www.montazer.ir
یک‌شنبه 31 می 2026
شناسه مطلب: 8645
زمان انتشار: 5 دسامبر 2017
| |
زبان تیغ دو دم است

خانواده آسمانی؛ جلسه 481؛ 96/9/9

زبان تیغ دو دم است

زبان در ساختار شخصیت انسان، بهشتی یا جهنمی شدن و قرب الی الله نقش مهمی دارد و نیز در جذب خیرات و برکات مثبت. مدیریت و تربیت زبان، قدرت زیادی به انسان می‌دهد تا بتواند مسیر سلوکش را به سرعت طی کند. انسان با تربیت زبانش می تواند موانع و گرفتاری ها را از بین ببرد و بالعکس اگر بهشت و رشدی وجود داشته باشد، زبان می‌تواند همه آنها را نابود کند.

زبان یک تیغ دو دم است که هم به نفع و هم به ضرر انسان کار می‌کند. نبی اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) می‌فرماید: «إذا أصبَحَ ابنُ آدمَ أصبَحَتِ الأعضاءُ كُلُّها تَستَكفی اللِّسانَ. أی تَقولُ: اِتَّقِ اللّه َ فِینا فإنّكَ إنِ استَقَمتَ استَقَمنا وإنِ اعوَجَجْتَ اعوَجَجْنا= چون آدمى صبح خویش را آغاز می‌کند، همه اندام‌ها[ى بدن او] از زبان مى‌خواهند كه بس كند؛ یعنى مى‌گویند: درباره ما از خدا بترس؛ زیرا اگر تو درست شوى، ما نیز درست مى‌شویم و اگر تو كج شوى، ما هم كج مى‌شویم».آن بخش آسیب شناسی‌اش را روی آن تاکید دارد. این روایت باطن ارتباط زبان با سایر اعضاء را بیان می‌کند. حضرت از آنچه که در ملکوت عالم بین اعضاء که همه شان شعور و آگاهی دارند،‏ سخن می‌گوید. تمام اعضای وجود انسان به زبان می‌گویند: کوتاه بیا و دست بردار، تقوای الهی را پیشه کن، مراقب خودت باش که ما  را اذیت نکنی. چرا؟ چون اگر تو درست باشی ما هم درستیم. ولی اگر تو کجی داشته باشی، وای به حال ما. ما همه به هم می‌ریزیم و کج می‌شویم. ممکن است انسان در سلوک‌های مختلف در قسمت‌های مختلف اعضا و جنبه‌های باطنی‌اش بتواند موفق باشد و کارهایی کند، اما زبان می‌تواند نتیجه زحمات تان را اوج بدهد و ضعف‌ها سایر بخش ها را تکمیل کند یا نابود کند. از بکارگیری کلمات زشت بپرهیزید یکی از 50 حقوقی را که امام سجاد (علیه‌السلام) در مورد زبان فرمودند و خیلی هم مهم است را برایتان می‌خوانم: «حَقُّ اللِّسَانِ إِكْرَامُهُ عَنِ الْخَنَى وَ تَعْوِیدُهُ الْخَیْرَ وَ تَرْكُ الْفُضُولِ الَّتِی لَا فَائِدَةَ لَهَا وَ الْبِرُّ بِالنَّاسِ وَ حُسْنُ الْقَوْلِ= حق زبان، دور داشتن آن از زشت گویى؛ عادت دادنش به خیر و خوبى؛ ترك گفتار بى فایده و نیكى به مردم و خوشگویى درباره آنان است». دقت کنید امام سجاد (علیه‌السلام) روی چه مسئله ای دست گذاشتند. زبان یک عضو بسیار محترمی در بدن است. دهان تان را از کلمات زشت و ناپسند پاک نگه دارید. چون طریق قرآن است. حقی که حضرت در این فرمایش دارد، این است که زبانت را اکرام و احترام کن. از فحش دادن و حرف‌های رکیک دوری کنید. اجازه ندهید این چیزها از زبان تان خارج شود. چون خیال، عقل و فوق عقل را آلوده می‌کند. حتی جسم را هم درگیر می‌کند. درگیر شدن جسم، یعنی مریضی، یعنی حرف زشت و بد، بر ساختار مولکول‌ها و سلول‌های بدن نیز زشت اثر دارد. آنهایی که دائماً در دهان‌شان فحش، حرف زشت و رکیک و بی‌ادبانه می‌زنند، قطعاً مریضی‌هایی دارند که خودشان متوجه نیستند. سلول‌های مغزی و خونی شان  قطعاً آسیب‌هایی خواهد گرفت که خودشان هم متوجه نیستند از کجا این آسیب ها را می بینند. پس زیانتان را به خیر عادت بدهید. بحث، این بحث عملی و سلوکی است. من بارها عرض کرده‌ام که فهرستی از کلمات خوب را بشناسیم و با آنها خودمان را عادت بدهیم و از کلمات زشت دوری کنیم. این خیلی مهم است.  قرآن هم بر این امر مهم «کلام» تاکید زیادی دارد. می فرماید: « قُل لِّعِبَادِی یَقُولُواْ الَّتِی هِیَ أَحْسَنُ إِنَّ الشَّیْطَانَ یَنزَغُ بَیْنَهُمْ[1]= به بندگانم بگو: سخنى بگویند که بهترین باشد زیرا که شیطان میان آنها فتنه و فساد برمی‌انگیزد». «قل» کلمه‌ی شاه کلیدی است، یعنی اهمیتش زیاد است. شیطان از کلمات آدم‌ها بین همدیگر سوء استفاده می‌کند و با همان‌ها آنان را نسبت به همدیگر تحریک می‌کند. حالا بعضی ها حکیمند، بعضی ها حلیمند، بعضی‌ها رحیمند، بعضی ها رحمانند. از این حرف ها می‌گذرند، ولی اگر طرف مقابل ما کسی بود که این ویژگی ها را نداشت‏، آن وقت داستان درست می‌شود. این همه فتنه‌هایی که در بیشتر جشن عروسی یا در دعوای زن و شوهرها دیده می‌شود، به خاطر کلمات زشتی است که رد و بدل می‌شود. وقتی می‌گوییم از 5 ازدواج چهار نوعش شکست می‌خورد، قطعاً 95 درصدش به خاطر زبان است. این یک فاجعه است. همین که ما ادب زبان نداریم، سر از جدایی و طلاق و گرفتاری در می‌آوریم. در دعواهایی که حاشیه‌های فامیلی است. مثلاً دختر و پسری می‌خواهند با هم ازدواج کنند، قبل از خواستگاری ماجرای به کار بردن غلط زبان توسط دختر و پسر، خانواده‌ها و فامیل‌های شروع می‌شود تا زمانی که این دو بخواهند به هم برسند، صد جهنم را باید طی کنند. در آخر به جائی می‌رسند که هیچ لذتی در رسیدن به هم پیدا نمی‌کنند. از بس از اطرافیان زخم خورده هستند. بنابراین، زبان تان را به کلمات خوب عادت بدهید تا شیطان فسادی در شما ایجاد نکند. «و ترک الفضول التی لا فائده لها= و حرف های زائدی که اصلا فایده ای ندارد را ترک کنید». گاهی انسان در مقام تربیت است و به تعبیر روایت که مؤمن همیشه سهمی از شوخی را دارد. برای این که دلها با همدیگر نرم و جذب شوند. ولی گاهی مقام تربیت نیست. شخص دائماً مشغول چیزهایی است که فایده ندارد، حرف زیاد می‌زند. بعد در این بالا و پایین شدن‌ها هزاران کلمه بی ربط از دهان انسان بیرون می‌آید. در روایت داریم بیشتر جهنمی‌ها این جور آدمها هستند، یعنی بیشتر جهنمی‌ها آدم‌هایی هستند که زیاده‌گویی دارند. خیلی حرف می زنند. حرف‌های بی سر و ته و حرف‌های بی فایده. «فضول»، یعنی زیادی و اضافه. پس وقتی می‌گوییم: فلانی فضولی کرد. یعنی چیزی که به او ربطی نداشت، به زبان آورد. وسط پرید و دخالت کرد. «والبر بالناس» یکی از خوبی های زبان این است که او را برای محبت و نیکی به مردم به کار بگیرید، یعنی این زبان ساختار تولید بهشت را دارد. انسان باید تربیتش کند؛ باید برایش برنامه ریزی و تمرین کند که چگونه با این زبان می تواند محبت کند. به عنوان مثال، صبح که از خانه بیرون می آید، از نگهبان ساختمان، رفتگر محله، راننده تاکسی که سوار می‌شوید، مغازه‌ای که از آن جنس می‌خرید، با زبان نرم و خیر صحبت کنید تا همه از وجودتان آرامش بگیرند. یکی از رفتارهایی که به عنوان پایه و اساس شخصیت انسان است، سبقت در سلام است. به همه سلام و درود بفرستید. همه هنر و شرافت یک انسان، این است که با کسانی بسازد که دوستش ندارند. اگر توانستی  با کسانی که تو را دوست ندارند،‌ مثل مادرشوهر، خواهر شوهر، پدر زن و.. زندگی کنید و بسازید، هنر بزرگی کرده‌اید. انسانیت همین است. این که بگویم همه از من خوش‌شان بیایند، همه من را دوست بدارند، همه به من احترام بگذارند، این چه کمال و فضیلتی است؟ مهم آنجایی است که می‌دانی همه با تو مخالفند، سایه‌ات را با تیر می‌زنند. اگر بلد باشید که چطور رفتار کنید، برد کردید. پس راجع به مردم خوب حرف بزنید؛ بدی‌ها را نگویید؛ به خصوص در مورد کسانی که از دنیا رفته اند، نیستند و گم شدند. در دسترس ما نیستند. مثلا همسایه‌ای بوده و رفته. نباید پشت سرش حرفی زد. پس خیر و خوبی‌های مردم را بگویید. قشنگی و کمالات‌شان را ببینید. این گونه نباشد که فقط زشتی‌ها را ببینید. کسی که زشتی‌ها را می‌بیند برای خودش عذاب قبر تا قیامت درست می‌کند. کسی که شخصیتاً روی نقاط منفی و ضعف‌های آدم‌ها می‌نشیند، او آدم جهنمی است. ما چون عاشق خویشتن خویش هستیم و حب ذات داریم، هیچ وقت عیب خودمان را نمی‌بینیم. ولی خارهای دیگران را می‌بینیم. زبانی که هیزم آتش جهنم یا بوستان بهشت است «زبان» تخریبی در شخصیت انسان ایجاد می‌کند که به تعبیر معصوم تا قیامت آثارش می‌ماند، یعنی جهنمی درست می‌کند که آتش تولید می‌کند. قرآن می‌فرماید از جهنمی بترسید که «قُوا أَنفُسَكُمْ وَأَهْلِیكُمْ نَارًا وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ[2]= نگه دارید خودتان و خانواده تان را از آتشی که هیزم آن آدم ها و سنگ هستند»، یعنی تامین آتش جهنم از نفوس انسانهاست و آتش جهنم از نفس انسان تولید می‌شود. شخص می‌سوزد و می‌سوزاند. در بهشت هم خداوند می‌فرماید: «وَفِیهَا مَا تَشْتَهِیهِ الْأَنْفُسُ وَتَلَذُّ الْأَعْیُنُ= در بهشت آنچه دل می خواهد و چشم از آن لذت می برد موجود است». در بهشت هر لذت و هر چیزی که چشم از دیدنش خوشش بیاید، وجود دارد و خلق می‌کند. عظمت، زیبایی، بزرگی، ساختار و معماری، تنوع، کیفیت بهشت همه تابع نفس انسان است و جهنم هم همین طور. بهشت و جهنم تابع نفس انسان است. نقش زبان این است که می تواند هم هیزم درست  کند و هم بهشت. بعضی از زبان‌ها هستند که دائماً بهشت درست می‌کنند، یعنی مومن شخصیتی دارد که وقتی به او نزدیک می‌شوید، با زبانش آرامش، شادی و محبت پیدا می‌کنید، اما بعضی‌ها هم شخصیتی دارند که هر نقشی در هر جائی داشته‌باشند، آدم‌های متشنجی اند و جهنم درست می‌کنند. شخصیت آتشین دارند. مثلا پدر با بچه‌ها مشکل دارد، داماد با خانواده زنش، عروس با خانواده شوهرش، باجناق با خانواده باجناقش، جاری با جاری‌اش، استاد با شاگردهایش، شاگرد با اساتیدش، مدیر با زیرمجموعه، همکار با همکارانش و ... . آدمی است که دائماً در تشنج است. دیگران مواظبند که نیش نزند. چون به هم می‌ریزد. پس زبان‌تان را به خیر عادت بدهید، یعنی فردی باشید که در ناملایم ترین شرایط، کلام خیر می‌گوید. این سلوکی است که باید خودتان را عادت بدهید که آتش درون خود را در هر شرایطی خاموش کنید. آتش نباشید که هم خودتان را بسوزانید هم دیگران را. بلکه آتش نشان باشید. آتش را خاموش کنید. زبان/ [1] . سوره اسرا/آیه 53. [2] . سوه تحریم/آیه 6.

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 8641
زمان انتشار: 28 ژوئن 2019
| |
حقیقت «عبودیت» از منظر امام صادق علیه‌السلام

حقیقت «عبودیت» از منظر امام صادق علیه‌السلام

حضرت امام صادق (علیه‌السلام)، برای رسیدن به حقیقت عبودیت، توصیه‌هایی را به «عنوان بصری» فرموده‌اند که به حدیث عنوان بصری معروف شده است. از جمله این سفارش، این است که «مالکیتی در نعمتی که خدا به انسان داده، برای خود قائل نباشد». تدبیری برای خود نکند و اهتمامش در «انجام امر و نهی الهی» باشد.

عنوان بصری خدمت امام صادق (علیه‌السلام) آمد و بعد از اصرار زیاد، حضرت فرمودند: سوال تو چیست؟ آن شخص گفت: آمده‌ام از علم شما اخذ کنم. فرمودند: علم به خواندن و نوشتن و آموزش دیدن نیست. بلکه علم نوری است که خدا در دل بنده‌ای که بخواهد او را هدایت کند قرار می‌دهد. بعد فرمودند: اگر می‌خواهی به حقیقت علم که همان نور است برسی، حقیقت عبودیت را در نفس خودت پیاده کن. عرض کرد: «یا أباعبدالله ما حَقیقَۀُ العُبُودِیَۀ= ای اباعبدالله! حقیقت عبودیت چیست؟» حضرت سه اصل را برای عبودیت ذکر می‌کند که در واقع ارکان عبودیت هستند. این سه اصل، به هر میزانی که در زندگی ما پیاده بشود، به رشد و انسانیت و «شدن» نزدیکتر می‌شویم. حضرت فرمودند: «ثَلاثَۀُ أشیاء أن لایَرَی العَبدُ لِنَفسِهِ فیما خَوَّلَهُ الله مِلکاً لِأنَّ العَبیدَ لا یَکُونُ لَهُم مِلکٌ یَرَونَ المالَ مالَ الله یَضَعُونَهُ حَیثُ أمَرَهُمُ الله بِه وَ لا یُدَّبِرُ العَبدُ لِنَفسِهِ تَدبیرا وَ جُملَۀُ إشتِغالِهِ فیما أمَرَهُ الله تَعالی بِهِ وَ نَهاهُ عَنه= حقیقت عبودیت و بندگى سه چیز است: این كه بنده در آنچه خدا بر او منّت گذاشته و به او بخشیده است، براى خود مالكیّتی نبیند، بدان جهت كه بندگان را ملكى نیست، مال را مال خدا مى‌‏دانند و آن را در جایى كه خدا فرموده است، قرار مى‏‌دهند؛ بنده خدا براى خودش مصلحت اندیشى و تدبیر نمی‌كند و تمام مشغولیاتش منحصر می‌شود به آنچه كه خداوند او را بدان امر نموده، یا از آن نهى فرموده است». یکی از پله‌های سنگینی که نمی‌گذارد فطرت انسان رشد کند، مسئله مالکیت و نوع ارتباط با آن است. حقیقت عبودیت این است که انسان «مال خودش را از خود نداند»؛ یعنی آنچه که خداوند به او داده را از خود نبیند و برای خودش ملکیت نبیند.  مقام نبوت از مقام بندگی پیامبر (صلی الله علیه و‌ آله) کوچکتر است در تشهد نماز، اولین مقام برای نبی اکرم همین است که شهادت می‌دهیم او بنده و عبد خداست. یعنی مقام بندگی او را بر زبان جاری می‌کنیم. چون مقام رسالتش در مقابل عبودیتش مقام بزرگی نیست. (و أشهد أن محمد عبده و رسوله) اساساً حضرت چون عبد است، رسول می‌شود. اگر این ویژگی ممتاز حضرت نبود، رسالت، ولایت و امامتی هم در کار نبود. اما صادق علیه‌السلام نیز می‌فرماید: دومین ستون عبودیت «بندگی» است. ما بالاتر از مقام «بندگی» مقامی نداریم. چون باطن بندگی مساوی است با «ربوبیت»، ربوبیت یعنی بی نهایت و مطلق شدن. شیرین‌­ترین روحیه‌ای که انسان می‌تواند دل خوش به آن باشد و از آن لذت ببرد و در واقع یک شرافت حقیقی برایش محسوب شود، عبودیت است. «عبودیت» یعنی انسان سعی کند عبد باشد، سعی کند بر طبیعت خودش حاکمیت پیدا کند. در این صورت است که همه اموال را از خدا می‌بیند. سومین ستون عبودیت این است که بنده به چیزی که خداوند به وی امر یا نهی کرده، مشغول باشد، یعنی وقت خودش را به اوامر و نواهی الهی مشغول کند. اگر این طور شد، دیگر وقتش خالی نیست. نمی‌گوید: حوصله‌­ام سر رفته، بلاتکلیفم و ... اگر ما بفهمیم چه کسی هستیم و می‌خواهیم به کجا برویم و چه ابدیتی در انتظارمان است، آن وقت بی‌­حوصله نمی‌شویم، بداخلاقی نمی‌کنیم، سر جیفه و متاع دنیا با کسی دعوا نمی‌کنیم و این است‌ اوّلین‌ پلّه‌ از نردبان‌ تقوی است.‌ امام صادق ع/ عبودیت/

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 8629
زمان انتشار: 14 نوامبر 2019
| | |
ساده زیستی در زندگی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم

ساده زیستی در زندگی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم

شخصی دید، پیغمبر روی حصیری از برگ خرما خوابیده، گریه اش گرفت. پیامبر فرمود: چرا گریه می کنی. گفت: آخر سلاطین و پادشاهان روی آن تخت ها می خوابند، شما روی حصیر خوابیدید. پیامبر با آن بدن لطیف و نازنینش روی حصیر درخت خرما خوابیده. پیامبر فرمود: تو ناراحتی که خدا دنیا را برای آنها می خواهد و آخرت را برای ما؟ آخرت برای ماست. ...

فیلم

1 - ساده زیستی در زندگی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 8625
زمان انتشار: 30 نوامبر 2017
| |
از بالاترین شکرگزاری ها، شکرگزاری برای نعمت وجود پیامبر اکرم است

از بالاترین شکرگزاری ها، شکرگزاری برای نعمت وجود پیامبر اکرم است

امام سجاد علیه‌السلام برای چیز هایی شکر می‌کند که زیاد مرسوم نیست و مردم عادی اینها را ندیده یا نمی بینند تا خدا را برای آنها شکر کنند. یکی از آن نعمتهای بزرگ و بزرگترین نعمت بعد از توحید، تجلی نور خدا و وجود نبی اکرم صلی الله علیه و‌آله است.

قیمت هر انسان به معرفت اوست و معرفت است که کیفیت و نوع عبادت را تعیین می‌کند. «شکر» هم که فعل انسانی است، تابع میزان معرفت است. پس هر چه معرفت بالاتر باشد، کیفیت و نوع شکر بالاتر و عمیق‌تر است. ما از آنچه انسان، خدا را با آن شکر می‌کند، معرفت او را تشخیص می‌دهیم. گاهی افراد نعمت‌های دنیا را می‌بینند و شکر می‌کنند و گاهی کسی ماورای دنیا را می‌بیند و به داشتن آنها دلشاد است و شکر می‌کند. این یک حس و روح ویژه می‌خواهد، کسی تا چیزی را به عنوان نعمت، خیر و دارایی نشناسد و نتواند با آن ارتباط برقرار کند، شکر آن را هم به جای نمی‌آورد. در فراز دوم دعای دوم صحیفه سجادیه می خوانیم: «اللَّهُمَّ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ أَمِینِكَ عَلَى وَحْیِكَ، وَ نَجِیبِكَ مِنْ خَلْقِكَ، وَ صَفِیِّكَ مِنْ عِبَادِكَ، إِمَامِ الرَّحْمَةِ، وَ قَائِدِ الْخَیْرِ، وَ مِفْتَاحِ الْبَرَكَةِ. كَمَا نَصَبَ لِأَمْرِكَ نَفْسَهُ وَ عَرَّضَ فِیكَ لِلْمَكْرُوهِ بَدَنَهُ = خدایا، اینك بر محمد كه امانتدار وحی تو و برگزیده‌ی آفریدگان تو و مخلص در میان بندگان توست، درود فرست؛ او كه پیشوای رحمت و قافله‌سالار نیكی و كلید گنجینه‌های بركت است؛ زیرا او در انجام دادنِ فرمان تو خود را به رنج افكند، و جسمش را در راه تو هدف تیرهای بلا گردانید». در این فقره، برای اینکه ما این نعمت را بهتر بشناسیم و شاید بتوانیم، مثل ایشان خدا را بر آن شکر کنیم و دلشاد باشیم، حضرت چند خصوصیت از این نعمت را معرفی می‌کند: «أَمِینِكَ عَلَى وَحْیِكَ، وَ نَجِیبِكَ مِنْ خَلْقِكَ، وَ صَفِیِّكَ مِنْ عِبَادِكَ، إِمَامِ الرَّحْمَةِ، وَ قَائِدِ الْخَیْرِ». یعنی خدایا بر محمد (ص) درود فرست که امین وحی، نجیب ترین، برگزیده ترین بندگانت است. آنکه پیشرو در رحمت، رأفت، خیر، کلید برکات و خیرات بود و تن و جان در راه ادای تو به رنج انداخت.   برگرفته از بحث «ستایش مقام پیامبر ص» جلسه 3 (شرح دعای دوم صحیفه سجادیه)

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 7939
زمان انتشار: 26 مارس 2019
| |
«بلا» در هاله ای از نعمت به مؤمن هدیه می شود

استاد محمد شجاعی

«بلا» در هاله ای از نعمت به مؤمن هدیه می شود

امام حسن عسکری (علیه‌السلام) فرمودند : «ما مِن بَلِیّةٍ إلاّ و للّه ِ فیها نِعمَةٌ تُحیطُ بِها = هیچ بلائی نیست مگر این که این بلا در هاله‌ای از نعمت هدیه می‌شود». (مجلسی، بحار الأنوار، ج75، ص374) یادمان باشد به محض این که به دنیا نگاه توجه کنیم، آخرت از دستت می‌رود. برای همین خودتان را خیلی بزرگتر از این بدانید که بخاطر دنیا پژمرده، افسرده و عصبی بشوید. خودت انرا خیلی مهمتر از این مسائل بدانید.   فلانی یک میلیارد دارد اما تو نداری. هر چند در دنیا لذت بیشتری می برد اما حظ آخرتی اش کمتر است. او فقیر و گدا در قیامت محشور می شود. هر کسی هم نمی تواند این گونه باشد، بلکه کسی می تواند که واقعاً ایمان آورده باشید که آخرت و ابدیتی هست و به بلندای ابدیت عاشق خودش باشد و آن قیمت آخرتی را برای خودش قبول کرده باشد. در این صورت نگرانی، ترس واضطراب در دنیا نخواهد داشت. چون می فهمد که اگر در دنیا ضرری کرده معادلش را خداوند در آخرت جبران می کند. پس چیزی را از دست نداده اید. خداوند متعال مؤمنان را گرفتار بلایا می کند تا امتحانشان نماید و امتحان نیز برای شکوفا ساختن استعدادهای الهی است. اینها همه  ذخیره های بزرگی و ابدی  همراه شادی خواهد بود. چرا نباید از این سختی ها استقبال کرد! در روایت نقل است که مومن می گوید ای کاش در دنیا به هیچ یک از آرزوهایم نمی رسیدم ای کاش با قیچی تیکه تیکه ام می کردند. پس هر مشکل و نارحتی که در دنیا عارض انسان می شود ، چه خود باعث آن باشد و چه خود نقشی در آن نداشته باشد ، در هر حال امتحان الهی است. آرشیو مباحث استاد شجاعی فروشگاه آنلاین با محصولات ناب 

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 7933
زمان انتشار: 25 نوامبر 2017
| |
آفات زبان

خانواده آسمانی؛ جلسه 480؛ 96/9/2

آفات زبان

«سخن چینی» یک موضوع اخلاقی و بسیار مورد ابتلای افراد است. با محوریت این بحث، لازم است در ابتدا مقدمه‌ای در مورد زبان گفته شود. چون سخن چینی از آفات زبان محسوب می‌شود.

آنچه که از یک شخص یا از شیء ظهور می‌کند، نماینده‌ی باطن آن شخص یا شی است. زبان و نحوه انتخاب هر کس در کلمات، حکایت از باطن او می‌کند و قیمت او را مشخص می‌کند. پس شخص تا نتواند خروجی‌های زبان را کنترل کند، دلش صاف و درست نمی‌شود. اگر کسی زبانش خراب بود، نشان می‌دهد که قلبش خراب است. وقتی قلبش خراب باشد، نشان می‌دهد که ایمانش آسیب دیده است. یکی از قواعد مهمی که قبلا گفتیم این بود: « الظّاهر عُنْوان الباطِن= ظاهر نماینده باطن است». آنچه که از شخص یا از شیء ظهور می‌کند، نماینده ی باطن آن شخص یا شی است. مثل دنیا که با همه‌ی عظمتش، ظهور نظام برزخی است. با درک این مطلب، از باطن نظام ملکوتی خبردار می‌شویم که در عالم چه غوغایی است و چه عظمتی دارد که ظهورش دنیا شده و همینطور تا مقام جبروت و بالاتر. اگر انسان همین را خوب بفهمد، به معارف بزرگی دست پیدا می‌کند. این قاعده نقش مهمی در فهم خودمان و دیگران دارد. اگر کسی از خروجی‌های خودش ناراحت است، راهش این است که طبق این قاعده باید به باطن خودش پی ببرد. حسادت، بداخلاقی، زودرنجی، حساسیت، بد زبانی یا سخن چینی دارد و ... اینها همه آفات زبان است و اینها برای انسان خیلی خطرناک و دردسر ساز هستند. هم دنیای انسان را خراب می‌کنند و هم آخرت انسان را. پس طبق قاعده «الظاهر عنوان الباطن» در باطن ما چیزی وجود دارد که ظهور آن بداخلاقی، حسادت، کج خلقی، زودرنجی، حساسیت، غیبت و سخن چینی می‌شود. برای درمان این بیماری‌ها فقط باید به باطن توجه کرد تا آن خروجی ها برطرف شود. زبان میزانی برای ارزیابی انسان است امیر المومنین علی (علیه‌السلام) می فرماید: « اللِّسانُ مِیزانُ الإنسانِ = زبان، ترازوى انسان است» خروجی‌های زبانی هر فرد، نشان دهنده میزان شخصیت اوست، یعنی ملاک سنجش شخصیت یک آدم، این است که چه خروجی‌هایی از زبانش بیرون می‌آید. این خروجی‌ها حکایت از باطن او می‌کند. یعنی با خروجی زبانی انسان، قیمت او را می‌توان شناسایی کرد. این خروجی‌ها شامل گفتگوها، حرف‌ها و شوخی‌هاست. در هر مکان و زمان، کلمات انسان ترازوی قیمتِ‌ اوست. گاهی افراد می‌خواهند در ارتباط با دیگران باطن های خودشان را بپوشانند و ظاهرسازی کنند. اما امیرالمومنین (علیه‌السلام) می‌فرماید هیچ وقت کسی نمی‌تواند همیشه شخصیت خودش را پنهان نگه دارد. برای این که زبان گویای شخصیت انسان است، لازم نیست شما صبر کنید تا ببینید فلان شخص چه باطنی دارد، بلکه با حرف زدنش می‌توانید باطن او را تشخیص دهید. انسان نمی‌تواند در دراز مدت به گونه‌ای عمل کند که خروجی زبانی‌اش با شخصیتش سازگاری نداشته باشد. مثلاً می‌خواهد خواستگاری برود؛ یا با کسی معامله کند؛ شاید بتواند مدتی به دروغ فیلم بازی کند، اما بعد از مدتی که انس و محرمیتی ایجاد شد و همکاری‌ها شروع شد، پرده‌ها کنار می‌رود و آن موقع است که می‌توان فهمید در باطن او چه می‌گذرد. در سایر فعالیت‌ها هم همین طور است. در کار اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، علمی، زندگی زناشویی، مسائل تربیتی و معاشرت، زبان نماینده‌ی شخصیت یک شخص است. این یک قاعده فوق العاده مهم است.  شخصیت انسان با کلامش شناخته می شود قاعده دیگر از امیرالمومنین (علیه‌السلام) است که می‌فرماید: «تَكَلَّمُوا تُعْرَفُوا فَإِنَّ الْمَرْءَ مَخْبُوءٌ تَحْتَ لِسَانِهِ = حرف بزنید تا شناخته شوید؛ بدرستی که مرد در زیر زبانش نهفته است»، یعنی شما نمی‌توانید همه جا شخصیت خودت را پنهان کنید.‌ همین که حرف بزنید، شناخته می‌شوید. مگر این که طرف مقابل خیلی آدم نفهمی باشد یا ساده باشد که درک نکند.‌ برخی افراد هستند که قابلیت‌های خوبی دارند، ولی خجالتی اند، اعتماد به نفس ندارند، فرصت حرف زدن ندارند. اما حضرت می‌گوید اگر می‌خواهی خودت را ثابت کنی با توانایی‌های خوبی که داری، برو صحبت کن با مسئولین آن کار، یا با طرفین یا با افراد صحبت کن. با صحبت خیلی از مشکلات حل می‌شود، خیلی از کمبودها، خیلی از قهرها، خیلی از بی‌اعتمادی ها حل می‌شود. «تکلم تعرف= حرف بزن تا شناخته بشوی». یعنی گاهی سوء تفاهم هایی پیش می‌آید که طرفین تا با هم حرف بزنند، مشکل حل نمی‌شود. از دور حرفی شنیده، یک برداشتی می‌کند، بعد که با طرف مقابل روبرو می‌شود، می‌بیند که اصلا داستان این طوری نبود، داستان یک چیز دیگر است. پس با صحبت خیلی از مسائل حل می‌شود. زبان به محض این که شروع به حرف زدن کند، باطن انسان را در تمام گرایش‌های جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلی و فوق عقلی نشان می‌دهد. مثل نوار مغز یا نوار قلبی که باطن مغز یا قلب را نشان می‌دهد. زبان هم این گونه است. زبان، لغزش های پنهان درون را نشان می دهد یک قاعده از زبان امیرالمومنین است که فوق‌العاده مهم است. «مَا أَضْمَرَ أَحَدٌ شَیْئاً إِلَّا ظَهَرَ فِی فَلَتَاتِ لِسَانِهِ= هیچ کس چیزی در باطنش مخفی نمی‌کند مگر اینکه در لغزش های زبانش بروز می‌کند». حتما این گونه است. وقتی یک چیزی را در باطن پنهان کنید، با سخن گفتن، لغزش ها را بیرون می ریزد و بیانش می کند. کلام، ترازوی عقلانیت است یکی دیگر از فرمایشات حضرت این است که « كَلامُ الرَّجُلِ میزانُ عَقلِهِ = کلام هر انسانی ترازوی عقلانیت اوست»، یعنی میزان سرمایه، عقلانیت و تقوا به زبان بستگی دارد. به عنوان مثال، شخصی می‌گوید یک خواستگار برایم آمده، پدرم می‌گوید: بگو بیاید با ما صحبت کند تا ببینیم کیست. این را دختر و پسری که دلش مشغول شده، نمی‌تواند بفهمد؛ چون کور و کر است. ولی کسی که قلبش درگیر نیست و فقط عقلش کار می‌کند، راحت تر می‌تواند در مکالمه با او بفهمد که چقدر عقلانیت، شعور، مردانگی و شرافت دارد. زبان ترجمه باطن انسان است در فرمایش دیگری حضرت فرمودند: «اَللِّسانُ تَرْجُمانُ الجَنانِ= آن چه را که درون می‌پوشاند زبان ترجمه می‌کند». یعنی زبان در دهان ترجمان دل است. گاهی شما یک چیزی در درون تان است، اما نمی‌خواهید بیانش بکنید یا نمی‌توانید همه‌اش را بگویید، اما از کلمات شما می‌شود فهمید که در درونتان چه می‌گذرد و چه فکر می‌کنید. طق قاعده «الظاهر عنوان الباطن» قرآن می‌فرماید: «و ما تخفی صدورهم» دشمنان نسبت به شما کینه ورزی می‌کنند و نسبت‌های ناروا می‌دهند، و به شما تهمت می‌زنند، اما آنچه که در درون‌شان مخفی کرده‌اند، خیلی بیشتر از آن چیزی است که به زبان می‌آورند. « یَسْتَدَلُّ عَلى عَقْلِ كُلِّ امْرِءٍ بِما یَجْرى‌ عَلى‌ لِسانِهِ = از آن چه که به زبان یک انسان جاری می‌شود می توان به میزان خرد او پی برد»، یعنی شما مجازید که این را برداشت کنید از آنچه که به زبان یک نفر جاری می‌شود. حرف‌هایی که یک نفر بر زبان می‌آورد، دلیلی است بر میزان خرد و شخصیت او.   امام باقر (علیه‌السلام) فرمود: «إنّ هذا اللِّسانَ مِفتاحُ كلِّ خَیرٍ و شَرٍّ، فیَنبَغی للمؤمنِ أن یَختِمَ على لِسانِهِ كَما یَختِمُ على ذَهَبِهِ و فِضَّتِهِ= راستى كه این زبان، كلید هر خوبى و بدى است. پس، سزاوار است كه مؤمن بر زبان خود مهر زند، همان‌گونه كه بر [كیسه] زر و سیم خویش مهر مى‌زند»، یعنی با زبان می‌توان درهای زیادی از شر را بست و درهای زیادی از خیر را باز کرد. نکته‌ی خیلی مهمی را به شما بگویم و آن این است که اگر مردم مسئله‌ی زبان شان را حل کنند، بسیاری از طلاق‌ها، دعواها اختلافات و کینه‌ها قطع می‌شود. علت شروع جنگ جهانی این بوده که افراد به کلماتی که از دهان شان بیرون می‌آمد، تسلط نداشتند. یک موقع می‌بینی یک پادشاه، یک رئیس جمهور، یک وزیر، یک رهبر، یک چیزی را می‌شنود یا می‌گوید و همان منشأ کشتن میلیونها انسان می‌شود. در عالم سیاست یا در عالم مدیریت، ممکن است انسان حرف‌های زیادی برای گفتن داشته باشد، اما می‌داند اگر این حرف به زبان بیاید، هرچند که حرف راستی است، اما دنیا و آخرت انسان جهنم می‌شود، یعنی هم دنیایش را از دست می‌دهد و هم آخرتش را. (خسرالدنیا و الاخره). بنابراین، حضرت می‌فرماید زبان کلید خیر و شر است. این نشان می‌دهد که کلمات چقدر مهمند. پس مؤمن باید زبانش را مهر بزند. همانطور که طلا و نقره را مهر می‌زند تا کسی دسترسی به آن نداشته باشد. این را به شما بگویم که بسیاری از کمالاتی که مؤمن می تواند طی کند، به وسیله‌ی خاموشی و کنترل زبانش است. بسیاری از مدارج انسان با سکوت به دست می‌آید. چنانچه حضرت فرمود: « بسیاری از کلمات جوابش سکوت است». چون گاهی اگر حرف بزنی، طرف یک حرفی زده، تو هم بخواهی حرفی بزنی، آن  وقت فتنه‌ای بر پا می‌شود. اکثر دعوای زن و شوهر بر سر جواب دادن‌هاست. شخصیت انسان هم طبق فرمایش حضرت علی زیر زبانش است. امام حسن (علیه‌السلام) می‌فرماید: « لا یُعرَفُ الرأیُ إلاّ عِندَ الغَضَبِ=  رأى [واقعى] جز به گاه خشم شناخته نشود». آدم‌ها را اگر می‌خواهی بشناسی، عصبانی‌شان کن». آدم‌ها حقیقت‌شان را در ناراحتی و عصبانیت بیان می‌کنند. ممکن است کسی بتواند منافقانه فیلم بازی کند و ظاهرسازی کند، اما به محض این که خشم می‌گیرد، همه‌ی آن شخصیت حقیقی خودش را بیرون می‌ریزد. حالا اگر زن، مرد را عصبانی کرد، او هم یک دفعه شروع می‌کند یک سلسله چیزهایی را می‌گوید که باطن خودش است؛ یا بالعکس. یعنی شخصیت حقیقی یک آدم در این لحظات معلوم می‌شود، نه در ابراز عشق‌ها و علاقه‌های ظاهری و آداب ظاهری.  خدا علامه را رحمت کند. یک آقایی از شاگردان علامه بود گفت یک روز عید بود که کسی آمد دیدن علامه.‌ این شاگرد علامه که یک ذره چشمش باز شده بود و بعضی چیزها را می‌دید، گفت: من دیدم آقایی که دهنش پر از چاقو و خنجر است، به سمت علامه آمد. ترسیدم که الان علامه را بکشد. آمدم تا عکس العمل نشان بدهم، علامه دستم را فشار داد و گفت: هیچ چیزی نگو و بعد با طرف روبوسی کرد. آدم عادی که شکمش همیشه سیر بوده و جیبش هم پول داشته، بدنش هم سالم بوده. همین که یکی از آسیب‌های جمادی، گیاهی، حیوانی یا عقلی را داشته باشد. مثلا عزیزی از او می میرد و سرطانی می‌گیرد؛ یا طلاقی اتفاق می‌افتد؛ یا با کسی که قرار بود ازدواج کند و نمی شود؛ یا مشکل مالی پیدا می‌کند و ورشکسته می‌شود؛ یا هر حادثه ی دیگر، کاملاً به هم بریزد و شروع می‌کند به مقدسات و به خدا، پیغمبر و دین، بد و بیراه  می‌گوید، چنین آدمی قیمتش همان است. در حالی که خدا هم می‌گوید: « وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَیْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنْفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِینَ= و قطعا شما را به چیزى از [قبیل] ترس و گرسنگى و كاهش در اموال و جانها و محصولات مى ‏آزماییم و مژده ده شكیبایان را». مسئله زبان آنقدر مهم است که می‌فرماید: «حتی نعلم اخبارکم» ما این کارها را می‌کنیم تا ببینیم شما چگونه حرف می‌زنید. آیا در همه حال خدا را قبول دارید؛ یا اگر اتفاقی برایتان افتاد، شروع می‌کنید به کفرگویی؟ چون برای خدا مهم است که ما چی به زبان می‌آوریم؛ شاکر هستیم یا نه. این سنت خداست. خدا آدم ها را بالا و پایین می‌کند تا ببیند چیزی که در نهایت از دهن یک نفر بیرون می‌آید، در حالت های مختلف چطوری است. کنترل زبان در گرو قلب سالم است ایمان تمام سرمایه‌ی انسان است. انسان سرمایه‌ای غیر از ایمان ندارد. آنهایی که ایمان ندارند، جزء فاسقین هستند. طبق قرآن و معرفی که خدا می‌کند، انسانها دو گروهند یا مومن اند یا فاسق: « أَفَمَن كَانَ مُؤْمِناً كَمَنْ كَانَ فَاسِقاً= یا آن کس که ایمان آورده (حالش در قیامت) مانند کسی است که کافر بوده». فقط هم یک دسته رستگارند و همه ی فاسق‌ها دچار خسرانند. «والعصر/ ان الانسان لفی خسر» آن یک دسته که فقط انسان حقیقی است و باطن انسانی دارد، «مومن» است. همه دارایی و حقیقت مومن، ایمان اوست. ایمان هم به قلب سالم است و قلب سالم ایجاد نمی‌شود، مگر این که زبان انسان سالم شود. امیرالمومنین علی (علیه‌السلام) می‌فرماید: «لا یَستَقیمُ إیمانُ عَبدٍ حتّى یَستَقیمَ قَلبُهُ و لا یَستَقیمُ قَلبُهُ حتّى یَستَقیمَ لِسانُهُ = ایمان هیچ بنده اى درست نشود، تا آن كه دلش درست شود و دلش درست نشود، تا آن كه زبانش درست شود»، یعنی همه‌ی حقیقت ایمان و نیز پایه‌ی اساسی ایمان یک نفر قلب اوست. قلب باید سه معشوق اصلی داشته باشد: «الله، اهل بیت و جهاد». اگر سه معشوق را داشت شخص ایمان دارد در غیر این صورت مؤمن نیست و باطنش فاسق است. قلب انسان هم تا مستقیم نشود، منظور درست شدن و به استقامت رسیدن است. ایمان هیچ کس درست نمی‌شود مگر این که قلبش درست شود و قلب هیچ کس درست نمی‌شود مگر این که زبانش درست باشد. پس شخص تا بر زبانش کار نکند و نتواند خروجی‌های زبان را کنترل نکند، دلش صاف و درست نمی‌شود. اگر کسی زبانش خراب بود، این نشان می‌دهد که قلبش خراب است. وقتی قلب خراب بود نشان می‌دهد، ایمانش آسیب دارد. حضرت در ادامه توضیح می‌دهد: « مَنِ استَطاعَ مِنكُم أن یَلقَى اللّه َ تَعالى و هُوَ نَقِیُّ الرّاحَةِ مِن دِماءِ المُسلِمینَ و أموالِهِم ، سَلیمُ اللِّسانِ مِن أعراضِهِم ، فلْیَفعَلْ= هر كس از شما بتواند خداوند متعال را با دستى نیالوده به خون و اموال مسلمانان و زبانى سالم از لطمه زدن به آبروى آنان دیدار كند، پس باید چنین كند». چون اگر کسی به ملاقات خدا برود، اما در زبانش جایی آبروریزی برای مسلمان باشد، یا ریختن خون مسلمانی یا تجاوز به اموال مسلمانی باشد، این بدبخت و شقی می‌شود. او دچار خسران بزرگی است. به این سه جمله خوب دقت کنید: دستی نیالوده بر خون مسلمان‌ها، اموال مسلمان ها یا زبانی بر آبروی مسلمان ها. پس مصداق خروجی قلب سالم، این است که مردم از طرف جان، مال و آبروی کسی در امان باشد. اگر  کسی با زبانش آبروی کسی را ببرد یا با دستش خون کسی را بریزد و به مال کسی تجاوز کند، این گرفتاری و عذاب دارد. بدبختی دنیا و گرفتاری آخرت دارد. بعد خود حضرت می‌فرماید اگر یک کسی می‌تواند در زندگی‌اش به گونه‌ای باشد که جان و اموال افراد یا آبروی افراد از دست او در امان باشد. خدا نکند کسی با آبروی دیگران یا جان دیگران بازی کند. این زبان یک خصوصیتی دارد که فقط آبرو بر نیست، زبان هم می‌تواند زمینه تجاوز به اموال دیگران را فراهم کند و هم زمینه تجاوز به جان دیگران را فراهم کند، یعنی مسئله ی کلام فقط مسئله ی آبرو و عرض نیست؛ بلکه مسئله جان و مال افراد هم هست، آسیب های جانی، مالی و آبرویی همه از عدم کنترل زبان است. آفات زبان/ قلب سالم/

صوت

1 - آفات زبان

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 7931
زمان انتشار: 16 اکتبر 2021
| | | |
اینفوگرافی روز تجدید بیعت

اینفوگرافی روز تجدید بیعت

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 7778
زمان انتشار: 18 ژانویه 2021
| |
ایجاد حکومت جهانی امام زمان(ع) مهمترین هدف می‌باشد

ایجاد حکومت جهانی امام زمان(ع) مهمترین هدف می‌باشد

معمار کبیر انقلاب اسلامی امام امت (سلام‌الله‌علیه) که همه ما تا قیامت و بعد از قیامت مدیون ایشان هستیم، فرمود: «مسئولان ما باید بدانند که انقلاب ما محدود به ایران نیست. انقلاب مردم ایران نقطۀ‏‎ ‎‏شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچمداری حضرت حجت ـ ارواحنافداه ـ است که‏‎ ‎‏خداوند بر همۀ مسلمانان و جهانیان منت نهد و ظهور و فرجش را در عصر حاضر قرار‏‎ ‎‏دهد. مسائل اقتصادی و مادی اگر لحظه ای مسئولین را از وظیفه ای که بر عهده دارند‏‎ ‎‏منصرف کند، خطری بزرگ و خیانتی سهمگین را به دنبال دارد. باید دولت جمهوری‏‎ ‎‏اسلامی تمامی سعی و توان خود را در ادارۀ هر چه بهتر مردم بنماید، ولی این بدان معنا‏‎ ‎‏نیست که آنها را از اهداف عظیم انقلاب که ایجاد حکومت جهانی اسلام است منصرف‏‎ ‎‏کند.»(1)  استاد محمد شجاعی با یاد آوری این سخن امام خمینی ره گفت: حکومت جهانی حضرت مهدی (علیه‌السلام) و ایجاد دولت کریمه آن حضرت تحقق نمی‌یابد، مگر با فعالیتی که مسئولین جمهوری اسلامی در راستای رفع موانع ظهور و رشد فرهنگی جامعه باید انجام دهند. تلاش نکردن برای برقراری حکومت امام زمان (علیه‌السلام) و کمک به استمرار غیبت، بزرگترین منکری است که انسان را در زمره ی خائنین به اسلام و امام زمان(علیه‌السلام) قرار می دهد. (1) جلد 21 صحیفه امام صفحه 326

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 7734
زمان انتشار: 4 اکتبر 2021
| |
شخصیت علمی امام حسن مجتبی علیه‌السلام

شخصیت علمی امام حسن مجتبی علیه‌السلام

دامنه شخصیت بی مانند سبط اکبر پیامبر صلی الله علیه و آله امام حسن مجتبی علیه السلام آنقدر وسیع و گسترده است که آثار و نشانه های آن در تمام کتاب های حدیث، تراجم، سیره، تاریخ و مناقب فراوان به چشم می خورد.

ابعاد شخصیت امام مجتبی علیه السلام تواضع، فروتنی، خدا ترسی، روابط حسنه، احترام متقابل و کمک به بینوایان از ابعاد برجسته زندگی آن سرور جوانان بهشتی است. آن بزرگوار بازویی علمی، قضایی، و نیرویی بسیار کارآمد برای حکومت علوی و شخص امیرمومنان علیه السلام بوده است. امام از جمله کسانی بود که از آغاز تا پایان به دفاع از حریم رهبری پرداخت و در جنگ های جمل، صفین و نهروان فعالانه شرکت جست، بلکه در بسیج نیروها از کوفه برای مقابله با فتنه طلحه و زبیر، گام های بسیار مثبت و موثری برداشت. هر چند زندگی پر رنج و محنت امام، پر از مسائل و دشواری ها است اما ما در اینجا فقط به بُعد جایگاه علمی امام مجتبی علیه السلام اشاره می کنیم. الف) امام در نگاه پیامبر صلی الله علیه و آله امام حسن مجتبی علیه السلام کودک بود که پیامبر بزرگوار اسلام از او به عظمت و بزرگی یاد می کرد. به یقین این برخوردهای محبت آمیز که هیچگاه در زمان خاص و یا در محدوده خاصی ابراز نمی شد، نشان دهنده این بود که آن حضرت می خواست نقاب از چهره امام حسن علیه السلام کنار زده و شخصیت والای او را بیش از پیش، به مسلمانان معرفی کند. حذیفه گوید: روزی صحابه رسول خدا صلی الله علیه و آله در نزدیکی کوه حرا- یا غیر آن - گرد پیامبر جمع شده بودند که حسن در خردسالی با وقار خاصی به جمع آنان پیوست. پیامبر صلی الله علیه و آله با نگاه طولانی که بر او داشت، همه را مخاطب قرار داد و فرمود: "آگاه باشید که همانا او - حسن- بعد از من راهنما و هدایتگر شما خواهد بود. او تحفه ای است از خداوند جهان برای من؛ از من خبر خواهد داد و مردم را با آثار باقی مانده از من آشنا خواهد کرد. سنت مرا زنده خواهد کرد و افعال و کردارش نشانگر کارهای من است. خداوند عنایت و رحمتش را بر او فرو فرستد. رحمت و رضوان خداوند بر کسی باد که حق او را بشناسد و به خاطر من به او احترام نموده و نیکی کند."(1) مورخان نوشته اند که: روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله ضمن اظهار محبت به امام حسن مجتبی علیه السلام فرمود: همانا حسن ریحانه من است. و این فرزندم سید و بزرگ است و به زودی خداوند به دست او بین دو گروه مسلمان، صلح بر قرار خواهد کرد." (2) ناگفته نماند که این سخن، یک پیشگویی از رسول خدا صلی الله علیه و آله بود که در آینده بین دو گروه از مسلمانان جنگ و خونریزی خواهد شد و امام حسن علیه السلام بین آن دو صلح و دوستی برقرار خواهد کرد. طبق نقل تاریخ، امام حسن مجتبی علیه السلام با مشاهده خیانت یاران و فراهم نبودن زمینه جنگ با معاویه، خیر و صلاح امت را در این دیدند که از درگیر شدن با معاویه خود داری کرده و با صلح پیشنهادی معاویه، موافقت کنند؛ و در اثر این صلح، هم مسلمانان را از شر هجوم خارجیان نجات دادند و هم از جنگ و خونریزی جلوگیری کردند. (3)   پی نوشت ها: 1- بحار الانوار، ج 43، ص 333. 2- الاصابة فی تمییز الصحابه، ج 2، ص 12/ ذخائر العقبی، ص 125. 3- ر. ک: صلح الحسن.   منبع: راسخون

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 7733
زمان انتشار: 3 اکتبر 2020
| | | |
زیارت اربعین یکی از جدی‌ترین مراحل زندگی انسان است

زیارت اربعین یکی از جدی‌ترین مراحل زندگی انسان است

فیلم

1 - زیارت اربعین یکی از جدی‌ترین مراحل زندگی انسان است

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed