www.montazer.ir
جمعه 19 ژوئن 2026
شناسه مطلب: 6165
زمان انتشار: 27 فوریه 2017
| |
شدت اتصال به اهل بیت (علیهم السلام)

استاد محمد شجاعی

شدت اتصال به اهل بیت (علیهم السلام)

کلیدواژه ها: ، ،

Top
شناسه مطلب: 5637
زمان انتشار: 26 سپتامبر 2016
| |
ذکر سجده از امام سجاد (علیه السلام)

ذکر سجده از امام سجاد (علیه السلام)

طاوس بن کیسان یمانی، یکی از اصحاب بزرگ حضرت سجاد (علیه السلام)، می گوید: « شبی در مسجد الحرام وارد حجر اسماعیل شدم. امام سجاد (علیه السلام) وارد شد و به نماز مشغول شد. مدتی طولانی نماز خواند، سپس به سجده رفت. من با خود گفتم او مردی صالح از اهل بیتی نیکوکار است، حتماً به دعایش گوش فرا بدهم ببینم چه می‌گوید. شنیدم که در سجده فرمود:«عبیدک بفنائک، مسکینک بفنائک، فقیرک بفنائک، سائلک بفنائک »؛ ( بنده کوچک تو، وابسته به تو، نیازمند به تو، درخواست کننده از تو، در آستانه تو است. ) از آن پس هرگاه به ناراحتی و مشکلی برمی‌خوردم، این دعا را می‌خواندم و بدون استثنا مشکلم برطرف می‌شد.» یوسف بن اسباط از پدرش نقل می کند که وارد مسجد کوفه شدم و دیدم جوانی با خدای خود مناجات می کند و در سجده خود می گوید: « سجد وجهی متعفراً فی التراب لخالقی و حق له »؛ ( صورتم خاک آلوده برای خالقش در سجده است و این خضوع و بندگی شایسته اوست. ) نزدیک‌تر رفتم و دیدم حضرت علی بن الحسین (علیه السلام) است. و همچنین بنا بر نقل حضرت صادق (علیه السلام) از زبان یکی از غلامان حضرت سجاد (علیه السلام) « روزی امام به صحرا رفت و بر روی سنگی زبر به سجده افتاد. من ایستاده بودم و صدای بلند گریه امام را می شنیدم، و شمردم که هزار مرتبه گفت:«لا اله الاالله حقاّ حقاّ لا اله الا الله تعبداّ ورقا لا اله الا الله ایماناً و صدقاً... »؛ ( جز الله معبودی نیست و این را حق می دانم و بدان معترفم. جز الله معبودی نیست و این را در حالت بندگی کامل می گویم، جز الله معبودی نیست و این را بر اساس ایمان و راستی می گویم. ) منابع: بحارالانوار، جد 46، ص 76 به نقل از الارشاد و ص 78 به نقل از مناقب و صفحه 99 حدیث 88 به نقل از کشف الغمه و جلد 45 صفحه 149 سایت رشد

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 4976
زمان انتشار: 8 می 2016
| |
باید یگانه شد

باید یگانه شد

...پیر زن خوش اخلاق بود. به او ننه می‌گفتیم. با این که اتاق کوچکی هم برای او مهیا بود. در گوشه حیاط زیر درخت پتو می‌انداخت و چای درست می‌کرد. تابستان بود...

مرحوم میرزا اسماعیل دولابی می فرمود:  یک زمانی یک نفر کارگر زن برایمان زراعت می کرد. از مازندران آمده بود. پیر زن خوش اخلاق بود. به او ننه می‌گفتیم. با این که اتاق کوچکی هم برای او مهیا بود. در گوشه حیاط زیر درخت پتو می‌انداخت و چای درست می‌کرد. تابستان بود. من هم خوشم می‌آمد. می‌رفتم پهلوی او چای می‌خوردم. گاهی هم مادرم برایش چای می‌آورد. یک وقت آخر سال بود می‌خواستم مرخصش کنم. گفتم: ننه جون بیا حسابت را بکنم پولت را بدهم. روزی سه ریال می‌گرفت. گفت: الان وقت رفتن نیست. گفتم: چرا ننه؟ گفت: هنوز تخم خیارهامان را نگرفتیم. دیدم دو سه سال تابستان‌ها که آمده است برای ما کار می‌کند می‌گوید: تخم خیارهامان را. نمی‌گوید: تخم خیارهای شما را. یعنی با ما قاطی شده است. معلوم بود این مطلب را برای طمع پول نمی‌گوید، بلکه یگانه شده بود. می‌خواست کارها را به خودش نسبت بدهد. ما هم ناچار شدیم نگهش داریم. دیدیم کسی را که این طور یگانه شده است نمی‌توان جوابش کرد. نگاهی به رفیقم کردم و گفتم: سه سال است از ماه دوم بهار تا پاییز آمده این جا با ما یگانه شده است، ولی هفتاد سال است که خدا ما را آفریده است، بنده خداییم، هنوز با خدا یگانه  نیستیم. ان شاء الله با محمد و آل محمد(ص) یگانه شویم. خودت را از آنها بدان و مال آنها. کارهای آنها را به خودتان نسبت بدهید. شما می‌گویید: من غلام آل محمدم یا کنیز آل محمدم. هرچه می‌خواهی بگو، ولی بدان خیلی به آنها نزدیکی. اگر یک جا آنها گفتند: تو مال خودمان هستی حرف نزن. اگر شما هم گفتی: من مال شما هستم، آنها چیزی نمی‌گویند. کتاب طوبی محبت – ص 176 مجالس حاج محمد اسماعیل دولابی منبع: تسنیم

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 4672
زمان انتشار: 7 فوریه 2016
| | | |
6) هدف از زندگی؛ تخلق به اخلاق الهی

حضرت معصومه (سلام الله علیها) (6)، 94/1/29؛ از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

6) هدف از زندگی؛ تخلق به اخلاق الهی

بطور کلی هدف از زندگی هر انسان در دنیا، رسیدن به قرب الهی است. و میزان قیمت و شرافت هر انسان نیز به تعداد اسمائی است که از الله در وجود او تجلی یافته است. انسان زیرک تمام سرمایه‌گذاری‌ها و جهت‌گیری‌های خودش را در دنیا، در جهت متخلق شدن به اخلاق الهی تنظیم می‌کند.

شرح زیارت نامه حضرت معصومه «علیها‌السلام» «اتَقَرّبُ إلی الله بِحُبّکم و البَرائَه من أعدائِکُم...» در این جمله فوق‌العاده مهم، چند حرف بزرگ مستقر است: 1- هدف از زندگی، که قرب (سنخیت و شباهت) به الله است. که تعبیر پیامبر، تخلّق به اخلاق الهی است. شاید تصور این حقیقت، کار آسانی باشد، اما تصدیق آن کار سهی نیست. و مهمتر از تصدیق، وجودی شدن اسماء در نفس انسان است که مستلزم تلاش فراوان و ادراک بالای انسانی است. در گذشته آموختیم که چند نوع ارتباط، میان انسان و اسماء الهی وجود دارد. اولین ارتباط، ارتباطِ تصوری است. به این معنا که لفظ اسم را معنا کرده و قبرداشتی ذهنی از آن اسم پیدا می‌کنیم. ارتباط دوم، ارتباط تصدیقی است. یعنی شخص پس از ادراک معنای اسمی از اسما خداوند، به حقیقت آن یقین پیدا کرده و قلبش آن اسم را تصدیق می‌کند. به عنوان مثال حقیقتاً تصدیق می‌کند، که واقعاً خداوند کریم است، یعنی کرامت او را درک کرده و باور می‌کند. اما گاهی اسم در وجود انسان تثبیت می‌شود و جزء نفس انسان می‌گردد. مثلاً خودِ انسان مثل الله، کریم می‌شود، جواد می‌شود و ... و اسمی از اسماء الهی در وجود او تجلی می‌یابد، به این ارتباط که عالی‌ترین مرتبه ارتباط است، ارتباطِ وجودی گفته می‌شود. انسان به واسطه دریافت صفاِ معصومین (عناصر وجودی معصومین) نیز به آنها شبیه شده و یا در اصطلاح به قرب آنان می‌رسد، که در این صورت میان او و آن معصوم ارتباط وجودی برقرار می‌گردد. بطور کلی هدف از زندگی هر انسان در دنیا، رسیدن به قرب الهی است. و میزان قیمت و شرافت هر انسان نیز به تعداد اسمائی است که از الله در وجود او تجلی یافته است. انسان زیرک تمام سرمایه‌گذاری‌ها و جهت‌گیری‌های خودش را در دنیا، در جهت متخلق شدن به اخلاق الهی تنظیم می‌کند. فراموش نکنیم که تصور ذهنی این حقیقت، کار آسانی است، اما تصدیقِ قلبیِ آن، کارِ آسانی نیست. اساساً نوع انتخاب‌ها، ارتباط‌ها، افکار و رفتار یک انسان نشان می‌دهد که او این حقیقت (هدف نهایی خلقتش) را قلباً باور کرده است یا نه! هر نوع فعالیت انسان در زندگی، اگر به تشبّه او به الله منجر نشود، جهنمی بیش نیست، حتی اگر ظالمی نیک و پسندیده داشته باشند. به عنوان مثال اگر عبادات انسان، اعمال خیر و کثیر او و ... به جای نزدیک‌تر و شبیه‌تر شدنش به خدا، سبب عُجب و غرور او گردد، اساساً راهی جز به سوی دوزخ نخواهد برد. جایی که توان ایستادن و دفاع از حق را نداریم و حاضریم به خاطر خوشایند دیگران، نارضایتی الله را به جان بخریم، یعنی ما اساساً به تصدیق قلبی این حقیقت نرسیده‌ایم. کسی که قصد رسیدن به هدف حقیقی را دارد، باید در میان شدائدی که دائماً به او حمله می‌کنند ایستادگی کرده و طاقت بیاورد. کسی که تصمیم دارد در آخرت با حضرت معصومه «علیها‌السلام» محشور شود و با او قرار ملاقات می‌گذارد، می‌فهمد که باید عنصر وجودی او را دریافت کند تا به شباهت با او برسد. اگر در دنیا به رابطه وجودی (سنخیت) با حضرت معصومه «علیها‌السلام» نرسیم، در قیامت نیز به رفاقت با ایشان نمی‌رسیم. آیا ما که روبروی حضرت معصومه «علیها‌السلام» می‌ایستیم و ادعای تقرّب یافتن به سوی الله را داریم، حقیقتاً به سوی الله، در حرکتیم؟ آیا روز به روز به خداوند بیشتر شبیه می‌شویم؟ حرم حضرت معصومه «علیها‌السلام»، آشیانه اهل آسمان است و ما در محضر اهل آسمان، ادعای شباهت به الله را داریم، آیا این ادعای ما حقیقی و صادق است؟ محبت به اهل‌بیت، عظیم‌ترین سرمایه ما در حرکت به سوی الله است و ما این محبت را به اذن الله در دل خود داریم. باید هوشیار باشیم با تمام کسانی که اهلِ محبت خانواده آسمانی‌مان هستند، مدارا کنیم. تمام محبّان اهل بیت را دوست داریم و لغزش‌هایشان را نادیده بگیریم، باید تلاش کنیم محبت‌مان را به اهل بیت بیشتر کنیم، برای محبوب‌هایمان هزینه کنیم، از اموال‌مان، از آبرویمان، از جان و استعدادمان و ... هر چه بیشتر در راه محبوب‌هایمان خرج شویم، قیمتی‌تر خواهیم شد.   مطالب بیشتر: پای درس استاد مجموعه سخنرانی های استاد محمد شجاعی مجموعه کتابهای استاد محمد شجاعی والحمدلله رب العالمین 

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 4658
زمان انتشار: 2 فوریه 2016
| | | |
2) راز پاداش بهشت برای زائران حضرت معصومه سلام الله علیها

حضرت معصومه (سلام الله علیها) (2)، ۹3/5/25؛ از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

2) راز پاداش بهشت برای زائران حضرت معصومه سلام الله علیها

قیمت هر انسان، نوع دغدغه‌ها و آرمان‌های او و یا نوع غم‌ها و شادی‌هایش مشخص می‌کنند. در زیارت نامه، با بالابردن سطح هدف‌ها و دغدغه‌های زائر، سعی در ارتقاء مقاماتِ انسانی او داشته و جهتی مشخص را برای ادامه‌ی مسیرِ انسانی او برایش ترسیم می‌نمایند.

روزهای تولد اهل بیت «علیهم السلام»؛ نمادی عینی و بزرگ از ایّام الله ایامِ تولد اهل بیت (علیهم السلام)به عنوان انسان‌های کامل و فرزندان آنان، ایامی بسیار بزرگ و مهم به شمار می‌روند. زیرا در چنین روزهایی خداوند در قالب انسان به طور کامل جلوه نموده و از آئینه‌ای تمام قد از جلوه‌های خویش برای مردم پرده‌برداری می‌نماید. قرآن کریم از چنین ایامی با عنوان ایّام الله یاد می‌کند: «... وَذَكِّرْهُمْ بِأَیَّامِ اللّهِ إِنَّ فِی ذَلِكَ لآیَاتٍ لِّكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ؛ ... روزهای الهی را به یاد آنها بیاور که در آن نشانه‌هایی برای بسیار صبرکنندگان و بسیار شکرگزاران وجود دارد». (سوره ابراهیم/آیه 5) حضرت معصومه (سلام الله علیها) به قدری برجسته و بلندمرتبه اند که امام صادق (علیه السلام) در مورد ایشان فرمودند؛ «به شفاعت او همه‌ی شیعیانم به بهشت می‌روند». این روایت نشان می‌دهد که ایشان جلوه‌ی «کاملی» از خداوند تبارک و تعالی بوده و به اندازه‌ی تمامِ قیامت، قدرت شفاعت دارند. حال که ما چنین ثروت عظیمی را از خداوند به ارث برده‌ایم و ایشان را تمام و کمال در دیار خویش به امانت داریم، باید بکوشیم تا ایشان را به بلندای بزرگی و مقام حقیقی‌شان بشناسیم و به برقراری ارتباطی صحیح و سازنده با وجود مقدس‌شان موفق شویم. شرایط پرواز در زیارات و ملاقاتِ اهل بیت «علیهم السلام» ارتباط صحیح با اهل بیت (علیهم السلام)، مستلزم فعالیت بخش فوق عقلانی است. اگر این بخش در وجود ما فعال نباشد، زیارت اهل بیت (علیهم‌السلام) و فرزندان آنان و ارتباط با ایشان، رشدِ چندانی در ما ایجاد نخواهد کرد. زیرا مقصود پروردگار از این نوع ملاقات‌ها، پرواز انسان تا عالی‌ترین مقامات بوده و تنها محبت به اهل بیت (علیهم السلام)، و زیارتِ ظاهری آنان، ارزش والایی نخواهد داشت به عنوان مثال هدف خداوند از ملاقات ما با سیّدالشهداء، رسیدن به مقام محمود است که اگر جز این، هدفِ دیگری در میان بود، رسیدن به مقامِ محمود را جزءِ اهداف و آرزوهای انسان در زیارت عاشورا قرار نمی‌دادند. به این ترتیب، لیاقتِ حقیقیِ انسان از نگاه خداوند، همان مقام محمودیست که اهل بیت (علیهم السلام)، در نزد پروردگار دارند که اگر در قیامت، هر کدامِ از ما به این مقام دست نیابیم، به یقین به حسرتِ کشنده و عظیمی گرفتار خواهیم شد. زیارتنامه‌ها، در حقیقت ملاقات و گفتگویی دو نفره میان ما به عنوان یک انسان (نه زن، نه مرد) با یک انسان کامل که تجلی کامل خداوند است، می‌باشند. و تنها کسانی که بخش فوق عقلانی فعال داشته و به سمت کمالاتِ انسانی در حرکتند، می‌توانند به زیارتی حقیقی نایل آمده و از این زیارتنامه‌ها به اوج لذت و هم‌آغوشیِ با غیب دست یابند. بنابراین کسانی که بخش فوق عقلانی فعال ندارند، به سه دلیلِ زیر نمی‌توانند به یک زیارتِ حقیقبی مشرّف شده و برای پروازهایی بلند، بال بگشایند؛ 1- مقام اهل بیت (علیهم السلام) و فرزندان آنان بسیار برجسته است و جز یک باطن انسانی، قادر به درک آن نخواهد بود. 2- این ملاقات‌ها، در حقیقت، ملاقات یک عضو خانواده، با یک عضوی در مقام و مرتبه‌ای عظیم و شریف می‌باشند و تا انسان انتسابِ به این خانواده را درک نکرده و خود را به عضویت آن در نیاورده باشد، قادر به این ملاقات‌ها نخواهد بود. 3- خودِ اهل بیت «علیهم السلام» نیز در قلوبِ ما تصرّف نموده و تمایل به ارتباطات غیرانسانی و غیر بهشتی ندارند. لذا تنها کسانی که با آنان هم شأن و هم سنخ می‌باشند می‌توانند به گفتگویی انسانی و بهشتی با ایشان موفق شده و بدین وسیله تا آغوش الله پرواز نمایند. نگاهی کلی به زیارت نامه حضرت معصومه «سلام الله علیها» زیارت نامه حضرت معصومه «سلام الله علیها» مشتمل بر سه بخش زیر است؛ آغاز زیارت با ملاقات الله، خانواده آسمانی و هم‌آغوشی و سلام و ارتباط با آنان دغدغه‌ها، آرمان‌ها و آرزوهای زائر ترس‌ها، دلشوره‌ها و غصه‌ها زائر اینک به بررسی هر کدام از این بخش‌ها به طور مجزا، می‌پردازیم: بخش اول؛ هم آغوشی با غیب به سبب شأن بلند و مقام والای حضرت معصومه «سلام الله علیها» قبل از شروع زیارت‌نامه، باید سفری تا آغوش الله نموده و این ملاقات از پروردگار عالمیان آغاز می‌شود. به همین سبب در ابتدا با 34 مرتبه الله اکبر، 33 مرتبه سبحان الله و 33 مرتبه الحمدلله، قلبمان را برای این ملاقات آسمانی آماده می‌کنیم. بعد از هم‌آغوشی با الله، ملاقات با انبیاء عظام آغاز می‌شود. ملاقات با برجسته‌ترین انسان‌هایی که اگر انسان با هر کدام از آنها در بهشت محشور گردد، به شرافتِ عظیمی نایل آمده است؛ السَّلَامُ عَلَى آدَمَ صَفْوَةِ اللَّهِ السَّلَامُ عَلَى نُوحٍ نَبِیِّ اللَّهِ السَّلَامُ عَلَى إِبْرَاهِیمَ خَلِیلِ اللَّهِ  السَّلَامُ عَلَى مُوسَى كَلِیمِ اللَّهِ  السَّلَامُ عَلَى عِیسَى رُوحِ اللَّهِ تا این قسمت زیارت‌نامه، ضمیر خطاب «عَلی» است. اما پیامبر اسلام را که اصل و ریشه‌ی تمام انسان‌ها و همچنین تمام انبیاء دیگر است با ضمیر علیک مورد خطاب قرار می‌دهیم؛ «السَّلَامُ عَلَیْكَ یَا رَسُولَ اللَّهِ السَّلَامُ عَلَیْكَ یَا خَیْرَ خَلْقِ اللَّهِ السَّلَامُ عَلَیْكَ یَا صَفِیَّ اللَّهِ السَّلَامُ عَلَیْكَ یَا مُحَمَّدَ بْنَ عَبْدِ اللَّهِ خَاتَمَ النَّبِیِّینَ»   بدین ترتیب قبل از زیارت حضرت معصومه (سلام الله علیها) تمام غیب را در آغوش می‌کشیم و حالا نوبت به هم‌آغوشی با خانواده آسمانی‌مان می‌رسد؛ سلام: اسم اعظم خداوند بوده و از برجسته‌ترین اسماء الهی است، و این زیارت فرصتی است برای رسیدن به سِلم با الله، انبیاء، معصومین و تمام غیب و همه انسان‌های دیگر. اگر کسی نتواند در وجود خویش نسبت به غیب و انسان‌های دیگر به سلم برسد و در وجودش نسبت به کسی کوچکترین ناسلامتی وجود داشته باشد، به همان اندازه از خداوند دور خواهد بود. امام رضا (علیه السلام) می‌فرمایند؛ اگر کسی نسبت به یکی از محبّین و شیعیان ما کینه‌ای در دل داشته باشد، من او را نفرین می‌کنم. فراموش نکنیم که ما در دنیا کاری جز مبادرت بر سلامتی قلبمان نداریم. اینکه تلاش کنیم تا قلبمان را از آلودگی‌ها دور نگه داریم. با آلودگی قلب نمی‌توان اوج گرفت و در محضر الله آرام گرفت. سلامتیِ قلب، بال پروازِ ما به غیب است و بدون آن هیچ پروازی صورت نخواهد پذیرفت. باید سلامتی، بالاخره روزی در جان ما نفوذ کند. سلام به اهل آسمان و ارتباط با آنان، یکی از عوامل بسیار مؤثر در سلامتی قلب ماست. باید هر روز بصورت متداوم و جدی این ارتباط‌ها را برقرار نموده و قلباً با آنان ملاقات نماییم. خوب است بدانیم که قلب ما چونان کودکی است که باید آن را برای سخن گفتن با غیب تحت آموزش قرار دهیم تا آرام آرام لب به سخن با خانواده‌ی آسمانی‌اش بگشاید. زمانی که دیگر او اصل و ریشه‌اش را شناخت و با آنان انس گرفت دیگر به تلقین نیاز ندارد و خود به خود بارها و بارها در طول روز، هوایِ ارتباط با خانواده‌اش را کرده و به سوی آنها به پرواز در می‌آید. باید آنقدر تمرین کنیم، که «ذکر» خوراک قلبمان شود و آنقدر به این خوراک عادت کند که نتواند بدون آن روزگار بگذراند. بعد از تمام سلام‌ها و ارتباط‌ها با غیب، نوبت به سلام به خود حضرت معصومه (سلام الله علیها) می‌رسد؛ «السَّلَامُ عَلَیْكَ یَا بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ السَّلَامُ عَلَیْكَ یَا بِنْتَ فَاطِمَةَ وَ خَدِیجَةَ السَّلَامُ عَلَیْكَ یَا بِنْتَ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ السَّلَامُ عَلَیْكَ یَا بِنْتَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ» منظور از عبارت «دختر رسول خدا» انتساب بدنی و ژنتیکیِ حضرت معصومه سلام الله علیها به پیامبر نیست، بلکه این عبارت انتساب باطن و سرّ ایشان را به رسول خدا، حضرت خدیجه و ... می‌رساند. و هر کدام از این خطاب‌ها، شأنی از شئوناتِ عظیم این خانم جلیل القدر را می‌رساند. «السَّلَامُ عَلَیْكَ یَا بِنْتَ وَلِیِّ اللَّهِ السَّلَامُ عَلَیْكَ یَا أُخْتَ وَلِیِّ اللَّهِ السَّلَامُ عَلَیْكَ یَا عَمَّةَ وَلِیِّ اللَّهِ» اتصال وراثتیِ همه سویه‌ی حضرت معصومه بر ائمه معصومین نیز، دلیلی بزرگ برای اعتراف به شرافتِ عظیم ایشان است. بعد از تمام این اعتراف‌ها به شرافت ایشان، مستقیماً خانم را با انتساب به پدرشان، مورد خطاب قرار می‌دهیم؛ «السَّلَامُ عَلَیْكِ یَا بِنْتَ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ» بخش دوم؛ آرمان‌ها، دغدغه ها و آرزوهای زائر می‌دانیم که قیمت هر انسان، نوع دغدغه‌ها و آرمان‌های او و یا نوع غم‌ها و شادی‌هایش مشخص می‌کنند. در زیارت نامه، با بالابردن سطح هدف‌ها و دغدغه‌های زائر، سعی در ارتقاء مقاماتِ انسانی او داشته و جهتی مشخص را برای ادامه‌ی مسیرِ انسانی او برایش ترسیم می‌نمایند. زائر در این بخش بعد از شهود تمام مقامات حضرت معصومه «سلام الله علیها» و ملاقات با ایشان، درخواست‌های انسانی‌اش را آغاز می‌کند و قول و قرارهایی میان یک عضو خانواده و عضوِ برتر آن منعقد می‌گردد؛ «عَرَّفَ اللَّهُ بَیْنَنَا وَ بَیْنَكُمْ فِی الْجَنَّةِ؛ خداوند ما و شما را در بهشت به همدیگر معرفی نماید». استفاده از قید «بهشت»، نشانه آن است که باطن «زیارت» اساساً چیزی جز بهشت نیست. آیا ملاقاتی که از الله آغاز شده و به حضرت معصومه (سلام الله علیها) ختم می‌گردد، می‌تواند باطن و نتیجه‌ای جز بهشت داشته باشند. اساساً آیا یک انسان با اعضای خانواده‌ی آسمانی‌اش در جایی جز بهشت می‌تواند قرار ملاقات تعیین کند؟ «وَ حَشَرَنَا فِی زُمْرَتِكُمْ؛ خداوند ما را در گروه‌ شما محشور نماید». این فراز نیز یکی از دلبستگی‌های بزرگِ شیعیانی است که با انتساب به خانواده‌ی حقیقی خود سرمست و شادند و هیچ غمی از غم‌های بخش‌های پایینی نمی‌تواند این سرمستی را از آنان بگیرد. چنین دلبستگی‌هایی مستلزم رسیدن به سطحی از معرفت و خودشناسی است که انسان به واسطه‌ی آن به عضویت در خانواده بزرگ محمد و آل محمد درآمده و محشور شدن و معیّت با آنان در دنیا و آخرت، دغدغه‌ی اصلی زندگی‌اش باشد. برای چنین کسی که خود را قبل از عضویت در هر جامعه‌ای (گیاهی، خیالی، وهمی و عقلی)،  به عضویت در جامعه‌ی انسان‌های حقیقی درآورده است هیچ ارتباط، انتخاب، مقام و گروهی مخرب و آسیب زننده نخواهد بود. این فرازها در حقیقت نوع هدف‌ها و دغدغه‌های یک انسان حقیقی و با شرافت را به ما می‌آموزند. اگر معیّت با اهل بیت (علیهم السلام)، هدفِ اصلیِ زندگی ما شد، ما نیز به همان میزان، مورد توجه و همّ اهل بیت بوده و همواره با آنان و یاری‌هایشان زندگی خواهیم کرد. علاوه بر این، همین انتساب به اهل بیت، زندگ ما را با شادی و آرامش قرین نموده و از هر احساس حقارتی، خالی خواهد نمود. باید هر روز چندبار در خیالمان مسیر لحظه‌ی تولدمان به برزخ، ملاقات با عزرائیل، لحظه حشر، ورودمان به بهشت و حوض کوثر را طی کنیم. خیالِ آلوده، نمی‌تواند چنین مسیرهایی را بپیماید. اگر در چنین سفرهایی موفق نیستم، باید تمرین‌های خیال پاک را به طور جدی آغاز نماییم... فراموش نکنیم که خیال انسان، دائماً به جایی سفر می‌کند که جزء دغدغه‌های قلب اوست. زائر آنچنان از قول و قرارهایی که با حضرت معصومه و خانواده آسمانی‌اش گذاشته سرمست و مشعوف می‌شود که از صمیم قلب و با معرفت برایشان درود می‌فرستد. این صلوات و درود واقعاً و حقیقتاً از وجود کسی بر می‌خیزد که خود را منتسب به آنان و متعلق به حزبشان می‌داند. فراموش نکنیم که صلوات قلبی، با معرفت و بلند بر محمد و آل او نفاق و آلودگی را از قلب انسان می‌زداید. «أَسْأَلُ اللَّهَ أَنْ یُرِیَنَا فِیكُمُ السُّرُورَ وَ الْفَرَجَ؛ از خداوند می‌خواهم که شادی و فرجِ شما را به ما نشان بدهد». در این فراز ظهور «غرور» و «تعصب‌های انسانی» را که ناشی از حق‌گرایی است به وضوح می‌بینم. کسی می‌تواند اینگونه با تعصب از خداوند، شادیِ اهل بیت را طلب کند که 1400 سال مصیبت و آزار اهل بیت را فراموش نکرده و هنوز داغدار مصائب شان باشد. این فراز زیارتنامه، وظیفه‌ی رساندن ما را به آغوش امام زمان (علیه السلام) بر عهده دارد و حرکت به سوی برداشتن موانع ظهور را در ما القا می‌کند. و این در حقیقت ترسیم نقشه‌ی هدفِ زندگی برای هر کدام از ماست. پیام این فراز تنها یک جمله است؛ نهایتِ هدف هر انسان باید فرج امام زمانش باشد و انسان بدون امام زمان (علیه السلام) به هر عملی، حتی زیارت هم دست بزند، بی‌فایده خواهد بود. از این فراز باید وقف شدن در راه فرج آل محمد را آموخت. اگر بیاموزیم که در راه امام زمان (علیه السلام) وقت شویم، شرم خواهیم کرد از اینکه قلبمان گرفتار دغدغه‌ها و اهتماماتی جز او و اهداف او شوند. بخش سوم؛ ترس‌ها، دلشوره‌ها و غصه‌های زائر در این بخش با ترس‌ها و غم‌های یک انسان حقیقی آشنا می‌شویم که هر کدام این دلشوره ها و غصه‌ها آنقدر قیمتی اند که حجم عظیمی از شادی برای انسان رقم می‌زنند. در مجالی دیگر، پیرامونِ این بحث از زیارت نامه مفصّل صحبت خواهیم نمود. منتظر ادامه این بحث باشید... «والحمدالله رب العالمین»   مطالب بیشتر: پای درس استاد مجموعه سخنرانی های استاد محمد شجاعی مجموعه کتابهای استاد محمد شجاعی

فیلم

1 - 2) راز پاداش بهشت برای زائران حضرت معصومه سلام الله علیها

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 4652
زمان انتشار: 4 فوریه 2016
| | | |
عزت سدی در برابر نفوذ شیطان

بحث عزت (10)، ۹۴/5/29

عزت سدی در برابر نفوذ شیطان

شخصیت عزیز شخصیتی است که ذلت و خواری، ضعف و معصیت، پوچی و احساس حقارت، باطل و حرام در او نفوذ ندارد و غم‌ها و مصیبت‌ها  او را از پای درنمی‌آورد. هر چه شخص نفوذناپذیرتر باشد، عزیزتر است.

عزت به معنای قدرت و استحکام شخصیتی است و شخصی را عزیز گویند که شکست ناپذیر باشد. شخصیت عزیز شخصیتی است که ذلت و خواری، ضعف و معصیت، پوچی و احساس حقارت، باطل و حرام در او نفوذ ندارد و غم‌ها و مصیبت‌ها  او را از پای درنمی‌آورد. هر چه شخص نفوذناپذیرتر باشد، عزیزتر است. در روایت آمده است؛ مؤمن بین 5 شدت وجود دارد: 1- توطئه و فتنه‌انگیزی و آزار و اذیت برخی از مؤمنین حسود 2- جنگ کافر با مؤمن 3- منافقی که بغض مؤمن را در دل دارد. 4- حمله های شیطان، 5- منازعه نفس و هوا و هوس با مؤمن، که البته فرد مؤمن در مقابل این حملات از خود مقاومت نشان می‌دهد و این مقاومت او برای تشبه به حق تعالی است و همین است که باعث استحکام  شخصیت مؤمن می‌شود. فردی که از دین فقط ظواهر را گرفته و در درون خود تصمیم و اراده‌ای برای خودسازی و تشبه و تخلق به حق تعالی ندارد، به مانند کسی عمل می کند که دین ندارد. افرادی که تصمیم به خودسازی دارند، با نفس خود درگیر می‌شوند و یقه‌ی خود را می‌گیرند و از خود اسماء الهی را مطالبه می‌کنند و بالعکس کسانی که تصمیمی برای خودسازی و شدن و مبارزه با نفس در آنها وجود ندارد، این موضوع به روشنی در روند زندگی و سبک زندگیشان دیده می‌شود. باید دید همانطور که از کود نجس، گلی زیبا به عمل می آید، ما بعد از 50-40 سال زندگی به چه درجه‌ای از قدرت، لطافت، زیبایی، و چه درجه از شادی و آرامش رسیده‌ایم؟ تا این مسأله دغدعه شخصی ما نباشد، صِرف استفاده از صور مقدس (معنویت – عبادت – جهاد و...) قدرتمند نخواهیم شد. ممکن است لایه نازکی از آرامش در ما ایجاد کند که با کوچکترین تندبادی (مرگ و میر- مریضی- طلاق- ورشکستگی- و...) ما را زیرو رو کرده و ایمانمان را بر باد دهد. چرا که نفوذپذیر شده و استحکام لازم را نداریم. در این صورت خشونت و بی‌دینی افراد بی‌دین را پیدا می‌کنیم و تصمیماتی چون تصمیمات آنها می‌گیریم، ولی مقداری دیرتر. با کوچکترین حادثه‌ای غمگین می شویم و انبیاء و اولیا و فرشته‌ها و حتی خدا را زیر سؤال می‌بریم. فردی که عزت دارد و عزیز است، گذشته و خاطرات گذشته و حتی وسوسه‌های آینده نیز نمی‌تواند او را از پای درآورد. چرا که نفوذناپذیر است و زره محکمی از توکل و ایمان و امید دارد و با قدرت تمام حرکت می‌کند و در دلِ تمام اضطراب‌ها و غم و غصه‌ها و باطل‌ها، زیبایی می‌بیند و بس (و ما رأیت الا جمیلا). شادی و آرامش تنها در کنار قدرت و عزتمندی به وجود می‌آید. از قول امام صادق(علیه‌السلام) روایت شده است که: هیچ بنده‌ای نیست که کظم غیظ کند، جز اینکه خداوند، عزت این شخص را در دنیا و آخرت زیاد می‌کند و انسان به عشق این پاداش می‌تواند جلوی عصبانیت و غضب خود را بگیرد. انسانها باید بدانند که به تعداد عصبانیت و غضبشان در چشم ملائکه، سایر مؤمنین و خداوند بی شخصیت و خوار می‌شوند. "مراقب باش عزیزم که به محض خروج  و نمود باطل، می شکنی." اهل بیت(علیهم‌السلام)  ما را بزرگ و با کرامت می‌خواهند. مبادا با خروجی‌های بچگانه‌مان آنها را از خود مأیوس کنیم. اگر کسی توانست بر غم و غصه و عصبانیتش مسلط شود، همان دم مقاوم می‌شود و اگر عزت دنیایی پیدا کرد، به عزت آخرتی هم می‌رسد، مگر نگفته‌اند که نفس ما قبر ماست، قبری که در آن مار و عقرب باشد، قبر عزیزی نیست. طبق فرمایش امام باقر(علیه‌السلام): هر که بر مصیبتی صبر کند، خداوند عزتی بر عزت و قدرتش می‌افزاید، پس هر ضربه‌ای که به سمت تو آمد، (فرقی نمی‌کند این ضربه از طرف خودت باشد یا از طرف دیگران و یا ازطرف خدا مِن باب امتحان) بر او صبر کن تا به عزت برسی. و بدان که اگر به دشمنت باج ندادی و در برابرش ایستادی و به او سیلی زدی، حرمتت را نگه می‌دارد و در مقابل، بزرگ می‌شوی و برعکس، اگر در مقابلش کوتاه آمدی و ترسیدی، بر گُرده‌ات سوار می‌شود و هر طور که بخواهد تو را می‌چرخاند. مصداق این مقاومت را در بچه‌های سپاه می‌بینیم که با یک قایق، رو‌به‌روی ناو جنگی آمریکا ایستادند و هیچ واهمه‌ای نداشتند، چرا که خوب می‌دانستند وقتی در مقابل دشمن بایستی، مجبور به عقب نشینی می‌شود. دشمن از کسی می‌ترسد که ترسی از مردن ندارد. شیطان و آمریکا (‌شیاطین جنی و انسی) ساختارشان یکی است. شیطان وسواس خناس است و وقتی به خناس اخم کردی، می‌رود و پنهان می‌شود. اما  وقتی ببیند بی‌خیال شدی و کوتاه آمدی، دوباره روزنه‌ای برای ورود به قلبت پیدا می‌کند و درگیرت می‌کند. پس ای عزیز مراقب باش که راهی برای نفوذش نگذاری.   مطالب بیشتر: پای درس استاد مجموعه سخنرانی های استاد محمد شجاعی مجموعه کتابهای استاد محمد شجاعی

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 4630
زمان انتشار: 24 ژانویه 2016
| |
چرا آثار شگفت توسّل، کمتر از گذشته مشهود است؟

چرا آثار شگفت توسّل، کمتر از گذشته مشهود است؟

توسّل به اهل‌بیت(ع)، یکی از موانع سقوط و نیز یکی از عوامل رستگاری انسان به شمار می‌رود و عاقبت آدمی را ختم به خیر می‌کند. همچنین توسّل، آثار و برکات فراوان دیگری نیز دارد که شرح آن در این مجال نمی‌گنجد. سؤالی که در این زمینه، به ذهن انسان خطور می‌کند، این است که چرا با وجود برکات فراوان توسّل، آثار ارزشمند آن، در زمان حاضر کمتر از گذشته مشاهده می‌شود؟ در زمان‌های قبل، مجالس عزاداری، بسیاری از دردهای بی‌درمان را شفا می‌داد. مردم به طور جدّی به اهل بیت(ع)، متوسّل می‌شدند و نتیجه جدّی هم می‌گرفتند که نمونه‌های عینی آن فراوان است. امّا متأسّفانه در زمان حاضر، آثار توسّل کمتر مشهود است. البتّه آثار اصلی و اساسی توسّل، همچنان وجود دارد و موجب حفظ مردم از بلاهای گوناگون می‌شود؛ ولی باید ببینیم چرا اثرگذاری مجالس عزاداری، مثل سابق نیست؟ چرا با وجود این‌گونه توسّلات، مردم گرفتارند و دردهای ناعلاج، شیوع فراوانی دارد؟ طبق تصریح «قرآن کریم»، گناه اجتماعی، مانع بزرگی برای نزول رحمت پروردگار متعال به شمار می‌رود. بر این اساس، ملّت گناه‌کار، لیاقت برخورداری از برکات ناشی از توسّل را ندارند و به ناچار باید عذابی که در اثر رواج گناه فراهم کرده‌اند، بچشند.  «ظَهَرَ الْفَسادُ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِما كَسَبَتْ أَیْدِی النَّاسِ لِیُذیقَهُمْ بَعْضَ الَّذی عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ؛1 به سبب آنچه دست‌های مردم فراهم آورده، فساد در خشكی و دریا نمودار شده است، تا [سزای‏] بعضی از آنچه را كه كرده‏اند به آنان بچشاند، باشد كه بازگردند.» مفاسد اجتماعی در اثر رواج گناه و کردار ناشایست در جامعه ظهور می‌یابد و موجب پدید آمدن دلهره، اضطراب خاطر و نگرانی در بین مردم می‌شود. شیوع فساد و ترویج فحشا، گرفتاری و عذاب دنیا و آخرت را به همراه خواهد داشت و عواملی همچون توسّل نیز با کارآیی شگفت‌انگیزی که دارد، مانع آن عذاب دردناک نخواهد شد. «إِنَّ الَّذینَ یُحِبُّونَ أَنْ تَشیعَ‏ الْفاحِشَةُ فِی الَّذینَ آمَنُوا لَهُمْ عَذابٌ أَلیمٌ فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَةِ؛2 كسانی كه دوست دارند زشتكاری در میان آنان كه ایمان آورده‏اند، شیوع پیدا كند، برای آنان در دنیا و آخرت، عذابی پردرد خواهد بود و خدا[ست كه‏] می‏داند و شما نمی‏دانید.» بی‌بند و باری، بی‌حیایی، بی‌عفّتی و بی‌غیرتی در کوچه و بازار مسلمانان، نفوذ غنا، موسیقی و فیلم‌های مبتذل در خانه‌ها، رواج ربا، رشوه و حیله‌گری در امور اقتصادی و فراموش شدن فضایلی همچون صداقت و امانت‌داری، تأثیر بسزای توسّل را محو می‌نماید. در روایات آمده است که ملائکه در خانه‌ای که آلات موسیقی یا شراب یا آلات قمار در آن وجود داشته باشد، وارد نمی‌شوند، دعای اهل آن خانه مستجاب نمی‌گردد و آن خانه و اهل آن برکت ندارند. وقتی موسیقی و غنا و بالأخره زد و بند شهوت، از طریق ماهواره یا تلویزیون و نظایر آن، خانه یا جامعه‌ای را فرا بگیرد، هنگامی که ربا، با چنگ زدن به حیله‌های شرعی، جایز شمرده شود و درآمد افراد بر ربا دادن یا رباگرفتن استوار باشد، اختلاف در جامعه فراگیر می شود، برکت از اموال مردم می‌رود، دعای افراد مستجاب نشده و توسّل نیز تأثیر بسزا نخواهد داشت. مردم در چنین وضعیتی پول و درآمد دارند؛ امّا پول آنان برکت ندارد و صرف گناه و تجمّل‌گرایی می‌شود و پروردگار عالم آن جامعه را غضب می‌کند. در واقع، رحمت امام حسین(ع) و برکات عزاداری و توسّل نیز از ملّتی که مرتکب گناهان اجتماعی شده و امر به معروف و نهی از منکر را ترک کنند، قطع می‌شود. جامعه‌ای که افراد آن به نماز اهمیّت ندهند و به همدیگر رسیدگی نکنند، دروغ، ریا و تظاهر در بین آنان رایج باشد، ایثار، گذشت، صداقت، امانت‌داری، وفای به عهد و سایر فضایل حسنه اخلاقی را فراموش کرده باشند و به رذایل ناپسند اخلاقی رو آورده باشند، آن جامعه نمی‌تواند از آثار توسّل و از رحمت اباعبدالله الحسین(ع) بهره‌مند گردد. در واقع چنین ملّتی یک سدّ محکم در برابر نزول رحمت الهی ساخته‌اند و اجازه نمی‌دهند برکات ناشی از توسّل، از آن سد عبور کند. پی‌نوشت‌ها: 1. سوره روم، آیه 41. 2. سوره نور، آیه 19. برگرفته از سلسله دروس اخلاق حضرت آیت الله مظاهری.

کلیدواژه ها: ، ،

Top
شناسه پرسش: 4611
19 ژانویه 2016
| |
پرسش 39.
پاسخ:

منبع:

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ،

شناسه مطلب: 4234
زمان انتشار: 31 دسامبر 2015
| |
آثار ایمان از دیدگاه ائمه معصومین (علیهم السلام)

بحث انسان و ایمان (5)، ۹۲/10/16؛ از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

آثار ایمان از دیدگاه ائمه معصومین (علیهم السلام)

عناوین مورد بحث در این جلسه: ایمان تبدیل کننده محبت به مودت است و مودت جوهر جهاد. مومن همواره شاکر نعمت ایمان، دین و دنیا است. طبیعت مومن، تحت حاکمیت فطرت اوست و باطنی انسانی دارد. مصیبت و بلا، کفاره گناهان و ارتقا درجات آخرتی است، بشارت و دلگرمی مومن می باشد. محبت اهل بیت، قیمت قلب انسان را مشخص می کند به شرطی که از امام زمان خود غافل نشده باشیم.    به گزارش منتظران منجی «عج»، در  جلسه پنجم از بحث  «انسان و ایمان» كه در تاریخ ۹۲/10/16 برگزار شد، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:   اسلام تنها اقرار زبانی و جاری کردن شهادتین بر زبان است، در حالی که ایمان امری درونی، اقراری قلبی و پذیرش از روی صدق و اخلاص است. اسلام نوعی مصونیّت و امنیت ظاهری را به ارمغان می آورد اما دل، تنها با ایمان به آرامش و سکون می رسد. ایمان از آلوده شدن اسلام جلوگیری می نماید. ایمان محبت را به مرحله مودت می رساند به طوریکه محبت از دل و زبان بر عمل جاری شده و جهاد شکل می گیرد.   مطالب بیشتر: پای درس استاد مجموعه سخنرانی های استاد محمد شجاعی مجموعه کتابهای استاد محمد شجاعی

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه پرسش: 4138
13 دسامبر 2015
| |
پرسش32.
پاسخ:

منبع:

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ،

برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed