مؤسسه فرهنگی هنری خیریه
انسان مساوی با مطلوب های دلش است. روح به هر چیز گرایش پیدا کند، آن چیز بر او حاکم و سلطان روحش می شود چون انسان در بخش انسانیاش طالب حق تعالی است، شعارش «لااله الا الله» است. اگر به سراغ اله دیگری برود و دغدغه های دنیایی داشته باشد، قطعا خدا مطلوب او نخواهد بود و عبد و بنده ی چیزی می شود که لیاقت عبودیت ندارد و در حشر و قیامت هم با همان معشوق ها و مطلوب هایش محشور می شود.
کلیدواژه ها:
تکبر یعنی خودبزرگبینی. یعنی بزرگتر دیدن خودت از اینکه بخواهی دستورات خدا را اجرا کنی یا تن به عبودیت خداوند تبارک و تعالی بدهی. پس محال است کسی در قلبش به اندازهی دانه خردلی تکبر باشد و خدا او را به بهشت ببرد.
کلیدواژه ها:
در اثر زیارت، شوق به معیت و همراه معشوق بودن زیاد می شود. وقتی انسان کسی را می خواهد، سعی می کند موانع رسیدن به او و با او بودن را برطرف کند. آن موانع خارجی نیست، بلکه همیشه داخلی است. به همین دلیل، روح سازندگی و شبیه سازی با معشوق، در انسان زنده می شود.
کلیدواژه ها:
امام صادق (علیه السّلام) میفرمایند: «إِنَّ اَلنَّاسَ يَعْبُدُونَ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَى ثَلاَثَةِ أَوْجُهٍ فَطَبَقَةٌ يَعْبُدُونَهُ رَغْبَةً فِي ثَوَابِهِ فَتِلْكَ عِبَادَةُ اَلْحُرَصَاءِ وَ هُوَ اَلطَّمَعُ وَ آخَرُونَ يَعْبُدُونَهُ فَرَقاً مِنَ اَلنَّارِ فَتِلْكَ عِبَادَةُ اَلْعَبِيدِ وَ هِيَ اَلرَّهْبَةُ وَ لَكِنِّي أَعْبُدُهُ حُبّاً لَهُ عَزَّ وَ جَلَّ فَتِلْكَ عِبَادَةُ اَلْكِرَامِ وَ هُوَ اَلْأَمْنُ لِقَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ هُمْ مِنْ فَزَعٍ يَوْمَئِذٍ آمِنُونَ وَ لِقَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اَللّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اَللّهُ وَ يَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ فَمَنْ أَحَبَّ اَللَّهَ أَحَبَّهُ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ مَنْ أَحَبَّهُ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ كَانَ مِنَ اَلْآمِنِينَ= مردم خداى را به سه وجه مىپرستند:گروهى براى دريافت پاداش خدا را مىپرستند. اين بندگى آزمندان است و اين آزمنديست، و گروهى ديگر از بيم دوزخ وي را مىپرستند اين بندگى بردگان است، اين بيم است. اما من چون او را دوست دارم مىپرستم، اين پرستش آزاد مردان است و آن آرامش است. زيرا خداى بزرگ گفته:«ايشان از لرزش آن روز بيمناك و در آسايش هستند» و نيز گفته:«هر گاه شما خداى را دوست داشته باشيد مرا پيروى كنيد تا خداى شما را دوست داشته باشد و گناهان شما را بيامرزاد». هر كه خداى را دوست داشته باشد، خدا او را دوست داشته و آنكه خداى را دوست داشته از امان يافتگان است.»
کلیدواژه ها:
«سُلَالَةَ النَّبِيِّينَ» يعني تمام كمالات و فضايل آسماني انبياء و رسل علیهم السلام خلاصه شده در وجود مقدس اهلبیت علیهم السلام و فرزندان شان و آن بزرگواران وارث به حقّ تمام پيامبران و رسولان هستند.
کلیدواژه ها:
امیرالمؤمنین علیه السلام درباره شخصیت حلیم فرمودند:«لَيس الحَليمُ مَن عَجَزَ فهَجَمَ و إذا قَدَرَ انْتَقَمَ. إنَّمَا الْحَليمُ مَن إذا قَدَرَ عفا، و كانَ الحِلمُ غالبا على كُلِّ أمْرِهِ[1] = بردبار نيست كسى كه چون ناتوان شود، هجوم برد و چون قدرت يابد انتقام كشد؛ بلكه بردبار كسى است كه قدرت [انتقام] داشته باشد، اما گذشت كند و بردبارى بر تمامى امور او غالب باشد.» قسمت اول حدیث، تعریف سلبی از حلم دارد و قسمت دوم «اِنَّمَا الحَلیمُ مَن اِذا قَدَرَ عَفا» تعریف ایجابی حلم است. یعنی حلیم کسی است که وقتی قدرت پیدا کرد، عفو میکند و حلم، غالب بر امور زندگی او باشد. اما کسی که وقتی ناتوان شود، هجوم ببرد، حلیم نیست.
کلیدواژه ها:
انسان از این رو که مدنی الطبع است و در این دنیا قرار دارد، ناگزیر است برای گذران امورش ارتباطات و معاشرت های متنوع و متعددی داشته باشد. ناچار است با گروه ها و افرادی زندگی کند که انتخاب و ارتباط با آنها در حیطه اختیارات ما نیست. والدین مان را خود ما انتخاب نمی کنیم. والدین ما از قبل تعیین شده اند. ما چاره ای نداریم که با عده ای از مردم زندگی و معاشرت بکنیم که انتخابِ معاشرتِ با آنها در دست ما نیست. حلیم کسی است که این رمز را بفهمد.
کلیدواژه ها:
وضو یک ادب و یک پاکیزگی برای ورود به بارگاه الهی است. اگر انسان به آن توجه داشته باشد و وضو را از روی عادت نگیرد، بلکه با نیت باشد، پاداشش یک نوری برای اوست که در قیامت بین چشمانش میدرخشد.
کلیدواژه ها:
استکبار به معنی بزرگی کردن، زیر بار حرف حق نرفتن و خود را بزرگتر و مهمتر از حق دانستن است. وقتی حق برملا میشود و انسان آن را نمی پذیرد، به این تکبر گفته میشود. مثلاً شما از پدر و مادرت، همسرت، فرزندت یا از کسی چیزی را میبینید که حق است. اگر تعصب به خرج بدهی و زیر بار نروی، مستکبر هستی.
کلیدواژه ها:
اهل بیت علیهم السلام امانت دار خداوند تبارک و تعالی در روی زمین هستند. یکی از مراتب امانت ائمه اطهار، اختیار مردم است. ولی آنها در مقام واسطه گی سلب اختیار از مردم نمی کنند. ما هم باید مثل ائمه امانتدار باشیم و البته امانتداری مصادیق مختلفی دارد. از جمله این که اموال مردم، مسئولیت پذیری در حقوق همسر و فرزند، پست و مقام، اعضا و جوارح، مجالس و گفتگوهای دوستان.
کلیدواژه ها:
آثار استاد