www.montazer.ir
چهارشنبه 10 ژوئن 2026
شناسه مطلب: 7421
زمان انتشار: 2 سپتامبر 2017
| | | | |
آيا حوادث يمن جزئی از علائم ظهور است؟

آيا حوادث يمن جزئی از علائم ظهور است؟

آیا حوادث یمن جزئی از علائم ظهور است كه مرحوم آیت الله بهجت گفته بود از یمن برایم خبر بیاورید؟ https://telegram.me/porsemantv8 کانال برنامه پرسمان  برای شنیدن و دانلود روی فایل صوتی زیر کلیک کنید.

صوت

1 - آيا حوادث يمن جزئی از علائم ظهور است؟

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 7420
زمان انتشار: 1 سپتامبر 2017
| | | | |
اگر امام زمان (علیه‌السلام) از اوضاع همه مسلمانان با خبر هستندبا این همه ظلم در دنیا  چرا کاری نمیکنند؟

اگر امام زمان (علیه‌السلام) از اوضاع همه مسلمانان با خبر هستندبا این همه ظلم در دنیا چرا کاری نمیکنند؟

اگر واقعاَ امام زمان از حال همه منتظران شان خبر دارند از جمله شیعیان و همه مسلمانانی که در عراق و سوریه و ... هستند و این همه به آنها ظلم می شود و فشار تحمل می کنند، اگر واقعا خبر دارند و می بینند و می شنوند، پس چرا اتفاقی نمی افتد؟ https://telegram.me/porsemantv8 کانال برنامه پرسمان  برای شنیدن و دانلود روی فایل صوتی زیر کلیک کنید.

صوت

1 - اگر امام زمان (علیه‌السلام) از اوضاع همه مسلمانان با خبر هستندبا این همه ظلم در دنیا چرا کاری نمیکنند؟

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 7419
زمان انتشار: 18 دسامبر 2017
| | | | |
(فیلم) چطور درد دلم را به امام زمان بگویم؟

(فیلم) چطور درد دلم را به امام زمان بگویم؟

چطور درد دلم را به امام زمان بگویم؟ https://telegram.me/porsemantv8 کانال برنامه پرسمان  برای شنیدن و دانلود روی فایل صوتی زیر کلیک کنید.

صوت

1 - (فیلم) چطور درد دلم را به امام زمان بگویم؟

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 7414
زمان انتشار: 2 سپتامبر 2017
| | |
دانلود برنامه پرسمان 7 شهریور با موضوع «مهدویت»

دانلود برنامه پرسمان 7 شهریور با موضوع «مهدویت»

به اطلاع می رساند: برنامه پرسمان امروز سه شنبه 7 شهریور  ساعت 12:30 با حضور استاد محمد شجاعی با موضوع «مهدویت» از شبکه قرآن و معارف سیما پخش می گردد. تکرار این برنامه: ساعت 23:00   سوالات و نظرات خود را با کارشناس برنامه می توانید با شماره پیامک 30000719 ارسال بفرمائید.  https://telegram.me/porsemantv8 کانال برنامه پرسمان پاسخ سوال اول، پاسخ سوال دوم، پاسخ سوال سوم، پاسخ سوال چهارم، پاسخ سوال پنجم

صوت

1 - پرسش های مطرح شده در این برنامه

فیلم

1 - پرسش های مطرح شده در این برنامه

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 7413
زمان انتشار: 28 اوت 2017
| |
«آرزوهای زیاد» یاد مرگ و تولد سالم را از خاطر انسان می‌برند

مهندسی آرزوها، جلسه 7؛ 87/4/22

«آرزوهای زیاد» یاد مرگ و تولد سالم را از خاطر انسان می‌برند

رابطه‌ی دنیا با آخرت مثل رابطه‌ی رحم مادر با دنیاست. ما در رحم دنیا مدتی فرصت داریم تا برای تولد به عالمی که میلیاردها برابر زیباتر و بزرگتر و جذاب‌تر و کامل‌تر و پیشرفته‌تر از اینجاست، آماده شویم تا با یک تولد سالم به برزخ منتقل شویم. حال اگر آرزوهای متعدد و نامناسب داشته باشیم، یاد مرگ و تولد سالم به عالم برزخ را فراموش خواهیم کرد.

فرق تولد از دنیا به برزخ، با تولد یک جنین از رحم مادر به دنیا در این است که جنین در هنگام تولد به دنیا، سابقه‌ی ذهنی ندارد و یادش رفته از چه عالمی به این دنیا آمده است. ولی ما کمالات و اطلاعاتی را که در این دنیا جذب کرده‌ایم، با خود به آن طرف می‌بریم و چیزی را فراموش نمی‌کنیم. پس باید برای آن لحظه‌ی باشکوه آماده شد. ما متأسفانه معمولاً با خودِ طبیعی‌مان زندگی می‌کنیم. اما اگر کسی با منِ حقیقی‌اش زندگی کند، وقتی می‌خواهد به آخرت و مرگ فکر کند، فوق العاده ذوق زده می‌شود. شما برای تولد یک بچه عزا نمی‌گیرید، بلکه جشن می‌گیرید چرا که از یک مرحله‌ی ناقص و محدود به یک مرحله‌ی کامل می‌آید. جنین در طی 9 ماه، خود را برای تولد به دنیا آماده کرده و دائم وزن اضافه می‌کند. دقیقاً عین همین حالت را ما باید برای وفات و رفتنِ به آخرت داشته باشیم. ما هم باید دائماً به میزان وزن و داشته‌ها و دارایی‌های خودمان اضافه کنیم؛ همانگونه که قرآن می‌فرماید: « فَأَمَّا مَنْ ثَقُلَتْ مَوَازِینُهُ، فَهُوَ فِی عِیشَةٍ رَاضِیَةٍ [1]= اما هرکس اعمال وزن شده اش سنگین تر و باارزشتر است؛ پس او در یک زندگی خوش و پسندیده ای است». ما هم مثل جنین باید به وزن خودمان اضافه کنیم و این میسر نمی‌شود، مگر با تغذیه‌‌ی معنوی. اگر حواسمان باشد و با خود حقیقی به خود نگاه کنیم، لحظه‌ی مرگ، لحظه‌ی باشکوهی است. لحظه‌ای که همه‌ی ما از این ناراحتی‌ها، محدودیت‌ها و نه شنیدن‌های مکرر در این دنیا راحت می‌شویم. هر کدام از ما میلیون‌ها آرزو داریم که هیچ کدام در دنیا تحقق پیدا نمی‌کند. همان طور که جنین هم در رحم، میلیون‌ها آرزو دارد که جز با آمدن به دنیا به آنها نمی‌رسد؛ دست و پا دارد، چشم و گوش دارد، اما نمی‌تواند از آنها استفاده کند؛ دوست دارد که بدود و بازی کند، اما نمی‌شود. برای همین است که می‌بینیم نوزاد زیاد دست و پا می‌زند و شادی می‌کند. ما هم الان آرزوهای زیبا و زیادی داریم که فقط در آن طرف اجابت می‌شود. برای این که به آن آرزوها برسیم، یعنی مطلق و آزاد شویم و در یک عیش همیشگی باشیم، باید تجهیزات لازم آن را بسازیم. یعنی انسان باید یکسره دغدغه‌ی «شدن» را داشته باشد تا بتواند روز به روز وزن زیاد کند و برای آن حیات فوق‌العاده زیبا و باشکوه ابدی آماده شود. باید بدانیم که آنجا عذاب‌هایی مانند مار و عقرب و گرزهای آتشین، برای آدم‌هایی است که در همین جا کور بوده‌اند. آیه‌ی «من کان فی هذه اعمی فهو فی الآخرة اعمی» برای همین افراد است. ولی عذاب مسلمانان و شیعیان که آن طرف را شناخته‌اند، فقط دیدن بهشت است. یعنی بهشت را که می‌بینند، تازه می‌فهمند که خیلی تنبلی کرده‌اند و با تنبلی چیزهای زیادی را از دست داده‌اند و این خودش عذاب بزرگی است. به طور مثال، شما بعد از اتمام همین کلاس، ببینید که ماشین‌تان را دزدیده‌اند، خیلی حسرت می‌خورید. ما طاقت این ضررهای دنیایی را نداریم. آنگاه چگونه در بهشت تحمل کنیم که یک قصر را که به اندازه تمام دنیاست از دست بدهیم. ما چون معمولاً با خودِ طبیعی زندگی می‌کنیم، خیلی به ثروت، تولد و دارایی‌های ابدی فکر نمی‌کنیم. برای کسی که بخش «فوق عقلانی»‌اش فعال شده و از حس و خیال و وهم و عقل بالاتر آمده و به فوق عقل رسیده است و جنبه‌ی جمادی و گیاهی و حیوانی را رد کرده و به انسانیت رسیده و خودش را به شکل انسان می‌بیند و با حیات انسانی خو گرفته است، دغدغه‌های ابدی فوق‌العاده مهم است. ما از وقتی که به دنیا می‌آییم، شمارش معکوس تولدمان به عالم بعدی آغاز می‌شود. اگر ما این نگاه قشنگ ابدی را به خودمان داشته باشیم، خیلی قدرتمند می‌توانیم خود را آماده کنیم. یک پدر و مادر وقتی می‌خواهند فرزند سالم و قوی داشته باشند، فرزندشان را ماندگار در رحم فکر نمی‌کنند، بلکه او را در دنیا تصور می‌کنند. از ابتدا عالمِ رحم را فقط یک پل و گذرگاه می‌بینند. یعنی صرف بارداری مهم نیست؛ مهم این است که بعد از بارداری تولد صورت می‌گیرد. الآن هم اگر دقت بکنیم که ما در اینجا ماندنی نیستیم و شمارش معکوس ما شروع شده است، طور دیگری زندگی می کنیم و سبک زندگی مان عوض می شود. هشدارهای حدیث نبوی برای انسان در سنین متفاوت عمر در یک حدیث نبوی به ما انسانها هشدارهایی داده شده که بدانیم در هر سنی چگونه باید زندگی کنیم. دراین حدیث می خوانیم: « قَالَ النَّبِیُ‏:إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى خَلَقَ مَلَکاً یَنْزِلُ فِی کُلِّ لَیْلَةٍ یُنَادِی: یَا أَبْنَاءَ الْعِشْرِینَ! جِدُّوا وَ اجْتَهِدُوا وَ یَا أَبْنَاءَ الثَّلَاثِینَ! لَا تَغُرَّنَّکُمُ الْحَیاةُ الدُّنْیا* وَ یَا أَبْنَاءَ الْأَرْبَعِینَ! مَا ذَا أَعْدَدْتُمْ لِلِقَاءِ رَبِّکُمْ وَ یَا أَبْنَاءَ الْخَمْسِینَ! أَتَاکُمُ النَّذِیرُ وَ یَا أَبْنَاءَ السِّتِّینَ! زَرْعٌ آنَ حَصَادُهُ وَ یَا أَبْنَاءَ السَّبْعِینَ! نُودِیَ لَکُمْ فَأَجِیبُوا وَ یَا أَبْنَاءَ الثَّمَانِینَ! أَتَتْکُمُ السَّاعَةُ وَ أَنْتُمْ غَافِلُونَ. ثُمَّ یَقُولُ لَوْ لَا عِبَادٌ رُکَّعٌ وَ رِجَالٌ خُشَّعٌ وَ صِبْیَانٌ رُضَّعٌ وَ أَنْعَامٌ رُتَّعٌ لَصُبَّ عَلَیْکُمُ الْعَذَابُ صَبّاً[2] = پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌و آله و سلم) فرمود: خداوند تعالی فرشته‌ای را خلق کرده است که در هر شب ندا می‌کند، ای 20 ساله‌ها! هم تلاش فیزیکی کنید و هم تلاش علمی. ای 30 ساله‌ها! زندگی دنیا فریب‌تان ندهد. ای 40 ساله‌ها! برای دیدار پروردگارتان چه آماده کرده‌اید؟ ای 50 ساله‌ها! هشدار از عذابی که به سوی‌تان آمده‌است (خطر به بالای سرتان رسیده‌است). ای 60 ساله‌ها! شما به منزله زراعتی هستید که زمان درو کردنش فرا رسیده‌است (زمان مرگتان نزدیک شده‌است). ای 70 ساله‌ها! برای رفتن صدایتان می‌زنند، پس جواب این منادی را بدهید. ای 80 ساله‌ها! لحظه مرگ فرا رسیده و هنوز غافلید؟ سپس این فرشته ادامه می‌دهد: اگر بندگان اهل طاعت و عبادت خدا و مردان خاشع و خاضع در برابر پروردگار و کودکان شیرخوار و حیوانات بی‌گناه نبودند، عذابی بسیار سخت بر شما نازل می‌شد».ما الان در سرازیری تولد هستیم، پس باید تجهیزات آماده کنیم. وقتی انسان به سمت تهیه‌ی تجهیزات می‌رود، آرزوهای نادرست، ناسازگار و متضاد مزاحم او می‌شوند. برای همین امیرالمؤمنین علیه‌السلام می‌فرمایند: «اکثَرُ النّاسِ اَملاً اقَلَّهُم لِلمَوتِ ذکراً[3]= پرآرزوترین مردم، کمتر از هر کس دیگر مرگ را یاد می‌کنند». شخص با آرزوهای دراز، مانند مادر بی‌فکری است که هنگام بارداری، مواد مخدر استفاده می‌کند و دقت نمی‌کند که بچه‌اش باید سالم به دنیا بیاید. کسانی که به «چشم و هم‌چشمی» می‌افتند، هرگز به چیزی، به نام تولد و شب اول قبر فکر نمی‌کنند. یعنی 60 ساله هم که بشوند و بوی مرگ بدهند، باز هم خجالت نمی‌کشند و به کارهای نادرست شان ادامه می‌دهند، چون این‌گونه شکل گرفته‌اند و اینطوری روحشان قوی شده است. دائماً آرزوهای طولانی دارند. اما در مقابل اینها، «زیاد یاد خدا کردن» آرزوهای طولانی را از دل انسان می‌برد. «یا ایّها الذین آمنوا اذکُروا اللهَ ذکراً کثیراً = زیاد یاد خدا بکنید»؛ «اَقِمِ الصَّلوه لِذِکری = نماز را به پا دار به خاطر یاد من». ما 60 سال نماز می‌خوانیم، اما یاد و ذکری در کار نیست. برای همین یک انسان عاقل، خیلی دلش سبک و آرام است. عاقل در مقابل جاهل. چرا که ممکن است کسی عالم باشد، اما جاهل باشد. جهل و علم با هم جمع می‌شوند اما جهل و عقل با هم جمع نمی‌شوند.  امام صادق علیه‌السلام در حدیث عنوان بصری 12 مرحلۀ رشد را بیان می‌فرمایند. اولین مرحله‌ی آن این است که: «بنده نباید برای خودش تدبیر کند». یعنی نباید آن قدر نقشه‌های دنیایی بکشد که سرش شلوغ شود و اساساً از خود حقیقی و من انسانی‌اش دور شود. نباید دلش درگیر هوس‌ها و آرزوهایی شود که او را دچار خودفراموشی می‌کنند. علت این که آرزو انسان را دچار خودفراموشی می‌کند، این است که هرگاه ما آرزوی هر چیزی را بکنیم، آن آرزو خودش را جای «منِ حقیقی» ما می‌نشاند. در نتیجه، من به جای این که عاشق خودم شوم و خودم را بخواهم، طالب چیزی می‌شوم که ندارم و دل مشغولی‌ام می‌شود همین. نهایتا وقت و عمرم را صرف به دست آوردن آن می‌کنم. وقتی هم به آن می‌رسم، پس از مدتی دلم را می‌زند و دوباره دنبال یک معشوق جدید می‌گردم. به این ترتیب هم دنیا و هم آخرتم خراب می‌شود. این را می گویند: خسر الدنیا و الآخرة. آرزوها که زیاد شوند، عمل کم می‌شود بین آرزوها و کیفیت عمل رابطه‌ی معکوس وجود دارد. هر چقدر مقدار و عمق آرزوها بیشتر باشد، کیفیت و حجم عمل پایین‌تر می‌آید. علی (علیه‌السلام) می فرماید: «اِنَّ اللهَ سبحانَه لَیَبغَضُ طَویلَ الاَمل السَّیئی العَمَل[4]= خداوند بسیار دشمن می‌دارد انسان‌هایی را که بسیار آرزو دارند وبدعمل می کنند». اینها آرزوهای طولانی دارند و یکسره سفارش می‌دهند، اما عملشان عمل خوبی نیست. هر چقدر بیشتر هوس داشته باشیم، عمل‌مان هم بدتر می‌شود و کیفیتش پایینتر می‌آید. یعنی عمق عمل خراب می شود. حضرت در روایت بعدی می‌فرماید:«شَرُّ الْفَقْرِ [الفقیر] الْمُنَى[5]= بدترین فقرها آرزوها است». آدم به تعداد آرزوهایش گدا است. برای همین بسیاری از پول دارها هستند که هیچ وقت از پول خود لذت نمی‌برند، خانه‌شان پر از مواد غذایی است، ولی نمی‌توانند بخورند. خانواده‌ی خوبی دارند، اما نمی‌توانند از آنها لذت ببرند. چون گدا هستند و دل مشغولی و آرزوهای زیادی دارند. وقتی چیزی را از دست می‌دهند، تازه دلشان برای آنها تنگ می‌شود و متوجه می‌شوند که چه چیزهایی داشته‌اند. آدمی که درگیر آرزوهاست، هر چه خداوند به او نعمت بدهد، نعمتها را نمی‌بیند و از آنها لذت نمی‌برد. اعصابش بیشتر خرد است و حساس‌تر و زود رنج‌تر و مضطرب‌تر و غمگین‌تر است. پی در پی بودن آرزوها و هوس‌ها ما را آنقدر می‌دواند تا این که در سراب آرزوها از تشنگی می‌میریم. یعنی اگر حضرت عزرائیل علیه‌السلام موقع جان گرفتن به او مهلت و فرصت بدهد، او دوباره همان کارها را می‌کند. هر کدام از ما چند بار تا حالا تصادف کرده‌ایم و در معرض مرگ قرار گرفته‌ایم؟ اینها مهلت خداست. همه‌ی این بدبختی ها به این خاطر است که آدم خودش را نمی‌شناسد، یعنی فکر می‌کند آرزوها به نفع او هستند و هر چه بیشتر به آرزوها برسد، قوی‌تر و بزرگ‌تر می‌شود، ولی به هر تعداد که به آرزوهایمان برسیم ضرر کرده ایم. این معامله، معامله‌ای است که برد در آن نیست. زیرا هر چیزی را که به دست می‌آوری، چیز مهم تری را از دست می‌دهی، این یک قاعده است. آدم هایی که چشم و هم چشمی می‌کنند، احمقانه عمل می‌کنند، چون از هر کسی که جلو بیفتی، اگر صحنه‌ی آخرتی او را ببینی، متوجه می‌شوی که از او عقب افتاده‌ای. حتی در کمالات انسانی و ابدی هم نباید فخرفروشی کرد و منت گذاشت. چون اگر فخر فروختی، باخته‌ای. در کمالات انسانی، انسان هیچ وقت خودش را از دیگران بزرگ تر و جلوتر نمی‌بیند. اصلاً از مقوله‌ی رقابت و مقایسه بیرون می‌آید، عاشق همه‌ی آدم‌ها می‌شود و از خودش بدتر و گناه کارتر سراغ ندارد، همه را بهتر از خودش می‌بیند و دوست دارد. برای همین می‌تواند با همه یک زندگی شاد و مسالمت‌آمیز داشته باشد. دعوا و درگیری و جر و بحث ندارد، چون از خودش بدتر سراغ ندارد. مَثَلِ ما در مهندسی آرزوها دقیقاً مانند حماقت کسی است که دوپینگ کرده، اما در مسابقه آخر می‌شود. وقتی وارد چشم و هم چشمی می‌شویم، عقب می‌افتیم. چون از خود حقیقی غافل می‌شویم و به خود طبیعی می‌پردازیم و آن را رشد می‌دهیم. برای همین حضرت فرمود: بدترین فقر آرزو است. خوب است، دلِ آدم فقیر نباشد. برای همین در ادبیات دینی، ثروتمند کسی است که در نظام طبیعی آرزو، وزر و وبالِ زیاد برای خود درست می‌کند و نمی‌تواند بارش را بکشد و عقب می‌افتد. اما انسانِ غنی این گونه نیست. غنی احساس نیاز نمی‌کند. در واقع احساس نیازش را کنترل کرده و هر چه که دارد را برای برزخ می‌فرستد. با «مرگ سبز» بر هوس‌ها و آرزوها فائق آییم در بحث انواع مرگ‌ها، یکی از مرگ‌ها «مرگ سبز» بود، یعنی مقاومت در برابر داشتن هوسهای ظاهر.  کسی که در بخش لباس و تجملات و ظواهر، دائماً عقده دارد؛ یا آدمی که دائماً در بخش ظواهر هوس دارد، فقیر است و به محض این که احساس نیاز می‌کند، به این معنی است که «من غنی نیستم». آدم غنی اذیت نمی‌شود و احساس فقر نمی‌کند. آدم فقیر با خدا و خود و با کمالات شخصی‌اش آرام نمی‌شود. این خیلی عجیب است که انسان حتی با بی‌نهایت مطلق، ماوراء طبیعت و فرشتگان آرام نشود. مرگ سبز این است که انسان در مقابل هوس بازی های ظاهری و تجملات مقاومت کند. پشتِ مرگ، «حیات» می‌‌آید. شما به محض این که در مقابل این هوس‌ها مقاومت ‌کنید، دیگر اذیت نمی‌شوید، بلکه متوجه می‌شوید که چقدر آرامش دارید و زندگی بدون آرزوهای طولانی، چقدر لذت بخش و خوب است. تکلف گر نباشد خوش توان زیست/  تعلق گر نباشد خوش توان مرد یکی از بزرگ ترین عذاب‌های انسان در آخرت این است که انسان هزاران سال در جهنم غصه می‌خورد به خاطر غصه‌هایی که در دنیا خورده است. می‌گوید: من چقدر احمق بودم و برای چه چیزهایی غصه خوردم و گریه کردم. برای چه چیزهایی با دیگران دعوا کردم. یک آدم زیرک و اشرافی این گونه نیست. آدم اشرافی می‌گوید: من ثروت را برای لذت می‌خواهم، اما قرار نیست ثروت من را نابود کند. آرزوهای دنیایی باعث می‌شوند که انسان آرزوی باطنی و اصلی‌اش که بی نهایت شدن و جاودانه شدن است را از دست بدهد. به همین اندازه احمقانه است که انسان برای نجات دادن مبلغ کمی پول در آتش برود و بسوزد و یا کندوی عسلی را ببیند و مثل پشه‌هایی عمل کند که می‌خواهند عسل بخورند. با این که می‌دانند عسل چسبنده است، دست و پایشان را در عسل فرو می‌کنند، اما وقتی که سیر شدند، می‌بینند که دیگر نمی‌توانند بلند شوند و باید همان جا بمیرند. ما در دنیا این طوری رفتار می‌کنیم. یعنی حاضریم خدا و ابدیت و بهشت را بدهیم برای این که در دنیا که جیفه و مرداری بیش نیست را نگه داریم. حال باید درباره‌ی شعور چنین انسان هایی قضاوت کرد. امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) در مورد افراد عاقل فرمود: «مَن عَمَّرَ دارَ اِقامَتِهِ فَهُو العاقِلُ = کسی که خانۀ ابدی‌اش را آباد کند، عاقل است». فقط او عاقل است که ابدیت را به دنیا و خدا را به دیگران ترجیح می‌دهد. کسی که به آرزوها تکیه می‌کند، ناکام می‌میرد تکیه بر آرزوها مساوی است با ناکامی در آخرت. آرزوهای زیاد انسان را مشغول کرده و از آخرت غافل می‌کند. علی (علیه‌السلام) فرمود:« مَنِ اتَّکَلَ عَلَى الْأَمَانِیِّ مَاتَ دُونَ أَمَلِهِ[6] = کسی که به آرزوها تکیه بکند، ناکام از دنیا می‌رود». یعنی موقع مردن، به یکی از آرزوهایش یعنی یک آرزو از میان میلیون‌ها آرزو هم نمی‌رسد. اگر به او بگویند: موقع مردن است، می‌گوید: زود است. مرحوم قیصر امین پور می‌گفت: ناگهان چه زود دیر می‌شود. انسان زمانی به خودش می‌آید که 40، 50 ساله شده و وقتی به جوانان و نوجوانان نگاه می‌کند، می‌گوید: من کی این دوران را گذراندم؟ این آدم‌ها سنشان هم که بالا برود، هنوز همان روحیات و آرزوها و هوس‌ها را دارند، مثل یک جوان. چرا که برای آنها خیلی زود دیر شده‌است. اصلاً نمی‌توانند باور کنند و می‌خواهند از هر طریقی خودشان را جوان کنند. کسی که به آرزوها تکیه می‌کند، ناکام می‌میرد. بنابراین، تکیه داشتن به آرزوها خوب نیست، همانگونه که علی (علیه‌السلام) فرمود: «مِنَ الْحُمْقِ الِاتِّکَالُ عَلَى الْأَمَلِ[7] = از جمله مصادیق حماقت تکیه کردن به آرزوها است». این که در حدیث داریم «همت مؤمن از همه بیشتر است» به این دلیل است که مؤمن هم به تجارت دنیا مشغول است و هم به تجارت آخرت. هیچ کدام از این دو تجارت هم به دیگری لطمه نمی‌زند. مثل آدمی که دو شغل دارد و در هر دو موفق است، در حالی که کافر یک شغل دارد، فقط دنیایش را آباد می‌کند که آن هم به قول امام خمینی ره معلوم نیست که به‌ آن برسد. آدم عاقل در 4 چیز وقت زیاد دارد «ارتباط، انتخاب، رفتار، افکار». در همه اینها هم توجه و دقت دارد. یعنی در هر یک از اینها بخواهد وارد شود، درست عمل می کند.   [1] - القارعه/ 6و 7. [2] - مستدرک الوسائل ، جلد دوم ، صفحه 353 و نیز: ارشاد القلوب الی الصواب ، جلد دوم ، صفحه 32. [3] - غرر الحکم، ج 2، ص 409. [4] - همان، ج2، ص506. [5] - همان، ج4، ص 172. [6] - همان، ج5، ص 267. [7] - همان، ج 6، ص 17. کتاب «مهندسی آرزوها» از مجموعه کتاب‌های بیان کتاب «مهندسی آرزوها»، از مجموعه کتاب‌های کار

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 7410
زمان انتشار: 27 اوت 2017
| |
آرزوها در ابتدا عیار بالایی را نشان می‌دهند، اما در آخر جز خسران نتیجه ای ندارند

مهندسی آرزوها، جلسه 6؛ 87/4/8

آرزوها در ابتدا عیار بالایی را نشان می‌دهند، اما در آخر جز خسران نتیجه ای ندارند

در چینش آرزوها باید دقت کرد و به قدرت و تخصص لازم رسید. زیرا آرزوها در اول کار، عیارشان را خیلی بالا نشان می‌دهند، اما بعد از رفتن و رسیدن به آنها، می بینیم که جز خسارت نتیجه‌ای ندارد.

حضرت علی (علیه‌السلام) درباره این خصوصیت از آرزوها این‌گونه می‌فرماید: «الأَمَلُ خَوّانٌ[1] = آرزو، خیانتكار است». (خَوّانٌ) یعنی خیلی خیانتکار. آرزو چگونه خیانت می‌کند؟ خیانت آرزوها این است که دل، ذهن، عمر، جوانی و انرژی ما را که باید صرف آرامش و خوشبختی و ساختن آخرت شوند، می‌گیرد و در عوض چیزی به ما جز خسارت نمی‌دهد. شخصی برای امام سجاد (علیه‌السلام) لباس فاخری آورد. امام لباس را پوشید و به خود نگاه کرد و سپس لباس را از تن بیرون کرد و فرمود: «كانّی لستُ بِعلی بن الحسین = انگار که من علی ابن الحسین نیستم» و یک لباس ساده‌تر پوشید. گاهی آدم‌ها به سراغ انتخابها، هوس‌ها و ارتباط‌هایی می‌روند که در شأن آنها نیست. به جای این‌که انسان چیزی را بخرد و از آن استفاده کند، خودش را به آن می‌فروشد. برای همین در قاعده «انتخابها، ارتباطها، رفتارها و افکار» باید دقت کرد تا آرزوها نتوانند به انسان خیانت کنند. آرزوها حواس پرتی می‌آورند و انسان را به بازی می‌گیرند و انسان را از دیدن دردها و انحرافات غافل می‌کنند. هوس‌ها و آرزوها و مشغله‌ها نمی‌گذارند انسان به سمت بهشت برود. مثلاً حسادت، خودخواهی، زودرنجی، عصبانیت، حساسیت، آتش هشتند و همین‌جا هم انسان را می‌سوزانند، ولی چون انسان مشغول بازی و سرگرم کارهای دیگر و مشغول تن و طبیعت است، دردها را متوجه نمی‌شود. مثل جنینی که مریض است و مادامی که در رحم مادر است و به دنیا نیامده، درد را احساس نمی‌کند، اما وقتی که به دنیا متولد می‌شود، درد را احساس می‌کند. آرزوها هم همینطورند. آرزوها ما را سِر می‌کنند و طوری ما را غافل می‌کنند که ما درد را احساس نکنیم. یعنی اگر الان حسود هستیم، زودرنجیم، عصبانیت و ... داریم، درد ناشی از سوختن در این جهنم ها را احساس نمی‌کنیم. اما وقتی از این دنیا رفتیم، متوجه درد و سوختن می‌شویم. چون روح با بهشت مطابقت دارد و وجود این مریضی‌ها و تحمل درد آنها در روح، می‌شود جهنم. جهنم یعنی عدم تطابق با بهشت. مثل مریضی می‌ماند. مریضی یعنی عدم تطابق و سازگاری با دنیا. پس ما فقط سلامت داریم و وقتی از سلامت منحرف می‌شویم، اسمش می‌شود بیماری. در قیامت هم ما بهشت داریم، جهنم هم هست ولی به صورت عَرَضی است. وقتی تطابق با بهشت نباشد و نتوانیم از بهشت استفاده کنیم، می‌شود جهنم. پس باید در چینش آرزوها طوری نباشیم که آرزوها ما را از «شدن» و از خودمان و از کودک عزیز روان‌مان غافل کنند. برای همین حضرت می‌فرمایند: آرزو خیلی خیانت می‌کند. خیانت آرزوها یعنی اکثر آنها دروغ از آب درمی‌آیند. در حدیثی دیگر از علی (علیه‌السلام) می‌خوانیم: « الأملُ كالسَّرابِ، یَغِرُّ مَنْ رَآهُ، و یُخْلِفُ مَن رَجاهُ[2] = آرزو چون سراب است كه بیننده‌اش را مى‌فریبد و امیدوارش را مأیوس مى‌سازد». دقیقاً همینطور است که حضرت می‌فرمایند. یعنی انسان بعد از چند سال می‌فهمد که این چینش ها و انتخاب ها از ابتدا غلط بوده است. ملاک خوب بودن یک آرزو، «ماندگاری و دائمی بودن» آن است در چینش آرزوها انسان باید به دوام و پایداری آرزوها نگاه کند و برای انتخاب و دنبال کردن یک آرزو، باید به «دائمی یا موقت بودن» آنها توجه کند. همه انتخابهای ما در آرزوهای دنیایی، روزی از ما گرفته می‌شوند. در این باره امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) می‌فرمایند: «اِحذَرُ الأمَلُ المغلوب و نعیم المَصلُوب[3] = از آرزوهای مغلوب (شکست خورده) و نعمت هایی که گرفته می‌شوند، پرهیز کنید». بعضی انتخابها در دنیا دائمی هستند. مثل انتخاب خدا، اهل بیت، عبادت، کار و عمل خیر و حتی عمل بد. شما دست به هر عملی بزنید، تا قیامت با شما هست. ولی در اشیاء و افراد اینطوری نیست. یعنی سراغ هر کس یا هر چیز دیگری که می‌رویم، باید به جنبه مادی و طبیعی آن نگاه نکنیم، بلکه به ساختار آخرتی آن توجه کنیم. شخصی داشت، خانه می‌ساخت. حضرت از او پرسید: این پنجره را برای چه ساختی؟ گفت: برای نور و روشنایی خانه ساخته‌ام. حضرت فرمود: بگو، پنجره را می‌سازم برای این‌که متوجه طلوع آفتاب شوم و برای نماز بیدار شوم. یعنی به جنبه ابدی و آخرتی هر چیزی باید توجه کرد. در خرید خانه هم درست نیت کنید. هدف از خرید خانه، نباید پز دادن و نشان دادن به دیگران باشد. اگر با نگاه موقت و دنیایی به هر چیز نگاه کنید، همه چیز را از دست می‌دهید و چیزی هم به دست نمی‌آورید. ولی اگر رنگ خدایی و آخرتی به آن بدهید، هرگز نمی‌بازید. شخصی را می‌شناختم که دخترش در سن جوانی و در آستانه ازدواج فوت کرد. این مصیبت روی پدر تأثیر بدی گذاشته بود، طوری که خودش می‌گفت: من پرخاشگر و عصبی شده‌ام. به او گفتم: هر چه که در آسمان و زمین است برای خداست. «له ما فی السماوات والارض». اگر چیزی که صاحب اصلی آن خداست، از شما گرفته شود، نباید روی اخلاق و رفتارتان تأثیر بدی بگذارد، چون که این نارضایی و ناسپاسی است. طبیعی است که انسان عواطف دارد، ممکن است گریه بکند. این عیبی ندارد. ولی این که روی عبادت و رفتار و نگاهش نسبت به خدا و اهل بیت تأثیر بگذارد، خیلی بی‌ادبی است و اجر انسان را ضایع می‌کند. باید دانست که در آخر فقط خدا برای انسان می‌ماند. چرا باید آرزوهای پایدار را انتخاب کرد؟ علت این‌که باید آرزوهای پایدار را انتخاب کنیم، این است که آرزوهای ناپایدار، انسان را به نعمت‌ها می چسبانند در صورتی که نعمت‌ها مصلوب هستند. یعنی از انسان گرفته می‌شوند و دل بستن به چیزی که مدتی از انسان صلب می‌شود، کاری عبث و بیهوده است. باید بدانیم با هر چیزی که ارتباط پیدا کردیم، ممکن است از ما گرفته شود، اگر همسر، فرزند، پدر و مادر، خانه، اتومبیل و... است و حتی گاهی آبرو است. در آرزوها نباید طوری به اشیاء و افراد بچسبیم که اگر از ما گرفتند، هدف ما گم شود و حرکت ما به سمت آخرت مختل شود. هیچ چیز در دنیا آنقدر ارزش ندارد که وقتی از انسان گرفته شد، انسان معشوق اصلی را که خداست، از دست بدهد. چه خوب است که انسان با نعمت‌هایی که از او گرفته می‌شود، طوری برخورد کند که انگار آن را به دست آورده است نه این‌که از دست داده است. پس یادمان باشد، نعمتها وقتی از ما گرفته می‌شوند، در واقع به دست می‌آیند. ما زمانی چیزی را به دست می‌آوریم که خدا آن چیز را از ما بگیرد. «مَا عِنْدَكُمْ یَنْفَدُ وَمَا عِنْدَ اللَّهِ بَاقٍ[4] = آنچه پیش شماست تمام مى‌‏شود و آنچه پیش خداست پایدار است».  قاعده دنیا این است که همه ارتباط ها موقت است ما چیز دائمی نداریم. پس اگر چیزی را از دست دادیم، بگوییم پیش خدا رفت و برای ما ذخیره شد. وقتی انسان به آرزوها بچسبد، در زمانی که آن آرزو از دست ما رفت، خودِ آدم و سلامت و ابدیت او را هم با خودش می‌برد. پس فقط باید برای چیزهایی که ماندگار و ابدی هستند، مانند عمل‌های بهشتی و اخلاق‌های جاودانه سرمایه‌گذاری کرد. یعنی باید تا می‌توانیم تلاش کنیم و از خودمان بکَنیم و به آخرت بفرستیم. اینجا تا می‌توانیم، کم مصرف و پرتولید باشیم و بفرستیم به آن طرف. شیطان هم دائماً با حمله از جلو ما را به آرزوها می‌چسباند. مثلاً شخصی به من مراجعه کرد که خدا به من یک دختر خیلی شیرینی داده، گفتم: مبارک است. گفت: من دائم نگرانم که اگر او بمیرد، من چه کار کنم. این حمله از جلوی شیطان است. برای دفع این حمله ما باید از اول خودمان را در معرض آن چیزی که شیطان ما را از آن می‌ترساند قرار دهیم. به این شخص گفتم: شما از اول خودت را در معرض این قرار بده که شاید یک روزی این بچه برای تو نماند و اگر قرار شد این بچه بمیرد، بمیرد. ما از اول اشتباه فکر می‌کنیم و اشتباه ارتباط برقرار می‌کنیم و فکر می‌کنیم چیزی که داریم تا آخر با ما باید باشد و این ممکن نیست. پس چه خوب است که انسان با شعار «لا اله الا الله» خودش را آرام کند. برای همین است که از اول پیامبر به ما آرام بخشی به نام «لا اله الا الله» تزریق کرده است، یعنی من هیچ دلبری جز خدا ندارم. دلبر اصلی من خدا و امام زمان است. خدا و معصومین هم هیچوقت نمی‌میرند و من قرار است با همه اینها زندگی کنم. ما شعارهای قشنگ دیگر هم داریم، «لا اله الا هو»، «لا اله الا هو الحی القیوم = معشوقی جز او نیست و او زنده و پایدار است». همه زیبا و شادی آورند. من خدایی دارم که مطلقِ همه کمالات است. مطلق همه ثروت ها و قدرتهاست، «له ما فی السماوات و ما فی الارض= هر آنچه که در زمین و آسمان است مال معشوق و خدای من است». چقدر قشنگ است وقتی کنار خدایی می‌نشینی که مطمئنی هیچ وقت ترکت نمی‌کند و نمی‌میرد و جدایی بین‌تان اتفاق نمی‌افتد. مرگی بین من و خدا وجود ندارد. نه من می‌میرم و نه خدا. این نگاه چقدر آرامش به همراه دارد. علی (علیه‌السلام) فرمود: «أبعَدُ الشَیءُ الامال[5] = دورترین چیز آرزوست». یعنی شما یک چیز طراحی می‌کنی و بعد می‌بینی محصول چیز دیگری شد. پس در چینش آرزوها باید دقت کرد و فریب نخورد و مسخره نشد. یعنی نباید ارتباطی را شروع کرد که مثلا انسان دل و روح و سرمایه را بگذارد و بعد بفهمد سراب بوده است. یکی از مراجع عراق در کربلا بود. او 7-8 بار سکته کرده و 12 سال در رختخواب بود. ولی در این 12 سال این شخص در خانه‌اش را نبسته بود و مردم می‌آمدند و او کارهای مردم را راه می‌انداخت. 12 سال یک نفر در یک اتاق روی تخت. با چه صفا و حالی و نشاطی رفتار می‌کرد. یک روز که به دیدن او رفته بودم، گفتم: حاج آقا ما برای سلامتی شما دعا می‌کنیم. گفت: من فقط با دعای مردم زنده هستم و تعریف کرد: 15 سال پیش که لندن رفته بودم؛ آنجا سکته کردم. دوتا دکتر آمدند و گفتند: یک ماه دیگر بیشتر زنده نیستی. الان بعد از 15 سال یکی از آن دکترها 10 سال است مرده و دیگری 15 سال است فوت کرده و من هنوز هستم. دورترین چیز همین آرزوست. در چینش آن باید انسان دقت کند که فریب نخورد و مسخره نشود. یعنی یک دفعه نرود یک حجمی از دل و آخرت را برای یک چیزی بگذارد و بعد بفهمد که آن آرزو او را قال گذاشته و سراب بوده. بنابراین، آدم باید بداند که دل و سرمایه اش را کجا ببرد. [1] - غرر الحكم : ح 103 ، عیون الحكم والمواعظ : ص 37 ح 784. [2] - غرر الحكم : ۱۸۹۶ . (ج 2 ص 174). [3] - همان، ص 272. [4] - سوره نحل/96. [5] - همان، ج دوم، ص 384. کتاب «مهندسی آرزوها» از مجموعه کتاب‌های بیان کتاب «مهندسی آرزوها»، از مجموعه کتاب‌های کار

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 7405
زمان انتشار: 30 اوت 2017
| | | | |
اوضاع کلی جهان در لحظه ظهور چگونه است؟

اوضاع کلی جهان در لحظه ظهور چگونه است؟

از طرفی می گویید که ظهور زمانی صورت می گیرد که جهان پر از ظلم و جور شده و از طرف دیگر می گویید مردم باید به بلوغ فکری برسند و زمینه ظهور را فراهم کنند این دو چگونه با هم قابل جمعند؟ https://telegram.me/porsemantv8 کانال برنامه پرسمان    برای شنیدن و دانلود روی فایل صوتی زیر کلیک کنید.

صوت

1 - اوضاع کلی جهان در لحظه ظهور چگونه است؟

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 7404
زمان انتشار: 29 اوت 2017
| | | | |
امام زمان (علیه السلام) با چه کسانی با شدت می جنگد؟

امام زمان (علیه السلام) با چه کسانی با شدت می جنگد؟

فرمودید که قیام امام زمان (علیه السلام) با شمشیر و ایجاد رعب و وحشت است این طوری ما که جوان و گناهکار هستیم از دعا برای فرج منصرف می شویم؟   https://telegram.me/porsemantv8 کانال برنامه پرسمان  برای شنیدن و دانلود روی فایل صوتی زیر کلیک کنید.

صوت

1 - امام زمان (علیه السلام) با چه کسانی با شدت می جنگد؟

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 7403
زمان انتشار: 28 اوت 2017
| | | | |
چه کنیم تا خائن به امام زمان (علیه‌السلام) نباشیم؟

چه کنیم تا خائن به امام زمان (علیه‌السلام) نباشیم؟

همانطور که شما فرمودید از امام خمینی (ره) نقل شده که کوتاهی در ایجاد حکومت امام زمان (علیه‌السلام) خیانت است چه کنیم که خائن نباشیم؟ https://telegram.me/porsemantv8 کانال برنامه پرسمان    برای شنیدن و دانلود روی فایل صوتی زیر کلیک کنید.

صوت

1 - چه کنیم تا خائن به امام زمان (علیه‌السلام) نباشیم؟

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 7402
زمان انتشار: 26 اوت 2017
| | | | |
چرا امتحان الهی در آخر الزمان از سخت ترین امتحانات است؟

چرا امتحان الهی در آخر الزمان از سخت ترین امتحانات است؟

چرا امتحان به غیبت حضرت مهدی علیه السلام از شدیدترین امتحانات است؟ https://telegram.me/porsemantv8 کانال برنامه پرسمان    برای شنیدن و دانلود روی فایل صوتی زیر کلیک کنید.

صوت

1 - چرا امتحان الهی در آخر الزمان از سخت ترین امتحانات است؟

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed