www.montazer.ir
سه‌شنبه 2 ژوئن 2026
شناسه مطلب: 10913
زمان انتشار: 14 می 2019
| |
کیفیت زندگی آخرت، بسته به زندگی دنیاست

ماه رمضان؛ جلسه سوم؛  98/02/19 

کیفیت زندگی آخرت، بسته به زندگی دنیاست

«عقائد، اخلاق و رفتار و اعمال»، سه شاخه اصلی سازنده حیات آخرتی ما هستند. هر کس هر طور در اینجا زندگی کرده، ادامه همان وضعیت را در آنجا خواهد داشت. در این مسیر، "پرخوری" یکی از چیزهایی است که به شدت به انسان آسیب می‌زند و نمی‌گذارد انسان باطن انسانی پیدا کند.

ما دو نوع آینده داریم: آینده اول) این آینده، عمر دنیاست که مشکوک است. چون نمی‌دانیم چقدر طول می‌کشد و چقدر زنده هستیم. خیلی وقت‌ها انسان‌ها آرزوهایی می‌کنند که قرار است کارهایی را بکنند؛ اما به آن نمی‌رسند و وارد نظام برزخی می‌شوند. مثل ازدواج کردن، درس خواندن، تعیین رشته کردن. آینده دوم) آینده‌ای است که با وفات آغاز می‌شود. این آینده چند مرحله دارد و قطعی هم هست. یعنی تردیدناپذیر است. ما با وفات، در چرخه جدیدی از زندگی وارد می‌شویم که در آنجا نوع برخوردی که با ما می‌شود، بستگی به سبک زندگی ما در دنیا دارد و عبارت است از اینکه اخلاق‌مان چطور بوده؟ اعتقادات‌مان چطور بوده؟ رفتارهای‌مان چطور بوده؟ ابدیت، یک مسیر بسیار طولانی است. ده‌ها هزار سال طول می‌کشد تا به قیامت برسیم. یعنی یکسال، ۲ سال، هزار سال، ۱۰ هزار سال، ۲۰ هزار سال، ۵۰ هزار سال نیست؛ بلکه یک مسیر بسیار طولانی است تا قیامت و ما همین طور استمرار حیات داریم. در قیامت، یک حشر جدیدی داریم. یک بعثت جدیدی است. 50 هزار سال است. یک استمرار و حیاتی است که در وجود همه ماست. همه ما این حیات را خواهیم گذراند. یک حیات جاودانه هم داریم که  انتها ندارد و ابدی است و همینطور استمرار دارد. پس تمام کیفیت حیات ما در نظام ابدی و حتی همین آینده مشکوک دنیایی ما، بستگی به وضعیت فعلی ما دارد که مبتنی بر سه اصل «اعتقادات، اخلاق و عملکردها» است. آدم اگر خودش را اینطور استمراردار نبیند، هم آینده‌اش را به خطر می‌اندازد و هم دنیایش را خراب می‌کند. پس اول باید یادت باشد که تو یک موجود جاودانه هستی و عمرت هم به اندازه عمر خداست. باید در این جاوانگی، عشق به خودت را در تمام این مدت داشته باشی. چون تو می‌خواهی در آنجا زندگی کنی، باید ابزار و وسائل زندگی را داشته باشی. هر چه که اینجا داری، آنجا هم لازم است. مثلا در آنجا ازدواج هست، دانشگاه هست، حوزه هست، زندگی هست، مسافرت هست، مهمانی هست، خوراک هست، خانه هست، مسکن هست. همه چیز در آنجا وجود دارد و استمرارش آن هم به شکل برزخی­اش، بعد هم به شکل آخرتی­اش است. نکته بعد اینکه ما برای چه هدفی آفریده شده ایم؟ یعنی بهترین کیفیت زندگی چطور است؟ چطور می‌توانیم هم دنیای خیلی خوبی داشته باشیم و هم آخرت خوبی؟ سفر طولانی زندگی ابدی نیاز به توشه دارد نکته جالبی که قرآن می‌فرماید، این است که هر انسانی به تنهایی به آنجا می‌آید. می فرماید: «وَ كُلُّهُمْ آتیهِ یَوْمَ الْقِیامَةِ فَرْداً[1]= و تمام آنها روز قیامت منفرد و تنها به پیشگاه حضرتش حضور می‌یابند». یعنی آنچه که از زندگی در نظام ابدی نصیب انسان می‌شود، خود و عملکردهایش است. یعنی دیدنی‌ها، شنیدنی‌ها، خوردنی‌ها، لمس‌کردنی‌ها، بوییدنی‌ها، خیال کردنی‌ها، توهمات، تعقلات، امور فوق عقلانی و معنوی، کل اینها ما را برای آن مسیر می‌سازد و مثل یک رحم در نظام برزخی ما، نظام قیامتی ما و نظام جاودانه ما تاثیرگذار است. پس آنچه که شایسته است یک انسان بداند، این است که به هدف خلقت خودش توجه کند. یعنی انس و عشق و شباهت به خانواده آسمانی و خداوند تبارک و تعالی. هر چقدر عشق، انس و شباهت انسان به خانواده آسمانی و خداوند تبارک و تعالی بیشتر باشد، وفاتش قشنگ‌تر، زندگی برزخیش زیباتر، قیامتش سرافرازتر، و حیات بعد از قیامتش‌ هم همین­طور خواهد بود. حالا در این مسیر باید یک مسیری را طی کنیم که اصطلاحاً به آن "صیرورت" می‌گویند. یعنی یک نوع شدن. مثل بچه‌ای که در رحم مادر صیرورت دارد. یعنی صورت به صورت شدن. یعنی این نطفه دائماً شکلش عوض می‌شود تا یک بچه کامل بشود. جنبه‌های انسانی ما در دنیا کامل نیست. ما به صورت یک گیاه و یک حیوان به دنیا می‌آییم. الان باید به مرور زمان جنبه‌های جمادی، گیاهی، حیوانی‌مان، حتی جنبه‌های عقلانی‌مان را تحت تصرف بخش فوق عقلانی در بیاوریم تا کم کم یک شکل انسانی به خودمان بگیریم تا موقع وفات. موقع وفات معلوم می‌شود چه کسی به صورت انسان وارد برزخ می‌شود و چه کسی به صورت حیوان. آدم‌هایی که نتوانند به شکل یک انسان وارد برزخ شوند، زجرآور و وحشتناک است. در دنیا فقط چند سال طول می‌شود یک صورت حیوانی را در چند لحظه به آدم تبدیل کنیم. اما وقتی انسان با همین صورت حیوانی به برزخ برود، میلیونها سال طول می‌کشد تا تحول صورت بگیرد. مثل در «رحم مادر» که در طول ۹ ماه جنین، یک بچه کامل می‌شود. این بخاطر قدرتی است که رحم مادر دارد. ولی وقتی به دنیا می‌آید، اگر یک بند انگشت کم داشته باشد، ۱۰۰ سال هم در دنیا باشد، دیگر نمی‌تواند آن بند انگشت را بسازد. چون دنیا توانش را ندارد. در آخرت نیز، نسبت به دنیا، حرکت خیلی کُند صورت می‌گیرد. برای همین است که تحول هم طول می‌کشد. بنابراین، آن چیزی که ما خیلی به آن احتیاج داریم، این است که اول قدرت و سرعت‌مان را در "شدن" بالا ببریم. این فوق‌العاده مهم است. برای اینکه این اتفاق بیفتد باید سبک باشیم. یعنی نگذاریم بخش‌های پایینی (جمادی، گیاهی، حیوانی و عقلی)  مزاحم ما باشند. باید سریع  بخش‌های فو‌ق عقلانی در ما شکل بگیرد تا بتوانیم قدرت بگیریم و به سمت آدم شدن حرکت کنیم. پس قدم اول، شروع آدم سازی است. بعد باید شروع به رشد و تغذیه‌اش کنیم. برای این هدف که او می‌خواهد به مقام خلیفة اللهی برسد؛ می‌خواهد مظهر همه اسم‌های خدا بشود؛ می‌خواهد به معصومین شبیه بشود و به مقام معصومین برسد. برای همین است که می‌گوییم: «وَاَسْئَلُهُ اَنْ یُبَلِّغَنِى الْمَقامَ الْمَحْمُودَ لَکُمْ عِنْدَاللهِ= از تو می خواهم مرا به مقام محمودی که شما در نزد خدا دارید، برسانید». حالا برای رسیدن به این هدف باید مسیری را طی کند. پرخوری، سبب تیرگی باطن انسانی می شود در این مسیر یکی از چیزهایی که به شدت به انسان آسیب می‌زند و نمی‌گذارد انسان باطن انسانی پیدا کند، و انسان به اهل بیت شبیه بشود، "پرخوری" است. یک موقع شما می‌گویی کسی مشروب بخورد، یک کسی قماربازی کند، گناه دارد؛ اما پرخوری از همه اینها بدتر است. البته در انواع گناهان کبیره در بخش اسراف، یک بخشش پرخوری است. ولی ما این را اصلاً گناه نمی‌دانیم. در حالی که ضررش بیشتر از بسیاری از گناهان کبیره است. اینکه انسان به پرخوری و پر بودن شکم عادت کند، بسیار به انسان آسیب می‌زند. گاهی یک شخص نه شراب می‌خورد، نه بی حجابی می‌کند. نمازش را می‌خواند و به وظائف دینی اش هم عمل می‌کند، فقط پرخور است. او به جائی نمی‌رسد. یک کسی هم می‌بینید 20 ـ 30 سال گناه کبیره می‌کند ولی پرخور نیست. بعدا که توبه می‌کند، مشکلاتش را هم می‌تواند حل کند. پس داستان روزه را خیلی ساده نگیریم. داستان روزه، حتی روزه‌های مستحبی، خیلی مهم و تاثیرگذارند. اگر روزه هم نگیرید، بدانید خالی بودن شکم و گرسنگی کشیدن، یک قدرت و یک کمال و یک فرصت است. اگر دو نفر را در نظر بگیرید که ضریب هوشی و توانایی‌هایشان مساوی است، آن که گرسنگی و کم‌خوری بیشتری دارد، در نهایت سرعتش به شدت در مباحث معنوی بالا می‌رود نسبت به آن که پرخوری دارد. می‌خواهم بگویم گرسنگی و روزه گرفتن، سرعت را زیاد می‌کند. به شرطها و شروطها. بعضی‌ها بلد نیستند از روزه استفاده کنند. مثلاً در روز عرفه که یکی از مهمترین روزهای سال برای جبران و آمرزش است، نقل است که مواظب باشید روزه‌اش خوب است به شرط اینکه به کارهای معرفتی دعا و ذکر شما لطمه نزند. در روایت داریم که بزرگان و اساتید درس‌هایشان را در این ماه سبک بگیرند و فشار علمی به افراد نیاورند. چون روزه‌اش واجب است. حتی از ماه رجب اساتید این تذکر را داده‌اند که فشارهای کاری، زندگی و فشارهای درسی تان کمتر بشود. مثلاً استاد کلاس‌هایش را کوتاهتر کند. پس خودتان را سبک کنید که آن اتفاقات مهم معرفتی بیفتد. ما نمی‌گوییم کسی زیاد روزه بگیرد، یا اینکه دوشنبه و پنج‌شنبه روزه بگیرد. اگر کسی بتواند بگیرد و توانایی داشته باشد، خیلی عالی است. اما بحث این است که گرسنگی و کم ‌غذایی خودش قدرت و سرعت و فرصت است. خودش رشد است. خودش انرژی فوق‌العاده‌ای را برای انسان ایجاد می‌کند. ما آدم­های زیادی داریم که ظرفیت‌های معنوی فوق‌العاده‌ای دارند و هوش و عقلشان زیاد است. درس علمی زیاد می‌خوانند؛ اما به این یک نکته دقت ندارند. برای همین است که ضربه می‌خورند و اصلاً هم متوجه نیستند از کجا ضربه می‌خورند. اگر کسی می‌خواهد بار سفر آخرت و ابدیت را ببندد، یکی از بهترین وسایل مورد نیاز و اسلحه‌هایش در مقابل نفس و شیطان، "گرسنگی" و "سبک شدن شکم" است. پرخوری، خوش فکری را از انسان می گیرد از وجود مقدس امیرالمؤمنین (علیه‌السّلام) روایت است: «مَنْ‏ زَادَ شِبَعُهُ‏ كَظَّتْهُ‏ الْبِطْنَةُ وَ مَنْ كَظَّتْهُ الْبِطْنَةُ حَجَبَتْهُ عَنِ الْفِطْنَة= هر کس زیاد سیر بشود، پرخوری او را سنگین می‌کند، و هر کس که پرخوری او را سنگین کند، حجاب برای خوش‌فکری و خوش‌فهمی می‌شود». آدم‌های سنگین و پرخور، قدرت تعقل و تیزهوشی ندارند. شما اگر گرسنه سر کلاس بیایید، نه گرسنه‌ای که دردتان بیاید؛ بلکه به این معنا که پرخور نباشید و شکم سبک باشد. اینطور که شد، یک چیزی از کلاس می‌فهمید. آدمی که خیلی خوب و قوی است، تیز و معنوی هست، اگر با پرخوری وارد کلاس و جلسه‌ای شود، با یک آدم ضعیف که کم‌خوری کرده، آن ضعیف بیشتر برداشت می‌کند تا آن آدم قدر و قوی و معنوی که پرخوری کرده. در نماز شب همین­طور است. در احیا همین­طور است. در ماه رمضان همین­طور است. در شب‌های قدر همین­طور است. کسی که در شب قدر پرخوری می­‌کند و می ­خواهد در احیا شرکت کند، احیایش مرده است. او اصلاً احیا ندارد. برای همین می بینید تندتند چرت می‌زند. ورق می‌زند تا ببیند چه موقع دعای جوشنش تمام می‌شود تا برود خانه سحری بخورد. یعنی او اصلاً نمی‌تواند با باطن ماه مبارک ارتباط بگیرد. نه با امام زمانش، نه با باطن‌های معنوی دیگر. همه برایش زحمت است. امیرالمومنین در نهج‌البلاغه فرمودند: «رُبَّ صائِمٍ لَیسَ لَهُ مِن صیامِهِ اِلاَّ الجُوعِ وَ الضَمان= چه بسیار روزه‌داری که از روزه‌اش هیچ بهره‌ای جز گرسنگی و تشنگی نمی‌برد». پس کسی که کار فکری دارد. مثلا می‌خواهد برای کنکور درس بخواند و امتحان دارد، مسابقه دارد. یا قرار است طرح و برنامه‌ای بریزد. می‌خواهد تصمیمی در زندگیش بگیرد. باید شکمش خالی باشد تا بتواند خوب تصمیم بگیرد. با شکم پر نمی‌تواند تصمیم بگیرد. چون خیلی از چیزها از ذهنش می‌پرد. حضرت امیر (علیه السّلام) در فرمایش دیگری فرمودند: «إِیَّاكَ وَ الْبِطْنَةَ فَمَنْ‏ لَزِمَهَا كَثُرَتْ‏ أَسْقَامُهُ وَ فَسُدَتْ أَحْلَامُهُ‏= از پرخورى بپرهیز كه هر كس پایبند آن شود، بیماری‌هایش زیاد مى‌گردد و خوابهاى پریشان مى‌بیند». چون می‌خواهی به سمت مقام محمود حرکت کنی، فقط شکم سنگین نیست که بدنت را سنگین می‌کند؛ بلکه روح‌ات را هم سنگین می‌کند. آدمی که شهوت شکم دارد و دائما پرخوری می‌کند، مریضی‌هایش زیاد می‌شود. اکثر سرطان‌ها و مرگ و میرها از زیاد خوردن است، نه از نخوردن. سکته‌های قلبی و مغزی، انواع قند و چربی که ما می‌گیریم، به خاطر این است که بد یا زیاد می‌خوریم. یک جامعه کم‌خور، جامعه‌ای است که مریضی در آن خیلی کم است. این هم چون در فهرست گناهان کبیره نیست، ما خیلی آن را جدی نمی‌گیریم. درحالی که تاریکی خیلی از گناهان را سر آدم می‌آورد. آدم پرخور که همیشه مواظب شکم و مزه و طعم است، به انواع گناهان آلوده می‌شود. از شهوت‌های جنسی بگیرید تا مشکلات اخلاقی، یعنی از فحشاهای ظاهری تا فحشاهای باطنی. کسی که شرط دارد که همیشه غذاهای فلان جور را بخورد، مجبور است برای رسیدن به این نوع غذاها امتیاز بدهد. یعنی باید از عمرش و شرافت و اخلاقش امتیاز بدهد تا همیشه سفره‌اش رنگی باشد. پرخوری، خوابها را هم خراب و فاسد می‌کند. مثلا شخص لیاقت دارد خواب امام زمان علیه‌السلام را ببیند؛ اما نمی‌تواند ببیند. می‌خواهد با فرشته‌ها و معصوم ارتباط بگیرد؛ اما شکم سیر که نفس را مشغول می‌کند، نمی‌تواند به رؤیت حضرت برسد و نمی‌تواند پرواز کند. برای همین است که خواب‌هایش خواب‌های پریشان و آلوده است. اگر هم خوابهای خوب ببیند، وسط‌هایش کلی چرت و پرت و چیزهای مسخره و بی معنی می‌بیند و خواب خوبش خراب می‌شود. چون یک جا نفسش را خراب کرده است. «خواب» چیزی است که به تو قدرت و انرژی می‌دهد و می‌تواند تو را خیلی جلو ببرد؛ اما تو با پرخوری، آن را فاسد می کنی و فرصت بهره‌برداری را از دست می‌دهی.. کسی که می‌خواهد از شب قدر استفاده کند و پرواز کند؛ اما با یک بی‌احتیاطی پرخوری می‌کند و سر سفره تا آنجایی که جا دارد می‌خورد. او دیگر نمی‌تواند رشد کند و تمام شب قدرش را کور می‌کند. اشک و حس ندارد. جوشن کبیر می‌خواند؛ اما با آن، هیچ حسی ندارد. پرخوری انواع دارد. مثلا پرخوری خیالی. شخص نشسته پای تلویزیون همه فیلم­ها را نگاه کرده، در گوشی تلفنش سرک کشیده و چیزهای مزخرف دیده، حالا می‌خواهد با این فیلم­ها در شب قدر به احیا برود. این که روحش را سنگین کرده، چطور می تواند از شب قدرش استفاده کند؟ درک شب قدر برایش معنایی ندارد. چون خیال این آدم سنگین است. منشأ قساوت دل و فساد بدن، پرخوری است «إِیَّاكُمْ وَ الْبِطْنَةَ فَإِنَّهَا مَقْسَاةٌ لِلْقَلْبِ مَكْسَلَةٌ عَنِ الصَّلاَةِ مَفْسَدةٌ لِلجَسَدِ= از پرخورى دورى كنید كه مایه قساوت دل، تنبلى در نماز و تباهىِ بدن است». قلبی که باید با خدا، با خانوادۀ آسمانی ارتباط بگیرد، با پرخوری کور و قسی می‌شود؛ بی‌رحم و بی‌عاطفه می‌شود. پرخوری، عشق‌های زمینی را هم خراب می‌کند. عواطف را خراب می‌کند. روابط زن و شوهر را خراب می‌کند. روابط پدر و فرزندی را خراب می‌کند. چون قساوت قلب می‌آورد. قلب هم که قساوت پیدا ‌کند، منشأ اختلافات، فتنه‌ها، حسادت‌ها، گرفتاری‌های زیاد برای انسان می شود. چقدر خانواده‌ها هستند که بر سر قضیه شکم به جان هم می‌افتند. تو 17 ساعت روزه گرفتی برای اینکه ملکۀ تسلط به نفس‌ات را ایجاد بکنی. این لذت دارد. آدم باید فکر بکند که من 17 ساعت روی نفسم کار کردم و بر آن غلبه کردم و حالا به قدرت و سلطنت رسیده ام. حالا موقع افطار می‌خواهد رانندگی بکند، انگار وحی منزل است که من حتماً باید موقع اذان سر سفره باشم. خدا از همه ما موقع افطار امتحان می‌گیرد. مثلاً مرد از راه رسیده و الان گرسنه‌اش است. ماه رمضان است و خانم می‌گوید غذا آماده نشده، چون برق رفته بود؛ یا گاز قطع شده بود؛ یا آب قطع شده بود، غذا نتوانستم درست کنم؛ یا غذا سوخت. یا هر چیزی که مربوط به شکم باشد، خراب شد. اگر این اتفاق ها افتاد و هیچ تأثیری در حالت ایجاد نکرد و گفتی فدای سرت؛ اشکال ندارد و مهم نیست. من بروم نمازم را بخوانم تا غذا آماده بشود. تعقیباتم را بخوانم؛ نماز عشایم را بخوانم تا غذا آماده بشود. این آدم بهشت ایجاد می‌کند، ولی کسی که بهم می‌ریزد، جهنم دارد. «مَكْسَلَةٌ عَنِ الصَّلاَةِ» یعنی پرخوری شبانه، باعث می‌شود نماز صبح‌هایت قضا ‌شود. کسی که نماز صبح نمی‌خواند، نمازهای دیگرش هم فایده‌ای برایش ندارد. مسجد می‌رود نماز اول وقت هم می‌خواند؛ اما پروازی ندارد. نماز مغرب و عشا می‌خواند؛ اما پرواز ندارد. نماز شب هم می‌خواند؛ ولی هیچ تحولی ندارد. ثواب هم به او می‌دهند. چون نماز می‌خواند؛ ولی فایده‌ای ندارد. چون نمی تواند رؤیتی، تمرکزی، حضور قلبی و ملاقات عاشقانه ای داشته باشد. «مَفْسَدَةٌ لِلْجَسَدِ» یعنی پرخوری بدن را فاسد می‌کند. همان طور که قند خون باعث می شود بعضی افراد چشم خود را از دست بدهند؛ یا پایشان را قطع کنند، پرخوری هم بدن را فاسد می‌‌کند. بدن هم که فاسد شد، روح دیگر نمی‌تواند کاری بکند. چون عمر و وقت و بودجه و انرژی تو باید صرف دکتر شود. قا/169 ماه رمضان/پرخوری   [1] . سوره مریم/ آیه 95.

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 10912
زمان انتشار: 14 می 2019
|
غرفه مؤسسه منتظران منجی در نمایشگاه قرآن

غرفه مؤسسه منتظران منجی در نمایشگاه قرآن

غرفه مؤسسه منتظران منجی (عج) در بیست و هفتمین نمایشگاه بین المللی قرآن کریم از 21 اردیبهشت لغایت 4 خرداد از ساعت 17 الی 24 دایر می‌باشد و تمامی آثار مکتوب و دیجیتال استاد محمد شجاعی تا 50 درصد تخفیف ارائه می‌گردد.

به همراه مشاوره رایگان و نشست های تخصصی مهدوی.

هر شب ساعت ۲۳ قرعه کشی مجموعه کامل آثار استاد به ارزش یک میلیون تومان برای ۱ نفر (هر ۱۰۰ هزار تومان خرید ۱ امتیاز)

نشانی: شبستان مصلی امام خمینی (ره)، بخش عترت، جنب ستون ۹۶

 

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 10911
زمان انتشار: 2 می 2020
| |
شرح دعای روز هشتم ماه مبارک رمضان+صوت

شرح دعای روز هشتم ماه مبارک رمضان+صوت

در دعای روز هشتم ماه مبارک رمضان آمده است: «خدایا در ماه رمضان مهرورزی نسبت به یتیمان را روزی‌ام گردان چرا که رحم کردن به یتیم با خلوص نیت قلب را جلا می‌دهد. خدایا روزی کن که من اطعام طعام کنم و افطاری دهم، اطعام طعام مخصوصاً به فقرا و مستحقان از کارهای بسیار نیکو است.»

بسم الله الرحمن الرحیم «اللهمّ ارْزُقنی فیهِ رحْمَةَ الأیتامِ و إطْعامِ الطّعامِ و إفْشاءِ السّلامِ و صُحْبَةِ الکِرامِ بِطَوْلِکَ یا ملجأ الآمِلین» «خدایا در این ماه، مهرورزی به ایتام، و خوراندن طعام، و آشکار کردن سلام، و همنشینی با اهل کرامت را نصیبم فرما، به عطایت ای پناهگاه آرزومندان.» آیت‌الله مجتهدی تهرانی در شرح «اَللّهُمَّ ارْزُقْنی فیهِ رَحْمَةَ الاْیتامِ» می‌گوید: خدایا در ماه رمضان مهرورزی نسبت به یتیمان را روزی‌ام گردان. اگر قلب ما زنگ بزند، از چه دوایی می‌توان برای رفع آن استفاده کرد. برای اینکار باید سحرها قرآن بخوانید تا قلبتان را جلا بدهید. همچنین جان انسان را استغفار سحر جلا می‌دهد و می‌توان با یتیم‌نوازی قلب را جلا داد. وی تاکید می‌کند: شخص ثروتمند تنها با دست کشیدن بر سر یتیم قلبش جلا پیدا نمی‌کند و باید یتیمان را از نظر مادی تأمین کند و مشکلات مالی آنها را برطرف کند. پس یادتان باشد که رحم کردن به یتیم با خلوص نیت قلب را جلا می‌دهد. این استاد برجسته اخلاق در شرح فراز «وَاِطْعامَ اْلطَّعامِ» می‌گوید: خدایا روزی کن که من اطعام طعام کنم و افطاری دهم. اطعام طعام مخصوصاً به فقرا و مستحقان از کارهای بسیار نیکو است. وی ادامه در شرح «وَاِفْشآءَ السَّلامِ» اظهار می‌کند: خدایا روزی کن با صدای بلند سلام کنم. برخی عارشان می‌شود که اول سلام کنند؛ اما هستند برخی که در سلام کردن با صدای بلند پیش‌دستی می‌کند. همچنین باید سلام را به درستی یعنی «سلامٌ علیکم» جواب داد و از بیان عبارت‌های دیگر مثل «سلام از ماست» جلوگیری کنیم. همچنین سلام کردن مستحب و جواب سلام دادن واجب است. آیت‌الله مجتهدی در شرح فراز «وَصُحْبَةَ الْکِرامِ» تصریح می‌کند: خدایا توفیق بده در ماه رمضان با افراد کریم و عالم و دانا و متدین همنشین شوم. خدایا توفیق بده که با نیکان رفیق شوم. کاری کنید که رفیقتان یک درجه از شما جلوتر باشد. یکی از رموز موفقیت من در زندگی اختیار کردن رفیق خوب بوده است. این استاد بزرگ اخلاق در پایان در شرح فراز پایانی دعای روز هشتم می‌گوید: «بِطَوْلِکَ» یعنی به حق انعامت چه قدر تو به ما نعمت دادی به حق نعمت‌هایی که به ما دادی این دعاها را درباره ما مستجاب کن، «یا مَلْجَاَ الاْمِلینَ» ای کسی که پناه آرومندانی. چهار چیزی که امروز باید به دنبال اجرای آن باشیم: 1) رحمت آوردن بر یتیمان 2) اطعام طعام 3) بلند سلام کردن 4) گفتگو با نیکان 

صوت

1 - شرح دعای روز هشتم ماه مبارک رمضان+صوت

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 10909
زمان انتشار: 18 اوت 2019
| |
انسان در بسیاری از امور، با جماد، گیاه و حیوان مشترک است

مهندسی فرهنگی، جلسه 5: 92/08/01

انسان در بسیاری از امور، با جماد، گیاه و حیوان مشترک است

انسان دارای بخش‌های جمادی، گیاهی، حیوانی و انسانی است. انسان در یک بخش از وجودش جسم و ماده است؛ و در بخش دیگر، گیاه است و در بخش دیگر حیوان است. یعنی انسان مثل جمادات جسم دارد، مثل گیاه رشد می‌کند و زیبایی و لطافت دارد و مثل حیوانات تغذیه و تولید مثل می‌کند و قدرت بدنی، دارد. اما خداوند فقط انسان را در بین همه موجودات، کامل آفریده است؛ پس باید ببینیم که کمال انسان در چیست. انسان از آن جهت که غریزه دارد، ازدواج می‌کند، عواطف و قوه غضبیه دارد. (قوه غضبیه= قوه دفاع از حریم خود، خانواده، همنوعان و غیرهمنوعان در مقابل خطرات و آسیب‌ها می‌باشد). انسان جامعه مدنی تشکیل می‌دهد و به همنوعان و غیرهمنوعان خود خدمت می‌کند و در این امور با حیوانات مشترک بوده و دارای کمالات حیوانی است. جامدات، گیاهان، حیوانات و انسان ها همه تسبیح خداوند را می‌گویند از آیات قرآن و روایات چنین برمی‌آید که انسان تنها موجود تسبیح‌گوی جهان آفرینش نیست. بلکه همه‌ی آفریده‌های خداوند تبارک و تعالی مشغول تسبیح و تقدیس او هستند. قرآن می‌فرماید« أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ یُسَبِّحُ لَهُ مَنْ فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالطَّیْرُ صَافَّاتٍ كُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلَاتَهُ وَتَسْبِیحَهُ وَاللَّهُ عَلِیمٌ بِمَا یَفْعَلُونَ = آیا ندیدی كه برای خدا تسبیح می‌‏كنند تمام آنان كه در آسمان‌ها و زمین اند و همچنین پرندگان به هنگامی كه بر فراز آسمان بال گسترده‏ اند، هر یك از آنها نماز و تسبیح خود را می‏‌داند، و خداوند به آنچه انجام می‌‏دهند عالم است. (نور/41)» حیوانات هم اهل ذکر، عبادت و تسبیح خداوند هستند. برتری های حیوانات نسبت به انسان و بهشت و حقوق آنها بعضی از حیوانات نسبت به برخی از انسان‌ها برتری دارند و به همین خاطر برخی حیوانات به خاطر اعمالشان به بهشت می‌روند و بعضی انسانها که حقوق حیوانات را رعایت نمی‌کنند، به جهنم می‌روند. استاد شجاعی با بیان این مطلب می‌افزاید: پیغمبر صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمود: «رُبَّ مَرکوبٍ خَیرٌ مِن راکِبِه لِاَنَّهُ اَکثَرُ ذِکراً مِنه = چه بسیار مرکبی که از راکب خودش بهتر هست، زیرا بیشتر از راکبش یاد خدا می‌کند». چه بسیار الاغ‌ها و اسب‌ها و شترهایی که از انسان برترند و به خدا نزدیکتر از انسان هستند و به بهشت می‌روند؛ اما بسیاری از انسان‌ها به بهشت نمی‌روند؛ چون ذاکر خدا نیستند؛ اهل نماز نیستند. در قیامت همین انسان‌ها هستند که این آیه شریفه را بر زبان می‌آورند که: «یا لیتنی کنت ترابا= ای کاش خاک بودم». برخی حیوانات در خدمت به غیرهمنوعان خود، خالص‌تر از انسان هستند. زیرا انسان از کمک به غیرهمنوع، منافع خود را در نظر می‌گیرد. مثلاً میلیاردها تومان هزینه‌ای که صرف دامداری و رسیدگی به امور حیوانات و حفظ نسل آنها می‌کند، به نفع خودش و به خاطر حفظ اکوسیستمی است که خود در آن زندگی می‌کند. اما وقتی یک گرگ به بچه انسان شیر می‌دهد و او را بزرگ می‌کند، یا یک سگ، گربه‌ای را پناه می‌دهد و ...این کارها را از روی عواطف و صفای خودش انجام می‌دهد و طمعی ندارند. حیوانات دارای چنین ویژگی‌هایی هستند و به همین دلیل، به بهشت راه پیدا می‌کنند. برخلاف خیلی از انسانها که خود را از رفتن به بهشت محروم می‌کنند. پیغمبر صلی‌الله‌علیه‌وآله می‌فرماید: «چه بسا یک انسان به خاطر توهین یا اذیت و آزار و عدم رعایت حقوق یک گربه، به جهنم برود». راوی می‌گوید: «دیدم امام معصوم ع یک لقمه خودش می‌خورد و یک لقمه به سگی می‌داد. به ایشان گفتم آقا همه غذایتان را دادید و چیزی به خودتان نرسید. فرمود: من حیا می‌کنم از این که ذی­روحی مرا نگاه کند و من تنها غذا بخورم». حیوانات چون روح دارند، شخصیت و احترام هم دارند. در روایت است که حق ندارید حیوانی را کتک بزنید یا به صورت آنها بزنید؛ یا باری بیش از حد لازم، روی حیوان بارکش بگذارید. وقتی سوار حیوان هستید، در یک جا نایستید، چون حیوان خسته می‌شود؛ وقتی که به محلی رسیدید و توقف کردید، اول غذای حیوانتان را بدهید و بعد خودتان غذا بخورید. قوانین زیادی در اسلام هست که بطور مفصل حقوق حیوانات را توضیح می‌دهد. تشکیل «جامعه مدنی» یک ویژگی «حیوانی» است، نه ویژگی «انسانی» برخی افراد فکر می‌کنند که تشکیل جامعه مدنی، یک ویژگی انسانی بوده و ناشی از بخش ارزشهای «انسانی» ما است؛ حال آن که حیوانات نیز جامعه مدنی تشکیل می‌دهند و گاه نظم آنها بهتر و دقیق‌تر از انسان هاست. در تعریفی از انسان گفته می‌شود که انسان موجودی است اجتماعی یا «مدنیٌ بالطبع»  و نه «مدنیٌ بالفطره». این «طبع» یعنی «بخش حیوانی» انسان. یعنی فقط بخش طبیعی و حیوانی ما جامعه مدنی تشکیل می‌دهد. بنا بر این، تشکیل جامعه مدنی، یک «خصوصیت انسانی» محسوب نمی‌شود، بلکه فقط یک «کمال حیوانی» است، زیرا حیوانات هم جامعه مدنی دارند. آنها نیز مانند انسانها در جوامع شان سازمان دارند، ریاستِ گروه، قوانین و فرهنگ شغلی و مسوولیتی و رشد اجتماعی دارند. مثل زنبورهای عسل که سرباز، نگهبان و بازرس دارند و اگر زنبوری تخلف کند، بازرسی‌اش می‌کنند. حیوان هم اختیار دارد و می‌تواند تخلف کند، مثلاً یک زنبور می‌تواند روی گیاه بدبو بنشیند، یا اصلاً کار نکند، زنبورِ مأمور این را می‌فهمد و او را مجازات یا نابودش می‌کند. پس تشکیل زندگی اجتماعی، قوانین زندگی اجتماعی، تخلف از قانون، جریمه، جزا و سیستم قضایی و همه اینها در حیوانات هم وجود دارد. حتی «ریاست» که در جامعه مدنی به عنوان یک مقام اجتماعی است، جزء کمالات حیوانی است. نمی‌شود گفت انسانی که در مقام ریاست است، انسان‌تر از کسانی است که کارمند و زیردست او هستند. هیچ فطرتی این را قبول نمی‌کند. برخی حیوانات برتر از انسان هستند و به بهشت می‌روند برخی حیوانات در طی کردن مسیر زندگی شان به بهشت می‌روند، اما برخی انسانها به خاطر اعمالشان به جهنم می روند. حیوانات عاطفه دارند، غیرت ناموسی دارند، حیا دارند، روابط جنسی‌شان علی‌القاعده در خفا صورت می‌گیرد. دفع ادرار و مدفوع شان مخفی است. حیوانات قابلیت تربیت دارند. اما تربیت‌شان به صورت محدود امکان‌پذیر است. حیوانات می‌توانند دست از خصوصیات بد خودشان بردارند و تربیت بپذیرند. انسان می‌تواند حیوان وحشی را یک طوری تربیت کند که دست از توحش خود بردارد. یک حیوان وحشی مثل شیر یا پلنگ به خاطر محبت و رفاقتی که بین او و یک موجود دیگر برقرار می‌شود، می‌تواند روی غریزه خودش تسلط پیدا کرده و توحش را کنار بگذارد. حیوانات برخلاف آن چیزی که خیلی‌ها تصور می‌کنند، دارای فهم، شعور، عقلانیت و اختیار هستند و اینها را متأسفانه فقط و فقط جزء تعریف انسان آورده‌اند. روز قیامت که حیوانات محشور می‌شوند «و اذا الوحوش حشرت = و هنگامی که وحوش حشر می‌شوند»، آن‌گاه حیوانات می‌توانند از انسان شکایت کنند که خدایا من در خانه این شخص گرسنه بودم، من مُردم از آزارهای او ، باردار بودم، نتوانستم غذا بخورم، بچه‌­ام سقط شد، و ... حقوق جمادات و گیاهان را هم باید رعایت کنیم از آنجا که همه موجودات، اعم از جامدات، گیاهان، حیوانات و انسان‌ها روح دارند، در نگاه اسلام همه آنها احترام و حقوق دارند. سنگریزه‌ای که در دست پیامبر اکرم بود، حضرت فرمود: من تسبیح این سنگریزه را درک می‌کنم. «ان من شیء الا یسبح بحمده، ولیکن لا تفقهون تسبیحهم= همه چیز تسبیح خدا را می‌کنند، اما شما تسبیح‌شان را درک نمی‌کنید». برای همین است که معصوم ع فرمود: «وقتی به یک گیاه آب می‌دهید، مثل این است که به یک مؤمن آب می‌دهید».پس باید احترام جمادات را نیز رعایت کنیم. جماداتی که اطراف ما هستند، همه شعور دارند، حس دارند، می‌فهمند و درک می‌کنند. با همین درکی که دارند، خدا را تسبیح می‌کنند. پس باید حرمت لباس، اتومبیل، موتور و ... را رعایت کنیم. با چنین درکی بود که پیغمبر اکرم برای عصا و سایر ملزومات‌شان که فقط شی بودند، اسم گذاشته بودند. اینها برای این است که این اشیاء درک دارند. مثلا «ستون حنانه» که پیامبر اکرم به آن تکیه می‌داد، می‌فهمد که چه کسی به او تکیه داده است؛ درک می‌کند که آیا یک آدم فاسق به او تکیه داده یا یک فرد مؤمن. ستون حنانه درک می‌کند موجودی که به او تکیه داده،  به خدایی که این جامد او را تسبیح می‌کند، شبیه­‌تر است و همین تکیه دادن آدم مومن، برایش لذت­بخش است. «سخنگو بودن انسان» برتری بر حیوانات محسوب نمی‌شود بعضی‌ها انسان را «حیوان ناطق» نامیده‌اند. یعنی «حیوانِ‌ سخنگو». اما می‌بینیم که حیوانات هم سخن می‌گویند و فرهنگ ویژه‌ی خود را دارند. در قرآن از منطق‌­الطیر سخن گفته شده است که پرنده‌­ها با انبیاء صحبت می‌کردند. گاهی اوقات در تعریف «انسان ناطق» گفته شده که «ناطق» یعنی «عاقل»؛ و این را به عنوان برتری دیگری بر حیوانات برشمرده اند. در حالی که حیوانات نیز سخن می‌گویند و عقل دارند، جن ها، فرشته‌­ها هم عقل دارند، اگر بگویید عقل به معنای «ادراک کلیات»، یعنی «هوش» که آنها هم با هوش هستند. تجربه دارند، درک می‌کنند. هوش‌شان را به کار می‌گیرند، فریب دادن دارند، حمله و نقشه‌­ریزی دارند. حضرت سلیمان ع به هدهد می‌گوید: «مبادا به من دروغ بگویی، چون بررسی می کنم.» این بدین معناست که حیوانات هم می‌توانند دروغ بگویند، کلک بزنند و سر پیغمبر را کلاه بگذارند. قرآن می‌فرماید:«حَتَّى إِذَا أَتَوْا عَلَى وَادِ النَّمْلِ قَالَتْ نَمْلَةٌ یَا أَیُّهَا النَّمْلُ ادْخُلُوا مَسَاكِنَكُمْ لَا یَحْطِمَنَّكُمْ سُلَیْمَانُ وَجُنُودُهُ وَهُمْ لَا یَشْعُرُونَ = تا به سرزمین مورچگان رسیدند، مورچه‏ ای گفت: ای مورچگان! به لانه‏ های خود بروید تا سلیمان و لشكرش شما را پایمال نكنند در حالی كه نمی‏فهمند! (نمل/ 18)». حیوانات شخصیت‌های بزرگ و برجسته‌­ای هستند. ما اصلاً شناختی نسبت به حیوانات نداریم. حتی این که می‌گویند: انسان موجودی است که مصالح را از مفاسد تشخیص می‌دهد نیز، برای انسان برتری نسبت به سایر موجودات محسوب نمی شود. زیرا امروزه با مطالعه روی زندگی جانوران، ثابت شده که حیوانات هم می‌توانند مفسده را تشخیص دهند. جن‌ها و کاملتر از آنها فرشته‌ها هستند. پس این هم برتری مهمی نسبت به انسان نیست. این گونه قوه هایی که انسان دارد، سایر موجودات هم دارند. خصوصیت انسان در چیست که او را از سایر مخلوقات متمایز می سازد؟ باتوجه به مطالبی که گفته شد، این سؤال ایجاد می‌شود که: «اشرف مخلوقات» بودن انسان به چیست؟ چه چیزی در وجود انسان هست که بقیه موجودات فاقد آن هستند؟ این که خداوند می‌فرماید: «هُوَ الَّذِی خَلَقَ لَكُمْ مَا فِی الْأَرْضِ جَمِیعًا = او خدائی است كه همه آنچه (از نعمتها) در زمین وجود دارد، برای شما(انسان) آفریده. (بقره/ 29)»؛ و این که هدف از خلقت همه موجودات انسان بوده و همه چیز برای انسان خلق شده، به این معنی است که همه چیز پایین تر از انسان است. بنابراین باید به مهمترین ویژگی که انسان را برتر از سایر موجودات کرده توجه کنیم. این خصوصیت انسان که او را از سایر موجودات متمایز و برتر از آنان کرده و به او امکان «جامعیت» داده است، در بخش فوق عقلانی او قرار دارد. «جامعیت» یعنی انسان موجودی است که همه بخش‌های موجودات پایین‌تر از خود را دارد، اما علاوه بر آن چه که سایر موجودات دارند، انسان حامل «نفخه‌ی الهی» نیز می‌باشد. انسان به واسطه داشتن این روح الهی، قابلیت شبیه شدن به خدا را دارد. در میان همه موجودات، این فقط انسان است که لایق گفتن شعار «لا اله الا الله» با ویژگی‌های انسانی می‌باشد. انبیاء برای انسان این شعار را آوردند که تو معشوق و دلبری غیر از الله نداری؛ یعنی کمالِ مطلق و بی‌نهایتِ انسان در عشقِ به بی نهایت معنا پیدا می‌کند. انسان برخلاف همه موجودات، حتی فرشته‌ها و جن ها، تنها موجودی است که قابلیت «تربیت نامحدود الهی» را دارد. انسان می‌تواند شبیه الله شود و به الله عشق بورزد. عشق به الله، عشقی است که انسان را مانند خداوند بی‌نهایت می‌کند و انسان تمام کمالات خداوند را که در «اسماء الله» تجلی یافته است را می‌تواند جذب کند. این عشق الهی برخلاف عشق‌های دنیایی است که صرفاً در کنار معشوق بودن، برای عاشق کافی است و کمالی از معشوق را دریافت نمی‌کند. در آیات و روایات از «خداگونگی» و «شبیه خدا شدن» زیاد صحبت شده است. این که می‌گوییم انسان در تشبه به الله مثلِ خداوند بی‌نهایت شده و «مَثَل اعلی»‌ی خداوند می‌شود، منظور بی‌نهایتِ ظهوری است، نه بی‌نهایتِ ذاتی. پس این شبهه ایجاد نشود که چرا دو تا بی نهایت به وجود آمد؟ ما یک بی نهایت ذاتی داریم که فقط الله است و بقیه بی نهایت‌ها مثل ما جزء بی نهایت ظهوری هستند و این گونه بی نهایت شدن انسان، با بی نهایتی خداوند تزاحمی ندارد. در آینده وقتی که بخش «روابط با مردم» را توضیح می‌دهیم، می رسیم به این جا که «ما بی نهایت هایی هستیم که کنار هم قرار گرفته ایم و چقدر زیبا با هم زندگی می‌کنیم» این یک مسئله ی بسیار مهمی است. واقعاً چگونه این موضوع قابل حل و هضم است؟ درباره ی آن باید زیاد فکر کرد. پس گفتیم که انسان در «لا اله الا الله= هیچ معشوق و دلبری نیست جز الله» معنا پیدا می‌کند. «لا اله الا الله» حقیقت انسان است. پیامبر ص فرمود: «ما قُلتُ و لا قالَ القائِلونَ قَبلی مِثلَ لا إلهَ إلَا اللّه ُ = نه من و نه کسی قبل از من، سخنی مانند لا اله الا الله نگفته است». ذات بی‌نهایت طلب انسان، طوری است که اگر کره زمین را هم داشته باشد، باز هم کرات دیگر را برای خودش می‌خواهد. انسان حد یقف و ایست ندارد. نمی‌خواهد یک جا محدود شود. این خصوصیتی است که خدا در وجود انسان گذاشته است. از این خصوصیت، خیلی درس‌ها می‌شود گرفت. یکی این که ذات انسان، «متحرک» و «سالک» آفریده شده و انسان ذاتاً سیر الی الله دارد. برای همین بود که امام ره فرمود: «رییس جمهور آمریکا هم عاشق خداست». او هم بی‌نهایت طلب است. اما در زمین دنبال آن می‌گردد. کسی که اهل معرفت است، می‌فهمد، آن چیزی که انسان بی نهایت طلب دنبالش می‌گردد، در زمین نیست، بلکه در وجود خودش است. شاعر چه زیبا همین را گفته است: «سالها دل طلب جام جم از ما می کرد/ آن چه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد» با همین توضیحات است که ما می‌گوییم : «اگر در مهندسی فرهنگی، انسان را به الله نرسانید، هر چه قدر به او لطف کنید و او قویتر شود، وحشی­تر و متجاوزتر می‌شود. زیرا این قدرت بی‌نهایت­‌طلبیِ که در وجود انسان است می‌تواند او را رشد داده و به کمال برساند. حال ببینیم چه ضرر بزرگی می کند انسانی که می‌تواند به چنین خداگونگی برسد، به جای این که با جفت خود (الله) پیوند بخورد تا به آرامش برسد، برود و با بخش‌های پایینی وجود انسان (گیاهی و حیوانی) پیوند بخورد؛ او هرگز به آرامش نمی‌رسد. قرآن می‌فرماید: «أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ= همانا با یاد خدا دلها آرام می گیرد. (رعد/28)» نکته اساسی در این بحث این است که «منابع زمین محدود است و نمی‌تواند حس بی‌نهایت‌­طلبیِ انسان را ارضا کند؛ به همین دلیل است که انسانی که در مسیر زندگیش در تله‌ی عشق‌ها و تنوع طلبی‌های زمینی قرار می‌گیرد، در آخر کار، می‌یابد که این مسیر، حاصلی جز دل زدگی نداشته است». چنین عشق هایی، یا «حسی» هستند که زود بریده می‌شوند؛ و یا «خیالی و وهمی» هستند که مدتی بیشتر طول می‌کشد تا بریده شود؛ و یا «عقلی» هستند که دوامش کمی بیشتر از دو تای قبلی است؛ اما در این میان، تنها عشق به الله است که جاودانه می ماند. انسان فقط با خدا معنا می گیرد در بین همه موجودات، فقط انسان است می‌تواند موجودی کامل و عاشق باشد و معشوقش هم خدا است. وقتی انسان معشوق حقیقی خود را شناخت و بخش فوق عقلانی‌اش فعال شد و از شناخت خودش به الله رسید، خود به خود صفات معشوق را نیز شهود می‌کند و پی می‌برد به این که  اللهِ مطلقِ بی نهایت، «سبحان» هم هست. «سبحان» یعنی خداوند از هرگونه ضعف، نقص، اشتباه، جهل، کوتاهی و قصور مبرا است. چنین انسانی وقتی در نمازش سبحان الله می‌گوید، درک و لذتی از نمازش می برد که دیگران از آن محروم هستند. وقتی که می‌گوید: الله «صمد» است. می‌فهممد که امکان ندارد خدا به کسی ظلم کند. برای همین است که فرمودند: «إِنَّمَا یَحْتَاجُ إِلَى الظُّلْمِ الضَّعِیفُ = آن كسی كه ضعیف است، احتیاج دارد به این‌كه ظلم كند.» ضعیف محتاج به ظلم است. اما خدا که ضعیف نیست؛ قوی مطلق است، پس ظلم نمی‌کند. با فعال شدن بخش «فوق عقلانی»، خودِ انسان «الحمدلله» را درک می‌کند و می‌فهمد که هر کمالی از آنِ خدا است. کسی که الحمدلله را شهود کند، حسود نمی‌شود. ما می‌توانیم صفات «رحمان»، «رحیم»، «حیّ»، «عطوف»، «رئوف»، «علیم» و همه‌ی اسماء الهی را درک کنیم، زیرا همه را از خدا گرفته‌ایم. در ما مهربانی هست، اکرام هست، عفو و گذشت و....هست. هر چیزی را نگاه کنید، پر از اسم است. از یک اتم، مولکول می‌شود، ده ها اسم از الله استخراج کرد. علی علیه‌السلام می‌فرماید:«وَ بِاَسمائِکَ الَّتی مَلَئَت اَرکانَ کُلِّ شَیء = و قسم به اسم هایت که ارکان هر چیزی را پر نموده». فقط یک معصوم می‌تواند این را توصیف کند، زیرا خودش به کل شیء احاطه دارد. خدا یک ذات است که با جلوه‌های بی‌نهایت، دائماً ظهور می‌کند. خدا هیچ وقت از حرکت باز نمی‌ایستد. حرکت خداوند «حرکت ربوبی» و پروردگاری است. قرآن می‌گوید: «كُلَّ یَوْمٍ هُوَ فِی شَأْنٍ= خداوند هر روز در شأن و کارى است. (رحمن/29)» هر لحظه در حال ظهور است. خدا رحمت کند امام را که فرمود: «مرکز کار و منشأ کار، خدا است.» خدا کارگرترین موجود است. الله یک لحظه هم بیکار نیست. خدایی را که در برخی کتاب‌ها معرفی کردند، یک الله ساکن و بی‌حرکت است و با خدایی که قرآن معرفی می‌کند، متفاوت است. اللهِ قرآن «رفیق» است، به بنده‌اش می‌گوید با من عهد ببند و به من کمک کن. «یَآ أَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ إِن تَنصُرُواْ اللَّهَ یَنصُرْكُمْ وَ یُثَبِّتْ أَقْدَامَكُمْ = اى كسانى كه ایمان آورده اید! اگر خدا را یارى كنید، شما را یارى مى كند و گام هایتان را استوار مى سازد. (محمد/7)». الله آن قدر بزرگ است که می‌گوید به من قرض بدهید. با بنده‌­اش «رفیق» است، «حبیب» است، «شفیق» است، «انیس» و «مونس» است. خدا می آید کنارت تا تو را تربیت کند. یک لحظه الله از تو جدا نیست: «وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ یَحُولُ بَیْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ = بدانید که خداوند حایل است بین انسان و قلبش ﴿انفال۲۴﴾». خداوند با تو زندگی می‌کند و عاشق تو می‌شود. معصوم ع فرمود: «من طلبنی وجدنی.....و من عشقنی عشقته= هرکس مرا بطلبد، مرا می‌یابد و ...هرکس عاشقم شود، عاشقش می‌شوم». معصوم ع فرمود: خداوند می‌فرماید چرا وقتی مریض شدم، به عیادتم نیامدی؟» پرسیدند مگر خدا مریض می شود؟ فرمود: وقتی که مومنی مریض می‌شود، انگار خدا مریض شده، پس باید به عیادتش رفت. خدا غصه می‌خورد و جهاد می‌کند: «وَ ما رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَ لکِنَّ اللَّهَ رَمی‏= هنگامى که ریگ ها را به سوى آنان انداختى، در حقیقت تو نینداختى، بلکه خدا انداخت. (انفال/17)». در جهاد، خدا با تو است؛ حتی در همسرداری، بچه‌­داری، اقتصاد، سیاست و همه امور کنار تو است. به قول امام خمینی ره : «ان الله معنا= خدا با ماست». موقعی که نطفه بودی با تو بوده. «هُوَ الَّذِی یُصَوِّرُكُمْ فِی الْأَرْحَامِ كَیْفَ یَشَاءُ، لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْعَزِیزُ الْحَكِیمُ= خداست آن که صورت شما را در رحم مادران می‌نگارد، هر گونه اراده کند. خدایی جز آن ذات یکتا نیست که (به هر چیز) توانا و داناست. (آل عمران/6)». امام حسین ع در دعای عرفه­ می‌فرماید: «خدایا در آن تاریکی‌های سه گانه رحم، تو همیشه یاد من بودی، سپس مرا به دنیا آوردی، تربیتم کردی، بزرگم کردی؛ یکی از لطف‌هایی که به من کردی این بود که مرا در زمان پیغمبر متولد کردی.» درحالی که خداوند پیوسته با ما زندگی می‌کند، متأسفانه برخی از ما وقت نداریم با الله زندگی کنیم. انگار که ما حرفی با این الله که هر لحظه با ما است، نداریم. با زندگی کردن به این شیوه، ما ناکام و تشنه از دنیا می‌رویم. پیامبر فرمود: «کُلُّ اَحَدٍ یَموتُ عَطشان، اِلاّ ذاکِرَ الله = همه مردم تشنه از دنیا می‌روند، مگر کسی که الله را یاد می‌کند». کتاب «مهندسی فرهنگی‌» از سری کتاب های بیان

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 10908
زمان انتشار: 13 می 2019
|
عرضه کلیه آثار استاد شجاعی تا 50درصد تخفیف

عرضه کلیه آثار استاد شجاعی تا 50درصد تخفیف

به مناسبت فرارسیدن ماه مبارک رمضان عرضه کلیه آثار استاد شجاعی تا 50 درصد تخفیف شروع شد که تا پایان ماه مبارک رمضان ادامه دارد. 

برای خرید این آثار از فروشگاه اینترنتی منتظران منجی به آدرس  https://www.montazerstore.ir اقدام فرمایید.

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 10907
زمان انتشار: 12 می 2019
|
مباحث استاد شجاعی در رشت

مباحث استاد شجاعی در رشت

سخنرانی استاد محمد شجاعی با موضوع «آمادگی برای درک فضیلت شب قدر» یکشنبه 22 اردیبهشت ساعت 16 الی 17 در شهر رشت برگزار می‌گردد.

مکان: سالن موسسه ‍پزشکی مهر، بلوار شهید انصاری، خیابان ارشاد

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 10905
زمان انتشار: 11 می 2019
| | |
بنده‌ حقیر به شما افتخار می‌کنم

بنده‌ حقیر به شما افتخار می‌کنم

فیلم

1 - بنده‌ حقیر به شما افتخار می‌کنم

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 10903
زمان انتشار: 11 می 2019
|
کلاس پنجشنبه استاد شجاعی در شهر ری

کلاس پنجشنبه استاد شجاعی در شهر ری

جلسات استاد شجاعی پنجشنبه 26 اردیبهشت 98 ساعت 17:30 الی 18:30 (یک کلاس) با موضوع ماه مبارک رمضان در شهر ری حسینیه قرائت قرآن برگزار می گردد.

پنجشنبه های ماه مبارک رمضان، فقط یک کلاس در شهر ری برگزار می‌گردد.

این جلسات به صورت زنده از سایت montazer.tv پخش می گردد.

نشانی: شهر ری، خیابان قم، انتهای خیابان آستانه، محوطه پارکینگ حرم، حسینیه قرائت قرآن (أثنی عشری)

آرشیو مباحث استاد شجاعی

فروشگاه آنلاین با محصولات ناب

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 10902
زمان انتشار: 9 می 2019
| | |
ماه رمضان فصل عاشقی

ماه رمضان فصل عاشقی

آرشیو مباحث استاد شجاعی فروشگاه آنلاین با محصولات ناب  آرشیو مطالب ماه رمضان

فیلم

1 - ماه رمضان فصل عاشقی

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 10901
زمان انتشار: 9 می 2019
| |
علت واجب شدن روزه در کلام امام حسین علیه‌السلام

علت واجب شدن روزه در کلام امام حسین علیه‌السلام

کسی از امام حسین(علیه السلام) پرسید، خداوند چرا روزه را واجب کرده است؟ فرمود:

لِیَجِدَ الغَنِیُّ مَسَّ الجوعِ فَیَعودَ بِالفَضلِ عَلَی المَساکینِ [1]= برای اینکه ثروتمند، رنج گرسنگی را بچشد و از فزونی مالش بر بینوایان کمک کند.

شرح حدیث:

حضرت یوسف، چند سالی در زندان ماند، تا رنج اسارت و حبس را بفهمد و چون به حکومت رسید، کسی را بی گناه به زندان نیفکند. روزه که از واجبات الهی است، علاوه بر آثار و برکات فراوان و سازندگی برای خود روزه دار، این اثر را هم دارد که رنج گرسنگی را بچشد و درد گرسنگان را بفهمد، تا از آنچه خداوند به او نعمت و مکنت داده است، به همنوعان فقیر کمک کند. روزه یعنی همدلی با محنت و فقر فقیران/ روزه یعنی آشنایی با غم مسکین و رنج بینوایان خداوند، در اموال اغنیا، سهمی برای محرومان قرار داده است.(ذاریات، 19: «وَ فِی أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ لِلسّائِلِ وَ الْمَحْرُومِ‌».) در خمس و زکات هم، بخشی به فقرا داده می شود. زکاتِ فطره و صدقات دیگر هم کمک به همنوعان تهیدست است. آنچه آدمی را عطوف می سازد و به همدلی با رنج کشیدگان وامی دارد، درک و لمس ناراحتیها و غمهای آنان است. کسی که روزه دار است، با آنکه در خانه غذا و آب و میوه دارد، به فرمان خداوند از آنها استفاده نمی کند و گرسنگی و تشنگی را تا لحظه ی افطار تحمّل می کند. ولی آنان که در طول سال به خاطر مسکنت و فقر، نمی توانند از خوردنیها و نوشیدنیهای مطلوب استفاده کنند، چه می کنند و چه می کشند؟ تا ثروتمندان، دردِ فقرا را لمس نکنند، عواطف و حسّ نوع دوستی آنان تحریک نمی شود تا به آنان هم کمک کنند. شرط مسلمانی، مواسات و برادری با مسلمانان، حتی با انسانهاست. در غم و شادی و راحت و رنج محرومان شریک باشیم. منبع: حکمت های حسینی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام حسین علیه السلام)، جواد محدثی. [1] . مناقب، ج4، ص68

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed