www.montazer.ir
سه‌شنبه 2 ژوئن 2026
شناسه مطلب: 11027
زمان انتشار: 3 ژولیه 2019
| |
مطالبات فرمانده کل قوا از رئیس جدید سازمان بسیج

مطالبات فرمانده کل قوا از رئیس جدید سازمان بسیج

مطالبات فرمانده کل قوا از رئیس جدید سازمان بسیج مستضعفین، سردار سرتیپ پاسدار غلامرضا سلیمانی. 98/۴/11

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11026
زمان انتشار: 3 ژولیه 2019
| |
تروریست های ضد انقلاب دو پاسدار را شهید کردند

تروریست های ضد انقلاب دو پاسدار را شهید کردند

انهدام یک تیم تروریستی ضد‌انقلاب در ‌چالدران هلاکت ۲ تروریست و کشف مقادیر قابل توجهی سلاح و مهمات صبح امروز ‌(۱۱ تیر ماه ۹۸) رزمندگان قرارگاه حمزه سیدالشهدا (علیه السلام) با  یک تیم تروریستی ضد‌انقلاب وابسته به استکبار جهانی که قصد نفوذ به داخل مرزهای کشورمان را داشت‌، در منطقه عمومی چالدران در استان آذربایجان غربی درگیر و با هلاکت دو تن و زخمی شدن بقایای اشرار، این تیم تروریستی را منهدم کردند. در این درگیری دو نفر از رزمندگان شجاع و دلاور بومی چالدران به فیض شهادت نائل آمدند. در درگیری میان رزمندگان قرارگاه حمزه سیدالشهدا( ع) با این تیم تروریستی مقادیر قابل توجهی سلاح، تجهیزات‌، مهمات و سیستم‌های ارتباطی از تروریست‌ها کشف و ضبط شد و عملیات تعقیب بقایای متواری شده این تیم تروریستی همچنان ادامه دارد. تصویر شهیدان توحید مستشاری و علی اصغر حیدرزاده از رزمندگان سپاه چالدران که در درگیری با گروهک های مسلح به شهادت رسیدند....

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11024
زمان انتشار: 28 ژوئن 2020
| |
دهه کرامت و ماه رضوی ع

دهه کرامت و ماه رضوی ع

از جمله ایام الله، دهه کرامت است که آغاز و انجام آن به ولادت دو کریم از خاندان کرامت و مجلای اسم اعظم کریم خداوندی، مزین گشته است، البته نامگذاری این ایام به دهۀ کرامت حکمتی اجتماعی دارد که برخاسته از روح کریمانه و قلب پاک مردم جامعۀ ماست، ولی شایسته است که به این مناسبت، از خوان کرم اهل بیت علیهم‌السلام و احادیث شریف رسیده از آن بزرگواران، بهره مند شویم.

ماه ذیقعده، ماه رضوی(ع) در هر یک از ماه های قمری مناسبت‌هایی مـرتبط بـا اهـل بیت(ع) وجود دارد که می توان آن ماه را به نام آن امام نامید؛ در ماه ذی قعده می‌توان به خاطر مناسبتهای مـربوط به امام رضا(ع) آن را ماه امام رضا(ع) نامید؛ چرا که ولادت و شهادت آن حضرت (بنا بـر قولی) در این ماه واقع شـده اسـت و ازطرفی دیگر بهترین فصل زیارت آن حضرت؛ بلکه زیارت مخصوص ایشان است. همچنین ابتدای این ماه با ولادت خواهر گرانقدرش حضرت معصومه(س) مزین گشته و آخر این ماه نیز با شهادت حضرت جواد(ع) فرزند دلبند آن حضرت سـیاهپوش گردیده است. علاوه بر این، چند سالی است که اوّل تا یازدهم آن را «دهه کرامت» نامیده اند. دهه کرامت سالروز میلاد حضرت فاطمه معصومه و وجود مبارک امام هشتم (سلام الله علیهما) این دهه، دهه کرامت است؛ یعنی در این دهه می‌توان فرشته شد، چون کرامت در شناسنامه ملائکه است. وقتی ذات اقدس الهی فرشته ها را معرفی می‌کند در سوره مبارکه «انبیاء» می‌فرماید: ﴿بَلْ عِبادٌ مُکرَمُونَ٭ لا یسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَ هُمْ بِأَمْرِهِ یعْمَلُونَ﴾ فرشته را بندگان کریم می‌داند و معرّفی این کرامت را به این دو عنصر محوری قرار می‌دهد که نه اهل افراط اند نه اهل تفریط اند. این جمله ﴿لا یسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَ هُمْ بِأَمْرِهِ یعْمَلُونَ﴾ این به منزله حدّ تامّ کرامت است؛ ﴿بَلْ عِبادٌ مُکرَمُونَ﴾ چرا؟ چون ﴿لا یسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَ هُمْ بِأَمْرِهِ یعْمَلُونَ﴾ نه جلو می‎افتند نه دنبال، این اصل اوّل که ذات اقدس الهی در سوره «انبیاء» فرشته ها را به عنوان بندگان مکرّم معرفی می کند. کرامت در کلام کریمان کرامت در لغت به مـعنی سـخاوت، شـرافت و عزّت است: «کرم اگر وصف خدا واقع شود، مراد از آن احـسان و نعمت آشکار خداست و اگر وصف انسان باشد، نام اخلاق و افعال پسندیدۀ اوست که از وی ظاهر می‌شود. به کسی کریم نمی‌گویند؛ مـگر بـعد از آنـکه آن اخلاق و افعال از وی ظاهر شود و هر چیزی که در نوع خود شریف است، بـا کرم تـوصیف می‌شود.» قرآن آشکارا اعلام می‌کند که انسان از کرامت و شرافت ذاتی برخوردار است. مهم ترین آیۀ مربوط به کرامـت ذاتـی و اکـتسابی عبارت است از: «وَ لَقَدْ کرَّمْنَا بَنِی آدَمَ وَ حَمَلْنَاهُمْ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ رَزَقْنَاهُمْ مـِنَ الطـَّیبَاتِ وَ فـَضَّلْنَاهُمْ عَلَی کثِیرٍ مِمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِیلاً»؛ «ما آدمیزادگان را گرامی داشتیم و آنها را در خشکی و دریا (بر مرکبهای راهـوار) حـمل کردیم و از انـواع روزی‌های پاکیزه به آنان روزی دادیم و آنها را بر بسیاری از موجوداتی که خلق کرده ایم، برتری بخشیدیم.» در سخنی از امام صادق(علیه السلام)، سه ویژگی به عـنوان نـشانه های «کرم» معرفی شده است: «ثلاثة تدل علی کرم المرء: حسن الخلق و کظم الغیظ و غضّ الطرف» خوش خلقی و فرو خوردن خشم و چشم پوشی از اشتباهات دیگران. روایتی از امام علی(علیه‌السلام) نقل شده که فـرمود: «الکرم، مـِلک اللسان و بذل الاحسان» کرم آن است که انسان بر زبان خود، مسلط باشد و به دیگران احسان نماید. در روایتی دیگر، کرامت به خودداری از محرمات الهی و دور بودن از عیب و نقص تعریف شده: «الکریم من تجنب المـحارم و تـنزه عن العیوب». مولای موحدان علی (علیه السلام) در کلامی، ویژگی فرد کریم را با عبارتی دیگر بیان فرموده است: «الکریم من یعفو مع القدرة و یعدل مع الأمرة و یکفّ لسانه و یبذل احسانه» کریم کسی اسـت که در حـال اقتدار، از خطای دیگران بگذرد و زمـانی که حـکومت در دسـت اوست، به عدالت رفتار کند و زبانش را نگه دارد و به دیگران نیکی کند. گرچه هر یک از این گوهرهای خزانه کرامت، ظاهراً به گونه‌ای مـتفاوت، وصـف کریم و کرامـت را بیان فرموده، ولی می‌توان به اتفاق آن ها در یک امر دسـت یافـت که نیکو است آن وجه اتفاق و اشتراک را نیز از خود حضرت بشنویم. آن امام همام(علیه السلام)، در گفتاری کوتاه به آن اشاره فرموده: «الکرم نـتیجة عـلوّ المـهمة» کرم، ثمره و نتیجه‌ی بلندی همت انسان است و چه نکته زیبایی در این کلام کوتـاه نهفته است. بلند همتان، کریمان تاریخ اند و بلند همت، کسی است که زبانش رها و بی مهار، غضبش خروشان، گذشتش در حال ضـعف و حـکومتش هـمراه با ظلم و تبعیض و ستم به زیر دستان نباشد. از مرزهای الهی نگذرد و مـرتکب مـحرمات نشود و در برطرف کردن نقص و عیب خود تلاش کند و خوش خلق و نیکوکار باشد. مطلب آخر این که شاید بـتوان اسـتنباط نـمود که در مکتب انسان کامل، مراد از کرم، نیکی و احسان به بشریت است که در دو قالب ظـهور مـی کند: نـیکی به دیگران با بذل و بخشش به آن ها و نیکی به خود با نگه داری زبان، دوری از گـناه و پاکی از نـقایص روحـی که با نگاهی دقیق، این هم نوعی دیگر از احسان به دیگران است، آن گاه که جامعه از آلودگـی و گـناه پاک شود، بخل و ظلم و ستم و تبعیض رخت بر می بندد و کرم به معنای واقعی تحقق خـواهد یافـت. (نامه جامعه آبان 1388 - شماره 62) بر خوان کرم دﻫﻪ ﮐﺮاﻣﺖ ﯾﺎدآور ﻋﺎﻟﯽ ﺗﺮﯾﻦ و ﭘﺮﻣﻌﻨﺎﺗﺮﯾﻦ ﻋﻼیق ﻣﻬﺮ و وﻓﺎی ﯾﮏ ﺧﻮاﻫﺮ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﻣﻘﺎم ﺷﺎﻣﺦ اﻣﺎم و ﻣﻘﺘﺪا در ﻗﺎﻣﺖ ﯾﮏ ﺑﺮادر دﻟﺒﻨﺪ اﺳﺖ و ﻣﻈﻬﺮ ﺗﻤﺎم اﯾﺜﺎر و ﻋﺸﻖ ﮐﺎروان ﺧﺎﻧﺪان رﺳﺎﻟﺖ ﺑﻪ ﺳﺮﮐﺮدﮔﯽ ﺣﻀﺮت اﻣﯿﺮ اﺣﻤﺪﺑﻦ ﻣﻮﺳﯽ ﻋﻠﯿﻬﻤﺎاﻟﺴﻼم، اﻣﯿﺮ ﺟﺎوداﻧﻪ ﻋﺸﻖ و وﻓﺎ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ اﻣﺎم، ﺑﺮادر و وﻟﯽ اﻣﺮ اﺳﺖ. ﻣﻬﺮ و وﻓﺎ و ﻋﺸﻖ و اﯾﺜﺎری ﮐﻪ ﺧﻮاﻫﺮ ﻣﻬﺮﺑﺎن و دﻟﺪاده را ﺑﻪ ﻫﺠﺮت ﮐﺸﺎﻧﺪ و ﻏﺮﺑﺖ و ﺑﯿﻤﺎری و ﻣﺮگ در ﻓﺼﻞ ﺟﻮاﻧﯽ را ﺑﺮای او آﺳﺎن ﮐﺮد و ﺑﺮادر آزاده و ﺳﺮاﻓﺮاز ﺣﻀﺮت ﺷﺎﻫﭽﺮاغ ﻋﻠﯿﻪ اﻟﺴﻼم را وادار ﺑﻪ ﺟﺎﻧﺒﺎزی و ﺷﻬﺎدت ﮐﺮد. ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯽ و ﻋﺸﻘﯽ ﮐﻪ ﺟﺰ در ﻣﻮرد ﻋﺸﻖ ﺣﻀﺮت زﯾﻨﺐ ﮐﺒﺮی و ﺑﺮادر ﺑﺎ وﻓﺎﯾﺶ ﺣﻀﺮت اﺑﻮاﻟﻔﻀﻞ ﻋﺒﺎس ﻋﻠﯿﻪ اﻟﺴﻼم ﻣﺼﺪاق ﻧﺪارد. آری درود ﺧﺪاوﻧﺪ ﺑﺮ اﻫﻞ ﺑﯿﺖ ﻋﻠﯿﻬﻢ‌اﻟﺴﻼم و ﺻﺪﻫﺎ ﺳﻼم و درود ﺑﺮ اﯾﻦ ﻫﻤﻪ اﯾﺜﺎر و ﺷﺠﺎﻋﺖ و وﻓﺎﯾﺸﺎن. ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎن و ﺷﯿﻌﯿﺎن ﻋﺎﺷﻖ آل ﷲ در اﯾﻦ ﻫﻨﮕﺎﻣﻪ ﺷﺎدی، ﮐﻪ ﺳﻪ ﻣﻨﺎﺳﺒﺖ ﺑﺰرگ اﻟﻬﯽ را ﺑﻪ ﺧﻮد اﺧﺘﺼﺎص داده اﺳﺖ ﺑﻪ ﭘﯿﺸﻮاز ﻣﯽ‌روﻧﺪ. ﺳﺮاﺳﺮ اﯾﺮان اﺳﻼﻣﯽ ﺑﺎ ﻣﺤﻮرﯾﺖ ﺳﻪ ﮐﺎﻧﻮن ﻣﻬﻢ، ﺷﻬﺮﻫﺎی ﻣﻘﺪس ﻣﺸﻬﺪ، ﻗﻢ و ﺷﯿﺮاز آذﯾﻦ ﺑﻨﺪی ﻣﯽ‌ﺷﻮد و اﯾﺮاﻧﯿﺎن ﻋﺎﺷﻖ ﺧﺎﻧﺪان رﺳﻮل اﷲ ﺻﻠﯽ‌ﷲ‌ﻋﻠﯿﻪ‌و‌آﻟﻪ و ﺳﻠﻢ ﻫﻤﮕﺎم ﺑﺎ ﺷﯿﻌﯿﺎن ﺟﻬﺎن اﯾﻦ ﺳﺎﻋﺎت و اﯾﺎم را ﮔﺮاﻣﯽ ﻣﯽ دارﻧﺪ.  

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11023
زمان انتشار: 2 ژولیه 2019
| |
گناه نکنیم

گناه نکنیم

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11022
زمان انتشار: 3 ژولیه 2019
| |
کرامتی از کریمه اهل بیت علیها‌السلام

کرامتی از کریمه اهل بیت علیها‌السلام

آیت اللَّه مرعشی فرمود: «روزگاری مشکلات فراوانی داشتم، از جمله آن که می خواستم دخترم را شوهر دهم ولی مال و ثروتی نداشتم تا برای دخترم جهیزیه تهیه کنم، با ناراحتی به حرم حضرت فاطمه معصومه علیها السلام رفته و با عتاب و خطاب، در حالی که اشکهایم سرازیر بود، گفتم: ای سیده و مولای من، چرا نسبت به امر زندگی ام اهمیتی نمی دهی؟ من چگونه با این بی مالی و بی چیزی دخترم را شوهر دهم؟ سپس با دلی شکسته به منزل بازگشتم. در این حال حالت غشوه ای مرا فرا گرفت و در همان حال شنیدم کسی در می زند. رفتم پشت در و آن را باز کردم. شخصی را دیدم که پشت در ایستاده، وقتی مرا دید گفت: سیده تو را می طلبد، با عجله به حرم رفتم و چون به صحن شریف آن حضرت رسیدم، چند کنیز را دیدم که مشغول تمییز کردن ایوان طلا هستند. از سبب آن پرسیدم.

گفتند: هم اکنون سیده می آید. پس از اندکی حضرت فاطمه معصومه علیها السلام آمد، آن بزرگوار در شکل و شمایل چون مادرم فاطمه زهرا علیها السلام بود «چون جدّه ام فاطمه زهرا علیها السلام را سه بار پیش از آن در خواب دیده بودم و می شناختم.» به نزد عمه ام رفته و دست وی را بوسیدم. آن گاه آن حضرت به من فرمود: ای شهاب! کی ما به فکر تو نبوده ایم که ما را مورد عتاب قرار داده و از دست ما شاکی هستی؟ تو از زمانی که به قم وارد شدی، زیر نظر و مورد عنایت ما بوده ای. در این حال از خواب بیدار شدم و چون دانستم که نسبت به حضرت معصومه علیها السلام اسائه ادب کرده ام. فوراً برای عذرخواهی به حرم شریف رفتم. پس از آن حاجتم برآورده شد و در کارم گشایشی صورت گرفت.»(پاک نیا، عبدالکریم؛ خاطرات ماندگار از خوبان روزگار، ص: 141)

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11021
زمان انتشار: 1 ژولیه 2019
| | | | |
چرا هزارسال دعای فرج به اجابت نرسید؟

چرا هزارسال دعای فرج به اجابت نرسید؟

فیلم

1 - چرا هزارسال دعای فرج به اجابت نرسید؟

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11020
زمان انتشار: 1 ژولیه 2019
|
خانواده آسمانی و شرح زیارت جامعه کبیره

خانواده آسمانی و شرح زیارت جامعه کبیره

جلسات خانواده آسمانی و شرح زیارت جامعه کبیره پنجشنبه 13 تیر ماه 98 تعطیل می باشد. آرشیو مباحث استاد شجاعی فروشگاه آنلاین با محصولات ناب

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11019
زمان انتشار: 27 ژوئن 2019
| |
افضل صدقات کدامند؟

انفاق و صدقه جلسه 13، 86/04/21

افضل صدقات کدامند؟

افضل بودن نوع صدقه به زمانها و مکانهای مختلف بر می‌گردد. ‌یک موقع افضل این است که بنده مقداری پول بپردازم. گاهی افضل این است که سلام کنم. گاهی افضل این است که لبخند بزنم. گاهی افضل این است که کار بدنی بکنم.‌

قبلاً گفتیم که صدقه یعنی چیزهایی که ما از طبیعت خودمان به نیت صدق و دوستی در راه خداوند تبارک و تعالی و برای شبیه شدن به خداوند، تقدیم می‌کنیم. صدقه دادن یعنی صدق داشتن؛ و حاصل آن، این است که در ما توانایی و دارایی ایجاد می‌کند. حالا در روایات، مواردی از «افضل صدقه» با انواع مختلف بیان شده است. پس کسی نگوید بالاخره کدام صدقه افضل است. هر یک از صدقه هایی که می‌دهیم، می‌تواند در زمانها و مکانهای خاصی افضل باشد. بسته به این که در چه موقعیتی قرار بگیرد. مثلاً رزمنده‌ای سهم آب خود را نگه می‌دارد که اگر برادر رزمنده اش یا حتی دشمنش اگر احتیاج به آب داشت، به او آب بدهد. افضل صدقه برای او آنجا آب دادن است. برای همین هم در روایتی از امام صادق علیه‌السلام داریم:   «أفضل الصدقة ابراد كبد حرّاء[1] = برترین صدقه، خنک کردن جگر داغ و سوزان است.» پس با توجه به این روایت، بالاترین صدقه در تابستان که مردم نیاز به آب دارند، آب دادن به تشنه هاست. در یک جلسه، هیئت، مسجد که افراد جمع هستند، یکی از کار های با ارزش «به فکر عطش دیگران بودن» است. قرار دادن آب سرد کن ها در اماکن عمومی، همه اینها با ارزشند. بسیار سفارش شده که انسان به فکر عطش دیگران باشد و این کار جزئی، از کارهای با فضیلتی است که نباید از آن غفلت کرد. فرمول کلی «افضل صدقات» چیست؟ فرمول کلی آن، این است که هر کاری که طبیعت شما را بیشتر تحت فشار قرار می‌دهد و اذیت تان می‌کند، چه کار بدنی یا غیر بدنی، این «افضل صدقه» است. مثلا باید گرما و سرما را تحمل کنید؛ یا باید از عزت تان سرمایه‌گذاری کنید؛ ‌اینجا باید آن کار را انجام بدهی و این برای تو صدقه است. اگر می‌بینی خیلی آدم متکبری هستی. آدمی هستی که خیلی به ظواهر و به قول امروزی ها به کلاس و اعتبار اجتماعی اهمیت می‌دهی، باید این را بشکنی.‌ این صدقه‌ی تو است. شکستنش هم این است که در هیئت در جمعی که هستی، پست ترین نوع کار را تو انتخاب کنی و آن را انجام بدهی. در مهمانی، اردو،‌ در یک جلسه خانوادگی، در اجتماع ببین که پست ترین نوع کار که معمولا افراد طبع شان نمی‌گیرد که آن کار را انجام بدهند چیست، آن کار را شما انجام بده. مثلاً در راهپیمایی یا نماز جمعه شرکت می‌کنی و یک موقع می‌بینی نفست قبول نمی‌کند که مثلا پرچم، یا پلاکارت یا عکس خاصی را به دستت بگیری. اتفاقا باید همان موقع این کار را انجام بدهی. این صدقه‌ی توست. گاهی در مراسم سینه زنی که بعضی افراد شرکت می‌کنند و تکبرشان اجازه نمی‌دهد که درست سینه بزنند، آنطوری که یک فرد عامی بلند می‌شود، لباسش را از تن می‌درد و فریاد می‌زند و سینه می‌زند. این شخص اتوکشیده در مجلس عزاداری می‌رود و اتوکشیده هم برمی‌گردد و به جای این که از طبیعتش کم شود، به آن اضافه می‌شود. اگر کسی اینها را کنار بگذارد، برایش «افضل صدقه» حساب می شود. گاهی داشتن یک صورت مقدس، از طبیعت انسان کم می‌کند و گاهی داشتن یک صورت مقدس به طیبعت انسان اضافه می‌کند. یک جا ممکن است بستن یقه و انگشتر و تسبیح برای نفس انسان خطرناک باشد. ‌گاهی 4 تا دوست با هم جمع می شوند و می‌گویند، برویم با همدیگر صفا کنیم. این خطرناک است که بی ظرفیتی می‌کنید و چیز هایی از شما صادر می‌شود که در آن اخلاص نیست و بی تقوایی است. بعضی اوقات اگر غذا کم بخورید بد است. چون غذا کم بخوری، می‌گویند این آقا با تقوا است و بر نفسش غلبه دارد و خودت هم کیف می‌کنی. به قول ابن سینا گاهی انسان از لذت های حسی برای لذات خیالی می گذرد. در بحث «سعادت و شقاوت» اینها را توضیح دادیم. زیرا، تو ناشی و نادان هستی و یک دفعه، چنان این ظواهر را رعایت می کنی که 4 تا صورت مقدس به تو بچسبانند و بگویند چه آدم با تقوایی است. در خوردنِ غذا چقدر رعایت می کرد. مثلاً قبل از غذا نمک خورد. اگر می بینی ظرفیت نداری، قبل از غذا نمک نخور. نمک خوردنِ قبل از غذا مستحب است. ظاهراً داری یک مستحب را رعایت می کنی؛ اما در باطن داری با فحشای زیاد، نفست را آلوده و هرزه و کثیفش می کنی. سخن خیر، «افضل صدقه» است حضرت رسول صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمودند:« والذی نفسی بیده ما أنفق الناس من نفقة أحب من قول الخیر= قسم به کسی که جانم در دست اوست، هیچ صدقه ای بالاتر از حرف نیک نیست.» برخی افراد که «قول خیر» دارند و نیکو سخن می‌گویند، حتی اگر حرف بدی هم بگویند، مردم بدشان نمی‌آید. اما برخی دیگر آنقدر بد حرف می‌زنند که حتی اگر حرف خوبی هم بگویند، مردم خوششان نمی‌آید. برای همین است که افرادی که بد حرف می زنند، باید سال ها زحمت بکشند و تمرین کنند تا یاد بگیرند «قول خیر» داشته باشند. قول خیر، غیر از قول مودبانه است گاهی انسان ادب دارد؛ ولی در عین ادب، نیش زدن، له کردن، مسخره و تحقیر کردن، جسارت و بی ادبی هم دارد. این خوب نیست. مثلا گاهی شما در قالب ادب، سوالی را مطرح می کنید؛ اما سوال شما عین بی ادبی است. پس شرایط خیلی اهمیت دارد و آن را باید بسنجید. گاهی ممکن است، کلام مودبانه هم نباشد؛ اما شیرین باشد. مثلا یک حرفی است که به موقع گفته می شود و آتشی را خاموش می‌کند. در آن تواضع و سازندگی هم هست. اما گاهی یک کلمه مودبانه است؛ اما قساوت قلب هم در آن هست. مودبانه است، ولی بی رحمی هم در آن هست. اینها خوب نیست. پس یک «قول خیر» خوب و مناسب، آن است که هم مودبانه باشد و هم امور منفی در آن نباشد. برخی می خواهند برای اسلام کار کنند، مشروط بر این که آقایی شان حفظ شود گاهی «افضل صدقه» این است که کسی کاری کند که به ظاهر کاملا خرد می شود، اما باید آن کار را انجام دهد. چون همین برای او «افضل صدقه» است. بسیاری از بزرگان دین، اگر هم خواستند کاری کنند، می خواستند با حفظ آقایی شان کار کنند. اما خیلی از بزرگان و مراجع، اصلاً آقایی در کارشان نیست. مثلا امام جماعت است؛ اما صدای صلواتش بلندتر از دیگران است. چرا؟ چون نمی خواهد آقایی کند. امام حسین ع نمونه ممثل این موضوع است که با آن همه ذلت های ظاهری، قهرمانانه با دشمن دین جنگید. این افضل صدقه است. وای به حال کسی که در نزد خودش بزرگ شود و این بزرگی را هم بپذیرد. وای به حال کسی که دیگران به او احترام بگذارند و فکر کند که دیگران باید به او احترام بگذارند. فکر کند که دیگران باید جلوی پایش بلند شوند و دیگران باید برای او صلوات بفرستند و دیگران باید به او خدمات ویژه ای بدهند. اگر به او احترام نگذارند، ناراحت می شوند. حضرت سجاد علیه‌السلام در باره خودبزرگ‌بینی در دعای مکارم می‌فرماید:«و لا تُحدِثْ لی عِزّا ظاهِرا إلاّ أحدَثتَ لی ذِلّةً باطِنَةً عِندَ نَفسی بِقَدرِها[2] = خدایا! برای من هیچ عزت ظاهری در چشم مردم ایجاد نکن، مگر اینکه به همان اندازه پیش خودم خوارم کنی.» کسانی بوده اند که با خواندن چهار کلاس درس و دانشگاه یا حوزه یا مدیر و رئیس شدن، فکر می‌کردند حتی پدر و مادر باید برایشان حرمت قائل شوند. وقتی کاره ای شد و خانه پدر و مادر رفت و دید آنها به کمک او نیاز دارند، فکر می‌کند آنجا هم مهمان است. او فکر نمی‌کند که غلام آن خانه است. خیلی ها با نماز شب و عبادت و جبهه رفتن و درس دین دادن و خواب دیدن.... به نظر خودشان بزرگ می شوند و این عین ذلت و خواری است. سالیان سال غیبت امام زمان علیه‌السلام برای این است که شیعیان حاضر نبودند برای حضرت کوچکی کنند و برایش مثل یک فرزند خدمت کنند. «افضل صدقه» در خصوص فامیل کینه ورز حساب می شود فامیلی که از تو خوشش نمی‌آید.‌ ما اغلب به کسانی خوبی می‌کنیم یا صدقه می‌دهیم که ما را دوست دارند و ما را تحویل می‌گیرند، ما را قبول دارند و تاییدمان می کنند. اینها افضل صدقه نیست. اما در جایی که به فامیلمان که با او رابطه رحمی داریم کمک کنیم، آن هم در حالی که او ما را قبول ندارد و دوستمان ندارد، این «افضل صدقه» حساب می شود. از نبی اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله سوال کردند: «لما سئل ان افضل صدقه، قال: على ذی الرحم الكاشح= سوال کردند بالاترین صدقه چیست؟ فرمود: بهترین صدقه، ‌صدقه ایست که تو به فامیل کینه ورزت می دهی.» مثلاً طرف وقتی که می خواهد مثلا به برادر زاده اش کمک کند، می بیند کدام شان چاپلوس تر و مطیع تر است که به او کمک کند.  این گونه کمکهای ما غالباً رنگ حیوانی دارد. به درنده ترین حیوانات دقت کنید، وقتی به آنها محبت می کنید، به شما محبت می‌کنند. در سیرک ها می‌بینیم حیواناتی که درنده اند و چون مربی به آنها خیلی محبت کرده، کاری به مربی ندارند و با او رفیقند. حتی گاهی حاضرند جان شان را برای مربی به خطر بیاندازند. پس این اقتضای آدمیت نیست که فقط به عزیزترین کسانت محبت و کمک کنی، و به کسانی که از تو انتقاد دارند و تو را زیر سوال می‌برند و از تو خوششان نمی‌آید، بی توجه باشی. بعضی ها که رئیس جمهور می‌شوند، وزیر و مدیر می‌شوند، اول مخالفین خود را نابود می‌کنند. هنر این است که به کسی محبت کنی که نسبت به تو بدی کرده و با تو بد است. ببینید چقدر لطافت دارد. صدقه یعنی از خودت تخلیه بشوی. صدقه یعنی آن کسی را که با تو خوب نیست، تحمل کنی. صدقه یعنی اینکه آنی که مثل تو فکر نمی کند را تحمل کنی. پدر، مادر، دوست، خواهر، برادر ، همسر و ... آن چیزی که تو می‌خواهی نیست، مدارا و تحمل کردن شان برای تو صدقه است. ممکن است گاهی، کسی از پدر یا مادر یا دوست و ... بدش بیاید، چون با خیلی از چیزهایش سازگاری ندارند و بیشتر اوقات هم این خودخواهی ها رنگ مذهبی می‌گیرد؛ یعنی طرف می گوید چون مادر من بی حجاب است، یا در جمع آداب محرم و نامحرم را رعایت نمی‌کند، یا مثلاً چون پدرم مشروب می‌خورد و من حزب اللهی هستم، از آنها خوشم نمی‌آید. اتفاقاً تو موظفی از لحاظ شرعی به آنها محبت کنی، حق نداری بی‌ادبی کنی. حق نداری، جسارت کنی. اگر گناهی کردند در مقابل گناه شان تذکر بده، امر به معروف و نهی از منکر کن. قرآن فرموده، اگر والدین شما را به شرک دعوت‌تان کردند، شما مودبانه قبول نکن. خیلی وقت ها ما به بی‌ادبی های مان نسبت به پدر و مادر نسبت به استاد مان و نسبت به آدم محترم نسبت به خواهر و برادر های مان رنگ مذهبی می‌دهیم، تا وجدان مان را راحت کنیم که از آنها گناه سراغ داریم و این را در ذهن مان نگه می داریم. یکی از کثیف ترین کارها این است که انسان گناهان دیگران را در ذهنش نگه دارد. برای دیده شدن صدقات، خداوند کافی است صدقه یعنی کنده شدن؛ یعنی آدم از خودش چیزی را می‌کَنَد. یکی از چیزهایی که ممکن است در صدقه این کنده شدن را ضعیف کند، این است که انسان دوست دارد دیگران صدقه اش را ببینند. زیرا به آن تعلق دارد. اما گاهی هم انسان تعلق ندارد به این که او را ببینند یا نبینند و برایش مهم نیست. مگر غیر از خدا کسی بداند مهم است؟ یک جا موظفیم که صدقه آشکار بدهیم برای اینکه دیگران هم باد بگیرند. همه ما می خواهیم برای پدرمان امام زمان علیه‌السلام کار کنیم و آشکار کار بکنیم و کمک کنیم، این خیلی خوب است. ولی یک مقدار هم باید مخفی باشد. این مخفی بودن آدم را درد می آورد. چون درد می‌آورد، در واقع دارد طبیعت را بیشتر از انسان جدا می کند. برای همین در روایات داریم: «صدقة السر تطفئ غضب الرب = صدقه مخفیانه غضب خدا را از انسان برطرف می کند.» یعنی اگر انسان در مقابل گناهی که قبلا کرده و مورد غضب خداست، وقتی مخفیانه به کسی کمک می کند، آن غضب خدا برطرف می شود. اگر مخفیانه صدقه بدهید، خدا به شما علنی جزا می‌دهد امام صادق علیه‌السلام می فرماید:«لا تتصدق على أعین الناس لیزكوك؛ فإنك إن فعلت ذلك فقد استوفیت أجرك؛ ولكن إذا أعطیت بیمینك فلا تطلع علینا شمالك، فإن الذی تتصدق له سرا یجزیك علانیة على رؤوس الاشهاد = جلو چشم مردم هی صدق نده؛ اگر این کار را بکنی، اجرت را گرفته‌ای؛ اما وقتی که مخفیانه صدقه بدهی، بطوری که وقتی با دست راستت صدقه می دهی، دست چپ شما متوجه نشود؛ خدا جزای علنی به شما می‌دهد.» جلوی چشم مردم کارهای ویژه نکنید که شما را پاک کنند و از شما تعریف بکنند. اگر این کار را بکنی اجرت را از مردم گرفته‌ای. پس صدقه را آشکار نکن؛ خود خدا آشکارش می کند. صدقه پنهانی، برترین توسل است برترین توسل، با صدقه ی پنهانی میسر است. . توسل کار یک آدم زیرک و عاقل و عارف است. امیرالمومنین علیه‌السلام در مورد صدقه پنهانی می‌فرماید:«إِنَّ أَفْضَلَ مَا تَوَسَّلَ بِهِ الْمُتَوَسِّلُونَ الَى‌ اللَّهِ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى‌،... وَصَدَقَةُ السِّرِّ فَإِنَّهَا تُكَفِّرُ الْخَطِیئَةَ[3] = برترین وسیله‌اى كه متوسّلان به خدا، به آن توسّل مى‌جویند، صدقه پنهانى می باشد كه كفّاره گناهان است.» بعد از ایمان به خدا و چندین مورد دیگر که حضرت نام می‌برند، یکی از آن موارد صدقه ی پنهانی است. می‌گوید شما وقتی می خواهید چیزی از خدا دریافت کنید، باید توسل کنید می‌گوید آنهایی که متوسل می‌شوند و می‌گیرند، یعنی اهل توسل حقیقی هستند، بعد از ایمان به خدا و ... به صدقه سِرّ متوسل می‌شوند و بعد می فرماید:‌ صدقه پنهانی کفاره گناهان است. صدقه نهانی گناه را ذوب می‌کند و خشم پروردگار را فرو می‌نشاند. صدقه آشکار هم خیلی خوب است. امام صادق علیه‌السلام می‌فرماید:«صَدَقةُ العَلانِیَةِ تَدفَعُ سَبعینَ نَوعا مِن البَلاءِ[4] = صدقه آشكار،۷۰  نوع بلا را دفع مى‌كند.» پس ما، هم مامور به دادن صدقه آشکار هستیم و هم مامور به صدقه پنهایی هستیم. یک مقدار از صدقه باید آشکار باشد، برای اینکه در بین مسلمان‌ها ترویج شود و آنها هم به این امر تشویق شوند. ترویج و تشویق خیلی مهم است. واسطه شدن در صدقات معنوی و مادی امری پسندیده است یکی از مطالب خیلی مهم در بحث صدقات، واسطه گری است. قبلا چند بار راجع به آن صحبت کردیم. انسان چه واسطه مسائل معنوی شود و چه واسطه ی مسائل مادی، جزء شافعین شده است. یعنی، رساننده شده است. چیزی را به دیگری رسانده است. در مورد گردآوری صدقات مادی نبی اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله می‌فرماید:« مَن تَصَدَّقَ بِصَدَقَةٍ عَلى رَجُلٍ مِسكینٍ كانَ لَهُ مِثلُ أجرِهِ، ولَو تَداوَلَها أربَعونَ ألفَ إنسانٍ ثُمَّ وَصَلَت إلى مِسكینٍ كانَ لَهُم أجرا كامِلاً [5]= هر كه براى مستمندى صدقه اى گرد آورَد، اجرى همانند اجر صدقه دهنده دارد و اگر ۴۰ هزار انسان هم آن صدقه را دست به دست كنند و سپس به دست مستمند برسد، باز به همه آنها اجر كامل صدقه داده مى شود.» هر کس برای مسکین صدقه جمع می‌کند، یعنی از آبرویش مایه بگذارد، به ثواب خود صدقه دهنده می رسد. یعنی کسی برود برای یک دختر جهیزیه جمع کند؛ برای ازدواج پسری که پول ندارد، کمک کند؛ یا مشکل یک مسکین را حل کند؛ یک آدم آبرومندی، بلند شود در مسجد صدقه جمع کند، به اصل ثواب صدقه دهنده هم می رسد. اما بعضی ها اصلا روحیات این کارهای خیر را ندارند. در حالی که نمی دانند همه اینها پیش خدا عزیزند، زیرا آنها از این که خودشان را خوار می کنند و دست شان را دراز می کنند و برای فقرا کمک جمع می کنند، به مقام بلندی می رسند. اکثر علما این روحیه خوب را دارند و از مردم در خواست می کنند که آقایان می خواهیم به فلان کس کمک کنیم. بعضی هم هستند که این کار را نمی‌کنند و می‌گویند در شأن ما نیست. در صورتی که خود رسول الله و ائمه علیهم‌السلام این‌گونه بودند. حضرت نبی اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمود: «اگر یک صدقه 70 میلیون دست بگردد، اجر نفر اول با نفر آخر یکی است.» برای همین بهتر است، صدقه را به همسر بدهید،‌ همسر به بچه ها بدهد و بچه ها دست به دست بدهند و در صندوق صدقات بیاندازند و یا به فقیر بدهند. خیلی وقت ها آدم بخلش می‌گیرد، می گوید، چرا صدقه را بدهم به فلانی که ببرد بدهد؛ خودم می دهم. این خوب نیست. بگذار او هم به یک ثوابی برسد. این خیلی ارزش دارد. بنابراین، یک موقع است که ما صندوق صدقاتی در خانه داریم. یک موقع می توانیم 100 تا صندوق صدقه را به همسایه ها و اهل محل و آشنایان منتقل کنیم و صدقات شان را جمع کنیم. این طور نیست که در ثواب این 100 تا شریک می‌شویم، بلکه عیناً 100 تا ثواب مال ما می‌شود که در صراط به این نور احتیاج داریم. واسطه شدن در صدقات معنوی هم اجر دارد اجر صدقات معنوی هم همین طور است. در صدقات معنوی مثلاً، یک کتاب می خوانی، بعد می دهی به کس دیگری. یک حدیث می خوانی و به دیگران یاد می‌دهی. یک نکته حکیمانه از یک روایت سراغ داری، در اختیار دیگران هم می‌گذاری، همه اینها اجر معنوی دارد. به یاد دارم، یک جایی جلسه‌ای بود که تعدادشان کم بود. یک نفر آمد در این جلسه و از این جلسه خوشش آمد. برای جلسات بعدی دوستش را آورد، همسرش را آورد، برادرزنش را آورد و تعدادی را جمع کرد، یک دفعه دیدیم 60 تا 70 نفر به وساطت همین فرد، در این جلسه شرکت کردند. ‌خودش هم به رحمت خدا رفت. ولی الان 60 و70 نفر هر کدام شان هم چند نفر را آورده اند، این شخص دائما تا قیامت در هدایت آنها و نسلهای آنها شریک است، تمام هم نمی شود، زنده است. یعنی یک آدم زنده است و کاری کرده که دیگر نمی‌میرد. کاری کرده که مرگ مادی برایش نباشد و تا قیامت در دنیا حضور دارند. بعضی مرگ مادی برایش شان می آید، هر چی جمع کردند و فرستادند برزخ از همان باید استفاده کنند. امیرالمومنین علیه‌السلام فرمود:«العلماء باقون مابقی الدهر = علما باقی هستد تا زمانی که روز گار باقی است.» یعنی تا زمانی که روزگار هست، عالم زنده است و دیگران دارند از او استفاده می کنند. ما الان داریم مفاتیح آقای شیخ عباس قمی را می‌خوانیم که سالهاست که به رحمت خدا رفته است. خانمی از من می‌پرسید، متوجه نمی‌شوم، منظور شما از اینکه می‌گویید در حرم پول بیندازیم چیست؟ وقتی در حرمی پول می اندازید، شما در کار ها و تمام نورانیت های این حرم تا قیامت سهیم می‌شوید. یعنی سهم می‌خرید. هر چه بیشتر، بهتر. توصیه ام این است که هر جا مسافرت می‌روید در هر محله‌ای و یا هر مسجدی که نماز می‌خوانید، مقداری پول در صندوق آنجا بریزید. چون شما می خواهید یک بار در این مسجد نماز بخوانید، بعد که از دنیا بروید، در این مسجد سهام خریده اید. این سهام خیلی مهم است. خوب است که به هر مسجدی، زیارتگاهی، امامزاده‌ای، کار خیری و مرکزی انسان مقداری کمک کند. تضمین هم کرده اند که مالت کم نمی‌شود. در مسائل معنوی هم به همین ترتیب است که می‌توانیم واسطه‌گری داشته باشیم. ع ل 165 [1] . وسائل الشیعة ، ٣ / ٥٨. [2] . الصحیفة السجّادیّة : الدعاء 20 . [3] . إنّ أفضل ما توسّل به المتوسّلون إلى اللّه سبحانه و تعالى، الإیمان به و برسوله، و الجهاد فی سبیله، فإنّه ذروة الإسلام؛ و كلمة الإخلاص فإنّها الفطرة؛ و إقام الصلاة فإنّها الملّة؛ و إیتاء الزّكاة فإنّها فریضة واجبة؛ و صوم شهر رمضان فإنّه جنّة من العقاب؛ و حجّ البیت و اعتماره فإنّهما ینفیان الفقر و یرحضان الذّنب، و صلة الرّحم فإنّها مثراة فی المال، و منسأة فی الأجل؛ و صدقة السّرّ فإنّها تكفّر الخطیئة؛ و صدقة العلانیة فإنّها تدفع میتة السّوء؛ و صنائع المعروف فإنّها تقی مصارع الهوان = برترین وسیله‌اى كه متوسّلان به خدا، به آن توسّل مى‌جویند ایمان به خدا و پیامبر صلّى اللّه علیه و آله اوست و جهاد در راه خدا كه قلّه رفیع اسلام است و كلمه اخلاص (و شهادت به یگانگى خدا) كه هماهنگ با فطرت انسانى است، و برپا داشتن نماز كه حقیقت دین و آیین است، و اداى زكات كه فریضه‌اى واجب است، و روزه ماه رمضان كه سپرى در برابر عذاب الهى است، و حج و عمره خانه خدا كه نابود كننده فقر و شستشو دهنده گناه است و صله رحم كه سبب فزونى مال و طول عمر، و صدقه پنهانى كه كفّاره گناهان است و صدقه آشكار كه از مرگ‌هاى بد پیشگیرى مى‌كند و خدمت به خلق كه از لغزش‌ها و شكست‌هاى خفّت‌بار جلوگیرى مى‌كند. (پیام امام امیر المومنین(ع)، جلد 4، ص 619.) [4] . ثواب الأعمال : 172/1 . [5] . ثواب الأعمال : ص 342 ح 1 عن أبی هریرة وعبداللّه بن عبّاس ، بحار الأنوار : ج 76 ص 369 ح 30 .

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11016
زمان انتشار: 14 نوامبر 2019
| |
سفارشات گهربار امام جعفر صادق علیه‌السلام

میلاد مسعود امام جعفر صادق علیه السلام مبارک باد

سفارشات گهربار امام جعفر صادق علیه‌السلام

عنوان بصرى مى‌گويد: از امام صادق عليه‌السلام خواستم به من پند و اندرز بدهند. فرمود: تو را به انجام نُه چيز سفارش مى‌كنم، آن سفارش ها نه تنها براى شما بلكه به همه كسانى است كه مى‌خواهند در راه خداوند قدم بردارند و از خداوند مى خواهم تو را نيز در انجام آنها يارى فرمايد.

سه تاى آنها در تهذيب اخلاق و تربيت نفس است .
و سه تاى ديگر در صبر و شكيبايى است .
و سه تاى هم در علم و دانش است .
به آنها مواظب باش هرگز آنها را سبك مشمار...

عنوان بصرى مى‌گوید: خود را براى یاد گرفتن آنها آماده كردم. آنگاه امام علیه السلام فرمود: اما آن سه چیز كه در ریاضت و تهذیب نفس است، عبارتند از: 1. بپرهیز! از خوردن چیزى كه به آن میل ندارى. زیرا باعث نادانى و كودنى مى گردد. 2. هرگز غذا نخور! مگر وقتى كه گرسنه هستى. 3. همواره غذاى حلال بخور و هنگام خوردن نام خدا را ببر. (بسم الله بگو) همواره فرمایش رسول خدا صلى الله علیه و آله را در نظر داشته باش كه درباره مذمت پرخورى فرمود: «انسان هیچ ظرفى را پر نكرده كه بدتر از شكم باشد». چنانچه به میل غذا ناگزیرى، شكم را سه قسمت كن! یك قسمت آن را به خوراك و یك قسمت دیگرش را به نوشیدنى و قسمت سومش را براى نفس كشیدن اختصاص بده. اما آن سه چیز كه در حلم و بردبارى است، عبارتند از: 1. هرگاه كسى به تو گفت :اگر یك حرف دشنام و ناسزا بگویى در مقابل ده تا مى شنوى، تو در جواب بگو: اگر ده تا سخن زشت بگویى یك حرف از من نخواهى شنید. 2. هرگاه كسى تو را فحش داد و بد گفت، در پاسخ بگو: اگر آنچه را كه گفتى راست است از خداوند مى خواهم مرا ببخشد و از تقصیراتم بگذرد و اگر آنچه را كه گفتى دروغ است و ابداً در من نیست از خداوند مى خواهم تو را ببخشد. 3. هر كس تو را وعده فحش و دشنام داد، تو به او وعده پند و اندرز و احترام بده ! و اما آن سه چیز كه در علم و دانش است ، عبارتند از: 1. آنچه را كه نمى دانى از دانشمندان بپرس و بپرهیز از این كه پرسش تو به قصد اذیت و یا امتحان آنان باشد. 2. در هیچ چیز تنها رأى و عقیده خود عمل نكن (با مشورت كارها را انجام بده ) و در تمام كارها جانب احتیاط را رعایت كن ! 3. از فتوى دادن فرار كن همانندى كه از شیر فرار مى كنى و خودت را پلى براى سود و زیان مردم قرار نده ! امام صادق علیه السلام پس از بیان این پند و موعظه هاى حكمت آمیز، به عنوان بصرى فرمود: حقاً تو را نصیحت كردم ، بلند شو برو! وقت عبادت من است ، وقتم را بیش تر از این نگیر! زیرا من بر نفس خود تنگ نظرم و حاضر نیستم وقت خود را تلف كرده و بیهوده بگذرانم و سلام و رحمت خداوند بر كسى باد كه از ارشاد و راهنمایى پیروى مى كند.   بحارالانوار جلد 1، ص 226 برای مطالعه شرح و توضیح حدیث گهربار امام جعفر صادق علیه‌السلام توصیه می‌شود، سی دی شرح حدیث عنوان بصری را از فروشگاه مؤسسه منتظران منجی عج و فروشگاه آنلاین منتظران منجی عج تهیه کنید. 

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11015
زمان انتشار: 26 ژوئن 2019
| |
تنظیم نظام محبتی با خدا چگونه است؟

خانواده آسمانی؛ جلسه 504؛ 98/03/30

تنظیم نظام محبتی با خدا چگونه است؟

بعضی‌ها آدم‌های خیلی ویژه‌ای هستند و در کمترین زمان به عشق به خدا می‌­رسند، و خوب می‌فهمند و با سرعت آن را دریافت می‌کنند و آن‌ها را بر همه معشوق‌هایشان حاکم می‌کنند. سپس با هر کس یا هر چیزی که بخواهند ارتباط برقرار کنند، اگر رنگ خدا داشته باشد، قبولش می‌کنند؛ اما به‌محض اینکه رنگ خدا نداشته باشد، از آن متنفر می‌شوند. می‌خواهد درس و رشته تحصیلی و دانشگاه باشد یا هر چیز دیگری. چون همه چیز اینها براساس خداست، محال است کسی غیر از خدا برای دلشان تصمیم بگیرد. اینها همه چیزشان را به خدا فروخته اند.

خیلی عظمت دارد که عده‌ای نظام محبتی‌شان را با خدا تنظیم می‌کنند، یعنی آن عشق اصیل که عشق به خداست را جدی می‌گیرند. بعضی‌ها عشق‌های پایینی دارند و به زور باید از کمالات «جمادی، گیاهی، حیوانی و عقلی» دل بکنند تا یواش یواش محبت خدا در دلشان جا بیفتد. چه زیبا گفت حافظ که: عاشق شو ورنه روزی کار جهان سرآید           ناخوانده نقش مقصود از کارگاه هستی قرآن در مورد اینها می فرماید: «قُلْ إِنَّ صَلاتی‏ وَ نُسُكی‏ وَ مَحْیایَ وَ مَماتی‏ لِله رَبِّ الْعالَمین= بگو: بى تردید نماز و عبادت من و زندگى و مرگ من براى خدا پروردگار همه جهان هاست‏». خدا همه ما را به عشق خودش دعوت کرده و می‌گوید غیر از من با کسی عاشقی نکنید، «لا اله الا الله» «لا تَدْعُ مَعَ اللهَ إِلهاً آخَرَ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ= و هرگز با خدای یکتا دیگری را به خدایی مخوان». یعنی غیر از خدا دنبال اله دیگری نباشید. چون غیر از خدا هر چه باشد، دروغ است. مقام ما بخش فوق عقلانی است. معشوق نباید پایین‌تر باشد؛ بلکه همیشه باید بالا باشد. چون هر چه پایین‌تر است برای تو انسان آفریده شده، اما متأسفانه اکثر آدم‌های روی زمین عاشق چیزهایی هستند که از خودشان پایین‌تر و ارزششان کمتر است. یعنی درحالی که آن‌ها به خاطر ما آفریده شده اند، ولی ما عاشق آن‌ها می‌شویم. خودت را به عشق کمتر از خدا نفروش قرآن همه ما را صدا کرده که یک عشق برتر داشته باشید، عشق الهی، عشق به خدا، عشق به خانواده آسمانی. ولی ما بی‌سلیقه هستیم. چون فهم و معرفت درستی نداریم، وابسته و اسیر معشوق‌های پایینی هستیم و اینها نمی‌گذارند به آسمان کشیده شویم و تکلیف دلمان را روشن کنیم. خدا می‌گوید که لیاقت دل تو معشوقی کمتر از من و اهل‌بیتم نیست. از نظر عملی، ازنظر اشتغال معشوقی بالاتر از جهاد نداری. پس به کمتر از این نپرداز و زندگی‌ات را برای خدا و اهل‌بیت علیهم‌السلام، و تلاش برای اهل‌بیت، تلاش برای امام زمان علیه‌السلام و وقف شدن در راه امام زمان علیه‌السلام بگذار. اگر جای دیگر خودت را بفروشی، مفت فروخته‌ای. در هر راه دیگری وقف بشوی، خودت را تلف کرده‌ای و دچار خسران می‌شوی، خیلی ضرر می‌کنی و حسرت سراغت می‌آید. اگر قرار است وقتت، جوانی­‌ات، عمرت، ذهنت، دوست‌داشتن‌هایت، خیالت، وهمت، دلدادگی‌هایت صرف یک چیزی بشود، آن را صرف آسمان کن. صرف یک چیز ماندگار و ابدی بکن که بماند. اما اگر به کمتر از آن دل بدهی، بی‌شخصیت و بی‌ارزش می‌شوی و باطنت را از دست می‌دهی و دیگر باطن انسانی نداری. دعوت خدا به «عشق برتر» خدا همه ما را به «عشق برتر» دعوت کرده، ولی اکثر ما اجابت نمی‌کنیم. مثل کربلا که وقتی امام حسین علیه‌السلام سراغ یک عده‌ای رفت که آنها را به مقام خودش برساند، اجابت نکردند. اکثر کسانی که امام حسین علیه‌السلام سراغشان رفت اجابت نکردند، فقط یک عدۀ معدودی قبول کردند که قیمت‌شان قیمت امام حسین علیه‌السلام بود و به کمتر از حضرت خودشان را نفروختند. امام زمان علیه‌السلام هم الان ما را به مقام خودش دعوت می‌کند. امام زمان هم الان «هل من ناصر ینصرنی» می‌گوید، اما ما چرتکه می‌اندازیم بعد با ذهن ناقص و بی‌معرفت خودمان می‌گوییم: نمی‌ارزد که برای امام زمان علیه‌السلام هزینه بشویم. چرا برای یک عشق زمینی مثلا نامزد است، زن است، شوهر است، پدر و مادر است، فرزند است، هر چه هست، حاضریم هزینه بدهیم، وقت بگذاریم، پول بگذاریم و عشق بخریم؟ امّا چرا در مورد اهل بیت و خدا اینطور نیستیم؟ چگونه همسایه خدا در بهشت باشیم! در روایت هفته گذشته گفتیم که عده‌ای روز قیامت به خاطر اخلاق خوبشان، بی‌حساب وارد بهشت می‌شوند. دسته‌ای را پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمودند که این‌ها تحت عنوان همسایگان خدا وارد بهشت می­‌شوند. این نشان‌دهنده نهایت نزدیکی و قرب به خداوند تبارک‌وتعالی است. وقتی فرشته‌ها آن‌ها را به بهشت دعوت می‌کنند، از آن‌ها سؤال می‌شود که شما چه فضیلتی داشتید که به‌واسطه آن در "دارالسلام"، یعنی خانه سلامتی به مقام همسایگی خدا رسیدید؟ اولین خصوصیتی که آن‌ها ذکر می‌کنند، این بود: «نَتَحَابُ‏ فِی اللهَ= عشق‌هایمان فقط با خدا تنظیم می‌شد». اگر می‌خواستیم از چیزی خوشمان بیاید، می‌گفتیم اول ببینیم خدا راضی است و آن را دوست دارد یا نه. اگر خدا دوست داشت و راضی بود، ما هم خوشمان می‌آمد. حتی اگر مطابق طبع‌مان نباشد. ولی چون خدا دوستش داشت، ما هم دوستش داشتیم. مثلا در لباس پوشیدن، آرایش داشتن، انتخاب سبک زندگی، ازدواج کردن، انتخاب شغل، کسب درآمد و.... پس باید بدانیم که چنین آدمی همسایه خداست. ببینید که چطور آدم همسایه خدا می‌شود. حالا چرا بعضی­ها همسایه خدا می‌شوند؟ چون خود اصلی آنها در رأس ارتباطات‌شان با معشوق حقیقی است، اصلاً اجازه نمی‌‌دهند کارهای علمی، تحقیقاتی، مدرک تحصیلی، دانشگاه رفتن، درس خواندن، کار اجتماعی، سیاسی، مقام، ریاست، کار حزبی، ازدواج، خانواده و ... در رابطه‌ ی آنان با خدا سایه بیندازد. پس حواست باشد هر چیزی که پیش خداست، بهتر از آن چیزی است که پیش مردم است. «خَیْرٌ مِنَ اللَّهْوِ وَ مِنَ التِّجارَةِ= بالاتر از تفریح و تجارت است». اما برخی افراد هنگامی که به کار برای امام زمان عج دعوت می‌شوند، می‌گویند: نمی‌توانم، شرمنده امام زمانم، کارم اینطوری است، اینقدر درآمد دارم، بخواهم بیایم کار امام زمان علیه‌السلام انجام بدهم، باید از خیلی از منافعم بگذرم. نمی‌‌توانم بگذرم خداحافظ شما». این چیزی است که سراغ همه ما آمده و می‌آید، کسی فکر نکند دیگران آسیب می‌بینند یا خدا ما را با اینها امتحان نمی­‌کند. تصریح آیه قرآن است: «وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ= حتماً حتماً حتما، شما را امتحان می‌کنیم»، یعنی وقتی که امام زمان علیه‌السلام تو را دعوت می‌کند، می‌گوید در لشکر من بیا، یک عالم چیزهای چشمک‌زن وجود دارد که به تو چشمک می‌زنند. چنانکه در سوره کهف می‌فرماید: «إِنَّا جَعَلْنا ما عَلَى الْأَرْضِ زینَةً لَها لِنَبْلُوَهُمْ أَیُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً= ما هر چه روی زمین است را بعنوان چشمک‌زن گذاشته ایم تا ببینیم چه کسی بهتر عمل می‌کند». جذابیت‌های اقتصادی، جذابیت‌های شکمی، جذابیت‌های مربوط به هیکل و اندام، جذابیت‌هایی که انسان نسبت به فرزندش پیدا می‌کند، جذابیت‌های خانوادگی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، چیزهای بالاتر، جذابیت‌های علمی و دانشگاهی و پژوهشی و مدرک و....خیلی زیاد هستند. همه اینها این ویژگی را دارند که نمی‌گذارند انسان راه خدا را برود. خدا هم می‌گوید من اینها را سر راه هر آدمی می‌گذارم. یعنی برایش این امکانات را می‌گذارم که به او چشمک بخورد تا معلوم بشود که من را می‌خواهد یا آنها را می‌خواهد. اینهایی که همسایه خدا بودند، کسانی بودند که همسایگی خدا را با هیچ چشمکی عوض نکردند و خدا را رها نکردند. بعضی‌ها الان تا یک ذره گرانی به آنها فشار می‌آورد، قیمت‌ها فشار می‌آورد، اولین کاری که می‌کنند، این است که رابطه‌شان را با خدا، با خانواده آسمانی‌شان، با نماز و روزه و... قطع می‌کنند. شروع می‌کنند به نق زدن که چرا قیمت‌ها گران شده؟ چرا وضع اقتصادی اینطور شده؟ اما بعضی ها از این فشار اقتصادی و گرفتاری‌های زندگی یک پلی برای قرب به خدا می سازند. این‌ها همسایه خدا می­‌شوند. کلمه همسایه بار علمی و تخصصی و ریاضی دارد. چون همسایه بودن، یعنی بین من و خدا فاصله‌ای نیست. یعنی آن‌قدر دلدادگی به خدا دارد، آن‌قدر مشغول خداست و با عشق خدا سرپاست که اگر معشوق‌های دنیایی را از او بگیرند، ککش هم نمی‌گزد و اصلا ناراحت و عصبانی نمی‌شود و قهر نمی‌کند و با این کارها برای خودش جهنم درست نمی‌کند. «دوست داشتن برای خدا» انسان را همسایه خدا می‌کند دومین امتیازی که همسایگان خدا گفتند، این بود که گفتند: «وَ نَتَزَاوَرُ فِی اللهَ= و همدیگر را به خاطر خدا دوست داشتیم». اگر در جایی کسی می‌خواست راه خدا را نرود، ما اصراری به این راه نداشتیم. همه ملاقات‌ها و دیدار‌هایمان هم به عشق خدا بود. این آدم دیدار چند مؤمن نورانی برایش مهمتر از دیدن خواهر و برادر، خاله، عمو، عمه و دایی و... است. «نَتَزَاوَرُ فِی اللهَ» یعنی اگر کسی به خانه‌ات نیامد، نگو: با من قهر کرد، من هم با او قهر می‌کنم. ما را دعوت نکرد، من هم دعوتش نمی‌کنم. با ما مسافرت نیامد، ما هم با آن‌ها مسافرت نمی‌‌رویم. به ما امکاناتی که می‌خواستیم نداد، درخواستی داشتیم که اجابت نکرد، ما هم درخواست او را اجابت نمی‌کنیم. چون من را دوست ندارد، من هم او را دوست ندارم. اصلاً یک مؤمن این‌طور نیست. یک مؤمن می‌گوید: او من را دوست ندارد، اما من او را دوست دارم به خاطر خدا. او خانه ما نمی‌آید، ولی من خانه‌اش می‌روم به عشق خدا. او ما را دعوت نکرد؛ ولی من دعوتش می‌کنم به عشق خدا. او به من نداد و عطا نکرد؛ ولی او اگر کمکی بخواهد، من کمکش می‌کنم به عشق خدا. همسایه خدا کسی است که ملاقات و دید و بازدید و زیارتش به عشق خداست. همسایگان خدا برای همسایه خدا شدنشان گفتند ما این کارها را می کردیم: «صِلْ‏ مَنْ‏ قَطَعَكَ‏= او که از تو قطع کرد، تو به او وصل کن. «وَ نَتَوَاصَلُ فِی اللهِ= به خاطر خدا ارتباط می گرفتیم». «وَ نَتَبَاذَلُ فِی اللهَ» یعنی ما در راه خدا برای خدا به یکدیگر می‌بخشیدیم. یعنی من کاری به این آدم ندارم که به من نداد. من بخششم به خاطر خداست. علامت کسی که عاشق خداست، این است که تا یک فقیر، نیازمند یا مراجعه‌کننده می‌بیند، خوشحال می‌شود و می‌گوید این فرستاده خداست و آمده تا من به او رسیدگی کنم و به وسیله او عشقی به خدا پیدا کنم. برای همین هم این آدم هیچ گناهی برایش نمی‌ماند و گناهان گذشته و حال و آینده‌اش را هم خدا می‌بخشد، چون این آدم شبیه خداست. در نهایت، فرشتگان به آنها می‌گویند: «فَیُقَالُ لَهُمْ ادْخُلُوا الْجَنَّةَ فَأَنْتُمْ جِیرَانُ اللهِ فِی دَارِ السَّلَامِ= گفته می‌شود وارد بهشت بشوید. شما همسایگان خدا در دارالسلام هستید». کسانی که در راه خدا خروجی ندارند، این‌ها زندگی‌شان را نکبت و عفونت می‌گیرد و خیر نمی‌بینند، آسیب می‌بینند. این‌ها ورشکسته می‌شوند و گرفتاری در زندگی‌شان در بخش‌های مختلف پیش می‌آید. چون زندگی شان اصلاً مصرف الهی و مصرف بهشتی ندارد. مدام مصرف جهنمی و مادی و دنیایی دارند. کسی که از معامله با خدا فرار می‌کند، دیوانه است. قرآن وقتی آخرت را تعریف می‌کند که این معامله و این تجارت بهتر است، می‌گوید: «أَ فَلا تَعْقِلُون؟‏» مگر عقل ندارید؟ آخرت که بهتر است. ابدیت که بهتر است. تازه وقتی هم که برای خدا خرج می‌کنی، خدا دنیایت را چند برابر به تو برمی‌گرداند. خیلی بیشتر از آن که خرج کردی در دنیا به تو برمی‌گرداند و آخرت را هم داری. اما اکثر آدم­ها می‌ترسند وارد معامله با خدا بشوند. می‌ترسند امکاناتشان را به پای خدا بریزند. بنابراین، همسایه خدا رنگ خدا را دارد. این همسایگی با همسایگی دنیا یکی نیست. در همسایگی دنیا پول است که آدم­ها را همسایه هم می‌کند، اما شباهت شخصیتی نیست. در آخرت و در حکومت امام زمان علیه‌السلام قرب به خدا و حضرت، بر اساس شباهت شخصیتی است. پس خوش به حال کسی که هوس همسایه خدا شدن سراغش بیاید و بگوید من نمی‌توانم از خدا دوری بکنم. نمی‌توانم از خدا فاصله بگیرم. اینها مهم هستند که انسان دلش را تنظیم کند که همسایه خدا باشد و این راه برای همه ما باز است. فقط کافی است تو تصمیم بگیری همسایه خدا و اهل بیت بشوی. انتخابات و ارتباطاتمان و نوع تصمیمات زندگی‌مان نشان می‌دهد که ما واقعاً ادعا می‌کنیم یا نه و واقعا می‌خواهیم همسایه خدا باشیم. قا/189 بهشت/دارالسلام

صوت

1 - تنظیم نظام محبتی با خدا چگونه است؟

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed