www.montazer.ir
یک‌شنبه 14 ژوئن 2026
شناسه مطلب: 8842
زمان انتشار: 6 فوریه 2018
| |
محبتِ علی (علیه‌السلام) سکرات موت را آسان می کند

منازل الاخره، جلسه 6، 88/6/20

محبتِ علی (علیه‌السلام) سکرات موت را آسان می کند

در روایتی داریم از نبی اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) می­‌فرماید:«مَن أَحَبَّ عَلیّاً هَوَّنَ اللهُ عَلَیهِ سَکَراتَ المَوت= هر کس که علی را دوست داشته باشد خداوند بر او سکرات موت را آسان می‌کند»(فضائل الشیعه، ص3). پس هر چقدر این محبت عمیق‌­تر باشد، صمیمیت بیشتر باشد، آسانی جان دادن هم بیشتر خواهد شد.

خداوند تبارک و تعالی وقتی ملک الموت را برای قبض روح مؤمن می‌فرستد، ملک الموت با تشریفات و ادب خاصی به سراغ مؤمن می‌رود. امام صادق(علیه‌السلام) می‌فرماید: پنج تن(علیهم‌السلام) در موقع احتضار بالای سر مُحتضر می‌آیند و مؤمن محتضر آنها را می بیند و با دیدن آنها و بهشت به آسانی جان می‌دهد. این الحاق یعنی ختمِ آخرِ انسان منجر به پیوستن به پنج تن می‌شود. ملحق شدنِ ما به پنج تن(علیهم‌السلام) چیزی است که ما دائما در نماز آن را می‌خواهیم:«اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِیمَ صِراطَ الَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ» یعنی ما دائما در نماز می‌خواهیم که به راه مستقیم و راه کسانی که خداوند تبارک و تعالی به آنها نعمت داده، هدایت شویم. به عبارت دیگر، ما در دنیا این ملحق شدن را داریم. یعنی در دنیا بر اساس عشق به آنها، دستورات، روش و منش و نوع زندگی آنها زندگی می‌کنیم و بدیهی است که موقع وفات انسان با دیدنِ این معشوق‌ها و پیوستن به آنها شاد می‌شود و سختی مرگ را فراموش می‌کند. نه تنها این رابطه در معشوق‌­های فطری و الهی صدق می‌کند، بلکه درباره معشوق‌­های طبیعی و شیطانی هم صادق است. به فرموده ی پیامبر گرامی:«المَرءُ مَعَ مَن اَحَب= انسان با کسی محشور می‌شود که دوستش دارد». این یک قاعده است. شخصی خدمت نبی اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) آمد و عرض کرد:« من خیلی دوست دارم نماز بخوانم، اما نوع کارم طوری است که به واجبات نمی‌رسم. خیلی دوست دارم روزه­‌های مستحبی بگیرم، نوع شغلم به گونه‌­ای است که به جز روزه‌­های واجب را نمی‌توانم بگیرم. خیلی دوست دارم واقعا از صمیم قلب صدقه بدهم اما وسعم نمی‌رسد». حضرت فرمودند:«المَرءُ مَعَ مَن اَحَبِّ= انسان با آنچه که دوست دارد محشور می‌شود». ممکن است ما در عمل خیلی موفق باشیم و خیلی از واجبات و طاعات را انجام بدهیم، اما اگر خداوند ببیند، واقعا در قلب ما این نیت است و ما صدق نیت داریم، اجر آن را به ما خواهد داد. علامتش این است که انسان هر وقت مشکلات و موانعش برطرف می­‌شود، آن را واقعاً انجام می‌دهد. برای همین هم امام باقر(علیه‌السلام) فرمود:«مَن طَلَبَ شَهادَۀَ بِصِدقِ النِیَّۀ ماتَ شَهیداً وَ لَو کانَ عَلی فِراشِه= کسی که به صدق نیت از روی حقیقت از صمیم دلش شهادت را بخواهد او شهید از دنیا می‌رود حتی اگر در رختخوابش بمیرد». این شخصی است که اگر موقعیت جهاد پیدا می‌کرد، حتماً جانش را در راه خدا می‌داد. پس انسان محشور می‌شود با محبوب­هایی که ذاتاً دوستشان دارد. الحاق به اهل بیت(علیهم‌السلام) هنگام مرگ، نتیجه‌ی اطاعت از آنهاست پیوستن به اهل بیت در هنگام احتضار وقتی اتفاق می‌افتد که شخص در زندگی دنیا اهل اطاعت از خدا و رسول او بوده و با آنها زندگی کرده باشد. قرآن در سوره نساء آیه 69 می فرماید:«وَمَنْ یُطِعِ اللَّهَ وَالرَّسُولَ فَأُولَئِكَ مَعَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ مِنَ النَّبِیِّینَ وَالصِّدِّیقِینَ وَالشُّهَدَاءِ وَالصَّالِحِینَ وَحَسُنَ أُولَئِكَ رَفِیقًا=و كسانى كه از خدا و پیامبر اطاعت كنند در زمره كسانى خواهند بود كه خدا ایشان را گرامى داشته [یعنى] با پیامبران و راستان و شهیدان و شایستگانند و آنان چه نیكو همدمانند». کسانی که اهل اطاعت خدا و رسول هستند، با کسانی معیت پیدا می‌کنند که خداوند به آنها نعمت داده است. اینها چه کسانی هستند؟ اولین گروهی که ما می‌خواهیم با آنها محشور شویم، انبیاء هستند و در رأس‌شان حضرت محمد مصطفی(صلی‌الله‌علیه‌وآله) است. گروه های بعدی صدیقین، شهدا و صالحین هستند. این 4 گروه لیاقت و غایت و آرزوی شما هستند و شما با اینها خوشبخت می‌شوید. لازمه‌ی ملحق شدن انسان به اینها در هنگام مرگ، اطاعت خدا و رسول است و این که انسان راه انبیاء، صدیقین و شهدا و صالحین را با دلدادگی برود نه با اجبار و اکراه. «حَسُنَ أُولئِكَ رَفِیقاً» یعنی این 4 گروه برای تو در دنیا رفیق‌­های خوبی هستند. با آنها زندگی کن. براساس رفاقت با آنها زندگی کنید. این اشتباه است که فکر کنی، آنها ستاره و اخترِ آسمان ولایت و دور از دسترس ما هستند. امیرالمؤمنین پدر من و رفیق من است.   قرآن در این آیه مبارکه به ما مژده می‌دهد که هر کس که خدا و رسول را اطاعت بکند، با آنها خواهد بود. «معیت» را به عنوان معلول «اطاعت» ذکر می‌کند. می‌گوید شما با هر کس که می‌خواهید محشور بشوید، باید منش و روشش را قبول داشته باشید به همان نحو زندگی کنید در این صورت با آنها محشور می‌شوید. مثلاً افراد زیادی هستند که ممکن است، کار آدم‌های بی­‌حیا و معصیت­‌کار را انجام ندهند، اما از آن کارها و شیوه زندگی آنها خوششان می­‌آید، روش ظالمان را انجام نمی‌دهند، اما روش آنها را دوست دارند. حضرت می‌فرماید: خدا آنها را با همان ظالمان محشور می­‌کند و گناه آنها را هم به اینها خواهد داد. چون به کار آنها راضی بودند:«مَن رَضِی بِفِعلِ القَوم کَالدّاخِلِ فیهِم= کسی که به روش و رفتار گروهی راضی باشد خداوند او را با آنها محشور می­‌کند». آنهایی که از نظر لباس پوشیدن، قیافه، رفتارهای فردی و خانوادگی و اجتماعی مقلد کسی می­‌شوند با آنها محشور می‌شوند. این یک قاعده است که پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) فرمودند:«مَن تَشَبَّه بِقَومٍ فَهُوَ مِنهُم= هر کس خودش را شبیه هر گروهی دربیاورد با همان‌ها محشور می­‌شود». کسانی که در نماز می‌گویند ما می‌خواهیم به راه کسانی که تو به آنها نعمت داده ای برویم و صدق نیت دارند آنها در دنیا همان مسیر را طی می­‌کنند و لازمه‌­اش هم این است که شیوه‌­های زندگی آنها را تبعیت کنند و این باعث الحاق می‌شود. پس شباهت و سنخیت باعث الحاق می‌شود. بنابراین انسان پیش از آن که بخواهد روی عملش سرمایه‌­گذاری کند باید روی نظام محبتی خود سرمایه‌­گذاری کند. شما هر چقدر که به زیارت امام زاده ها و شهدا می‌روید به همان میزان آنها در سفر به سمت آخرت به دیدار شما خواهند آمد. بعد از فوت مرحوم حائری(ره) یکی از بزرگان او را در خواب دید که می‌گفت:«من حسرت می‌خورم که چرا 53 بار زیارت امام رضا(علیه‌السلام) رفتم، کاش بیشتر می رفتم. چون به همین تعداد که من زیارت ایشان رفتم، حضرت به دیدن من آمد». پرسیده بود: دوست داری برگردی؟ گفته بود: بله دوست دارم برگردم و بیشتر به زیارت امام رضا بروم. کسی که یک عمر با پیامبر و آل (علیهم‌السلام) رابطه داشته و زیارت عاشورا خوانده؛ زیارت سایر معصومین (علیهم‌السلام) را خوانده و با اینها دلدادگی داشته، طبیعی است که موقع مُردن آنها بالای سر انسان می آیند. جان دادنِ آسان و شیرین محصول رفاقت با اهل بیت(علیهم‌السلام) است هر کس می‌خواهد جان دادن شیرین و عالی از نظر تشریفات و عظمت داشته باشد، تنها راه آن، معیت با خدا و اهل بیت(علیهم‌السلام) است و شرط معیت هم اطاعت از خدا و رسول او بود. هر چقدر رفاقت ما احساس صمیمیت ما دلدادگی ما به اهل بیت(علیهم‌السلام) بیشتر باشد چرتکه‌­های مادی در ارتباط و کار برای آنها نیندازیم و وقتی می‌خواهیم فداکاری بکنیم و خودمان را برای آنها وقف بکنیم و انگیزه­‌مان از دلدادگی به محمد و آل محمد (علیهم‌السلام) از محبت و صمیمیت بیشتری برخوردار باشد، یقینا نوع منتقل شدن ما به آنها هم از یک درجه خیلی بالا و صمیمیت و شیرینی بالا برخوردار خواهد بود. کسی که به زیارت ائمه و امامزاده‌ها می‌رود با انبیاء انس دارد و با آنها غریبه نیست. چون در مقابل قبله می‌ایستد و اول به انبیاء سلام می‌کند:«السَّلامُ عَلی آدَمَ صِفوَۀِ الله السَّلامُ عَلی نُوحٍ نَبیِّ الله السَّلامُ عَلی إِبراهیمَ خَلیلِ الله السَّلامُ عَلی مُوسی کَلیمِ الله السَّلامُ عَلی عیسی رُوحِ الله ». انبیاء و شهدا و صدیقین و صالحین که به فرموده قرآن بهترین رفقای انسان هستند، می‌آیند و به او سر می‌زنند، چون رفیقان خوب موقع نیاز به کمک انسان می‌آیند و بسته به این است که تو چقدر واقعا با اینها صمیمی هستی و رفاقت برقرار می‌کنی. مثلاً زمانی مجبورت می‌کنند و در محیطی قرار می‌گیری که مجبور هستی به این روابط تن بدهی، این دلدادگی نیست. اما یک زمان است تو تحت هر شرایطی این دلدادگی را داری. گاهی در بعضی خانواده‌ها مرد به شدت شیفته اهل بیت است، زن خانه اصلا رغبتی ندارد یا زن خانه به شدت شیفته اهل بیت است و مرد اصلا رغبتی ندارد. یا پدر و مادر علاقمند به اهل بیت هستند و بچه­‌ها رغبتی ندارند. در بعضی از خانواده‌­ها بچه‌­ها تحت نفوذ مربیان خوب و در محیط‌های اجتماعی خوب درست تربیت شده­‌اند، عاشق اهل بیتند و پدر و مادر نیستند. یعنی دلدادگی ما به کس دیگر ربطی ندارد. «بسم الله الرحمن الرحیم» و اثر آن در آسان جان دادن روایت است که عزرائیل(علیه‌السلام) وقتی برای گرفتن جان مؤمن می‌­آید، مؤمن احساس عدم آمادگی و حالت غافلگیری برایش دست می‌دهد، نه اینکه بدش بیاید. یک ذره تأنی، تأمل معطلی و احساس سنگینی دارد. خداوند تبارک و تعالی به عزرائیل(علیه‌السلام) می فرماید: کف دستت بنویس «بِسمِ الله الرَّحمنِ الرَّحیم» و نشانش بده». حال این مقام چقدر مقام بالایی است و این شخص تا چه حد مأنوس است که وقتی می‌خواهد بمیرد، خداوند به عزرائیل(علیه‌السلام) این چنین امر می کند. تا او «بِسمِ الله» را می­‌بیند یک دفعه متوجه می­‌شود که در بهشت است. یعنی اصلا مسیر را متوجه نشده که تا بهشت آمده، انتقال را نفهمیده. همین که «بِسمِ الله» را دیده، روح از بدن بیرون آمده و بدن را رها کرده است. خوش به حال کسانی که با«بِسمِ الله الرَّحمنِ الرَّحیم» انس دارند. یکی از ذکرهای مهمی که اولیای خدا، بزرگان و عرفا به شاگردان شان توصیه می‌کنند ذکر «بِسمِ الله الرَّحمنِ الرَّحیم‌» است. بخصوص صبح‌ها بعد از نماز مستحب است، انسان 19 بار این ذکر را بگوید و یک دوره آموزشی خاصی دارد که انسان با «بِسمِ الله الرَّحمنِ الرَّحیم» در دنیا محشور و مأنوس باشد. نه اینکه «بِسمِ الله الرَّحمنِ الرَّحیم» را فقط موقع کارها بگوید. هر چند این هم خیلی ارزش دارد که انسان در شروع هر کاری چه مادی و چه معنوی با «بِسمِ الله الرَّحمنِ الرَّحیم» شروع کند، این خیلی ارزش دارد. بلکه انس با «بِسمِ الله الرَّحمنِ الرَّحیم» یک مقام سلوکی است که انسان باید طی بکند تا به حقیقت «بِسمِ الله الرَّحمنِ الرَّحیم» نائل و با آن محشور شود. حال آنهایی که از «بِسمِ الله الرَّحمنِ الرَّحیم» لذت می­‌بَرند، چه مژده خوبی برای آنهاست. اینگونه نیست که یک نفر در دنیا هیچ انسی با «بِسمِ الله الرَّحمنِ الرَّحیم» یا اذکار طیبه و پنج تن آل عبا نداشته باشد و موقع مُردن دیدن اینها برایش اشتیاق بیاورد، بلکه اگر انس نباشد، حالش خراب می‌شود. کسی که با «بِسمِ الله الرَّحمنِ الرَّحیم» انس نداشته باشد، با شنیدن صوت قرآن خیلی حالش بد می شود. مثل داستانی که در مثنوی نقل شده، شخصی از روستا به شهر آمده بود. در روستا فقط با گاو و گوسفند و پهن و این چیزها سرو کار داشت. در شهر به بازار عطارها که رفته بود، بوی عطر به مشامش می‌خورد و بیهوش می‌شود. می‌خواستند او را به هوش بیاورند، گلاب سرش می‌­ریختند، او بدتر می­‌شد. چون او با این بو آشنا نبود. یک نفر که حال او را می‌­فهمید، یک مقدار پِهِن جلوی بینی­‌اش گرفت او به هوش آمد. خیلی از آدمها هستند که در موقع مُردن «بِسمِ الله الرَّحمنِ الرَّحیم» برایشان بگویی، آیه برایشان بخوانی، قرآن برایشان بخوانی، اسم پنج تن را بیاوری، حالشان خراب می‌­شود. نعره و فریاد می­‌کِشند. مرحوم حاج شیخ عباس قمی(ره) صاحب مفاتیح می‌گفت: در یک قبرستان من صدای نعره یک شتر می­شنیدم. فکر کردم شتر است و می‌خواهند او را بکُشند و او جیغ می­زند. رفتم دیدم مُرده­ای را آورده­اند و من صدای نعره را از او می­شنوم. هر چه برایش قرآن می‌خواندند، او بیشتر داد میزد. اذکار طیبه، خمسه طیبه(علیهم‌السلام)، چهارده معصوم(علیهم‌السلام)، نشانه‌های مقدس، شعائر الهی چیزهایی هستند که یک فطرت پاک با آنها سنخیت دارد. حقیقت انسان و خلقت انسان بر اساس همین مقدسات است. چقدر خوب است انسان در دنیا واقعا با اینها انس بگیرد. شخصی که دیدن « بِسمِ الله الرَّحمنِ الرَّحیم» او را کاملاً از دنیا غافل می‌کند و یک دفعه دنیا و بدنش و طبیعت را راحت رها می‌کند. این شخصیت بزرگی است و در دنیا این چنین با شرافت زندگی کرده است و نحوه جان دادن مؤمن اینگونه است و گرنه این گونه نیست که حضرت عزرائیل بالای سر هر کسی بیاید و در کف دستش « بِسمِ الله الرَّحمنِ الرَّحیم» بنویسد و نشانش بدهد. شاید اگر بخواهد عذابش بکند این کار را انجام دهد، چون آنهایی که سنخیت نداشته باشند با این کار، خیلی عذاب می­‌کشند. چرا بعضی از مؤمنین موقع مُردن راحت جان نمی‌­دهند؟ گاهی شخصی در زندگیش خیلی آدم مؤمن و خوبی بوده، اعمال صالح داشته، اهل ارتباط بوده، ولی موقع مُردن راحت جان نمی­‌دهد. علت چیست؟ مؤمنینی که گفتیم با تشریفاتی مثل دیدن حضرت عزرائیل و نشان دادنِ «بِسمِ الله الرَّحمنِ الرَّحیم» و دیدن پنج تن(علیهم‌السلام) جان به جان آفرین تسلیم می‌کنند، کسانی هستند که پاک پاک زندگی کرده‌اند. بعضی از مؤمنین هستند که یک مقدار گناه دارند و برای اینکه در قبر گرفتار سختی های قبر و عالم برزخ نشوند، خداوند تبارک و تعالی از روی لطف و محبت با سختی و سکرات موت آنها را پاک می‌کند. نبی اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) می‌فرماید:«المَوتُ کَفّارَۀٌ لِذُنُوبِ المؤمنین= موت کفاره است برای گناهان مؤمنین». یعنی مؤمنینی که خود را از گناه پاک و تصفیه نکرده و توبه نکرده اند؛ این مؤمنین با فشارِ مُردن و با سکرات و غمرات موت پاکِ پاک می­‌شوند. سکرات موت، مؤمن را از گناه پاک می کند روایتی از امام کاظم(علیه‌السلام) می ‌فرماید: «إِنَّ الْمَوْتَ هُوَ الْمِصْفَاةُ، یُصَفِّی الْمُؤْمِنِینَ مِنْ ذُنُوبِهِمْ، فَیَكُونُ آخِرُ أَلَمٍ یُصِیبُهُمْ كَفَّارَةَ آخِرِ وِزْرٍ عَلَیْهِمْ = موت تصفیه­ کننده است، مؤمنین را از گناهان شان پاک می کند، آخرین درد که به مؤمن می‌رسد، کفاره آخرین گناهی است که بر آنها باقی مانده است». یعنی سکرات موت تصفیه ­کننده است. یک موقع ما خدای ناکرده فکر نکنیم که این شخص آدم بدی بوده، خیر. آدم خوب و محبوبی بوده و خدا چون دوستش دارد، در همان لحظه در دستگاه تصفیه موت، پاکش می‌کند که وقتی آن طرف می رود راحت باشد. بعضی‌ها حجم گناهان‌شان به قدری است که سکرات و سختی جان کندن هم برایشان کافی نیست یعنی آنها را پاک نمی‌کند. بنابراین افراد با فشار قبر پاک می‌شوند. (بحث فشار قبر را در جلسات آینده بیان می‌کنیم). حدیث قدسی درباره مراحل پاک شدن مؤمن از گناه بیماری، گرفتار ظلمه شدن، تنگ شدن روزی و در آخر سکرات موت مراحلی هستند که باعث پاک شدن مؤمن از گناه می شوند. امام صادق (علیه‌السلام) حدیث قدسی‌ای را بیان می کنند که خداوند می‌فرماید:« ما مِن عَبدٍ (للّهِ) أُرِیدُ أَن أُدخِلَهُ الجَنَّةَ إِلّا ابتَلَیتُهُ فِی جَسَدِهِ، فَإِن كانَ ذَلِكَ كَفّارَةٌ لِذُنُوبِهِ وَإِلّا سَلَّطتُ عَلَیهِ سُلطانا، فَإِن كانَ ذَلِكَ كَفّارَةً لِذُنُوبِه وَإِلّا ضَیَّقتُ عَلَیهِ فِی رِزقِهِ ، فَإِن كانَ ذَلِكَ كَفّارَةً لِذُنُوبِهِ وَإِلّا شَدَّدتُ عَلَیهِ عِندَ المَوتِ ، حَتّى یَأتِیَنِی وَلا ذَنبَ لَهُ ، ثُمَّ أُدخِلُهُ الجَنَّةَ = [1]هیچ بنده‌ای نیست، مگر این که من بخواهم او بهشتی شود. پس مریضش می‌کنم پس آن کفاره گناهانش می شود و اگر نشد، سلطانی را بر او مسلط می‌کنم، تا کفاره گناهانش شود، و اگر نشد، روزی اش را تنگ می کنم، تا کفاره گناهانش شود، و اگر نشد، هنگام مرگ بر او سخت می‌گیرم، تا این که گناهی بر او نماند، سپس او را داخل بهشت می‌کنم». «ما مِن عَبدٍ أُریدُ أَن اُدخِلَهُ الجَنَّۀ= هیچ بنده­ای نیست مگر اینکه من بخواهم او بهشتی شود». خواستن خدا چگونه است؟ ابتدا به ساکن است؟ یعنی هر که را که عشق خداوند کشید، بهشت می‌برد و بعضی‌­ها را جهنم؟ نه، بلکه این بنده است که اینطور انتخاب می‌کند. یعنی نوعی از رفتار را در پیش می‌­گیرد که لایق بهشت یا جهنم می‌شود. بنابراین، خداوند می‌فرماید: اگر بنده کاری بکند که من بخواهم او را به بهشت ببرم به این صورت است: «ِإلّا اِبتَلَیتُهُ فی جَسَدِه= مریضش می ‌کنم». بیماری گاهی کفاره گناه و زمانی مقام و درجه است. در روایت هم داریم درجاتی در بهشت است که انسان جز با بیماری به آنها نمیرسد. اینطور نیست که هر کس مریض شد، پس معلوم است که حتما گناه­کار بوده، خیر. ممکن است خداوند برایش درجات بالایی در نظر گرفته باشد و باید حجمی از طبیعتش در فشار قرار بگیرد تا به درجات عالی برسد. بیماری یکی از دستگاه‌های تصفیه در زندگی است، به شرطی که انسان در معالجه خودش کوتاهی نکرده باشد. کسی که مسواک نمی­‌زند، دندان­‌هایش خراب شده و دندان‌­درد می‌گیرد، این خودش خود را به درد انداخته؛ باید مسواک می‌‌زد. ولی اگر بهداشت را رعایت کرده؛ یا جبهه بوده و مجروح شده؛ تصادف کرده؛ یا سرطانی دچار شده دست خودش نبوده؛ خودش مسئول این کار نبوده؛ بالأخره برایش پیش آمده، این‌ها برای مؤمن بد نیست. این مریضی مبارک است، چون دائما او را تصفیه می­‌کند و کفاره گناهانش می‌باشد. ولی بعضی­‌ها حجم گناه­کاری و غفلت‌شان به قدری است که با مریضی ­‌هم پاک نمی­‌شوند. با مریضی هم درست نمی­ شوند. مریض است؛ گناهکار حرف‌ه­ای هم است. دائما معصیت می­‌کند. گرفتاری‌­های اخلاقی مثل تکبر، تمسخر دیگران، نیش زدن به دیگران، تحقیر دیگران، حسادت، انواع بداخلاقی‌هایی که خیلی آزاردهنده است، دارند. اگر این بیماری او کفاره گناهش شد که شد، اگر نشد: «و إِلّا سَلَّطتُ عَلَیهِ سُلطانَه= سلطانی را به او حاکم می­‌کنم» یک آدم بد، فرمانروای بد، حاکم بد، رئیس بد و مدیر بدی را، بر او حاکم می­‌کند. در واقع انسان گرفتار ظلمه می­‌شود. گرفتار ظلم و زورگویی می­‌شود. سر راه بعضی ها در زندگی کسانی قرار می‌گیرند که دائما در حق آنها ظلم می­‌کنند. اینها کفاره گناه است. البته ممکن است مقام هم باشد. کما اینکه بیماری هم می تواند مقام باشد. حال اگر بیماری و سختی و گرفتار شدن به ظلمه، کفاره گناهان نشود و او را پاک نکند و حجم گناهش بیشتر از این باشد، خداوند می‌فرماید: «وَ إِلّا ضَیَّقتُ عَلیَهِ فی رِزقِه= روزی­اش را کم می­‌کنم». مشکلات اقتصادی پیدا می‌کند. روزی­ اش کم می­‌شود. تلاش می­‌کند و آنقدر که می­‌دود، گیرش نمی‌­آید. آسیب‌­های اقتصادی آسیب­‌های مالی می­‌بیند و این کفاره گناهانش می شود. اگر کفاره گناهانش شد که شد، اگر نشد: «وَ إِلّا شَدَّدتُ عَلَیهِ عِندَ المَوت حَتّی یَأتِیَنی وَ لا ذَنبَ لَهُ ثُمَّ اُدخِلُهُ الجَنَّۀ ثُمَّ اُدخِلُهُ الجَنَّۀ = موقع مُردن به او سخت می­‌گیرم، تا اینکه تمام گناهانش آمرزیده شود سپس او را داخل بهشت می‌­کنم ». بنابراین گرفتاری­‌های این­‌چنینی، آزمایشات، سختی­‌ها، بیماری‌­ها و چیزهایی که با طبیعت ما سازگاری ندارند، طبیعت و حیوانیت ما تحت فشار قرار می­‌دهند، برای ما لازم است. خود ما هم این را می‌­پسندیم، اگر قرار باشد انسان بین عذاب قبر و این نوع مشکلات یکی را انتخاب کند، دنیایی و آخرتی کدام را انتخاب می‌­کند؟ قطعاً مشکلات دنیایی­ را انتخاب می­‌کند. سفر پرماجرا   [1] - الكافی : ج 2 ص 446 ح 10.

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 7466
زمان انتشار: 13 اکتبر 2017
| |
در وداع زیارت بخواهید که دوباره بازگردید

شرح دعای ندبه،‌ جلسه 8، 96/6/24

در وداع زیارت بخواهید که دوباره بازگردید

از جمله آداب زیارت، وداع هنگام بازگشت است. در این دعا بهترین آرزو و دعاها را می کنیم. از جمله، درخواست زیارت مجدد، دستگیری و توجه آنها، نیت صادق، ايمان و تقوا، فروتن، روزى گسترده حلال پاك و به فکر ما بودن.

در وداع زیارت، بعد از خداحافظی دوباره بهترین بازگشت را آرزو می کنید. این طور می گوئیم: «وَ رَزَقَنِیَ اللَّهُ الْعَوْدَ ثُمَّ الْعَوْدَ ثُمَّ الْعَوْدَ = خدا روزی من کند که برگردم و برگردم و برگردم». تک تک کلماتی که در وداع بیان شده، مبانی انسان شناسی دارد. یعنی یک ریشه‌ی روان شناسی انسانی بر مبنای فوق عقل ما طراحی شده است. این درخواست بازگشت برای چیست؟   توجه کنید اصل در زندگی با خانواده است که این هم یک اصل پذیرفته است. به عنوان مثال، طبیعی‌ترین حالت بچه این است که او پدر و مادر داشته‌باشد و در کنار آنها بزرگ شود.‏ ازدواج هم که می‌کند و تشکیل خانواده می‌دهد باز ارتباطش با خانواده‏ و اصل و نسبش حفظ است ولی در قالب یک زندگی جدید. این حالت طبیعی است و از نظر عقلی و عاطفی اصل حیات با خانواده است. شما باید با خانواده زندگی کنید. غیر از این طبیعی نیست. در حیات فطری و انسانی، خانواده ما اهل‌بیت هستند. زیارت و ملاقات معصوم که پدر و امام ما هستند در واقع  به زیارت اصل و ریشه‌ی خودمان رفتیم. برگشتن، ارتباط داشتن و زندگی کردن با اهل‌بیت کرامت و شرافت ماست. در قاعده‌ی الحاق می‌خوانیم اگر کسی بخواهد با اهل‌بیت در نظام برزخی باشد، باید در دنیا با آنها زندگی کند. این طلبی است که در زیارت عاشورا هم می‌گوئیم: «انْ یَجْعَلَنی مَعَکُمْ فِی الدُّنْیا وَالاْخِرَةِ= من در دنیا و آخرت با شما باشم». پس بنا هم نیست هیچ وقت از خانواده آسمانی مان جدا شویم، بلکه باید برای همیشه با آنها زندگی کنیم. زندگی با اهل‌بیت یعنی از روابط رسمی در بیاییم و با اصل و ریشه خودمان به صورت حقیقی زندگی کنیم. این معیت می‌شود. همان طور که همسرت، پدرت، مادرت، بچه هایت، دوستانت، اطرافیانت، نفست هستند و اگر ارتباطت با آنها قطع بشود، حالت خفگی و بی‌قراری به تو دست می‌دهد،‌ ارتباط با اهل بیت علیهم‌السلام هم باید برای تو همین طور باشد، کسی که بخش بخش انسانی‌اش فعال است، ارتباط با حرم برای او همیشگی است، اما متاسفانه این خانواده حقیقی و اصلی‌مان را فراموش کردیم و اصلاً زندگی با آنها شروع را نکردیم.   بنابراین، وقتی شما به ملاقات امام رضا یا هر امام دیگری می‌روید، اصل به بازگشت است. باید پیش بپدرت برگردی. نه این که حالا هر وقت کار نداشتم، درس نداشتم، وقت کردم،‌ یک زیارتی هم بروم. گاهی می‌بینیم مدتها می‌گذرد و هیچ رفت و آمدی برقرار نشده. در حالی که ارتباط با خانواده حقیقی‌مان حیات قلب و اکسیژن معنوی ماست. باید استنشاقش کنیم. گاهی زن و شوهری به دلایل مختلفی مدتی همدیگر را نمی‌بینند. در این مدت صدبار با هم تلفنی صحبت می‌کنند یا پیامک می‌دهند، صدای همدیگر را می‌شنوند، این ارتباط را حفظ می‌کنند، اما اگر مرد یا زن برود و نیاید؛ برود و گم شود؛ برود و اسیر شود؛ برود پیدایش نشود، این طبیعی نیست و مقبول هم نیست. اگر ما هم در زیارت معصوم قصد برگشت نداشته باشیم و ارتباط‌ها قطع شود، آن وقت این گونه می‌شود که حضرت زهرا سلام‌الله علیها از آن می‌ترسید و می‌فرماید ما  اگر بخواهیم در قیامت دست‌مان به شما برسد 300 هزار سال طول می‌کشد. این فاصله را خودمان در دنیا ایجاد کردیم. آنجا هم نمی توانیم وصل شویم. چه کنیم تا اهل بیت از ما دستگیری کنند؟ برای دوری از بدعاقبتی، باید سبک زندگی مان را در ارتباطات چهارگانه؛ جمادی، گیاهی، حیوانی و عقلانی به گونه‌ای تنظیم کنیم تا گم نشویم، یعنی دچار خودفراموشی نشویم. خودی که از جنس اهل بیت است. وقتی انسان نطفه‌اش بسته می‌شود؛ اول جماد است، بعد حالت گیاهی پیدا می‌کند، بعد حالت حیوانی پیدا می‌کند، بعد فهم و قدرت عقلانی پیدا می‌کند. بعد اگر توانست حیات انسانی پیدا می‌کند. انسان تا زمانی که سه معشوق الله، اهل بیت و جهاد را بر قلبش حاکم نکند، باطنش انسانی نمی‌شود و به حیات انسانی هم نمی‌رسد. افرادی که از خانواده‌شان دور بودند بعد از چند سال که آنها را پیدا می‌کنند، سبک زندگی‌اش تغییر می‌کند. رفت و آمد و ارتباط‌اش به سبک جدید طراحی می‌شود. مشکل ما این است که چون به خودشناسی به معنای حقیقی نرسیدیم و مشغول خودهای چهارگانه هستیم، با خودی که از جنس اهل‌بیت هست، مأنوس نیستیم. به عنواان مثال، در اربعین هم شیعیان و هم اهل سنت شرکت می کنند. هر کدام هم برای خودشان توجیهاتی دارد ولی مسیحیان، یهودیان، هندوها و سایر ادیان چه توجیهاتی می‌توانند داشته باشند! یا چه جواب منطقی می‌توانند برای این حضور در این شرکت داشته باشند! حتی می‌بینیم که اربعین سانسور خبری می‌شود چون آبروی دنیا و طبیعت‌گراها می‌رود، یعنی هندو، مسیحی، یهودی، سنی و شیعه تمام اختلافاتشان را کنار گذاشتند و همه حول محور یک انسان کامل جمع می‌شوند. قلب محل اقامت اهل بیت است در دعا اصرار فراوان بر این است که شما جزء خانواده اهل بیت هستید. ریشه، اصل و خانواده‌ای غیر از ما ندارید. پس بیاید با ما زندگی کنید. باور این مسئله  آنقدر سخت بود که منجر شده امام زمان 1180 سال در غیبت به سر ببرند،‌ یعنی معطل است تا ما بفهمیم او پدر، امام و خویش ماست. ولی متاسفانه فهمش راحت نیست. برای همین دلهای ما به یکی از کمالات چهارگانه دنیایی وابسته شده. هر چقدر بگوئیم: او امام زمانت است. می‌شنود و ممکن است تصدیق هم کند وقتی توجهی نمی‌کند دوباره به کس و کارِ طبیعی اش بر می‌گردد. استقرار خیلی مهم است. این که تلاش کنم به چادر بابایم بروم و در آنجا بمانم، فهمیدنش سخت است، یعنی اقامت نمی‌خواهیم بکنیم. مثل عده‌ای که خارج از کشور به قصد تفریح می‌روند، یکی دو ماه آنجا می‌مانند،‌ ولی اقامت دائم ندارند. اگر کسی اقامتی باشد می‌گوید می‌خواهم اینجا بمانم. در ارتباط با اهل‌بیت هم بنا همین است، یعنی مقیم شدن در چادر اهل‌بیت، ماندن در چادر اهل بیت. ارتباط دائم.   ما باید بفهمیم که قلب ما محل اقامت اهل بیت باشد. قلب مان جایگاه حضور امام زمان علیه السلام باشد و با او ارتباط برقرار کنیم، یعنی بگوییم او بخشی از زندگی من است. بخشی از وقت من است،‌ نفس من است و من در مقابل این پدر مسئولم. این اتفاق هنوز نیفتاده است. حضرت فرمود: « و غایَةُ تَأْوِیلِها صِلَتُكَ إیّانا= و تأویل نهایى آن، پیوند برقرار كردنت با ما [خاندان ]است.» غایت تأویل این آیه این است که تو با ما صله رحم داشته باشی. این صله رحم یعنی ارتباط مستمر و مؤثر. ما در ارتباط مؤثر با امام زمان همه‌ی توفیقات الهی، انسانی و نیز حیات انسانی به دست می آوریم. اهل رغبت به زیارت اهل باشیم در ادامه وداع می خوانیم: « مَا أَبْقَانِی رَبِّی بِنِیَّةٍ صَادِقَةٍ وَ إِیمَانٍ وَ تَقْوَى وَ إِخْبَاتٍ وَ رِزْقٍ وَاسِعٍ حَلالٍ طَیِّبٍ= تا زمانی که پروردگارم من را زنده نگه می دارد با نیت صادق، ایمان و تقوا،و فروتن و روزى گسترده حلال پاك برگردم». من در ارتباط با اهل بیت نیت صادقانه داشته باشم. مثل نیت ارتباط با پدر و مادری که پاک و صادق است. طمعی در کار نیست. آدم جانش را برای اعضای خانواده‌اش هم می‌دهد. «اللَّهُمَّ لا تَجْعَلْهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنْ زِیَارَتِهِمْ وَ ذِكْرِهِمْ = خدایا این زیارت را آخرین زیارت و ذکر من قرار نده». یاد همیشه باید با ما باشد و فراموش شان نکنیم. در خانواده یک عنصر فوق العاده مهمی است که اگر این را بردارید، زندگی کاملاً بی‌مزه می‌شود. و آن عنصر مهرورزی است. زن و شوهر اگر بلد نباشند این مهرورزی و کلمات محبت آمیز را نسبت به هم بگویند، زندگی شان سرد می‌شود. در اسلام هم تأکید شده که زن نسبت به مرد، مرد هم نسبت به زن از کلمات زیبا و عاطفی استفاده کنند. مثلا عزیزم، فدایت شوم، قربانت بروم، این کلمات باید به کار برود،‌ واجب هم است. باید عشق را اظهار کرد. اهل‌بیت هم چون خانواده ما هستند و ما باید همیشه اظهار محبت و مهروزی کنیم.  « وَ الصَّلاةِ عَلَیْهِمْ = درود بر ایشان». صلوات نوعی اظهار عشق و قربان صدقه رفتن است که شایسته این خاندان است. ما به این ارتباط نیاز داریم. اما متاسفانه قلب های ما نسبت به آنها سرد و یخ شده. نگاه کنید امام سجاد چطور عشق می‌ورزد: «عبدک فداک= بنده ات به فدات»،  «عبیدک بفنائک= بنده بیچاره‌ات به در خانه تو آمده» و ... «وَ أَوْجِبْ لِیَ الْمَغْفِرَةَ وَ الرَّحْمَةَ وَ الْخَیْرَ وَ الْبَرَكَةَ وَ النُّورَ وَ الْإِیمَانَ وَ حُسْنَ الْإِجَابَةِ  = و براى من واجب گردان آمرزش و رحمت و خیر و بركت، و نور و ایمان و حسن اجابت ». هر وقت کسی از تو جدا می‌شود، دستت را بالا می‌بری و می‌گویی: خدایا من او را به تو می سپارم. تو حفظش کن. در این وداع هم می‌گوئیم: خدایا به دادم برس. مغفرتت را به من واجب کن، یعنی هرچه بین من و تو بوده پاکش کن. می خواهم آشتی کنم. به من رحمت، خیر، برکت، نور، ایمان و خوب اجابت کردن را به من بده، دست خالی نروم. حالا چگونه اجابت شود؟ در فراز بعدی می‌فرماید: «كَمَا أَوْجَبْتَ لِأَوْلِیَائِكَ الْعَارِفِینَ بِحَقِّهِمْ الْمُوجِبِینَ طَاعَتَهُمْ وَ الرَّاغِبِینَ فِی زِیَارَتِهِمْ = چنان كه براى اولیایت واجب نمودى، آن آگاهان به حق ایشان و واجب شمارندگان طاعت آنان، و مشتاقان در زیارت ایشان». اگر خودشناسی نداشته باشید، نمی‌توانید این طور دعا کنید. عارفین به حق، آنهایی هستند که واقعاً معرفت به حق اهل بیت دارند. تمام زندگی شان اطاعت از اهل بیت است. اهل رغبت شدن، حرف بزرگی است. رغبت در زیارت یعنی شخص ذاتاً چنان انس می گیرد و عشق دارد که اصلاً زیارت و ملاقات بخشی از زندگی اش می شود. عرفان می خواهد تا انسان به رغبت به زیارت بیفتد. یعنی جزء وجودش بشود. پرنده ی حرم بشود. «الْمُتَقَرِّبِینَ إِلَیْكَ وَ إِلَیْهِمْ بِأَبِی أَنْتُمْ وَ أُمِّی وَ نَفْسِی وَ مَالِی وَ أَهْلِی = و تقرّب كنندگان به تو و به سوى ایشان، پدر و مادرم و خودم و مال و خاندانم فداى شما». داستان از اینجا شروع می‌شود که وقتی از حضرت خداحافظی می‌کنی، می‌گویی: بابایم، مادرم، جانم، مالم و همه کسم فدای شما. این معرفت می‌خواهد. ما با اهل‌بیت این طور نیستیم. با امام زمان این طور نیستیم. به مال‌مان محکم چسبیدیم. مثل چرک و عفونت در دست‌مان نگه‌اش داشتیم. خمسش را ندادیم. در حالی که کسی که خمس نمی‌دهند خیلی بی رحم و قساوت دارد اما کسی که خمس می‌دهد مالش را عاشقانه فدای امام زمان می کند. «اجْعَلُونِی مِنْ هَمِّكُمْ = مرا از اندیشه هایتان قرار دهید». چه کسی می‌تواند این گونه با معصوم صحبت کند! من را جزء دغدغه هایتان قرار بدهید. به من فکر کنید. این دغدغه فقط برای کسانی مهم است که بلوغ انسانی دارند. اگر  کسی خودش را بشناسد، شخصیت پیدا می‌کند. در این شخصیت مهمترین چیزی که برای او مهم است، این است که خدا ویژه به من فکر کند. خدا یک رحمت برای همه دارد. چون رحیم است، اما آن که تو می‌خواهی، رحمانیت نیست. رحیمیت است. تو می‌خواهی پیش خدا ویژه باشی. این ویژه بودن خیلی مهم است. چه کسی می‌تواند این گونه باشد؟ کسی که بالغ شده باشد و بلوغ انسانی پیدا کرده باشد. سوال: چگونه پیش خدا و اهل بیت ویژه باشیم؟ تو باید خدا و امام زمان برایت ویژه باشند. اگر خدا و امام زمان برای تو ویژه شد، هدف شد، غایت شد، عشق شد، بدان در نزد آنها هم تو ویژه می شوی. شرح دعای ندبه

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،

Top

خانواده آسمانی - مورخ ۹۴.۰۱.۲7 - جلسه ۳۵7

دنیا مزرعه ی حیات جاودانه و ابدی ماست.

میزان و نوع زندگی ما در آخرت به میزان معیت ما با اهل بیت «علیهم السلام» در دنیا بستگی دارد.

وقتی زندگی پُر از الله، اهل بیت و شهدا باشد زندگی دنیایی فوق العاده شیرین خواهد شد.

دلی که دلتنگ امام زمان نمی شود باید به مسیر و سبک زندگی آن شک کرد و ترسید.

میل و آرزوهای یک انسان به او می فهماند که قیمتش چقدر است.

اگر حبّ اهل بیت در دل باشد به حب آنها گناه و معصیت نکنیم.

برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed