www.montazer.ir
سه‌شنبه 2 ژوئن 2026
شناسه مطلب: 10992
زمان انتشار: 18 ژوئن 2019
| |
چگونه بی حساب وارد بهشت شویم؟

خانواده آسمانی، جلسه 502، 98/03/23

چگونه بی حساب وارد بهشت شویم؟

اگر بخواهیم بی حساب وارد بهشت شویم، باید بدانیم که بهشت و جهنم شئونات و باطن نفس خود انسان هستند. هر جا که در زندگی از کسی گذشتی یا با کسی که با تو قطع ارتباط کرده، پیوند برقرار کردی یا در مقابل جهالت دیگران بردباری کردی، بی‌حساب وارد بهشت می شوی. پس فرصتهای زندگی را دریاب.

وقتی قرآن می‌فرماید: «بهشت به اندازه همه آسمان‌ها و زمین است» ، یعنی این بهشت برای نفس انسان است. آن قاعده همیشگی‌مان یادمان نرود که این بهشت و جهنمی که در نفس ماست، در همینجا و همین دنیا است، نه نفس ما در بهشت و جهنم. چون نفس وسعتش از بهشت بیشتر است و جایگاهش از بهشت بالاتر. بهشت و جهنم، شئونات و باطن نفس خود انسان هستند. هر چه که انسان در حیات ملکوتی خودش و نیز حیات قیامتی و ابدی خودش می‌بیند، ظهورات و جلوه‌های نفس خودش است. حتی آنچه که انسان در زندگی دنیایی خودش می‌بیند، باز از ظهورات نفس خودش است. کسانی که دائماً تاریکی و غصه و ناامیدی و بدبختی و نکبت و دشمنی و کینه و حسادت را در زندگی‌شان دارند، اینها مربوط به ظهور نفس خودشان است. البته می‌توانند آن را تغییر بدهند. دارالسلام نیز یکی از ظهورات نفس خود انسان است. انسان سالم، انسانی که با سلامت سر و کار دارد، عشق سلامت و توجه به سلامت دارد و اهتمام به سلامت نفس خودش دارد، آن را خواهد دید. باید ببینیم که آدم‌هایی که بی حساب به بهشت می‌روند چه خصوصیاتی دارند. اینها سه گروه هستند: گروه اول، اهل گذشت و گروه دوم، اهل صله رحم و گروه سوم اهل حلم هستند. در مورد گروه اول که اهل بخشش دیگران هستند، نبی اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله می‌فرماید: «إِذَا كَانَ‏ یَوْمُ‏ الْقِیَامَةِ حَشَرَ اللهُ الْخَلَائِق نَادَى مُنَادٍ لِیَقُمْ أَهْلُ الْفَضْلِ فَیَقُومُ فِئَامٌ مِنَ النَّاس فَتَسْتَقْبِلُهُم المَلائِكَةُ یُبَشِّرُونَهُم بِالجَنَّةِ= زمانی که روز قیامت بشود، خداوند خلائق را گِرد مى‌آورد و بانگ دهنده‌اى ندا مى‌دهد كه بخشایشگران برخیزند! پس گروهى از مردم برمى خیزند و فرشتگان به پیشوازشان مى‌روند و آنان را به بهشت مژده مى‌دهند». سپس فرشتگان به آنها می گویند: «مَا فَضْلُكُمْ هَذَا الَّذِی تَدْخُلُونَ بِهِ الْجَنَّةَ قَبْلَ الْحِسَاب‏= شما چه فضیلتی داشتید كه به سبب آن پیش از حسابرسى به بهشت مى روید؟». آنها در پاسخ می گویند: «كُنَّا نَعْفُو عَمَّنْ ظَلَمَنَا= از کسی که به ما ظلم می‌کرد، عفو می‌کردیم». پس هرگاه توسط کسی اذیت شدیم، بدانیم که انسانها در معرض ظلم قرار می‌گیرند تا اسم عفوّ خدا را تمرین کنند و مثل خدا عفوّ بشوند. بدیهیست که از پذیرش ظلم و عفو کردن، مخصوص کسی است که اهلیت داشته باشد؛ نه هر ظالمی. یکی از زیبایی‌ها و قشنگی‌های دنیا این است که در دنیا فرصت اینکه انسان مظلوم بشود هست؛ شوهرش به او ظلم می‌کند، زنش ظلم می‌کند، خانواده همسر ظلم می‌کند، بچه ظلم می‌کند. اینها فرصت های بی‌نظیری هستند برای اینکه انسان بتواند بزرگی و عفو کند، ببخشد. از همه مهمتر این است که با عفو کردن، شبیه خدا می‌شویم، شبیه خانواده آسمانی می‌شویم. از همه مهمتر اینکه انسان می‌شویم و حقیقت انسانیت همان حقیقت خداست. علاوه بر این، خدا از آدمی که کینه‌ای نیست، می‌گذرد. گذشت خدا شامل حال کسی می‌شود که در دلش چیزی نگه نمی‌دارد و با گذشته افراد و اینکه فلانی چه کار کرد و چه کار نکرد، کاری ندارد و با کسی درگیر نیست. چنین آدمی در قیامت هم معطل نمی‌شود. فرشته‌ها می‌آیند و از او استقبال می‌کنند و بشارت می‌دهند و با احترام این آدم را به بهشت می‌برند. پس این آدم جهنم و عذاب ندارد. اگر گناهی هم از او سر زده، در دنیا با گذشتن از دیگران، خودش آنها را سوزانده است. می‌گوید دلم می‌سوزد، جگرم می‌سوزد، چون فرزندم را کشته؛ اما او را می‌بخشم. اگر پدر و مادرت، همسرت، فرزندت، دوستت، همسایه، خانواده همسر، اذیتت می‌کنند و ظلمی می¬کنند، هر چند بخشیدن سخت است، چون بالاخره آدم اذیت می‌شود، ولی این جهنمی است که تو آن را طی می‌کنی و با سوختنت در آن، بهشت را کسب می کنی. یادتان نرود که گفتیم صراط در جهنم است. یعنی از داخل جهنم باید رد بشوید. ما الان روی صراط هستیم. اگر درست و مستقیم راه صراط را طی کنیم، تنها جایی که در دنیا خنک است و خوب است و انسان درآن امنین دارد، صراط مستقیم است. صراط مستقیم یک وجهش گذشت است. اینهایی که روز قیامت صدایشان می‌کنند که: بی‌حساب به بهشت بروید، اینها جهنم‌شان را در دنیا طی کرده اند. خداوند فرصت‌ها را برای ما گذاشته برای شبیه شدن به خودش، برای رفتن به بهشت. پس گذشتن از دیگران باعث می‌شود که تو بی‌حساب وارد بهشت بشوی، این کفاره تمام گناهانت است، خدا این را برای تو گذاشته و گذشته‌ات را می‌توانی با همین کار جبران کنی.  گروه دوم رعایت کنندگان حق اهل رحم هستند که می‌گویند: «وَ نَصِلُ مَنْ قَطَعَنَا= با کسی که با ما قطع ارتباط می‌کرد، ما با او پیوند برقرار می‌کردیم». اینکه شخصی می گوید: فلانی به خانه ما نیامد، پس با او قهر می کند، یا می‌گوید چون ما را دعوت نکرد، با او قهریم. این یک کار حیوانی است، اینکه او یک کار غلطی کرد، اگر تو هم آن کار را بکنی، درست نیست. مربی ما خداست و با این کارها مخالف است. شما از یک طرف می‌گویی رب من خداست، بعد از  طرف دیگر از کس دیگری تبعیت می‌کنی! این یادمان نرود که ما مأمور مقابله به مثل نیستیم. مقابله به مثل و تلافی کردن کار آدم‌های کوچک است. آنها هم خودشان را می‌سوزانند. پس این خیلی مهم است که با دیگران مقابله به مثل نکنیم. روی لج و لجبازی نیفتیم. چون تلافی کردن، وجود آدم را می‌سوزاند و انسان را از خدا دور می‌کند. حالا او بچه تو را دعوت نکرده تو بچه او را دعوت کن. پس این یک قاعده است برای تربیت یافتگان صراط مستقیم که این رابطه را یادمان نرود که اگر ظلم کردند، ببخشیم؛ قطع ارتباط کردند، ما اتصال برقرار کنیم و حداقل وظیفه‌مان را انجام بدهیم. اگر تحمل کردی، خدا به تو عزت می‌دهد. گروه سوم حلم ورزیدن در مقابل جاهل است. اینها می گویند: «وَ نَحْلُمُ‏ إِذَا جُهِلَ‏ عَلَیْنَا= موقعی که در حق ما یک جهالتی می‌شد، حلم می ورزیدیم». کلمۀ جهالت خیلی مهم است. یعنی طرف از روی نفهمیش یک کارهایی می‌کند. پس اگر از روی نفهمیش هست، تو بگذر. این جهالت که می‌گوییم نفهمی است، یعنی بی‌عقلی است. اگر کسی حواسش نیست و حرمت شما را رعایت نمی‌کند. مثلاً فرزندت هست، دخترت هست، پسرت هست، همسرت هست، یک جایی رفتی یک کسی در حق شما جهالت کرد؛ اگر حلم و بردباری کردی، نباید زود به ما بربخورد، و به هم بریزیم، بزرگ می شویم. خدا شرائطی را فراهم کرده. مثل اینکه یک جاهایی کسی قدر تو را نداند و یک جاهایی تحقیرت کنند و ضایع بشوی. اینها همه تو را بزرگ می‌کند. گاهی پدر و مادر یا معلمت هستند که حرمت را می‌شکنند. اینها ذوالحقوق هستند. اگر تو بخواهی مقابله به مثل بکنی، صاف به جهنم می‌روی. اینها کسی نیستند که تو بخواهی کارهای بدشان را مقابله به مثل کنی. یک جاهایی خوب است آدم کاری کند که شناخته شده نباشد. یک موقع آدم لازم است یک چیزی بگوید، ولی خیلی چیزها باید مخفی بماند. این جهالت دیگران در حق ما خیلی خوب است. یک موقعی لازم است در فضاهایی که به تو جهالت می‌شود، قرار بگیری. نگو آنجا اذیت می‌شوم و طاقت نمی‌آورم. انها برای تو لازم است. بگذار یک ذره خرد بشوی. چون با اینها بزرگ می‌شوی. پس اینکه آدم یک جاهایی ضایع می‌شود، این ضایع شدن بد نیست، چون به انسان خیلی قدرت می‌دهد و آدم را بالا می‌برد و توحید انسان را قوی می‌کند. قا/183 بهشت/ دارالسلام

صوت

1 - چگونه بی حساب وارد بهشت شویم؟

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 10991
زمان انتشار: 18 ژوئن 2019
| |
کاربرد «مثل» در تربیت

کاربرد «مثل» در تربیت

قرآن کریم یکی از روشهای مهم انتقال مفاهیم را "مَثَل" معرفی می‌کند و می‌فرماید: «وَ يَضْرِبُ اللهُ الْأَمْثالَ لِلنَّاسِ = خدا برای مردم مَثَل‌ می‌زند».

گاهی کودک تان از شما یک سؤال دینی می‌کند که نمی‌توانی در همان آن، جوابش را بدهی. چون مسایل دینی، فلسفی و غیر مادی هستند، سن کودک اقتضاء نمی‌کند و فهم فلسفی ندارد؛ اما با مثال می‌توانی مفاهیم مهم معنوی و اعتقادی را برای او تفهیم کنی. معصوم هم همین کار را می‌کند. گاهی بعضی از افراد نمی‌توانند چیزهایی را درک کنند. معصوم مثال می‌زند که تا با مثال بفهمیم. پس مثال وسیله بسیار خوبی است. هر چقدر انسان بتواند خودش را به مثالهای مختلف مجهز کند، تواناییش در درونش بیشتر می‌شود. از این رو قرآن کریم پر از مَثَل است. این روش علمی و آموزشی دقیقی است که به انسان خیلی کمک می‌کند. اگر کسی بخواهد فضای آخرت را بفهمد، بهترین وسیله برای فهم عالم آخرت مثال است. در اینجا به یک نمونه از مثالها اشاره می‌کنیم. از سعید بن ابی‌هلال روایت است که از امام باقر علیه‌‌السلام دربارۀ آیه «وَ اللهُ یَدْعُوا إِلى‏ دارِ السَّلامِ وَ یَهْدی مَنْ یَشاءُ إِلى‏ صِراطٍ مُسْتَقیمٍ = خدا همه را به سرای سلامتی و هر کس را بخواهد به راه مستقیم هدایت می‌کند». سوال شد و شنیدم که حضرت فرمود: «خَرَجَ رسولَ الله یَوماً فَقالَ اِنّی رَأَیتُ فِی المَنامِ کَأَنَّ جِبرائیل عِندَ رَأسی وَ میکائیل عِندَ رِجلی یقول أحدهما لصاحبه: اضرب له مثلا فقال اِسْمَع، سَمِعَت اُذُنُک وَ اعْقِل عَقلَ قَلبُک= جابر نقل می‌کند که روزی پیامبر از منزل بیرون آمد و فرمودند: من در خواب دیدم که جبرئیل بالای سرم و میکائیل پایین پای من ایستاده است و یكى از آن دو به دیگرى مى‌گوید: برایش مثالى بزن. او گفت: بشنو. گوشت شنوا باد! و دریاب، دلت در یابنده باد!». این روایت نشان می‌‌دهد که یکی از کارکردهای قلب، تعقل است. تعقل یکی از قوای شخصیت انسان است که می‌تواند با بخشی از این شخصیتش خوب تعقل کند. اما تعقل غیر از تفکر است. «إنما مثلك و مثل أمتك كمثل ملك اتخذ دارا ثم بنى فیها بیتا ثم جعل فیها مأدبة ثم بعث رسولا یدعوهم إلى طعامه فمنهم من أجاب الرسول ومنهم من تركه= حكایت تو و امّتت، همچون حكایت پادشاهى است كه سرایى را بگیرد و در آن سرا اتاقى بسازد و در آن اتاق، سفره‌ای بگسترد. سپس فرستاده‌اى بفرستد تا مردمان را به خوراكشان فرا خواند. پس شمارى از ایشان دعوت فرستاده را مى‌پذیرند و شمارى نمى‌پذیرند». بعد حضرت این مثال را برایش زد. حالا تطبیقش می‌خواهد بدهد با آیه قرآن و یک امر معنوی. «فاللهُ هُوَ المَلِک، والدار الإسلام والبیت الجنة وَ اَنتَ یا محمّد اَلرَسول مَن اَجابَکَ دَخلَ الاِسلام وَ مَن دَخَلَ الاِسلام دَخَلَ الجَنَّة وَ مَن دَخَلَ الجَنَّة اَکَلَ مِنها= خداوند همان پادشاه است و آن سرا، اسلام است و آن خانه، بهشت و تو اى محمّد آن فرستاده‌اى، هر كس دعوت تو را پاسخ دهد، به اسلام درمى‌آید و هر كس به اسلام در آید، به بهشت مى‌رود و هر كس به بهشت رود، از [ خوان ] آن مى‌خورد».   برگرفته از سلسله مباحث «خانواده آسمانی» جلسه 502            

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 10989
زمان انتشار: 20 ژوئن 2019
|
جلسات خانواده آسمانی و شرح زیارت جامعه کبیره

جلسات خانواده آسمانی و شرح زیارت جامعه کبیره

جلسه خانواده آسمانی ساعت 17:00-18:00و شرح زیارت جامعه کبیره ساعت 18:30-19:30 روز پنجشنبه 98/03/30در حسینیه قرائت قرآن (اثنی عشری) برگزار می‌گردد. 

این جلسات به صورت زنده از سایتmontazer.tvپخش می گردد.

نشانی: شهر ری، خیابان قم، انتهای خیابان آستانه، محوطه پارکینگ حرم، حسینیه قرائت قرآن (أثنی عشری)

آرشیو مباحث استاد شجاعی

فروشگاه آنلاین با محصولات ناب

 

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 10988
زمان انتشار: 18 نوامبر 2020
| |
ویژه نامه سیدالکریم (ع)

ویژه نامه سیدالکریم (ع)

حضرت عبدالعظیم حسنی قدس سره از مشهورترین امامزادگان مدفون در ایران است؛ زاده پنجشنبه چهارم ربیع ‏الثانی 173 و درگذشته جمعه پانزدهم شوال 235، پس از 79 سال و اندی زندگی سراسر بندگی و پرهیزگاری.

مقام معظم رهبری در سخنی جالب، او را «آبروی ری» می‌خوانند و می‏‌فرمایند: «ری مرکز بسیار مهمّی از لحاظ علمی و فرهنگی در تاریخ ماست و سرسلسله بزرگان هم ـ جناب عبدالعظیم ـ با اینکه اهل ری نیست، اما حقّاً و انصافاً به ری و تاریخ ری آبرو داد و حقّ عظیمی به گردن همه‌ تهرانی‏ها و اهل ری دارد». (سخنان مقام معظم رهبری، 12 خرداد 1382)

1. حجت شدن عبدالعظیم علیه‌السلام 2. حضرت عبدالعظیم (ع)؛ نیکوترین الگوی تواضع و ولایت مداری 3. با زیارت حضرت عبدالعظیم صله رحم کنیم تا مونسِ تنهائی قبر و قیامت مان شود 4. حضرت عبدالعظیم الحسنی، آبروی ری 5. نکته هایی درباره حضرت عبدالعظیم (ع) 6. «تبعیت حضرت عبدالعظیم (ع) از امام حاضر» سبب شد که زیارتش، مثل زیارت سیدالشهداء بشود 7. فضایل حضرت عبدالعظیم الحسنی(علیه السلام) 8. حضرت عبدالعظیم الحسنی؛ منشأ خیر و برکت 9. عبدالعظیم حسنی راوی روایت رضوی 10. نگاهی به زندگانی و شخصیت حضرت عبدالعظیم حسنی(ع) 11. کراماتی از حضرت عبد العظیم حسنی علیه‌السلام 12. حضرت عبدالعظیم الحسنی، آبروی ری 13. حضرت عبدالعظیم حسنی که بود و کجا می زیست و چگونه و در چه تاریخی به شهادت رسید؟ 14. تعبیر والای «شمس توس» درباره «نگین ری» 15. نگاهی به زندگانی و شخصیت حضرت عبدالعظیم حسنی(ع) 16. رازی که حضرت عبدالعظیم ع در سینه داشتند(کلیپ) 17. عبدالعظیم حسنی (ع) و روایات مهدویت 18. تحفه عبدالعظیم حسنی از سوی امام صادق ع برای شیعیان 19. راز عظمت و بزرگی حضرت عبدالعظیم الحسنی چیست؟ 20. حضرت عبدالعظیم (ع)؛ نیکوترین الگوی تواضع و ولایت مداری 21. توصیه های امام رضا (ع) به شیعیان به نقل از حضرت عبدالعظیم (ع) (کتاب) 22. ارتباط و انس با حضرت عبدالعظیم ع فضیلت بزرگی است

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 10987
زمان انتشار: 16 ژوئن 2019
| |
هیچ عمل خیری نباید کوچک شمرده شود

احسان، جلسه 21، 92/10/26

هیچ عمل خیری نباید کوچک شمرده شود

انسان حق ندارد هیچ عمل خیری را کوچک بداند. چه بسا همان عمل کوچک، نجات بخش او باشد. در روایت داریم که هروقت کار خیری به شما محول شد، نگویید ما که زیاد از این کارها می‌کنیم، حالا از خیر این یکی بگذریم. چون انسان حالات و زمانهای مختلف را نمی شناسد. ممکن است در زمانی و درحالت و شرایط خاصی خداوند رحمت بیشتری را برای انسان بفرستد که او از آن غافل است.

مثلاً لطف یک خانم خانه همیشه شامل حال بچه‌ها و شوهرش می‌شود. همیشه چای، شربت و غذا آماده می‌کند؛ اما یک موقع خاص این چای، چای دیگریست و مثلا همسرش می‌گوید این چای خیلی به موقع بود؛ یا این غذا خیلی به موقع بود. یا مرد خانه خیلی وقت‌ها خرید می‌کند و می‌آید؛ ولی در یک موقع خاصی برای زن معنای دیگری دارد. الله تبارک و تعالی همیشه حُسنِ حال دارد و خوشحال است. برای همین است که در دعا از او می‌خواهیم:«اللهم غیر سوء حالنا بحسن حالک=خدایا! بدی حال مرا با خوبی حال خودت دگرگون کن». گاهی در یک زمان بخصوصی یک کار کوچک خیلی می‌گیرد و این حسن حال خداوند، بیشتر از زمان های دیگر شامل حال انسان می گردد. چه وقت یک کار خیر کوچک اثرگذار است؟ خیلی از افراد بوده‌اند که کارهای بزرگی کرده‌اند؛ ولی در لحظات خاصی یک کار کوچک که به جا و درست انجام شده، توانسته خیلی از آدمها را خوشحال کند. برای همین هیچ وقت انسان نباید این ها را ندید بگیرد و کوچک بشمارد. در جلسه قبل روایتی از امام صادق علیه‌السلام بیان کردیم که شخصی درباره علامت قبولی یک عمل یا شخص سوال کرد و حضرت پاسخ دادند که علامت قبولی یک عمل آن است که درست سر جای خودش قرار بگیرد. علامت اینکه خدا خیر یک نفر یا خود یک نفر را قبول می‌کند، این است که این خیر درست و به جا خرج شده باشد. مثلاً میلیاردها تومان برای امام حسین هزینه می‌شود؛ اما مقدار کمی از آن به جا است. بیشترین مقدار بی جا هزینه می‌شود و اسراف است. حضرت ثواب را هم ممکن است به طرف بدهد. چون بالاخره او یک کاری کرده؛ ولی این کجا و قبول شدن و پذیرفته شدن عمل او کجا؟ یک بنده خدایی می‌گفت، یک حسینیه داریم، خیلی شیک و عالی در یک جای خیلی خوب. گفتم چه می‌کنید در آنجا؟ گفت، فقط ده روز اول محرم عزاداری می‌کنیم؛ اما در طول سال درش بسته است. یعنی هیچ خاصیتی ندارد. بعضی مساجد هم همین طور هستند. مساجدی داریم شیک، عالی، خیلی هزینه های زیادی برایشان شده، چهار نفر یک دفعه داغ شده اند و این مساجد را بنا کرده اند. برای اثرگذاری بیشتر باید روی اهمِ کارها وقت گذاشت آدم زیرک اگر بخواهد کارش قبول شود، نه تنها باید کارش مهم باشد، بلکه باید اهم باشد. یعنی وقت نداریم که فقط به کارهای مهم بپردازیم. باید وقتمان را روی کارهای اهم بگذاریم. مقام معظم رهبری فرمود کار فرهنگی در کشور خیلی می‌شود؛ ولی اصلاً اثری برای مردم ندارد. آنقدر کارهای فرهنگی داریم که میلیاردها تومان هم برایش هزینه می‌شود. می‌بینیم که این همه مجلات، روزنامه‌ها، شب نامه‌ها، کلاس ها و جلسات هست، اما هیچ فایده ی اثر گذاری برای مردم ندارند. ما چقدر فعالیت های مذهبی داریم که اثر خوبی ندارند؛ بلکه بعضا ضد مذهب هم می‌شوند. ما در بخش های «حسی، خیالی، وهمی، عقلی و فوق عقلی» تلفات زیاد داریم. پس اگر کار حسی می‌خواهیم بکنیم، به جا، کارهای خیالی به جا، وهمی به جا، کارهای عقلی و فوق عقلی هم باید به جا باشد. مثلاً یک فرد بی‌سلیقه برای شادی روح پدر و مادرش مثلاً دو کیلو خرما بگیرد و سر قبرشان پخش کند. خیلی ها این خرما را نمی خورند و این اسراف است. اگر می خواهی خوراکی برای میت خیرات کنی؛ یک کیلو را ببر بده به یک خانواده که  شکم سیر بخورند. چون بعضی ها در موطن حس هستند و هزینه ها و خیرهایشان حسی، بعضی ها خیالی، بعضی ها وهمی و بعضی ها هزینه های عقلی می کنند. بعضی ها که در موطن فوق عقل هستند، خیرهای فوق عقلی می‌کنند که هر کدام درجاتی دارند. آنقدر شام و ناهار دادن ها و سفره هایی که می‌افتد و کتاب هایی که چاپ می شود، قرآن هایی که چاپ می شوند، مجالس و روضه هایی که برگزار می شوند، دعاهای توسل، دعاهای کمیل، دعاهای ندبه، آنقدر تلفات دارند که نگو. ما بعد از انقلاب، بیش از هر زمان دیگری، به مردم مذهب خوراندیم. در همه شبکه های تلویزیون دارد مذهب داده می شود. نماز جمعه ها، مساجد، موقعیت ها و مناسبت ها، همه جا، مذهب به مردم می دهند. ولی می‌بینیم از نظر آمار طلاق، رتبه چهارم دنیا را داریم. این مذهب اگر قرار باشد اثر بگذارد، طلاق نباید باشد. چون حضرت فرمود، هرجا ایمان باشد، عشق به همسر بالا می رود. محال است اگر مذهب به معنای واقعی داده شود، طلاق اتفاق بیفتد. پس این مذهب هایی که دریافت کرده ایم که خیلی هم دریافت می کنیم، سر جای خودش نمی نشیند. این خطبه، این سخنرانی، این هیئت، این عزاداری و این سینه زدن، بر سرجایش نمی‌نشیند. چون اگر سر جایش می نشست، تولید شادی و آرامش می‌کرد. بنابراین، هر فعالیت مذهبی هم به درد نمی خورد. انجمن اسلامی و هیئت و موسسات فرهنگی زیادی داریم، وقتی محصول کار را نگاه می‌کنی، می بینی که هیچ قدرتی، نورانیتی، تحول و حرکتی ایجاد نمی‌کند. حال کسی با دقت، می آید روی تاثیرگذاری سرمایه گذاری می کند. «یکی مرد جنگی به از صد هزار» و نتایج خوبی هم می‌گیرد. دعا و کمک خواستن از خدا در انجام کارهای خیر گاهی کارهای خیر انسان، علیه خودش تمام می شود. از این رو باید دعا و توسل کنیم و از خدا بخواهیم، خدایا نگذار استعدادم، عمرم، پولم، سرمایه ام، ذهنم، هوشم علیه من بشوند. خدایا اعمال خیر من را علیه من تمام نکن. در دعای بعد از زیارت ائمه می‌گوییم: خدایا یک قلب پاک بده، عقل کامل بده؛ ولی اینها علیه من نشوند. آدم باید از کارهای خوبش خیلی بترسد. باید بیش از آنکه از گناهش می‌ترسد، از خوبی ها، از خیرات و خدمات و زحماتش بترسد. نمی‌دانیم روزی‌مان کجاست. نمی‌دانیم چه جوری باید زندگی کنیم. اما تسلیم بودن خیلی خوب است. راضی بودن خیلی خوب است. شاکر بودن خیلی خوب است. برای همین هم آدم به توسل و دعا خیلی احتیاج دارد. تعقیب نماز عشاء، یکی از زیباترین تعقیبات نماز است. «اللَّهُمَّ إِنَّهُ لَیْسَ لِی عِلْمٌ بِمَوْضِعِ رِزْقِی، وَ إِنَّمَا أَطْلُبُهُ بِخَطَرَاتٍ تَخْطُرُ عَلَى قَلْبِی، فَأَجُولُ فِی طَلَبِهِ الْبُلْدَانَ، فَأَنَا فِیمَا أَنَا طَالِبٌ كَالْحَیْرَانِ، لا أَدْرِی أَ فِی سَهْلٍ هُوَ أَمْ فِی جَبَلٍ، أَمْ فِی أَرْضٍ أَمْ فِی سَمَاءٍ= خدایا من نمی دانم روزی ام در کجاست، و آن را تنها بر پایه گمان هایی که بر خاطرم می گذرد می جویم، و از این رو در جستجوی آن شهرها را زیر پا می‌گذارم. پس در آنچه که خواهان آنم، همچون حیرت زدگانم. نمی دانم آیا در دشت است یا در کوه؟ در زمین است یا در آسمان؟» خدایا من نمی‌دانم رزق من کجاست. خدایا مسبب آن تویی. خدایا یک جای خوب ما را ببر. ما وقتی نداریم، سرمایه ای هم نداریم، عمر ما، جوانی ما، آنچه که هست، حداقل های ما را تو برکت بده. بعد از آن جمله قشنگی دارد:« وَ لا تُعَنِّنِی بِطَلَبِ مَا لَمْ تُقَدِّرْ لِی فِیهِ رِزْقاً فَإِنَّكَ غَنِیٌّ عَنْ عَذَابِی [عَنَائِی ] ، وَ أَنَا فَقِیرٌ إِلَى رَحْمَتِكَ = و با طلب آنچه برایم در آن روزی مقدر نکرده ای، به زحمتم میفکن، چرا که تو از آزردن من بی نیازی، و من به رحمتت نیازمندم». دیدید به خیلی ها می گویند، خوش به حالش. چقدر آدم موفقی است. در حالی که خدا اصلاً او را نپذیرفته است. خداوند در قرآن راجع به حضرت مریم سلام‌الله‌علیها می‌فرماید:« فَتَقَبَّلَهَا رَبُّهَا بِقَبُولٍ حَسَنٍ = پس پروردگارش وى [=مریم] را با حسن قبول پذیرا شد.» خدا مریم را قبول کرد. یک موقع هایی آدم می‌گوید قبول باشد؛ یک موقعی باید گفت خدا آدم را قبول کند. این شک همیشه با ما هست که ما این همه تلاش می‌کنیم؛ اما نمی‌دانیم واقعاً امام زمان ما را قبول می‌کند یا نه. ما خیلی آدم موفق تر و بهتر و بزرگ تر از خودمان دیده ایم که قبول نشده اند. یک دفعه آدم می‌ترسد که اگر آن‌ها قبول نشدند، ما چه کنیم؟ این ترس، به حق و به جا است. گریه حق است. ذلت حق است. التماس حق است. دلشوره داشتن حق است. توسل حق است. ولی ناامید بودن حق نیست. مهم این است که ما بالاخره قبول می شویم یا نه. از مدینه چند هزار نفر با امام حسین علیه‌السلام تا کربلا آمدند؛ اما قبول نشدند. عده ای با ابن سعد به جنگ امام حسین آمدند؛ اما ده ها نفرشان برای یاری امام حسین علیه‌السلام قبول می شوند. حتی در لشکر عمر سعد قبولی بوده. پس آدم باید همیشه برای عاقبت به خیری خودش دعا کند.   ع ل 164

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 10986
زمان انتشار: 17 ژوئن 2019
|
سخنرانی استاد شجاعی در قائمشهر و ساری

سخنرانی استاد شجاعی در قائمشهر و ساری

سخنرانی استاد محمد شجاعی با موضوع «بزرگی و قدرت روح» روز جمعه 98/03/31 ساعت 10 صبح در قائمشهر و سخنرانی دوم ایشان با موضوع «تغییرات در زندگی» ساعت 17:00 عصر همان روز در شهر ساری برگزار می گردد.

شرکت برای عموم آزاد است.

نشانی: قائمشهر، خیابان ساری، جنب یاس 21 (کوچه ولیعصر) سالن اجتماع مؤسسه رهپویان حق

نشانی: ساری، بلوار امیرمازندرانی، خیابان شهبند، مسجد امام حسن مجتبی (علیه‌السلام)

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه پرسش: 10985
1 دسامبر 2019
|
پرسش 233: راز عظمت و بزرگی حضرت عبدالعظیم الحسنی چیست؟
پاسخ:

منبع:

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

شناسه مطلب: 10984
زمان انتشار: 16 ژوئن 2019
| | |
سخنان آقای رحیم پور ازغدی درباره حجاب

سخنان آقای رحیم پور ازغدی درباره حجاب

فیلم

1 - سخنان آقای رحیم پور ازغدی درباره حجاب

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 10982
زمان انتشار: 19 ژوئن 2019
| |
ما در عالمی با محاسبات ریاضی زندگی می کنیم

ما در عالمی با محاسبات ریاضی زندگی می کنیم

خداوند در نظام خلقت برای همه چیز از مادیات تا معنویات اندازه و عدد دارد. عالمی که ما در آن زندگی می‌کنیم، پر از فرمول‌ها و رمز و رازهای ریاضی است. همه‌ی کارهای انسان دقیقاً حساب می شود. این محاسبه ها هم برای خدا آسان است. «إِنَّ ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ = این محاسبه برای خدا بسیار بسیار آسان است.» 

تمام جلوه های الله تبارک و تعالی که متجلی می‌شود تا به ماده برسد، جلوه‌های ریاضی است و اندازه، عدد، رقم و حد و حدود دارد. اگر شما به رشته های مختلف علوم توجه کرده باشید، همیشه به عدد و اندازه می رسند. هیچ رشته ای نیست که شما در آن عدد و فرمول و قاعده و ریاضیات نداشته باشید. این عدد و اندازه ها در اتمها، پروتون ها، نوترون ها، الکترون ها و کوارک ها و پایین تر از کوارک ها دیده می‌شود. وقتی که خداوند در قرآن می فرماید «شما هر کاری انجام بدهید، پیش ما حساب شده است» یعنی دقیقاً مشخص است که هر کاری چقدر قیمت دارد.  سیر علوم مختلف از ابتدای خلقت تا الان و این که چه کسی انجام بدهد، چه زمانی انجام بدهد، برای کی انجام بدهد، کجا انجام بدهد، تمام اینها حساب می شود. به طور مثال، ما 20 سال یا 30 سال پیش، علمی به نام «نانو» نداشتیم. چند سال دیگر نانو هم یک علم کهنه و قدیمی خواهد شد و بشر قادر خواهد بود به علم ریزتر از آن دست پیدا کند. همانطور که از کوچکترین ذرات گرفته تا بزرگترین آنها، همه دارای اندازه و عدد هستند، وارد عالم برزخ که می‌شویم آنجا هم همین اعداد و اندازه ها وجود دارد. به همین دلیل مهمترین شب سال، شب اندازه و شب قدر است.  هر عملی در لحظه در نفس انسان محاسبه می‌شود هر کاری ریز و درشت، کوچک و بزرگ، پنهان و آشکار که شما بکنید، همه اش در نیت و عمل تان حساب شده است. نه این که بنشینند چرتکه بیاندازند و بعداً حساب کنند که چه کار کردیم و صورت حساب بدهند؛ بلکه خداوند سیستم را طوری خلق کرده که تمامش در لحظه حساب می‌شود و در نفست قرار می‌گیرد. در لحظه در نفست حساب می‌شود. یعنی وقتی شما داری کار شر یا خیری را انجام می‌دهی، همان لحظه در خودت حساب می‌شود و همان لحظه هم جوابش را می‌دهند. همان لحظه عملی را که انجام می دهی، حتی نیتی را که کردی، می بینی. همین که عمل در نیت رفت، به نفس تبدیل شد. طبق قاعده «اتحاد عقل و عاقل و معقول» همان جا تو با نیتت یکی می شوی.  جنین در رحم مادر هر کاری می‌کند، همان لحظه شکل می‌گیرد. این که بعداً جزایش را می‌بیند، برای این است که فعلاً در رحم است و رحم گنجایش ندارد. بعداً که متولد می شود تمام کرده های خودش را در دنیا می بیند. و گرنه جزا همین الان هست. اینکه تو رغبت داری به لیلة الرغائب و احیا؛ یعنی قطعاً جایی کاری کرده ای که اجازه داری، احیاء بیایی. بالاخره در محاسبات الهی اینقدر بوده که صدایت کنند و کارت دعوت برایت بفرستند و تو هم بتوانی اجابت کنی. اینکه از عبادت، تلاوت قرآن لذت نبریم و قرآن شراب ما نباشد، به خاطر این است که محاسبات آن قبلاً انجام شده و طبق آن محاسبات داریم جزا می‌بینیم.  قرآن می‌فرماید: «كُلُّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ رَهِینَةٌ = هر كسى در گرو دستاورد خویش است.» یعنی همین الان در گرو هستی. برای همین ما وقتی به آخرت متولد می‌شویم، فقط شکل های باطنی خودمان را می بینیم وگرنه جزا همین الان هم دارد داده می شود. همه اش در همین جا در نفس ما محاسبه می‌شود؛ نه اینکه بعداً در گرو باشد. «رهینهٌ» یعنی الان، نه بعداً. مرحوم ملا احمد گفت:  گر نه با خود مرده داری ای پسر پس چرا گندیده ای پا تا به سر تو اگر با خودت مرده نداری، پس الان باید پرواز کنی، جوان باشی، قوی باشی، به غیب بزنی. این که نمی توانی به غیب بزنی، یعنی جزایش را داری می بینی. این که خواب خوب نمی توانی ببینی؛ پرواز نداری؛ انبساط نداری؛ با قرآن مست نمی‌شوی؛ نمی‌توانی روی سجاده پرواز داشته باشی و از سجاده فرار می کنی؛ اینکه تمرکز سر نماز نداری؛ انس و رفت و آمد با غیب نداری؛ معنی اش این است که همه جزاها را دارند به ما می دهند. همین الان ما داریم جزا می‌بینیم. عملکرد و جزا نقدِ نقد است و اصلاً ما نسیه نداریم. معروف، یعنی بدی بکنی، جزایش را می‌بینی و خوبی هم بکنی، جزایش را می بینی. همین الان جزایش در نفس انسان ظاهر می‌شود.  همه این محاسبات به دست خالق هستی است الله همیشه در حال جلوه و در حال ظهور و در حال خلق است. الله بی نهایت ظهور دارد و محاسبات همه آنها را که در طول میلیاردها میلیارد سال یا بی نهایت سالی که جلوه کرده، دارد. همه را خلق می کند و بیرون می فرستد و در یک لحظه جمع شان می‌کند. در قرآن هم می گوید، اگر بخواهیم، یک لحظه شما را جمع می کنیم. «و یأتی بخلق جدید = و یک خلق جدید می آورد.» الله اول ندارد. خدایی که اول داشته باشد اصلاً خدا نیست. اگر کسی آغازی برای خدا در نظر گرفت، این خدا مخلوق است، یعنی اول نبوده و بعد به وجود آمده، یعنی محدود. اللهی که محدود و مخلوق است، به درد نمی خورد. الله ازلی و ابدی است. جمع این دو را اصطلاحاً سرمد می گویند. الله سرمدی است، یعنی نه اول دارد و نه آخر. « الْحَمْدُ لِلَّهِ الْأَوَّلِ بِلَا أَوَّلٍ کانَ قَبْلَهُ، وَ الْآخِرِ بِلَا آخِرٍ یکونُ بَعْدَهُ = حمد خدایی را که اول همه آثار هستی اوست و قبل از او اوّلی نبوده، و آخر است بی ‏آنکه پس از او آخری باشد.»  الله بدیع است. بدیع یعنی تفکر ندارد. چون تفکر مال موجود ضعیف است. گیر می کند، گرفتار می شود، مجهول دارد، حالا باید فکر کند تا چیزی را حل کند. خداوند فکر نمی کند و بدیع است. یعنی تمام طرح و نقشه ها را در یک لحظه ایجاد می‌کند. « بَدِیعُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَإِذَا قَضَى أَمْرًا فَإِنَّمَا یَقُولُ لَهُ كُنْ فَیَكُون  = [او] پدید آورنده آسمانها و زمین [است] و چون به كارى اراده فرماید فقط مى‏ گوید [موجود] باش پس [فورا موجود] مى ‏شود.»  برگرفته از سلسله مباحث «احسان» جلسه 22

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 10981
زمان انتشار: 16 ژوئن 2019
| |
اجر و پاداش احسان و معروف چیست؟

احسان جلسه 22، 93/02/11

اجر و پاداش احسان و معروف چیست؟

هر کار خیری ثوابی دارد. همان طور که هر گناهی جزایی دارد.

نبی اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم یکی از این اثرات را اینگونه می‌فرماید:« مَن رَدَّ عَن قَومٍ مِنَ المُسلِمینَ عادِیَةَ ماءٍ أو نارٍ، وَجَبَت لَهُ الجَنَّةُ = هر کس از گروهی از مسلمانها خطر آب یا آتش را برطرف کند، بهشت بر او واجب می‌شود.» مثلاً در خیابان دارید می روید. ماشینی آتش گرفته، از ماشین پیاده می‌شوی، کپسولت را می‌گیری و به طرف کمک می‌کنی. جایی سیل می‌آید، آب است، می روی چهار نفر را نجات می دهی. پس اگر کسی آب یا آتشی را از سر راه مردم برطرف کند، بهشت بر او واجب می شود. جلسه قبل گفتیم هر کس برای مسلمان ها سایه بانی در جایی درست کند، خدا به واسطه آن سایه بان او را می آمرزد. ملاک غصه حقیقی که باعث آمرزش گناهان می‌شود، چیست؟ در روایت داریم اگر برادر مومن از کسی چیزی بخواهد که نمی‌تواند برآورده کند و صادقانه غصه بخورد که ای کاش من کاری از دستم بر می‌آمد؛ همین که می‌افتد به غصه، خدا به خاطر این غصه گناهانش را می‌آمرزد، زیرا این غصه، غصه حقیقی است. از کجا می‌فهمیم که این غصه، حقیقی و باعث آمرزش گناهان است؟ ملاکش این است که اگر امکانات داشت، حتماً مشکل طرف مقابل را حل می کرد. دروغ نمی‌گوید و صدق دارد، فریب ندارد. واقعاً اگر بتواند، انجام می‌دهد. اگر نتواند انجام دهد، غصه می‌خورد. خدا می‌گوید به خاطر همین غصه اش گناهش را می بخشم.         اساساً غم داشتن، کار بدی است. جهنمی‌ها غم و غصه دارند. غم خوردن برای دنیا، یک بیماری روانی است. اما غم حقیقی، غم مثبت است و یک مسلمان هیچ وقت غم شخصی و غم پایینی ندارد، اگر غم دارد، غم مثبت دارد. غم های مثبت یک مسلمان در او شادی تولید می‌کند. وقتی شما برای امام حسین علیه‌السلام گریه می کنید، غم است، ولی شادتان می‌کند. اگر گریه کنی شاد می کند و اگر گریه نکنی، غمگین می شوی. اصلاً مسلمان غم منفی ندارد. اگر داشته باشد، برای او آبروریزی و افتضاح است. «من بکی علی الدنیا دخل النار = دنیا اگر کسی را بتواند غمگین و پرخاشگری کند، داخل جهنم است.» خدا به نداده های کسی که غم حقیقی دارد، گناهانش را می بخشد. به این که دستت بسته و تنگ است، گناهانت را می بخشد. می گوید، خدایا من اگر دستم تنگ نبود، فلان جا شرمنده نمی شدم. فلان کار را می کردم. برعکس اگر کسی بتواند و نکند. کسی بداند کاری می تواند برای مسلمانی انجام بدهد و خودش را به تغافل و تجاهل بزند و نکند، در روایت داریم وقتی بمیرد این شخص هر چند به خاطر عبادت ها و ثوابهایش مغفور باشد، ولی به خاطر اینکه می توانست کاری بکند و نکرد، روزی یک بار در بهشت، یک مار او را می زند. عشق و شادی اش را در بهشت دارد؛ ولی در هر روز، این مار یکبار باید بیاید و او را بزند. این مار در واقع گزیدن کی است؟ گزیدن خودت است. مسلمان نیست کسی که برای امام زمان علیه‌السلام غصه نمی خورد کسی که دلش درگیر غصه های امام زمان علیه‌السلام و آوارگی، طردشدگی، مظلومیت و غربت حضرت نیست، مسلمان نیست. می شود امام زمان الان غصه بخورد، غریب، آواره و تنها باشد و دل من درگیر غم حضرت نباشد و اذیتم نکند؟ اگر اینطور باشد، پس من خیلی با پدرم (امام زمان علیه‌السلام) فاصله دارم. پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمود:«من اصبح و لا یهتم بامور المسلمین فلیس مسلم= کسی که مسلمان باشد و صبح کند و اهتمام به حل مشکلات مسلمان ها نداشته باشد، مسلمان نیست.» اگر انسان بیفتد به غم و بیفتد به اهتمام؛ اهتمام یعنی همت دارم که کاری بکنم، ولی دستم بسته است. نه تنها برای گرفتاری یک مسلمان اگر غصه دار نشوی، مسلمان نیستی؛ بلکه اگر یک حیوان هم گرفتاری داشته باشد و تو در صدد حل مشکل او برنیایی، باز هم مسلمان نیستی. حتی وقتی انسان ببیند که یک درخت دارد خشک می شود و آب پایش نریزد؛ یک بوته را ببیند که آب می‌خواهد و به آن آب ندهد، مشمول این حدیث می شود. چون همه اینها مظاهر الله هستند. همه موجود زنده اند، همه شان عبادت و شعور و درک دارند. پیغمبر فرمود: من در معراج دیدم که کسی در بهشت برای خودش داشت گردش می‌کرد. پرسیدم: این شخص برای چی دارد اینجا گردش می کند؟ گفتند: این شخص یک درخت مزاحم را از سر راه مسلمانها برداشته و همه راحت شدند. مثلاً کسی سنگی را بر می دارد، پلی می زند، باتلاقی را بر می دارد، اینها خیلی قیمت دارد. به این دلیل که انسان پیش خدا خیلی قیمت دارد. انسان یعنی آن کسی که خلقت به خاطر او انجام شده، انسان یعنی کسی که «أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَكُمْ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ[4] = خدا آنچه را كه در آسمانها و آنچه را كه در زمین است مسخر شما ساخته.»  چون انسان نزد خدا قیمت دارد، از این رو هر کس خدمتی به انسان بکند، خداوند برایش هزینه می‌کند. آخرین روایت از امیرالمومنین علیه‌السلام است که فرمودند:« مَنْ رَدَّ عَنِ الْمُسْلِمینَ عادِیَةَ ماءٍ اوْنارٍ اوْ عادِیَةَ عَدُوّ مُكابِرٍ لِلْمُسْلِمینَ غَفَرَاللَّهُ لَهُ ذَنْبَهُ=هر كس شرّ سیل و آتش سوزى یا شرّ دشمن كینه‌توزى را از سر مسلمانان رفع كند، خداوند گناهش را مى‌آمرزد.»           [1] . سوره حج/70 [2] . سوره مدثر/38. [3] . سوره بقره/117. [4] . سوره لقمان/20    ع ل 163

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed