www.montazer.ir
شنبه 13 ژوئن 2026

خانواده آسمانی - مورخ ۹۴.۰۱.۲۰ - جلسه ۳۵6

همه ی انسان ها را براساس خانواده ی آسمانیتان دوست داشته باشید تا فساد، فقر و غم ها از جامعه بیرون برود.

انسان نباید با گناهکارها با خشونت، تحقیر برخورد کند؛ زیرا محب اهل بیت حتی اگر گناه زیاد کرده باشد تنها یک پا

پیش روی صراط لغزیده و پای دیگرش روی صراط است.

طبق آموزهای اهل بیت، انسان حق ندارد بدی های دیگران را ببیند؛ بلکه باید خوبی ها را دیده و با نقاط قوت آن­ها زندگی کند؛ زیرا محاسن انسان ها از ضعف آن­ها بیشتر است.

شناسه مطلب: 3379
زمان انتشار: 16 اوت 2015
| |
یادگیری این علم حسنه است

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

یادگیری این علم حسنه است

«بالعلم يُطاع الله ـ به‌وسيله علم، خدا اطاعت می شود.» وگرنه انسان نمی داند چگونه خدا را اطاعت كند. برای همين است كه حضرت فرمود: «رُبَّ متنسكٍ و ليس له دين ـ چه بسيار اهل عبادتی كه دين ندارد.» چون از روی علم عبادت نكرده است.

ارزش‌های علم به آخرت ـ امام علی ( علیه السلام )فرمود: «رأس الفضائل العلم ـ رأس همه فضیلت‌ها علم آخرتی است.» در روایت دیگر فرمود: «العلم حجاب من الآفات ـ علم مانع آفت‌ها است.» ـ‌ پیامبر(صل الله وعلیه وآله)فرمود: دلی كه در آن حكمت نیست، مثل خانه‌ی خراب است. حكمت یعنی تعالیم انبیا. ـ حكمت كه قلب را آباد و روح را روشن می كند، در هر سنی انسان را جوان نگه می دارد، اما قطع آن، پیری و شكستگی می آورد. ـ خداوند قبل از اخذ تعهد از جاهل برای یادگیری علم دین، از عالم تعهد گرفته كه به جاهل یاد دهد. ـ قلب چون ماهیتش مادی نیست، با گذشت زمان، پیر و ضعیف نمی شود، بلكه قدرتمند می شود. ـ آنچه یاد می گیریم باید به دیگران یاد بدهیم. ـ به ما دستور داده‌اند كه: «تفقهوا ـ دنبال فهم عمیق دین باشید و در سطوح دین متوقف نشوید.» ـ طلب العلم فریضه علی كل مسلم ـ یاد گرفتن علم دین بر هر مسلمان واجب است[2]. (این جدا از عمل است.) ـ امام صادق(علیه السلام)فرمود: دوست ندارم جوانی از شما را جز در دو حال ببینم كه روزش را آغاز می كند: یا عالم باشد و یا در حال یادگیری علم. ـ حضرت علی (علیه السلام)فرمود: «تعلّموا العلم فان تعلم حسنه ـ علم (حركت به سوی آخرت) را بیاموزید. به راستی كه یادگیری این علم حسنه است. اشاره است به آیه‌ی «ربّنا آتنا فی الدنیا حسنه [3]» ـ «بالعلم یُطاع الله ـ به‌وسیله علم، خدا اطاعت می شود.» وگرنه انسان نمی داند چگونه خدا را اطاعت كند. برای همین است كه حضرت فرمود: «رُبَّ متنسكٍ و لیس له دین ـ چه بسیار اهل عبادتی كه دین ندارد.» چون از روی علم عبادت نكرده است. یا امام صادق(علیه السلام)فرمود: كسی 60 سال نماز می خواند، اما یك ركعت آن هم به خاطر ناآگاهی او مورد قبول خدا نمی شود، ـ پیامبر( صل الله و علیه و آله) فرمود: «العلم افضل من العباده ـ علم از عبادت بالاتر است.» ـ حضرت (علیه السلام)فرمود: «الكلمه من الحكمه ... ـ كلمه‌ای از حكمت كه كسی یاد بگیرد و بیان كند و خود عمل كند، برایش بهتر از یك سال عبادت است. ضررهای جهل به آخرت: ـ «الجهل اصل كلّ شر ـ جهل، اصل و ریشه تمام بدی هاست.[4]» ـ افراد جاهل و ناآگاه، اشتباه، گناه و آلودگی های بیشتری دارند. ریشه اكثر گرفتاری های خانوادگی،‌ مسائل اجتماعی و... به جهل برمی گردد. ـ «و لا تموتوا جهالا ـ مواظب باشید نسبت به آخرت جاهل از دنیا نروید.» ممكن است كسی پزشك یا مهندس خوبی بشود، اما نسبت به آخرت جاهل باشد. زیرا این‌ها به درد آخرتش نمی خورد. ـ جاهل مردن یعنی تولد بیمار و ضعیف ـ «فان الله لا یعذر عن الجهل ـ خداوند از جهل نمی گذرد.» ـ جاهلان یكی از 6 گروهی هستند كه بدون حساب وارد جهنم می شوند. ـ پیامبر(صل الله و علیه و آله)فرمود: «ذنب العالم واحد و ذنب الجاهل ذنبان ـ گناه عالم بی عمل، یك گناه است، اما گناه جاهل دو گناه است.» عالم عذاب می شود برای گناهی كه كرده و جاهل عذاب می‌شود هم برای گناهی كه كرده و هم برای این‌كه علم دین را یاد نگرفته است. ـ «صراط» راهی است تاریك و پروحشت كه طی 3 هزار سال، از داخل جهنم می گذرد. در آن‌جا استغفارهای دنیوی به داد انسان می رسد. ـ در 50 هزار سال قیامت، ثواب تحصیل علوم آخرتی به كار انسان می آید.   2- کافی جلد 1ص30 3- سوره بقره آیه 200 4- غررالحکم ص 73   برگرفته از مبحث راهشناسی، استاد محمد شجاعی  

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 2882
زمان انتشار: 5 ژولیه 2015
| |
حیات قلب

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

حیات قلب

علامت قلب سالم این است كه روز به روز علاقه‌اش به خدا بیشتر شود. اگر این‌طور نشود، هیچ‌یك از آنها خوراك قلبشان نشده است. اگر بعد از مدت‌ها از این فعالیت‌ها قلبش از غیرخدا خالی و از خدا پر نشده، حیاتش ضعیف است و قلب سالمی ندارد.   دل‌مردگی در اثر بیماری‌های مختلف به‌وجود می‌آید. اگر كسی بخواهد از دل‌مردگی دربیاید، باید قلبش حیات داشته باشد. خروج از بیماری‌ها و باطل‌ها تدریجی است. بیمار با اینكه زنده است ولی مریض است. امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» فرمودند: در ذكر، حیات قلب‌هاست. هر كه بیشتر ذكر بگوید، زنده‌تر است. خداوند هیچ گوهری گرانبهاتر از ذكر، به كسی نداده است. امكان ندارد وسیله‌ای از این قوی‌تر برای شادی و آرامش پیدا كنید.     خدا را خالص یاد كنید. خداوند مطلق بی‌نهایت و بی‌نهایت كمال است و ما فقر بی‌نهایت هستیم. خداوند آن به آن به ما حیات می‌دهد. رابطه ما با خدا همین است. خداوند دائماً در ما می‌دمد. اگر كسی این فقر بی‌نهایت خودش را خوب بفهمد و شهود كند، آن موقع كه می‌خواهد ذكر بگوید، ذكرش خالص است. آن وقت شما با ذكر خالص بهترین زندگی را خواهید داشت و با همین ذكر خالص شما بهترین زندگی را خواهید داشت و با همین ذكر خالص تمام راه‌های بی‌نهایت را می‌توانید طی كنید. اگر كسی اهل ذكر خالص شود، خودبه‌خود بینش پیدا می‌كند.     امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» فرمودند: هركس خدا را یاد كند، خداوند قلب او را حیات و نیرو می‌دهد. عقل و خرد او را هم نورانی می‌كند. قدرت درك او را بالا می‌برد. وقتی كه در یاد خدا برای انسان فاصله می‌افتد، بعد از مدتی بینش و تصمیم‌گیریش خراب می‌شود، چون به روح او غذا كم می‌رسد، قدرت تشخیص او پایین می‌آید كه خودش هم باورش نمی‌شود. یاد خدا و ارتباط با معصومین «علیهم‌السلام» خوب نمی‌رسد، شعورش را از دست می‌دهد. برای همین مؤمن در مراحل مختلف زندگی یك جور تصمیم نمی‌گیرد.     نكته دوم در بحث حیات قلب: علائم حیاتی از آثار آن مشخص می‌شود. اگر نمی‌توانی به غضب غلبه كنی و دچار حسادت و خودكم‌بینی شدی، نشان‌دهنده این است كه غذا كم خورده‌ای. خداوند شیطان را آن‌قدر قوی نساخته كه بتواند كسی را زمین بزند. به این دلیل است كه غذا كم خورده‌ای. در قیامت شیطان همه را مؤاخذه می‌كند و می‌گوید: خودتان را ملامت كنید. كیدهای شیطان همه آشكار است. چرا آدم بعضی وقت‌ها نمی‌تواند تشخیص دهد. چون حیات ندارد. مغز در بدنی كه روح دارد، كار می‌كند.   امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» فرمودند: یاد خدا نور عقل‌هاست و حیات جان‌هاست و صیقل سینه‌هاست. امام امت «رحمه‌الله علیه» مسیر 10 سال اول انقلاب را با ذكر پیش بردند. اقم الصلوه لذكری / اذكروالله بذكراً كثیراً كسی كه انرژی داشته باشد، (ذكر) می‌تواند صراط هزار ساله را رد كند. ذكر به‌صورت نور برای او كمك می‌كند.   از سلسله مباحث احیا، استاد محمد شجاعی

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 2345
زمان انتشار: 18 ژوئن 2016
| | |
استغفار

استغفار

استغفار از بهترین و محبوب ترین ذکر ها در نزد خداست چرا که گناهان انسان را در هم میشکند و باعث اصلاح دل و جذب معارف الهی میشود. بهترین حالت بنده در نزد خداوند حالتی است که خود را گناهکار بداند، هر چند گناهی نداشته باشد. در روایت است که پیامبر اکرم (ص) هر روز هفتاد بار استغفار می کرد.

استغفار از بهترین و محبوب ترین ذکر ها در نزد خداست چرا که گناهان انسان را در هم میشکند و باعث اصلاح دل و جذب معارف الهی میشود. بهترین حالت بنده در نزد خداوند حالتی است که خود را گناهکار بداند، هر چند گناهی نداشته باشد. در روایت است که پیامبر اکرم (ص) هر روز هفتاد بار استغفار می کرد. استغفار آن حضرت به خاطر گناه نبود، بلکه به خاطر این بود که هیچ وقت نمی توانست خداوند را آن گونه که شایسته است، عبادت کند. آن چه بدیهی است ذکر استغفار باید توأم با عمل باشد، فقط این که آن را بر زبان جاری کنیم کافی نیست، هر چند همین ذکر لسانی هم مقدمه ای خواهد بود برای تو به حقیقی و وارد شدن به صحنه عمل. در روایت آمده است که روزى کسى در محضر حضرت على(علیه السلام) گفت: «استغفرالله». حضرت خطاب به او فرمود: مادرت به عزایت بنشیند، آیا مى دانى که استغفار چیست؟ استغفار درجه علیین است و آن اسمى است که شش معنا و حقیقت را دربر دارد :اوّل، پشیمانى بر آنچه گذشته است؛ دوم، عزم و تصمیم بر ترک بازگشت به آن عمل؛ سوم، حقوقى را که از مردم ضایع نموده اى، ادا نمایى تا این که خدا را در حالى که هیچ حقى از کسى بر تو نیست ملاقات کنى؛ چهارم، هر عمل واجبى را که ضایع ساخته اى حقش را ادا نمای؛ پنجم، گوشتى را که از معصیت بر تن تو روییده، با حزن و اندوه بر آن گناه از بین ببرى، تا آن جا که پوست به استخوان بچسبد و سپس گوشت تازه بین آنها بروید؛ ششم، بدن را درد و رنج طاعت بچشانى، هم چنان که لذت معصیت چشانیدى و در این هنگام است که مى توانى بگویى «استغفرالله». "استغفار فاصله بین انسان و خدا را برمی دارد و باعث می شود انسان در معرض لطف و عطا و بخشش خداوند قرار بگیرد" به دلیل جایگاه ویژه و مهمی که بحث استغفار و توبه در معارف قرآنی و اسلامی دارد، "استاد محمد شجاعی"، استاد حوزه و دانشگاه، جلساتی را تحت عنوان "استغفار" به این موضوع مهم اختصاص داده اند. از منظر استاد محمد شجاعی « استغفار برای ساختار وجودی نفس مانند حمام برای خانه است که بدون آن انسان خیلی زود بیمار و ناتوان خواهد شد. بدون استغفار هیچ پیشرفتی برای انسان قابل تصور نیست. استغفار تخلیه از کثرتها، گناهان، آلودگیها، حواس پرتیها، و ناشایستگی هایی است که جذب روح شده و قطعاً کسی که استغفار نداشته باشد، آن آلودگیها و کثرتها در وجودش ذخیره می شود و به طور ناباورانه­ای حالتهایی به او دست می دهد که خودش هم باور نمی کند. استغفار فاصله بین انسان و خدا را برمی دارد و باعث می شود انسان در معرض لطف و عطا و بخشش خداوند قرار بگیرد. همانطور که خداوند آب را برای بدن قرار داده و باران را برای شستشوی طبیعت و حیات طبیعت، استغفار را برای آسمان نفس و روح و جان ما قرار داده که هر وقت دچار آلودگی و چرک و حجاب شدیم، بتوانیم با استغفار به پاکی و آرامش و شادی برسیم و مسیر ما در مسیر حق بیفتد. از کارکردهای استغفار این است که انسان پاک خواهد شد، خرابکاری ها و گرفتاری هایی که در رحم دنیا برایش پیش آمده و مانع از تولد سالمش به برزخ می شود، همه آنها را از بین می برد  و... .» برای خرید این سی دی از فروشگاه آنلاین مؤسسه منتظران منجی (عج) کلیک کنید.  برخی از مهمترین عناوین مطرح شده در این لوح فشرده (استغفار) به قرار زیر است: استغفار مانع تولد بیمار و یا ناقص به برزخ است. مومنین حقیقی کسانی به هنگام ارتکاب عمل ناپسند، خدا را یاد کرده و برای گناهانشان استغفار می کنند. استغفار سنگینی ها را بر می دارد و انسان را برای پرواز و حرکت سبک می کند. استغفار اسم اعظم است و هر کس می خواهد هر شروعی داشته باشد، اول استغفار کند. استغفار یک سیستم ترمیمی برای انسان است. انسان هزاران بار هم که گناه کرده باشد، تا زنده است و روی صراط است، امکان بازگشت دارد. مسأله استغفار یک مسأله کاملاً ریاضی، دقیق و تخصصی است، زیرا هر چیزی در نزد خدا ریاضیات، عدد و اندازه دارد. استغفار به انسان آرامش و قدرت می دهد. توکل، رضا و توفیق انسان را بالا می برد و سبب نزول رحمت می شود. معذرت خواهی بدین معناست که اگر حق الله و حق الناس بر گردن انسان است، جبران کند. شکل قبر انسان به اعمالش ارتباط دارد. و... علاقه مندان به تهیه این لوح فشرده می توانند آن را از فروشگاه اصلی مؤسسه، محل برگزاری جلسات، نمایشگاه های عرضه محصولات فرهنگی مؤسسه و سفارش پستی و فروشگاه مؤسسه منتظران منجی (عج) به آدرس http://montazerstore.ir تهیه نمایند.

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 1525
زمان انتشار: 11 ژانویه 2015
| |
 ولایت ، جلسه 54

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

ولایت ، جلسه 54

اگر خداوند به عنوان معشوق حقیقی چیزی را دوست نداشت و ما دوست داشتیم بین ما و خدا انقلاب است یعنی ما در آن قسمت شبیه خدا نیستیم. حزب خدا یعنی کسی که وابسته به گروه خداوند است یعنی کسی که اساساً مبنای همه ارتباطاتش خداست. به گزارش منتظران منجی «عج»، جلسه پنجاه و چهارم «ولایت»، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که عناوین آن در زیر می آید: 1. محبوب و معشوق حقیقی انسان خداوند تبارک و تعالی است. 2. انسان فقیر است و به دنبال غنای مطلق از هر جهتی است و غنی مطلق خداست. و 3. انتم الفقراء الی الله یعنی شما ذاتاً فقیر به خدا هستید. 4. ممکن نیست اگر کسی عاشق معشوق است چیزی را که معشوق دوست ندارد دوست داشته باشد. 5. اگر خداوند به عنوان معشوق حقیقی چیزی را دوست نداشت و ما دوست داشتیم بین ما و خدا انقلاب است یعنی ما در آن قسمت شبیه خدا نیستیم. 6. قرب عامل سنخیت است افرادی که با هم هم سنخ هستند یعنی شبیه هستند همدیگر را جذب می‌کنند. 7. همیشه توجه، میل، علاقه، گرایش معلول نوعی از سنخیت است. 8. خوش آمدن و بد آمدن به یک ساختار وجودی به یک چیزی در درون خودت که به ساختار وجودی تو ربط دارد ودر ساختار وجودی تو قرار دارد مر بوط می‌شود. 9. ارتباط جایی است که سنخیت است چه در امور مادی چه در امور معنوی یک نحوه سنخیت حتماً باید وجود داشته باشد. 10. حتماً اگر چیزی از باطل باشد یعنی از جنس بهشت نیست وقتی از جنس بهشت نیست جذب جهنم می‌شود. 11. صراط پلی است در جهنم توی جهنم لذا باید شما از جهنم بگذری اگر باطلی داشته باشی که هم سنخ جهنم است معطل خواهی شد. 12. صراط سه هزار سال راه است و می‌شود آن را با یک چشم بر هم زدن طی کرد و یا در سه هزار سال طی کرد و می‌شود اساساً در جهنم سقوط کرد. 13. مبنا در قیامت حق است یعنی خود خدا. 14. عدم سنخیت حق تو دنیا هم کندی ایجاد می‌کند خیلی گرفتاری‌ها، کسالت‌ها، غم‌ها، درد سرها و عصبانیت‌ها و خیلی مصائب بشر مال این است که سنخیت با حق ندارد. 15. حزب خدا یعنی کسی که وابسته به گروه خداوند است یعنی کسی که اساساً مبنای همه ارتباطاتش خداست. 16. حزب الله طبق آیه قران یعنی کسانی که ایمان به خدا و روز قیامت دارند و جمع نمی‌شود ایمان به خدا و روز قیامت با کسانی که اهل مبارزه با خدا هستند را دوست داشته باشند. 17. نامه اعمال همان چیزی است که ثبت در نفس هست. 18. داریم که سه چیز بالاتر از خود بهشت است یکی ابدیت بهشت است. 19. حدیث پیامبر اکرم صلی الله: خدا جوانی را که جوانی نکند دوست دارد. 20. بهشت مشتاق‌تر است به مسلمان تا مسلمان به بهشت. 21. مقام معظم رهبری فرمود: آینده از آن حزب اللهی‌هاست و العاقبه للمتقین. 22. حزب اللهی کسی شد که مبنای همه محبت‌هایش و همه عشق‌هایش خداست. 23. اساساً مبنای گرایش حزب اللهی این است که آیا معشوقم او را دوست دارد یا نه. 24. عشق ومحبت عصمت می‌آورد. 25. آنجاهاییکه ما گرایش و میل به باطل پیدا می‌کنیم نظام محبتمان خلل دارد یعنی حقیقتاً محب نیستیم. 26. ود یک محبت خاصی است که در آن اثر پذیری است یک ارتباط متقابل است

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 811
زمان انتشار: 4 نوامبر 2014
| |
خانواده آسمانی،جلسه 203 ، 92/03/16

خانواده آسمانی،جلسه 203 ، 92/03/16

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی با توجه به بررسی حمله های چهارگانه شیطان به این نتیجه رسیدیم که شیطان وجود پربرکتی داشته و بدون او در باشگاه دنیا به جایی نمی رسیم و زمین، بدون تضاد فلسفه خلقتش را از دست می دهد. دنیا از اسماء الهی بوده و پر خیر و برکت این مخلوقات الهی است. اهل بهشت حاضرند که تمام آنچه که دارند بدهند تا به زمین بازگردند، زیرا با توجه به زندگی دنیایی است که انسان می تواند عالی ترین درجات معنوی را طی کرده و تخلق به اخلاق الهی پیدا کند. البته اهل جهنم هم حسرت دنیا را می خورند. اما نوع حسرت بهشتیان متفاوت است. آنها در آنجا می فهمند که بلاهایی که نصیب شان شده، سختی ها و دعاهای برآورده نشده و ... چه قدر در ابعاد مختلف به نفع ایشان بوده است. در روایت آمده شخص بهشتی وقتی مقامات ناشی از دعاهای برآورده نشده اش را می بیند آرزو می کند که ای کاش خداوند هیچ خواسته ای را در دنیا به او نمی داد. درجاتی در بهشت وجود دارند که فقط با بیماری، سختی، محرومیت و مصیبت می توان به آنها رسید. «ربّنا! اخواننا کنّا معهم فی الدنیا فبم فضّلتهم علینا» پروردگارا! ما با برادرانمان بودیم چرا آنها را بر ما فضیلت دادی؟ خداوند می فرمایند: شما برخوردار بودید و آنها در محرومیت بودند. تضادها و مشکلات دنیا باشگاه خلیفه الله شدن است. ذوق زدگی از نعمتهای دنیا خیلی بچه گانه است. بعضی ها با نعمتی از نعمتهای دنیا تا عرش می روند و با از دست آن تا قعر جهنم پیش می روند. ذوق زدگی از نعمت، و غصه خوردن از محرومیت هر دو بی فکری و بچه گانه است. اگر خدا نعمتی به انسان بدهد که نتواند از آن بهره برداری کند خیلی به ضررش تمام می شود. خداوند نعمت پیامبر را به انسانها ارزانی داشت ولی از او بهره نبردند و خسران کردند. قران هم همینطور، «... یهدی به کثیراً و ما یُضِلُّ به إلا الفاسقین» چه بسا کسانی که قرآن یعنی نامه خداوند به بندگانش را در منزل داشته و نه می خوانند و نه از آن بهره ای می برند، در حالی که چه وقتهایی را برای کارهای بیهوده صرف می نمایند. چقدر بزرگان تلاش کرده اند و چه شهدایی در این راه تقدیم شده تا امروز قرآن به دست ما رسیده است. در این صورت است که قرآن ما را لعنت می کند. چه بسا کسانی که با همین نعمت قرآن، یا همسر خوب و سایر نعمتها جهنمی می شوند که در واقع مورد حمله راست شیطان واقع شده اند. گاهی شیطان توانایی ها و موفقیت های شخص را عامل انحراف او قرار می دهد. کسی را که روی صراط است شیطان نمی تواند مورد حمله چپ (گناه کردن) قرار دهد فلذا از کمالات وی استفاده کرده و از سمت راست حمله می کند. بعضی ها را هوش، برخی را زیبایی و بعضی دیگر را تحصیلات و ... بیچاره می کند. متأسفانه بعضی ها را طلبگی و لباس روحانیت بیچاره شان می کند. در مسائل مالی خداوند می فرماید: کسانی که پول ذخیره می کنند خداوند آنها را به پیشانی و پهلویشان می چسباند. پول باید در جامعه به صورت قرض و انفاق در گردش باشد و الا ایجاد عفونت می کند. باید به وضع ایتام رسیدگی کرد. ایتام صرفاً کسانی نیستند که به لحاظ مالی فقیرند بلکه اینهمه یتیمهایی در دنیا هستند که از خانواده آسمانی شان دور افتاد اند باید هزینه کرد و دست ایشان را به دست خانواده شان رساند. هر کمالی ولو مثبت باشد اگر انسان را از انس با الله بازدارد خطرناک است. یکی از اساتید می فرمودند: اگر حتی قرآن خواندن حواستان را از خدا پرت می کند، نخوانید. هر کاری که انجام می دهیم باید منجر به پرواز شود و انس ما با غیب و آسمان را افزایش دهد. حضرت می فرمایند: کسی که هر روز انسش با آسمان بیشتر نمی شود بهتر است بمیرد. فرموند: کسی که دو روزش یکی است ضرر کرده و کسی که دیروزش بهتر از امروز است ملعون است. امام رضا «علیه السلام» می فرمایند: پستی یعنی که شخص دلخوشی ای داشته باشد که او را از الله غافل کند. عوامل غفلت ممکن است حسی، خیالی، وهمی و عقلی و حتی فوق عقلی باشد. گاهی کارهای خیر است که انسان را دچار غفلت از حقتعالی می کنند. از رفاقت فقط عشقش به درد می خورد اگر طمع به آن راه یابد ضایع شده است. میرزا می گفت: به خدا هم طمع نداشته باشیم یعنی عاشقانه دوستش داشته باشیم. در جوشن کبیر اسمائی از قبیل: «انیس»، «مونس»، «محبوب»، «طبیب»، «رفیق» و «شفیق» و ... آمده است. در حمله سمت راست، کمالاتمان ما را بدبخت می کنند و شخص به گناه نکردن مغرور می شود. مشکل شیطان فحشای باطنی بود نه ظاهری، تکبر، حسادت و غرور، که اینها ناشی از مغرور شدن به عباداتش بود. به لحاظ عبادت به جایی رسیده بود که در زمره فرشتگان آورده شده: «... و اذ قلنا للملائکه...» در زیارت بعد از غسل زیارت، و ذکر استغفار و لا اله الا الله تا رسیدن به حرم و خواندن اذن دخول، بهترین زیارت، جامعه کبیره است و بعد از آن مقام دوم؛ «اللهمّ ان کانت ذنوبی قد اخلقت وجهی...» خدایا اگر گناهان من، رویم را زشت گردانیده تو روی زیبایت را از من برمگردان. پس از همه اینها «عالیه المضامین» را بخوانیم. (دعای بسیار مهمی است که پس از هر زیارتی اکیداً توصیه می گردد.) در انتهای دعای شریفه آمده: «اللهم ارزقنی عقلاً کاملاً و لُبّاً راجحاً...» (لُبّ) بالاتر از عقل است عقل ممکن است کاملاً ایمن نبوده و گرفتاری هایی هم داشته باشد. لُب خیلی از عقل قدرتمندتر است. فلذا قرآن هم درباره افراد خاص و بسیار قوی لقب «اولوالالباب» می دهد. «... و عزّاً باقیاً...» عزت پایدار مهم است. افرادی که خیلی محبوب می شوند این محبوبیت برای آنها خیلی خطرناک است. کسی که خیلی عزیز می شود باید تواضع بیشتری داشته باشد چون خیلی در معرض عُجب و سقوط است. اگر فرزندان استعداد ویژه دارند و در مراکز مخصوص به نخبگان و تیزهوشان تحصیل می کنند باید والدین در تربیت ویژه ایشان دقت کنند تا دچار عُجب و تکبر نگردند. دو دانشمند جوان هسته ای که زن و شوهر هم بودند علیرغم خدمت بزرگی که کرده بودند مورد بی مهری قرار گرفته و حتی حقوق دریافت نمی کردند ولی اصلاً ناراحت نشده و زحماتشان را وظیفه می دانستند. کسانی که خودشیفته می شوند نمی توانند نقش خود را به درستی ایفا کنند حتی در میان خانواده و به عنوان پدر یا مادر. مرحوم میرداماد که استاد صدرالمتألهین بودند، قائل به این بودند که کسی حکیم می باشد که خلع بدن برای او عادت شده باشد. (خلع بدن: قدرت طیّ الارض و تولید بدنهای متعدد) شاه عباس شنیده بود ایشان با مردم عادی حتی اراذل و اوباش معاشرت دارد به کنایه می گوید: شنیده ام بعضی بزرگان با اراذل و اوباش می گردند و او در پاسخ می گوید: من در میان ایشان هستم ولی بزرگی نمی بینیم! «... و قلباً زکیّاً...» (ادامه دعالی عالیه المضامین) قلب پاک، «... ادباً بارئاً...» ادب بالا. ادب یعنی نحوه رفتار با هر کس را دانستن. در ادامه می فرمایند: «واجعل ذالک کلّهُ لی و لا تجعلهُ علیّ» و همه اینها را به نفع من قرار بده نه به ضررم. در واقع حضرت، ظرفیت هر کدام از این تقاضاها را نیز از خدا طلب نموده اند. ممکن است انسان از ادب برخوردار باشد ولی به آن مغرور گردد. کسانی که در لشکر امیرالمومنین «علیه السلام» بودند از حضرت به خاطر خدماتشان چیزی طلب می کردند. کسی مانند مالک به درد حضرت می خورد که اگر امر می کردند بجنگ، می جنگید و اگر دستور عقب نشینی می دادند اطاعت می کرد. هوش، زیبایی، ثروت، تحصیلات، مقام، شهرت و عزت و ... اگر کنترل نشوند مانند قند، نمک و چربی اضافه است چنانچه کنترل شده آنها مفید و افزایشش درد سر است، موارد مذکور حتی اگر معنویت باشد در صورتی که کنترل نشوند خطرناک می باشد. به همین دلیل پیامبر «صلی الله علیه و آله» فرموند: اگر گناه نکنید من از بدتر از گناه درباره شما می ترسم. علامت شخص خودشیفته، ندیدن گناهان و اشتباهات گذشته اش است و انکسار و شکستگی ندارد. در کوی ما شکسته دلی می خرند و بس                       بازار خودفروشان زان سوی دیگر است استاد کاراته  ما می گفتند: از شاگردانم راضی نیستم اگر در خارج از باشگاه با کسی درگیر شوند. باید تواضع داشته باشند. بعضی شهداء پستهای بالایی داشتند ولی تا بعد از شهادتشان پدر و مادر، و همسرشان هم نمی دانستند که چه کاره هستند. کسی که خودشیفته است نمی تواند با خدا و خانواده آسمانی اش انس بگیرد، زیرا آنها چنین شخصی را نمی پذیرند. اهل بیت «علیهم السلام» کسی را می پذیرند که مانند خودشان مهربان، بی توقع و دستگیر دیگران باشد. از مصادیق تواضع این است که مثلاً اگر اتومبیل خریدید و خواهرتان وسیله ندارد اورا هم همراه خود به سفر و زیارت و ... ببرید. در حمله از عقب موارد گناهان و کدورتهای گذشته را توضیح دادیم. درباره شکستهای گذشته هم باید گفت: گاهی همین شکستها به نفع انسان است و باید عُرضه داشته باشیم که از آنها به نفع آینده استفاده کنیم. طلاق منطقی که اتفاق افتاده نباید چنان انسان را به هم بریزد که نتواند آینده اش را بسازد. البته باید توجه داشته باشیم که فقط 5% از طلاقها بجا هستند و 95% آنها ناشی از توهم می باشند. پیامبر «صلی الله علیه و آله» هم همسرشان را طلاق دادند گاهی ضرورت اقتضاء می کند. شیطان این امر را چنان برای شخص بزرگ می کند که او به شدت تضعیف می شود. گاهی دختر یا پسری دوران نامزدی، یا عقدی در گذشته داشته اند که مناسب نبوده و بهم خورده است و اتفاقاً کمالات لازم برای زندگی هم دارند همین شکست در گذشته باعث می شود که دیگران از ازدواج با آنها امتناع کنند که عمل بسیار ناپسندی است زیرا آنها گذشته ننگ آوری نداشتند. گاهی پدری معتاد بوده ولی دختر شایسته ای دارد اگر به عنوان اینکه پدرش مشکل داشته او را نپذیرند قطعاً با مورد اینچنینی در خانواده اش مواجه می گردد. من کسی را می شناختم که پسرش را از ازدواج با دختری که اشکالش معتاد بودن پدرش بود، منصرف کرد ولی خودش در دام اعتیاد افتاد. شکستهای خودمان ودیگران نباید مانع از پیشرفتهای آینده و تصمیم گیری های درست گردد. هرگز گذشته کسی را به رخ او نکشید زیرا مبتلا خواهید شد. تا شاهد نقطه ضعفی در کسی شدیم یاد قاعده «هو انت» بیفتیم. هرطور که دوست داریم دیگران با ما رفتار کنند ما هم همانطور با دیگران رفتار کنیم. اگر دوست داریم دامادمان با دخترمان خوش رفتاری کند خودمان هم همانطور باشیم و همسرمان را نیازاریم و از طرفی پسرمان را هم همان گونه تربیت کنیم تا عروسمان هم در آسایش باشد. باید انصاف داشته باشیم و همیشه خودمان را جای طرف مقابل بگذاریم. ما برای امام زمانمان باید عاشقانه رفتار کنیم نه اینکه وقتی نوبت حضرت شد در حد کمک به یک فقیر پول بپردازیم. اگر قاعده «هُوَ انت» را رعایت کنیم از حمله های چهارگانه شیطان مصون خواهیم ماند. درباره خوردن مال یتیم قرآن می فرماید: خوردن آتش است. اگر این قاعده را رعایت نکنیم وقتی کلاهبرداری می کنیم خودمان را خیلی زرنگ می پنداریم غافل از اینکه باخته ایم و خیلی احمق و بیچاره ایم.   والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 202
زمان انتشار: 29 سپتامبر 2014
| |
آداب تعلیم و تعلم،جلسه 30

آداب تعلیم و تعلم،جلسه 30

بیست و هشتمین ادب از آداب شاگرد با استاد ارج نهادن به توضیحات استاد است. ما باید حداقل یک کتاب مشروح و مسبوط دربارة نحوة گفتگوی افراد با یکدیگر از منابع اسلامی استخراج کنیم،  متأسّفانه دشمنامان (غربی­ها) چنین کاری کرده اند. در مخاطبة افراد با یکدیگر یکی از اصولی که باید رعایت شود این است که وقتی کسی با شما صحبت می­کند و مسأله­ی را بیان می­کند با حوصله به صحبت­های او گوش دهید و دقّت کنید، اگر هم مطلب تکراری است در ذوق او نزنید. وقتی پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) راه می­رفتند و ایشان را صدا می­کردند تمام قد بر می­گشتند یعنی روی خویش را به سمت او بر می گردانده  است،سر خود را بر نمی­گرداندند ببینند چه کسی است،این را نوعی تحقیر نسبت به افراد می دانسته است. جایی که قرار است هم شاد باشند و بخندند شما هم با آنها، همان طور باشید به خصوص در جمع مؤمنان. شاگرد به هیچ وجه حق ندارد نسبت به صحبت های تکراری استاد و یا چیزهای دیگر که می داند ،غرور  بگیرد که این درس ها را شنیده ایم، آنجا درست نقطه امتحان سختی است و صراط بسیار باریکی است. همیشه از مطالب تکراری هم چیزهای جدید نصیب انسان می شود و اساساً تکرار چیز لازمی است. تکرار بسم الله الرحمن الرحیم، تکرار رحمت و رحمانیّت الهی لازم است. آفاتی که مانع حرکت صحیح ما به آخرت می­شوند دائماً دارند برای ما تکرار می­شوند، دنیا دائم دارد برای ما تکرار می­شود. یک زمان است که انسان حدیثی را می­شنود ولی باطن­های مختلفی دارد، در تکرار است که این باطن­ها نصیب انسان می­شود . بسیار از معارف در اثر شنیدن حرف­های تکراری گیر انسان می­آید همان چیزی که طبیعت از آن فرار می­کند، همان چیزی که طبیعت از آن بیزار است، درست همان به درد انسان (خطرت) می­خورد. بشنود،حوصله شنیدن داشته باشد. استاد در مقام بیان می­خواهد اطّلاعات علمی شاگرد را بررسی کند و امتحان کند و هم اینکه می خواهد از اندوخته ها و ذخائر شاگرد برای طرح مسأله جدیدی استفاده کند. برای استاد سخت است که مطلب را توضیح داده است دوباره بیان کند وظیفه اش است که دوباره تکرار کند، اگر نیاز شاگرد باشد وظیفه اش است که تکرار کند ولی شاگرد بلد است نباید چیزهایی که می­داند و روشن و واقع است را سؤال کند و او را وادار به دوباره گویی کند. شاگرد به محض این که احساس کند استاد حال و حوصله جواب دادن ندارد یا نمی خواهد جواب دهد و یا الآن آمادگی ندارد باید صرف نظر کند و سؤال خود را تکرار نکند . یک زمان است که سؤال در حالت خوبی از استاد می شود امّا باز هم بی موقع است، جوّی که قرار دارید متناسب با آن جو سؤال های خود را مطرح کنید. اساتید مسلّط این گونه اند که شما سؤال را مطرح می کنید او می فهمد که خواستگاه این سؤال چیست و چرا این سؤال دارد مطرح می شود برای شما توضیح می دهد.

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed