مؤسسه فرهنگی هنری خیریه
از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی
دعا در رسیدن ما به هدف از خلقت اثرات زیادی دارد همچنین وسیلهی بسیار مهمی در ایجاد ارتباط بین ما با خدا و خانوادهی آسمانیمان بوده و نیز عامل مهمی برای خنثی کردن نقشههای شیطان میباشد. ما در طول دوران زندگی دشمنان جنّی و انسی بسیاری داریم که دشمنان جنّی همان شیطان و جنود او بوده که برای رشد ما بسیار ضروری هستند.
انسان از قِبَل تضادها و نوع برخورد با دشمنان حق است که میتواند عشقش به حق تعالی را ثابت کند. دوستی و دشمنی در واقع یک سکهی دو روست که یک روی آن عشق به خدا و خانوادهی آسمانی است و یک روی آن دشمنی با دشمنان آنهاست. امکان ندارد کسی، یک نفر را دوست داشته باشد ولی با موانع رسیدن به او دشمنی نکند. اگر دشمنان خارجی نباشند انسان از دریافت بسیاری از اسماء اللهی محروم میشود. همین دشمنان هستند که انسان را به مقام «عند ربهم یرزقون» میرسانند. نظام خلقت معصوم بوده و به گونهای طراحی شده که انسان بتواند تمام اسماءالهی را جذب کند. انسان باید میادین مختلفی از تخالف و تضاد را طی کند تا اسمائی که از خداوند تبارک و تعالی در او وجود دارد شکوفا شود. دعا در این مسیر بسیار مؤثر است. در روایت آمده: «الدّعا مفاتیح النجاح و مقالید الفلاح» دعا کلیدهای کامیابی و رستگاری است. وقتی دعا را کلید معرفی میکنند یعنی عامل گشایش کامیابی و رستگاری میباشد. هر یک از بخشهای وجود ما با زوج خود کامروا میشود. حس با محسوسات، خیال با مخیلات، وهم با موهومات، عقل با معقولات و فوق عقل با کمال مطلق به کامیابی میرسد. و البته برای هر بخش این پیوند لازم است. اگر کسی قدرت خیال پردازی درست نداشته باشد نمیتواند پرواز کند و از مفاسد غمها، غصهها و خود کم بینی و ... خارج شود. روابط عاشقانه با خدا و خانوادهی آسمانی با خیال تحقق پیدا میکند.
عقل اگر اطلاعات کسب نکند رشد نمیکند: «جانور فربه شود از راه نوش/ آدمی فربه شود از راه گوش» انسان با شنیدن اوج گرفته و پرواز میکند. کامیابی بخش فوق عقلانی ما فقط با خداست و خانوادهی آسمانی واسطه است. انسان باید وقتی از دنیا میرود باید از حق تعالی کام . متأسفانه روی قبر کسانی که ازدواج نکردهاند مینویسند: «جوان ناکام». در صورتی که بسیاری از انسانها بدون کام گرفتن از خدا از دنیا میروند. بهترین تعبیر را پیامبر «صلی الله علیه و آله» دارند که به این شخص، «عطشان» میگویند: «کلّ احدٍ یموتُ عطشاناً إلا ذاکرالله» همه عطشان از دنیا میروند مگر ذاکر حق تعالی. ما باید در دعا رسیدن به هدف اصلی خلقت را از خدا بخواهیم و دربارهی جزئیات آن، کار را به خدا واگذار کنیم. اگر به عهدهی انسانها باشد تقدیرهای مختلفی را برای خودشان تعیین میکنند که شاید هیچ کدام به صلاحشان نباشد. آمار جهانی نشان میدهد اکثر انسانها از بیشتر انتخابهایشان پشیمان میشوند. ما واقعاً قدرت تشخیص بسیاری از مصالحمان را نداریم. تعقیب نماز عشاء صریحاً این موضوع را مطرح کرده است. «اللهم انّه لیس لی علم به موضع رزقی و انما اطلبهُ به خطرات تخطر علی قلبی...» سعی کنیم به این دعا مداومت داشته باشیم. ماهر چه را که به ذهنمان خطور میکند تمنا کرده و از جایی به جایی برای طلب رزقمان میرویم و در آن چیزهایی که میخواهیم حیرانیم. (خدایا): نمیدانم رزقم در صحراست یا کوه، در خشکی است یا دریا، و یا در دست چه کسی است ولی میدانم که علم نزد تو و اسبابش به دست توست. (خدایا): رزقت را به لطفت قسمت کردهای و با رحمتت وسیلهساز آن شدهای. پس پروردگارا رزقت را برای من وسیع گردان و طلب آن را راحت و محل تهیهی آن را نزدیک و مرا در طلب آنچه که برایم مقدّر نکردی به زحمت نینداز پس همانا تو از عذاب من بینیازی و من به رحمت تو نیازمندم. خدا اگر ببیند انسان نیاز به خلوت دارد حتماً او را فارغ از کارهای دنیاییاش میکند. اگر انسان مصالح خداوند را در نظر نگیرد ممکن است سالها به دنبال رزقی بدود که اصلاً روزی او نبوده است. وقتی خداوند به فاطمه «سلام الله علیها» سلام میرساند و میفرماید چه میخواهد؟ حضرت عرض میکنند: میخواهم چیزی از خدا نخواهم. فکر ما محدود است پس بهتر است خدا جای ما فکر کند. اگر چیزهایی داریم که به انتخاب خودمان نبوده بلکه نصیبمان شده، و آنها را نخواهیم خیلی بیادبی است. انسان خودش پدر و مادر را انتخاب نکرده، ولی ممکن است در انتخاب همسر یا فرزنددار شدن (که اختیار با اوست) پختگی لازم را نداشته و آنچه که دوست نداشته نصیبش شده باشد. اگر ما به این انتخابهای خدا احترام بگذاریم خدا با همینها ما را به خودش میرساند. اکثر قریب به اتفاق کسانی که قدر همسرشان را نمیدانند به بلاهای زیادی دچار میشوند. (البته با موارد استثناء کاری نداریم انبیاء و ائمه «علیهمالسلام» هم گاهی کارشان به طلاق کشیده است). بیشتر طلاقها ناشی از فرار کردن و عافیتطلبی است که بعد از آن خیری نیست. در جای دیگر امیرالمؤمنین «علیهالسلام» دعا را «مصابیح النّجاح» نامیدهاند.
دعا واقعاً وسیله و اسلحه است. بهترین زمان استجابت بعد از نمازهای پنجگانه است بخصوص در نماز جماعت. در روایت آمده: اگر کسی بتواند به نماز جماعت برود و کوتاهی کند مسلمان از دنیا نمیرود. کسی که بلافاصله بعد از نماز به سمت کارهای دنیایی فرار میکند مثل این است که روزیاش به غیر از دست خداست. اگر ما کسی یا چیزی را به خدا ترجیح دهیم خدا ما را به آن واگذار میکند. «الدّعا مفتاح الرحمه» دعا کلید رحمت است. (دربارهی شرایط دعا به شرح صحیفه مراجعه نمایید.) «... و مصباح الظلمه» «... و چراغ تاریکیهاست.» روایت دیگر: «اکثرالدّعا تَسلِم من صوره الشیطان» زیاد دعا کنید تا از گزند شیطان در امان باشید. انسانی که اهل دعاست اگر آسیب ببیند به سرعت آن را ترمیم میکند. ولی کسانی که اهل دعا نیستند گاهی سالها جبران یک آسیب برای آنها طول میکشد. صدماتی که ما میخوریم چون در مملکت خداوند به ما رسیده است خدا، هم ترمیم میکند و هم به ما عوض میدهد. ثروتمندترین افراد در آخرت کسانی هستند که در دنیا بلا و مصیبت زیاد تحمل کردهاند. لذا فرمودند: نزدیکترین انسانها به خدا کسانی هستند که بیشترین بلا را تحمل کردهاند: «... الانبیاء ثمّ الامثل فالامثل...» «... انبیاء و پس از آنها شبیهترین افراد به ایشان». شیطان حتماً از چهار جهت به ما حمله میکند و با ما نجوی هم میکند و ... . به طور کلی شیوههای حملههایش به دهها صورت است. دعا به انسان امان میدهد. حملههای شیطان برای اهل دعا در حد یک سرماخوردگی، و قابل درمان است ولی برای دیگران در حکم سرطان و کشده است.
روایت بعدی روایتی است که باید دائماً جلوی چشمانمان باشد. «اعلم النّاس بالله سبحانه کثر هم له مسئله» خدا شناس ترین مردم کسی که بیشتر از همه از خداوند درخواست میکند. در سیرهی اهل بیت «علیهمالسلام» این مسئله بسیار مشهود است. باید دربارهی سیرهی ایشان بسیار مطالعه کنیم. کسی که خدا را بشناسد میداند که او «مالک یوم الدین» است و همهی خزائن زمین و آسمان در دست اوست. مهربان، رحیم و کریم هم است و همه اینها را برای ما میخواهد. ابن سینا میفرماید: بیشترین کسی که در انبساط و شادی است، خداوند است. کلمهی مبتهج را آورده است پس اگر کسی شاد نیست به معنای واقعی به خدا نزدیک نشده است. برای همین است که آثار ناشی از ارتباط با خدا و خانوادهی آسمانی در ما مشهود نیست. رایحهی هر گلی بر روی روح و جسم انسان آثار بسیار شگفتانگیزی دارد. بسیاری از بیماریهای روحی و روانی اینگونه درمان میشود. حتی انواع بوها بر بیماریهای معنوی اثرگذار هستند. ولی بعضی از عطرها در برخی محیطها که انسان استشمام میکند او را طبیعتگرا میکنند. از چنین عطر و ادکلنها نباید استفاده کرد. بعضی از عطرها روی انسان به اندازهی ده پزشک میگذارند، لذا پیامبر فرمودند: اگر دو سوم پولتان را برای عطر بپردازید اسراف نکردهاید. چه بسا نمازها و زیارتهایی که صرفاً به طور موقت روی انسان اثر میگذارند. خداوند شاد است زیرا قائم به ذات بوده و به هیچ چیزی نیاز ندارد و همه کمالات را به طور مطلق دارد. کسی که به اندازهی یک قدم حقیقتاً به خدا نزدیک شده باشد شاد است. در غیر این صورت نزدیکیاش توهمّی است.
اگر انسان در مسجد کفشهایش را بدزدند باید خدا را شکر کند کسی که نیازمند بوده در مال او سهیم شده است. زیرا بهترین مال آن است که دست بیشتری در آن باشد. اگر صدمات زندگی را شکست دانستیم باید در معرفتمان تجدید نظر کنیم آسیبها، غنائم و دارایی آخرت هستند. باید از آنها بهترین شادیها را دریافت کند. مصائب را خودمان، دیگران و یا خدا بر ما وارد کردهاند؛ خدا هم تضمین کرده که همه را میخرد، پس غصه بیمعناست. با این نگاه باید همهی سختیها را به «الله» تبدیل کنیم. سیدالشهداء «علیهالسلام» در ازای علی اصغرش بهشت نه، بلکه خدا را دریافت میکند: «الهی رضاً برضائک...» انسان باید از خدا بخواهد که در نظام ابدی خوشبختش کند. با معرفتترین انسانها کسانی هستند که بیشتر دعا میکنند زیرا فهمیدهاند: «لا املک لنفسی نفعاً و لا ضراً و لا موتا و لا حیوه و لا نشورا» یعنی ما عین ربط و خدا غنی علی الاطلاق است. انبیاء اصلاً به آنچه که نزد خودشان بود توجه و اعتماد نداشتند. انسان باید ضمن اینکه وظایفش را انجام میدهد فقط به خدا تکیه کند. مثلاً خوب درس بخواند ولی به خدا توکل کند که بتواند در امتحان موفق شود. یا اگر عازم مکه است و حال خوشی دارد باید از خدا بخواهد آنچه شایسته است به او بدهد. کسی که برای همه چیز نزد خدا میرود خیلی زیرک است زیرا هم خدا را خوب شناخته هم خودش را. انسان به محض اینکه در هر زمینهای به خودش اعتماد کند زمین میخورد. مادر حضرت مریم «سلام الله علیها» فرزندش را به خدا میسپارد: «... اعیذها بک و ذریتها من الشیطان...» پناه میدهم او و نسلش را به تو از (شرّ) شیطان.
ابن سینا میگوید: من وقتی به مشکل علمی برمیخورم دو رکعت نماز میخوانم، حل میشود. آیا ما واقعاً در کارهایمان از نماز کمک میگیریم؟ مگر گنجینههای زمین و آسمانها به دست خداوند نیست؟ کدامیک از ما تا به حال دو رکعت نماز فقط برای درخواست تعجیل در ظهور حضرت خوانده است؟ قیمت ما از نوع هوسهایمان معلوم میشود. عدهای به محض اینکه مبلغی علاوه بر هزینههایشان به دست میآورند سریع بلیت رفت و برگشت به مشهد تهیه کرده و یک شب با حضرت رضا «علیهالسلام» صفا میکنند. شاگرد خاص آقا شیخ جعفر مجتهدی «رضوان الله» نقل میکرد: روحانی با صفایی دائماً به ایشان مراجعه میکرد که دعا کنند شرایطی فراهم شود که ماهی دو سه بار به محضر امام رضا «علیهالسلام» تشرف پیدا کند. ضمناً آن شخص بسیار فقیر بود. به حدی که عبایش نیز پاره بود. پس از مدتی پولی جمع کرده عبای نو خرید. از قضا در خیابان به سید روحانیای برخورد میکند که عبایش خیلی کهنه بود از جهت سید بودن ایشان حیا میکند و عبای خود را که تازه خریداری کرده بود را با ایشان عوض میکند. وقتی به محضر آقا شیخ جعفر مجتهدی «رضوان الله» وارد میشود ایشان میفرمایند: تو با این کاری که کردهای حضرت فاطمه «سلام الله علیها» را از خودت راضی کردهای لذا مقرر شده که در ماه سه هفته در مشهد باشی و امام رضا «علیهالسلام» را در بیداری مشاهده خواهی کرد. این آقا (آقای گل محمدی) تعریف کرد که وقتی در مشهد عازم هیئت بوده شخصی را با لباس معمولی که پالتو ویژهای به تن داشته و کلاه خاصی به سر گذاشته و بسیار زیبا بودند با ایشان سلام و احوالپرسی کرده و فرموده بودند: رفتی قم سلام مرا به شیخ جعفر آقا مجتهدی برسان. بعد از آن متوجه شده که سعادت ملاقات حضرت نصیبش شده است. اگر کسی یک قدم به سمت خدا برود خدا یک ذراع به سمت او میآید و اگر کسی یک ذراع برود خداوند یک باع به سمت او میآید. کسی که صادق باشد خدا و اهل بیت «علیهمالسلام» و فرشتگان به سرعت به سوی او میآیند. کسانی که خودشان را میشناسند زیاد دعا میکنند. قیمت ما به اندازهی میلها، هوسها، خیالها و خوابهایمان است. ما اصلاً بلد نیستیم جوانی کنیم:
«سعدیا اگر عاشقی کنی و جوانی عشق محمد بس است و آل محمد»
والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته
کلیدواژه ها:
آثار استاد