www.montazer.ir
دوشنبه 1 ژوئن 2026
شناسه مطلب: 10060
زمان انتشار: 21 فوریه 2019
|
جشن میلاد حضرت صدیقه طاهره سلام‌الله‌علیها

جشن میلاد حضرت صدیقه طاهره سلام‌الله‌علیها

جشن بزرگ «میلاد حضرت مادر» دوشنبه 6 اسفندماه 97 مصادف با شب میلاد حضرت زهرا سلام الله علیها از ساعت 18:30 الی 20:30 با سخنرانی استاد محمد شجاعی و با اجرای گروه تواشیح محراب و شعرخوانی سیامک رجاور و مولودی خوانی سید محمد سیدرضایی برگزار میگردد.

نشانی: تهران، میدان شهدا، روبروی ایستگاه مترو، (نبش خیابان شهید ناطقی)، حسینیه شهید همت

آرشیو مباحث استاد شجاعی

فروشگاه آنلاین با محصولات ناب

 

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 10055
زمان انتشار: 19 فوریه 2019
| | |
شرط دوستیِ خوب چیست؟

شرط دوستیِ خوب چیست؟

آرشیو مباحث استاد شجاعی فروشگاه آنلاین با محصولات ناب   

فیلم

1 - شرط دوستیِ خوب چیست؟

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 10047
زمان انتشار: 16 فوریه 2019
| |
در آغوشِ خدا

در آغوشِ خدا

با صمیمیت سراغ خدا برو و سرت را روی پای خدا بگذار و در آغوش خدا آرام بگیر.  برگرفته مباحث استاد شجاعی فروشگاه آنلاین با محصولات ناب 

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 10043
زمان انتشار: 7 فوریه 2020
| |
سوگ نشینِ نهرِ علقمه

سوگ نشینِ نهرِ علقمه

حضرت ام البنین علیه‌السلام گرچه در کربلا حضور نداشت ولی چهار فرزند رشیدش در حادثه عاشورا در راه یاری امام حسین (علیه السلام) به شهادت رسیدند. او مأوای زنانی بود که برای عزاداری امام حسین (علیه السلام) جمع می شدند. او که از حضرت علی (علیه السلام) دارای چهار پسر به نام های عباس، عبدالله، جعفر و عثمان بود و همگی در کربلا شهید شدند، شیوه عزاداری را برای مبارزه انتخاب کرد تا ابعاد مختلف و ناگوار جنایات کربلا در یادها بماند و دشمنان سرمست از پیروزی را شرمنده و مطرود سازد.

حضرت ام البنین که دارای ذوق و قریحه شعر بود، هر روز با عبدالله فرزند حضرت ابوالفضل (علیه‌السلام) به بقیع می رفت و به یاد چهار فرزندش به گریه و زاری می پرداخت به گونه‌ای که مردم دور او جمع می شدند و عزاداری می‌کردند و به نوحه و سوگواری او گوش می دادند؛ حتی مروان بن حکم نیز که به دشمنی با بنی هاشم شهرت داشت در آن صحنه حضور می یافت و گریه می کرد. نخستین منتظر کاروان کربلا اگر چه این شیرزن توفیق همراهی با کاروان عاشورا را نیافت، اما همواره فکر و دل وی با کاروان شهادت و امام خویش بود؛ چرا که همه هستیِ زندگانی این پیرزن ـ یعنی چهار فرزند رشید و برومند او، همچنین امام و اهل بیتش ـ همراه کاروان بود. دلشوره و اضطراب ام البنین سبب می شد در هر لحظه و موقعیتی، از تمامی افراد و کاروانیانی که از عراق به مدینه می آمدند، جویای حال کاروان کربلا شود. سفر کاروان عاشورا، از زمانی که مدینه را به مقصد مکه ترک گفته بودند تا زمانی که بازماندگان به مدینه بازگشتند، حدود سه ماه به طول انجامید. عزادار و مرثیه خوان بقیع تاریخ ها نوشته اند: از آنجا که ام البنین، مرثیه ها را با سوز درونی خاصی، برای مردم مدینه می خواند، اولین مرثیه خوان شهدای کربلا، همین بانوی داغدیده و گرامی بود. پس از حادثه کربلا و بازگشت بازماندگان کاروان، دیگر هیچ کس ام البنین را شادمان نیافت؛ چرا که پس از رخداد واقعه کربلا و شهادت پسران رشید خود، به یادبود فرزندانش و جهت گریستن به یاد آنان، در گوشه ای از قبرستان بقیع، چهار صورت قبرِ پسرانش را درست کرده بود. روزها به دور از هیاهوی مردم مدینه و در حالی که جامه سیاه بر تن کرده، دست های کوچک یادگارِ عباسش ـ عبیداللّه ـ را در دست داشت، به بقیع می آمد و بر سر قبرها می نشست، آنگاه در حالی که مرثیه های سوزناکی، در رثای فرزندان خود و بخصوص عباس می سرود، در غم فقدان آنها اشک ماتم می ریخت و برایشان عزاداری می کرد. مورخان و گزارش نویسان نوشته اند: مرثیه هایی که این بانوی داغدیده به هنگام آمدن بر بالای قبر فرزندان و در رثای پسرانش، با سوز درونی می سرود، به قدری سوزناک و دردآور بوده است که حتی دل هر انسان بی رحم و سنگدلی نیز به درد می آمد! مرثیه هایی که این بانوی داغدیده به هنگام آمدن بر بالای قبر فرزندان و در رثای پسرانش، با سوز درونی می سرود، به قدری سوزناک و دردآور بوده است که حتی دل هر انسان بی رحم و سنگدلی نیز به درد می آمد! گفته اند حتی مروان حکم ـ حاکم وقت مدینه ـ هر زمان که از کنار قبرستان بقیع عبور می کرد و مرثیه های سوزناک ام البنین را می شنید، بی اختیار لحظه ای می نشست و همراه این مادر داغدیده، گریسته و با او اظهار همدردی می کرد. «دیگر مرا ام البنین نخوانید و مرا به یاد شیران بیشه نیندازید.» «پسرانی داشتم که مرا به خاطر وجود آنها «ام البنین» می گفتند،» «ولی امروز در حالی به سر می برم که دیگر پسرانی برای من نیست.» «چهار پسری که همچون عقاب های تیزپرواز بودند.» «با پاره شدن رگ های قلب شان به شهادت رسیدند.» «نیزه ها به جنگ اعضای بدن آنها آمد، در نتیجه همه آنها به خاک افتادند.» «ای کاش می دانستم آیا این خبر درست است که گفتند: دست عباس قطع شده است!» ام البنین در لابه لای ذکر مرثیه، نوحه و سوگواری های خود، از همه بیشتر، از مصیبت هایی که بر سر فرزند ارشد و بزرگوارش ـ عباس ـ آمده بود، یاد می کرد، نیز همراه با یاد کردن از افتخارات و عملکردهای جانانه و شخصیت ذاتی و جوهره وجودی او (که همه آنها را در یاری امام و مقتدای خود به کار می گرفت) چنین می گفت: «ای کسانی که حمله جانانه فرزندم ـ عباس ـ را بر گله های گوسفند دیدید.» «نیز به دنبال او فرزندان حیدر را که هر کدام از آنها شیری است که دست از یاری امامش برنمی دارد.» «باخبر شدم، در حالی بر سر پسرم ضربه وارد کرده اند که او دست در بدن نداشته است.» «وای بر من که بر سر فرزندم عمود آهنین فرود آمد.» «اگر شمشیر در دستت می بود، کسی را یارای نزدیک شدن به تو نبود.» پس از حوادث خونین کربلا، روزها و شب ها خواب و خوراک ام البنین، شیون و گریه و زاری برای پسران از دست رفته اش بود. در همه حال افتخارش این بود که پسرانش در رکاب امام و به فرمان پسر پیامبر به شهادت رسیده اند. او یقین داشت برای این ایثار و از خودگذشتگی، فردای قیامت در مقابل پروردگار، رسول خدا، امیر مؤمنان و فاطمه زهرا(س) روسفید و سربلند خواهد بود. داستان زندگانی و حیات این شیرزن تاریخ تشیع و پیرو مخلص مکتب علوی، چهار سال و اندی پس از حادثه کربلا، در جمادی الثانی سال 64 هجری به پایان رسید و بدن مطهر ام الشهدای کربلا، در قبرستان بقیع و دور از پاره های تن خود آرمید.   آرشیو مباحث استاد شجاعی فروشگاه آنلاین با محصولات ناب 

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 10041
زمان انتشار: 16 فوریه 2019
|
سوگواره شهادت حضرت ام البنین سلام‌الله‌علیها

سوگواره شهادت حضرت ام البنین سلام‌الله‌علیها

سوگواره شهادت حضرت ام‌البنین سلام‌الله‌علیها با سخنرانی استاد محمد شجاعی و شعرخوانی پیمان طالبی و با نوای سید محمد سیدرضایی دوشنبه 29 بهمن ماه مصادف با شب شهادت حضرت ام البنین سلام‌الله‌علیها از ساعت ۱۸:۳۰  الی  ۲۰:۴۵ برگزار می‌گردد.

نماز مغرب و عشاء بصورت جماعت، اقامه می‌گردد.

نشانی: تهران، میدان شهدا، ابتدای خیابان مجاهدین اسلام، خیابان عظیم زادگان، بعد از تقاطع مهدوی پور، حسینیه شهدای دوکوهه.

آرشیو مباحث استاد شجاعی فروشگاه آنلاین با محصولات ناب 

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 10040
زمان انتشار: 16 فوریه 2019
|
سخنرانی استاد شجاعی در یزد

سخنرانی استاد شجاعی در یزد

سخنرانی استاد محمد شجاعی با موضوع «سبک زندگی مهدوی» یکشنبه 28 بهمن ماه 97 همزمان با نماز مغرب و عشاء در شهر یزد برگزار می گردد.

نشانی: یزد، صفائیه، شهرک گلستان، بلوار شهیدان اشرف، بلوار امامت، مسجد ولایت

شرکت برای عموم آزاد است.

آرشیو مباحث استاد شجاعی

فروشگاه آنلاین با محصولات ناب 

 

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 10039
زمان انتشار: 14 فوریه 2019
| |
بیانیه گام دوم انقلاب

بیانیه گام دوم انقلاب

بیانیه گام دوم انقلاب خطاب به ملت ایران به مناسبت چهلمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی از سوی حضرت آیت الله خامنه‌ای رهبر انقلاب اسلامی صادر شد.

انقلاب کبیر اسلامی ایران در حالی چهلمین سالگرد پیروزی خود را پشت سر گذاشت و قدم به دهه‌ی پنجم حیات خود نهاد که اگر چه دشمنان مستکبرش گمان‌های باطلی در سر داشتند اما دوستانش در سراسر جهان، امیدوارانه آن را در گذر از چالش‌ها و به دست آوردن پیشرفت های خیره کننده، همواره سربلند دیده اند. در چنین نقطه‌ی عطفی، رهبر حکیم انقلاب اسلامی با صدور «بیانیه‌ی گام دوم انقلاب» و برای ادامه‌ی این راه روشن، به تبیین دستاوردهای شگرف چهار دهه‌ی گذشته پرداخته و توصیه‌هایی اساسی به‌منظور «جهاد بزرگ برای ساختن ایران اسلامی بزرگ» ارائه فرموده‌اند. بیانیه‌ی «گام دوم انقلاب» تجدید مطلعی است خطاب به ملت ایران و به‌ویژه جوانان که به‌مثابه منشوری برای «دومین مرحله‌ی خودسازی، جامعه‌پردازی و تمدن‌سازی» خواهد بود و «فصل جدید زندگی جمهوری اسلامی» را رقم خواهد زد. این گام دوم، انقلاب را «به آرمان بزرگش که ایجاد تمدن نوین اسلامی و آمادگی برای طلوع خورشید ولایت عظمیٰ (ارواحنافداه) هست» نزدیک خواهد کرد. متن کامل این بیانیه به شرح زیر است: بسم الله الرّحمن الرّحیم الحمدلله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا محمّد و آله‌ الطّاهرین و صحبه المنتجبین و من تبعهم باحسان الی یوم الدّین.  ورود انقلاب اسلامی به دومین مرحله‌‌ی خودسازی، جامعه‌پردازی و تمدن‌سازی  از میان همه‌ی ملّتهای زیر ستم، کمتر ملّتی به انقلاب همّت می‌گمارد؛ و در میان ملّتهایی که به‌پاخاسته و انقلاب کرده‌اند، کمتر دیده شده که توانسته باشند کار را به نهایت رسانده و به‌جز تغییر حکومتها، آرمانهای انقلابی را حفظ کرده باشند. امّا انقلاب پُرشکوه ملّت ایران که بزرگ‌ترین و مردمی‌ترین انقلاب عصر جدید است، تنها انقلابی است که یک چلّه‌ی پُرافتخار را بدون خیانت به آرمانهایش پشت سر نهاده و در برابر همه‌ی وسوسه‌هایی که غیر قابل مقاومت به نظر میرسیدند، از کرامت خود و اصالت شعارهایش صیانت کرده و اینک وارد دوّمین مرحله‌ی خودسازی و جامعه‌پردازی و تمدّن‌سازی شده ‌است. درودی از اعماق دل بر این ملّت؛ بر نسلی که آغاز کرد و ادامه داد و بر نسلی که اینک وارد فرایند بزرگ و جهانیِ چهل سال دوّم میشود.  پیروزی انقلاب اسلامی؛ آغازگر عصر جدید عالم  آن روز که جهان میان شرق و غرب مادّی تقسیم شده بود و کسی گمان یک نهضت بزرگ دینی را نمیبُرد، انقلاب اسلامی ایران، با قدرت و شکوه پا به میدان نهاد؛ چهارچوب‌ها را شکست؛ کهنگی کلیشه‌ها را به رخ دنیا کشید؛ دین و دنیا را در کنار هم مطرح کرد و آغاز عصر جدیدی را اعلام نمود. طبیعی بود که سردمداران گمراهی و ستم واکنش نشان دهند، امّا این واکنش ناکام ماند. چپ و راستِ مدرنیته، از تظاهر به نشنیدن این صدای جدید و متفاوت، تا تلاش گسترده و گونه‌گون برای خفه کردن آن، هرچه کردند به اجلِ محتوم خود نزدیک‌تر شدند. اکنون با گذشت چهل جشن سالانه‌ی انقلاب و چهل دهه‌ی فجر، یکی از آن دو کانون دشمنی نابود شده و دیگری با مشکلاتی که خبر از نزدیکی احتضار میدهند، دست‌وپنجه نرم میکند! و انقلاب اسلامی با حفظ و پایبندی به شعارهای خود همچنان به پیش میرود.  شعارهای جهانی، فطری، درخشان و همیشه‌زنده‌ی انقلاب اسلامی  برای همه‌چیز میتوان طول عمر مفید و تاریخ مصرف فرض کرد، امّا شعارهای جهانی این انقلاب دینی از این قاعده مستثنا است؛ آنها هرگز بی‌مصرف و بی‌فایده نخواهند شد، زیرا فطرت بشر در همه‌ی عصرها با آن سرشته است. آزادی، اخلاق، معنویّت، عدالت، استقلال، عزّت، عقلانیّت، برادری، هیچ یک به یک نسل و یک جامعه مربوط نیست تا در دوره‌ای بدرخشد و در دوره‌ای دیگر افول کند. هرگز نمیتوان مردمی را تصوّر کرد که از این چشم‌اندازهای مبارک دل‌زده شوند. هرگاه دل‌زدگی پیش آمده، از روی‌گردانی مسئولان از این ارزشهای دینی بوده است و نه از پایبندی به آنها و کوشش برای تحقّق آنها.  دفاع ابدی از نظریه‌ی نظام انقلابی  انقلاب اسلامی همچون پدیده‌ای زنده و بااراده، همواره دارای انعطاف و آماده‌ی تصحیح خطاهای خویش است، امّا تجدیدنظرپذیر و اهل انفعال نیست. به نقدها حسّاسیّت مثبت نشان میدهد و آن را نعمت خدا و هشدار به صاحبان حرفهای بی‌عمل میشمارد، امّا به هیچ بهانه‌ای از ارزشهایش که بحمدالله با ایمان دینی مردم آمیخته است، فاصله نمیگیرد. انقلاب اسلامی پس از نظام‌سازی، به رکود و خموشی دچار نشده و نمیشود و میان جوشش انقلابی و نظم سیاسی و اجتماعی تضاد و ناسازگاری نمیبیند، بلکه از نظریّه‌ی نظام انقلابی تا ابد دفاع میکند.  جمهوری اسلامی و فاصله‌ی میان بایدها و واقعیتها  جمهوری اسلامی، متحجّر و در برابر پدیده‌ها و موقعیّتهای نو به نو، فاقد احساس و ادراک نیست، امّا به اصول خود بشدّت پایبند و به مرزبندی‌های خود با رقیبان و دشمنان بشدّت حسّاس است. با خطوط اصلی خود هرگز بی‌مبالاتی نمیکند و برایش مهم است که چرا بماند و چگونه بماند. بی‌شک فاصله‌ی میان بایدها و واقعیّتها، همواره وجدانهای آرمان‌خواه را عذاب داده و میدهد، امّا این، فاصله‌ای طی‌شدنی است و در چهل سال گذشته در مواردی بارها طی شده است و بی‌شک در آینده، با حضور نسل جوان مؤمن و دانا و پُرانگیزه، با قدرت بیشتر طی خواهد شد.  انقلاب اسلامی؛ مایه‌ی سربلندی ایران و ایرانی  انقلاب اسلامی ملّت ایران، قدرتمند امّا مهربان و باگذشت و حتّی مظلوم بوده است. مرتکب افراط‌ها و چپ‌روی‌هایی که مایه‌ی ننگ بسیاری از قیامها و جنبشها است، نشده است. در هیچ معرکه‌ای حتّی با آمریکا و صدّام، گلوله‌ی اوّل را شلّیک نکرده و در همه‌ی موارد، پس ‌از حمله‌ی دشمن از خود دفاع کرده و البتّه ضربت متقابل را محکم فرود آورده است. این انقلاب از آغاز تا امروز نه بی‌رحم و خون‌ریز بوده و نه منفعل و مردّد. با صراحت و شجاعت در برابر زورگویان و گردنکشان ایستاده و از مظلومان و مستضعفان دفاع کرده است. این جوانمردی و مروّت انقلابی، این صداقت و صراحت و اقتدار، این دامنه‌ی عمل جهانی و منطقه‌ای در کنار مظلومان جهان، مایه‌ی سربلندی ایران و ایرانی است، و همواره چنین باد.  برای برداشتن گامهای استوار در آینده، باید گذشته را درست شناخت  اینک در آغاز فصل جدیدی از زندگی جمهوری اسلامی، این بنده‌ی ناچیز مایلم با جوانان عزیزم، نسلی که پا به میدان عمل میگذارد تا بخش دیگری از جهاد بزرگ برای ساختن ایران اسلامی بزرگ را آغاز کند، سخن بگویم. سخن اوّل درباره‌ی گذشته است.  عزیزان! نادانسته‌ها را جز با تجربه‌ی خود یا گوش سپردن به تجربه‌ی دیگران نمیتوان دانست. بسیاری از آنچه را ما دیده و آزموده‌ایم، نسل شما هنوز نیازموده و ندیده است. ما دیده‌ایم و شما خواهید دید. دهه‌های آینده دهه‌های شما است و شمایید که باید کارآزموده و پُرانگیزه از انقلاب خود حراست کنید و آن را هرچه بیشتر به آرمان بزرگش که ایجاد تمدّن نوین اسلامی و آمادگی برای طلوع خورشید ولایت عظمیٰ (ارواحنافداه) است، نزدیک کنید. برای برداشتن گامهای استوار در آینده، باید گذشته را درست شناخت و از تجربه‌ها درس گرفت؛ اگر از این راهبرد غفلت شود، دروغها به جای حقیقت خواهند نشست و آینده مورد تهدیدهای ناشناخته قرار خواهد گرفت. دشمنان انقلاب با انگیزه‌ای قوی، تحریف و دروغ‌پردازی درباره‌ی گذشته و حتّی زمان حال را دنبال میکنند و از پول و همه‌ی ابزارها برای آن بهره میگیرند. رهزنان فکر و عقیده و آگاهی بسیارند؛ حقیقت را از دشمن و پیاده‌نظامش نمیتوان شنید.  آغاز انقلاب و نظام اسلامی از نقطه‌ی صفر  انقلاب اسلامی و نظام برخاسته از آن، از نقطه‌ی صفر آغاز شد؛ اوّلاً: همه‌چیز علیه ما بود، چه رژیم فاسد طاغوت که علاوه ‌بر وابستگی و فساد و استبداد و کودتایی بودن، اوّلین رژیم سلطنتی در ایران بود که به دست بیگانه -و نه به زور شمشیر خود- بر سرِ کار آمده بود، و چه دولت آمریکا و برخی دیگر از دولتهای غربی، و چه وضع بشدّت نابسامان داخلی و عقب‌افتادگی شرم‌آور در علم و فنّاوری و سیاست و معنویّت و هر فضیلت دیگر.  ثانیاً: هیچ تجربه‌ی پیشینی و راه طی‌شده‌ای در برابر ما وجود نداشت. بدیهی است که قیامهای مارکسیستی و امثال آن نمیتوانست برای انقلابی که از متن ایمان و معرفت اسلامی پدید آمده است، الگو محسوب شود. انقلابیون اسلامی بدون سرمشق و تجربه آغاز کردند و ترکیب جمهوریّت و اسلامیّت و ابزارهای تشکیل و پیشرفت آن، جز با هدایت الهی و قلب نورانی و اندیشه‌ی بزرگ امام خمینی، به دست نیامد. و این نخستین درخشش انقلاب بود.  تقابل دوگانه‌ی جدید «اسلام و استکبار»؛ پدیده‌ی برجسته‌ی جهان معاصر  پس آ‌نگاه انقلاب ملّت ایران، جهان دوقطبی آن روز را به جهان سه‌قطبی تبدیل کرد و سپس با سقوط و حذف شوروی و اقمارش و پدید آمدن قطبهای جدید قدرت، تقابل دوگانه‌ی جدید «اسلام و استکبار» پدیده‌ی برجسته‌ی جهان معاصر و کانون توجّه جهانیان شد. از سویی نگاه امیدوارانه‌ی ملّتهای زیر ستم و جریانهای آزادی‌خواه جهان و برخی دولتهای مایل به استقلال، و از سویی نگاه کینه‌ورزانه و بدخواهانه‌ی رژیم‌های زورگو و قلدرهای باج‌طلب عالم، بدان دوخته شد. بدین‌گونه مسیر جهان تغییر یافت و زلزله‌ی انقلاب، فرعونهای در بسترِ راحت آرمیده را بیدار کرد؛ دشمنی‌ها با همه‌ی شدّت آغاز شد و اگر نبود قدرت عظیم ایمان و انگیزه‌ی این ملّت و رهبری آسمانی و تأییدشده‌ی امام عظیم‌الشّأن ما، تاب آوردن در برابر آن‌همه خصومت و شقاوت و توطئه و خباثت، امکان‌پذیر نمیشد. مدیریت جهادی و اعتقاد به اصل «ما می‌توانیم»؛ عامل عزت و پیشرفت ایران در همه‌ی عرصه‌ها  به‌رغم همه‌ی این مشکلات طاقت‌فرسا، جمهوری اسلامی روزبه‌روز گامهای بلندتر و استوارتری به جلو برداشت. این چهل سال، شاهد جهادهای بزرگ و افتخارات درخشان و پیشرفتهای شگفت‌آور در ایران اسلامی است. عظمت پیشرفتهای چهل‌ساله‌ی ملّت ایران آنگاه بدرستی دیده میشود که این مدّت، با مدّتهای مشابه در انقلابهای بزرگی همچون انقلاب فرانسه و انقلاب اکتبر شوروی و انقلاب هند مقایسه شود. مدیریّتهای جهادی الهام‌گرفته از ایمان اسلامی و اعتقاد به اصل «ما میتوانیم» که امام بزرگوار به همه‌ی ما آموخت، ایران را به عزّت و پیشرفت در همه‌ی عرصه‌ها رسانید.  برکات بزرگ انقلاب اسلامی:  انقلاب به یک انحطاط تاریخی طولانی پایان داد و کشور که در دوران پهلوی و قاجار بشدّت تحقیر شده و بشدّت عقب مانده بود، در مسیر پیشرفت سریع قرار گرفت؛ در گام نخست، رژیم ننگین سلطنت استبدادی را به حکومت مردمی و مردم‌سالاریتبدیل کرد و عنصر اراده‌ی ملّی را که جان‌مایه‌‌ی پیشرفت همه‌جانبه و حقیقی است در کانون مدیریّت کشور وارد کرد؛ آنگاه جوانان را میدان‌دار اصلی حوادث و وارد عرصه‌ی مدیریّت کرد؛ روحیه‌ و باور «ما میتوانیم» را به همگان منتقل کرد؛ به برکت تحریم دشمنان،‌ اتّکاء به توانایی داخلی را به همه آموخت و این منشأ برکات بزرگ شد: یک) ثبات و امنیت و حفظ تمامیت ارضی ایران  اوّلاً: ثبات و امنیّت کشور و تمامیّت ارضی و حفاظت از مرزها را که آماج تهدید جدّی دشمنان قرار گرفته بود ضمانت کرد و معجزه‌ی پیروزی در جنگ هشت‌ساله و شکست رژیم بعثی و پشتیبانان آمریکایی و اروپایی و شرقی‌اش را پدید ‌آورد. دو) موتور پیشران کشور در عرصه‌ی علم و فنّاوری و ایجاد زیرساخت‌های حیاتی و اقتصادی و عمرانی  ثانیاً: موتور پیشران کشور در عرصه‌ی علم و فنّاوری و ایجاد زیرساخت‌های حیاتی و اقتصادی و عمرانی شد که تا اکنون ثمرات بالنده‌ی آن روزبه‌روز فراگیرتر میشود. هزاران شرکت دانش‌بنیان، هزاران طرح زیرساختی و ضروری برای کشور در حوزه‌های عمران و حمل‌ونقل و صنعت و نیرو و معدن و سلامت و کشاورزی و آب و غیره، میلیون‌ها تحصیل‌کرده‌ی دانشگاهی یا در حال تحصیل، هزاران واحد دانشگاهی در سراسر کشور، ده‌ها طرح بزرگ از قبیل چرخه‌ی سوخت هسته‌ای، سلّول‌های بنیادی، فنّاوری نانو، زیست‌فنّاوری و غیره با رتبه‌های نخستین در کلّ جهان، شصت برابر شدن صادرات غیرنفتی، نزدیک به ده برابر شدن واحدهای صنعتی، ده‌ها برابر شدن صنایع از نظر کیفی، تبدیل صنعت مونتاژ به فنّاوری بومی، برجستگی محسوس در رشته‌های گوناگون مهندسی از جمله در صنایع دفاعی، درخشش در رشته‌های مهم و حسّاس پزشکی و جایگاه مرجعیّت در آن و ده‌ها نمونه‌ی دیگر از پیشرفت، محصول آن روحیه و آن حضور و آن احساس جمعی است که انقلاب برای کشور به ارمغان آورد. ایرانِ پیش ‌از انقلاب، در تولید علم و فنّاوری صفر بود، در صنعت به‌جز مونتاژ و در علم به‌جز ترجمه هنری نداشت.  سه) به اوج رسانیدن مشارکت مردمی و مسابقه‌ی خدمت‌رسانی  ثالثاً: مشارکت مردمی را در مسائل سیاسی مانند انتخابات، مقابله با فتنه‌های داخلی، حضور در صحنه‌های ملّی واستکبارستیزی به اوج رسانید و در موضوعات اجتماعی مانند کمک‌رسانی‌ها و فعّالیّتهای نیکوکاری که از پیش ‌از انقلاب آغاز شده بود، افزایش چشمگیر داد. پس ‌از انقلاب، مردم در مسابقه‌‌ی خدمت‌رسانی در حوادث طبیعی و کمبودهای اجتماعی مشتاقانه شرکت میکنند.  چهار) ارتقاء شگفت‌آور بینش سیاسی آحاد مردم  رابعاً: بینش سیاسی آحاد مردم و نگاه آنان به مسائل بین‌المللی را به گونه‌ی شگفت‌آوری ارتقاء داد. تحلیل سیاسی و فهم مسائل بین‌المللی در موضوعاتی همچون جنایات غرب بخصوص آمریکا، مسئله‌ی فلسطین و ظلم تاریخی به ملّت آن، مسئله‌ی جنگ‌افروزی‌ها و رذالتها و دخالتهای قدرتهای قلدر در امور ملّتها و امثال آن را از انحصار طبقه‌ی محدود و عزلت‌‌گزیده‌ای به نام روشنفکر، بیرون آورد؛ این‌گونه، روشنفکری میان عموم مردم در همه‌ی کشور و همه‌ی ساحتهای زندگی جاری شد و مسائلی از این دست حتّی برای نوجوانان و نونهالان، روشن و قابل فهم گشت.  پنج) سنگین کردن کفه‌ی عدالت در تقسیم امکانات عمومی کشور  خامساً: کفّه‌ی عدالت را در تقسیم امکانات عمومی کشور سنگین کرد. نارضایتی این حقیر از کارکرد عدالت در کشور به دلیل آنکه این ارزش والا باید گوهر بی‌همتا بر تارک نظام جمهوری اسلامی باشد و هنوز نیست، نباید به این معنی گرفته شود که برای استقرار عدالت کار انجام نگرفته است. واقعیّت آن است که دستاوردهای مبارزه با بی‌عدالتی در این چهار دهه، با هیچ دوره‌ی دیگر گذشته قابل مقایسه نیست. در رژیم طاغوت بیشترین خدمات و درآمدهای کشور در اختیار گروه کوچکی از پایتخت‌نشینان یا همسانان آنان در برخی دیگر از نقاط کشور بود. مردم بیشتر شهرها بویژه مناطق دوردست و روستاها در آخر فهرست و غالباً محروم از نیازهای اوّلیّه‌ی زیرساختی و خدمت‌رسانی بودند. جمهوری اسلامی در شمار موفّق‌ترین حاکمیّتهای جهان در جابه‌جایی خدمت و ثروت از مرکز به همه‌جای کشور، و از مناطق مرفّه‌نشین شهرها به مناطق پایین‌دست آن بوده است. آمار بزرگ راه‌سازی و خانه‌سازی و ایجاد مراکز صنعتی و اصلاح امور کشاورزی و رساندن برق و آب و مراکز درمانی و واحدهای دانشگاهی و سد و نیروگاه و امثال آن به دورترین مناطق کشور، حقیقتاً افتخارآفرین است؛ بی‌شک این همه، نه در تبلیغات نارسای مسئولان انعکاس یافته‌ و نه زبان بدخواهان خارجی و داخلی به آن اعتراف کرده است؛ ولی هست و حسنه‌ای برای مدیران جهادی و بااخلاص نزد خدا و خلق است. البتّه عدالت مورد انتظار در جمهوری اسلامی که مایل است پیرو حکومت علوی شناخته شود، بسی برتر از اینها است و چشم امید برای اجرای آن به شما جوانها است که در ادامه بدان خواهم پرداخت. شش) افزایش چشمگیر معنویت و اخلاق در فضای عمومی جامعه  سادساً: عیار معنویّت و اخلاق را در فضای عمومی جامعه بگونه‌ای چشمگیر افزایش داد. این پدیده‌ی مبارک را رفتار و منش حضرت امام خمینی در طول دوران مبارزه و پس ‌از پیروزی انقلاب، بیش ‌از هر چیز رواج داد؛ آن انسان معنوی و عارف و وارسته از پیرایه‌های مادّی، در رأس کشوری قرار گرفت که مایه‌های ایمان مردمش بسی ریشه‌دار و عمیق بود. هرچند دست تطاول تبلیغات مروّج فساد و بی‌بندوباری در طول دوران پهلوی‌ها به آن ضربه‌های سخت زده و لجنزاری از آلودگی اخلاقی غربی را به درون زندگی مردم متوسّط و بخصوص جوانان کشانده بود، ولی رویکرد دینی و اخلاقی در جمهوری اسلامی، دلهای مستعد و نورانی بویژه جوانان را مجذوب کرد و فضا به سود دین و اخلاق دگرگون شد. مجاهدتهای جوانان در میدانهای سخت از جمله دفاع مقدّس، با ذکر و دعا و روحیه‌ی برادری و ایثار همراه شد و ماجراهای صدر اسلام را زنده و نمایان در برابر چشم همه نهاد. پدران و مادران و همسران با احساس وظیفه‌ی دینی از عزیزان خود که به جبهه‌های گوناگون جهاد می‌شتافتند دل کندند و سپس، آنگاه که با پیکر خون‌آلود یا جسم آسیب‌دیده‌ی آنان روبه‌رو شدند، مصیبت را با شکر همراه کردند. مساجد و فضاهای دینی رونقی بی‌سابقه گرفت. صف نوبت برای اعتکاف از هزاران جوان و استاد و دانشجو و زن و مرد و صف نوبت برای اردوهای جهادی و جهاد سازندگی و بسیج سازندگی از هزاران جوان داوطلب و فداکار آکنده شد. نماز و حج و روزه‌داری و پیاده‌روی زیارت و مراسم گوناگون دینی و انفاقات و صدقات واجب و مستحب در همه‌جا بویژه میان جوانان رونق یافت و تا امروز، روزبه‌روز بیشتر و باکیفیّت‌تر شده است. و اینها همه در دورانی اتّفاق افتاده که سقوط اخلاقی روزافزون غرب و پیروانش و تبلیغات پُرحجم آنان برای کشاندن مرد و زن به لجنزارهای فساد، اخلاق و معنویّت را در بخشهای عمده‌ی عالم منزوی کرده است؛ و این معجزه‌ای دیگر از انقلاب و نظام اسلامی فعّال و پیشرو است.  هفت) ایستادگی روزافزون در برابر قلدران و زورگویان و مستکبران جهان  سابعاً: نماد پُرابّهت و باشکوه و افتخارآمیز ایستادگی در برابر قلدران و زورگویان و مستکبران جهان و در رأس آنان آمریکای جهان‌خوار و جنایت‌کار، روزبه‌روز برجسته‌تر شد. در تمام این چهل سال، تسلیم‌ناپذیری و صیانت و پاسداری از انقلاب و عظمت و هیبت الهی آن و گردن برافراشته‌ی آن در مقابل دولتهای متکبّر و مستکبر، خصوصیّت شناخته‌شده‌ی ایران و ایرانی بویژه جوانان این مرز و بوم به‌شمار میرفته است. قدرتهای انحصارگر جهان که همواره حیات خود را در دست‌اندازی به استقلال دیگر کشورها و پایمال کردن منافع حیاتی آنها برای مقاصد شوم خود دانسته‌اند، در برابر ایران اسلامی و انقلابی، اعتراف به ناتوانی کردند. ملّت ایران در فضای حیات‌بخش انقلاب توانست نخست دست‌نشانده‌ی آمریکا و عنصر خائن به ملّت را از کشور برانَد و پس از ‌آن هم تا امروز از سلطه‌ی دوباره‌ی قلدران جهانی بر کشور با قدرت و شدّت جلوگیری کند. انقلاب چهل‌ساله و گام بزرگ دوم  جوانان عزیز! اینها بخشی محدود از سرفصل‌های عمده در سرگذشت چهل‌ساله‌ی انقلاب اسلامی است؛ انقلاب عظیم و پایدار و درخشانی که شما به توفیق الهی باید گام بزرگ دوّم را در پیشبرد آن بردارید.  محصول تلاش چهل‌ساله، اکنون برابر چشم ما است: کشور و ملّتی مستقل، آزاد، مقتدر، باعزّت، متدیّن، پیشرفته در علم، انباشته از تجربه‌هایی گران‌بها، مطمئن و امیدوار، دارای تأثیر اساسی در منطقه و دارای منطق قوی در مسائل جهانی، رکورددار در شتاب پیشرفتهای علمی، ر کورددار در رسیدن به رتبه‌های بالا در دانشها و فنّاوری‌های مهم از قبیل هسته‌ای و سلّول‌های بنیادی و نانو و هوافضا و امثال آن، سرآمد در گسترش خدمات اجتماعی، سرآمد در انگیزه‌های جهادی میان جوانان، سرآمد در جمعیّت جوان کارآمد، و بسی ویژگی‌های افتخارآمیز دیگر که همگی محصول انقلاب و نتیجه‌ی جهت‌گیری‌های انقلابی و جهادی است. و بدانید که اگر بی‌توجّهی به شعارهای انقلاب و غفلت از جریان انقلابی در برهه‌هایی از تاریخ چهل‌ساله نمیبود -که متأسّفانه بود و خسارت‌بار هم بود- بی‌شک دستاوردهای انقلاب از این بسی بیشتر و کشور در مسیر رسیدن به آرمانهای بزرگ بسی جلوتر بود و بسیاری از مشکلات کنونی وجود نمیداشت. اقتدار انقلاب اسلامی و تغییر چالشها و شکست مستکبران  ایران مقتدر، امروز هم مانند آغاز انقلاب با چالشهای مستکبران روبه‌رو است امّا با تفاوتی کاملاً معنی‌دار. اگر آن روز چالش با آمریکا بر سر کوتاه کردن دست عمّال بیگانه یا تعطیلی سفارت رژیم صهیونیستی در تهران یا رسوا کردن لانه‌ی جاسوسی بود، امروز چالش بر سرِ حضور ایران مقتدر در مرزهای رژیم صهیونیستی و برچیدن بساط نفوذ نامشروع آمریکا از منطقه‌ی غرب آسیاو حمایت جمهوری اسلامی از مبارزات مجاهدان فلسطینی در قلب سرزمین‌های اشغالی و دفاع از پرچم برافراشته‌ی حزب‌الله و مقاومت در سراسر این منطقه است. و اگر آن روز، مشکل غرب جلوگیری از خرید تسلیحات ابتدایی برای ایران بود،‌ امروز مشکل او جلوگیری از انتقال سلاحهای پیشرفته‌ی ایرانی به نیروهای مقاومت است. و اگر آن روز گمان آمریکا آن بود که با چند ایرانی خودفروخته یا با چند هواپیما و بالگرد خواهد توانست بر نظام اسلامی و ملّت ایران فائق آید، امروز برای مقابله‌ی سیاسی و امنیّتی با جمهوری اسلامی، خود را محتاج به یک ائتلاف بزرگ از ده‌ها دولت معاند یا مرعوب میبیند و البتّه باز هم در رویارویی، شکست میخورد. ایران به برکت انقلاب، اکنون در جایگاهی متعالی و شایسته‌ی ملّت ایران در چشم جهانیان و عبورکرده از بسی گردنه‌های دشوار در مسائل اساسی خویش است. جوانان؛ محور تحقق نظام پیشرفته‌ی اسلامی  امّا راه طی‌شده فقط قطعه‌ای از مسیر افتخارآمیز به سوی آرمانهای بلند نظام جمهوری اسلامی است. دنباله‌ی این مسیر که به گمان زیاد، به دشواریِ گذشته‌ها نیست، باید با همّت و هشیاری و سرعت عمل و ابتکار شما جوانان طی شود. مدیران جوان، کارگزاران جوان، اندیشمندان جوان، فعّالان جوان، در همه‌ی میدانهای سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و بین‌المللی و نیز در عرصه‌های دین و اخلاق و معنویّت و عدالت، باید شانه‌های خود را به زیر بار مسئولیّت دهند، از تجربه‌ها و عبرتهای گذشته بهره گیرند، نگاه انقلابی و روحیه‌ی انقلابی و عمل جهادی را به کار بندند و ایران عزیز را الگوی کامل نظام پیشرفته‌ی اسلامی بسازند.  نیروی انسانی مستعد و کارآمد با زیربنای عمیق و اصیل ایمانی و دینی؛ مهم‌ترین ظرفیت امیدبخش کشور  نکته‌ی مهمّی که باید آینده‌سازان در نظر داشته باشند، این است که در کشوری زندگی میکنند که از نظر ظرفیّتهای طبیعی و انسانی، کم‌نظیر است و بسیاری از این ظرفیّتها با غفلت دست‌اندرکاران تاکنون بی‌استفاده یا کم‌استفاده مانده است. همّتهای بلند و انگیزه‌های جوان و انقلابی، خواهند توانست آنها را فعّال و در پیشرفت مادّی و معنوی کشور به معنی واقعی جهش ایجاد کنند.  مهم‌ترین ظرفیّت امیدبخش کشور، نیروی انسانی مستعد و کارآمد با زیربنای عمیق و اصیل ایمانی و دینی است. جمعیّت جوان زیر ۴۰ ‌سال که بخش مهمّی از آن نتیجه‌ی موج جمعیّتی ایجادشده در دهه‌ی ۶۰ است، فرصت ارزشمندی برای کشور است. ۳۶ میلیون نفر در سنین میانه‌ی ۱۵ و ۴۰ سالگی، نزدیک به ۱۴ میلیون نفر دارای تحصیلات عالی، رتبه‌ی دوّم جهان در دانش‌آموختگان علوم و مهندسی، انبوه جوانانی که با روحیه‌ی انقلابی رشد کرده و آماده‌ی تلاش جهادی برای کشورند، و جمع چشمگیر جوانان محقّق و اندیشمندی که به آفرینشهای علمی و فرهنگی و صنعتی و غیره اشتغال دارند؛ اینها ثروت عظیمی برای کشور است که هیچ اندوخته‌ی مادّی با آن مقایسه نمیتواند شد. فهرست طولانی فرصتهای مادی کشور  به‌جز اینها، فرصتهای مادّی کشور نیز فهرستی طولانی را تشکیل میدهد که مدیران کارآمد و پُرانگیزه و خردمند میتوانند با فعّال کردن و بهره‌گیری از آن، درآمدهای ملّی را با جهشی نمایان افزایش داده و کشور را ثروتمند و بی‌نیاز و به معنی واقعی دارای اعتمادبه‌نفس کنند و مشکلات کنونی را برطرف نمایند. ایران با دارا بودن یک درصد جمعیّت جهان، دارای ۷ درصد ذخایر معدنی جهان است: منابع عظیم زیرزمینی، موقعیت استثنائی جغرافیایی میان شرق و غرب و شمال و جنوب، بازار بزرگ ملّی، بازار بزرگ منطقه‌ای با داشتن ۱۵ همسایه با ۶۰۰ میلیون جمعیّت، سواحل دریایی طولانی، حاصلخیزی زمین با محصولات متنوّع کشاورزی و باغی، اقتصاد بزرگ و متنوّع، بخشهایی از ظرفیّتهای کشور است؛ بسیاری از ظرفیّتها دست‌نخورده مانده است. گفته شده‌ است که ایران از نظر ظرفیّتهای استفاده‌نشده‌ی طبیعی و انسانی در رتبه‌ی اوّل جهان است. بی‌شک شما جوانان مؤمن و پُرتلاش خواهید توانست این عیب بزرگ را برطرف کنید. دهه‌ی دوّم چشم‌انداز، باید زمان تمرکز بر بهره‌برداری از دستاوردهای گذشته و نیز ظرفیّتهای استفاده‌نشده باشد و پیشرفت کشور از جمله در بخش تولید و اقتصاد ملّی ارتقاء یابد.  گام دوم و سرفصلها و توصیه‌های اساسی در پرتو امید و نگاه خوش‌بینانه به آینده  اکنون به شما فرزندان عزیزم در مورد چند سرفصل اساسی توصیه‌هایی میکنم. این سرفصل‌ها عبارتند از: علم و پژوهش، معنویّت و اخلاق، اقتصاد، عدالت و مبارزه با فساد، استقلال و آزادی، عزّت ملّی و روابط خارجی و مرزبندی با دشمن، سبک زندگی.  امّا پیش از همه‌چیز، نخستین توصیه‌ی من امید و نگاه خوش‌بینانه به آینده است. بدون این کلید اساسیِ همه‌ی قفلها، هیچ گامی نمیتوان برداشت. آنچه میگویم یک امید صادق و متّکی به واقعیّتهای عینی است. اینجانب همواره از امید کاذب و فریبنده‌ دوری جسته‌ام، امّا خود و همه را از نومیدی بیجا و ترس کاذب نیز برحذر داشته‌‌ام و برحذر میدارم. در طول این چهل سال -و اکنون مانند همیشه- سیاست تبلیغی و رسانه‌ای دشمن و فعّال‌ترین برنامه‌های آن، مأیوس‌سازی مردم و حتّی مسئولان و مدیران ما از آینده است. خبرهای دروغ، تحلیل‌های مغرضانه، وارونه‌ نشان دادن واقعیّتها، پنهان کردن جلوه‌های امیدبخش، بزرگ کردن عیوب کوچک و کوچک نشان دادن یا انکار محسّنات بزرگ، برنامه‌‌ی همیشگی هزاران رسانه‌ی صوتی و تصویری و اینترنتی دشمنان ملّت ایران است؛ و البتّه دنباله‌های آنان در داخل کشور نیز قابل مشاهده‌اند که با استفاده از آزادی‌ها در خدمت دشمن حرکت میکنند. شما جوانان باید پیش‌گام در شکستن این محاصره‌ی تبلیغاتی باشید. در خود و دیگران نهال امید به آینده را پرورش دهید. ترس و نومیدی را از خود و دیگران برانید. این نخستین و ریشه‌ای‌ترین جهاد شما است. نشانه‌های امیدبخش -که به برخی از آنها اشاره شد- در برابر چشم شما است. رویشهای انقلاب بسی فراتر از ریزشها است و دست‌ودلهای امین و خدمتگزار، بمراتب بیشتر از مفسدان و خائنان و کیسه‌دوختگان است. دنیا به جوان ایرانی و پایداری ایرانی و ابتکارهای ایرانی، در بسیاری از عرصه‌ها با چشم تکریم و احترام مینگرد. قدر خود را بدانید و با قوّت خداداد، به سوی ‌آینده خیز بردارید و حماسه بیافرینید. و امّا توصیه‌ها:  یک) علم و پژوهش ۱) علم و پژوهش: دانش،‌ آشکارترین وسیله‌ی عزّت و قدرت یک کشور است. روی دیگر دانایی، توانایی است. دنیای غرب به برکت دانش خود بود که توانست برای خود ثروت و نفوذ و قدرت دویست‌ساله فراهم کند و با وجود تهیدستی در بنیانهای اخلاقی و اعتقادی، با تحمیل سبک زندگی غربی به جوامع عقب‌مانده از کاروان علم، اختیار سیاست و اقتصاد آنها را به دست گیرد. ما به سوءاستفاده از دانش مانند آنچه غرب کرد، توصیه نمیکنیم، امّا مؤکّداً به نیاز کشور به جوشاندن چشمه‌ی دانش در میان خود اصرار می‌ورزیم. بحمدالله استعداد علم و تحقیق در ملّت ما از متوسّط جهان بالاتر است. اکنون نزدیک به دو دهه است که رستاخیز علمی در کشور آغاز شده و با سرعتی که برای ناظران جهانی غافلگیرکننده بود -یعنی یازده برابر شتاب رشد متوسّط علم در جهان- به پیش رفته است. دستاوردهای دانش و فنّاوری ما در این مدّت که ما را به رتبه‌ی شانزدهم در میان بیش از دویست کشور جهان رسانید و مایه‌ی شگفتی ناظران جهانی شد و در برخی از رشته‌های حسّاس و نوپدید به رتبه‌های نخستین ارتقاء داد، همه‌وهمه در حالی اتّفاق افتاده که کشور دچار تحریم مالی و تحریم علمی بوده است. ما با وجود شنا در جهت مخالف جریان دشمن‌ساز، به رکوردهای بزرگ دست یافته‌ایم و این نعمت بزرگی است که به‌خاطر آن باید روز و شب خدا را سپاس گفت.  امّا آنچه من میخواهم بگویم این است که این راه طی‌شده، با همه‌ی اهمّیّتش فقط یک آغاز بوده است و نه بیشتر. ما هنوز از قلّه‌های دانش جهان بسیار عقبیم؛ باید به قلّه‌ها دست یابیم. باید از مرزهای کنونی دانش در مهم‌ترین رشته‌ها عبور کنیم. ما از این مرحله هنوز بسیار عقبیم؛ ما از صفر شروع کرده‌ایم. عقب‌ماندگی شرم‌آور علمی در دوران پهلوی‌ها و قاجارها در هنگامی که مسابقه‌ی علمی دنیا تازه شروع شده بود، ضربه‌ی سختی بر ما وارد کرده و ما را از این کاروان شتابان، فرسنگها عقب نگه داشته بود. ما اکنون حرکت را ‌آغاز کرده و با شتاب پیش میرویم ولی این شتاب باید سالها با شدّت بالا ادامه یابد تا آن عقب‌افتادگی جبران شود. اینجانب همواره به دانشگاه‌ها و دانشگاهیان و مراکز پژوهش و پژوهندگان، گرم و قاطع و جدّی دراین‌باره تذکّر و هشدار و فراخوان داده‌ام، ولی اینک مطالبه‌ی عمومی من از شما جوانان آن است که این راه را با احساس مسئولیّت بیشتر و همچون یک جهاد در پیش گیرید. سنگ بنای یک انقلاب علمی در کشور گذاشته شده و این انقلاب، شهیدانی از قبیل شهدای هسته‌ای نیز داده است. به‌پاخیزید و دشمن بدخواه و کینه‌توز را که از جهاد علمی شما بشدّت بیمناک است ناکام سازید. دو) معنویّت و اخلاق  ۲) معنویّت و اخلاق: معنویّت به معنی برجسته کردن ارزشهای معنوی از قبیل: اخلاص، ایثار، توکّل، ایمان در خود و در جامعه است، و اخلاق به معنی رعایت فضیلت‌هایی چون خیرخواهی، گذشت، کمک به نیازمند، راستگویی، شجاعت، تواضع، اعتمادبه‌نفس و دیگر خلقیّات نیکو است. معنویّت و اخلاق، جهت‌دهنده‌ی همه‌ی حرکتها و فعّالیّتهای فردی و اجتماعی و نیاز اصلی جامعه است؛ بودن آنها، محیط زندگی را حتّی با کمبودهای مادّی، بهشت میسازد و نبودن آن حتّی با برخورداری مادّی، جهنّم می‌آفریند.  شعور معنوی و وجدان اخلاقی در جامعه هرچه بیشتر رشد کند برکات بیشتری به بار می‌آورد؛ این، بی‌گمان محتاج جهاد و تلاش است و این تلاش و جهاد، بدون همراهی حکومتها توفیق چندانی نخواهد یافت. اخلاق و معنویّت، البتّه با دستور و فرمان به دست نمی‌آید، پس حکومتها نمیتوانند آن را با قدرت قاهره ایجاد کنند، امّا اوّلاً خود باید منش و رفتار اخلاقی و معنوی داشته باشند، و ثانیاً زمینه‌ را برای رواج آن در جامعه فراهم کنند و به نهادهای اجتماعی دراین‌باره میدان دهند و کمک برسانند؛ با کانونهای ضدّ معنویّت و اخلاق، به شیوه‌ی معقول بستیزند و خلاصه اجازه ندهند که جهنّمی‌ها مردم را با زور و فریب، جهنّمی کنند.  ابزارهای رسانه‌ای پیشرفته و فراگیر، امکان بسیار خطرناکی در اختیار کانونهای ضدّ معنویّت و ضدّ اخلاق نهاده است و هم‌اکنون تهاجم روزافزون دشمنان به دلهای پاک جوانان و نوجوانان و حتّی نونهالان با بهره‌گیری از این ابزارها را به چشم خود می‌بینیم. دستگاه‌های مسئول حکومتی دراین‌باره وظایفی سنگین بر عهده دارند که باید هوشمندانه و کاملاً مسئولانه صورت گیرد. و این البتّه به معنی رفع مسئولیّت از اشخاص و نهادهای غیرحکومتی نیست. در دوره‌ی پیش‌ِرو باید دراین‌باره‌ها برنامه‌های کوتاه‌مدّت و میان‌مدّت جامعی تنظیم و اجرا شود؛ ان‌شاء‌الله. سه) اقتصاد  ۳) اقتصاد: اقتصاد یک نقطه‌ی کلیدیِ تعیین‌کننده است. اقتصاد قوی، نقطه‌ی قوّت و عامل مهمّ سلطه‌ناپذیری و نفوذناپذیری کشور است و اقتصاد ضعیف، نقطه‌ی ضعف و زمینه‌‌ساز نفوذ و سلطه و دخالت دشمنان است. فقر و غنا در مادّیّات و معنویّات بشر، اثر میگذارد. اقتصاد البتّه هدف جامعه‌ی اسلامی نیست، امّا وسیله‌ای است که بدون آن نمیتوان به هدفها رسید. تأکید بر تقویت اقتصاد مستقلّ کشور که مبتنی‌ بر تولید انبوه و باکیفیّت، و توزیع عدالت‌محور، و مصرف به‌اندازه و بی‌اسراف، و مناسبات مدیریّتی خردمندانه است و در سالهای اخیر از سوی اینجانب بارها تکرار و بر آن تأکید شده، به‌خاطر همین تأثیر شگرفی است که اقتصاد میتواند بر زندگی امروز و فردای جامعه بگذارد.  انقلاب اسلامی راه نجات از اقتصاد ضعیف و وابسته و فاسد دوران طاغوت را به ما نشان داد، ولی عملکردهای ضعیف، اقتصاد کشور را از بیرون و درون دچار چالش ساخته است. چالش بیرونی تحریم و وسوسه‌ها‌ی دشمن است که در صورت اصلاح مشکل درونی، کم‌اثر و حتّی بی‌اثر خواهد شد. چالش درونی عبارت از عیوب ساختاری و ضعفهای مدیریّتی است.  مهم‌ترین عیوب، وابستگی اقتصاد به نفت، دولتی بودن بخشهایی از اقتصاد که در حیطه‌ی وظایف دولت نیست، نگاه به خارج و نه به توان و ظرفیّت داخلی، استفاده‌ی اندک از ظرفیّت نیروی انسانی کشور، بودجه‌بندی معیوب و نامتوازن، و سرانجام عدم ثبات سیاستهای اجرائی اقتصاد و عدم رعایت اولویّتها و وجود هزینه‌های زائد و حتّی مسرفانه در بخشهایی از دستگاه‌های حکومتی است. نتیجه‌ی اینها مشکلات زندگی مردم از قبیل بیکاری جوانها، فقر درآمدی در طبقه‌ی ضعیف و امثال آن است.  راه‌حلّ این مشکلات، سیاستهای اقتصاد مقاومتی است که باید برنامه‌های اجرائی برای همه‌ی بخشهای آن تهیّه و با قدرت و نشاط کاری و احساس مسئولیّت، در دولتها پیگیری و اقدام شود. درون‌زایی اقتصاد کشور، مولّد شدن و دانش‌بنیان شدن آن، مردمی کردن اقتصاد و تصدّیگری نکردن دولت، برون‌گرایی با استفاده از ظرفیّتهایی که قبلاً به آن اشاره شد، بخشهای مهمّ این راه‌حل‌ها است. بی‌گمان یک مجموعه‌ی جوان و دانا و مؤمن و مسلّط بر دانسته‌های اقتصادی در درون دولت خواهند توانست به این مقاصد برسند. دوران پیشِ‌رو باید میدان فعّالیّت چنین مجموعه‌ای باشد.  جوانان عزیز در سراسر کشور بدانند که همه‌ی راه‌حل‌ها در داخل کشور است. اینکه کسی گمان کند که «مشکلات اقتصادی صرفاً ناشی از تحریم است و علّت تحریم هم مقاومت ضدّ استکباری و تسلیم نشدن در برابر دشمن است؛ پس راه‌حل، زانو زدن در برابر دشمن و بوسه زدن بر پنجه‌ی گرگ است» خطایی نابخشودنی است. این تحلیل سراپا غلط، هرچند گاه از زبان و قلم برخی غفلت‌زدگان داخلی صادر میشود، امّا منشأ آن، کانونهای فکر و توطئه‌ی خارجی است که با صد زبان به تصمیم‌سازان و تصمیم‌گیران و افکار عمومی داخلی القاء می‌شود. چهار) عدالت و مبارزه با فساد  ۴) عدالت و مبارزه با فساد: این دو لازم و ملزوم یکدیگرند. فساد اقتصادی و اخلاقی و سیاسی، توده‌ی چرکین کشورها و نظامها و اگر در بدنه‌ی حکومتها عارض شود، زلزله‌ی ویرانگر و ضربه‌زننده به مشروعیّت آنها است؛ و این برای نظامی چون جمهوری اسلامی که نیازمند مشروعیّتی فراتر از مشروعیّتهای مرسوم و مبنائی‌تر از مقبولیّت اجتماعی است، بسیار جدّی‌تر و بنیانی‌تر از دیگر نظامها است. وسوسه‌ی مال و مقام و ریاست، حتّی در عَلَوی‌ترین حکومت تاریخ یعنی حکومت خود حضرت امیر‌‌المؤمنین (علیه‌السّلام) کسانی را لغزاند، پس خطر بُروز این تهدید در جمهوری اسلامی هم که روزی مدیران و مسئولانش مسابقه‌ی زهد انقلابی و ساده‌زیستی میدادند، هرگز بعید نبوده و نیست؛ و این ایجاب میکند که دستگاهی کارآمد با نگاهی تیزبین و رفتاری قاطع در قوای سه‌گانه حضور دائم داشته باشد و به‌معنای واقعی با فساد مبارزه کند، بویژه در درون دستگاه‌های حکومتی.  البتّه نسبت فساد در میان کارگزاران حکومت جمهوری اسلامی در مقایسه با بسیاری از کشورهای دیگر و بخصوص با رژیم طاغوت که سرتاپا فساد و فسادپرور بود، بسی کمتر است و بحمدالله مأموران این نظام غالباً سلامت خود را نگاه داشته‌اند، ولی حتّی آنچه هست غیر قابل قبول است. همه باید بدانند که طهارت اقتصادی شرط مشروعیّت همه‌ی مقامات حکومت جمهوری اسلامی است. همه باید از شیطانِ حرص برحذر باشند و از لقمه‌ی حرام بگریزند و از خداوند دراین‌باره کمک بخواهند و دستگاه‌های نظارتی و دولتی باید با قاطعیّت و حسّاسیّت، از تشکیل نطفه‌ی فساد پیشگیری و با رشد آن مبارزه کنند. این مبارزه نیازمند انسانهایی باایمان و جهادگر، و منیع‌الطّبع با دستانی پاک و دلهایی نورانی است. این مبارزه بخش اثرگذاری است از تلاش همه‌جانبه‌ای که نظام جمهوری اسلامی باید در راه استقرار عدالت به کار برد.  عدالت در صدر هدفهای اوّلیّه‌ی همه‌‌ی بعثتهای الهی است و در جمهوری اسلامی نیز دارای همان شأن و جایگاه است؛ این، کلمه‌ای مقدّس در همه‌ی زمانها و سرزمین‌ها است و به‌صورت کامل، جز در حکومت حضرت ولیّ‌عصر (ارواحنافداه) میسّر نخواهد شد ولی به‌صورت نسبی، همه‌جا و همه‌وقت ممکن و فریضه‌ای بر عهده‌ی همه بویژه حاکمان و قدرتمندان است. جمهوری اسلامی ایران در این راه گامهای بلندی برداشته است که قبلاً بدان اشاره‌ای کوتاه رفت؛ و البتّه در توضیح و تشریح آن باید کارهای بیشتری صورت گیرد و توطئه‌ی واژگونه‌نمایی و لااقل سکوت و پنهان‌سازی که اکنون برنامه‌ی جدّی دشمنان انقلاب است، خنثی گردد.  با این همه، اینجانب به جوانان عزیزی که آینده‌ی کشور، چشم‌انتظار آنها است صریحاً میگویم آنچه تاکنون شده با آنچه باید میشده و بشود، دارای فاصله‌‌ای ژرف است. در جمهوری اسلامی، دلهای مسئولان به‌طور دائم باید برای رفع محرومیّتها بتپد و از شکافهای عمیق طبقاتی بشدّت بیمناک باشد. در جمهوری اسلامی کسب ثروت نه‌تنها جرم نیست که مورد تشویق نیز هست، امّا تبعیض در توزیع منابع عمومی و میدان دادن به ویژه‌خواری و مدارا با فریبگران اقتصادی که همه به بی‌عدالتی می‌انجامد، بشدّت ممنوع است؛ همچنین غفلت از قشرهای نیازمند حمایت، به‌هیچ‌رو مورد قبول نیست. این سخنان در قالب سیاستها و قوانین، بارها تکرار شده است ولی برای اجرای شایسته‌ی آن، چشم امید به شما جوانها است؛ و اگر زمام اداره‌ی بخشهای گوناگون کشور به جوانان مؤمن و انقلابی و دانا و کاردان -که بحمدالله کم نیستند- سپرده شود، این امید برآورده خواهد شد؛ ان‌شاءالله. پنج) استقلال و آزادی  ۵) استقلال و آزادی: استقلال ملّی به معنی آزادی ملّت و حکومت از تحمیل و زورگویی قدرتهای سلطه‌گر جهان است. و آزادی اجتماعی به‌معنای حقّ تصمیم‌گیری و عمل کردن و اندیشیدن برای همه‌ی افراد جامعه است؛ و این هر دو از جمله‌ی ارزشهای اسلامی‌اند و این هر دو عطیّه‌ی الهی به انسانها‌یند و هیچ کدام تفضّل حکومتها به مردم نیستند. حکومتها موظّف به تأمین این دو اند. منزلت آزادی و استقلال را کسانی بیشتر میدانند که برای آن جنگیده‌اند. ملّت ایران با جهاد چهل‌ساله‌ی خود از جمله‌ی آنها است. استقلال و آزادی کنونی ایران اسلامی، دستاورد، بلکه خون‌آوردِ صدها هزار انسان والا و شجاع و فداکار است؛ غالباً جوان، ولی همه در رتبه‌های رفیع انسانیّت. این ثمر شجره‌ی طیّبه‌ی انقلاب را با تأویل و توجیه‌های ساده‌لوحانه و بعضاً مغرضانه، نمیتوان در خطر قرار داد. همه -مخصوصاً دولت جمهوری اسلامی‌- موظّف به حراست از آن با همه‌ی وجودند. بدیهی است که «استقلال» نباید به معنی زندانی کردن سیاست و اقتصاد کشور در میان مرزهای خود، و «آزادی» نباید در تقابل با اخلاق و قانون و ارزشهای الهی و حقوق عمومی تعریف شود.  شش) عزت ملی، روابط خارجی، مرزبندی با دشمن  ۶) عزّت ملّی، روابط خارجی، مرزبندی با دشمن: این هر سه، شاخه‌هایی از اصلِ «عزّت، حکمت، و مصلحت» در روابط بین‌المللی‌اند. صحنه‌ی جهانی، امروز شاهد پدیده‌هایی است که تحقّق یافته یا در آستانه‌‌ی ظهورند: تحرّک جدید نهضت بیداری اسلامی بر اساس الگوی مقاومت در برابر سلطه‌ی آمریکا و صهیونیسم؛ شکست سیاست‌های آمریکا در منطقه‌ی غرب آسیا و زمین‌گیر شدن همکاران خائن آنها در منطقه؛ گسترش حضور قدرتمندانه‌ی سیاسی جمهوری اسلامی در غرب آسیا و بازتاب وسیع آن در سراسر جهان سلطه.  اینها بخشی از مظاهر عزّت جمهوری اسلامی است که جز با شجاعت و حکمت مدیران جهادی به دست نمی‌آمد. سردمداران نظام سلطه نگرانند؛ پیشنهادهای آنها عموماً شامل فریب و خدعه و دروغ است. امروز ملّت ایران علاوه‌ بر آمریکای جنایت‌کار، تعدادی از دولتهای اروپایی را نیز خدعه‌گر و غیر قابل اعتماد میداند. دولت جمهوری اسلامی باید مرزبندی خود را با آنها با دقّت حفظ کند؛ از ارزشهای انقلابی و ملّی خود، یک گام هم عقب‌نشینی نکند؛ از تهدیدهای پوچ آنان نهراسد؛ و در همه‌حال، عزّت کشور و ملّت خود را در نظر داشته باشد و حکیمانه و مصلحت‌جویانه و البتّه از موضع انقلابی، مشکلات قابل حلّ خود را با آنان حل کند. در مورد آمریکا حلّ هیچ مشکلی متصوّر نیست و مذاکره با آن جز زیان مادّی و معنوی محصولی نخواهد داشت. هفت) سبک زندگی  ۷) سبک زندگی: سخن لازم دراین‌باره بسیار است. آن را به فرصتی دیگر وامیگذارم و به همین جمله اکتفا میکنم که تلاش غرب در ترویج سبک زندگی غربی در ایران، زیانهای بی‌جبران اخلاقی و اقتصادی و دینی و سیاسی به کشور و ملّت ما زده است؛ مقابله با آن، جهادی همه‌جانبه و هوشمندانه میطلبد که باز چشم امید در آن به شما جوانها است.  در پایان از حضور سرافرازانه و افتخارانگیز و دشمن‌شکن ملّت عزیز در بیست‌ودوّم بهمن و چهلمین سالگرد انقلاب عظیم اسلامی تشکّر میکنم و پیشانی سپاس بر درگاه حضرت حق میسایم. سلام بر حضرت بقیّة‌الله (ارواحنافداه)؛ سلام بر ارواح طیّبه‌ی شهیدان والامقام و روح مطهّر امام بزرگوار؛ و سلام بر همه‌ی ملّت عزیز ایران و سلام ویژه به جوانان.  دعاگوی شما سید علی خامنه‌ای 22 بهمن ماه 1397   آرشیو مباحث استاد شجاعی فروشگاه آنلاین با محصولات ناب 

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 10038
زمان انتشار: 13 فوریه 2019
| |
نشانه های فاسق در قرآن

شرح زیارت عاشورا، جلسه 17: 1380/10/15

نشانه های فاسق در قرآن

ما چیزهایی داریم که خداوند امر به پیوند با آنها کرده است و باید دائماً با آنها در ارتباط باشیم و بدون ارتباط و اتصال با آنها ساقط می شویم.

انسانها دو گروه هستند: گروه اول، انسانهایی هستند که روی صراط مستقیم حرکت می‌کنند و حیاتشان، حیات انسانی است و تنفس و زندگی‌شان در حال و هوای انسانی و فطری است. اینها کسانی هستند که با خداوند تبارک و تعالی ارتباط دارند. قرآن کریم نیز تنها کسانی را که با حق تعالی در ارتباط هستند و آگاهانه او را عبادت می‌کنند و به او عشق می‌ورزند، انسان حساب می‌کند. گروه دوم، بقیه افراد یعنی کسانی هستند که الهشان، اله دیگری است. آنها اساساً از حیات انسانی محروم هستند. خروج از حیات انسانی، مانند خروج از حد طبیعی است که قرآن کریم از آن به فسق یاد کرده است. قرآن در معرفی شخصیت فاسق می فرماید: «الذین ینقضون عهدالله من بعد میثاقه و یقطعون ما امرالله به ان یوصل و یفسدون فی الارض اولئک هم الخاسرون» [1]= فاسقان کسانی هستند که پیمان خدا را، پس از محکم ساختن آن، می شکنند؛ و پیوندهایی را که خدا دستور داده برقرار سازند، قطع نموده، و در روی زمین فساد می کنند؛ اینها زیانکارانند. هر جا که خداوند در قرآن فرمود: قُل؛ یعنی بگو؛ یعنی مسئله خیلی حیاتی و مهم است. خداوند می فرماید: «قُلْ إِنْ کانَ آباؤُکُمْ وَ أَبْناؤُکُمْ وَ إِخْوانُکُمْ وَ أَزْواجُکُمْ وَ عَشیرَتُکُمْ وَ أَمْوالٌ اقْتَرَفْتُمُوها وَ تِجارَةٌ تَخْشَوْنَ کَسادَها وَ مَساکِنُ تَرْضَوْنَها أَحَبَّ إِلَیْکُمْ مِنَ اللّهِ وَ رَسُولِهِ وَ جِهاد فی سَبیلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتّى یَأْتِیَ اللّهُ بِأَمْرِهِ وَ اللّهُ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْفاسِقینَ»[2] = بگو: «اگر پدران و فرزندان و برادران و همسران و طایفه شما، و اموالى که به دست آورده اید، و تجارتى که از کساد شدنش مى ترسید، و خانه هائى که به آن علاقه دارید، در نظرتان از خداوند و پیامبرش و جهاد در راهش محبوب تر است، در انتظار این باشید که خداوند عذابش را بر شما نازل کند! و خداوند جمعیت نافرمانبردار را هدایت نمى کند!» اگر یکی از ۸ موردی که خداوند در آیه بالا نام برده، از خدا و دین خدا و رسول خدا و جهاد در راه خدا، در دل شما محبوب تر شد، انسان دیگر از انسان بودن ساقط شده است و خدا تهدید می کند که چنین کسی باید منتظر عذاب من باشد. مثلاً چون طرف می خواهد باند و رأی اش را حفظ کند و روی صندلی مجلس بنشیند؛ دین خدا را مسخره می‌کند و همت قرآن را زیر سوال می برد و به ولایت فقیه می پرد. بعد با میز دو متری که دارد هر کاری دلش بخواهد می کند.  ارتباط با ماورای طبیعت، لازمه سالم رسیدن به مقصد است مهمترین چیزی که ما باید با آن در ارتباط باشیم؛ اصل و حقیقت خودمان، هدف، مقصد، معشوق و مطلوب ما؛ یعنی حق تعالی است. ما ماهیت «انا لله وانا الیه راجعون» را داریم. یعنی ماهیت از او به سوی او را داریم و ریشه ی ما و حقیقت ما آنجاست. بنابراین، قطع یا کمرنگ شدن ارتباط با اصل و ریشه ی خودمان، باعث توقف حرکت  به سمت حیات ابدی و  ساقط شدن ما می شود. رابطه ما با آخرت مثل رابطه جنین با دنیاست. جنین از اول که در رحم مادر تشکیل می شود، در ارتباط با یک نیروی خاص و مجموعه قوانینی که از دنیا حاکم بر رحم هستند، دوران خودش را می گذارند و بدون ارتباط با آنها، طی مسیرش امکان پذیر نیست و حرکت آن منقطع می شود و دیگر نمی تواند به سمت دنیا حرکت کند و یک تولد سالم پیدا کند. انسان نیز، در حرکت از رحم دنیا به سمت آخرت، باید با مجموعه قوانین و قوایی که از ماوراء طبیعت، بر دنیا حاکم هستند، در ارتباط باشد. اگر ارتباطش با ماوراء طبیعت قطع شود، به این معنی است که آماده شدنش برای برزخ و حیات طبیعی به هم می ریزد و حرکت انسان به ابدیت متوقف می‌شود. بعضی از انسانها حرکات‌شان کند و بعضی متوقف می‌شوند و بعضی نیز عقب گرد می‌کنند. بعضی از حرکات، سرعت و سبقت دارند. بنابراین، همان طور که جنین با مجموع قوانین کامل کننده دنیا که حاکم بر رحم است، در ارتباط است؛ ما نیز باید دائماً با مجموع قوا و موجودات کامل کننده ای که از آخرت بر دنیا و بر عالم امر و خلق حاکم هستند، در ارتباط باشیم تا بتوانیم حرکتمان را به انجام برسانیم و سالم وارد حیات ابدی شویم. خلوت با خداوند و عبادت، نباید مانع انجام وظایف شود همسر و فرزندان از مصادیق مومن هستند و احتیاج دارند. خلق خدا نیز به ما احتیاج دارد. نباید اعمال و وظایفی که در قبال آنان داریم را کنار بگذاریم و به عبادت بپردازیم. مثلاً کسی که فرزندش مریض است و گریه می کند و نگهداری از او به تنهایی از عهده همسر خارج است، نباید کمک به همسرش را رها کند و به عبادت بپردازد. مثلا من یکی از وظایف واجبم درس خواندن است. اگر باید درس بخوانم ، نباید بگویم حالا درسم را تعطیل کنم، دنبال خلوت کردن با خدا بروم. خداوند هم راضی نیست. بعضی از مراجع ما فرمودند؛ این کار فسق است که شخص درس را رها کرده و در مسجد با خداوند خلوت کند. مانند مقدس اردبیلی رحمة الله که وسط سال تحصیلی مجبور شد، کربلا برود. ایشان نمازش را کامل می‌خواند. چون از درس جدا شده بود و می‌ترسید، سفرش سفر حرام باشد. یادم هست در جبهه؛ آقایی که 24 ساعت، وظیفه نظافت و پخت وپز را به عهده داشت. اما کارها را رها می‌کرد و می‌گفت من عشقم خواندن زیارت عاشورا و عبادت و مطالعه است. در روایت داریم؛ خداوند لعنت می کند کسی را که بارش روی دوش دیگری باشد. یکی از بزرگان خدمت آیت الله حائری شیرازی فرمودند: من با خانمم تقسیم کار کرده بودیم. یک موقع که او کار داشت وظیفه من بود و یک روز که من کار داشتم ، وظیفه او بود که بچه را نگه دارد. یک روز که وظیفه ی من بود بچه را نگه دارم، ساواک آمد و من دستگیر کرد. گفتند: باید ساواک برویم. بچه را برداشتم و گفتم برویم. گفتند؛ بچه را برای چه می‌آوری؟ گفتم؛ امروز وظیفه من است که بچه را نگه دارم. با بچه رفتم بازجویی شدم و برگشتم. مواقع خاصی را هم می‌شود فقط به عبادت اختصاص داد و با خداوند خلوت کرد. مثلاً در سفرهای زیارتی و حج، چند روزی را به عبادت و راز و نیاز پرداخت؛ یا در ماه مبارک رمضان و شعبان که خداوند گفته بسیاری از کارهایتان را کم کنید. آن هم نه با انقطاع کامل، تا حدودی می شود در این ایام با خدا خلوت کرد. یا وقتی همه خوابیدند و دیگر کسی با ما کاری ندارد، عرضه داریم آن موقع با خداوند خلوت و عبادت کنیم! ارتباط با خداوند نیز آفتهایی دارد حضرت علی (علیه السلام) فرمودند: «لکل شی ء آفة»[3] = هر چیزی آفتی دارد. این دیگر مطلق است و استثنا بردار هم نیست. بهتر از ارتباط با حق تعالی و ذکر حق تعالی که نداریم. اما آن نیز آفتهایی دارد. شیطان بلد است که انسان را وسوسه کند. یعنی یک صورت مقدس و یک نفسانیت استکباری در وجود ما ایجاد می‌کند که من می خواهم با خدا حرف بزنم و ارتباط برقرار کنم. بقیه را له کنم و مسائل دیگران را نادیده بگیرم. نبی اکرم (صلی‌الله‌و‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم) میفرماید: مردی را دیدم که خیلی عبادت می‌کند. هر وقت به مسجد می‌آمدم او حضور داشت. پرسیدم: آیا او زن و بچه دارد؟ در آمدش را از کجا کسب می‌کند؟ گفتند: برای اینکه به عبادتش بپردازد، برادرش به جای او هم کار می‌کند. حضرت فرمودند: برادرش از او عابدتر است. ما باید در ساعات شخصی خودمان، عبادت کنیم و ساعاتی که مال دیگران است را به انجام وظایف بپردازیم. حتی یک کار مستحبی اضافی هم نباید انجام بدهیم. این فرمان خداست؛ دلم نیامد، دلم خواست و... نداریم. در نماز جماعت اگر سجده را بیش از امام طول بدهم و بگویم در سجده دارم به خداوند نزدیک می‌شوم یا خداوند  مرا در آغوش گرفته و ذکر را طولانی تر کنم، معصیت کرده‌ام. در ماه مبارک رمضان بعضی‌ها دوست دارند همان موقع اذان افطار کنند و بعد از افطار مسجد مشرف شوند و نماز بخوانند؛ هیچ اشکالی ندارد. اگر می‌خواهی رعایت کنی، خودت برو نمازت را بخوان. ولی وقتی به دیگران پیشنهاد می‌دهی یا اصلا طوری برنامه‌ریزی می‌کنی که اول نماز خوانده شود، درست نیست. شاید دیگران دوست نداشته باشند. بخصوص برای مهمان نباید تعیین تکلیف کنیم. انس با خداوند، مانع انس با غیر او می گردد لازم است انسان برای ارتباط شخصی و انس با حق تعالی، ارتباطش با دیگران را قطع و وقت مستقل بگذارد. هر کسی می خواهد رشد کند، باید ساعت هایی را برای خودش و خدا بگذارد. قاعده هم داریم که کسی که به طور طبیعی با خداوند انس می‌گیرد، کم کم انسش از بیرون، کم می‌شود و آهسته آهسته از ارتباط با دیگران به وحشت می‌افتد. امام عسگری (علیه‌السلام) می‌فرماید: «من آنس بالله استوحش من الناس» [4]= هر کس انس با خدا می‌گیرد، آهسته آهسته از مردم وحشت می‌کند». یعنی بیشتر لذت می برد که با حق تعالی باشد. حضرت علی (علیه السلام) نیز میفرماید: «کیف یأنس بالله من لا یستوحش من الخلق»[5] = چگونه با خدا انس گیرد، آن که هیچ وحشتی از خلق ندارد؟». بحث وحشت از خلق را در بحث عمر، در جلسه گذشته عرض کردم. انسانها فطرتاً با خدا در ارتباط هستند ما در دنیا نمی‌فهمیم و بعد از انتقال به برزخ و آخرت، ارزش ارتباط با خداوند برایمان جلوه می‌کند و خیلی هم انسان اذیت می‌شود؛ مگر کسی که در دنیا انس با خدا و آخرت داشته باشد. خداوند تبارک و تعالی با تمام عظمت و شوکت به انسانها می‌گوید: «أنا و حقی لک محب فبحقی علیک کن لی محبا»[6] =  بنده ی من! به حق خودم سوگند که من دوستت دارم، تو نیز به حقی که بر تو دارم مرا دوست داشته باش». خداوند قسم یاد می‌کند، چون مسئله مهم است و درک این قضیه برای انسان حیاتی است. باور این مسئله برای انسان در زندگی به قدری مهم است که ببینید خداوند با چه زبانی با انسان صحبت می‌کند. بنده باید درک کند که همیشه سر و کارش با کسی است که اولاً او و همه‌ی جهان، دنیا و آخرت را خلق کرده و وابسته دائم به اوست و همه چیز به دست اوست؛  «ان الله  علی کل شیء قدیر= خدا بر هرکاری قادراست». [7]   انسان در همان آغاز، با یک کانون محبت و عشق در ارتباط است و یک رفاقت خصوصی و دو طرفه دارد. گناهکارترین و کثیف ترین انسانها نیز در باطن خودشان می‌فهمند که خدا دوستشان دارد. خداوند، بعد از سال ها گناه و قهر انسان، دریایی از محبت نسبت به او دارد و به او نه نمی گوید. فطرتاً همه انسانها می دانند هیچ وقت خدا در خانه اش را به روی کسی نمی‌بندد و هیچ وقت به کسی نمی گوید: دیر شده یا دیر آمدی! برگرد و برو! این را همه می فهمند و مخصوص مسلمان‌ها و شیعه‌ها نیست. سراغ سایر ادیان هم بروید همه شان همین طور هستند. خدا فطرتاً در نزد انسانها حاضر است و ما فطرتاً در محضر خدا هستیم. حقیقتاً این گونه است و این وجود به قدری برای ما شفاف و ملموس است که لازم نیست کسی برای ما ثابت کند. نفهم ترین انسانها نیز او را درک می‌کنند و می دانند هر وقت بخواهند با خدا آشتی کنند، خدا هست. می دانند هر کجا بخواهند با خدا حرف بزنند، خدا هست و لبیک می‌گوید. چه زیر آب، چه در فضا و چه زیر خاک. تا بگویند خدا، خدا نیز لبیک می‌گوید.  حضور خودشان را نزد خدا به شهود روحانی درک می کنند. ارتباط با خداوند، باید بر اساس محبت و دوستی باشد باید همه حساب ها را با خدا در هر محوری؛ فلسفه، کلام، عقل کنار گذاشت. هر چند خوب و مقدس و نورانی هستند؛ اما در نهایت ارتباط با حق تعالی فقط باید بر اساس محبت  و رفاقت و دوستی باشد. این محبت و رفاقت همه مشکلات را حل می کند. اگر با خدا در چالش عقلی و دو دو تا چهارتا بیفتید، خیلی ضرر می‌کنید. اصلاً خدا ما را برای این کار نیافریده است. اگر عقل، فلسفه،کلام، استدلال و برهانی هست، برای این است که این محبت شکوفا شود و شیطان نتواند از شبهات استفاده کند و ما را فریب دهد. ولی آخر قضیه باید به محبت و دوستی بین خدا و ما بیانجامد. حیف نیست زندگیمان را از این محور دور کنیم که خدا برای چه ما را صدا کرد؟ برای چه ما را ساخت و اعلام عمومی نیزکرد؟ اگر این ارتباط نباشد، چه محوری دوست داشتنی تر از آن هست؟ «وَ اجْعَلْنِی مِنْ أَوْلِیَائِكَ فَإِنَّ أَوْلِیَاءَكَ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ»[8] = و هم از دوستانت قرارم ده كه بر دوستانت ترسی نیست و اندوهگین نمی‌شوند». محوریست که با آن ترس، غم، استرس، رنجاندن ها و رنجیدن از دست دیگران، می رود و انسان خیلی راحت می شود و دوران سلطنت انسان شروع می شود و می فهمد سلطان است. گر من فقیرم هر شبی/ دارم ز یا رب یا ربی/ جشنی نوایی مطربی/ کمتر ز سلطان نیستم  قشنگترین حالت انسان، وقت نماز است قشنگ ترین ساعت های زندگی، موقعی است که فقط ما و خدا هستیم و با هم حرف می‌زنیم. من درد دل می‌کنم. آشتی می‌کنم. معذرت خواهی می‌کنم. رشد و نزدیکی می خواهم و مورد نوازشش قرار می گیرم. ما وقتی برای نماز قامت می‌بندیم، یادمان می‌رود کجا ایستاده ایم. اگر حواسمان  باشد که چه کار می خواهیم بکنیم و می خواهیم با رفیقمان حرف بزنیم و این قشنگ ترین حالت است؛ نمی گذاریم نمازمان خراب شود و از بین برود. خداوند می گوید؛ هر وقت دوست داشتید من برایتان حرف بزنم، قرآن بخوانید و هر وقت دوست داشتید شما با من حرف بزنید، نماز بخوانید. خدا تشکیلات با عظمتی برای خلوت و عشق راه انداخته  که انسان لذت ببرد و به فکر آن طرف باشد، آن وقت ما به لذات و نعمت های دنیا فکر می‌کنیم. خلقت دنیا، برای ایجاد محبت و رفاقت بین انسان و خداست خداوند در حدیث قدسی می‌فرماید: «خَلَقتُ الاشیاء ِلاَجلِک و خَلَقتُکَ لِاَجلی»[9] = اشیاء را برای تو خلق کردم ولی تو را برای خودم خلق کردم». ما نمی‌توانیم از دریا با خدا ارتباط برقرار کنیم. گل ها را می‌بوییم؛ ولی از لطافت و زیبایی و بوی گل در آغوش خدا قرار نمی‌گیریم. طبیعت و ماه و ستاره ها و کهکشان‌ها را می‌بینیم؛ ولی به خدا وصل نمی‌شویم. همه ی اینها می‌تواند ما را با خدا رفاقت بدهد؛ ولی ما این ها را نمی‌بینیم و از کنار این آیات رد می شویم و رفاقتی هم برقرار نمی کنیم؛ چون برای خودمان حجاب گذاشته ایم. خداوند همه ی این تشکیلات عظیم را برای رفاقت ما و خودش راه انداخته، میلیاردها کهکشان و ستاره و کیهان خلق کرده تا با او رفیق شویم. میلیاردها موجود در این طبیعت گذاشته که با او رفیق شویم. تازه این تشریفات طبیعت و دنیاست. انشاءالله در برزخ، تشریفات آن طرف را هم می‌بینیم. تشریفات اینجا در مقابل آنجا، مثل تشریفات رحم در مقابل دنیاست. همه برای این است که محبت، بین خدا و انسان برقرار شود و اگر این نشود ما در درون خودمان به هدف خلقت نرسیده ایم و میوه خلقت نشده‌ایم. میوه خلقت یعنی رسیدن به آن چیزی که خلقت برای او انجام شده. انسان هایی از این مجموعه به نتیجه می رسند و میوه می‌شوند که با خدا رفیق شوند و دوستش داشته باشند. آثار محبت خداوند دوست داشتنِ انسانی و دوست داشتن با معرفت، وقتی محبتش می آید، معنا پیدا می‌کند. در زندگی شادی و نشاط می‌آورد. کم توقعی و قانع بودن می آورد. عزت و شرافت می‌آورد. دیگر شخص عصبانی نمی‌شود. دیگران را نمی‌رنجاند و رنجیده هم نمی شود. دیگر به دنیا حریص نیست. قدرآن چیزی که دارد را  می‌داند. با داشته های دیگران احساس کمبود شخصیت نمی کند. هیچ وقت اسیر محبت کسی نمی شود که دیگران بتوانند خردش کنند. محبت آثار فراوانی دارد که در بحث ولایت گفته شده است . اینکه بگویم: خدایا! قربونت برم، حاضرم خودم را به خاطر تو تیکه تیکه کنم؛ یک چیز است و دوست داشتن چیز دیگری است. ما بطور فطری خدا را دوست داریم. شیطان هم خدا را دوست دارد. شیطان به معاویه می‌گوید: هنوز بعد از این درگیری که بین من و خدا اتفاق افتاد و مرا بیرون کرده، هنوز او را دوست دارم. کسب علم نیز، باید در راه محبت خداوند باشد بعضی از فقها هستند که دور از خدا، سالها در حوزه درس می خوانند؛ اما از خدا  دورتر می شوند. شهوت علم خطرناک است و انسان را دیوانه می کند. آنها علم را برای محبت با خدا نمی خوانند. عزیزان جوان که می خواهند برای آینده برنامه ریزی کنند، باید توجه داشته باشند که مرحوم «رجب علی خیاط» یک خیاط بود، ولی بزرگ شد. در شرح حدیث «عنوان بصری» عرض کردم که امام صادق(علیه‌السلام) فرمود:«بنده نباید برای خودش تدبیر کند.» اما ما برای خودمان تدبیر می‌کنیم که مثلاً من می خواهم مجتهد شوم. من می خواهم مرجع تقلید شوم. من می‌خواهم دکتر، مهندس، قهرمان در فلان ورزش شوم. می نشینم این تدبیرها را می کنم و دیگر از حال محبت خارج می‌شوم. نمی‌گویم من باید اینها را در راه محبت خدا استخدام می کنم. شهید چمران را ببینید؛ مناجات هایش را بخوانید! او ولی خداست. در آمریکا درس پزشکی خوانده و آنجا بزرگ شده است. شاگرد اول دانشگاه آمریکاست. ولی ببینید که بین او و خدا چقدر انس و رفاقت برقرار است. یک پزشک است و در حوزه علمیه هم درس نخوانده است. اما چون علمش را در مسیر خدا به کار می گیرد، به آن مقامات عالیه می رسد. انسان باید با محبت خداوند زندگی کند در زندگی هر کاری می خواهیم بکنیم؛ ازدواج، بچه دار شدن و...  باید حواسمان باشد که دائماً در انس با حق تعالی باشیم. هیچ کس جای خداوند را نمی گیرد. اگر می خواهی همسرت را خیلی دوست داشته باش، هیچ مانعی ندارد. مهرورزی به خداوند تبارک وتعالی منافاتی با مهرورزی به همسر ندارد. مکمل همدیگر هستند. با بچه هایت خوب و مهربان باش! به همسرت عشق بورز! اما حواست باشد که معشوق اصلی تو باید خداوند باشد. هر کاری می خواهی بکنی، بکن. درس بخوان! مهندس، کارمند، کارگر، ورزشکار باش. ولی حواست باشد که اگر این را گم کنی و به قول الهی قمشه ای به هر رشد و پیروزی و سود در دنیا برسی؛ در آخر ضرر است. اتفاقاً آن هایی که در دنیا به موقعیت های بیشتری برسند ضرر بیشتری کرده اند . وقتی که انسان از دایره سود انسانی خارج شود، دیگر فایده ای ندارد. چون روی محور آن چیزی که برایش خلق شده نیست. یک جنین وقتی طبق قوانین حاکم بر رحم که او را به تولد سالم می رساند، حرکت نکند بعداً که متولد می شود، ناقص است. دیگر هیچ کاری هم نمی شود کرد و فایده ندارد. مهم این است که ما در محور سلامت حرکت کنیم. سلامت انسان،  فقط و فقط زمانی هست که خدا را دوست داشته‌باشد و با محبت خدا زندگی کند. اساسی‌ترین موضوع زندگی خداوند تبارک و تعالی و محبت خداوند است؛ غیر از این باشد، ما سالم زندگی نمی‌کنیم. هر کس ادعای رفاقت با خداوند را بکند، باید امتحان شود وقتی بگویید؛ خدایا من مخلصت هستم و از همه بیشتر دوستت دارم، زود امتحان می شوید تا معلوم شود که راست می گویید یا نه. خداوند در قرآن می‌فرماید: «أحسب الناس ان یترکوا ان یقولوا آمنا و هم لا یفتنون»[10] = آیا مردم چنین پنداشتند که به صرف اینکه گفتند ما ایمان (به خدا) آورده‌ایم، رهایشان می کنند و هیچ امتحانشان نمی کنند؟». مثلاً اگر موقعیتی پیش آمد که باید رشوه دهی که فرزندت در دانشگاه نمره بیاورد؛ امتحان می‌شوی. باید در مغازه بخاطر خدا، حق مردم را رعایت کنی. گران فروشی نکنی و قیمت عادلانه بدهی. باید در محیط کار، وجدان کاری داشته باشی و از کارت نزنی و برای نزدیکانت پارتی بازی نکنی. شخصی در مجلس رأی می آورد، برای این که چند میلیون از آقایی گرفته و مدیون است، قانون را تغییر می دهد و یک قانون جدید به نفع آقا تصویب می کند. اما اگر این قانون به نفع مردم و مملکت نباشد، برایش مهم نیست. محبت گوهر بسیار با ارزشی است و اگر به آن رسیدی، دیگر چیزی کم نداری، اما حتماً امتحان پس می‌دهی. خوش به حال کسی که در امتحان قبول شود و بگوید: نه خدایا من واقعاً تو را دوست دارم و هیچ شخص، رابطه، شهوت، معامله و پولی را به تو و رضای تو ترجیح نمی دهم. طرف از مسائل عرفانی می‌گوید که من خدا را خیلی دوست دارم و می خواهم به خدا برسم و به او نزدیک شوم. ولی در خانه فیلم های مستهجن می بیند و تمام حرف‌ها یادش می‌رود. یادش می رود که خداوند و امام زمان نگاهش می کنند. خداوند در قرآن می فرماید: «ألم یعلم بان الله یری»[11] = نمی داند که خدا او را می بیند؟ وقتی خدا امتحان می گیرد و موقعیت گناه پیش می آید، معلوم می شود که ما به خدا دروغ می گوییم یا نه. محبت خداوند، باعث بیمه شدن دل می شود خداوند در قرآن می فرماید: «الا ان اولیاء الله لا خوف علیهم و لا هم یحزنون» [12]=  آگاه باشید که دوستان خدا هرگز هیچ ترسی (از حوادث آینده عالم) و هیچ حسرت و اندوهی (از وقایع گذشته جهان) در دل آنها نیست». اگر دل ما به محبت احیا شود ، دیگر بیمه هستیم؛ ولی باید تمرین کرد که بخاطر خدا چیزی را که دوست ندارد، من نیز دوست نداشته باشم. مثلاً سر سفره و تقسیم غذا نباید با کسی درگیر شد. همیشه باید با پدر و مادر کنار آمد. اینها همه امتحان است. خدا می‌گوید تو روابطت را با دیگران براساس رفتار دیگران با خودت تنظیم نکن؛ چون می بازی. مثلاً می گویی چون همسرم، برادرم این کار را با من کرد، من هم با او همین کار را خواهم کرد. ولی خداوند می گوید: تو وظایفت را به خاطر من انجام بده و خودت را از طرف من مامور بدان و با خانواده ات این طور رفتار کن، آن وقت اگر کسی حرف بی ادبانه ای هم زد و جسارت کرد دیگر ناراحت نمی شوی. اگر پدرت حرفی زد که یک ذره زور داشت، بی خیال رد می‌شوی و دستش را هم می بوسی. جلوی معلمت و پدرت بلند می شوی و دیگر تکبر نداری. اگر نماز مستحبی می خواندی و مادرت صدایت کرد؛ سریع می روی. خداوند جر و بحث و «مراء» را دوست ندارد خدا می گوید: خوشم نمی آید که با هم جر و بحث کنید. امام رضا (علیه السلام) می فرماید: « إنَّ اللّه َ یُبغِضُ القِیلَ والقالَ ، وإضاعَةَ المالِ ، وكَثْرَةَ السُّؤالِ»[13] =  خداوند از قیل و قال و بر باد دادن مال و خواهش بسیار، نفرت دارد». اگر باید در بحث با دیگران کوتاه بیایی، دیگر نمی گویی؛ زورم می آید، من باید حال او را بگیرم، باید بفهمد که حق با من است و نظر من صحیح است. چون خدا خوشش نمی آید. به خاطر او کوتاه می آیی و رابطه محبتی را کثیف نمی کنی. چقدر انگیزه بزرگی است که انسان بگوید خدایا من دارم به خاطر تو کوتاه می آیم و چون تو دوست نداری، من هم دوست ندارم.  خدا می گوید: حتی موقعی که حق با توست، تو کوتاه بیا. اگر ادامه بدهی، پیامبر(صلی الله و علیه وآله و سلم) می فرماید : شفاعتت نمی کنم. زنا کار و مشروب خوار را شفاعت می کند، ولی اهل «جر و بحث» را نه. امتحانات خدوند در تمام صحنه های زندگی است وقتی می گویم؛ خدا امتحان می گیرد، فکر نکنید یک سال می گذرد و بعد صحنه ای پیش می آید و من آنجا باید ثابت کنم که خداوند را دوست دارم. مثلاً یک کیف پر از دلار پیدا می کنم، بعد باید امتحان شوم که به صاحبش می دهم یا نه. خیر؛ سر صبحانه، موقع چای خوردن امتحان می شوی تا شب نیز چندین بار امتحان می شوی. اگر خدا و اهل بیت را دوست داری، باید دلت را به رفاقت و محبت و انس با آنها خوش کنی و کوتاه بیایی و بعضی کارها را کنار بگذاری و بعضی حرفها را نزنی!  چه دلخوشی از خود خدا بالاتر و چه دلخوشی بهتر از بودن با اهل بیت و انبیاء و اولیا. اگر یک بار فاطمه زهرا پسرم صدایت کند، می ارزد. امام زمان بگوید؛ این رفیق ماست، خیلی می ارزد. ولی اینها برای ما اهمیت ندارد و ما به جیفه دنیا چسبیدیم و کاری هم به عشق و محبت و دلدادگی و این چیزها نداریم. ان شاءالله که در زندگی بدانیم، برای خدا کجا باید کوتاه بیاییم، کجا باید چشم را پایین بیندازیم، کجا باید نشنویم، کجا باید نرویم، کجا باید نگوییم. بچه نادان، پدرش را خرد می کند که چرا من فلان چیز را ندارم؟ چرا تو وضعت خوب نیست و ماشین نداری تا ما برویم بگردیم؟ مگر نمی دانی؛ آنها که رفقای خدا بودند؛ غذا و لباس نداشتند. مادر ما (سلام الله علیها) می گفت؛ یک زیرانداز داریم، روزها فرش مان است و شبها هم رویمان می اندازیم. ولی در آن خانه چه کسانی تربیت شدند. اما بعضی ها کافی است یک بار پدر زن یا مادر زن خلاف خواسته او عمل کنند، عصبانی می شود. کافی است یک نظرش تامین نشود،  قطع رحم می کند و زن و بچه را کتک می زند و لوازم خانه را می شکند و به زن و بچه بی پناه ظلم می کند.  اگر محبت خداوند بیاید، هیچ وقت این صحنه ها به وجود نخواهد آمد. [1] قرآن کریم / سوره بقره / آیه 27 [2] قرآن کریم / سوره توبه / آیه 24 [3] كنز العمّال / 44226 [4] الدرة الباهرة / ٤٣ [5] غررالحکم / 7003 [6] دیلمی / ارشاد القلوب / ج1 / ص 171 [7] در قرآن 19 بار تکرار شده است. [8] مفاتیح الجنان / دعای روز سه شنبه [9] علم الیقین / ج 1 / ص 381 [10] قرآن کریم / سوره عنکبوت / آیه 2 [11] قرآن کریم / سوره علق / آیه 14 [12] قرآن کریم / سوره یونس/ آیه 62 [13] بحار الأنوار / 78 / 335 / 16 آرشیو مباحث استاد شجاعی فروشگاه آنلاین با محصولات ناب 

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 10036
زمان انتشار: 12 فوریه 2019
| |
ثواب یاد امام حسین (ع) هنگام نوشیدن آب چیست؟

ثواب یاد امام حسین (ع) هنگام نوشیدن آب چیست؟

امام صادق (ع) در حدیثی به ثواب یاد کردن امام حسین (ع) هنگام نوشیدن آب اشاره می‌کنند. «عَنْ دَاوُدَ الرَّقِّیِّ قَالَ: کُنْتُ عِنْدَ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (ع) إِذَا اسْتَسْقَی‏ الْمَاءَ فَلَمَّا شَرِبَهُ رَأَیْتُهُ قَدِ اسْتَعْبَرَ وَ اغْرَوْرَقَتْ عَیْنَاهُ بِدُمُوعِهِ ثُمَّ قَالَ لِی یَا دَاوُدُ- لَعَنَ اللَّهُ قَاتِلَ الْحُسَیْنِ (ع) وَ مَا مِنْ عَبْدٍ شَرِبَ الْمَاءَ فَذَکَرَ الْحُسَیْنَ (ع) وَ أَهْلَ بَیْتِهِ وَ لَعَنَ قَاتِلَهُ إِلَّا کَتَبَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُ مِائَةَ أَلْفِ حَسَنَةٍ وَ حَطَّ عَنْهُ مِائَةَ أَلْفِ سَیِّئَةٍ وَ رَفَعَ لَهُ مِائَةَ أَلْفِ دَرَجَةٍ وَ کَأَنَّمَا أَعْتَقَ مِائَةَ أَلْفِ نَسَمَةٍ وَ حَشَرَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ یَوْمَ الْقِیَامَةِ ثَلِجَ الْفُؤَادِ= داود رقی می‌گوید: در محضر مبارک امام صادق علیه‌السلام بودم، حضرت آب طلبیدند و زمانی که آب را نوشیدند، دیدم حضرت گریان شد و چشمانش غرق اشک شد. سپس به من فرمودند: «ای داوود خدا قاتل حسین علیه السلام را لعنت کند، بنده‌ای نیست که آب نوشیده و حسین علیه‌السلام را یاد نماید و قاتلش را لعنت کند مگر آنکه خداوند متعال صد هزار حسنه برای او منظور می‌کند و صد هزار گناه از او محو کرده و صد هزار درجه مقامش را بالا برده و گویا صد هزار بنده آزاد کرده و روز قیامت حق تعالی او را محشور فرماید در حالی که قلبش شادمان و مسرور باشد». (کامل الزیارات، باب 34، حدیث 1، صفحه 203.) برگرفته از کتاب مصلح برگزیده   آرشیو مباحث استاد شجاعی فروشگاه آنلاین با محصولات ناب 

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 10035
زمان انتشار: 12 فوریه 2019
| |
رفیقِ امام زمان (ع)

رفیقِ امام زمان (ع)

امام زمان علیه‌السلام تمام اسماء الله را با خود دارد، اگر با امام زمان علیه‌السلام رفیق شوی، تمام اسماء الله را کسب می کنی.    برگرفته مباحث استاد شجاعی فروشگاه آنلاین با محصولات ناب 

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed