مؤسسه فرهنگی هنری خیریه
روزی پیامبر اکرم (ص) و تعدادی از اصحاب، برای بازدید لشکری از اسب های جنگی، از خانه خارج شدند. در بین راه از کنار قبر ابی أحیحه عبور کردند. در این هنگام ابوبکر که همراه او بود، گفت: خدا صاحب این قبر را لعنت کند، اگر زنده بود، مانع از حق بود و پیامبر را تکذیب می کرد.
خالد پسر ابی أحیحه که از همراهان بود گفت: خدا ابوقحافه را لعنت کند که نه میهمان دار بود و نه با دشمن مقابله می کرد. خدا لعنت کند هر کدام از این دو را که تحمل مرگشان برای مردم ما آسان تر بود.
پیامبر توقف کردند و زمام مرکب را به گردنش انداخته و فرمودند: وقتی می خواهید درباره ی مشرکین سخن (لعنت) بگویید، به طور عمومی و کلی بگویید و کسی را به طور مشخص نام نبرید. سپس بازدید خود را انجام داده، و به خانه هایشان برگشتند.(1)
1. شنیدنیهای تاریخ ص 282- محجه البیضاء 5/218
منبع :400 موضوع 2000 داستان ،ج2 ، نوشته ی سید علی اکبر صداقت ، نشر تهذیب
کلیدواژه ها:
آثار استاد