www.montazer.ir
سه‌شنبه 2 ژوئن 2026
شناسه مطلب: 10969
زمان انتشار: 11 ژوئن 2019
| |
احسان باید دریافت کننده داشته باشد

احسان، جلسه 20، 92/11/24

احسان باید دریافت کننده داشته باشد

مسئله مهمی که در بحث احسان مطرح است، این است که خروجی های ما باید دریافت کننده داشته باشد. یعنی اگر دریافت کننده نداشته باشد تلف می‌شود.

در جلسه گذشته روایتی از امام صادق علیه‌السلام خواندیم که حضرت فرمودند اگر می‌خواهی بدانی یک نفر خوشبخت است یا بدبخت، ببین دریافت کننده کار خیر او چه کسی است. اگر به کسی که اهلیت آن را دارد، احسان و خوبی کرد، او بر خیر و خوبی است؛ اما اگر به نااهل خوبی و کمک کرد، بدان که او را نزد خداوند خیر و منزلتی نیست.

احسان اجباری، کار را خراب می کند گاهی افرادی با ما زندگی می‌کنند، مثل همسر و فرزندان، باید دقت کنیم که دریافت‌های ما با دریافت‌های آنها هماهنگ و از سر میل باشد. زمانی که ما داریم احسان دریافت می‌کنیم، آنها مجبور به دریافت نشوند. چون وقتی که به اجبار کشیده می‌شود، کار خراب می‌شود. مثلاً شما مشهد رفتید و می‌خواهید حرم بروید. همسر و فرزندان شما همه با شما هم رأی هستند و همه دوست دارید، حرم بروید. اما یک موقع همسر و فرزندانت آمادگی دریافت­ خیر حرم را ندارند. یعنی با این که شما دوست دارید حرم بروید، آنها دوست دارند در خانه بمانند و مثلا تلویزیون نگاه کنند. یا می‌خواهند بخوابند. یا وقتی شما حرم می‌روید، کسی می‌گوید می‌خواهم نیم ساعت در حرم باشم و برگردم. بگذار همان نیم ساعت را در حرم باشد و برگردد. چون نیم ساعت برای او کافی است. شما می‌خواهی تا صبح حرم بمانی بمان.  مثال دیگر این که وقتی به جلسه احیاء آمدیم و کسی می گوید: من الان حوصله ندارم سخنرانی گوش کنم؛ حوصله ندارم دعا کنم؛ می‌روم بخوابم؛ می‌روم بیرون از جلسه گپ بزنم. باید بگوییم برو بیرون از مسجد گپ بزن، اشکالی ندارد. اینطور که بشود مزاحم کسی هم نمی‌شوید. این هم نوعی بیداری است. خود این بیداربودن قیمت دارد. آدم باید خیلی با خودش تعارف نداشته باشد و دیگران را هم به زحمت نیندازد. شب احیاست، اما من حس دریافت ندارم، تعارف هم با کسی ندارم. خداحافظی می‌کنم و می‌روم. اصلاً با کسی تعارف نکنید. چون به محض اینکه اضافه دریافت کنید، خطرناک می‌شود. دریافت احسان و معنویت زیادی، مثل چربی اضافه و نمک اضافه و قند اضافه است که سلامتی بدن را تهدید می‌کند. پس نه خودمان اضافه دریافت کنیم و نه زمینه را فراهم کنیم که کسی مجبور شود به خاطر ما اضافه دریافت کند. احسان بیش از حد و بدون دریافت کننده، بی ارزش می‌شود باید دقت کنیم، اگر احسان بیش از حد باشد و به دریافت کننده مناسب نرسد، یک چیز اضافه به شمار می‌آید. اگر اضافه شد، دیگر منزلت ندارد. منزلت یعنی چی؟ یعنی خود شما هم نمی‌پسندید. مثلاً کسی زوری پیش شما بنشیند. می‌دانی الان دوست ندارد پیش تو بنشیند. هی دارد این پا و آن پا می‌کند که بلند بشود برود. چرا نگهش می‌داری؟ دوستی‌های افراطی اینطوری است. در روابط عاطفی بین دو نفر می‌گویند تند تند همدیگر را نبینید؛ اگر می‌خواهید محبتتان به همدیگر زیاد شود، با فاصله همدیگر را ببینید. چون اگر خیلی به همدیگر عادت کنید، آهسته آهسته دلهایتان زده می‌شود و حرمتها شکسته می‌شود. در کار علمی نیز همینطور است. یعنی وقتی کار علمی کردی و مثلا بیست دقیقه مطالعه کردی، زود بلند شو دو دقیقه قدم بزن. در عبادت نیز همینطور است. وقتی که دو رکعت یا چهار رکعت نماز خواندی، برو مثلا یک چایی بخور، میوه‌ای بخور. پس اینکه می‌گوید پیش خدا منزلت ندارد، برای این است که تو دیگر برای خدا منزلت قائل نیستی. یعنی کار را ضایع کردی. نگذاریم یک چیزی برسد به جایی که پیش ما بی‌­منزلت شود. وقتی بی­‌منزلت شد، شما هم بی‌­منزلت می‌شوی. در روایت داریم خدا خسته نمی‌شود، مگر اینکه شما خسته بشوید. خدا ملول نمی‌شود. کسی را می‌دیدم که سجده طولانی می‌کرد. از اول شب یک سجده می‌کرد تا صبح که سرش را از سجده بلند می‌کرد. خدا خسته نمی‌شود. اما اگر تو خسته شدی، تمام می‌شود و دیگر تو با خدا در ارتباط نیستی، چون از او فراری هستی. پس اشتها، اشتیاق و اقبال خیلی مهم است. غذا را به اندازه­ای که می‌خواهیم بخوریم برداریم. نباید زیادی نباشد. یک موقع این غذا را نمی‌خواهی بخوری. غذای دیگری می‌خوری. مثلاً یک مدت شخص کار فلسفی می‌کند. مثلاً دارد همیشه کتابهای فلسفی و عقیدتی می‌خواند، این کتابها خشک هستند. چون تو همیشه با استدلال سروکار داری. وقتی می‌خواهی نماز بخوانی یا یک کار جدی بکنی، می‌بینی که دوام نمی‌آوری. استدلال به تنهایی نمی‌تواند جلوی گناهت را بگیرد. جلوی کفرت را می‌تواند بگیرد. پس باید به یک رابطه عمیق تر بیفتیم. برای همین انسان احتیاج به روضه، گریه، سینه‌­زنی، عزاداری، عشقبازی، پیاده‌­روی، حرم رفتن، کارهای عاشقانه و عرفانی و چیزهایی که به دلش می‌چسبد دارد. اینها سازندگی دارد. پس باید یک زمانی اگر دلت خسته است، یک مدت کارهای فکری را رها کنی. کمی کارهای دلی انجام بده. وقتی کارهای دلی زیاد کردی، کم می‌آوری. آن وقت باید معرفتت را بالا ببری و کارهای معرفتی بکنی. پس این توجه ها به خودمان و مداوای خودمان خیلی مهم است. احسانِ آدم بدنیت، به آدم های بد می‌رسد نبی‌اکرم‌صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم‌فرمود:«صِلَةُ‌الفاجِرِلا تَكادُ تَصِلُ إلاّ إلى فاجِرٍ مِثلِهِ[1]= خوبى كردنِ نابكار، تقریبا جز به نابكارى مانند خودش نمى‌رسد.» کار خیر آدم های بدجنس، بدذات و بد نیت به آدم هایی بد می‌رسد. یعنی اینها  خادم آدم های بد می شوند. از این رو علی علیه‌السلام به حاکم‌ها می‌گوید، حاکم نباید طرفدار طبقه مرفه در جامعه باشد. چون فرمود، مرفهین پرتوقع­تر از همه و کم­ خاصیت­تر از همه هستند. در احتیاجات و بزنگاه‌های جامعه فرار می‌کنند و هیچ خدمتی به مردم و خلق و مستضعف و زیردست نمی‌کنند. وقتی هم هستند توقعشان از نظام و دولت خیلی زیاد است. بنابراین حضرت علی علیه‌السلام  به مالک می‌فرماید، بیشتر خدمات، محبت و توجه‌­ات را برای مستضعفین و طبقه‌­ای که نیازمند هستند، بگذار. قرآن هم در این باره تأکید می‌کند. پس قاعده، خیلی قاعده مهمی است. شامل همه جا و همه کس می‌شود. عمل یک آدم بدذات و بدجنس، آدمی که صادق نیست و اخلاص ندارد، تلف می‌شود. وقتی نیت خوب نبود، کار خراب می‌شود. بهترین احسان چیست؟ بهترین کار خیر، آن است که صرف بهترین آدم‌ها بشود. یعنی به آدم‌های با فضیلت برسد. امیرالمؤمنین علیه‌السلام فرمود:«خَیرُ المَعروفِ ما اُصیبَ بِهِ الأبرارُ[2] = بهترین احسان آن است كه به نیكان بشود.» چرا اینگونه است؟ برای این که شما خوبها را در جامعه تقویت کنید. در روایت هم داریم، شما می‌خواهی صدقه بدهی، وقتی می بینی که یک نیازمند فاسق است و یک نیازمند عادی است و یک نیازمند مؤمن است. به کدام یک باید بدهید؟ به فرد مؤمن بدهید. چرا اینطوری است؟ برای این که نیکی بیشتر می‌شود. یعنی از بین این شش گروهی که قرآن می‌گوید (سنگ، کمتر از سنگ، حیوان، کمتر از حیوان، شیطان) یک گروه، آدم حسابی اند. یعنی انسان هستند. انسانها باید استفاده بکنند. الان یک حیوان با یک انسان دارد در دریا غرق می‌شود. واجب است دست چه کسی را بگیرید؟ دست انسان را بگیرید. بهترین کارها این است که صرف بهترین آدمها بشود و به آدمهای با فضیلت برسد. اگر شما مشکل این را حل بکنید، این چون آدم بزرگی است به صد نفر دیگر هم می‌رسد. چون این شخص آدم شریفی است و تک خور نیست و خروجی دارد، وقتی شما به او کمک و احسان کنید و او را سر پا کنید، چند نفر دیگر هم از قِبَل او سر پا می‌شوند. پس بهترین خیرها آن است که به خوبها برسد. بهترین هزینه آن است که صرف روح و معنویت دیگران شود بهترین هزینه­‌ها زمانی است که انسان به روح و به معنویت دیگران و به پیوند انسانها با خانواده آسمانی‌شان توجه داشته باشد. یک موقع انفاق شما حسی است، گاهی وهمی است. جایی کسی نیاز به عاطفه دارد، نیاز به توجه دارد. نیاز به دوستی و کمک‌های دیگر دارد. زمانی هم نیازِ یک نفر، نیاز علمی است. یعنی باید به او کتاب بدهی، سی دی بدهی، کلاس و استاد معرفی کنی. گاهی هم نیاز فوق عقلانی است و در حرکتش به سمت الله و ارتباطش با خانواده آسمانیش لنگ می‌زند. همه چیزش به راه است؛ اما اصلاً راه آخرت را بلد نیست. پیغمبر فرمود: خداوند تبارک و تعالی بدش می‌آید از هر عالم به دنیایی که جاهل به آخرت است. این شخص در دنیا مشکلی ندارد. همه چیز را بلد است. در دنیایش عاقل است. ثروتش را دارد. پولش را دارد؛ ولی نسبت به آخرت هیچ آگاهی ندارد و جاهل است. پس این شخص باید احیاء بشود. اگر اینطوری بمیرد خطرناک است. الان این شخص انفاق فوق عقلی نیاز دارد. باید برایش هزینه کرد. بهترین هزینه­‌ها زمانی است که انسان به روح و به معنویت دیگران و به پیوند انسانها با خانواده آسمانیشان توجه داشته باشد. اینکه شخص با امام زمان عج قهر است و با حضرت پیوند ندارد و با خانواده آسمانیش رفت و آمد ندارد؛ با آسمان ارتباط ندارد؛ با سیدالشهدا ارتباط ندارد، نشانه این است که این شخص یتیم است و باید برای او سرمایه‌­گذاری کرد. آدمی که حواسش به یتیم هاست، تا یکی را می‌بیند، می‌فهمد این یتیم است یا نیست و اگر یتیم است، باید برایش سرمایه گذاری کرد. مثلاً ممکن است شخصی ثروتمند باشد و با وجود این، نیاز به انفاق داشته باشد و نداند که یتیم است و نداند که مشکلش چیست. اگر به او بگویی این کتاب را بخر، شاید اصلاً ضرورتش را نفهمد. او فکر می‌کند اگر الان پول دارد و مثلا مهندس است، دکتر، رئیس، استاندار و فرماندار است، پس آدم خوشبختی است. اصلاً نمی‌داند که اصلاً ماجرا چیست.  خدا رحمت کند یکی از اولیای خدا را که می‌گفت: یک بنده خدایی در کعبه چشمش باز شده بود و دیده بود که همه حیوان هستند. وحشت کرده بود و گفته بود من دیدم که فقط یک کفاشی آنجا هست که قیافه ­اش مثل آدم است. دویدم پیشش رفتم و گفتم می‌بینی چه شده؟ کفاش گفت نه، نه، نگران نباش. بنشین بنشین غصه نخور. بعد از آن یک آیینه به من نشان داد که خودم را دیدم. گفتم ای وای! من خودم هم حیوان هستم. کفاش گفت تو هم مثل دیگران هستی و هیچ فرقی نمی‌کنی. این فقط دیگران را حیوان می‌بیند، حواسش نیست که ماجرا چیست. خودش هم مشکل دارد. اعتراض کرد و گفت چرا به این آقا که پولدارست، کتاب هدیه کردی؟ این الان از آمریکا آمده و پولدار و ثروتمند است. علت این اعتراض این است که او نمی‌داند که این بیچاره دارو احتیاج دارد و نمی‌داند مریض است. مثل یک مریض سرطانی که نمی‌داند سرطان دارد و خیلی شاد است. دو روز است به او گفته اند سرطان داری. حالا یک دفعه افتاد مُرد. باید آدم مریض را نجات بدهیم. این الان نمی‌فهمد مریض است. باید اول پول هزینه کنی و به او ثابت بکنی که مریض است. بعد برود خودش را درمان کند و خودش را نجات بدهد. حالا اگر نجات پیدا کرد، ده نفر دیگر را هم نجات می‌دهد. پس هزینه­‌ها باید معقول باشد. وقتی می‌خواهی محبت هزینه کنی؛ می‌خواهی عاطفه هزینه کنی؛ وقت هزینه کنی؛ علم هزینه کنی؛ باید اینها معقول هزینه شود و دریافت­‌کننده داشته باشد. علاوه بر این ها، نکته مهم این است که هر جا دریافت­‌کننده باشد، ما نباید خروجی داشته باشیم. صرف اینکه چون دریافت­‌کننده هست، پس خروجی هم باید باشد درست نیست. بلکه باید روی بیشترین نیازها و بهترین نیازها و بهترین انسانها سرمایه­‌گذاری شود. همیشه روی قیمت‌های بالا کار کنیم. چون ضرورت آنجاست. امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) فرمود:«خَیرُ السَّخاءِ ما صادَفَ مَوضِعَ الحاجَةِ[3]= بهترین سخاوت آن است كه در آن جا كه نیاز هست صورت گیرد.» مثلاً آدم بی­‌سلیقه‌ای می‌گوید نذر کردم اگر فلان حاجتم برآورده شود، سفره حضرت ابالفضل بیندازم. سفره حضرت ابالفضل برای چه کسی می‌اندازد؟ برای همه آنهایی که خودشان تا خرخره می‌خورند و دارند. فقط جمع شدند تفریح حسی و خیالی بکنند. این غذا را به یک نفر محتاج بده؛ یا پولش را به یک نفر نیازمند بده. بعضی جاها من می‌بینم که مراسم هفت و چهل برای درگذشته‌ی خودشان نمی‌گیرند و پولش را به فقرا می‌دهند، یا به کمیته امداد می‌دهند و ثوابش به روح اموات شان می‌رسد. این کار خوبی است. گاهی میتی رد مظالم دارد و در برزخ گرفتار است. پول این میت هم دست یک وصی نادان می افتد. حال این وصی نادان، آن پول را به جای اینکه برای میت رد مظالم بدهد، خرج یک سنگ قبر گرانقیمت و طلاکوب و ... می‌کند. این سنگ قبر به چه درد او می خورد. اگر از جیب خودت می‌خواهی هزینه کنی، هیچ اشکالی ندارد، هزینه کن. گاهی این میت بیچاره الان در برزخ نیاز دارد؛ اما وصی نادان می رود برایش کتاب دعا چاپ می‌کند. ما این همه کتاب دعا در مساجد داریم که همه دارند خاک می خورند. او در برزخ الان رد مظالم می‌خواهد. برو رد مظالم برایش بپرداز. نماز قضا دارد، روزه قضا دارد، اینها را احتیاج دارد. در احسان، نباید دچار اسراف شویم بهترین سخاوتی که می‌خواهی به کسی بکنی، این است که اسراف نشود. یک موقع هست می‌گوید آقا من این را در خانه اضافه دارم. می‌خواهم بدهم به کسی استفاده کند، کار قشنگی است. آدم در خانه نباید چیز اضافه نگه دارد. حتی نگه داشتن یک کتاب اضافه یا لباس اضافه یا ظرف اضافه گناه دارد؛ میوه اضافه گناه دارد؛ غذای اضافه، شیرینی اضافه، آجیل اضافه در خانه نباید بماند. اگر بماند اسراف است. زود ردش کن برود. چون این نگه داشتن ها عفونت است و در شب اول قبر به بعد گرفتارت می‌کند. نگذار غذا به دورریز بیفتد. یا آن را مصرف بکنید یا سریع به همسایه یا به مأمور شهرداری که دارد زحمت می کشد، بدهید. اگر میوه اضافه آمد، سریع از خانه بیرون بدهید. کتاب اضافه است نگه ندارید و زود به مسجدی، حسینیه­ای هدیه بدهید. گاهی روز معلم برای معلم یک چیز تجملاتی می گیرند. معلم بیچاره الان هشتش گرو نُه اش است، کرایه خانه اش عقب افتاده، یک چیزی دستش می دهند که نمی داند با آن چه کار کند. یا عید غدیر است، سادات یک دویست تومانی مُهر می‌زنند یک صد تومانی مُهر می‌زنند می‌دهند. یا شیرینی و آجیل مشکل گشا می‌دهند. این چیست چهارتا نخودچی و کشمش و بعد هم چقدر پول میدهند روبان می‌خرند مشما ها را روبان می زنند و گره می‌زنند و وقت می‌گذارند. پولها را خرج این چیزها می‌کنند. خوب است به جای این وقت تلف کردن ها، یک دفعه یک کتاب یا سی دی و چیزی که به درد طرف بخورد بخرند و هدیه بدهند. بعضی از مبلغان را می‌شناسم چه آقا چه خانم که اگر از آنها بخواهی تشریف میاورید ورامین؟ می‌گوید نه ونک به پایین اصلاً نمی‌آیم. کلاسم نیست. این مبلغ فقط به درد جهنم می‌خورد. مثلاً در شهرستانی استاد شده، استانی به او نیاز دارند، یک زمان می‌گوید من وقت ندارم هیچ جا بروم. کار جدیتری دارم که باید انجام بدهم. اشکالی ندارد. هیچ جا نرو. یک موقع به او می‌گویند مثلاً چهار راه پارک وی، می‌گوید می‌آیم. یا اگر قرار باشد از جیب خود هزینه کند، نمی رود. خیلی از مداحان اینطوریند. مثلاً می گوید کلاس من از این منطقه به پایین نیست. این اصلاً معلوم است که نمی‌خواهد احسانش را به حاجتمند بدهد. این دنبال این است که کلاسی برای خودش بخرد. کسانی هستند که می گویند بچه پولدارها یک جایی را جمع کنید، من برایشان کلاس مذهبی بگذارم. ولی اگر به یک منطقه فقیر دعوتش کنند، نمی‌رود. او نمی‌خواهد به نیازمند برساند، می‌خواهد خودش را ارضا کند. اگر برای خدا باشد، آدم باید ببیند کجا نیاز هست. در جبهه هم ما از این جور مسایل داشتیم. می‌گفتیم آب­رسانی نیاز داریم، می‌گفت من آب‌رسانی نمی‌روم. می گفتند رزمنده‌­ها تشنه­ اند و یخ می‌خواهند. بیا برو. اما او نمی‌رفت. البته اینها جزو استثناها بودند وگرنه اکثر بچه ها حاضر بودند هر جا نیاز هست بروند. پس آدم باید وقت، عمر، جوانی و استعدادش را در آنجایی بگذارد که بیشترین نیاز هست. اگر مردم ما حتی خیرین ما همین رمز را می‌فهمیدند، الان بسیاری از مشکلات ظهور امام زمان برطرف می‌شد. الان اکثر پولهای خیرین ما می‌رود جاهایی مصرف می‌شود که هیچ نیازی نیست. ع ل 162 [1] . بحار الأنوار : 74/420/48. [2] . غرر الحكم : 4983. [3] . غرر الحكم : 4979.

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 10968
زمان انتشار: 11 ژوئن 2019
|
مباحث استاد شجاعی با موضوع «شادی»

مباحث استاد شجاعی با موضوع «شادی»

سلسله مباحث استاد شجاعی با عنوان «شادی» و با موضوع «مهارت های شاد زیستن» شنبه 98/03/25 ساعت 17:00 الی 18:00برگزار می‌گردد. نشانی: بلوار مرزداران، خیابان ایثار، سالن اجتماعات فرهنگی مذهبی مسجد جامع حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) آرشیو مباحث «شادی» آرشیو خلاصه مباحث استاد شجاعی فروشگاه آنلاین با محصولات ناب 

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 10967
زمان انتشار: 11 ژوئن 2019
| | |
اظهارات جالب آقا سید علی خمینی در مراسم ارتحال امام خمینی (ره)

اظهارات جالب آقا سید علی خمینی در مراسم ارتحال امام خمینی (ره)

اظهارات بسیار جالب آقا سید علی خمینی فرزند برومند سید احمد خمینی یادگار امام خمینی رحمت الله علیه در مراسم ارتحال امام خمینی رحمت الله علیه

فیلم

1 - اظهارات جالب آقا سید علی خمینی در مراسم ارتحال امام خمینی (ره)

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 10966
زمان انتشار: 19 می 2021
| |
سالروز تخریب قبور ائمه اطهار علیهم السلام در بقیع

سالروز تخریب قبور ائمه اطهار علیهم السلام در بقیع

فرقه ضاله وهابی بر اساس تفکر غلط با کمک آل سعود بسیاری از آثار دینی را تخریب و به هتک حرمت قبور ائمه بقیع و دیگر اماکن پرداختند. در طول تاریخ جنایات زیادی کرده و امروزه نیز همان تفکر را دنبال میکند؛ در حالی که این عقیده بر خلاف کتاب و سنت است.

آشنایی با قبرستان بقیع یکی از پر خاطره ترین مکانهای مدینه، بقیع است؛ جایی که نخست آن را بقیع الغرقد می نامیدند. «غرقد» نوعی درخت بوده که در گذشته، در محل این قبرستان و یا در کنار آن قرار داشته و محتملا به تدریج با گسترش قبرستان، آن درختها (که به نظر برخی توتستان بوده) از میان رفته است. بقیع پیش از اسلام، گورستان مردم یثرب بوده و پس از اسلام نیز به عنوان مهمترین گورستان مدینه شناخته شده است. این گورستان با وسعت نسبتا زیاد خود، در طول قرون مختلف اسلامی مدفن صحابه، تابعین و مهمتر از همه، چهار تن از امامان (علیهم السلام) بوده و از این رو محل زیارت تمامی زائران مدینه منوره است. بقیع در ناحیه شرقی مسجد النبی و تقریبا در فاصله دویست متری آن قرار دارد. این قبرستان تا یکصد سال پیش خارج از حصار قرار داشت، اما اکنون تقریبا در میان شهر مدینه واقع شده و با چهار خیابان محاصره گردیده است ; ستین، عبد العزیز، ابی ذر، باب العوالی. بقیع در زمان رسول خدا (ص) نیز زیارتگاه بوده و آن حضرت برخی شبها خانه را ترک کرده و تنها به بقیع می رفته و در آنجا به راز و نیاز با خدا می پرداخته است. برخی دختران آن حضرت و نیز برخی از یاران نزدیکش در بقیع مدفونند؛ کسانی چون عثمان بن مظعون که از صحابی مورد علاقه رسول خدا (ص) بود. قبرستان بقیع تا قبل از تسلط آل سعود، قبه های متعددی داشت که بر روی قبور خاصی ساخته شده بود. اما اکنون به صورت فضای باز و ساده ای در آمده است و قبرها جز نشانی ساده، به صورت سنگی که بالای سر آنها گذاشته شده، چیزی ندارد. با وجود این، تعلق خاطر مسلمانان به مدفون شدگان بقیع باعث گردیده است تا قبر عده ای از بزرگان مدفون، مشخص باقی بماند؛ گرچه به مرور زمان، قبور صدها بلکه هزاران تن از صحابه و تابعین به دست فراموشی سپرده شده و قبر آنان نا مشخص مانده است. مزار ائمه معصومین علیهم السلام در بقیع حرم ائمه بقیع که در کتب تاریخ بعنوان «مشهد» و «حرم» اهل بیت معروف گردیده، در سمت غربی و منتهی الیه بقیع واقع شده است که در این حرم مطهر قبر چهارتن از ائمه اهل بیت؛ امام مجتبی، امام سجاد، امام باقر و امام صادق ـ علیهم السلام ـ در کنار هم و بفاصله 3ـ2 متری این قبرها، قبر عباس عموی گرامی رسول خدا ـ ص ـ قرار گرفته و در کنار آن نیز قبر دیگری است متعلق به فاطمه بنت اسد و بـه احتـمال ضعیـف متعـلق بـه فاطمه دختر رسول خدا ـ ص ـ که قبل از ویرانی ساختمان این حرم مطهر، همه این قبور ششگانه در زیر یک گنبد و دارای ضریح و صندوق زیبا بودند. سایر مزارهای بقیع بقیع، قبرستان قدیمی مدینه است که بهترین عزیزان پیامبر(ص) و سربازان فداکار اسلام، در آنجا مدفونند؛ اینک به نام برخی از آنها اشاره می کنیم: 1 مرقد چهار امام معصوم از ائمه شیعه(ع): امام مجتبی(ع)، امام سجاد(ع)، امام باقر(ع) و امام صادق(ع) 2 (بنابه نقلی) قبرپنهان فاطمه زهرا(س) 3 قبور فرزندان پیامبر(ص) مانند ابراهیم، زینب، ام کلثوم و رقیّه. 4 قبور همسران آن حضرت. 5 قبر فاطمه بنت اسد مادر علی بن ابی طالب(ع) 6 قبر عباس عموی پیغمبر(ص) 7 قبر صفیّه و عاتکه، عمه های پیامبر(ص) 8 قبر حلیمه سعدیه، مادر رضاعی آن حضرت. 9 قبر عقیل برادر علی(ع)، و عبداللّه بن جعفر، همسر زینب کبری(س) 10 قبر سعد بن معاذ، و ابوسعید خدری. 11 قبر اسماعیل فرزند امام صادق(ع) 12 قبر امّ البنین مادر حضرت ابی الفضل(ع) 13 قبر عثمان بن مظعون، و سفیان بن الحارث بن عبدالمطلب. 14 قبر جمعی از شهدای اُحُد و شهدای واقعه حرّه که محل آنها معلوم و مشخص است. 15 قبور برخی از فرزندان ائمه و بستگان پیامبر گرامی اسلام(ص) و برخی از صحابه بزرگوار آن حضرت. 16 قبور گروهی از راویان حدیث، و عده ای از علما، شهدا و قرّاء و مبلغین بزرگ اسلام. و سرانجام بسیاری از شخصیتهای برجسته و افراد والامقام که از صدر اسلام تاکنون، در این سرزمین مقدس آرمیده اند و قبورشان مجهول است. بیت الاحزان پیش از این در نزدیکی بقیع و در محدوده ای که در نزدیکی قبور ائمه (علیهم السلام) بوده، محلی با عنوان «بیت الاحزان» شناخته شده و در متون تاریخی قرون آغازین اسلامی، از آن یاد شده است. آنجا به عنوان محل گریه آن حضرت پس از رحلت پدرش بوده است. طبق برخی نقلهای دیگر، در کنار بقیع، در همین حدود، خانه محقری برای آن حضرت ذکر شده که بعدها به عنوان «بیت الاحزان» یا «قبة الحزن» شهرت داشته و زمانی نیز به عنوان «مسجد فاطمه» از آن یاد می شده است. این محل در شمال قبر عباس بن عبد المطلب و قبور ائمه (علیهم السلام) قرار داشته و بعدها ضمیمه بقیع شده است. در مدینه جای دیگری به عنوان بیت الاحزان مطرح نبوده است. پیدایش فرقه ضاله وهابیت وهابیها که در دو قرن اخیر به رهبری "محمدبن عبدالوهاب بن سلیمان" سرزمین حجاز را تحت نفوذ افکار خود قرار داده اند، در معتقدات تند خود که بیشتر در زمینه توحید است، نه تنها از مخالفان سر سخت شیعه اند بلکه با غالب مسلمانان اهل تسنن نیز شدیدا مخالفند. "محمد بن عبدالوهاب" در حقیقت مجری افکار و اعتقادات ابن تیمیه - احمدبن عبدالحلیم دمشقی متوفی 728 ه. ق- که تقریبا چهار قرن قبل از او می زیسته، بود. محمد بن عبدالوهاب در خلال سالهای 1160 تا 1206 ه.ق با همکاری زمامداران محلی و برانگیختن آتش تعصبهای خشن در میان اقوام بیابانگرد و بدوی حجاز توانست به نام دفاع از توحید و مبارزه با شرک، مخالفان خود را عقب بزند و بر دستگاه حکومت و رهبری سیاسی بطور مستقیم و غیر مستقیم تسلط یابد. در این راه خونهای زیادی از مسلمانان حجاز و غیر حجاز ریخته شد. کشمکشهای پیروان محمدبن عبدالوهاب محدود به محیط حجاز نبود; بلکه در سال 1216 (ده سال پس از مرگ محمدبن عبدالوهاب) پیروان او از طریق بیابانهای حجاز با یک حمله غافلگیرانه به کربلا وارد شدند و با استفاده از تعطیل بودن شهر به مناسبت روز عید غدیر و مسافرت بسیاری از اهالی به نجف برای مراسم غدیر، به تخریب حرم مطهر امام حسین «علیه السلام» و سایر اماکن مقدس شیعه در کربلا پرداختند و در ضمن تمام درهای گرانقیمت و تابلوها و هدایای نفیس و وسایل تزیینی را با خود بردند. آنان حدود پنجاه نفر را در نزدیکی ضریح مطهر و پانصد نفر را در صحن و تعداد زیادی را در شهر کشتند. وهابیون و تخریب بقیع پس از تسلّط سعودیان بر حجاز، با توجه به پیوند فکری و مذهبی آنان با محمدبن عبدالوهاب، در هر شهر و منطقه‌ای که وارد می‌شدند، آثار و ابنیه ساخته شده بر روی قبور بزرگان صدر اسلام را خراب و ویران می‌کردند. وهابیان، بار نخست در سال 1221هـ.ق. بخشی از بناهای قبرستان بقیع را ویران نموده و سپس با تکمیل سلطه خود بر حجاز در شوال سال 1344هـ.ق. کلیه این بناها و گنبدها و آثار را ویران و اموال و اشیای گرانقیمت موجود در این اماکن را به تاراج بردند و نه تنها در مدینه، بلکه در هرجا گنبد و بارگاه و زیارتگاهی بود، به ویرانی آن اقدام کردند. مرحوم سید محسن امین، ابعاد ویرانیهای وهابیان در حجاز را اینگونه وصف می‌کند: وقتی وهابیان وارد طائف شدند، گنبد مدفن ابن عباس را خراب کردند، چنانکه یکبار دیگر این کار را کرده بودند. آنان هنگامی که وارد مکه شدند، گنبدهای قبر عبدالمطّلب، ابوطالب و خدیجه امّ المؤمنین(علیها‌السلام) را ویران نمودند و زادگاه پیامبر(صلی‌الله‌علیه وآله) و فاطمه زهرا(علیها‌السلام) را با خاک یکسان کردند و آنگاه که وارد جده شدند، گنبد و قبر حوّا را خراب کردند و به طور کلّی، تمام مقابر و مزارات را در مکه، جده، طائف و نواحی آنها ویران نمودند و زمانی هم که مدینه منوره را محاصره کردند، به ویران کردن مسجد و مزار حمزه پرداختند. پس از تسلّط وهابیان بر مدینه منوره، قاضی القضات وهابیان، شیخ عبدالله بن بلیهد، در رمضان 1344هـ.ق. از مکه به جانب مدینه حرکت کرد و اعلامیه ای صادر نمود و ضمن آن، جواز ویران کردن گنبدها و زیارتگاه‌ها را از مردم سؤال کرده بود. بسیاری از مردم از ترس به آن پاسخ نداده و برخی نیز لزوم ویران کردن را خواستار شده بودند! البته هدف او از این اعلامیه و سؤال، نظرخواهی واقعی نبود، بلکه می خواست در میان مردم آمادگی ایجاد کند، چون وهابیان در هیچیک از اعمال خود و در ویران کردن گنبدها و ضریحها، حتی گنبد مرقد حضرت رسول (صلی الله علیه وآله) منتظر نظر مردم نبودند و این اعمال، پایه مذهب آنان است. شاهد سخن آنکه، آنان پس از نشر این اعلامیه و سؤال و جواب، همه گنبدها و زیارتگاهها را در مدینه و اطراف آن ویران کردند و حتی گنبد مضاجع ائمه اهلبیت(علیهم السلام) را در بقیع، که قبر عباس عموی پیامبر(صلی الله علیه وآله) نیز در کنار آنها بود، خراب نمودند و دیوارها و صندوقها و ضریحهایی که روی قبرهای شریف قرار داشت، همه را از بین بردند، در حالی که برای آن، هزار ریال مجیدی هزینه کرده بودند. آنها در این زیارتگاهها، جز تلّی سنگ و خاک، به عنوان علامت باقی نگذاشتند.

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 10965
زمان انتشار: 10 ژوئن 2019
| | |
ماجرای شنیدنی و جالب

ماجرای شنیدنی و جالب

فیلم

1 - ماجرای شنیدنی و جالب

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 10964
زمان انتشار: 10 ژوئن 2019
|
مدرسه پسرانه علم و فرهنگ

علم و فرهنگ؛ تجربه یک مدرسه متفاوت

مدرسه پسرانه علم و فرهنگ

پیش ثبت نام مدرسه علم و فرهنگ شروع شد. این مدرسه نخبگانی علم و فرهنگ با استعانت از خداوند متعال و توسل به حضرات معصومین (علیهم السلام) در سال 1395 تأسیس شده است.

* مدرسه ای با رویکردهای علمی و بین‌المللی، با کسب رتبه‌ی دوم در آزمون مرآت

* با مشاوره عالی استاد محمد شجاعی

* نظام مشاوره پایه‌ای

* باشگاه مهارت‌ورزی

* آموزش کاربرد دروس

 

نشانی: قم‌، بلوار امین ۲۱، پلاک ۳۵

تلفن تماس: ۰۲۵۳۲۶۱۷۳۷۶

ثبت نام اردیبهشت و خرداد 98

لینک پیش ثبت‌نام دبیرستان پسرانه‌ی علم و فرهنگ (دوره اول):

http://ytre.ir/elmofarhang

آدرس کانال تلگرام و ایتا: @elmofarhangschool

 

بهترین خاطراتت را در "مدرسه" رقم بزن

فیلم

1 - مدرسه پسرانه علم و فرهنگ

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 10963
زمان انتشار: 8 ژوئن 2019
| |
سالگرد درگذشت پدر علم ژنتیک ایران و بحث ۵ژن استاد شجاعی

سالگرد درگذشت پدر علم ژنتیک ایران و بحث ۵ژن استاد شجاعی

پروفسور محمد‌علی مولوی (سالروز درگذشت 16 خرداد)، پدر علم ژنتیک ایران نخستین شخصی بود که علم ژنتیک را به ایران آورد و برای مدت سه سال این علم را رایگان در ایران تدریس و در مدت فعالیت خود سه مرکز ژنتیک در ایران راه‌اندازی کرد. 

پروفسور مولوی در سال 1300 شمسی در شهر تبریز متولد شد و چهار سال ابتدایی را در شهر تبریز گذراند ولی بقیه دوران دبستان، دبیرستان و دانشگاه را در تهران ادامه داد. وی بعد از گذراندن دوره عمومی در دانشکده پزشکی برای مدت چهار سال عازم پاریس شد و به عنوان آسیستان خارجی، این مدت را در بیمارستان کودکان پاریس در بخش پروفسور لامی، استاد کودکان و ژنتیک گذراند.

پدر علم ژنتیک ایران در سال 1332 پس از بازگشت به تهران وارد کادر هیات علمی دانشگاه تهران شد و تدریس دروس پزشکی را آغاز کرد. وی در سال 1962 از سوی سازمان بهداشت جهانی برای تکمیل دوران ژنتیک به دانمارک سفر کرد و در سال 1964 نیز از طرف WHO برای گذراندن دوره یک ماهه عازم امریکا شد که پس از آن از طرف سازمان بهداشت جهانی به عنوان کارشناس ژنتیک شناخته شد.

استاد محمد شجاعی می گوید: اگر ژن برتر را برای فرزندتان می خواهید، برای بچه دار شدن دست نگهدارید و به آموزش های مهدوی توجه کنید.

مدیر مسئول موسسه منتظران منجی تاکید می کند: ما می توانیم به ژن برتر دست پیدا کنیم؛ پس برای بچه دار شدن، دست نگهدارید و ابتدا اطلاعات لازم را در این خصوص کسب کنید. ما می توانیم ۵ ژن «سلامت، زیبایی، هوش، اخلاق، دین و عقل» را در وجود فرزندمان بارور کنیم و نسلی را تربیت کنیم که با نیل به «تمدن اسلامی نوین جهانی»، زمینه ساز حکومت جهانی امام زمان عج الله تعالی علیه باشیم. والدین می توانند در این  5 ژن کودک شان مؤثر باشند. امروزه در برخی دانشگاه ها و مراکز تحقیقاتی، رشته های علمی وجود دارد که محققان در خصوص اصلاح نژاد دام و طیور و گیاهان کار می کنند و به نتایج با ارزشی هم رسیده اند. این یعنی می توان نژاد انسان را هم اصلاح نمود و یک نژاد برتر ایجاد نمود. برای تربیت و اصلاح نژاد، فرمول ها و قوانین کلی وجود دارد. بنابراین، وقتی می گوییم والدین در اصلاح نژاد موثر هستند،  یعنی این اصلاح نژاد، در دست خود انسان است و می تواند کاری بکند که در ۵ شاخص ذکر شده، ژن فرزندش را قوی بار بیاورد. یعنی شانس و اتفاق در این امور تاثیر ندارد و همه چیز عالم دارای محاسبات ریاضی است. این که گفته می شود: «همه چیز به دست انسان است»، یعنی خداوند به انسان اجازه داده که در برخی از امور تصرف کند. بنابراین، وقتی می گوییم برای ایجاد ژن برتر باید آگاهی کسب کنیم، یعنی می توانیم بدانیم که چه زمانی، با چه غذایی و با چه وضعیت روحی و عاطفی و... نطفه ی نژاد برتر می تواند بسته شود و بعد در دوران بارداری سلامتش نیز تامین شود. هر یک از ۵ شاخص یاد شده، تعریف مشخصی دارد. مثلا هوش کودک، یعنی ضریب کارآیی مغز. یعنی کودک بتواند سریعاً با اشیاء ارتباط برقرار کند و آنها را بشناسد و هنگامی که به مدرسه می رود، بتواند خوب درس بخواند و مطالب درسی را به خوبی فرا بگیرد. تفاوت هوش و عقل ممکن است کسی هوش خوبی داشته باشد؛ اما عقل خوبی نداشته باشد. عقل اگر باشد، به دین داری منجر می شود؛ اما هوش چنین نیست. بنابراین کسی که بخواهد فرزندان دین داری تربیت کند، باید از قواعدی که منجر به عاقل شدن فرزند می شود، تبعیت کند. برخی از والدین، فقط به هوشمندی فرزندشان اکتفا می کنند و همین که فرزندشان بتواند در درس و امتحانات موفق شود برایشان کافیست. اما برخی از پدر و مادر ها می گویند، ما دین دار بودن فرزندمان برایمان اهمیت بیشتری دارد، حتی اگر در درس و تحصیلات موفق نشود. مادری می گفت: اگر فرزندم دانشمند هم شود، ولی دین نداشته باشد، راضی نیستم. به دیندار بودن فرزندم بیشتر از دانشمند شدنش علاقه دارم. هوش مربوط به ارتباطات دنیایی است که برقرار می شود. اما عقل زمینه ساز دین دار شدن کودک است. بنابر این، پدر و مادر می توانند در دین دار بودن و در بد اخلاق یا خوش اخلاق بودن فرزندشان در آینده مؤثر باشند. عقل یعنی آنچه که مصالح و مفاسد را تشخیص می دهد. تعریف عقل در دین، آن است که معصوم (علیه السلام) فرمود: «العقل ما عُبِدَ بِهِ الرَّحمن وَ اکتُسِبَ بِهِ الجَنان= عقل چیزی است که به وسیله آن، خدا پرستش شود و بهشت به دست آید». خیلی از آدم های باهوش هستند که درس شان خیلی خوب است و تحصیلات عالیه دارند؛ اما آدم های عاقلی نیستند. این ها ممکن است از مهارت خودشان در راه خلاف استفاده کنند. مثلا مهندسی که آدم باهوش و درس خوانی بوده است، ساختمان یا پلی را طراحی می کند، بعد از مدتی این ساختمان یا پل ریزش کرده و جان تعدادی از افراد را می گیرد. این فرد، آدم با هوشی است، اما آدم عاقلی نیست. آیات قرآن و روایات بسیار زیادی داریم که مسئولیت والدین را نسبت به تربیت فرزندان عاقل و دین دار گوشزد می کنند.حتی ممکن است در روز قیامت، یک مادر متدین و محجوب را مسئول بدحجابی دخترش بدانند. مثل خیلی از مادرهای باحجاب و چادری که دختران شان بدحجاب هستند و آرایش می کنند و به کوچه بازار می روند. در روز قیامت گفته می شود که شما فقط حواستان به خودتان بوده و رعایت حجاب را کردید؛ اما تربیت صحیح را برای فرزندتان اعمال نکردید. پدر نمازخوان و متدین نیز، به خاطر فرزند بی نمازش مؤاخذه خواهد شد. ضمن این که در روز قیامت فرزند هم از پدر و مادر شکایت می کند. بنابراین، ما موظف هستیم که به فرزندمان نگاه درست داشته باشیم و این نگاه درست به وجود نمی آید، مگر اینکه اول نگاه درستی نسبت به خودمان داشته باشیم. بخش مهمی از آن چه بیان شد، مربوط می شود به زمان بسته شدن نطفه. اما بعد از آن نیز باید اقداماتی انجام شود که به آن می گوییم: «اقدامات هدایت و اصلاح بعداز تولد». اگر نوزادی متولد شد، از زمان تولد به بعد، اقداماتی باید انجام شود که عنوان آن اقدامات «هدایت و اصلاح» است. یعنی گاهی در زمان بسته شدن نطفه، بخاطر عدم رعایت برخی مسایل توسط والدین، انحراف ها و مشکلاتی برای جنین ایجاد می شود که حالا باید برای رفع آنها اقدامات «هدایت و اصلاح» را در پیش بگیریم. بعد از تولد کودک نیز، باید اقدامات تربیتی خاص صورت گیرد. بنابراین، والدینی که به دنبال ایجاد نژاد برتر هستند، باید قوانین کلی «ایجاد، هدایت و اصلاح» را فرا بگیرند. این قوانین روی همه بچه‌¬ها یک جور اعمال نمی شوند. چون بچه ¬ها با هم تفاوت دارند. پس ما نمی‌توانیم با یک روش تربیتی ثابت، هر نوع کودکی را ترییت کنیم.  یعنی نمی‌توان یک روش تربیتی ثابت را برای همه در نظر گرفت. اما اصول و قوانین کلی باید در دستمان باشد. مثلا بچه‌ای که به شدت دروغگو است، با بچه‌¬ای که کاملاً صادق است، یک نوع برخورد را نمی‌طلبند. بچه‌ای که گوشه¬‌گیر و خجالتی است، با بچه‌¬ای که خیلی اجتماعی است و روابط عمومی بالایی دارد، برخورد تربیتی یکسانی نمی‌طلبند. یا با بچه‌ای که بسیار پررو و بی‌¬حیا است، نمی‌توان همان برخوردی را داشت که با یک بچه با حیا داریم. در تربیت باید به تفاوت‌ها دقت کنیم. حالا بحث ما این است که با توجه به این که هر انسانی دارای یک شاکله است و یک شخصیت خاصی دارد، باید روش تربیتی مبتنی بر همان شخصیت را برای او در نظر گرفت. انسان موجود ترکیبی است. شخصیت‌ها هم با همدیگر دوتا نیستند و هر انسانی یک شخصیت خاص دارد. شخصیت از کلمه¬ اش معلوم است. مصدرسازی کردیم. شخصیت دارد؛ شاکله دارد؛ شاکله اش هم مربوط و ویژه خودش است. این همه با تربیت ایجاد می شود.   این بحث را استاد شجاعی در ده جلسه از مباحث تربیت کودک مطرح کرده اند.

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 10962
زمان انتشار: 9 ژوئن 2019
|
جلسات خانواده آسمانی و شرح زیارت جامعه کبیره

جلسات خانواده آسمانی و شرح زیارت جامعه کبیره

جلسه خانواده آسمانی ساعت 17:30-18:30و شرح زیارت جامعه کبیره ساعت 19:00-20:00 روز پنجشنبه 98/03/23در حسینیه قرائت قرآن (اثنی عشری) برگزار می‌گردد. توجه: این هفته استثنائاً کلاس خانواده آسمانی ساعت 17:30 آغاز می‌گردد. از هفته های آتی برنامه شروع کلاس ها به روال قبل می‌باشد.

این جلسات به صورت زنده از سایتmontazer.tvپخش می گردد.

نشانی:شهر ری، خیابان قم، انتهای خیابان آستانه، محوطه پارکینگ حرم، حسینیه قرائت قرآن (أثنی عشری)

آرشیو مباحث استاد شجاعی

فروشگاه آنلاین با محصولات ناب

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 10961
زمان انتشار: 12 می 2021
| |
شرح دعای روز بیست‌ونهم ماه رمضان+صوت

شرح دعای روز بیست‌ونهم ماه رمضان+صوت

در دعای روز بیست و نهم ماه مبارک رمضان آمده است: «خدایا، همان‌طور که او در معامله عیب را می‌پوشاند تو هم به رحمت خودت عیب من را بپوشان. از سال‌ها پیش روز بیست و نهم رمضان در میان خانم‌ها به روز «غشنی» معروف است و آنها در مساجد حضور می‌یافتند و «غشنی» معنای پوشاندن می‌دهد.»

بسم الله الرحمن الرحیم «اللهمّ غَشّنی فیهِ بالرّحْمَةِ وارْزُقْنی فیهِ التّوفیقِ والعِصْمَةِ وطَهّرْ قلْبی من غَیاهِبِ التُّهْمَةِ یا رحیماً بِعبادِهِ المؤمِنین. » «خدایا، بپوشان در آن با مهر و رحمت و روزی کن مرا در آن توفیق و خودداری و پاک کن دلم را از تیرگی‌ها و گرفتگی‌های تهمت، ای مهربان به بندگان با ایمان خود. » آیت‌الله مجتهدی تهرانی در شرح فراز «اللهمّ غَشّنی بالرّحْمَةِ» می‌گوید: ای خدا، من را به رحمت خودت بپوشان. «غش» یعنی پوشاندن. اگر کسی به طرف معامله، گندم نشان دهد و جو بفروشد، در معامله «غش» کرده و آن معامله باطل است. در تاریکی این نوع معامله انجام می‌شود و به همین دلیل می‌گویند که معامله در تاریکی کراهت دارد. وی ادامه داد: کسی که عیب جنس را بپوشاند، در معامله غش کرده است و حدیث داریم کسی که آب به شیر ببندد، مسلمان نیست. آنها که در معامله غش می‌کنند خیر نخواهند دید. این استاد اخلاق در ادامه بیان می‌کند: حال در این دعا می‌گوییم که خدایا، همان‌طور که او در معامله عیب را می‌پوشاند تو هم  به رحمت خودت عیب من را بپوشان. این استاد اخلاق ادامه می‌دهد: از سال‌ها پیش روز بیست و نهم رمضان در میان خانم‌ها به روز «غشنی» معروف است و آنها در مساجد حضور می‌یافتند. اما فکر می‌کنند که این غشنی به معنای ضعف کردن است و با لحن ضعیف به خدا می‌گویند که خدایا من غش کردم، در حالی که این طور نیست و معنای پوشاندن می‌دهد. آیت‌الله مجتهدی تهرانی در شرح فراز بعدی دعای روز بیست و نهم می‌گوید: در این بخش از دعا از خدا می‌خواهیم که به ما توفیق اعطا کند تا موفق به نماز شب و قرائت دعای ابوحمزه ثمالی شویم. توفیق رفیقی است که به هر کس ندهندش. وی در ادامه به حدیثی از امام جواد (ع) اشاره می‌کند و می‌گوید، امام جواد (ع) می‌فرماید: «مومن ۳ خصلت دارد. اولین آنها این است که توفیق داشته باشد. » زیارت، کمک به مستحق، نماز شب، حضور در جشن‌های نیکوکاری، فعالیت در مدرسه‌سازی کمک به حوزه‌های علمیه و ... از توفیقاتی است که نصیب مومن می‌شود. وی با ابراز ناراحتی از کسانی که بخشی از مال خود را در راه خدا انفاق نمی‌کنند تصریح می‌کند: این افراد توفیق ندارند و حتی توفیق زیارت حرم حضرت عبدالعظیم الحسنی(ع) را هم پیدا نمی‌کنند. آیت‌الله مجتهدی تهرانی در بخشی از سخنان خود با بیان ویژگی‌های برجسته حضرت عبدالعظیم حسنی می‌گوید: حضرت عبدالعظیم (ع) از علما و محدثین و وکیل امام هادی بود. برخی قائلند که دشمنان، حضرت را زنده دفن کردند و وی را به شهادت رساندند. وی ادامه می‌دهد: روزی دیدم آیت‌الله وحید خراسانی از قم برای زیارت به شهر ری آمدند. تقاضا کردم تشریف بیاورید در منزل و مسجد میهمان ما با باشند که گفت تنها برای زیارت حضرت عبدالعظیم (ع) آمده‌اند. این را باید به تمام امامان جماعت بیان کنیم تا هم خودشان مشرف شوند و هم مریدان خود و مسجدی‌ها را به زیارت حضرت عبدالعظیم(ع) تشویق کنند. وی در بیان ادامه حدیث می‌گوید: طبق حدیث امام جواد (ع) دومین خصلت مومن این است که گاهی خودش را موعظه کند و سومین خصلت این است که هر کس او را نصیحت کند قبول کند. این عالم ربانی در ادامه شرح دعای روز بیست و نهم می‌گوید: در ادامه دعا از خدا می‌خواهیم که ما را ازگناهان حفظ کند و قلبمان را از آلودگی‌های شک برطرف کند و قلب ما گرفتار شک نباشد. وی ادامه می‌دهد: آنها که قلبشان گرفتار شک است، ذکر «لاحول ولاقوة إلا بالله العلی العظیم» را زیاد تکرار کنند. این ذکر برای رهایی از وسوسه‌های شیطان بسیار موثر است. آیت‌الله مجتهدی تهرانی ادامه می‌دهد: ابوذر می‌گوید که رسول خدا (ص) فرموده: «ابوذر این ذکر را زیاد بگو که از گنج‌های بهشت است. » بعد از نمازهای مغرب و صبح، هفت بار این ذکر را بیان کنید که جزو تعقیبات است ولی قبل از بیان هر یک از آنها باید یک بار «بسم الله الرحمن الرحیم» بگویید. وی ادامه می‌دهد: دعای روز بیست و نهم را این‌گونه به پایان می‌رسانیم. ای خدایی که به بندگان مومنت رحم می‌کنی، این دعاها را درباره ما اجابت کن. خدا بسیار مهربان است. خدا نعمت‌هایی به ما می‌دهد که اصلاً ما از او نخواسته‌ایم و تقاضا نکرده‌ایم. به قدری ما را دوست دارد که هر چه در دلمان است را ولو اگر نخواهیم به ما می‌دهد.

صوت

1 - شرح دعای روز بیست‌ونهم ماه رمضان+صوت

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 10960
زمان انتشار: 11 می 2021
| |
شرح دعای روز بیست‌وهشتم ماه رمضان+صوت 

شرح دعای روز بیست‌وهشتم ماه رمضان+صوت 

در دعای روز بیست‌وهشتم ماه مبارک رمضان می‌خوانیم: «اگر همه عالم با خدا حرف بزنند، خدا را از دیگری غافل نمی‌کند و در آنِ واحد به همه بندگان توجه دارد؛ از تو می‌خواهیم که دعاهای من را مستجاب کنی.»

بسم الله الرحمن الرحیم «اللهمّ وفّر حظّی فیهِ من النّوافِلِ واکْرِمْنی فیهِ بإحْضارِ المَسائِلِ وقَرّبِ فیهِ وسیلتی الیکَ من بینِ الوسائل یا من لا یَشْغَلُهُ الحاحُ المُلِحّین. » «خدایا زیاد کن بهره مرا در آن از اقدام به مستحبات و گرامی‌دار در آن به حاضر کردن و یا داشتن مسائل و نزدیک گردان در آن وسیله‌ام به سویت از میـان وسیله‌ها، ای آنکه سرگرمش نکند اصرار و سماجت اصرارکنندگان. » آیت‌الله مجتهدی تهرانی در شرح فراز دعای روز بیست‌وهشتم ماه مبارک رمضان می‌گوید: دعا موجب کمال انسان است دعا خواندن برای رسیدن به کمالات می‌باشد بر خلاف تصور عموم مردم که فکر می‌کنند هدف از خواندن دعا رسیدن به ثواب الهی است، مضامین ادعیه سراسر پر از درس‌های اخلاق و حکمت است که توجه به آن معانی سبب کمال انسان می‌گردد. اگر هم کسی با زبان عربی آشنا نیست به ترجمه ادعیه مراجعه کند و به مضامین و نکات آموزنده ادعیه توجه کند تا به برکت آن به کمالات والای انسانی برسد؛ امثال دعای کمیل و ابو حمزه ثمالی و... برای کمال یافتن من و شما می‌باشد. این که در دعای ابو حمزه امام سجاد علیه السلام می‌فرمایند: «خدایا آیا بدتر از من هم بنده‌ای داری؟ » این برای کمال است و درس مبارزه با غرور را به ما می‌دهد؛ جایی که امام معصوم چنین حرفی می‌زند دیگر تکلیف من و شما روشن است و جایی ندارد که ما به خاطر دو رکعت نافله و نماز شب دچار عجب و غرور بشویم. آمادگی برای مرگ باز دعای ابو حمزه می‌فرماید: «خدایا اگر من با این حال بمیرم چه کنم؟ امروز داشتم فکر می‌کردم که خدایا اگر من امروز دست خالی بمیرم چه کنم؟ گفتم خدایا یک موقعی بمیرم که آماده باشم و الان آماده نیستم! یادی از آیت الله خوانساری(ره) : آیت‌الله‌العظمی‌خوانساری(ره) با آن مقام و عظمت می‌فرمود: از این دنیا می‌روم در حالی که دست خالی هستم! امام(ره) در باره ایشان فرموده بودند: آیت الله خوانساری مرجع متقین بود؛ و ایشان را صاحب نفس قدسیه می‌دانستند. وقتی از عدالت آیت الله خوانساری سوال شد؛ امام گفتند: ما در عصمت ایشان مشکوک هستیم و شما از عدالت ایشان می‌پرسید!؟ به اشک‌هایم امید دارم در عمر خود مرجعی بی‌هوی؛ مثل آیت الله خوانساری ندیده‌ام و درباره ایشان مطالب زیادی دارم که الان فرصت گفتن آن مطالب نیست این مرجع عظیم می‌گفت: من از این دنیا می‌روم در حالی که دست خالی هستم ایشان می‌فرمود؛ فقط به یک عملم امید دارم که باعث نجاتم شود آن هم به اشکهایی است که در مجالس عزای اهل بیت (ع) عصمت و طهارت می‌ریختم. اهمیت مجالس روضة اهل بیت (ع) مثل پیر زنها به دنبال مجالس روضه بگردید و گریه برای امام حسین (علیه السلام) را کوچک نشمارید؛ وقتی حبیب بن مظاهر را در رویا دیدند؛ ایشان فرموده بودند: خیلی دوست دارم که به دنیا برگردم؛ و در مجالس عزای ابا عبد الله (ع) گریه کنم. ادعیه را نوبر کنید خدایا توفیق نوافل و اعمال مستحبی بده و بهره من را از نوافل زیاد کن. استاد من آقای برهان(ره) می‌گفتند:گاهی اوقات انسان باید مستحبات را هم نوبر کند همانطوری که اگر میوه جدید به بازار می‌آید می‌خرید و نوبر می‌کنید گاهی اوقات نماز شب را هم نوبر کنید؛ دعای مجیر را هم نوبر کنید؛ آدمی که اهل مستحبات نیست بدرد نمی‌خورد  اگر همیشه هم توفیق ندارید لا اقل گاهی اوقات مستحبات را نوبر کنید. وَ أَکْرِمْنِی فِیهِ بِإِحْضَارِ الْمَسَائِلِ؛ خدایا من را گرامی بدار تا مسائل شرعی‌ام را بدانم انسان باید مسائل دین خود را بداند مخصوصا طلبه که باید مشتش پر باشد و بتواند جواب مسائل مردم را بدهد. (مثلا درباره ارث خواهر و برادر) وَ قَرِّبْ فِیهِ وَسِیلَتِی إِلَیْکَ مِنْ بَیْنِ الْوَسَائِلِ؛ خدایا در بین وسائل آن وسیله‌ای که من را زودتر به تو می‌رساند به من نزدیک کن بهترین وسیله هم اهل بیت(ع) هستند. توسل به حضرت نرجس خاتون (سلام الله علیها) یکی از علماء به من یاد دادند که برای مشکلاتم متوسل شوم به حضرت نرجس خاتون(سلام الله علیها) مادر امام زمان(علیه السلام) اگر به ایشان توسل داشته باشید، امام زمان به حرمت مادر بزرگوارشان توسل شما را اجابت می‌کنند و از خواص این توسل سرعت اجابت آن است. یَا مَنْ لاَ یَشْغَلُهُ إِلْحَاحُ الْمُلِحِّین؛ ای خدایی که سماجت و الحاح بندگان تو را باز نخواهد داشت اگر همه عالم با خدا حرف بزنند؛ خدا را از دیگری غافل نمی‌کند و در آن واحد به همه بندگان توجه دارد؛ از تو می‌خواهیم که دعاهای من را مستجاب کنی.

صوت

1 - شرح دعای روز بیست‌وهشتم ماه رمضان+صوت 

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed