www.montazer.ir
یک‌شنبه 14 ژوئن 2026
شناسه مطلب: 11176
زمان انتشار: 21 اوت 2019
| |
اهل تفکر، با یاد جهنم از گناه دوری می کنند

خانواده آسمانی؛ جلسه 511؛ 98/5/24

اهل تفکر، با یاد جهنم از گناه دوری می کنند

اهل خرد، از جهنم پناه به خدا می‌برند. خردمند با دیدن هر چیزی، هم بهشتش را طی می‌کند و هم جهنمش را. آنهایی که دچار جهنم می‌شوند، علیتش این است که اهل فکر کردن نیستند.

خداوند تبارک و تعالی در چند آیه، افرادی را ستایش و تحسین می‌کند که فوق‌العاده هستند. اینها آدم­هایی هستند که نشسته یا ایستاده و حتی وقتی راه می‌روند، یا بر پهلوهای خود دراز کشیده اند، یاد خدا هستند. یعنی دائم در حال حرف زدن با معشوق هستند. «الَّذِینَ یَذْكُرُونَ اللَّهَ قِیاماً وَ قُعُوداً وَ عَلى‏ جُنُوبِهِمْ[1]= آنان که همواره خدا را ایستاده و نشسته و به پهلو آرمیده یاد می‌کنند.» بعضی‌ها اصلا چنین حس‌­هایی را ندارند. وقتی می‌خوابند هزارتا فکر جهنمی با خود دارند. با همه در خواب دعوا و درگیری دارند. حتی اگر کسی هم نباشد، در خیال شان با آنها درگیر هستند. این جهنمی شدن است. او اصلاً متوجه نیست که خوابش سوختن است؛ نشستنش سوختن است؛ قدم زدنش سوختن است؛ مسافرتش سوختن است. اما یک کسی هم می‌بینی آنقدر عرضه دارد که خدا و بهشتیان را می‌آورد کنار خودش و مدام با اینها حرف می‌زند. در ادامه آیه می‌فرماید: «وَ یَتَفَكَّرُونَ فِی خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ= و پیوسته در آفرینش آسمان‌ها و زمین می‌­اندیشند». اینها آدم‌هایی هستند که هیچ چیز را عادی نمی‌بینند و به همه چیز فکر می‌کنند. اینطور نیست که بگوید این که چیزی نیست! همین که می‌گوید این که چیزی نیست، کور و احمق می‌شود و از غیب خودش را محروم می‌کند. مثل کسی که تلفنش را خاموش می‌کند و ارتباطش با غیر قطع می شود. ذهن و فکر ما دائم درگیر مسایل جمادی یا گیاهی یا حیوانی است. درس هم که می‌خوانیم، درست درس نمی‌خوانیم. چون نمی‌خواهیم استفاده‌ای کنیم تا ما را اوج بدهد. این درس نورانیتی نمی‌دهد. درس خیلی مقدس است، دانشگاه خیلی مقدس است، حوزه خیلی مقدس است، آدم باید از اینها نورانیت کسب کند. اما کسی که ذهن و عقلش خوب کار نمی‌کند، نمی تواند استفاده کافی ببرد. حالا کسی که همیشه با خداست، به هر چه هم که نگاه می‌کند، ظهورات خدا را می‌بیند. برای همین است که اصلاً هیچ چیزی در زندگی برای او عادی نیست. حالا کسی که مؤمن و باهوش و عاقل است، در جوانی‌اش هم اینطوری است. نمی‌ایستد تا پیر شود که این اتفاق برایش بیافتد. در نوجوانی هم خوب فکر می‌کند. یعنی می‌فهمد که سیب، پرتقال، سبزی، غذا و گوشت و .. نعمتهایی هستند که باید به آنها فکر کرد. چنین آدمی، وقتی نگاه می‌کند، اصلاً نگاه او هیچ وقت عادی نیست و چون عادی نیست، دائماً در عبادت و ذکر است، دائماً در نماز است. خوشا آنان که اله یارشان بی           که حمد و قل هو اله کارشان بی خوشان آنان که دائم در نمازند        بهشت جاودان مأوای شان بی «یَتَفَكَّرُونَ فِی خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ» یعنی آسمان و زمین را نگاه می‌کند، چه می‌گوید؟ می‌گوید: «رَبَّنا= پروردگار ما». یعنی حواسش هست که همه موجودات و خودش پرورنده دارد. رب یعنی مالک مدبر. انسان وقتی اینها را می‌بیند، می‌فهمد که یک حکمت پشت کار است. خدا بی‌نیاز از این کارهاست. بی‌نیاز از خلقت است. پس برای چه خلق کرده؟ «رَبَّنا ما خَلَقْتَ هذا باطِلاً= پروردگارا تو اینها را بیهوده خلق نکردی». می‌فهمد که خلقت همه چیز، هدفدار است. او همینطور در هدف خلقتش از دنیا خارج می‌شود و در برزخ و قیامت می‌رود. بعد بهشت و جهنم را می‌بیند. آدم عاشق بهشت را می‌بیند، جهنم را می‌بیند و می‌ترسد. بعد می‌گوید: «سُبْحانَكَ فَقِنا عَذابَ النَّارِ= تو از هر عیب و نقصی منزّه و پاکی». پس ما را از عذاب آتش نگاهدار». از اینکه آن بیهوده نیست، می‌فهمد که در خلقت هدف دارد و می‌فهمد که نباید به جهنم برود. می‌فهمد که اگر تفکر نکند، اگر یاد خدا نکند، اگر هدف خلقت را نشناسد، اگر نگاهش به همه اشیاء عادی باشد، جهنمی می‌شود. «وَ الَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنَا اصْرِفْ عَنَّا عَذابَ جَهَنَّمَ إِنَّ عَذابَها كانَ غَراماً[2]=  و آنان هستند که دائم می­‌گویند: پروردگارا عذاب جهنم را از ما بگردان، که سخت عذاب مهلک و دایمی است». خداوند یک عده‌ای را در قرآن تحسین می‌کند و می‌فرماید اینها آدم‌هایی هستند که می‌گویند: خدایا عذاب جهنم را از ما برگردان. برگردان یعنی ما گناه می‌کنیم و جهنم هم همراه ماست، ولی تو ما را برگردان. چون می‌دانند که  عذاب جهنم سخت، تلخ و دردناک است. «وَ مِنْهُمْ مَنْ یَقُولُ رَبَّنا آتِنا فِی الدُّنْیا حَسَنَةً وَ فِی الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَ قِنا عَذابَ النَّارِ[3]= و بعضی دیگر گویند: خدایا ما را از نعمتهای دنیا و آخرت، هر دو بهره‌مند گردان و از عذاب آتش دوزخ نگاه دار». بعضی‌ها فقط از خدا دنیا را می‌خواهند. دائم طلب دنیا می­‌کنند. چنین کسانی اصلاً از آخرت سهمی ندارند. اما  بعضی‌­ها زیرکند. می‌گویند خدایا در دنیا خودت را بده، آخرت هم خودت را بده. چه حسنه‌ای بالاتر از خود خدا. خدا امام را رحمت کند که می‌گفت: حسنه خود خداست. «الَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنا إِنَّنا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا وَ قِنا عَذابَ النَّارِ. اینهایی که به خدا می‌گویند خدایا ما ایمان آوردیم، قبولت داریم، دلمان با تو محکم است، شک و تردیدی نداریم، از او می‌خواهند که گناهان‌شان را ببخشد و از عذاب آتش نگه دارد. دعا را ما باید همیشه بخوانیم. امام در نوک قله خلقت هستی قرار دارد نکته‌ای که خیلی مهم است و باید به آن فکر کنیم، این است که ائمه کسانی هستند که بهتر از هر کس دیگری با هندسه خلقت، آشنایی دارند. این که از الله تا ماده چه چیزهایی هست؟ چه منازلی هست؟ چه مراحلی هست و اینکه از زمین تا الله چه مراحلی هست؟ چه چیزهایی خوب است؟ چه چیزهایی قشنگ است؟ چه چیزهایی مهم است؟ چه چیزهایی کمک می‌کند؟ چه چیزهایی ما را جلو می‌برد؟ چه چیزهایی باعث آمرزش گناهان می­شود؟ چه چیزهایی ما را موفق می‌کند؟ چه چیزهایی آفت و خطرات و تهدیدات ماست و ما باید حواسمان را جمع کنیم؟ همه را خوب می داند. آنها متخصصین معصومی هستند که تمام اطلاعات تخصصی مربوط به آفرینش انسان، از روز اول خلقت تا قیامت و بعد از قیامت دست آنهاست. پس بهترین کس برای این که انسان در زندگی با آنها مشورت کند و از آنها اطلاعات و راهنمایی بگیرد، معصومین هستند. کسی غیر از آنها این تخصص‌­ها و آگاهی­‌ها را ندارد و ما یک نیاز حیاتی و ضروری به معصومین (علیهم‌السّلام) داریم. این خیلی مهم است که توجه کنید به این که معصومین کجاها آژیر کشیدند، کجاها اعلام خطر کردند، کجاها می‌گویند که مواظب باشید. چون خودشان مسیر را طی کرده اند، و نوک قله نشسته اند، حالا به ما می‌گوید از کجا راحت بیایید. گناهان را کوچک نشماریم امام باقر (علیه‌السلام) فرمود:«اِتَّقُوا اَلْمُحَقَّرَاتِ مِنَ اَلذُّنُوبِ= از گناهان كوچك بپرهیزید». بپرهیزید از آن گناهانی که شما می‌گویید این که چیزی نیست، این که اصلاً مهم نیست. همانجا انسان جهنم می‌رود. همان گناهی که تو کوچکش می‌شماری، همان خطرناک است. مهمترین چیزی که معصوم خودش از آن می‌ترسد و به ما می‌گوید که شما هم بترسید، «جهنم» است. امام حسین علیه‌السلام می‌گوید: خدایا من یک چیزی از شما می‌خواهم که اگر آن را به من بدهی، هر بلایی به سرم بیاید، اصلاً دیگر ابائی ندارم و اصلاً ناراحت نمی‌شوم و آن این است که من را پناه بدهی از جهنم. اگر کسی قرار باشد در بُعد جمادی، پولدارترین آدم جهان بشود، اما لقمه حرام می‌خورد، خمس و زکات نمی‌دهد، یعنی دائماً جهنم می‌سازد. در بُعد گیاهی هم همینطور است. مثلا در زن‌داری، بچه‌داری، تربیت بچه و ارتباط با خانواده همسر دائماً او گناه می‌کند. یا رفته درس خوانده، درس و علمش باعث می‌شود بیشتر آلوده بشود. این ارتباطات و تحصیلات باعث می‌شود که یک روند جهنمی در زندگی‌اش باز بشود. می‌گوید بالأخره من این شغل را دارم. باید دنبال این کار بروم. بعد دنبال آن کار می‌رود و آن کار برایش غفلت و بدبختی بیشتری می‌آورد. درس خواندنش هم برایش نکبت و آفت است. نمی‌فهمد که با ورود به دانشگاه، با این سفری که رفته، با این کشور و شهر و منطقه‌ای که برای زندگی انتخاب کرده، با این... و با هر چیز دیگری از این نعمتها چه بدبختی سر خودش و اطرافیانش می‌آورد. یکی از اصولی که شما باید همیشه به یاد داشته باشید، این است که نعمت همیشه خوب نیست. نعمت می‌تواند فتنه باشد. قرآن هم می‌گوید: «إِنَّ مِنْ أَزْواجِكُمْ وَ أَوْلادِكُمْ عَدُوًّا لَكُمْ فَاحْذَرُوهُمْ». بعضی از همسرانتان دشمن شما هستند، بچه‌ دشمن شماست، با همین بچه جهنم می‌روی، به خاطر همین بچه خودت را بدبخت می‌کنی، با همین همسر جهنم می‌روی، با همین مدرک تحصیلی، شغل، پولدار شدن، همینها مایه خودشیفتگی و خودبرتربینی تو می‌شود. اینکه دیگر بقیه را آدم حساب نکنی، همیشه از بقیه ایراد بگیری، همه را ضعیف بدانی، و خودت را بزرگ ببینی. در عبادت هم همینطور است. بسیاری از عبادتها ممکن است ما را جهنمی کند. چون وقتی که عبادت می‌کنیم، مثلا حالا یک نفر نماز نمی‌خواند، آن را کوچک می‌دانیم. یک نفر مثلاً بعضی از مسائل شرعی را رعایت نمی‌کند، فکر می‌کنیم ما بهشتی هستیم و او جهنمی است. این خیلی خطرناک است. بنابراین، نعمت و لطف خدا همیشه به نفع ما نیست. خداوند می‌فرماید: ما در هر نعمت، شما را امتحان می‌کنیم. مهم این است که انسان از آن امتحان پیروز بیرون بیاید و ظرفیت نعمت را داشته باشد. بی‌جنبه نباشد که تا خدا به او یک نعمت داد پررو بشود و خودش را جهنمی کند. حالا خدا هم می‌­گوید: اگر می‌خواهی جهنم نروی، من کمکت می‌کنم. ولی تو هم به سمت کارهای جهنمی نرو. به طرف اعمال و اخلاق و عقاید جهنمی نرو. مشکلی که الان وجود دارد این است که خیلیها دنبال این هستند که دنیای خوب و آبادی داشته باشند و فکر نمی‌کنند که این دنیای خوب و آباد چه بسا راه بزرگی و بسیار وسیع برای جهنمی شدن باشد. نعمتها همیشه خوب نیستند. کما اینکه بلاها هم همیشه بد نیستند. پس این یادمان نرود اگر ما استعاذه از جهنم نداشته باشیم، دنیای‌ ما خراب می‌شود و نمی‌توانیم از نعمتهایش استفاده کنیم و لذت ببریم. آخرت ما هم خراب می‌شود. قرآن آدم­های خاصی را معرفی می‌کند که خوش فکر و خوش فهم هستند. یعنی از نظر خرد، یک برتری‌هایی نسبت به دیگران دارند. یکی از لوازم دعاهایشان همیشه این است که به خدا می‌گویند: خدایا ما را جهنم نبر. این خیلی زیرکی است. امام حسین علیه‌السلام این فرمول را به ما یاد می‌دهد. می‌گوید خدایا یک چیزی از تو می‌خواهم. این را بده. هر چه بلا بدهی عیبی ندارد، ولی من را جهنم نبر. پس خدا اگر واقعاً در دل یک نفر ترس از جهنم ببیند، چون رفیق و مهربان است، اصلاً او را جهنم نمی‌برد. پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمود: خدا فقط کسانی را جهنم می‌برد که خودشان دوست دارند جهنم بروند. یعنی معصیت و گناه می‌کنند، اما ناراحت هم نیستند. لجبازی هم می‌کنند. خودش تمنا و هوسها و آرزوهای جهنمی دارد. این استعاذه خیلی مهم است. قا/199 معاد/ یاد جهنم [1] . سوره آل عمران/ آیه 191. [2] . سوره فرقان/ آیه 65. [3] . سوره بقره/ آیه 201.

صوت

1 - اهل تفکر، با یاد جهنم از گناه دوری می کنند

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 9363
زمان انتشار: 4 ژولیه 2018
| | | | | |
مظهر رحمت خدا در زمین اهل بیت علیهم‌السلام هستند

شرح زیارت جامعه کبیره؛ جلسه63 ؛97/04/01

مظهر رحمت خدا در زمین اهل بیت علیهم‌السلام هستند

مظهر رحمت خداوند در زمین، وجود مقدس اهل بیت (علیهم السّلام) هستند. آنان اصل و فرع رحمت الهی هستند و انسان نباید خارج از این معدن، به دنبال رحمت دیگری بگردد. یکی از ظهورات ویژه رحمت الهی در معصومین (علیهم السّلام)، «شفاعت» است. خدا تمام رحمتش را در وجود ائمه ریخته و نه تنها ائمه می‌توانند شفاعت کنند، بلکه انبیاء و صدیقین و شهدا، صالحین و مؤمنین هم می توانند شفاعت کند و خدا از آنها می پذیرد.

 

بحث‌مان دربارۀ این فقره از زیارت جامعه کبیره است که ائمه اطهار معدن رحمت هستند: «وَ مَعْدِنَ الرَّحْمَةِ». رحمت الهی یک رحمت بی‌پایان و بی‌کران است. خداوند مهمترین اسمش بعد از الله را «رحمان» قرار داده که معادل همۀ اسماء الهی است و با دو چهرۀ رحمن و رحیم با بنده‌اش روبرو می‌شود و خودش را نشان می‌دهد. اصرار خداوند در قرآن این است که هر وقت بخواهید با من حرف بزنید، یادتان باشد که بگویید خدای رحمن و رحیم: «بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ». یعنی با این دو شاخصه دربارۀ خدا حرف بزنید و اگر چیزی هم در مورد خداوند می‌شنوید، حواستان باشد که خدا، خدای رحمن و رحیم است. مظهر رحمت خداوند در زمین وجود مقدس اهل بیت (علیهم السّلام) است، یعنی اصل و فرع رحمت الهی وجود مقدس اهل بیت (علیهم السّلام) است و انسان نباید خارج از معدن دنبال رحمت دیگری بگردد. هیچ خبری خارج از معدن وجود ندارد. رحمت عام و رحمت خاص در وجود مقدس اهل بیت (علیهم السّلام) است. خداوند کانال رسیدن به رحمت خودش را وجود مقدس ائمه (علیهم السّلام) قرار داده است. «شفاعت» یکی از مظاهر رحمت معصومین است یکی از ظهورات ویژه رحمت الهی در اهل بیت (علیهم السّلام)، «شفاعت» است. داستان شفاعت یک امر قرآنی است و اعتقاد به آن واجب است و پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله در این خصوص می فرمایند: «خدایا کسی را که اعتقاد به شفاعت من نداشته باشد، به شفاعت من نرسان».  شفاعت یعنی همراهی و شفع. شفع یعنی جفت شدن، همراهی کنار کسی، به او کمک کردن، دست او را گرفتن و کاری برایش انجام دادن. مثلا جوانی نیاز به ازدواج دارد، به او نزدیک می‌شوید، همسری پیدا می‌کنید، هزینه‌ای را تأمین می‌کنید، مراسمی می‌گیرید و کارهایش را انجام می‌دهید. به این شفاعت در ازدواج می‌گویند. در امور اخروی نیز همین طور است. خدا نسبت به بندگانش مهربان است که می‌گوید من شفیع قبول می‌کنم. این خیلی مهم است. سلطانی که ملک الناس است. غیر از اینکه مالک مردم است، صاحب مردم است، همه مملوک او هستند، ذات و همه صفات ما از خداست. آنقدر نسبت به خلقش مهربان است که می‌گوید من شفاعت می‌پذیرم. یکی از اسم‌های خدا رفیق است. او سلطانی نیست که برای خودش کلاس بگذارد و فاصله‌هایی بین خود و بنده اش ایجاد کند. در روایت داریم وقتی آیه نازل شد که هر کس می‌خواهد پیغمبر را ببیند، صدقه بدهد. همه از کنار حضرت رفتند. هیچ کس دیگر نمی‌خواست پیغمبر را ببیند. فقط یک نفر ماند که هر وقت می‌خواست پیغمبر را ببیند، صدقه می‌داد. آن هم امیرالمؤمنین (علیه السّلام) بود. حالا این که پیغمبر است، نمی‌تواند همیشه همه را ببیند. ما انتظار بیجایی داریم که فکر کنیم هر وقت خواستیم باید او را ببینیم. نمی‌تواند. تنها پادشاهی که نمی‌خواهد برای دیدنش وقت بگیری، هر وقت اراده کنی می توانی او را ببینی، فقط خداوند است. ما اصلا به این مقوله فکر نمی‌کنیم که خدا «مَلِک الناسی» است که واسطه ندارد. هر وقت بخواهی می توانی او را ببینی. بهشت و جهنم؛ یک حقیقت هستند خدا هیچ کس را برای جهنم خلق نکرده. جهنم یک امر عارضی است. امر ذاتی نیست. بهشت امر ذاتی است. برای بندگان آفریده شده. جهنم برای کسی است که نمی‌خواهد بهشت برود و با بهشت سنخیت روحی ندارد. مثل بچه ای که در رحم مادر درست رشد نمی‌کند. در همین دنیا که همه بچه‌ها لذت می‌برند، او زجر می‌کشد. چون برای دنیا تنظیم نشده، با شرائط اینجا تطبیق ندارد. بهشت هم همین‌طور است. بهشت و جهنم یک حقیقت بیش نیستند. «باطِنُهُ فِیهِ الرَّحْمَةُ وَ ظاهِرُهُ مِنْ قِبَلِهِ الْعَذابُ=[1] باطن و درون آن در، بهشت رحمت است و از جانب ظاهر آن عذاب جهنم خواهد بود». بهشت یک ظهور عذابی هم دارد و آن برای کسانی است که از  بهشت خوششان نمی‌آید. مثل خیلی از افراد که از نماز، روزه، مسجد، روحانی، حرم، و.. از هر چیزی که انسان را یاد خدا می‌اندازد و رنگ خدا دارد، بدشان می‌آید و متنفر هستند. نیاز همگان در قیامت به شفاعت پیامبر صلی‌الله‌علیه وآله است امام صادق (علیه السّلام) می‌فرماید: «ما أَحَدٌ مِنَ الأَوَّلِینَ و الآخِرِینَ، إلاّ وَ هُوَ یَحتاجُ إِلى شَفاعةِ محمّدٍ صلى الله علیه و آله یَومَ القِیامَةِ= هیچ كس  از اولین و آخرین انسانها نیست، مگر آن كه به شفاعت محمّد صلى الله علیه و آله در روز قیامت نیاز دارد». یعنی هر کس هر جا می‌خواهد برود، باید پیغمبر شفاعتش کند. درجه می‌خواهد با شفاعت پیغمبر باید برود. از جهنم به بهشت برود شفاعت پیغمبر را احتیاج دارد. پس بدان پیغمبرت کیست، بدان پدرت کیست، بدان از چه خانواده‌ای خدا را تو آفریده است. امید بخش‌ترین آیات قرآن کدام آیات است؟ از رسول اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلّم) نقل است: «إنّی أشفَعُ یَومَ القِیامَةِ، فَاُشَفَّعُ و یَشفَعُ عَلِیٌّ، فَیُشَفَّعُ و یَشفَعُ أهلُ بَیتی، فَیُشَفَّعُونَ= من در قیامت شفاعت می‌کنم و شفاعتم پذیرفته می‌شود، علی شفاعت می‌کند و شفاعتش پذیرفته می‌شود، و اهل بیت شفاعت می‌کنند و شفاعتشان پذیرفته می‌شود». در قرآن آیات زیادی وجود دارد که انسان را به رحمت خدا خیلی امیدوار می‌کند. یکی آیه 5 سوره ضحی است که از همه آیات امیدوارکننده‌تر است: «وَ لَسَوْفَ یُعْطِیكَ رَبُّكَ فَتَرْضى= پروردگارت به زودی به تو چندان عطا کند که تو راضی شوی». امام صادق (علیه السّلام) در خصوص این آیه فوق می‌فرمایند: «رِضَا جَدِّی أَنْ لاَ یَبْقَى فِی اَلنَّارِ مُوَحِّدٌ= جد من خشنود خواهد شد آن زمان كه هیچ موحدى در دوزخ نماند». اگر به جهنم هم برود، بعدا نجات پیدا می‌کند. در فرمایش دیگری، امام باقر (علیه السّلام) می فرمایند: «قُلْتُ لِاَبی جَعفَرِ بْنِ عَلیِ بْنِ الحسین (علیه‌السلام): أَرَأَیتَ هذِهِ الشَّفاعَه الَّتی یَتَحَدَّثُ بِها أَهلُ الْعِراقِ أَ حَقٌّ هیَ؟ حَدَّثَنی عَمّی مُحَمَّدُ بنُ الْحَنَفیَه أَنَّ رَسولَ الله (صلی‌الله‌علیه‌وآله) قالَ: أَشْفَعُ لِأُمَّتی حَتَّی یُنادِینی رَبِّی أَرَضیتَ یا مُحَمَّد؟ فَأَقُولُ: نَعَم یا رَبِّ رَضیتُ ثُمَّ اَقْبَلَ عَلَیَّ فقال:إِنَّكُمْ مَعْشَرَ أَهْلِ الْعِرَاقِ تَقُولُونَ: إِنَّ أَرْجَى‏ آیَةٍ فِی الْقُرْآنِ‏ یا عِبادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللهِ إِنَّ اللهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعاً فَکُلُّنا اَهْلَ الْبَیت إِنَّ أَرْجَى‏ آیَةٍ فِی كِتَابِ اللهِ وَ لَسَوْفَ یُعْطِیكَ رَبُّكَ فَتَرْضى وَ هِیَ و اللهِ الشَّفَاعَةُ=به امام باقر (علیه‌السلام) گفتم: این شفاعتی که اهل عراق (شیعیان) به ما می‌گویند راست است؟ امام باقر (علیه‌السلام) می‌فرماید: بله درست است. عمویم محمّد بن حنیفه از امام علی (علیه‌السلام) حدیث کرده: پیغمبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) فرمود من در روز قیامت برای امّتم شفاعت می‌کنم به حدّی که خطاب می‌کنند راضی شدی ای محمّد! پس می‌گوید: بله راضی شدم. راوی می‌گوید که امام باقر رو کرد به من و گفت شما عراقیها فکر می‌کنید که امیدوارکننده‌ترین آیه این آیه است؟ «ای بندگان من که به خودتان اسراف کردید، از رحمت خدا ناامید نشوید خدا همه گناهان را می‌بخشد»، همه ما به اهل‌بیت معتقد هستیم که امیدوارکننده‌ترین در کتاب خدا این است «پروردگارت به زودی به تو چندان عطا کند که تو راضی شوی» این به خدا قسم شفاعت است. این همان رحمت ویژه خداوند است.  ما آیات امیدوارکننده دیگری در قرآن داریم. مثل: «إِنَّ الْحَسَناتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئاتِ= کارهای خیرشما، گناهانتان را از بین می‌برد». گناه کردید، ناراحت هستید، وحشت‌زده هستید، خوب کار خیر انجام بده. چون کار خیر، اثر آن گناه را از بین می‌برد. با انجام کارهای خیر و عمل صالح می‌توانید گذشته‌تان را جبران کنید. هر چه کار سخت‌تر و سنگین‌تر باشد، پاک‌کنندگیش هم بیشتر است.  ما دربارۀ رحمت بودن ائمه حرفهای دیگری هم داریم که ان شاءالله بعداً فقراتی که مربوط به رحمت بودن ائمه هستند، خواهیم گفت. مثل «وَ الرَّحْمَةُ الْمَوصولَه».  ان شاءالله به حول و قوه الهی از جلسه بعد سراغ مطلب بعدی «وَ خُزَّانَ الْعِلْمِ» می‌رویم. راجع به این ان شاءالله می‌خواهیم صحبت بکنیم که بحثی است بسیار مهم، تخصصی و تعیین‌کننده.   شرح زیارت جامعه کبیره/شفاعت   [1] . سوره حدید/آیه 13.

صوت

1 - مظهر رحمت خدا در زمین اهل بیت علیهم‌السلام هستند

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 6521
زمان انتشار: 2 آوریل 2017
| | | |
چهارمین اثر دعا، «خودباوری و خودشناسی» است

آثار دعا(5)، 84/11/15 برگرفته از مباحث «شرح صحیفه سجادیه»

چهارمین اثر دعا، «خودباوری و خودشناسی» است

زمزمه دعا و انس با خدا، موجب خودباوری، ایجاد تعادل و آرامش، افزایش قدرت تحمل در برابر مشکلات و رهایى از وابستگى‌هاى مادى و دنیوی است و رستگاری و سعادت را در پی دارد و ارزش انسان را مشخص می کند. این همه، از دستاوردهاى ارزشمند مناجات با خداست.

چهارمین اثر دعا «خودباوری و خودشناسی» است. کسی که عادت به دعا می کند و انس می گیرد، می فهمد که از هیچ کس کاری بر نمی آید جز خود خدا و به درگاه کسی روی آورده که همه چیز از آن اوست. این خیلی مهم است. در خارج هم همین طور است. جدیداً شعبه ای به نام «ایمان درمانی» و «دعا درمانی» باز کرده اند. دو دسته مریض را مشخص می کنند. به یک دسته شان می گویند: دعا کنید. یک ساعتی می گذارند تا دعا کنند. بعد می بینند رشد بیماری در آنهایی که دعا می کنند، متوقف شده است. بین کسی که خدا و اهل بیت را دارد، با کسی که ندارد، بی نهایت فرق است. « اَلَّذِی لَهُ مُلْکُ السَّمَوَاتِ وَالْأَرْ‌ضِ وَ اللَّهُ عَلی‏ کُلِّ شَیْ‏ءٍ شَهیدٌ [1]= همان خدایی که فرمانروایی آسمان ها و زمین از آنِ اوست و خداوند بر هر چیز ناظر و حاضر و گواه است». آرامش می دهد. کسی که ملک آسمان و زمین مال اوست، یعنی همه چیز ملک او هستند، صاحب تو هم هست. خدا و رب تو بر هر چیزی شهید است. یعنی شاهد هر چیزی هست. هر چیز در محضر اوست. بر هر چیز گواه است. همه چیز مال خداست. خداوند به مملوک خودش احاطه دارد. اگر تو مال خدایی، پس چیزی از ابعاد وجودی تو خالی از خدا نیست. تو همیشه در محضر خدا هستی. اگر توانستی کاری کنی که یک لحظه در محضر خدا نباشی! اگر توانستی کاری کنی که از محضر خدا یک لحظه بیرون بروی! «وَ اللَّهُ عَلی‏ کُلِّ شَیْ‏ءٍ شَهیدٌ» یعنی هر جا بروی با توست. آنچه که در آسمان و زمین است فقط از آن خداست. به درستی که خداوند بر همه چیز احاطه دارد. در دعا نیز می خوانیم:«سُبْحَانَكَ یُسَبِّحُ الْخَلْقُ كُلُّهُمْ لَكَ وَ قَامَ الْخَلْقُ كُلُّهُمْ بِكَ وَ أَشْفَقَ الْخَلْقُ كُلُّهُمْ مِنْكَ وَ ضَرَعَ الْخَلْقُ كُلُّهُمْ إِلَیْكَ= خدایا تو از هر عیبی منزهی، تمام مخلوقات تو را تنزیه می کنند و هستی همه موجودات به توست و همه ایشان از تو ترسانند و به درگاه تو زاری و ناله دارند». خوش به حال کسی که یک بار در عمرش بتواند به خدا بگوید سبحان الله، الحمد لله، لا اله الا الله. با باور بگوید. یعنی خدا را به بی عیبی و زیبایی و بی نقصی ببیند و از تمام وجودش بگوید. نه از روی تقلید بگوید. هر کس بتواند یکبار این را جدی بگوید از عذاب نجات پیدا می کند.  فرشته ها به قلبی نگاه می کنند که یکبار در آن سبحان الله جزء اعتقاداتش باشد و باور کرده باشد. اگر یک مصیبتی برایش پیش آمد؛ شوهرش مرد، زنش مرد، بچه اش مرد، خدا را زیر سوال نبرد. به خدا نگوید چرا؟ در ادامه دعا می خوانیم: «سُبْحَانَكَ خَلَقْتَ كُلَّ شَیْ‏ءٍ وَ إِلَیْكَ مَعَادُهُ وَ بَدَأْتَ كُلَّ شَیْ‏ءٍ وَ إِلَیْكَ مُنْتَهَاهُ وَ أَنْشَأْتَ كُلَّ شَیْ‏ءٍ وَ إِلَیْكَ مَصِیرُهُ= خدایا تو از کار لغو منزهی و خلقت همه ی اشیاء از تو و بازگشت شان نیز به سوی توست. تو همه را ابتدا خلق کردی و پایان کار ایشان نیز به سوی توست». تو همه ی موجودات را از عدم به هستی آوردی و مسیر بازگشت ایشان به سوی توست، یعنی ما وقتی می دانیم که این مسیر را می خواهیم برویم، چقدر برای ما آرام بخش است که از او آمده ایم و پیش او می رویم. زمانی می آید که خبری از هیچ کدام از کثراتی که در این دنیا با آنها درگیر هستیم و بی خود ذهن ما را مشغول کرده، نیست. یک زمانی فقط من هستم و خدا و کس دیگری وجود ندارد. چیز دیگری نیست. خاطره ای از هیچ چیز نیست. کسی که به آنجا می رود، باید دارایی با خودش ببرد. خوش به حال چنین کسی. چون فقط خودت هستی و هیچ چیز از آن چیزهایی که اینجا داری برایش جان می کنی و زحمت می کشی با خودت نمی بری جز عملت. «وَ لَا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ اُخْرَی[2]= و هیچ گنهکاری گناه دیگری را بر دوش نمی کشد»، یعنی  هر کس گرفتار کسب خودش است. قرآن می گوید: نه تنها هیچ نسبتی نیست، بلکه شخص آرزو می کند که ای کاش یک کسی بیاید بارهای او را تحمل کند، عذاب او را بکشد. آرزوهای دور و دراز، آدم را بدبخت می کند. امام حسین (علیه السلام) وقتی که قبرها را مى دید، مى فرمود: «المَوتُ یَأتی بَغتَةً وَالقَبرُ صُندوقُ العَمَل= سرگرِم دنیا نشوید كه مرگ ناگهانی می رسد و قبر خانه عمل است». هر چه که کردی با خودت می بری. رفتارها، عمل، اندیشه ها و عقاید، به خصوص اخلاق. زیرا در این حال انسان هیچ چیز را در موطن اصلی خود نشناخته است. همه چیز را با ظاهری گسسته دیده و در استفاده از آن، دچار سر درگمی و حیرت است. مثل ما که بعد از 60 سال نمی توانیم دو رکعت نماز بخوانیم. چون نمی دانیم با این نماز و تسبیح و قرآن نمی دانیم باید چکار کنیم. فکر می کنیم  قرآن فقط برای عروسی، ختم، خانه خریدن و مهریه عروس است. قرآن کریم به اثر مهمی از خدا فراموشی اشاره فرموده که هیچ مکتب فکری و هیچ یک از داعیان انسان شناسی توان دریافت آن را نداشتند و به طور قطع می توان باور داشت که هرگز فهم این یک دقیقه، در توان آنان نیست. زیرا مقدمات علمی آنان در حد پیدایش این نتیجه نیست. این نوع حرف زدن ها که ما داریم می خوانیم و می شنویم. این باید خیلی مقدمات درست و عمیقی وجود داشته باشد که انسان به این نتایج برسد. تعبیرهای گوناگونی در قرآن آمده که صریحا یا به طور کنایه از این راز پرده برداشته است. در سوره حشر می خوانیم: «وَلَا تَكُونُوا كَالَّذِینَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنْسَاهُمْ أَنْفُسَهُمْ[3]= و مثل کسانی نباشید که خدا را فراموش کردند پس خدا هم آنها را دچار خود فراموشی کرد». یک دانشمند غربی اگر بخواهد این را بفهمد، سال ها طول می کشد. اما شما خیلی ساده آن را درک می کنید. راحت هم برایتان جا می افتد. به این دانش، معرفت می گویند. یعنی شما به محض این که خدا را فراموش کنی، نفخه ای که از او در تو هست، این هم فراموش می شود و فقط کمالات جمادی، گیاهی و حیوانی می ماند. عاشق آنها می شوی. دائما از همسربودن، فرزند، خاله، خانه، دایی، عمو، ماشین، مسافرت، بچه بزرگ کردن، مامان بودن، بابا بودن، آبجی بودن، عمه بودن لذت می بردی، اما هیچ کدام از آنها به درد آن طرف نمی خورد اگر رنگ فطری پیدا نکرده باشد. خوش به حال کسی که خود حقیقی اش یادش باشد. یعنی آن امانتی که از خدا در وجودش هست، آن کودکی که از خدا در وجودش به امانت سپرده شده یادش باشد. ترسم که این تن که حائل است به جانم           سقط کند کودک عزیز روانم این کودک عزیز روان که در وجود ما هست، باید بزرگش کنیم. به او برسیم. بعد می بینید از او لذت می برید. وقتی انسان به کودک عزیز روانش می رسد، لذتی که از خودش می برد، از هیچ کس دیگر نمی برد. کیفی که از خودش می کند، نه از همسر می برد، نه از فرزند می برد و نه از هیچ کس دیگر نمی تواند ببرد. لذتی که خدا در درون خودش به او می دهد، شخصیت پیدا می کند. دیگر آن وقت این کودک عزیز روان وقتی بزرگ می شود، هم غذا می خواهد، هم همسر می خواهد و هم کس و کار می خواهد. این که شما چقدر با خدا ارتباط دارید، بسته به این که کودک عزیزتان چقدر بزرگ شده باشد. چون آدم هر چقدر بزرگتر شود، هوسهایش هم بیشتر می شود، خواسته هایش هم بیشتر می شود، خرجش هم بالا می رود. یعنی هر چقدر شما خود انسانی تان قوی شود، جذب تان از خدا بیشتر می شود. یعنی آن وقت می گویید بیشتر خرج دارم. جانور فربه شود از راه نوش               آدمی فربه شود از راه گوش شما هر چقدر معرفتت بیشتر شود، استقامتت هم بالا می رود. یعنی هر چقدر خود اصلی ات توسعه پیدا کند، هزینه ات بالاتر می رود. وقتی آدم خود حقیقی اش بزرگ می شود، با هر کس می تواند زندگی کند، با هر کس می تواند رفیق باشد، درگیری ندارد، شاد هم هست و خدا را هم خیلی شاکر است. نه در غذا، نه در لباس، نه در هیچ چیز از خدا شاکی نیست. وقتی خود حقیقی انسان توسعه پیدا می کند، دیگر راضی به کم نیست. این توسعه ی خود، خیلی مهم است. پس وقتی شما خود طبیعی تان بالا می آید و عاشق آن می شوید، خود حقیقی را فراموش می کنید. اما اگر خود فطری شما توسعه پیدا کند و بزرگ شود، با خودش مخارج می آورد. هزینه اش فقط خداست. سیدالشهدا وقتی بالای سر حبیب آمد، یکی از تعریف هایی که از حبیب کرد، این بود: «تو کسی بودی که هر چند روز یکبار یک دوره قرآن می خواندی». آرامش حقیقی در یاد خداست یاد و ذکر به همراه آثارش، یک جنبه عقیدتی و معرفتی دارد. انسان تا معرفت و بینش خودش را تکمیل نکند، به ذکر حقیقی موفق نمی شود. حضرت علی (علیه السلام) می فرماید: «اَوَّلُ عِبادَهِ اللهِ مَعرِفَتُه= آغاز بندگی خدا شناخت اوست». یعنی تا شناخت خوب پیدا نکنید، خوب نشنوید، خوب شنیدن را تحمل نکنید، تفکر را بر خودتان حاکم نکنید و به بصیرت نرسید، ذکر نمی توانید بگویید. «ذکر»، نوعی مجالست و هم آغوشی با خداست. شما اگر پدرتان، مادرتان، خواهر و برادرتان را مدتی ندیده باشید،‌ دلتنگ شان می شوید. اما وقتی می بینید، این دیدن اثرش آرامش است. در روایت دیگری از حضرت نقل است: «الذِّكرُ مُجالَسَةُ الَمحبوبِ=  یاد كردن، همنشینى با محبوب است». یا «ذاكِـرُ اللّه ِ مُـجالِسُـهُ= کسی که ذاکر خداست، همنشین خدا است». ذکری که دارای این آثار فوق العاده است، یعنی حتی نماز هم در آغوش کشیدن خدا است.  قرآن می فرماید: «وَأَقِمِ الصَّلَاةَ لِذِكْرِی[4] = نماز را برای یاد من به پا بدارید». یعنی من دلتنگ هستم و احتیاج به ملاقات با خدا دارم. احتیاج دارم یاد معشوقم را بکنم تا در این ارتباطات طبیعی دل من قسی نشود و سنگدل نشوم. نماز اگر یاد خدا باشد، حتما دیگر اضطرب و افسردگی ندارید. امکان ندارد یک نفر نماز بخواند، افسردگی و پژمردگی داشته باشد. اگر کسی اینطور بود، باید به نمازهایش شک کند. پس برای دوری از این آفت، باید وقتی را در کیفیت بگذارید و کارتان را بالا ببرید. یعنی یک ارتباط با کیفیت برقرار کنید. این هم امکان پذیر نیست، مگر همان فرمولی که امام علی (علیه السلام) فرمود. یعنی باید معرفت کسب کنی.  برای همین هم گفته شده اگر یک نفر پای صحبت عالمی برود و بنشیند، در حال عبادت است. «مَنْ اصْغى‌ الى‌ ناطِقٍ فَقَدْ عَبَدَهُ= كسى كه به گفتار گوینده‌اى گوش فرا دهد، او را پرستش كرده است». اصْغى شنیدن خاص است. شنیدن با تمرکز است. «فَانْ كانَ الناطِقُ یُؤَدٍّى عَنْ اللَّهِ فَقَدْ عَبَدَ اللَّهَ=  اگر گوینده از خدا بگوید، شنونده آن لحظاتی که گوش می دهد، عبادت خدا را می کند». برای همین هم بعد از یک مدت شنیدن، انسان به خدا نزدیک می شود و علاقه پیدا می کند. درحالی که نه عبادتی کرده، نه ذکری گفته، نه نمازی خوانده، نه روزه ای گرفته است. فقط نشسته و شنیده. اما این شنیدن او را به خدا نزدیکتر کرده است. آدمی فربه شود از راه گوش            جانور فربه شود از راه نوش اما «وَ انْ كانَ الناطِقُ یُؤَدِّى عَنْ الْشیَّطانِ فَقَدْ عَبَدَ الشیَّطانَ‌= اگر گوینده از ابلیس بگوید، شخصی که به او گوش فرا می دهد، ابلیس را عبادت می کند». برای همین وقتی شما بعضی چیزها را می بینید، مثل بعضی فیلم ها که انسان بعد از مدتی قسی القلب می شود، غافل می شود و روحیه اش خراب می شود. اما گاهی بعضی از چیزها را می شنوید، بعد از مدتی به آرامش، قدرت و نشاط می رسید. پس دقت کنید مبنا در همه چیز «یاد حقیقی» خداست، یعنی ارتباط من و خدا برقرار شود نه آنکه زبان بچرخد. البته  ذکر زبانی هم ارزش دارد. بالاخره وظیفه زبان این است که از معشوقش یاد کند، هرچند که همین طوری بگوید. اما مهم آن است که تمرکز بگیرد، یعنی من حواسم باشد که دارم با رب العالمین حرف می زنم. خدا خودش می داند که چه آفریده است. خودش می داند با درون انسان چکار کند. چون نفخه خودش است. یک مادر را نگاه کنید. بچه اش بی تابی که می کند، می گوید این را باید خودم بغلش کنم تا آرام بشود. خدا هم می داند ما با چه چیزی آرام می شویم. چون خودش ما را خلق کرده و نفخه ی خودش را در ما قرار داده است. برای همین می گوید «أَلا بِذِكرِاللَّهِ تَطمَئنُّ الْقُلُوب[5]= فقط با یاد خدا دل تان آرام می گیرد». آرامش، شادی و قدرت انسان به میزانی است که با کانون شادی و آرامش، یعنی اصل و ریشه خودش ارتباط داشته باشد. نه اینکه مدرک تحصیلی بالا برود، ازدواج کند، ماشینش دو تا بشود، حقوقش چند برابر شود، معروف و مشهورتر شود. اینها هیچ کدام آرامش نمی آورد. اتفاقا اضطراب انسان را هم بیشتر می کند. آنچه انسان را آرام می کند، خود خداست. با غیر او آرامش پیدا نخواهید کرد. پس از اول انسان باید با چیزی که آرامش دارد، پیوند برقرار کند. در طبیعت دنبال چیزی که آرامش دارد، نگردد که پیدا نمی کند. گشتم، نبود، نگرد، نیست. رستگاری انسان در یاد خداست «فلاح» در آیه کریمه «وَاذْكُرُوا اللَّهَ كَثِیرًا لَّعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ= زیاد یاد خدا را کنید، شاید رستگار شوید». (سوره انفال/آیه 45) ناظر به رشد کمالات الهی و معنوی است. حال اگر انسان معرفت پیدا کرد و با معرفت هم ذکر گفت، قدرتش بیشتر می شود. یک حدیث از امیرالمومنین (علیه السلام) است که فرمودند: «قوه و قدرت بزرگان از حسن عبادت است». یعنی با کیفیت عبادت کردن است. پس این که می گوید زیاد یاد خدا کنید. یعنی واقعا به معنای حقیقی خودش یاد  کنید.  انسان اگر واقعا دعا بخواند که آشنایی با مبدا عالم است، منفعت زیادی به او می رسد. چون انسان برای معرفت خلق شده است. «وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِیَعْبُدُونِ[6]= من جن و انس را نیافریدم مگر براى این كه عبادتم كنند ». امام صادق (علیه السلام) فرمودند:‌ «ای لیعرفون». یعنی هدف خداوند، از آفرینش جن و انس، رسیدن به معرفت است. پس کسی آدم تر و شکوفاتر شده و کسی به هدف نزدیکتر است که بیشتر خدا را بشناسد. متأسفانه اکثر مردم روی زمین به این شعور نمی رسند که از خدا معرفتش را بخواهند. بفهمند قیمت حقیقی شان به عنوان یک انسان، شناخت حق تعالی است. بنابراین، وقتی می پرسند کدام انسان شریفتر است؟ باید بگوییم آن که معرفت الله بیشتری دارد. حالا بقیه کارها هر چه که هست، از عبادات و اعمال باید در نهایت منجر به معرفت الله شود. اگر منجر نشد، ممکن است در نامه‌ی عمل یک سلسله از عبادات و کارهای خیر باشد و انسان را به بهشت ببرد یا نگذارد جهنم برود، ولی به عنوان یک انسان نخواهد بود. در قیامت و نظام ابدی معرفت الله یک چیز دیگر است. معرفت الله خودش یک بهشت است. از هر بهشتی هم بالاتر است. اینقدر بالاست که علی (علیه السلام) می فرماید: «من دوست نداشتم در بچگی می مردم و به بهشت می رفتم، اما خدا را نشناسم». این درخواست در توان بسیاری از بندگان نیست. خیلی کم پیدا می شود آدمی که خواسته اش، یک خواسته انسانی باشد. خواسته های انسان، قیمت و میزان شرافت انسان را نشان می دهد. هوس ها، دلتنگی ها و لذتهایی یک آدم، نشان می دهد که چقدر قیمت دارد. وقتی شما هوس امام حسین (علیه السلام) ، مشهد، مکه، حرم، تسبیح، قرآن خواندن، روضه خواندن به سرتان می زند، اینها قیمت شما را معین می کند. این نوع خواسته و خواهش ها خیلی بزرگ هستند که به شما داده اند. آیا تا به حال شده از اینها لذت ببرید و خدا را شکر کنید، یا فقط وقتی شکم تان سیر شد می گوئید الحمدلله. یا وقتی کارهای دنیای تان حل شد، می گوئید الحمدلله. اتفاقا همان چیزهایی که می خواستیم و فکر می کردیم که خوشبختی ما در آنهاست، همان ها ما را از خدا دور کرده و دیگر راه برگشتی هم وجود ندارد. ما هستیم و یک ابدیت حسرت. خوش به حال کسی که قبل از این که بمیرد، بفهمد که خدا به او چه داده و اصلاً خدا هست و نعمت یعنی چی. اینها کمالی است که خداوند برای بندگان صالح خود ذخیره کرده و بدین وسیله به تکریم آنها پرداخته است. یعنی واقعاً خداوند انسان را خیلی گرامی داشته و به ذکر و یاد خودش همنشین کرده است. بهشت و جهنم، ظهور نفس توست در سوره ی ق آیه 35 می فرماید: «لَهُمْ مَا یَشَاءُونَ فِیهَا وَلَدَیْنَا مَزِیدٌ= هر چه بخواهند در آنجا دارند و پیش ما فزونتر [هم] هست». چقدر مژده خوبی است. در بهشت هر آنچه که بخواهند برایشان مهیا است. هر چه که دوست داشته باشند. یکی به امام (علیه السلام) گفت: آقا آنجا که جای زاد و ولد و زایمان و بچه داری نیست؟ اما اگر یک کسی هوس بچه به سرش بزند، چطور می شود. حضرت فرمود: بچه دار هم می شود، هر چه بخواهد». یعنی آن طرف به تو می گوید هر چه بخواهی هست. یعنی خودت را باید به آنجا برسانی. وقتی بهشت هر چه بخواهی هست، نقطه مقابلش جهنم است. در جهنم انسان آرزو می کند یک لحظه نفس بکشد، اما اجازه نمی دهند. قرنها می گذرد و انسان تشنه و گرسنه است. یک لحظه می خواهد از نیش مار و تنگی جا و وحشت در امان باشد، اما اجازه نمی دهند. بهشت یک حقیقت است. مثل آب و هوای زمین می ماند. وقتی یک جنین با خودش دستگاه تنفس (شش) را به دنیا می آورد، از هوای دنیا لذت می برد. اما اگر دستگاه تنفس اش کار نکند، خفه می شود. بهشت نعمتهایش این گونه است. وقتی شما با آن تطبیق داشته باشی، لذت می بری اما اگر تطبیق نداشته باشی، حالت به هم می خورد. ارتباط با خدا نیز این گونه است. یک عده همین جا با او لذت می برند. یک عده هم حوصله اش را ندارند. یا بعضی با امام زمان (علیه السلام) خیلی آرام و خوش هستند، اما بعضی هم وقتی اسم امام زمان می آید و بخواهند با او ارتباط بگیرند، حوصله اش را ندارند. یک عده در گریه بر امام حسین و عزا و هیئت و اینها شاد هستند، عده ی دیگر می گویند به مجلس امام حسین (علیه السلام) نروید، چون افسردگی می آورد. یک عده بعد از این که نماز خواندند، دل شان نمی آید دست از خدا بردارند. اذیت می شوند. برای همین نمی تواند از سر نماز بلند شوند. دوست دارند تعقیبات ادامه پیدا کند. اما بعضی هم فرار می کنند. [1]. سوره بروج/آیه 9. [2] . سوره زمر/آیه 7. [3]. سوره حشر/ آیه 19. [4]. سوره طه/آیه 14. [5]. سوره رعد/آیه 28. [6]. سوره ذاریات/آیه 56.

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ،

Top

خانواده آسمانی - مورخ ۹۴.۰2.03 - جلسه ۳۵8

با اجبار و اکراه سراغ دین نرویم بلکه با عشق و نشاط دینداری کنیم. و لازمه‌اش این است که چینش‌های عشقی خود را درست کنیم.

* وقتی انسان قرار است کسی را دوست داشته باشد باید در عشقش مبنا داشته باشد.

* اگر سبک زندگی‌ات را شبیه کسانی کنی که جهنمی هستند پس تو هم جهنمی خواهی شد و اگر بهشتی هستند بهشتی خواهی ماند.

* فقط در صورتی می‌توانی کسی را مورد نفرت قرار دهی که دشمن خدا باشد.

* اگر فردی ضعف‌های اخلاقی دارد شما حق نداری از او متنفر باشی چون تو خودت هم حتماً ضعف اخلاقی داری ولی خودت را دوست داری.

برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed