطلب چیزهایی هستیم که دون شأن ماست و آنچه را که لیاقت دل ما را دارد در اختیار داشته واز آن غافلیم واحساس بدبختی می کنیم. ما باید معیت ومحبت خداوند، انبیاء وائمه و امامزادگان وفرشته های الهی راببینم تا احساس هیچ کمبود وبدبختی نکنیم. ما میلیونها برابرمحبتی که ازدیگران دریافت می کنیم مورد محبت خداوند ومعصومین (ع) و... می باشیم آن هم درمقیاس بی نهایت اگر یک ولی خدا ما را دوست داشته باشد چقدر وقتش را به ما اختصاص میدهد؟ خود بنده استادی دارم که خیلی به ایشان ارادت دارم وگاهی اجازه ی ملاقات می دادند ولی در حال حاضر سالهاست علیرغم علاقه ی متقابل بنده وایشان هنوزاجازه ی ملاقات به هیچ کس و همین طور به بنده را نداده است. این وضعیت کسی است که ما او را به خاطر خدا دوست داریم. درصورتی که خداوند که همه ی اینها حتی چهارده معصوم ذلیل اوهستند هروقت بخواهیم به ما وقت خصوصی می دهد. هر لحظه ودر هر شرایطی خداوند برای ایجاد و حفظ این رابطه هزاران پیامبر و چهارده معصوم را فرستاد که همگی مورد جفا قرارگرفتند. وتنها معصوم که در قید حیات است حدود 1180سال است که درغیبت است. وکلام الهی را برای ما فرستاد و ما همه را نادیده گرفتیم. درحدیث قدسی داریم که خداوند می فرمایند که وقتی بنده ام با من سخن میگوید من طوری با او هستم که گویا فقط این بنده را دارم ولی بنده ی من طوری است که گویا خدایی ندارد. با اینکه خدا اینهمه لطف دارد ما یکسره گناه می کنیم ولی با وجود این خداوند در رحمتش را به سوی ما نبسته است وهیچ وقت دست رد به سینه ی ما نزده است. خداوند جمله ای دارد که می فرماید: "بنده ی من به حق خودم دوستت دارم." خدا برای ما همه کار کرده است ولی ما به خاطر خواسته های طبیعی خودمان با خدا قهر هستیم . آیا شده که ما فقط به خاطر خدا با او رابطه برقرار کنیم؟ چه قدر ما بی وفا و جفا کاریم. همه ی امکانات وفراغت را برای ما مهیا کرد ولی ما دیگران را به خدا ترجیح دادیم. تمام فضائل پیامبران وائمه (علیهم السلام )رادروجود امام زمان (عج) ریخت ولی ما حدود1180سال ایشان راتنهاگذاشتیم وبرای همه چیز غصه خوردیم الا او . اضطرار خودمان مهمتر از اضطرار حضرت است وبرای اینکه تنها نباشیم به دشمنان ایشان پناه بردیم. وقتی که می میریم می فهمیم که یک عمر در آغوش خدا بودیم و نفهمیدیم. واین بالاترین غصه ی ما خواهد بود یک عمر انسان در آغوش خدا باشد ونفهمد. یار را اغیار پنداری همی شادی را نام بنهادی غمی این زبان حال کسی است که از ساقط شدن عبادت (مثلا نماز 4رکعتی 2رکعت شدن ) خوشحال می شود واز قرآن لذت نمی برد. ما از نامه های دیگران حتی اگر دررنج هم باشد بیشتر لذت می بریم تا از خواندن قرآن . اصلا وقتی برای آموختن قرآن نمی گذاریم ماباید خودمان را کاملا دراختیار خدا قراردهیم. ما برای اثبات عشقمان به خدا باید سند بیاوریم وخودش سند اینگونه فرموده:«قل ان کنتم تحبون الله فاتبعونی یحببکم الله» اگر به دنبال این محبت، تبعیت هم بکنیم بالاتراز رسیدن به معشوق اتفاق می افتد وآن اینکه خدا هم مارا دوست دارد. محصول عشق به معصوم، عشق به خدا و در نتیجه عشق خدا به انسان است زیرا معصوم یعنی خود او (جلوه ی تام خدا). وچه قدرشیرین است که انسان حس کند معصومین (ع) عاشق او هستند . تمام زیارتهایی که رفته ایم و زیارت عاشوراهایی که خوانده ایم خودشان اینطور خواسته اند واساسا عشق از آن طرف بوده است. «ولکنه اول من المذکور وثان من الذاکر» اول او دلش برای ما تنگ می شود بعد ما دلتنگ می شویم و به زیارت و ملاقات می رویم. ولی ما اشتباها فکر می کنیم که دلتنگی از ما آغاز شده است. خداوند هر چه صفت داشته به معصوم داده که ما درعشق به ایشان این صفات را دریافت نماییم خداوند با دستوراتی که به ما داده است می خواسته که ما از شر طبیعتمان آسوده شویم وبه راحتی در آغوش خودش قرار گیریم. زیرا ثروت، مدرک، تحصیلی، ظاهر زیبا وامکانات و... برای ما حجاب شده بود. متأسفانه ما درماه مبارک رمضان به جای این مهمانی را درک کنیم وازمیزبان لذت ببریم از محدودیت طبیعیمان ناراحت و عصبانی می شویم. ما زمانی قدر این همه عنایت را می فهمیم که خود حقیقیمان رایافته باشیم وبه دنبال نیازهای او باشیم. کسی با دیدن یک گل یا پرنده دلش به سمت خدا می رود که دل بیدار داشته باشد. بزرگان فرموده اند که اولین قدم انسان درحرکت بیدارشدن است .کسی که خود حقیقی اش را یافته باشد آغوش گرم خدا ونوازش او را می فهمد. کسی که درگیر خود طبیعی اش باشد اصلا اینهمه محبت را نمی فهمد البته عقلمان می فهمد ولی دلمان درک نمی کند.«قل ان کنتم تحبون الله فاتبعونی یحببکم الله» معصوم آمده که انسان را عاشق خداکند . ماباید نوع نگاه ووقت گذاری درباره ی معصوم که خانواده آسمانی ما هستند را عوض کنیم تا آنها را ازدست نداده وازحیات انسانی محروم نشویم. اینکه از ما خواسته اند که بذل مال کنیم برای این است که شبیه خودش: «باسط الیدین بالعطیه» شویم درصورتی که خداوند می توانست ما را بدبخت وگداکند. انسان برای معشوقهای طبیعی به راحتی هزینه کرده وحاضر است جانش را فداکند ولی درباره ی خداو خانواده آسمانی باید یکسره به ما بگویند. وخداوند درباره ی قرض الحسنه اینگونه خطاب به ما می فرمایند: «من ذاالذی یقرض الله قرضا حسنا فیاضعفه له اضعافا کثیره » . توجه کنید که چگونه خداوند به ما وعده ی بیشتر شدن می دهد تا با رغبت بذل مال کنیم . اسلام آن قدر برای زن و فرزند ارزش قائل شده که مرد باید آنها را تأمین کند نه مانند اروپایی ها که زن وظیفه ی تأمین خودش را دارد. ما حب نداریم که نمی توانیم فقط یک پنجم از مازاد درآمد مان را خمس بدهیم وعلیرغم استطاعت برای حج هزینه کنیم. اصلا پیام بحث خانواده ی آسمانی "انسان شناسی " و"خودشناسی" است. اگر خودمان را بشناسیم معشوقمان را هم می شناسیم واگر معشوق حقیقیمان را شناختیم وظیفه مان درقبال معصوم راهم می شناسیم ونیازی به تذکر ویاددادن دیگران نیست. پس عشق وظیفه مان را معلوم می کند. عاشق شو ورنه روزی کار جهان سر آید ناخوانده نقش مقصود ازکارگاه هستی ما عاشق نشده ایم که دینداری برایمان تکلیف ودشواراست . گفت که سرمست نئی رو که از این دست نئی رفتم و سرمست شدم وزطرب آکنده شدم. لازمه ی سرمستی و سرخوشی حقیقی عشق است. از اول هم خدا به ما اینگونه فرموده «قل لا اسئلکم علیه اجرا الا الموده فی القربی» .در جایی هم خداوند آورده است: «هو الذی خلق لکم من انفسکم ازوجا لتسکنوا الیها وجعل بینکم موده ورحمه » مودت بین زن و شوهر. اهل بیت (ع) که با ما مودت دارند اینهمه مصائب حاکی از مودتشان نسبت به ماست ماباید مودت داشته باشیم واین ماهستیم که با گناهانمان خون به دل ایشان واردکرده وایشان را مصیبت زده می نماییم. درصورتی که آنها راضی به ناراحتی مانیستند: عشق معشوقان ولی افزون تراست لیلی از مجنون بسی مجنون تراست درپرونده ی ما قتل 13معصوم وآوارگی امام زمان (عج) است ماباید با امامان آشتی کرده و در کارهایمان تجدید نظر کنیم.

صوت

1 - (جلسه 35) معصومین (علیهم السلام) آمده اند که انسان را عاشق خدا کنند

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 398
زمان انتشار: 24 آوریل 2014
| |
(جلسه 34) معصوم، معشوقِ لایقِ دلِ انسان

خانواده آسمانی(جلسه 34) 90/2/15

(جلسه 34) معصوم، معشوقِ لایقِ دلِ انسان

بربحث ما در مورد نحوه ی برقراری ارتباط با خانواده ی آسمانی بود و اینکه ساختارانسان به گونه ای است که عشق بی نهایت می طلبد زیرادل و روح بی نهایت دارد به همین دلیل هم خداوند برای ما معشوق بی نهایت که لایق دل ماست را قرار داده واین عشق به گونه ای است که درآن هیچ گونه پوچی، شکست و سرخوردگی وجود ندارد زیرا این معشوقها عالیترین حد تجلی اسماء الله می باشند و اگر دل به این معشوقهای کامل ندهیم باید گرفتار معشوقهای ناقص شویم که پوچی وذلت و سرخوردگی در پی دارد . چه بسا معشوقهایی که ارزش انسان خیلی بیشتر از آنهاست عشق به معشوقهای حقیقی سرعت، قدرت و نشاط رازیاد می کند و انسان رابه خدا نزدیک می کند برخلاف عشقهای غیر حقیقی که چه بسا انسان را از خدا دور می کند. دین تلاش می کند که ما هرگز دچارپوچی، سردرگمی و ذلت نشویم. دین می خواهد ما را به کمال لایق خودمان برساند.اینکه قرآن در وصف مؤمنان حقیقی می فرماید:«لاخوف علیهم ولاهم یحزنون» به این دلیل است که ایمان و عمل صالح منطبق با قرآن انسان را به رهبران صالح متصل می کند و دراتصال و دلدادگی به آنها هیچ لحظه از عمرانسان تلف نشده و شادی و آرامش به همراه خواهد داشت زیرا تدریجا کمالات معصوم (ع) به انسان منتقل می شود .البته اگر علاقه به معصوم بی منطق باشد توهم است ورشد چندانی به دنبال ندارد. درارتباط با استاد هم چنین است اگر ارتباط درست باشد حال و هوای استاد به دل انسان می افتد وتدریجا تحت تأثیرقرارمی گیرد.معصوم مظهرکامل تمام اسماء الهی است وقتی انسان عاشق معصوم می شود آن کمالات در دل انسان ریزش می کند وصفات را دریافت می نماید.ولی گاهی انسانها ابراز محبت به معصوم می کنند ولی بین خود وامام سدی برقرارمی کنند که مانع دریافت کمالات می شود. ممکن است انسان تحت تأثیر شهواتی با معصوم یا استاد رابطه برقرارکرده باشد.مثلا شیفته کمالات محدودهستیم ونیزمی دانیم که معصوم (ع) قدرت دارد لذا به این منظور رابطه برقرارمی کنیم وخودمعصوم موضوعیت ندارد چه بسا غیر مسلمانان ویا غیر شیعیانی که ازوجود معصومین وکلام ایشان بهره برداری های علمی زیادی برده اند ورابطه ای باایشان نداشته ودلدادگی هم نداشتند. امام صادق (ع) چهار هزار شاگردداشته اند واکثرقریب به اتفاق آنان رابطه ی قلبی با حضرت برقرارنکرده اند لذاوقتی ازامام می پرسیدند چراکاری نمی کنی؟ حضرت فرمودند: که من یاوری ندارم زیرا این شاگردان براساس تدبیرهای شخصی اشان برنامه ریزی می کردند وازوجودحضرت هم درهمان جهت بهره می بردند. نه اینکه به دنبال« ان تجعلنی معکم فی الدنیا والاخره » بودند واینطورنیست که تحت تأثیرمودت بخواهد با معصوم رابطه داشته باشد وکمالات وی را جذب وبه حق تعالی نزدیک شود واین مشکل بسیاری ازما انسانهاست. درحدیث عنوان بصری ، امام صادق (ع) اولین شرط عبودیت را تدبیرنداشتن شخص برای خودش معرفی کرده است. یعنی تدبیرت را براساس تدبیری که خدابرای تو قرارداده تنظیم کنی نه اینکه برنامه ریزی شخصی داشته باشیم وازخدابخواهیم که خواستش را متناسب برنامه ی ما قراردهدممکن است که خدابرنامه ی مارامتناسب با ساختارما نداند. ما باید دربرنامه ریزی حفظ رابطه با خداومعصوم را ملاک قراردهیم هرآنچه که مارابه ایشان نزدیک میکند دربرنامه هایمان بگنجانیم وآنچه که بین ما فاصله می اندازد را حذف کنیم. نه اینکه با برنامه ی غلط خودمان راگرفتارکنیم ووقتی گرفتارشدیم فریادبزینم که به ما کمک کنید! ممکن است کسی میل به نمایندگی مجلس ،ریاست جمهوری ،رشته تحصیلی خاص و...داشته باشد باید بررسی کندکه آیا این رشته تحصیلی و...به رابطه ی اوبا خداومعصوم وابدیت او لطمه وارد می کند ویانه ؟اگر غیرازاین باشد حتی اگر موفق هم باشد برای او مبارک نیست ماباید زبان قرآن رابیاموزیم وراه مست شدن با قرآن رابشناسیم شرکت درکلاس استادکافی نیست ما باید یادبگیریم و تمرین کنیم که به آنچه که می آموزیم عمل کنیم خداوند ازابتدا ماجرای خلقت رابراساس عشق طراحی کرده که دیگر انسان در مقابل معشوق کارشکنی نکند و معشوق را ترجیح دهد. فقط وفقط کسانی می‌توانند سکرات موت، برزخ، صراط و... را راحت طی کنند وبه محض اینکه محشور شدند در بهشت جای گیرند که ازاول عاشق شده باشند وازمعصوم کمترازخود معصوم را نخواهند. بعضی آقایان ابرازمی کنندکه ماهیچ کوتاهی درحق همسرمان نکردیم ولی اوراضی نیست وزن ابرازمی دارد که من به خودتو نیاز داشته و خودت را می خواهم. واقعا چند نفروقتی باخداومعصوم خلوت کرده ودعامی کنند خودایشان را می خواهندوصرفا خواسته های شخصی اشان را مطرح نمی کنند؟ امام سجاد (ع)چند نسل قبل ازامام زمان است ولی ازخدارؤیت ایشان را می خواهد.امام صادق (ع) در دعای ندبه خطاب به حضرت صاحب علیه السلام می فرمایند : «متی ترا نا ونراک » چه وقت می شود که توماراببینی ومانیز توراببینیم؟«عزیزعلی ان اری الخلق ولاتری»سخت است که مردم راببینم وتورانبینم. عشق به اهل بیت یا عشق به استاد تمام کمالات ایشان رادروجود انسان می ریزد. شخص وقتی هدفش کسب علم ازاستاد باشد وبه دنبال کمال ودارایی وقدرت نباشد به همان چیزی که می خواهد می رسد واساسا قدرتمند و با نشاط نمی شود.خداوند به تحصیلات، شغل وثروت و... ماکاری ندارد خداوند به آنچه که ازوجود خودش درما نهاده کاردارد ولی وقتی مابه این موضوع اهمیت نمی دهیم پدربودن امام زمان را اساسا نمی فهمیم ونمی توانیم آن رابطه ی وجودی با آن حضرت را که سبب رشد وکمال ما می شود برقرارکنیم. تا زمانی که خودالهی ما فعال نشود ازخدا و معصومین فقط کمالات جمادی، نباتی، حیوانی،وعقلی رامی خواهیم وبس. البته خداوند به حضرت موسی (ع)فرمودکه علف گوسفندانت راهم ازمن بخواه.این اشکالی ندارد ولی این جنبه ی طبیعی ماست واصل ما فطرت وحقیقت انسانی ما می باشد وگرنه پنجاه درصد موفقیت انسان داشتن روابط اقتصادی سالم است واین یک اصل بسیارمهم است. ما اصل خود را نباید فراموش کنیم اگر بدون لحاظ اصل خود، سراغ خدا برویم فقط سرخودمان راکلاه گذاشته ایم. اساتید، تیزهوشان ونخبه ها که مشغولیت عقلانی آنها فراوان است ودرزمینه ی علمی فعالیت می کنند خودشان اقرارکردند که بااین مباحث مابه آرامش نمی رسیم ومانیاز به امری غیرازاینها داریم که به ما آرامش دهد. باید در کنار فعالیتهای عقلانی، دین و اخلاق قرار گیرد تا متعادل شود.«بسم الله الرحمن الرحیم والعصر ان الانسان لفی خسر الاالذین آمنوا وعملوا الصالحات ...» فرمودند :«آمنوا» یعنی انسان بیاموزد که با غیب ارتباط برقرارکند. در اثرهمین است که انسان کمالات را در خودش ایجاد می کند و تا زمانی که کمالات را بدست نیاورده احساس بی ارزشی و بی قیمتی می کند. شاید دانایی داشته باشد ولی ازدارایی و هستی خبری نیست فقط عشق است که انسان راشبیه استاد ، معصوم و خدا می کند. اولیاء فرمودند که موفقیت در گرو دست برداشتن از طمع های دنیایی است. نزدیکی ظاهری به کسی دلیل بر رشد او نمی باشد بلکه ارتباط وجودی و قلبی لازم است. چقدرازخویشان حضرت بودند که هیچ شباهت وسنخیتی با حضرت نداشتند وچه بسا کسانی مانند اویس که حتی وجود حضرت را ملاقات نکرده بودند ولی شباهت داشته و کامل بودند. اگر انسان از خدا و معصوم غیرازخودشان راخواست و به همان اکتفا کرد به دلش خیانت کرده است . کسی حق ندارد دلش که متعلق به خداست به غیرخدا و مظاهر تام او بدهد. باید برای کسانی که غیرمعصوم را الگوقرارداده اند بسیار متأسف باشیم. ماباید شکرکنیم که خداچهارده معصوم را برای ما قراردادو شکربه این است که به دستوراتشان عمل کنیم واگر هم ازایشان کمالات پایین ترمی خواهیم به آن اکتفا نکرده واصل خواسته ی ما خودشان باشند. مابه میزان نقشی که دردنیا برای خداومعصومین قائل هستیم درآخرت باایشان زندگی خواهیم کرد.لذا خداوند فرموده اند که بنده ی من به اندازه ی نیازی که به من داری ومی خواهی بامن زندگی کنی بامن انس بگیر. پیامبر(ص) فرمودند: «احبب ماشئت فانک مفارقه » یعنی : "هرچه را می خواهی دوست داشته باش ولی بدان که ترکش می کنی" این حدیث راحتما جایی بنویسید یا به خاطربسپارید. پول، مقام، مدرک تحصیلی، زن، شوهر، فرزندو...همه ازدست دادنی است. پس اسلام از آن جایی که نخواسته ماتنها باشیم واحساس پوچی و ذلت نکنیم معشوقهایی را در اختیار ما قرارداده که دل ما آرام و قرارگرفته و همیشه شاد و بانشاط باشیم.

صوت

1 - (جلسه 34) معصوم، معشوقِ لایقِ دلِ انسان

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed