www.montazer.ir
چهارشنبه 10 ژوئن 2026
شناسه مطلب: 1747
زمان انتشار: 26 ژانویه 2015
| |
ذهن ظرف غم و دل ظرف عشق

راه های مبارزه با غم (جلسه 37)؛ 93/9/29

ذهن ظرف غم و دل ظرف عشق

فضای دل مخصوص خداوند متعال، خانواده آسمانی، غیب، آخرت، ابدیت و فرشته های الهی است؛ پس با راه دادن غم به آن، فرصتهای عاشقی را از دست نداده و با گذشت از اشتباهات دیگران، این فرصت را به انسان ها هدیه نماییم. دنیا محل گذر است و زندگی جاودانه ما از برزخ آغاز می گردد.

درسی از لقمان حکیم امام صادق علیه السلام در وصف جناب لقمان حکیم اینگونه می فرمایند: لقمان اگر چیزی بدست می آورد خوشحالی نمی کرد و اگر چیزی از دستش می رفت برایش غم نمی خورد. شناخت غلط، باعث می شود انسان قدر و قیمت خود را نداند و خود را تا سطح حیوانیت خود، که جنسیت اوست پایین بیاورد. در صورتیکه باید بداند دنیا برای او آفریده شده نه او برای دنیا و در خدمت دنیا. بداند او از دنیا بزرگتر است و خوردن غم دنیا از مقام انسانی او می کاهد. شناخت ماهیت دنیا یکی از عواملی که کمک می کند انسان غصه دار نباشد، شناخت ماهیت دنیاست. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله دنیا را اینگونه شرح می دهند و می فرمایند: ای مردم بدانید اینجا جای غم است نه جای خوشی و سرمستی، اینجا یک خانه پیچ در پیچ است و سر راست نیست. اگر کسی دنیا را خوب بشناسد با یک امید شاد نمی شود و با رنجی اندوهگین.   همه نعمت های دنیا که نصیب انسان می شود ممکن است آخرت ساز نباشد. پس در زمان بهره مندی از نعمتها در مورد مسئولیتی که در ازای آن به دوش انسان افتاده، تفکر کنید و در زمان از دست دادن آن غمگین نشوید. حضرت علی علیه السلام در تایید این مطلب می فرمایند: اگر کسی دنیا را شناخت با گرفتاری دنیا غصه نمی خورد. و در جایی دیگر فرموده اند: هر کس دنیا را بشناسد بر مصیبتهای آن اندوهگین نمی شود. دنیا زندان مؤمن بی نهایت طلبی انسان، دنیا را برای او به زندان تبدیل می کند و طبق فرمایش ائمه در هیچ زندانی خیری وجود ندارد. پس در تقویت این دیدگاه که دنیا باشگاه است بکوشیم. دنیا محل گذر است و زندگی جاودانه ما از برزخ آغاز می گردد. انسان نمی بایست تمام هم و غم خود را برای آباد کردن بعد حیوانی خود صرف کند و کودک عزیز روان خود را فراموش نماید. در رحم دنیا می بایست خودمان را برای شرایط زیستی برزخ آماده کرده و با یقین به این موضوع، قلب خویش را به کانون آرامش متصل می نماییم.   رنج دنیا، ثروت آخرت برخی از مشکلات را انسان با دست خود به وجود می آورد و برخی در اختیار انسان نیست؛ در هر دو حالت خداوند آن را به عنوان کفاره گناه و خوشی در آخرت برای انسان ذخیره می کند. درصد بالایی از توشه آخرت ما، رنج هایی است که در دنیا در اثر ابتلا به بیماری و مصیبت، شکست در مسائل خانوادگی، اجتماعی و اقتصادی و ... ذخیره نموده ایم. سهم انسان ها از نعمت و بلا مساوی است پس اگر انسانی از نعمتی در دنیا بهره مند نشود معادل آخرتی آن برای او ثبت و در صورت بهره مندی از شیرینی دنیا، تلخی آخرت در انتظار اوست. کلام امیر مومنان علیه السلام کامل کننده این مژده است که می فرمایند: اگر چیزی در دنیا از دست دادی غصه نخور، زیرا به آخرت منتقل شده است. رنج دنیا، قرب الهی مهمترین اثر غم، نزدیکی به خداوند است و نهایت آمال انسان قرب الهی است. شناخت ریاضیات دنیا برای بدست آوردن هر چیزی می بایست بسیاری از چیزها را از دست بدهی، این ریاضیات دنیاست. نعمت های دنیا اکثرا با سختی به دست می آید و بیشترین هزینه که بابت آن می پردازیم، سرمایه عمر است. به عنوان مثال داشتن وسیله شخصی یک نعمت است ولی پس از بهره مندی از آن، دغدغه های نگهداری آن به سراغ انسان می آید. خسارت های جانی و مالی ناشی از تصادف، هزینه نگهداری و هزینه های جانبی، ...   معصومین علیهم السلام  بهترین الگو در روایات آمده اگر کسی در هنگام بروز مصیبت آخ بگوید اجر مصیبت را از دست داده است. پس به خاطر محرومیت از نعمتهای دنیا از خدا نا امید و رویگردان نشوید. انسان های زیرک همه داراییهایشان را به خدا می بخشیدند قبل از اینکه خداوند آنها را در ورطه آزمایش قرار دهد و در زمان آزمایش الهی بخشش، به اوج خود می رسید. تمام عاشوراییان و کسانی که راه آنان را ادامه دادند، مصداق انسان های زیرک می باشد. با مطالعه تاریخ متوجه می شوید که بیشترین غم دنیا برای بهترین انسانهای جهان بوده و تامل در این موضوع، تحمل غم های کوچک دنیایی را برای ما آسان می گرداند. ذهن ظرف غم و دل ظرف عشق گرفتاری و غصه دنیا را در ذهن نگهداری کنید و نگذارید به دل راه پیدا کند. خلوت دل، کان همایون خلوتی است. فضای دل مخصوص خداوند متعال، خانواده آسمانی، غیب، آخرت، ابدیت و فرشته های الهی است؛ پس با راه دادن غم به آن، فرصتهای عاشقی را از دست نداده و با گذشت از اشتباهات دیگران، این فرصت را به انسان ها هدیه نماییم. چگونه غصه دنیا را کمرنگ می شود؟ دانستن نسبت انسان با خداوند و قرب به ایشان، غصه دنیا را کوچک می نماید. شناخت الله یک منشا بسیار قدرتمند برای تولید شادی و برطرف شدن غم هاست. در جلسات آینده به این راهکار خواهیم پرداخت.   مطالب بیشتر: پای درس استاد مجموعه سخنرانی های استاد محمد شجاعی مجموعه کتابهای استاد محمد شجاعی والحمدلله رب العالمین

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 1744
زمان انتشار: 26 ژانویه 2015
| |
مصیبت حقیقی از نگاه پیامبر رحمت

راه های مبارزه با غم (جلسه 36)، 93/9/29

مصیبت حقیقی از نگاه پیامبر رحمت

همه ما برای ارزیابی نفسمان نیازمند آئینه‌ای هستیم که بتوانیم چهره‌ی حقیقی‌ باطن خود را در آن شناسایی کنیم. امام باقر «علیه السلام» در این روایت، قرآن را به عنوان آیینه‌ای برای ارزیابی رشد نفس و حرکت به سوی الله می‌داند. فراموش نکنیم که حرکت به سمت ابدیت یک حرکت حقیقی است و اعتباریاتِ دیگر، هیچ تأثیری در این حرکت ندارند.

واکنش صحیح در مواجهه با انتقادات و نکوهش‌های دیگران در جلسه گذشته با بخش اولِ روایتی از امام باقر «علیه‌السلام» آشنا شدیم که نحوه برخورد با انتقادات و یا نکوهش‌های دیگران را به ما می‌آموزد. اینک به بررسی ادامه این روایت خواهیم پرداخت: اگر مورد ستایش قرار گرفتی، شاد شو و اگر نکوهش شدی بی‌تابی مکن و درباره آنچه که پیرامون تو گفته‌اند، خوب بیندیش. اگر آنچه که گفته‌اند در تو وجود دارد، غمگین مشو، چرا که مصیبت افتادنت از چشم خداوند به سبب خشمناک شدنت از حقیقت، بزرگتر از مصیبت افتادنت از چشم مردم است که از آن هراسانی؛ و اگر خلافِ آنچه که گفته‌اند هستی، این خود ثوابی است که بی‌رنج به دست آورده‌ای. تو هرگز نمی‌توانی یاور ما باشی تا اینکه اگر همه اهل شهر جمع شدند و گفتند تو آدم بدی هستی، ناراحت نشوی و اگر گفتند تو انسان خوبی هستی خوشحال نگردی.   بخش دوم: «ولکن أعرض نفسک علی کتاب الله، فان کنت سالکاً سبیلهُ، زاهداً فی تزهیده، راغباً فی ترغیبه، خائفاً فی تخفیفه، فاثبت و أبشر و إن کنت مبائنهً للقرآن، فماذا الذی یغرّک من نفسک» سپس خودت را به کتاب خداوند عرضه کن، اگر واقعاً در حال طی مسیر الله هستی و رغبتی در مورد آنچه که خداوند بی‌ارزش می‌داند نداری و رغبتت به چیزهایی است که از نظر خداوند ارزشمند است و از آنچه که خداوند می‌ترساندت، به حق می‌ترسی، پایدار باش و خوشحال. و اگر با قرآن در مغایرت هستی، چرا به نفس خودت مغروری؟ (به چه چیز خودت می‌نازی؟)   - همه ما برای ارزیابی نفسمان نیازمند آئینه‌ای هستیم که بتوانیم چهره‌ی حقیقی‌ باطن خود را در آن شناسایی کنیم. اما باقر «علیه السلام» در این روایت، قرآن را به عنوان آیینه‌ای برای ارزیابی رشد نفس و حرکت به سوی الله می‌داند. فراموش نکنیم که حرکت به سمت ابدیت یک حرکت حقیقی است و اعتباریاتِ دیگر، هیچ تأثیری در این حرکت ندارند. به عنوان مثال سرزنش‌ها و یا تمجیدهای دیگران در این حرکت فاقد ارزش بوده و آنچه که در این میان مهم است. نوع نگاهی است که خداوند در این حرکت به ما دارد.   علاقه به گناه و تنفر از شعائر الهی نشان می‌دهد که حرکت انسان در مسیر الله، حرکتی صحیح و رو به رشد نیست. بالعکس احترام و علاقه به شعائر الهی و هر آنچه که رنگ و بوی الله را دارد، حاکی از آن است که انسان در مسیری صحیح و مستقیم به سوی الله در حرکت است. حال اگر انسان با نگریستن در آئینه قرآن به این نتیجه مبارک برسد که حرکت او حقیقتاً به سمت الله صحیح می‌باشد، دیگر نظرات دیگران چه ارزشی در جهت‌دهی به حرکت او خواهد داشت؟ پایدار ماندن در این مسیر و دلخوش بودن به این حرکت مبارک، صحنه‌ی زیبایی است که امام باقر «علیه‌السلام» برای چنین فردی ترسیم نموده است.   اگر دور شدن از الله و خانواده آسمانی اتفاقی است که در لابه‌لای حرکت انسان در حال وقوع است، دیگر برای این فرد، سرمایه‌ای برای مغرور شدن وجود ندارد که با انتقادات دیگران، دچار ناراحتی و غمزدگی گردد.   مصیبت حقیقی از نگاه پیامبر رحمت نبی اکرم «صلی الله علیه و آله و سلم» می‌فرمایند: هرگاه به مصیبتی دچار شدید، مصیبت از دست دادن مرا به یاد آورید. تا تحمل مصائب دیگر بر شما آسان گردد. آیا مصیبت فقدان پیامبر و یا مصیبت‌های خانواده آسمانی‌مان در نگاه ما آنقدر عظیم هست که سبب فراموشیِ مصیبت‌های دیگر گردد؟ این فرمایش پیامبر اسلام «صلی الله علیه و آله و سلم» در حقیقت تعیین قیمت حقیقی ما در مقیاس اصالت انسانی‌مان است. ایشان حیطه مصیبت‌های ما را تنها در دایره بخش انسانی‌مان تعریف نموده و یا تنها مصیبت‌های انسانی را ارزشمند و معتبر می‌دانند.   از نگاه نبی اکرم «صلی الله علیه و آله و سلم» مصیبت‌های دنیایی، اساساً مصیبت به شمار نمی‌آیند. چرا که هم کفاره گناهانِ انسانند و هم در رشد و سازندگیِ او مؤثرند، به نحوی که مقدمات جذبِ اسماء الهی را در نفس فراهم می‌آورند. مصیبت حقیقی، مصیبتی است که نفس انسان، قلب او و جاودانگی و ابدیتش را به مخاطره می‌افکند.   از دست دادن پیامبر و انقطاع وحی، مصیبت عظیمی است که تنها بخش انسانی قادر به درک آن خواهد بود. در زیارت روز شنبه آمده است: «اُحبنا بک یا حبیب قلوبنا، فما أعظم المصیبه بک، حیث انقطع عنا الوحی و حیث فقدناک، فإنّا لله و إنّا إلیه راجعون» این ادبیات گفتگو، تنها ادبیاتِ یک انسان حقیقی با اصل و ریشه خویش است. تنها کسانی قادرند با این ادبیات سخن بگویند که عضویت در خانواده محمد و آلش «صلی الله علیه و آله و سلم» را پذیرفته باشند و بزرگترین مسئله و مصیبت عمرشان، فقدان متخصص معصوم در زندگی‌شان باشد. یک انسان حقیقی است که خونخواهی حسین «علیه‌السلام» آرزوی حقیقی و تنها دغدغه روزهای عمرش می‌باشد.   مصیبت فقدان پیامبر «صلی الله علیه و آله و سلم»، یک مصیبت حقیقی برای گروهی است که بخش فوق عقلانی فعال داشته و با تمام وجود، نیاز به یک مربی کارآزموده را برای رشد این بخش درک می‌نمایند. برای آنان، دنیا بدون متخصص معصوم چونان دانشگاهی بدون استاد، فاقد ارزش و اعتبار است. چرا که اساساً هدف از زندگی در باشگاه دنیا رسیدن به باطن انسانی و تشبّه به الله برای رسیدن به سعادت جاودانه است و این باشگاه، بدون استاد ره به جایی نخواهد برد.   مصیبت حقیقی برای یک انسان حقیقی فقدان امام معصومی است که می‌تواند او را تا مقام خلیفه الهی بالا ببرد. قلب چنین انسانی آنقدر مشغول چنین مصیبتی است که فقدان‌های دنیایی اساساً آزارش نخواهد داد.   او از لابه‌لای تمام روابط و رفتارهایش به دنبال تحقق دغدغه اساسی‌اش می‌باشد. برای او همه چیز رنگ آسمان دارد، رنگ دلتنگی پدر، رنگ دوری از آغوش خانواده آسمانی و ... اما همین انسان، خود را با جمله «إنا لله و إنا إلیه راجعون» تسکین داده و به امید روزی که به آغوش خانواده‌اش باز می‌گردد، زندگی و حرکتش را ادامه می‌دهد.   توجه به این نکته که همه ما از آنِ خداییم و به سوی او باز می‌گردیم، چنان احساس امنیتی برای انسان به ارمغان می‌آورد که هرگز احساس بی‌پناهی و بی‌کسی، جای آن را نخواهد گرفت. این جمله معجزه‌انگیز، شادترین، امیدوارکننده‌ترین و شادی‌آورترین آیه، از آیات قرآن است که سبب قوت قلب و احساس قدرت در مؤمنین می‌گردد.   مطالب بیشتر: پای درس استاد مجموعه سخنرانی های استاد محمد شجاعی مجموعه کتابهای استاد محمد شجاعی والحمدلله رب العالمین  

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 1740
زمان انتشار: 25 ژانویه 2015
| |
 ولایت ، جلسه 115

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

ولایت ، جلسه 115

انسان‌ها در طول تاریخ یک فطرت داشته‌اند و آن نیز تنها با یاد خدا آرام می‌گیرد و این یک قاعده است که غفلت از یاد خداوند، زندگی انسان را تلخ می‌کند. خداوند روح را به عنوان شبیه‌ترین مخلوق به خودش خلق کرد و انسان نیز از اوست پس جز در بازگشت به حقیقت اولیه خودش که خداوند باشد آرامش نمی‌یابد. به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه صد و  پانزده «ولایت»، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید: 1. طبیعت که مهار نشده است وحشی است نه اطمینان دارد و نه می‌توان به آن اطمینان کرد. 2. طبیعت‌مداری یعنی از تولد تا مرگ، یعنی با وقت محدود و امکانات محدود روبه‌رو است و این محدود دیدن رقابت، مبارزه و تشویش را پیش می‌آورد. 3. خداوند تبارک و تعالی به عنوان صانع و خالق انسان، تنظیم انسان را زمانی می‌داند که فطرتش غالب بر طبیعتش است. 4. انسان‌ها در طول تاریخ یک فطرت داشته‌اند و آن نیز تنها با یاد خدا آرام می‌گیرد و این یک قاعده است که غفلت از یاد خداوند، زندگی انسان را تلخ می‌کند. 5. خداوند روح را به عنوان شبیه‌ترین مخلوق به خودش خلق کرد و انسان نیز از اوست پس جز در بازگشت به حقیقت اولیه خودش که خداوند باشد آرامش نمی‌یابد. 6. همه انسان‌ها یک زمانی طعم قدرت مطلق، علم مطلق، لذت مطلق و... را چشیده‌اند بنابراین با امور محدود ارضا نمی‌شوند. 7. وقتی انسان به سراغ فطرت می‌رود اتصال با بی‌نهایت پیدا می‌کند و خود نیز بی‌نهایت می‌شود. 8. انسان تنها با حاکمیت فطرت آرامش می‌یابد و لذت می‌برد یعنی فقط با اتصال با بی‌نهایت آرامش پیدا می‌کند. 9. خداوند اساساً همه را عاشق خود خلق کرده است پس با هیچ چیز دیگری به آرامش نمی‌رسند. 10. در انسان از همه چیزهای عالم که خداوند در آن‌ها تجلی کرده است وجود دارد، از طبیعت تا خود خداوند تبارک و تعالی در انسان است. 11. کسی که واقعاً طالب سعادت دنیا و آخرت است می‌داند که این سعادت در ارتباط با خدا حاصل می‌شود و بس. 12. هر چیز با جفت خود آرامش می‌یابد و جفت انسان خداوند است. 13. فطرت بی‌نهایت‌طلب است پس خوراک بی‌نهایت نیز می‌خواهد. 14. فطرت جزء ذات انسان است و حذف شدنی نیست از طرفی طبیعت، کارش حذف فطرت است و حقوقی برای آن قائل نیست، حال اگر طبیعت حاکم شد، فطرت در مظاهر طبیعی به دنبال بی‌نهایت می‌گردد و چیزی هم نمی‌یابد. 15. با محوریت فطرت، آرامش کسب می‌شود واِلّا طبعیت به دنبال چنین چیزی نیست. 16. طبیعت که حاکم شود آزادی که پیش می‌آید آزادی حیوانی است نه انسانی و خدا را حذف می‌کند تا به آنچه می‌خواهد برسد و این همان است. امانیسم یعنی اصالت انسانی است. 17. رابطه انسان با خداوند مثل رابطه سایه انسان با اوست. سایه تابع انسان است و انسان هم چه بخواهد و چه نخواهد متکی به خداوند است یعنی چون تجلی خداست پس متکی به اوست. 18. انسان فقط با رفاقت با خداوند است که خود را ارضا می‌کند و ارتباط با غیر او، اساساً نامستحکم و بی‌فایده است.

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 1739
زمان انتشار: 25 ژانویه 2015
| |
 ولایت ، جلسه 114

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

ولایت ، جلسه 114

فطرت‌مدار توجهش به ثروت حقیقی است و می‌داند که دنیا دار فانی است پس به چیزی نمی‌پردازد که نه خودش برای آن می‌ماند و نه آن برای او، چرا که در این صورت جاهلی بیش نیست. فطرت‌گرا ثروتی می‌اندوزد که حقیقی است. به‌دنبال تجارت است. به دنبال قلب سلیم است چرا که تنها همین به کارش می‌آید. به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه صد و  چهارده «ولایت»، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید: 1. علوم انسانی فاسد یعنی علوم انسانی که بخش اعظم وجود شخص را در نظر نمی‌گیرد و اساساً یک نگاه دروغین از انسان ارائه می‌دهد که آن هم حیوان است. 2. فسادها در جامعه ناشی از این است که جامعه به سمت طبیعت‌گرایی پیش می‌رود. 3. انسان زمانی که به سمت خودسازی فطری پیش می‌رود، هیچ‌وقت سبقت گرفتنش مزاحم دیگران نیست. 4. در مسائل فطری هیچ‌گونه اصطکاکی وجود ندارد مثل افرادی که در سر یک کلاس معرفتی باهم حاضر می‌شوند و هیچ‌یک مزاحم بهره بردن دیگری نیست. (علم چون مجرد است با افاضه آن به دیگران هیچ‌گاه از حقیقت اولیه‌اش کم نمی‌شود.) 5. در مسائل طبیعی است که اصطکاک پیش می‌آید. 6. انسان که خودش را در حد طبعیت معرفی نکرده باشد کاری به این ندارد که طبیعت‌مدارها چه می‌کنند. 7. فطرت‌گرا می‌داند که دنیا جیفه‌ای بیش نیست و طالب آن جز سگ نمی‌تواند باشد پس برایش مهم نیست. 8. فطرت‌گرا ثروتی می‌اندوزد که حقیقی است. به‌دنبال تجارت است. به دنبال قلب سلیم است چرا که تنها همین به کارش می‌آید. 9. طبیعت همان جهنم است و دنیا متن جهنم، و انسان باید سالم از آن بگذرد تا نسوزد. 10. جهنم نتیجه این است که انسان برای خود دستگاه لازم را نبرده است و همه چیز را در همین دنیا مصرف کرده است. 11. فطرت‌مدار توجهش به ثروت حقیقی است و می‌داند که دنیا دار فانی است پس به چیزی نمی‌پردازد که نه خودش برای آن می‌ماند و نه آن برای او، چرا که در این صورت جاهلی بیش نیست. 12. انسان اگر بیش از مقدار مصرفش ذخیره کند (در دنیا) در واقع حمّال دیگران است باید به اندازه مصرف کرد و بقیه وقت را برای ثروت‌های ابدی بگذارد. 13. از حملات شیطان این است که آینده را تیره نشان می‌دهد و کارها و گرفتاری‌های مختلف دنیا را به نظر انسان می‌آورد و او را از حرکت بازمی‌دارد. 14. انسان که برای خدا و رفاقت با او وقت بگذارد، خداوند روزی‌اش را می‌رساند و در بسیاری از مشکلات او را کفایت می‌کند. 15. فقیر و غنی پس از عرضه شدن به خداوند مشخص می‌شوند. 16. وقتی فطرت کنار گذاشته شود، تمام زندگی انسان منحصر در این دنیا می‌شود پس تمام تلاشش صرف دنیا می‌شود. 17. فطرت‌مدار در راه خداوند راست خرج می‌کند (خمس، زکات، انفاق و...) 18. انسان با بهره‌گیری از فطرت از تنگنای خودخواهی نجات یافته و در فضای گسترده خودسازی به رشد نامحدود می‌رسد. 19. انسان که اهل خدمت به خلق باشد از طبیعت خود مایه می‌گذارد یعنی حجم بیشتری از حجاب‌ها را از بین می‌برد و به شرافت و ظرفیت فطری بیشتر می‌رسد. 20. طبیعت‌گرا نه خودش به انسان اطمینان می‌کند و نه می‌توان به او اطمینان کرد. 21. لنگر اطمینان یاد خدا و محور یاد خدا قلب و فطرت است

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 1738
زمان انتشار: 25 ژانویه 2015
| |
 ولایت ، جلسه 113

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

ولایت ، جلسه 113

مبنای تمامی علوم انسانی تعریفی است که از انسان صورت می‌گیرد پس اگر تعریف درست نباشد تمام علوم انسانی و قوانین آن اشتباه می‌شوند. اشتباه در انسان‌شناسی به‌دلیل تعمیم آن با علوم انسانی دیگر است یعنی چون داوری‌ها بر مبنای اشتباه است یک سره اشتباهات تازه و بیشتری پیش می‌آید. به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه صد و  سیزده «ولایت»، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید: 1. هر حرکت انسان احتیاج به شناخت دارد یعنی همه نظام عالم قانونمند است. 2. هر چیزی در عالم قدر و اندازه دارد و حساب شده است. 3. چون هر چیزی در عالم حساب شده است و اثر خاصی دارد پس هر کاری که انجام می‌شود باید با اطلاعات باشد. 4. انجام کار بدون بصیرت ضرری دارد که بیشتر از نفعش است. 5. هر موجودی مختصات ویژه خود و حد و حدودی دارد. 6. انسان یک موجود بیشتر نیست و فقط یک ذات دارد (یک ذات با حقایق بسیار) پس یک تعریف بیشتر نمی‌توان برایش داشت. 7. در انسان‌شناسی اگر اشتباهی صورت بگیرد تمام تصمیمات و مبناهای انسان اشتباه می‌شود. 8. برای شناخت هر موجودی بهترین شخص، صانع و خالق آن موجود است. 9. خداوند تبارک وتعالی در قرآن کریم انسان را به‌طور کامل تعریف کرده و نیازهای او را مطرح کرده است که چگونه به سعادت می‌رسد. 10. در انسان‌شناسی باید به سراغ متخصص رفت که دارای علم و تخصص است که او نیز تنها خداوند است. 11. مبنای تمامی علوم انسانی تعریفی است که از انسان صورت می‌گیرد پس اگر تعریف درست نباشد تمام علوم انسانی و قوانین آن اشتباه می‌شوند. 12. اشتباه در انسان‌شناسی به‌دلیل تعمیم آن با علوم انسانی دیگر است یعنی چون داوری‌ها بر مبنای اشتباه است یک سره اشتباهات تازه و بیشتری پیش می‌آید. 13. انسان با توجه به یک چیز می‌تواند خود را معنی کند، یا طبیعت صرف و یا طبیعت با فطرت. 14. انسان وقتی یک تصمیم اشتباه می‌گیرد چون راه را اشتباهی رفته است هرچه بگذرد او بیشتر از مسیر اصلی دور می‌شود. 15. انسان همیشه بر سر سفره گذشته خود نشسته است. بسیاری از مشکلات زندگی به‌خاطر تصمیمات گذشته انسان است که اشتباه بوده است. 16. جبران خطاهای گذشته در طول زمان نتایج مختلفی بر جای می‌گذارد. 17. اشتباه حرکت کردن انسان یا به دلیل جهالت است و یا به دلیل هوای نفس. 18. برگشتن از یک مسیر اشتباه تنها با قانونمندی امکان دارد مثلاً برای توبه باید انسان به میزان اشتباهاتش جبران کند. 19. در نظام ما قبلاً یک سری اشتباهات صورت گرفته و انحرافات و ریشه‌های فساد در آن پایه‌گذاری شده است و اکنون که انقلاب شده آن اشتباهات و فسادها باید برچیده شود و برای آن در ابتدا باید مقاومت‌ها از بین برود تا نتیجه دهد. 20. گاهی اوقات فطرت‌گرا برای انجام یک کار در دل طبیعت‌گرا، باید همه قوانین آن را بپذیرد، سپس شروع کند و کم‌کم به اصلاح بپردازد. 21. برای اصلاح یک محیط طبیعت‌گرا، موقعیت، زمان و مکان مهم است و همچنین خود شخص نیز مهم است. 22. ائمه اطهار علیهم السلام برخی از افراد را که ظرفیت و قدرت داشتند برای فرمانروایی به جاهای مختلف می‌فرستادند و برخی دیگر با وجود متدین بودن چنین قابلیتی نداشتند. 23. روش‌هایی که فطرت‌گراها در محیطهای طبیعی‌گرایی به کار می‌برند بسته به این است که آن جامعه چه‌قدر از فطرت‌گرایی دور شده و چگونه دور شده است. 24. هیچ‌کس از افراد بشر، انسان را کامل نشناخته است پس کسی نیست که بتواند انسان‌شناسی و جامعه‌شناسی خوبی داشته باشد. 25. اشتباه جامعه‌شناسان این است که با وجود بی‌اطّلاعی از انسان درباره او قانون‌هایی نوشته‌اند و اشتباه دیگرشان این است که تلاش می‌کنند انسان‌ها را به اجبار در این قالب بگنجانند. 26. زشت‌ترین چیزی که در علوم انسانی دیده می‌شود این است که شخص فطرت‌گراست، مسلمان و شیعه است، استاد دانشگاه است، با معارف آشناست ولی وقتی تدریس می‌کند، علوم انسانی طبیعت‌گرا را تدریس می‌کند. 27. همه انسان‌ها در برابر خداوند و پیامبر او بی‌سواد و امّی هستند. 28. انسان باید واقع‌گرا باشد و جرئت و شجاعت این را داشته باشد که تنها طبیعت را نبیند بلکه فطرت را نیز ببیند. 29. یک فرد طبیعت‌گرا نمی‌تواند حاکم یا مسئول محیط فطرت‌گرا باشد چرا که آن‌جا را هم فاسد می‌کند. 30. فساد در قانون‌گذاری، اخلاق، مکاتب، روابط اجتماعی همه به خاطر فساد علوم انسانی است. 31. اگر فطرت کنار گذاشته شود هیچ مبنای درستی در زندگی وجود ندارد چرا که تنها راه اعتماد انسان‌ها به هم، تنها راه تفاهم و تعاون و تنها راه کنترل کننده زیاده‌روی‌ها و خودسری‌ها از بین می‌رود. 32. انسان با بهره‌گیری از فطرت از تنگناهای خودخواهی رهایی یافته و در فضای گسترده خودسازی به رشد نامحدودی دست می‌یابد.

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 1737
زمان انتشار: 25 ژانویه 2015
| |
 ولایت ، جلسه 112

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

ولایت ، جلسه 112

هر چیزی که از روال طبیعی خود خارج شود فاسق است، حال اگر انسان از حالت طبیعی خود که حالت فطری است خارج شود فاسق می‌شود. فطرت انسان را به رویارویی به استخفاف دعوت می‌کند چون فطرت نفخه الهی است یعنی قدرتمندترین و شبیه‌ترین موجود به خداوند است. به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه صد و  دوازده «ولایت»، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید: 1. در علوم انسانی طبیعت‌گرا ما حقیقت انسان را دربرنداریم یعنی قسمت اعظم واقعیت انسان در نظر گرفته نمی‌شود یعنی از حیات‌ابدی او تا بی‌نهایت 2. خداوند در ماجرای فرعون می‌فرماید: فرعون قوم را خوار کرد، قوم خواری را پذیرفتند و مطیع فرعون شدند. 3. انسان سازشکار فاسق است چون به نوای فطرت خود نداده و از اطاعت فطرت خارج است. 4. هر چیزی که از روال طبیعی خود خارج شود فاسق است، حال اگر انسان از حالت طبیعی خود که حالت فطری است خارج شود فاسق می‌شود. 5. فطرت انسان را به رویارویی به استخفاف دعوت می‌کند چون فطرت نفخه الهی است یعنی قدرتمندترین و شبیه‌ترین موجود به خداوند است. 6. فطرت فقط چیزهایی را که بزرگ است بزرگ می‌شمارد و چیزهایی را که قابل احترام است را احترام می‌گذارد. 7. انسان در هر موردی اختیار خود را دارد جز عزت خودش را، مؤمن در هیچ مورد حق ندارد خود را خوار کند، برای همین ما حق ذلت نداریم. 8. می‌فرمایند: بال ذلت را در مقابل پدر و مادر خویش پهن کنید وهم می‌فرماید در مقابل استاد هم ذلیل باشید. 9. در طبیعت گرایی انسان به عنوان حیوان حساب می‌شود ومی گوید انسان به علت غریزه جنسی ازدواج می‌کند و چون غضب دارد از حریم خود دفاع می‌کند و غیره. 10. گاهی اوقات که به مردم فشار وارد می‌شود انفجار روی می‌دهد و لی گاهی که فشار به انسان‌ها وارد می‌شود مطیع می‌شود. 11. آیه قرآن: تبعیت کردند امر فرعون را ولی امر فرعون رشدی درونش نبود. 12. اساساً فطرت گرا زبان زور قبول نمی‌کند به همین جهت می‌گوید اگر مسلمان برای گرفتن حق خویش کشته شود به شهادت رسیده است. 13. فطرت‌گرا دائماً با طاغوت می‌جنگد مثل امام در مقابل شاه که از روشهای قران استفاده می‌کند ابتدا او را نصیحت می‌کند و بعد مقابله می‌کند. 14. یکی از علت‌ها وگرفتاریهای آمریکا این است که قادر به تحلیل سیاسی آمریکا نیست این علوم انسانی طبیعت‌گرائی است. 15. کارتر می‌گوید من هیچ وقت گریه نکردم ولی آن هنگام که امام فرمودند: آمریكا هیچ غلطی نمی‌تواند بکند شدیداً گریه کردم. 16. ویل دورانت در تعبیر خود می‌گوید: نمی‌توان گفت که کار پیغمبر معجزه نیست اگر از طرف خدا نبود نمی‌توانست. 17. انسان را به نادرستی دست کم گرفتند می‌گفتند همه سرمایه‌ای که انسان دارد طبیعت اوست و فطرت او را در نظر نگرفتند.

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 1736
زمان انتشار: 25 ژانویه 2015
| |
 ولایت ، جلسه 111

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

ولایت ، جلسه 111

خداوند برای هدایت بشر 2 حجت می‌فرستد؛ حجت ظاهری (انبیاء)، حجت باطنی (عقل). هر مقدار فطرت فعال‌تر باشد به طرف تولد سالم حرکت بیشتری دارد. اصل انسان خرد اوست و عقل انسان دینش است. به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه صد و  یازده «ولایت»، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید: 1. طبیعت‌گرا قسمت اعظم وجود بشر را نمی‌بیند. 2. طبیعت‌گرایی مساوی با جهل است. 3. فطرت‌گرایی مساوی با عقل است. 4. بعضی از انسان‌های عالم جاهل هستند. 5. قرآن عقلا و متفکرین را چگونه معنا می‌کند؟ 6. آیا خداوند آسمان و زمین را با این عظمت بیهوده و عبث آفریده است؟ 7. انسان که گل سرسبد موجودات است عبث خلق نشده است. 8. فطرت‌گرا ممکن است با سواد نباشد ولی حتماً عاقل است. 9. جهنم با عقل سازگار نیست. 10. هر کس خانه آخرتش را آباد کند عاقل است. 11. دیوانه کسی هست که آخرتش را به دنیا می‌فروشد. 12. خداوند برای هدایت بشر 2 حجت می‌فرستد؛ حجت ظاهری (انبیاء)، حجت باطنی (عقل) 13. چه بسیار عقلی که اسیر هواهای نفسانی هست. 14. جهت‌گیری عقل همیشه رو به صلاح و مصلحت است. 15. عقل لباس نویی هست که هیچ‌گاه کهنه نمی‌شود. 16. قوام شخصیت هر فردی به عقل اوست. 17. کسی که عقل ندارد، دین ندارد. 18. اصل انسان خرد اوست و عقل انسان دینش است. 19. هر مقدار فطرت فعال‌تر باشد به طرف تولد سالم حرکت بیشتری دارد. 20. اصول کافی بعد از قرآن شریف معتبرترین کتاب شیعه است. 21. عقل سلیم در مقابل حقیقت کاملاً مطیع است. 22. خداوند خلقت عقل را می‌ستاید. 23. تمام خیر به‌وسیله عقل به‌دست می‌آید. 24. اگر عقل تحت سیطره شهوت قرار بگیرد دیگر کارایی ندارد. 25. هیچ مصیبتی به اندازه نداشتن عقل نیست. 26. اعقلکم اطوعکم. 27. العقل خلیل المؤمن 28. العقل دلیل المؤمن 29. قرآن و دستورات اسلام به هیچ وجه مبهم نیستند. 30. جهنمیان می‌گویند اگر ما اهل شنیدن یا تعقل بودیم جهنمی نمی‌شدیم. 31. عقلانیت واقعی هیچ‌وقت در مقابل دین قرار نمی‌گیرد. 32. هوای نفس رهبر لشگریان شیطان است. 33. عقل غریزه‌ای است که به‌وسیله اطلاعات قوی می‌شود. 34. عقل و شهوت دو ضد هستند. 35. مطامعِ طبیعت (کسب علوم) هم عبادت است. 36. هدف از خلقت همین درگیری بین عقل و شهوت است. 37. انسان در آزمایشات رشد می‌کند. 38. طبیعت‌گرایی اساساً علم نیست بلکه جهل است. 39. همه علوم در نهایتشان تأیید دین است. 40. فطرت تمام یافته‌های علمی را تأیید می‌کند و هم به آن یک جهت زیبا می‌دهد. 41. علم به کثرت تعلم نیست، بلکه نوری هست که خدا در قلب هرکس بخواهد می‌اندازد. 42. اینکه خداوند می‌فرماید اهل علم با جاهلان مساوی نیستند منظور علوم حصولی و اکتسابی نیست چرا که بسیاری از علمای طبیعت‌گرا هستند که بسیار جاهل‌تر از جهّال دیگر هستند. 43. آدم‌های باسواد طبیعت‌گرا از نظر قرآن مثل سگ هستند. 44. علم چراغ عقل است. 45. ابوذر عالم و با سواد نبود ولی در روایت داریم که بیشترین عبادت او تفکر بود. 46. العلم رأس کل خیر 47. بیان ارزش علم از دیدگاه روایات. 48. طلب علم ثوابش از انفاق خروار، خروار بیشتر است. 49. راهی که به سوی کسب علم است به بهشت ختم می‌شود. 50. هر کس در طلب علم هست، بهشت در طلب اوست. 51. برای طالب علم همه موجودات طلب استغفار می‌کنند حتی ماهی‌های دریا. 52. ثمره علم عبادت است. 53. عالم فطرت‌گرا از خدا خشیت دارد. 54. یوسف عالم بود که به کید زلیخا آلوده نشد. 55. ما تا فرهنگ قرآن را نفهمیم به هیچ وجه انسان‌شناسی درستی نخواهیم داشت. 56. مصداق عالم در جهان فطرت‌گراها هستند. 57. عالم سجده می‌آورد. 58. عالم تسلیم خداوند است. 59. کسی که با یک دانشگاه رفتن معصیت خدا را می‌کند عالم نیست چون عالم از خدا می‌ترسد. 60. این‌که انسان در خدمت علوم اهل بیت‌علیهم السلام‌باشد گویا در همین دنیا در بهشت است. 61. اگر شرق و غرب عالم را بگردیم هیچ علم درستی پیدا نمی‌کنیم مگر این‌که از جانب اهل بیت علیهم السلام باشد. 62. افلاطون شاگرد داود نبی بوده است. 63. اگر علم برای انسان حضور قلب در نماز بیاورد علم بوده است. 64. نبی اکرم‌صلی الله علیه وآله می‌فرمایند هرکس گناهی مرتکب می‌شود عقلی از او ضایع می‌شود. 65. برای عالم شایسته است که کم بخندد و زیاد گریه کند. 66. عالم کسی هست که تعقل کند. 67. علمی که تو را اصلاح نکند گمراهی هست. 68. چه به سار کسانی که حامل فقه هستند ولی فقیه نیستند. 69. چه بسیار علمایی که مثل مار فقط خوش خط و خال هستند. 70. علم بدون عمل وبال است. 71. چه بسیار انسان‌هایی که عالم هستند و اهل بیان معارف ولی کارشان به فسق می‌کشد

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 1735
زمان انتشار: 25 ژانویه 2015
| |
 ولایت ، جلسه 110

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

ولایت ، جلسه 110

ارزش کسانی که در دوره آخرالزمان ایمان خود را حفظ می‌کنند خیلی بیشتر از کسانی است که در طول تاریخ فطرت گرا بودند. وقتی طبیعت جای فطرت می‌نشیند شخص معکوس (برعکس شدن، عوض شدن) می‌شود. به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه صد و ده «ولایت»، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید: 1. علوم انسانی طبیعت‌گرا قسمت اعظم وجود انسان را نادیده گرفته است و مبتنی بر جهالت است و قادر به درک ناتوانی و جهل و ضعف و جهالت‌های خود هم نیست. 2. هر وقت دست از روحیه ایمانی برداریم گناه می‌کنیم، این می‌شود ظلم. 3. فطرت گرا باید حضور فطرت گرایانه خودش را حفظ کند. 4. روشنفکری در ادعای طبیعت‌گرا جهالت، تعصب و تحجر پیشرفته است، اساساً هیچ روشنفکری وجود ندارد. 5. گوینده و نویسنده و استادی که ابدیت و آخرت به رخ مردم نمی‌کشد در حق مردم خیانت می‌کند. 6. ارزش کسانی که در دوره آخرالزمان ایمان خود را حفظ می‌کنند خیلی بیشتر از کسانی است که در طول تاریخ فطرت گرا بودند. 7. پیامبر (ص) فرمودند: ایرانیان بالاترین مردم از نظر یقین هستند. 8. طبیعت گرا تحمل ندارد چیزی را بخواهد که بوی فطرت بدهد،‌ احساس خطر می‌کند. 9. وقتی طبیعت جای فطرت می‌نشیند شخص معکوس (برعکس شدن، عوض شدن) می‌شود. 10. دوره آخرالزمان اسامی از قبیل احمق به تعبیر قرآن (ضالون) روی فطرت گراها می‌گذارند، آدم گمراهی که هیچ نمی‌فهمد و درک درستی ندارد. 11. اگر به استراتژی‌های مهم جهان و تفکراتش و به روش‌هایی که از طرف ابر قدرت است توجه کنید همیشه دو چیز مهم بوده: یکی قدرت (قدرت نظامی و تسلط نظامی) و دیگری مسئله اقتصاد (قدرت اقتصادی). 12. در طبیعت گرایی هر کس بتواند رفاه و شهوت و قدرت بیشتر برای نفوذ بیشتر و اعمال غضب کسب کند حیوان تر و طبیعی تر است. 13. عذاب‌های بسیار سختی در انتظار کسانی است که برای مردم با قلمشان پیام دارند، چیزی به دست مردم می‌دهند، خوراک تهیه می‌کنند. 14. امام به مسئولین تذکر دادند: اگر همه انبیاء در یک شهر جمع شوند هیچ کدام با هم دعوایی ندارند، اختلاف بین آن‌ها به وجود نمی‌آید. منشا اختلاف هوای نفس است ‍. 15. طبیعت گرا از پدیده‌های موجود در دیدگاه خود آگاه است و به آن اهمیت می‌دهد. 16. کافر یعنی کسی که ایمان به کتاب (قرآن) نمی‌آورد، آن را به عنوان راهنما قبول نمی‌کند. 17. ایمان فقط با شرط کفر به طاغوت پذیرفته می‌شود. 18. آهنگ اسلام کاملاً با فطرت سازگاری دارد، در کلام معصوم و اسلام ابهام وجود ندارد و رسا است. 19. کسی که گوش کند و جان دل بسپارد به گوینده دارد او را عبادت می‌کند. 20. انسان جزء دو مجموعه ولایتی بیشتر نمی‌تواند باشد، یا مجموعه ولایتی شیطان یا مجموعه ولایتی خداوند.

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 1732
زمان انتشار: 25 ژانویه 2015
| |
 ولایت ، جلسه 109

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

ولایت ، جلسه 109

طبیعت اصل نیست بلکه فقط یک ابزاری برای فطرت است. همان‌گونه که کودک دوساله برای تثبیت خود با دیگران مخالفت می‌کند طبیعت نیز با فطرت مخالفت می‌کند. ناخود طبیعت، برای آن‌که خود را حفظ کند و زیر بار (فطرت) خود نرود سعی می‌کند خود را تثبیت کند. به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه صد و نُه «ولایت»، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید: 1. امپریالیسم مکتبی است که چهره‌ای بسیار آرام دارد ولی در باطن بسیار خشن و متعصب است. 2. لیبرالیسم بسیار متحجر است چون قسمت اعظم وجود بشر را نادیده گرفته است. 3. علوم و مکاتب بشری نسبت به آینده بشر هیچ حرفی برای گفتن ندارند. 4. توجه به جنین 5. علوم انسانی طبیعت‌گرا، انسان را در یک محدوده‌ای نگه می‌دارد و به همین دلیل این علوم دچار تحجر و جمود است. 6. طبیعت اصل نیست بلکه فقط یک ابزاری برای فطرت است. 7. همان‌گونه که کودک دوساله برای تثبیت خود با دیگران مخالفت می‌کند طبیعت نیز با فطرت مخالفت می‌کند. 8. طبیعت تربیت نشده مثل دیوانه‌ها است. 9. یکی از علل زورگویی انسان‌های زورگو احساس بی‌هویتی و کم‌شخصیتی است که در خود دارند. 10. اساساً طبیعت نمی‌تواند خودش را ارضاء نکند. 11. ناخود طبیعت، برای آن‌که خود را حفظ کند و زیر بار (فطرت) خود نرود سعی می‌کند خود را تثبیت کند. 12. یکی از مظاهر ارضاء ناخود در بعد اجتماعی ساختن بت به وسیله طبیعت گراست. 13. همه گروه‌های طبیعت‌گرا بالاخره دلشان را به یک چیزی خوش می‌کنند کل حزب بما لدیهم فرحون 14. طبیعت یک دل‌خوشی خیالی یا جزیی را آن‌قدر جذاب نشان می‌دهد که گاهی تا آخر عمر سر طبیعت‌گرا را با آن گرم می‌کند. 15. طبیعت در بازی فوتبال چه‌قدر نقش دارد؟! 16. هنری که متعالی است در استخدام فطرت است. 17. طبیعت دائماً در حال مسئله‌سازی است برای آن‌که خودش را تثبیت کند. 18. اشاره به علوم انسانی طبیعت‌گرا 19. طبیعت حتی پیرمردها را هم سر کار می‌گذارد. 20. علت اصلی حزب‌سازی‌ها، مکتب‌سازی‌ها چیست؟ 21. برای طبیعت‌گرا عار و ننگ است اگر در مسئله اظهارنظر نکند و همیشه سعی می‌کند حرف برای گفتن داشته باشد. 22. طبیعت در سیاست چگونه وارد می‌شود؟ 23. برای کنترل طبیعت باید مشغولیت‌های فطری مناسب داشت. 24. بیان سرگذشتی شیرین 25. طبیعت با فطرت کنار نمی‌آید مگر این‌که قید حاکمیت را بزند و مؤدب در محضر فطرت بنشیند  

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 1731
زمان انتشار: 25 ژانویه 2015
| |
 ولایت ، جلسه 108

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

ولایت ، جلسه 108

پیغمبر می‌آید مکه را می‌گیرد می‌فرماید: امروز روز رحمت است نه تنها ابوسفیان را می‌بخشند بلکه می‌فرماید هرکس که پناه به خانه ابوسفیان هم ببرد ما به او امان می‌دهیم، هیچ‌وقت ما در طبیعت این‌طور نداریم. به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه صد و هشت «ولایت»، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید: 1. طبیعت‌گرا یعنی طبیعت طغیان کرده بر علیه فطرت و آن جامعه گرایش‌هایشان گرایش‌های طبیعی است. 2. طبیعت‌گرایی نهادینه شده یعنی برای او قوانین بسیار زیادی وضع گردیده و در علوم انسانی هزاران قانون دارید. 3. هر جا شما قانونی ببینید، کتابی ببینید نوشته می‌شود، در دانشگاه‌ها تدریس می‌شود بعد ترجمه می‌شود، کشورهای دیگر هم با تقلید از آن‌ها با همان مبانی طبیعت‌گرایی آن‌ها را درس می‌دهند. 4. احزابی که تشکیل می‌شود برای اینکه به قدرت و ثروت برسند، بسط تفکرات خودشان برای خودشان ممکن شود دنبال کسب حکومت و قدرت هستند. 5. گذشته طبیعت‌گرایی را در طول تاریخ نگاه کنید تا عصر فضا سر و ته آن را جمع کنیم همین‌هایی که هستند یعنی طبیعت‌گرایی. 6. اسلام آمریکایی تا وقتی که با مبانی طبیعت‌گرایی آن‌ها مخالفت نکند کاری با دین‌داری شما ندارد اما اگر بخواهد دین‌داری شما با مبانی طبیعت‌گرایی مخالفت کند می‌بیند که خبری نیست. 7. در ترکیه و کشورهای دیگر اگر فطرت‌گرایی نهادینه‌ای شکل بگیرد که با منافع طبیعت‌گرایی مخالفت کند بسته به شدت وضعیت طبیعت‌گرایی با آن مخالفت می‌شود. 8. در کشورهای عربی طبیعت‌گرایی به قدری قدرتمند است که با مقدّس‌ترین و فطری‌ترین صورت‌ها دارد حکومت می‌کند. 9. در کشورهای عربی یک طبیعت‌گرایی بیشتر نیست، صورت‌های مقدس در استخدام طبیعت‌گرایی است یا اگر فطرت‌گرایانی در آنجا باشند در ضعف و اقلیت‌قرار دارند. 10. بیشتر جنگ‌ها، جنگ سرد و ابرقدرت، جنگ جهانی اول، دوم همه این‌ها جنگ‌هایی بود که طبیعت‌گراها به راه انداختند هیچ‌کدام منشأ فطرت‌گرایی نبوده است. 11. در جنگ جهانی دوم بعد از اینکه تمام دنیا به آتش کشیده شد به این فکر افتادند که نمی‌شود هرکس برای خود تصمیم بگیرد و یک دفعه عمل نماید، ما باید سازمان مکی که حاکم بر همه کشورها باشد و اصول و قوانین آن حرف آخر را بزند درست نماییم. 12. سازمان یونسکو سازمان فرهنگی سازمان ملل است یعنی به دنیا خط فرهنگی می‌دهد. 13. در بحث انتظار امام زمان«علیه‌السلام» مسئله خیلی مهم است که بشر بالاخره کجا می‌بُرّد و دنبال چه پناهگاهی است، طبیعت گرایی تلاش نموده تا خود را نهادینه نماید. 14. سازمان ملل که نیروهای اولیه آن انسان طبیعت‌گرا و جامعه‌های طبیعت‌گرا همچون اعضای دائم شورای امنیت، دارای حق وتو هستند چگونه می‌توانند امنیت جهان را تضمین کنند. 15. بچه کوچک دوساله که به سمت سه سال می‌رود تازه مفهوم من را پیدا می‌کند و برای اینکه مفهوم من را تثبیت کند شروع به مخالفت می‌نماید. 16. در سازمان ملل پنج عضو هستند که حق وتو دارند یعنی اگر همه دنیا که یک چیزی نباید انجام شود، یا حتی در این قدرت‌ها چهارتای آن‌ها بگویند چیزی باشد یکی آن‌ها می‌تواند بگوید نباید، وتو شود و برود پی کارش. 17. اولین مشخصه مهم علوم انسانی طبیعت‌گرا مسئله جهالت است چون قسمت اعظم وجود انسان یعنی فطرت را با بلندای ابدیّت نمی‌بیند. 18. در علوم انسانی طبیعت‌گرا انسان مساوی است با یک حیوان، اما حیوان ناطق و ناطق به معنای عاقل که به معنای باهوش است. 19. جامعه طبیعت‌گرا همه علومی که از طبیعت‌گرایی گرفته می‌گوید، این علوم من است. 20. بشر با توسعه‌ای که در طبیعت‌گرایی پیدا کرده و در دانشی که با طبیعت‌گرایی و در قدرتی که پیدا کرده چنان سرمست و مشغول است که برایش مهم نیست که چه چیزهایی را نمی‌داند. 21. دانش در رشته‌های مختلف بسیار به جبهه طبیعت‌گرا کمک می‌کند که از نادانی‌های خودش در قسمت اعظم وجود انسان و جامعه بشری و در حل مسائل جامعه جهانی، جامعه بشری غافل باشد. 22. انسان هر جا به بن‌بست و ضعف بخورد می‌خواهد این بن‌بست و ضعف را، این نادانی و ناتوانی را بر اساس طبیعت حل نماید. 23. آن‌ها می‌گویند که اگر یک زن و مرد آزادانه با اختیار خود خواستند رابطه جنسی برقرار کنند هنجار است، ناهنجاری در این مسئله نداریم. 24. یک چیز را آن‌ها خلاف می‌دانند، تجاوز، تجاوز یعنی بر خلاف میل کسی با او با رابطه برقرار کردن، می‌گویند بشر آزاد است یعنی در طبیعت خود آزاد است. 25. حد ارتش امریکا یا در شهرهایشان، در مدارشان، قتل‌ها را در نظر می‌گیرید، قتل در مدارس آمارش رفته بالا. 26. بشر به جای اینکه روز به روز به سمت امیدواری برود جامعه جهانی روز به روز به سمت سردرگمی، نگرانی، اضطراب و ناامیدی رفته است. 27. در حال حاضر بشر به جایی در این قضیه رسیده یعنی دارد دست و پا می‌زند در این ناامیدی و سردرگمی و سرگردانی خودش این علوم انسانی که قرار بود کاری بکند کاری نتوانسته انجام دهد. 28. در بعد از جریان دوم خرداد که شعار جامعه مدنی به اصطلاح داده شد و یک مقدار آزادی بیشتر دادند و تساهل و تسامح را بالا بردند ما چه‌قدر افزایش طبیعت‌گرایی داشتیم؟ 29. سطح خدمات بالا رفته، گازرسانی داشتیم و... همه این‌ها مقبول، کارهای ارزنده و به جایی است امّا در این معنا که فاصله طبقاتی را کم کنیم و آن جنگ فقر و غنایی که حضرت امام (ره) به وجود آمدن سرمایه‌دارهای زالوصفت است را کم کردیم؟ 30. زمان جنگ ما بسیاری از امکاناتی که الان در زندگی هر یک از ما هست نبود ولی بعد از آن به حساب توسعه اقتصادی وضعیت روحی مردم چه‌قدر به هم ریخت؟ 31. الان سن ازدواج بالا رفته، و دخترها و پسرها بی‌زن و شوهر شدند، عامل افسردگی‌ها و انحرافات جنسی در این قضیه بیشتر شده است. 32. اگر مقداری تغییرات هست، اگر مقداری توسعه فقرزدایی شده و امکانات و سرمایه‌ها به مناطق محروم بیشتر رسیده به برکت این است که دین پا جلو گذاشته است. 33. آمریکایی که کوس رهبری جهان را می‌زند و حرف از نظم نوین جهانی و جهان تک‌صدایی و تک‌قطبی می‌زند که همه باید به هر حال به قول بوش نظم نوین ما را بپذیرند، نزدیک به 60 میلیون نفر هتل مقوایی هستند. 34. غروری که جوامع طبیعت‌گرا نسبت به اطلاعات و دانشی که دارند و نسبت به توانایی‌ها و علومی که دارند این عجب باعث شده که فطرت حالت ایستایی پیدا کند. 35. امام (ره) می‌فرماید: جهان تشنه فرهنگ اسلام ناب محمدی‌صلی الله علیه وآله است. 36. تصوف و عرفان و بسط اسلام‌های وهابی‌گری با گرایش‌های وهابیت، این‌ها را گذاشتند در غرب و اجازه هم می‌دهند که تبلیغ کنند. 37. طبیعت‌گرایی که در صورت‌های حرام و زشت با سرعت ادامه دارد به بن‌بست رسیده و در قالب مقدس مثل تصوّف، وهابیت و مسائل عرفان اجازه می‌دهند فعالیت‌هایشان را بکنند چون تخلیه می‌شوند. 38. رژه گارودی که به اسلام می‌کشد کاری با او ندارند ولی وقتی بخواهد به جمهوری اسلامی نزدیک شود باید محاکمه شود. 39. در خانقاه‌ها و تصوف‌ها یک طبیعت‌گرایی با صورت مقدس است کاری ندارند اما اگر بخواهید به شیوه دخترهای مسلمان حجاب بزنید حتی اگر تبعه فرانسه است از مدرسه و دانشگاه باید اخراج شود. 40. وقتی اربکان در ترکیه رأی می‌آورد و می‌فهمند که او راهی برای فطرت‌گرایی و گرایش به اسلام ناب می‌تواند داشته باشد با همه قوا کودتا می‌کنند و او را کنار می‌گذارند. 41. فرهنگ طبیعت است که خودی‌ترین افراد را یعنی پسر، پدر، برادر و... به محض اینکه توجه به فطرت بکند حذفش می‌کند. 42. چون بچه دارد به سمت فطرت‌گرایی و اسلام ناب کشیده می‌شود و با همه طبیعت‌گرایی پدر و مادر می‌خواهد مخالفت کند و آن‌ها علقه پدر مادری را فقط در محدوده احترام به طبیعت‌گرایی شخصی خود قبول دارند این علقه قطع می‌شود. 43. فرهنگ فطرت طبیعت این است یعنی هر کدام به قدرت برسند باید از هستی خودشان دفاع کنند اما در فطرت خشونت نیست ولی در طبیعت خشونت هست. 44. در مهد دموکراسی و آزادی در غرب، در فرانسه با اینکه بزرگ‌ترین اقلیت مذهبی مسلمان‌ها هستند حق داشتن نماینده را ندارند. 45. تاریخ دستگیری حزب توده بعد از سال 60 است، انقلاب سال 57 شده، آن‌ها فعالیت‌هایشان را آزادانه داشتند و زمانی که دست به اسلحه و براندازی بردند حذف شدند. 46. ما زمانی حذف می‌کنیم و محدود می‌کنیم که دست به براندازی ببرند یعنی دست به اسلحه ببرند، تا آن زمان اجازه خیلی کارها را دارند. 47. نماینده مجلس قدرت بسیار بزرگ سیاسی است، نماینده‌ای که می‌تواند مثلاً دولت را استیضاح کند، وزرا را استیضاح کند، دخالت کند، این‌ها قدرت دارند. 48. دولت امریکا از نظر علمی شخصیت‌هایی که از یک حد خاص علمی بالا زده باشند این‌ها را کمتر جلوشان گرفته می‌شود، تا یک حدودی آزادی دارند که حرف بزنند. 49. یک خرقه داودیه در امریکاست همه کسانی که آن‌جا داشتند عبادت می‌کردند و کار دیگری نمی‌کردند همه را زنده‌زنده سوزاندند. 50. در جاهای دیگر اگر کسی بخواهد روی خط قرمز قدم بگذارد حذف می‌شود. 51. این‌جا طرف رهبر نظام است، راحت این‌جا بر علیه‌اش مقاله می‌نویسند، راجع به امام خمینى (ره)، راجع به معصومین. 52. هیچ‌وقت ظرفیت فطرت‌گرا با طبیعت‌گرا یکی نیست. ظرفیت فطرت‌گرا برای پذیرش مخالفین خودش بسیار زیاد است اما ظرفیت طبیعت‌گرا این‌طور نیست. 53. طبیعت‌گرایی به فرموده قرآن قلبش بسیار تنگ است، کوچک و کم‌ظرفیت است به محض دست گذاشتن بر آن فریادش بلند می‌شود. 54. دولت و نظام هر سال چند مرتبه حقوق عامّه خود را به مردم حلال می‌کند، هیچ جا در دنیا این‌گونه نیست. 55. نبی اکرم‌صلی الله علیه وآله روی دسته شمشیر خود این حدیث زیبا را نوشته شده: با کسی که با تو قطع ارتباط کرده است تو آشتی کن. 56. پیغمبر می‌آید مکه را می‌گیرد می‌فرماید: امروز روز رحمت است نه تنها ابوسفیان را می‌بخشند بلکه می‌فرماید هرکس که پناه به خانه ابوسفیان هم ببرد ما به او امان می‌دهیم، هیچ‌وقت ما در طبیعت این‌طور نداریم. 57. بچه بسیجی عراقی‌ها را می‌کشد بعد بالای سر آن‌ها می‌ایستد نماز می‌خواند بعد بگوید نماز می‌خوانم که خدا آن‌ها را رحمت کند و ببخشد، این فرهنگ فطرت است. 58. ما گروگان‌های آمریکایی را چند ماه نگه می‌داریم و برای آن‌ها برای سال مسیحی و نو آن‌ها کشیش آن‌ها را می‌گوییم از مرکزشان بیاید مراسم مذهبی و کریسمس آن‌ها را اجرا کند. 59. فرهنگ فطرت در مبارزه با دشمن خود با فرهنگ طبیعت در مبارزه با دشمن خویش قابل مقایسه نیست. 60. فرهنگ مشترک بین طبیعت و فطرت این است که هر دو نیاز به خوراک دارند و خیلی از آن‌ها اسلامی نیست، خیلی از آن ضد اسلامی است یعنی ما فکر می‌کنیم اسلامی است. 61. امام (ره) فرمود: ما در صدد از بین بردن و نابودی مثلث سوم امپریالیسم، کمونیسم و صهیونیسم هستیم. 62. انفجار انقلاب را امام فرمود انفجار نور است یعنی انفجار فطرت. 63. طبیعت با توجه به کوری که نسبت به قسمت اعظم وجود بشر دارد، همیشه نشست است، هاى و هوی زیاد دارد امّا خیلی قوی است. 64. خرده فطرت‌ها توسط امام جمع شدند، سازمان‌دهی شدند و یک دفعه یک قدرت طبیعی بزرگ را در مقابلش ایستاد. 65. در نیروهای فطرت‌گرا بوده که به مرور زمان طبیعت‌گرا شدند، طبق صور مقدّس انحراف پیدا می‌کنند.

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed