www.montazer.ir
دوشنبه 7 آوریل 2025
شناسه مطلب: 11782
زمان انتشار: 9 ژولیه 2020
نداشتن تجافی از دنیا، به حجم غصه‌ها و اضطراب‌ها می‌افزاید

قلب، جلسه 38، 90/04/04

نداشتن تجافی از دنیا، به حجم غصه‌ها و اضطراب‌ها می‌افزاید

در جلسات گذشته گفتیم که وجود مقدس پیامبر اسلام برای گشادگی قلب، چند علامت را ذکر کردندکه  یکی از آنها «تجافی از دار غرور» بود. یعنی تنظیم نحوه ارتباط با دنیا که به گونه­ای باید باشد که چسبندگی به دنیا ایجاد نکند. چون چسبندگی چند عارضه دارد و یکی از آنها این است که حجم غصه ­ها و ناآرامی‌های انسان را بیشتر می‌کند.

اساساً ساختار نفس انسان به گونه ­ای خلق شده که هر چقدر تعلقاتش بیشتر باشد، غصه­ ها و اضطراب‌هایش هم بیشتر می‌شود. چون تعلق گرفتن، خودش مشغله­ زاست. یعنی وقتی شما تعداد بیشتری در دلت معشوق داری: اول، درگیر نگهداری آن معشوق‌ها هستی؛ دوم، درگیر تنظیم رابطه با آنها هستی؛ و سوم، نگران هستی که مبادا یکی‌شان را از دست بدهی. هر کدامش از دستت برود فشار روانی، غصه و ناآرامی زیادی برای تو خواهد داشت. اگر فکر کنید که با بیشتر شدن تعلقات تان شما به خوشی و آرامش و سعادت می‌رسید، سخت در اشتباهید.

غلام همت آنم که زیر چرخ کبود             از آن چه رنگ تعلق پذیرد آزاد است

طبق آمار جهانی بیشترین غصه‌ها و اضطراب‌ها، ترس‌ها و بیماری‌های روانی و حتی بیماری‌های جسمی در دو طبقه بیشتر به چشم می‌خورد. یکی طبقه‌ای که رفاه بیشتر دارد و دوم در طبقة تحصیل کرده‌. این دو طبقه هرچقدر سطح دارایی‌های مادی شان و تحصیلات شان بالا می‌رود، سطح آرامش شان پایین می‌آید. چرا؟ چون تعلقات‌شان بیشتر می‌شود و تعلقات هم اضطراب­زا هستند.

انسان نباید به کمالات شأن‌های پایینی، بیش از حد مجاز بها دهد

کمالات «جمادی، نباتی، حیوانی و عقلی» برای روح لازم و آرام بخش است، اما اگر از حد مجاز بیشتر شود، اضطراب زا می‌شود. یعنی این کمالات مثل چربی و قند و نمک می‌ماند. اگر مقدار نمک، چربی و قند در خون از حد لازم بیشتر شود، واقعاً خطرساز و کشنده است. به همین ترتیب، پرداختن به کمالات جمادی، نباتی، حیوانی و عقلی منهای کمال فوق عقلی خطرساز می‌باشد.

مثلاً تحصیلات خوب است، مطالعه و مدرک تحصیلی و پول خوب است، اما همین پول وقتی که با یک روح مریض و به فرموده‌ی علی(علیه‌السلام) با یک قلب محجوب و یک عقل مغلوب و یک نفس معیوب روبه ­رو می‌شود، می‌تواند آسیب زا و کشنده باشد.

خداوند بخش سلامت و آرامش را در شأن پنجم یعنی فوق عقل گذاشته است، نه در شأن‌های دیگر. یعنی تعیین کننده سعادت، سلامت، آرامش، خوشبختی شأن پنجم ما و دل ما است. دل اصلی‌ترین بخش وجود ما و شخصیت ما است. دارایی حقیقی هر انسانی دل اوست. روز قیامت هر شخصی نان­خور دل خود است. این که من در هنگام سکرات موت چه وضعیتی خواهم داشت، به دلم مربوط است. اما اینکه چقدر مدرک تحصیلی داشته باشم، هیچ تأثیری در آنجا ندارد. این که چقدر دانشمند هستم و چقدر اطلاعات و سواد دارم، هیچ تأثیری ندارد.

عشق به الله، تاریخ مصرف ندارد

با هر یک از تجلیات الله که پیوند برقرار کنی، به تو قدرت و شادی و آرامش می‌دهد. بسته به میزانی که خدا در آن تجلی کرده باشد. مثلاً انبیاء، چهارده معصوم (علیهم‌السلام)، شهدا و ... جلوه‌های خدایند. شهدا درجات مختلفی از شادی و آرامش را به انسان می‌دهند. عالم، عارف، ولی خدا، امامزاده‌ها نیز، دارای مقامات مختلفی هستند. پس ببین به دلت چه داده‌ای؟ این خیلی مهم است. دل ما دائماً بهانه خدا را می‌گیرد و از ما به کمتر از خدا هم راضی نمی‌شود. چون شما هر چه به او بدهی، بعد از یک مدت خسته می‌شود و می‌گوید این را نمی‌خواهم و از این بدم می‌آید. کمالاتش هر چه بوده، من بیرون کشیده‌ام. دیگر به درد من نمی‌خوردو  تاریخ مصرفش تمام شده است. تنها چیزی که تاریخ مصرف ندارد، فقط الله است. چون از روز اول، دل را با آن عشق سرشته‌اند.

حال اگر کسی به دل خود محبوبی غیر از محبوب خودش را داد، این دل دیگر سالم نیست. مثل کسی که بخواهد به چشمش نور نامناسب بدهد، یا به گوشش فرکانس نامناسب بدهد، یا به معده ­اش غذای نامناسب بدهد. دل فقط با یک دلبر آرام می‌شود و آن هم کمال مطلق است. اگر دل را که بی نهایت­ طلب است، با کمال مطلق و معشوق بینهایت آرام کردی، هم دنیایت قشنگ می شود و هم آخرتت.

دل هیچ وقت نمی‌تواند بدون «اله» باشد

تنظیم رابطه دل با دنیا، فقط به این شرط است که تو حتماً آن مطلوب حقیقی دلت را به او داده باشی. در غیر این صورت، کسی نمی‌تواند ادعا کند که من بدون اینکه محبوب حقیقی را به دلم داده باشم، خیلی عُرضه دارم و می‌توانم رابطه‌ی دلم را با دنیا تنظیم کنم، بدون اینکه آسیب ببینم. وقتی قبل از اینکه معشوق حقیقی را به دلت بدهی، با دنیا ارتباط برقرار کنی، دائماً در اضطراب هستی. بنابراین، تا تکلیف دلت را با الله روشن نکنی، نفی اله ­ها بیهوده است. این درست است که شما اول می‌گویی: «لا اله» و بعد می‌گویی: «الا الله» و نفی اله می‌کنی، ولی اگر الله در دلت نباشد، چطور می‌توانی بگویی، «لا اله» چون این یادتان باشد، دل هیچ وقت نمی‌تواند بدون اله باشد.

دل همیشه یک معشوق می‌خواهد، اصلاً دل بدون عشق زنده نیست. اگر الله را که کمال مطلق و جاودان است، به دلت بدهی، بعداً می‌توانی اله‌های دیگر را نفی کنی. آن وقت همه چیزهایی که نفی شان می‌کنی، برایت لذت­ بخش و جذاب می‌شوند. می‌بینی که حتی نوشیدن یک لیوان شیر یا چای برایت لذت‌بخش می‌شود. مدرک تحصیلی‌ات، همسرت و همه دنیا، برایت  لذت‌بخش‌ می‌شود و از مقام خیلی خوب، می‌توانی لذت ببری و استفاده کنی. علت اینکه می‌فرماید: ایمان هر چه بالاتر می‌رود، عشق انسان به همسرش بیشتر می‌شود، برای این است که اول تکلیف دلش را روشن کرده، دلش را با الله اشباع کرده و دل دیگر بهانه نمی‌گیرد. تمام بهانه‌گیری‌ها، دعواها، اختلافات و طلاق‌ها برای این است که شخص قبلاً دلش را با الله آرام نکرده است. اما کسی که تمام عزتش را و تمام عشق و عاطفه ­اش را دارد از آسمان می‌گیرد، این پایین اصلاً نیاز به احترام و اکرام ندارد که اگر کسی به او توهین کرد کم بیاورد. ولی کسانی که از آسمان می‌بُرّند، یعنی آن معشوق اصلی دل را به دلشان نمی‌دهند، اینها در پایین، خیلی گدا می‌شوند.

به طور مثال، بچه‌ای گم شده و یک نفر می‌داند، مادر این بچه کیست، اما به بچه نمی‌گوید. یا می‌داند مادر دنبال بچه‌اش می‌گردد، ولی جای بچه را به مادر نمی‌گوید. یا یک پدری بی‌تاب بچه ‌است و بچه را از پدر پنهان می‌کند. نمی‌گذارد اینها به هم برسند. این جنایت و ظلم است. ما این را ظلم و جنایت می‌دانیم و جهنم هم در پی دارد. از همه این جنایت‌ها بدتر، این است که آدم می‌داند دلش الله می‌خواهد، اما هی به او خیانت می‌کند. می‌گوید: نه؛ با یک ماشین راضیت می‌کنم، با ازدواج راضیت می‌کنم، با پنج هکتار زمین راضیت می‌کنم، تو آن را از من نخواه. این خیلی جنایت است. خیلی ظلم بزرگی است. آدم خودش به خودش خیانت می‌کند. آیا از این بدتر جنایت هم وجود دارد؟ تو که می‌فهمی دلت الله را می‌خواهد، تو که می‌دانی با غیر الله راضی نمی‌شوی، چرا اینقدر داری امروز و فردا می‌کنی؟ پیغمبر فرمود: بیشتر جهنمیان آدم‌هایی هستند که هی امروز و فردا کردند. در دادن معشوق حقیقی به دل، تنبلی و بی­حوصلگی کردند. اینها آدم‌های خوبی بودند، قصد بدی نداشتند، ولی به خاطر تنبلی و «سَوفَ» کردن و تسویف به جهنم افتادند.

وای به حال کسی که یکی هایش از ده تایی ها بیشتر شود

توجه کن به این  که خدای مهربان و دوست ­داشتنی که دوستت دارد و برایت چه تدارکات عظیمی دیده. اگر تو یک کار خیر بکنی، او ده برابر به تو پاداش می‌دهد. یک ماه رجب گذاشته که سه روز از روزه های آن، 900 سال عبادت است. یعنی 9 برابر عمر طبیعی. در روایت داریم: وای به حال کسی که روز قیامت یکی‌هایش بیشتر از ده‌تاهایش شود. یعنی می‌گوید تو یک گناه کردی، من یکبار برایت نوشتم. یک ثواب کردی، ده تا نوشتم. با این حال این چه وضع زندگی است که گناهانت از ثواب‌هایت بیشتر شده است.

این خدا تا این حد مهربان و مشتاق است و با هر بهانه ­ای گناهانت را می‌ریزد. با اذیت شوهرت، با اذیت زنت، با گریه بچه، مریضی بچه، با حرص و جوش خوردن، با یک خبر بد، با یک حادثه منفی، با یک مریضی و ... تو را پاک پاک می‌کند. از طرف دیگر، برای بعضی از رفتارهای انسان، دائماً و شب و روز برایش گناه می‌نویسند. حتی در خواب هم باشد، برایش معصیت می‌نویسند. بعضی از خصوصیات هست که دائماً برای انسان خیرات می‌نویسند. انسان باید چراغ قرمزها و حریم‌ها را بشناسد و وارد آنها نشود. ممکن است انسان گهگاهی آلوده به گناهی شود. حتی پرسیدند که آیا مؤمن ممکن است فحشا بکند؟ حضرت فرمود: بله. اما وقتی به گناه می‌افتد، بعدش بلند می‌شود و توبه می کند. اما بعضی‌ها هستند، دائماً گناه تولید می‌کنند. یکی از آن کسانی که دائماً گناه تولید می‌کنند، کسانی هستند که گناهان‌شان را کوچک می‌شمارند. اینها خیلی آدم‌های خطرناکی هستند. می‌گویند: این که چیزی نیست. این شخص همیشه برایش گناه نوشته می‌شود، چون همیشه در حال مخالفت با خدا است. بعضی از بزرگان گفته‌اند: شما همیشه یک کار خیر بکنید که اگر گناهی هم می‌کنی، گناهت ریزش بکند.

ما اصلاً به فکر سرمایه‌گذاری برای خانه جاودانگی‌مان نیستیم

امام سجاد (علیه‌السلام) شب27 ماه رمضان از سر شب تا سحر همین دعا را خواند. یک امام معصوم تا صبح به خدا می‌گوید:«‌اَللّهُمَّ اَرزُقنِی التَجافی عَن دارِ الغُرور وَ الاِنابَۀَ اِلی دارِ الخُلود وَ الاِستِعدادَ لِلمَوت قَبلَ حُلولِ الفَوت» ما چگونه می‌خواهیم آدم شویم، در حالی که اصلاً سرمایه­ گذاری خصوصی نداریم. خلوت نداریم. خیلی جاها نباید سرمایه ­گذاری کنیم. عمرمان را نباید جاهای دیگر تلف کنیم. از همین الان باید به برنامه ­ریزی شروع کنیم و برنامه عملی داشته باشیم.

اگر عُرضه نداری و می‌بینی که خدا برایت خیلی بزرگ است و فهم و شناخت و نزدیک شدن به او سخت است، از واسطه ­ها استفاده کن. از اساتید، اولیاء خدا، شهدا استفاده کن و خودت را برسان به آن مقصدی که باید برسانی و برو جلو و معطل نکن. جمع‌های خوب پیدا کن. جمع‌های فطری و رفیق‌هایی که باطن آدمی دارند. پاتوق های فطری پیدا کن، نه پاتوق های طبیعی. پاتوق‌های طبیعی آدم را جهنمی می‌کنند. تا می‌توانید رفیق‌های خوب انتخاب کنید. در این ارتباط‌ها است که عملیات دلدادگی به خدا باید شروع شود؛ و گرنه، در سر کلاس، کسی با کلاس و استاد به جایی نمی‌رسد. استاد فقط می‌تواند به ما سرخط بدهد و چینش فکرمان را درست کند و مهندسی فکر به ما بدهد. روح ما را استاد تقویت کند، اما تو باید بروی تمرین بکنی.

تمرین‌ها باید به دور از عوامل اضطراب انجام شوند تا ثمربخش باشند

اگر نتیجه کار و تمرین، درست از آب درنمی‌آید و تو مدام خواب‌های مزخرف می‌بینی، خواب‌های غصه­ دار و ترسناک می‌بینی، برای این است که سر کلاس تمرین نداشتی. یا بعد از کلاس تمرین نداشتی و یا برعکس و واژگونه تمرین کرده‌ای. یعنی با چیزهایی که به تو آرامش می‌دهد، خلوت نکرده‌ای، بلکه با چیزهایی خلوت کرده‌ای که به تو اضطراب می‌دهد. به نوع خواب‌هایت که نگاه بکنی، می‌بینی خواب‌هایت پریشان است و تفسیر و تعبیر ندارد. اینها را «اضغاث احلام» می گویند. یعنی چیزهای مزخرف و بی ­معنی. این برای آن است که خلوت‌ها و تمریناتت همراه با عوامل اضطراب بوده. دیده‌اید بعضی‌ها کتاب‌های پلیسی و جنایی می‌خوانند، فیلم‌های سینمایی نگاه می‌کنند، اصلاً این جور آدمها نمی‌توانند به آرامش برسند. چون دائماً دلشان درگیر موضوعات هیجانی است. کسی که دائماً سرش در سریال و در کارتون و فیلم است  یا دنبال  این است که چه کسی با چه کسی ازدواج کرد؛ چه کسی چه کسی را طلاق داد؛ دائم ذهنش آلوده است. این چگونه می‌تواند با خدا خلوت کند؟ خدا رحمت کند امام خمینی (رحمه‌الله‌علیه) را که ماه رجب که می‌شد، نصف برنامه­ هایش را تعطیل می‌کرد. ماه شعبان که می‌شد، 75% کارهایش تعطیل بود. ماه رمضان که می‌شد 100% تعطیل می‌کرد و درصد کوچکی نگه می‌داشت. آدم اگر خلوت نداشته باشد، اگر ملاقات نداشته باشد، اگر تمرین نداشته باشد، کارش درست نمی‌شود. اگر بطور مرتب مدرسه برویم و درس بخوانیم، مرتب کلاس برویم، مرتب استاد به ما یک چیزی بگوید و یا نوار گوش بدهیم و کتاب بخوانیم، ولی اصلاً تمرین نداشته باشیم، فایده‌ای ندارد. فردا کلاس است، صبح کلاس است، در خوابت کلاس است، همه وقت و همه جا کلاس می‌روی، اما بدون تمرین چه فایدهای دارد؟

همیشه برای تولدت به آخرت آماده باش!

«اِستِعدادِ لِلمَوت» یعنی تو آماده باشی که تا به تو گفتند: تمام است؛ شاد شوی. الان وقت تولد من است و من دیگر از این طویله ی دنیا می‌خواهم بیرون بروم. پیغمبر منتظر من است و چقدر شهدا انتظار من را می‌کشند. چقدر ائمه منتظر من هستند. با ملائکۀ الله که یک عمر سلام و علیک و صفا و رفاقت داشتم، می‌خواهم پیش شان بروم. می‌خواهم بروم نزد حضرت معصومه­ (سلام‌الله‌علیها) که در دنیا انس زیادی داشتم. مهمانی‌هایی که با حضرت زینب، علی اکبر، علی اصغر و با امام حسین و با مادرم فاطمه زهرا (علیهم‌السلام) داشتم. می‌بینی این شخص چقدر ماشاء الله با خودش کار کرده و رفیق داشته، چقدر برنامه داشته، چقدر تدارکات قشنگ برای موت و ابدیتش دیده.

در کلمات «الاِستِعدادَ لِلمَوت قَبلَ حُلولِ الفَوت» به کلمه استعداد دقت کنید. این از مقوله اطلاعات نیست، بلکه از مقوله عمل و مهارت است. پس ما باید کار بکنیم. باید شروع کنیم و عملیاتی شویم و برای این خلوت ها وقت بگذاریم و تمرین کنیم. به خیلی چیزها بگوییم نه و برویم ببینیم می‌توانیم تمرین کنیم یا نه. اگر نمی‌توانید تمرین را از سجاده شروع کنید، علتش این است که سجاده سنگین است. برای همین بود که خداوند فرمود: «إِنَّهَا لَكَبِیرَةٌ إِلَّا عَلَى الْخَاشِعِینَ[1]= به راستى این [كار] گران است مگر بر فروتنان». یعنی هرکسی با نماز نمی‌تواند اوج بگیرد. پس نمازهای‌تان را خوب بخوانید، تمرینات نماز را انجام بدهید و مهارت‌هایش را بیاموزید؛ ولی با چیزهای دیگر شروع کنید. با تعقیبات، قرآن، دعا، شنیدن و با حرف زدن با رفیق‌هایتان. ممکن است دلت اصلاً با نماز نرود، ولی اگر یک رفیق خوب داشته باشی که با هم ده دقیقه یا نیم ساعت حرف‌های معنوی بزنید و دل‌های همدیگر را هُل بدهید، می‌بینی او دل تو را دارد جلا می‌دهد و تو دل او را داری جلا می‌دهی. بعد می‌بینی چه بزمی می‌شود.

پس طبق فرمایش نبی اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) برای گشادگی قلب، تجافی از دنیا، رو آوردن به سمت آخرت و آمادگی برای تولد به خانه ابدی، موثرترین عواملی هستند که طی این چند جلسه درباره آن بحث شد.

قلب/ تجافی/ تمرین/ آمادگی برای مرگ

پی نوشت:

[1] . سوره بقره/45.

ع ل 388

نظری داده نشده

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed